لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

سفارش تبلیغ
صبا ویژن
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
< 1 2 3 >

93/4/2
3:59 ع

در این عرصه که حفظ ایمان برای هر فردی از هجمه های نرم و شبیخون های فرهنگی بسیار مشکل است، حفظ و هدایت ایمان خانواده به مراتب دشوار تر خواهد بود و با این توضیح هر ابزاری که در حفظ و ارتقای ایمان فردی کمک نماید قابل چشم پوشی نخواهد بود، چه رسد به راه حلی که در بهبود ایمان خانواده و به تبع آن، جامعه نقش آفرین باشد.

احتمالاً در خانواده های اقوام و اطرافیان مان کسانی را دیده ایم که در ایمان شان محکم نبوده و بعضاً از انجام فرایض خود حیا می کنند و یا خانواده هایی که نسبت به برخی رفتارهای ضد فرهنگی و خلاف دینی هیچ خجالتی نمی کشند و حتی آن ها را توجیه و یا ترویج می کنند و یا کسانی که با افراد مختلف، اعم از مؤمن و منحرف روابط خانوادگی صمیمانه برقرار می کنند و در هر جمعی رنگ همان جمع را می گیرند و یا حتماً خانواده هایی را مشاهده کرده ایم که نماز را اول وقت می خوانند ولی به بسیاری از احکام الهی مثل حجاب بی تفاوتند؛ با نگاهی به تمام این خانواده ها، یک خصوصیت مشترک در تمام آن ها قابل مشاهده است، اهل مسجد نبودن است (البته یقیناً این بدان معنی نیست که هرکسی که اهل مسجد باشد بی نقص است)، این خانواده ها یا افراد فقط در مناسبات خیلی مهم مذهبی و یا مراسم فوتِ آشنایان مختصری در مسجد حاضر می شوند و شاید در ابتدا این گونه به نظر برسد که این افراد تنها چون ایمان شان کم است با مسجد قطع رابطه کرده اند و یا به انحراف کشیده شده اند ولی من به یقین می دانم که خود کم ایمانی از محصولات مهم قهر کردن با مساجد است، چرا که حضور در مسجد باعث می شود تا انسان به جمع مؤمنان بپیوندد، همین مسأله باعث می شود تا ظاهر و باطن انسان به تدریج به مؤمنان شبیه شود، یعنی نه تنها از عبادت خجالت نمی کشد، بلکه از حضور در جمع نمازگزاران لذت می برد و حتی به آن احساس نیاز می کند و آنچه که از آن شرم خواهد کرد، گناه خواهد بود نه عبادت.

قرآن کریم، انجام عبادت و فرائض در مسجد را به آباد کردن مسجد تعبیر می کند و خود خداوند آباد کنندگان مسجد را مژده امید به هدایت داده است، این مضمون را از سوره توبه، آیه 18: “مساجد خدا را تنها کسى آباد مى‏کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده، و نماز را برپا دارد، و زکات را بپردازد، و جز از خدا نترسد؛ امید است چنین گروهى از هدایت‏یافتگان باشند.” می توان برداشت کرد و به همین دلیل می توان گفت که اگر می خواهیم، ایمان مان را حفظ و یا بر آن بیافزاییم، چاره ای جز نزدیکی به مساجد نداریم. مسجد محل عبادت در کنار بندگان خداست، محل دوستی با دوستان خداست، محل پند است، محل یاد خدا و ذکر اهل بیت است و اگر قبول کنیم که مسجد خانه خداست، چگونه می توان پذیرفت که چنین میزبانی از میهمان خود پذیرایی کامل ننماید.

همانطور که آشنایان و دوستان از ما انتظار دارند تا به منزلشان برویم، خداوند نیز منتظر حضورماست،  اصلاً خود خداوند می فرماید اگر بنده می دانست که خداوند چه قدر به او مشتاق است، هر آینه از شوق جان می داد، صدای اذانی که از مأذنه به گوش می رسد، ندای الهی دعوت به مسجد است،  یعنی هر جا که میهمان هر کسی که هستیم، باید با شنیدن دعوت خداوند، میهمانی سایرین را رد و دعوت خدا را لبیک گوییم و چه لبیکی بهتر از لبیکِ جماعت مؤمنان که با حضور در مسجد انجام می شود.
ما می توانیم همانطوری که خانوادگی به بازار و یا به تفریح می رویم، هر جا که صدای اذان به گوشمان رسید، به همراه خانواده به مسجد رفته و به تدریج، این امر را به یک نیاز در زندگی خود و خانواده های مان مبدل سازیم و انشاءالله خداوند نیز ما را جزء آباد کنندگان مساجد و هدایت شدگان قرار دهد چرا که مساجد از شفیعان و شاهدان روزی هستند که همه در آن محتاجند و در آن روز مساجد بر نحوه ی رفتار مؤمنان با خود شهادت می دهند.

از سویی اهل مسجد هم وظیفه دارند تا این مکان مقدس را در انحصار خود ندانند و نسبت به ورود کسانی که شاید اولین تجربه ورودشان به مسجد باشد، چهره ای گشاده و اخلاقی صبورانه داشته باشند و همانطور که پیامبر اکرم بر شیطنت کودکان در مسجد صبر داشتند، بر شیطنت کودکان صبر نمایند تا والدین آنها و در نتیجه خانواده ها از حضور در مساجد محروم نشوند.
ایجاد مهدها و یا فضاهای مناسب برای کودکان در مساجد، بهبود کیفی و کمی فعالیت های فرهنگی و جنبی در آنها و همت بیشتر مبلغان بر استفاده از روشهای متنوع و متناسب با سنین مختلف،  مساجد را از مکانهای ویژه ی بزرگسالان خارج می نماید، همه اینها بسیار مهمند چرا که اگر کودکان را در همان کودکی به مساجد جذب ننماییم، فرصت جذب در بزرگسالی را به مراتب تقلیل داده ایم. کار در مسجد آنچنان می تواند گسترده و تأثیر گذار باشد که بتوان برای آن یک وزارتخانه مستقل تشکیل داد، چرا که مطمئناً کار فرهنگی در مساجد چندین برابر کارهای انجام شده در سازمان تبلیغات و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و چندین برابر نیز قابلیت ارتقا دارد که این امر همت عالی مسئولان دولتی و حوزه های علوم دینی را در جبران عقب ماندگی های سخت افزاری و نرم افزاری در این بخش طلب می کند.

برچسب مرتبط: مسجد   روحانیت    فرهنگ  

 

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود. 


nazokbin

93/3/30
4:49 ع

r31-1024x686

با توجه به آغاز تعطیلات تابستانی و فراغت کودکان و نوجوانان از تحصیل، میزان حضور کودکان و نوجوانان به تنهایی و یا با والدین شان در مساجد افزایش می یابد و  این فرصت اگر قدرشناخته شود می تواند برای همیشه فرزان را به مسجد علاقمند، و اگر از دست برود می تواند ایشان را برای همیشه از مسجد دور کند، به همین خاطر چند نکته را به منظور افزایش میزان محبوبیتِ مساجد در نظر کودکان تقدیم می کنم:

1- از معصوم توصیه شده است که در مساجد به خاطر مراعات پیرمردان و کودکان نمازهای جماعت را سریع بخوانند تا کسی خسته و دلزده نشود، اگر چه این مسئله باید بیشتر مورد توجه ائمه ی جماعات قرار گیرد ولی  هیچ ایرادی ندارد اگر کسی حتی مستقیم چنین مسئله ای را به روحانیون عزیز یادآوری نماید.

2- نمازگزاران باید با کودکان با محبت بیشتری برخورد کنند و همین که کودکی اسباب بازی ها و دوستانش را رها کرده و به مسجد آمده را به اندازه ای که خودشان کارهایشان را رها کرده اند، مهم و قابل تقدیر بدانند!

3- پدران و مادرانی که کودکانشان را به مساجد می آورند، تحمل فرزندان را در نظر بگیرند و نکند که به خاطر این که یک سخنرانی را تا آخر گوش کنند و یا چند رکعت نماز مستحبی بیشتر بخوانند، موجب دلزدگی کودکان از مساجد شوند. متأسفانه این مسئله بین خانواده های مؤمنین رایج بوده و شاید مهمترین دلیل عدم استفبال کودکان این خانواده ها به مساجد باشد.

4- روحانیون، هیأت امنا و بزرگان مساجد باید آن قدر از کودکان استقبال کنند که برای سایرین الگو باشد تا هیچ جاهلی جرأت نکند در مساجد کودکان را مورد ظلم و بداخلاقی قرار دهد.

5- برخی مسائل برای مومنان دوآتشه نیز آزاردهنده است چه رسد به کودکان حساس؛ مثلاً، صدای بیش از حد و اندازه بلندگوها که بعضاً در برخی قسمتهای مساجد گوش را آزار می دهد یا عدم رعایت نظافت و بهداشت در مورد بوی بد پا، دهان یا بوی عرق بدن افراد و یا شلختگی و غیر جذاب بودن مسجد که موجب عدم جذابیت و حتی موجب ایجاد دافعه برای کودکان، نوجوانان و جوانان می شود.

6- بها دادن به جشن ها و ولادت ها به اندازه ای که کودکان مساجد را فقط جای عزاداری ندانند، موجب جذابیت بیشتر مسجد برای کودکان می شود.

7- ترتیب دادن برنامه های جذاب برای کودکان و نوجوانان مانند اردوها، برنامه های ورزشی، مسابقات فرهنگی، هنری و … که موجب کشاندن کودکان و نوجوانان به مساجد گردد. خدا را شکر برنامه های تابستانی و غیر تابستانی خوبی در برخی مساجد در این زمینه ها برگزار می گردد که البته کافی نبوده و اهتمام بیشتر روحانیون و بزرگان مسجد را در کیفی تر شدن برنامه ها می طلبد.

8- پرهیز از هر گونه صحبت هایی که موجب عدم اعتماد یا بی علاقگی فرزندان مان به مومنان و اهل مساجد گردد. کودکان غالباً بسیار زیرک تر از آن چه که ما می پنداریم هستند و اگر کسی مرتب در خانه از روحانی مسجد و یا مومنین بدگویی کند، کودک مسجد را جای انسانهای بد یا بیکار دانسته و هیچ علاقه ای برای حضور در مسجد و اصولاً اجتماع مسلمین نخواهد داشت.

9- همانطور که افراط در حضور در برنامه های مسجد موجب دلزدگی از مسجد خواهد شد، عدم حضور یا حضور به ندرت والدین به همراه کودکان در مساجد مضر و بی فایده خواهد بود پس به نظر می رسد کیفیت و کمیت حضور در مسجد باید مورد دقت والدین قرار بگیرد.

10-  بعضی مسائل ریز هستند که از نظر بزرگترها شاید هیچ جذابیتی نداشته باشند اما برای کودکان جذاب و دوست داشتنی باشند. مثلا فرض کنید در یک محفل قرآنی کودکانه، کودکان قرآن تلاوت می کنند، شاید ندانیم ولی اگر همین قرائت شان با بلندگو انجام شود و یا در جایگاه خاص قرآئت قرار بگیرند جذابیت برنامه را برای کودکان افزایش می دهد.

11-  از ام الخبائثی که موجب دوری فرزندان از مساجد می شود، آثار هنری و یا غیر هنری موجود در ماهواره ها هستند که با تمام مظاهر دینداری من جمله حضور در اجتماع مسلمین مخالف بوده و اصولاً دین را نه یک امر اجتماعی که مسئله ای کاملاً فردی و برای کنج خانه ها معرفی می کنند. امکان مشاهده اینچنین برنامه هایی برای بزرگتر هایی که قدرت تحلیل ندارند نیز مضر و مهلک است چه رسد به کودکانی که هنوز توان پاسخ گویی در برابر تهاجمات فرهنگی را ندارند. اصولاً این چنین است که با ورود ماهواره به خانه ها دیری نمی پاید که خانواده ها اجتماع مسلمین را جماعتی امل و دورمانده از تکنولوژی و پیشرفت دانسته و نه تنها از مسجد و جماعت مسلمین بیزار می شوند که کم کم با دور شدن از مسجد و منبر و روحانی و مومنان، ایمان و دین نیز از خانواده رخت بر می بندد.

برچسب مرتبط: مسجد   روحانیت    کودک      فرهنگ  

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود. 


nazokbin

93/1/19
1:10 ص


اگر چه حوزه و روحانیت متولی اصلی ارتقای سطح درک جامعه نسبت به مسائل دینی و شرعی هستند، ولی بعضاً به دلایل مختلفی مانند انتصاب در مشاغل و مسئولیت های غیر مرتبط از اهداف حوزه و روحانیت دور می شوند و البته بعضاً در همان سنگرها که حضور دارند خدمات شایسته ای را تقدیم انقلاب و مردم می نمایند لیکن در حال حاضر، اهمیت مسائل فرهنگی و مذهبی در تربیت نسل جوان و مدیران شایسته برای آینده اینقدر زیادست که خروج هر روحانی فعال و فرهنگی از دایره ی فرهنگ سازی و ترویج دین می تواند به مانند از دست دادن یک عالم دین به وارد شدن ثلمه به دین منجر گردد.

روحانیون ما باید فرماندگان اصلی سنگر مساجد باشند و خالی ماندن سنگر مسجد با موضع گرفتن در هیچ صحنه ی دیگر قبال جبران نیست، رویه ای که متأسفانه خلاف آن را شاهدیم و بسیاری از روحانیون وارسته و فعال به اشتباه راه حضور در ادارات و ارگانها و نهادهای مذهبی و حتی غیرمذهبی را در پیش می گیرند و به مانند یک کارمند به فعالیت های غیرفرهنگی مشغول می شوند (که البته بخشی زیادی از این مشکل به خاطر عدم حمایت لازم از امور مساجد است که قادر به جذب تمام وقت روحانیون فعال در مساجد نمی شوند).

حضور مستمر روحانیون صبور، دلسوز و خوش مشرب در مساجد موجب می شود تا مردم و به خصوص نسل جوان به مساجد روی آورند و همین جذب مردم به مساجد گام بسیار مهمی در فرهنگسازی و ارتقای فرهنگ عمومی و اسلامی خواهد بود. یک روحانی باسواد و با اخلاق، متلک ها را ناشنیده می گیرد ولی شبهات را با حوصله و به دقت پاسخ می گوید و اگر یک روحانی بدون حساسیت به شبهات و سوالات مردم تنها به متلک ها و طعنه ها حساسیت داشته باشد نه تنها هیچ نفعی به حال انقلاب و اسلام نخواهد داشت که دقیقاً موجب لطمه و صدمه خواهد شد.

من روحانی هایی را دوست دارم که در عین شوخ بودن، حتی در محافل خصوصی نیز از طرح شوخی های خارج از محدوده خودداری می کنند، روحانیونی که شوخی های شان لطیف و مبتنی بر اخلاق و ادب است. من روحانیونی که بیشترین تأثیر را با رفتار خوب، طرح داستان، لطیفه، مسابقه و حرف تازه می گذارند و از نصیحت های خسته کننده استفاده نمی کنند را دوست دارم، روحانیونی که حضورشان در هر جمعی موجب می شود تا معنویت، نشاط، روحانیت و پویایی در آن جمع جاری گردد.

من روحانیونی که در برابر مردم متواضعند را دوست دارم، روحانیونی که احترام مردم را با تواضع از آن خود می کنند و از محبت های تحمیلی لذت نمی برند، روحانیونی که طوری محبت در سیمای شان موج می زند که اطرافیان شان تحریک می شوند وقتشان را با ایشان بگذرانند و با بهانه و بی بهانه با ایشان به صحبت بنشینند، روحانیونی که از بودن با مردم لذت می برند و همواره طوری برنامه ریزی می کنند که وقت مناسب برای با مردم بودن و پاسخگویی به سؤالات و صحبت های مردم وجود داشته باشد، نه روحانیونی که برای 1 دقیقه صحبت با ایشان باید تا درب ماشین با ایشان بدوی و اینقدر این پا آن پا می کنند که بفهمی باید برایت وقت ندارند.

من روحانیونی را دوست دارم که ساده می زیند و لباس روحانیت را ابزاری برای عافیت طلبی و صندلی ها و مبل های گرم و نرم قرار نداده اند، روحانیونی که می توانند مثل پیامبر اکرم صلوات الله علیه بر خاک بنشینند و با مردم فقیر همسفره شوند، روحانیونی که در تعقیب رفاه و لذت و قدرت با یکدیگر رقابت نمی کنند و بزرگترین لذت زندگی شان را در نزدیکی به خدا، خدمت به خلق خدا و هدایت خودشان و دیگران می جویند.

من روحانیونی که پشت سر هیچ روحانی نماز نمی خوانند و پای منبر هیچ سخنرانی نمی نشینند را دوست ندارم، روحانی باید بداند که خودش هم مثل سایرین و چه بسا بیش از دیگران به وعظ و ثواب محتاج است، من روحانی را دوست دارم که بیش و پیش از دیگران خودش را محتاج و در معرض خطر و نیازمند به نصیحت می داند و هرگز طوری صحبت نمی کند که گویا خودش در مقام عصمت قرار دارد.

من روحانیونی که از این محراب به آن محراب فرود می آیند و از این منبر به آن منبر صعود می کنند تا لقمه نانی ارتزاق کنند را دوست ندارم، روحانی باید در نمازش طمئنینه و برای هر منبرش مطالعه داشته باشد و اگر از تحصیل و تعلیم فارغ شد، از کار و تلاش و کمک به دیگران استقبال کند، من روحانی را که بعد از فارغ شدن از تحصیل هنوز به دنبال دریافت شهریه است را نمی پسندم ولی دست روحانی را که بعد از فراغت از کتاب به کار می پردازد را شایسته ی بوسیدن می دانم.

روحانی محبوب من فرزند زمان خویش است و می داند که در کدام زمانه می زید و می داند چه کسانی و با چه ابزارهایی دین و ایمان مؤمنان را نشانه گرفته اند و به قول شهید مطهری شمر و یزید زمانش را می شناسد و می داند که چگونه باید با ایشان مقابله کند، روحانی محبوب من از این لحاظ که به مسائل پیرامونش، به مشکلات جهان اسلام و حتی مسائل کل جهانیان حساس است یک انقلابی مجاهد است.

من روحانیونی را دوست دارم که حقیقتاً روحانی هستند و لباس روحانی را به مثابه ی لباس کار به تن نکرده اند، روحانیونی که هرچند سال هم که معمم باشند، بازهم می دانند که به احترام لباس رسول خدا باید در خلوت و جلوت بیش از همه تقوا بورزند؛ خلاصه این که من به روحانیونی که سبکبار زندگی می کنند، اهل علم آموزی و کار و تلاشند، از زنگار گناه پاکند و پاک کننده اند و نسبت به مسلمین و افراد قابل هدایت مهربان و و نسبت به دشمنان اسلام شدیدند، عشق می ورزم و امیدوارم روحانیون دلسوز و فعال مان، امسال را جهادگونه به فرهنگ بپردازند و بیش از این که به منبر اتکا نمایند، برای فرهنگسازی در متن جامعه حضور بهم رسانند و با رفتار و کردارشان در راستای تحقق مدیریت جهادی و عزم ملی در بحث فرهنگ و حتی اقتصاد گام بردارند.

این مطلب در عمارنامه منتشر گردید.

برچسب مرتبط: مسجد   روحانیت   فرهنگ

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود. 


nazokbin

92/5/30
1:14 ع

امروز روز جهانی مسجد است؛ مسجد محل امن و امان مومنان است که در آن آرامش می گیرند و راحت تر به خدا متصل می شوند. حضور در مسجد مادام که با گناه همراه نباشد،‌ ثواب و اجر دارد، قرآن کریم و ائمه ی هدی در مورد مسجد توصیه های زیادی دارند که با توجه به آنها می توان متوجه شد که همانطوری که مسجد شافع محشر است،‌ حقوقی نیز دارد.

مومنان باید مساجد را آباد کنند و آبادانی مسجد در آبادی جسم و روح آن است. آبادی مسجد تنها به گنبد و محراب و منار نیست بلکه به حضور پرشور مومنان است، مومنان باید طوری به مسجد بروند که مشخص باشد به خانه ی خدای عزیز می روند،‌ باید به شیک ترین و معطرترین وجه ممکن به مسجد بروند،‌ باید طوری باشد که گویی به یک میهمانی مهمی می روند.

مسجد باید محل رفت و آمد مومنان باشد،‌ در روایات متعدد آمده است که کسی که همسایه مسجد باشد اگر بدون عذر در خانه نماز بخواند نمازش قبول نیست و این یعنی حرمت مسجد اول با همسایگانش است و البته در کشور ما کسی نیست که در محله اش مسجد نداشته باشد و این یعنی مومنان باید نماز خواندن در خانه را تنها در مواقع اظطراری انجام دهند نه این که این مسئله به یک عادت بدل شود.

مسجد شفاعت می کند و شفاعت. اگر کسی طوری به مسجد رفت که دیگران از حضورش آزرده شوند و موجب خلوت شدن مسجد شود چه بسا در روز قیامت مورد شفاعت او قرار نگرفته و حتی مورد شکایتش باشند،‌ همین است که به مومنان توصیه شده است وقتی سیریا پیاز می خورند در مسجد حضور نیابند و مومنان باید مراقب باشند تا با بوی عرق بدن شان،‌ مردم را از مسجد بریء نکند.

مسجد مأمن تمام مومنان است و محدودیتی برای سن و جنسیت و قیافه میهمانان ش وجود ندارد، مباد که کودکان در مسجد مورد بی مهری قرار گیرند و بزرگسالان در مسجد مورد احترام نباشند و به جوانان اعتنا نشود. مسجد خانه ی خداست و مومنان در آن میهمان می شوند،‌ میهمان باید حرمت میهمانان دیگر را نگاه دارد و حرمت میهمان را حرمت صاحب خانه بداند.

متولیان مسجد باید مسجد را پویا و به روز نگاه دارند‌،‌ نکند دربِ این خانه های خدا فقط گاه نماز باز باشد،‌ نکند آراستگی، امنیت و آرامش مساجد به خوبی حفظ نشود،‌ متولی مسجد باید خود را به واسطه خدمت به مسجد، خادم خدا بدانند و با او معامله کنند،‌ نکند به میهمانان خدا چنان که باید خدمت نکنند.

روحانیان قلب مساجد هستند،‌ روحانی باید روح مسجد را شاداب نگاه دارد،‌ باید اکسیژن را بین اعضای مسجد به گردش درآورد، مسجدِ بی روحانی یعنی مسجد بی روح و مسجد با روحانی قوی، یعنی یک مسجد قوی. مگر می توان برای مساجد قلب عاریتی گرفت، و توقع حیاتش را داشت.

 روحانی باید در مسجد حاضر باشد و در این جامعه ی پر شبهه،‌ پاسخگو و دعوت کننده به سوال و شبهه باشد. روحانی باید با روی باز مردم را به مسجد فرخواند تا مورد شفاعتش قرار گیرد و وای به روز آن روحانیونی که مسجد را بخشی از شغل خود بپندارند،‌ وای از وقتی که روحانی،‌ محراب و منبر را ممر درآمد بشناسد و اگرچه قلیلند این روحانیون، ولی تعداد روحانیون مسجدی ممتاز هم ناچیزاست،‌ متأسفانه روحانیون قوی را جذب ادارات و مناصب می کنند و مردم و مساجد را از حضور مستمر و مداوم ایشان محروم می نمایند و یقین دارم که روحانیونی که با بدخلقی و کم کاری مردم را از مسجد می رانند، نمی تواند مورد شفاعت مسجد قرار گیرد.

امیدوارم که بتوانیم مساجد را آنطور که شاید و باید مورد احترام قرار دهیم و مورد شفاعتشان قرار گیریم.

مطالب مرتبط: 
ایمنی مساجد متولّی ندارد+عکس
در مراسم مذهبی گروکشی نکنید
مسجد، امن ترین سنگر در جنگ نرم
مسجد، فرهنگ، روحانیون و دیدار با استاندار
مسجد، امن ترین سنگر در جنگ نرم
چگونه مساجد را محبوب کودکان کنیم
مساجدِ نیمه تعطیل و فاقدِ روحانی
نکات مهم ایمنی در مساجد‏ 

برچسب مرتبط: مسجد   روحانیت

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود. 


nazokbin

91/7/14
3:14 ع

 

امروز به نماز جمعه رفتم و متأسفانه مثل خیلی از دفعات قبل، بین دو نماز یک مسئول برای سخنرانی دعوت شد، اگر چه ایشان گفتند که خیلی وقت مردم را نمی گیرند ولی اینگونه نبود و متأسفانه بین دو خطبه فقط سخنرانی انجام نمی شود بلکه بعضی وقت ها بیانیه و مرثیه و نوحه خوانی نیز انجام می شود، من این مسئله را نوعی گروکشی می دانم چرا که در واقع نماز جماعتِ عصر را به گرو می گیرند تا مثلاً شما مجبور بشوید آن سخنرانی را گوش کنی.
مسئله گروکشی در سایر مراسم مذهبی نیز وجود دارد، مثلاً شما برای سخنرانی فلان شخص مهم به مراسمی می روی ولی آنقدر پیش برنامه برای شما می گذارند که اصلاً پشیمان بشوی؛ یا در عزاداری ها و جشن های مذهبی مراسمی را که عرفاً باید یک و نیم ساعت طول بکشد را به خاطر شام دادن به دو تا سه ساعت می کشانند. مسئله ی گروکشی نمونه های دیگری هم دارد، مثلاً شما برای خواندن دعای کمیل به مسجد می روید ولی دعایی که مثلاً در بهترین حالت اجرا در عرض 45 دقیقه تمام می شود را با مخلفاتی از قبیل روضه و نوحه به دو برابر می رسانند و به این شکل شما دفعه ی بعد تنها زمانی برای دعای کمیل به مسجد می روید که تمام شب جمعه را هیچ برنامه ی دیگری نداشته باشید.
بازهم نمونه ی دیگر از گروکشی ها در نمازهای جماعت است، مثلاً شما بین فعالیت های روزانه به منظور خواندن نماز جماعت خودتان را به مسجدی می رسانید ولی می بینید که امام جماعت اصرار دارد که بین دو نماز حتماً تفسیر یا احکام بگوید و یا بین دو نماز حتماً یک صفحه قرآن تلاوت شود.
خدای ناکرده کسی فکر نکند که من با نوحه و روضه و تلاوت قرآن و اطلاع رسانی مسئولان مخالفم، نه! فقط این ها نباید به نحوی انجام شوند که معنی گروکشی داشته باشند، طوری نباشد که مستمع احساس کند برای ثوابی او را با ثوابی دیگر تحت فشار قرار می دهند؛ بعضی وقتها این کارها ثواب یا عبادت را دچار نقصان می کنند و از یک سو نیز مراسم را دلزده می کنند و یا می رانند به عنوان مثال این که از بسیاری از علما شنیده ام که مداحان را توصیه کرده اند که دعای کمیل را به صورت کامل و بدون ایجاد وقفه بخوانند و این به ثواب و البته تأثیر نزدیک تر است، امید که گردانندگان مراسم مذهبی از هر اقدامی که موجب گروکشی شود خودداری نمایند تا مردم به خصوص نوجوانان و پیران بیشتر از این مراسم استقبال نمایند.

مطالب مرتبط:
مسجد، امن ترین سنگر در جنگ نرم
مسجد، فرهنگ، روحانیون و دیدار با استاندار
مسجد، امن ترین سنگر در جنگ نرم
چگونه مساجد را محبوب کودکان کنیم
مساجدِ نیمه تعطیل و فاقدِ روحانی
نکات مهم ایمنی در مساجد‏ 

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.


nazokbin

91/5/11
12:59 ع

با توجه به اشاره ی به جایی که آقای همایون سلحشور فرد، مدیر وبلاگ "درباره ی سلامتی" در مطلبی با عنوان و نشانی "ایمنی مساجد متولّی ندارد+عکس"به لزوم ایمنی مساجد نموده است، بر آن شدم مواردی را که در این خصوص می تواند مورد ابتلای مساجد زیادی باشد را با ارائه ی راهکار تقدیم نمایم که اهتمام به آنها بایستی از سوی ناظران بر عملکرد مساجد، متولیان مساجد، روحانیون، همچنین از سوی نمازگزاران صورت گیرد و هر یک به نوبه ی خود می توانیم با تذکر، اصلاح، راهنمایی و کمک فنی یا مالی، مشکلات ایمنی در مساجد را حتی المقدور به صفر نزدیک نماییم تا شاهد کمترین حوادث و خطرات در مساجد برای خودمان و فرزندان مان باشیم، اگرچه این بحث می تواند در چند قسمت تقیدم مخاطبان گردد، ولی به منظور حفظ انسجام آن به صورت یکپارچه تقدیم می گردد، امید است طولانی شدن این مطلب با توجه به اهمیت آنها، موجب کسالت دوستان نگردد:

1- یکی از موارد مهم در مساجد، راه خروج اضطراری است و البته با توجه به این که در مسائل فقهی نیز به بیش از یک درب داشتن مساجد اشاره شده است، این مسئله می تواند بسیار مورد اهمیت باشد.
الف- همواره با توجه به جمعیتی که ممکن است در رده های سنی در مساجد وارد و خارج شوند، امکان فشردگی جمعیت در هنگام خروج و اذیت شدن افراد به خصوص خردسال و یا کهنسال وجود دارد و اگر قرار باشد در شرایط اضطراری (مانند زلزه، آتش سوزی و ...) خروج آنی مردم از مسجد اتفاق افتد، یقیناً احتمال و شدت بروز خطرات بیشتر می شود لذا حتی المقدور باید چند درب و مسیر خروجی برای هر قسمت زنانه و مردانه پیش بینی نمود.
ب- پهنای راهروها، شیب رمپ و ارتفاع و عرض و طول کف پله و نرده های حفاظتی در پلکان های خروجی به نحو ایمن پیش بینی شده باشد تا در هنگام خروج از میزان فشردگی جمعیت، احتمال سقوط و لغزیدن افراد کم شود.
ج- اگرچه با توجه به مصالح ساختمانی جدید، کمتر از مصالح چوبی یا سایر مصالح تند سوز استفاده می شود، ولی لازم است که هم مصالح بکار رفته در خروجی ها و هم پوشش ها و سقف های کاذب در این مسیرها از نوع تندسوز یا سریع الاشتعال نباشند.
د- جهت بازشدن درب در مساجد یا باید به صورت کشویی باشد و یا باید لنگه های درب به سمت بیرون باز شود تا در هنگام خروج های اضطراری نحوه ی باز شدن درب مانع سرعت بازکردن دربها نشود.
و- با توجه به این که در زمان های خروج اضطراری امکان قطع بودن برق زیاد است، لازم است خروجی های مساجد اعم از راهرو و پلکان حتی المقدور از نور طبیعی و همچنین از نور اضطراری با امکان روشن شدن خودکار در زمان قطع برق استفاده گردد.
ه – محل کفش کنی ها که معمولاً در محل خروجی مسجد قرار دارد، نباید به نحوی ساخته شده باشد که مانع خروج های سریع در زمان اضطرار گردد.
2- از موارد دیگری که در هر محیطی می تواند خطرساز باشد، خطر برق گرفتگی است. به این منظور موارد زیر پیشنهاد می گردد:
الف- کلید و پریزهای و اتصالات برقی در مساجد باید مدام و بر اساس برنامه ای مشخص مورد بررسی قرار گیرند و نباید اصلاح و تعمیر قطعات شکسته منوط به دوره های ثابت گردد بلکه در هر زمان که هر یک از این قطعات دچار شکستگی یا نقص گردید باید فوراً با پوشاندن آن تا تعمیر سریع آن از دسترس مردم و کودکان خارج گردد.
ب- تابلوهای برق در مساجد باید در محفظه های دربسته و قفل دار نگهداری شوند و کلید این تابلوها باید در دسترس افراد خاص و مشخصی که در مراسم و مناسبت ها در مساجد حضور دارند قرار داشته باشد و یا در جاهای مشخصی که در دسترس افراد متفرقه و کودکان نباشد گذارده شود. روشن و یا خاموش کردن هر کلید (فیوز) اصلی می تواند موجب بروز حادثه گردد.
ج- سیستم برقی در مساجد باید مجهز به سیستم ارتینگ (مجهز به چاه ارت) باشند و تمام تجهیزات برقی که در دسترس افراد قرار دارند باید به این سیستم متصل باشند. اهمیت سیستم ارت در این است که در صورت اتصال بدنه، برق مذکور را از بدنه ی تجهیزات به زمین منتقل می کند تا از بدن افراد رد نشود. اهمیت اتصال به سیستم ارتینگ در زمانی که تجهیزات حاوی مایعات باشند بیشتر می شود به عنوان مثال کولرهای آبی، آبسرد کن.
د- استفاده از سیمهای بلند به عنوان رابط برای وسایل برقی مانند پنکه یا بلندگو می تواند خطر لطمه دیدن به سیمها و خطر برق گرفتگی داشته باشد که به همین منظور بهتر است برای جبران این مسئله تعداد پریزهای ثابت متناسب با مصارف مسجد در نظر گرفته شود.
و- استفاده از لوله های فلزی آب یا گاز به عنوان ارت و اتصال سیمهای ارت تجهیزات برقی به آنها بعضاً به اشتباه از سوی افراد ناآگاه تجویز می شود که بسیار خطرناک و حادثه ساز است چرا که معمولاً با توجه به وجود اتصالاتی که در این لوله ها وجود دارد و یا با توجه به عبور آب در آنها امکان برقدارشدن آب داخل لوله ها و یا برقدار شدن لوله های فلزی وجود داشته و امکان برق گرفتگی را در کسانی که از آب مسجد استفاده می کنند و یا با لوله ها تماس پیدا می کنند تقویت می کند.
ه- ساخت و نصب ریسه های دستی که با برق 220 ولت کار می کنند، اگر چه تا حدی منسوخ شده است ولی باید با توجه به خطرات اتصالی دادن و محافظت نشدن در برابر رطوبت و امکان برق گرفتگی ممنوع گردد و می توان از ریسه های آماده که با جریان الکتریکی غیر خطرناک تغذیه می شوند استفاده نمود به خصوص که مصرف برق این ریسه ها نیز به مراتب کمتر از ریسه های حاوی لامپ های رشته ای و حتی کم مصرف دستی است.
3- یکی از موارد خطرناک در مساجد استفاده از داربست و یا نردبانهای بلند برای نصب ریسه، پرچم و بنر و سایر تزیینات می باشد که متأسفانه این کارهای خطرناک معمولاً توسط جوانان و یا نوجوانان کم تجربه و ناآگاه از نحوه ی کار در ارتفاع صورت می گیرد و معمولاً نیز وسایل مناسب و تجهیزات ایمنی نیز در این امور استفاده نمی گردد. برای این منظور بهتر است که از افراد ماهر در زمینه ی کار در ارتفاع یا روی داربست استفاده گردد و از دخالت افراد غیر ماهر در این خصوص جلوگیری گردد.
4- یکی از موارد خطرناک در مساجد تجهیزات گرمایی است که استاندارد بودن این تجهیزات و نحوه ی نصب و ایمنی اتصالات آنها بسیار مهم است که می توان به این موارد اشاره نمود:
حتی المقدور از استفاده بخاریهایی که به علت ظرفیت گرمایی کم بسیار داغ می شوند باید پرهیز نمود چرا که الف- این بخاریها ضمن ایجاد خطر سوختگی برای افراد و کودکان، موجب اتلاف انرژی نیز می باشند.
ب- اگر چه باتوجه به وسیع بودن مسجد احتمال آلودگی با گازهای حاصل از احتراق معمولاً بسیار بعید است اما مسیر عبور لوله ها می توان از اهمیت زیادی برخوردار باشد چرا که با توجه به داغ بودن این لوله ها نباید از کنار وسایل سریع الاشتعالی مانند پارچه، پلاستیک و چوب عبور کنند که معمولاً در تکیه های موقتی که در مناسبت ها برپا می شوند این موارد مورد دقت قرار نمی گیرد که حادثه ی آتش سوزی مسجد ارگ نیز به همین دلیل بود.
ج- با توجه به دمای زیاد بخاریهایی که در مساجد مورد استفاده قرار می گیرند و با توجه به ضربه هایی که حین حمل به آنها وارد می شود معمولاً شیشه های نسوز آسیب دیده و می شکنند و این مسئله موجب افزایش احتمال حریق در این بخاری ها می گردد.
د- نصب تجهیزات اطفای حریق در اکثر مساجد مورد توجه قرار ندارد در صورتی که بایستی از این تجهیزات در محل های مناسب و در دسترس بزرگسالان به تعداد مناسب و متناسب با وسعت مسجد، تعداد تابلوهای برق و بخاریهای مسجد استفاده نمود.
و- بهترین و ایمن ترین شیوه ی گرم کردن مساجد استفاده از وسایلی است که در آنها شعله ی مستقیم بکار نرود مانند استفاده از رادیاتور که یقیناً این تجهیزات می تواند به راحتی خطرات ناشی از حریق، سوختگی و گاز گرفتگی را به صفر کاهش دهد.
5- از مواردی که اگر چه امکان خطرات شدید را ندارد ولی به دلیل شیوع زیاد در مساجد به آن می پردازم استفاده نامناسب از تجهیزات صوتی است که ای مسئله می تواند موجب آسیب به گوش افراد به خصوص کودکان را که از گوش حساس تری برخوردارند، گردد. این مسئله ی آزار دهنده متأسفانه بیشتر از سوی مداحان و هیأت های افراطی حادث می شود که نیاز به ورود به موقع و کنترل از سوی بانیان مجالس و متولیان مساجد را دارد. این مسئله اگر چه شاید موجب کری کامل کسی نگردد ولی موجب آزار مردم و کاهش استقبال از مساجد می گردد.
6- یکی از موارد مهم در مراسم مذهبی خاموش کردن تمام چراغها است که با توجه به شلوغ بودن مساجد بهتر است نوری برای امکان تردد های لازم و یا تغییر مکان افراد تأمین گردد و نباید در این خصوص نیز مانند مورد قبلی تسلیم دست و پابسته ی مداحان گردید.
7- مساجد معمولاً دارای درب و پنجره های بزرگ شیشه ای هستند تا میزان کسب نور طبیعی در آنها افزایش یابد اما با توجه به آسیب پذیر بودن شیشه های بزرگ در هنگام بادهای شدید و یا ضربه به شیشه ها و یا زلزله، بهتر است خطر خرد و پراکنده شدن این شیشه ها را به خصوص در جاهایی که به اهالی مسجد نزدیکند، با چسب های نواری پهن کاهش دهیم.

مطالب مرتبط:
مساجدِ نیمه تعطیل و فاقدِ روحانی 
مسجد، فرهنگ، روحانیون و دیدار با استاندار
در پاسخ به دفاع مطلق از حوزه و روحانیون
چگونه مساجد را محبوب کودکان کنیم 
 

 میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به  صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.


nazokbin


شبکه اجتماعی
  

90/12/26
9:29 ع

 

عصر پنجشنبه در جلسه ای با حضور نخبگان فرهنگی استان گیلان و استاندار، مواردی تحت قالب پیشنهاد و انتقاد مورد بحث فعالان فرهنگی و مذهبی قرار گرفت که اگرچه بعضاً جسورانه و تند و تیز بود ولی با سعه ی صدر استاندار گیلان سردار سعادتی مواجه شده و موجب ایجاد فضای بازی از مباحث کاربردی و عملیاتی در عرصه ی فرهنگ استان گردید.
دوستان فرهنگی مباحث زیادی را اعم از انتقاد به برخی انتصاب ها، توزیع بدوجه ها و بی برنامگی ها مطرح کردند و برخی دوستان نیز پیشنهاد هایی در جهت ارتقای ریز فرهنگ ها، بحث حجاب و عفاف، کار فرهنگی فراتر از محدوده ی صرف حجاب به خصوص محدوده ی گناهان لسانی و حمایت از نهادهای خصوصی فعال در عرصه ی فرهنگ داشتند که مورد استقبال استاندار و سایر حضار قرار گرفت.
اینجانب اگر چه وقتی برای صحبت نگرفته بودم ولی با توجه به عدم پرداخت مناسب به بحث مسجد و برخی مباحث مورد نظرم، عنوان مباحثم را طی نامه ی مختصری به مجری مراسم تقدیم کردم تا شاید برای بیان مشروحش در همان جلسه فرصت مناسبی در اختیارم قرار دهند، ولی ایشان به دلیل کمبود وقت، همان نامه ی چند خطی را برای حضار و استاندار خواندند که مشروحش را در چند سرفصل به شما دوستان عزیز نیز ارائه می کنم:
مساجد
مساجد از بدو تاریخ اسلام به عنوان پایگاه های فرهنگی و حتی فراتر از آن مورد اهتمام پیامبر اکرم و ائمه ی معصومین بوده است که نشان از ظرفیت بالا و الهی این نهاد اجتماعی و عبادی دارد. از یک سو ایجاد حرمت و احکام احترام آمیز برای مسجد و از سویی همّ اسلام بر اجرای عبادت های گروهی کارکرد فرهنگی مسجد را تقویت می کند. در آن زمان مسجد هم مدرسه بود، هم محل تعلیم و تهذیب بود و هم محل عبادت و هم محل جلسات مهم حکومتی که همه ی این ها اهمیت مساجد را در آن زمان به خوبی توجیه می کند. هم اکنون سالانه افراد زیادی به مناسبت های مختلفی مانند اعیاد و محرم و صفر و ایام الله انقلاب وارد مساجد می شوند ولی جذب نشده و از این فرصت برای نگهداری آنان استفاده نمی شود که این مسئله ریشه هایی دارد که واکاوی و حل آنها بسیار ضروری به نظر می رسد.
جایگاه فرهنگی و اجتماعی مساجد به دلیل افزایش نهادهای فرهنگی اعم از مدارس، دانشگاه ها، حوزه ها، کانون های فرهنگی، خانه های فرهنگ، حسینه ها و ... کاهش یافته و از جامعیت سابق تا حدودی نزول کرده است.
غیر از این مسئله موارد دیگری نیز موجب شده تا مساجد نتوانند جایگاه والایی را که در کتاب، حدیث و سنت برای آن معرفی شده، را کسب نمایند که آنها را بر می شمارم:
الف- بحث روحانیون مسجدی: اگر مساجد را پایگاه های فرهنگی بدانیم بایستی روحانیون مساجد را فرمانده های این پایگاه ها بشماریم. روحانیون مساجد با حضور مستمر در مساجد ضمن برپایی نمازهای جماعت، پاسخگوی احتیاجات دینی مردم بوده و سوالات شرعی آنها را جواب داده و وجوهات شرعیه ی آنها را جمع آوری کرده و به مراجع می رسانند، اما این حد جایگاه برای مساجد نمی تواند مطلوبِ یک پایگاه فرهنگی را متصور سازد، چرا که موارد زیر در بحث روحانیون مسجدی مورد غفلت قرار دارد:
1- روحانیون مسجدی عموماً با فعالیت مناسب فرهنگی در مساجد توسط ارگان ها شناسایی شده و مساجد به عنوان سکوی پرتاب این روحانیون عمل کرده و آن ها را به سازمان های دولتی و نظامی سوق می دهند که این مسئله به دلیل عدم تعریف نهادی مجزا برای سامان دهی مساجد و به خصوص حفظ معیشت روحانیون مسجدی اتفاق می افتد. اگر چه روحانیون ما نباید ثروت طلبی و مقام دوستی را در انتخاب شغل دخیل کنند، ولی توجیهات ارگان ها و الزامات کسب روزی برای امرار معاش، موجب می شود تا بسیاری از روحانیون علی رغم اعتقاد به اهمیت مساجد، پشت میز نشینی و ورود به عرصه ی اجرا را بر فرهنگ ترجیح دهند؛ یکی از توجیهاتی که موجب این اتفاق نامیمون و خالی شدن مساجد می گردد، این است که کار فرهنگی به عنوان کاردوم و حتی کمک خرج روحانیون جلوه داده شده و عملاً بسیاری از روحانیون ما خسته از کار اداری خود، صرفاً نماز مغرب و عشا را در مساجد اقامه کرده و بسیاری از مساجد به همین یک وعده نماز جماعت اکتفا می کنند.
2- روحانیون مسجدی با توجه یه نوع کار، عموماً روحیات خاصی را طلب می کند که با روحانیون اجرایی فرق می کند؛ روحانیون مسجدی بایستی خاکی بوده و خود را همسطح مردم عادی و کودکان و نوجوانان و جوانان قرار داده و با آنان رابطه ی صمیمانه برقرار کنند، روحانیون مسجدی اگر بخواهند کار فرهنگی انجام دهند، بایستی روحیات پرخاشگرانه را تحمل کنند تا در گام بعدی بتوانند، جوانان را جذب کنند. روحانیون مسجدی نبایستی فقط برای نماز به مسجد بیایند و یا فقط وقتی که مراسمی متولی دارد به منبر بروند، بلکه روحانیون مسجدی باید در مسجد مستقر باشند، برنامه ریزی، هدایت و بر اجرا نظارت داشته باشند و در عین حال با رده های سنی مختلف جلسات فرهنگی و مذهبی داشته و آنان را به اسم بشناسند و اگر چند شب به مسجد نیامدند سراغشان را بگیرند و همه ی این ها به روحانیون خاص برای مساجد با مشخصات روحی خاص، تربیت های ویژه و فراغت از کارهای دیگر نیاز دارد، که نشان از لزوم برنامه ریزی حوزه و دولت برای تربیت روحانیون ویژه ی مسجد و کار فرهنگی و حفظ شأن مالی و شغلی این روحانیون را دارد.
3- تأمین بودجه ی مناسب برای کارهای فرهنگی در مساجد یک نیازواقعی و غیر قابل انکار است و اگر چه بودجه ی مناسب به نظارت و برنامه ریزی و مدیریت های مالی محتاج است، ولی به نظر حقیر میل دادن بودجه های فرهنگی در سایر نهادها و سازمان ها که عموماً در این خصوص یا صرف نمی شوند و یا غیر اثر بخش مصرف می شوند به مساجد، می تواند بسیار مفید و موثر باشد. اصالتاً کارآیی نماز و عبادتی که در محل کار و تحت نظارت حراست و عوامل اطلاعات صورت می گیرد، بسیار پایین تر از عبادتی است که در مساجد و به میل و اراده ی مردم صورت می گیرد. هم اکنون به صورت سالانه در زمان های خاصی کلاس های مختلف فرهنگی، ورزشی و هنری درمساجد تشکیل می شود که به دلیل عدم بودجه ی  مناسب نمی تواند موجب جذب موثر و دائم متقاضیان این کلاسها به مساجد و فعالیت های فرهنگی گردد.
ب- بسیج های مساجد: پایگاه های بسیج در مساجد می توانند در استفاده از شاخه های مختلف فرهنگی و هنری بسیج موفق تر از وضعیت موجود عمل کنند؛ متاسفانه هم اکنون پایگاه های بسیج مساجد که بایستی در جهت شناسایی و حمایت از نیروهای فعال فرهنگی و هنری مومن و به کارگیری و استفاده از آنها گام بردارند از این مهم جامانده اند و عملاً پتانسیل بالای موجود که در خود بسیج و شاخه های فرهنگی هنری آن موجود است، تحت الشعاع مدیریت شبه نظامی پایگاه های بسیج قرار گرفته است.
تأثیر جسارت و کارآیی فعالان فرهنگی، با موفقیت مسئولان اجرایی و اقتصادی
مستقیم می روم سر اصل موضوع، فکرش را بکنید که شما به خوبی بتوانید از مبانی انقلاب و اسلام دفاع جانانه انجام دهد اما وقتی ذهن مخاطب به خصوص (نوجوان و جوان) به سمت ناکامی های اقتصادی، اجرایی و سیاسی می رود، چه حسی نسبت به مباحث شما و خود شما پیدا می کنند؟! این جاست که میزان موفقیت فعالان اجرایی و اقتصادی اهمیت خود را در موفقیت کارهای فرهنگی نشان می دهد و ای کاش مجریان و مسئولان غیر فرهنگی به جای این که مستقیم به دنبال اجرای کار فرهنگی باشند، از فرهنگی ها حمایت کنند و خودشان با خدمت بیشتر در عرصه ی اقتصاد و عمران بستر مناسب را برای به ثمر نشستن فعالیت های فرهنگی فراهم کنند. فکرش را بکنید گشت ارشاد بخواهد در پیاده روها و خیابانهای پر از چاله و چوله رشت، بدحجابان را به حجاب هدایت کند، آیا این سخت گیری در کار مردم و سهل گیری در افتضاح مسئولان شهری یک معنای متوازن را در ذهن مردم ایجاد می کند؟!!!
حمایت از فعالان عرصه ی مجازی فرهنگ
علی رغم تأثیر به سزا و آشکار فعالان فرهنگی عرصه ی مجازی، اما متأسفانه این جهادگران بدون هر گونه حمایت و کمکی به فعالیت می پردازند که محرومیت از توان این فعالان در عرصه ی حقیقی محرومیتی است غیر قابل جبران برای عرصه ی فرهنگ؛ به نظر می رسد شناسایی و استفاده از نیروهایی که بدون هرگونه حمایت مالی و آموزشی، خالصانه در عرصه ی فرهنگ به خدمت می پردازند بتواند جایگزین مناسبی برای کم کاری و رکود فعالین بعضاً بدون حساسیت و صرفاً آمارگرا در این بحث باشد.

 

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به  صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.

 


nazokbin

90/8/4
7:40 ص

 

مدتهاست که سازمانهای مختلف به منظور انجام امور فرهنگی و حتی اجرایی از روحانیون دعوت به کار نموده و آنان را در چارت سازمانی خود جا می دهند، شاید این مسئله به ظاهر مشکلی نداشته باشد اما در باطن موجب شده است تا مساجد از روحانیون فعال فقیر باشند.

اگر چه حوزه ها سعی دارند تا کمیت و کیفیت تربیت طلاب را افزایش دهند اما حتی با افزایش روحانیون نیز به خوبی از آنها استفاده نمی شود. تعداد زیادی از طلاب پس از طی مدارج علمی و معمم شدن متاسفانه در همان شهرهای مذهبی مانند قم و مشهد برای تحصیل و یا برای عبادت باقی می مانند و عملا به شهرهای خود بازنمی گردند و تعداد زیادی هم در همان حوزه های علمیه ی شهرهای خود مشغول خدمت به طلاب می شوند و تعداد دیگری نیز در ادارات نظامی و اجرایی و فرهنگی مشغول به کار می شوند و اینچنین بسیاری از مساجد از نعمت برخورداری از یک روحانی فعال و تمام وقت محرومند.

در بسیاری از مساجد نیز هم اکنون فقط یکی دو بار در روز نماز جماعت برگزار می شود و بسیاری از مساجد مثلاً برای نماز صبح و یا نماز ظهر و عصر فاقد روحانی هستند و همین بعضا موجب تعطیلی مساجد گردیده است و تازه همین حضور روحانیون در مساجد نیز متاسفانه در حد نماز باقی مانده وبه کارهای فرهنگی نمی رسد مگر یک بانی پیدا شود و هزینه های برگزاری یک مراسم را از پول چای و قند و حق الزحمه ی روحانی را تقبل کند!

کمتر حسینه ای را می توان مشاهده کرد که مانند حسینه ی سید الشهدای شیراز روحانی فعال و فداکاری مانند سید محمد انجوی نژاد داشته باشد و خودش را بدون کمترین چشمداشت وقف کار فرهنگی نماید، کمتر مسجدی را می توان یافت که مانند مسجد امیر از فیض شیخ حسین انصاریان مانندی منتفع باشد.

باور کنید بیشترین کار فرهنگی باید در مساجد اتفاق افتد، این مساجدند که نوجوانان و جوانان را می سازند و تربیت می کنند و گرنه ادارات و حوزه و سپاه و جهاد و... چه کسانی را می خواهند در سنین بزرگسالی تربیت کنند؟ این مساجدند که باید فعال باشند تا مردم ما در جوانی جذب دین شوند و گرنه جذب سپاهی و حوزوی که دیگر هنر نیست!! نمی گویم ارگانها به روحانی نیاز ندارند اما نباید مساجد از روحانیون خالی شوند و این مسئله البته دلایل ریشه ای دارد که نباید نادیده گرفته شوند و رأس آن دلایل هم این است که روحانیونی که کار فرهنگی را بلدند و برایش تلاش می کنند برای ارتزاقشان با مشکلات جدی مواجه اند.

چرا ارتزاق روحانیون این قدر محدود شده است به دو سه کار! یا کار برای ارگانها یا نماز خواندن و منبر رفتن برای نهادها و یا ارتزاق از محل وجوهات شرعیه ای که برای تحصیل طلاب در نظر گرفته می شود؟ چرا هنوز بزرگان حوزه انتقاد شهید مطهری در مورد ارتزاق روحانیون را برنمی تابند؟ چرا تعداد روحانیونی که ارتزاقشان از محل دین نیست این قدر کم است! با این که این روحانیون بین مردم عزیزترینند؟ مگر چه اشکالی دارد مثل قدیم ها، روحانی ما در کنار مسجد یک مغازه داشته باشد و وقت نماز در مسجد حضور بهم برساند؟  چرا روحانیون ما باید ناچار باشند که ارتزاقشان را از دولت و یا حوزه و یا کلاً دین تامین نمایند؟ اصلا همین شده است که مساجد ما وقت نماز بعضا تعطیلند و یا مثلا دو تا نیم ساعت در روز بازند! چه ایرادی دارد دولت یا حوزه یا نهادهای عمومی همین درآمدی را که قرار است از بیت المال یا وجوه شرعیه قرار است به روحانی بدهد تا در آن اداره حضور فیزیکی داشته باشد، در ازای حضور موثر و مفید در مسجد به او بدهند؟

متاسفانه مساجد ما بی متولی تر از خیلی نهادها بوده و با آن که از صدر اسلام مسجد کانون جماعت مسلمین و کارهای فرهنگی بوده اند و اهمیت آنها در قول و فعل پیامبر و ائمه ی ما عیان است، اهم کار در آن ها به چند رکعت نماز جماعت و مراسم لیالی قدر و شاید هم دهه های عاشورا و فاطمیه خلاصه شده اند.

جالب است همان طوری که بین دانشگاه و صنعت ما رابطه ی ضعیفی وجود دارد، رابطه ی بین حوزه ها و تبلیغ و تربیت نیز قوی نیست و این یعنی علی رغم این که در حوزه رشته های مترقی و به روز تخصصی مانند تبلیغ تدریس می شود اما این متخصصان اکثرا در رشته ی تخصصی شان به کارگیری نمی شوند و این یعنی اثر بخشی ضعیف و بهره وری پایین در حوزه ی تبلیغ و این حساسیت علما و حوزه و نهادهای فرهنگی را طلب می کند تا در این که محصولات حوزه ها به دست مصرف کنندگان اصلی که همان اذهان مسلمین است، می رسد یا نه! دقت و وسواس بیشتری به خرج دهند و موانع و مشکلات موجود را در جهت ارتقای جایگاه تبلیغی مساجد مرتفع سازند.

مطالب مرتبط:
مسجد، امن ترین سنگر در جنگ نرم 

چگونه مساجد را محبوب کودکان کنیم

لزوم تجمیع تعهد، تخصص و بودجه در فرهنگ 

 میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.


nazokbin

90/7/4
1:5 ص

 

امشب در تلویزیون یکی از مسئولان فرهنگی-مذهبی در ابتدای ارائه ی گزارش از فعالیت های نهاد خود در آغاز سخن این چنین افاضه فرمود:

السلام علیک یا اباعبدالله صلوات الله علیهم

اگر بخواهم معنی این جمله را بصورت روان ترجمه کنم این چنین می شود:

سلام بر تو ای اباعبدالله، درود خدا بر آنان (آن چند نفر) باد!!!!

و البته این جمله را دوباره تکرار کرد و سپس شروع کرد به ارائه ی پر آب و تاب گزارش هایی از فعالیت های فرهنگی و مذهبی خود و نهاد خود!!!

نمی دانم کسی هست که خواننده این چند سطر بوده باشد و به عمق بی سوادی این فرد پی نبرده باشد، آنچه که ارائه شد مشتی نمونه ی خروار است و صرف یک مورد و دومورد نیست که منجر به نوشتن این مطلب شده است. چندی پیش در خدمت یکی از مسئولان بسیج بودم که ایشان قصد افاضه ی سیاسی نمود و چند بار به جای "لیبرالیزم" گفت: ریبرالیزم! نمونه های دیگرش متاسفانه احتمالا در ذهن همه ی ما وجود دارد که به همان سوابق ذهنی شما مخاطب عزیز اکتفا می کنم.

نمی دانم چرا بسیج، سپاه، نهادهای مذهبی و فرهنگی، سازمان تبلیغات، ادارات ارشاد و ... از نیروهای تازه نفس، متعهد، باسواد و مخلص و جوانشان استفاده نمی کنند؟! نمی دانم چرا وقتی بسیج دارای شاخه های مفیدی چون دانشجویی و هنرمندان و مهندسی و اساتید و ... شده است، هنوز فعالیتش در همان سان دیدن با لباس خاکی خلاصه شده است و هنوز از  نیروهای تازه نفس، متخصص و متعهد استفاده نمی شود؟! آیا حفظ نیروهای متعهد و تحصیل کرده با وضع موجود در نهادهای فرهنگی و مذهبی و یا جذب نیروهای مفید و دلسوز کنار گود، نیاز به برنامه ریزی علمی و عملیاتی ندارد؟! آیا چیزی از پتانسیل نیروهای جذب شده تاکنون استفاده شده است؟!

چرا روحانیون ما کار فرهنگی را رها کرده اند و فقط به اقامه ی نماز و گرفتن یکی دو صندلی اجرایی اکتفا می کنند؟! چرا مساجد کار فرهنگی منسجم ندارند؟! چرا فرهنگ این قدر مظلوم شده است؟! و خیلی چراهای دیگر که پاسخش در دست حوزه و روحانیون عزیز است!

چرا به قول یکی از فعالان فرهنگی رسانه ای بودجه های مذهبی فرهنگی جای دیگر خرج می شود و فعالیتها جای دیگر انجام می شود؟!

چرا مسئولان فرهنگی - مذهبی در کشور ما لااقل از کارشناسان این حوزه ها استفاده نمی کنند؟! چرا بسیج با این همه توان در کار فرهنگی و با این همه نیروی متخصص نقش بسیار کمرنگی را در فرهنگ کشور بازی می کند؟!

همین امشب در یکی از نمایشگاه های دفاع مقدس دیدن می کردم که متاسفانه چند غرفه ی مهم جز چند پوستر تکراری چیزی نداشتند و این غرفه ها همان غرفه هایی بودند که در شرایط امروز باید از همه ی غرفه ها فعالتر می بود مثل غرفه ی بسیج هنرمندان، غرفه ی بسیج کارمندان، غرفه ی بسیج مهندسان و ...

به نظر می رسد دو دلیل بسیار مهم در ضعف فعالیت های فرهنگی که نمودش در تمام ارکان اجتماع قابل مشاهده است نقش مهم دارد که تا زمان رفع آنها هر نهاد فرهنگی دیگری را مقصر بی حجابی ها و از بین رفتن امر به معروف و نهی از منکر و سایر انحطاط های فرهنگی معرفی خواهد نمود و آن دو عبارتند از:

الف- عدم استفاده از نیروهای متعهد، متخصص و مجرب در امور فرهنگی: تا وقتی که صرف استفاده از نیروهای متعهد در دستور کار باشد هیچ پیشرفتی رخ نخواهد داد و به ناچار باید رفت به سمتی که حوزه های مهم فرهنگی، هنری، مذهبی و اجتماعی را به متخصصان متعهد در هر حوزه واگذار گردد و باید دین را با فعالیت های فرهنگی و هنری تبلیغ کرد نه به اسم کار فرهنگی و با رویکرد انتظامی.

ب- عدم تخصیص بودجه برای کارهای فرهنگی: تا زمانی که بودجه ی مناسب در فعالیت های فرهنگی (و نه ضد فرهنگی) تخصیص داده نشود، نمی توان برنامه ریزی کرد و نمی توان برنامه ها را عملیاتی نمود. مگر می شود بدون بودجه مسابقه برگزار کرد و فیلم ساخت و متخصص جذب کرد و مشتری جمع کرد؟!!! تا کی می توان توقع داشت که بار رسانه ای کشور بر دوش عده ای وبلاگ نویس و افسر جنگ نرم و طلبه و دانشجو و جوان بدون پشتوانه حمل شود؟! آیا این جوانان و افسران به همین زودی ها جذب فعالیتهای اقتصادی و امور غیر فرهنگی نخواهند داشت تا مشکلات زندگی شان را حل کنند؟!! آیا سیستم فرهنگی ما سهمی از بودجه ها را برای زحمت کشان فرهنگی تخصیص می دهد و یا صرفاً بودجه های فرهنگی صرف دو امور می شود:

1- فعالیتهای غیر فرهنگی و ضد فرهنگی که نمونه هایش را در برنامه های سینمایی، فرش قرمزها، جشن ها، سریالها و فیلمها می توانیم ببینیم.

2- فعالیتهای نمادین و بی فایده که مانند همایش های بی فایده، صرفا هدف از آنها ثبت یک گزارش تصویری برای برگزار کنندگان است تا بتوانند بودجه ی بیشتری جذب کنند و البته بودجه های قبلی را کارسازی نموده و از همه مهمتر آماری چاق کنند.

نتیجه: تا وقتی که تعهد، تخصص و بودجه با هم در کارهای فرهنگی بکار گرفته نشوند، آثار تولید شده یا ضدفرهنگی خواهند بود و یا آن قدر ضعیف خواهند بود که هیچ فایده ای نخواهند داشت. به عنوان مثال اثری مانند مختارنامه صرفا زمانی محقق می شود که هر سه ی اینها (تعهد، تخصص و بودجه) در کنار هم جمعند و نقص هر کدام از این سه مهم، موجب تولید آثاری مانند 5 کیلومتر تا بهشت و سقوط یک فرشته می شود. 

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.


nazokbin

90/6/15
10:56 ع

نمی دانم چرا تا بحث از حجاب می شود اولین چیزی که مطرح می شود بحث امر به معروف و نهی از منکر است؛ انگار مشکل جامعه ی ما تنها بدحجابی است و تنها راه حلش هم امر به معروف و نهی از منکر!! و حال آنکه به نظر حقیر، بد حجابی بیش از این که یک گناه و مفسده ی اجتماعی باشد یک علامت است، یک علامت از میزان پایبندی مردم به احکام. شاید کسی میزان پایبندی به نماز و روزه و خمس و زکات را حین قدم زدن در جامعه درک نکند اما چیزی که عیان است و آشکار، بحث حجاب است و پایبندی به حجاب مطمئناً شاخصی مهم از پایبندی مردم به احکام دین است و اگر بدحجابی را بسان تب بیمار برداشت کنیم، نباید فقط معطوف پایین آوردن آن شویم بلکه باید عفونت را از بین برد تا علامتش نیز از بین برود.

وقتی اصرار می کنیم که حجاب را و فقط حجاب را درست کنیم، در حالی که تبلیغ و اجرای سایر دستورات دین مانند کسب حلال، دوری از ربا، پرداخت خمس و زکات، پایبندی به نماز و روزه و ... بر زمین مانده است عملاً به اقدام بدی دست زده ایم، اول این که باطن جامعه را رها کرده و فقط به فکر ظاهریم و این یعنی ترویج ریا و تظاهر و دوم، این که ناخواسته به دین گریزی دامن زده ایم و عملاً نه تنها موجب تقویت دین نمی شویم که با ایجاد نارضایتی در مردم پایه های حکومت دینی را نیز سست خواهیم نمود.

در این میان چه کسانی بیشتر از همه مقصرند؟! و یا به عبارت دیگر بیشترین تأثیر را در اصلاح خواهند داشت؟ صراحتاً می گویم مدیران حوزه ها، روحانیون و مبلغان؛ حتماً خیلی ها مخالف بوده و مرا محکوم خواهند نمود اما دلایلم را به نقد می گذارم:

1- خود روحانیون متاسفانه تنها سنگری را که برای امر به معروف و نهی از منکر انتخاب می کنند سنگر منبر است که اگر چه بسیار مقدس است اما تنها برای کسانی مفیداست که به مسجد می آیند نه کسانی که گذارشان به مسجد نمی افتد.

2- حتماً روحانیون زیادی را دیده ایم که منتقد دولت بوده و حتی دولت را مقصر بدحجابی ها معرفی می کنند، ضمن قبول قصور دولت، سوال اینجاست که تا کنون چند روحانی یا طلبه را دیده اید که در این جامعه ی پر از بدحجابی به امر به معروف و نهی از منکر لسانی پرداخته باشند؟! غیر از موارد معدودی که برخی روحانیون عزیز در حین امر به معروف مورد حمله و هتک حرمت قرار گرفتند!!

3- عدم پایبندی به امر به معروف و نهی از منکر از سوی روحانیون به عنوان تابلوهای دین بیش از این که نشانه ی یا علامتی از عدم شجاعت به اجرای این حکم باشد، نشانه ای است از این که این عمل را در شرایط حاضر مفید و موثر نمی دانند و یعنی یکی از شرایط اصلی برای امر به معروف و نهی از منکر را که احتمال اثربخشی است، بسیار بعید می دانند و البته خطرات جانی را نیز باید به عدم اثر بخشی اضافه نمود.

4- علی رغم این که بسیاری از مردم به صورت منظم به مساجد نمی روند ولی کسی نیست که سالی چند بار در مناسبت های مختلف شخصی یا مذهبی در مسجد حاضر نشود و این مناسبت ها فرصت طلایی تبلیغ است که باید شجاعانه، عالمانه, دلسوزانه و مودبانه در خدمت تبلیغ دین و تبیین فلسفه ی احکام و اصول و فروع آن قرار گیرد که متاسفانه این وقت های طلایی معمولاً به صورت سفارشی برای صاحبان مجلس و یا برای کارهای سیاسی پر می شوند.

5- از مهمترین دلایل عدم اقبال به امر به معروف و نهی از منکر، ورود ناکارشناسانه ی نیروهای انتظامی یا بسیج به دلیل عدم احاطه به شرایط و روش های امربه معروف و نهی از منکر است که در بسیاری از موارد موجب نتیجه عکس نیز گردیده است و حال این که با ورود شایسته و تخصصی حوزه های علمیه در شاخه های مختلف دینی، جای خالی شاخه ی امربه معروف و نهی از منکر و حتی گروه های عملیاتی آن که بجای کار در دامنه ی هدف مساجد، در جامعه ی هدف اجتماع فعال باشند، بسیار خالی به نظر می رسد. چه ایرادی دارد کاری تخصصی را که ناکارشناسانه توسط نیروی انتظامی و یا بسیج انجام می شود توسط حوزه، روحانیون و طلاب تقبل شود؟! آیا خدمتی بهتر از این برای طلاب و روحانیون می توان متصور بود؟ البته با ارفاق می توان تربیت نیروهای تخصصی و آگاه را در این زمین تقاضا نمود که یقیناً بدون حضور مستقیم روحانیون و طلاب برای امر به معروف و نهی از منکر در جامعه، ابعاد آموزشی آن نیز هم برای آموزش دهنده و هم برای آموزش گیرنده پنهان خواهد ماند.

6- با توجه به لزوم فرهنگسازی و کار هنری در زمینه ی تبلیغ دین و این که اکثریت جامعه ی هنرمندان کشور فاقد اعتقادات عمیق دینی و حتی پایبندی ظاهری به آن هستند، جز مشتی کارهای سفارشی و بی فایده پدید نخواهد آمد که نمونه هایش را در سریال های ماه رمضان می بینیم، اما با توجه به تخصصی شدن رشته های تحصیلی در حوزه ها به نظر می رسد، حضور مستقیم حوزه های علمیه در تربیت طلاب و روحانیون هنرمند، نویسنده، فیلم نامه نویس، کارگردان و... بسان یک فریضه، واجب باشد  تا حوزه ای که به استقلال خود این قدر اهمیت می دهد، مستقلا وارد حوزه ی اثر بخش و مهم هنر گردد.

7- حضور کم رنگ روحانیون در مساجد آنهم فقط در هنگام نماز جماعت، فرصت با روحانی بودن را برای مردم کم می کند و متاسفانه طریقه ی ارتزاق روحانیون که مورد انتقاد علامه شهید مطهری نیز بود، موجب شده است تا علما بجای افزایش کیفی کارهای تبلیغی و اهمیت دادن به کارهای نفر به نفر، بیشتر به افزایش کمی و تعدد نمازهای جماعت و منابر و حضور در ادارات و سازمانها همت گمارند و حال این که حتی هدایت و نجات یک نفر به قول قرآن کریم مانند نجات تمام انسانها مهم و شریف است.

تمام آنچه آمد از باب تحلیل برای حل مشکل است و گرنه حقیر خود را ارادتمند تمام علما و روحانیون دلسوز و وارسته می داند، از نظرات دوستان در خصوص این مطلب استقبال می کنم.

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
سیاسی ، دولت ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، هاشمی رفسنجانی ، صدا و سیما ، رسانه ، تورم ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، مشایی ، تحریم ، اعتقادی ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، برجام ، عدالت ، قوه قضاییه ، انقلابی ، اقتصادی ، تولید ، آمریکا ، مجلس ، علی لاریجانی ، بصیرت ، رابطه با آمریکا ، رشت ، گیلان ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، فرهنگی اجتماعی ، غرب ، استاد مصباح ، خانواده ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انقلاب ، انتخابات 96 ، هاشمی ، مهدی هاشمی ، سران فتنه ، سعید جلیلی ، مذهبی ، بانک ، جبهه پایداری ، شورای نگهبان ، علی مطهری ، کارمند ، مسکن مهر ، انتخابات ریاست جمهوری ، اصلاح طلبان ، اجرای برجام ، تحلیل های اقتصادی ، سوریه ، ماهواره ، جواد ظریف ، امام خمینی (ره) ، انتقاد پذیری ، استقلال ، مدیریت و ایمنی ، فساد بزرگ اقتصادی ، سیاست ، طنز ، ولایت فقیه ، ظریف ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، هنر ، ارز ، استکبار ستیزی ، اسرائیل ، انتخابات مجلس ، بدعهدی آمریکا ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی ، انتخابات آزاد ، ایمنی ، نقض برجام ، سران قوا ، نرخ رشد جمعیت ، مذاکره کنندگان هسته ای ، جریان انحرافی ، توافق نهایی هسته ای ، تهاجم فرهنگی ، تحریف انقلاب ، بانک ، انتقاد ، مدیریت ، نرمش قهرمانانه ، سبک زندگی ، علامه مصباح ، سینما ، شبکه های اجتماعی ، مردم ، انقلابی گری ، اصولگرایی ، جمنا ، کارگر ، تحریف اسلام و انقلاب ، حجاب و عفاف ، اشتغال ، برجام 2 ، پسابرجام ، مسجد ، هنر و رسانه ، فوتبال ، قالیباف ، قانون اساسی ، مذاکرات هسته ای ، نفوذ ، فرهنگ عمومی ، رابطه ایران و آمریکا ، برجام های 2 و 3 ، باقری لنکرانی ، ازدواج ، آرمان های انقلاب ، وبلاگ نویسی ، آموزش و پرورش ، ائتلاف اصولگرایان ، اعتدال ، اینترنت ، انتخابات های 94 ، دولت یازدهم ، رکود ، شبکه اجتماعی افسران جنگ نرم ، میر حسین موسوی ، مالیات ، محمد جواد ظریف ، گفتمان انقلاب ، عربستان ، بسیج ، امام حسین ، حضرت مهدی عج ، کارشکنی های آمریکا در اجرای برجام ، حقوق های نجومی ، حقوق کلان مدیران دولتی ، حامیان متعصب احمدی نژاد ، خاتمی ، داعش ، تحریم موشکی ، تحریف شخصیت امام خمینی ، ترکیه ، جدایی نادر از سیمین ، تولید ملی ، توهین های دولتمردان ، ائتلاف اصلاح طلبان ، احمد توکلی ، آمریکا ، بسته تحریم موشکی ، انتقادات به برجام ، ایرانیت ، عراقچی ، فتنه گران ، عکس ، روحانی ، دولت راستگویان ، دولت های نهم و دهم ، سعید مرتضوی ، قرارداد خرید هواپیما ، محسن رضایی ، متن برجام ، نقدینگی ، مرگ بر آمریکا ، محمد خاتمی ، قراردادهای پسابرجامی ، سیاه نمایی ، عزت ایران ، عبدالرضا داوری ، باخت اصولگرایان در تهران ، پارسی بلاگ ، آملی لاریجانی ، ادارات ، توالد ، جنبش برنمی تابیم ، تحریم های جدید ، خودروسازان ، حوادث ناشی از کار ، دوقطبی سازی ، حاشیه سازی ، حجاب ، حداد عادل ، حلقه انحرافی ، حقوق ، حسین قدیانی ، حادثه پلاسکو ، خطوط قرمز رهبری ، جدایی مشایی از احمدی نژاد ، توهین ، توصیه رهبری به احمدی نژاد ، بیداری اسلامی ، پزشک ، انتخابات خبرگان ، عدالت خواهی ، شهید ، صادرات ، سید حسن خمینی ، سمن ، سبد کالا ، سپاه ، ساده زیستی ، مداحان ، مبارزه با فساد ، متکی ، مسکن مهر ، مصافحه ظریف و اوباما ، ولایتمداری ، کرسنت ، کهریزک ، مفاسد کلان اقتصادی ، مهدی خزعلی ، نهاوندیان ، واردات ، نظارت ، لیست هاشمی ، کارگر ، قرارداد صنعت خودرو ، سال اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل ، ضرغامی ، طرفداران دولت ، شهرداری تهران ، شجریان ، شفافیت اقتصادی ، امر به معروف و نهی از منکر ، اکبر ترکان ، بازرس کار ، بانک مرکزی ، پویش اجازه نمی دهیم ، پساتحریم ، بقایی ، آیت الله جنتی ، آیت الله رئیسی ، 9 دی ، bbc ، VOA ، امام حسین (ع) ، اقتدار ایران ، اردغان ، توافق وین ، توان موشکی ، تعهد به FATF ، جهاد اقتصادی ، جعفرزاده ، جان کری ، توافق چند مرحله ای ، تشدید تحریم ها ، چادر ، حصر خانگی ، حصر سران فتنه ، حسین شریعتمداری ، حضرت علی ، حقوقهای نجومی ، خط امام ، دوقطبی های کاذب ، دبه کردن هسته ای ، ترامپ ، تصویب برجام ، تعهد دولت به کارگروه اقدام مالی ، تحریم ISA ، تجاوز سربازان آمریکایی ، بیانیه لوزان ، جام زهر ، تک فرزندی ، تهران ، توافقنامه ژنو ، اسلام ، اظهارات هاشمی درباره مجلس خبرگان ، 22 بهمن ، ادغام وزارتخانه ها ، برنامه امروز دیروز فردا ، برجام خسارت محض ، بازرسی کار ، بازار ، انگلیس ، انقلاب اسلامی ، انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم ، امام زمان (عج) ، شورای عدم تعهد ، عدالت اجتماعی ، عذر خواهی ، غیرت ، فائزه هاشمی ، فرزندان ، سالگرد برجام ، رد صلاحیت احمدی نژاد ، رفع حصر ، رویانیان ، فیش های نجومی ، فضای مجازی ، مجلس خبرگان ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
داروخانه دکتر سلیمی بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا یا صاحب الزمان (عج) سرچشمه ادب و عرفان پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) رقصی میان میدان مین همه چیز آماده دانلود آسمون آبی چهاربرج کانون فرهنگی شهدا پژواک من وآینده من عاشق آسمونی عشق در کائنات ساعت یک و نیم آن روز ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ هــم انــدیشـی دینــی رضویّون حدیث منتظران قائم (عج) تراوشات یک ذهن زیبا بادصبا یادداشتهای فانوس نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی مهاجر همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت در سایه سار ولایت فروشگاه اینترنتی پوشاک زنانه اوتیسا

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه