لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغ تی وی
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

94/3/7
11:56 ص

 

عراقچی در گزارش خبری شبکه 2اگر چه سایت ها و رسانه های مختلف به نکات کلیدی اظهارات مذاکره کنندگان هسته ای و تناقضات این اظهارات و آسیب های تعهدات فعلی در قالب مقاله یا مناظره ها سخن گفته اند، اما برخی از موارد که طی روزهای اخیر بیان شده و کمتر به آنها پرداخته شده است را واکاوی می کنیم:

  • تکرار یک ادعای کذب: جناب عراقچی در خلال مصاحبه در برنامه گزارش خبری شبکه 2 و در پاسخ به سوال در خصوص بحث 190000 سو که توسط رهبری به عنوان خط قرمز بیان شد، گفتند که این مسئله نشان می دهد رهبری از جزئیات مذاکرات مطلع است و این در حالی است که خود رهبری بارها این ادعا را تکذیب کرده اند، جناب عراقچی توجه نکردند که بیان رهبری در خصوص نیاز نیروگاه بوشهر ربطی به جزییات مذاکرات ندارد و اتفاقاً یکی از خطوط قرمزی که رهبری توقع دارند در مذاکرات رعایت شود، همین نیاز بدوی است.
  • عبارت سمعاً و طاعتاً: این که جناب عراقچی گفتند اگر رهبری با دسترسی های مدیریت شده مخالف هستند و جزء خطوط قرمزشان است شخصاً بیان کنند و ما هم می گوییم سمعاً و طاعتاً و این در حالی است که رهبری بارها فرمودند که در حد قوانین معمول برای سایر کشورها تعهدات پذیرفته شود و بازهم رهبری صراحتاً گفتند هر گونه بازرسی از مراکز نظامی را نمی پذیرند. واقعیت این است که رهبری خطوط قرمز را قبلاً تبیین کرده اند و مذاکره کنندگان ما باید در همان چارچوب حرکت کنند نه این که رهبری را در برابر عمل انجام شده قرار دهند و بعد هزینه های مجدد را به رهبری متوجه کنند. متأسفانه این خط در اظهارات دکتر ظریف هم در مجلس مشاهده شد و ایشان در مباحثه ای که با دکتر کوچک زاده داشتند صراحتاً گفتند “او بگوید نرو من نمی روم” و این یعنی بازهم اصرار به این که رهبری را به عنوان مقصر شکست مذاکرات جلوه دهند و این در حالی است که رهبری بارها و حتی همین اواخر صراحتاً گفتند که با مذاکره زیر شبح تهدید مخالفند و به نظر می رسد اگر در خانه کس است، همین جمله صریح که بارها نیز در بیاناتشان به صور مختلفی تکرار شده کافیست.
  • تلاش برای تراشیدن مقصر داخلی: در حالی که طرف مقابل از ابتدای مذاکرات تخلف های مختلفی در خصوص ژنو داشت و به تعهداتش در زمینه برداشتن تحریم های مورد توافق در ژنو و عدم تحریم های جدید پایبند نبود و در خصوص لوزان نیز در خصوص همان توافقات و چارچوب های ژنو زیاده خواهی کرد و دوباره با زیاده خواهی و سهم خواهی موارد دیگری را در لوزان مطالبه و اصطلاحاً به اذعان افراد مختلف اعم از دکتر صالحی و بیانات تلویحی جناب عراقچی دبه کرده است و در حالی که همه این ها در کنار تهدیدهای نظامی و فشارهای سیاسی و منطقه ای و راه انداختن جنگ های به اصطلاح خودشان نیابتی و کاهش قیمت نفت برای فشار بیشتر بر ایران همراه بوده است، برای مقصر معرفی کردن طرف مقابل در خصوص شکست مذاکرات نیستند؟!! با این شرایط اصرار دولتمردان برای این که مقصر شکست مذاکرات را در داخل و از میان رهبری، نمایندگان مجلس یا دیگر منتقدان پیدا کنند، حقیقتاً جای تأمل و گلایه دارد.
  • برخی خط و نشان کشیدن ها: بعد از بیانات مقام معظم رهبری مبنی بر عدم اجازه در خصوص بازرسی از مراکز نظامی و بازجویی از دانشمندان هسته ای، عبارت موهنی مدام از سوی هاشمی و روحانی و رسانه های منتسب به جریان شان در حال تکرار است مبنی بر این که کسانی که شعار می دهند نمی گذارند مذاکرات به نتیجه برسد و می گویند آنها که شعار می دهند از جیب مردم هزینه می کنند و اینها نشان از تناقض رفتاری ایشان دارد، از یک سو می گویند نمی گذارند ما به توافق برسیم و از سوی دیگر می گویند اگر نمی خواهند ادامه دهیم بگویند و ما سمعاً و طاعتاً تبعیت می کنیم.
  • دولت خودش را در مظان اتهام قرار داد: در کنار اظهارات و علایم واضح از نزدیک شدن به یک توافق بسیار بد هسته ای، اقتصادی و امنیتی، برخی تحرکات در افزایش فشار اقتصادی بر مردم و ایجاد صف و ایجاد نگرانی را می توان نگران کننده تلقی نمود. اصرار بر فشار بر مردم در خصوص آزادسازی نرخ بنزین و شیوه تحریک آمیز و اجرای آن یا آغاز حذف یارانه های نقدی به نحویست که این فکر به اذهان متبادر می شود که شاید قرار است تا منتقدان هسته ای را در برابر معترضان به گرانی ها قرار دهند و این در حالی است که به اذعان دولتمردان در بسیاری از بخش ها در سال 94 قرار نبود افزایش قیمت و یا حذف یارانه نقدی داشته باشیم. حتی این تعیین فرصت 2-3 روزه برای حذف سهمیه برخی خودروها که در پمپ بنزین ها ایجاد صف های طولانی و ناراحت کننده کرد، ما را به یاد صف های موهن توزیع سبد کالا انداخت، با این وجود امیدواریم دولت با اصلاح رفتار خودش هم کمتر موجب ناراضایتی مردم گردد و هم کمتر خودش را در مضان اتهام ایجاد تفرقه قرار دهد.
  • پافشاری محترمانه بر اصول نظام:‌ مواضع چند روز پیش رهبری در خصوص این که مردم هم مذاکرات زیر سایه شبح تهدید را برنمی تابند و سخنان امروز رهبری در جمع نمایندگان مجلس و اصرار بر حفظ همان خطوط قرمز و مطالبه از مجلس برای رعایت احترام و ادب و البته مطالبه گری نسبت به وزرا و دولت نشان می دهد که در عین پافشاری بر حقوق هسته ای و به خصوص حفظ منافع ملی و امنیت ملی، باید از ایجاد دودستگی، ناامیدی و بدبینی جلوگیری نمود و در عین حال از دولت نیز خواسته شد تا در برابر انتقادات با حفظ حرمت و بدون نگاه از بالا پاسخگو باشد. مواضع رهبری نشان می دهد که ایشان خواستار همدلی و هم زبانی مردم، مجلس، دولت و همه مسئولان در جهت مبارزه با زیاده خواهی های طرف مقابل است و این دو برداشت که رهبری موافق این روند منتهی به زیاده خواهی در مذاکرات است و یا این که تلقی که رهبری موافق برخوردهای تنش زا و تفرقه افکنانه است، هر دو اشتباه و غیرقابل قبولند.

Create your flash banner free online

94/3/5
12:42 ع

 

دکتر نهاوندیان در همایش بهره وریدیروز آقای دکتر نهاوندیان ، رئیس دفتر رئیس جمهور در اختتامیه همایش بهره وری ، سخنانی بیان کردند که در تناقض با بهره وری و سیاست های کلی نظام به نظر می رسد که قبل از تشریح آنها، نظر شما را به جمله کلیدی ایشان به نقل از سایت ایرنا جلب می کنم:

هرچند توجه به تکنولوژی از اهمیت زیادی برخوردار است اما باید در مباحث اقتصادی به بهره وری واشتغال نیز توجه کنیم زیرا اگر مشکل اشتغال و نیروی کار وجود داشته باشد، هیچ بنگاهی نمی تواند به فعالیت خود ادامه دهد.

اگر چه اهتمام به امر اشتغال قابل دفاع است، اما این که به خاطر مسئله اشتغال، از تکنولوژی های پیشرفته استفاده نکنیم امر اشتباهی است که سالهاست به مانعی برای رشد بهره وری و  پیشرفت اقتصادی و به خصوص تحقق اقتصاد مقاومتی در کشور مبدل گردیده است.

در مقاطعی که از استفاده از برخی تکنولوژی های پیشرفته به دلیل تحریم و یا عدم توان ساخت آنها محروم هستیم چاره ای جز به کارگیری همان تکنولوژی های قدیمی نداریم، ولی این که علی رغم وجود امکان بکارگیری تکنولوژی پیشرفته، تنها به منظور افزایش اشتغال، از تکنولوژی های قدیمی و مبتنی بر نیروی انسانی زیاد استفاده کنیم، موضوعی مردود است که به برخی از دلایلش اشاره می گردد:

  • تناقض با مواضع مقام معظم رهبری: تأکید مقام معظم رهبری بر اهمیت تولید به عنوان عاملی برای حمایت از نیروی کار و سرمایه ایرانی نشان می دهد که تولید بر اشتغال و کارآفرینی اولویت دارد. مقام معظم رهبری می فرماید:
    “اگر ما توانستیم تولید داخلى را رونق ببخشیم، مسئله ‏ى تورم حل خواهد شد؛ مسئله‏ ى اشتغال حل خواهد شد؛ اقتصاد داخلى به معناى حقیقى کلمه استحکام پیدا خواهد کرد. اینجاست که دشمن با مشاهده ‏ى این وضعیت، مأیوس و ناامید خواهد شد. وقتى دشمن مأیوس شد، تلاش دشمن، توطئه ‏ى دشمن، کید دشمن هم تمام خواهد شد.”
  • تضاد با بهره وری: این که در همایش بهره وری حرفهایی زده شود که اساساً با بهره وری در تضاد است، آن هم در حالی که کشور باید سالانه 2/5 درصد به لحاظ ارتقای بهره وری رشد داشته باشد جدا جای انتقاد دارد. بهره وری یعنی صرف هزینه کمتر برای کار بیشتر و بهتر که استفاده از تکنولوژی برتر می تواند در این خصوص نقش منحصر به فردی ایفا نماید. تکنولوژی های پیشرفته با کاهش هزینه های تأمین انرژی و نیروی کار و ارتقای کیفیت و کمیت محصول، عملاً‌ گامی بسیار بلند در ارتقای بهره وری به شمار می روند.
  • اشتغال ناپایدار: اگر چه در ظاهر در تکنولوژی های پیشرفته تعداد نیروی انسانی مورد نیاز کاهش می یابد اما باید توجه کرد که:
    اولاً‌ تکنولوژی های قدیمی به دلیل عدم رقابت پذیری، خیلی سریع به مرز زیان دهی و ورشکستگی می رسند و به همین دلیل در ازای تعداد بیشتری شغل، عملاً تعداد بیشتری بیکار و بیمه بیکاری بگیر تحویل جامعه می دهد و این یعنی نه تنها اشتغالی صورت نمی گیرد بلکه موجب افزایش هزینه به کشور و تضییع سرمایه های ملی می گردد.
    ثانیاً تکنولوژی های نوین در ازای تعداد کمتری اشتغال مستقیم، عملاً تعداد بیشتری اشتغال غیر مستقیم ایجاد می کنند، چرا که عملاً‌ میزان فروش و حمل و نقل و خدمات آنها به واسطه افزایش کمیت محصول، مستلزم جذب و بکارگیری نیروی انسانی است.
    ثالثاً تکنولوژی های نوین با سود و درآمد بیشتری که ایجاد می کنند هم توان و هم انگیزه توسعه را در صنعت گران افزایش می دهد و این توسعه نیز مترادف با افزایش اشتغال های پایدار بیشتر است.
  • تعارض با خوکفایی و اقتصاد مقاومتی:‌ در شرایطی که کشور به خودکفایی در تأمین مایحتاج ضروری و استراتژیک کشور نیاز دارد اهتمام به مسئله تولید و کمیت آن ضروریست که این مسئله با تکنولوژی های پیشرفته تر و جدیدتر به مراتب سریعتر صورت می گیرد. افزایش تیراژ تولیدات داخلی اگر با کاهش واردات همراه شود موجب کاهش خروج ارز از کشور و کاهش نیاز به بیگانگان و کاهش آسیب پذیری در برابر تحریم ها می شود و اگر تولید داخلی با رسیدن به مرحله صادرات توأم شود نیز جایگزین بهتری برای فروش نفت و اقتصاد تک محصولی به شمار می رود. اینها نشان می دهد که اهتمام به بحث تکنولوژی جدید و نتیجتاً ارتقای تولید، در دور شدن کشور از اقتصاد نفتی و حرکت به سوی اقتصادی مقاوم و مستحکم می تواند موثر باشد.
  • افزایش هزینه های حوادث و بیماری های ناشی ازکار:‌ تکنولوژی های نوین به دلیل کاهش میزان دخالت نیروی انسانی در پروسه های خطرناک تولید موجب کاهش حوادث و بیماری های ناشی از کار می گردد که همین دوقلم در سال 93 حدود 45 هزار میلیارد تومان (معادل بیش از یک سال یارانه نقدی مردم ایران)، به کشور خسارت وارد نموده است. کاهش حوادث و بیماری های ناشی از کار از عوامل مهم در صیانت از نیروی کار به شمار می رود که ضمن حفظ ایمنی افراد و امنیت خانواده و جامعه، به دلیل کاهش هزینه های حوادث و بیماری های ناشی از کار، دست دولت و صندوقهای بیمه ای را در ارتقای کیفیت خدمات اجتماعی یاری می بخشد.
  • تشدید بدهی های بانکی: یکی از دلایل بدهکاری های بانکی همین صنایع فرسوده و ورشکسته هستند که به دلیل استفاده از تکنولوژی های ضعیف در نهایت پایانی جز ورشکستگی و یا زیاندهی و بدهکاری های زیاد بانکی ایجاد ننموده است و بانک ها در قبال این صنایع ناچار به استمهال بدهی های گذشته و پرداخت تسهیلات جدید به عنوان سرمایه در گردش هستند و همین مسئله به عنوان مانعی برای سرمایه گذاری های جدیدتر و به تبع آن ایجاد اشتغال های جدید می گردد.
  • تناقض با گسترش احترام به تولید ملی: یکی از موانع استفاده از تولید ملی، فرهنگ استفاده از این تولیدات است. اگر جنس ایرانی بی کیفیت تولید شود چندان نمی توان مردم را به استفاده از این اجناس تشویق نمود ولی وقتی که به یمن ارتقای تکنولوژی، کیفیت محصولات بالا برود عملاً استفاده از تولید ملی که مترادف با کاهش تورم، توسعه صنایع، حفظ سرمایه ملی و ارتقای اشتغال است را می توان به یک نهضت و جریان تبدیل نمود. فرهنگ استفاده از تولیدات ملی در کاهش واردات و افزایش رشد اقتصادی سهم بالایی ایفا خواهد کرد.
  • تخریب محیط زیست و افزایش هزینه های آن: تکنولوژی های جدید به لحاظ کاهش مصرف میزان انرژی و نتیجتاً میزان آلایندگی کمتر، مصرف میزان آب و کاهش نیاز به بهره برداری بیش از حد از منابع آبی و تصفیه و بازیافت میزان بیشتری از آلایندگی های شان می تواند باعث خدمت به حفظ محیط زیست و کاهش هزینه های جبران انها گردد.

نتیجه: آنچه که باعث تحریر این مطلب بود، صرفاً نقد اظهارات یک مقام مسئول نبود، بلکه این بود که همین اظهارات و تفکرات، مبنای عملکرد دولت ها تاکنون قرار گرفته است و احتمالاً بازهم قرار خواهد گرفت، وقتی مبنای یک دولت برای توسعه افزایش اشتغال باشد، تسهیلات را به ازای تعداد ایجاد شغل تخصیص می دهند و چنین تسهیلاتی موجب راه اندازی صنایع فرسوده، قدیمی و دستی می شود، صنایعی که در نهایت نه شغل پایدار ایجاد می کنند، نه سرمایه و منابع کشور را حفظ می کنند، نه موجب خودکفایی و تولید محصولات رقابتی می شوند، نه باعث عزت ایران و ایرانی می شود، نه باعث جلوگیری از حوادث و بیماری های ناشی از کار و آلودگی های محیط زیست می شود و نه مجالی برای رشد بهره وری می دهند؛ این رویکرد در نهایت باعث می شود بودجه های حمایت از صنایع به جای توزیع توسط وزارت صنعت، معدن و تجارت، در اختیار وزارت تعاون، کار و رفاه قرار گیرد تا به تناسب میزان ایجاد شغل مستقیم، مبلغی به صنایع تخصیص گردد، اشتباهی که سابقا نشان داده در طرح های ضربتی اشتغال یا کارگاه های زودبازده در نهایت نه تنها اشتغال پایدار چندانی ایجاد نخواهد کرد، بلکه با افزایش فوری نقدینگی، موجب تورم و بایک فاصله زمانی موجب ورشکستگی صنایع و رکود خواهد شد.


Create your flash banner free online

94/2/30
11:13 ع

در پاسخ به اظهارات حسین طلا علیه بازرسان کاردر مورخ 94/2/29 سوال آقای حسین طلا نماینده محترم مردم تهران از آقای دکتر علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در مجلس شورای اسلامی مطرح گردید. این که نماینده محترم به بحث صیانت از سلامتی و حقوق کارگران اهتمام دارد جای تقدیر دارد اما نوع انتقاداتی که در مجلس به بازرسان کار بیان شد، نشان از این دارد که متأسفانه ایشان راه را به بیراهه رفته اند و سوالات شان حاوی برخی تهمت ها و بی انصافی ها و بی اطلاعی ها بوده است که در این مطلب به برخی از این موارد خواهم پرداخت:

مقدمه بحث دکتر طلا اشاره به افزایش 2/7 درصدی حوادث ناشی از کار در سال 93 (براساس آمار اعلامی از پزشکی قانونی کشور)، هزینه 45 هزار میلیارد تومانی حوادث و بیماری های ناشی از کار و در عین حال، کاهش صدور پروانه ساختمان بود. از آنجا که این سه عامل، مقدمه ای برای طرح دغدغه ایشان بود، تحلیل این آمار و اطلاعات از جهات مختلفی مانند میزان افزایش تعداد کارگران در سال 93، کاهش صدور پروانه ساختمان و در عوض اوج فعالیت ساختمان های در مرحله کار در ارتفاع مسکن مهر یا سایر عوامل، نقش کلیدی ایفا می کرد که متأسفانه نه در سؤالات جناب طلا و نه در پاسخ های دکتر ربیعی این تحلیل­ ها به چشم نیامد.

بحث دیگری که به مقدمه­ دغدغه­ مندی جناب طلا باز می­ گردد این است که با توجه به خسارات سنگینی که از حوادث ناشی از کار در کشور وارد می­ شود، چه میزان برای کنترل و کاهش این حوادث بودجه تأمین می شود؟ چقدر امکانات تأمین می­شود؟ آیا حتی هزینه­ ای برای ساخت و پخش چند تیزر تلویزیونی تأمین می­ گردد؟ آیا بودجه ای برای اصلاح ساختار صنایع و تکنولوژی های فرسوده و ناایمن اختصاص داده می­ شود؟ آیا این خسارات سنگین مستلزم برنامه ریزی و بودجه ریزی و نظارت بر حسن اجرای این برنامه­ ها نیست؟! آیا حذف تمام عواملی که می توانند موجب کاهش حوادث شوند و منوط کردن همه چیز به عملکرد بازرسان­ کار، منصفانه و کارگشاست؟!

از دیگر مواردی که در بحث دکتر طلا و دکتر ربیعی برجسته بود، اشاره به تعداد بازرسان­ کار در ایران و مقایسه آنها با کشورهایی مانند آمریکا و ژاپن و فرانسه بود بحث 10000 نفر برای بازرسی­ کار بود، در خصوص مورد 10000 بازرس کار باید توجه داشت که رقم 10000 بازرس کار براساس متوسط تعداد بازرس کار به نسبت تعداد کارگاه های کشور و میانگین تعداد 500 بازرسی در کارگاه برای هر بازرس کار به دست آمده است و استاندارد دیگری نیز بر اساس تعداد کارگر قابل تعریف است که براساس آن نیز تعداد بازرس کار موجود باید حدوداً 80 درصد رشد پیدا کند؛ و اما بحث دیگری که در رد قیاس بین تعداد بازرسان­ کار موجود در کشورهای مختلف دنیا قابل توجه است، عدم توجه به تفاوت نیاز صنایع کشورهایی مثل آمریکا و ژاپن و فرانسه که تکنولوژی آن ها پیشرفته، ایمن وبا استاندارد بالاست، با نیاز کشوری است که تکنولوژی صنایعش فرسوده و مستعمل­ اند و این که بسیاری از عوامل دیگری مانند مبادی تولید و واردات تکنولوژی به لحاظ ایمنی در آن کشورها کنترل می شود، در حالی که ما کاری نمی کنیم و تنها پس از واردات تکنولوژی یا ساخت آنها از بازرسان کار توقع داریم تمام صنایع را یک تنه ایمن کنند.

در موارد قبلی به عدم ارائه تحلیل در کنار آمارها و اطلاعات اشاره کردم، ولی این مسئله زمانی بیشتر آزاردهنده می­شود که همین اطلاعات خام مبنای ارزیابی و یا هتک حرمت به قشر و گروهی خاص باشد؛ به راستی با کدام مجوز وجدانی، قانونی و شرعی، می توان به استناد یک سری اطلاعات خام به تمام شاغلین زحمت کش در یک شغل این چنین اتهام و توهین وارد نمود؟! آیا جناب طلا نسبت به قشر پرستار یا معلم یا پزشک هم جرأت داشتند اینگونه جسورانه سخن بگویند؟! داستان چیست که مشاغل پرجمعیت را ناز می­خرند و شغلین بازرسی کار را که از همه طرف تحت هجمه هستند با انواع اتهامات مواجه می سازند؟!

یکی از تلخ­ ترین عبارات جناب طلا این بود که ایشان بازرسان­ کار را مقصر در ایجاد حوادث معرفی کردند، به راستی آیا ایشان متوجه هستند که این نظرشان به لحاظ حقوقی چه تبعاتی دارد؟! آیا می­ توان پلیس را در تصادفات رانندگی مقصر دانست آن هم زمانی که جاده های کشور و خودروهای داخلی ناامن هستند؟! آیا سازمان بازرسی، مجلس، دیوان محاسبات و همه ارگان های نظارتی و حاکمیتی در جرایم و مفاسد اقتصادی و اداری کشور مقصر معرفی می­شوند؟! آیا هر جایگاه نظارتی مقصر است یا آن جایگاه باید تابع شرایط و اختیارات و الزاماتی خاص باشد؟! چگونه یک بازرس­ کار که سالانه نهایتاً دوبار می­ تواند به کارگاهی سرکشی کند می­ تواند در حوادث مقصر قلمداد شود؟! چگونه بازرس­ کاری که به لحاظ حمایت­ های قانونی، عدم تشکیل شعب ویژه جرایم قانون کار و به روز نبودن قانون کار، عملاً با دست خالی و بدون ضمانت های اجرایی قوی به کارگاه­ ها ورود می­ کند می تواند مقصر حوادث باشد؟! آیا مجلسی که سه دهه قانون کار کشور را به روز نکرده است، یا قوه قضاییه­ ای که در برخورد با جرایم قانون­ کار و تخلفات ایمنی از خود حساسیتی نشان نمی دهد، در وقوع حوادث به دلیل عدم بسترسازی برای ایمن کردن کارگاه­ ها مقصر نیستند؟!

یکی دیگر از اشکالات جناب طلا به بازرسی کار این بود که چرا بازرسان کار خودشان حوادث را بررسی یا کارشناسی می­ کنند، ولی به راستی آیا جناب طلا نمی­ دانند که عمل بررسی حوادث ناشی از کار به لحاظ قانون کار و مقاوله نامه­ های بین المللی کار تنها در حیطه تخصصی بازرسان کار است؟! آیا جناب طلا به جای این که جلوی ورود افراد متفرقه به این عرصه را بگیرند، باید بازرسان­ کار که متخصص بررسی حادثه هستند را با تهمت و توهین مواجه کنند؟! آیا ایشان حاضرند طرحی تصویب کنند که دیگر بازرسان کار کلاً از بررسی حوادث ناشی از کار تحت عنوان بازرس کار یا کارشناس دادگستری معاف شوند؟! من به نمایندگی از بازرسان کار عرض می کنم که اگر چنین خدمتی انجام دهند بازرسی کار قدردان ایشان خواهند بود، چرا که عملاً بررسی حوادث هم وقت و انرژی زیادی می گیرد و هم فشار روحی سنگین و اتهامات ناروای زیادی را به بازرسان کار وارد می­ کند، البته این که ایشان چه گروهی را برای قضاوت در خصوص حوادث پیدا خواهند کرد که از بازرسان کار متخصص تر باشند امری است که به خودشان و وجدان خودشان مربوط است.

یکی از بخش­ های تلخ سخنان جناب طلا، ادعای ایشان در خصوص درآمد کلان بازرسان کار است. متأسفانه ایشان چیزی از منابع غیرمعتبر و احتمالاً مغرض با بازرسی کار شنیده اند و متأسفانه بدون تحقیق براساس همان حکم اطلاعات صادر کردند. ایشان گفتند که بازرسان­ کار هم کارشناس بیمه، هم کارشناس دادگستری و هم مشاور هستند و این که درآمدهای کلانی دارند ولی متأسفانه توجه نکردند که غالب بازرسان کار تنها و تنها یک ممر درآمد دارند و آن هم همین شغل کارمندی بازرسی­ کار است که درآمدش نصف مشاغل معادل آن مثل کارشناسان بهداشت کار یا کارشناسان محیط زیست است. متأسفانه یا خوشبختانه حقوق بسیاری از کارگران هم اکنون از حقوق بازرسان کار بیشتر است و این که به جای دلسوزاندن به حال و روز بازرسان کار مظلوم، اینچنین کینه توزانه هجمه می کنند حقیقتاً جای گلایه دارد؛ بحث دیگر در خصوص معدود همکارانی است که عناوین دیگری مانند کارشناس رسمی یا کارشناس بیمه نیز دارند که باید توجه کرد اولاً این نیاز مراجع قضایی و سایرنهادهای رسمی کشور به تخصص بازرسان­ کار است و ثانیاً ورود کارشناسان متفرقه به این عرصه که نسبت به قانون کار و آیین نامه های ایمنی اشراف ندارند در نهایت موجب خسارت به جامعه کارگاهی و خدشه به سیاست های ایمنی بازرسی کار می شود و ثالثاً هیچ جایگزینی برای محدودیت های شغلی که برای بازرسان کار به لحاظ عدم اشتغال در مشاغل دوم یا سوم توقع دارند تاکنون پیش بینی نشده است، به نظرم حتی اگر به همین معدود بازرسان کاری که به امور دیگر مرتبط با ایمنی ورود کرده اند، یک درآمد معادل کارشناسان بهداشت و محیط زیست برای حداقل های معیشتی خود پرداخت کنند، هیچ تمایلی به ورود به این عرصه ها نداشته باشند.

گستره تکالیف بازرسی کار به حدی است که کافرمایان ایشان را حامی کارگر، کارگران ایشان را حامی کارفرما و وزارتخانه شان، ایشان را ضد اشتغال می داند و این میان فقط مانده بود جناب طلا که ایشان هم تهمت های کم کاری، منفعت طلبی و مقصر بودن در حادثه را نصیب شان کند. به نظر می رسد بازرسان کار نه از دو سو، که از همه سو به سرطلا تبدیل شده اند و این همه هجمه و توهین و تهمت در کنار دشواری معیشت چاره ای جز افزایش موج استعفای موجود و واگذاری این هجمه ها به باری تعالی باقی نگذاشته است. متأسفانه امروز شاهدیم که بازرسان کاری که همگی دارای تحصیلات عالیه و تکمیلی در رشته های فنی و مهندسی از دانشگاه های معتبر هستند و از مجاری سخت علمی و گزینشی به جایگاه بازرسی کار دست یافته اند، هم در خانه به لحاظ معیشتی تحت فشارند و هم در حین کار به لحاظ شغلی و هم به لحاظ هجمه های بیرونی.

یکی از نکاتی که جناب طلا به آن اشاره خاص داشتند بحث معادن خطرناک بود که ایشان متوقع بودند این معادن به دادگاه معرفی و تعطیل شوند و از این که وزارت کار این معادن را به وزارت صنایع جهت اصلاح معرفی کرده بود گلایه داشتند ولی به راستی آیا جناب طلا مطمئن هستند که تعطیلی همین کارگاه های زیان ده و بعضاً ناایمن موجب از هم پاشیدگی زندگی کارگران آنها نمی­ شود؟! آیا ایشان تضمین می دهد که با تعطیلی این پنجاه و اندی معدن خطرناک، سایر نمایندگان مجلس به خاطر سیاست­ های منافی اشتغال و ضد تولیدی، جناب وزیر را استیضاح نمی­ کنند؟! تفاوت بازرسان­ کار با جناب طلا همین است که بازرسان­ کار هم مشکلات کارفرما را می بینند، هم تلخی حوادث را، هم معیشت کارگران، هم سیاست­ های دولت، هم شرایط اقتصادی حاکم بر جامعه و هم قوانینی جاری کشور که بعضاً همه این موارد باهم در تعارض هستند، اگر جناب طلا خواهان کنترل این شرایط هستند، تولیت اشتغال را از دوش وزارت تعاون و کار بردارند تا وزارت­ کار مثل گذشته صرفاً به همان مسائل تنظیم روابط کارگر و کارفرما و صیانت از نیروی کار بپردازد و این چنین دچار ابهام و پیچیدگی نقش نگردد.

یکی از مواردی که مدام در سخنرانی جناب طلا به چشم می­ آید اختلافات بین معاون وزیر و آقای طلا و برخی نمایندگان است که در چند جای سوال از وزیر کار، وزارت کار و معاونت روابط کار متهم به اقدام علیه نمایندگان مجلس شدند و آنچه که خیلی تلخ به نظر رسید این بود که گویی در این دعوا، دیواری کوتاه تر از بازرسان کار پیدا نگردید، به راستی اگر جناب طلا از مسئولان و متولیان وزارتخانه دلخوری داشت چرا تمام کاسه و کوزه ها را بر سر قشر مظلوم بازرس کار شکستند؟! متأسفانه به جای این که جناب طلا موانع ایمن سازی صنایع را به صورت ریشه­ ای تحلیل و بررسی کنند و در جهت رفع آنها از طریق وضع و اصلاح قوانین، یا در نظر گرفتن بودجه مناسب یا نظارت منطقی و هدفمند گام برداند، با ابزار توهین و اتهام به بازرسان کار، ایشان را وسیله عقده گشایی­ های خود نمودند.

در هر صورت اتهامات جناب طلا به بازرسان کار به نظر حقیر قابل پیگیری و بازخواست دنیوی و اخروی است و امیدواریم ایشان که فردی مؤمن و باوجدان هستند، قبل از روز حساب به اصلاح لحن توهین آمیز و جبران اتهامات ظالمانه خود در قبال بازرسان کار اقدام نمایند.


Create your flash banner free online

94/2/21
7:42 ص


سفرهای استانی دولت یازدهممدل سفرهای استانی هیأت دولت یکی از تجاربی بود که مورد تأیید مردم و رهبری قرار گرفت و دولت یازدهم نیز علی رغم این که بر سایر تجارب دولت قبل مهر تردید می زد، این تجربه را طبق نظرسنجی مردمی در برنامه پایش و براساس رهنمون رهبری ادامه داد اکنون با گذشت حدود 2 سال از عمر دولت یازدهم و درک یکی از این سفرهای استانی از نزدیک، مواردی را در تحلیل سفرهای استانی دولت یازدهم تقدیم می کنم:

  • از مزایای خاص سفرهای استانی در دولت های قبل، آشنا شدن هیأت دولت با مشکلات مردم هر استان در ملاقات های چهره به چهره بود، لیکن دولت یازدهم با کاهش مدت سفرهای استانی از حدود یک هفته به یک تا حداکثر دو روز، عملاً فرصتی برای شنیدن حرف ها و مشکلات مردم پیدا نمی کند و این همچنان مردم استان ها هستند که حرف مسئولان را مثل همیشه می شنوند و این مسئله نه تنها برای مردم مطلوب نیست بلکه یک خسران بزرگ برای دولت نیز هست چرا که خودش را از یکی از بهترین روش های ارزیابی مدیریت استان محروم می کند.
  • از دیگر مزیت های سفرهای استانی، مشاهده روند پیشرفت و مدیریت استان ها است که عملاً در دولت های نهم و دهم با حضور در شهرستان های مختلف و سرکشی به پروژه های متعدد و صنایع و کارخانجات و برگزاری جلساتی برای حل مشکلات آنها بود که این مسئله نیز بسیار کمرنگ گردیده است.
  • از دیگر کارکردهای سفرهای استانی، دریافت درخواست های مردمی است که با طرح های خوبی مثل سامد با شماره 111 و جمع آوری درخواست های مکتوب مردمی از دولت قبل تاکنون صورت می گیرد و همگی در همان سامانه ثبت و طبق نظام ارجاعی که در همان سیستم تعریف شده است به جریان می افتد، لیکن یکی از مشکلاتی که در این خصوص مشاهده می شود، عدم تحلیل آماری در خصوص مشکلات مردم است؛ در شرایطی که بیشتر مشکلات مردمی در حوزه های مختلف اداری و یا اجتماعی و یا شغلی مشترک است، باید این مشکلات شناسایی، احصاء، تحلیل و نهایتاً  منتج به اصلاح و بازنگری قوانین و روش های عملکردی گردد، لیکن متأسفانه این مسئله انجام نمی شود و عملاً همان حجم مشکلات درهر سفر استانی وجود دارد و هرکسی که مشکلش را طرح نکرده باشد مشکلش باقی خواهد ماند و کسانی نیز که درخواست حل مشکل داشته اند، به دلیل نقص در قوانین و روش ها در اکثر موارد عملاً به نتیجه مطلوب مردم نخواهد رسید.
  • یکی از کارکردهای سفرهای استانی، سنجش میزان استقبال به عنوان میزان رضایت مندی مردم از دولت است، عملاً دولت ها وقتی با استقبال های ضعیف مردم مواجه می شوند به عملکرد و رفتار و گفتار خود دقت می کنند تا بتوانند با رفع یا اصلاح اشتباهات، محبوبیت شان را احیا کنند. به گواهی تصاویر و فیلم های استقبال های مردمی در سفرهای ریاست جمهوری، میزان استقبال در دولت های نهم و دهم به خصوص در یک دو سال آخر دولت دهم به خوبی به کاهش میزان محبوبیت دولت دهم در آن مقاطع گواهی می داد و همین مسئله در برخی از مقاطع و سفرهای استانی دولت یازدهم نیز به شدت به چشم می خورد به نحوی که این مسئله موجب شد تا دولت در سفرهای استانی بعدی کمی در ادبیات خود تجدید نظر کند، ولیکن یقیناً میزان استقبال دولت یازدهم به نسبت دولت های قبل به ویژه دولت نهم همچنان ضعیف تر است، نگاهی به تصاویر و فیلمهای به جامانده و تجارب شخصی مان نشان می دهد که میزان استقبال از دولت نهم به حدی بود که همواره مسیر فرودگاه تا جایگاه سخنرانی نیز پر می شد، ولیکن در سفرهای استانی دولت یازدهم تنها محل استقرار و مجاورت آن تکمیل می گردد و این نیز با افزایش میزان تبلیغات پیامکی و بنرهای تبلیغاتی و تمرکز استقبال همه ی شهرستان ها در مرکز استان و بخش نامه های الزام به استقبال به مدارس محقق می گردد.
  • نصب انواع بنرهای خوش آمدگویی برای حضور هیأت رئیس جمهور بر سر در تمام ادارات شهرستان های استان، آن هم در حالی که رییس جمهور وقتی برای حضور در شهرها نمی گذارد، عملاً بی فایده، نمایشی و از مصادیق اسراف تلقی می شود. از دیگر ریخت و پاش های این سفرهای استانی انتخاب گران ترین هتل های استان ها برای اسکان هیأت دولت و همراهان وی است در حالی که در دولت قبل، محل استقرار مسئولان و همراهان شان در ساختمان های استانداری و یا مهمانسراهای ادارات تعیین می شد.

نتیجه: از آنجایی که بهره وری را بر اساس میزان تحقق هدف به نسبت هزینه ی صرف شده تعریف و ارزیابی می کنند، به نظر می رسد که با توجه به کاهش شدید میزان تحقق اهداف سفرهای استانی دولت یازدهم ، توآمان با افزایش احتمالی هزینه ها، عملاً میزان کارآیی و اثربخشی و بهره وری این سفرها دچار رکود شده باشد.


Create your flash banner free online

94/2/17
12:18 ع

 

در حاشیه سخنرانی اخیر علی مطهری در مشهدعلی مطهری از کسانی است که از بدو فتنه دوطرف را در بروز فتنه به صورت مشترک مقصر می دانست و شروع دعوا را از گفتارها و رفتارهای احمدی نژاد معرفی می کرد و طوری صحنه فتنه را تشریح می کرد که انگار یک طرف باعث و بانی دعوا بوده وطرف دیگر هم ناگزیر به این دعوا وارد شده است، این تصور باعث شده است تا مواضع او در خصوص سران فتنه، فتنه، هاشمی، احمدی نژاد، 9 دی برای بسیاری از جریان ها و شخصیت ها غیرقابل پذیرش باشد که همین مواضع مجدداً در سخنرانی اخیر علی مطهری در مشهد نیز مشاهده گردید که شاه بیت تکراری علی مطهری در رد برنامه ریزی شده بودن فتنه است:
“اینکه اعلام کنیم حادثه‌ای بوده که از سال‌ها پیش برای آن برنامه‌ریزی‌شده و ارتباط مستقیم با کشورهای خارجی داشته است، این برای من قابل قبول نیست، مگر اینکه دلایل خیلی محکمی بیاورند”
اگر چه به نظر نمی رسد که فردی مثل علی مطهری که به اطلاعات و اخبار کشور به خوبی دسترسی داشته است، دچار یک اشتباه سطحی شده باشد، لیکن به نظرمی رسد تذکری در خصوص علائم مشخص از برنامه ریزی شده بودن فتنه مناسب باشد:

تشکیک انتخابات از ماه ها قبل از آن:
خط تشکیک در سلامت انتخابات ماه ها قبل از انتخابات به صورت مستمر و از سوی برخی شخصیت های داخلی و جریان های خارجی معاند به صورت مشترک در پیش گرفته شد:
هاشمی رفسنجانی 12/9/87 : مردم هیچ گاه ضد انقلاب نمی‌شوند و اگر احساس کنند، رأی‌شان جور دیگری خوانده می‌شود و تأثیرگذار نیست و نیز احساس کنند نمی‌توانند نقش خود را به خوبی در جامعه ایفا کنند، حضورشان ضعیف می‌شود.
هاشمی رفسنجانی4/10/87: اگر ناظران و مسؤولان برگزاری انتخابات رأی مردم را ضایع کنند و اعلام قیمومیت کنند و نگذارند آن‌چه که مردم می‌خواهند اعلام شود، این کار خیانت و مستوجب عذاب الهی است.
هاشمی رفسنجانی 4/10/87: حتی اگر براساس مصلحت برخی بگویند این فرد نباید انتخاب شود، اشتباه است و منتهی به استبداد می‌شود و این اتفاق شومی خواهد بود.
هاشمی رفسنجانی 4/10/87: وظیفه همه است که واقعا انتخابات را جدی بگیرند و سالم عمل کنند و اگر رقیب بی‌تقوایی می‌کند، آن‌ها بی‌تقوایی نکنند و باید انتخابات خوبی برگزار شود و اگر انتخابات سالمی برگزار شود، مطمئناً نمره خوبی از سوی ناظرین بین‌المللی خواهد گرفت.
هاشمی رفسنجانی در نمازجمعه اردیبهشت 88: باید به طور جدی تلاش شود تا سلامت انتخابات برای مردم مشخص شود؛ تا با خیال راحت بروند و رأی بدهند. بیانات رهبری بسیار آرامش دهنده بود. نمی‌خواهم بگویم که غیر از این است؛ اما در تبلیغاتی که می‌شود، ضرورت دارد که علائم روشنی برای سلامت انتخابات نشان داده شود.
بیانیه 21/1/88 سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی: سلامت انتخابات به شدت به مخاطره افتاده است به طوری که دیگر تقریباً اعتمادی به آمارهای انتخابات از جمعیت واجد حق رأی گرفته تا آرای شرکت کنندگان و تا آرای کاندیداها وجود ندارد.
سایت عصر ایران در تاریخ 20/2/1388: جلسه‌ای منزل هاشمی رفسنجانی در خصوص بررسی وضعیت نامزدها و فضای انتخاباتی و تشکیل کمیته صیانت از آراء تشکیل شد که در آن میرحسین موسوی، کروبی، سید محمد خاتمی [و بهزاد نبوی] نیز حضور داشتند.
عفت مرعشی (همسر هاشمی رفسنجانی) در حوزه اخذ رأی حسینیه جماران: امیدوارم که تقلبی صورت نگیرد که اگر این اتفاق بیفتد من در پل صراط از آن‌ها نخواهم گذشت… اگر تقلب شود از مردم می‌خواهم با حضور در خیابان‌ها واکنش نشان دهند، اما در صورتی که تقلب انجام نشود، مطمئن هستم که میرحسین موسوی رأی خواهد آورد.
هاشمی در هنگام رأی دادن: بسیار مهم است که این انتخابات به‌گونه‌ای برگزار شود که هیچ کس نتواند شبهه‌افکنی کند و همه بپذیرند آن‌چه که از صندوق بیرون می‌آید، همان باشد که مردم رأی دادند.
سایت قلم نیوز که از سوی ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی اداره می‌شد در ساعت 11:13 ظهر روز جمعه 22 خرداد 88 به نقل از ابوالفضل فاتح رئیس کمیته اطلاع رسانی رسانه و تبلیغات ستاد موسوی نوشت: پیروزی مهندس موسوی با فاصله زیاد قطعی است/ همه برای این پیروزی یک سجده شکر بدهکاریم
علی اکبرمحتشمی پور (رییس ستاد غیرقانونی صیانت از آرا) در جریان انتخابات: مردم حتماً قلم همراه خود داشته باشند و با قلم‌های سبز خود، رأی‌شان را بر روی برگه‌ها بنویسند … خودکارهایی که وزارت کشور اصرار دارد مردم از آن استفاده کنند، جوهر مخصوصی دارد که پس از چند ساعت رنگ آن از بین می‌رود.
اظهارات محتشمی پور (رئیس کمیته غیرقانونی صیانت از آرا) در مصاحبه ساعت 16 روز انتخابات: چیزی که در عیان است چه حاجت به بیان است و در حال حاضر همه ملت ایران که موج سبز در میانشان وجود داشته، تبدیل به این موج شده‌اند … میزان رای موسوی نسبت به سایر کاندیداها قابل قیاس نیست و در پایان رای‌گیری شاهد پیروزی موج سبز خواهیم بود و جشن سبز را فردا و پس فردا خواهیم گرفت.
پیام میرحسین موسوی در شب انتخابات و در حالی که هنوز رأی گیری در برخی حوزه ها ادامه داشت و در برخی حوزه ها تازه رأی شماری آغاز شده بود: به اطلاع می‌رسانم به رغم تخلفات وکارشکنی‌های متعدد و نارسایی‌های گسترده، مستندات و گزارش‌های واصله حاکی از ایناست که رأی اکثریت قاطع مردم متوجه این خدمت‌گزارشان بوده است. از مسؤولان امرمی‌خواهم در شمارش آرا نهایت دقت و حفظ امانت را بنمایند و اعلام می‌کنم، در غیراین ‌صورت از همه‌ی امکانات قانونی برای احقاق حقوق حقه‌ی ملت ایران استفاده خواهم کرد. همین‌جا فرصت را مغتنم می‌شمارم و از ملت شریف ایران می‌‌خواهم آماده‌ی برگزاری جشن پیروزی در شامگاه میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیه) باشند.
خاتمی نیز در همان شب انتخابات به نقل سایت های یاری (حامیان میرحسین موسوی) و جمهوریت (مربوط به فرزندان هاشمی) پیروزی موسوی را به او تبریک گفت.
همانطوری که مشاهده می شود حدود 6 ماه از قبل انتخابات 88 طرح تشکیک در سلامت انتخابات به صورت کاملاً متواتر از سوی شخص هاشمی رفسنجانی و رسانه های اصلاح طلب و گروه های ضد انقلاب مثل منافقین در دستور کار قرار گرفت که این هماهنگی ها خودش شائبه هماهنگی در یک برنامه را به ذهن متبادر می سازد که این خط مشکوک با موضع گیری امام خامنه‌ای در تاریخ 9/2/1388 مواجه شد:
متأسفانه برخی دوستان بی‌انصاف و کسانی که جزو ملت هستند و توقع دارند مردم به آن‌ها توجه کنند، با ناسپاسی علیه ملت حرف می‌زنند و با تکرار حرف دروغ دشمن، سلامت انتخابات را زیر سؤال می‌برند.

تشکیل کمیته غیرقانونی صیانت از آرا:
البته خط تشکیک در سلامت انتخابات در اینجا به پایان نرسید و در تاریخ 20/2/88 سایت عصر ایران از تشکیل کمیته صیانت از آرا در منزل هاشمی خبر داد که میرحسین موسوی، کروبی، سید محمد خاتمی، بهزاد نبوی، محتشمی پور و … نیز در آن مشارکت داشتند. تشکیل کمیته ای با حضور رئیس جمهورها، نخست وزیر، رئیس مجلس ها و وزرای کشور سابق که به تمام چم و خم نظام انتخاباتی کشور آگاه بودند، دو مسئله را در ذهن افراد متبادر می کرد، اول این که این نظام انتخاباتی قابل تشکیک است و دوم این که چنین افراد باسابقه ای یقیناً با اشرافی که در برگزاری انتخابات داشته اند اجازه تقلب را نخواهند داد که اگر چه کارکرد اول تشکیل این کمیته مطلوب ایشان بود اما این که علی رغم ادعای بی سابقه تقلب 11 میلیونی چنین ستاد مجربی قادر به ارائه حتی یک برگ سند برای چنین تقلبی بزرگی نباشد گریبانگیر ایشان گردید به نحوی که خودش مهری بود بر کارکرد برنامه ریزی شده آن در مسیر تشکیک بدون سند در انتخابات.

اعترافات قانونی مدعیان تقلب در محضر دادگاه و خبرنگاران
از دیگر شواهدی که بر برنامه ریزی شده بودن فتنه 88 دلالت دارد اعترافات قانونی مجرمان و متهمان فتنه است، اگر چه بعضاً تلاش شد ماهیت این اعترافات را به لحاظ قانونی زیر سوال ببرند ولیکن براساس ماده 369 از قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب، اقرار در دادگاه از اسناد قانونی و قابل استناد است به خصوص که اقرارهای مجرمان فتنه در دادگاه و با حضور خبرنگاران مختلف صورت گرفته و فاقد هرگونه فشار و یا شکنجه ای بوده است که نظر شما را به برخی از این اقرارها که در کتاب دادگاه هشتاد و هشت نیز ثبت شده است، جلب می کنم:
1- بهزاد نبوی، ابطحی، مازیار بهاری، تاج‌زاده، صفایی فراهانی در دادگاه: در انتخابات هیچ تخلفی صورت نگرفته است.
2- بهزاد نبوی: ما هیچ سندی دال بر وجود تقلب نداریم
3- رمضان‌زاده: تقلب در ایران امکان ندارد
4- محمد عطریانفر: تلقی تقلب و تخلف؛ از این انتخابات خارج است
5- سعید حجاریان: قبل از انتخابات؛ آقای گودرزی، آماری را از ایسپا آورده بود و حاکی از آن بود که اختلاف آنقدر فاحش است که احمدی‌نژاد نیازی به تقلب ندارد
6- محمد علی ابطحی: تقلب، یک اسم رمز آشوب شده بود
7- ابطحی در دادگاه: ما به مردم سالاری، به دموکراسی، به تاریخ ایران و به عظمت ایران خیانت کردیم

مستندات حمایت های مالی و رسانه ای از فتنه:
حجاریان در مصاحبه مکتوب مهرماه 88 با خبرگزاری ایرنا: عناصر سفارتخانه‌ها در بین تظاهرکنندگان 88 حضور داشتند و عناصری هم از قبل آموزش‌ براندازی نرم دیده بودند.
خانم کلینتون (وزیر سابق خارجه آمریکا) در کتاب خود: تیم من در وزارت خارجه در پشت صحنه، تماس‌های مستمری با فعالان در داخل ایران برقرار می‌کرد و با مداخله‌ای فوری توانست از توقف توئیتر به خاطر تعمیرات جلوگیری کند. اگر توئیتر تعطیل می‌شد تظاهر‌کنندگان یکی از ابزارهای مهم‌شان برای ارتباط را از دست می‌دادند.
روزنامه آمریکایی “نیویورکر” در سال 2008 و در فاصله یک سال مانده به انتخابات 88، گزارش داد: کنگره با درخواست جورج دبلیو بوش، رئیس‌جمهوری وقت این کشور برای اختصاص 400 میلیون دلار جهت حمایت از مخالفان در ایران و بی‌ثبات کردن این کشور موافقت کرده است.

انطباق مسیر طی شده در فتنه 88 با فرمول کودتاهای رنگین:
اسنادی که از فتنه 88 کشف گردید بعضا‌ کاملاً نشان می دهند که قبل از انتخابات قرار بوده چه ادعاهایی در مورد انتخابات در خصوص نظرسنجی، برگه رأی، صندوق، شمارش آرا و … صورت گیرد به نحوی که دستخط فردی مثل مهدی هاشمی دراین خصوص یکی از اسناد برنامه ریزی شده بودن فتنه هستند. البته مسیر طی شده در فتنه 88 یکی دیگر از شواهدی است که تبعیت از یک الگوی امتحان شده به نام کودتاهای رنگین که توسط افرادی مانند جین شارپ و مایکل لدین و جورج سوروس تجویز شده بود را اثبات میکند به نحوی که مورد به مورد این مدل امتحان شده در ایران نیز اجرا گردید.

جمع بندی:
براساس موارد فوق بحث که تنها گوشه ای از اسناد و شواهد موجود بودند می توان گفت که تشکیک در سلامت انتخابات به دلیل 4 عامل زیر اقدامی از پیش برنامه ریزی شده بود و به برخلاف نظر امثال علی مطهری نتیجه مناظرات انتخاباتی یا جشن پیروزی انتخاباتی نبوده است:
1- بحث تقلب از ماهها قبل از انتخابات با تشکیک در سلامت انتخابات و تشکیل کمیته صیانت از آرا از طرف برخی شخصیتهای داخلی و خارجی آغاز شده بود و با وجود این سطح آمادگی هیچ سند محکمه پسندی برای اثبات تقلب ارائه نگردید.
2- اساساً مسیری که از همان ابتدا برای ادعای تقلب در پیش گرفته شد مسیر قانونی نبود بلکه مسیر فشار، اردوکشی خیابانی و مشروطه به ابطال بدون شرط انتخابات بود و برگزاری مجدد انتخابات با حضور ناظران خارجی بود.
3- بودجه های مصوب آمریکایی ها در یک سال قبل از انتخابات و حمایت های رسانه ای خارجی حین فتنه و حضور مستمر عناصر سفارتخانه های خارجی و گزارش ها یا کتاب هایی که در چگونگی حمایت مستقیم از فتنه رخ داد.
4- مسیری که در فتنه 88 طی شد یک مسیر تصادفی و اتفاقی نبود، بلکه کاملاً‌ منطبق با نسخه های کودتاهای مخملی و رنگین تجویز شده در کشورهای دیگر پیش رفت به نحوی که توجیه این تقارن دقیق به هیچ وجهی میسر نیست.

کلام آخر:
شاید به زعم برخی از شخصیت ها و رسانه ها بحث فتنه تمام شده باشد اما آنچیزی که باعث می شود در این خصوص همچنان مباحث گرم باشد بحث بدعتی است که در این خصوص بنا نهاده شده است؛ بدعت به عنوان رسم اشتباهی است که مقدمه تکرار اشتباهات دیگر هم هست. کسی که بدعتی را بنا می نهد خواسته یا ناخواسته مجوز تکرار آن را صادر می کند و اینچنین است که بانیان فتنه 88 اگر چه هنوز نتوانسته اند هیچ سند منطقی از فتنه 88 ارائه دهند ولی به منظور حفظ این شیوه تلاش می کنند تا همچنان این مسیر را برای فشارهای بعدی به نظام حفظ کنند و به همین دلیل خط تشکیک در سلامت انتخابات و سلامت نهادهای نظارتی بر انتخابات با شدت دنبال می شود که خنثی کردن این بدعت که یکبار باعث لطمه های شدید اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و سیاسی به کشور گردید ایجاب می کند که در برابر بدعت گذاران و دروغگویان روشنگری ها ادامه یابد.


Create your flash banner free online

94/2/14
8:30 ص

 

نرخ سود بانکییکی از مسائل بسیار کلیدی در تنظیم اقتصاد کشور، بحث نرخ سود بانکی سپرده ها و تسهیلات است، لیکن دولت ها به لحاظ علمی چندان در تعیین این نرخ ها نمی توانند آزادانه عمل کنند، چرا که در همه کشورها این اعداد تابعی از نرخ تورم شان بوده و البته بهره وری نظام بانکی آن کشورها می باشد. نرخ سود کمتر از نرخ تورم باعث می شود تا انگیزه مردم برای سپرده گذاری در بانک ها کاهش یابد و در عوض نقدینگی به سمت بازارهای دلالی و غیر مولد هجوم ببرد، مسئله ای که در 2-3 سال آخر دولت دهم موجب افزایش نقدینگی و هجوم آنها به بازارهای سکه، طلا و ارز و نهایتاً کاهش اسف بار ارزش پول ملی گردید.
دولت یازدهم در شروع کار نسبت به نرخ سود بانکی رویه منطقی و علمی در پیش گرفت و با همین رویه توانست نقدینگی مازاد را جمع آوری و موجب کاهش نرخ تورم گردد ولی در حالی که ما منتظر بودیم تا نرخ سود بانکی خیلی زودتر از اینها و گام به گام به همراه کاهش نرخ تورم صورت گیرد، خیلی دیر نسبت به این مسئله اقدام نمود و همان نیز متأسفانه به صورت غیر علمی انجام گردید. در حالی که نرخ تورم ادعایی از 45 درصد به زیر 15 درصد رسیده و 30 درصد کاهش داشته است، نرخ سود بانکی در نهایت تنها 2 درصد کاهش یافت و نتیجه این که هم اکنون سود سپرده به 20 درصد رسیده است و حدود 6 درصد نیز از نرخ تورم اعلامی بالاتر قرار گرفت که این مسئله از چند جهت محل ایراد است:
1- در این نرخ سود سپرده، هدفت حفظ ارزش پول سپرده گذار نیست بلکه سودی بیش از نرخ تورم به او پرداخت می شود که شائبه ی ربوی بودن آن را تشدید می کند.
2- نرخ سود بانکی بالا باعث می شود تا تولید، فعالیت های مولد، غیر زیان بخش و کارآفرینی از توجیه اقتصادی خارج باشند که این مسئله در نهایت جلوی رشد تولید و اشتغال را گرفته و عاملی برای رکود می گردد.
3- مشارکت در بازار سرمایه به عنوان مرکزی که جذب نقدینگی در آن به نوعی حمایت و رونق بنگاه های اقتصادی و تولیدی تلقی می شود، از صرفه اقتصادی خارجی می گردد و عملاً این بازار به سمت ورشکستگی پیش خواهد رفت و صنایع نیز در نهایت با افت ارزش سهام و ورشکستگی مواجه خواهند شد و این در صورتی است که نرخ سود بازار سرمایه دارای ریسک هستند و توقع سود بیتشر از آنها می رود نه این که هم سود کمتری داشته باشند و هم ریسک بیشتر.
4- بالا بودن غیر طبیعی سود بانکی باعث می شود تا نرخ سود تسهیلات بانکی که یکی از عوامل افزایش قیمت محصولات تولیدی است، موجب گران شدن محصولات داخلی و کاهش رقابت پذیری تولید داخلی گردد.
5- ادامه ی روند مذکور اگر چه باعث می شود تا همچنان نقدینگی به سمت بانک ها برود، لیکن موجب افزایش بیش از حد رکود می گردد و این در حالی است که با کاهش نرخ تورم به وضع موجود، دولت می توانست در زمینه کاهش رکود، جدی تر عمل نماید.
6- در شرایطی که نرخ تورم با شتاب زیادی تغییر می کند، دولت باید با تغییر متناسب نرخ سود در دوره های کوتاه مدت، نسبت به ایجاد تعادل در بازار بانکی و پولی و اقتصاد کشور اقدام نماید و این در صورتی است که تقریباً به مدت 2 سال این نرخ تغییر ننموده و در نهایت نیز تنها با کاهش 2 درصدی عملاً نیاز بازار تأمین نگردیده است و به نظر می رسد سیاست بانکی و پولی کشور از مجرای منطقی و علمی که در ابتدا در پیش گرفته شد خارج گردیده است.
7- مسئله دیگری که قابل ذکر است، بحث نرخ بهره وری بانک هاست. هم اکنون در نظام بانکی ما نرخ کارمزد بانکها 4 درصد است که این عدد به نرخ سود سپرده اضافه می شود و نرخ سود تسهیلات را تعیین می کند، حال سوال جدی این است که چرا این نرخ کارمزد بانکی علی رغم الکترونیکی شدن نظام بانکی و کاهش هزینه های بانک ها همچنان ثابت مانده است در حالی که نرخ کارمزد بانکی در کشورهای دیگر به طور معمول 1 یا 2 درصد در نظر گرفته می شود. به راستی چرا نظام بانکی ما به جای این که به دنبال کاهش هزینه ها و ارتقای بهره وری خود با استفاده از تکنولوژی های جدید باشد مدام به دنبال توسعه و خرید و افزایش ساختمان بانک ها در نقاط مختلف شهرهاست؟ چرا همچنان بانک های عضو شتاب نسبت به دادن خدمات به سایر بانک ها اینقدر با محدودیت عمل می کنند؟ به نظر می رسد ارتقای بهره وری نظام بانکی به راحتی می تواند موجب رفاه مشتریان، کاهش هزینه بانکداری، کاهش هزینه های ایاب و ذهاب و نهایتاً کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی گردد.


Create your flash banner free online

94/2/11
7:39 ع

اظهارات حاشیه ساز دکتر روحانیطی یک ماه کاری که در سال 94 داشته ایم بیانات و مواضع جناب روحانی در خصوص هسته ای و اجتماع نیروهای پلیس و کارگر و مردم استان فارس حاوی مواردی بود که باعث حاشیه سازی و بعضاً باعث موضع گیری رهبری معظم انقلاب، دلخوری علما و روحانیون و بسیاری از مردم و حتی نیروهای پلیس گردید که برخی از آنها به شدت حساسیت علما و رسانه ها و شخصیتها را برانگیخت. در ادامه به اهم اظهارات حاشیه ساز روحانی اشاره و سپس تحلیلی کوتاه در خصوص هریک ارائه می کنم:

1- اولین موضع گیری حساس و سیاسی دکتر روحانی در سال جدید در خصوص بیانیه لوزان بود که در چهاردهم فروردین بیان شد:

بعد از تشکیل دولت، دولت در صد روز اول گام هایی را در این زمینه برداشت و توافق اولیه را با دولت های 1+5 به امضاء رساند و از آن زمان در تلاش بودیم که گام دوم را نیز برداریم. و آن گام دیشب محقق شد. در گام دوم هم حفظ حقوق هسته ای را داریم و هم رفع تحریم ها و هم تعامل سازند با جهان که هر سه برای ما حائز اهمیت است.

مواضع رئیس جمهور و بسیاری از حامیان دولت مثل جناب هاشمی رفسنجانی و دولتمردان مانند دکتر ظریف نیز حاکی از تحقق یک پیروزی هسته ای بود، نوع اظهارات ایشان به نوعی بود که برخی از مردم و یا مسئولان دیگر نیز گمان کردند که طرف مقابل خودش را به رعایت حقوق ایران کرده است و اقدام به صدور پیام های تبریک آمیز کردند ولی هنوز چند روزی از توافق نگذشته بود که با مشاهده ابهامات و ضعف های بیانیه نمایندگان دولت رسماً این بیانیه را غیر الزام آور دانستند که مقام معظم رهبری نیز در 20 فروردین و درخلال سخنرانی در حرم مطهر امام رضا اینچنین بیان کردند:

علت موضع گیری نکردن رهبری این است که جایی برای موضع گیری وجود ندارد زیرا مسئولان کشور و مسئولان هسته ای می گویند هنوز کاری انجام نگرفته و هیچ موضوع الزام آوری میان دو طرف بوجود نیامده است ... چنین وضعیتی نیاز به موضع گیری ندارد. هنوز اتفاقی نیفتاده است ... اگر از من سؤال شود که «شما موافق مذاکرات اخیر هسته ای هستید یا مخالف»، می گویم نه موافق هستم و نه مخالف، چون هنوز اتفاقی نیفتاده است ... همه مشکل بعد از این است که باید درباره جزئیات بحث و گفتگو شود زیرا طرف مقابل، لجوج، بدعهد، بد معامله و اهل از پشت خنجر زدن است و ممکن است در دوره ی بحث درباره جزئیات، کشور و ملت و مذاکره کنندگان را در حصار قرار دهند ... آنچه که تاکنون اتفاق افتاده نه اصل توافق، نه مذاکره منتهی به توافق و نه محتوای توافق را تضمین نمی کند و حتی این موضوع را هم تضمین نمی کند که این مذاکرات به توافق منتهی شود، بنابراین تبریک گفتن معنایی ندارد.
 

2- رئیس‌جمهور در همایش سراسری فرماندهان ناجا گفت:

ما باید قانون را با دقت اجرا کنیم و خوشبختانه در جمهوری اسلامی ایران شرع و قانون در کنار هم قرار می‌گیرند ... پلیس موظف به اجرای اسلام نیست، هیچ پلیسی نمی‌تواند بگوید من این کار را کردم چون خدا گفته است، پلیس یک وظیفه بیشتر ندارد و آن هم اجرای قانون است ... احکام شرع برخی در قانون وجود  دارد و بخشی هم مجلس تصویب کرده که مخالف با شرع نبوده است؛ برخی احکام اسلام در قانون نیامده آیا پلیس می‌تواند در آن دخالت کند؟‌ مثلا هنگام نماز ظهر وارد یک بانک شود و به رئیس بانک بگوید وقت نماز است.

اگر چه این سخنرانی جناب روحانی عموماً با تقطیع منتشر شد، لیکن نگاهی به اصل سخنان نشان می دهد که خودِ این عبارات چندان هم قابل انتقاد نیستند، این که پلیس نباید به فتوای خود در اجرای اسلام عمل کند حرفی منطقی است اما این که مجریان و قانون گذاران حاضر نباشند قوانین ودستورالعمل های مناسب را برای اجرای اسلام در جامعه وضع کنند جای توجیه ندارد و این در حالی است که دولت حاضر نیست در خصوص مبارزه با مفاسد اجتماعی و اخلاقی هیچ سهمی را به گردن بگیرد. به نظر می رسد دولت همانطوری که پلیس را مکلف به اجرای قانون می داند، باید خودش نیز در جهت تدوین و تهیه لوایح و مصوبات مناسب و حمایت های موثر، در جهت ارتقای امنیت اخلاقی جامعه کوشا باشد. از دیگر مواردی که در همین خصوص یکی از مراجع عالیقدر به درستی تذکر دادن عواقب بیان چنین جملاتی است چرا که باعث می شود تا افراد متخلف در انجام تخلفات خود جسورتر گردند و دولتمردان باید بیش از این به عواقب اظهارات خود بیندیشند.

3- رئیس‌جمهور در اجتماع کارگران در ورزشگاه آزادی تاکید کرد:

برخی فکر می‌کنند در ماجرای مذاکرات هسته‌ای دولت تنها دنبال این است که یک معضل به نام پرونده هسته‌ای را حل کند. پرونده هسته‌ای و حل آن اولین گام برای حل معضلات اساسی است.

بیان این جملات از سوی رئیس جمهور حساسیت زیادی ایجاد کرد و منتقدان آن را بر خلاف نظرات رهبری دانستند، لیکن به نظر می رسد این مواضع چندان با نظر رهبری در تناقض نباشند، چرا که همین اخیراً مقام معظم رهبری در سخنرانی 20 فروردین فرمودند:

البته مذاکرات درخصوص موضوع هسته‌ای یک تجربه است. اگر طرف مقابل از کج‌تابی‌های خود دست بردارد، این تجربه را می‌توان در مسائل دیگر ادامه داد اما اگر طرف مقابل به کج‌تابی‌های خود ادامه دهد، تجربه‌ی قبلی ما در بی‌اعتمادی به آمریکا تقویت خواهد شد.

4- رئیس جمهور در پایان سفر خود به شیراز گفت:

نمی‌دانم برخی حافظه‌شان ضعیف شده است چراکه قبل از آمریکایی‌ها ما فکت شیت خود را اعلام کردیم. بنابراین ما اعلام کردیم و روشن است، منتها برخی شبهه‌‌ای ایجاد و مسائلی را مطرح کردند، ضمن اینکه ما نظرات خود را ما به صراحت گفتیم. وزیر امور خارجه ما و رئیس سازمان انرژی اتمی به تفصیل نظرات ایران را اعلام کردند، حال اگر می‌خواهید مصاحبه‌های آنان را دوباره منتشر کنید تا فکت شیت دوم منتشر شود.

این اظهارات با توجه به درخواست علنی مقام معظم رهبری در خصوص انتشار جزئیات مذاکرات هسته ای بسیار ناراحت کننده است به خصوص که دکتر صالحی (رئیس آژانس اتمی و عضو مذاکرات هسته ای) صراحتاً (که فایل صوتی اش هم موجود است)، گفتند که رهبری از مذاکره کنندگان درخواست کرده که فکت شیت را منتشر کنند و این سخنان جسورانه جناب روحانی موجت تکدر خاطر شدید دوستداران رهبری گردید. اگر چه خود آقای صالحی بعداً درخواست انتشار فکت شیت را انکار کردند ولی در هر صورت لحن غیرمودبانه رئیس جمهور خطاب به منتقدان و 213 نفر از نمایندگان مجلس که درخواست انتشار فکت شیت را کرده بودند نگران کننده تلقی گردید. باید توجه داشت که حتی اگر مقام معظم رهبری درخواست انتشار فکت شیت را نکرده باشند، لیکن شکی نیست که بیان جزئیات مذاکرات را مطالبه کردند:

باید مردم و بخصوص نخبگان را در جریان جزئیات قرار دهند و آنها را از واقعیات مطلع کنند زیرا هیچ چیز محرمانه ای وجود ندارد.

و آنچه که ما شاهد بودیم این است که بعد از اظهارات مقام معظم رهبری، هنوز حرکتی در خصوص بیان این جزئیات که فکت شیت می تواند یکی از نمودهایش باشد، نکرده اند. بلکه جناب روحانی انتشار جزئیات مذاکره را قبول نکردند:

هنوز مذاکرات تمام نشده که جزییات آن منتشر شود،مذاکره آداب خودش را دارد و هنوز نمی توان جزییات آنرا منتشر کرد.

بحث دیگری که در این خصوص وجود دارد نظر رئیس جمهور درخصوص انتشار زود هنگام فکت شیت ایران است که گفتند:

فکت شیت ما را رسانه های خارجی هم منتشر کردند ما اعلام کردیم و روشنگری کردیم ولی برخی شبهه ایجاد کردند ... نظراتمان را به صراحت گفتیم و اعلام کردیم و به تفصیل بیان شده است اگر لازم است فکت شیت دوم را هم منتشر کنیم

و این در حالی است که علی رغم گذشت حدود یکماه از توافق لوزان تاکنون توسط هیچکدام از مسئولان و مذاکره کنندگان هسته ای به چنین فکت شیتی اشاره نشده است و تاکنون عنوان می شد که دولت مایل به انتشار فکت شیت نیست، و اظهارات امروز جناب روحانی بسیار عجیب بود.

5- از دیگر سخنان جنجال برانگیز جناب روحانی بحث ایشان در خصوص الگوبرداری از حافظ در سیاست خارجی بود:

اگر امروز دنیا همین خط و بیان حافظ را به عنوان تیتر سیاست خارجی قرار داده بود که با دوستان مروت با دشمنان مدارا ،امروز دیگر افراطی گری را در منطقه مشاهده نمی کردیم..... درس اعتدال و سیاست خارجی را از حافظ آموختیم و درس محبت و همدلی را از سعدی آموختیم که گفت :بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک پیکرند و ما همان راه را ادامه می دهیم

این عبارات روحانی اگر چه در ظاهر چندان قابل اشکال نیست اما در عالم واقع چندان میسر نیست، حافظ علیه الرحمه به عنوان شاعری عارف که حتی اهل سفر نبوده است چگونه می تواند الگوی ما در سیاست خارجی باشد،‌ در شرایطی که قانون اساسی یک فصل در خصوص سیاست خارجی دارد که در آن حکومت را مکلف به حمایت از مظلومان و مستضعفان عالم به خصوص مسلمانان مظلوم عالم کرده است و استکبار ستیزی را تکلیف حکومت و ممانعت از هرگونه تسلط بیگانگان بر کشور را یک اصل غیرقابل تغییر می داند، چرا باید معیار دقیق قانون را تحت تأثیر احساسات شاعرانه ی حافظ کمرنگ کنیم؟! چگونه است که رئیس جمهور محترم، پلیس را مکلف به اجرای مو به موی قانون و معذور از اجرای اسلام می داند ولی دستگاه دیپلماسی خارجی را تشویق به الگو گیری از شعر حافظ می کند؟ آیا سیاست خارجی مصرح در قانون اساسی که منبعث از شرع مقدس و آرمانهای انقلاب تصویب گردیده است و در مواردی ما را به استکبار ستیزی و حمایت از مظلومان فرامی خواند باید تحت الشعاع عبارت "بادشمنان مدارا" قرار گیرد؟

6- از دیگر مواردی که قابل تأمل است این سخنان رئیس‌جمهور در اجتماع کارگران در ورزشگاه آزادی بود:

با توافق نهایی که اگر طرف ما اراده جدی داشته باشد، در ماه‌های پیش‌رو امکان‌پذیر است و شرایط تولید در ایران به مراتب بهتر خواهد شد.

و این در صورتی است که مقام معظم رهبری بارها تأکید کردند که مشکل اصلی اقتصاد ما در تحریم نیست بلکه در مدیریت داخل است و باید با اتکا به توان داخلی به دنبال حل ریشه ای مسئله بود که در همین راستا مقام معظم رهبری نیز فردای همان روز و در جمع کارگرانی که به دیدارشان آمده بودند اینچنین گفتند:

برخی می‌گویند در شرایط تحریم و فشار، رونق تولید داخلی امکان پذیر نیست، بدون شک تحریم‌های ظالمانه در بروز مشکلات تاثیر داشته است اما تحریم‌ و فشار، بدون تردید نمی‌تواند جلوی «تلاش عمومی، سازمان یافته و برنامه‌ریزی شده» را برای رونق تولید داخلی بگیرد... البته اگر تحریم‌ها نبود احتمالاً در برخی از این زمینه ها، پیشرفت بیشتری داشتیم اما این احتمال نیز وجود دارد که در آن صورت، به پول نفت تکیه می کردیم و این پیشرفتها را بدست نمی آوردیم..... استحکام ساختار داخلی قدرت از جمله در زمینه اقتصادی، موجب تقویت مذاکره کنندگان پشت میز هر مذاکره ای می شود والا طرف مقابل مدام شرط و شروط می گذارد و حرفهای مفت و بی ربط می زند.

و سپس در ادامه به تشریح این مسئله با بیان مصادیقی مانند حمایت از تولید توسط مردم و به خصوص خود دولت و تحریم کالاهای خارجی و مبارزه با قاچاق و لزوم اهمیت به کیفیت تولید و ... پرداختند و برخی از صنایعی که ایران در همین شرایط تحریم در آنها موفق بوده را برشمردند.


Create your flash banner free online

94/2/6
8:13 ص

 

مهدی خزعلی

به دلیل حضور مستمر در فضای مجازی و به خصوص شبکه های اجتماعی و به تبع آن حضور در مباحثات و مناظره های مختلف با فعالان فضای مجازی، مسائلی مهمی برایم مشخص شده است که ناچار به طرح آنها می باشم، مطلع کلامم با سخن حاج حسین یکتاست که اخیراً گفت و امروز عیناً در شبکه های اجتماعی مشاهده می کنیم، ایشان گفتند که کار نیروهای انقلاب در فضای مجازی به جنگ تن به تن رسیده است و امروز این جنگ های تن به تن را در مباحثه ها و مناظره های حامیان انقلاب با حامیان ضدانقلاب و یا حامیان خستگان از انقلاب به وضوح مشاهده می کنیم.

به دلیل چند مباحثه ای با جناب مهدی خزعلی و علیزاده طباطبایی (وکیل مهدی هاشمی و شهرام جزایری و رئیس حلقه عرفان و …) داشته ام، شاهد حضور بسیار فعال و مستمر ایشان در شبکه های اجتماعی و برگزاری مباحثات و مناظرات هستم و متأسفانه باید بگویم که نوع مباحثاتی که این افراد در فضای مجازی مطرح می کنند، حقیقتاً پر از اتهام و هتاکانه است که به عنوان مثال برخی از ادعاهای جناب خزعلی را که حین مباحثات اخیر بیان کرده اند و فایل های صوتی شان هم موجود است را مختصراً برمی شمارم:

  • جناب مهدی خزعلی، تحمیلی بودن جنگ 8 ساله را زیر سوال بردند و حضرت امام خمینی و تسخیر لانه جاسوسی را عامل دشمنی های آمریکا و حمله صدام به ایران می دانند.
  • ایشان بیان داشتند که 10 سال پیش اسرائیل نزدیک به فروپاشی بود و احمدی نژاد با طرح مسئله هلوکاست باعث شد تا اسرائیل دوباره جان بگیرد.
  • ایشان گفتند که شهدای هسته ای، توسط خود انقلاب کشته شده اند و این که اصلاً آنها دانشمند هسته ای نبودند و فقط دانشمندان فیزیک بوده اند و این در حالی است که خود اسرائیلی ها به ترورهای هسته ای اعتراف داشتند.
  • ایشان گفتند که انتخاب آقای خامنه ای در خبرگان با یک سناریوی از پیش تعیین شده و ساختگی انجام شد و کاملاً گام به گام به پیش برده شد و خیلی جسورانه می گویند حتی آقای خامنه ای هم به صورت نمایشی با رهبری خودش مخالفت کرده است!
  • ایشان گفتند که بیشتر اعضای فعلی خبرگان خواب و بی کفایت هستند.
  • ایشان بیشتر نمایندگان مجلس را بی کفایت و بله قربان گوهایی معرفی می کند که گوششان به دهان رهبری است.
  • ایشان گفتند که عباس یزدان پناه (شاهد مقتول مهدی هاشمی)، به دست نیروهای انقلاب کشته شده است، چرا که به زعم جناب خزعلی، یزدان پناه به نفع مهدی هاشمی شهادت می داد و این در صورتیست که فیلمی اخیرا از یزدان پناه منتشر گردیده است که کاملاً مشخص می کند که زنده ماندن عباس یزدان پناه به ضرر مهدی هاشمی تمام می شده است.
  • مهدی خزعلی بسیار هتاکانه می گوید حکومت ما مثل حکومت معاویه است و در موارد متعددی صراحتاً یا تلویحاً به رهبری جسارت و توهین می کند.
  • ایشان آمریکا و غرب را مهد آزادی و آزادی بیان می داند و حال این که در برابر سوالات ما در خصوص ده ها زندان غیرقانونی مثل گوانتانامو و ابوغریب که شکنجه کردن در آنها رسما‌ً‌ انجام می شود و یا در خصوص زندانی کردن پروفسور رژه گارودی (که تنها جرمش تحقیق در مورد هلوکاست بود)، هیچ پاسخ منطقی جز تمجید از زندان های آمریکا نداشت.
  • ایشان سال 94 را نقطه عطفی می دانند که در آن رابطه ما با آمریکا و غرب خوب می شود و در انتخابات های خبرگان و مجلس شورای اسلامی94 نیز یقیناً افراد جدید و غیر بله قربان گو خواهند آمد!
  • ایشان در خصوص شورای نگهبان بارها و بارها با بی احترامی به آیت الله جنتی این شورا را و شخص جنتی را عامل حکومت در حذف رقبا معرفی می کند و شورای نگهبان را سبد جنتی نام می نهد.
  • او می گوید که همه ی فرقه های مذهبی از بهایی و وهابی باید بتوانند تبلیغ و ترویج دین شان را داشته باشند و این را ترویج می کند.
  • ایشان تعطیلی برخی از احزاب مثل ملی مذهبی ها و مشارکتی ها و … را تنها در جهت حذف رقیب تعبیر می کند و اصلاً هتاکی های این احزاب به اسلام، ائمه، حدود الهی و ولایت فقیه را تقبیح نمی کنند و حال این که این احزاب همواره در جهت جدا کردن دین از سیاست و سکولاریزم گام برداشته اند و اساساً در چارچوب حکومت دینی نمی گنجیده اند.
  • ایشان در عین حال که ولایت مداری و تبعیت از ولایت را با عبارات و متلک های مختلف مثل دستبوسان ولایت مسخره می کند، ولی خودشان در مسیر تطهیر هاشمی و فرزند مجرمش و سران فتنه و ضدانقلاب حرکت می کنند.
  • در حالی که حتی دشمنان مقام معظم رهبری حتی وجود یک نقطه خاکستری در زندگی اقتصادی مقام معظم رهبری و خاندان ایشان را تکذیب می کنند ایشان مقام معظم رهبری را برخلاف حضرت علی علیه السلام در مواجهه با عقیل می شناسد و این در صورتی است که در برابر انتقاد ما به نشاندن مهدی هاشمی بر سفره قراردادهای نفتی و حمایت شدید پدرش از او هیچ جوابی نداشتند. جالب است که همین مهدی خزعلی و همه کسانی که برای هاشمی جان فشانی می کنند توجه ندارند که چگونه شخص هاشمی خون فرزندش را از همه جوانان این کشور رنگین تر می داند و حتی یک روز زندان را برای این همه تخلف و ضربه به منافع اقتصادی و سیاسی ملی وی برنمی تابد.
  • ایشان می گوید چون راهپیمایی 22 بهمن را تحریم کردند مردم در آن شرکت نکردند و می گویند در انتخاباتی که آن را تحریم کرده بودند نرخ مشارکت 23 درصد بود که به آن ضریب دادند و آن را 46 درصد اعلام کردند و میگویند روی 9 دی روزی بود که مردم را فریب دادند و مردم به خیابان آمدند و اساساً ایشان تمام انتخاباتها را مهندسی شده تعبیر می کنند و در برابر این سوال که پس چرا در انتخابات های تماماً متقلبانه و مهندسی شده شرکت می کنید جواب منطقی نداشتند.

آنچه که در بندهای فوق آمد، تنها گوشه ای از نظرات مهدی خزعلی بود، مباحث ایشان در خصوص موارد متعدد تاریخ انقلاب و تاریخ اسلام و یا در بیان نظرات امام خمینی حاوی تحریف و تأویل است و نگاهی به مسیر مباحث ایشان در تطهیر دشمنان انقلاب مانند صدام، اسرائیل و آمریکا از یک سو و مقصر دانستن انقلاب و تفکر انقلابی در تمام مشکلات و مسائل کشور نشان می دهد که اساساً ایشان یک خط مستقل و مشخص را دنبال می کند.

مسیری که شخص جناب هاشمی و سربازان ایشان اعم از روحانی تا ترکان و خزعلی و علیزاده طباطبایی (وکیل مهدی هاشمی) و …. در فضای حقیقی یا مجازی دنبال می کنند یک مسیر مشخص است، اینان صراحتاً رفتارهای شاخص انقلابی گری را هدف قرارداده اند و انقلاب و نمادهای مقاومت را از طریق روش های زیر مورد اصابت قرار می دهند:

– ترویج گفتمان نمی توانیم و به سخره گرفتن توان نظامی و صنعتی و اقتصادی کشور
– حذف نمادهای مقاومت از روی اسکناس ها، تعطیلی مراکز تحقیقات فضایی و هسته ای
– حذف شعار مگر بر آمریکا و نمادهای استکبار ستیزی از طریق جعل خاطرات و تطهیر دشمن
– به سخره گرفتن ساده زیستی و متهم کردن این رفتارها به پوپولیستی گری
– توهین به جریان های انقلابی تحت عناوین توهین آمیز مختلف مانند تعامل هراس و ترسو و بزدل و بی سواد و افراطی و…
– جسارت به نهادهای انقلابی اعم از سپاه و شورای نگهبان و خبرگان و ….
– تطهیر فتنه گران، ضدانقلاب، آمریکا و غرب در جهت تخریب و مقصر دانستن جریان های انقلابی در تمام کشمکش ها
– عادی سازی تهمت، توهین، جسارت و متلک پراکنی به رهبر انقلاب و انقلابیون

آنچه که در مورد جناب خزعلی و علیزاده طباطبایی و امثالهم مشابه است جلسات مکرر و حضوری و هماهنگی ایشان با جناب هاشمی است و مشخص است که حضور مستمر این افراد در شبکه های اجتماعی و برگزاری جلسات بحث و گفتگوی برنامه ریزی شده در گروه های مختلف نمی تواند اتفاقی و تصادفی انجام شود؛ به نظر می رسد جناب هاشمی همانطوری که در صحنه حقیقی در حال یارگیری و صحنه آرایی است، در فضای مجازی نیز بیکار ننشسته و به صورت منسجم مشغول فعالیت در تضعیف گفتمان انقلاب و انقلابی گری است که به همین دلیل ضرورت واکنش هدفمند در برابرشان احساس می شود.
اگر چه شخصاً از بحث کردن با امثال خزعلی و علیزاده طباطبایی شانه خالی نکرده ام، اما امروز رسماً بیان می کنم که هدف اصلی ایشان نشر شایعات، شبهات، تهمت های بی اساس و عادی سازی توهین و جسارت به امام و رهبری است و به نظر نمی رسد که تریبون دادن به این هتاکان با غیرت هیچ انقلابی سازگاری داشته باشد و به همین دلیل:

  • در گام اول باید تلاش کنیم تریبون را از این هتاکان ضدانقلاب بگیریم و با حذف ایشان از گروه های اجتماعی، مأموریتشان را ناکام بگذاریم.
  • در گام دوم باید افراد و گروه ها را از ماهیت مأموریت سربازان هاشمی در زمینه انقلاب زدایی و انقلابی ستیزی آگاه کنیم
  • و در گام سوم باید جلوی عادی سازی هتک حرمت به امام و رهبری و مبانی انقلاب را گرفت و نباید اجازه بیان مطالب غیرمستند و کذب و توهین را به ایشان داد

Create your flash banner free online

94/2/6
8:3 ص


انتخابات استانیاصولا طرح هایی که در انتخابات آتی مجلس و نتایج آن مؤثرند، مهمند، چرا که در این قوانین، امکان دارد نمایندگان حاضر، نامزدهای رقیب خود را تضعیف و یا حتی حذف نمایند. نمونه این قوانین، آن قانونی بود که شرط نامزدی برای نمایندگی مجلس را فوق لیسانس تعیین می کرد ولی کسانی که قبلا نماینده مجلس بوده اند را مستثنا می کرد و اصولاً با چنین طرحی تعدادی از کسانی که قصد نامزدی داشتند، حذف می شدند بدون اینکه خطری متوجه نمایندگان قبلی باشد.

و اما طرح استانی شدن انتخابات چگونه طرحی است؟ همانطوری که از اسم این طرح مشخص است، نامزدها برای یک شهرستان نامزد نمی شوند، بلکه برای استان­ شان نامزد می شوند و رقابت بین تمام نامزدهای یک استان به صورت یکسان صورت می گیرد؛ شاید در قدم اول به نظر برسد که این طرح در جهت منصفانه شدن انتخابات است و نمایندگان حائز اکثریت آرا، دیگر به صورت منطقه ای نخواهند اندیشید و مصوبات مجلس از حالت منطقه ای خارج خواهند شد، اما با کمی دقت، ایرادها و نکاتی مشخص خواهد شد که به آنها اشاره می گردد:

1- با اجرای این طرح، نامزدهایی که به شهرهای پرجمعیت تر منسوب هستند، به دلیل حس ناسیونالیستی که در ساکنان هر شهری وجود دارد، بخت بیشتری برای انتخاب خواهند داشت.

2- کسانی که هزینه ی تبلیغات انتخاباتی در تعداد شهرهای بیشتری را دارند، بخت بیشتری برای انتخاب خواهند داشت، ضمن این که هزینه ی تبلیغاتی انتخابات بشدت افزایش خواهد یافت.

3-  با افزایش سهم شهرهای پرجمعیت در تعداد نمایندگان مجلس، نامزدهای کمتری از شهرهای کم جمعیت به مجلس راه خواهند یافت و این موجب تمرکز گرایی در تصویب آرا به سمت شهرهای پرجمعیت و مراکز استان ها خواهد شد.

4- شناخت قاطع و مثبت مردم یک شهرستان از یک نامزد واجد تمام شرایط متعالی نمایندگی مجلس، موجب نخواهد شد تا در رقابت با یک نامزد نسبتا معروف در تمام استان (به دلیل سوابق قبلی موفق و حتی غیر موفق) امکانی برای پیروزی وجود داشته باشد و همین مسأله امتیازی است برای کسانی است که قبلاً به عنوان نماینده ی مجلس و یا هر مسئول دیگر، حتی یک بار تصویرشان در تلویزیون پخش شده است.

5- با افزایش هزینه های تبلیغاتی، نفوذ حامیان سرمایه دار و احزاب و جناح های سیاسی در تعیین نمایندگان افزایش خواهد یافت و نمایندگانی که اینچنین به مجلس راه می یابند، مطمئناً بده و بستان های بیشتری خواهند داشت که همواره عواقب این معامله ها متوجه تمام مردم خواهد شد.

شاید کسانی که این دلایل را بخوانند، نگارنده را بدبین بدانند و مطالب را توهماتی ذهن اما برای این مسئله هم دلایل دارم که با دو سؤال پاسخ را به نویسنده واگذار می کنم:

1- آیا کسی گمان می کند که نمایندگان حاضر طرحی را تصویب کنند که احتمال کسب آرای شان را در دوره­ بعدی کاهش دهد؟! یادتان هست که چندی پیش طرحی ارائه شد که در آن می خواستند، دوره­ نمایندگی خودشان را 2 سال اضافه کنند تا انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات مجلس باهم برگزار شود، سؤال این که چرا پیشنهاد نکردند که مثلا 2 سال از نمایندگی شان کم شود تا انتخابات مجلس و ریاست جمهوری باهم برگزار شود؟ و یا چرا وقتی فوق لیسانس را شرط نامزدی اعلام می یکنند، چرا خودشان را مستثنی می دانند؟ و اصلاً چه دلیلی وجود دارد که یک فارغ التحصیل در رشته ی کارشناسی از یک دانشگاه معتبر سراسری با چندین سال سابقه را در برابر یک فوق لیسانس، فاقد شرایط نمایندگی بدانیم؟ جز این است که تمام این موارد به این دلیل است که بخت موفقیت نمایندگان حاضر، در دوره­ بعدی انتخابات مجلس بیشتر شود؟

2- اصولاً این طرح­ های تغییر در انتخابات مجلس، چرا همیشه در اواخر دوره­ چهارساله مجالس مطرح می­ شوند؟

نتیجه: نظر منصفانه­ حقیر این است که جز مسائل مربوط به صلاحیت اخلاقی و سیاسی افراد، سایر صلاحیت­ ها مانند درجه ی تحصیلی نباید شرط ورود به مجلس باشد و با افزایش تعداد نامزدها، شور و حال انتخابات نیز بیشتر شود، ضمن این که مردم خودشان بهتر فرق بین یک لیسانس، فوق لیسانس و یا دکتر را تشخیص می­ دهند و دیگر این که امکان ایجاد دخل تصرف در قوانین انتخابات مجلس، نباید فقط منوط به نظر مجلس باشد، چون موجب فساد خواهد شد.


Create your flash banner free online

94/2/1
1:52 ع

 

هاشمی رفسنجانی

یکی از معروفترین جملاتی که برای بزرگداشت مقام هاشمی رفسنجانی به کار می رود این جمله امام خمینی است که فرمودند هاشمی زنده است چون نهضت زنده است و اگر چه ما هم تا سال ها به این جمله اعتقاد داشتیم، اما مدتی است که این مسئله سوال برانگیز شده است، به راستی آیا هاشمی در مسیر زنده نگه داشتن نهضت حرکت می کند؟ پاسخ سوال را در چند بند بررسی می کنیم:

  • مطمئناً زنده بودن هر نهضتی به زنده بودن آرمان ها و اصولش است و اگر بخواهیم آرمان های انقلاب اسلامی را در چند عبارت بشماریم به مواردی مانند استکبارستیزی،‌ حمایت از مظلومین، عدالت خواهی، ساده زیستی، ولایت مداری، دین محوری و …. می رسیم، مشخص است آن زمانی که حضرت امام خمینی حیات هاشمی را وسیله ای برای حیات نهضت تعبیر می کردند این مضامین را مد نظر داشته اند، یعنی این جملات در زمانی رخ داد که جناب هاشمی استکبار ستیز بود، عدالت خواه و حامی مظلومان بود، حامی فلسطین بود، دشمن اسرائیل بود، مطیع ولی فقیه بود، خودش و فرزندانش در جبهه های نبرد حضور بهم می رساندند.
  • سوال جدی این است که آیا هم اکنون نیز هاشمی همان آرمان های اصیل انقلاب و امام را فریاد می زند؟ آیا او همچنان مرگ بر آمریکا و مستکبران عالم را زنده نگاه می دارد و یا این که مخالف شعار مرگ بر آمریکا شده است؟ آیا او همچنان دفاع از مظلوم را فریاد می کند و یا شعار نه غزه و نه لبنان از زیر عبایش فریاد می شود؟ آیا او همان بغض نسبت به صهیونیست ها و دروغ بودن هلوکاست را دارد و یا هم اکنون مدعی مظلومیت یهودیان در هلوکاست شده است؟ آیا او هم مانند امام خمینی و رهبری اعتقاد دارد که نباید خانواده اش در عرصه های سیاسی و اقتصادی از رانت جایگاه شان استفاده کنند و یا این که فرزندانش را در موقعیت های بزرگ و خطیر اقتصادی مستقر کردند؟ آیا او همچنان عدالت خواه است و یا این که برای فرار فرزند مفسدش به هر دستاویزی چنگ می زند؟ آیا او همچنان ولایت مدار است و یا این که به جای تبعیت از ولایت فقیه دچار تعلل در برابر اوامر ولایت گردیده است؟ آیا او همچنان از حکومت دینی و حدود الهی مثل گذشته حمایت می کند و یا این که دیگر با بی حجابی و یا پدیده هایی مانند ماهواره مشکل ندارد و حتی به دنبال تطهیرشان است؟
  • مرتبه ی سوم حفظ هر نهضت، تلاش برای اعتلا و ارتقای انقلاب و تثبیت پایه های آن است ولی آیا هاشمی حقیقتاً در جهت اعتلای انقلاب و حفظ نظام گام برمی دارد؟ اگر چنین است، چگونه می توان نقش هاشمی، خاندان و برخی یارانش را در بردن انقلاب تا لبه پرتگاه کودتا توجیه کرد؟ چگونه می توان نقش او در فتنه 88 را با این همه عدول از قانون اساسی، اوامر رهبری و منافع ملی جمع کرد؟ به راستی می توان رویکرد خاص و بی سابقه هاشمی در فتنه 88 را در جهت حفظ نهضت تلقی کرد و یا برعکس حرکتی در جهت از بین بردن آن بود؟ این که تمام مخالفان نظام از رجوی ها و منافقین، ریگی ها، سلطنت طلب ها، ملی مذهبی ها، همجنس بازان، و اسرائیل و آمریکا و انگلیس با ایشان همصدا شده بودند تا این نظام را از هم بپاشانند با کدام منطقی در جهت حفظ نهضت می تواند تلقی گردد؟
  • به راستی با این اوصاف آیا می توان هاشمی را در مسیر حفظ نظام دانست؟ آیا می توان هاشمی و رفتار و عملکرد و یارانش را در مسیر حراست از نهضت و آرمانهایش تلقی کرد؟ آیا سوت و کف و هورای دشمنان قسم خورده داخلی و خارجی انقلاب به خاطر تلاش هاشمی برای حفظ نهضت است؟ به راستی آیا این هاشمی همان هاشمی زمان حضرت امام و منطبق با آرمان های انقلاب است؟
  • به زعم حقیر بهتر است جمله “ هاشمی زنده است چون نهضت زنده است” را در کنار جمله ی معروف “ملاک وضعیت فعلی افراد است” بگذاریم و حساب هاشمی انقلابی را از هاشمی استحاله شده را جدا کنیم،‌ همانطوری که برخی از یاران پیامبر در صدر اسلام نیز علی رغم تعریف و تمجیدهای حضرت پیامبر در برابر حضرت امیرالمومنین ایستادند نباید ایشان و هیچ کس دیگری را از این خطا و انحراف مبرا و مصئون بدانیم به زعم من مطئناً جمله حضرت امام در آن زمان یک جمله صحیح و درست بوده است ولیکن آنچیزی که محل اشکال دارد این است که جناب هاشمی نتوانست جایگاهی که حضرت امام برای ایشان متصور شده بود را حفظ کند.
  • این تنها هاشمی نیست که دچار تغییر می شود بلکه همه ی انسان ها قابل تغییرند و افرادی که به ابتلائات سختی مانند آزمون های قدرت و ثروت و فرزند مبتلا می شوند از دیگران بیشتر در معرض خطرند، مطمئناً خیلی از انقلابیون، قبل از ابتلا به این امتحانات سخت، هرگز گمان نمی کردند که روی به خاطر حزب، قدرت و یا فرزند در برابر ولایت بایستند و چه بسا انسان های بزرگ و قهرمانی که در برابر آزمون های الهی تاب نیاوردند و راه اشتباه را برگزیدند که این مسئله برای هر انقلابی جوان و کهنه کاری قابل تأمل و درس آموزی است، اولین افت برای ما مصئون دانستن خود و ساده گرفتن امتحانات و ابتلائات است.

Create your flash banner free online
مشخصات مدیر وبلاگ
 
سیاوش آقاجانی[721]
 

توضیح نام وبلاگ را اینجا بخوانید: ..... http://salmaneali.ir/posts/17


سایت تحلیلی نازک بین




در این وبلاگ
در کل اینترنت
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
دولت ، اقتصاد ، احمدی نژاد ، فتنه ، انتخابات ، سیاست خارجی ، رسانه ، صدا و سیما ، حسن روحانی ، تورم ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، رابطه ایران و آمریکا ، هاشمی رفسنجانی ، انحراف ، تحریم ، عدالت ، مذاکرات هسته ای ، مشایی ، مقام معظم رهبری ، سبک زندگی ، تولید ، اقتصاد مقاومتی ، شبهه ، بصیرت ، قوه قضاییه ، مجلس و دولت ، علی لاریجانی ، ولایت مداری ، عفاف و حجاب ، غرب ، رشت ، بهره وری ، روحانیت ، جبهه پایداری ، خانواده ، کارمند ، بانک ، مسکن مهر ، سعید جلیلی ، گیلان ، استاد مصباح ، آمریکا ، مجلس ، اسرائیل ، ارز ، برنامه پایش ، سوریه ، علی مطهری ، مهدی هاشمی ، هنر ، انقلاب ، سران قوا ، طنز ، بانک ، انتقاد پذیری ، انتخابات آزاد ، سبک زندگی ، سیاسی ، سینما ، مدیریت ، نرمش قهرمانانه ، کارگر ، ماهواره ، باقری لنکرانی ، انتقاد ، رابطه ایران و آمریکا ، فوتبال ، مذاکرات هسته ای ، مسجد ، وبلاگ نویسی ، ازدواج ، آموزش و پرورش ، ایمنی ، شبکه اجتماعی افسران جنگ نرم ، فساد بزرگ اقتصادی ، نرخ رشد جمعیت ، ولایت فقیه ، بسیج ، امام حسین ، حضرت مهدی عج ، مالیات ، محمد جواد ظریف ، ایرانیت ، آمریکا ، احمد توکلی ، خاتمی ، سیاست داخلی ، عکس ، محسن رضایی ، مردم ، نقدینگی ، استقلال ، ادارات ، پارسی بلاگ ، ترکیه ، توالد ، حاشیه سازی ، حقوق ، میر حسین موسوی ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
بادصبا سرچشمه ادب و عرفان همه چیز آماده دانلود داروخانه دکتر سلیمی یادداشت های احمد ترابی زارچی رضویّون عاشق آسمونی علمدار بصیر عشق در کائنات پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) ساعت یک و نیم آن روز برادران شهید هاشمی رقصی میان میدان مین بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا حرم الشهدا پژواک ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ تراوشات یک ذهن زیبا دل شکسته حدیث منتظران قائم (عج) آسمون آبی چهاربرج ایـــــــران آزاد wanted سربازی در مسیر این نجوای شبانه من است یا صاحب الزمان (عج) هــم انــدیشـی دینــی کانون فرهنگی شهدا مهاجر کبوتر نامه بر نوری چایی_بیجار نمکستان خورشیدها همای رحمت آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx من وآینده من فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) یادداشتهای فانوس هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه