لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تسبیح دیجیتال
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
1 2 3 4 >

93/10/28
6:31 ع

علی مطهریعلی مطهری از بدو بروز فتنه 88 و قبل از آن با دمیدن در تنور فتنه و حمایت از طرح تقلب و مدعیان آن و پس از انتخابات با کوچک شمردن گناه فتنه، همواره مورد توجه رسانه های داخلی و خارجی و به خصوص معاندان قرار گرفته است و به این لحاظ طی این مدت همواره پاسخ گویی به اتهامات و شبهات وی در دستور کار حامیان انقلاب و رهبری قرار گرفته است.
یکی از نکات بارز نگرش علی مطهری به بحث فتنه در این است که ایشان همواره احمدی نژاد را نیز مانند سران فتنه و حتی بیش از آنها در بروز فتنه مقصر دانسته است به یک مورد از این صحبت ها توجه فرمایید:
علی مطهری در جمع هزار نفری دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان:

بهترین راه حل این است که طرفین از خطاهای یکدیگر بگذرند، هرچند خطاهای موسوی و کروبی عکس‌العمل کارهایی بود که دولت احمدی‌نژاد انجام می‌داد، اما به هرحال مرتکب خطاهایی شده‌اند که باید دو طرف یکدیگر را ببخشند.

به نظر می رسد تکرار و ترویج این نگرش در مجلس و سخنرانی های متعدد و نامه نگاری های علی مطهری با دو هدف عمده دنبال می شود:
اولاً با این ادعا منکر برنامه ریزی شده بودن طرح تهمت تقلب از ماهها قبل از انتخابات می گردد.
ثانیاً جرم سران فتنه را در حد یک دعوای شخصی و جناحی تقلیل می دهد.

و اما یکی از پر سروصدا ترین اظهارات علی مطهری که با توهین به یوم الله نهم دی همراه شد، در تاریخ 21 دی ماه 93 و در نطق شان در صحن علنی مجلس بیان شد، ایشان در این نطق شان قبل از ورود به بحث حصر سران فتنه و یوم الله 9 دی، ابتدا مطالب متعددی در خصوص نهادهای فرهنگی و سیاسی مطرح کرد تا نشان دهد فردی بی طرف و با دغدغه های انقلابی و دینی است، ولی این مقدمه زمانی رنگ باخت که بحث فتنه را همچنان گذشته مطرح کرد و حصر و مصوبه شورای امنیت ملی و حتی تأیید رهبری را غیرقانونی دانست و روز 9 دی را به دلیل عدم وحدت با حامیان فتنه، یوم الشیطان نامید که این اظهارات موجب تحریک سایر نمایندگان مجلس و هجمه ایشان به سمت تریبون و محل سخنرانی جناب علی مطهری گردید که در همین بین و در اثنای تلاش برخی نمایندگان برای جلوگیری از ادامه ی نطق جناب مطهری، برخی نمایندگان دست وی را گرفتند و شاید هم کشیدند و ایشان نیز در پاسخ آنها را و حتی بعضاً سایر کسانی که دستش را نکشیده بودند را نیز به سمت پایین هل دادند که بروز این شرایط باعث شد تا این نطق با ورود نائب رئیس اول مجلس شورای اسلامی، جناب حجه الاسلام والمسمین ابوترابی قطع گردد.

نطق جناب مطهری و حواشی آن از سوی حامیان داخلی و خارجی فتنه و سران فتنه و مخالفان رفع حصر به شدت مورد پردازش قرار گرفت و به مانند خود جناب علی مطهری، این حواشی را بدعتی خطرناک معرفی کردند که البته ضمن این که حقیر نیز این شرایط را صحیح نمی دانم، اما دو نکته ی بسیار مهم و مغفول را در این خصوص یادآور می شوم:

1- دوباره به طرز نگرش جناب علی مطهری که در بالا با ذکر منبع بیان شد بازمی گردیم:
هرچند خطاهای موسوی و کروبی عکس‌العمل کارهایی بود که دولت احمدی‌نژاد انجام می‌داد
با این منطق بیش از این که معترضان به آقای علی مطهری مقصر باشند، جناب علی مطهری مقصر است که مدام ایشان را تحریک می کند، وقتی جناب مطهری می داند که بیشتر نمایندگان مجلس روی فتنه و فتنه گران و 9 دی نظرات خاصی دارند و ایشان مدام این نظرات را با لحن توهین آمیز رد می کند و تمام نهادهای قانونی اعم از مقام معظم رهبری و شورای امنیت ملی و قوه قضاییه را به راحتی به زیرسوال می برد، باید بپذیرد که طبق منطقی که در خصوص مقصر دانستن احمدی نژاد در فتنه، آن هم بیش از سران فتنه بیان می کند خودش در خصوص وقایع یکشنبه گذشته مقصر و حتی مقصر تر از هجمه کنندگان است، چرا که به استناد منطق ایشان، رفتار نمایندگان معترض فقط عکس العمل اظهارات مکرر علی مطهری و تحریکات بی پرده وی بوده است.
2- بحث دیگری که در منطق جناب مطهری و حامیان ایشان و در محکومیت هجمه گران به نطقش بیان می کنند ترس از بدعت گذاری است، این که جلوی نطق یک نماینده مجلس گرفته شود از ظن جناب مطهری و یارانش بدعت بسیار بزرگ و خطرناکی است، به عنوان مثال این بخشی از سخنان علی مطهری است که در سایتش نیز قابل مشاهده است:
"حق من و موکلانم محفوظ است که این دو دقیقه در فرصت های آتی یا در نطق 5 دقیقه‌ای یا 7 دقیقه ای منظور شود یا در اولین فرصت نطق میان دستور منظور شود تا دیگر این روش تکرار نشود."
یا این نیز بخشی از سخنان آقای غرویان، یکی از نگرانان بدعت مزبور است که در سایت علی مطهری قابل مشاهده است:
"ترس ما از این است که برهم زدن سخنان، یک رویه در مجلس شود"
ولی آیا با این منطق، می توان از بدعت بزرگ و پر هزینه سران فتنه در خصوص انتخابات 88 گذشت؟ آیا درخواست ابطال انتخابات بدون استفاده از چارچوب های قانونی و بدون داشتن و ارائه هرگونه سند به این نهادها و یا سایر مسئولان و یا حتی رسانه های داخلی و حتی خارجی حقیقی و مجازی یک بدعت خیلی خطرناک نبود؟ آیا بدعت به هم زدن نطق علی مطهری خطرناک تر است یا کودتای غیرقانونی و بدون سند علیه رأی مردم و تمام نهادهای قانونی؟ آیا احتمال بهم زدن دوباره صحنه انتخابات کشور و به چالش کشیدن منافع ملی و اعتبار بین المللی ایران نباید مسدود گردد؟ آیا طبق بیانات جناب مطهری، باید فتنه را با آشتی دوطرف یک انتخابات، تمام شده اعلام دانست؟ جرم بدعت گذاری چه می شود و جلوگیری از تکرار آن چه می شود؟ آیا بدون توبه و جبران فتنه از سوی سران فتنه، چه تضمینی وجود دارد که دوباره همین بدعت عظیم تکرار نگردد؟

البته آنچه که بیان شد فقط دو تناقض آشکار در منطق علی مطهری در بحث بهم خوردن نطق وی و بحث فتنه است، دلایل شرعی و قانونی اشکالات ایشان به بحث فتنه و رفع حصر اینقدر پاسخ داده شده است که اگر گوش شنوایی برایش وجودداشت تاکنون شنیده می شد که یکی از این موارد که مربوط به پاسخ دکتر دوانی است را می توانید در اینجا مطالعه فرمایید.


Create your flash banner free online

93/10/22
8:17 ص

غیرت مسئولان اجازه نمی دهدگفتمان انقلاب اسلامی از همان بدو شکل گیری، توأمان با مفاهیم بلندی مانند استکبارستیزی بود و این گفتمان در رفتار بنیانگذارانقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری همواره به عنوان یکی از ارکان مشخصه های انقلابی گری و برخاسته از قرآن و اهل بیت علیهم السلام ترویج شده است، در طول سی و شش سالی که از انقلاب می گذرد نیز همواره وجهه استکبارستیزی درتمام شئون انقلاب رایج بوده است و به عنوان یکی از آرمان های انقلاب اسلامی ایران همواره مطرح بوده است و برای این آرمان، مبانی عقلی و انقلابی نیز به خوبی تبیین گردیده است.

مستکبران عالم هرگز ظهور و بروز یک قدرت و حکومت الهی را برنتابیدند و از راه اقدام برای کودتا، تحریم، ترور، جنگ، تهدید، فضای مجازی، تأسیس شبکه های ماهواره ای و … سعی کردند این انقلاب را به شکست و انحراف بکشانند و شناخت عمق خصومت های این دشمنان به لحاظ عقلی به ما اثبات می کند که نباید به او اعتماد کرد و از او توقع دوستی داشت. رویکرد مقام معظم رهبری در مواجهه با امریکا و سایرمستکبران عالم همواره اشاره به دشمن شناسی، بینش و بصیرت در شناخت شیوه های دشمنی و دفع تهدیدهای او بوده است.

یکی دیگر از مسائلی که امام و رهبری همواره در خصوص نحوه ی تعامل با مستکبران عالم تجویز نمودند حفظ عزت کشور اسلامی و مسلمانان بوده است، این مسئله موجب گردیده است تا یکی از کلیدواژگان مقام معظم رهبری در توصیه های ایشان به مسئولان دولت و به خصوص سیاست خارجی، لزوم حفظ عزت و اعتبار ایران اسلامی می باشد. توصیه به عزت یک دلیل دیگر نیز دارد و آن عزم دشمن برای زیرسوال بردن عزت و اعتبار این ملت است، ملتی که عزت داشته باشد در برابر هیچ قدرت زورگویی سرخم نخواهد کرد و وای به حال ملتی که عزت نفسش را از کف داده باشد.

کلیدواژه ی غیرت در این عبارت که ” غیرت هیچ مسئولی اجازه نمی دهد ” همین چندروز پیش در سخنرانی مقام معظم رهبری که در قم به مناسبت ایام الله های 9 و 19 دی ایراد شد چند بار تکرار شد، بیان این عبارت به این دلیل نیست که عقل و عزت از موضوعیت افتاده باشد، نه! چرا که هم دشمنی دشمن همچنان به اعتبارش باقیست و هم عزت ایران عزیز اولین هدف دشمن است، بلکه وقتی میزان تمامیت خواهی دشمنان از ما بسیار گسترده شده است، متأسفانه میزان گشاده رویی دوستان ما در تعامل به دشمن اینقدر خارج از حد بوده است که دشمنان متوقع شده اند تا استقلال و حتی اقتدار نظامی و حتی آرامش سیاسی ما چنگ اندازی کنند؛ به این بهانه که سانتریفیوژ آرمان نیست، نیاز و استقلال نسل آینده ی این کشور به انرژی به فراموشی سپرده شود؛ به این بهانه که موشک آرمان نیست، قدرت و توان دفاعی و بازدارندگی ما در برابر تهدیدات زیر سوال برود و به این بهانه که رفراندوم حق انتخاب است، کشور را دچار تفرقه در امور بدیهی نمایند


Create your flash banner free online

93/10/16
8:29 ع

رفراندوم هسته ای

دیروز جناب رئیس جمهور طی سخنرانی که داشتند به دوچیز در کنارهم اشاره کردند، ایشان از یک سو گفتند سانتریفیوژ آرمان نیست و از سوی دیگر از اجرای یک رفراندوم سخن به میان راندند که تجمیع این دو عبارت، یک نتیجه ی واحد را در اذهان مستمعین خارجی و داخلی ایجاد کرد و آن هم رفراندوم هسته ای بود. ای مسئله به لحاظ حقوقی بحث خودش را دارد که افراد و رسانه های دیگر به تفصیل به آن پرداخته اند و مختصرش این که اساساً چنین رفراندومی در صلاحیت دولت نیست و اما بحث اصلیم از دیدگاه غیرحقوقی و سیاسی است که تقدیم می گردد:

تناقض بزرگ: پیشنهاد رفراندوم هسته ای اینقدر با مواضع قبلی دولت در تضاد است که به عنوان اولین مسئله به آن می پردازم. کسانی که یکسال و اندی مردم و نماینده هایشان را از مذاکرات هسته ای بی خبر گذاشتند و ایشان را از لبو فروش تا راننده تاکسی و استاد دانشگاه مورد هتک حرمت قرار دادند، امروز همان مردم را برای حضور در رفراندم هسته ای که همه ی اخبارش را سانسور و منتقدانش را مزدور معرفی نموده اند فرا می خوانند!

چرایی سانسور مذاکرات هسته ای: یکی از سیاستهای این دولت سوءاستفاده از مردم به بهانه ی دموکراسی است، ایشان برای این که رأی و نظرم مردم را آنچنان که می خواهند جهت دهی کنند ایشان را از مسائل مهم کشور ناآگاه نگاه می دارند تا در گاه نیاز، با استفاده از احساسات پاکشان، ایشان را به پشتوانگی طرح هایشان بکشانند که البته مردم هرگز اینقدر ساده نبوده و نیستند.

تحریف شعار تدبیر:‌ شعار اساسی قبل از انتخابات و بعد ازانتخابات جناب روحانی این بوده است که این دولت بدون این که چرخیدن سانتریفیوژها را متوقف کند، تحریم های ناعادلانه را پایان خواهد داد ولی اینک که از تحقق شعارشان ناامید شده اند، تدبیرشان به متوقف کردن سانتریفیوژها محدود شده است، گویا کفگیر تدبیرشان به ته دیگ شان خورده باشد.

حق انتخاب یا ظلم بزرگ: وقتی دولت بحث از رفراندوم هسته ای می کند یعنی مردم بین دوچیز باید یک انتخاب مهم کنند، شاید در ظاهر این مسئله یک حق انتخاب و امتیاز باشد ولی وقتی یک طرف چرخیدن سانتریفیوژ باشد و طرف دیگر تعطیلی تحریم باشد عملاً جناب روحانی مردم را بین دو حق اساسی شان مخیر کرده که تنها یکی را انتخاب کنند، لذا این رفراندوم اساساً در جهت حق انتخاب تلقی نمی شود.

مقصر رفع نشدن تحریم دولت نیست:‌ یکی از اهداف رفراندوم انداختن توپ در زمین مردم است، دولت وقتی نمی تواند هم تحریم را رفع کند و هم هسته ای را حفظ کند ترجیح می دهد توپ را در زمین مردم بیندازد تا فردا از خودش دفاع کند که اگر مردم و یا نظام می گذاشتند هسته ای متوقف شود ما هم تحریم ها را رفع می کردیم ولی حالا که مردم یا نظام چنین مجوزی برای تعطیلی سانتریفیوژ صادر نکرده اند پس خودشان مقصر مشکلات کشور تلقی خواهند شد و حق اعتراض هم نخواهند داشت.

سناریوی حذف حق هسته ای:‌ در حالی که آقایان زیباکلام و شیرزاد چندی پیش اساس نیاز کشور به انرژی هسته ای را به چالش کشیدند، همه منتظر بودند تا دولت با توجه به تعهداتش به مردم بیاید و این ادعاها را رفع کند اما طرح بحث رفراندوم هسته ای عملاً نشان داد که دولت چندان هم با آقایان زیباکلام و شیرزاد ناهماهنگ نبوده است به خصوص که در همین مدت نیز توان موشکی را زیر سوال بردند و عملاً این مسائل همگی در یک سناریوی هدفمند به نظر می رسند و حتی می توان تمدید 7 ماهه مذاکرات هسته ای را در راستای بسترسازی برای تحقق شروط آمریکا برآرود نمود، به نظر می رسد عزم دولت به این مسئله بیش از جدیت شان در مذاکرات هسته ای متمرکز شده است.

تحریف شعار، به بهانه مردم، فشار به نظام: جناب روحانی رأی مردم را بهانه ای برای تحمیل نظراتشان به نظام می دانند و حال این که رأی مردم به ایشان دقیقاً در همان راستای ادعاهایشان در مناظرات انتخاباتی است، ایشان بارها و بارها به مردم قول دادند که هم حق غنی سازی و هم حذف تحریم ها را به عنوان یک حقوق دان کارکشته و دیپلمات به ثمر خواهند رساند، جناب روحانی باید توجه کنند که اینک بابت شعار و قولی که به مردم دادند باید به مردم و نظام پاسخگو باشند، نه این که قولشان را تحریف کنند و نظام را به این تحریف ملزم بدانند و مردم را هم به آلت دست خود تبدیل کنند.


Create your flash banner free online

93/10/14
1:21 ع

 

سید حسن آقا میری

برداشت های اشتباه و سلیقه ای از دین، فقط محدود به انسان های عادی نیست بلکه متأسفانه برخی طلاب و روحانیون که دروس دینی را خوانده اند نیز از گزند این انحرافات مصئون نیستند و انحرافات و اشتباهات این روحانیون وقتی ترویج هم می شود به تبع آن میزان خسارت های وارده به دین و جامعه به مراتب بیش از وقتی است که یک فرد معمولی دچار این انحرافات می گردد.

متأسفانه برداشت های اشتباه روحانیون و ترویج این برداشت ها، تاکنون تأثیرات بسیار سوئی در عرصه ی فرهنگ، اجتماع و سیاست به کشور گذاشته است و باعث بروز بدعت های در دین و تشدید اختلافات جهان اسلام گردیده است که یک نمونه از این برداشت ها اخیراً توسط یکی از روحانیون جوان به نام سید حسن آقا میری در حال ترویج است. ایشان صراحتاً مسائلی را که درخصوص ترس از خدا و جهنم توسط سایر مبلغین بیان شده را زیر سؤال می برد و به شدت ایشان را تخطئه و هرچه در ذهن مردم رفته است را به شدت محکوم می کند، غالب سخنرانی های ایشان با هجمه ی شدید به سایر روحانیون و علما و منبری ها همراه است و از این لحاظ که فردی که این همه مروج محبت الهی است اینچنین با بی مهری، سایر روحانیون و مروجین دین را منحرف معرفی می کند جای تأمل دارد.

علی رغم این که اسلام و پیشرفت دینی افراد همواره مبتنی بر دو بال خوف و رجاء باید باشد اما ایشان با ارائه ی اسلام مبتنی بر رجاء و با حذف تمام مقولاتی که خوف در خود دارند عملاً یک مفهوم ناقص و تحریف شده از اسلام ارائه می کنند، ایشان عملاً کسانی که مردم را از خدا می ترسانند را محکوم می کنند و حتی خدایی را که باید از او ترسید را غیرقابل قبول می دانند و مروجان چنین خدایی را تا مرز تکفیر و خدا نشناسی معرفی می کنند.

متأسفانه ایشان صرف محبت و مهربانی خدا را برای هدایت افراد کافی می دانند و خدایی را که نتوان به او اعتراض کرد و یا صدا را بر او بلند کرد را خدا نمی داند! ایشان اساساً اعتقادی به مجازات شدن افرادی که گناهان کبیره مرتکب شده و بر آن اصرار می ورزند ندارد و اسلامی را که توأمان با خوف و رجاء ارائه می شود را به شدت محکوم می کند، متأسفانه ایشان صفات جلالیت الهی را به صورت کلی در برابر صفات جمالیت و محبت الهی فراموش کرده اند و از هر دعا و سوره ای تنها بخش هایی را که به محبت الهی مربوط است را مورد استناد قرار می دهند و این در حالی است که ائمه ی هدی، همانطوری که از آیات امید و رجاء استفاده می کردند، در حین خواندن آیات عذاب و نهیب نیز از خوف خدا اشک می ریختند.

بحث در خصوص لزوم داشتن توأمان خوف و رجا در سلوک الی الله اینقدر بدیهی و آشکار است که صرفاً به دو آیه ی شریفه استناد می کنم و مطمئنم همه ی مخاطبان این مطلب، آیات و روایات و ادعیه ی متعددی را سراغ دارند که هم به امید الهی و هم به خوف از خدا توصیه می کنند:

سوره یوسف، آیه 87?

«وَ لا تَیأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا ییأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ

(از رحمت خداوند ناامید مشوید، زیرا جز گروه کافران کسی از رحمت خدا مأیوس نمی‌گردد)

سوره نازعات، آیه 40

«وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوی فَإِنَّ الْجَنَّه هِی الْمَأْوی

(و اما هر کس از مقام پروردگارش بترسد و نفس خود را از هوی باز دارد، بهشت جایگاه اوست)

ایشان در خصوص عذاب های الهی که در برخی از آیات به وضوح بیان شده و بحث خالد بودن برخی در جهنم نیز با تردید و حتی با انکار صحبت می کنند و این در صورتی است که خداوند درهمین دنیا نیز بر اقوام گناهکار بلا نازل کرده است، مجموعه ی برداشت های سلیقه ای ایشان از آیات و روایات و ادعیه آنگاه که با هجمه به سایر علما و اساتید راستین اخلاق همراه می شود، ممکن است برای برخی از افراد که عاشق حرف های نو، بدیع و بعضاً بدعتناک هستند جذاب باشد و به همین دلیل وظیفه ی علما و فرهیختگان در خصوص خنثی سازی این شبهات سنگین تر است.

 از سوی دیگر ترویج این تفکر که تنها به رجا و امید می اندیشند، در عرفان های نوظهور نیز بسیار دیده می شود که در نهایت نیز به جسارت در گناه و تکرار عامدانه آن و پرهیز از توبه منجر خواهد شد، باید توجه داشت که انسانی که از خدا حساب نبرد و فقط به او امیدوار باشد، اراده ی چندانی برای ترک معصیت نخواهد داشت، همانطوری که اگر کسی بدون امید به خدا، فقط خوف از خدا داشته باشد نیز به توبه و بازگشت از معصیت امیدی نخواهد داشت.

جناب سید حسن آقا میری نه تنها در برداشت هایشان در خصوص دین دچار مشکل و کج فهمی هستند، درک سیاسی و اجتماعی ایشان نیز دچار مشکل است، به عنوان مثال در حالی که هنوز اسیدپاش ها دستگیر نشده اند و در حالی که نیت ایشان هنوز مکتوم است ایشان به راحتی تمام، طوری صحبت می کنند که گویا اسیدپاشی ها جرمی است که ناهیان منکر انجام داده اند و بعد هم به استناد همین تهمت کلی درفشانی می کنند.


Create your flash banner free online

93/10/12
2:52 ع

 

گردهمایی خودجوش جوانان انقلابی گیلاناین که یک نشست خودمانی و خودجوش بدون بنر و اعلامیه و تبلیغات میدانی و تنها مبتنی بر شبکه های مجازی بین فعالان جوان انقلابی و حزب اللهی یک استان صورت گیرد فی ذاته اقدامی کم نظیر و با ارزش است، همین جوانان انقلابی در زمان فتنه 88 با استفاده از همین فضای مجازی و شبکه های اجتماعی بسیاری از شبهات و تهمت ها را پاسخ گفتند و توطئه های سنگین دشمن را در کشته سازی و اتهامات گسترده به مقامات و نهادهای نظام، افشای نقشه های دشمنان، هم آهنگی و هماهنگی رسانه های بیگانه و سیاستمداران متخاصم خارجی با مسیر فتنه گران، ابعاد خسارت های فتنه و …. خنثی کردند و اگر تلاش های جوانان انقلابی نبود مطمئناً فتنه در 9 دی 88 جمع نمی شد.
از سوی دیگر این سوال مطرح می شود که وقتی که همین شبکه ها در خدمت سایر گروه های قرار می گیرد و مثلاً برای تجمعات گسترده برای تدفین یک هنرمند به کارگیری می شود، چرا جوانان انقلابی نباید از ظرفیت شبکه های اجتماعی در راه اعتلای آرمان های خود و شبکه سازی استفاده نکنند؟ به چه دلیل در حالی که خواه یا ناخواه شبکه های اجتماعی و فضای مجازی، تأثیرات خود را در اجتماع می گذارند، نباید در جهت ارتقا و پیشرفت انقلاب اسلامی ایران و حرکت در مسیر ولایت استفاده شوند؟
نشست دوستانه جوانان انقلابی در 9 دی 93، به مانند فعالیت ایشان برای تحقق حماسه 9 دی 88، خودجوش و بدون درخواست بزرگتران انقلابی انجام شد، چرا که فتنه ی 88 به جوانان اثبات کرد که سالک خط ولایت نباید منتظر هیچ چیز حتی بزرگترها بماند، بلکه باید در وقت نیاز، سراسیمه به وسط میدان بدود، حتی اگر بصیرت بزرگان ایشان را در شناخت تکلیف یاری نکرده باشد و یا درگیر سبک سنگین کردن های منافع سیاسی و مصالح موقعیتی خود مانده باشند.
نشست خودمانی 9 دی 93 جوانان انقلابی گیلان، اصلاً برای بی احترامی به بزرگترهای انقلاب نبود، بلکه یک مانور بدون تکلف و تکلیف مدارانه در صحنه ی انقلاب بود، از همان حضورها که جوانان انقلابی قدیم، در پیروزی انقلاب و دفاع حق علیه باطل رخ می داد و تنها در جهت تبعیت از مسیر انگشت اشاره ی معمار کبیر بود و در این حضور هرگز منتظر امر و اجازه ی حتی پدر و مادر هم نمی ماندند و پدر و مادران نیز به همین فرزندان شان که بعضاً با پیکر خونین به دیدار حق شتافتند، افتخار می کنند و امروز هم جریان جوان انقلابی چنین توقعی از بزرگوان صحنه ی انقلاب دارند، توقع تحمل، هدایت و حمایت لطفی است که بزرگان انقلاب به برادران کوچک خود می کنند تا پشتوانه ی انقلاب با حضور مؤثرتر جوانان انقلاب غنا یابد.
مطمئناً دورهم نشینی جوانان انقلابی هرگز در جهت دوری گزینی ایشان از بزرگان و باسابقه های انقلابی نیست که اگر چنین بود سخنران اصلی خود را از میان باسابقه های انقلابی استان انتخاب نمی کردند و چه بسا یکی از ثمرات این دورهم نشینی ها استفاده ی بیشتر و متشکل تر از بزرگان اصولگرایی باشد و تقویت شبکه سازی نسل جدید انقلاب و اتصال ایشان با نسل قدیم انقلاب باشد و امیدواریم که در همه ی نشست های جوانان انقلابی از توصیه ها و نصایح بزرگان و باسابقه های انقلابی استانی و کشور نهایت تلمذ را داشته باشیم.


Create your flash banner free online

93/10/9
8:39 ص

 

سخنان روحانی در مورد توان موشکیدیروز رئیس محترم جمهور در بین سخنرانی که  در مراسم تجلیل از کشاورزان نمونه داشتند، موردی در خصوص توان موشکی ایران بیان نمودند:

رییس جمهوری در بخش دیگری از سخنان خود گفت: برخی فکر می کنند برد موشک ها بیشتر شود، اقتدار ملی ما است البته درست است که نیروی های مسلح، ارتش، سپاه، بسیج ونیروهای امنیتی اقتدار ما هستند اما کشاورزی، خدمات و صنعت به ویژه کشاورزی و امنیت غذایی، قدرت و اقتدار ملی است چرا که اگر در کشور ما انواع سلاح و امکانات نظامی داشته باشیم اما برای گندم، جو، گوشت، روغن و سایر مواد غذایی نیازمند به دیگران بودیم، آیا می توان اقتدار داشت؟ اقتدار زمانی است که حداقل در بسیاری از محصولات نمی گویم خودکفایی بلکه تا مرز خودکفایی پیش رویم.

بیان این سخنان در این مقطع از چند جهت جای اشکال دارد:

  • تقارن این سخنان با برگزاری رزمایش محمد رسول الله (صلوات الله علیه و آله اجمعین) یقیناً نمی تواند در راستای اهداف رزمایش تلقی گردد و این گمان را به ذهن منتقل می کند که گویا جناب رئیس جمهور از این رزمایش چندان دل خوشی ندارند.
  • درست در زمانی که آمریکا و غرب در پی اطمینان خاطر اسرائیل مسائل موشکی ایران را روی میز مذاکره قرار می دهند و مقام معظم رهبری نیز توان دفاعی و اقتدار نظامی ایران را جزء خطوط قرمز غیر قابل مذاکره بیان می کنند، این سخنان جناب روحانی این ظن را در ذهن دشمن تداعی می کند که آقای روحانی چندان هم بحث موشکی ایران را به عنوان خط قرمز تلقی نمی کنند که در همین اثنا و اینچنین از آن سخن می گویند.
  • اقتدار نظامی و اقتصاد مقاومتی دو بال مهم اقتدار انقلاب هستند و هرگز نمی توان یکی را به بهانه ی دیگری تحقیر کرد، اگر کشوری به لحاظ اقتصادی قوی باشد ولی توان دفاعیش بازدارنده نباشد چگونه می تواند به صرف توان اقتصادی در برابر تهدیدهای نظامی ایستادگی کند، وقتی اسرائیل و آمریکا در هر فرصتی گزینه نظامی را مطرح می کنند چرا ایران نباید برد موشکهایش را تا قلب دشمنان خود ارتقا نبخشد؟
  • یکی دیگر از مسائلی که با سخنان جناب روحانی در ذهن افراد تداعی می شود این است که نکند جناب روحانی بودجه های نظامی را اینقدر زیاد می دانند که پولی برای رسیدن به مرزهای خودکفایی باقی نمی گذارد؟ و این در حالی است که بودجه نظامی ایران اسلامی نسبت به دشمنان این ملت و حتی نسبت به اکثر کشورهای منطقه سهم بسیار ناچیزی دارد و حال این که میزان تهدیدهای نظامی علیه ایران به مراتب بیش از سایر کشورهاست.
  • یکی دیگر از مواردی که در سخنان جناب روحانی محل اشکال است این که ایشان به جای این که از توان نظامی ایران که مبتنی بر اصول خودکفایی و توان فنی داخلی و کاهش روزافزون نیازهای نظامی به بیگانگان بنا نهاده شده است، برای مدیریت اقتصادی دولت الگوسازی کند، افزایش توان دفاعی را زیر سؤال می برد! متأسفانه جناب روحانی به جای این که بابت نقطه ضعف دولت در اجرای اقتصاد مقاومتی و وابستگی روزافزون به نفت، بدهکار این مردم و کشور باشد، به نقطه قوت نیروهای نظامی ما که بر اصول خودکفایی بنا شده است انتقاد می کنند و حال این که ایشان باید مسئولانه توان نظامی را الگوی مدیریتی دولت در زمینه ی اقتصاد معرفی می کردند.

Create your flash banner free online

93/10/6
4:3 ع

نظرشما را به مصاحبه ای که سایت رسمی جبهه انقلاب فرهنگی استان گیلان در خصوص حماسه 9 دی با حقیر انجام داده است، جلب می نمایم:

سراج: به نظر شما دلیل وقوع فتنه 88 چه بود؟

مصاحبه در مورد 9 دیآقاجانی: وقتی می گوییم دلیل فتنه مسلماً باید به دنبال فتنه گری و دلیل فتنه گری بگردیم، در کشوری که تمام شئون آن از طریق مردم انتخاب می شوند، بالاترین دلیلی که فتنه گران به فتنه گری روی می آورند این است که برای کسب منافع و مقاصد خود از کسب نظر و حمایت مردم در کوتاه مدت یا حتی میان مدت ناامید شده باشند. در چنین شرایطی، افرادی که برای رسیدن به مقاصد خود حاضر باشند به چارچوب های قانونی و نظرات مردم پشت کنند، از هر فرصتی برای رسیدن به مقاصد خود استفاده می کنند و به خصوص که اگر راهکارهای امتحان شده و کلاسیک و حامیان مشخصی نیز برای چنین مسئله ای وجود داشته باشد. نگاهی تطبیقی به عواملی مانند اولاً تقویت روز به روز بنیه داخلی و خارجی انقلاب اسلامی و به خصوص جایگاه ولایت فقیه و ثانیاً به خطر افتادن منافع پایگاه های قدرت و ثروت و ثالثاً دشمنی های کینه توزانه ی استکبار جهانی نسبت به انقلاب و نهایتاً روشی مانند اتهام تقلب انتخاباتی، در قالب برنامه های کلاسیک امتحان باعث شد تا تمام اضلاع هرم فتنه در کنار هم قرار بگیرند و فتنه با تمام ابعاد خود شکل بگیرد.

سراج: مهمترین پیام 9 دی چیست؟

آقاجانی: وقتی به عامل بروز حادثه ی تاریخی 9 دی نگاه می کنیم می بینیم که آنچه در نهایت باعث بهم خوردن بساط فتنه شد در 3 عامل ریشه داشت، اول این که فتنه گران نتوانستند هیچ دلیل قانع کننده ای برای کسانی که تهمت تقلب را باور کرده بودند ارائه کند، دومین دلیل این بود که نظام نهایت فرصت را برای بازگشت ایشان و حامیان شان به قانون قائل شد و سومین و مهترین دلیل نیز در غیرت دینی مردم متبلور گردید. وقتی 2 عامل اول باعث ریزش چشمگیر مردمی شد که اتهام تقلب را باور کرده بودند، عملاً یک جمعیت قلیل و هتاک در کنار فتنه گران باقی ماندند که عملاً به ارزش های اسلامی و انقلابی و ملی همین مردم توهین می کردند و این توهین ها برای مردم غیور ایران اسلامی آنچنان سخت بود که در اقدامی خودجوش، تتمه ی بساط فتنه را بر هم چیدند.

سراج: مردم گیلان یک روز جلوتر از همه کشور  و در 8دی 88 به میدان آمدند. تحلیل شما از این پیشگامی مردم گیلان چیست؟

آقاجانی: نسل میرزا کوچک خان، همواره در مقاطع مختلف تاریخی و حتی نحوه ی اسلام آوردنشان، نشان داده اند که به لحاظ غیرت و بصیرت دینی در مراتب بالایی قرار دارند و اگر چه شاید فاصله ی 8 دی تا 9 دی تنها یک روز باشد اما باید توجه داشت که همواره شروع کنندگان یک جریان نقش بیشتری نسبت به ادامه دهندگان آن دارا هستند و در حوادث بزرگ تاریخی چه بسا حتی یک روز نیز نقش به سزایی در تغییر مسیر تاریخ ایفا کند و به همین لحاظ همین یک روز را که توسط انقلابیون و حزب اللهی های گیلان رقم خورد نیز باید مغتنم و بزرگ داشت.

سراج:  فتنه گران با شیوه های مختلف به دنبال کم جلوه دادن حماسه 9 دی هستند؟ وظیفه فعالان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در این زمینه چیست؟

آقاجانی: مطمئناً کسانی که مستقیم یا غیرمستقیم در فتنه نقش داشتند و یا به فتنه گران چشم امید دوخته بودند نمی توانند از روز 9 دی که مصداق بصیرت و غیرت دینی مردم ایران بود دل خوشی داشته باشند و به همین لحاظ مطمئناً در جهت 2 عمل  بر خواهند امد، اول این که سعی خواهند کرد تا از اهمیت این روز ملی، انقلابی و اسلامی بکاهند و دوم این که اهداف عالیه ی آن را با تحریفش به شکل دیگری جلوه دهند که فعالان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی نیز برخود فرض می دانند ضمن خنثی کردن این دو نقشه ی شوم، این روز را با تمام ابعاد مهم و حیاتیش زنده نگاه دارند.

سراج: مهم ترین وظیفه نیروهای جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی برای جلوگیری از وقوع رخدادی شبیه فتنه 88 چیست؟

آقاجانی: مهمترین عوامل برای جلوگیری از وقوع فتنه های مشابه و حتی سخت تر از فتنه 88 را می توان به این شکل برشمرد:

  • حضور در صحنه و رصد جریان های سیاسی داخلی و خارجی و افشای فعالیت ها و نقشه های آنها قبل از این که اقدامات خود را به عینیت برسانند که یقیناً این اقدام باید به صورت کاملاً حساب شده و بدور از امکان مظلوم نمایی برای بدخواهان و منطبق با خط مشی رهبری صورت گیرد.
  • بصیرت افزایی در جهت ارتقای بینش سیاسی و اجتماعی همه ی اقشار جامعه به نحوی که جریان های فتنه گر نتوانند از سادگی و زودباوری مردم و حتی خواص سوءاستفاده بنمایند و بر موج تنش های اجتماعی سوار شوند.
  • افشاسازی ماهیت رسانه های معاند ماهواره ای و اینترنتی در جهت خنثی سازی نقش آنها در خبرسازی هایی که معمولاً برای بروز فتن و تشدید آنها بر عهده می گیرند.
  • ایجاد اعتماد بیشتر در قبال شخصیت ها، تریبون ها و نهادهای انقلابی که این عمل هم مستلزم اصلاح فرایندها و رفتارهای ایشان و نقد منصفانه است و هم مستلزم پاسخگویی سریع و صریح به شبهاتی که علیه ایشان مطرح می شود، در بسیاری از موارد برای این که فتنه ای شکل بگیرد حامیان حقیقی و حقوقی انقلاب را مورد انواع اتهامات قرار می دهند که در آن موقع دفاع بسیار سخت خواهد بود ولی تا قبل از بروز فتنه باید ضمن پاسخگویی به شبهات، دلسوزانه و منصفانه نقد کرد تا جلوی سوءاستفاده های احتمالی آتی گرفته شود.

لینک مصاحبه: فتنه گران یک جمعیت قلیل و هتاک بودنند


Create your flash banner free online

شبکه اجتماعی
  

93/10/3
8:51 ص

افزایش قیمت نانهنوز 20 روز از افزایش 30 درصدی قیمت نان و ادعای ملایم بودن شیب افزایش قیمت نان توسط دکتر نوبخت سخنگوی دولت، نگذشته است که قیمت نان، 100 درصد علاوه بر آن 30 درصد 20 روز پیش رشد پیدا کرد، نان بربری بسیاری از نانوایی های رشت از 400 تومانِ 20 روز پیش، الان به 1000 تومان رسیده و به عبارت دیگر دو و نیم برابر شده است، اگر چه شخصاً برای افزایش 30 درصدی قیمت نان منتقدان را به انصاف دعوت کردم، ولی متأسفانه اقدام شتابزده ی دولت در افزایش بی سابقه ی قیمت نان، بسیار عجیب، مشکوک و غیر قابل دفاع به نظر می رسد.

نان، قوت غالب مردم و به خصوص طبقات مستضعف جامعه است و افزایش 150 درصدی قیمت نان و 2/5 برابر شدن آن چیزی نیست که قابل اغماض باشد، به راستی دولت چه هدفی از این اقدام دارد؟! آیا افزایش 150 درصدی را می توان شیب ملایم نام نهاد؟! آیا یکباره و بدون دلیل تصمیم دولت عوض شد و افزایش 30 درصدی را تبدیل به افزایش 150 درصدی نمود؟! آیا اگر قرار بود دولت چیزی را گران کند نان نباید آخرین قلم می بود؟! آیا قرار است این افزایش قیمت نان نشانه ای باشد برای بسترسازی های بیشتر برای توافق هسته ای به هر قیمتی؟! آیا دولت می خواهد با شیب تندِ افزایش قیمت نان ، این پیام را به مردم بدهد که آماده ی افزایش های بیشتر باشند؟! آیا دولت جایگاهش را اینقدر متزلزل دیده است که به ریسکی با این خطر دست بزند که به قیمت نارضایتی قشر بزرگ جامعه حاضر بشود توافقی به هر قیمتی را منعقد کند تا شاید بختی برای انتخابات های بعدی داشته باشد؟! دولتی که نه تنها سبد کالا را توزیع نکرد، نه تنها افزایش قیمت بنزین را بدون افزایش یارانه انجام داد، دولتی که متقدان را با انواع توهین ها منکوب می کند، آیا این دولت قادر خواهد بود از این مشی خود طرفی بربندد؟!

متأسفانه علی رغم قولی که جناب نوبخت داده بود و ادعا کرده بود قرار نیست که از یارانه نان کاسته شود، طی این 20 روز، هم قیمت آرد را افزایش دادند و هم سهمیه ی یارانه ای برخی از نانوایی ها را قطع کردند تا به اصطلاح آزادپز بشوند و این یعنی دولت از دو جهت موجب گرانی نان شده است، هم به لحاظ افزایش قیمت آرد یارانه ای و هم به لحاظ قطع آرد یارانه ای برخی از نانوایی ها.

ممکن است دولتمردان مدعی شوند که فقط نان نانوایی های آزادپز را افزایش داده اند اما باید توجه داشت که این اقدام موجب خواهد شد اولاً صف نانوایی های یارانه ای دوبرابر شود، ثانیاً میزان فروش غیرقانونی آردهای یارانه ای افزایش یابد، ثالثاً تعداد نان های یارانه ای که بین مردم توزیع می شود کاهش محسوسی خواهد داشت و رابعاً کیفیت و اندازه ی نان های یارانه ای کاهش یابد.


Create your flash banner free online

93/9/30
1:19 ع

 

n00397162 b محمد خاتمی و حامیان فتنه از چه چیزهایی سخن نگویند؟با گذشت 5 سال از فتنه 88 و رسیدن برخی از اصلاحاتی ها به مناصب و پست های حکومتی، برخی از فعالان فتنه، مانند محمد خاتمی ، این بار نه اما از راه شوراندن مردم به بهانه ی تقلب، بلکه از راه محکوم کردن نظام به برخی اتهامات، در پی ایجاد بی اعتمادی به انقلاب و نظام و رهبری هستند، اما آنچه که بیشتر موجب تعجب است این که این افراد چگونه تنها پس از گذشت 5 سال، اکنون خودشان را مدعی راستگویی، دلسوزی، آزادگی و … می دانند؟ و حال این که به رسم رطب خرده ای که نباید منع رطب کند، بهتر است مدعی برخی از امور نشوند که حقیقتاً اگر مسخره نباشد حداقل قابل باور نخواهد بود:

راستگویی و صداقت: کسانی که با طرح بزرگترین دروغ و تکرار آن، تقلب را اسم رمز فتنه قرار دادند، نمی توانند مدعی راستگویی و معلم صداقت باشند.

دموکراسی: کسانی که بر رأی اکثریت شوریدند و بدون هیچ دلیلی خواستار ابطال انتخابات مردمی شدند، چگونه می توانند مدعی دموکراسی و احترام به رأی مردم باشند؟

قانونگرایی: حقیقتاً چگونه می توان خارج از تمام مجاری قانونی اقدام به شورش خیابانی نمود و به عدم قانونگرایی دیگران معترض شد؟

عزت ایران: افرادی که چوب حراج بر عزت ایران زدند و از بیگانگان طلب یاری کردند و با تضییع انتخابات 40 میلیونی، ایران و مسائل درونی ایران را خبر شبانه روزی ایام فتنه کردند، با چه رویی می توانند از عزت ایران صحبت کنند؟

منافع ملی: برخی که مدام به بهانه منافع ملی،‌ کمک های ایران به جریان مقاومت را محکوم می کنند چگونه می توانند مدعی منافع ملی باشند در حالی که به خاطر کسب قدرت نامشروع، تمام منافع ملی داخلی و خارجی ایران را به خاطر فتنه به حراج گذاشتند؟

رأفت اسلامی: مگر می توان نگاه کینه توزانه و خشمگین برخی از این فتنه گران و حامیان شان را به نظام و رهبری و امت حزب الله فراموش کرد؟! مگر می توان باور کرد چنین افرادی که به جای “اشداءعلی الکفار و رحماء بینهم” دست دوستی به دشمنان قسم خورده اسلام دادند و “جمهوری ایرانی” را جایگزین “جمهوری اسلامی” خواستند، امروز مدعی رأفت اسلامی شوند؟

مشکلات معیشتی مردم: به راستی چگونه می توان به اظهارات فتنه گران و حامیان فتنه که از مشکلات معیشتی مردم اظهار نگرانی می کنند توجه کرد در حالی که همین ایشان به خاطر فتنه، در تشدید تحریم ها و حتی گرا دادن به دشمن در جهت فشار به مردم کوشیدند تا بتوانند انقلاب را تحت فشارهای توأمان داخلی و خارجی به زانو درآورند؟


Create your flash banner free online

93/9/26
12:0 ع

 

mashei ahmadi تحلیلی بر طرح خبر جدایی مشایی از احمدی نژادبعد از مدتها سکوت رسانه ها در باره ی آقای اسفندیار رحیم مشایی، مرد پرحاشیه ی دولت دهم، دیروز و امروز چند رسانه به این طرح خبر یا تکذیب در خصوص مشایی پرداخته اند، دیروز سایت متین نیوز مطلبی به نقل از یکی از حاضران جلسه ی مشایی با برخی حامیان احمدی نژاد منتشر کردند که در آن آقای مشایی گفتند در یکسال اخیر از سیاست کنار کشیده اند و دیگر به سیاست بازنخواهند گشت و این که ضمن اقرار به اشتباهی که در 5 سال پیش از سوی ایشان بابت ماندن در کنار احمدی نژاد رخ داد اکنون و به منظور این که حزب اللهی ها و جریان پایداری دوباره با احمدی نژاد آشتی کنند، حاضر است خودش را فدا کند و از احمدی نژاد جدا بماند. هنوز چند ساعتی از این مطلب سایت متین نیوز نگذشته بود که سایت انصاف نیوز به نقل قول از یکی از نزدیکان احمدی نژاد و مشایی خبر متین نیوز در خصوص جدایی مشایی از احمدی نژاد را تکذیب کرد و همچنان روی همان جمله ی قدیمی احمدی نژاد یعنی مشایی و مشایی یعنی احمدی نژاد تأکید کرد و این دو را جدایی ناپذیر دانست، چند ساعت بعد خبرگزاری آریا مصاحبه ای با عبدالرضا داوری ترتیب داد و ایشان ضمن تأیید کناره گیری سیاسی مشایی، تأیید یا رد خبر جدایی او از احمدی نژاد را منوط به توضیح دفتر احمدی نژاد دانست که مجدداً متین نیوز همین خبر را در تأیید خبر خودش و رد خبر انصاف نیوز تحلیل نمود.

با تمام این موارد و فارغ از تأیید نسبی کناره گیری مشایی از احمدی نژاد چند مطلب در این خصوص قابل توجه است:

  • هرچقدر که رابطه ی بین احمدی نژاد و مشایی از سوی مشایی پایان یافته اعلام شود بازهم این مسئله را نمی توان احیای مجدد احمدی نژاد 84 تلقی نمود، چرا که بیش از این ارتباط فیزیکی این دو باعث دلسردی حامیان احمدی نژاد شده باشد این تقریب فکری احمدی نژاد به مشایی است که موجب این کدورت ها گردید. به راستی بر چه اساسی می توان کناره گیری مشایی از سیاست و احمدی نژاد را موجب اصلاح تفکر و بینش او دانست و چه تضمینی برای ثبات شخصیت احمدی نژاد می توان اقامه نمود؟
  • مردم از مشایی توقع نداشتند و ندارند که از احمدی نژاد جدا شود بلکه این احمدی نژاد بود که به عنوان انتخاب شده ی مردم نباید رأی مردم را به پای مشایی و طرزفکرش می ریخت، مردم در واقع و بیش از این که خود مشایی و تفکرات اشتباهش را مقصر ریزش محبوبیت احمدی نژاد بدانند، خود احمدی نژاد را بابت جذب و اصرار و تأکید و لجبازی بابت مشایی مقصر می دانند. پس چه مشایی کناره بگیرد یا نگیرد، چه عذربخواهد و چه نخواهد، در هر صورت مردم احمدی نژاد را بیش از خود مشایی در بروز این رابطه ی کذایی مقصر می دانند.
  • بحث دیگر این که اساساً بیش از این که مشایی و تأثیرگذاری هایش را سیاسی بدانیم، فکری و اعتقادی می شناسیم، مروری به مباحثی که ایشان در زمینه های مختلف بیان کردند به راحتی ما را به ماهیت فکری و اعتقادی این مباحث آگاه می سازد، مباحثی مانند زیرسوال بردن مدیریت انبیا، طرح مکتب ایرانی، جایگزینی فرهنگ تحسس به جای فرهنگ انتظار و … ، اگر قرار باشد مشایی از صحنه سیاست دور باشد ولی همچنان به نظریه پردازی های مجعول خود بپردازد عملاً کار مهمی انجام نشده است.
  • فارغ از صحت جدایی مشایی و احمدی نژاد، صرف عنوان شدن این مقوله آنهم از سوی سایت های حامی جریان احمدی نژاد و مشایی می تواند به مثابه ی یک جنگ زرگری باشد، عملاً دو سه رسانه و شخصیت نزدیک به جریان احمدی نژاد و مشایی با طرح نقل قول های مبهمی مانند جدایی احمدی نژاد و مشایی و یا کناره گیری مشایی از سیاست به دنبال ظرفیت سنجی از فضای سیاسی کشور هستند و در نهایت هم پس از دریافت بازخوردهای این خبر می توانند به راحتی تمام این اظهارات را انکار نمایند.
  • در نهایت به نظر می رسد حتی در صورت اثبات جدایی مشایی از احمدی نژاد، بازهم اکثریت طبقه حزب اللهی نتوانند مسائلی را که در چند سال آخر احمدی نژاد از سوی ایشان رخ داد را فراموش کنند و یا دوباره برای ریاست جمهوری ایشان به صحنه بیایند.

Create your flash banner free online
مشخصات مدیر وبلاگ
 
سیاوش آقاجانی[715]
 

توضیح نام وبلاگ را اینجا بخوانید: ..... http://salmaneali.ir/posts/17


سایت تحلیلی نازک بین




در این وبلاگ
در کل اینترنت
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
لوگوی دوستان
 
دوستان
 

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه