سفارش تبلیغ
طرح 24000 شهید
سلمان علی ع
1 2 3 4 5 >> >



برنامه ی "این شب ها که معمولاً ساعت 23 پنجشنبه ها و جمعه ها و شب های مناسبتی از شبکه ی 1 سیما پخش می شود، طی چند جلسه به گناهان رایج در کشور می پردازد، که بعد از چند قسمتی که به مورد ربا پرداخت، اکنون بحث دروغ را بررسی و اثرات آن را تبیین می کند.


قبل از مجموعه برنامه های با موضوعات ربا و دروغ در "این شب ها"، موضوع این برنامه خاطرات دوستان شهید عباس بابایی بود که بر این اساس به نظر می رسد موضوع برنامه ی "این شب ها" با توجه به سریال هایی که در سیما پخش می شود و در جهت تکمیل آثار آنها انتخاب می گردد و به راحتی این موضوع از ارتباط مستقیم موضوعات این برنامه با سریال های شوق پرواز (درمورد شهید عباس بابایی) و تا ثریا (با موضوع ربا) و شیدایی (با محوریت دروغ) قابل استنتاج است.


البته پرداختن به مسائل مذهبی و ترویج شعائر دینی حقیقتاً از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر است که استفاده از ابزارهای موازی و همزمان مطمئناً تأثیری بیش از پرداختن های سطحی و زودگذر دارد که ان شاءالله با قوت بیشتری ادامه یابد و البته این مسأله ادامه نمی یابد، مگر با استقبال مومنان و پرهیز از انتقادهای غیر منصفانه مانند آنچه که در مورد تاثریا اتفاق افتاد و بهبود سطح آثار، ان شاءالله.


راستی در انتها از علاقمندان برنامه های معرفتی هم دعوت می کنم تا برنامه ای تحت عنوان "معرفت" که جمعه ها ساعت 19 از شبکه ی 4 سیما پخش می شود را مشاهده کنند توضیح این که مجری برنامه دکتر لاریجانی و کارشناس برنامه نیز پرفسور دینانی استاد فلسفه و از شاگردان علامه طباطبایی هستند که مباحث عرفانی و فلسفی را به خصوص در آثار بزرگانی مانند حافظ به صورت بسیار لذت بخش دنبال می کنند.


میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.  



  



امشب دومین قسمت خنده بازار پخش شد و فارغ از 3-4 لبخندی که از آنها هم شرمنده ام (چون فقط به خاطر مسخره کردن کسانی مانند عموقناد بوده است)، مطلب نقادانه ی طنزی به چشمم نیامد. ملت ما به شدت محتاج برنامه های طنز و نشاط آورند چرا که این برنامه ها بسیار معدودند و عرضه ی شان هرگز با تقاضای شان برابری و حتی رقابت هم نمی کند، و همین مسأله موجب می شود که برنامه های تحت عنوان طنز، هرچند بی مزه و بی محتوا هم باشند ولی دیده شوند.


حال در این عطش طنز و تفریح سالم، کسانی می آیند و سوءاستفاده می کنند و بجای این که برنامه ی نقد و طنز بسازند رو به برنامه هایی می آورند که حرکات و قیافه و گویش و حتی خوبی های افراد دیگر را با مسخره بازی بهانه ی خنده نمایند.


اگر در میان این تقلید از افراد و ادا درآوردن ها، نقدی هم عجین طنز می شد، شاید می توانستم یک جای دلم بگذاریم شان، اما اولاً انتقادی صورت می گیرد و ثانیاً فقط شخصیت های ضعیف هستند که سوژه می شوند و اگر کسی صاحب نفوذ، مثل علی دایی در این برنامه سوژه شد تا حد تغییر هنرپیشه و حتی تعطیلی برنامه و اخذ تعهد به پیش می روند.


بدتر این که برخی از قسمت های این برنامه فقط برای کسانی جالب و بامزه است که برنامه های ماهواره را نگاه می کنند و افرادی که اهل ماهواره نیستند، چون نمی دانند هنرپیشه ادای چه کسانی را تقلید می کند، هیچ لذتی از آنها نمی برند. به نظر شما آیا تهیه کنندگان این برنامه حق دارند فقط برای کسانی که اهل ماهواره هستند آیتم سازی کنند؟


آیا تمام این ایرادها از سازندگان برنامه ی خنده بازار است؟ نظرمن خیر است، چرا که به نظر من این صدا و سیما است که به شدت محافظه کار است و از ترس این که مبادا به صنفی و سیاست مداری ویا گروه و جناحی بربخورد، حاضر است در پوستین خلق افتد و استهزاء را بر انتقاد ترجیح دهد و این گونه سازندگان نیز ترجیح می دهند به جای ساخت یک برنامه ی پرزحمت و جالب و درگیران، برنامه های دم دستی، بی مزه و خنثی بسازند.



میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.  




  



هرچند که تصمیمات اخیر دولت در کنترل بازار ارز و سکه قابل تقدیر است اما مباحثی در حاشیه ی آن مطرح می شود که نمی توان از آنها به سادگی گذشت و در همین ابتدا از شما میهمان گرامی خواهش می کنم قبل از اینکه تمام مطلب را بخوانید، نسبت به شخصیت نویسنده و غرضش قضاوت نکنید:


مدتهاست که مسئولان اقتصادی و بانکی کشور به رییس جمهور محترم اعلام می کنند که درصد سود بانکی باید با نرخ تورم متناسب باشد و گرنه سرمایه ی کسانی که نمی توانند تولید کنند به دلالی وارد شده و موجب بهم ریختگی بازار می شوند. یکی از دلایل تعویض چند رییس بانک مرکزی در دولت های آقای احمدی نژاد همین بوده است که البته انگار آقای دکتر بهمنی اکنون سربلند و پیروزمندانه احساس می کند بالاخره توانسته است سیاستهای بانکی کشور را تابعی از علم اقتصاد نماید، کاری که روسای قبلی بانک مرکزی مانند دکتر مظاهری نتوانستند انجام دهند، این بار آقای بهمنی، هم توانست سیاست های انبساطی مالی دولت را و هم تعیین سود سپرده های بانکی را اصلاح نماید و البته ای کاش این ها بدون هزینه بدست می آمد ولی  این دو اصلاح نشدند مگر وقتی که دیگر تحملشان غیرممکن و غیر قابل دفاع می نمود؛ یعنی زمانی که سیاستهای انبساطی دولت در پرداخت تسهیلات زودبازده منجر به تورم بالا (به خصوص در بخش مسکن) شد و موجب نارضایتی رهبر و مردم و تولید کنندگان گردید، و اکنون نیز علی رغم تذکرات کارشناسان در خصوص رعایت نسبت سودبانکی و نرخ تورم، طی چند سال اخیر، دولت تنها زمانی تسلیم شد که قیمت دلار و سکه دچار جهش غیر قابل کنترل و بحرانی گردید.


نظر بانک ها این بود که نرخ سود بانکی باید از مجموع نرخ تورم و نرخ کارمزد (هزینه های بانکی) به دست آید و این یعنی سود بانکی مثلاً 4% درصد بیش از نرخ تورم باید باشد، اما نظر رییس جمهور این بود که نرخ سود سپرده های بانکی تأثیر زیادی بر نرخ تورم دارد  و بایستی عواملی را که روی نرخ تورم تأثیر گذار هستند، کنترل نمود؛ البته نظر رییس جمهور عزیز، بی راه هم نبود، نرخ سود بانکی روی نرخ تورم تأثیر زیادی می گذارد، اما حتی اگر نخواهیم (به منظور تأمین منفعت بانک ها) کارمزد بانکی را در محاسبات سود سپرده بانکی دخیل کنیم، نمی بایست نرخ سود بانکی را کمتر از نرخ تورم در نظر بگیریم، چرا که این مسئله موجب از بین رفتن منفعت سپرده گذاران و نتیجتاً کاهش سپرده گذاری ها و ورود پول به بازار واسطه گری و ایجاد تورم می گردد.


به نظر می رسد از دلایل دیگری  که روی عزم رییس جمهور به کاهش نرخ سود بانکی تاثیر گذار بوده، عدم حجیت بر شرعی بودن آنها بوده است، که البته به نظر حقیر این نگرانی باید طور دیگری و با سختگیری روی رعایت موازین بانکداری اسلامی حل می شد نه با اصرار بر کاهش غیر منطقی و غیر علمی سود بانکی. 


از دیگر موارد اقتصادی که ریاست محترم جمهور به صورت غیر قانونی و غیر علمی روی آن اصرار داشته اند، این است که حقوق کارمندان دولت نیز برخلاف قانون که حداقل بایستی مساوی نرخ تورم تعیین می شد، به صورت سلیقه ای و به قول دکتر متناسب با نرخ تورم تعیین شد به طوری که در برخی سال ها این نسبت از نصف نیز کمتر بود و البته در آنجا نیز نظر رییس جمهور محترم این بود که با این کار، تورم کمتری ایجاد می شود و حال این که تکرار این مسئله در چند سال متمادی موجب کاهش شدید قدرت خرید کارمندان گردید؛ البته دولت با این نظر، عملاً کارمندان را جزء طبقه ی مرفه فرض کرده بود ولی حقوق کارگران را که باید از جیب کارفرمایان هزینه می شد مساوی تورم افزایش می داد که البته این سیاست در راستای کم کردن شکاف طبقاتی بود که البته ای کاش این کاهش شکاف، بین فقط کارمندان و کارگران اتفاق نمی افتاد بلکه بین قشر مرفه واقعی و قشر مستضعف واقعی اتفاق می افتاد، هر چند همینی هم که اتفاق افتاده است موجب کاهش شاخص ضریب جینی گردید.


از دیگر اشتباهاتی که متأسفانه دولت بر آن اصرار دارد و چند بار هم سعی کرد تا آن را اجرایی کند بحث دهک بندی و خوشه بندی مردم بوده و هست و این کار علی رغم عوض کردن یک رییس مرکز آمار و کسب اطلاعات و اصلاح اطلاعات آن هم به صورت خود اظهاری، تاکنون به نتیجه ای نرسیده است، به خصوص این که با خوشه بندی هایی که انجام شد عملاً مشاهده شد که برخی مستضعفین، مرفه و برخی مرفهین، مستضعف معرفی شدند و این اشتباه وقتی مصیبت به بار خواهد آورد که بر اساس آن یارانه ی مستضعفانی به دلیل اطلاعات ناقص و غلط حذف شود.


از دیگر مواردی که اشتباه بود و وقت زیادی از دولت را گرفت و انتقادات زیادی را به بار آورد و البته اجرایی نشد بحث 1 میلیون تومان اهدایی دولت به نوزادان بود که با گذشت زمان عملاً به فراموشی سپرده شده است.


در این مطلب واقعاً قصد نداشتم که بخواهم اشتباهات اقتصادی دولت را گوشزد کنم که اگر چنین بود شایسته بود محاسن، موفقیت ها و فعالیت های مفید و متعدد دولت را مثلاً در بحث کنترل واردات، سهمیه بندی، هدف مندی یارانه ها، فعالیت های عمرانی، مسکن مهر و ... بشمارم، بلکه صرفاً در این مطلب می خواهم این سوال را طرح کنم که چرا، وقتی می دانیم هر اشتباه در سطح ملی، ساعت ها و روزها از وقت دولت و فکر و ذهن مردم را می گیرد و موجب تعهدات غیر عملی و غیر علمی می شوند، باید مدام تکرار شوند؟


 من نمی گویم دولت برود با کارشناسان اقتصادی پرسروصدا مانند آقایان خوش چهره و توکلی و دانش جعفری مشاوره نماید که اگر هم چنین کند ایرادی ندارد، بلکه می گویم دولت بحث های کارشناسی را با کارشناسان اقتصادی مختلف بیشتر دنبال کند. دیگر آن نظر رییس جمهور را که وزرا را فقط مجری فرامین می دانست باید کنار گذاشته شود و باید به نظرات وزرا و کارشناسان بیش از پیش اهمیت داده شود.


چقدر خوب است اولاً هر طرحی تا پخته نشده است مطرح نگردد تا موجب تشویش اذهان عمومی و سوءاستفاده ی سوءاستفاده گران قرار نگیرد و ثانیاً تمام کارشناسان را پس از برچسب زدن با یک چوب منفعت طلبی و غرض ورزی نرانند و ثالثاً هر جایی که اشتباهی مشخص شد جلوی ضرر را از همان نقطه بگیرند که البته در بسیاری موارد چنین بوده و انشاءالله به همه ی موارد تسری یابد.


میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.  



  


این که با اعلام افزایش سود سپرده های بانکی یک ساعته سکه 200 هزار تومان کاهش می یابد، نشانی از این است که قیمت سکه و البته دلار قابل کنترلند فقط به، تمرکز، مدیریت و کار کارشناسی نیاز دارد و این مسئله نه فقط در بخش دلار و سکه که یقیناً به سایر بخش های اقتصادی نیز قابل تعمیم است.
امید است دولت از وضعیت انفعالی فعلی در بخش های اقتصادی و اجتماعی به وضعیت فعال تغییر روش داده تا با ایجاد فضای مناسب برای کسب و کار، زندگی و معیشت مردم دستخوش انفعالات کذایی قرار نگیرد. یقیناً تنها زمانی سیاست خارجی فعال پاسخ خواهد داد که در داخل نیز سیاست فعال داشته باشیم و با این شرط هیچ قدرت خارجی امکان به زانو درآوردن این کشور را نخواهد داشت، ان شاءالله.


میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.   


  


 


آقای احمدی نژاد
سلام
مدتی است که اگر کسی انتقادی به شما داشته باشد، به جای اینکه واقعاً پاسخگو باشید دو نوع پاسخ می گویید، یا انتقادات را برگرفته از مواضع سیاسی دانسته و مدعی می شوید که اصلاً این چرت و پرت ها را نمی خوانید و یا عدم پاسخگویی خودتان را به سکوت الهام بخش حواله می دهید. آقای احمدی نژاد! این چرت و پرت توسط کسی نوشته می شود که بارها و بارها در این سال ها از عملکرد شما در برابر بی انصافی هایی که در قبال شما انجام می گرفته، دفاع می کرده است، ولی اکنون به شما انتقاداتی نیز دارد، آقای احمدی نژاد شما منتقدان شبیه من ولی بسیار بزرگتر کم ندارید، اما برخی دوستان شما تغییر موضع امثال ما را به منفعت طلبی تشبیه می کنند و حال این که تغییر مواضع دوستان واقعی و قدیمی تان نه از منفعت طلبی بلکه از تغییر رفتارشماست. آقای احمدی نژاد این شما هستید که در اصول تان که ملت به خاطر آنها به شما رأی دادیم و از شما حمایت کردیم، تغییر موضع داده اید: 


آقای احمدی نژاد! زمانی خود را مجری قانون می دانستید، حتی اگر قانون را صحیح نمی دانستید
آقای احمدی نژاد! زمانی انتقادات را می شنیدید و سایرین را تشویق به انتقاد می کردید
آقای احمدی نژاد! زمانی دست ولی را می بوسیدید چون در دست مهدی (عج) می دانستید
آقای احمدی نژاد! زمانی بود که ولایت مداری وزرا را مهم می دانستی و ولایت پذیریشان را
آقای احمدی نژاد! زمانی بود که شما و وزرا و نزدیکانتان اگر به مسافرت خارجی می رفتید کسی نگران نبود
آقای احمدی نژاد! زمانی بود که در ابتدای کار به وزرا می گفتید 4 سال قید خانه را بزنند
آقای احمدی نژاد! زمانی بود که مجالس وعظ و اخلاق را در داخل و خارج دولت دنبال می کردید
آقای احمدی نژاد! زمانی اگر می گفتید کشور را امام زمان مدیریت می کند همه خوشحال می شدند
آقای احمدی نژاد! زمانی برای خودتان تا آخرین روزهای انتخابات هم تبلیغ نمی کردید
آقای احمدی نژاد! زمانی مدیریت کشور در مشت تان بود و دلار و سکه و مسکن و صنعت و بیکاری و بازار، رام نشان می دادند
آقای احمدی نژاد! زمانی مدیران تان را مورد عتاب قرار می دادید و برایشان حاشیه ی امن ایجاد نمی کردید
آقای احمدی نژاد! قبلاً اگر اشتباهی یا اتفاقی می افتاد به مردم توضیح می دادید و حتی عذرخواهی می کردید
اما اکنون


آقای احمدی نژاد! اکنون قانونی را که قبول نداشته باشید یا بسیار معطل می کنید و یا اصلاً زیر بار نمی روید
آقای احمدی نژاد! اکنون انتقادات را نمی شنوید و منتقدین را محکوم می کنید
آقای احمدی نژاد! اکنون شانه را می بوسید و دست یاری را پس می زنید
آقای احمدی نژاد! ولایت مدار ترین وزرای تان را به خاطر همان ولایت مداری شان عزل کردید
آقای احمدی نژاد! اکنون از سفرهای خارجی مشایی و صالحی و بقایی و ... اطمینانی وجود ندارد
آقای احمدی نژاد! اکنون خودتان اگر صلاح بدانید خانه نشینی اختیار می کنید
آقای احمدی نژاد! اکنون وعاظ و اساتید اخلاقتان هم دیگر نمی توانند شما را بیابند
آقای احمدی نژاد! اکنون که می گویید هدف مندی یارانه ها  را امام زمان مدیریت می کند، مومنین ناراحت می شوند.
آقای احمدی نژاد! اکنون برخی دوستان تان از بودجه های  دولت همایش های انتخاباتی برگزار می کنند.
آقای احمدی نژاد! اکنون دلار2000 تومان را رد کرده و سکه 1000000 تومان را و مسکن هم 25% رشد داشته و تورم هم که جدا از اینها نیست و با قیمت واردات رابطه ی مستقیم دارد و بازار هم رمیده.
آقای احمدی نژاد! اکنون برخی از دوستان تان نه تنها از طرف شما هیچ عتابی نمی شوند که حتی آنها را خط قرمز معرفی می کنید
آقای احمدی نژاد! اکنون علی رغم خدمات تان، مواردی وجود دارد که به نظر می رسد به توضیح یا عذرخواهی نیاز داشته باشند 


آقای احمدی نژاد! شما را به خون شهدای فتنه قسم! خودتان و دولت تان را جمع و جور کنید! خودتان را دوباره در راه ولایت رسول الله که همان ولایت فقیه است قرار بدهید و با ولایت تجدید میثاق نمایید! امام زمان تان و دستوراتش را و جانشینش را درست بشناسید! قانون را مطیع باشید! مردم و منتقدین را نرانید و تحمل کنید! مشایی و تفکراتش را، این موجبات دلسردی دوستان قدیمی و واقعیت را برای همان دوستی شخصی تان کنار گذارید! و در انتها جسارت های دوستان خودتان را با دو کلمه ی "چرت و پرت" به دیوار نکوبید و لااقل بخوانید و بعد از خواندن مچاله کنید.


مطالب مرتبط:
لزوم پاسخگویی سریع ارزی دولت
دولت دوستان، نشانه ها را نادیده نگیرند
نسبت مصدق با احمدی نژاد
13+25=؟
این بار دعا کنید احمدی نژاد بخواند
آیا احمدی نژاد نجات می یابد؟!
رییس جمهور به کجا می رود؟!!
برای احمدی نژادمان و خودمان دعا کنیم...
یک رویای خوشبینانه در مورد سکوت اخیر احمدی نژاد
بگذارید احمدی نژاد بخواند!  


 میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.  


 


  


 


سالهابود که نفت ما به صورت خام به کشورهای اروپایی فروخته می شد و آن کشورها از همین نفتِ ما در صنایع پتروشیمی استفاده کرده و با ایجاد ارزش افزوده روی آن، آن را به کشورهای دیگر من جمله خود ایران می فروختند.
اکنون که اتحادیه ی اروپا نفت ایران را برای خود تحریم نموده است، بهترین فرصت است تا جان تازه ای به کالبد صنایع پتروشیمی دمیده بشود و با همین سهم حدود 20 درصدی از کل نفت صادراتی، صنایع پتروشیمی را دچار تحول نماییم. به نظر می رسد دوباره وقت آن است که اروپا آزموده ای را بیازماید تا به خطا بودن آن دوباره پی برد و آن خطا در گمان باطل تسلیم شدن ایران در برابر تحریم ها است.
تولید محصولات تبدیلی و غیر خام و صادرات آنها با توجه به افزایش قیمت دلار، می تواند موجب جبران مناسبی برای کسب درآمد نفتی شده و کشور را به یک جهش صادراتی وادار نماید به خصوص اینکه همین الان هم از تمام ظرفیت تولیدات وابسته به محصولات پتروشیمی استفاده نمی شود و ظرفیت خالی برای رشد وجود دارد.
به نظر می رسد حال که اتحادیه ی اروپا و آژانس بین المللی هسته ای و سازمان ملل و مسئولان آمریکا و اسرائیل کمر همت بسته اند با ترور و تهدید و تحریم، ایران را در مورد توقف فعالیت های هسته ای به زانو درآورند، بهترین فرصت است تا در پاسخ به این همه خوی دیکتاتوری و انحصارطلبی، ایران نیز در خصوص همکاری با آژآنس هسته ای و بازرسان آن تغییر موضع بدهد و دیگر این که به نظر می رسد دشمنان ایران تا زمانی که ایران برخلاف مواضع همیشگی و برخواسته از ایدولوژی اش به سمت تولید تسلیحات هسته ای گام برندارد، از توقف فعالیت های هسته ای ناامید نخواهند شد. حال که آمریکا و اروپا به خاطر جلوگیری از دستیابی ایران به بمب اتمی در حال فشار آوردن به ایران هستند، به نظر می رسد که اگر به این تسلیحات دست پیدا کنیم موازنه ی قوایی که کمی طولانی شده است به پایداری نزدیک تر گردد و خوب است که قبل از هر عملی با دشمنان اسلام اتمام حجت شود، تا بدانند که این فشارها ایران را به چه مسیری سوق خواهد داد. 


میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.  


 


  


 



حقیر بحث آن شب عماد افروغ را در پارک ملت مستقیم شنیدم و مطمئن بودم که این سخنان حساسیت ایجاد خواهد نمود و تا کنون هم چیزی در نقد آن نگفتم چون فکر نمی کردم کسانی پیدا شوند و بگویند حرفهای عماد افروغ هیچ مشکلی نداشته است!! فارغ از ایرادات اساسی که آقای عماد افروغ به جامعه و حکومت و دولت داشتند، یک ایراد اساسی به نحوه ی انتخاب ولی فقیه توسط مجموعه ی فقها داشتند و ایشان مدعی بودند که ولی فقیه باید توسط مجمعی از علمای علوم مختلف (من جمله اقتصاد‌شناس، سیاست‌شناس، جهان‌شناس، فیلسوف) تعیین گردد و از وضع فعلی ناراحت بودند، و ای کاش ایشان توضیح می دادند نام ولی فقیهی را که توسط مجموعه ای از علمای مختلف قرار است انتخاب شود را چه قرار است بگذارند و یا پاسخ می دادند به این سوال که مگر فقهای ما فقط فق خوانده اند که ایشان قائل به تک بعدی بودن آنها هستند؟!


بنده در مطلبی که قبلاً با عنوان "صدا و سیما جز مناظره از چیزی نمی ترسد!" نوشتم، وجود چنین مباحثی را رد نکردم، اما بر ضرورت ایجاد فضای پرسش و پاسخ و مناظره تأکید داشتم چرا که طرح سوال و شبهه به همراه پاسخ های آن می تواند موجب رشد و کمال گردد که البته به نظر من وجود مباحث بهتر از عدم آن است چرا که حداقل برای کسانی که حس خودساخته ی خفقان دارند می تواند برطرف کننده ی آن حس در جهت ورود به مباحثه و مناظره باشد و دیگر این که اگر قرار باشد یک برنامه ی تخصصی در یک رسانه ی عمومی پخش شود حتماً باید یا بی طرفانه باشد و یا با حضور نقادان مفهومی که قرار است مطرح شود.


میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.  



 


  

مشخصات مدیر وبلاگ
سیاوش آقاجانی[101]
 

حضرت سلمان آن قدر ولایت مدار بود که حتی بر حسب ظاهر نیز دوست داشت پا جای پای حضرت علی علیه السلام بگذارد و آن قدر بصیر بود که گویی هر آنچه می کند را نه از باب اطاعت محض که از دریچه ی عقل نیز به صحت آن ایمان دارد، سلمان فارسی آنچنان در علی عجین شده بود که از علی جدا نبود، اگر کلامی از او می شنیدی، می توانستی کلام معصوم بدانی و اگر عملی از او می دیدی می توانستی عمل معصوم بخوانی؛ نتیجه ی این اوصاف بود که سلمان علیه الرحمه به نقل حضرت زهرا علیها سلام "منا اهل البیت" شد. سلمان فارسی تجلی ولایت مداری و بصیرت بود و ما که در ادعا به مسلمان و ایرانی بودن خود افتخار می کنیم، باید ذره ای از وجود چنین الگویی را در خودمان متبلور کنیم.


لوگوی وبلاگ

بایگانی
عناوین یادداشتهای وبلاگ
دسته بندی موضوعی
آمار وبلاگ
بازدید امروز : 36
بازدید دیروز : 152
کل بازدید : 51466
کل یاداشته ها : 314
لوگوی دوستان
دوستان

بچه های قلم فرزانگان امیدوار پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) شاهکار حاج آقا مسئلةٌ بچه مرشد! بوی سیب مرکز دانلود رایگان کلیپ جالب دوربین مخفی ... هیئت فاطمیون شهرضا بچه های اوتیسم استان خوزستان --- khozestan Autism childern آنتی التقاط نهِ/ دی/ هشتاد و هشت دلداده عشق در کائنات ســــــــــــــامـــــع ســـــــــــــوم لــعل سـلـسـبیــل بیداری اسلامی کشکول حرم الشهدا زمینیان آسما نی دکتر علی حاجی ستوده برادران شهید هاشمی پژواک *** انـتـظـار *** زیبا گل از فرش تا عرش چـــــاوش ( چه خبر از دنیا ؟؟؟؟) ایـــــــران آزاد گروه اینترنتی جرقه داتکو پناه قرآن سکوت سبز آقاشیر fazestan ولایت دات کام کانون فرهنگی شهدا یادداشتهای فانوس .: شهر عشق :. نگهبان بهشت * برگزیده اولین همایش پارسی بلاگ مذهب عشق حزب الله هم الغالبون طعم محبت مهدی یاران پایگاه اطلاعاتی و کاربردی شایگان هنرکده معرق وصال این نجوای شبانه من است Sea of Love داستان زندگی من شرکت نمین فیلتر صل الله علی الباکین علی الحسین کوچه TOWER SIAH POOSH Real منطقه آزاد یک تکه از خدا گواهینامه رانندگی بین المللی 20 ساله امین نورا ( پسر سیستان ) عشق طلاست من هیچم یا علی گفتیم و عشق آغاز شد حرف دل حزب الله 313 حوزه مقاومت امام خمینی زاهدان تلاقی گام آخر talangor313 دست نوشته های امید محمدپوری آقای آملی لاریجانی عدالت و عادل کجاست؟ روستاهای زیبای گیلان سربازان سید علی خامنه ای پسران جوان smart boy سوپر لینک تلخندک وبلاگ گروهی محراب اندیشه نفوذی وبلاگ شخصی صابر عجم صبح قریب خاکریز نبرد استراتژیک خبرنگار مجمع وبلاگ نویسان ارزشی استان گیلان درفک سیاسی سریال و کارتون های ایرانی و خارجی بازرسی کار- ایمنی و حفاظت فنی یادداشت های شخصی محمود مجلسی نقد نیوز داداشی وب خردنیوز بزرگترین پایگاه دانلود نهال نیوز عشق ورزی و عشق بازی دخت ایران گیل نویس قطعه 26 جشنواره جهاد سایری خبرنگار ضد ماسون بندمیم سوال از شما و پاسخ از ما خط انقلاب روزهاتان پرتقالی باد! میثم تمار اطلاعات دانشجویی اس ام اس السلام علیک یا حبیبی یا رسول الله ! راه روشن عمارها موسسه قرآن و نهج البلاغه المقاومه Love وبلاگ بازتاب قلم دانش آموز شبکه در انتهای افق مدافع ولایت قطعه ی شهدا آبدانان نگین غرب جام بلاگ - جام نیوز جهاد فرهنگی، فرهنگ جهادی لحظه های آبی منبر مجازی رونوشت /سرنوشت.زارچ/سرچشمه فضیلت ها/یادداشت های احمد ترابی زارچی