لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

95/9/9
7:15 ع

محمود صادقیمحمود صادقی و جماعت اصلاح طلب، دوباره بی ظرفیتی و عدم پایبندی خود به قانون را با تمرد از قانون و حمایت از قانونشکنیبه اثبات رساندند. همان جریان سیاسی که برخورد قضایی با حمید رسایی، نماینده مجلس پیشین را طبیعی دانستند و تیتر کردند، امروز بابت دعوت محمود صادقی توسط مراجع قضایی، جنجال به پا کرده اند و تا حد دعوت به تجمع غیرقانونی و برخورد با مأموران به پیش رفته اند! این رفتارهای جریان اصلاح طلب نشان میدهد که حقیقتاً اگر شورای نگهبان در رد صلاحیت این افراد، به دلیل عدم التزام به قانون اساسی، به خصوص در فتنه اهمال نکرده، کاملاً حق داشته است.

محمود صادقی، اتهاماتی به برخی اشخاص حقیقی و حقوقی وارد کرده است که این اشخاص نیز از وی شکایت کرده اند، تا حدی که امروز 8 شکایت خصوصی و 3 ادعای جرم عمومی علیه او انجام شده است که برخی از این موارد مثل شکایت مجمع دانش آموختگان بورسیه، قبل از تصویب اعتبارنامه وی و در حالی که هنوز نماینده مجلس تلقی نمیشده، انجام گردیده و منجر به ایجاد مشکلات زیادی برای حدود 4000 دانشجوی بورسیه و حتی خودکشی یکی از ایشان شده است و نادیده انگاشتن این پرونده ها نمیتواند قانوناً و اخلاقاً قابل توجیه باشد.

آقای محمود صادقی با این همه ادعای قانونمداری و فسادستیزی، امروز درجایگاهی قرار گرفته است که جرائمی مانند تهمت زدن به دیگران را که بعضاً هم، قبل از دوره نمایندگی وی انجام شده است را به منزله انجام وظایف نمایندگی و شایسته مصئونیت از برخورد قانونی قلمداد میکند و بر اساس این توجیه مضحک، میپندارد که میتواند به هر شخصیت حقیقی یا حقوقی، هر تهمتی که خواست بزند و قسر هم در برود! توجیهی که متأسفانه برخی نمایندگان و هم حزبی های وی نیز در حال تکرار آن هستند!

مصئونیت نمایندگانآقای محمود صادقی بارها توسط دادسرا برای پاسخگویی در خصوص پرونده هایش دعوت شده بود که او به این احضاریه ها هیچ اعتنایی نکرده بود تا حدی که مسئله با هیأت رئیسه مجلس نیز ابلاغ و در نهایت هم حکم جلب او صادر میگردد ولی او با این توجیه که حکم جلب وی از نظر خودش غیرقانونی است، تسلیم مأموران قانون نشده است و با فرار از مأموران، شروع به تشویش اذهان عمومی و اخلال در نظم عمومی و تجمع غیر قانونی نمود که این ها مسلماً بر جرائم او افزوده خواهد گردید.

و در این میان، بیچاره مردمی که ذهن و احساساتشان توسط  محمود صادقی و برخی نمایندگان حامی وی به بازی گرفته شد، نمایندگانی که جایگاه قانونی خود را به مثابه یک جایگاه صنفی و بالاتر از جایگاه قانون و اخلاق پنداشتند و حقوق مردمی مانند بورسیه هایی که به ناحق مورد تهمت واقع شدند و با زندگیشان بازی شد را نادیده گرفتند و اثبات کردند که همچنان هر جایی که بتوانند، از هیچ هوچی گری و هزینه تراشی برای نظام و مردم فروگذار نخواهند کرد!

این نمایندگان سیاستزده، اثبات کرده اند که در برخورد با مفاسد نیز کاملاً سیاستزده هستند و هرجایی که منافعشان اقتضا کند، فسادی را تطهیر یا بزرگنمایی میکنند، نمایندگانی که خودشان و جریان متبوعشان، همین الان در مواجهه با مفاسدی چون حقوقهای نجومی و فساد 8000 میلیارد تومانی، ابتدا کوشیدند آنها را متوجه دولت قبل کنند و سپس آنها را توجیه یا تطهیر نمایند و در نهایت هم با طرح اتهامات ثابت نشده و حتی برخی ادعاهای غیر مستند و از مسیر غیرقانونی، آنها را پوششی برای مفاسد جریان خود قرار دهند!


nazokbin

95/9/9
7:13 ع

سیاست دوگانه دربرابر فسادمتأسفانه میبینیم که تأکید امروز مقام معظم رهبری برای برخورد جدی با نجومی بگیران و فرهنگ نجومی بگیری باعث شده که برخی جریانات که با این مسئله مخالفند و بعضاً روی سفره های نجومی در حال عیش و نوش هستند، با بی اخلاقی، عبارت «کش ندهید» که از سخنرانی 11 مهرماه 1390 مقام معظم رهبری درباره فساد 3000 میلیاردی تقطیع کرده اند را برجسته و منتشر نمایند تا ایشان را به داشتن سیاست دوگانه دربرابر فساد متهم کنند که برخی دیگر از جملات مقام معظم رهبری که در همین سخنرانی را مرور میکنیم:

  • اگر چه مسوولان از مقابله با فساد اقتصادی استقبال کردند اما اگر به این توصیه ها عمل می شد، هیچگاه دچار چنین حوادثی همچون فساد بانکی اخیر نمی شدیم.
  • مسوولان قضایی ضمن پیگیری قوی، دقیق و عاقلانه قضیه و اطلاع رسانی مناسب به مردم، باید دستهای خائن را قطع کنند.
  • از همان سالهای قبل بارها گفته شد که نباید بگذاریم فساد ریشه دار شود زیرا با گذشت زمان، ریشه کنی ان بسیار مشکل می شود و سرمایه گذار پاکدامن و صادق را نیز مأیوس می کند، اما متأسفانه عمل نشد.
  • وقوع چنین مسائلی، ذهن و دل مردم را مشغول، و دل بسیاری را نیز می شکند و آیا این سزاوار است که بخاطر عمل نکردن مسوولان، مردم به سبب این حوادث ناراحت شوند و حتی برخی امید خود را از دست بدهند.
  • رسانه ها بیش از این نباید به جنجال و هیاهو درباره این ماجرا ادامه دهند، بلکه باید به مسئولان اجازه دهند تا عاقلانه، مدبرانه، قوی و با دقت قضایا را پیگیری و بررسی کنند.
  • مردم بدانند که مسوولان، این ماجرا را تا آخر پیگیری خواهند کرد و دست‌های خائن قطع خواهد شد.
  • دستگاه قضایی نباید به افراد بدکاره، خرابکار و مفسد ترحم کند.
  • مسوولان قوه قضائیه خبررسانی هم بکنند و اطلاع‌رسانی داشته باشند.

همانطوری که میبینید، مقام معظم رهبری هیچ اهمالی را در برخورد و اطلاع رسانی درخصوص این فساد پذیرا نیستند و مسئولان را بابت عدم جدیت در برخورد با فساد و عدم توجه به توصیه های قبلی بازخواست میکنند و اگر هم توصیه ای به کش ندادن حواشی رسانه ای دارند، توضیح میدهند که این مسئله در راستای برخورد بدون حاشیه و جدی است و در عمل هم دیدیدم که این پرونده با جدیت تمام در دادگاه به صورت علنی بررسی و به مجازات سنگین خاطیان نیز ختم و اجرا گردید.

و اما بحث دیگر اختلاف مسئله حقوقهای نجومی با فسادهای کلان دیگری است که چه در دولت قبل و چه در دولت یازدهم رخ داده است، چرا که این فساد ناشی از یک فرهنگ مسموم و در حال انتشار است که با برخی آرمانهای انقلاب، مانند ساده زیستی و پاکدستی مدیران در تعارض است و به مراتب بیش از یک فساد مصداقی، مردم را از نظام و انقلاب ناامید میکند و از این جهت لازم است که برخورد با چنین فسادی صریحتر و جدیتر پیگیری و مطالبه گردد.

دولت در مسئله حقوقهای نجومی به نحوی عمل کرده است که گویا تمایلی به برخورد جدی با این فرهنگ منحوس ندارد و به جای جدیت در برخورد با فساد حقوقهای نجومی، ابتدا مسیر انکار، سپس توجیه و تطهیر را طی کرد و نهایتا هم به عدم همکاری با دستگاه قضایی برای مقابله با متخلفین متوسل شد در حالی که نه حرامخوارن نجومی تنبیه شدند و نه اموال حرامشان به بیت المال بازگردانده شد و بعضا از آنها با اوصافی مانند ذخیره و امانتدار نیز تقدیر گردید که این رفتار از سوی دولتی که مفاسد اثبات شده و نشده دولت قبل را در بوق میکرد، مصداق سیاست دوگانه دربرابر فساد بود.

نکته جالب دیگر این که دقیقاً همین هایی که امروز رهبری را با تقطیع سخنانشان متهم به داشتن سیاست دوگانه دربرابر فساد میکنند، همانهایی هستند که در برخورد با مفاسد کاملاً سیاستزده عمل میکنند و برخی از مفسدان را تقبیح میکنند ولی برای برخی دیگر به سیاست تطهیر، قهرمانسازی و مظلوم نمایی متوسل میشوند، تا حدی که نام مفسدانی مانند شهرام جزایری و کسانی مثل کروبی که از وی پول گرفتند، کرباسچی و مهدی هاشمی را با کرامت میبرند!


nazokbin

95/9/9
7:11 ع

علت ناکامی برجامدر سخنان امروز (95/9/7) مفام معظم رهبری درباره علت ناکامی برجام شنیدیم:

«مشکلات موجود در توافق هسته ای به خاطر عجله در زودتر به سرانجام رساندن توافق است»

که این سخنان ایشان باعث شد تا برخی از رسانه ها، با نقل قول سخنان مقام معظم رهبری در تاریخ 94/6/4، طوری وانمود کنند که سخنان ایشان تناقض دارد:

«آنچه مهم است این است که این مذاکرات را آقایان توانستند ختم کنند، چون بالاخره خود کِش دادنِ مذاکرات یک مسئله‌ای بود و توانستند سر این مسئله را ببندند؛ خود این خیلی کار مهمّی است.»

اما نکته اولی که باید در پاسخ به این شبهه مطرح کرد این است که:

1- جمله امروز مقام معطم رهبری درباره به سرانجام رساندن توافق است و حال این که جملات سال گذشته ایشان درباره خاتمه دادن به مذاکرات بود و نه خاتمه دادن به روند نهایی شدن توافق، چرا که ایشان در پایان جملاتشان درخصوص اهمیت خاتمه دادن به مذاکرات اینچنین گفتند:

«حالا ان‌شاءالله که اگر گوشه‌کنارش مشکلی هم وجود داشته باشد، با تدبیر شماها و دیگرانی که مسئولند، برطرف خواهد شد. به‌هرحال از همه‌ی برادران و خواهران که مشغول کار هستند، ما تشکّر میکنیم.»

2- و اما چرا مقام معظم رهبری بر ختم کردن مذاکرات به عنوان یک امتیاز نام بردند؟ برای این که در هر مرحله از تمدید توافق، طرف مقابل ضمن زیاده خواهی های بیشتر، دولت ما را به تنازل بیشتر وا میداشت که این روند را از ژنو تا لوزان و وین به روشنی مشاهده کردیم که چگونه دولت در درصد غنی سازی، میزان ذخیره سوخت، تعداد سانتریفیوژ، رفع تحریمها و…، نسبت به توافق قبلی عقب نشینی میکرد.

3- بحث دیگر این که باوجود تأکید مقام معظم رهبری بر خاتمه مذاکرات (و نه نهایی کردن توافق)، اما ایشان در تمام طول مذاکرات بارها بر خطوط قرمزشان تأکید کردند و هرگز نگفتند بابت به سرانجام رساندن مذاکرات، این خطوط رعایت نشود! خطوط قرمزی مانند رعایت تناظر و همزمانی تعهدات یا لغو کلیه تحریمها (به جای تعلیق بخشی از آنها) که اگر رعایت میشدند، برجام به خسارت محض تبدیل نمیشد و طرف مقابل هم نمیتوانست به راحتی از زیر بار تعهداتش فرار کند.

4- مسلماً اهل فن میدانند که از زمانی که توافق در وین تنظیم شد تا زمانی که این توافق، نهایی، تصویب و اجرا شد، دولت به کرات در موارد مختلفی عجله کرد که این عجله کردن ها مهمترین علت ناکامی برجام میتوانند تلقی شوند:

الف- مدت زیادی از دادن توافق و ملحقات آن به مجلس در قالب یک لایحه استنکاف نمود و اصرار داشت که اصلا برجام در مجلس بررسی نشود و در طول بررسی برجام در کمیسیون برجام نیز به صورت روزشمار، برای هر روز بررسی آن 100 و 150 میلیون دلار خسارت برمی شمردند. و یا در حالی که کمیسیون برجام، ایرادات برجام را به خوبی تقویم کرده بود، در نهایت به جای اعمال آن گزارش، یک طرح از پیش آماده شده توسط تیم حامی برجام در مجلس ظرف 20 دقیقه تصویب گردید.

ب- یا در حالی که مقام معظم رهبری در متن مجوز مشروط اجرای برجام، با تعیین شرایطی تلاش کرد تا ایرادات برجام را در شیوه اجرای آن بپوشاند، اما این شروط نه گانه هم به خاطر سهل انگاری و عجله در رساندن برجام به روز اجرا، رعایت نشد که از جمله آنها میتوان به شروط اخذ تضمین رسمی از رئیس جمهور آمریکا و یا عقد قرارداد مطمئن برای باطراحی و بازسازی قلب رآکتور اراک (که دولت به جای تنظیم قرارداد با شرکتهای طرف 5+1، یک قرارداد با یک شرکت زیر مجموعه سازمان انرژی هسته ای تنظیم کرد تا هر چه زودتر یکی از شرطهای 9 گانه را سمبل کند!) و یا منع هرگونه تحریم جدید یا… اشاره نمود.

ج- در نظر نگرفتن مواردی مثل همین ممانعت از تمدید تحریمهایی که مهلتشان پایان می یابد، امکان برداشت راحت پولهای بلوکه شده در برجام و بهای نفت های فروخته شده در پسابرجام، ممانعت از دست اندازی کنگره و مراجع قضایی آمریکا به اموال ایران، یا ممانعت از ایجاد امکان نقض روح توافق بدون این که متن آن نقض شود و… میتوانند علت ناکامی برجام تلقی گردند که در صورت عدم عجله در تنظیم و تأیید متن برجام، میتوانستند هزینه کارشکنیهای طرف مقابل در برجام را افزایش دهد.

5- همانطوری که آقای روحانی در 93/6/8 گفتند: «مسئولیت مذاکرات هسته ای را شخصاً برعهده دارم» ایشان با مسئولیت خودشان مذاکرات را برخلاف توصیه های مقام معظم رهبری مبنی بر پرهیز از خوشبینی به طرف مقابل و رعایت خطوط قرمز و شروط رهبری، به پیش بردند و اجرایی کردند و رهبری بارها از ایشان که بعضا توسط منتقدان به عنوان خائن یا سازشکار خطاب میشدند حمایت کردند تا مسیر حرکت دولت برای تحقق هدفش در مذاکرات هموار گردد، و امروز حامیان دولت نمیتوانند از نداشتن اختیارات در موضوع هسته ای گلایه کنند، هرچند ممکن است شبهاتی مطرح نمایند، اما به صورت منطقی نمیتوانند عجله شان در نهایی کردن و اجرای برجام را که مهمترین علت ناکامی برجام بود را انکار کنند.


nazokbin

95/9/9
7:8 ع

جعفرزادهآقای جعفرزاده که با ادعای ولایتمداری و خط قرمز دانستن فتنه توانست از شورای نگهبان تأییدیه و از مردم انقلابی رشت رأی بگیرد، اخیراً در دفاع از دانش آشتیانی وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش، دارای سوابق مشارکت در فتنه 88 و حمایت از متحصنین مجلس ششم، بانگ برآورد که چه وقت داستان فتنه تمام میشود و تا کی میخواهید با فتنه کاسبی کنید و کی قرار است آن را فراموش کنید!؟ حال این که شایسته بود در آن روز، اولاً به فراری دادن فانی، وزیر قبلی آموزش و پرورش از پاسخگویی بابت فساد 8000 میلیارد تومانی در مجلس انتقاد کند و ثانیاً با توجه به سوابق دانش آشتیانی در فتنه 88، از جمله فیلمی که در مجلس قبل از حضور و صحنه گردانی وی در تحصن دانشگاه امیرکبیر نمایش داده شد، با وزارت نامبرده مخالفت کند، نه این که در حمایت از وی سخن بگوید و منتقدین را به کاسبی فتنه متهم کند و خواستار فراموشی فتنه شود! و ثالثاً نه این که فتنه را تحریف کند و به چیزی که بین دو نامزد انتخاباتی ایجاد شد، تقلیل دهد!

پس از رفتار آقای جعفرزاده در حمایت از رأی اعتماد به فعال فتنه 88 و تاختن به کسانی که سوابق فتنه را عامل عدم صلاحیت افراد برای پستهای کلیدی میدانند، مردم و شخصیتهای انقلابی گیلان همزمان با مراسمات عزاداری سیدالشهداء، از ایشان و تلاش برای فراموشی فتنه به شدت انتقاد کردند و علیه فتنه، فتنه گران و حامیان آن شعار دادند که این مسئله طی چند شب باعث شد آقای جعفرزاده خطاب به خانواده شهدا و متدینین رشت نامه ای بنویسد و بدون عذرخواهی، بر خط قرمز دانستن فتنه تأکید کند! لیکن این نامه نتوانست زخم مردمی را مرهم شود که در مبارزه با فتنه، خالق حماسه 8 دی (مقدمه حماسه ملی 9 دی) بودند، چرا که ادعای آقای جعفرزاده، نتوانست عمل شنیع ایشان در حمایت از فعال فتنه و دعوت به فراموشی مسئله فتنه را از ذهن ها بزداید.

آقای جعفرزاده اما همچنان نه تنها حاضر به پذیرش اشتباه خود نشد، بلکه کسانی را که به ایشان انتقاد داشتند، مورد توهین قرار دادند و برخی مثل آیت الله پروایی (نماینده مردم گیلان در مجلس خبرگان) را نیز به دلیل داشتن سن جوانی و نداشتن سوابق حضور در جبهه تحقیر و در ادامه ایشان را دعوت به مناظره کردند! که احتمالاً با توجه به عملکرد ایشان و ادبیات غیر مؤدبانه شان در برابر مخاطبان و منتقدان در این مدت، این دعوت مورد اجابت قرار نگرفت، چرا که بحث فتنه، محکومیت فتنه و بی صلاحیتی حامیان و شرکای فتنه، مسئله ای نیست که امروز به مناظره نیاز داشته باشد، هر چند اینجانب به شخصه حاضرم با نامبرده در هر مکانی که ایشان میگویند در خصوص عملکرد ایشان به خصوص در مورد سخنانشان در روز اعتماد به دانش آشتیانی مناظره نمایم، لیکن بعید میدانم ایشان دعوتشان به مناظره چیزی جز تیری در تاریکی برای فرار از انتقادات باشد.

اعتراضات به رفتار جعفرزاده در مجلس با لحن بی ادبانه ایشان خطاب به آیت الله پروایی، نماینده محترم مجلس خبرگان دوباره تشدید شد و برخی جمع های دانشجویی ضمن اعلام تلاش برای اخذ مجوز برای تجمع در برابر دفتر ایشان، بیانه ای صادر کردند که این بیانیه با واکنش مجدد آقای جعفرزاده مواجه شد و پس از توسل به تهمت و تحقیر در دفعات قبل، این بار به ابزار تهمت نیز متوسل گردید، او نامه ای به وزیر کشور نوشت مبنی بر این که قرار است به دفترش تعرض شود و اموالش تخریب گردد! و منت گذاشت که تاکنون جلوی واکنش حامیان خود را گرفته است! و در انتها نیز درخواست کرد که از دادن مجوز برای این تجمع جلوگیری گردد! و حال این که به جای تلاش برای محدود کردن منتقدین، ساده تر این بود که به اشتباه خویش اعتراف میکردند و بابت آن، از همشهری های حماسه آفرین خود در 8 دی، پوزش می طلبید.


nazokbin

95/9/6
8:41 ص

پیروز مجتهدزادهپیروز مجتهدزاده استاد برجسته مسائل بین المللی، از حامیان برجسته و قدیمی برجام بود که پس از مدتی به اشتباه خود در حمایت از برجام اعتراف کرد و اکنون خود را از منتقدین قدیمی برجام میداند! نگاهی به اظهار نظرهای ایشان درباره برجام در سه مقطع مختلف میکنیم:

پیروز مجتهدزاده (94/8/12):

«شاید برجام ایراداتی داشته باشد اما باید نگاه کرد که به لحاظ ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک چه تغییری در وضعیت ایران ایجاد کرده است. معتقدم بزرگترین دستاورد برجام خارج کردن ایران از بن بست منطقه ای و بین المللی است که در سالهای گذشته به ایران تحمیل شد و این علاوه بر تحریمها و محدودیتهایی بود که علیه ایران صورت گرفت، اگر کسانی فکر میکنند این قرارداد نقصهایی دارد چندسالی صبر کنند تا ایران دوباره قدرت خود را به دست آورد و یک بار دیگر برای رفع این نقایص وارد مذاکره شود.»

پیروز مجتهدزاده (95/2/4):

«من خودم جزو افرادی بودم که زحمت کشیدم و از جان خود مایه گذاشتم تا از اصل مذاکرات دفاع کنم و آبروی خود را به خاطر دفاع از برجام به خطر انداختم اما حالا من همان انسان هستم و می گویم که همه آن دفاعیات و همه آن حمایت های من بیهوده بوده است، چراکه الان حاصل کار را میبینم که جز یک مشت نمایش های عوام فریبانه، چیزی به دست نیامده است/ این بود حاصل تفاهم گسترده ظریف و کری؟/ برجام جز قهرمان بازی “ظریف” و “روحانی” چیزی برای کشور نداشت.»

پیروز مجتهدزاده (95/3/9):

«هم من و هم دیگر منتقدان برجام چنین روزهایی را پیش بینی کرده به اطلاع دولت رسانده بودیم، چرا باید برجام و توافقی امضا شود که به این راحتی قابل نقض شدن باشد؛ توافق برجام اکنون به صورت یک طرفه از سوی ایران در حال اجراست، سال های زیادی زمان لازم است تا ما به نقطه قبل از برجام برسیم/ امکان واردات یک سوزن بدون اجازه غرب را هم نداریم/ هنوز اسیر تحریم‌ها هستیم/ تحریم‌ها فقط از شکلی به شکل دیگر تغییر کرده است»

کلام آخر: هرچند پروفسور پیروز مجتهدزاده در مقطع قبلی به اشتباه بزرگ خود در حمایت از برجام اعتراف کرد، ولی امروز نمیتواند تمام مسئولیت برجام را تنها به امثال روحانی، ظریف، عراقچی، سیف و… متوجه نماید، بلکه افرادی مثل خود ایشان، ناصر هادیان، علی اکبر ولایتی، علی لاریجانی، علاء‌الدین بروجردی، محمد حسن ابوترابی فرد و … که از حامیان محکم برجام بودند و برای پذیرش آن از سوی افکار عمومی و مراجع تصمیم گیری بسترسازی و تلاش کردند، باید خود را پاسخگوی عواقب و نتایج آن بدانند.


nazokbin

95/9/4
9:54 ص

برد ترامپبرد ترامپ در انتخابات از این جهت که مطمئناً یکی از مهمترین موضوعات مطروحه در مناظره ها و مصاحبه های انتخاباتی آمریکا و مورد نظر لابی های صهیونیستی مسئله ایران بود، بعید است که به تحلیل و برنامه آنها برای مواجه با ایران ارتباط نداشته باشد و در واقع بر سرکار آمدن بوش و ترامپ که سیاستهای خصمانه شان در برابر ایران، علنی تر بود و یا انتخاب بیل کلینتون و اوباما که بیشتر به فشارهای نرم تمایل داشتند، بعید است که به سیاستهای دولتهای وقت ایران، به لحاظ ایستادگی یا سازش پذیری در برابر آمریکا بی ارتباط بوده باشد.

نگاهی به سوابق تاریخی ایران و آمریکا، پس از پیروزی انقلاب اسلامی نشان میدهد که اساساً هرجا که دولتهای ایران در برخوردشان با آمریکا محکمتر ایستادند، دولتهایی در آمریکا بر سرکار آمدند که فشار از نوع نرم را بیشتر دنبال کرده اند و هر وقت دولتهای ایران نرمش بیشتری از خود نشان دادند، دولتهایی در آمریکا بر سر کار آمدند که فشار سخت را بیشتر در دستور کار قرار داده اند.

برای این سابقه یک تحلیل منطقی هم قابل ارائه است، چرا که هرجا دولتهای ایران در برابر تهدیدهای آمریکا بیشتر تنازل کرده اند، طرف مقابل به گزینه های جسورتر به عنوان رئیس جمهور فرصت داده است تا از روحیه تنازل دولتهای ایران استفاده بیشتری ببرد و هر جا که دولتهای ایران در برابر تهدیدهای آمریکا محکمتر ایستاده اند، طرف مقابل به روشهای موذیانه تر یا همان نرمتر برای دشمنی متوسل شده است.

نتیجه: آنها که تغییر و تحولات آمریکا را مبنای تغییر رویکرد سیاسی ایران میدانند و فکر میکنند با آمدن ترامپ مثلاً باید بیشتر محتاط بود، اشتباه محاسباتی بزرگی دارند، چرا که اساساً برد ترامپ در انتخابات محصول همین تفکر سازشکارانه و مذبذبانه است و حتی اگر کسی دوست دارد امثال ترامپ به قدرت نرسند و یا موفق نشوند، بازهم تنها چاره اش ایستادگی و عدم تنازل است و این یعنی تنها نوع مواجهه موفق با آمریکا، مقاومت است.


nazokbin

95/9/4
9:52 ص

کاهش فرزندآوریدر بررسی موانع اصلاح نرخ رشد جمعیت، یکی از عواملی که در کاهش فرزندآوری موجود نقش بسزایی داشته، تمایل افراطی و نیاز کاذب ایجاد شده در برخی بانوان برای حفظ زیبایی جسمی موجود خود و افزایش آن است که موضوع بارداری و وقتی که باید برای فرزندداری بگذارند، مانع تمایل ایشان به فرزندآوری بیشتر شده است.

یکی از مواردی که از سوی زنان به عنوان دلیل کاهش فرزندآوری معرفی می‌گیرد، تمایل به حفظ زیبایی است؛ البته با توجه به این که زیبایی دوستی یکی از مؤلفه‌های شخصیتی انسان و به خصوص زنان است، نمی‌توان گلایه کرد که چرا زنان به حفظ زیبایی خود این قدر تمایل دارند، لیکن متأسفانه شاهدیم که این حس زیبایی دوستی و تلاش برای زیباتر شدن و حفظ زیبایی، در برخی افراد به حد افراطی و دیوانه واری رسیده است، تا جایی که رکورد استفاده از انواع اعمال جراحی و مصرف لوازم آرایشی با تمام تبعاتشان برای سلامتی، در کشور به صورت گسترده‌ای رواج یافته است.

اگر بخواهیم نگاهی مختصر و گذرا به ریشه این حس افراطی نسبت به زیبا شدن و زیبا ماندن داشته باشیم، یقیناً نمی‌توان تأثیر تهاجم فرهنگی، شبکه‌های ماهواره‌ای، تبلیغات گسترده لوازم آرایشی و عمل‌های جراحی را نادیده گرفت که در کنار کمرنگ شدن اعتقاد به مبانی شرعی و اسلامی در جهت حفظ حیا و عفت، باعث شده است تا مسابقه زیبایی و زیبا ماندن آن هم به هر قیمت و هر روشی در بخشی از جامعه زنان ایرانی نمود و بروز پیدا کند و حال این که زیبایی صورت و تناسب اندام، تنها یکی از نیازها و مؤلفه‌های شخصیتی انسان است که نباید با سایر ابعاد شخصیتی زنان اعم از احساس مادری و حس حیا و عفاف در تعارض قرار گیرد.

فرهنگ منحوس غرب و نگاه ابزاری به زنان برای لذت جویی مردان و سودجویی و سوءاستفاده برخی متخصصان زیبایی و تولید کنندگان مواد آرایشی، از حس زیبایی دوستی زنان باعث شده است تا بخشی از زنان، تحت تأثیر این تبلیغات و القائات کاذب قرار گیرند و با تلقی‌های اشتباه، زیبایی خود را در گروی کاهش فرزندآوری تصور کنند! در صورتی که بسیاری از زنان در حین زمان حاملگی و پس از فرزندآوری با تغذیه صحیح و ورزش مناسب، تناسب اندام خود را نیز در کنار تضمین سلامتی روح و جسمشان حفظ کرده‌اند که این مسئله در وجود نازنین بسیاری از مادربزرگهای خودمان قابل مشاهده است.

اگر چه زیبایی برای زنان بسیار مهم است اما در جایی که حفظ زیبایی با حفظ سلامتی فرد و سلامتی جامعه در تعارض قرار گیرد مسلماً شرط عقل این است که به مسئله سلامتی بیش از زیبایی اهمیت داده شود و این یعنی حتی اگر فرزندآوری زنان موجب کاهش تناسب اندام و زیبایی‌شان باشد، نمی‌توان فراموش کرد که به لحاظ پزشکی یکی از مهمترین دلایل افزایش بیماریهای صعب العلاج در زنان مثل سرطان سینه و سرطان تخمدان، ناشی از همین کاهش فرزندآوری است و براساس مطالعات و تحقیقات پزشکی روز دنیا، فرزندآوری بر حفظ سلامتی روح و جسم زنان و به خصوص کاهش بیماری‌های شایع در زنان، تأثیر به سزایی دارد.


nazokbin

95/9/2
2:40 ع

کاهش جمعیتکاهش جمعیت یا افزایش آن و اساساً نرخ رشد آن در هر کشوری از جنبه های مختلف استراتژیک، اعم از اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و حتی نظامی اهمیت دارد، کشوری که نرخ رشد جمعیتش با نیازها، تهدیدها و ظرفیتهایش انطباق داشته باشد میتواند به خوبی در گذر زمان با سرعت خوبی به رشد خود ادامه دهد.

نرخ رشد جمعیت ایران با سیاستهای مشوقانه ای که در دهه 60 دنبال شد، به شدت اوج گرفت تا جایی که نظام تصمیم گرفت تا مدتی آن سرعت را مهار نماید، لیکن طبق نظر شخص مقام معظم رهبری ادامه آن سیاست از دهه 70 امری اشتباه بود که باید مهار میشد، لیکن سالها آن سیاست تحدید جمعیتی ادامه یافت تا جایی که زنگهای هشدار به صدا درآمد و کارشناسان گفتند که اگر نرخ رشد جمعیت با همین وضعیت ادامه یابد، جمعیت مولد ایران و نهایتاً جمعیت کلی ایران به حد خطرناکی کاهش خواهد یافت.

یکی از دلایل اهمیت نرخ رشد جمعیت این است که اصلاح آن از مواردی نیست که اگر تنظیمش بهم خورد سریع بتوان آن را تنظیم کرد و یا سریع بتوان خسارات وارده را جبران نمود، چرا که اولاً بخشی از این تنظیم به اصلاح فرهنگ برمیگردد م زمان بر است و ثانیاً اگر همین امروز کشوری بخواهد 1 درصد به نرخ رشد جمعیت مولد خود بیفزاید، حدود 20 سال وقت نیاز است که چنین مسئله ای با تولد و رشد یک نسل جدید محقق گردد، لذا تا وقت هست باید نسبت به اصلاح این رویه اقدام جدی به عمل آورد.

وقتی یک فاصله (گپ) جمعیتی در کشور ایجاد شد، از آنجا که پوشاندن آن فاصله به راحتی و سریع میسر نیست، غالبا کشورها برای تأمین جمعیت مولد مورد نیازشان، به سمت مهاجرت پذیری حرکت میکنند و این مهاجرت پذیری باعث میشود تا به تدریج، با ورود فرهنگهای مختلف به کشور، فرهنگ اصیل و ملی کشور دچار هجمه شدید گردد، مسئله ای که در کشورهای غربی که با بحران تحدید جمعیتی مواجه شدند، هم اکنون به وضوح قابل مشاهده است.

یکی از عواملی که در رشد منطقی و متوازن یک جامعه مؤثر است، نسبت مناسب بین جمعیت مولد در کشور و جمعیت مصرف کننده صرف است. در هر جامعه ای بخشی از جامعه، توان کار، تولید و ایجاد سرمایه و ارزش افزوده را دارند که چرخهای اقتصاد کشور را میچرخانند که آنها را جمعیت مولد و فعال میخوانیم و عده ای نیز هنوز به شرایط مولد بودن نرسیده اند و یا از آن عبور کرده اند که ایشان غالباً نیازمند حمایت و هزینه برای آموزش، نگهداری، امنیت و درمان هستند.

از مؤلفه های مهم قدرت در طول تاریخ و همین امروز، میزان جمعیت هر کشور است، بخواهیم یا نخواهیم، کشورهایی که جمعیت بیشتر و جوانتری دارند، به لحاظ امنیتی و نظامی قویتر تلقی میشوند و همین مؤلفه به عنوان یک عامل بازدارنده در برابر تهدیدهای امنیتی و خارجی مؤثر است.

یکی از مواردی که در خصوص نرخ رشد جمعیت لازم به نظر میرسد، مسئله سیاستگذاری جمعیتی است، اگر نمیخواهیم دوباره مثل دهه 60 و یا دهه 90 دچار بحران افزایش یا کاهش جمعیت شویم باید برای این مسئله سیاستگذاری علمی و اصلی داشته باشیم. یعنی باید براساس ظرفیت و نیازهای کشور و حتی مناطق و خانواده ها، سیاستگذاری صحیحی صورت گیرد و آن سیاست به درستی برای مردم و مسئولان توجیه و اجرا شود.

مسئولان کشور باید برای مردم تبیین کنند که ظرفیت شهرهای و مناطق مختلف اعم از تهران و سایر کلان شهرها و شهرهای متوسط و کوچک و نهایتاً روستاها به لحاظ توان افزایش جمعیت مشابه نیست و برای هرکدام باید نرخ مناسب، تعیین گردد. مسلماً در روستاهایی که به واهایی که به واسطه مهاجرت، ظرفیت جمعیتی شان باز شده است با شهری مثل تهران که بیش از ظرفیتش مهاجر پذیرفته است متفاوت است.

اگر چه در مطلب قبلی به خطرات تک فرزندی و دوفرزندی برای خانواده ها اشاره کردم، اما در خصوص اهمیت اصلاح نرخ رشد جمعیت به لحاظ استراتژیک برای کشور، لازم است که مسئله از سوی قوای سه گانه و نهادهای فرهنگی پیگیری گردد و در سطح کلان برای حفظ منافع ملی در خصوص جمعیت، از ابزارهای قانونی، انگیزشی، آموزشی و هنری استفاده شود تا آینده کشور دچار بحران نگردد.

تأثیرات سوئی که کاهش جمعیت بر پویایی، پیشرفت و امنیت کشور میگذارد باعث شده است تا برخی کشورهای استکباری، از این روش برای تضعیف ملتها دیگر استفاده کنند و برای این کار از هیچ شیوه ای از جمله ساخت و شیوع بیماریهای کشنده، عقیم سازی ارادی از طریق فرهنگسازی و غیر ارادی از طریق غذای ناسالم و بیماری، بی میل کردن به ازدواج و فرزند آوری، به راه انداختن جنگ و… دست بزنند و بعضاً برای این اهداف سرمایه گذاری های عظیم انجام دهند تا حدی که همانها که حاضر نیستند گندم مازادشان را به کشورهای آفریقایی بدهند و به دریا میریزند، برای کنترل و کاهش جمعیت برخی کشورها سرمایه گذاریهای کلان میکنند.


nazokbin

95/9/2
2:25 ع

کم فرزندیکاهش نرخ رشد فرزندآوری یا کم فرزندی از مواردی است که تأثیرات زیادی بر جامعه، خانواده ها و افراد میگذارد که در این مطلب به صورت مختصر به تأثیرگذاری این عامل در خانواده ها خواهیم پرداخت.

کاهش نرخ جمعیت معمولاً از خانواده ها شروع میشود و غالباً خانواده هایی که دچار کم فرزندی (تک فرزندی یا دو فرزندی) هستند، آن را تشدید میکنند و این برای ایرانیان که تا دو سه دهه پیش با خانواده های پرجمعیت زندگی میکردند، تغییرات اساسی را ایجاد نموده است که در این مطلب، به این تغییرات خواهیم پرداخت:

برخلاف پیش بینی های روانشناسان، و شعارهای جامعه شناسان که برای کاهش جمعیت در دهه هفتاد مطرح شد، کم فرزندی موجب تربیت بهتر فرزندان نگردید و نسل قدیم نسبت به نسل جدیدی که در خانواده های کم جمعیت تربیت شده اند، بسیار موفق تر بوده اند، و امروز به تجربه ثابت شده است که درصد بیشتری از فرزندان امروزی که حاصل تربیت در خانواده های کم جمعیت و هزینه کردنهای بیشتر آموزشی و تفریحی هستند، لوس، تنبل، بی مسئولیت، بی ظرفیت، لجباز، تمامیت خواه، بی گذشت، بی ادب و غیرقابل تعامل هستند.

طبیعی است فرزندانی که در خانواده های تک یا دو فرزند رشد میکنند، از امکان ایجاد تعاملات عاطفی و اجتماعی به میزان زیادی محروم میشوند و این مسئله باعث شده است تا این فرزندان در فهم و تمرین مسائلی مانند ظرفیت برد و باخت، شراکت، کارگروهی، بخشش، گذشت، عذرخواهی، کنترل خشم، مدیریت احساسات، قهر و آشتی، دفاع از خود و… دچار معضلهایی گردند که غالباً در سایر محیطهای اجتماعی مانند مهدکودک یا مدرسه نیز مرتفع نمیشوند و در زندگی اجتماعی و خانوادگی این افراد در آینده اثرات خود را برجای خواهند گذاشت.

فرزندانی که در خانواده های تک فرزند یا دو فرزند تربیت میشوند، غالباً تمام وقت و ذهن و سرمایه والدین را به چگونگی تربیت و پیشرفت خود معطوف میکنند تا حدی که این موضوع به محل مناقشه و اختلاف والدین تبدیل میگردد که پس از درک این مسئله از سوی فرزندان، تلاش خواهند کرد تا از این نقطه ضعف در خانواده، نهایت استفاده را بنمایند و بعضاً برای رسین به خواسته های خود، والدین را در برابر هم قرار دهند. در چنین خانواده هایی، زن و شوهر بیش از این که به یکدیگر محبت کنند، وارد یک رقابت در جلب محبت و توجه فرزند خود میشوند و این مسائل در بسیاری موارد موجب سردی روابط والدین میگردد.

تک فرزندیاز تبعات کم فرزندی ، فرزندسالاری و حکمرانی ایشان در خانواده ها است، این مسئله تا جایی پیش میرود که فرزندان خود را مالک زندگی والدین میدانند و توقع دارند والدین خانه و فرش زیرپای خود را بفروشند و برای ایشان هزینه کنند، این رفتارها باعث شده است تا والدین علی رغم داشتن فرزندان کمتر، تا خرخره زیر بار قرض و قسط خرید موبایل، تبلت، خودرو، هزینه دانشگاه آزاد، هزینه های تفریح، جهیزیه، ازدواج، تأمین مسکن و… بروند و این به معنی تلخ ماندن کام والدین دربرابر ناسپاسی ها و توقعات سیری ناپذیر فرزند است ولی در خانواده های با فرزند بیشتر، فرزندان مانع زیاده خواهی های یکدیگر میشوند و والدین هم محوریت خود را حفظ خواهند کرد.

از تبعات کم فرزندی خانواده ها این است که به تدریج خانواده ها از داشتن عمو، عمه، دایی، خاله و به تبع آن فرزندانشان هم محروم میشوند و چنین خلایی برای کسانی که از نعمت وجود این عزیزان برخورداند قابل درک است که نداشتن این عزیزان چقدر تلخ است چرا که مسلما بخشی از نیازهای عاطفی همه ما توسط چنین اقوام نزدیکی تأمین میشود و استمرار وضعیت موجود باعث میشود نه تنها در آینده، فرزندان در خانه هایشان تنها باشند بلکه اقوامی هم برای دوستی و تعامل نداشته باشند.

مطمئناً یکی از مهمترین نتایج خانواده های تک و دو فرزند هم اکنون در بالا رفتن سن ازدواج و افزایش نرخ طلاق قابل مشاهده است، که این دوعامل خود در تشدید تحدید جمعیتی مؤثر خواهد بود. فرزندانی که تنها امید والدین هستند هم دیر برای ازدواج آماده میشوند و هم والدین دیر به ازدواجشان رضایت میدهند و پس از ازدواج نیز به دلیل عدم تربیت مناسب برای تعامل با همسر، به راحتی در مواقع اختلاف با همسر، خانواده را به بن بست میرسانند که این تنشها غالبا با دخالت والدینی که تعصب زیادی روی تک فرزندان خود دارند همراه میشود و به جای این که به آشتی ختم شود، به راحتی به نقطه جدایی و طلاق می انجامد.


nazokbin

95/9/2
2:23 ع

لوایح ضدایرانی کنگره آمریکابهرام قاسمی، سخنگوی وزارت خارجه درباره لوایح ضدایرانی کنگره آمریکا امروز (95/9/1) گفت:

«لوایح کنگره آمریکا، ناشی از مشکلات و تحولات سیستم سیاسی داخلی آمریکا است. در یکسال گذشته پس از برجام حدود شصت لایحه و طرح بود که می‌توانست در صورت نهایی شدن و طی مراحل قانونی به نوعی ناقض برجام باشند. اما تا طی شدن مراحل قانونی منتظریم، ما طرح و برنامه و گزینه های خود را داریم تا در زمان لازم اگر نیاز بود اقدامات متناسب را اجرا کنیم. این طرح‌های کنگره را جدی نمی‌گیریم ا‌ما اگر جدی شوند، برخورد لازم را با آنها خواهیم داشت؛ ما بر سر منافع مردم و کشور سازش نخواهیم کرد و اگر لازم باشد برای دفاع از این منافع بهای لازم را می پردازیم./ما به دلایل فکری و عقیدتی خود تلاش داریم تعهدات خود را تا جایی که دیگران رعایت کنند، انجام دهیم. برجام یک تعهد چندجانبه است که در زمان خود نقشش را ایفا کرد، تا زمانی که دیگران پایبند باشند، ماهم پایبندیم.»

آقای قاسمی! این که لوایح ضدایرانی کنگره آمریکا را ناشی از مشکلات و تحولات سیستم سیاسی آمریکا میدانید خود ناشی از ضعف برجام است که برخلاف ادعاهای دولتمردان نتوانست به مثابه سندی باشد که مسائل داخلی آمریکا بر شیوه اجرای آن تأثیر نگذارد، پس قبل از این که مشکلات و تحولات سیستم داخلی آمریکا را مقصر بدانید، باید به بطلان ادعای دوستانتان در دولت درباره غیرقابل خدشه بودن آن توسط دولتهای بعد اعتراف کنید، برجامی که هر کدام از کشورهای امضا کننده آن ظرف کمتر از 2 ماه میتواند با ادعای نقض طرف دیگر و بدون ارائه سند و مدرک، آن را یک سویه نقض کند، برجامی که استمرارش منوط به امضاهای رئیس جمهور وقت آمریکا در مقاطع 120 و 180 روزه است، برجامی که ابتدا طرف مقابل را به تمام خواسته هایش رساند و سپس به او فرصت داد تا تعهداتش را با کندی، کارشکنی و بدعهدی مواجه سازد، برجامی که به دلیل ابهامات و حفره های آن امکان تأویل به رأی و فرار را به طرف مقابل میدهد، برجامی که جسم و روحش جدا هستند و به شیوه ای نوشته شده است که روحش مخدوش باشد بدون این که به جنازه اش آسیبی برسد، خودش از مهمترین موانع استفاده از امتیازاتی است که در ازای پرداخت بهای سنگین مندرج در برجام، میبایست از آنها بهره مند میشدیم.

سخنگوی محترم وزارت خارجه! مصاحبه شما این معنی را در ذهن متبادر میکند که پایبندی الان ما به برجام به دلیل پایبندی طرفهای دیگر برجام و به خصوص آمریکا به آن است! حال این که شخص رئیس جمهور تا وزیر امور خارجه تا رئیس بانک مرکزی، رئیس سازمان انرژی هسته ای، رئیس کمیته برجام و سایر دولتمردان، به عهدشکنی و کارشکنی طرف مقابل در اجرای تعهداتش اعتراف کرده اند و این اظهارات شما مبنی بر این که ما منتظر نهایی شدن این مصوبات هستیم، خودش ایراد اساسی دارد چرا که اولاً اینها نهایی بشوند یا نشوند، موجب بالا رفتن ریسک همکاری و تعامل سازنده شرکتها و کشورهای دیگر با ایران گردیده اند و خود نقض برجام حساب میشود، ثانیاً لوایح ضدایرانی کنگره آمریکا در همین جا به اتمام نخواهند رسید و همین الان تعداد دیگری در دست طراحی و تصویب قرار دارد و این روند موجب ماندن ریسک تعامل با ایران برای بلند مدت خواهد شد و ثالثاً یکی از شروط نه گانه مقام معظم رهبری در اجرای برجام همین بود که هرگونه حرفی مبنی بر تحریم جدید یا ماندن ساختار تحریمها به منزله نقض برجام تلقی شود که متأسفانه دولت با جدی نگرفتن این شرط (مثل سایر خطوط قرمز و شرایط رهبری) باعث شده است تا آمریکاییها با همین طرح ها، لوایح و حرفها، مانع کاهش ریسک تعامل با ایران بشوند.

آقای قاسمی! مسلماً ادعای شما و سایر دیپلماتها و دولتمردان ما مبنی بر این که در صورت نهایی شدن لوایح ضدایرانی کنگره آمریکا ، «اقدام مقتضی» انجام خواهید داد، از چند جهت خودش به تشدید فشارهای طرف مقابل منجر خواهد شد، چرا که اولاً این اظهارات نشان میدهد که طرف مقابل هر کارشکنی که تاکنون انجام داده است، هنوز به عنوان نقض برجام تلقی نکرده اید و این به پیشروی بیشتر وی در نقض برجام خواهد انجامید، ثانیاً ترس شما از دادن اولتیماتوم به طرف مقابل برای اجرای تعهداتش و حتی ترس از به کار بردن عبارت «توقف اجرای تعهداتمان در برجام» و بسنده کردن به واژه «عبارت مقتضی» و امثال آن که میتواند «فشار ایمیلی» و یا تشدید «امان نامه» گرفتن برای کشورها و شرکتهای دیگر تلقی شود، فاقد آن بار لازم برای الزام طرف مقابل به پایان دادن نقض برجام است و رابعاً تا زمانی که دولت این قدر اصرار داشته باشد برجامی را که برد برد بودنش در روز اول هم محل تردید بود را با وجود تمام کارشکنی ها و منافع «تقریباً هیچش»، ابر و ماه و خورشید و فلک و نعمت و باد و … بداند، توقع استیفای حقوق ایران در برجام و گردن نهادن طرف مقابل به آن، خیالی واهی خواهد بود.


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
دولت ، سیاسی ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، صدا و سیما ، هاشمی رفسنجانی ، رسانه ، تورم ، مقام معظم رهبری ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، اعتقادی ، مشایی ، تحریم ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، عدالت ، قوه قضاییه ، انقلابی ، تولید ، اقتصادی ، آمریکا ، علی لاریجانی ، برجام ، مجلس ، بصیرت ، رابطه با آمریکا ، رشت ، گیلان ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، خانواده ، غرب ، فرهنگی اجتماعی ، عفاف و حجاب ، استاد مصباح ، روحانیت ، بهره وری ، انقلاب ، مذهبی ، هاشمی ، بانک ، جبهه پایداری ، مهدی هاشمی ، سعید جلیلی ، کارمند ، علی مطهری ، مسکن مهر ، اجرای برجام ، سران فتنه ، اصلاح طلبان ، تحلیل های اقتصادی ، شورای نگهبان ، امام خمینی (ره) ، جواد ظریف ، سوریه ، ماهواره ، طنز ، استقلال ، انتقاد پذیری ، مدیریت و ایمنی ، ارز ، اسرائیل ، استکبار ستیزی ، انتخابات مجلس ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، سیاست ، فساد بزرگ اقتصادی ، هنر ، انتخابات آزاد ، سران قوا ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، نرخ رشد جمعیت ، ولایت فقیه ، انتقاد ، بانک ، تحریف انقلاب ، تهاجم فرهنگی ، توافق نهایی هسته ای ، سبک زندگی ، ظریف ، مذاکره کنندگان هسته ای ، نرمش قهرمانانه ، اصولگرایی ، بدعهدی آمریکا ، سینما ، مدیریت ، مردم ، کارگر ، انقلابی گری ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
سرچشمه ادب و عرفان تراوشات یک ذهن زیبا بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا داروخانه دکتر سلیمی رضویّون عاشق آسمونی رقصی میان میدان مین یا صاحب الزمان (عج) پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) ساعت یک و نیم آن روز یادداشتهای فانوس من وآینده من پژواک همه چیز آماده دانلود نمکستان بادصبا سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات حدیث منتظران قائم (عج) علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی هــم انــدیشـی دینــی مهاجر آسمون آبی چهاربرج ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است کانون فرهنگی شهدا نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه