لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

95/12/7
9:19 ص

 

محمد مهدوی فرمحمد مهدوی فر از آن شخصیتهایی است که در فتنه 88 با فتنه گران همراه شد و به حمایت از ایشان پرداخت ولی پس از به شکست انجامیدن فتنه، مسیر خصومتش را به سمت نوشتن نامه های سرگشاده و پر از توهین و تهمت خطاب به مقام معظم رهبری تغییر میدهد و میکوشد محبوبیت ایشان را با اهدافش، تحت الشعاع قرار دهد.

محمد مهدوی فر اگر چه همواره خود را به عنوان تخریب چی و غواص دفاع مقدس معرفی میکند، اما صحبتها و حرفهایش، مخاطب را به یاد کسانی می اندازد که در عین ادعای پیروی از خط امام یا تبیین گفتمان امام، در برابر برخی آرمانهای امام ایستادند و یا دربرابرشان انحراف ایجاد کردند، چرا که تخریب چی، غواص و حتی جانبازی که در برابر ولی خود بایستد درواقع به شمر زمان شبیه است.

محمد مهدوی فر در نامه بیست و پنجمش به مقام معظم رهبری به ایشان پیشنهاد میکند قبل از این که کشور مثل سوریه دچار فروپاشی شود، یک شورای گذار با حضور شخصیتهای ضدانقلاب، سران فتنه و فتنه گران، مانند شیرین عبادی، بنی صدر، رضا پهلوی، طبرزدی، نوری زاد، خزعلی، موسوی، کروبی، فائزه هاشمی، نماینده منافقین و… تشکیل دهد و در گام اول، به اصلاح قانون اساسی که آن را ریشه تمام مشکل کشور میخواند، اقدام نماید!

مهدوی فر در نامه اش با این بهانه که حکومت مثل حکومت سوریه در معرض خطر و فروپاشی است، با ژست به ظاهر دلسوزانه، از مقام معظم رهبری میخواهد، قبل از این که دیر شود، خودشان نسبت به اصلاحات اساسی اقدام نماید! البته آنانی که با نامه های او آشنا هستند، میدانند که او در نامه هایش لحنهای مختلفی را بکار میبرد، بعضی ظاهری دلسوزانه دارند و برخی نیز لحنی تمسخرآمیز یا تهدیدآمیز دارند، اما نهایتا همه آنها در جهت تخریب مقام معظم رهبری و نظام است.

محمد مهدوی فر در حالی حرف از اصلاحات بنیادین در نظام و قانون اساسی میزند که مشخص است به اصول و آرمانهای انقلاب و حتی به منافع ملی، امنیت ملی و وحدت ملی اعتقادی ندارد که اگر داشت، از شخصیتهایی که در کشور تفرقه آفرینی کردند، به مردم تحریم تحمیل کردند، به دشمنانشان گرا دادند و از تروریستها حمایت نمودند به عنوان اعضای شورای گذار برای تغییر سرونوشت کشور و مردم یاد نمیکرد.

اعتراف مهدوی فر به این که ریشه همه مشکلات کشور را در قانون اساسی میداند، نشان میدهد که اگر او و هم طیفانش از قانون عدول میکنند ناشی از قبول نداشتن قانون است و این یعنی که ایشان هرجایی که قانونی را قبول نکنند دربرابر آن می ایستند چرا که اعضای پیشنهادی وی برای شورای گذار، از همان ابتدای انقلاب، قانون اساسی را که با اکثریت قریب به اتفاق آرا تصویب شد را برنتابیدند و ساده لوحانه است که کسی بیندیشد ایشان امروز به قوانین جدید پایبند خواهند بود.

محمد مهدوی فر در حالی نظام را مانند سوریه در معرض فروپاشی میخواند که حتی سوریه هم دچار باوجود سالها تنشها و هجمه های خارجی، مورد فروپاشی قرار نگرفت و به گواهی شواهد غیرقابل انکار، همین تنشهای موجود نیز ناشی از نقشه خصمانه آمریکا، غرب و برخی کشورهای عربی است و با این وجود نظام سوریه همچنان ایستاده است، پس چگونه ایرانی که هر ساله انتخاباتهای با مشارکت بالا برگزار میکند و هنوز مردم به پای انقلاب ایستاده اند را در معرض فروپاشی میخواند؟!

محمد مهدوی فر، جمهوری اسلامی ایران را در معرض فروپاشی میخواند در حالی که جمهوری اسلامی ایران دربرابر فتنه ای بزرگ که حتی ابعاد کوچکترش، مستحکم ترین کشورها را به زانو در میاورد، در نتیجه حمایت و همراهی مردم، سربلند بیرون آمد. نظامی که در برابر کودتاهای مختلف اعم از نظامی یا مخملی، تحریمهای به اصطلاح فلج کننده، 17 هزار ترور، جنگ تحمیلی و…، همچنان با صلابت ایستاده و از حمایت مردم برخورد است با چه منطقی باید در معرض سقوط خوانده شود؟!

نکته دیگر این که مهدوی فر که امروز با ظاهری دلسوزانه، سوریه را نشان میدهد تا نظام به تغییرات اساسی آن هم براساس نظرات دشمنان خونی انقلاب تن دهد، همان کسی است که سردار سلیمانی را بابت حضورش در سوریه و ایستادن در برابر معارضان به شدت مورد شماتت قرار داد! او همان کسی است که خودش در سال 88 در زمره فتنه گران و خروج کنندگان از نظام قرار گرفته بود و ژست دلسوزانه از چنین فردی چقدر مضحک مینماید.

در واقع توصیه های محمد مهدوی فر نه از روی دلسوزی، بلکه از روی عصبانیت است، عصبانیت از نظامی که در برابر فتنه ها مستحکم و در برابر هجمه ها مقاوم ایستاده است و حالا که روشهای سخت، نرم، مخملی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی نتوانسته اند در برابر اقتدار نظام جمهوری اسلامی کاری به پیش ببرند، با متلک و طعنه میکوشند خود و هم طیفانش را امیدوار و در باور و ایمان مردم شک و تردید ایجاد کنند.


nazokbin

95/12/7
9:15 ص

عبدالرضا داوری فرد رسانه ای حلقه انحرافیعبدالرضا داوری فرد رسانه ای حلقه انحرافی عبدالرضا داوری، مسئول رسانه ستاد انتخاباتی مشایی در سال 92 و فعالترین فرد رسانه ای حلقه انحرافی است. مدتیست داوری کانال شخصی و کانالهای تحت مدیریت خود را به کانون تبلیغات ستاد انتخاباتی زودهنگام بقایی تبدیل کرده است. او این بار پس از اعلام نامزدی بقایی قاطعانه پیش بینی کرده است که امکان ندارد او ردصلاحیت شود چرا که این که ردصلاحیت بقایی به معنی تلاش نظام برای مهندسی انتخابات و حتی حفظ روحانی است!

البته پیش بینی عبدالرض داوری با اظهارات قبلی وی که بارها از حذف روحانی توسط مجموعه نظام صحبت کرده بود و در مخالفت با ردصلاحیت روحانی هم قلم فرسایی کرده بود، در تعارض آشکار است. اساساً داوری در خصوص رد صلاحیت افراد چه دوست و چه رقیب، پیش‌بینی‌های قاطعانه و غلطی داشته است که به نظر میرسد بیش از این که پیش بینی حساب شوند، تلاش برای ایجاد جنگ روانی باشند که بد نیست نگاهی به برخی از این پیش‌بینی‌ها از سال 92 تا 96 بیندازیم:

عبدالرضا داوری قبل از انتخابات 92:

«اگر شایعات مربوط به کاندیداتوری آقای مشایی را دنبال کنید اتفاقا خواهید دید مخالفان دولت این شایعات را مطرح می کنند در واقع بنده بر اساس اطلاعاتی که دارم هیچگونه تصمیمی در خصوص کاندیداتوری آقای مشایی از سوی دولت اتخاذ نشده است»

«دلیلی ندارد که ایشان(مشایی) رد صلاحیت شود در واقع شورای نگهبان بر اساس چه دلیل و برگه‌ای می خواهد مشایی را رد صلاحیت کند.»

عبدالرضا داوری درباره انتخابات 94:

«معتقدم به احتمال بسیار در انتخابات مجلس خبرگان، آقای هاشمی رفسنجانی سال آتی رد صلاحیت می‌شود و همین کرسی معمولی در مجلس خبرگان را هم از دست خواهند داد.»

عبدالرضا داوری درباره انتخابات 96:

«انتشار اخبار اخیر درباره “نهی از کاندیداتوری” رئیس جمهور سابق، بخشی از مقدمات پروژه “حذف” حسن روحانی است»

«برای حذف آقای روحانی هم برنامه و پروژه دارند»

«قطار انتخابات96، با انصراف احمدی‌نژاد به ایستگاه حذف روحانی رسید»

«ردصلاحیت آقای روحانی بعنوان رییس جمهور مستقر که تنفیذ رهبری را دارد وفق قانون میسر نیست مگر آنکه به وی به مانند احمدی نژاد به او هم توصیه شود که در انتخابات ثبت نام نکند»

«صلاحیت مهندس بقایی در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو، از سوی شورای محترم نگهبان قطعا تائید خواهد شد»

«تنها پیام سیاسی ردصلاحیت مهندس بقایی، تلاش حاکمیت برای ابقای حسن روحانی و ریاست جمهوری مجدد اوست.»

«تردید ندارم که بامداد شنبه 30 اردیبهشت 96 را با خبر پیروزی مهندس حمید بقایی در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری آغاز خواهیم کرد»

همانطوری که در مقدمه بیان شد، پیش بینیی های قاطعانه عبدالرضا داوری به عنوان فرد رسانه ای حلقه انحرافی و تناقضات موجود در آنها، نشان میدهد که او بیش از این که در پی پیش بینی مسائل باشد، میکوشد با این پیش بینی ها و انتشار گسترده آنها، فضا را متأثر نماید. اگر چه داوری در ایجاد جنگ روانی فردی قهار است، لیکن سیاستهای فریبکارانه به صورت درازمدت پاسخگو نیستند و به تدریج تعارضات موجود در مهره های حلقه انحرافی که درپی هزینه تراشی برای نظام و تخریب وجهه نظام و نهادهای انقلابی اعم از شورای نگهبان، سپاه پاسداران و حتی شخص مقام معظم رهبری هستند، بیشتر خود را آشکار مینماید.


nazokbin

95/12/7
9:11 ص

نامزدی بقاییهمانطوری که 65 روز پیش نوشتم، احمدی نژادیها از تحمیل هزینه به نظام، مردم و رهبری دست برنخواهند داشت و همانطوری که قبلاً عرض کردم این جریان بسیار میکوشد علاقمندان خود را تا آخرین روز انتخابات و پس از آن مدیریت کند تا در نهایت با هدف رئیس جمهور شدن احمدی نژاد در سال 1400، این دوره را به روحانی واگذارند و از پیروزی نامزدی که در سال 1400 هم بتواند نامزد انتخابات باشد جلوگیری نمایند. به این منظور با نامزدی بقایی که از رد صلاحیت وی مطمئن هستند میکوشند تا پس از رد صلاحیت احتمالی وی، باب مظلوم نمایی را باز کنند و حامیان خود را با این ادعا که انتخابات آزاد نیست و یا این که سایر گزینه ها جملگی مثل هم ناکارآمد و غیرانقلابی هستند، مردم را از حضور در انتخابات مأیوس نمایند تا با کاهش مشارکت اقشار محروم جامعه، هم انتقام عدم حضور احمدی نژاد را از نظام بگیرند و هم به روحانی برای پیروزی در انتخابات پاس گل بدهند.

و اما همه اشتراکات جریانات اصلاح طلب و اعتدالی با حلقه پیرامون احمدی نژاد، منافع مشترک در انتخابات اخیر و عامل نامزدی بقایی نیست، نگاهی به تفکرهای این سه طیف نشان میدهد که اگر چه هر سه این تفکرات به لحاظ شیوه حکومت داری و مسائل اقتصادی و اجتماعی با هم بعضا در تعارضات آشکار قرار دارند، اما در یک نقطه به اشتراک رسیده اند، این سه بر این اشتراک نظر دارند که تا جایگاه ولایت فقیه قدرتمند و قدرت اول کشور باشد، نمیتوانند اهداف خود را در کشور پیاده کنند و این طور است که اصلاح طلبان متظاهر به علاقه به دموکراسی و اعتدالیون انحصارطلب که هر دو به لحاظ اقتصادی تفکرات سرمایه داری دارند، میکوشند با طیف حلقه احمدی نژاد که اکنون با شعار جدید ملی انقلابی و با ترکیب الگوهایی مثل چاوز، کاسترو، چگوارا، کوروش و بزرگمهر، با گرایشهای مارکسیستی هستند، بتوانند بر مهار قدرت ولایت فقیه از طریق تضعیف نیروهای حزب اللهی، ولایی و انقلابی به همکاری برسند.


nazokbin

95/12/7
9:8 ص

آشتی ملیپس از حضور پرشور مردم ایران در راهپیمایی 22 بهمن و بیانات مقام معظم رهبری در جمع مردم آذربایجان شرقی درباره عبارت «آشتی ملی» که اخیرا از سوی برخی افراد دانسته یا ندانسته برای بازگرداندن فتنه گران به عرصه سیاسی کشور بیان شد، توهینهای زیادی به انقلاب و رهبری از سوی رسانه های عصبانی ضدانقلاب و مبدعان این واژه بیان شد که اولین پیام این هجمه ها این است که اساساً چیزی به اسم پشیمانی، ندامت و عذرخواهی در این طیف وجود ندارد که به تکرار نکردن آن بتوان امیدوار بود.

میرحسین موسوی در حالی که هنوز برخی صندوقها در حال رأی گیری بودند، مصاحبه کرد و گفت با فاصله بالا پیروز قطعی انتخابات شده است و این خطی بود که در روز انتخابات افراد دیگری مثل عفت مرعشی و محمد خاتمی هم تکرار کرده بودند، این در حالی بود که نتیجه انتخابات با باخت با اختلاف زیاد موسوی تمام شد و این یعنی ادعای موسوی یک تقلب 11 میلیونی نبود بلکه تقلبی با حدود 2 برابر این اختلاف بود و این در حالی است که باور یک تقلب حدود 20 میلیونی که هیچ سند و مدرکی از آن به جا نمانده باشد بسیار مضحک به نظر میرسد و به خوبی دروغگویی سران فتنه را به اثبات میرساند.

مقام معظم رهبری بسیار تلاش کرد از طریق دیدار حضوری با نمایندگان مدعیان تقلب و فرستادن نماینده برای صحبت با مدعیان تقلب گسترده، ایشان را به مسیر قانون، آرامش و آشتی با نظام دعوت کند، اما ایشان برای نظام تعیین تکلیف کردند که بدون ارائه مستندات و طی مسیر قانونی، انتخابات را ابطال کند و سپس آنطوری که آنان میخواهند انتخابات مجدد برگزار کند و برای اجرایی شدن این بدعت عجیب و خطرناک، تلاش کردند مردم را با دروغ و فریب در خیابان نگه دارند.

سران ملعون فتنه کوشیدند تا همراهی بیگانگان را برای تحمیل فشارهای بیرونی با تهدید و تحریم جلب کنند که در این خصوص بعدها مقامات آمریکایی از نامه نگاری ایشان هم خبر دادند و افرادی مثل فائزه هاشمی و مهدی هاشمی هم سخنانی مبنی بر تلاش برای تخریب سیاست خارجی و تحمیل تحریم به کشور سخن گفتند. ایشان نه تنها با مشاهده برق نگاه دشمنان کمین کرده انقلاب، بازهم حاضر به پذیرش آشتی با نظام نشدند، بلکه رسماً به امید دشمنان تبدیل شدند.

فتنه گران بسیار کوشیدند بر پایه دروغ تقلب بزرگ، مردم را دربرابر هم قراردهند که البته این تفرقه افکنی تا مدتی حتی در سطح برخی خانواده ها هم مؤثر بود، چرا که برخی افراد تا مدتی ادعای تقلب را محتمل دانسته بودند، اما به تدریج که گرد و غبار فتنه فروکش کرد و بی منطقی و عدم حسن نیت فتنه گران و سوءاستفاده دشمنان خارجی و حمایتشان از فتنه گران و پوچ بودن ادعای فتنه برای اکثریت مردم اثبات شد، تنش در خیابانها و خانواده ها مرتفع شد.

نکته اینجاست که اگر چه فتنه آسیبها و لطمات بسیار زیاد و بعضا جبران ناپذیری را به منافع ملی، وحدت ملی و امنیت ملی وارد کرد، لیکن مردم زمانی به صورت یکپارچه دربرابر فتنه و حامیانشان ایستادند که جسارت فتنه گران به امام حسین(ع) در روز عاشورا رخ داد، زمانی که مردم نسبت به دروغ بودن ادعای تقلب وقوف یافته بودند و از وقاحت بی حد و مرز فتنه گران حتی نسبت به ارزشها و مقدسات اطمینان یافته بودند.

جالب این که حتی پس از اعلام انزجار مردم از فتنه و فتنه گران در یوم الله 9 دی 88، بازهم سران فتنه محدود نشدند بلکه ایشان در بهمن 89 و پس از این که از تتمه حامیان خود دعوت کردند تا از فتنه سوریه که هنوز ابعاد آن آشکار نشده نبود، الگو بگیرند و همان مسیر را در ایران پی بگیرند که در این موقعیت، شورای عالی امنیت ملی طبق اصل 176 قانون اساسی با اطمینان از این که فتنه گران دست از آتش افروزی برنخواهند داشت، حکم به محدودیت و حصرشان میدهد.

امروز دولتی بر سرکار است که برخلاف ادعاهای اولیه شان در محکوم کردن فتنه، رابطه خوبی با برخی فعالان فتنه دارد ولی همچنان خبری از هیچ سندی درباره تقلب ادعایی نیست و امروز برخی از همین دولتمردان نیز لفظ «آشتی ملی» را تکرار میکنند تا راه آنها را برای ورود به عرصه سیاسی کشور باز نمایند! درواقع ادعای «آشتی ملی» از سوی آنها که به منافع ملی، وحدت ملی و امنیت ملی رحم نکردند، تنها یک راهبرد است و نه عزمی برای بازگشتن به مسیر قانون و انقلاب.

در پروژه «آشتی ملی»  سران خائن فتنه میکوشند تا حالا که خلاء هاشمی باعث تضعیفشان شده است، وانمود کنند مردم دچار تنش، تفرقه و قهر هستند و راه آشتی دادن مردم هم این است که خائنان مجوز ورود به عرصه قدرت را پیدا کنند! در صورتی که اساساً همین خائنان، به خاطر عدم احترام به رأی اکثریت مردم در انتخابات 40 میلیونی که نماد وحدت بود، عامل وحدت شکنی و تفرقه افکنی شدند و بازگرداندن این تفرقه افکنان به عرصه مدیریت کشور تنها امکان تفرقه افکنی و وحدت شکنی ایشان را دوباره ایجاد مینماید.

در تحلیل فتنه و افشای پروژه کذایی «آشتی ملی» اما نباید اشتباه کرد؛ اصل، ماهیت و اهداف فتنه است و فرع اقداماتی که در عرصه میدانی رخ داد، این که در این درگیریها بسیجی را لخت کردند، چادر از سر  زنان کشیدند، حرمت عاشورا را نگه نداشتند، شعار علیه نظام و رهبری دادند، عکس امام را پاره کردند یا از سوی دیگر، واقعه زشت کهریزک و برخی برخوردهای خشن که بین دو طرف رخ داد، اگر چه بسیار تلخند، اما در برابر بزرگی فتنه، فرع هستند؛ فرعهایی که شاید بیشتر احساسات مردم را برانگیخت، اما در برابر ابعاد خیانت و خسارتی که سران فتنه با لجاجت بر تهمت بزرگ تقلب، تحریک حامیان خود، کمک به دشمنان خارجی و بعضاً استمداد از ایشان، به کشور وارد کردند، قابل قیاس نیست.


nazokbin

95/12/7
9:4 ص

محمدرضا باهنربرخی از افرادی که مدام میخواهند به خاطر مواضع برخی حامیان جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی به خصوص آقای محمدرضا باهنر ، کلیت این جریان را زیر سؤال ببرند و مدام میگویند چرا جمنا از این افراد اظهار برائت نمیکند که برای این دوستان انقلابی، از پاسخ مقام معظم رهبری به سوال دانشجویان درباره اظهارات قابل انتقادِ برخی از منصوبین ایشان، وام میگیرم، ایشان در تاریخ 94/4/20 در جمعی از دانشجویان گفت:

«یک نکته‌ی دیگر گفتند که کسانی به عنوان نماینده‌ی رهبری از زبان رهبری حرف میزنند. خب، من خودم هنوز که الحمّدلله زبانم از کار نیفتاده؛ حرف خود من که مقدّم به حرف آنها است. آنچه من میگویم، حرف من آن است؛ کسانی هم که حرف میزنند -نمایندگان رهبری و منصوبین رهبری و مانند اینها که تعداد زیادی‌اند- از قول رهبری نمیگویند؛ این را توّجه داشته باشید. در همین مسئله‌ای که بالخصوص اسم آوردند، آن کسی را که اسم آوردند، آن کس حرف خودش را زده بود؛ از زبان رهبری چیزی نگفته بود. بنده هم حرف خودم را زدم؛ هم قبل از آن، هم بعد از آن؛ خب، شما حرف من را از خود من بشنوید. بله، ممکن است یک نفری جزو منصوبین رهبری هم باشد، درباره‌ی فلان مسئله یک عقیده‌ای خلاف رهبری هم داشته باشد، هیچ اشکال ندارد؛ این‌جور چیزی هم هست. خیلی از همین آقایان محترمی که منصوبین رهبری‌اند، در فلان مسئله‌ی خاصّ سیاسی یا اجتماعی یا اعتقادی ممکن است عقیده‌شان غیر از عقیده‌ی رهبری باشد؛ ما این را اشکال ندانستیم؛ عمده برای ما جهت‌گیری‌های کلّی است، جهت‌گیری‌های انقلابی است. والّا در هر مسئله که ما نمی‌نشینیم هماهنگ کنیم که ببینیم در فلان مسئله نظر ما یکی هست یا نیست؛ خب، او نظر خودش را گفته. این هم نمیشود که من هرجا هرکسی از نمایندگان ما یک چیزی گفت، ما فوراً بگوییم آقا! شما، این را غلط گفتید، این را درست گفتید، روابط عمومی اعلان کند؛ این هم نمیشود.»

البته همانطوری که بیان شد، موضع فوق برای شرایطی است که یکی از منصوبین یا نزدیکان رهبری، نظر شخصی خود را در خصوص مسئله ای بیان نماید، مثل برخی مواضع غلط و جنجالی که این روزها از محمدرضا باهنر درباره مرحوم هاشمی، روحانی و خاتمی شنیده ایم؛ البته مقام معظم رهبری در جایی که کسی از قول ایشان موضعی خلاف واقع بگیرد، حتماً واکنش نشان میدهند که در ادامه سخنان فوق در همان تاریخ، ایشان میفرمایند:

«بله، اگر از قول حقیر، کسی چیزی بگوید و به گوش من برسد و خلاف باشد، ما به خود او بلافاصله تذکّر میدهیم؛ مکرّر اتّفاق افتاده؛ تذکّر دادیم، گفتیم که شما خودتان این را اصلاحش کنید، آن طرف هم اصلاح کرده. مصلحت نمیدانم که اگر یک کسی یک چیزی گفت، ما هم اینجا برداریم یک اعلامیّه بدهیم که فلان کس غلط کرد این حرف را زد؛ اینکه نمیشود. هرجا برخلاف نظر ما -البتّه از قول من؛ اگر از قول خودش گفته باشد، نه- از قول من چیزی گفته باشد، اطّلاع میدهیم و میگوییم آقا! این را شما از قول ما، شنیدیم گفتید و باید خودتان اصلاح کنید. این هم این مطلب.»

خب حالا اگر موضع گیری فوق را مدر نظر داشته باشیم، میبنیم که امثال محمدرضا باهنر ، هیچ سمتی در جبهه مردمی نیروهای انقلاب ندارند و مانند بسیاری از افراد سرشناس دیگر، از جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی حمایت کرده است و مسلما اختیار دارد درباره نظرات خودش در مسائل مختلف موضع گیری نماید و این توقع که در برابر هر موضع او، جمنا موضع گیری نماید غیرمنطقی است و حتی با سیره مقام معظم رهبری نیز در تناقض است، حال این که مواضع رسمی جمنا و مؤسسین آن، دارای عیار انقلابی مناسبی در حوزه های مختلف است.


nazokbin

95/12/7
9:1 ص

محمود صادقی اختیارات ولی فقیهاخیراً محمود صادقی نماینده لیست امید در دانشگاه خواجه نصیر در انتقاد به برخی اظهارات ائمه جمعه درباره اختیارات ولی فقیه گفت:
«بعضی از ائمه جمعه در خطبه‌هایشان آبروی اسلام را برده‌اند و میگویند که ولی فقیه میتواند زن تو را طلاق دهد و او را از تو بگیرد! آیا خجالت نمیکشند این حرفها را می‌زنند؟! کجا ولی فقیه چنین اختیاری دارد؟! ولی فقیه حافظ ناموس و اموال مردم است. این برداشتهای غلط است که آبروی اسلام را برده و ما اکنون نمیتوانیم در مقابل این نسل جوان از آن دفاع کنیم»

1- آیا اگر زنی از شوهرش طلاق بخواهد یا پدری مانع ازدواج دخترش شود، حاکم شرع اختیار ندارد حکمی برخلاف نظر آن شوهر یا این پدر بدهد؟! مطمئنا میتوند و این در حالی است که اختیارات حاکم شرع تنها شمه ای از اختیارات ولی فقیه است؟! پس این که ولی فقیه بتواند در مواردی مثل صدور حکم طلاق اعمال نظر کند، امر عجیب و غریبی نیست، لیکن هر جایی که اختیار و حقی تعریف شده است، مسئولیت و تکلیفی هم وجود دارد و این طور نیست که ولی فقیه بدون حجت شرعی از اختیاراتش در هر راهی استفاده کند. در واقع اشتباه محمود صادقی در همین جا است که بین اختیار داشتن و اقدام کردن هیچ تفاوتی نمیبیند!

2- ضمناً همانطوری که ولی فقیه حافظ ناموس و اموال مردم است، عادل و فقیه هم هست و این طور نیست که ظالمانه از اختیاراتش استفاده کند، دایره اختیارات ولی فقیه به زعم بسیاری از علمای بزرگ به اندازه دایره اختیارات رسول الله است و اگر هم برخی از علما اختیارات ولی فقیه را کمتر از حضرت رسول بدانند، این یک اختلاف علمی و فقهی است و این طور نیست که این علما و بزرگان به خود حق بدهند نسبت به یکدیگر مواضع زشت و توهین آمیزی مثل آن چه که محمود صادقی گرفته است بگیرد.

3- این که محمود صادقی نمیتواند در محضر جوانان از اسلام دفاع کند، بیش از هر چیزی، ریشه در بی سوادی و باورهای ضعیف خود او دارد، چرا که وقتی کسی خودش نسبت به مبانی و مفاهیم اسلامی دچار اشکال باشد، هرگز نخواهد توانست به اشکالات و شبهات دیگران پاسخ بگوید و چه بسا اگر محمود صادقی از پس سوالات و اشکالات خودش بر می آمد، هرگز لباس روحانیت را از تن به در نمیکرد و البته او نه تنها اهل پاسخگویی به شبهات نیست بلکه مثل همین اظهارات وی، برای دیگران شبهه هم میسازد.

4- علامه مصباح درباره همین خصوص میفرمایند: «ما هنوز مسائل بنیادی خود را درست حل نکرده‌ایم، واقعاً‌ در چه چیزهایی شبهه می‌اندازند!‌ اگر ولی فقیه گفت باید زن خود را طلاق بدهی! آخوند در خانه خود نشسته به من می‌گوید برو زنت را طلاق بده! چنین چیزی در عالم اتفاق افتاده یا نه!؟ و اصلاً جای إعمال ولایت فقیه مگر این جاست؟! ولایت‌فقیه یک مساله اجتماعی است و بر اساس مصالح اجتماعی باید امر و نهی بکند، این چه ربطی دارد که بگوید تو زنت را طلاق بده یا نده؟! این‌ها را هو میکنند که ولی‌فقیه این گونه است؛ پس چه دیکتاتوری از این بالاتر؟! این‌گونه مسائل، نه ابعاد آن درست بیان شده، نه حل شده و نه فرصتی داده شده است. 40 سال گذشت اما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم!»


nazokbin

95/12/7
8:55 ص

بازاریابی شبکه ایبازاریابی شبکه ای و نظر شورای نگهبان در خصوص آیین نامه اجرایی چگونگی صدور و تمدید پروانه کسب و نحوه نظارت بر افراد صنفی در فضای مجازی، باعث ایجاد حواشی شده است که لازم میدانم در این خصوص توضیحاتی را بیان نمایم:

بازاریابی شبکه ای یک فعالیت تجاری واقعی برای توزیع کالا و خدمات مورد مصرف مردم در بازار است؛ نه برای فروش محصولات موهوم یا نمادینی مثل آنچه که در شرکتهای هرمی به اعضا داده میشود و هیچ استفاده ای برای مصرف کننده و ارزش افزوده ای برای جامعه ایجاد نمیکند. تجارت در فضای مجازی و ابعاد آن، ایجاد میکرد تا فعالیتهای اقتصادی مجاز و غیرمجاز در فضای مجازی مشخص شوند که این مسئله از طریق آیین نامه مصوب وزارت صنعت صورت گرفت.

با توجه به این که حکومت اسلامی نمیتواند برای یکایک قوانین از مراجع مختلف استفتاء بگیرد و بر اساس نظر همه آنها نیز عمل کند، قانون اساسی که به تأیید مردم و امضای ولی فقیه وقت، حضرت امام خمینی(ره) و سپس امام خامنه ای رسیده است، تکلیف انطباق قوانین با شرع را به فقهای شورای نگهبان سپرده است تا براساس اجماع نظر ایشان، مقررات تأیید شوند؛ هرچند ممکن است در مقام عمل، بعضاً مواردی از سوی مجریان به درستی رعایت نشوند.

فقهای فعلی شورای نگهبان، آیات جنتی، مؤمن، شب‌زنده‌دار، هاشمی شاهرودی، یزدی و مدرسی‌ یزدی هستند و فقهای بزرگوار دیگری مثل آیات صافی، امامی کاشانی، مهدوی کنی، خزعلی، صادق لاریجانی و… نیز قبلاً در آن حاضر بودند که منتخبین رهبران عظیم الشأن ایران بوده اند و عدم انتشار رساله از سوی برخی از ایشان اصلا به معنی پایین بودن درجه فقاهت ایشان نباید تلقی گردد.

باتوجه به تکلیف و تخصص شورای نگهبان درخصوص انطباق قوانین با شرع مبین اسلام، انطباق آیین نامه مصوب وزارت صنعت در خصوص بازاریابی شبکه ای، از شورای نگهبان استعلام شده است که این شورا براساس اجماع فقهی فقهای این شورا، آیین نامه مربوطه را غیرشرعی ندانسته است و جالب این که حتی مقام معظم رهبری که از مراجع مسلم هستند، نظر شورای نگهبان در این خصوص را مرجع و صائب دانسته اند.

البته بدیهی است که هر مسلمانی که فقیه نیست، مکلف به تقلید و تبعیت از مرجع تقلید خود در حوزه های شخصی (غیرحکومتی) میباشد ولی معرفی فتوای مراجع بزرگوار به عنوان حکم حکومتی در حکومت اسلامی که ذیل نظر ولی فقیه و با شؤون مصرح در قانون اساسی اداره میشود، با توجه به تعدد مراجع عظام و اختلاف فتواهایشان، امری منطقی، عملی و قانونی به نظر نمیرسد و موجب سردرگمی مقننان و مجریان میگردد.


nazokbin

95/12/7
8:53 ص

سران فتنهآقای سلیمی نمین ، مهمان برنامه جهان آرای امشب، با موضوع حصر سران فتنه بودد که کوشید تا لفظ سران فتنه را به دشمنان خارجی معطوف کند و جرم ایشان را به خودخواهی و غرور تقلیل دهد و درباره رفع حصر سران فتنه مشروط به توبه علنی توجیهاتی بیان کرد و  آقای احمدی نژاد را در تحریک فتنه گران مؤثر خواند که نسبت به تحلیلهای وی بیان سه نکته را ضروری میدانم:

بازندگان انتخابات شاید تا زمانی که هنوز قادر به درک تبعات حرکتشان نبودند سران فتنه نبودند، اما وقتی با وجود مشاهده آب دهان و برق چشمان دشمن و ایراد خدشه به منافع ملی، امنیت ملی و وحدت ملی به رفتار زیان بار خود ادامه دادند، دیگر سران فتنه بودند. برعکسِ آقای سلیمی نمین که اصرار دارد بگوید همان دشمن خارجی، سران فتنه هستند، ولی ادغام این دو نمیتواند منطقی باشد، فتنه ها غالبا از سوی کسانی رخ میدهد که از داخل ضربه میزنند، همانطوری که یاران بزرگ پیامبر(ص) مانند طلحه و زبیر، فتنه جمل را شکل داند و نه کفار! به خصوص که مقام معظم رهبری نیز قبلاً از واژه سران فتنه برای همین افراد استفاده کرده اند که این مسئله توجیهات آقای سلیمی نمین را باطل نمود.

درباره نقش آقای احمدی نژاد در فتنه، اعتقاد دارم که اگر چه ایشان اساساً شخصیتی دوقطبی ساز هستند و دوقطبی هایشان هم برخلاف تنها دوقطبی مورد سفارش مقام معظم رهبری که دوقطبی انقلابی و ضدانقلابی (و نه حتی انقلابی و غیرانقلابی) است، دوقطبیهای فقیر و غنی یا احمدی نژاد و هاشمی بوده است، لیکن خیانت و خسارات فتنه را این قدر واضح و سنگین میدانم که نمیتوانم هیچ کسی جز سران فتنه را در آن مقصر و حتی قاصر معرفی کنم و آنچه که امثال علی مطهری و سلیمی نمین به عنوان «تحریک های احمدی نژاد درباره فتنه گران» از آن یاد میکنند، در برابر واکنشی که میتوانست از سوی سایر گزینه ها در صورت برنده شدنشان سربزند را ناچیز میدانم؛ کما این که میرحسین موسوی یک روز قبل از انتخابات در مصاحبه با مجله تایم، از تغییرات برگشت ناپذیر در انقلاب صحبت کرده بود!

نکته ای که آقای سلیمی نمین واقعا کوشید به آن پاسخ نگوید، علت تقارن فوت هاشمی، نزدیکی به انتخابات 96 و طرح اصطلاحاً «آشتی ملی» بود که او نهایتاً اینها را باهم مرتبط دانست ولی به لزوم یک توبه علنی بستنده کرد چرا که به زعم او، ایشان فعلاً قصد نامزدی در انتخابات را ندارند! فارغ از این که سران خائن فتنه هنوز جرأت و جسارت توبه و عذرخواهی علنی از نظام و مردم را نداشته اند، این هم قابل قبول نیست که این توبه امکان بازگشت ایشان به سطوح بالای سیاسی را باز کند، بلکه این توبه نهایتا فقط باید بتواند مسیر زندگی عادی اجتماعی و سیاسی را برای ایشان هموار کند ولی امکان تأثیر گذاری زیاد بر امور کشور توسط افرادی که بی ظرفیتی و عدم التزامشان به قانون اساسی و ولایت فقیه را در تنگناها به وضوح نشان دادند، یقیناً نمیتواند حکیمانه و به نفع کشور باشد.


nazokbin

95/11/25
9:42 ع

جمنا جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامیبرخی از دوستان عزیز انقلابی سوالی مطرح میکنند مبنی بر این که چرا جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی ، «مردمی» نامگذاری شده است؟ که در پاسخ به این دوستان باید معنی «مردمی» بودن را در خصوص این جبهه درست متوجه شد:

1- اگر مردمی بودن را به این معنی بگیریم که تمام اعضای این جبهه توسط مردم و یا همه نیروهای انقلابی انتخاب شده اند که بعید میدانم مؤسسان آن نیز چنین ادعایی داشته باشند و حداقل با تشکیلات نوپای فعلی تحقق چنین امری میسر به نظر نمیرسد، اما اعضای این جبهه، توسط معتمدین جریان انقلابی معرفی شده اند و مقبولترین افراد انقلابی حوزه های خود هستند، ولی از آنجا که در اهداف این جبهه آمده است که برای پس از انتخابات هم برنامه دارند، میتوان منتظر مکانیزمهای مردمی تری برای شناخت یکایک اعضای این جبهه در انتخاباتهای بعد بود.

2- «مردمی» بودن میتواند در برابر «حزبی» بودن هم معنی شود که این معنی برای جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی صادق تر است، چرا که برخلاف ائتلافهای گذشته، هیچکدام از اعضای کشوری و استانی این جبهه، نمایندگان احزاب نیستند و از احزاب هم درخواست نشده است که نماینده ای معرفی کنند و اگر هم معدود افراد حزبی در این جبهه حضور دارند، تنها براساس شایستگی های انقلابی شخصی خود بوده است، نه این که نماینده و مأمور تحقق اهداف دیکته شده از سوی احزاب خود بوده باشند.

3- وقتی اعضا و شیوه شکل گیری یک ائتلاف به صورت حزبی باشد، مسلماً اهداف این ائتلاف نیز حزبی خواهد بود و اعضای آن نیز به فکر تأمین منافع احزاب خود خواهند بود و علماً شائبه سهم خواهی برای چنین ائتلافی ایجاد میشود ولی با توجه به ماهیت شکل گیری و اعضای غیرحزبی در جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی، اهداف این جبهه حل مشکلات و دغدغه های اصلی مردم، مثل معیشت و اشتغال، با توجه و عنایت به اصول و آرمانهای انقلاب اسلامی خواهد بود.

در واقع جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی را از این جهت مردمی نامیده اند که اولاً اعضای آن، افراد مقبول و معتمد قاطبه مردم و نیروهای انقلابی حوزه های خود هستند، ثانیاً اعضای تصمیم گیر این جبهه نمایندگان احزاب نیستند و ثالثاً اهداف این جبهه، حزبی نیست و حل مشکلات و دغدغه های مردم است.


nazokbin

95/11/25
9:31 ع

سخنرانی روحانی در 22 بهمن

سخنرانی روحانی در 22 بهمن امسال حاوی مطالب عجیبی بود، ایشان به 3 پیامد برجام افتخار کردند که در واقع تنازل بودند و اگر مایه شرمساری تلقی نشوند، مایه افتخار هم نیستند. رئیس جمهور به واردات کیک زرد، صادرات آب سنگین و ارتقای رآکتور اراک افتخار کردند و این در حالی است که:

1- واردات کیک زرد افتخار نیست چرا که ما مجاز نیستیم بیش از 300 کیلوگرم اورانیوم غنی شده داشته باشیم و باید بیش از آن را بدهیم و به جایش کیک زرد (که ماده اولیه برای غنی سازی است) بگیریم؛ آن هم در شرایطی که 11 تن محصول (اورانیوم غنی شده) را در ازای 197 تن ماده اولیه (کیک زرد) از کشور خارج کردیم!

2- براساس برجام، افزایش آب سنگین کشور از 143 تن، نقض برجام است و از این رو ناچاریم مازادش را به هر شکلی و با هر قیمتی چه با فروش و چه مجانی از کشور خارج کنیم. اخیراً 11 تن آب سنگین را بدون مشتری و فعلاً به صورت مجانی به عمان فرستادیم تا شاید بعدها بتوانیم آن را بفروشیم و احتمالا در این مدت باید برای نگهداری آن، هزینه هم پرداخت کنیم!

3- دولت برخلاف شروط 9 گانه مقام معظم رهبری در اجرای برجام، بدون انعقاد قرارداد مطمئن برای بازطراحی و بازسازی قلب رآکتور اراک، آن را بتون کرد و هنوز هم نتوانسته است چنین قراردادی ببندند. روحانی فعلاً به ارتقای چیزی افتخار میکند که هنوز برای طراحیش قرارداد نبسته است! آن هم تغییراتی که رآکتور اراک نتواند اکسید اورانیوم طبیعی را مستقیماً به اورانیوم غنی شده تبدیل کند!

شاید علت این سخنرانی روحانی در 22 بهمن این است که برجام در رفع تحریمها، ممانعت از وضع تحریمهای جدید و گردش چرخ اقتصاد کشور تقریبا هیچ اثر قابل مشاهده ای نداشته باشد. در واقع او ناچار است با دستاوردسازی درباره تنازلهای هسته ای یا رفع سایه جنگ، یا استفاده از عباراتی مثل آفتاب تابان، ابر شتابان، هوای پاک و باغ سیب و گلابی، برجام و ادامه راه تنازل را توجیه پذیر نماید.


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
سیاسی ، دولت ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، صدا و سیما ، هاشمی رفسنجانی ، تورم ، رسانه ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، اعتقادی ، مشایی ، تحریم ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، عدالت ، قوه قضاییه ، برجام ، انقلابی ، تولید ، اقتصادی ، آمریکا ، مجلس ، علی لاریجانی ، رابطه با آمریکا ، گیلان ، بصیرت ، رشت ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، استاد مصباح ، خانواده ، غرب ، فرهنگی اجتماعی ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انقلاب ، هاشمی ، بانک ، سران فتنه ، مذهبی ، مهدی هاشمی ، جبهه پایداری ، سعید جلیلی ، علی مطهری ، کارمند ، شورای نگهبان ، مسکن مهر ، اجرای برجام ، اصلاح طلبان ، تحلیل های اقتصادی ، سوریه ، امام خمینی (ره) ، جواد ظریف ، ماهواره ، انتقاد پذیری ، سیاست ، طنز ، مدیریت و ایمنی ، ولایت فقیه ، استقلال ، فساد بزرگ اقتصادی ، ارز ، اسرائیل ، استکبار ستیزی ، انتخابات مجلس ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، ظریف ، هنر ، انتخابات آزاد ، ایمنی ، بدعهدی آمریکا ، سران قوا ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، مذاکره کنندگان هسته ای ، نرخ رشد جمعیت ، نقض برجام ، انتقاد ، بانک ، تحریف انقلاب ، تهاجم فرهنگی ، توافق نهایی هسته ای ، سبک زندگی ، مدیریت ، نرمش قهرمانانه ، اصولگرایی ، انتخابات ریاست جمهوری ، سینما ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
رقصی میان میدان مین یا صاحب الزمان (عج) سرچشمه ادب و عرفان داروخانه دکتر سلیمی پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) رضویّون بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا بادصبا تراوشات یک ذهن زیبا عاشق آسمونی آسمون آبی چهاربرج پژواک ساعت یک و نیم آن روز یادداشتهای فانوس من وآینده من همه چیز آماده دانلود نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات حدیث منتظران قائم (عج) علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی هــم انــدیشـی دینــی مهاجر ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است کانون فرهنگی شهدا نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه