لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

95/4/5
7:6 ع

227618کارگروه اقدام مالی روز جمعه اعلام کرد که نام ایران همچنان در فهرست کشورهای پرخطر این نهاد به لحاظ پولشویی و حمایت از تروریسم باقی مانده است لیکن به دلیل تعهدات جدید ایران، تا مدت یک سال اقدامات تنبیهی علیه ایران را به حالت تعلیق درآورده است به نوعی که در این گزارش آمده است:

«کارگروه اقدام مالی از تصویب و تعهد سیاسی سطح بالای ایران به یک برنامه اقدام برای رفع کمبودهای مربوط به مبارزه با پولشویی و مقابله با حمایت از تروریسم و همچنین تصمیم این کشور برای دریافت کمک‌هی فنی برای اجرای این برنامه اقدام، استقبال می‌کند. به همین جهت کارگروه اقدام مالی اقدامات تقابلی (تنبهی) را برای دوازده ماه به حالت تعلیق درآورده تا بر روند اجرای برنامه اقدام نظارت کند. در صورتی که در پایان این دوره، کارگروه اقدام مالی به این جمع‌بندی برسد که ایران پیشرفت لازم را در اجرای برنامه اقدام نداشته، اقدامات تقابلی کارگروه اقدام مالی بار دیگر اعمال خواهند شد. اگر ایران در این دوره به تعهدات خود ذیل برنامه اقدام عمل کرده باشد، کارگروه اقدام مالی گام‌های بعدی در این ارتباط را بررسی خواهد کرد.»

همانطوری که می بینید، اجرای این تعهدات هم مسئله را فیصله نمی دهد و تازه پس از این تعهدات، کارگروه اقدام مالی گام های بعدی را بررسی خواهد کرد! گویا دولت پذیرفته که کشور را به نحوی زیر ذره بین این کارگروه قرار دهد که نگرانی های اصلی ایشان که همانا کمک به محور مقاومت، مبارزه با جریان های تکفیری و حمایت از فلسطین و سایر ملت های مظلوم منطقه است را مرتفع سازد! که اگر حل پرونده هسته ای از سوی آژانس را برجام هسته ای نامیدند، رقصیدن به ساز کارگروه اقدام مالی را می توانیم برجام منطقه ای بخوانیم. البته ظاهراً هدف اصلی دولت در برجام منطقه ای ، امکان استفاده از مزایای برجام هسته ای است که با کارشکنی و گروکشی آمریکا به بن بست انجامیده که این خود دلیل معتبری است برای عدم اطمینان به مسیری که آمریکا،‌ ایران را به آن میکشاند، دلیلی که حتی برای آنها که به آرمان های انقلاب اعتقاد ندارند هم می تواند قانع کننده باشد.

البته هیچ ایرانی از شفافیت و سلامت اقتصادی بدش نمی آید و اتفاقا به دولت انتقاد داشتیم که چرا شفافیت اقتصادی را به سرک کشیدن در زندگی مردم توصیف کرده است، اما اگر قرار باشد این شفافیت، در قالب امتیاز دهی به آمریکا و تحت نظارت کسانی باشد که به دنبال قطع کردن دستهای قدرتمند و یاری رسان ایران در منطقه هستند، مسلماً اگر نگوییم خیانت صورت گرفته، مسلماً اقدامی بسیار غلط و نابجا انجام شده و مصداق عینی نقض مواد متعدد از قانون اساسی چه در خصوص سیاست خارجی، چه قاعده نفی سبیل و چه استقلال کشور رخ داده است و این همه عقب نشینی، تازه در شرایطی است که کارگروه اقدام مشترک در نهایت گزارش خود به همه کشورهای دنیا و مؤسسات مالی هشدا می دهد:

«ایران تا زمان تکمیل کامل برنامه اقدام، همچنان در بیانیه عمومی کارگروه اقدام مالی باقی خواهد ماند. تا زمانی که ایران اقدامات لازم برای رفع کمبود‌های شناسایی شده در برنامه اقدام را انجام نداده، کارگروه اقدام مالی نسبت به ریسک ناشی از حمایت مالی از تروریسم از داخل ایران و تهدیدی که برای سیستم مالی بین‌المللی ایجاد می‌کند، نگران خواهد بود. به همین جهت، کارگروه اقدام مالی، از اعضای خود می‌خواهد و به تمام دیگر کشورها توصیه می‌کند که همچنان به موسسات مالی خود پیشنهاد کنند که در رابطه و مبادله با افراد حقیقی و حقوقی در ایران، بر اساس توصیه شماره 19 کارگروه اقدام مالی، هوشیاری لازم را به خرج دهند. کارگروه اقدام مالی به ایران توصیف می‌کند که به طور کامل نواقص مربوط به مبارزه با پولشویی و مقابله با حمایت از تروریسم را برطرف کند، به خصوص موارد مربوط به حمایت مالی از تروریسم را.»

و این یعنی اگر تاکنون عائدی ایران از برجام هسته ای «تقریباً هیچ» بود، تا مدت نامعلوم این «تقریباً هیچ» تمدید و در ظرف برجام منطقه ای هم ادامه خواهد یافت و حال سؤال جدی این است که آیا دولت در قبالِ دادن این تعهد خطرناک خارجی، مراحل قانونی آن اعم از اخذ مجوز مجلس شورای اسلامی، مصوبه شورای امنیت ملی و اخذ امضای رهبری را طی کرده است؟! که با توجه به مخالفت صریح رهبری در خصوص برجام های 2 و 3، این امر کاملا بعید به نظر می رسد و شاید لازم باشد این بار رفتارهای دولت از دریچه ای غیر از ندانم کاری، سهل اندیشی و خوش خیالی مورد بررسی قرار گیرد!


nazokbin

95/4/5
7:5 ع

19sarbazدر ابتدا درگذشت تلخ 19 سرباز وطن در اثر سانحه سقوط اتوبوس به دره را به خانواده و دوستان شان و همه مخاطبان بزرگوار تسلیت می گویم.

واما به غیر از ابعاد انسانی و احساسی این ماجرای تلخ، ابعاد دیگری نیز وجود دارد که باعث گردیده تا این خبر به سرعت در شبکه های اجتماعی و رسانه های کشور با حواشی زیادی اعم از تشکیل کمپین های مختلفِ بازخواست، انتقاد و تسلیت منعکس گردد که در خصوص همه این موارد چند نکته را تقدیم می نمایم:

  • برخی از انتقادات به نحویست که این سانحه را ناشی از سوء مدیریت و یا حتی غرض ورزی اعلام کردند که لازم است مثل تمام حوادث و سوانح مشابه و حتی به صورت جدی تر، این سانحه و دلایل و ریشه هایش بررسی و با عوامل خاطی برخورد و تدابیری اندیشیده شود که جلوی حوادث مشابه تا حد امکان گرفته شود. لذا اگر در این خصوص مطالبه گری بدون قضاوت عجولانه و تنها با مطالبه گری و با ادبیات منطقی و منصفانه انجام گیرد مانعی ندارد.
  • در حالی که هنوز ریشه های این حادثه واقعا مشخص نشده اند، مقصر تراشی از فرمانده های ارشد نظامی که در این یکی دو روزه مشاهده می شود فاقد وجاهت منطقی و کارشناسی است و گویا بیشتر ناشی از حب و بغض های قدیمی است که مسلما باعث میشود این سانحه دردناک هم مورد سوءاستفاده های سیاسی و مظلومیت بیشتر این سربازان عزیز قرار گیرد.
  • با توجه به ماهیت دوران خدمت نظام وظیفه، مسلماً برخی از سختی ها و سخت گیری ها در این دوران بخشی لاینفک دوره های آموزش دفاعی است و باعث شکل گیری شخصیت نیروهای تحت آموزش می گردد تا حدی که این دوره را از قدیم مایه ساخته شدن شخصیت جوانان و مرد شدنشان میدانستند؛ اگر چه نمیخواهم این مفهوم را به طور کامل تایید کنم ولی بالاخره این مهم است که ماهیت سختی، سختگیری و انضباط دوره نظام وظیفه را به خشونت و مردم آزاری تعبیر نکنیم و البته این ها مانع نمی شود که در خصوص استاندارد سازی این دوره ها، اقدام لازم صورت نگیرد.
  • این که برخی از افراد و کمپین ها، به خاطر برخی مخالفت های علما و مراجع در زمان رضاخان با خدمت نظام وظیفه، آن را نامشروع تلقی میکنند مسلماً غلط است، چرا که مقایسه خدمت به نظام طاغوت و استبدادی که تحت سلطه بیگانه قرار دارد با خدمت به نظام اسلامی که به دنبال کسب آمادگی در برابر سلطه بیگان است بسیار متفاوت است و اگر این آمادگی به حضور جوانان که هیچ، به حضور سالخوردگان هم نیازمند شود میتواند به یک واجب تبدیل گردد.
  • باوجود دلایل منطقی و شرعی برای پذیرش خدمت نظام وظیفه، اما این که بیندیشیم این امر در همه شرایط و با تمام ابعاد باید بدون تغییر بماند هم صحیح نمی تواند باشد. هم اکنون برخی از کارشناسان اجتماعی، باوجود مساعدت هایی که درباره خدمت نظام وظیفه متأهلین وجود دارد، آن را از موانع ازدواج در سن مناسب و فرزندآوری قلمداد میکنند که صحیح هم هست، چرا که حتی اگر یک دانشجو بتواند در زمان دانشجویی ازدواج کند، به دلیل سختی های دوران خدمت نظام وظیفه، به اندازه مجموع طول مدت تحصیل و طول مدت خدمت سربازی، از ازدواج دور می شود و بالا رفتن سن ازدواج و عوارض اجتماعی آن و کاهش فرزندآوری معضلاتی نیستند که قابل چشم پوشی باشند.
  • هم اکنون بسیاری از کشورهای دنیا از خدمت سربازی اجباری به سمت تشکل نیروهای نظامی متخصص حرکت کرده اند، یعنی به جای این که به کمیت بالای سرباز و استفاده سیاه لشگری از ایشان در بخشهای مختلف نظامی و حتی اداری بیندیشند، نیروهای نظامی متخصص و کیفی تر را که داوطلبانه و از روی میل و اراده به نیروهای نظامی وارد میشوند را به کارگیری میکنند که مسلماً می توان تا حدودی از تجارب این کشورها استفاده کرد اما باید تفاوت های ملی و منطقه ای خودمان را نیز لحاظ نمود تا به یک مدل بومی مناسب دست یابیم که هم ابتدائیات آموزش نظامی در یک مدت کوتاه مثلا 3 ماهه یا در خلال دوران تحصیل به همه جوانان کشور ارائه گردد و هم پس از آن، فرصت جذب داوطلبانه نیروها مهیا گردد.

nazokbin

95/4/5
7:2 ع

shobhehآقای مهدوی فر که چندبار خطاب به رهبری نامه های جسورانه نوشته اند، این بار علیه سردار سلیمانی دست به قلم شده است و به بهانه هشدار این سردار رشید اسلام به رژیم آل خلیفه، اتهامات متعددی را بیان داشته است که در ادامه پاسخ نامه مهدوی فر به سردار سلیمانی ارائه می گردد:

1- ایشان در اعتراض خود به سردار سلیمانی گفته است که مگر کشور رهبر و رئیس جمهور و… ندارد که سردار دخالت کرده است و حال این که اگر این منطق صحیح باشد باید به خود مهدوی فر گفت: مگر کشور مسئول ندارد که شما به سخنان سردار اعتراض میکنید؟! اگر لازم بدانند خودشان معترض خواهند شد! و مگر قرار است چون کشور مسئول دارد هیچ کسی درباره هیچ چیزی موضع نگیرد؟!

2- مهدوی فر میگوید مگر بحرینی ها از حصر سران فتنه اعلام انزجار کردند که سردار سلیمانی در خصوص شیخ عیسی قاسم موضع گرفته است!؟ و حال این که گویا مهدوی فر اینقدر غرق حمایت از فتنه بود که فراموش کرده است بارها سعودی ها و نوچه هایشان درکنار آمریکا و انگلیس از فتنه و فتنه گران حمایت های مختلف کردند! کاش مهدوی فر اینقدر که برای آل خلیفه غیرت دارد برای ایران هم غیرت داشت.

3- مهدوی فر، سردار را بازخواست میکند که چرا قرار است برود با جنگ و خونریزی کشوری را اسقاط کند! و حال این که حاج قاسم اصلا چنین چیزی نگفته است بلکه به این رژیم بابت مقاومت درونی مردم بحرین هشدار داده است، جالب است که او با این فرض دروغ، کلی هم مرثیه سرایی میکند و رسما در چند بند او را به جنگ طلبی متهم میکند!

4- ایشان میگوید تجربه اعدام شیخ نمر ثابت کرد که دخالت افراطیون (حمله به سفارت عربستان9 به ضرر مظلومان است و حال این که این حمله پس از اعدام بود و تا قبل از اعدام نیز خود دولت و شخص هاشمی تلاش کردند با مذاکره و خواهش عربستان را راضی کنند از اعدام وی چشم بپوشد و این نشان میدهد که تزلزل و تذبذب نه تنها فایده ندارد بلکه موجب ناامیدی ملتهای مظلوم است.

5- مهدوی فر نه تنها برای رژیم بحرین بلکه برای رژیم سعودی هم مظلوم نمایی میکند و حمله به سفارت عربستان را که از سوی مسئولان نظام و شخص رهبری محکوم شد را عامل تعطیلی حج قلمداد میکند و حال این که اساسا دولت از همان موقع که قضیه سهل انگاری رژیم سعودی درخصوص محاکمه و مجازات عاملان تجاوز به دو نوجوان ایرانی مشاهده شد باید حج و رابطه با عربستان را محدود میکرد نه این که منتظر فاجعه منا، عدم صدور روادید برای ظریف، کاهش خصمانه قیمت نفت، حمایت از داعش و ناامن کردن منطقه هم بماند و با تذبذبشان موجب هیجانی شدن فضا و هجمه به سفارت عربستان شود.

6- نامه مهدوی فر به سردار سلیمانی در ادامه می کوشد جنگ تحمیلی را مثال بزند تا اثبات کند جنگ طلبی کار خوبی نیست، جالب این که او خود را رزمنده و جانباز هم معرفی میکند و با این وجود واقعیت جنگ تحمیلی را به نوعی تحریف میکند که انگار نه انگار ایران مدافع و مظلوم در برابر بسیاری از کشورهای متخاصم بود!

7- مهدوی فر در ادامه بیش از پیش کینه اش نسبت به انقلاب را نشان میدهد و رژیم مستبد و منحوس بحرین را با انقلاب اسلامی ایران که برخاسته از رأی مردم و باقی بر اعتماد ایشان است مقایسه میکند و برای این امر، برخورد رژیم مستبد آل خلیفه با مردمش را که هیچ احترامی برای آرایشان قائل نیست را با ایستادگی نظام به پای آرای مردم در برابر بازندگان بی ظرفیت انتخاباتی مقایسه میکند!

8- مهدوی فر در ادامه سوال می کند «شما در کشور سوریه از حرم دفاع می‌کنید یا از حکومت بشار اسد؟» گویا او نمی فهمد که در صورت تسلط داعش بر سوریه و عراق، هجمه به حرمهای مطهر معصومین در اولویت ایشان خواهد بود! و نمی فهمد که دفاع از محور مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی، مقابله با غاصبان اولین حرم امن الهی و قبله مسلمین نیز هست و بازهم نمی فهمد که داعش اگر بر منطقه مسلط شود، نه تنها حرم ائمه، بلکه حرم خانه مهدوی فرها هم در معرض تعدی قرار خواهد گرفت.

9- مهدوی فر برای تخریب وجهه سپاه از حقوق سردار سلیمانی می پرسد! او میکوشد رشادت های سردار سلیمانی و امثال او را به مسائل مالی پیوند بزند که البته اینقدر این اتهام رذیلانه است که بعید میدانم هیچ ایرانی غیوری برای رد آن نیاز به توضیح داشته باشد.


nazokbin

95/4/3
9:56 ص

نرخ سود بانکیدیروز دولت اعلام کرد که نرخ تورم تک رقمی شده است که این مطلب با دو واکنش عمده مواجه شد، تعداد زیادی از روزنامه های حامی دولت ادعا کردند که بعد از 25 و حتی 26 سال تورم تک رقمی شده است که در پاسخ به این ادعا و برخی از واکنش های منتقدان دولت، چند مورد تقدیم میگردد:

1- تورم در مقطعی از سال 88 نیز تک رقمی شده بود که در نهایت تورم سالانه (ابتدا تا انتهای سال) 88 حدود 11 درصد تمام شد و از این لحاظ، ادعای این روزنامه ها مبنی بر این که نرخ تورم میانگین بعد از 25 یا 26 سال تک رقمی شده، اشتباه است، البته اگر تورم سالانه ابتدا تا انتهای سال 95 در نهایت تک رقمی بماند، این امر نسبت به تورم سالانه 88 که در نهایت دو رقمی ماند، ویژه خواهد بود.

2- سیر نزولی تورم با توجه به رکودی که 4 وزیر آن را نزدیک به بحران نامیدند و صادق زیباکلام آن را وحشتناک و بی سابق خواند، نشان از استمرار رکود و تشدید آن دارد و از این لحاظ روند فعلی کاهش تورم واقعا یک مزیت نیست به خصوص که اگر در مقام قیاس بخواهیم درآییم، تک رقمی شدن تورم در مقطعی از سال 88 همراه با تحمیل رکود بر اقتصاد کشور نبود.

3- ایجاد رکود شدید در کنار تورم پایین همان قدر برای اقتصاد کشور مضر است که تورم بالای بدون رکود زیان بار است لذا دولت و حامیانش بهتر است که با پوشاندن روی شاخص رکود، صرفا شاخص تورم را به مردم نشان ندهند که این امر مسلما با آنچه که مردم از وضعیت اقتصاد کشور درک میکنند منافات دارد.

4- این که معدودی از منتقدان دولت، تک نرخی شدن تورم را زیر سوال بردند هم صحیح نبود و قبلا هم رهبری فرموده بودند که نباید آمارهای رسمی کشور را زیر سوال برد، البته این که اعلام برخی از شاخصهای اقتصادی کشور مثل شاخص رشد اقتصادی، بعضا با تأخیر یا تعلل یا عدم شفافیت همراه می شود واقعا قابل انتقاد است.


nazokbin

95/4/3
9:54 ص

نقدی به کاهش 2 درصدی نرخ سود بانکییکی از عوامل بسیار موثر در تورم و رکود کشور، نرخ سودهای سپرده و تسهیلات بانکی است، این نرخ ها به لحاظ علمی باید با یک تفاوت اندک (تحت عنوان کارمزد) و متناسب با نرخ تورم تعیین شوند تا ضمن این که حق العمل بانکها از محل جمع آوری نقدینگی و بازتوزیع آنها بین بخشهای متقاضی تأمین شود، گردش سرمایه و نقدینگی نیز به صورت مفید و مناسب در کشور صورت گیرد. نرخ سود سپرده و تسهیلات باید به نحوی تعیین گردد که هم نقدینگی مازاد را جمع آوری کند و هم مانع ورود نقدینگی به بخشهای مولد مانند تولید و مسکن و بورس و… نشوند.

اگر نرخ سود بانکی خیلی کمتر از نرخ تورم تعیین گردد عملاً نقدینگی به بازار و بخشهای غیر مولد و حتی مخرب سرازیر شده و موجب جهش تورمی می شود، همانطوری که در دولت دهم شاهد آن بودیم و اگر نرخ سود بانکی بالاتر از نرخ تورم تعیین گردد، همانطوری که در دو سال اخیر نظاره گر آنیم، عملا نقدینگی به سمت بانکها هجوم می برد و بخش های تولید، بورس، بازار، مسکن و… از نقدینگی بی نصیب مانده و دچار خسران و رکود میشوند.

دولت دهم کشور را با تورم 41% نقطه به نقطه و 36% سالانه به دولت یازدهم تحویل داد و دولت جدید فوراً نرخ سود بانکی را به نرخ تورم نزدیک کرد تا ظرف یک سال، نرخ تورم از نرخ سود بانکی کمتر شود ولی عملاً اقدامی برای کاهش متناسب نرخ سود بانکی در این 2 ساله انجام نشد که در آخرین گام هم بانکها توافق کردند تا 3 درصد نرخ سود سپرده را بکاهند بدون این که نرخ سود وام را تغییر دهند تا این که آقای سیف، رئیس کل بانک مرکزی امروز گفت:

«همانطوری که بانک‌ها برای کاهش نرخ سود سپرده اقدام کردند، اگر به موقع برای کاهش سود تسهیلات هم عکس‌العمل نشان دهند، بانک مرکزی دیگر ورود نخواهد کرد و در غیر اینصورت، بانک مرکزی متناسب با کاهش سود سپرده، نرخ سود تسهیلات را هم کاهش می‌دهد.»

اظهارات فوق نشان می دهد که دولت به بانکها اختیارات ویژه ای برای کاهش و یا افزایش سود بانکی داده است تا حدی که صرفا بر تناسب نرخ سود سپرده و سود تسهیلات تکیه دارد که این اختیارات ویژه به مسئولان بانکها (که اکثراً با لابی مراکز قدرت تعیین می شوند و قدرت زیادی دارند) باعث شده است تا بانکها بجای این که در خدمت صنعت، مسکن، بازار و… باشند، به رقیبی سرسخت برای آنها تبدیل شوند، چرا که هیچ کدام از این بخش ها نمی توانند به اندازه بانکها سودآور باشند و از سوی دیگر، دریافت تسهیلات گران قیمت بانکی نیز برای این بخشها صرفه اقتصادی ندارد و حاصل جمع اینها می شود همین رکود مطلق که در تولید، مسکن، صنعت، بورس و بازار شاهدیم.

حمایت دولت از یکه تازی بانکها اینقدر ایشان را جسور کرده که در اقدامی بی سابقه، سود سپرده را کاهش دادند بی آن که به نرخ سود تسهیلات دست بزنند و این یعنی نرخ کارمزد خود را حدودا دو برابر کردند؛ از سوی دیگر همین نرخ سود سپرده جدید هم هنوز 5 درصد از نرخ تورم بالاتر است و این یعنی کاهش نرخ سود سپرده موجب حرکت نقدینگی به سمت صنعت، تولید و بازار نمیتواند باشد و متأسفانه رئیس کل بانک مرکزی همچنان منتظر است تا شاید خودشان دلشان به رحم آید و نرخ سود تسهیلات را کاهش دهند!

پیشنهاد میشود دولت برای خروج از رکود فعلی به رونق اقتصادی 4 مسئله را رعایت کند:

1- نرخ سود سپرده را به تورم نزدیکتر کند تا تنها نقدینگی مازاد به بانکها جذب شود نه نقدینگی فعالان اقتصادی که باید در تولید، مسکن، بورس و… سرمایه گذاری شود.

2- نرخ سود تسهیلات را به شکلی تعیین کند که دریافت و بازپرداخت آن برای بخشهای تولید و خدمات و بازار مفید و به صرفه باشد تا بخشهایی که هم اکنون به لحاظ نداشتن نقدینگی در تنگنا قرار دارند از این تسهیلات استفاده کنند.

3- دولت باید به منظور جلوگیری از بروز جهش تورمی، هرچه سریعتر فکری به حال این شتاب افزایش نقدینگی و عبور آن از مرز هزار هزار میلیارد تومانی نماید.

4- کاهش واردات، مبارزه با قاچاق، حمایت بیشتر از تولید ملی و در یک کلام اقتصاد مقاومتی می تواند نقش بسیار موثری در برون رفت از وضعیت فعلی رکود ایفا کند و این مهم با وجود مجریان و مشاورانی که اساسا اعتقادی به اقتصاد مقاومتی و استقلال ندارند قابل تحقق نیست.


nazokbin

95/4/2
2:22 ع

13398434_152892751789048_1913600828_nباتوجه به هشدار بی سابقه ای که سردار قاسم سلیمانی به حاکمان مستبد بحرین در خصوص شیخ عیسی قاسم بحرینی دادند، به نظر میرسد بعد از عزل دیپلمات انقلابی امیر عبداللهیان و افزایش تعلل های دستگاه دیپلماسی درخصوص مسائل منطقه که نمونه اش را در اعدام مجاهد انقلابی شهید شیخ نمر توسط رژیم آل سعود شاهد بودیم، از این پس بخشی از بار دیپلماسی انقلابی منطقه ای را هم در تکمیل مأموریت منطقه ای خود، شخصاً برعهده گرفته است.

دیروز روزنامه حامی دولت آرمان، عزل ناگهانی امیر عبداللهیان را رکب ظریف معرفی کرده بودند که این مسئله با توجه به اظهارات برخی عناصر اعتدالی، در جهت تحقق برجام2 یا همان برجام منطقه ای تلقی می گردد که البته این برجامها نیز مانند مذاکره با آمریکا، جز درخصوص مسئله هسته ای، از سوی مقام معظم رهبری به دلیل ضررها و کارشکنی های طرف مقابل (که نمونه اش را در برجام هسته ای شاهدیم)، ممنوع اعلام گردید و دولت قانوناً و شرعاً حق ورود به این صحنه را ندارد چرا که دولت تنها مکلف است در راستای سیاستهای کلی نظام به خصوص در حوزه سیاست خارجی و به ویژه مسائلی که به جنگ، صلح و امنیت کشور مربوط باشد، حرکت نماید.


nazokbin

95/4/2
2:18 ع

jahangiri

آقای اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور امروز گفته اند که:

«منابع مالی کشور برای طرح های ملی و بزرگ کافی نیست، کارشناسان طرح و نظر بدهند.»

اگر چه آقای جهانگیری از مشکلات دولت در تأمین منابع مالی کشور سخن میگویند، ولی به نظر ما ایشان در حال شکسته نفسی هستند چرا که مانند آفتاب تابان روشن است که طبق نظر خود دولتمردان، این همه رئیس جمهور، معاون رئیس جمهور، نخست وزیر و وزیر خارجی که پس از برجام به کشور آمدند، میلیاردها دلار در کشور سرمایه گذاری کرده اند و تازه این به غیر از آن میلیاردها دلار پول های آزاده شده کشور است که قبل از اجرای برجام بلوکه بودند و به قول آقای عراقچی بعد از برجام آزاد شده اند و باز هم این به غیر از مساعدت های بانک های خارجی در پسا برجام است که دولت می تواند از طریق آنها مبالغ زیادی تسهیلات بانکی برای طرح های خود تأمین نماید و بازهم این ها به غیر از آن هزارتا هزارتا ال سی است که از سوی بانک های خارجی به صورت روزانه برای کشور گشوده می شود و باز هم این ها به غیر از چند برابر شدن فروش نفت و درآمد نفتی است که به یمن برکت حضور ژنرال زنگنه عائد کشور شده است و باز هم این ها به غیر از بهره وری ناشی از حسن مدیریت این دولت است که هزینه های سوءمدیریت را نسبت به دولت قبل صفر کرده است و این ها نیز غیر از هزینه های کمتر دولت برای تأمین نیازهای کشور به لحاظ کاهش هزینه های کشتیرانی و حمل و نقل و بیمه و دور زدن تحریم ها است و بازهم اینها به غیر از چند مرحله یارانه آزاد شده است که هیچ مبلغی تحت عنوان یارانه نقدی به ازای آنها از جیب دولت به حساب مردم واریز نشده است و بازهم اینها به غیر از آن نقدینگی هزار هزار میلیاردی است که دولت به کشور تزریق کرده است، لذا بعید میدانیم که دولت واقعا برای تأمین منابع مالی طرح های خود دچار مشکلی باشد و احتمالا تنها از روی تواضع و فروتنی در حال شکسته نفسی هستند!! مگر می شود بعد از برجامی که خدا آورد و کلیدی که روحانی در هوا چرخاند و ژنرال هایی که در کشور مسئولیت یافتند، دولت هنوز معطل تأمین منابع مالی طرح های خود باشد؟! هیهات اگر بتوانیم این ها را باور کنیم!!


nazokbin

95/4/2
2:16 ع

275327_152

شبهه:
چگونه است که با این همه نمازخوان و حاجی و اهل مسجد و روحانی و… هنوز 313 یار امام زمان(عج) فراهم نشده است تا ظهور کند؟!

پاسخ شبهه:
تجربه تنها ماندن پیامبران و ائمه هدی که موجب ناکامی شان در تحقق مدینه فاضله و نهایتاً شهادت بسیاری از ایشان شد، یک پاسخ مناسب است برای کسانی که متوجه لزوم حضور یاران وفادار و صدیق برای حضرت بقیه الله(عج) نیستند، و البته مراد از 313 یار امام زمان(عج) تنها 313 نمازخوان، مسجدی، حاجی، کربلایی و روحانی نیست که اگر بود، در عصر همه ائمه هدی این تعداد و خیلی بیشتر از این تعداد یار وجود داشت، بلکه مراد 313 یار مانند مالک و سلمان و ابوذر است، مراد 313 یار مثل یاران صدیق امام حسین (عج) است، به منظور درک بهتر این مسئله، از شما دعوت میکنم به روایت زیر توجه فرمایید:

مأمون رقّی نقل می‌‌کند: خدمت امام صادق(ع) بودم که سهل بن حسن خراسانى وارد شد، سلام کرد و نشست. سپس گفت ای فرزند رسول خدا! چقدر شما رئوف و مهربان هستید. شما امام هستید، چرا دفاع از حق خود نمى‌‌کنید با این‌‌که بیش از صد هزار شیعه آماده نبرد دارید.
امام(ع) فرمود: «خراسانى بنشین، خوش آمدی». سپس به خدمت‌کار فرمود: «تنور را روشن کن!».
خدمت‌کار امام(ع) تنور را روشن کرد. و امام(ع) رو به مرد خراسانى نموده، فرمود: «داخل تنور شو!».
خراسانى با التماس گفت: ای فرزند رسول خدا! مرا با آتش مسوزان. از جرم من در گذر، خدا از تو بگذرد.
امام(ع) فرمود: «تو را بخشیدم».
در این هنگام هارون مکى وارد شد در حالی‌که کفش خود را با دست گرفته بود، گفت: «السلام علیک یا ابن رسول اللَّه».
امام(ع) فرمود: «کفش­هایت را بیانداز، برو داخل تنور بنشین!».
هارون مکی، کفش­هایش را انداخت و در داخل تنور نشست.
در این هنگام امام(ع) با مرد خراسانی به سخن­گفتن پرداخت و مانند کسی که در خراسان بوده از جریان‌هاى آن منطقه خبر داد. سپس فرمود: «خراسانى برو ببین در تنور چه خبر است».
خراسانی می‌گوید: به جانب تنور رفتم، دیدم هارون مکی چهار زانو در تنور نشسته است. بعد از تنور خارج شد، و به ما سلام کرد.
امام(ع) فرمود: «از اینها در خراسان چند نفر پیدا مى‏شود؟!»
خراسانی گفت: به خدا قسم! یک نفر هم نیست.
امام(ع) فرمود: «به خدا یک نفر هم پیدا نمى‏شود، ما زمانى که پنج نفر یاور مانند این (هارون مکی) نداشته باشیم قیام نخواهیم کرد، ما خودمان موقعیت مناسب را بهتر می‌دانیم».

و بحث دیگر این که اگر چه حضور 313 یار امام زمان (عج) که بعضا با رجعت باز میگردند، لیکن تکمیل این 313 نفر شرط کافی نیست بلکه شرط لازم است و البته شرایط دیگری هم وجود دارد که آنها نیز باید محقق شود که از جمله آنها وجود مطالبه عمومی و عدالت خواهی است، لذا به صرف این که چون ظهور رخ نداده، نمیتوان گفت که آن 313 نفر پیدا نشده اند بلکه ممکن است این شرط محقق شده باشد ولی سایر شرایط هنوز عملی نشده باشد و اتفاقا وقتی که نگاهی به علمای راستین و برخی از شهدای گرانقدر و مخلص انقلاب اسلامی و دفاع مقدس می کنیم، می بینیم که این افراد بعضا بدون این که امام زمان(عج) را دیده باشند چگونه در مسیر امام زمان(عج) گام برداشته اند و یا از نائبش تبعیت محض کرده اند و به این لحاظ واقعاً این تصور که این 313 نفر و بیش از آن تا کنون موجودیت یافته باشند، اصلا دور از ذهن نیست و این امر اهمیت شرایط دیگر ظهور را در حال حاضر به خوبی اثبات می کند.


nazokbin

95/4/2
2:14 ع

2018-1قاضی زاده هاشمی، وزیر بهداشت طی نوشته ای از افشای حقوق های کلان گلایه می کند و پس از بیان تاریخچه افشای حقوق های کلان در اول انقلاب اینچنین می نویسد:

«در مباحث اخیر نیز، برخی دوستان باید بدانند این شمشیری که بر پیکر انقلاب اسلامی وارد می کنند، دولبه دارد؛ درست است که از یک طرف آن روحانی و دولت او را می زنید، ولی با طرف دیگر، روحانیت و نظام را نشانه رفته اید! من معتقدم که حقوق نامتعارف، یا طبق ضوابط و مقررات پرداخت شده و یا خارج از آن. اگر مدیری طبق ضوابط موجود حقوقی دریافت داشته که نا متعارف است، راه حل این مشکل بجای آبرو بردن از او و «افشاگری های توده وار»، اصلاح آن ضوابط از مجاری قانونی است. فراموش نکنیم که دین حنیف آیین پوشیدگی است نه افشا گری؛ در این ماه که ماه بندگی است سرکشی نکنیم، با آبروی انسان ها بازی نکنیم، اعتماد مردم را بیش از گذشته به کارآمدی دین در اداره کشور سلب نکنیم و از گزند نفس اماره به خدا پناه بریم. شمشیرها را در غلاف نگه داریم و به هوش باشیم که ممکن است حرکت ما به اراده دیگرانی آغاز شده باشد که در کمین نابودی این انقلاب (که موهبت الهی است) نشسته اند. کفران نعمت نکنیم و از خشم و غضب خدا و خلق خدا بترسیم.»

که در پاسخ به ایشان عرض میکنم:

آقای وزیر! آن شمشیری که بر پیکر انقلاب ضربه میزند، افشای حقوقهای چند 10 و چند 100 میلیونی نیست بلکه وجود این حقوق هاست چرا که مدیران مرفه با حقوقهای کلان و زندگی های اشرافی بدترین زخم را هم به لحاظ شیوه مدیریت و هم از نظر اعتباری بر پیکر جامعه و انقلاب وارد می کنند. اصلاً خود شما بگویید چطور میتوان از مدیرانی که از درد و رنج مردم خبر ندارند توقع داشت برایشان چاره جویی کنند؟! از آنجا که ظاهراً دلسوز انقلاب هستید از شما می پرسم، چطور در حالی که حضرت امام خمینی(ره) حتی از سپردن مسئولیت به طبقات مرفه نهی میکردند، میتوان پذیرفت که برخی مسئولان بر سر سفره بیت المال فربه و مرفه شوند و به یکدیگر نان و روغن هم قرض دهند؟! این که شما این حقوقها را تحت این عنوان که قانونی هستند توجیه میکنند خود عذر بدتر از گناه است، چرا که ساختن بستر قانونی و نهادینه کردن و توجیه نمودن این رفتار زشت از خود این حقوق های نجومی زشت تر است. آقای وزیر! از پوشیده داشتن حقوق های کلان دفاع و افشاگری در این خصوص را تقبیح کردید ولی مگر این حقوق های کلان یک مسئله شخصی است که پوشیده داشتنش ممدوح باشد؟! این که مدیران کشور برای خودشان و دوستانشان با دست اندازی به بیت المال، برداشتهای دلبخواهی را مباح و حلال کنند یک ایراد شخصی نیست که شایسته پوشیدگی و توجیه باشد، این کار دست کردن یواشکی در جیب ملت است، اگر باور ندارید! چرا از علنی کردنش ابا دارید؟! آقای وزیر! اگر قرار است این کشور سلامت اداری و شفافیت اقتصادی را تجربه کند مطمئناً با مدیرانی که از همان ابتدا در خصوص شفایت حقوق خود مشکل دارند این امر قابل تصور نیست، بدانید که اگر مدیران و مسئولان تنها مشکلات سرمایه داران را درک کنند و بویی از مشکلات طبقات ضعیف و متوسط نبرده باشند، مسیر حرکت شان تنها در جهت حل مشکلات طبقات مرفه خواهد بود. آقای وزیر! شما به اسم اخلاق، مرتکب ذهن خوانی و سپس تهمت شده اید و منتقدان و افشاکنندگان این فیشهای نجومی را به دنبال منافع سیاسی خواندید! در صورتی که حتی اگر افشای واقعیتی به اسم فیشهای نجومی از بیت المال گناه هم باشد، بازهم به مراتب قابل پذیرش تر از تهمتی است که با ذهن خوانی مرتکب شده اید. آقای وزیر! از منتقدان خواستید که کفران نعمت نکنند، ولی بدانید که کفران نعمت را کسانی میکنند که نمک انقلاب را میخورند و نمکدان آن را میشکنند، کسانی که از اعتبار نظام استفاده میکنند و برای نظام بی اعتباری می آورند ایشان هستند که کفران نعمت میکنند و نه کسانی که با مطالبه گری و دلسوزی، حفظ و رعایت آرمانهای انقلاب و امام و رهبری را مطالبه میکنند و ریسک عدول از این آرمان ها و ریشخند به نظام، انقلاب و مردم را بالا می برند!


nazokbin

95/3/31
1:4 ص


responsibilityشبهه:

جلوی گرسنه های بیچاره در طول سال هر چقدر غذابخوری مشکلی نیست؛

اما جلوی روزه دارانی که خودشان خواستند چیزی نخورند نباید چیزی خورد.

پاسخ شبهه:

شاید شناخت صادق هدایت از اسلام چنین است که غذا خوردن در جلوی چشم گرسنه های بیچاره در طول سال هیچ مشکلی ندارد! اما مسلماً چنین شناختی از اسلام کاملاً دروغ است، پیامبر اسلام (ص) می فرماید: «به من ایمان نیاورده است کسی که سیر بخوابد و همسایه اش گرسنه باشد» . و نیز «اهل قریه ای که (سیر) بخوابد، در حالی که در بین آنها گرسنه ای است، خداوند به آنها در روز قیامت نظر (رحمت) نمی کند.»، اساساً اسلام با احکام و توصیه هایش تلاش می کند در قالب خمس، زکات، صدقه، انفاق، وقف و… به وضعیت فقرا و گرسنگان رسیدگی می کند و چگونه می توان پذیرفت، ائمه هدی که حتی حاضر نبودند در جلوی چشم حیوان گرسنه ای به تنهایی غذای شان را بخورند، اسلامی را تجویز کنند که سیران در تمام سال جلوی چشم گرسنگان بدون دغدغه بخورند؟!

نکته دومی که می توان به آن اشاره نمود این است که متن تلاش کرده است تا بین روزه داری ، روزه داران و طبقات ضعیف جامعه خط کشی ایجاد کند در صورتی که این خط کشی مسلماً اشتباه است چرا که بیشتر روزه داران، همان قشر ضعیف جامعه هستند والا که طبقات مرفه جامعه، عادت دارند پس از مستی و سیری، آروقشان را با فیگور روشنفکری بزنند و اسلام، نماز، روزه، حج و زیارت ائمه را عامل گرسنگی مستمندان معرفی کنند.

و اما از متن برمی آید که مشکل اصلی نویسنده شبهه، روزه داری نیست، بلکه این است که چرا در ماه رمضان نمی تواند جلوی دیگران چیزی بخورد! و گویا این امر موجب عصبانیت وی گردیده است و گرنه کسی به روزه خواری در خلوت کاری ندارد! البته شاید از نظر کسانی مانند صادق هدایت که خدا، عدالت و معادش را باور ندارند، هیچ گونه محدودیتی در خوردن، خوابیدن و شهوت رانی قابل پذیرش نباشد ولی یک انسان مسئول و معتقد، همانطوری که اسلام و فطرتش از او می خواهد، خود را نسبت به حل معضلات و مشکلات جامعه متعهد می داند و برای این کار تلاش می کند، نه این که مانند صادق هدایت در برابر مشکلات خود و شاید جامعه به پوچی و نهایتاً خودکشی برسد.


nazokbin

Create your flash banner free online
مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
دولت ، انتخابات ، سیاسی ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، صدا و سیما ، سیاست داخلی ، هاشمی رفسنجانی ، رسانه ، تورم ، مذاکرات هسته ای ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، مقام معظم رهبری ، تحریم ، رابطه ایران و آمریکا ، مشایی ، انحراف ، اعتقادی ، اقتصاد مقاومتی ، سبک زندگی ، عدالت ، تولید ، انقلابی ، قوه قضاییه ، علی لاریجانی ، بصیرت ، مجلس و دولت ، اقتصادی ، آمریکا ، رشت ، غرب ، ولایت مداری ، عفاف و حجاب ، استاد مصباح ، گیلان ، بهره وری ، روحانیت ، مجلس ، خانواده ، انقلاب ، بانک ، جبهه پایداری ، رابطه با آمریکا ، کارمند ، مسکن مهر ، مهدی هاشمی ، هاشمی ، سعید جلیلی ، مذهبی ، برجام ، سوریه ، شورای نگهبان ، فرهنگی اجتماعی ، امام خمینی (ره) ، طنز ، علی مطهری ، اجرای برجام ، اصلاح طلبان ، انتقاد پذیری ، جواد ظریف ، ارز ، اسرائیل ، انتخابات مجلس ، برنامه پایش ، ماهواره ، هنر ، استکبار ستیزی ، انتخابات آزاد ، تحلیل های اقتصادی ، سران فتنه ، سران قوا ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، فساد بزرگ اقتصادی ، استقلال ، انتقاد ، بانک ، تحریف انقلاب ، توافق نهایی هسته ای ، سبک زندگی ، نرمش قهرمانانه ، سینما ، ظریف ، مدیریت ، مردم ، ولایت فقیه ، کارگر ، انقلابی گری ، جنگ نرم ، سیاست ، مسجد ، نرخ رشد جمعیت ، ازدواج ، اصولگرایی ، باقری لنکرانی ، تحریف اسلام و انقلاب ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
سرچشمه ادب و عرفان پژواک بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا داروخانه دکتر سلیمی رقصی میان میدان مین بادصبا پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) رضویّون عاشق آسمونی همه چیز آماده دانلود یا صاحب الزمان (عج) سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات نمکستان تراوشات یک ذهن زیبا حدیث منتظران قائم (عج) علمدار بصیر یادداشتهای فانوس کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی هــم انــدیشـی دینــی مهاجر آسمون آبی چهاربرج ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ من وآینده من همای رحمت ساعت یک و نیم آن روز ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است کانون فرهنگی شهدا نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه