لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

94/5/10
7:0 ع

بررسی سفر فابیوس به ایراندر میزگرد بررسی ابعاد سفر فابیوس که در فضای مجازی صورت گرفت، مطرح شد؛

میرتاج الدینی: پرونده فابیوس در مذاکرات مسئولین دولتی با وی به عنوان یک موضوع مطرح و بعداً به عنوان مساله حقوقی بین المللی پیگیری شود/ خالقی: در چنین شرایطی فقط می شود به فشار افکار عمومی و تلنگر احتمالی که به طرفین بزند حساب کنیم/ آقاجانی: نباید مانع ابراز احساسات مردم و تشکلها و انجمن های بیماران بشوند /عبدی: سفر فابیوس بدون عذرخواهی هم ناقض آشکار حقوق بشر و هم بی احترامی روشن به دولت و ملت ایران است/طاهری: فشار از طریق افکار عمومی می تواند به دولت کمک کند تا امتیازگیری کند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی موسسه صلح زیبا، میزگردی با حضور میرتاج الدینی، معاون پارلمانی دولت یازدهم، جلال خالقی، عضو شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی کشور، علی عبدی، عضو شورای مرکزی اتحادیه انجمن هاکی اسلامی مستقل دانشجویان کشور، سیاوش آقاجانی، فعال رسانه و منتقد حقوق بشر و جمال طاهری، رییس انجمن اسلامی شهید ادواردو آنیلی و اعظم وثوقی، فعال رسانه و عضو شورای مرکزی موسسه صلح زیبا شب گذشته به صورت مجازی در گروه تلگرام موسسه صلح زیبا برگزار شد. مشروح این میزگرد به شرح زیر است:

وثوقی: خدمت مهمانان عزیز خوش آمد می گوییم. چنان چه مستحضر هستید موضوع میزگرد، بررسی ابعاد سفر فابیوس به ایران است. سوال اول را از آقای خالقی می پرسم. به نظر شما آیا سفر اقای فابیوس به ایران با توجه به اتهامی که در پرونده ورود فراورده های خونی الوده دارد، صحیح و موافق عزت و اقتدار ایرانی است؟
خالقی: ابتدا خدمت دوستان یاداوری می کنم که شورای تبیین صبح امروز یک نشست خبری داشت که در آن مواضع بسیج دانشجویی در خصوص موضوعات مختلف روز از جمله این موضوع مطرح شد.
در خصوص سفر فابیوس باید عرض کنم دعوت از این فرد، چه از سرتدبیر باشد چه بی تدبیری، از سوی دولت محترم صورت گرفته است وآقایان هم در صحبت های خودشان هیچ قصدی حتی برای ماله کشی به موضوع هم ندارند بلکه صراحتا می فرمایند این بحث مطرح نشود. نمونه های عینی هم صحبت های وزرای محترم بهداشت و دادگستری است. لذا در چنین شرایطی فقط می شود به فشار افکار عمومی و تلنگر احتمالی که به طرفین بزند حساب کنیم.

* نباید یک پرونده حقوق بشری را با اختلاف دیدگاه با دولت مخلوط کنیم

وثوقی: آقای خالقی شما موضع دولت را صحیح می دانید؟ نظر شما درباره صحبت وزیر بهداشت مبنی بر این که مخالفت ها برای سفر فابیوس از روی نوع دوستی نیست، چیست؟

خالقی: نباید مباحث بنیادی تری مثل یک پرونده حقوق بشری را با اختلاف دیدگاه هایی که با دولت محترم داریم مخلوط کنیم، ولی به نظر بنده این نوع دعوت، خط پایان کشیدن رسمی بر امکان تظلم خواهی قربانیان پرونده خون های الوده به اچ آی وی است.

رقابت های سیاسی و ترس از اینکه فردا در انتخاب مجلس و دولت چه خواهد شد بر اولویت های تصمیم گیری اقایان اثر مخربی دارد، درخواست ما این است که حضرات اگر کمکی به موضوع نمی کنند صحبت های مخربی هم نداشته باشند.

* دولت با استفاده از فشارهای مردمی امتیازگیری کند

طاهری: ما در ایران یک مشکل عمده داریم و آن این است که که ان جی او ها هیچ نقش محسوسی در فعالیت ها و تصمیم گیری ها ندارند. یعنی اجازه حضور و هور و بروز فعالیت های مردمی معتمد داده نمی شود حتی اگر همسو باشند. بحث فشار را می توان از طریق بحث های مردمی پیگیری کرد تا بخش های دولتی بتوانند در موارد مختلف از دولت های دیگر امتیاز گیری کنند اما ما همیشه می خواهیم مجلس و دولت بدون پشتوانه و ضربتی عمل کنند که این سخت است. از طرفی هم حرکت های مردمی را ناشیانه مصادره می کنیم.

وثوقی: نظر شما دوستان در خصوص ضرورت های روابط دیپلماتیک در این ماجرا چیست؟ آیا ما می توانیم روابط دیپلماتیک را به خاطر این موضوع قطع کنیم؟ آیا می شود ما روابط دیپلماتیک را بر سر این پرونده کنار بگذاریم؟

خالقی: این دو مقوله از هم منفک است. ایران و عراق در اوج جنگ روابط خودشان را قطع نکردند. اتفاقا باید از کانال های دیپلماتیک برای پیگیری چنین موضوعاتی بهره حداکثری برد، هر چند که در عمل آبی از سفارت خانه ها گرم نمی شود.

میرتاج الدینی: به نظر حقیر الان زمان رسیدگی به این موضوع نیست. باید همان موقع رسیدگی می شد و شکایت در مجامع حقوقی بین الملل پیگیری می شد.

خالقی: در هر صورت آنچه الان جلوی چشم ماست وضعیت پاسخ داده نشده به این افراد آلوده به خون های آلوده و خانواده هایشان و عدم پرداخت غرامت از سوی طرف خارجی است. مثل پرونده های متعدد دیگر که ضعف پیگیری داشتند و الان دچار معضل گذر ایام شدند.

* طرح موضوع در چنین شرایطی شایبه جناحی بودن را دارد

وثوقی: آقای میر تاج الدینی ایا پیگیری امروز این ماجرا غلط می دانید. چرا؟ آیا در زمان دولت دکتر احمدی نژاد این موضوع مطرح شد؟

میرتاج الدینی: من نمی گویم غلط است ولی طرح موضوع در چنین شرایطی شایبه جناحی بودن را دارد و اینکه در این سفر فضاسازی کنند.

میرتاج الدینی: اگر موضوع تازه ای بود جا داشت جدی جدی پرداخت شود وحتی تاعذرخواهی نکرده و اقدام حقوقی نشده مانع سفرش بود ولی الان مسایل دیگری در اولویت است.

وثوقی: چه کسانی فضاسازی کنند؟

میرتاج الدینی: یعنی می گوینند مخالفین سفر فضاسازی می کنند.

* باید از طریق حقوقی پیگیری کرد

وثوقی: به هر حال بحث عزت ملی و حقوق شهروندان ما مطرح هست و خب بعد از آن حادثه ناگوار این اولین بار است که فابیوس به ایران می آید. این به نظر دوستان توهین به عزت ملی نیست؟ آقای میرتاج الدینی به نظرتان راه حل سومی نمی شود پیدا کرد؟ مثلاً به جای این که اصل سفر فابیوس را به منزله قطع روابط دیپلماتیک در نظر بگیریم می شود فابیوس بیاید و در عین حال خواسته شود غرامت را بپردازد و عذرخواهی کند. یا به جای فابیوس فرد دیگری به نمایندگی از او به ایران بیاید.شاید فشارها از سوی رسانه ها و گروه ها و جریان ها برای تحقق همین مساله باشد.

میرتاج الدینی: بالاخره وقتی چنین موضوعی در گذشته اتفاق افتاده باید از طریق حقوقی پیگیری کرد تا اولا ثابت بشود ایشان به عنوان نخست وزیر وقت در ان نقش داشته است و یا شرکت صادر کننده خون های آلوده مستقیما مبادرت به این کار کرده است.  نقش دولت فرانسه چه بوده  و بعد از معلوم شدن موضوع آیا مجازات کرده است و نسبت به آسیب دیدگان در کشورهای مختلف چه برخورد کرده اند. در هر صورت به عنوان یک مساله حقوق بشری می توان این مساله را در سطح جهانی پیگیری کرد.

سیاوش آقاجانی: لوران فابیوس زمان ارسال فرآوده های خونی آلوده به ایران نخست وزیر فرانسه بود و متهم بود که هرگونه تشریفات در زمینه انجام آزمایش‌ها از نمونه‌های خونی را لغو کرده و خون های آلوده بدون اینکه مراحل آزمایش را پشت سر بگذارند، وارد بازار شدند. او دستور غربالگری را زمانی صادر کرد که محموله فرآورده های خونی آلوده، صادر شده بودند. فابیوس در زمان نخست وزیری دستور داده بود هرگونه تشریفات در زمینه آزمایش از نمونه های خونی را لغو شود و به این لحاظ فرانسه به غیر از ایران به کشورهای دیگری هم بابت همین مسئله غرامت داده است.

وثوقی: آقای عبدی نظر شما درباره سفر فابیوس و حقوق بیمارانی که با خون های آلوده مبتلا به ایدز شدند، چیست و این دو مسئله، چه ارتباطی با هم دارند؟

عبدی: بنده عمیقا معتقد هستم که دعوت از فابیوس برای سفر به کشور، بعد از دور نهایی مذاکرات، به عنوان نخستین وزیر خارجه عضو 1+5 حتما معرف سیاست هایی هست که دولت در نظر دارد و به تبع آن، حاوی پیام های جالب توجهی هم هست.

وثوقی: سوال بعدی را به همراه ارسال یک تصویر می پرسم. اقایان میرتاج الدینی خالقی عبدی و اقاجانی پاسخ بفرمایید. برخی از مخالفین می گویند امریکا اقای ابوطالبی را به جرم ترجمه چند متن در جریان تسخیر لانه جاسوسی به نیویورک راه نداد. چطور ما فابیوس را که عامل ابتلای بیماران هموفیلی به بیماری هولناک ایدز است، بپذیریم. نظر شما در این باره چیست؟

سفر فابیوس به ایران

آقاجانی: تصویری که بالا فرستادید مسئله ای بود که در ذهن حقیر بود به آن بپردازم. به راستی چگونه است که ما بابت میهمان رسمی کشورمان که در جریان بیماری و فوت صدها و هزاران نفر مقصر است، نباید ورود بکنیم ولی آمریکا بابت نماینده ما در سازمان ملل می تواند به این راحتی بابت مسئله ای که هیچ تلفاتی نداشته برخورد نماید؟! به نظرم تنها توجیهی که از این مسئله وجود خواهد داشت یک مسئله است و آن هم مرعوب بودن نسبت به آمریکا و غرب به عنوان قدرتهای استکباری است.

به نظر شما اگر کسی که هواپیمای مسافربری ما را زد و از آمریکا هم مدال گرفت وارد کشور بشود مثلا به عنوان یک مقام مسئول، باید او را هم بپذیریم؟!

* نگاه به حقوق بشر در ایران مانند حقوق بشر غربی مبتنی بر منفعت شده است

به نظر می رسد نگاهی که به مقوله حقوق بشر در کشور ما در حال ترویج است عین همان مفهوم حقوق بشر در غرب است که مبتنی بر منافع است که اگر منفعتی ایجاد کند همه ارکان حقوق بشر را نادیده می گیرند و گویی امروز بحث تعامل ما با فرانسه و یا برخی کشورهای دیگر مبتنی بر همین نگاه منفعت جویانه است.
میرتاج الدینی: در این عکس مغالطه اشکار است.

آقاجانی: یکی دیگر از مسائلی که به نظرم می رسد این است که در زمانی کشورهای اروپایی بابت قضیه ای سفرایشان را باهم از کشور فراخواندند و بعد از موضع گیری صریح رهبری، هوس برگشتن به کشور را کردند که رهبری دستور دادند در برگشتن شان اجازه داده نشود که باهم برگردند بلکه با معطل کردنشان و به صورت تک تک و جسارتاً با خفت برگشتند. اینجاست که ما می بینیم در کنار حقوق بشر، مفهومی به نام عزت و غیرت ملی هم در این مسئله مورد خدشه قرار گرفته است. مطمئن باشید غرب بیش از هر مسئله ای دنبال خدشه دار کردن عزت ملی و غیرت ایرانی است. به راستی آیا عزت انسانها از حقوق بشر تلقی نمی شود؟
میرتاج الدینی: در مثل است ثبت الارض ثم انقش. یعنی اول زمین را ثابت کن سپس نقش بر ان بکش. اول باید اصل موضوع حداقل در دادگاه اسلامی خودمان ثابت شود و سپس حکم کرد. عدالت حتی برای دشمن. این مرام امام علی و حکم قران است. ولایجرمنکم شنان قوم علی ان لا تعدلوا …

آقاجانی: متأسفانه مسئولان کشور به خاطر این که توپ را در زمین یکدیگر بفرستند هیچکدام حاضر نشدند با فرانسه سر این قضیه درگیر شوند تا خودشان را بیگناه نشان دهند ولی وقتی فرانسه برای همین بحث خونهای آلوده برخی کشورها مثل عراق از فرانسه غرامت گرفتند. نمی توان منکر تقصیرشان شد. البته حقیقتاً من در این خصوص خیلی مجالی برای مانور را نمی بینم، چون مسیری است که در آن قرار گرفته ایم و نمی توان از قطاری که از  نقطه ای به شمال می رود توقع داشت ما را در حین حرکت به جنوب برساند.
وثوقی: اقای میرتاج الدینی ایا به نظرتان شکایت به دادگاه انقلاب اسلامی می تواند موثر باشد؟به نظرتان موسسه صلح زیبا در صورت شکایت از طرف مراجع قضایی حمایت می شود؟

میرتاج الدینی: دوستان ببینید در بحث های حقوقی اول اثبات جرم یک فرداست سپس حکم علیه او. بر این اساس گفتم حداقل در دادگاه های خودمان محاکمه شود مثل جانبازان  عزیز شیمیایی که اقامه  دعوا علیه دولت المان شد.

وثوقی: اقای تاج الدینی فرمودید در این عکس عکس مربوط به مقایسه عدم ویزا دادن به اقای ابوطالبی و ماجرای فابیوس مغالطه هست. می شود در این مورد توضیح بدهید.

میرتاج الدینی: امریکا کار غلطی کرده است که نماینده ما را نپذیرفته است. این عکس القا می کند ما هم مثل آنها عمل کنیم ثانیا اینجا اتهام نسبت داده شده به فایبوس در حد اتهام است اگر چه اقای ابوطالبی هم جرمی نداشت.

آقاجانی: ما در مسیری قرار گرفته ایم که برای گرفتن حقوقمان حاضر شده ایم چشم به خیانتها، خباثتها، ترورها، توهین ها، تهدیدها، حمایت از صدام، تحریم ها و …. ببندیم تا فقط 29 میلیارد دلار را به کشور برگردانیم، تا فقط بتوانیم بیشتر نفت بفروشیم آنهم به قیمتی کمتر، تا بتوانیم دوباره به یک وارد کننده قدر تبدیل شویم… به نظر می رسد درجایی چوب این فراموشی را خواهیم خورد …

* سفر فابیوس به ایران نقض آشکار حقوق بشر هست

وثوقی: اقای عبدی و آقایی خالقی سوال بعدی رو از شما دو بزرگوار می پرسم. می شود امیدوار بود با فشار افکار عمومی سفر فابیوس به کشور بدون لطمه به روابط دیپلماتیک لغو بشود؟ یا این که فابیوس با عذرخواهی و پرداخت غرامت وارد ایران بشود؟ این سوال را با توجه به مواضع دولت در این باره جواب بدید.
عبدی: فرانسه تنها کشوری بوده که ایران را تهدید اتمی کرده! و این موضوع دقیقا ناقض دو مسئله مورد بحث ما هست. یعنی هم ناقض آشکار حقوق بشر هست و هم بی احترامی روشن به دولت و ملت ایران هست. بنابراین ما معتقد هستیم چون دولت فرانسه در قضیه ورود خون های آلوده به کشور، کارشکنی ها و توهین های متعدد به دولت و ملت ایران در جریان مذاکرات، و تهدید هسته ای و اتمی ایران، داشته است، دعوت از فابیوس به عنوان نخستین وزیر خارجه عضو 1+5  به ایران، خلاف عزت و حکمت و مغایر با حفظ حرمت و عزت بین المللی ایران است.

وثوقی: اقای اقاجانی و اقای میرتاج الدینی  نظر شما چیست؟ ایا می شود راه حل سومی پیدا کرد که با استفاده از دیپلماسی، فرانسه از ایران عذرخواهی کنه و غرامتی که به برخی کشورها پرداخته بپردازه و فابیوس هم به ایران بیاد. ایا این راه حل برای تحقق همرمان حقوق مبتلاشدگان به ایدز و توسعه روابط دیپلماتیک و  در عین حال حفظ عزت ایرانیان راه حل مناسبی است؟

میرتاج الدینی: به نظرم سفر لغو نمی شود و اگر لغو شود در روابط  دیپلماتیک تاثیر منفی زیادی دارد.

آقاجانی: همانطوری که عرض کردم این توقع که در حین حرکت از اینجا به شمال به سمت جنوب برویم منطقی نیست. یعنی از دولتی که تصمیم گرفته نسبت به جفاهای مسلمی که به کشور و مردمش شده است گذر کند، نمی توان توقع داشت که بعد از این همه تلاش برای کشاندن مسئولان بلند پایه آلمان و فرانسه که در شیمیایی شدن و بیمار شدن مردم ما مقصر بوده اند بیاید و موضع سرسختانه بگیرد اما حداقل نباید مانع ابراز احساسات مردم و تشکلها و انجمن های بیماران بشود. مردم حق دارند ناراحتی شان را فریاد بزنند، مردم حق دارند در محل اقامت ایشان تجمع تشکیل دهند، مگر وقتی مسئولان ما در این کشورها می روند در مجاورتشان تجمع تشکیل نمی شود؟! مسئولان ما باید فابیوس و کری و امثالهم را توجیه کنند که مردم از ایشان دل خوشی ندارند و هرگز خیانتهایشان را فراموش نمی کنند نه این که به جای حق دادن به مردم و تشکل ها بیایند و ایشان را متهم به سیاسی کاری کنند.

 وثوقی: اقای میرتاج الدینی، اقایان خالقی، اقاجانی و عبدی از حضور شما در این میزگرد تشکر می کنم. اگر برای جمع بندی مطلبی دارید یا سوالی بدون جواب مانده یا نظری دارید که تکمیل کننده بحث باشد، بفرمایید.

میرتاج الدینی: من هم از همه دوستان و از اهتمام به احقاق حقوق ملتمان تشکر می کنم.

خالقی: در خصوص مباحثی مثل عذرخواهی و غرامت با عرض شرمندگی تمام باید یادآور شوم که فضای واقعی مناسبات، بویژه در دولت محترم یازدهم، فرسنگ ها با مباحث ما فاصله دارد لذا هیچکدام از این مباحث حتی امکان مطرح شدن مناسب نخواهند داشت، بر همین اساس بنده همان ابتدای صحبت ها همه توجه ام را روی کار رسانه ای و فشار از ناحیه أفکار عمومی متمرکز کردم.

آقاجانی: نظر حقیر با نظر شما بسیار نزدیک است.

وثوقی: اقای میرتاج الدینی شما جمع بندی ندارید؟

* فضای غلط بوجود آمده بدنبال نادیده گرفتن افراد متضرر از خون های آلوده است

عبدی: بنده هم از فرصت بوجود آمده تشکر می کنم. در انتها فقط می خواهم مجددا متذکر شوم که متاسفانه فضای غلط بوجود آمده بدنبال نادیده گرفتن بخشی از جامعه است که از ورود خون های آلوده به کشور به شدت متضرر شدند اما امروز عده ای حاضر هستند از حقوق این بخش از جامعه به بهای ارتباط با فرانسه صرف نظر کنند گویی هیچ ضرر جانی به مردم این کشور نرسیده و با انگ زدن به منتقدان، ورود عامل این اتفاق شوم به ایران، این انتقادها را سیاسی جلوه بدهند.

آقاجانی: البته نظرات ما با جناب تاج الدینی هم منافاتی ندارد و ماهم بر لزوم پیگیری همه جانبه این پرونده تأکید داریم، بحث فقط بحث غرامت نیست بلکه بحث احساسات جریحه دار شده مردم ماست.

* پرونده در مذاکرات مطرح و پیگیری حقوقی شود

میرتاج الدینی: جمع بندی من این است این سفر انجام بگیرد و در مذاکرات به عنوان یک موضوع مطرح شود و بعداً بعنوان مساله حقوقی بین المللی پیگیری شود. من اگر در مجلس بودم این را از وزارت خارجه می خواستم.

وثوقی: البته من فکر می کنم صحبت های اقای میرتاج الدین پربیراه نیست در عین این که فرمایشات سایر مدعوین محترم هم قابل توجه هست.

عبدی: متاسفانه عده ای حاضرند برای ارتباط با به ظاهر قدرت های غربی، از همه جنایت های آن ها در حق این ملت صرف نظر کنند که واقعا جای تاسف دارد و این انتقاد دلسوزان انقلاب به نگاه دولتی حاکم بر دستگاه اجرایی کشور است.

خالقی: البته أخذ غرامت یک جنبه حداقلی مادی دارد و یک جنبه آبرویی. بویژه این که طرف حساب شما یکی از مدعیان صحنه های بین المللی و به روایت ادبیات انقلاب اسلامی از مستکبرین عالم باشد.

وثوقی: با تشکر از میهمانان عزیز و حاضران گروه. پایان میزگرد را اعلام می کنم.


Create your flash banner free online

94/4/23
1:0 ص

 

مذاکرات هسته ایاگر چه هنوز توافق هسته ای رسماً اعلام نشده است، ولی لازم می دانم به چند نکته مهم در این خصوص توجه کنیم:
1- این که مذاکره کنندگان با کار سخت و فشرده در راستای حفظ حقوق کشور تلاش کرده اند حقیقتاً جای تقدیر و تشکر دارد.
2- علی رغم اعتراضی که یکبار جناب ظریف به تعریف خطوط قرمز داشتند (دراینجا بخوانید)، ولی باید قبول کنیم که این خطوط قرمز و اصرار و پافشاری رهبری بر آنها به شدت به قدرت چانه زنی مذاکره کنندگان ما کمک کرد، هر چند برخی از خطوط قرمز بعضاً در مسیر توافق با بی تواجهی مواجه شدند (مانند توافق روی کلیات مذاکره در لوزان و پرده برداری از یک توافق دو مرحله ای).
3- هرچقدر رهبری با حمایت هایشان به حفظ مواضع ایران در این توافق کمک کردند متأسفانه برخی دولتمردان با برخی اظهارات مبنی بر خالی بودن خزانه و مرتبط بودن نان و آب و هوای مردم با تحریم، موجب تضعیف مواضع مذاکره کنندگان و تشدید زیاده خواهی های طرف مقابل گردیدند.
4- درخلال مذاکرات همیشه عده ای بسیار منفی و عده ای بسیار مثبت به این توافقات نگریستند و این در حالی بود که مواضع رهبری همواره توصیه به میانه روی و اعتدال به هر دو طیف بودند، مواضعی که در ایجاد شرایط همگرایی برای پیشبرد مذاکرات بسیار موثر بود.
5- این مسیر مذاکرات تنها محصول این دولت نبوده است و در اواخر دولت قبل نیز به اذعان خود رهبری عزیز 3 مرحله مذاکره با آمریکا در عمان انجام شده بود که به دلیل دبه درآوردن های مکرر به نتیجه نرسید و ایران در برابر این زیاده خواهی ها مقاومت نمود و البته در این دولت همچنان مسیر قبل البته با جدیت بیشتری ادامه یافت.
6- باید توجه کرد که همین هیأت مذاکره کننده متشکل از جناب ظریف و جناب روحانی قبلا تا سال  84 به دلیل نداشتن امتیازات لازم برای رسیدن به توافق، در این امر موفق نشدند و آنچیزی که مسلما امروز موجب موفقیت شان شد کسب امتیازاتی بود که در دولتهای قبلی در بحث هسته ای اعم از پیشرفتهای کمی و کیفی هسته ای حاصل شد تا عملاً با مانور با این برگه برنده ها بتوان به توافق نائل شد و مطئناً اگر ما این برگه برنده ها را امروز نداشتیم، اساساً به جای محدودیت های امروز دوباره به تعلیق نائل می شدیم.
7- نقش مردم دلیر و در صحنه و مقاوم ایران هرگز در این موفقیت نباید نادیده گرفته شود، این مردم دلیر بودند که در برابر تحریم ها،‌فشارها و تهدیدها همواره محکم ایستادند و بر حقوق هسته ای خویش از طریق راهپیمایی و پویش های مردمی پافشار کردند و همین ایستادگی در کنار ایستادگی رهبری عزیز، بهترین پشتگرمی برای مذاکره کنندگان را فراهم آورد.
8- این که توافق منقعد شود هرگز دلیلی بر اتمام مسئله ی ما و آمریکا نخواهد بود برای این که ما در طی نیم قرن اخیر بارها و بارها اقدامات خلاف دیپلماتیک، بدعهدی و زیاده خواهی از آمریکا دیده ایم و هر لحظه احتمال بدعهدی های مجدد را می دهیم که البته در برابر آنها توقع داریم همچنان ایستادگی در دستور کار قرار گیرد.
9- همانطوری که شخص رهبری عزیز و رئیس جمهور گفته بودند در صورتی که بحث هسته ای با مذاکره قابل حل بود در خصوص موارد دیگری هم امکان مذاکره وجود دارد و اما با این وجود همانطوری که امام خمینی و امام خامنه ای و قانون اساسی و آرمانهای انقلاب به ما می گویند، استکبار ستیزی و مبارزه با ظالم و حمایت از مظلوم امری نیستند با هیچ مذاکره و توافقی منحل گردند.
10- اعلام توافق از سوی دو طرف به معنی رسمیت آن نیست و رسمیت آن زمانی است که مراجع قانونی دوطرف من جمله مجلس و شورای امنیت ملی ما این توافق را تأیید نمایند و هرگونه جشن شتابزده به منزله فشار بر این نهادهای قانونی تلقی خواهد شد در صورتی که همگان اذعان داریم که ما دنبال یک توافق خوب بوده و هستیم و اگر خدای ناکرده توافق به لحاظ ساختاری نتوانسته باشد چارچوبهای منافع ملی و امنیت ملی که رهبری ترسیم نمودند را حفظ نماید، زیربار رفتنش هرگز به صلاح نخواهد بود، توجه به مسائلی که در عراق و لیبی در خلال بحث بازرسی از اماکن امینتی و نظامی و بازجویی از دانشمندان هسته ای رخ داد درسی است برای ما که به صرف توافق نباید دلخوش کرد و باید روی چارچوبها و اصول منافع ملی و به خصوص امنیت ملی حساسیت به خرج داد.


Create your flash banner free online

94/3/28
10:0 ص

 

مشکلات کشور بیشتر شده یا دولت بی کفایتست؟!در مدتی که از عمر دولت یازدهم گذشته است اصرار دولت بر اثبات میزان تأثیرگذاری تحریم ها در تمام شئون زندگی فردی و اجتماعی تا حدی بوده که حتی اخیراً رفع مشکل آب خوردن و هوا و محیط زیست و نان مردم را هم به رفع تحریم ها مرتبط کرده بودند، ولی مگر در شعارهای انتخاباتی همین جناب اقای روحانی نبود که برای مدیریت کشور برنامه های مدون و دقیق سه ماهه و شش ماهه ویکساله و دوساله و … دارد؟! مگر تنهمین جناب آقای روحانی نبود که می گفت برای حل همه مشکلات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و حتی زیست محیطی تدبیر و برنامه دارد؟! باهم نگاهی به برخی از شعارهای جناب روحانی می کنیم:

“کلید من، کلید تدبیر است و هر قفلی را باز می‌کند و تمام مشکلات قابل حل است و برای آن‌ها برنامه دارم”.

“در برنامه من علاوه بر برنامه‌های میان‌مدت برای حل مشکلات اقتصادی، اجتماعی، سیاست خارجی و امور فرهنگی، برنامه کوتاه مدت یک ماهه و 100 روزه وجود دارد. ما می‌توانیم در یک زمان کوتاه تحول اقتصادی در کشور به وجود آوریم و در آن تحول اقتصادی با ایجاد یک دوره تنفس به کارخانه‌ها و مراکز تولیدی مشکل دارند این معضلات را حل کنیم.”

“باید از مشورت بخش خصوصی برای حل و فصل مسائل اقتصادی استفاده کنیم، همه کار با تدبیر امکان‌پذیر است و این تدبیر، ما را به ساحل امید خواهد رساند، دولت تدبیر و امید می‌تواند مشکلات کشور را با اراده، حمایت و سرمایه مردم، حل و فصل کند.”

“اگر نمی‌توانیم کاری کنیم باید از روز اول بگوییم نمی‌توانیم؛ مردم ما دل‌تنگ هستند چون سرمایه‌های انسانی این کشور در حال تلف شدن هستند.”

“ما در تمام کشور نیاز داریم تا شهرهایمان را به گونه‌ای مهیا سازیم تا مردم بتوانند از هوای پاک، فناوری، رشد ابعاد فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و هنری بهره‌مند شوند.”

“رودخانه‌های امید و نشاط مردم خشک شده که اگر من توسط مردم انتخاب شوم، دوباره مایع حیات انسان‌ها و جامعه در کشور جریان می‌یابد.”

“تمام تلاشم این است که در صورت انتخاب شدن توسط مردم در انتخابات پیش‌رو و در دولت آینده، این رودخانه‌هایی که مایع حیات انسان و جامعه در آن جریان دارد را پر آب ببینیم.”

“مشکلات ریزگرد‌ها احتیاج به همکاری و همیاری با کشور‌های همسایه دارد، ما که با عراق رابطه خوبی داریم، نیاز به همکاری و برنامه‌ریزی با عربستان، اردن و همه کشور‌هایی که ریزگرد‌ها از آن‌ها وارد می‌شود داریم تا قدم به قدم حلش کنیم. اما یکی از برنامه‌های مدون دولت تولید و امید و سرلوحه آن ریزگرد‌هاست البته در بحث محیط‌زیست ما باید این مشکل را حل کنیم.”

مگر جناب روحانی با این شعارها از مردم رأی نگرفته اند؟! ما می گوییم اگر جناب روحانی این شعارها را نمی دادند، اگر از این برنامه ها حرف نمی زدند مردم به ایشان رأی نمی دادند و به همین دلیل اعتقاد داریم که پا پس کشیدن از این شعارها غش در معامله به حساب می آید.

ما نمی گوییم که تحریم ها تأثیری ندارند اما جناب روحانی که از ابتدا می دانست شرایط کشور به چه گونه است، او که با علم بر این شرایط نامزد شد، او که از اول هم برای حل همه مسائل مدعی برنامه بود، اکنون از او توقع نمی رود که اینچنین همه مشکلات را به تحریم ها و رفعشان را به برداشتن تحریم ها گره بزند، اگر مشکل آب داریم باید به جای برداشت های بیش از حد و سدسازی های افراطی به دنبال بهبود بهره وری در انتقال و استفاده از آب در مصارف خانگی و صنعتی و کشاورزی باشیم؛ اگر مشکل تولید داریم باید بتوانیم از غنایی که در نیروی انسانی جوان و متخصص ومنابع معدنی داریم در ارتقای تولید استفاده کنیم؛ اگر مشکل گردوغبار داریم باید با کشورهای همسایه در مسائلی مانند مالچ پاشی و کاشت درخت و بوته و … به تفاهم برسیم؛ اگر دولت مشکل درآمد دارد باید به سمت شفاف سازی اقتصادی، سلامت اقتصادی و اخذ مالیات به خصوص از مشاغل پردرآمد و غیر مولد برویم.

ما اعتقاد داریم همانطوری که رئیس جمهوری در شعارهای انتخاباتی اش می گفت، برای هر مشکلی تدابیر عملیاتی مستقل و مفیدی وجود دارد که عموماً هیچ ارتباطی هم به تحریم ندارند و چه بسا تنها عاملی که موجب اصلاح شرایط فعلی باشد، همین تحریم هاست، ما به وضوح دیده ایم که هروقتی درآمدهای نفتی ما خوب بود دیگر به فکر شفافیت اقتصادی و مدیریت و اصلاح نظام مالیاتی نبوده ایم، هر وقت مشکل فروش نفت و تحریم بانکی نداشته ایم شروع کردیم به بی محابا وارد کردن و ضربه زدن به تولیدملی، به زعم ما همین شرایط سخت تحریم، بهترین فرصت برای بازنگری و اصلاح روش های مدیریتی در کشور است، فرصتی که اگر مغتنم شناخته نشود، نه فرصتی برای رفع تحریم ایجاد خواهد شد و نه امکان استفاده از فرصت های پس از رفع تحریم وجود خواهد داشت.

مشکلات کشور بیشترشده یا عدم کفایت دولت ؟!

بحث دیگری که وجود دارد اصرار روز افزون دولت بر خراب تر شدن اوضاع است، از سویی دولت مدعی است که رکود از بین رفته و تورم کنترل شده و از سوی دیگر یارانه های بنزین و سایر یارانه های مهم مثل نان و برق و گاز و … را بدون افزایش یارانه نقدی تقلیل داده اند و از سوی دیگر ارزش واقعی همان یارانه نقدی هم روز به روز کاهش یافته است و بازهم از سوی دیگر به قول دولت بخشی از تحریم ها برداشته شده و این که واردات نیز کاهش یافته و این که ماهانه نیز بخش قابل توجهی از دارایی های ما آزاد شده، خب! با این ادعاها این همه نالیدن دولت به چه معنی است؟! در شرایطی که مردم با همه فشارها و گرانی ها و تحریم ها تاکنون کنار آمده اند و حتی حذف تدریجی یارانه ها را برخلاف شعارهای دولت در زمینه افزایش آنها با جوانمردی تحمل می کنند پس دولت چه اصراری دارد که مردم را بیشتر به تنگ آورد و ناامید و نگران کند؟! مگر دولت ما دولت تدبیر و امید نبود؟! مگر تدبیری بالاتر از مدیریت کشور و امیدی بالاتر از توان داخلی وجود دارد؟! پس چگونه است که تدبیر و امید دولتمردان منوط به حذف تحریم ها گردیده است؟! آیا واقعاً دولت بی کفایتی خود را در حال صحه گذاری است و یا این که رسماً در حالی ایجاد نارضایتی در مردم است؟! آیا واقعاً شرایط اقتصادی دولت بدتر شده است که یارانه ها را با چند روز تأخیر پرداخت می کند و یا این که با این کار مردم را تحت فشار قرار می دهند؟! اگر دست دولت خالیست پس این جشن های کشوری و پرهزینه برای سالگرد 24 خرداد به چه معنی است؟! آیا به راستی مشکلات کشور اینقدر افزایش یافته است و یا این که این عدم کفایت دولت است که باعث اظهار عجز و ناتوانی در جهت مدیریت با وجود تحریم شده است؟!


Create your flash banner free online

94/3/26
11:2 ص

 

مذاکرات هسته ایمخالفت ما با روند فعلی حصول توافق هسته ای فقط به منظور حفظ عزت ملی نیست و اگر چه عزت ملی مسئله ای بسیار مهم است، لیکن دلیل دلواپسی ما به دو عامل حیاتی دیگر نیز وابسته است، دو مسئله ای که اهمیتش برای هیچ کس قابل اغماض نیست، دو عاملی که همه و همه از مذهبی تا ملی مذهبی و ملی و اصلاح طلب و اصولگرا نمی توانند منکر این دو عامل گردند:

1- منافع ملی: شاید در این که چه بعدی از هسته ای بماند و چه بخشی دچار چه محدودیت هایی گردد اختلاف نظرهایی وجود داشته باشد، اما هیچ ایرانی نیست که قبول کند هم هسته ای ما دچار محدودیت های وسیع گردد و هم تحریم های اصلی باقی بماند و هم این که همان تحریم های کوچکی که قرار است لغو شود نیز مشروط به اما و اگرهای آژانس و بحث ابعاد احتمالی نظامی (PMD) باشد. آری ما از این که هم خودمان پای محدودیت های هسته ای مان را امضا کنیم و هم پای ماندگار شدن تحریم هایمان و هم پای ترور سرمایه های ملی و دانشمندان هسته ای را، دلواپسیم. اساساً حق این بود که در ازای رفع نگرانی های اصلی طرف مقابل که همان بحث 20 درصد و میزان ذخیره سوخت بود، مهمترین تحریم های ما یعنی نفت و بانک را وجه المعامله قرار می دادیم نه این که مثل هم اکنون، هم 20 درصد را داده باشیم، هم قلب راکتور اراک را باخته باشیم، هم چند سال معطل باز طراحی آن شویم، هم فردو را به یک محل تحقیقاتی صرف تبدیل کنیم، هم سانتریفیوژهای پیشرفته مان را جمع کنیم، هم ذخیره سوخت مان را اکسید کنیم و هم تحقیق و توسعه دچار جدولی از محدودیت گردد و درازای آن، طرف مقابل تنها بخشی از تحریم های کم اهمیت را آن هم مشروط به اما و اگر تعلیق (و نه آن هم لغو) نماید. چه کسی است که این معامله را در جهت حفظ منافع ملی بشناسد.

2- امنیت ملی: بازهم شاید برخی حاضر باشند به خاطر حتی رفع یک تحریم کوچک و یا یک رونق بسیارجزئی در اقتصاد کشور حاضر شوند از این مذاکرات و توافقی که محصول آن است حمایت کنند ولی همه می دانیم که امنیت ملی عاملی است که از هر عامل دیگر اقتصادی یا علمی یا اجتماعی مهمتر است. اگر قرار باشد انواع بازرسی های مختلف از مراکز غیر هسته ای و نظامی و امنیتی صورت گیرد، اگر قرار باشد با دانشمندان هسته ای و شخصیت های امنیتی ما مذاکره کنند، اگر قرار باشد تجهیزات پیشرفته را در بازرسی های خود مورد استفاده قرار دهند، اگر قرار باشد ما به معیار طرف مقابل که همان آسوده شدن از توان نظامی ما و شناسایی تمام ابعادش است احترام بگذاریم عملاً پای خدشه دارشدن امنیت ملی را امضا کرده ایم. از اساس قرار نبود که مباحث نظامی به مذاکرات هسته ای گره بخورد و این که ناگهان ابعاد PMD را در مذاکرات گنجانده اند حاکی نقض خطوط قرمز را نیز دارد. یادمان باشد که شبیه همین بازرسی ها را در عراق انجام دادند بعد از شناسای نقاط قوت و ضعف نظامی عراق، به راحتی ارتش عراق را زمین گیر کردند، تجربه قبلی خودمان نیز در خصوص تحویل اطلاعات دانشمندان هسته ای نیز مسئله ای درس آموز است، مسئله ای که موجب شهادت چندتن از دانشمندان و فعالان بحث هسته ای ما گردید.

مواضع رهبری ضامن حفظ منافع ملی، امنیت ملی و عزت ملی

نکته بسیار مهمی که در این میان اهمیت دارد توجه به ریشه خطوط قرمز مقام معظم رهبری است که اجرا و تحقق آنها از تکالیف قانونی و شرعی رئیس جمهور و مذاکره کنندگان هسته ای ما بوده است. باید توجه کنیم که اگر رهبری بر یک مرحله ای بودن مذاکرات تأکید داشتند و صراحتاً خواستند تا کلیات و جزئیات توافق در یک مرحله رسمیت پیدا کنند، به این دلیل بود که طرف مقابل دبه نکند و با تأویل به رأی و یا زیاده خواهی، در هر مرحله پیش روی نکند، خط قرمزی که متأسفانه دولت با بیانیه لوزان نقض کرد و اگر چه در ابتدا گفتند این بیانیه هیچ الزامی برای طرفین نداشته است، اما بعدها با ذکر مکرر عبارت دبه کردن و زیاده خواهی از سوی طرف مقابل، اثبات شد که عملاً هم بیانیه لوزان توافق بر کلیات و چارچوبهای توافق نهایی بوده و هم پیش بینی رهبری در خصوص دبه کردن طرف مقابل در خصوص تعداد سانتریفیوژها و میزان غنی سازی و … محقق گردیده است.

اگر رهبری هرگونه بازدیدی از مراکز غیرهسته ای و به خصوص نظامی را خط قرمز اعلام کردند مشخص است که به خاطر حفظ امنیت ملی کشور بوده همانطوری که در عراق نیز موجب جسارت و حمله به عراق گردید و اگر بازجویی از دانشمندان هسته ای را خط قرمز اعلام کردند به خاطر جلوگیری از موج جدید ترورهای علیه دانشمندان هسته ای بوده است.

اگر رهبری تأمین 190 هزارسو که معادل نیاز نیروگاه بوشهر بوده را خط قرمز اعلام کردند تنها به این دلیل بود که قبلاً نیز طرف مقابل از تأمین چیزی که مکلف به آن بوده (مثل تأمین سوخت 20 درصد مورد نیاز تأسیسات درمانی) استنکاف کرده بود و تأمین نیاز داخلی فعلی، یقیناً در جهت حفظ حداقل های منافع ملی بود، فرضاً ما علی رغم توان برای صادرات سوخت هسته ای تا مدتی به این کار دست نزنیم اما چرا باید کشور علی رغم توان تولید نیاز خود، محتاج دشمنان بدعهد باشد تا به هر شرایط و قیمتی که خواستند آن را به ما بفروشند و یا نفروشند؟!

اگر مقام معظم رهبری فرمودند که حذف تحریم باید در روز عقد توافق باشد، یک دلیل مشخص داشت و آن هم معامله متوازن بود، نه نقد دادن و نسیه گرفتن، مسئله ای که قبلاً یکبار در دوره اصلاحات و یکبار در توافق ژنو با همین تیم مذاکرات نهایتاً به خدشه دار شدن منافع ملی منتج شد، مسلماً هر عقل سلیمی می داند که با یک انسان بدعهد، تنها باید نقد معامله کرد و اگر جز این باشد خدشه جدی به منافع ملی حتمی خواهد بود.

اگر مقام معظم رهبری بارها تأکید کردند که معیشت مردم و اقتصاد کشور را به نتیجه مذاکرات گره نزنید، کاملاً در جهت حفظ منافع ملی بود، چیزی که متأسفانه رئیس جمهوری مکرراً برخلاف آن صحبت کردند و دودش در چشم مان رفت، به نحوی که تنها یک روز بعد از گره زدن حل مسائل اقتصادی، زیست محیطی، معیشت مردم و حتی آب خوردن مردم به بحث تحریم، اوباما گفت ایران به شدت به مذاکرات نیاز دارد و این مسئله دست دشمن را در زیاده خواهی های مکرر بازتر و بازتر و دست دولت را در مقاومت کردن در برابر آنها بسته تر و بسته تر کرده است.

اگر مقام معظم رهبری مذاکره زیر سایه شبح تهدید را قبول ندارند به این دلیل است که سیاست چماق و هویج در مذاکره، در هیچ معامله ای نمی تواند به یک مذاکره متوازن،‌ منصفانه و برد-برد ختم شود، به خصوص آنجایی که بخشی از مذاکرات را به ابعاد نظامی ایران گره زده اند، به راستی چگونه می توان در برابر دشمنی که حتی در حین مذاکره نیز اسلحه را زمین نمی گذارد اجازه بازرسی نظامی و یا محدودیت در خصوص ابعاد احتمالی (PMD) داد؟!

وقتی رهبری می فرمایند دولت مردم را محرم بداند و از مسائل هسته ای مطلع شان نماید و به حرف های منتقدان توجه کند، تنها به دلیل این بود که این آگاهی بخشی در جهت تقویت قدرت ایران در میز مذاکره خواهد بود و مشارکت عمومی در جهت حفظ منافع ملی باشد و این در حالی است که دولت در حالی که حتی حق دانستن برای مردم قائل نیست، در برابر انتقادات از رفراندوم هسته ای دم می زند و این در حالی است که مقام معظم رهبری در ازای این همه حمایتی که از دولتمردان در جهت نرمش قهرمانانه کردند خواستار محرم دانستن مردم، احترام به منتقدین، انتشار فکت شیت و رعایت خطوط قرمز شدند، مواردی که شایسته رعایت آنها توسط دولت بود نه ناسپاسی ها و بعضاً طعنه و کنایه ها.

لزوم مطالبه گری جدی و عمومی از دولت

وقتی در سخنرانی های مکرر رئیس جمهور و برخی دیگر از مسئولان در خصوص شدت تأثیرگذاری تحریم ها و خالی بودن خزانه و وابستگی همه چیزمان به رفع تحریم صحه گذاشته می شود و یا وقتی که دستگاه دیپلماسی ما به تشکیل کمپین نه به عدم توافق هسته ای (با حضور چند نفر از کارگردانان مطرح کشور) اقدام می کند و یا وقتی که وزیر امور خارجه در سخنرانی اش کشور را به لحاظ نظامی کاملاً عاجز و دست بسته معرفی می کند و یا وقتی که وزیرامورخارجه رسماً در مصاحبه های خارجی خود، پیروزی در انتخابات بعدی را رسماً به نتیجه توافق پیوندمی زند و یا وقتی رئیس جمهور برد موشکی، توان نظامی و چرخیدن سانتریفیوژها را تحقیر می کند، چگونه می توان توقع داشت که رمق چندانی برای ایستادگی در برابر زیاده خواهی های دشمنان در دولت مانده باشد. شاید همین ضعف در اعتماد به توان اقتصادی کشور، قدرت نظامی و عزت ملی و سرمایه گذاری بیش از حد روی توافق هسته ای به عنوان کلید پیروزی در انتخابات بعدی باعث شده است تا دولت یک به یک خطوط قرمز رهبری را که همگی دقیقاً در جهت حفظ منافع، امنیت و عزت ملی بوده است را خدشه دار کند، روندی که اگر با مطالبه گری جدی مردم، مجلس و رسانه ها همراه نشود می تواند ضربات جبران ناپذیری به کشور وارد نماید.


Create your flash banner free online

94/3/25
8:2 ص

 

حکم مهدی هاشمیبا توجه به پرونده هایی که در این یکی دوساله در خصوص مفاسد کلان اقتصادی و یا جرایم شخصیتهای معروف و بعضاً مسئولان سابق انجام شده است، لازم دیدم برخی موارد را در این خصوص تقدیم نمایم:

1- این که قوه محترم قضاییه به بررسی پرونده های کلان اقتصادی و یا شخصیت های مطرح کشور از هر جناحی می پردازد امری قابل تقدیر است و امیدواریم با توجه به تأکیدات اکید مقام معظم رهبری این مسئله با همت و سرعت بیشتری در دستور کار قوه محترم قضاییه قرار گیرد و سایر قوا، احزاب، جناح ها و مهمتر از همه خود مردم از این حرکت به هر روشی حتی با مطالبه گری های صرف خود حمایت نمایند. گفته های مسئولان قضایی و افراد مطلع و برخی از مراکز قدرت و ثروت نشان می دهد که در بررسی برخی پرونده ها فشارها و عدم همکاری هایی صورت می گیرد که عدالت اقتضا می کند تا قوه قضاییه محکم به این خطوط قرمز ورود کند و رهبری و مردم را حامی واقعی خود در این پرونده ها بداند.

2-اگر چه قضات قوه محترم قضاییه کاملاً مستقل هستند، ولی توقع می رود نسبت به انتخاب و تربیت این قضات و تناسب توانایی های شان با پرونده هایی که به ایشان سپرده می شود، نظارت و دقت بیشتری صورت گیرد. مردم حق دارند تا ضعف های مقامات قضایی را به پای دستگاه قضا بنویسند چرا که این قضات نیز به آموزش، تربیت، حمایت و فراهم شدن امکانات قوه محترم نیازمند هستند؛ در این بند به صورت مشخص به برخی از انتقاداتی که به نحوه روند رسیدگی و صدور حکم مهدی هاشمی وارد به نظر می رسد، اشاره می گردد:

الف- این که مدارک و مستندات به منظور تکمیل به یک اداره یا وزارتخانه ارجاع شوند، یک مسئله بدیهی و پذیرفته شده است، اما وقتی تمام شواهد و قرائن نشان می دهد که وزارت مربوطه علاقه ای به محکومیت فرد خاطی ندارد، شایسته بود تا تکمیل موارد ناقص در همان دادگاه و با حضور نمایندگان وزارت اطلاعات و با طرح سوالات دقیق در خصوص برخی نواقص و یا با هر تدبیر مناسب دیگری انجام شود، نه این که برگه های بسیار مهم از پرونده جهت تکمیل به وزارت اطلاعات تحویل گردد و به همین سادگی به جای تکمیل اسناد و پرونده، شاهد خارج شدن شان از دستور بررسی باشیم.

ب- این که 12 بند از جرایم سنگین و مشخص به نحوی در هم ادغام شوند که به 3 بند تقلیل یابد تا بتوان از امتیاز ماده 134 قانون مجازات اسلامی استفاده شود، با توجه به عرف گذشته و قوانین موضوعه قابل درک نیست، این اقدام حقیقتاً بیش از این که در جهت تسهیل رسیدگی به پرونده تحلیل گردد، در جهت تأمین شرایط تخفیفات عمده 25 سال حبس به 10 سال تلقی شد.

ج- این که برای اتهامات اقتصادی آقای مهدی هاشمی، صرفاً به رد مال و جریمه بسنده شود و به خسارت های بسیار سنگین اقتصادی که به بهای دریافت این رشوه ها، به کشور و منافع ملی تحمیل شده است توجه نشود، چه توجیهی می تواند داشته باشد؟ چرا این همه ضرر و زیانی که در اثر قراردادهای مشکل دار نفتی به کشور وارد شده است در بررسی پرونده و صدور رأی دخیل نشده اند؟ اینجا بحث سوء مدیریت نیست که بتوان ندانم کاری یک مدیر را تطهیر کرد، بلکه دقیقاً بحث ترک تشریفات و تخلف در جهت ایجاد منافع مشترک بین رشوه دهند و رشوه گیرنده است، تخلفاتی که چندین برابر رشوه های ردوبدل شده، منافع نامشروع برای راشی ایجاد کرده است.

3- مسئولان قوه محترم قضاییه (و نه قضات محترم) در برخی موارد متأسفانه استانداردها، قوانین و عرف خود را زیرپا می گذارد که این مسئله از نظر ما قابل پذیرش نیست که به برخی از این استانداردها اشار می کنم:

الف- به زعم ما اگر رحیمی یا بقایی مجرم هستند در همان زمان که جرمشان ثابت شد باید محاکمه یا بازداشت شوند نه این که یکروز قبل از اعلام حکم بدوی و تجدید نظر جناب مهدی هاشمی، این اقدام صورت گیرد، شاید قوه محترم قضایی می خواهد تا با نمایش یک رویکرد بی طرفانه، ذهن مردم و جریان های سیاسی را از شائبه سیاسی بودن برخوردهای قضایی پاک نماید ولی این حرکات بیشتر شائبه ملاحظه کاری های بیش از حد را تلقین می کند، ملاحظه کاری هایی که احتمالاً موجب مانع تراشی در برخورد جدی و قاطعانه در خصوص برخی تخلفات کلان گردیده است.

ب- اگر قرار است متهمان بدون درج نام و با حروف ابتدای اسم و فامیل معرفی شوند، این مسئله نسبت به همه رعایت گردد نه این که برخی در همان مرحله اتهام و بازجویی با نام و نام خانوادگی مخاطب قرار گیرند و برخی دیگر نیز حتی بعد از صدور رأی نهایی با احتیاط خطاب قرارگیرند.

ج- همانطوری که قوه محترم قضاییه همیشه در هنگام اعلام اسامی محکومین قضایی، به جزییات جرم و جریمه هایشان اشاره می کرده است توقع بود که در مورد مهدی هاشمی نیز در همان زمان اعلام رأی، دقیقاً به میزان و تعداد رشوه ها، اختلاس ها، جزییات جرایم امنیتی، میزان جرائم و نوع مجازات هایش اشاره گردد ولی متأسفانه به صورت کلی از آنها عبور شد و بعضاً از نهادهای دیگر به صورت پراکنده اعلام می گردند.


Create your flash banner free online

94/3/21
8:26 ص

جناب آقای روحانی! سلام؛

سالگرد انتخاب روحانیدر آستانه دومین سالروز انتخاب شما به عنوان رئیس جمهور ایران اسلامی هستیم و به رسم ادب، این ایام را به شما تبریک می گویم؛ انتخابات با همه شور و غوغایش انگار همین دیروز بود و هنوز بیشترین تصویر ذهنیم از شما آن تصویری است که شما کلید بزرگی را بالای سرخود گرفته بودید و مطرح ترین شعاری که از شما به ذهن دارم دفاع قاطع شما از امکان حذف توآمان تحریم ها و حفظ حقوق هسته ای است و این که می فرمودید برای کشور برنامه های 100 روزه و 6 ماهه و یکساله دارید.

امروز بعد از گذشت 2 سال از انتخاب حضرتعالی به مسیری که برای رفع تحریم ها تاکنون طی شده است و به متون چارچوب های توافق از ژنو تا لوزان که نگاه می کنیم، می بینیم که تنها بخش کوچکی از تحریم های فرعی و آن هم به صورت مشروط و موقت متوقف خواهند شد و با این وجود شما همچنان حل تمام مشکلات کشور را در گروی مذاکره و رفع تحریم می دانید. اکنون برای ما به صورت جدی جای سوال است که این شعارها و برنامه ها و عملکردها و برنامه های 6 ماهه و یکساله و … در چه زمانی محقق خواهند شد؟

سخنان امروز شما برای ما جای سوال دارد که چگونه این رفع موقت و مشروط بخش کوچکی از تحریم ها قراراست گره از مشکلات آب و هوا و محیط زیست و تولید و اقتصاد و عدالت و … کشور بازکند؟ آیا این حواله دادن همه مشکلات به تحریم به معنی نادیده گرفتن منابع عظیم طبیعی و انسانی و توان مدیریتی دولت و استیصال شما نیست؟

این که شما قصد ادامه مذاکرات و رفع تحریم ها را دارید قابل احترام، ولی این که مدام بر نشدن و نتوانستن و خالی بودن خزانه و این که همه چیز در گروی مذاکره و تحریم است و این که اگر تحریم ها رفع نشود ما در تأمین آب و هو و محیط زیست و نان و غذای کشور خواهیم ماند، چه قدرتی برای چانه زنی برای مذاکره کنندگان و چه امیدی برای مردمی که به شما رأی داده اند و چه نمادی از تدبیر برای دولت شما باقی گذاشته است؟

تکیه شما به آرای 50?7 درصدی مبنی بر این که شعارهایتان را محقق کنید صحیح و مورد احترام ماست، ولی آیا به نظرتان تحریف در شعارهایتان غش در معامله با مردم و رهبری نیست؟! ما کجا قرار بود هم تحریم هایمان بماند و هم هسته ای مان در کوچکترین حد منجمد شود و هم کشور دچار مسائل امنیتی گردد؟! آیا شما با مردم چنین قراری داشتید؟! آیا شما قرار نبود که هم هسته ای را تأمین و هم تحریم را حذف کنید؟! آیا قرار بود مردم با رفراندوم، تنها یکی از این دو را انتخاب کنند؟! آیا این رفتارها درراستای شعارهای تان قابل تعبیر است؟!

جناب رئیس جمهور یادم هست که در شعارهای تان بر ادامه دادن هدفمندی یارانه ها تأکید داشتید و حتی دقیقاً یادم هست که می گفتید الان ارزش یارانه نقدی 45 هزارتومانی کاهش یافته و دیگر پاسخگوی هزینه های خانوار نیست و باید تقویت شود، ولی به راستی آیا شما به شعارهای یارانه ای خود پایبند بودید؟! آیا در ازای آزادسازی یارانه ها (اعم از یارانه های بنزین و برق و گاز و نان و …)‌، چیزی بر یارانه نقدی یا غیرنقدی مردم افزودید؟! آیا شما در حال ادامه طرح هدفمندی یارانه ها هستید و یا راه حذف یارانه ها را کلید زده اید؟! آیا قراربود به مردم کمکی برسانید و یا این که دست تان را در جیب مردم بنمایید؟!

جناب رئیس جمهور یادم هست که شما با شعار تشکیل دولت راستگویان مدام مردم را به صداقت خود و دولت تان امید می دادید ولی آیا به راستی دولت شما مثلاً در بحث تهیه یا انتشار و یا عدم انتشار فکت شیت و یا در برخی ادعاهای تان در خصوص توافق ژنو یا لوزان مبنی بر به زانو درآوردن دشمن و الزام آور نبودن بیانیه لوزان و یا در افزایش شبانه قیمت ها و حذف یارانه های نقدی برخی اقشار علی رغم اعلام رسمی مبنی بر عدم افزایش هرگونه قیمت یا حذف یارانه ها در سال 94، مکرراً مرتکب کذب و یا فریبکاری نشده است؟

جناب رئیس جمهور! آیا یادتان هست که از خدا یاری خواستید تا دهان منتقدان را خرد نکنید؟! ولی به راستی غیر از دعا، چه اقدامی در برآورده کردن این خواسته کردید؟! البته باید صادق بود و گفت که شما واقعاً دهان منتقدان را خرد نکردید، لیکن به کرات، با تهمت و توهین تلاش کردید که شخصیت منتقدان خود را خرد کنید، عباراتی مانند بی سواد، ترسو، بزدل، به جهنم، رانتخوار، نانخور تحریم، تازه به دوران رسیده، تعامل هراس، افراطی، بی شناسنامه، متوهم، عصرحجری، خشونت طلب، مزدور، تغذیه شوندگان از جای خاص، مزدور و… یادآور نوع مواجهه شما با دهان منتقدان داخلی است و در این میان دریغ از یک کلام درشت نسبت به دشمنان خارجی که تازه ایشان را مودب و باهوش خطاب کردید.

جناب روحانی! فکر نمی کنم هیچ رئیس جمهوری با شعار بی احترام به مردم توانسته باشد رأی بیاورد و البته شما هم مدعی اخلاق و احترام به مردم بودید، ولی به راستی آیا توانستید کرامت مردم را حفظ کنید؟! کاری به صف های سبد کالا و یا پمپ بنزین (که در همین ماه اخیر رخ داد ندارم) ولی این که شما بارها و بارها کسانی را که به شما رأی ندادند را حامی خشونت، بی منطقی و افراطی گری معرفی کردید را در راستای احترام به مردم ندیدم و این که متأسفانه نگاه شما به مردم را نوع ابزاری یافتیم، هرجا که خواستید مردم را بی سواد، بی تخصص و نامحرم از محتوای مذاکرات معرفی کردید و هرجا که کم آوردید و خواستید نظام را تحت فشار قرار دهید، حرف از رفراندوم زدید در حالی که مردم را درآن امور ناآگاه نگاه داشتید. جناب روحانی چگونه باور کنیم شما که برای مردم حق دانستن قائل نیستید، حق انتخاب قائل باشید؟!

جناب روحانی شما در شعارهای انتخاباتی و در هنگام گرفتن رأی اعتماد برای کابینه، خودتان و کابینه را حامی و تابع رهبری و مخالف فتنه گران خواندید، ولی اکنون چگونه است که در برابر نظرات رهبری مدام نظرات مخالف و متضاد بیان می کنید؟! چه شده است که به چارچوبهای رهبری در خصوص مدیریت اقتصادی کشور، نرمش قهرمانانه و مذاکرات هسته ای پایبند نیستید و علناً به زشتی با آنها مخالفت می کنید؟! چه شده است که نرمش قهرمانانه را به توافق به هرقیمتی تحریف کرده اید؟! چه شده است که به جای تبعیت از منویات رهبری در خصوص مدیریت مبتنی بر توان داخلی، همه چیز را به توافق خارجی گره زده اید؟! چه شده است که علی رغم مخالفت رهبری با مذاکره زیر سایه شبح تهدید و مخالفت با هرگونه بازرسی از مراکز نظامی همچنان زیر سایه شبح تهدید و زیاده خواهی و دبه کردن های طرف مقابل، حاضر به ترک میز مذاکره که نه، حتی حاضر به تهدید به ترک میز مذاکره هم نیستید؟! آیا گمان نمی کنید که سیاه نمایی هایی که از وضعیت کشور کردید و تحمل جسارت ها و دبه هایی که از دشمن انجام دادید، موجب زیاده خواهی های بی حدوحصر دشمن گردیده است؟! جناب روحانی، جملات و عبارات و طعنه های شما به چارچوب های رهبری و در عوض دم برنیاوردن در برابر تهدیدهای خارجی، کام ما و مردم عزیز ایران را تلخ کرده است و اگر چه دور نیست که این تلخی به دست روزگار، به کام خودتان سرازیر شود، ولی ای کاش خودتان این فرصت دوساله باقیمنانده را مغتنم می شمردید و آن طوری که با مردم و رهبری قرار داشتید در پی تأمین منافع ملی و عزت ملی براساس اعتماد به توان و تحمل مردم می بودید.

هرآنچه که در این نامه گفته شد، منافی زحمات شما و دولت شما نیست، لیکن مقایسه ای بود از آنچه که شعار دادید و توقع داشتیم با آنچه که عمل کردید و شاهد بودیم.


Create your flash banner free online

94/3/16
12:7 ع

 

روحانی تنها نیستبه نظر می رسد کمپین روحانی تنها نیست در مقابله با پویش #برنمی_تابیم یا جنبش #اجازه_نمی_دهیم راه اندازی شده است و به این لحاظ جای بسی گلایه دارد چرا که نباید رییس جمهور را در برابر رهبری قرار می دادید و این که کمپین های طرف مقابل هم تماماً در برابر زیاده خواهی های دشمنان و در حمایت از مذاکره کنندگان انجام شد، کمپین هایی که بعد از اشاره مذاکره کنندگان هسته ای مبنی بر دبه کردن و زیاده خواهی های طرف مقابل شروع شدند و اما مواردی چند که گفتنشان قابل توجه است:

1- ماهم حامی رئیس جمهور قانونی مان هستیم و همین عدم اعتراضات به آزادشدن قیمت بنزین و یا حذف برخی از یارانه ها نمایشی از همین حمایت هاست. از نمودهای حمایتی ما این است که به اذعان معاون وزیر کشور هیچ تجمع غیرقانونی انجام نشده است و یا تجمعات با مجوز وزارت کشور انجام شده اند و یا در مکانهای کوچکی که به مجوز دولت نیاز نداشتند برگزار شدند.

2- ماهم دوست داریم این دولت بتواند شعارهای انتخاباتی اش را در خصوص حذف توأمان تحریم و حفظ حقوق هسته ای عملی کند و رهبری نیز به همین دلیل نرمش قهرمانانه را کلید زدند و در برابر برخی تندی های منتقدان نیز از ایشان حمایت کردند و منتقدان نیز در اکثریت قاطع موارد با در نظر گرفتن رعایت انصاف و ادب موارد خود را مطرح کردند و صداوسیما هم یا تریبون را مستقیماً به مسئولان داد و یا دعوت به مناظره طرفین انجام داد و هرگز فرصتی برای تخریب یک سویه مذاکرات فراهم نکرد.

3- ما می گوییم طرف مقابل دولت یعنی آمریکاو سایر مستکبران سابقه بدی در عهدشکنی و خیانت دارند و نهادهای بین المللی مانند آژانس و سازمان بین الملل و شورای امنیت نیز همگی در خدمت ایشان قرار داند و توجه به این بدعهدی ها و خیانت ها را از دولت خواستاریم تا با خوشبینی با ایشان مواجه نشود.

4- طرف مقابل در همین پرونده هسته ای نیز به کرات با عهد شکنی و اصطلاحاً دبه درآوردن حقوق ما را زیرپاگذاشته است و این مسئله هم از سوی جناب عراقچی و هم جناب صالحی و هم جناب ظریف به صورت شفاف بارها بیان شده است.

5- در حالی که تمام نهادهای داخلی و خارجی وابسته به دولت آمریکا اعم از سنا، کنگره و بوقهای رسانه ای و آژانس و شورای امنیت هرکدام به خوبی نقش شان را بازی می کنند، احساس می کنیم نهادهای داخلی مانند مجلس، مردم و رسانه ها نیز باید از دولت خویش حمایت کنند و نگذارند دولت در برابر زیاده خواهی های دشمنان تنها بماند و این چیزی است که مردم در تجمعات مردمی هسته ای خود فریاد زدند و این همان تجلی شعار نمی گذاریم دولت تنها بماند بود که گویا درست درک نشده است

6- ما نیز به مانند رهبری عزیز، در عین حال که تمایل به حفظ حقوق هسته ای و حذف تحریم داریم لیکن دوست نداریم هم حقوق هسته ای مان از بین برود و هم اکثریت تحریم ها بماند و هم مسائل امنیتی گریبانگیر کشور گردد، ما نمی خواهیم تحریم هایی که تاکنون غیرقانونی اعمال می شد از این پس شکل قانونی بگیرد و تمایل نداریم به خاطر کسب رضایت آژانس که داور و ناظر فنی توافقات است از ترس گزارش های منفی آژانس به انواع بازرسی های غیرمعمول تن دهیم.
7- یادمان باشد که هم مردم و هم رهبری به خاطر رأی و مجوز نرمش قهرمانانه تمایل دارند این سیاست موفقیت آمیز باشد، اما در صورتی که احساس کنند این نرمش قهرمانانه به توقعات روزافزون و عقب نشینی های ذلیلانه تبدیل می شود مطمئناً هیچ ایرانی غیرتمندی حاضر به پذیرش این ذلت ها نخواهد بود.

8- ما مذاکرات را تنها در کنار تقویت اقتصاد داخلی مفید می دانیم و اگر طرف مقابل احساس کند ما در برابر تحریم ها دست و پابسته ایم و با هر بدعهدی و فشاری میز مذاکره را ترک نمی کنیم، در نهایت ما را به یک توافق عزتمندانه و حافظ منافع ملی نمی رساند.

9- مواردی که رهبری به عنوان خطوط قرمز مذاکرات هسته ای بیان می کنند همگی حافظ منافع و امنیت کشور هستند، اگر روی یک مرحله ای بودن توافق تأکید داشتند همین دبه کردن ها را پیش بینی می کردند، اگر روی عدم بازرسی از مراکز نظامی و بازجویی از دانشمندان هسته ای تأکید دارند برای حفظ امنیت و سرمایه های ملی است، اگر روی حفظ حقوق هسته ای تأکید دارند برای تأمین انرژی آینده کشور است و به همین شکل تمامی خطوط قرمز رهبری در راستای حفظ حداقل های امنیت ملی و منافع ملی است، پس نباید طوری وانمود شود که این ها برای سنگ اندازی است بلکه رهبری بارها از مذاکره کنندگان با الفاظی مانند فرزندان انقلاب و قابل اعتماد و … حمایت کردند و اکنون نیز تعیین این خطوط قرمز در همان راستاست.

10- این که بگویند هرکسی منتقد است پس لزوماً از رانت های تحریم برخوردار است یا بی سواد و بزدل و بدخواه و خائن و فاسد و دشمن دولت و مردم…. است ادبیات اشتباهی است که نباید مردم نسبت به همدیگر بکار برند، بلکه نقطه اشتراک و وحدت مردم اهتمام به منافع و امنیت ملی است.


Create your flash banner free online

94/3/16
12:3 ع

 

تحریف شخصیت امام خمینیمقام معظم رهبری در سالروز وفات حضرت امام خمینی قدس سره الشریف، بر موارد زیادی تأکید کردند که مطمئناً بیشترشان بر یک نقطه تمرکز داشتند و آن تبیین شخصیت حضرت امام و دور کردن خدشه های انحرافی به شخصیت ایشان بود. البته این فقط امام خمینی نیست که مورد هدف تحریف قرار گرفته است، بلکه اکثر مبانی انقلاب و انقلابی گری مورد هجمه است و اگر هم تحریف شخصیت امام خمینی را انجام می دهند، آن هم در جهت و باهدف تحریف انقلاب است.

برخی برای این که استکبارستیزی را بزنند به تحریف تاریخ اسلام، به تحریف تاریخ انقلاب و به تحریف شخصیت معمار انقلاب اقدام می کنند.

برخی برای این که عدالت خواهی، ساده زیستی، مردم داری، دین محوری، کمک به ملت های مستضعف و … را به فراموشی بسپارند از هر حربه ای استفاده می کنند،‌ با توجیه، با تحریف تاریخ، با تفسیر به رأی، با خاطره سازی، با تحریف شخصیت امام و بزرگان اسلام و انقلاب و با توهین و تهمت به کسانی که هنوز مقید به رفتارهای انقلابی هستند، تلاش می کنند چهره انقلاب را در ذهن مردم تحریف و شخصیت های انقلابی را در اذهان مردم تخریب کنند.

در این میان، شخصیت امام خمینی به عنوان یک خط کش مهم انقلاب و انقلابی گری عمل می کند و رفتارها و گفتارهایش به مثابه سدی در برابرتحریفات انقلاب عمل می کند و در چنین شرایطی یکی از ناجوانمردانه ترین روش ها برای تحریف انقلاب تحریف شخصیت امام، تأویل به رأی خصوصیات بارز ایشان در استکبارستیزی، ساده زیستی، عدالت خواهی، دین محوری و … جریان خاطره سازی است. وقتی امام خمینی در سخنرانی ها و دست نوشته های و رفتارشان مکرراً بر دشمنی با استکبار و کنار نیامدن با ایشان تأکید کرده اند، تلاش می شود تا با ساختن خاطره، تمام آن گفتارها، نوشتارها و رفتارها را مخدوش نمایند، البته شاید ساختن یک خاطره که در مسیر شخصیت واقعی کسی باشد چندان قابل تشخیص نباشد، اما وقتی تناقضات آشکار رخ می دهد، ساختگی بودن خاطرات به خوبی نمایان می گردد.

البته همانطوری که بیان شد، از این قبیل تحریف ها فقط در خصوص شخصیت امام مشاهده نمی شود، بلکه از قیام عاشورا تا صلح امام حسن و صلح حدیبیه و مفهوم امامت و فتنه جمل … را نیز در برمی گیرد؛ متأسفانه برخی افراد و شخصیت ها به جای این که خودشان را با سیره و گفتار پیامبر، اهل بیت و امام خمینی منطبق کنند، شخصیت ایشان را تحریف می کنند و به سمتی که دل خواهشان است تأویل می نمایند مثلاً در جایی که سالار شهیدان در برابر فسق و ظلم یزیدیان مصالحه نکرد و تن به زندگی با ذلت نداد و جانش را فدای اصلاح امور جدش و امر به معروف و نهی از منکر قرار داد، نمی توان این مفهوم را منطبق با سازش و مذاکره با استکبار قرین دانست و اینجاست که مبارزه با تحریفات و شبهات بسیار اهمیت پیدا می کند.

اصلاً فرض کنیم که اظهاراتی که برخی حامیان مذاکره در خصوص شرایط فعلی با برخی شرایط صدراسلام که منجر به مذاکره و صلح شد صحیح باشد که نیست، ولی نمی توان خروش پیامبر و امام را در برابر بدعهدی دشمنان بعد از صلح حدیبیه، یا صلح امام حسن علیه السلام، یا پس از بدعهدی بنی قریضه، با تحمل و گذشت از تمام بدعهدی های آمریکا و غرب مشابه دانست، حقیقتا نمی توان صلح هایی را که در نهایت با بدعهدی طرف مقابل، همه چیز را به نفع مسلمانان تمام می کرد را با صلحی مقایسه کرد که دست طرف مقابل در بدعهدی همیشه باز و دست ما در مقابله به مثل بسته باشد، یادمان نمی رود که ما پس از بدعهدی های هسته ای طرف مقابل در اواخر دولت اصلاحات، ناچار به ترک تعلیق داوطلبانه شدیم، چقدر ما را متحمل فشارهای بین المللی کردند و این مسئله ای است که به نظر می رسد با توافقات فعلی به مراتب بدترش حادث شود.

متأسفانه برخی برای تحریف مفهوم آسمانی ولایت تلاش می کنند حتی امامت را نیز به یک مفهوم زمینی و مترادف با دموکراسی تحریف کنند و برای ای منظور از بیان دروغ نسبت به ولایت حضرت امیر علیه السلام نیز ابایی ندارند، مثلاً می گویند پیامبر به حضرت علی علیه السلام در مورد رأی مردم وصیت کرده است به نحوی که بدون رأی مردم حتی امامت شان هم زیر سوال باشد و حال این که این ها به عنوان دروغ بستن به معصوم و تحریفات جدی در تاریخ اسلام و از گناهان بزرگ کبیره به شمار می رود.

یکی از شیوه های معمول برای زدن آرمانهای انقلاب، استفاده از الفاظ توهین آمیز و تحقیر کننده در قبال کسانی است که انقلابی حرف می زنند و انقلابی می زیند، به عنوان مثال، توجه به دین داری و هدایت مردم توسط حکومت را به خشونت و بی منطقی تأویل می کنند، ساده زیستی و مردم داری را به پوپولیستی بودن تعبیر می کنند، استکبارستیزی را به شعارزدگی تفسیر می کنند، دینداری را به ریاکاری تشبیه می کنند و در نهایت تمام تلاش شان را می کنند تا مردم نسبت به مفاهیم اصیل انقلابی بدگمان شوند.

نگاهی به روش های غیر اخلاقی در تخریب وجهه انقلابی گری نشان می دهد که سکوت و بی تفاوتی در این عرصه حقیقتاً مجاز نیست، این که پاسخگویی به تحریف های انقلاب و اسلام را نیز به رهبری موکول کنیم، این که ایستادگی در برابر فشارها و جام زهرهای ظل این تحریفات را نیز به رهبری متوجه کنیم، این ها خواسته تحریف کنندگان است و حال این که صاحبان این انقلاب خود مردم هستند و مردم و به خصوص خواص و نخبگان جامعه باید نسبت به این تحریفات کاملاً هوشیار باشند و بهترین روش برای خنثی کردن این تحریفات در کنار روشنگری، این است که خودمان به این مبانی پایبند باشیم، هر کدام از ما باید نمونه تبلور یافته از تفکر و مشی انقلابی باشیم، در این صورت، برچسب ها دیگر در ذهن نوجوانان و جوانان و عوام کارگر نخواهد بود، یک انقلابی خوش اخلاق، مردم دار، دین دار، ظلم ستیز، ساده زیست و بی تکلف، بزرگترین شاخص برای برطرف کردن این شبهات و تهمت هاست، شیوه ای که در کلام و رفتار مقام معظم رهبری به برجستگی مشخص است.


Create your flash banner free online

94/3/15
9:49 ص

مذاکرات هسته ایباطولانی شدن مذاکرات هسته ای در دولت یازدهم و افزایش زیاده خواهی های آمریکا و غرب و گذاشتن شرط و شروط اهانت آمیز و ذلت بار، روز به روز مردم به اشتباه بودن این شرایط بیشتر ازعان می کنند و بر منتقدان این روند مذاکره افزوده می گردد. نظرسنجی هایی که طی این هفته از سوی دو سایت حامی دولت (خبرآنلاین و نواندیش) و برنامه پایش (صداوسیما) انجام شد همگی حاکی از این است که تعداد منتقدان به این روند حدوداً 70 درصد و تعداد موافقان این روند حدوداً 30 درصد است و این نزدیکی در سه نظرسنجی که توسط رسانه های مختلف و با جهت گیری های مختلف انجام شده است، حقیقتاً قابل تأمل است. آنچه که هم اکنون سوال جدی اذهان عمومی است این است که آیا با بهم زدن این روند مذاکره می توان مشکلات کشور را حل کرد که پاسخ به این مسئله را در چهار بند ارائه می کنم:

  • اولین سوال جدی این است که آیا راه مذاکره در نهایت می تواند به توافقی ختم شود که تحریم ها را حذف کند و حقوق هسته ای را حفظ نماید؟! آیا تحقق شعار انتخاباتی جناب روحانی اساساً با این روند میسر است؟! آیا طی دو سال گذشته و با توجه به به روند موجود ما به نقطه ای نزدیک می شویم که تحریم ها لغو و حقوق هسته ای حفظ شود و یا این که به سمتی می رویم که تنها بخش کوچکی از تحریم ها آن هم به صورت موقت و مشروط تعلیق گردد و در ازای این مسئله به سمتی می رویم که حتی قادر به تأمین نیازهای نیروگاه بوشهر نیز نباشیم و در کنار این دو معضل، با بازرسی های سخت از تمام مراکز غیرهسته ای، نظامی و امنیتی و بازجویی از مقامات هسته ای و امنیتی دچار معضلات شدید امنیتی می گردیم. همانطوری که مشاهده می کنید عملاً در این که روند فعلی مذاکره بتواند به تنهایی طرف مقابل را مجبور به احترام به حقوق مان نماید نه تنها میسر نیست بلکه در نهایت موجب قانونی شدن و تشدید فشارها علیه ایران و بروز مسائل امنیتی و شروع موج جدید ترورها در کشور و آسیب پذیری در برابر حملات و یا تهدیدات نظامی می گردد.
  • اقتصاد مقاومتیعلی رغم این که شرایط فعلی ما در مذاکره نشان می دهد که زیاده خواهی های غرب عملاً در برخی موارد به نتیجه رسیده است اما برخی می گویند که با توجه به تعهداتی که در ژنو و لوزان داده ایم عملاً بلند شدن از میز مذاکره موجب تبعات حقوقی برای ما می گردد، که این مسئله از دو جهت قابل بررسی است، اول این که تبعات امنیتی که در نتیجه ادامه این شرایط برای ما ایجاد می شود به مراتب سنگین تر از تبعات حقوقی آن است و دوم این که در حالی که طرف مقابل به اذعان مذاکره کنندگان ما به توافقات قبلی پایبندی نشان نداده است و مدام توقعات فراتر و ناقض توافقات قبلی مطرح می کند، عملاً تبعات بهم خوردن مذاکرات را می توان متوجه او نمود و از تبعات حقوقی این توافقات هم متضرر نشد.
  • آیا حل مشکلات اقتصاد کشور به لحاظ مدیریتی اساساً ممکن است؟ پاسخ این سوال را بدون در نظر گرفتن توان داخلی کشور نمی تواند داد. کشوری که به لحاظ منابع طبیعی، نفت، معادن مختلف، آب و هوای چهارفصل، اراضی مناسب برای کشت و به لحاظ منابع جوان و تحصیلکرده انسانی دارای ویژگی های بارز است چرا نباید بتواند مایحتاج ضروریش را تولید کند؟! به راستی چه چیزی جز سوءمدیریت و ناسپاسی نسبت به منابع و استعدادهای کشور عامل این نیازمندی هاست؟! چگونه است که کشورهایی که از این همه منابع برخوردار نیستند می توانند بدون نفت کشورشان را مدیریت کنند ولی در کشور ما تمام اقتصادمان با تغییر قیمت نفت دچار تنش می گردد؟! چرا در کشور ما باید باشگاه های دولتی فوتبال حقوق های کلان به بازیکنان شان بدهند و مالیاتی به مراتب کمتر از مالیات واقعی از ایشان دریافت گردد، ولی در کشورهای اروپایی تا 50 درصد از درآمد واقعی یک فوتبالیست را مالیات بگیرند؟! چرا باید در کشور ما رئیس جمهورمان از شفافیت اقتصادی باید به سرک کشیدن در زندگی مردم تعبیر کند؟! چرا کارمندان و کارگران باید مالیات شان را جیرینگی بدهند و دلالان و واسطه گرها از چنگال مالیات فرار کنند؟! چرا در این کشور باید اتلاف آب، برق، سوخت، زمان و منابع انسانی بیش از کشورهای برخوردار باشد؟! چرا باید ارزهای زیادی از کشور برای خرید اقلام تجملاتی و میلیاردی از کشور خارج شود؟! چرا باید ساخت پالایشگاه های بنزین تعطیل شود و به جای آن به واردات بنزین های آلوده افتخار کنیم؟ چرا باید میزان اتلاف گندم هنگام برداشت، نگهداری، حمل و نقل و پخت و مصرف نان حدود 50 درصد باشد؟! به چه دلیل باید نرخ بهره وری نیروی کار در کشور ما اینقدر پایین باشد؟! آیا نمی توان به لحاظ ساختاری، مدیریتی و سیاستگذاری کاری کرد که شاخص بهره وری در تمام زمینه ها بالا برود؟! پاسخ همه این سوالات مشخص است اما آنچیزی که باعث حل اینها می شود احساس نیاز و اراده برای حل آنهاست، به نظر می رسد هیچ دولتی حاضر به چشم پوشی از درآمد راحت نفتی نیست و به نظر می رسد هیچ دولتی تمایل به افزایش شفافیت و سلامت اقتصادی ندارد! و گرنه به یقین می توان با شبکه سازی اطلاعات اموال منقول و غیر منقول و ارز و حساب های بانکی را کسب و موجبات مدیریت هوشمندانه، مدبرانه، بهره ور و بی تنش را در زمین های مالیات، یارانه، مبارزه با مفاسد و کنترل تنش های اقتصادی رقم زد؛ اعتقاد جدی ما این است که می توان کشور را به مراتب بیش از شرایط فعلی در برابر تنش های بیرونی اقتصادی و تحریم ها مقاوم نمود و این نسخه همانی است که از آن به اقتصاد مقاومتی تعبیر می کنیم، اقتصادی که به جای این که مبنای اصلی آن سودآوری باشد مبنای اصلیش افزایش مقاومت داخلی باشد.
  • آیا باید اساساً مذاکرات را دنبال نکرد؟! مسلماً جواب منفی است، بلکه بهترین روش تلفیق مذاکره عزتمندانه با تقویت اقتصاد داخلی کشور به لحاظ افزایش میزان مقاومت در برابر تنش های خارجی و داخلی است. در شرایطی که اقتصاد کشور به لحاظ مقاومت در برابر تحریم ها به نقطه قابل تحمل رسیده باشد، دیگر اهرم تحریم کارآیی خود را از دست می دهد و هزینه اش بیش از منافعش می گردد و دراین صورت است که طرف مقابل دست از تحریم اقلام و بخش های تقویت شده ما برمی دارد. تنها عاملی که باعث شد بنزین در فهرست کالاهای تحریمی قرار نگیرد همین تقویت داخلی در تولید بنزین و سهمیه بندی آن بود، تنها عاملی که باعث شد لاستیک خودرو تحریم نشود و موتورش تحریم شود این بود که ما در تولید لاستیک توانایی داشتیم ولی هنوز در تولید موتور نداریم، نگاهی به اقلام تحریمی نشان می دهد که در همه آنها دچار ضعف هایی هستیم که اگر آنها را حتی به صورت نسبی مرتفع سازیم عملاً تحریم آن بخش را از موضوع و دستور کار خارج می کنیم. پس بهترین روش، اجرای اقتصاد مقاومتی با ارتقا و اهتمام تولید ملی، اصلاح الگوی مصرف، شفایت اقتصادی، سلامت اقتصادی، مدیریت صحیح و اصولی، اصلاح فرهنگ کار و بهره وری، پیشرفت های علمی و ... است و این عامل باعث تقویت پشتوانه مذاکرات در جهت ایستادگی در برابر باج خواهی ها می گردد و گرنه با روحیه ما نمی توایم هیچ چاره ای جز تسلیم و سازش وجود نخواهد داشت.

 


Create your flash banner free online

94/3/11
7:12 ع


تجمع اجازه نمی دهیم رشتبعد از تکرار زیاده خواهی های علنی آمریکا در مذاکرات هسته ای که از ژنو تا لوزان و از لوزان تا کنون ادامه یافته است، لغت عامیانه دبه کردن رسماً در فرهنگ واژگانی مسئولان مذاکره کننده هسته ای وارد شد و آقایان عراقچی و ظریف و سایر مطلعان هسته ای رسماً به زیاده خواهی های آمریکا و عدول از توافقات قبلی اذعان کردند، توافقاتی که بعضاً همان ها هم با فشار و تحمیل تنظیم شده بودند.
زیاده خواهی های آمریکا فقط به مواضع دولت آمریکا معطوف نمی شود بلکه کنگره، سنا، آژانس هسته ای، دول اروپایی و رسانه های استکباری نیز برای تحمیل این زیاده خواهی ها در حال چانه زنی و ایفای نقش و بعضاً تقسیم مسئولیت هستند و در چنین شرایطی چگونه می توان از استفاده از توان داخلی، مجلس، شخصیت ها و مهمتر از همه مردمی که صاحب اصلی این انقلاب هستند در افزایش قدرت چانه زنی و ایستادگی مذاکره کنندگان استفاده نکرد؟! تجمعات مردمی اجازه نمی دهیم یکی از بهترین و موثرترین پاسخ ها به این تقسیم مسئولیت در جبهه مقابل است و عدم استفاده از این ظرفیت، یک ناشیگری، ناشکری و خسران به منافع ملی، عزت ملی و امینت ملی تلقی می شود.

یکی از انگیزه های ما در حضور در تجمعات مردمی اجازه نمی دهیم ، تبعیت از خط رهبری است، مگر می شود رهبر بگوید من نمی گذارم ولی ملت نگوید ما هم نمی گذاریم؟! مگر می شود رهبر بفرمایند من مذاکره زیر سایه شبح تهدید را نمی پذیرم و ملت نگوید ماهم برنمی تابیم؟! این چه رسم کوفی گریست که برخی می گویند بگذارید رهبری تنها بماند و دخالت نکنید، آن هم وقتی که رهبری می فرمایند این سریال بعد از بحث هسته ای در موارد دیگری به بهانه های حقوق بشری نیز ادامه خواهد یافت؟! به راستی آنها که در برابر زیاده خواهی ها سکوت کرده اند بیشتر حمایت می کنند یا آنها که زیاده خواهی ها را برنمی تابند؟!

تجمعات اجازه نمی دهیماگر چه ما هم به برگزاری حداکثری این تجمعات در حمایت از مذاکره کنندگان هسته ای بیشتر رضایت داریم، اما به دلیل معذوریتی که وزارت کشور در صدور مجوز به این اجتماعات اعلام کرده است، فعلاً به برگزاری مراسم در مکان های محدودتری که نیاز به مجوز فرمانداری ندارند اقدام می کنیم و در همین خصوص نیز اگر نیازی به مجوز دانشگاه، حوزه یا اوقاف باشد اخذ می نماییم، ولی این که اینگونه مورد اتهام به قانون شکنی و یا اقدام علیه مصالح ملی قرار گیریم را یک اتهام می دانیم.

آرزو می کردیم که وزارت کشور نیز طبق اصول مسلم قانون اساسی به تجمعات مردمی اجازه نمی دهیم که هیچگونه پیام تفرقه انگیز، ضد امنیت و یا تحمیل گرانه ای به دولت یا نظام ندارد، مجوز می داد تا مراسم را در مکان های عمومی تر، بزرگتر و با شورآفرینی بیشتری انجام دهیم و از پتانسیل این تجمعات در ارتقای توان مذاکره کنندگان به خوبی استفاده بهتری می شد. همچنان اعتقاد داریم که هوشمندانه است که دولت این فضای همدلی و وحدت آفرین را تأیید، هدایت و تکمیل نماید نه این که طوری جلوه دهد که انگار این تجمعات در مخالفت با دولت و مذاکره کنندگان و غیرقانونی است! متأسفانه دولت از یک طرف با برخی اظهارات و برخوردهای امنیتی یا تهدیدآمیز تلاش به کاهش جمعیت تجمعات می کند و از سوی دیگر می کوشد تا به استناد کوچک و محدود بودن این تجمعات، ایشان را در اقلیت جلوه دهد و این در حالی است که چند نظرسنجی رسمی در سایتهای حامی مذاکره کنندگان و یا صداوسیما حرف های دیگری می زند.
از موارد حیاتی که در حاشیه مذاکرات به صورت مستمر مطرح می شود، تعیین مقصر برای شکست احتمالی مذاکرات است و در چنین شرایطی دولت می تواند از محتوای تجمعات مردمی اجازه نمی دهیم که بیشترین اعتراضشان به دبه کردن و زیاده خواهی های طرف مقابل است به بهترین نحو ممکن استفاده کند و همدل و همزبان با مردم، زیاده خواهی دشمن را عامل هرگونه ضعف یا اطاله یا شکست مذاکرات معرفی کند تا در صورتی که مذاکرات به دلیل زیاده خواهی های ایشان منتج به توافق نهایی نشود، دشمن نتواند با مقصر جلوه دادن ایران، فشار تحریم ها را بر این کشور ادامه دهد، بلکه با ما بتوانیم با اثبات مقصر بودن آنها هرچه بیشتر در صف تحریم کنندگان شکاف ایجاد نماییم.


Create your flash banner free online
مشخصات مدیر وبلاگ
 
سیاوش آقاجانی[717]
 

توضیح نام وبلاگ را اینجا بخوانید: ..... http://salmaneali.ir/posts/17


سایت تحلیلی نازک بین




در این وبلاگ
در کل اینترنت
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
دولت ، اقتصاد ، فتنه ، احمدی نژاد ، انتخابات ، سیاست خارجی ، رسانه ، حسن روحانی ، صدا و سیما ، تورم ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، رابطه ایران و آمریکا ، مذاکرات هسته ای ، هاشمی رفسنجانی ، تحریم ، انحراف ، مقام معظم رهبری ، عدالت ، مشایی ، تولید ، سبک زندگی ، اقتصاد مقاومتی ، شبهه ، قوه قضاییه ، بصیرت ، مجلس و دولت ، علی لاریجانی ، ولایت مداری ، عفاف و حجاب ، غرب ، بهره وری ، رشت ، روحانیت ، جبهه پایداری ، خانواده ، کارمند ، بانک ، مسکن مهر ، سعید جلیلی ، گیلان ، استاد مصباح ، آمریکا ، مجلس ، مهدی هاشمی ، برنامه پایش ، اسرائیل ، ارز ، انقلاب ، سوریه ، سیاسی ، علی مطهری ، هنر ، سران قوا ، انتقاد پذیری ، طنز ، بانک ، انتخابات آزاد ، سبک زندگی ، نرمش قهرمانانه ، سینما ، مدیریت ، کارگر ، ماهواره ، باقری لنکرانی ، انتقاد ، رابطه ایران و آمریکا ، فساد بزرگ اقتصادی ، فوتبال ، مذاکرات هسته ای ، مسجد ، وبلاگ نویسی ، ازدواج ، آموزش و پرورش ، ایمنی ، شبکه اجتماعی افسران جنگ نرم ، مالیات ، نرخ رشد جمعیت ، ولایت فقیه ، بسیج ، امام حسین ، حضرت مهدی عج ، محمد جواد ظریف ، ایرانیت ، آمریکا ، احمد توکلی ، توافق نهایی هسته ای ، خاتمی ، سیاست داخلی ، عکس ، محسن رضایی ، مذاکره کنندگان هسته ای ، مردم ، نقدینگی ، استقلال ، ادارات ، پارسی بلاگ ، ترکیه ، توالد ، حاشیه سازی ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
سرچشمه ادب و عرفان همه چیز آماده دانلود پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) بادصبا بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا علمدار بصیر آسمون آبی چهاربرج رضویّون داروخانه دکتر سلیمی پژواک کبوتر نامه بر حرم الشهدا نمکستان سربازی در مسیر عاشق آسمونی رقصی میان میدان مین تراوشات یک ذهن زیبا عشق در کائنات ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ دل شکسته من وآینده من همای رحمت یادداشت های احمد ترابی زارچی ساعت یک و نیم آن روز برادران شهید هاشمی حدیث منتظران قائم (عج) ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است یا صاحب الزمان (عج) هــم انــدیشـی دینــی کانون فرهنگی شهدا مهاجر نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) یادداشتهای فانوس هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه