لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

95/5/1
11:53 ص

روحانی در نخستین اجلاس جهانی شوراها و شهرداران 2016:

فسادستیزی

«فساد یک موضوع مهم است که همه ما باید با آن مبارزه کنیم. تنها با موعظه، سخنرانی و بخشنامه و حتی قانون و دادگاه و حتی شلاق این موضوع حل نمی‌شود. فساد را باید از طریق علمی و با ریشه‌های آن برخورد کنیم البته دادگاه و برخورد هم لازم است اما باید با ریشه‌های مسئله برخورد کنیم. یکی از راه‌های آن استفاده از شهر هوشمند و فضای الکترونیک است که این کار در بسیاری از شهرها شروع شده و این را باید تقویت کنیم. وزارت ارتباطات باید در این زمینه کمک کند.»

درباره این اظهارات آقای روحانی باید گفت، البته بحث دولت الکترونیک بحث مهمی است و سال ها است که دولت‌ها از جمله خود دولت یازدهم مکلف به کامل کردن آن هستند و البته عموما هم آن طور که باید و شاید به آن نپرداخته اند و اگر چه شاید دولت الکترونیک برای فسادستیزی در برابر فسادهای خرد و جزئی تا حدی کارگر باشد، ولی این مسأله برای مفاسد متوسط و کلان که دولت ها به آن مبتلا می شوند خیلی مؤثر نیست، چرا که در سطوح بالا، مفسدان به راحتی همدیگر را پیدا می‌کنند و به سادگی به همدیگر پل می‌زنند.

به نظرم باید به آقای روحانی گفت: شما کمی بیشتر فضای پیرامونی خودتان را عجالتاً سالم سازی کنید و با حامیان مفسدان و تئوری پردازان اشرافی‌گری مقابله کنید و جلوی رابطه بازی‌های اطرافیان خود را بگیرید و وزرایی که به خود حق می‌دهند از چند منبع دولتی و عمومی تغذیه‌های نجومی کنند را کنار بگذارید و از وزرایی که در مفاسدی مثل کرسنت و استات اویل و امثالهم کارنامه شان به خوبی عیان است استفاده نکنید، بخش زیادی از مفاسد امثال صدقی، رستگار سرخه‌ای و صفدر حسینی و مفاسد دیگری که در مسیر افشا هستند، تکرار نخواهد شد.

و بازهم به نظرم باید به آقای روحانی گفت: لطفا برای ورود نکردن جدی به معرکه فسادستیزی و مبارزه با خائنان و حرام‌خواران، به مردم در باغ سبز انتزاعیِ فضای مجازی را نشان ندهید! مردم منتظر برخورد جدی شما و همکاری‌تان با قوه قضاییه و سازمان بازرسی در خصوص مفسدان و حامیان شان و بازگرداندن اموال به یغما برده از بیت المال و افشای مفسدان و خائنان هستند.


nazokbin

95/5/1
11:51 ص

کارت هوشمنددر طول این سال ها، تقریبا اکثر کارت های مان با صرف هزینه از جیب خودمان  و یا بودجه های عمومی، تبدیل به کارت هوشمند یا دیجتال شده اند و اگر معدودی هم هنوز دیجیتالی نشده باشند، به احتمال زیاد در صف نوبت دیجیتالی شدن هستند و چیزی که واقعا موجب نارضایتی است این است که با وجود صرف این همه هزینه و وقت برای تبدیل این کارت ها به نسخه های دیجیتالی، در برخی از آن ها تقریباً مزیتی هم برای مردم ایجاد نمی کنند.

اساساً کارت هوشمند وقتی قابل توجیه است که روی یک کارت، اطلاعات زیادی که مورد نیاز مردم، دولت و یا نهادهای طرف قرارداد شماست، وجود داشته باشد و موجب کاهش زحمت مردم و بهبود مدیریت کشور گردد، ولی آیا واقعاً صدور این همه کارت های دیجیتال چنین تسهیلی برای مردم و بهبود مدیریت کشور ایجاد کرده اند؟! البته برخی از این کارت ها مثل کارت سوخت واقعاً به بهبود مدیریت مصرف سوخت، کاهش قاچاق، ایجاد بازدارندگی در برابر تحریم سوخت و بهبود توزیع یارانه کمک شایان توجهی کردند که از عجایب کشور این است که کارت هوشمند ، با اصرار دولت در معرض حذف قرار دارد!

از قابلیت های کارت های دیجیتال این است که روی هر یک از آن ها می توان چند دسته اطلاعات بارگزاری کرد و عملاً کار چند کارت غیر دیجیتالی را با یک کارت دیجیتالی انجام داد ولی متأسفانه در کشور ما کارت ملی، کارت پایان خدمت، گواهینامه، کارت های متعدد بانکی و غیر بانکی دیگر به صورت دیجیتالی منتشر می شود که بخشی از این کارت ها اصلاً دیجیتالی بودن شان هیچ کاربردی ندارد و یا اینقدر این کاربرد به ندرت اتفاق می افتد که واقعا صرف این همه هزینه و وقت برای آنها فاقد صرفه است چه رسد به این که حالا برای هرکدام از این موارد، یک کارت دیجیتال مستقل هم ساخته شود!

امیدواریم این گونه نباشد که صدور این همه کارت هوشمند برای نان قرض دادن به نهادهای زیرمجموعه بخش های دولتی اعم از مراکز پلیس+10، دفاتر دولت الکترونیک، دفاتر پستی، کارگزاری های مختلف دولتی و… در دستور کار دولت و سایر نهادها قرار گرفته باشد! ولی در هر صورت این هزینه ای که بخشی از آن به صورت مستقیم از جیب مردم و بخشی نیز به طور غیر مستقیم از جیب مردم (درواقع از بودجه عمومی) برداشت می شود، بعضاً هیچ نفعی برای مردم و کشور ایجاد نمی کند، در صورتی که بانیان این طرح ها عموما با این توجیه دیجیتالی کردن کارت هایشان را بر مردم تحمیل می کنند که طرح های شان‌ موجب تسهیل امور مردم، کاهش هزینه های ایشان، بالابردن سطح خدمات به مردم، کاهش هزینه های کشور می گردد! اهدافی که در نهایت نیز برآورده شدن آنها ارزیابی و گزارش نمی شود!

فارغ از این که بسیاری از این کارت های رنگارنگ دیجیتالی در یک کارت دیجیتال با هزینه ای بسیار کمتر قابل تجمیع هستند، صدور برخی از کارت ها به صورت تکی اصلاً غیر قابل توجیه است، مثلاً این که کارت پایان خدمت یک نفر دیجیتالی باشد چه نفعی برای وی می تواند داشته باشد؟! اصلاً چه اطلاعاتی قرار است روی این کارت پایان خدمت دیجیتالی بارگذاری شود و آیا این اطلاعات اصلا در طول عمر این فرد یکبار هم از قسمت دیجیتالی آن کارت خوانده خواهند شد یا خیر؟! مثلاً افراد چرا باید برای بارگذاری دیجیتالی این اطلاعات که در کدام پادگان خدمت کرده اند یا چند روز اضافه خدمت داشته اند، هزینه پرداخت نمایند و برای طی کردن مراحل اداری آن وقت صرف کنند؟!

پیشنهاد: به نظر می رسد، کشور به یک مرکز جهت مدیریت این همه کارت هوشمند نیاز داشته باشد، نباید به این صورت باشد که هر نهادی اجازه یابد مردم را بابت دیجیتالی کردن کارتی دچار زحمت و هزینه نماید، از تکالیف این مرکز می تواند این باشد که توجیه دیجیتالی شدن یک کارت را بسنجد و یا قابلیت ادغام کارت ها با یکدیگر و حتی حذف آن ها را ارزیابی و در صورت منطقی بودن تسهیل و هماهنگی ایجاد نماید و نهایتاً نیز از مراکزی که چنین طرح هایی را اجرا می کنند گزارش بخواهد که آیا به اهدافی که تعیین کرده بودند عمل کرده اند یا خیر! و به این شکل این وضعیت موجود درخصوص کارت های دیجیتالی را کمی سامان دهند.


nazokbin

95/5/1
11:47 ص

نمره برجامآقای ظریف! شما دیروز در مورخ 28/4/95 در سالگرد برجام در خصوص نمره برجام گفتید:

«اگر بخواهیم به برجام نمره بدهیم، حتماً با توجه به ظرف زمانی و شرایط بین‌المللی نمره بسیار خوبی می‌گیرد، اما اگر بخواهیم به نحوه اجرای امریکایی‌ها نمره بدهیم احتمالاً نمره پایین می‌گیرد.»

آقای ظریف! در رابطه با نمراتی که دادید، از شما چند سؤال داریم که امیدواریم در سخنرانی ها و مصاحبه های بعدی به پاسخ شان اشاره کنید:

آقای ظریف! چگونه نمره برجام را بسیار خوبی می دانید در حالی که این قدر به لحاظ ضمانت های اجرایی برای طرف مقابل ضعیف بوده است؟!

آقای ظریف! چطور به برجامی که بر مبنای انکار دشمنی آمریکا تنظیم شده است، نمره خوب می دهید در حالی که قریب به یک قرن است که آمریکا دشمنی مستمر و مدام با ایران و ایرانی را با انواع کودتای سخت و نرم، استثمار، جنگ تحمیلی، حمایت قاطع از ترور، تحریم، ویروس استاکس نت، زدن هواپیمای مسافری، تهدید، توهین و … نشان داده و همین تداوم دشمنی اش در اجرای برجام هم تکرار شد؟!

آقای ظریف! چطور به برجام نمره بسیار خوبی می دهید در حالی که اگر اقدامات طرفین برجام، همزمان، متناظر، متوازن و گام به گام در آن مشخص می شد، عملاً امکان بدعهدی و کارشکنی در این حد از او اخذ می شد؟!

آقای ظریف! چطور نمره برجام را بسیار خوب می دانید در حالی که خودتان به رهبری فرمودید «ما نتوانستیم برخی از خطوط قرمز شما را حفظ کنیم» و البته اکثر قریب به اتفاق خطوط قرمز درباره مدت محدودیت، محدودیت های غیر معمول، بازرسی از اماکن نظامی، تناظر، هم زمانی و توازن تعهدات، 190 هزارسو در کوتاه مدت، لغو کلیه تحریم ها، ساختار تحریم ها و…  را حفظ نکردید؟!

آقای ظریف! چطور به برجام نمره بسیار خوبی می دهید در حالی که پس از یک سال در عمل ثابت کرده که نتوانسته منافع ایران را در رفع تحریم ها تأمین نماید؟!

آقای ظریف! چطور به برجام نمره بسیار خوبی می دهید در حالی که نه تنها کلیه تحریم ها، بلکه حتی کلیه تحریم های هسته ای را نتوانسته از روی کاغذ بردارد و به اقرار عراقچی حداقل در 2 مورد با مقاومت آمریکایی ها عقب نشینی کردید؟!

آقای ظریف! چطور به برجام نمره بسیار خوبی می دهید در حالی که نه تنها نتوانسته است تحریم های قبلی را بردارد، بلکه نتوانسته جلوی برداشت از پول های ایران، تحریم های جدید مانند تحریم جدید موشکی، محدودیت ویزا و تحریم های در دست تصویب کنگره و دولت آمریکا به بهانه های موشکی، حقوق بشری، تروریسم، سایبری و… را به طور حقوقی بگیرد؟!

آقای ظریف! شما چگونه به اجرای برجام توسط آمریکا نمره بد می دهید در حالی که شروط نه گانه رهبری در اجرای برجام مانند اخذ تضمین کتبی از رئیس جمهور آمریکا،‌ ممانعت از هرگونه تحریم جدید،‌ ممانعت از بیان شفاهی باقی ماندن ساختار تحریم ها و… راه کارشکنی و سنگ اندازی در اجرای برجام را برای طرف مقابل بازگذاشتید؟!

آقای ظریف! چطور نمره برجام بسیار خوب است در حالی که با این همه کارشکنی و بدعهدی آمریکا در اجرای برجام، هنوز نمی توانید براساس متن برجام، نقض برجام را اثبات کنید و تنها می گویید این اقدامات وی با روح برجام سازگار نیستند؟!

آقای ظریف! اگر آمریکا با وجود برجامی که نمره بسیاری خوبی هم به آن دادید، توانسته این قدر بدعهدی و کارشکنی کند و تنها از ما امتیاز بگیرد، پس چطور توقع دارید برجام های 2 و 3 و … را هم کلید بزنید که البته با تعهد دادن به FATF کلید زده اید!؟

آقای ظریف! آیا بهتر نیست دست از بیان این جملات متناقض بردارید که «نمره برجام خیلی خوب است»، «آمریکا بدعهدی کرده است»، «اقدامات آمریکا ناقض برجام نیست و فقط با روح آن سازگاری ندارد»، «باید با برجام های دیگر مشکلات بیشتری را حل کرد»؟!


nazokbin

95/4/29
12:25 ع

مطالبات رهبری درباره حقوق های نجومیموضوع حقوق های نجومی طی دو ماه اخیر بیشترین حجم مطالب و مقالات را در فضای مجازی، شبکه های اجتماعی و رسانه های کشور داشته است تا حدی که کمتر مسئول و رسانه ای می توان یافت که به این مسئله به کرات نپرداخته باشد که در این میان، مواضع رهبری مثل همیشه از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

اولین رویکرد رهبری در خصوص حقوق های کلان این است که برخلاف دو جریان غالب سیاسی کشور، نه این حقوق های نجومی را تطهیر کردند و نه آن ها را فراگیر و عمومی دانستند بلکه در این خصوص فرمودند:

«موضوع حقوق‌های نجومی، در واقع هجوم به ارزش‌ها است اما همه بدانند که این موضوع از استثناها است و اکثر مدیران دستگاه‌ها، انسان‌های پاک‌دست هستند، اما همین تعداد کم نیز خیلی بد است و باید حتماً با آن برخورد شود»

یا در جای دیگر این چنین بیان کردند:

«براساس اطلاعاتی که به من رسیده است، میزان دریافتی مدیران در بیشتر دستگاه‌ها، در حد معقول است و دریافتی‌های کلان، مربوط به تعداد اندکی از مدیران است که باید با همین موارد اندک هم برخورد قاطعانه انجام شود»

این که رهبری مثل همیشه اصل قضیه را بدون توجه به صرفه های سیاسی که متأسفانه احزاب به آن توجه ویژه دارند، تشریح می کنند یک الگو است، ایشان نه این حقوق ها را بستری برای تسویه حساب با دولتی می دانند که برخی از مسئولانش کراراً حرمت رهبری را حفظ نکرده اند و نه حاضر هستند از اهمیت مسئله بکاهند، این رویکرد مطمئناً باعث می شود تا فضای مقابله دولت با این معضل هموارتر گردد.

اما مبارزه با خاستگاه فکری و اداری حقوق های نجومی از مقابله با خود این عارضه مهمتر است، این رویکردها که مدیران متخصص حق شان است حقوق های نجومی بگیرند، یا این که میل ها خیلی مهم نیست و حیف ها مهم است یا این که این حقوق های نجومی تنها یک خطای مدیریتی هستند! و یا اصرار بر حفظ بسترها و ساختارهای غلط اداری که امکان پرداخت های نجومی را تسهیل کرده اند، به شدت در بروز حقوق های نجومی و تطهیر آن نقش داشته اند در حالی که اگر این حقوق ها آنطوری که رهبری فرمودند:

«این برداشت‌ها گناه است، این برداشت‌ها خیانت به آرمانهای انقلاب اسلامی است»

یک خیانت، گناه و حرام خوری تلقی می شد، به این راحتی از سوی مدیران بالادستی شان تجویز نمی گردید و اساساً یکی از مهمترین عواملی که در گسترش یک عارضه اجتماعی مؤثر است همین قبح زدایی از آن است، وقتی یک جریان سیاسی، جای یکی از آرمانهای مهم اسلام و انقلاب که «لزوم ساده زیستی» مدیران است را با «ترویج اشرافی گری» در مدیران عوض می کند، حقوق های نجومی نیز همزمان توجیه، ترویج و تجویز می شوند.

اساساً نه تنها امام خمینی و مقام معظم رهبری همواره بر لزوم ساده زیستی مدیران تأکید کرده اند، بلکه حتی از مقوله اشرافی گری و مانور تجمل در جامعه نیز نهی کرده اند و این بدون سیاستگذاری، فرهنگ سازی، اجرای سیاست های ضد اشرافی گری و نظارت در این خصوص در قوای مختلف محقق نمی شود. اساساً وقتی اشرافی گری در جامعه ترویج می شود، اشرافی گری مدیران نیز مجاز شمرده خواهد شد و جامعه نیز با آن کنار خواهد آمد و به همین دلیل رهبری در این خصوص فرمودند:

«ما آسیب‌های ناشی از فقر را شناخته‌ایم، روی آنها برنامه‌ریزی میکنیم، درباره‌ی آنها جلسه میگذاریم، امّا آسیب‌های ناشی از مستی اشرافی‌گری را کأنّه درست نمی‌شناسیم؛ وقتی اشرافی‌گری، اسراف، و تجمّل در جامعه وجود داشته باشد و ترویج بشود، این قضایا به دنبالش پیش می‌آید و به وجود می‌آید و همه دنبال این هستند که یک طعمه‌ای به دست بیاورند و خودشان را از آن سیر کنند، شکمها را از این مالهای حرام پُر کنند. با این پدیده بایستی با جدّیّت مقابله بشود»

و اما در کنار اهمیت مبارزه با خاستگاه های فکری در خصوص حقوق های نجومی مسؤولان، مجازات عاملان و بانیان این عارضه نیز باید به صورت جدی پیگیری شود. همه کسانی که در هر جایگاهی، عامدانه راه را برای چریدن دوستان و شرکای خود باز کرده اند و هم مدیرانی که کرسی مدیریت را زین اسب رسیدن به مطامع خود پنداشته اند نباید قسر در بروند؛ رهبری در خصوص لزوم مقابله با ایشان صراحتاً می فرمایند:

«غفلتهایی شده است، بایستی جبران بشود؛ این‌جور نباشد که ما سروصدا بکنیم و بعد قضایا را تمام بکنیم و بکلّی به دست فراموشی بسپریم؛ باید دنبال بشود. خوشبختانه رئیس جمهور محترم و رؤسای محترم دو قوّه‌ی دیگر، متعهّد شده‌اند که این مسئله را دنبال کنند؛ باید با جدیّت دنبال بشود؛ دریافتهای نامشروع باید برگردانده بشود، و اگر کسانی بی‌قانونی کرده‌اند مجازات بشوند، و اگر سوءاستفاده‌ی از قانون هم شده است بایستی اینها  را از این کارها برکنار بکنند؛ اینها کسانی نیستند که لیاقت این را داشته باشند که در این مراکز قرار بگیرند»

از دیگر مواردی که رهبری در این خصوص به آن توجه ویژه دارند گزارش دادن به مردم است، ایشان با اشاره به دستور رئیس‌جمهور به معاون اول برای پیگیری عارضه حقوق های نجومی فرمودند:

«این موضوع نباید شامل مرور زمان شود بلکه باید حتماً به صورت جدی پیگیری، و نتیجه‌ی آن به اطلاع مردم رسانده شود»

یکی از عوارض این فیش های نجومی، مورد هجمه قرار دادن اعتماد مردم به مسئولان نظام و به تبع آن خود نظام است، مسلماً قوا، نهادها و رسانه ها نباید تماشاگر خدشه به اعتبار نظام از سوی تعداد معدودی از مدیران نالایق، متخلف و مفسد باشند و به همین لحاظ نه تنها مبارزه با خاستگاه های فکری و مجرمان این موضوع اهمیت دارد، بلکه دادن پاسخ قانع کننده به مردم نیز یک الزام برای رفع آن خدشه به حساب می آید.

هدف از مبارزه با مفسدان و متخلفان پرونده حقوق های نامتعارف فقط مجازات و بازگرداندن اضافه برداشت های ایشان از بیت المال و نجات نظام اداری کشور از لوث وجود این مدیران نیست بلکه درس عبرتی برای همه مدیران کشور است، همه مسئولان کشور باید بدانند که نظام و مردم در خصوص برداشت های نامتعارف با کسی تعارف ندارند و این مسئله به عنوان یک عامل بازدارنده در کنار سایر عوامل مانند حذف خاستگاه های فکری و اداری حقوق های نجومی می تواند مانع تکرار و شیوع این عارضه باشد.


nazokbin

95/4/29
12:18 ع


عراقچی در گزارش خبری شبکه 2

عراقچی ، عضو تیم هسته ای و رئیس ستاد پیگیری اجرای برجام، مقارن با یک سالگی برجام چند جمله مهم و کلیدی گفته است:

«خواسته های دیگر و به نظر من بزرگتری هم وجود داشته که نباید فراموش شود. نباید ما برجام را منحصر به برداشتن تحریم ها کنیم که البته هدف بسیار مهم و لازمی است و مطالبات ما از طرف های غربی نیز هیچ گاه در این زمینه کاهش پیدا نکرده و نخواهد کرد.»

«ما با بدعهدی، بد قولی و عدم اجرای درست برجام مواجه بوده ایم»

«خط قرمز هسته ای با تأیید رهبری جابجا شد»

البته این اظهارات و مشابه آن در همین مدت اخیر کم رخ نداده است تا حدی که امثال ناصر هادیان و یا بهشتی پور که از مشاوران و حامیان دولت در مذاکرات هسته ای بودند نیز حرفهای مشابه ای در خصوص این که رفع تحریم ها هدف اصلی مذاکرات نبود، زده اند و به نظر می رسد پس از ناکام ماندن برجام و اثبات خیالی بودن آن در باغ سبزی که از برجام نشان می دادند، رویکرد خود را در سالگرد برجام به دو سمت تغییر داده اند:

  • این که هدف اصلی خودشان از مذاکرات که همان رفع تحریم بود را با هدف های خیالی مثل رفع جنگ و یا حفظ حقوق هسته ای کم اهمیت کنند!
  • ضعف های مفرط برجام که در اثر عدم رعایت خطوط قرمز و شروط تعیین شده در منشور اجرای برجام از سوی رهبری ایجاد شده اند را با خود رهبری تقسیم نمایند!

با توجه به جایگاه عراقچی به عنوان مسئول ستاد پیگیری برجام و تأثیر تفکرات وی در نحوه اجرای مسئولیتش، نمی توان اظهارات او را کم اهمیت دانست، بلکه لازم می دانم در خصوص این اظهارات عراقچی و تناقضات آشکار وی با اظهارات قبلی خود دولتمردان و مقام معظم رهبری مواردی را بیان نمایم:

در تمام طول مذاکرات و تا مدت ها پس از نهایی شدن برجام، مذاکره کنندگان هسته ای اصرار می کردند که تمام خطوط قرمز رهبری را رعایت کرده اند ولی مقام معظم رهبری در نوروز امسال در مشهد فرمودند که آقای ظریف به من گفتند «نتوانستیم برخی از خطوط قرمز شما را حفظ کنیم»، به راستی آیا این به معنی هماهنگی با رهبری در جابجایی خطوط قرمز می تواند تلقی گردد؟! و یا این که عراقچی بازهم در حال طرح دروغ دیگری است؟!

نقل قول مقام معظم رهبری از ظریف درخصوص رعایت نکردن برخی از خطوط قرمز رهبری اثبات کرد که دو ادعای ظریف و عراقچی مبنی بر این که «تمام خطوط قرمز رهبری حفظ شده است» و «رهبری از همه جزییات مذاکرات مطلع بوده است» دروغ بوده است و از سوی دیگر همین مذاکره کنندگان قبل از تصویب برجام از سوی مجلس و شورای امنیت و امضای مشروط رهبری، بارها گفتند که متن برجام قابل تغییر نیست و یا باید تصویب شود و یا رد!! تا حدی که عراقچی در مصاحبه های اخیرش، شروط رهبری در اجرای برجام را منفک از برجام و نقض آن را متفاوت با نقض برجام معرفی کرد! که این ها نشان می دهد اساساً ادعای جابجایی خطوط قرمز با هماهنگی رهبری، دروغ جدید ایشان است.

از دیگر صحبت های عراقچی در یک سالگی برجام این بود که «هدف ما در مذاکرات تنها رفع تحریم ها نبود و فقط نباید به رفع تحریم ها معطوف شد بلکه هدف بزرگتر ما حفظ حقوق هسته ای بود!»، در صورتی که این سخنان، هم به لحاظ منطقی ایراد اساسی دارد و هم با حرفهای قبلی خود دولتمردان و سخنان مقام معظم رهبری در تناقض آشکاراست.

منطق عراقچی از این جهت اشتباه است که او داده ها را نیز به جای ستانده جا زده و به آن ها می نازد! انگار او فراموش کرده که برجام بخش هایی از حقوق هسته ای و قانونی ایران براساس مقررات بین المللی را به صورت طولانی مدت و بعضاً دائم (برخلاف خط قرمز رهبری) محدود کرده است و این به عنوان داده و پیش پرداخت ما به طرف مقابل بود تا ستانده ما که همان رفع تحریم هاست محقق گردد و این که او داده ها را نیز امتیاز و افتخار تلقی می کند نوعی سفسطه است.

هم شعارهای انتخاباتی روحانی، هم مواضع ایشان و سایر دولتمردان بعد از انتخابات، به رفع تحریم ها به عنوان هدف و نیاز اصلی تمام بخش های کشور اشاره داشتند و رهبری نیز همین مسئله را به استناد سخنان خود دولتمردان به ایشان گوشزد می کرد و نقل به مضمون گفتند «مگر شما نگفتید هدف اصلی ما رفع تحریم هاست، پس از آن کوتاه نیایید» و هم در متن موافقت مشروط خود با اجرای برجام، هدف ایران از پذیرش مذاکرات را این چنین بیان کردند:

«از آنجا که پذیرش مذاکرات از سوی ایران اساساً با هدف لغو تحریمهای ظالمانه اقتصادی و مالی صورت گرفته است و اجرایی شدن آن در برجام به بعد از اقدامهای ایران موکول گردیده، لازم است تضمین‌های قوی و کافی برای جلوگیری از تخلّف طرفهای مقابل، تدارک شود، که از جمله آن اعلام کتبی رئیس‌جمهور آمریکا و اتّحادیه اروپا مبنی بر لغو تحریمها است»

در این که هدف روحانی و تیمش از گرفتن مجوز نرمش قهرمانانه، رفع تحریم ها بدون خدشه به حقوق مسلم هسته ای بود هیچ تشکیکی نمی توان ایجاد نمود و گرنه ما که از ابتدا براساس قوانین بین المللی، انرژی صلح آمیز هسته ای را حق خودمان می دانستیم و اساساً برای ما اهمیتی نداشت که آمریکا و غربی ها به حقوق هسته ای ما اذعان بکنند یا نکنند! بلکه همانطوری که دولتمردان شعار می دادند، مهم این بود که در کنار حفظ حقوق هسته ای، تحریم ها هم رفع شود!

بحث دیگر این که اساساً همین رفع تحریم ها به عنوان هدف اصلی مذاکرات نیز خواسته رهبری نبود، چه در اواخر دولت دهم و چه در دولت یازدهم، رهبری تنها با درخواست هایی که در خصوص امتحان کردن مسیر مذاکره مستقیم با آمریکا انجام شد موافقت کردند ولی همواره به بدبینی به این مسیر اذعان و به لزوم اجرای اقتصاد مقاومتی به عنوان راه حل اصلی مقابله با تحریم ها اشاره داشتند و امروز جالب است که خود دولتمردان که مجوز نرمش قهرمانانه را به بهانه رفع تحریم گرفتند، تلاش می کنند این هدف را در درجات بعدی قرار دهند!

دولتمردان با بیان دروغ هایی مانند اطلاع رهبری از تمام جزییات مذاکرات، رعایت تمام خطوط قرمز رهبری، جابجا شدن خطوط قرمز با هماهنگی رهبری، منظور از لغو همه تحریم ها تحریم های هسته ای بوده است و این که همه تحریم های هسته ای برداشته شده اند، تلاش می کنند تا از مسئولیت خود بکاهند و رهبری را نیز شریک ناکامی های برجامی خود نشان دهند مسلماً به راحتی قابل رد است چرا که وضع موجود ناشی از تنازل های مذاکره کنندگان از خطوط قرمز و شروط رهبری در تصویب و اجرای برجام است و اگر نظرات رهبری در خصوص لغو کلیه تحریم ها، محدودیت های بلند مدت و خاص، بازرسی از اماکن نظامی و امنیتی، اخذ تضمین های لازم و محکم، همزمانی و تناظر تعهدات و ممنوعیت هرگونه تحریم جدید و … رعایت می شد، یقینا اکنون با این همه دروغ و تناقض در اظهارات عراقچی مواجه نبودیم.

البته همانطوری که در مطلب قبلی ام در همین خصوص نوشتم، دلیل اصلی این تناقضات بسترسازی برای برجام های 2 و 3 است، در واقع مذاکره کنندگان هسته ای از یک سو جسارت ندارند که به ضعف های برجام که به دلیل خوش بینی مفرط به دشمن ایجاد شد اعتراف کنند و از سوی دیگر مانور بر بدعهدی ها و کارشکنی های آمریکا هم عملاً راه برجام های بعدی را برای شان می بندد پس اینجاست که به تناقض و دروغ و سفسطه ناگزیر می شوند تا هم شایستگی خود را برای برجام های دیگر زیر سؤال نبرند و هم این که آمریکا را همچنان شایسته تعامل و مذاکره و توافق نشان دهند.


nazokbin

95/4/29
12:10 ع

کودک صفت خواندن عربستان توسط روحانی

اینکه روحانی در سفرش به کرمانشاه، اسرائیل را کودک کش ‌خواند کاملا بجا بود و از بدو تأسیس و از زمانی که زنان و کودکان فلسطینی و لبنانی را با بمب و موشک و حتی تیر مستقیم می کشت مصطلح بود ولی کودک صفت خواندن عربستان توسط روحانی از چند نظر قابل تأمل است:

  • عربستان هم مثل اسرائیل چه به صورت مستقیم در یمن و چه به طور غیر مستقیم از طریق نیروهای تکفیری تحت حمایتش در عراق و سوریه دستش به خون هزاران زن و کودک آغشته است و اتحاد و همسویی ایشان در قتل و غارت و ایجاد ناامنی در کشورهای منطقه بعضاً با هماهنگی همدیگر انجام می شود.
  • شاید در لفظ عامیانه استفاده از عباراتی مثل زن صفت و کودک صفت، به عنوان ناسزا معمول باشند ولی این عبارات در ابتدا توهین به شخصیت زنان و کودکان تلقی می‌شوند و استفاده از آنها در ادبیات رسمی آن‌هم از سوی رئیس جمهور کشور جای دفاع ندارد.
  • به نظر می‌رسد دولت اینقدر در برابر خباثت‌ها و دشمنی‌های پرشمار آل سعود اعم از عدم برخورد با تجاوز به 2 دونوجوان ایرانی، فاجعه منا، اعدام شیخ نمر، کاهش خصمانه قیمت نفت با همکاری آمریکا، حمایت از گروه های تروریستی و تکفیری منطقه ای، مواضع خصمانه ضد ایرانی، ورود خودخوانده به جنگ های نیابتی با ایران و… کوتاه آمده است که حتی در انتقاد به ایشان هم جرأت بکار گرفتن عباراتی که درخور جنایات‌شان باشد را ندارد!
  • اگر حتی کودک صفت خواندن عربستان توسط روحانی را یک توهین معمولی حساب کنیم و فرض کنیم که این عبارت توانایی صحبت داشته باشد، مسلم بدانید خود این عبارت از بکارگیریش برای آل سعود خشمگین و عصبانی خواهد شد، نهایت بدی که بتوان در رفتار کودکان مشاهده کرد این است که سریع باهم قهر کنند اما ده ها خوبی دیگر از جمله آشتی سریع و کینه نگرفتن از یکدیگر دارند که حتی معصومین علیهم السلام ما را سفارش به الگو برداری از ایشان کرده اند!
  • اخیرا تعداد اشتباه و ضد و نقیض‌گویی در سخنرانی‌ها و موضع‌گیری‌های روحانی زیاد شده است به نحوی که برخی از جملات و استدلالهای ایشان در فاصله کوتاهی توسط خودشان به صراحت نقض می شود که جا دارد افرادی که سخنرانی های ایشان را تنظیم می کنند و فردی که آنها را تأیید می کند و شخص روحانی نسبت به بررسی آن ها بیشتر توجه داشته باشند.

nazokbin

95/4/29
12:4 ع

تعهد به FATF

متأسفانه دولت متن تعهد خود به FATF را از تصویب مجلس، شورای امنیت ملی و امضای رهبری نگذارنده است و به صرف در دست داشتن مصوبه مجلس قبل درباره لزوم شفافیت های اقتصادی، از طی مراحل قانونی تصویب این تعهد در داخل کشور استنکاف نموده است، در صورتی که با این تعهد نیز بایستی به مانند تمام توافقات و تعهدات بین المللی برخورد می شد.

مشکل دیگر این است که متأسفانه دولت تعهد مزبور را به مانند قراردادهای هواپیما و پژو و… یک سند محرمانه تلقی می کند و از انتشار آن خودداری کرده است در حالی که ابعاد تعهد مزبور به لحاظ امنیتی، نظامی، داخلی، منطقه ای این اجازه را به دولت یازدهم نمی دهد که تعهد به FATF را از ذیل نظارت مجلس، شورای امنیت ملی و افکار عمومی و رسانه ای خارج نماید.

انتشار تعهد FATF از سوی دولت نشان می دهد که او نسبت به تعهدی که داده است این قدر اطمینان و آگاهی دارد که از انتشار آن ابایی نداشته باشد، در صورتی که این فضای محرمانه در خصوص یک سند رسمی و تأثیر گذار بر تمام جامعه ایران و حتی منطقه، حساسیت بیشتری را ایجاد نموده است.

در صورتی که تعهدات FATF منتشر شود شاید انتقاداتی در خصوص بندهای آن به دولت وارد شود کما این که هم اکنون نیز علی رغم محرمانه بودن آن و با توجه به ماهیت FATF، انتقاداتی صورت می گیرد ولی در نهایت باعث می شود تا دولت از حمایت مردمی و رسانه ای در برابر زیاده خواهی های طرف مقابل بهره مند گردد.

اما چه چیزی باعث شده است که دولت از انعکاس توافقات، تعهدات قراردادهای کلان و حتی برخی آمارهای رسمی ابا داشته باشد؟! محرمانه سازی چه در مسیر رسیدن به برجام، چه در خصوص قراردادهای هواپیما و پژو، چه درباره قراردادهای جدید نفتی و چه تعهد به FATF ، ناشی از چیست؟! به نظر می رسد دولت به جای این که از مطالبه گری افکار عمومی و رسانه ای به عنوان یک فرصت دربرابر زیاده خواهی ها و کارشکنی های دشمنان و ایادی شان استفاده کند، از آن ها به مثابه یک تهدید می هراسد!


nazokbin

95/4/27
8:46 ص

6456546645 (1)زمان زیادی از بکار بردن عبارت دیاثت سیاسی از سوی حضرت آیت الله جوادی آملی نگذشته است که می بینیم از این واژه به صورت به جا و نابجا در حوزه های مختلف استفاده می شود و متأسفانه بعضاً شاهدیم که این واژه به بازیچه و لقلقه زبان برخی از افراد و جریانات سیاسی برای توهین به دیگران تبدیل شده است که لازم دیدم در این خصوص توضیحاتی بیان نمایم:

آیت الله جوادی آملی واژه دیاثت سیاسی را برای کسانی به کار بردند که تلاش میکنند بیگانگان را بر مردم و کشور خود مسلط کنند و اگر قرار باشد از این واژه در حوزه های دیگر فرهنگی، اقتصادی و… هم استفاده شود باید در این خصوص خیلی با دقت و طبق همین فرمول عمل نمود:

مثلاً می توانیم به کسانی که تلاش میکنند کشور را در برابر تهاجمات فرهنگی خلع سلاح کنند و فرهنگ مهاجم را بر فرهنگ ملی و مذهبی کشور مسلط نمایند را دچار دیاثت فرهنگی بدانیم.

و یا مثلاً کسانی که عمداً تلاش می کنند استقلال اقتصادی کشور را به لحاظ تئوری و عملیاتی تضعیف کنند و کشور را زیر سلطه اقتصادی بیگانگان ببرند را نیز می توان دچار دیاثت اقتصادی دانست.

ولی این که برخی از جریانات و افراد هر جایی که از رقیبشان خوششان نیامد واژه دیاثت را برایش به کار ببرند، نه تنها به لحاظ شرعی، اخلاقی و انسانی شایسته نیست، بلکه تهمت نیز به شمار می رود.

از سوی دیگر کسانی که عبارت دیاثت را در غیر موضع خودش به کار می برند، خواسته یا ناخواسته، قباحت این واژه را لوث می کنند و کاربرد حقیقی آن را نیز مخدوش می کنند.

خلاصه این که یادمان باشد دیاثت عبارت بسیار سنگین و قبیحی است که تنها باید در جایی به کار برده شود که افرادی تلاش کنند آگاهانه و عامدانه، بیگانگان را بر فرهنگ، اقتصاد، سیاست و امنیت کشور مسلط کنند و لاغیر.


nazokbin

95/4/23
7:52 ع


monazerehآنچه که از مناظره تلویزیونی آقایان ناصر هادیان و مهدی محمدی، مشاوران تیم مذاکره کننده قبلی و فعلی هسته ای، درباره بررسی شرایط اجرای برجام در سالگرد برجام و 6 ماه پس از اجرای آن قابل جمع بندی بود تقدیم می گردد:

  • حتی ناصر هادیان، مشاور تیم هسته ای دولت یازدهم هم اذعان دارد که علی رغم امتیازات سنگینی که داده ایم ولی اقدامات دو طرف متناظر نبود که این مسئله باعث شد تا ما در سالگرد برجام هنوز منتظر اجرای تعهدات طرف مقابل باشیم.
  • اکثر قریب به اتفاق بانک های بزرگ اروپایی و حتی آسیایی حاضر به همکاری با ما نیستند و به همین دلیل حتی همان معدود قراردادهایی که بعد از برجام بسته شده است به دلیل عدم امکان تأمین مالی ناکام مانده اند.
  • اکثر پولهای بلوکه شده ایران در عمل قابل برداشت نیستند و حتی قادر به برداشت پول نفت هایی که قبلا فروختیم و الان می فروشیم هم نیستیم و احتمالا به مانند گذشته به تهاترو دریافت کالا به جای پول ناچار خواهیم شد!
  • در عین حال که حامیان برجام می گویند کشور از حالت امنیتی خارج شده است اما می گویند دربرابر افزایش تحریم، کارشکنی جدید و بازرسی های نامتعارف نباید هیچ واکنشی نشان داد که دوباره شرایط امنیتی گردد! و این یعنی مردن از ترس مرگ!
  • اگر مخالفان برجام در آمریکا به قدرت برسند، با تشدید فشار علیه ایران،‌ می کوشند ما را در موقعیت نقض برجام قرار دهند و آقای هادیان می گوید دربرابر هر بدعهدی یا کارشکنی احتمالی شان، ما نباید برجام را نقض کنیم!
  • هم موافق و هم مخالف برجام، گزینه جنگ را گزینه ای با احتمال پایین یا غیر محتمل می دانستند و می دانند و طرح آن را به عنوان یک تهدید برای جبران عدم توانایی در استفاده از خود جنگ تلقی می کنند.
  • عملکرد ما در برجام باعث شده است که آمریکا سیاست تحریم را مؤثر بشناسد و همین تجربه را در مورد سایر کشورها از جمله روسیه بکار گیرد.
  • حتی مشاور تیم مذاکره کننده هسته ای دولت یازدهم هم اذعان دارد که آمریکا تحریم هایش را از موضوع هسته ای به سایر بهانه ها مانند موشکی و حقوق بشری و تروریسم و … سوق داده و بیشتر هم خواهد داد.
  • مشاور تیم مذاکره کننده هسته ای دولت یازدهم می گوید لازم است تا یک کمیته ملی فراجناحی برای مدیریت این شرایط تشکیل شود و جالب این که در زمانی که مذاکره کنندگان ما مست غرور ژنو، لوزان و وین بودند، انتقادات را با توهین مواجه می کردند و در سالگرد برجام که ناکامی آن اثبات شده است، سهیم کردن دیگران در آن پیشنهاد می گردد! که با این وجود بازهم جلوی ضرر را هر وقت بگیریم منفعت است.
  • هر دو مشاور تیم مذاکره کننده قبلی و فعلی هسته ای اذعان دارند که برای خروج از وضعیت فعلی چاره ای جز در هم شکستن نظام محاسباتی آمریکا وجود ندارد و نباید گذاشت این تصور که در ذهن ایشان درباره شیوه امتیازگیری از ایران در سایه تحریم و فشار شکل گرفته است تثبیت شود، هر چند مشاور تیم سابق هسته ای این مسئله را خیلی مشکل می داند.
  • مهدی محمدی نیت اصلی ما از مذاکره را رفع تحریم می داند که البته محقق نشده است ولی ناصر هادیان می گوید رفع تحریم تنها یکی از اهداف بود و هدف دیگر دور شدن از شرایط امنیتی و جنگ بود، هرچند که همین آقای هادیان در مواردی اذعان داشت که طرف مقابل به واسطه عدم امید به گزینه جنگ به مذاکره روی آورد!
  • آقای محمدی می گوید روند مذاکرات در دوره قبل به سمتی بود که طرف مقابل به واسطه ناامید شدن از تأثیرگذاری تحریم حاضر شده بود تا حقوق هسته ای ایران را به رسمیت بشناسد و حتی عمان را برای این امر واسطه نمود تا مذاکرت مستقیم انجام شود اما با حضور دولت جدید و پالسی که از تأثیر گذاری تحریم ارسال کرد و شعار «هر توافقی بهتر از توافق نکردن است!»، عملا به تأثیرگذاری تحریم ها امیدوار شد و این تشدید وابستگی به آن ها از پیامدهایی بود که در سالگرد برجام به وضوح قابل مشاهده است.
  • حتی آقای هادیان هم اذعان دارد که تخلفات طرف مقابل از اجرای تعهداتش در برجام این قدر زیاد هست که نیاز به اعتراض و پیگیری این بدعهدی ها و کارشکنی ها وجود دارد. مسلما این اعتراضات به عنوان سند می توانند نشان دهند که این طرف مقابل بوده که برجام را نقض کرده است و از این جهت کار طرف های مقابل برای ایجاد اجماع مجدد علیه ایران کمی با چالش مواجه شود.

nazokbin

95/4/23
7:48 ع

عراقچی در گزارش خبری شبکه 2

عراقچی دیشب در آستانه ساگرد برجام در برنامه گفتگوی خبری سیما حاضر شد و توضحیاتی در خصوص برجام و روند اجرای برجام در این مدت داد که محور این صحبت ها این بود که طرفین به تعهدات خود در اجرای برجام عمل کرده اند و نهایتا طرف مقابل رفتارهایی داشته که بعضا با روح برجام در تعارض بوده است و این که مذاکرات در زمینه هسته ای بوده و توقع رفع تحریم ها نیز باید در همین محدوده خلاصه شود مگر این که در سایر زمینه ها هم مذاکره و توافقات جدیدی رخ دهد که در نقد این سخنان و ارتباط آنها با برجام های 2 و 3 موارد زیر تقدیم می گردد:

  • پذیرش این ادعای آمریکایی ها که تحریمهای مختلف دقیقا به یک سری از دلایل خاص و منطقی ارتباط فنی دارد غلط و موجب سوءاستفاده طرف مقابل شده است! مثلا نه تحریمهای موشکی واقعاً مرتبط با تخلفات موشکی است و نه واقعا جلوی رشد توان موشکی را می گیرد و یا نه تحریم های هسته ای واقعا مرتبط با تخلفات ادعایی هسته ای بوده است و نه مانع پیشرفت صنعت هسته ای شده است! و نه تحریم های حقوق بشری دقیقا مرتبط با مشکلات حقوق بشری ایران اعمال شده و نه مانع تخلفات ادعایی درایران شده است!
  • تمام تحریمهای علیه ایران کاملا ظالمانه است چه به لحاظ عملکرد ایران و چه به لحاظ تبعیض در برخورد با ایران و سایر کشورهایی که واقعا تخلفات عدیده ای در زمینه های مختلف دارند ولی منطق آقایان این ظالمانه بودن تحریم ها را تلویحا رد می کند و می پذیرد که ما بابت تخلفات مختلفی تحریم شده ایم که باید آن تخلفات را یک به یک با دادن تعهدات جدید کنار بگذاریم!
  • همانطوری که بیان شد نوع تحریمها عموماً هیچ ارتباطی به بهانه وضع آنها ندارند و آنها میتوانند اکثر همان تحریمها را از یک بهانه به بهانه ای دیگر منتقل کنند و به همین دلیل یکی از شروط رهبری در تأیید برجام این بود که هرگونه تحریم جدید نقض برجام تلقی شود، مسئله ای که تاکنون علی رغم برخی تحریم های جدید هنوز رعایت نشده است.
  • نه تنها تحریم ها بین بهانه های قدیمی موشکی، هسته ای، حقوق بشری و حمایت از تروریسم قابل انتقال است، بلکه بهانه های جدیدی مانند بهانه های سایبری هم در دستور کار قرار گرفته است که حاکی از اشتباه بودن ورود مذاکره کنندگان به این بازی در پذیرش دلایل فنی در علت تحریم هاست، چرا که با این وضع اگر همه بهانه های موجود تحریم را یک به یک با تنازل رفع کنیم، بازهم بهانه ای جدید برای این کار ایجاد خواهند کرد.
  • از ابتدا هم یکی از خطوط قرمز رهبری و هم حرف خود مسئولان مذاکره کننده این بود که همه تحریم ها باید مرتفع گردد ولی از اواخر کار مذاکرات بود که در اثر مقاومت آمریکایی ها گفتند فقط تحریم های هسته ای را رفع می کنیم و رفع سایر تحریم ها و حتی رفع موانع استفاده از رفع تحریم های هسته ای به مذاکرات و تعهدات و توافقات جدید نیاز دارد در صورتی که مقام معظم رهبری در این خصوص (در تاریخ 1394/01/20) فرموده بودند:
    «اتّفاقی که باید بیفتد این است که تحریمها به طور کامل و یکجا بایستی لغو بشود. اینکه یکی از آنها میگوید تحریمها شش ماه دیگر لغو میشود، یکی میگوید نه ممکن است یک سال هم طول بکشد، یکی دیگر میگوید ممکن است از یک سال هم بیشتر بشود، اینها بازیهای متعارف معمول اینها است؛ اینها هیچ قابل اعتناء و قابل قبول نیست؛ تحریمها بایستی در همان روز توافق به‌طور کامل لغو بشود؛ این باید اتّفاق بیفتد. اگر قرار باشد که لغو تحریمها باز متوقّف بشود بر یک فرایند دیگری، پس چرا ما اصلاً مذاکره کردیم؟ اصلاً مذاکره و نشستن پشت میز مذاکره و بحث کردن و بگومگو کردن برای چه بود؟ برای همین بود که تحریمها برداشته بشود؛ این را باز بخواهند متوقّف کنند به یک چیز دیگری، اصلاً قابل قبول نیست.»
  • وقتی همه مسئولان و متولیان بحث هسته ای به بدعهدی و کارشکنی طرف های مقابل به خصوص آمریکا در اجرای تعهداتش در برجام هسته ای گواهی می دهند منطق حکم می کند که هیچ موضوع دیگری برای مذاکره و تعامل و یا توافق تا زمان تعیین تکلیف تعهدات برجام صورت نگیرد نه این که ما ذلیلانه با دادن تعهدات جدیدتر به دنبال رفع کارشکنی های طرف مقابل با برجام های 2 و 3 باشیم!
  • تناقض عجیبی بین سخنان دیشب عراقچی با سخنان قبلی ایشان و سایر مذاکره کنندگان و دست اندرکاران رفع تحریم وجود دارد، تاکنون همگی بر کارشکنی و بدعهدی طرف مقابل و رفع نشدن مشکلات در عمل تأکید داشتند ولی دیروز عراقچی می گفت که طرف مقابل تعهداتش را اجرا کرده و فقط برخی از کارهایش با روح برجام متناقض است! در صورتی که در متن برجام صراحت دارد که طرف مقابل باید به شیوه ای عمل کند که کلیه مزایا و منافع ایران در برجام محقق شود و بسیاری از رفتارهای آمریکا با نصوص برجام تناقض دارد و نه روح آن!
  • مسئله آخر این که همانطوری که منتقدین برجام و خود مقام معظم رهبری بیان فرمودند، پیش بینی می شد دشمن بدعهد، از نقاط ابهام آمیز و ایرادات برجام سوءاستفاده کند و منافع ما در برجام با مانع تراشی مواجه کند و در عین حال این رفتارها را نیز ناقض برجام نداند و شایسته نیست که مذاکره کنندگان هسته ای، به خاطر سرپوش گذاشتن روی ضعفشان در تنظیم برجام، و یا بسترسازی برای برجام های 2 و 3 مدعی باشند که طرف مقابل برجام را اجرا کرده است و تنها روح برجام کمی آزرده شده است!

نتیجه گیری: وقتی می بینیم با وجود این همه کارشکنی طرف مقابل در اجرای تعهداتش در برجام چه در آزادسازی پول های بلوکه شده، چه با تحریم های جدیدی مانند محدودیت ویزا، بسته جدید تحریم موشکی جدید و تحریم های جدیدی که روی میز کنگره و دولت آمریکا قرار دارد و چه با تکرار حفظ استخوانبندی تحریم (برخلاف منشور رهبری در اجرای برجام) و حتی تهدید کشورهای دیگر درخصوص مراوده با ایران، همچنان مسئولان سیاست خارجی ما وانمود می کنند آمریکا به تعهداتش پایبند است، به این نتیجه می رسیم که ایشان به دنبال توجیه توافق در زمینه های دیگر در قالب برجام های 2 و 3 هستند و این کار جز با لاپوشانی اشتباهات فاحش خود در تنظیم برجام و کارشکنی های محرز طرف مقابل میسر نیست!

در واقع مسئولان دولت و مسئولان سیاست خارجی برای رسیدن به برجام های 2 و 3 سر یک دوراهی گیر کرده اند که می خواهند از هیچکدام هم عبور نکنند و این امر موجب سردرگمی شان گردیده است:

الف- اگر بگویند با این همه کارشکنی، بدعهدی و مانع تراشی آمریکا در انتفاع ایران از برجام، آمریکا ناقض برجام نبوده است! عملاً به ضعف مفرط و تأیید ایرادات منتقدین به برجام گواهی داده اند.

ب- اگر هم بگویند آمریکا در اجرای تعهداتش در برجام هسته ای کارشکنی و بدعهدی داشته است، عملاً  باب مذاکره و توافق برای برجام های 2 و 3 را بسته اند.

و این چنین است که وقتی به حرفهای دولتمردان و مذاکره کنندگان نگاه می کنیم دنیایی از تناقض برای فرار از این دو راهی جهت رسیدن به برجام های 2 و 3 مشاهده می شود، ایشان هم برجام را تا حد معجزه الهی بالا می برند، هم رسیدن به منافع برجام را به دادن تعهدات دیگر مثل تعهد به FATF (کارگروه اقدام مالی) تعبیر می کنند و هم می خواهند آمریکا را بدعهد و ناقض برجام نشان ندهند!


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
دولت ، سیاسی ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، سیاست داخلی ، شبهه ، صدا و سیما ، هاشمی رفسنجانی ، رسانه ، تورم ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، تحریم ، رابطه ایران و آمریکا ، اعتقادی ، مشایی ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، سبک زندگی ، عدالت ، تولید ، انقلابی ، قوه قضاییه ، علی لاریجانی ، بصیرت ، اقتصادی ، آمریکا ، مجلس و دولت ، رشت ، غرب ، ولایت مداری ، عفاف و حجاب ، استاد مصباح ، گیلان ، بهره وری ، روحانیت ، مجلس ، انقلاب ، خانواده ، رابطه با آمریکا ، بانک ، جبهه پایداری ، مهدی هاشمی ، هاشمی ، کارمند ، برجام ، مسکن مهر ، سعید جلیلی ، فرهنگی اجتماعی ، مذهبی ، اجرای برجام ، سوریه ، شورای نگهبان ، امام خمینی (ره) ، جواد ظریف ، طنز ، علی مطهری ، اصلاح طلبان ، استقلال ، انتقاد پذیری ، اسرائیل ، استکبار ستیزی ، ارز ، انتخابات مجلس ، برنامه پایش ، سران فتنه ، فساد بزرگ اقتصادی ، ماهواره ، هنر ، انتخابات آزاد ، تحلیل های اقتصادی ، سران قوا ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، انتقاد ، بانک ، تحریف انقلاب ، توافق نهایی هسته ای ، سبک زندگی ، نرمش قهرمانانه ، ولایت فقیه ، سینما ، ظریف ، مدیریت ، مدیریت و ایمنی ، مردم ، کارگر ، انقلابی گری ، برجام 2 ، تحریف اسلام و انقلاب ، جنگ نرم ، سیاست ، مذاکره کنندگان هسته ای ، مسجد ، نرخ رشد جمعیت ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
داروخانه دکتر سلیمی عاشق آسمونی همه چیز آماده دانلود سرچشمه ادب و عرفان رقصی میان میدان مین نمکستان بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) پژواک رضویّون بادصبا یا صاحب الزمان (عج) سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات تراوشات یک ذهن زیبا حدیث منتظران قائم (عج) علمدار بصیر یادداشتهای فانوس کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی هــم انــدیشـی دینــی مهاجر آسمون آبی چهاربرج ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ من وآینده من همای رحمت ساعت یک و نیم آن روز ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است کانون فرهنگی شهدا نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه