لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره

92/8/22
1:17 ع

 

اگر چه در روایات داریم که حتی تباکی (نمایش گریه) برای امام حسین هم پسندیده است اما من در این مطلب سعی می کنم به بحث دیگری به نام دیوانگان حسینی بپردازم، در این سال ها خیل افراد و هیأت های مذهبی خودشان را دیوانه حسین علیه السلام می نامند و رفتارهایی می کنند که در توجیه آن، به همان دیوانگی برای اباعبدالله استناد می کنند. انواع بدعت های بی مفهوم وبعضاً مضر در عزاداری های، اشعار نامناسب، صداهای ناموزون، رفتارهای نامأنوس و ... از مواردی هستند که به بهانه ی دیوانگی برای امام حسین علیه السلام انجام می شود، اما به حقیقت آیا می توان بدون معرفت به دیوانگی واقعی دست یافت؟! آیا دیوانه ی با معرفت رفتاری جز مایه سربلندی و اعتبار و ترویج برای امام حسین می تواند باشد؟! آیا دیوانگی برای حسین می تواند با عزاداری بدون اقامه نماز قابل جمع باشد؟! به اعتقاد من یک نامسلمان نیز می تواند محب امام حسین باشد همانطوری که خیلی از نامسلمانان در وصف امام حسین جملات معروفی دارند، اما این که کسی خودش را دیوانه حسین بداند بحث دیگری است.

دیوانه ی واقعی حسین علیه السلام، اینقدر نسبت به امام و راه و رفتارش معرفت دارد که اگر در جایی بین امام حسین علیه السلام و موارد دیگری مخیر شود، بدون معطلی و بدون این که عقلش سردرگم شود او را انتخاب کند، به نحوی که ممکن است از سوی دیگران این سرعت در تصمیم گیری و قاطعیت به دیوانگی تعبیر شود و حال این که این سرعت و قاطعیت در انتخاب نه تنها دیوانگی نیست بلکه ناشی از معرفت والاست. در این تعریف اگر کسی معرفت ناصحیحی از امام حسین علیه السلام داشته باشد و مشتی خرافات و تحریفات را در باور خود به امام حسین علیه اسلام وارد کرده باشد چگونه می توان از چنین بی معرفتی به دیوانگی حسین نائل شود؟!

دیوانه ی حسین علیه السلام بودن یعنی اوج معرفت به دین و امام، یعنی عقل را در تنور معرفت حسین (ع) گداختن، یعنی اعتباری بودن برای شیعیان نه باعث شرمساری برای حسین جان، دیوانگی حسین علیه السلام یعنی نماز در میانه ی میدان تیر و ترکش و شمشیر، یعنی همت در هدایت دشمنان گمراه، یعنی در عین محبت به خانواده و دوستان همه را در درگاه الهی خرج کنی، دیوانگی حسین یعنی در خم عشقش بجوشی و از سرّ مهرش بنوشی و در میانه ی میدان بخروشی، یعنی حتی اگر برادرش باشی خودت را غلامش بدانی، یعنی دست و چشم و سرت را به پای حسین بریزی و تازه شرمنده اش باشی ..... آری! دیوانگی حسین علیه السلام این نیست که با هیأت حسینی همسایه ات نسازی و جلوی مسجدِ محل هیأت برپاکنی، دیوانگی حسین این نیست که مجلس شعور و شور اباعبدالله را به مجلس شور تقلیل دهی، دیوانگی حسین علیه السلام این نیست که شمشیر جهاد را غلاف کنی و قمه جهل را برگیری، دیوانگی حسین علیه السلام این نیست که به جای ذکر حسین صدای وحوش دربیاوری و به جای اذکار توحید اورادِ شرک بر زبان برانی، دیوانگی حسین علیه السلام بی ولایت مداری معنی ندارد، دیوانگی حسین اگر واقعی باشد در ثقیفه هم که باشی بازهم در غدیری، دیوانگی حسین یعنی در همان کربلا و عاشورای 1400 سال پیش گیرنکنی و هر روز را عاشورا و هر جا را کربلا بدانی، دیوانگی حسین یعنی لشگر امروزش را لبیک بگویی و دشمن امروزش را برائت بجویی.

دیوانگی حسین عالمی دارد، عالمی عالم گیر دارد و زمانی ابدی، دیوانگی حسین به محرم و صفر و هیأت و حسینیه ختم نمی شود، همیشه و همه جا می توان دیوانه حسین بود، دیوانگی حسین منوط به خاموشی چراغ و شب و شور و هیأت نیست، دیوانگی حسین همیشگیست، دیوانه ی حسین در عین عاقلی اسمش دیوانه است.

این مطلب در عمارنامه منتشر گردید.

برچسب های مرتبط: امام حسین    سبک زندگی

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می گردد.


nazokbin

91/9/12
6:16 ع

همزمان با انتقال ظریح مقدس امام حسین به کربلا، این ضریح مورد احترام و زیارت بسیاری از هموطنان ما قرار گرفته است که موجب بازنشر یک شبهه قدیمی گردیده است و این شبهه چیزی نیست جز تشکیک در تقدس. بحث تقدس قائل شدن برای اجسام از نظر برخی برادران اهل تسنن به عنوان یک نوع شرک تلقی می شود به نوعی که بوسیدن جلد قرآن یا ضریح ائمه به عنوان شرک مورد انتقاد قرار گرفته است. برای رد این شبهه، دلایل کوتاه و البته کافی را تقدیم می کنم:
یکی از چیزهایی که خداوند در قرآن کریم برای آن تقدس قائل شده است وادی مقدس طوی است. خداوند در آیه 12 سوره طه، برای وادی طوی، تقدس قائل شده است و به پیامبرش امر می کند: فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی تا در آن کفشش را از پای درآورد، در کتاب کامل الزیارات باب فضیلت زمین کربلا حدیثی از امام محمد باقر (ع) بیان شده است: "الْغَاضِرِیَّةُ (کربلا) هِیَالْبُقْعَةُ الَّتِی کَلَّمَ اللَّهُ فِیهَا مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ" و این یعنی حضرت موسی به احترام زمینی که بعدها مقتل سیدالشهدا می شود، باید کفشش را از پا درآورد و چه رسد به این که عاشورا در کربلا به عینیت درآید و چگونه می توان برای ضریحی که با نیت نصب در حرم امام حسین (ع) از نذورات عاشقان این امام همام و با قلم و دست و اشک هنرمندان عاشق ساخته شده باشد، تقدس قائل نبود؟! ضریحی که قرار است در زمین مقدس کربلا، گرداگرد بدن مقدس امام شهدا قرار گیرد؟!
مثال دیگر این که وقتی حضرت آدم (ع) خلق شدند، در حالی که هنوز ایشان مراتب کمال را با عبادت، اطاعت و اختیار نپیموده بودند، به دستور الهی مورد احترام و سجده ملائک قرار گرفت و این یعنی که ایشان به خاطر مراتبی که بعداً قرار است کسب کند از اکنون مورد احترام است. نکته ی ظریفی که از این مثال عیان می شود، عواقب اعتراض شیطان به چنین تقدسی است که همین اعتراض موجب سقوط و هبوط وی می شود.
قرآن کریم و احادیث نبوی و ائمه هدی پر از این گونه مثال ها هستند که همین دومورد را برای اثبات مدعایم کافی می دانم. براین اساس زمین های مقدسی مانند وادی طوی و ایام مقدس که خداوند در قرآن از آنها به ایام الله یاد می کند، قابل احترام و تقدس هستند و بی احترامی به ایشان موجب خسران و چه بسا گمراهی خواهد شد.

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود. 


nazokbin

91/9/5
11:59 ع

عزاداری برای امام حسین (ع) موجب بیداری روحیه ظلم ستیزی و وحدت زیر سایه ی شناخت معارف اهل بیت علیهم السلام درماه پرشور محرم می شود. آموخته ایم که هر چیز مثبتی نیز آفاتی دارد که میزان تأثیر گذاری و حیات آن را تحت تأثیر قرار می دهد. این آفات تمام آن چیزهایی هستند که مواردی را که به آنها اشاره کرده ام را تحت الشعاع قرار می دهند؛ که مهمترین آن ها را برمی شمارم، امیدوارم کسانی که می توانند، در گسترش و نشر این مباحثِ بسیار مهم یاری نمایند:
1- یکی از مهمترین آفات عزاداری تحریف واقعیات عاشوراست. متأسفانه بسیاری از مداحان و معدودی از روحانیون از منابع معتبری برای روضه و نوحه استفاده نمی کنند، ملاک این مداحان و روحانیون ایجاد شور بیشتر و گرفتن گریه و بازارگرمی است. تحریفات عاشورا مانع بررسی و درس آموزی از واقعیات و معارف قیام حسینی می شود. بحث تحریف وقایع عاشورا شدیداً از سوی بزرگانی مانند شهید مطهری و امام خامنه ای مورد هشدار قرار گرفته است و به منظور اصلاح تحریفات و نشر واقعیات عاشورا بهترین و تنهاترین راه استفاده از منابع معتبر تاریخی و روایی است. سابقه نشان داده است که علی رغم تمام این تأکیدات برخی مداحان علاقه ای به مستند گویی نداشته و در قبال این افراد تنها راه این است که از این مداحان دعوت نشود. از دیگر مواردی که می تواند در بحث تحریفات عاشورا بازدارنده باشد، اهتمام شاعران آیینی به استفاده از مستندات تاریخی و روایی است، در صورتی که شاعران در سرودن اشعار خود دقت لازم را داشته باشند یقیناً مداحان نیز حق انتخاب بیشتری برای اشعار نو و مستند خواهند داشت تا مجبور نباشند به اشعار ضعیف روی آورند.
2- از آفات عزاداری های ما افزایش روزافزون هیئات مذهبی کوچک و خانه ای است. بارها دیده ایم که در یک محله، مسجد و حسینه ای وجود دارد که فعال و دارای امکانات مناسبی هم هست، اما ساکنان و مذهبیون ترجیح می دهند در خانه های خودشان هیأت برقرار کنند. بسیاری از این افراد به واسطه نذوری که داشته اند نسبت به این مسئله اقدام می کنند و حال این که می توان در نذرکردن ها بیشتر دقت کرد. هیئات کوچکی که در این محلات برقرار می گردند، بعضاً موجب کاهش رونق مساجد و حسینه ها می گردد و اینجاست که این عزاداری ها روحیه وحدت را از عزاداران دور می کند و اینچنین است که در قبال خلوت شدن مساجد و حسینیه ها، خانه ها نیز جز تعداد کمی عزادار جذب نخواهند کرد. این که در محله ای مسجد یا حسینه ای نباشد و ساکنان اقدام به برگزاری عزاداری در خانه یکی از اهالی و یا گردشی در خانه ی اهالی کنند اقدامی پسندیده است اما باید حواسمان باشد که برگزاری عزاداری ها باید به بهترین نحو و شایسته ترین حالت و با بیشترین وحدت آفرینی اتفاق افتد. چقدر خوب است که چند هیأت کوچک و مجاور باهم یکی شوند تا هم جمعیت و وحدت بیشتری را حاصل کنند و هم در هزینه ها صرفه جویی کنند و هم بتوانند از مداحان و سخنرانان بهتری استفاده کنند.
3- آفت مباحث سیاسی متأسفانه یکی از آفاتی است که بسیاری از منبری ها و مداحان ما را درگیر کرده است، متأسفانه در بسیاری از مجالس، به جای این که شعور و معرفت و درک از اعمال و رفتار معصوم به مستمع بدهند، فقط او را به روضه و نوحه مشغول می کنند و مباحث سیاسی را نیز براساس درک خودشان و بعضاً غلط به خورد مخاطبان تحویل دهند، آن گاه است که به جای ماهیگیری آموختن، ماهی به مستمع می دهند و حال این که اگر فلسفه عاشورا و واقعیات و معارف آن بر اساس مستندات تاریخی در اختیار مستمعین قرار داده شود دیگر چه نیازیست که نام افراد و احزاب برای جذب و دفع آنها بر منابر برده شود و بدتر اینکه برخی مداحان و منبری ها پارا فراتر گذاشته و عملاً دست به فحاشی و ناسزاگویی و بعضاً تهمت به افراد می پردازند و حال این که همین ها قبلاً در اظهار علاقه ها نیز افراطی عمل می نمودند، که این حرکات مطمئناً نه تنها موجب بصیرت افزایی نمی شود بلکه وجهه عزاداری ها را نیز آلوده به مطامع سیاسی ویا حداقل بی بصیرتی می نماید.
4- عزاداری ها نباید وسیله و ابزاری جهت ارتزاق شوند که متأسفانه یکی از آفاتی که سال به سال جامعه هیأتی ما را آلوده تر کرده است همین مسئله است. بسیاری از مداحان و منبری ها ذکر معارف و مصیبت را بیشتر وسیله ای برای ارتزاق می پندارند و بعضاً بر سر مزد خود طوری چانه می زنند که انگار نه انگار که طرف معامله شان، اهل بیت هستند نه بانیان و برگزار کنندگان مجالس. بحث ارتزاق از سفره اهل بیت تنها باید به عنوان یک تبرک تلقی شود، نه به عنوان یک شغل تا مداحان همین را به عنوان شغل خود قرار دهند و ناچار باشند برای ارتزاق دین و اهل بیت را ابزار قرار دهند.
5- از آفات عزاداری ها روش های غلط در عزاداری است. عزاداری باید براساس دستور مراجع و علما باشد و براساس فتاوی صادره نباید موجب سوءاستفاده دشمنان و موجب وهن گردد، بر این اساس باید از عزاداری هایی که مانند قمه زنی با ایراد آسیب شدید به بدن صورت گیرد جلوگیری گردد. من نمی خواهم شور و احساس کسی را که ناخواسته با ضربه ای به صورت خود موجب زخمی در صورت می شود را زیر سوال برم بلکه برنامه ریزی و تبلیغ اموری مانند قمه زنی، با زنجیر به صورت زدن و یا ضربات شدید به صورت را به صلاح نمی دانم و البته شرعی بودن یا نبودنش را مراجع و علما نظر داده و می دهند. روی دیگر این گونه عزاداری ها استفاده از تصاویر مجعول از اهل بیت و استفاده از آلات موسیقی است.

6- یکی دیگر از آفات عزاداری ها، حذف و کاهش بخش سخنرانی و معرفت افزایی است. برخی از مجالس متأسفانه به مراتب همت بیشتری به روضه و سینه زنی دارند و بخش سخنرانی را یا حذف می کنند و یا در وقت نامناسب و کم و یا با سخنران های ضعیف انجام می دهند. بالاخره تمام علما و بزرگان مجالس روضه امام حسین را بهانه و وسیله ای برای معرفت افزایی و نشر دین و احکام و اصول آن می دانند و فرصتی مناسب مانند محرم و صفر خیلی بیشتر از آن اهمیت دارد که بتوان آن را صرفاً در خدمت شورافزایی قرار داد بلکه تمام محرم و صفر ماه های زنده نگهداشتن اسلام هستند، وقت احیای نماز، خمس و زکات، امر به معروف و نهی از منکر و ....
7- یکی دیگر از آفات عزاداری ها، طراحی و برنامه ریزی ناصحیح برای نحوه عزاداری است. بحث مکان، مدت، بحث نور، شدت و کیفیت صدا، بحث اقامه به موقع نماز، در نظر گرفتن محل مناسب برای پیرغلامان و کودکان و .... از مواردی است که به شدت در جذب و رضایت خاطر عزاداران مؤثر است. بارها برایم پیش آمده است که در نظر گرفتن مکان تنگ و بدون تهویه هوا و یا بسیار سرد یا گرم یا تاریک و یا با صدایی به مراتب شدیدتر از گنجایش مکان و ظرفیت همسایگان می گردد و بارها دیده ایم که مکان گنجایش ظرفیت مدعوین یا میهمانان را نداشته و مردم با حالتی ناراحت و بسیار فشرده در جلسه حضور بهم می رسانند؛ اگر چه تمام این سختی ها شاید برای مستمعینی که در جلسه می نشینند و سختی ها را به عشق حسین تحمل می کنند اجر داشته باشد، اما وظیفه بانیان جلسات و هیأت ها چیز دیگری است و آن برنامه ریزی و رعایت اصول و استانداردهای یک جلسه مذهبی مناسب و مؤثر است، در این بند نظرم این نیست که مجالس با تکلف برگزار گردند بلکه دقیقاً در برخی موارد موجب صرفه جویی نیز می شود، به عنوان مثال بکار بردن چند بلندگوی بزرگ و سیستم های صوتی آنچنانی در محیط چند ده متری چه لزومی و چه تأثیر دارد جز اصراف و آزار عزاداران و همسایگان؟!
8- یکی از آفات مراسم عزاداری ها، برخوردهای غلط و بد با میهمانان است. این برخوردهای غلط از نحوه و لحن مداحان تا روش پذیرایی و یا نحوه برخورد انتظامات را شامل می شود. بارها دیده ایم که مداحان با مستمعان بد برخورد می کنند و با جملات نامناسب و بیان نامناسب، ایشان را به عزاداری بهتر وامی دارند به نحوی که این لحن صحبت، بعضاً موجب فرار و ریزش عزاداران می گردد. چقدر خوب است که مداحان از قبل جملات و کلمات مناسبی را برای تشویق مردم به عزاداری بهتر آماده کرده باشند و از فریادهای ناهنجار و به کار بردن تشر و بعضاً بی احترامی به عزاداران حسینی خودداری کنند و این که عزاداران را بیشتر محترم بشمارند حتی آنهایی که سینه نمی زنند و یا اشک نمی ریزند ویا جواب شعر را نمی دهند.
9- رعایت مسائل مهم ایمنی عزاداران. چند سال پیش شاهد فوت چندین عزادار در یکی از هیأت های معروف مذهبی بودیم که با رعایت موارد ایمنی قابل جلوگیری بود. استفاده از وسایل حرارتی مناسب، سیستم های برقی ایمن، در نظر گرفتن درب های خروج مناسب برای زمان ازدحام جمعیت، تعبیه سیستم های اطفای حریق دستی، وجود درب های کشویی یا بازشونده به سمت بیرون (برای قابل استفاده بودن در زمان ازدحام جمعیت)، در نظر گرفتن نور حداقلی برای ورود و خروج، در نظر گرفتن روشنایی اظطراری در زمان قطعی برق یا حریق از دیگر موارد مهم در عزاداری ها، به خصوص عزاداری های پرجمعیت حفظ امنیت جانی عزاداران از اقدامات تروریستی است. باید بازرسی بدنی در مراسم های مهم پیش بینی شود و خوب است که سیستم های پیشرفته در این خصوص نیز بکارگیری شوند و دیگر این که با احداث کفش داری های مناسب خیال مردم را از نگهداری کفش ها و بردن پلاستیک و کیسه کفش به داخل هیأت ها خودداری کنند که البته این مسئله موجب مسائل بهداشتی و اشغال فضای مفید داخل مجالس نیز می شود. 
10- یکی دیگر از مباحث مهم حفظ احترام برداران اهل تسنن است، چرا که چندسالی است که ایشان نیز در مراسم عزاداری شرکت می کنند و حفظ احترام ایشان عین ادب و اطاعت از دستور رهبری است و البته منظورم این نیست که مسائل و وقایع تاریخی و حادثه عاشورا تحلیل و تبیین نشود بلکه از این امور سطحی در فحش و ناسزا دادن به ایشان باید خودداری گردد. 

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود. 


nazokbin

91/9/5
2:51 ع

اینک بعد از ظهر عاشوراست و حسینِ مظلوم و یارانش بدست ظاهرالصلاة هایی چون ما کشته شده اند، اینک حسینِ شهید افتاده بر خاک تفتان کربلا، مرمل بالدما است و ما ناهار ظهر عاشورایمان را از سفره ی بابرکتش نوش جان کرده ایم، اینک می توانیم مانند لشکر ابن زیاد به زندگی مان بازگردیم. می دانم تلخ می نویسم ولی آیا جز این است؟! مگر در لشگر یزید نبودند کسانی که گریستند ولی نِگریستند؟! ما نیز به رسم عادت و به رسم این که بسان لشکر شرک، با اکثریت باشیم اکنون عزاداری هایمان را کرده ایم و می توانیم برسیم به زندگی مان! ولی آیا براستی این بود هدف عزاداری ها! هدف این بود که فقط حاضر باشیم و عزاداری بکنیم؟! براستی می توان شیعه بود و پا بر زمین نهاد و در هر گام به یاد کشته ی بی سرِ افتاده بر آن نبود؟! براستی می توان به زندگی بازگشت در حالی که زینب سر حسینش را که به نیزه نشسته به نظاره نشسته است؟! مگر غم زینب تمام شدنی است؟ مگر سر حسین از نیزه پایین آمدنی است؟! مگر قلب مهدی فاطمه با این عزاداری ها آرام گرفته است؟! نمی دانم چگونه خود را شیعه می نامیم در حالی که از حسینی بودن فقط به پیراهن سیاه پوشیدن و سینه و زنجیر زدنش اکتفا کرده ایم! و فراموش می کنیم که این بزرگترین مصیبت الهی جز برای به پاداشتن دین خدا اتفاق نیفتاد؟!  بازهم که اسم امر به معروف و نهی از منکر و نماز و روزه و خمس و زکات و تولی و تبری و قصاص و ... که می شود، می شویم همان ایدوئولوگ های روشنفکری که به راحتی اصول وفروع دین را مورد تحلیل نقادانه و مثلاً کارشناسانه قرار می دهند و گوشِ اطمینان به یاوه های یزیدی و ابن زیادی فاسقانی چون bbc و voa  می دهند و هتاکی های کفار بر اسلام را ممسوخ به نظاره می نشینند، می شویم همان هایی که نمازهایشان را از خجالت در پستو می خوانند و یا بعداً قضایش را به جای می آورند، می شویم همان هایی که خمس و زکات و نفقه و صدقه را احمقانه می خوانند، می شویم همان هایی که در شادی های شان یزیدی شادی می کنند در همان خانه هایی که برای حسین عزاداری کرده اند، می شویم همان هایی که ردشدن از کنار بیچارگان و یتیم ها برایشان بسان رد شدن از کنار اشیاء بی جان است و می شویم به سان همان هایی که به مسخره بازی و دروغ و تهمت و سیاست بازی و دنیاطلبی مشغولند.
یک عاشورا و یک کربلا برای همین است که کم است، همیشه باید عاشورا باشد و همه جا  نیز کربلا! جسد بی سر حسین در گودگاه کربلا نباید از جلوی چشم مان دور باشد، حسین برای همین طوری کشته شده که گویی هر روز کشته می شود و ما هنوز نمی دانیم که باید حق را در بجوییم حتی اگر نسبتمان یک به چند هزار باشد و این که حق بیش از اشک به خون نیاز دارد و حسین بیش از عزادار به رهرو. آری دیگر بس است می توانیم بازهم به زندگی مان برسیم؟! دیگر کار حسین تمام شده است و کاروان اسرا نیز کربلا را ترک خواهد کرد!

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود. 


nazokbin

91/9/4
8:0 ع

 


و حسین شاید اکنون نشسته در گوشه ای و می نگرد به نور آتش خیمه ها. تو گویی امشب در حرم حق، یک شب عادیست و هر کسی مشغول کار خودش است. کودکان گویی هنوز در دنیای کودکی شان سیر می کنند و در کنار پدرو مادر خود به بازی مشغولند، بزرگترها نیز به کارهای خود و مردان آسمانی تر از همیشه اند، اما گویی حسین (ع) برافروخته تر از همه است، او از نور شعله می کشد، شاید حسین نشسته است و به آسمان پرستاره ی کربلا می نگرد، گویی ستاره ها نازش را می خرند، دنیا چقدر خودش را برای حسین ع لوس کرده است، تو گویی بسان پرندگانی جلوی پای علی ع می خواهند مانع شهادتش شوند. و اما در آن سو، عده ای دیگر نیز آتش برافروخته اند، گویی برای غنائم فردایشان نقشه می کشند و همین حسین ع برای تک تکشان اشک می ریزد، برای گمراهی و بدبختی شان، برای آن که بر سردر جهنم ایستاده اند و رو به آن دارند، حسین ع اما برای کسانی دیگر هم بی صدا اشک می ریزد و اما اینبار نه نشسته! بلکه خم شده و از زمین خار می جوید، شاید برای ظلمی که قرار است در حق اهل بیت پیامبر شود، شاید حسین ع می گرید برای کودکان و زنان بی نوایی که قرار است در این نینوا از دست این ددان بگریزند و شاید اینجا حسین دوباره به آسمان می نگرد و خدای را مانند همیشه عاشقانه سپاس می گوید، چه پله ی بلندی خدا برایش ساخته است، پله ای که یک گام خونین می خواهد تا بام آسمان، پله ای که حیات اسلام به طی آن نگاشته شده است. اینجا چقدر همه چیز باهم پیوسته اند، سعادت و شهادت حسین و یارانش، قساوت و شقاوت دشمنانش، اسارت و جسارت به اهل بیتش و بغضی که فرو می رود و آهی  که بیرون می آید. آه خدایا خدایا خدایا .... آیا آسمان و زمین تاب این همه قیامت را دارد؟! آیا فردا روز، شب خواهد شد؟! آیا زینب می تواند یک نگاه به سرهای برافراشته در آسمان بدارد و یک نگاه به زمین زیر پای دختران؟! آیا عرش بر زمین فرش نخواهد شد؟! آیا اهل بیت پیامبر نیز تاب این امتحان سنگین را خواهند داشت؟! و هزاران آیای دیگر.... وشاید اینجا مثل همیشه بر خدا توکل می کند و برای سربلندی عاشوراییان دعا می خواند و ذکر می گوید. 

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.  


nazokbin

91/8/24
1:7 ص

 

و حسین در راه است، همین امروز فردا می رسد؛ می رسد به آخر ارض و سما، به تربت پاک کربلا، به کانون کرب و مرکز بلا. امام می رسد با خونی که به قلیان افتاده تا بجوشد از چشمه ی سینه ی فراخش و جاری شود بر کویر دلهای عالمیان. امام به سجده گاه هستی می رسد، سرها بر مُهر مِهر او به رحمت خدا می رسند. امام چشمه ایست که می جوشد، می خروشد و آتش گناهان مان را می نشاند، مِهر امام در کویر دل ها می تراود و نورش بر ظلمت آنها می تابد. امام تماماً عبادت است، آمدن و بودن و رفتنش همگی طاعت است، خواب و بیداری و قیام و قعود و سجودش همه سجده بر آستان قدس الهی و قیام بر عرش کبرایی است. امام بر کرسی دل ها نشسته و مشق عشق بر قلب تاریخ نوشته است، امام حکومت می کند در دلهای ما و ما این ولی را با هیچ والی عوض نمی کنیم. امام آنگاه که قدم بر ارض بلا می گذارد، جهان مشوش، عرش متشنج و طبیعت متوحش می شود، آخر، حسین (ع)، امام همه بود، امام همه هست و ما همچنان در تب و تابیم، گویی هنوز سر به تن دارد سید الشهدا! و گویی هنوز خون در بدن دارد خون خدا! و ما هنوز خنجر خونین کین را باور نداریم، گویی هنوز چکمه شمر را بر سینه شبیر باور نداریم، گویی هر محرم بار دیگر سر از تن عشق جدا می شود و هل من ناصر ینصرنی را به گوش می شنویم. داستان حسین (ع) هرگز تکراری نمی شود، هر چند کل یوم و کل ارض همیشه عاشوراست و کربلا، و هرچند تاریخ همیشه تکرار می شود. اباعبدالله (ع) شمشیر مِهر خدا را کشیده است و چپ و راست بر قلب همه زخم عشق می نشاند، اباعبدالله با اهل و عیالش به تمام عالمیان تاخته است و شمشیر محبتش را بر همگان کشیده است و دلها را به اسارت درآورده است و آنان که این شمشیر را به جان نمی خرند و به سپر نفس پس می زنند، به خنج شیطان زخمی می شوند و هنوز محبت حسین بر شقی ترین های جهان ما را به تعجب وا می دارد.
 حسین جان! چگونه چون منی می تواند شما را شناخته باشد؟! و چگونه شما را نشناخته اینچنین اشک عشق از چشمان مان جاری می شود؟! آیا اینها جز اثبات مقام امامت شماست که ما را کشان کشان به سوی خدا می رساند؟! یا اباعبدالله! صحبت با شما حتی آنجا که گوش دل کر است و شنیدن پاسخ نامیسر، شیرین است! شیرین تر از شهد گل برای زنبور عسل؛ یا اباعبدالله! ذکر نام تان قوت قلب ماست و ما با هر یادتان زنده می شویم و لبیک می گوییم و به درگاهت مدام کشته می شویم، یا حسین! شعور و شورمان را در درگاهت بیفزا.

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.


nazokbin

90/11/19
1:31 ص

 

امام حسین (ع) فرمودند اگر دین ندارید، آزاده باشید، این جمله ی امام حسین (ع) اکنون بیش از همه به درد خودمان می خورد، چون حال که متأسفانه دین داری اغلب ما به کسی نفع نمی رساند، لااقل شاید با آزادگی به داد همدیگر برسیم.
به عنوان مثال به مطب یک پزشک متخصص که می روی اگر بدون هیچ وسیله ای یک ویزیت 3-4 دقیقه ای بکند حدود 15 هزارتومان از شما می گیرد و اگر ابزار و یا وسیله ای تخصصی بکارگرفته شود یک هزینه ی  حداقل 20 هزارتومانی هم برای آن اخذ می کند. جالب است که همین پزشک متخصص که به صورت متوسط در هر دقیقه حدود 3000 تومان از شما اجرت می گیرد، برای هر روز کار منشی خود، چیزی حدود نیمی از حق ویزیت یک بیمار خود را به منشی می دهد. پزشک متخصص اگر 5 ساعت در روز ویزیت داشته باشد، ماهانه بین 20 تا 25 میلیون درآمد کسب می کند (و این غیر از فعالیت صبح پزشکان در بیمارستانهای خصوصی و دولتی و عملهای آنهاست) و برایش هم فرقی نمی کند که بیمارش یک فقیر بدبخت است یا یک بیکارِبدهکار یا یک ثروتمندِ میلیاردر، از این مبلغ حتی حاضر نیست حداقل مزد و مزایای یک کارگر را که در ماه حدود 400 هزارتومان می شود را بپردازد و حتی بیمه اش نماید. جالب است همان بیمه را نیز اگر بخواهد پزشکی برای کارگرش انجام دهد، باتوجه به هماهنگی نظام پزشکی با تأمین اجتماعی، حق بیمه ی منشی خود را به صورت نصفه پرداخت کرده و این گونه منشی ها عملاً باید 2 برابر کارگران دیگرسابقه ی بیمه داشت باشند تا با حقوق 30 روز در ماه، به بازنشستگی نائل گردند، گویی هر کسی که مقام و ثروتش بیشتر باشد علاقه ی بیشتری به ظلم کردن در او ایجاد می شود.
مسئله به اینجا ختم نمی شود، بیماران همین پزشک، کارمندان و کارگران و کارفرمایان و رانندگان و بازاریان و مسئولان ... هستند که هر کدام به کار خود مشغولند اما چگونه؟
کارمندان عزیز که معمولاً خیلی هم منظم نیستند، بعضاً با ارباب رجوع خود به خوبی برخورد نمی کنند و خود را نه تنها در برابر مزدی که می گیرند پاسخگو نمی دانند، بلکه به خاطر قلت آن حقوق مظلوم دانسته و به خود حق می دهند به ارباب رجوع خدمت شایسته انجام ندهند.
کارگر ما به واسطه ی مزد ناچیزی که در برابر زحمت خود می گیرد، کارفرمای خود را ظالم و خودخواه و غیر قابل ترحم دانسته و عملاً تمام اموال کارفرما را ماحصل زحمت خود دانسته و همین مسئله باعث می شود نه به لحاظ جسمی و نه به لحاظ روحی آن طور که شایسته ی یک کارگر با وجدان است در خدمت کارفرما قرار نداشته و عملاً سود زیادی عائد کارفرما نگرداند.
کارفرمایان ما هم چون می دانند بیکاران زیادند به کارگران خویش رحم نمی کنند و به هر بهانه ای آنان را اخراج کرده و یا حق و حقوق قانونی شان را تضییع می کنند.
رانندگان ما هم که معمولاً بیش از کرایه ی مصوب دریافت و یا به بهانه ی نداشتن پول خُرد از دادن بقیه ی پول امتناع می کنند و تازه اگر شرایط مثلاً به لحاظ جوی عادی نباشد، کرایه ی خود را چند برابر و یا فقط دربست حساب می کنند و عملاً مردم را در بدترین شرایط  در خیابان ها گرفتار و سرگردان می کنند.
بازاری ما هم که بسته به نوع شغل، یا طول و وزنش را درست حساب نمی کند و یا قیمت جنسش را و یا مالیات و عوارضش را و یا در خرید و فروش ها را رعایت نمی کنند و یا به دلالی هایی وارد می شوند که مستقیماً موجب فشار مضاعف به طبقات مستضعف و مردم عادی گردد.
و اما مسئولان ما هم که معمولاً به فکر میز و مزد خودشان هستند و این دو نیز معمولاً در چاپلوسی یا آمارسازی محکم می شوند و عموماً چیزی به نام احترام به حقوق کارمند و ارباب رجوع در قاموس مسئولیت های ما جایگاه نداشته و عملاً مسئولین بیشتر خود را رئیس و مافوق می دانند تا مسئول و خادم.
قبل از نتیجه گیری بگویم که می دانم که این حرفها عمومیت ندارد و این که می دانم در همه ی اقشار جامعه انسانهای وارسته و باوجدان و حتی عارف نیز یافت می شوند، ولی حقیقتاً آیا شما فکر می کنید:
تعداد باوجدان های اقشار مختلف ما بیشترند؟ آیا شما فکر می کنید تا وقتی که مردم به هم رحم نکنند، رهبر یا دولت می تواند این بی رحمی ها را خنثی کند؟ آیا شما فکر می کنید گلایه ی مردمی که به همدیگر رحم نمی کنند از سایرین، می تواند قابل پذیرش باشد؟ آیا شما فکر می کنید مردمی که فقط به فکر منافع شخصی خود و خانواده و نزدیکان خود هستند می توانند، نمایندگان خوبی برای اصلاح اوضاع جامعه و مردم انتخاب کنند؟ آیا مردمی که به حق خودشان قانع نیستد و به حق همدیگر نیزتجاوز می کنند، می توانند مدعی انتظار ظهور حضرت حجت برای برپایی حق باشند؟ آیا چنین مردمی به خاطر حفظ منافع ممکن نیست تا در برابر حتی حضرت مهدی (عج) بایستند؟ آیا مردمی که مترصد هستند تا از بدبختی و بیماری و گرفتاری همدیگر کیسه ای بدوزند به چهره ی انسان محشور می شوند؟ آیا در جامعه ای که بیمار و بی خانه و بیکار و بدهکارش چون طعمه ای برای پرندگان شکاری محسوب می شوند، شنیدن گلایه از دولت و قانون و حکومت و حتی دشمن خارجی، تهوع آور نیست؟ به فرض قبول کردن این مسائل، آیا بهتر نیست که اگر بسان دین داران به حدود الهی احترام نمی گذاریم، لااقل بنا به سفارش حضرت سید الشهدا آزاده باشیم؟
بکارگیری چنین لحن و کلامی نه برای زیر سوال بردن جامعه ی ایرانی، بلکه برای ترغیب به چاره اندیشی و مهروری بیشتر بود و براستی از تمام مخاطبان عزیز معذرت می خواهم.

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.

 


nazokbin

90/9/15
2:17 ع

اینک بعد از ظهر عاشوراست و حسینِ مظلوم و یارانش بدست ظاهرالصلاة هایی چون ما کشته شده اند، اینک حسینِ شهید افتاده بر خاک تفتان کربلا، مرمل بالدما است و ما ناهار ظهر عاشورایمان را از سفره ی بابرکتش نوش جان کرده ایم، اینک می توانیم مانند لشکر ابن زیاد به زندگی مان بازگردیم. می دانم تلخ می نویسم ولی آیا جز این است؟! مگر در لشگر یزید نبودند کسانی که گریستند ولی نِگریستند؟! ما نیز به رسم عادت و به رسم این که بسان لشکر شرک، با اکثریت باشیم اکنون عزاداری هایمان را کرده ایم و می توانیم برسیم به زندگی مان! ولی آیا براستی این بود هدف عزاداری ها! هدف این بود که فقط حاضر باشیم و عزاداری بکنیم؟! براستی می توان شیعه بود و پا بر زمین نهاد و در هر گام به یاد کشته ی بی سرِ افتاده بر آن نبود؟! براستی می توان به زندگی بازگشت در حالی که زینب سر حسینش را که به نیزه نشسته به نظاره نشسته است؟! مگر غم زینب تمام شدنی است؟ مگر سر حسین از نیزه پایین آمدنی است؟! مگر قلب مهدی فاطمه با این عزاداری ها آرام گرفته است؟! نمی دانم چگونه خود را شیعه می نامیم در حالی که از حسینی بودن فقط به پیراهن سیاه پوشیدن و سینه و زنجیر زدنش اکتفا کرده ایم! و فراموش می کنیم که این بزرگترین مصیبت الهی جز برای به پاداشتن دین خدا اتفاق نیفتاد؟!  بازهم که اسم امر به معروف و نهی از منکر و نماز و روزه و خمس و زکات و تولی و تبری و قصاص و ... که می شود، می شویم همان ایدوئولوگ های روشنفکری که به راحتی اصول وفروع دین را مورد تحلیل نقادانه و مثلاً کارشناسانه قرار می دهند و گوشِ اطمینان به یاوه های یزیدی و ابن زیادی فاسقانی چونbbc   و cnn  می دهند و هتاکی های کفار بر اسلام را ممسوخ به نظاره می نشینند، می شویم همان هایی که نمازهایشان را از خجالت در پستو می خوانند و یا بعداً قضایش را به جای می آورند، می شویم همان هایی که خمس و زکات و نفقه و صدقه را احمقانه می خوانند، می شویم همان هایی که در شادی های شان یزیدی شادی می کنند در همان خانه هایی که برای حسین عزاداری کرده اند، می شویم همان هایی که ردشدن از کنار بیچارگان و یتیم ها برایشان بسان رد شدن از کنار اشیاء بی جان است و می شویم به سان همان هایی که به مسخره بازی و دروغ و تهمت و سیاست بازی و دنیاطلبی مشغولند.

یک عاشورا و یک کربلا برای همین است که کم است، همیشه باید عاشورا باشد و همه جا  نیز کربلا! جسد بی سر حسین در گودگاه کربلا نباید از جلوی چشم مان دور باشد، حسین برای همین طوری کشته شده که گویی هر روز کشته می شود و ما هنوز نمی دانیم که باید حق را در بجوییم حتی اگر نسبتمان یک به چند هزار باشد و این که حق بیش از اشک به خون نیاز دارد و حسین بیش از عزادار به رهرو. آری دیگر بس است می توانیم بازهم به زندگی مان برسیم؟! دیگر کار حسین تمام شده است و کاروان اسرا نیز کربلا را ترک خواهد کرد!

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود. 


nazokbin

89/9/7
9:13 ع

 

حال که اماممان در راه است، آیا دلمان را به سویش گسیل داشته ایم؟ شاید به گاه سقایی، کمک حال عباس بن علی باشیم و به گاه تشنگی، کمی کودکان کاروان را آرام کنیم!

نکند هنوز سرمان بسته به آخور دنیا و دلمان بسته به زن و فرزند باشد؟! نکند هنوز منتظریم تا پس از مصیبت قطره­ای اشک بریزیم؟! نکند مانده­ایم تا تصمیم بگیریم که شاید آخرین لحظه حرکت کنیم؟! نکند هنوز دنبال سامان دادن به دنیای خویشیم و دنیایی دنبال قتل دلبرمان، دشنه به دست؟! ای وای از وقتی که حرهم به امام پیوسته باشد و ما در بند اسیر باشیم! نکند زبانم لال، ندای "کیست مرا یاری کند؟" را بگویند و گوشمان به چوب پنبه­ی دنیا کر باشد! نکند آسمان رنگ خون شود و ما نگاه­­مان به زمین باشد! نکند زینب به پس و پیش بدود نگران، و ما سر درگریبان و دل به دگران داشته باشیم!

دوستان! کوله­ی دل­مان را بربندیم و به راه افتیم! مطمئنم مولای­مان، چنان حر، ما راهم خواهد پذیرفت! یقین دارم شب عاشورا، بهشت ما را نیز تضمین خواهد نمود! حتماً به ماهم اذن میدان خواهد داد! مطمئنم سرغرق به خون ما را نیز به دامن خواهد گرفت! بیایید! بشتابید! سبکبار بیایید! به چشمان اشکبار بیایید و گوش به ساربان بدارید!

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.



nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
سیاسی ، دولت ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، هاشمی رفسنجانی ، صدا و سیما ، رسانه ، تورم ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، مشایی ، تحریم ، اعتقادی ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، برجام ، عدالت ، قوه قضاییه ، انقلابی ، اقتصادی ، تولید ، آمریکا ، مجلس ، علی لاریجانی ، بصیرت ، رابطه با آمریکا ، رشت ، گیلان ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، فرهنگی اجتماعی ، غرب ، استاد مصباح ، خانواده ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انقلاب ، انتخابات 96 ، هاشمی ، مهدی هاشمی ، سران فتنه ، سعید جلیلی ، مذهبی ، بانک ، جبهه پایداری ، شورای نگهبان ، علی مطهری ، کارمند ، مسکن مهر ، انتخابات ریاست جمهوری ، اصلاح طلبان ، اجرای برجام ، تحلیل های اقتصادی ، سوریه ، ماهواره ، جواد ظریف ، امام خمینی (ره) ، انتقاد پذیری ، استقلال ، مدیریت و ایمنی ، فساد بزرگ اقتصادی ، سیاست ، طنز ، ولایت فقیه ، ظریف ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، هنر ، ارز ، استکبار ستیزی ، اسرائیل ، انتخابات مجلس ، بدعهدی آمریکا ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی ، انتخابات آزاد ، ایمنی ، نقض برجام ، سران قوا ، نرخ رشد جمعیت ، مذاکره کنندگان هسته ای ، جریان انحرافی ، توافق نهایی هسته ای ، تهاجم فرهنگی ، تحریف انقلاب ، بانک ، انتقاد ، مدیریت ، نرمش قهرمانانه ، سبک زندگی ، علامه مصباح ، سینما ، شبکه های اجتماعی ، مردم ، انقلابی گری ، اصولگرایی ، جمنا ، کارگر ، تحریف اسلام و انقلاب ، حجاب و عفاف ، اشتغال ، برجام 2 ، پسابرجام ، مسجد ، هنر و رسانه ، فوتبال ، قالیباف ، قانون اساسی ، مذاکرات هسته ای ، نفوذ ، فرهنگ عمومی ، رابطه ایران و آمریکا ، برجام های 2 و 3 ، باقری لنکرانی ، ازدواج ، آرمان های انقلاب ، وبلاگ نویسی ، آموزش و پرورش ، ائتلاف اصولگرایان ، اعتدال ، اینترنت ، انتخابات های 94 ، دولت یازدهم ، رکود ، شبکه اجتماعی افسران جنگ نرم ، میر حسین موسوی ، مالیات ، محمد جواد ظریف ، گفتمان انقلاب ، عربستان ، بسیج ، امام حسین ، حضرت مهدی عج ، کارشکنی های آمریکا در اجرای برجام ، حقوق های نجومی ، حقوق کلان مدیران دولتی ، حامیان متعصب احمدی نژاد ، خاتمی ، داعش ، تحریم موشکی ، تحریف شخصیت امام خمینی ، ترکیه ، جدایی نادر از سیمین ، تولید ملی ، توهین های دولتمردان ، ائتلاف اصلاح طلبان ، احمد توکلی ، آمریکا ، بسته تحریم موشکی ، انتقادات به برجام ، ایرانیت ، عراقچی ، فتنه گران ، عکس ، روحانی ، دولت راستگویان ، دولت های نهم و دهم ، سعید مرتضوی ، قرارداد خرید هواپیما ، محسن رضایی ، متن برجام ، نقدینگی ، مرگ بر آمریکا ، محمد خاتمی ، قراردادهای پسابرجامی ، سیاه نمایی ، عزت ایران ، عبدالرضا داوری ، باخت اصولگرایان در تهران ، پارسی بلاگ ، آملی لاریجانی ، ادارات ، توالد ، جنبش برنمی تابیم ، تحریم های جدید ، خودروسازان ، حوادث ناشی از کار ، دوقطبی سازی ، حاشیه سازی ، حجاب ، حداد عادل ، حلقه انحرافی ، حقوق ، حسین قدیانی ، حادثه پلاسکو ، خطوط قرمز رهبری ، جدایی مشایی از احمدی نژاد ، توهین ، توصیه رهبری به احمدی نژاد ، بیداری اسلامی ، پزشک ، انتخابات خبرگان ، عدالت خواهی ، شهید ، صادرات ، سید حسن خمینی ، سمن ، سبد کالا ، سپاه ، ساده زیستی ، مداحان ، مبارزه با فساد ، متکی ، مسکن مهر ، مصافحه ظریف و اوباما ، ولایتمداری ، کرسنت ، کهریزک ، مفاسد کلان اقتصادی ، مهدی خزعلی ، نهاوندیان ، واردات ، نظارت ، لیست هاشمی ، کارگر ، قرارداد صنعت خودرو ، سال اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل ، ضرغامی ، طرفداران دولت ، شهرداری تهران ، شجریان ، شفافیت اقتصادی ، امر به معروف و نهی از منکر ، اکبر ترکان ، بازرس کار ، بانک مرکزی ، پویش اجازه نمی دهیم ، پساتحریم ، بقایی ، آیت الله جنتی ، آیت الله رئیسی ، 9 دی ، bbc ، VOA ، امام حسین (ع) ، اقتدار ایران ، اردغان ، توافق وین ، توان موشکی ، تعهد به FATF ، جهاد اقتصادی ، جعفرزاده ، جان کری ، توافق چند مرحله ای ، تشدید تحریم ها ، چادر ، حصر خانگی ، حصر سران فتنه ، حسین شریعتمداری ، حضرت علی ، حقوقهای نجومی ، خط امام ، دوقطبی های کاذب ، دبه کردن هسته ای ، ترامپ ، تصویب برجام ، تعهد دولت به کارگروه اقدام مالی ، تحریم ISA ، تجاوز سربازان آمریکایی ، بیانیه لوزان ، جام زهر ، تک فرزندی ، تهران ، توافقنامه ژنو ، اسلام ، اظهارات هاشمی درباره مجلس خبرگان ، 22 بهمن ، ادغام وزارتخانه ها ، برنامه امروز دیروز فردا ، برجام خسارت محض ، بازرسی کار ، بازار ، انگلیس ، انقلاب اسلامی ، انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم ، امام زمان (عج) ، شورای عدم تعهد ، عدالت اجتماعی ، عذر خواهی ، غیرت ، فائزه هاشمی ، فرزندان ، سالگرد برجام ، رد صلاحیت احمدی نژاد ، رفع حصر ، رویانیان ، فیش های نجومی ، فضای مجازی ، مجلس خبرگان ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) داروخانه دکتر سلیمی یا صاحب الزمان (عج) آسمون آبی چهاربرج سرچشمه ادب و عرفان رقصی میان میدان مین عاشق آسمونی عشق در کائنات ساعت یک و نیم آن روز ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ کانون فرهنگی شهدا هــم انــدیشـی دینــی پژواک من وآینده من رضویّون حدیث منتظران قائم (عج) همه چیز آماده دانلود تراوشات یک ذهن زیبا بادصبا یادداشتهای فانوس نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی مهاجر همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت در سایه سار ولایت فروشگاه اینترنتی پوشاک زنانه اوتیسا

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه