90/11/19
1:31 ص
امام حسین (ع) فرمودند اگر دین ندارید، آزاده باشید، این جمله ی امام حسین (ع) اکنون بیش از همه به درد خودمان می خورد، چون حال که متأسفانه دین داری اغلب ما به کسی نفع نمی رساند، لااقل شاید با آزادگی به داد همدیگر برسیم.
به عنوان مثال به مطب یک پزشک متخصص که می روی اگر بدون هیچ وسیله ای یک ویزیت 3-4 دقیقه ای بکند حدود 15 هزارتومان از شما می گیرد و اگر ابزار و یا وسیله ای تخصصی بکارگرفته شود یک هزینه ی حداقل 20 هزارتومانی هم برای آن اخذ می کند. جالب است که همین پزشک متخصص که به صورت متوسط در هر دقیقه حدود 3000 تومان از شما اجرت می گیرد، برای هر روز کار منشی خود، چیزی حدود نیمی از حق ویزیت یک بیمار خود را به منشی می دهد. پزشک متخصص اگر 5 ساعت در روز ویزیت داشته باشد، ماهانه بین 20 تا 25 میلیون درآمد کسب می کند (و این غیر از فعالیت صبح پزشکان در بیمارستانهای خصوصی و دولتی و عملهای آنهاست) و برایش هم فرقی نمی کند که بیمارش یک فقیر بدبخت است یا یک بیکارِبدهکار یا یک ثروتمندِ میلیاردر، از این مبلغ حتی حاضر نیست حداقل مزد و مزایای یک کارگر را که در ماه حدود 400 هزارتومان می شود را بپردازد و حتی بیمه اش نماید. جالب است همان بیمه را نیز اگر بخواهد پزشکی برای کارگرش انجام دهد، باتوجه به هماهنگی نظام پزشکی با تأمین اجتماعی، حق بیمه ی منشی خود را به صورت نصفه پرداخت کرده و این گونه منشی ها عملاً باید 2 برابر کارگران دیگرسابقه ی بیمه داشت باشند تا با حقوق 30 روز در ماه، به بازنشستگی نائل گردند، گویی هر کسی که مقام و ثروتش بیشتر باشد علاقه ی بیشتری به ظلم کردن در او ایجاد می شود.
مسئله به اینجا ختم نمی شود، بیماران همین پزشک، کارمندان و کارگران و کارفرمایان و رانندگان و بازاریان و مسئولان ... هستند که هر کدام به کار خود مشغولند اما چگونه؟
کارمندان عزیز که معمولاً خیلی هم منظم نیستند، بعضاً با ارباب رجوع خود به خوبی برخورد نمی کنند و خود را نه تنها در برابر مزدی که می گیرند پاسخگو نمی دانند، بلکه به خاطر قلت آن حقوق مظلوم دانسته و به خود حق می دهند به ارباب رجوع خدمت شایسته انجام ندهند.
کارگر ما به واسطه ی مزد ناچیزی که در برابر زحمت خود می گیرد، کارفرمای خود را ظالم و خودخواه و غیر قابل ترحم دانسته و عملاً تمام اموال کارفرما را ماحصل زحمت خود دانسته و همین مسئله باعث می شود نه به لحاظ جسمی و نه به لحاظ روحی آن طور که شایسته ی یک کارگر با وجدان است در خدمت کارفرما قرار نداشته و عملاً سود زیادی عائد کارفرما نگرداند.
کارفرمایان ما هم چون می دانند بیکاران زیادند به کارگران خویش رحم نمی کنند و به هر بهانه ای آنان را اخراج کرده و یا حق و حقوق قانونی شان را تضییع می کنند.
رانندگان ما هم که معمولاً بیش از کرایه ی مصوب دریافت و یا به بهانه ی نداشتن پول خُرد از دادن بقیه ی پول امتناع می کنند و تازه اگر شرایط مثلاً به لحاظ جوی عادی نباشد، کرایه ی خود را چند برابر و یا فقط دربست حساب می کنند و عملاً مردم را در بدترین شرایط در خیابان ها گرفتار و سرگردان می کنند.
بازاری ما هم که بسته به نوع شغل، یا طول و وزنش را درست حساب نمی کند و یا قیمت جنسش را و یا مالیات و عوارضش را و یا در خرید و فروش ها را رعایت نمی کنند و یا به دلالی هایی وارد می شوند که مستقیماً موجب فشار مضاعف به طبقات مستضعف و مردم عادی گردد.
و اما مسئولان ما هم که معمولاً به فکر میز و مزد خودشان هستند و این دو نیز معمولاً در چاپلوسی یا آمارسازی محکم می شوند و عموماً چیزی به نام احترام به حقوق کارمند و ارباب رجوع در قاموس مسئولیت های ما جایگاه نداشته و عملاً مسئولین بیشتر خود را رئیس و مافوق می دانند تا مسئول و خادم.
قبل از نتیجه گیری بگویم که می دانم که این حرفها عمومیت ندارد و این که می دانم در همه ی اقشار جامعه انسانهای وارسته و باوجدان و حتی عارف نیز یافت می شوند، ولی حقیقتاً آیا شما فکر می کنید:
تعداد باوجدان های اقشار مختلف ما بیشترند؟ آیا شما فکر می کنید تا وقتی که مردم به هم رحم نکنند، رهبر یا دولت می تواند این بی رحمی ها را خنثی کند؟ آیا شما فکر می کنید گلایه ی مردمی که به همدیگر رحم نمی کنند از سایرین، می تواند قابل پذیرش باشد؟ آیا شما فکر می کنید مردمی که فقط به فکر منافع شخصی خود و خانواده و نزدیکان خود هستند می توانند، نمایندگان خوبی برای اصلاح اوضاع جامعه و مردم انتخاب کنند؟ آیا مردمی که به حق خودشان قانع نیستد و به حق همدیگر نیزتجاوز می کنند، می توانند مدعی انتظار ظهور حضرت حجت برای برپایی حق باشند؟ آیا چنین مردمی به خاطر حفظ منافع ممکن نیست تا در برابر حتی حضرت مهدی (عج) بایستند؟ آیا مردمی که مترصد هستند تا از بدبختی و بیماری و گرفتاری همدیگر کیسه ای بدوزند به چهره ی انسان محشور می شوند؟ آیا در جامعه ای که بیمار و بی خانه و بیکار و بدهکارش چون طعمه ای برای پرندگان شکاری محسوب می شوند، شنیدن گلایه از دولت و قانون و حکومت و حتی دشمن خارجی، تهوع آور نیست؟ به فرض قبول کردن این مسائل، آیا بهتر نیست که اگر بسان دین داران به حدود الهی احترام نمی گذاریم، لااقل بنا به سفارش حضرت سید الشهدا آزاده باشیم؟
بکارگیری چنین لحن و کلامی نه برای زیر سوال بردن جامعه ی ایرانی، بلکه برای ترغیب به چاره اندیشی و مهروری بیشتر بود و براستی از تمام مخاطبان عزیز معذرت می خواهم.
میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.
90/10/15
12:34 ص
با این حکمی که برای یکی از سران عملیاتی فتنه صادر شد، کم کم به فتنه بودن حادثه شک می کنم. واقعاً اگر فتنه ای اتفاق افتاده بود، حتماً به مصداق این که فتنه از قتل شدید تر است و این که حکم قاتل اعدام است، حکم فائزه و مهدی و سایر سران فتنه هم اعدام می بود!!!
اکنون که خوب فکر می کنم، می بینم اگر هم فتنه ای وجود داشته، این ما بودیم که فتنه گر بودیم! شاید حفظ انقلاب، در برابر استوانه ی انقلاب، می تواند فتنه ای بزرگ تلقی شود! اصلاً شاید منظور امام از این جمله که "حفظ نظام از اوجب واجبات است"، حفظ استوانه ی نظام بوده است! که اگر چنین بوده پس ما واقعاً فتنه گربوده ایم! این چه عدالتی است که مای فتنه گر آزاد باشیم و راحت ساندویچ بخوریم و حافظان استوانه ی نظام از ساندویچ خریدن و پیچیدن محروم باشند؟! شاید بهتر بود که اصلاً برای فائزه حکمی صادر نمی شد، چرا که این کار جز این که باعث می شود تا فتنه گران واقعی مانند ما پرروتر و فتنه گرتر شویم، چه ره آوردی خواهد داشت؟!
اصلاً چرا باید برای استوانه ی کوچکی که تنها جرمش علاقه به غذای استوانه ای یعنی ساندویچ است حکمی به این شدت صادر شود؟! مگر خوردن ساندویچ چه ایرادی دارد؟! آیا قوه ی قضاییه فکر نمی کند چنین حکمی باعث می شود تا مردم از ترس مجازات، از حق قانونی خود یعنی ساندویچ خوردن محروم شوند؟! آیا قوه ی قضاییه می داند که با این حکم سخت گیرانه تمام ساندویچی ها تعطیل می شوند؟! و …
ای کاش برای فائزه حکمی صادر نمی شد!
میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.
90/6/30
12:54 ع
آقای محمد رضا تابش، خواهر زاده محمد خاتمی نماینده ی مردم اردکان سوال کرده اند که آیا: رواست که برخی بی محاکمه درحصرباشند؟ و با توجه به این که این سوال کاملاً بجا و قابل تأمل است، ضمن این که حق را به ایشان می دهیم، از سران قوه ی محترم قضاییه تقاضا می کنیم که این "اقدام ناروا" را فیصله داده و محاکمه را هر چه زودتر در دستور کار قرار دهد! و احتمالاً منظور آقای تابش هم، همین بوده که ایشان را محاکمه کنید و بعد اگر مقصر بودند محصور کنید و البته به نظر می رسد که اگر منظور ایشان از "برخی" همان سران ِ فتنه ی خودمان است، بعید است پس از محاکمه، مجازاتی با عنوان حصر برای این افراد تعریف شود مگر حصر افقی و دائمی در قعر زمین! ان شاءالله!
راستی ای کاش قوه ی محترم قضاییه همانطور که در اعدام و محاکمه ی قاتلان و سارقان قاطع و جدی است، در برخورد با فتنه گران و آقازاده های دزد و اختلاس گران کلان اقتصادی بی رحم بود تا این چنین آقای تابش دچار دلخوری و نگرانی نمی گردید!
میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.
90/4/31
1:51 ص
وقتی تقریباً پا به هر مطبی می گذاری چند برابر حق یزیت مصوب از شما می ستانند! وقتی در بیمارستان دولتی و حتی در بیمارستان خصوصی می خواهی عمل کنی دکتر چند میلیون تومان زیر میزی از شما طلب می کند! وقتی حتی یک درصد پزشکانی که به حقوقی چند برابر بیش از حقوق قانونی خود قانع نیستند! حتی نصف حقوق قانونی منشی و پرستارشان را پرداخت نمی کنند! وقتی چند روز بیمارت در بیمارستان بستری هست تا فقط یک متخصص او را یک ویزیت کند ولی همان هم امروز و فردا می شود! وقتی حق یک ویزیت سه دقیقه ای به اندازه ی حقوق دو روز یک کارگر است! وقتی حقوق پزشک با حقوق های بین المللی مقایسه می شود ولی منشی ها حتی بیمه هم نمی شوند! وقتی نظام پزشکی به فکر حقوق پزشکان است و رهایشان کرده تا به جان ملت بیفتند! وقتی دستمزد یک پزشک برای یک عمل نیم ساعته به اندازه ی حقوق چند سال یک کارگر است! چرا وقتی بسیاری از بیماران به خاطر هزینه های غیر قانونی و سرسام آور درمان که بر اساس قانون اساسی باید برای همه ی مردم رایگان فراهم باشد، می میرند و یا خانواده شان را تا آخر عمر به فقر مطلق گرفتار می کنند! شما بگویید چرا با این همه ناکارآمدی و ظلم، کل وزارت بهداشت و بعدش سازمان نظام پزشکی را به دادگاه معرفی نمی کنند؟!!!! حتماً باید یک ناهی از منکر عزیز که واقعا به اندازه ی شهدا برای ما عزیز است را در بیمارستان پذیرش نکنند تا با آن بیمارستان ها برخورد شود؟!
آیا سیستم های درمانی کشور در خدمت تمام آحاد جامعه هستند؟! و یا فقط برای طبقه ی مرفه که درآمد و بیمه های خوبی دارند، فعالیت می کنند؟! آیا وزارت بهداشت در جهت رفع این مشکل حرکت می کند؟! و یا روز به روز با خدمات نوین پزشکی که مورد تقاضای بیماران است، وضعیت اقتصادی بیماران اسفبارتر می شود؟!
آیا پزشکانی که با پول های کلان رومیزی و زیرمیزی احساس می کنند جان افراد را نجات می دهند، تا کنون فکر کرده اند که چند خانواده ها را به خاک سیاه نشانده اند؟! آیا پزشکان محترم که از آب و خاک و هوا و بیت المال این مملکت استفاده کرده اند تا پزشک شوند، بهتر نیست مثلا به درآمد ناقابل روزی یک میلیون تومان و به عبارتی 30 میلیون تومان در ماه قناعت کنند!؟ آیا پزشکان محترم می دانند که برخی بیماران آرزوی مرگ می کنند تا فقر و فلاکت خانواده هایشان را نبینند؟! آیا پزشکانی که با ویزیت ساده ی فقط 30 بیمار در یک بعد از ظهر 500 هزار تومان درآمد کسب می کند آن قدر انصاف ندارد که دستمزد ده هزار و صد تومانی کارگرش را بالا نکشند؟! آیا پزشکی که اجرت یک عملش چند میلیون تومان است می داند که خانواده ی بیمار چند سال قسط و سود و بعضا نزول هزینه ی درمان عزیزانشان را می پردازند و یا ما حصل چند سال شان را که تمام آینده شان هم بود را می فروشند؟! آیا در برابر سازمان نظام پزشکی که فقط به فکر حقوق پزشکان است، کسی به فکر بیماران بی کس و ضعیف هم هست؟! آیا درگاهی جز درگاه الهی شنونده ی آه و ناله ی بیماران و خانواده های شان است؟!
در انتها، پزشکانی که خود را مشمول این نوشته نمی دانند که هیچ، ما دست بوس شان هم هستیم، اما آنهایی که خود را مخاطب این نوشته شناختند، اصلاً از این مطالب برآشفته نشوند که نهیب خدای عادل و منتقم بس مهیب تر از تلخی کلام بنده ای ضعیف چون من است!
میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.
90/4/30
11:16 ع
قوه ی محترم قضاییه این قدر در برخورد با فتنه ضعیف عملکرده است که سران و بزرگان اصلاحات که اکثریت قریب به اتفاقشان در فتنه مواضع خصمانه گرفتند و یا سکوت تأییدآمیز اختیار کرده بودند، اکنون مدعی حضور در انتخابات گردیده اند؛ براستی حالا گیرم گربه بی حیا، در دیزی چرا بازه؟! آیا کسی نیست که در دیزی را ببندد؟
برخورد قوه ی محترم قضاییه در جریان فتنه آن قدر جای سوال دارد که مرا یاد یکی از داستان های مولوی می اندازد که از اشاره به آن معذورم ولی اصولاً قوه ی قضاییه برای برخورد با مفسدان و فتنه گران و منحرفان کاربرد دارد و گرنه مردم عادی که مشکلاتشان را با ریش سفیدی بهتر از دادگاه و پاسگاه حل می کنند.
یارو مفسد بزرگ اقتصادیست و سالهاست که ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی جلسه می گذارد که با ایشان چه کار کند و تو گویی که این جلسات برای بزرگداشت آقایان و آقازاده برگزار می گردد.
همان مفسد اقتصادی و دوستانش از بس رها ماندند که فکر کردند هر کاری می توانند بکنند حتی فتنه! همان ها با صرف بودجه، توهم و خودبزرگ بینی ایجاد کردند و با پول اجیر کردند و اسیر کردند و کشتند و کشته سازی کردند و بعد هم فرار کردند! بازماندگانشان هم ماندند و گردن کلفتانه طلبکارتر و طلبکارتر و طلبکارتر شدند!
کسانی که زمانی اصلاح طلب نام داشتند و از هر گونه نظارتی اعم از استصوابی و غیر استصوابی و هر گونه ولایت پذیری فراری بودند، اصلاح طلبی را به امتیاز طلبی و بعد به فتنه گری تغییر دادند؛ اینان نیز آن قدر از برخورد قضایی مصون ماندند که سرو تهشان اکنون با ژست مظلومانه مدعی انتخابات و طلبکار از انقلاب هستند.
به راستی چرا قوه ی قضاییه حتی در برخورد با اراذل و اوباش و سارقانی که از قمه و چاقو استفاده می کنند این قدر ضعیف عمل می کند که کم کم همه گیر شود! به راستی چرا قوه ی قضاییه با مفسدان اقتصادی و فتنه گران آن قدر ضعیف عمل می کند که جریان انحرافی نیز در این بلبشوبازار زاییده شود؟!
خداییش با این وضعی که نهادهای نظارتی و قضایی دارند، چرا نباید تفکری متولد شود که این مملکت را مستقیماً امام زمان اداره می کند؟! ای کاش قوه ی محترم قضاییه به جای این که فقط به فکر چند برابر کردن بودجه باشند فکری به حال ضعف هایشان بکنند!
راستی فاتحه ای برای این وبلاگ بخوانید ضرری ندارد!!! چون با وبلاگ ها خیلی زود و سریع برخورد می شود تا احتمالی درس عبرتی برای فتنه گران و جریان های انحرافی گردد!!
90/4/3
4:15 ع
وقتی دست اندرکاران فتنه 88 بازداشت شدند و آزاد شدند و دوباره بازداشت شدند و دوباره آزاد شدند، سران قوه قضاییه گفتند که بالاخره با فتنه گران برخورد خواهد شد و فکر نمی کردند که بازداشت و دوباره آزاد کردن آن ها موجب خواهد شد تا برخی برداشت کنند که سران فتنه بی گناهند و مظلوم! حتماً یادتان هست که چند بار فائزه هاشمی را بازداشت کردند و هر بار به بهانه ای واهی آزاد کردند! نه تنها این بازداشت های بی هدف موجب مظلوم نمایی شد، بلکه برخی افراد خود سر را نیز به واکنش واداشت که همان واکنش ها نیز به تشید مظلوم نمایی جریان فتنه، دامن زد.
متاسفانه باید گفت این اهمال کاری ها در برخورد با سران فتنه آن قدر ادامه یافت تا جریان انحرافی فعالیت های زیر زمینی خود را آشکار کرد. حالا دیگر انعطاف نابجا در قوه ی قضاییه به یک رویه تبدیل شده است که البته شروعش نه با عدم برخورد با جریانات فتنه و انحرافی که با تحمل مفسدان اقتصادی بود. شاید اگر همان روزی که مهدی هاشمی و اعوانش غرق در مفاسد اقتصادی و رانتهای عظیم اقتصادی بودند، برخورد مناسب با آنان انجام می شد، هرگز آمارسازی های وی در جهت تحریک سران فتنه روی نمی داد، اما دیدیم که عدم برخورد با مفسدان بزرگ اقتصادی موجب و مسبب شعله ور شدن آتش فتنه گردید و پس از اطفای حریق فتنه نیز عدم برخورد با سران فتنه موجب شد تا فتنه گران بیانیه دهند و به دشمنان خارجی پیام دهند و پیام دریافت کنند و بعد از دوسال از فتنه انگار قوه ی قضاییه دیگر دغدغه ی برخورد با این افراد را ندارد. یادمان هست که زمانی مقام معظم رهبری چقدر برخورد با مفاسد بزرگ اقتصادی را مهم می دانستند و بر لزوم آن تاکید می کردند، در آن موقع رییس وقت قوه ی قضاییه، آقای هاشمی شاهرودی می گفت که برخورد با این مفاسد موجب ناامنی اقتصادی می گردد و حال آنکه عدم برخورد با این مفسدان نه تنها موجب شدت مفاسد اقتصادی که موجب بروز فتنه ای عظیم در ابعاد سیاسی، اجتماعی و امنیتی نیز گردید.
هم اکنون دو گروه سرخورده که از جریان مفاسد اقتصادی و جریان فتنه باقی مانده اند، فاقد مشروعیت و جایگاه اجتماعی و حکومتی هستند ولی در به در به دنبال یک فرصت دیگر برای بروز و فعالیت ویروسی خود می گردند و جریان انحرافی اکنون این فرصت را برای آن دوجریان نیمه جان مهیا کرده است. در کنار این سه جریان گروهی دیگر وجود دارند که نه از مفسدان اقتصادی و نه از فتنه گران برائت نجسته اند و بارها نیز خود را خادم آنان نشان داده اند. علی لاریجانی و دوستانش بعنوان کسانی که چه قبل از انتخابات و چه بعد از آن مدتها آب در آسیاب فتنه گران سیاسی و اقتصادی می ریختند نیز وجه دیگر این معادله هستند که در این اتحاد نقش کاتالیزور را ایفا می کنند. اکنون همه شنیده ایم که اصلاح طلبان در جلسات پنهان و آشکار خود از جریان انحرافی به عنوان یک فرصت و دوست یاد می کنند و از سویی می بینیم که فائزه ی هاشمی و جاسبی در حمایت از وزیر ورزش معرفی شده عملاً دست به کار می شوند و در همان اثنی باز هم می بینیم که علی لاریجانی از اصلاح طلبان دعوت به حضور در انتخابات می کند و در حالی که دولت را متهم به دخالت در انتخابات و به قول فتنه گران تقلب می کند تهدید به واکنش را در گام اول کلید می زند. هم گرایی این چهار ضلع نذیریست برای بروز یک فتنه ی جدید که ابعاد آن تا قبل از بروزش به لحاظ بزرگی ناپیدا خواهد بود.
فتنه ی جدید با جایگاه حکومتی و قدرت جریان انحرافی، پول و ثروت مفسدان اقتصادی، پایگاه خارجی و رسانه ای حامیان اصلاحات و فرصت طلبی سیاستمداران سرخورده اصولگرای سنتی به وقوع خواهد پیوست.
ای کاش می شد به احمدی نژاد فهماند که میزبان انگلی به نام جریان انحرافی یا نفوذی شده است و این انگل کاری جز تحلیل میزبان خود ندارد و البته باید دانست که تا زمانی که این میزبان، خونی داشته باشد، انگل خود را به عنوان یک همزیست و خیرخواه معرفی خواهد نمود ولی در ادامه ی راه کار به جایی خواهد رسید که یا میزبان باید از انگل جداشود و یا خدای ناکرده توسط انگل مسخ گردد.
در شرایط حاضر به نظر می رسد هر چقدر تعداد اضلاع فتنه کمتر باشد و یا هر چقدر قدرت هر یک از آنها کمتر گردد، فتنه ای خفیف تر به وقوع خواهد پیوست و تمرکز روی فقط یکی از اضلاع مانند جریان انحرافی و یا جریان فتنه نه تنها کارگشانیست که موجب مظلوم نمایی می گردد. مثلا اگر جریان انحرافی محاکمه شود ولی جریان فتنه و جریان های مفسد اقتصادی مبرا بمانند، جریان انحرافی مظلوم جلوه خواهد نمود و چه بسا پایگاهش تقویت نیز بشود. ای کاش ریاست محترم قوه ی قضاییه دوباره نگاهی به حکم انتساب خود بیاندازد و ببینند که در آن مقام معظم رهبری انتظارشان را از این قوه اینچنین بیان کردند:
"اکنون چشمداشتِ سلامتِ ارکان و اتقانِ احکام و سرعت و سهولت در اجرای عدالت، از دادگستری جمهوری اسلامی، انتظاری بحق است که مسئولان این پیکرهی عظیم و دستگاههای جانبی آن باید در برآوردن آن با همهی توان از هیچ کوشش و ابتکاری فروگذار نکنند"
89/12/1
11:34 ع
درست است که فتنه از ادعای تقلب شروع شد، اما می بینیم که با وجود بطلان آن اتهام زشت، هنوز فتنه نمرده است. سوالی که پیش می آید این است که چه باید کرد؟ تا کی باید منتظر ماند؟
فتنه چیز خطرناکی است که حتی اگر شعله هایش خاموش هم بشود، نمی توان آسوده رهایش کرد؟ فتنه ی خوارج مثالش؛ دیدید چگونه منجر به شکافتن سرامیر المومنین شد؟ فتنه ها پیچیده هستند و هر چند کوچک هم باشند، نمی توان از کنارشان گذشت. باید با فتنه فعال برخورد کرد نه منفعل! این که نمی شود ما صبر کنیم تا فتنه گران کارشان را بکنند و ما 2 روز بعد تمام مردم را به زحمت بیندازیم تا به جهان بقبولانیم که پایگاه مردمی انقلاب بارها عمیق تر از مقبولیت فتنه گران است.
مطمئن هستم کسانی که در وزارت اطلاعات هستند بسیار بهتر از من می دانند و عمل می کنند، اما توقع جامعه و البته شأن انقلاب بسیار بالاتر از آن است که مشتی خس و خاشاک، هر از چندگاهی آسمانش را آلوده و زشت نمایند، اگر چه که به نسیمی در کنج دیواری جمع می گردند و بعد هم به ظاهر مظلوم!
چگونه است که ما جهانی را با سیاست های فعال خارجی منقلب کرده و به پشت خودمان می کشانیم اما در داخل کشور، منفعل و منتظریم؟! چگونه است که برخی دشمنان داخلی و خارجی به خود جرأت می دهند تا یک جنبش حرامزاده را که از فعل حرام تهمت پدید آمده را با انقلابات مصر و تونس و ... مقایسه کنند! مردم ما هرگز از حمایت مالی و جانی برای این انقلاب دریغ نداشته اند و بعضا در طول یک هفته چند بار به حمایت از انقلاب خود در هر شرایط جوی راهپیمایی کرده اند، اما آیا این دلیلی می شود که ما هیچ اقدامی نکنیم؟! دلیلی می شود که نه بازداشت کنیم! و نه محاکمه! آیا محجوبیت این مردم غیور باید منجر شود تا فتنه گران و اولادشان برای بهم ریختن امنیت و نظم کشور برنامه ریزی کنند! مگر نمی شود سران فتنه را بازی داد؟! نمی شود برای سران فتنه طعمه قرار داد؟! نمی شود برای حامیان آنها برنامه ریزی کرد؟! نمی توان سیر محاکمه هایی را که یکسال است قطع شده را ادامه داد تا حقایق آشکارتر و دشمنان منفعل و به فکر پاسخگویی بیفتند؟! یا اصلا یک چیز دیگر؛ نمی توان برای حامیان اروپایی و آمریکایی فتنه برنامه ریزی کرد؟! نمی توان دست شان را رو کرد؟! یعنی حکومت به اندازه آن انقلابیون خوش فکری که با بی بی سی مصاحبه می کنند و به سخره می گیرندش ابتکار ندارد؟! یعنی ما نمی توانیم در کشورهای غربی و آمریکایی یک تجمع از حامیان انقلاب اسلامی ایران را رو کنیم؟! یعنی نمی شود ما منتظر حرکت بعدی هاشمی نباشیم؟ یعنی نمی شود ما فائزه را آزاد نکنیم، تا پدرش به انفعال بیفتد؟! و خیلی از این سوال های دیگر!!
نمی دانم! ولی احساس می کنم که وجود لکه ی ننگ فتنه بر دامن انقلاب هر چه قدر هم که کوچک باشد، روی سپیدی دامن پاک انقلاب قابل تحمل نیست.
میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.
89/11/26
8:39 ص
خواستم با عصبانیت بنویسم که چرا این سران فتنه را بازداشت نمی کنید، دیدم که باد می کنند، که دیدم متورم متوهمند. گفتم اگر هم چیزی از بازداشت شان ننویسم که شجاع می شوند، که انگار شده اند! خواستم تحلیل کنم که دیدم مردم در ایام الله 9 دی و 22 بهمن، تمام تحلیل ها را تعبیر کرده اند! خواستم چیزی ننویسم دیدم که خواهند گفت، از ترس کلامی از 25 بهمن به میان نمی آورند! خواستم به قوه ی قضاییه بگویم که چرا اینان را آزاد گذاشته اند و این که اگر نیازی به کمک دارند که مردم خودشان حاضرند بازداشت و محاکمه و اعدام را انجام دهند، ولی دیدم که فردا خواهند گفت اینها کاسه ی داغ تر از آش شده اند! گفتم از ریز بودن سران فتنه و تمام روسا و عمالشان بنویسم که دیدم آن قدر ریزند که به کاغذ نمی آید، گفتم از ریز بودنشان ننویسم دیدم که نظام بزرگ مان آن قدر مقدس است که کوچکترین هتک حرمت به آن را نیز نباید تحمل کرد. خواستم از ثواب صبر بنویسم که دیدم هر روز صواب جهاد بیشتر نمایان می شود. گفتم شاید بتوانم عدم محاکمه را از باب مصلحت توجیه کنم ولی دیدم 25 بهمن را به کدام مصلحت تحمل نمایم. خواستم از جذب حداکثری بنویسم دیدم که باعث دق حداکثری شده است.
گفتم بهتر است یک آرزو کنم:
خداوندا می شود که خودم، خودخودم، در ثواب اعدام سران فتنه سهیم باشم که غیرت مردم انقلابی ایران اسلامی را نشانه گرفته اند.
میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.
89/9/28
10:22 ع
برخلاف نظر دوستانی که نامهی حسین قدیانی را تندروی و برخلاف مصلحت نظام و احترام به قوای سهگانه و دستورات رهبری می دانند، حقیر نظر دیگری دارم، چرا که برخلاف برخی این دوستان، اعتراض به قوهی قضاییه را دلیلی بر اتهام فساد به آن می دانند، این دو مفهوم را مترادف نمی دانم. آنچه که مورد اعتراض ما است، فساد در قوه ی قضاییه نیست بلکه مشکل همان است که خود رییس قوه گفته است یعنی "برخورد با سران فتنه به صلاح نیست" و این یعنی متولی عدالت، آن را فدای مصلحت نموده است و چه مصیبتی بالاتر از اینکه ارزش مطلقی مانند عدالت، فدای مصلحتی نسبی گردد، این یعنی فاتحه ای برای این قوه باید خواند؛ دیگر اینکه خاطرمان باشد که نظر آقا در مورد نخبگان این است که منتظر حرکت دیگران نباشید وهرجا که احساس نیاز می کنید، وارد شوید، آیا اگر آقای قدیانی این مطالب را نمی نگاشت آقای آملی لاریجانی می گفت که به خاطر مصلحت، عدالت را تعطیل کرده است؟ مگر نه اینکه مطالبه عمومی میتواند این مصلحت و عدالت را باهم منطبق نماید!؟ پس با مطالبه ی عمومی اجرای عدالت و تبیین مفهوم فتنه که اشد از قتل است و در این فتنه که هم منجر به قتل، هم منجر به ضربات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی به کشور گردید، آیا تقاضای مجازات اعدام برای سران فتنه که مسلما دیگر عامدا و عالما به حرکات خود ادامه میدهند، کار اشتباهی است؟! با این تسامح، چه تضمینی که در انتخابات بعدی هم مثلاً آقای ع-ل مدعی تقلب نشود؟ آیا فکر نمیکنید، مطالبهی عدالت از سوی آقا همیشه مورد تایید و تاکید بوده است؟! آیا فکر نمیکنید وقتی در کشورما برای پرونده ی کوچکی مانند قتل همسر ناصر محمدخانی، این همه وقت کشی میشود و سروصدا بلند میشود، ایرادی ندارد که قوه ی قضاییه را قوهی بی قوه خطاب نمود؟! پس همه بنویسیم و فریاد بزنیم، که این کشور اکنون به قوهی قضاییهای قدرتمند، بیش از هر زمانی نیازمنداست، از جرایم ساده ای چون سرقت و قتل گرفته تا مفاسد اقتصادی کلان و تا فتنه های بزرگی مانند فتنه ی 88 نباید به این راحتی به یک مشکل بزرگ برای کشور تبدیل شوند.
88/11/12
1:47 ص
مردم ماههاست که در گیرودار جریانی وارد شدند که مستحقش نبودند. این جریان از ماهها قبل از انتخابات با پاشیدن تخم ناامیدی و بی اعتمادی به توان و صداقت حکومت آغاز شد و به قانون شکنی، حرمت شکنی، لطمه به منافع ملی و ناامنی ختم شد.
متولیان این حرکت هنوز سعی دارند با شوک هایی که به جسد یک مرگ مغزی می دهند، آنرا زنده کنند و از هیچ وسیله ای نیز برای نیل به اهداف شوم خود دریغ نداشته و ندارند، اینان شعار هدف درست وسیله غلط را توجیه می کند را نیز پشت سر گذاشته اند، چرا که هدفشان از پایه بر ناحق بوده و بحث بر سر مقبول یا غیر مقبول بودن راهکارهایشان که چیزی جز شرارت، تشنج، نفاق، بدعت، کینه توزی، انتقام و تفرقه، نبوده، مسخره می نماید.ادامه مطلب...