لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
1 2 3 4 5 >

90/6/30
2:26 ع

 

ضمن تشکر از دوستان عزیزی که شبکه ی اجتماعی خبری افسران را راه اندازی نموده اند، توصیه می کنم با توجه به اهمیت تولید محتوی در جنگ نرم، به مطالبی که در این راستا هستند بیشتر بها داده شود و از این که این شبکه ی عزیز صرفاً به محلی برای نقل قول از سایت های معتبر تبدیل شود جلوگیری شود؛ قاعدتاً کسانی که در زمینه ی تولید محتوا فعالند با توجه به زمان، انرژی و اثر بخشی فعالیت های خود مستحق تشویق و تبلیغ آثار و وبلاگهایشان باشند نه این که تمام مطالب این دوستان در لینک های غیر برگزیده و معمولی منتشر گردد.

به نظر حقیر، لقبِ افسر جنگ نرم، بیشتر شایسته ی کسانی است که با تجزیه و تحلیل اخبار و اطلاعات، آثاری قابل تأمل و مفید در جنگ نرم تنظیم می کنند، نه کسانی که صرفاً نقل قول را در دستور کار قرار می دهند، چرا که بیشتر افراد اینگونه خبرها را در همان سایت های معتبر مانند رجانیوز و جهان نیوز و ... مطالعه می کنند و این که صفحه ی اول این شبکه پر از اخبار تکراری و خوانده شده باشد خود یک نکته ی غیر مثبت به شمار می رود.

با توجه به مشروحه ی فوق، پیشنهاد می شود با در نظر گرفتن فضای مطلوب و مناسب در سایت، افسران عزیز را به تولید محتوا و در نتیجه تدبر و تحقیق تشویق نموده و نویسندگان این مطالب از افسران آموزشی زودتر به مدارج بهتر و شایسته تر ارتقا یابند و دیگر این که برای وبلاگهایی که بیشترین مطالب برگزیده را تولید کرده اند، تشویق و تبلیغی مجزا تعریف گردد. 

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.


nazokbin

90/6/30
12:54 ع

آقای محمد رضا تابش، خواهر زاده محمد خاتمی نماینده ی مردم اردکان سوال کرده اند که آیا: رواست که برخی بی محاکمه درحصرباشند؟ و با توجه به این که این سوال کاملاً بجا و قابل تأمل است، ضمن این که حق را به ایشان می دهیم، از سران قوه ی محترم قضاییه تقاضا می کنیم که این "اقدام ناروا" را فیصله داده و محاکمه را هر چه زودتر در دستور کار قرار دهد! و احتمالاً منظور آقای تابش هم، همین بوده که ایشان را محاکمه کنید و بعد اگر مقصر بودند محصور کنید و البته به نظر می رسد که اگر منظور ایشان از "برخی" همان سران ِ فتنه ی خودمان است، بعید است پس از محاکمه، مجازاتی با عنوان حصر برای این افراد تعریف شود مگر حصر افقی و دائمی در قعر زمین! ان شاءالله!

راستی ای کاش قوه ی محترم قضاییه همانطور که در اعدام و محاکمه ی قاتلان و سارقان قاطع و جدی است، در برخورد با فتنه گران و آقازاده های دزد و اختلاس گران کلان اقتصادی بی رحم بود تا این چنین آقای تابش دچار دلخوری و نگرانی نمی گردید!

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.


nazokbin

90/6/26
9:59 ص

چقدر دیدن این روزها سخت است! احمدی نژاد مدتی است که حرف های جدید و غریبی می زند، مدتی است که قانون را اگر قبولش نداشته باشد انجام نمی دهد! مگر این که مجبورش کنند!! مدتی است که دیگر هر منتقدی را بدخواه و عقده ای و حسود قلمداد می کند حتی اگر سابقه ی خدمت دیرینه و مخلصانه داشته باشد! مدتی است نشانه های ولایت مداری احمدی نژاد را فقط در کلامش می بینیم! مدتی است که احمدی نژاد بر سر ملت و نظام منت می گذارد! مدتی است که احمدی نژاد نصیحت مادر و برادر و دوست و ولی و بزرگتر و کوچکتر را جمعاً نشنیده می گیرد! مدتی است که رییس جمهور ِ خاکی از تعریف و تمجید دشمنان بیش از انتقاد و خیرخواهی دوستان خوشش می آید! مدتی است که دیگر مفسدین اقتصادی، چهار ستون بدنشان از نام احمدی نژاد نمی لرزد! مدتی است که طرفداران احمدی نژادِ قدیم، دشمن شاد شده اند! مدتی است که دیگر در هر سخنرانیِ احمدی نژاد منتظر یک تنش یا حاشیه ی جدید هستیم! مدتی است که دیگر مشایی را ول کرده ایم چسبیده ایم به خود احمدی نژاد! مدتی است که سران استعمار از کلام احمدی نژاد نمی ترسند! مدتی است که رفتار و گفتار احمدی نژاد، رنگی از "رحماء بینهم و اشداء علی الکفار" ندارد! مدتی است که منتظریم! منتظر یک اتفاق بد! منتظر افولِ یک فروغ! مدتی است که دلمان نگران است، نه نگران دگران، نگران خودمان! مدتی است که دعا می کنیم این 2 سال دیگر به خیر بگذرد! مدتی است که آقازاده ها و رانت خوارها حس تکلیف شان دوباره گل کرده است! مدتی است که مصاحبه های احمدی نژاد با شبکه ها و رسانه های خارجی بیشتر از مردم و رسانه های داخلی شده است! مدتی است که خود احمدی نژاد نمی خواهد کسی او را از جریان انحرافی جدا کند!

همه ی این ها را نگفتم تا ته دل دوستان را خالی کنم، بلکه فقط این ها برای اعلام آماده بودن است! این ها در حد تیراندازی هوایی است برای هشدار! ما یاد گرفته ایم که همیشه آماده باشیم! ما آموخته ایم کسی را "مدار" ندانیم جز ولایت را! ما آموخته ایم، افراد را از دوستان شان بشناسیم نه از چشم و ابرو و چربیِ زیر پوست شان! ما منتظریم! منتظریم که احمدی نژاد تکلیف نهایش را با خودش روشن کند! ما می خواهیم بدانیم احمدی نژاد این همه فرصتی را که برای شناخت دوست و دشمن و بازگشت به وی داده شد، غنیمت خواهد دانست یا نه! ما تکلیف مان روشن است! ما تا ظهور حضرت حجب مطیع ولایت فقیهیم! ما برای این که از ولایت فقیه خارج شویم برای ظهور، صغری و کبری نمی چینیم! ما تکلیف مان با خودمان و خدای مان و انقلاب و رهبرمان روشن است! ما تحت لوای ولایت فقیه منتظر ظهور حضرت حجتیم! ما نه حجتیه هستیم و نه صالحیه و نه مطیع هیچ مکتب خود ساخته از ایرانی گرفته تا انسانیه و تا عرفانیه! ما منتظریم بقیه تکلیف شان را با خودشان روشن کنند، ما براساس دستور امام مان ولایت فقیه را همان ولایت رسول الله می دانیم و بر اساس همو پشتیبان او خواهیم بود و نخواهیم گذاشت مملکت به دست نااهلان بیفتد.

ما تکلیف مان با خودمان روشن است، برای عزت انقلاب و رهبرمان تلاش و دعا می کنیم و البته همچنان برای هدایت احمدی نژاد هم، نصیحت و دعا!

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.


nazokbin

90/6/24
12:42 ع

در سال 89 مطلبی را نوشته بودم خطاب به آقای احمدی نژاد با این عنوان که "بگذارید احمدی نژاد بخواند" و امروز که مرورش کردم انگار همین الان هم حرف ته دلم همان است که بود، نمی دانم چطور می توانم مطلبم را به ایشان برسانم ولی توکل بر خدا شاید خدا خواست و میسر گردید:

رییس جمهور عزیز! خدا شاهد است که طی این 6 سال که از ریاست جمهوریت می گذرد، چقدر برای بی خوابی ها و مظلومیت هایت، ناراحت شده ام، چقدر در مقابل انتقادها و هجمه های غیر منصفانه، با صبر و منطق سایرین را به رعایت انصاف دعوت کرده ام، بیان اینها نه از باب منت است که هدف اثبات نمک نشناس نبودن است. دکتر جان! من هرگز به مناظره ات ایراد نگرفته ام، هرگز به عامیانه صحبت کردنت انتقاد نکرده ام، هرگز از خاکی بودنت خجالت نکشیده ام، همیشه از احیای نام امام عصر در چهارگوشه ی دنیا احساس غرور و افتخار کرده ام، همیشه از زنده کردن نام عدالت در بین مظلومان و ظالمان به خود بالیده ام، اما...
اما آنچه که موجب دلگیریم شده است، این است که کسی حایل بین شما و ما شده است، کسی مانع بین شما و علما شده است، همان کسی که رییس دفتر شما شده است و دوستانش که انگار در دولت با تقسیم سلولی در حال زیاد شدن هستند، کسی که نه تولایش و نه تبرایش مشهود نیست، کسی که تولایش در ولایت پذیری مشکوک و تبرایش در برائت از مشرکان و منافقان مورد سؤال است، کسی که به احترام هیچکس دست از صحبت های غیر تخصصی اش برنمی دارد، کسی که فکر می کند در دین، در جامعه، در هنر، در فلسفه و در منطق کسی جلودارش نیست، کسی که اهل مناظره نیست و اهل مناقشه است، کسی که باعث شده است تا به رضایت علما کمتر اهمیت بدهی، کسی که باعث شد تا لفظ ایران در برابر کلمه ی اسلام قرار گیرد، کسی که با مردم غاصب اسرائیل ، شاه اردن و فتنه گران اگر دوست نباشد، حداقل دشمن نیست! کسی که اصرار دارد با هر کسی با هر فکر و عملی و هر ظاهر و باطنی دوست باشد! کسی که اصرار دارد کسی از او بدش نیاید! کسی که شما را کانالیزه می کند! کسی که مخالفانش را بر نمی تابد! کسی که اصرار دارد ایدوئولوژیست است! کسی که اصرار دارد مکتب ساز است! کسی که اصرار دارد برداشتش از اسلام را به همه قالب کند! کسی که اصراردارد حرف نو بزند، حتی اگر نوروز را با ماه رمضان یکی کند! کسی که به نظر می رسد تا ظهور انسان کامل، از هیچ عالمی پیروی نمی کند! کسی که به نظر می رسد، انسان کامل را بهانه ای برای خودرأیی، خود محوری و لجاجت خود قرار داده است! کسی که به نظر می رسد ولایت امام عصر را سدی در برابر ولایت فقیه می داند!
خلاصه آقای رییس جمهور عزیز! هر چه که به این دشمنِ دوست نما نزدیک می شوی، از علما و مردم و مسلمین جهان دور می شوی، آنقدر اسلام را ایرانی کرده که در دنیا بجای اسلام، مجبور به دعوت به عدالت شده اید! احمدی نژاد عزیز! باور کنید در عصر غیبت کبری، نوابی برای هدایت مستقیم شما وجود ندارد! این خود امام زمان است که به پیروان ولایت فقیه، با دست غیبی اش کمک می کند، نه مدعیان رابطه با امام عصر!
احمدی نژاد عزیز، کانالیزه نشو! نگذار خندقی بین شما و مردم و علما ایجاد شود! شمایی که هرگز هیچ مصلحتی و عدالتی را برای کسب مقام دنیا معطل نکردی، طعمه ی کسی نشو که هدف اولش پیروزی در انتخابات بعدی و جلب همه ی آراست! نگذار که برای خرید رأی هر کس و ناکسی، رأی مستضعفین و مؤمنان هدر رود! نگذار نیت الهی شما را خراب کنند! آیا کسی به شما نگفته است که مؤمنان و علما از شما دلگیرند! و یا شاید نوشته اند ولی از سد دفتر شما رد نشده است! احمدی نژاد عزیز! باور کنید تا ظهور انسان کامل، هدایت در تبعیت از همین ولایت فقیه است که مطمئناً تحت حمایت و هدایت انسان کامل است! احمدی نژاد عزیز! نکند کسی از اطرافیان شما خود را به جای نائب امام عصر یا پیغام رسان نائب ایشان، جا زده باشد! می دانی همان هایی را می گویم که مدعی شدند در پیرامون شما هاله ی نور بود! آقای احمدی نژاد من یقین دارم که امام زمان (عج)، کسی را که در سرزمین استکبار از حضرتش می گوید، مورد عنایت و حمایت قرار می دهد، اما این مسئله نیازی به طرح هاله ی نور ندارد! دارد؟! نکند بازهم متوهمان و مدعیان تبعیت مستقیم از امام زمان، با این هاله های متوهمانه، از ارادت واقعی شما به حضرت ولی عصر سوءاستفاده می کنند! شما را به خدا اگر از آقای جوادی آملی و شاگردانش در حفظ راز هاله ی نور امانت داری ندیدی، از طرح مسائل دینی با سایر علما منصرف نشو! قربانت بروم! گلایه نمی کنم چرا وقتی که گفتند این آقای مشایی موجب سرخوردگی دوستداران شما می شود، باور نکردید! اما به شدت گلایه می کنم از این که این واقعیت را می بینید و باور نمی کنید! آقای احمدی نژاد عزیز! از این که در یک ارکستر موسیقی می نشینید کسی به شما انتقاد نکرده و نمی کند، اما از اینکه آقای مشایی و دوستانش بخواهند به زور علما را هم موسیقی دان کنند، انتقاد دارم و این لجاجت را چیزی جز سوءقصدی شوم به رابطه شما و علما نمی دانم. آقای احمدی نژاد عزیز! به دو جبهه ای که  دست در دست هم، رابطه ی شما را با علما تخریب می کنند، (جبهه یی که خود را اصول گرای واقعی می داند و در قم خانه کرده و جبهه ی مشایی) توجه داشته باش که خدای نکرده قیچی نشوی! آقای احمدی نژاد شکست فتنه گران و پیروزی شما، مدیون دعای همین علما و مؤمنین است نه مدیون مدعیان متوهم! نکند خود را به این جبهه وام دار بدانی!

آقای احمدی نژادِ عزیز! برگرد و غصه را در چشم حامیانت ببین! شما را به خدا بیش از این پشتوانه ی 40 میلیونی ات را به رضایتِ به قول خودت آن خس و خاشاکِ وطن فروش، نفروش! در این کشور هم ایرانیت سر جای خود است و هم اسلامیت، نیازی نیست کسی به نام مکتب سازی در توازن این دو دستکاری کند! آقای احمدی نژاد برگرد و چهره ی دوستان واقعیت را ببین! آیا هنوز آن لبخند رضایتِ زمانی که دست رهبر را می بوسیدی در سیمایشان می بینی!؟ 

بگذارید احمدی نژاد بخواند!

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.


nazokbin

90/6/22
6:42 ع

در حاشیه ی اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی تحت حمایت آقای مشایی که تصویر دونامه ی ایشان به دو وزیر برای کمک به اختلاس کننده نیز امروز روی سایتهای خبری قرار گرفته است، مطلب زیر تقدیم می گردد: 

آقای سقای بی ریا نماینده ی سابق رییس جمهور در امور روحانیت چندی پیش گفتند که "آقای مشایی به آقای احمدی نژاد گفت که من در حالات خاص عبادی یقین پیدا کردم که در مناظره باید نام برخی ها برده شود" و ایشان نیز نامبرد و با توجه به این که به اذعان خود آقای احمدی نژاد لیست اسامی مفسدان مدتهاست که در جیب شان است، به نظر می رسد تنها کسی که مانع افشای آنها شده است و البته تنها کسی که ایشان از وی حرف شنوی دارند، همان آقای مشایی است!، و با توجه به این که ایشان بسیار عارف و عاقل و تاریخ دان و مفسر و مهدی شناس و ایران شناس و نبی شناس و ولی مدار و ... هستند به نظر بنده بسیار بعید است که چنین مسئله ای بدون دلیل باشد و ممکن است یک سلسله دلایل برای این عدم افشا وجود داشته باشد که ضمن توجه به آنها، ما را از انتخاب یا پیشنهاد گزینه های جدید و مناسب دیگر و یا پیشنهاد حذف برخی گزینه ها که با مقام شامخ ایشان در تضاد است، به آنها توجه فرمایید:
1- اصولاً افشاگری چیز بدی است چون که بر اساس سخن بزرگان، کسی را افشا نکن تا کسی تو را افشا نکند.
2- افشاگری خطرناک است چون همیشه ته نخ مشخص نیست، چه بسا کسانی که سر نخ را کشیدند و تهش از کنار خودشان عیان شد.
3- افشاگری عمل غیر انسانی است چون باعث می شود تا راه های فساد نیز همراه مفسدان پلمب شود و مفسدان بدون این که شناسایی شوند در آتش جهنم نیز نسوزند و اصولا اگر چنین راه هایی به صورت کامل بسته شود خداوند چگونه خواهد توانست جهنمش را پر کند؟!
4- افشاگری کاری غیر انسانی است و جز در موارد خیلی اضطراری نباید صورت گیرد چرا که حتی خطاکاران نیز ممکن است جنبه های بسیار خوبی در کنار خطاهایشان داشته باشند و ممکن است در آینده ی نزدیک برای کارهای خیر، به کمک های همان "مفشور علیه" نیاز پیدا شود.
5- اصولاً افشاگران به بهشت نمی روند چرا که احتمالاً اساتید عرفانی چون آقای یعقوبی، افشاگری علیه مفسدان اقتصادی را جزء اشد غیبتها دانسته و چه بسا مفسدان اقتصادی که در پی هدایت در کلاسهای عرفانی به صورت منظم حاضر می شوند.
6- افشاگری عملی ناپسند است چرا که چه بسا "مفشور علیه" در آینده ی نزدیک پشیمان شود و خطاهایش را جبران نماید و اصولا انسان جایز الخطاست به خصوص از نوع مفسدان اقتصادی کلان!
7- افشاگری کاری ظالمانه است چرا که ممکن است کسی سهواً و از روی جهل مثلاً با یک اشتباه میلیاردها و حتی هزاران میلیارد در حسابش جابجا شود و چه ارزشی دارد که انسان برای یک عدد کم قابل و چند صفر ناقابل آبروی انسان شریفی را بریزد!
8- افشاگری در مورد مفسدان اقتصادی فی النفسه اشتباه است چرا که اصولاً مفسدان اقتصادی زیادی وجود داشته اند که در خدمت جامعه و مظلومین و مستضعفان زحمت ها کشیده اند که می توان از نمونه ی خارجی اش مانند رابین هود یا زورو و از نمونه های داخلی اش مانند شهرام جزایری و کرباسچی نام برد که واقعا چنین انسانهایی، برگ زرینی در دفتر مفسدان اقتصادی را از خود به یادگار گذاشته اند.

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.


nazokbin

90/6/20
3:3 ع

 

مدام از افرادی مانند مشایی می شنویم که دولت قصد داشته و دارد که نظر آن 13 میلیونی را که به وی رأی نداده را نیز جلب نماید و این را از دلنگرانی های مهم شخص رییس جمهور و دغدغه های وی معرفی می نماید. یادم هست که 4 سال پیش که رییس جمهور در برنامه ی گزارش خبری در جواب حیدری که مجری برنامه بود گفت: "ما نگران رأی مردم برای ریاست جمهوری بعدی نیستیم و اگر چه الان وقت مناسبی برای اجرای سهمیه بندی نمی دانیم ولی آن را چون قانون شده است انجام می دهیم" و این از آن حرف هایی بود که ما را به یاد کلام امام می انداخت که "اگر تمام کسانی که درود بر خمینی می گویند مرگ بر خمینی هم بگویند اهمیتی ندارد"؛ و این یکی از آن تفاوت های آشکاری است که در رفتار و گفتار آن آقای احمدی نژاد و این احمدی نژاد مشاهده می شود؛ بگذریم! بحث من این است که آیا اصولاً این امکان وجود دارد که آرای موسوی و کروبی و رضایی به 25 میلیون رأی احمدی نژاد اضافه شود؟! آیا می توان تمام دافعه احمدی نژاد را به جاذبه تبدیل کرد؟!

جواب این است که مسلما هر انسان سلیم النفسی هم دافعه دارد و هم جاذبه و نمی توان کسی مؤمن باشد و به کسی "نه" نگوید و اصولا هر انسانی باید بتواند "نه" بگوید و به همین دلیل این اکنون یکی از دغدغه های روانشناسان است، وقتی انسان به کسی نه! می گوید هم زمان ممکن است کدورتی ایجاد نماید و چه بسا جواب های مثبت ما نیز موجب بروز کدورتهایی در پیرامون ما گردد. چه بسا که ما حتی رفتاری شخصی انجام دهیم و کسی خوشش بیاید و کس دیگری بدش بیاید و این جزئی از اتفاقات روزمره ای است که در جامعه ی ما پیش می آید و اصولا اگر کسی وجود داشت که بتواند جاذبه ی مطلق باشد مطمئناً آن مقام اول برای اولیا و اوصیا و انبیا محفوظ بود و حال این که شخصی مانند حضرت امیر المومنین چنان جاذبه و دافعه ای داشت که کتابها در مورد شدت آنها نوشته شده است و یا این که تمام ائمه ی ما و بسیاری از انبیا به شهادت رسیدند و این یعنی همواره کسانی از آنها ناراحت بوده اند و آن قدر این کدورت عمیق بوده که دست به قتل و جنایت زده اند.

مقام معصوم می فرماید "کسی که هیچ دافعه ندارد منافق است" و این یعنی طوری رفتار خود را در هر شرایطی به فراخور جو محیط، عوض می کند که مورد تایید و قبول اطرافیان قرار گیرد و این یعنی نفاق و دورویی. نمونه اش را در رفتار آقای خاتمی می دیدیدم که هم نماز شب خوان ها و هم لائیک ها در طرفدارانش وجود داشتند، ایشان مثلاً در جمع روشنفکران می گفت ما باید به جامعه ی مدینه برسیم و در جو مذهبیون می گفت مدینه ی فاضله هدف ماست که با دو تعریف کاملاً متضاد و در دو مکتب مختلف معرفی گردیده اند و این یعنی همان نفاقی که بروزش را در دو سال پیش دیدیم.

اصولا نفاق بالاخره مشخص می شود همانطور که بالاخره درغگو رسوا می شود، دقیقاً به همین دلیل است که منافقان حتی اگر طرفداران زیادی دور خود جمع کنند، بالاخره روزی تنها خواهند شد چرا که حتی کفار هم از کسی که در کفر خود منافق باشد خوششان نمی آید و به همین دلیل است که حتی خاتمی هم اکنون مورد حمایت اپوزیسیون نیست!

و اما بحث دولت احمدی نژاد! کافی است که به معیارهای مردم در دوبار انتخاب وی دقت کنیم، همان معیارهایی که همین تازگی رهبر معظم انقلاب بقای بر آنها را از دولت طلب نمود؛ این معیارها چه چیزهایی بود؟ ساده زیستی، پرهیز از حاشیه، استعمارستیزی، اخلاص برای خدا، سختگیری بر مدیران و مسئولان، ولایت مداری، پایبندی به دین و احکام اسلامی، شهامت در پذیرش اشتباه، پایبند نبودن به اشخاص و احزاب سیاسی، مصرف حساب شده ی بیت المال، قانون گرایی، پرهیز از تمرکز، مبارزه با ویژه خواری و ...، بسیاری از این شعارها بین همان 13 میلیونی که به وی رأی ندادند عوامل بسیار تعیین کننده بودند مثلاً چه بسیار کسانی که به احمدی نژاد رای ندادند چون ایشان از فلسطین حمایت می کرد و به همین دلیل شعار دادند نه غزه نه لبنان، دلیل این که احمدی نژاد در تهران کمترین رأی را آورد این بود که شعار وی توسعه ی تمام ایران و پرهیز از تمرکز گرایی بود، بسیاری از کسانی که به احمدی نژاد رأی ندادند به خاطر این بود که رفاه طلب بودند و از سادگی و ساده زیستی و ساده پوشی و ساده گویی بدشان می آمد، بسیاری از کسانی که به احمدی نژاد رأی ندادند قبلاً مستقیم یا غیر مستقیم از ویژه خواری متنعم می شدند، بسیاری از کسانی که به احمدی نژاد رأی ندادند طرفدار تقویت ولایت و ولایت مداری نبودند، بسیاری از کسانی که به احمدی نژاد رأی ندادند از بی قانونی بیشتر خوششان می آمد، بسیاری از کسانی که به احمدی نژاد رأی ندادند به خاطر رعایت نکردن قواعد بازی سیاست رأی ندادند، بسیاری از کسانی که به احمدی نژاد رأی ندادند بخاطر بوسیدن دست رهبر رأی ندادند و ... همه ی اینها دلایلی نیست که به راحتی یک نفر امروز به کسی رأی بدهد و فردا ندهد، بلکه این ها معیارهایی مهم برای جذب و دفع افراد بوده و تا مردم احساس نکنند که افراد دست از این معیارهای شان برداشته اند، نظرشان نیز در مورد آنها بر نمی گردد.

...یعنی نمی شود که هم طرفداران ساده زیستی به کسی رأی بدهند و هم طرفداران رفاه طلبی، نمی شود هم عاشقان ولایت به کسی رأی بدهند و هم ضدولایت فقیه، نمی شود هم تهرانی متعصب از کسی خوشش بیاید و هم روستایی متعصب، نمی شود هم طرفداران رعایت حجاب در جامعه از کسی خوششان بیاید و هم بی حجابانی که مغرضند، نمی شود هم عاشقان آمریکا از کسی خوش شان بیاید و هم کسانی که مرگ بر آمریکا می گویند و خیلی از این محالهای دیگر! نتیجه این که اگر کسی 25 میلیون رأی برای برخی خصلت ها بدست آورد و 13 میلیون رأی را برای همان خصلت ها از دست داد، هرگز نمی تواند هم رأی آن 25 میلیون را داشته باشد و هم رأی آن 13 میلیون را مگر با نفاق و دروغ!!! راستی به نظر شما 25+13=؟

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.

 


nazokbin

90/6/20
9:59 ص

آقای مشایی احتمالاً بر اساس تئوری پردازی های آقای یعقوبی، مدعی وجود ظهوری خاص به نام ظهور صغری قبل از مرحله ی ظهور کامل هستند که در این مرحله دیگر نیازی به ولایت فقیه و یا هرگونه ولایت دیگری نبوده و خود امام زمان مستقیماً ولایت خود را در امور اعمال می کند. بر اساس ادعاهای وارده در ظهور صغری نیز مانند غیبت صغری رابطه ی امام زمان با مردم از طریق نواب خاصی انجام خواهد شد و حال این که ابطال این مسئله با چند دلیل روایی و عقلی عملی است:

نواب خاصه از ابتدا توسط مقام معصوم معرفی شده و سه نائب دیگر نیز به همین ترتیب از طریق نائب قبلی از سوی امام زمان معرفی می گردیدند و به این شکل تمام نواب مورد تایید و معرفی حضرت ولی عصر بودند و به این شکل اگر در دوره ی غیبت صغری کسی مدعی نیابت می شدند، توسط این نواب اربعه که بین مردم شناخته شده بودند، رد می گردیدند؛ تا زمانی که در دوره نیابت آخرین نائب، حضرت امام زمان با توقیعی پایان دوره ی غیبت صغری و آغاز دوره ی غیبت کبری را اعلام کردند. اگر مثال دیگری بخواهیم بزنیم که به شرایط معرفی نائب شبیه باشد می توانیم به معرفی حضرت امیر به عنوان جانشین پیامبر اکرم اشاره که چگونه حضرت پیامبر اعلام ولایت امیر المومنین را اعلام نمود تا هیچ شکی برای حقیقت جویان باقی نماند و اصولا حتی معرفی ازدواج و یا طلاق افراد نیز به نحوی با حضور شهود باید انجام شود که براحتی برای مردم قابل اثبات باشد چه رسد به مسئله ای به این اهمیت که مثلا امام زمان بخواهد نائب خاصه را معرفی کند. آنچه که در تئوری ظهور صغری تعریف می شود، در یک مسئله ی ریشه ای با سایر نیابت ها کاملاً تفاوت دارد و آن این که اعتبار یک مدعی نیابت و یا یک مدعی ارتباط با امام زمان تنها در صورت تایید علنی خود حضرت امام زمان میسر است و نه تنها براساس روایات موثق که مدعیان چنین ارتباطی را کذاب می نامد، بلکه بر اساس عقل نیز نمی توان دلیلی عقلی برای قبول این نیابت پیدا نمود.

از دلایل دیگر روایی آن است این که براساس قول حضرت امام زمان مردم باید در زمان غیبت به فقها مراجعه نمایند که در نوع حاضر مجموعه ای از فقهای مورد وثوق مردم، مرجع ولایت فقیه را در راستای ادامه ی آن ولایت معرفی می نمایند و آنچه در روایت امام زمان در رجوع مردم به فقها در ابطال تئوری غیبت صغری بکار می آید این است که در صورت وجود ظهور صغری و قائل بودن تفاوت در خصوص چنین ظهوری با ظهور کامل، باید این تفاوت در حدیث مذکور از سوی امام زمان ذکر می گردید تا مومنین در اثر چنین حدیثی به گمراهی نیافتاده و تکلیف خود را در زمان ظهور صغری به درستی انجام می دادند.

از دیگر مسائلی که مورد توجه است، این است که نمی شود در زمان غیبت مردم به حال خود رها شوند و حتی حدیث داریم که وقتی دو نفر به سفر می روند یک نفر را به عنوان مسئول انتخاب کنند، چه رسد به این که جماعت مسلمین در برهه ای حساس بخواهند به حال خود رها بشوند مگر این که برای اثبات این فرضیه بخواهیم فرض غیر منطقی وجود نائبِ بدون معرفی نامه را عقلانی فرض کنیم.

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.


nazokbin

90/6/18
2:43 ع

مدتی بود که یک مشکل اداری ساده برایم به یک گره تبدیل شده بود و به هر طرفی که می رفتم به در بسته می خوردم. یکبار مشکلم را برای یکی از دوستانم تعریف کردم و ایشان به من گفت چرا با معاون سیاسی امنیتی استاندار گیلان مشکلت را درمیان نمی گذاری و من هم با توجه به حسن ظنی که نسبت به دلسوزی ایشان داشتم به دفتر آقای رضوانی مراجعه کردم و به راحتی توانستم ایشان را ملاقات کنم؛ ایشان با حوصله صحبتم را شنید و با یک مذاکره ی تلفنی با آن مدیرکل و یک پاراف پای نامه ام، از آن مسئول خواست تا پیرو مذاکره ی تلفنی با مساعدت در چارچوب قوانین، از تضییع حقم جلوگیری نماید.

این بار با پاراف ایشان به همان اداره مراجعه کردم و برعکس ِ دفعه ی پیش که حتی اجازه ی طرح مشکل را به من نداده بودند، این بار بدون این که بخواهند مشکلم را بشنوند، زیر پاراف معاون استاندار در عرض 10 دقیقه دو پاراف دیگر در جهت حل مشکل اضافه شد و اگر چه هنوز هم به قول یکی از همین مدیران، فاصله ی زیادی تا حل مشکل دارم ولی همین رفع گیر برای من بسیار شیرین و غیر منتظره بود.

خدا را شکر می کنم که لااقل در کنار برخی رؤسای بداخلاق و بی مسئولیت، مدیران دلسوز و با مسئولیتی وجود دارند که بتوان به واسطه ی آنها مشکلاتی را که در اثر قانون شکنی ها و بی مسئولیتی ها برای ملت ایجاد می شود، حل نمود.

خداوندا ای پناهِ بی پناهان! مسئولان دلسوز و خدوم را تأیید فرما و مردم را از شر مدیران قانون شکن و بی مسئولیت در امان بدار. 


nazokbin


شبکه اجتماعی
  

90/6/15
10:56 ع

نمی دانم چرا تا بحث از حجاب می شود اولین چیزی که مطرح می شود بحث امر به معروف و نهی از منکر است؛ انگار مشکل جامعه ی ما تنها بدحجابی است و تنها راه حلش هم امر به معروف و نهی از منکر!! و حال آنکه به نظر حقیر، بد حجابی بیش از این که یک گناه و مفسده ی اجتماعی باشد یک علامت است، یک علامت از میزان پایبندی مردم به احکام. شاید کسی میزان پایبندی به نماز و روزه و خمس و زکات را حین قدم زدن در جامعه درک نکند اما چیزی که عیان است و آشکار، بحث حجاب است و پایبندی به حجاب مطمئناً شاخصی مهم از پایبندی مردم به احکام دین است و اگر بدحجابی را بسان تب بیمار برداشت کنیم، نباید فقط معطوف پایین آوردن آن شویم بلکه باید عفونت را از بین برد تا علامتش نیز از بین برود.

وقتی اصرار می کنیم که حجاب را و فقط حجاب را درست کنیم، در حالی که تبلیغ و اجرای سایر دستورات دین مانند کسب حلال، دوری از ربا، پرداخت خمس و زکات، پایبندی به نماز و روزه و ... بر زمین مانده است عملاً به اقدام بدی دست زده ایم، اول این که باطن جامعه را رها کرده و فقط به فکر ظاهریم و این یعنی ترویج ریا و تظاهر و دوم، این که ناخواسته به دین گریزی دامن زده ایم و عملاً نه تنها موجب تقویت دین نمی شویم که با ایجاد نارضایتی در مردم پایه های حکومت دینی را نیز سست خواهیم نمود.

در این میان چه کسانی بیشتر از همه مقصرند؟! و یا به عبارت دیگر بیشترین تأثیر را در اصلاح خواهند داشت؟ صراحتاً می گویم مدیران حوزه ها، روحانیون و مبلغان؛ حتماً خیلی ها مخالف بوده و مرا محکوم خواهند نمود اما دلایلم را به نقد می گذارم:

1- خود روحانیون متاسفانه تنها سنگری را که برای امر به معروف و نهی از منکر انتخاب می کنند سنگر منبر است که اگر چه بسیار مقدس است اما تنها برای کسانی مفیداست که به مسجد می آیند نه کسانی که گذارشان به مسجد نمی افتد.

2- حتماً روحانیون زیادی را دیده ایم که منتقد دولت بوده و حتی دولت را مقصر بدحجابی ها معرفی می کنند، ضمن قبول قصور دولت، سوال اینجاست که تا کنون چند روحانی یا طلبه را دیده اید که در این جامعه ی پر از بدحجابی به امر به معروف و نهی از منکر لسانی پرداخته باشند؟! غیر از موارد معدودی که برخی روحانیون عزیز در حین امر به معروف مورد حمله و هتک حرمت قرار گرفتند!!

3- عدم پایبندی به امر به معروف و نهی از منکر از سوی روحانیون به عنوان تابلوهای دین بیش از این که نشانه ی یا علامتی از عدم شجاعت به اجرای این حکم باشد، نشانه ای است از این که این عمل را در شرایط حاضر مفید و موثر نمی دانند و یعنی یکی از شرایط اصلی برای امر به معروف و نهی از منکر را که احتمال اثربخشی است، بسیار بعید می دانند و البته خطرات جانی را نیز باید به عدم اثر بخشی اضافه نمود.

4- علی رغم این که بسیاری از مردم به صورت منظم به مساجد نمی روند ولی کسی نیست که سالی چند بار در مناسبت های مختلف شخصی یا مذهبی در مسجد حاضر نشود و این مناسبت ها فرصت طلایی تبلیغ است که باید شجاعانه، عالمانه, دلسوزانه و مودبانه در خدمت تبلیغ دین و تبیین فلسفه ی احکام و اصول و فروع آن قرار گیرد که متاسفانه این وقت های طلایی معمولاً به صورت سفارشی برای صاحبان مجلس و یا برای کارهای سیاسی پر می شوند.

5- از مهمترین دلایل عدم اقبال به امر به معروف و نهی از منکر، ورود ناکارشناسانه ی نیروهای انتظامی یا بسیج به دلیل عدم احاطه به شرایط و روش های امربه معروف و نهی از منکر است که در بسیاری از موارد موجب نتیجه عکس نیز گردیده است و حال این که با ورود شایسته و تخصصی حوزه های علمیه در شاخه های مختلف دینی، جای خالی شاخه ی امربه معروف و نهی از منکر و حتی گروه های عملیاتی آن که بجای کار در دامنه ی هدف مساجد، در جامعه ی هدف اجتماع فعال باشند، بسیار خالی به نظر می رسد. چه ایرادی دارد کاری تخصصی را که ناکارشناسانه توسط نیروی انتظامی و یا بسیج انجام می شود توسط حوزه، روحانیون و طلاب تقبل شود؟! آیا خدمتی بهتر از این برای طلاب و روحانیون می توان متصور بود؟ البته با ارفاق می توان تربیت نیروهای تخصصی و آگاه را در این زمین تقاضا نمود که یقیناً بدون حضور مستقیم روحانیون و طلاب برای امر به معروف و نهی از منکر در جامعه، ابعاد آموزشی آن نیز هم برای آموزش دهنده و هم برای آموزش گیرنده پنهان خواهد ماند.

6- با توجه به لزوم فرهنگسازی و کار هنری در زمینه ی تبلیغ دین و این که اکثریت جامعه ی هنرمندان کشور فاقد اعتقادات عمیق دینی و حتی پایبندی ظاهری به آن هستند، جز مشتی کارهای سفارشی و بی فایده پدید نخواهد آمد که نمونه هایش را در سریال های ماه رمضان می بینیم، اما با توجه به تخصصی شدن رشته های تحصیلی در حوزه ها به نظر می رسد، حضور مستقیم حوزه های علمیه در تربیت طلاب و روحانیون هنرمند، نویسنده، فیلم نامه نویس، کارگردان و... بسان یک فریضه، واجب باشد  تا حوزه ای که به استقلال خود این قدر اهمیت می دهد، مستقلا وارد حوزه ی اثر بخش و مهم هنر گردد.

7- حضور کم رنگ روحانیون در مساجد آنهم فقط در هنگام نماز جماعت، فرصت با روحانی بودن را برای مردم کم می کند و متاسفانه طریقه ی ارتزاق روحانیون که مورد انتقاد علامه شهید مطهری نیز بود، موجب شده است تا علما بجای افزایش کیفی کارهای تبلیغی و اهمیت دادن به کارهای نفر به نفر، بیشتر به افزایش کمی و تعدد نمازهای جماعت و منابر و حضور در ادارات و سازمانها همت گمارند و حال این که حتی هدایت و نجات یک نفر به قول قرآن کریم مانند نجات تمام انسانها مهم و شریف است.

تمام آنچه آمد از باب تحلیل برای حل مشکل است و گرنه حقیر خود را ارادتمند تمام علما و روحانیون دلسوز و وارسته می داند، از نظرات دوستان در خصوص این مطلب استقبال می کنم.

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.


nazokbin

90/6/14
10:28 ص

با توجه به نشر مطلب "بدحجابی" در وبلاگ "ولایت دات کام"، مطلبی را به سهم خودم به نقد می گذارم:
حجاب را در دوصورت می توان در جامعه ساری کرد:

1- کار روی امر حجاب

اگر بخواهیم فقط روی حجاب کار کنیم بدون این که روی فلسفه، معرفی و تبلیغ باشد و صرفاً روی الزام و تذکر و نهی و امر تمرکز کنیم، نتیجه همان درگیری و همان احساس خطر و چاقو کشی و حتی نتیجه ی عکس خواهد بود، ولی اگر روی فلسفه ی حجاب، معرفی، تبلیغ و کار فرهنگی کار کنیم پذیرش برای حجاب بیشتر شده و مقاومت هم کاهش پیدا خواهد کرد و شاید تذکر لسانی در آن صورت است که حداقل جواب عکس نمی دهد البته این مسئله در رد بحث تذکر و امر به معروف نیست بلکه در اهمیت فرهنگسازی و تبلیغ اشاره دارد.

2- کار روی امر دین

و اما اگر می خواهیم باز هم ریشه ای تر کار کنیم باید ایمان و تقوی و درک صحیح از دین را در جامعه جاری کنیم وگرنه به صراحت می گویم که حجاب را نمی توان در قلب و فکر یک انسان بی دین وارد کرد، مگر با ایجاد بغض و کینه ی فرو خفته ای که روزی بیرون خواهد زد و این نه تنها نسبت به حجاب که نسبت به سایر فرایض هم صحیح خواهد بود، مثلا اگر دین به صورت صحیح تبلیغ شود، همراه با آن زکات، خمس، امر به معروف، نهی از منکر و همه ی خوبی ها تبلیغ خواهد شد. اصلاً شما تصور کنید که می توان جامعه ای داشت که امر به معروف و نهی از منکر و خمس و زکات و نماز و روزه و تولی و تبری و کسب حلال و ... در آن مقبول نباشد و فقط حجاب را بتوان جاانداخت، می شود؟! مطمئنا پاسخ نه خواهد بود، چون همه ی این ها به هم ارتباط دارند و در یک مجموعه به نام دین جمع گردیده اند.
پس مهمترین و ریشه ای ترین کار در بحث حجاب این است که ایمان و تقوی و دین داری را در جامعه تقویت کنیم و اما چگونه می توان ایمان را درجامعه تقویت کرد؟ آیا می توان با اخم، با عمل بعکس دین، با جاه طلبی، با تحقیر و توهین اطرافیان و مردم، با دنیا دوستی و حرف بدون عمل و سیاسی کاری دین را بین مردم عزیز کرد؟! حجاب را جا انداخت و اصلا امر به معروف را عرف کرد؟!
می بینید، کار پیچیده تر از آن است که به راحتی نسخه ای بپیچیم! مطمئنا اگر به این سادگی بود اکنون کار به اینجا نکشیده بود! دوستان یک حرفی آقای پناهیان می زد که برایم خیلی جالب بود و آن این بود که:
اگر می خواهیم کارهایی را که نمی توانیم بکنیم انجام دهیم، اول کارهایی را که می توانیم انجام دهیم.
منظورم این است که هر کسی از کسانی که در اطرافش هستند و از او حرف شنوی دارند مثل خانواده و دوستان و همکاران باید شروع کرد، این حداقل کاری است که می توانیم بکنیم و البته خیلی مهم است چون جامعه از همین دوستان ما تشکیل می شود.

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به   صفحه ی اصلی وبلاگ   مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود.


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
سیاسی ، دولت ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، صدا و سیما ، هاشمی رفسنجانی ، تورم ، رسانه ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، اعتقادی ، تحریم ، مشایی ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، برجام ، عدالت ، قوه قضاییه ، اقتصادی ، انقلابی ، تولید ، آمریکا ، مجلس ، بصیرت ، علی لاریجانی ، رابطه با آمریکا ، رشت ، گیلان ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، استاد مصباح ، خانواده ، غرب ، فرهنگی اجتماعی ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انتخابات 96 ، انقلاب ، هاشمی ، سران فتنه ، مهدی هاشمی ، بانک ، سعید جلیلی ، مذهبی ، جبهه پایداری ، شورای نگهبان ، علی مطهری ، کارمند ، اصلاح طلبان ، انتخابات ریاست جمهوری ، مسکن مهر ، اجرای برجام ، تحلیل های اقتصادی ، سوریه ، امام خمینی (ره) ، جواد ظریف ، ماهواره ، استقلال ، انتقاد پذیری ، سیاست ، طنز ، فساد بزرگ اقتصادی ، مدیریت و ایمنی ، ولایت فقیه ، اسرائیل ، استکبار ستیزی ، ارز ، انتخابات مجلس ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، ظریف ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، هنر ، انتخابات آزاد ، ایمنی ، بدعهدی آمریکا ، جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی ، سران قوا ، مذاکره کنندگان هسته ای ، نرخ رشد جمعیت ، نقض برجام ، انتقاد ، بانک ، تحریف انقلاب ، تهاجم فرهنگی ، توافق نهایی هسته ای ، جریان انحرافی ، سبک زندگی ، مدیریت ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) داروخانه دکتر سلیمی بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا یا صاحب الزمان (عج) هــم انــدیشـی دینــی عاشق آسمونی رقصی میان میدان مین سرچشمه ادب و عرفان بادصبا تراوشات یک ذهن زیبا رضویّون آسمون آبی چهاربرج پژواک ساعت یک و نیم آن روز یادداشتهای فانوس من وآینده من همه چیز آماده دانلود نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات حدیث منتظران قائم (عج) علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی مهاجر ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است کانون فرهنگی شهدا نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت در سایه سار ولایت فروشگاه اینترنتی پوشاک زنانه اوتیسا

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه