لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
1 2 3 4 5 >

93/3/31
8:9 ع

DSC_0388

میهمان برنامه ی عصر امروز شناسنامه، جناب دکتر محمد باقر نوبخت، معاون رئیس جمهور و سخنگوی دولت بود که خیلی شمرده و صریح به سؤالات مجری برنامه، آقای حسین رنجبران پاسخ گفت، اینقدر صریح که حتی گفت هنوز نتوانسته است دلش را با احمدی نژاد صاف کند!

آقای نوبخت در پاسخ به سؤالات مجری برنامه به سوابق انقلابی خود، پدربزرگ و دائی اش اشاره کرد و جمله ای را که رهبری در تأیید دائی ایشان بیان کرده بود را نیز نقل قول نمود. یکی از سؤالاتی که جناب نوبخت محتاطانه از کنارش عبور کرد در خصوص مناظره ی انتخاباتی ایشان به نمایندگی از آقای هاشمی با جناب دکتر خوشچهره به حمایت از احمدی نژاد، در سال 84 بود، آقای رنجبران به ایشان گفتند که برخی افراد و رسانه ها، موضع آقای نوبخت در آن مناظره را از عوامل شکست جناب هاشمی در آن سال می دانند که کنایه به سخنان تند و تحقیر آمیز جناب نوبخت در خصوص آقای احمدی نژاد بود، ولی ایشان در پاسخ گفتند که فقط برنامه جناب هاشمی را ارائه کردند و از خرافه ای بودن آقای احمدی نژاد انتقاد کرده اند، در حالی که متأسفانه همچنان صفت تحقیر کردن در رویکرد ایشان و بسیاری از رفقای شان باقی مانده است و طی این مدت که از عمر دولت یازدهم می گذرد بارها در مواجهه با منتقدان از آن استفاده شده است، خصلتی که اگر دولت هرچه زودتر فکری به حالش نکند، احتمالاً منجر به کسب رکورد اولین دولت 4 ساله جمهوری اسلامی خواهد شد، چرا که مردم به شدت نسبت به رعایت موارد اخلاقی دقیقند.

آنچه که بیش از همه در مصاحبه ی آقای نوبخت به چشم آمد، تأکید ایشان به ارادت خاص، خالصانه، قدیمی و ادامه دار به جناب هاشمی بود که با تعریف و تمجید های مکرر از ایشان و برشمردن ظلم هایی که جناح های مختلف اعم از اصلاح طلبان و اصولگرایان به او روا کردند همراه شد، ایشان شخصیت انقلابی جناب هاشمی را دستخوش هیچ تغییری ندانستند!، بلکه رفتارها و انتقاداتی که در قبال ایشان صورت گرفته و می گیرد را ناشی از تغییر و انحراف سایر افراد و جریان ها معرفی کردند، متأسفانه جناب رنجبران احتمالاً به دلیل شدت حمایت و تعصبی که آقای نوبخت نسبت به آقای هاشمی بخرج داد، هیچ انتقاد و سؤالی در خصوص این سخنان بیان نکردند که لازم دیدم چند سوال را در پاسخ به این اظهارات جناب نوبخت بیان نمایم:

1- اگر جناب هاشمی تغییر نکرده و فقط منتقدان ایشان دچار انحراف و ظلم شده اند، پس چرا دشمنان سابق جناب هاشمی اکنون به ایشان اینقدر دوست و نزدیک شده اند؟! چرا آمریکا، انگلیس و رسانه های شان اینگونه در این چندساله مجاناً برای جناب هاشمی جامه می درند و جاده صاف می کنند؟!

2- اگر جناب هاشمی اینقدر مبرا و بی نقصند، پس چرا در فتنه ی 88 که صراحتاً از سوی دشمنان این کشور مورد حمایت های مالی و رسانه ای و تحریمی بود، نتوانست موضع انقلابی و حتی قانونی اتخاذ نماید و در پازل دشمنان خونی این کشور نقش آفرینی نکند؟!

3- آیا انقلاب و انقلابی گری با شخصیت جناب هاشمی باید اندازه گیری شوند و یا اصول انقلابی گری در مواضع امام و رهبری و قانون اساسی باید دنبال شوند؟! به راستی به کدام ضمانتی جناب نوبخت گمان می کنند هرکسی که به هاشمی انتقاد کرد ظالم بوده است و هرکسی با هاشمی همراه باشد از اشتباه و گناه و فتنه مصئون است؟!

4- جناب نوبخت بر چه اساسی سلیقه ی اکثریت قاطع مردم در انتخابات سال 88 را هنوز زیر سؤال می برند و شخصی مانند موسوی را که عملکردش میزان دیکتاتوری، خیانت و قانون شکنی را بر همگان اثبات کرد را همچنان صالح می داند؟!

5- بر چه اساسی جناب نوبخت و شخص رئیس جمهور مردم را بابت رأی دادن به احمدی نژاد (که یقیناً اشتباهات او در مقاطع انتهایی ریاست جمهوری اش بیشتر شد) را تخطئه می کنند ولی رأی و حمایت خودشان را به کسانی که نه به قانون، نه به نظام و نه به رهبری و امام پایبند نبودند را خطا نمی داند و با افتخار از آن یاد می کند؟!

اگر چه از برنامه ای مانند شناسنامه توقع نمی رود که به یک مناظره ی سیاسی بدل شود، ولی انتظار هست که به تریبونی برای تطهیر خطاکارانی که هرگز از اعتراف و جبران اشتباه شان حرفی نزدند تبدیل نشود.

برچسب های مرتبط:   هاشمی رفسنجانی    فتنه  دولت

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می گردد.

nazokbin

93/3/30
4:49 ع

r31-1024x686

با توجه به آغاز تعطیلات تابستانی و فراغت کودکان و نوجوانان از تحصیل، میزان حضور کودکان و نوجوانان به تنهایی و یا با والدین شان در مساجد افزایش می یابد و  این فرصت اگر قدرشناخته شود می تواند برای همیشه فرزان را به مسجد علاقمند، و اگر از دست برود می تواند ایشان را برای همیشه از مسجد دور کند، به همین خاطر چند نکته را به منظور افزایش میزان محبوبیتِ مساجد در نظر کودکان تقدیم می کنم:

1- از معصوم توصیه شده است که در مساجد به خاطر مراعات پیرمردان و کودکان نمازهای جماعت را سریع بخوانند تا کسی خسته و دلزده نشود، اگر چه این مسئله باید بیشتر مورد توجه ائمه ی جماعات قرار گیرد ولی  هیچ ایرادی ندارد اگر کسی حتی مستقیم چنین مسئله ای را به روحانیون عزیز یادآوری نماید.

2- نمازگزاران باید با کودکان با محبت بیشتری برخورد کنند و همین که کودکی اسباب بازی ها و دوستانش را رها کرده و به مسجد آمده را به اندازه ای که خودشان کارهایشان را رها کرده اند، مهم و قابل تقدیر بدانند!

3- پدران و مادرانی که کودکانشان را به مساجد می آورند، تحمل فرزندان را در نظر بگیرند و نکند که به خاطر این که یک سخنرانی را تا آخر گوش کنند و یا چند رکعت نماز مستحبی بیشتر بخوانند، موجب دلزدگی کودکان از مساجد شوند. متأسفانه این مسئله بین خانواده های مؤمنین رایج بوده و شاید مهمترین دلیل عدم استفبال کودکان این خانواده ها به مساجد باشد.

4- روحانیون، هیأت امنا و بزرگان مساجد باید آن قدر از کودکان استقبال کنند که برای سایرین الگو باشد تا هیچ جاهلی جرأت نکند در مساجد کودکان را مورد ظلم و بداخلاقی قرار دهد.

5- برخی مسائل برای مومنان دوآتشه نیز آزاردهنده است چه رسد به کودکان حساس؛ مثلاً، صدای بیش از حد و اندازه بلندگوها که بعضاً در برخی قسمتهای مساجد گوش را آزار می دهد یا عدم رعایت نظافت و بهداشت در مورد بوی بد پا، دهان یا بوی عرق بدن افراد و یا شلختگی و غیر جذاب بودن مسجد که موجب عدم جذابیت و حتی موجب ایجاد دافعه برای کودکان، نوجوانان و جوانان می شود.

6- بها دادن به جشن ها و ولادت ها به اندازه ای که کودکان مساجد را فقط جای عزاداری ندانند، موجب جذابیت بیشتر مسجد برای کودکان می شود.

7- ترتیب دادن برنامه های جذاب برای کودکان و نوجوانان مانند اردوها، برنامه های ورزشی، مسابقات فرهنگی، هنری و … که موجب کشاندن کودکان و نوجوانان به مساجد گردد. خدا را شکر برنامه های تابستانی و غیر تابستانی خوبی در برخی مساجد در این زمینه ها برگزار می گردد که البته کافی نبوده و اهتمام بیشتر روحانیون و بزرگان مسجد را در کیفی تر شدن برنامه ها می طلبد.

8- پرهیز از هر گونه صحبت هایی که موجب عدم اعتماد یا بی علاقگی فرزندان مان به مومنان و اهل مساجد گردد. کودکان غالباً بسیار زیرک تر از آن چه که ما می پنداریم هستند و اگر کسی مرتب در خانه از روحانی مسجد و یا مومنین بدگویی کند، کودک مسجد را جای انسانهای بد یا بیکار دانسته و هیچ علاقه ای برای حضور در مسجد و اصولاً اجتماع مسلمین نخواهد داشت.

9- همانطور که افراط در حضور در برنامه های مسجد موجب دلزدگی از مسجد خواهد شد، عدم حضور یا حضور به ندرت والدین به همراه کودکان در مساجد مضر و بی فایده خواهد بود پس به نظر می رسد کیفیت و کمیت حضور در مسجد باید مورد دقت والدین قرار بگیرد.

10-  بعضی مسائل ریز هستند که از نظر بزرگترها شاید هیچ جذابیتی نداشته باشند اما برای کودکان جذاب و دوست داشتنی باشند. مثلا فرض کنید در یک محفل قرآنی کودکانه، کودکان قرآن تلاوت می کنند، شاید ندانیم ولی اگر همین قرائت شان با بلندگو انجام شود و یا در جایگاه خاص قرآئت قرار بگیرند جذابیت برنامه را برای کودکان افزایش می دهد.

11-  از ام الخبائثی که موجب دوری فرزندان از مساجد می شود، آثار هنری و یا غیر هنری موجود در ماهواره ها هستند که با تمام مظاهر دینداری من جمله حضور در اجتماع مسلمین مخالف بوده و اصولاً دین را نه یک امر اجتماعی که مسئله ای کاملاً فردی و برای کنج خانه ها معرفی می کنند. امکان مشاهده اینچنین برنامه هایی برای بزرگتر هایی که قدرت تحلیل ندارند نیز مضر و مهلک است چه رسد به کودکانی که هنوز توان پاسخ گویی در برابر تهاجمات فرهنگی را ندارند. اصولاً این چنین است که با ورود ماهواره به خانه ها دیری نمی پاید که خانواده ها اجتماع مسلمین را جماعتی امل و دورمانده از تکنولوژی و پیشرفت دانسته و نه تنها از مسجد و جماعت مسلمین بیزار می شوند که کم کم با دور شدن از مسجد و منبر و روحانی و مومنان، ایمان و دین نیز از خانواده رخت بر می بندد.

برچسب مرتبط: مسجد   روحانیت    کودک      فرهنگ  

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می شود. 


nazokbin

93/3/25
11:27 ص

42716

اگر چه بارها در خصوص عملکرد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دولت مطلب نوشته ام، لیکن لازم دیدم در سالگرد انتخاب روحانی به عنوان رئیس جمهور یازدهم، برخی از نقاط مثبت و منفی مهم دولت را در این مدت فهرست نمایم:

نقاط مثبت:

1- کاهش تورم: یقیناً یکی از بزرگترین مشکلاتی که دولت یازدهم با آن مواجه شد، تورم لگام گسیخته بود، تورمی که به دلیل سوءمدیریت دولت قبل به قواعد علم اقتصاد در مباحثی مانند نقدینگی و بانک و ... به صورت فزاینده در حال رشد بود، به همت تیم اقتصادی دولت یازدهم به صورت قابل تحسینی کاهش یافت. مقاومت دولت در عدم افزایش نقدینگی و نزدیک کردن نرخ سودهای سپرده ها و تسهیلات بانکی به نرخ تورم از دلایل عمده ی کاهش نرخ تورم بود که امیدوارم همچنان ادامه یابد تا به تبع آن نرخ سود تسهیلات بانکی نیز به نحوی که مطلوب تولید و صنعت باشد کاهش یابد.

2- توسعه ی نظام سلامت: اگر چه دولت با حضورش به طرح پزشک خانواده مهار زد، لیکن اهتمام دولت به کاهش هزینه های دارو و درمان و توسعه ی کمی و کیفی نظام بیمه ای عملاً نوید بهبود وضعیت در این بخش را داد که امیدواریم با مدیریت جهادی و عالمانه جناب دکتر سید حسن قاضی زاده و همکاری وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سایر بخش های اقتصادی دولت، مردم از شرایط بغرنج و سخت نظام فعلی سلامت، به سلامت خارج گردند.

3- تلاش در مذاکرات هسته ای:‌ از دیگر نقاط قوت دولت، فعالیت پرتلاش در خصوص مذاکرات هسته ای بود، فارغ از انتقادات به جایی که به اصالت بخشیدن به بحث مذاکره به عنوان حلال مشکلات و برخی بندهای توافق ژنو (که به لحاظ حقوقی ضعیف بودند) وارد بود، عزم گروه مذاکره کننده به مذاکره تک به تک با گروه 5+1 و کاهش فواصل زمانی مذاکرات و اصرار و پافشاری بر خطوط قرمز مذاکرات از نقاط مثبت سیاست خارجی دولت بوده است.

4- حذف نکردن دهک های یارانه ها: حذف ننمودن شتابزده ی یارانه ی برخی افراد اگر چه به شدت مورد انتقاد منتقدان بوده و هست ولی از رفتارهای عاقلانه ی دولت به شمار می رود، در حالی که هم مسئولان دولت قبلی و هم این دولت می دانند کشور فاقد بانک اطلاعاتی اقتصادی منسجم در خصوص درآمد و داریی مردم است، هرگونه رفتاری بر مبنای این اطلاعات ناقص و غلط به خصوص مورد حساسی مانند "حذف یارانه" در نهایت می تواند منجر به فشار به برخی خانواده های مستحق و تحت فشار و وارد شدن هزینه های اجتماعی و سیاسی به کشور گردد.

5- عذرخواهی رئیس جمهور: عذرخواهی رئیس جمهور در خصوص نحوه ی تخصیص و توزیع سبد کالا از نقاط قوت دولت بود، در جامعه ای که کمتر مسئولی بابت اشتباهش از مردم عذرخواهی می کند، جناب روحانی در همان ماه های اول ریاست جمهوری به این عمل اقدام کرد، هرچند چیزی از این عذرخواهی نگذشته بود که دکتر نوبخت به عنوان معاون رئیس جمهور اعلام کرد این عذرخواهی بی مورد بوده است.

6- تعامل با سایر قوا: در حالی که دولت قبل به لحاظ برخورد با سایر قوا حواشی زیادی را در اواخر کارش تجربه کرد، دولت یازدهم در یکساله ی اخیر تعامل خوبی با سایر قوا داشته است که بهترین نمودِ این تعامل ها را در تحویل به موقع بودجه و متعاقب آن همکاری مجلس در خصوص تصویب بودجه شاهد بودیم.

نقاط منفی:

1- تغییر گسترده ی مدیران:‌ تغییر بسیار گسترده مدیران و مسئولان با رویکرد صرف سیاسی و جناحی از نقاط منفی دولت است، رویکردی که همچنان ادامه دارد به حدی که امروز مشاور رئیس جمهور و شخص رئیس جمهور مستقلاً خواستار تغییر معدود مسئولان باقی مانده از دولت قبل گردیدند که یقیناً این رویکرد در انتصاب سیاسی مدیران در سالی که شعار سال مدیریت جهادی است نمی تواند قابل پذیرش باشد.

2- انتقاد ناپذیری: برخورد تند با منتقدان در هر لباسی اعم از دانشگاهی و حوزوی و در هر حوزه ای اعم از سیاسی و فرهنگی، از نقاط ضعف یکساله دولت یازدهم است، چرا که متأسفانه تاکنون دولت تلاش کرده است منتقدانشان را با برچسب، توهین و تهدید از میدان به در کند.

3- نگرش غیرانقلابی در حوزه های فرهنگی:‌ برخی رویکردهای غیرانقلابی، غیرارزشی و حتی سکولار دولت در عرصه ی فرهنگ از ضعف های دولت است که مورد مناقشه ی جدی او با اساتید فرهنگِ حوزه و دانشگاه گردید، رویکردهایی مانند قائل نبودن هنر ارزشی و غیر ارزشی، عزم دولت به عدم دخالت در دین جامعه، تأیید ضمنی شبکه های ماهواره ای و شبکه های اجتماعی خاص، توهین به علما و اساتید حوزه به عنوان افراطی، بی سواد و عصرحجری و... از مواردی هستند که نگرانی های اهالی فرهنگ انقلابی و اسلامی را برانگیخته است.

4- تقسیم بندی مردم: تقسیم مردم به دو دسته ی رأی دهنده به جناب روحانی و غیر یا اقلیت و اکثریت، از نقاط ضعف دولت است به حدی که حتی حامیان دولت نیز از این شیوه ی برخورد غیرمحترمانه و حذفی با اقلیت راضی نیستند، این شیوه ی تقسیم بندی آن هم با واژگانی مانند حامیان اعتدال و حامیان افراط، هرچقدر که در خلال آن شعار وحدت هم سرداده شود، میوه ای جز تفرقه و اختلاف نخواهد داشت، محصولی که اوجش را در جشن به اصطلاح انتظار و امید شاهد بودیم.

5- هدر دادن فرصت های دیپلماتیک دولت قبل: اصرار بر عدم حفظ دستاوردهای دولت قبلی در خصوص یارگیری در برخی کشورهای ضدآمریکایی و یا مظلوم و مستضعف به خصوص در آمریکای جنوبی، آفریقا و حتی آسیا از نقاط ضعف دولت است، در هر صورت حتی اگر دولت یازدهم به دنبال نزدیکی با کشورهای قدرتمندتر و مؤثرتر هم باشد، نباید بسترهای قبلی را خراب کند البته این رفتار به نگاه اشتباه دولت در خصوص خلاصه کردن جهان به برخی دولتها بازمی گردد که بارها نیز مورد نقد قرار گرفته است.

6- عدم تلاش برای سلامت اقتصادی: عدم اهتمام دولت به لزوم شفاف سازی اقتصادی به عنوان یکی از اصول تحقق اقتصاد مقاومتی از نقاط ضعف اقتصادی دولت است، به نحوی که رئیس جمهور این عمل را به سرک کشیدن در زندگی مردم تعبیر می کند و حال این که کشوری که می خواهد از اقتصاد نفتی فاصله بگیرد و یک اقتصاد سالم داشته باشد، به ناچار باید به دریافت مالیات عادلانه از تمام آحاد و نه فقط اقشار حقوق بگیر و مستضعف روی آورد و این جز با داشتن یک اقتصاد شفاف میسر نخواهد بود.

7- شتاب در حاشیه سازی: حاشیه سازی های زودهنگام دولت با دست پیش گرفتن در بیشتر دعواها، با هر هدفی که دنبال شود منجر به ایجاد چالش، اختلاف و تنش در جامعه می گردد و این اصالت دادن به حاشیه سازی از نقاط ضعف این دولت است که در مقاطع قبلی و توسط هر دولتی که دنبال شد، در نهایت به زحمت و کاهش محبوبیت و شکست آن دولت منجر گردید.

8- برخی اشتباهات اقتصادی و نبود عزم اقتصاد مقاومتی: به غیر از بحث کنترل تورم، دولت در برخی از رفتارهای اقتصادی مانند نحوه ی تخصیص و توزیع سبد کالا همچنین فراخوان پرهیاهو برای انصراف از یارانه ها، خوب عمل ننمود و مهمتر از همه این که دولت هنوز برای حمایت از تولید داخلی، کاهش واردات و حرکت در مسیر تحقق اقتصاد مقاومتی تلاش چندانی از خود بروز نداده است.

برچسب های مرتبط:  حسن روحانی  دولت

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می گردد.

nazokbin

93/3/23
12:45 ع

 

به اذعان همه ی کارشناسان برجسته داخلی و خارجی، دلیل اصلی هجمه هایی که در چندساله ی اخیر در پیرامون ایران اعم از لبنان، سوریه، عراق و افغانستان انجام شده است، تضعیف ایران بوده است و این که ایران در تمامی این صحنه ها نسبت به جبهه ی مقابل خود یعنی آمریکا،‌ اسرائیل، غرب، عربستان و برخی کشورهای عربی دیگر پیروز نهایی بوده است، به اذعان اکثر این کارشناسان غیرقابل کتمان است. آنچه که برای دشمنان ایران جای تعجب و یقیناً‌ نگرانی دارد این است که در تمامی این هجمه ها، ایران با کمترین دخالت مستقیم و تنها با دراختیار قرار دادن تجاربی مانند بسیج مردمی، پیروز نهایی باشد و این در حالی است که گروه مقابل، با شدیدترین و آشکارترین حمایت های نظامی،‌ تسلیحاتی، مالی و رسانه ای تمام تلاش خود را حتی به قیمت بی آبرویی خویش انجام داده است.

پیروزی دوباره حزب الله لبنان در برابر اسرائیل، موفقیت و محبوبیت بشار اسد در برابر حمله ی مشترکِ جهان کفر و تکفیر، موفقیت گروه های اسلامی و ضدآمریکایی در انتخابات های عراق و افغانستان، همگی از مواردی هستند که هژمونی ایران را به رخ جهانیان می کشاند و چه لقبی برای این قدرتِ نرم، بهتر از واژه ی صدور انقلاب؟! و امروز که جریان تکفیری به همّ و حمایت دوستان اسرائیل، از آمریکا و غرب و وهابیون، لشکری فراهم کرده و در سوریه شکست ها را یکی پس از دیگری متحمل می شود، هدفی دیگر را برای توسعه برگزیده است تا با ادامه ی جنایت های خود در عراق بتواند این کشور اسلامی و شیعی را و نتیجتاً هژومونی ایران را تضعیف نماید، اما آنچه که این گروه از خود به نمایش می گذارد، آنچنان با ددمنشی همراه است که نه تنها موجب ضعف جبهه ی دوستان ایران نمی شود، بلکه در نهایت موجب وحدت شیعه و سنی، مهجوریت جریان تکفیری، کاهش آبرو و اعتبار جهانی دشمنان، تقویت بنیه نظامی کشورهای دوست (به خصوص با الگوبرداری از تجارب ایرانی ها) و بازگشتن شر تکفیری ها به همان هاست که ایشان را شکل دادند و حمایت کردند، ان شاءالله.

آری، انقلاب با تمام مسائلی که در درون خود تجربه می کند، بر منطقه تأثیر گذار است، از یک سو ملت های رنج کشیده و مستضعف می آموزند تا استقلال و عزت شان را در مقاومت و باج ندادن دنبال کنند و از سوی دیگر، دشمنان می آموزند که اگر ملت ها بیدار و متحد باشند، هیچ سلاحی ایشان را به فلاح نخواهد رساند خواه در زمین سوریه باشد یا افغانستان و یا عراق، ملت های مظلوم از ایران نه ماهیگیری، بلکه توربافی را یاد می گیرند، یاد می گیرند که چگونه به قوه ی ملت خوش متکی باشند، از مراجع و بزرگان شان تبعیت کنند و یاد می گیرند که خوشبختی هر ملتی در دستان همان ملت است ولا غیر.

برچسب مرتبط: انقلاب   سیاست خارجی   سوریه    آمریکا

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می گردد.


nazokbin

93/3/22
11:2 ع

 

امروز جشن انتخاباتی دولت (موسوم به امید و انتظار) محقق گردید و متأسفانه همانطوری که در مطلب قبلی در این خصوص عرض کرده بودم، این جشن با سخنرانی جناب روحانی، همچنان در راستای افزایش تنش ها و اختلافات انجام شد، امروز نیز سخنرانی جناب روحانی همچون چند بار گذشته نکاتی داشت که ضمن بیان اصل جملات در خصوص آنها مطلب زیر تقدیم می گردد:

جناب روحانی: اگر امروز قدرتمندانه در جهان حرکت می‌کنیم برای این است که همه می‌دانند این دولت برآمده از رأی ملتی است که همه از تاریخ آن باعظمت یاد می‌کنند… اولین راهی که این ملت در انتخابات پارسال برگزید و انتخاب کرد راه اعتدال و میانه روی بود، این راه بازگشت ناپذیر خواهد بود… ما به همه آنهایی که راه و سخنی را برگزیده‌اند که با انتخاب مردم در تضاد است، اعلام می‌کنیم مردم برای همیشه اعلام کرده‌اند که خشونت و افراطی‌گری را قبول نداریم و اعلام داشتند که یک دولت یک ملت و یک حکومت دارند.

جناب روحانی در سخنرانی امروز خود نیز به سان چندبار گذشته، طوری صحبت کردند که گویا تنها انتخابات مقبول و مشروع این نظام، انتخاب ایشان بوده است و انتخابات های گذشته فاقد مشروعیت بوده اند، طوری صحبت کردند که گویا ایشان بیشترین آرای تاریخ انتخابات های کشور را حائز شده است! و در همین خلال نیز بارها گفتند که مردم تا ابد و دیگر نخواهند گذاشت افراطیون و خشونت طلبان به صحنه بازگردند که این قاطعیت و تکرار اگر به معنی دیکتاتوری و به قول خودشانی ها سوء قصد برای انتخابات بعدی تلقی نشود، یقیناً به کبر و خودپرستی، توهم محبوبیت، خصومت با رقبا و قائل نبودن حق انتخاب برای مردم تأویل خواهد شد.

جناب روحانی: آنچه به شما وعده داده شده این دولت به عنوان وظیفه آن را دنبال می‌کند (آزادی سران فتنه)، اما از دیرباز به ما یاد داده‌اند: الامور مرهونة باوقاتها.

امروز جناب روحانی بارها و بارها خودش را به شعارهای انتخاباتی اش پایبند نشان داد و اوج این پایبندی را زمانی بیان کرد که عده ای که یقیناً مثل سایرین با دعوت به آنجا آمده بودند، آزادی سران فتنه را شعار دادند و البته جناب روحانی با ذکر حدیثی این مسئله را به وقتش موکول دانستند! ولی به راستی آیا جناب روحانی اصلاً حق داشته است که چنین تعهدی بنماید و یا حق دارد که خودش را به تعهدی که غیرقانونی و در حوزه ی اختیارات قوه ی دیگر است متعهد بداند؟!

جناب روحانی: مردم در خرداد پارسال اعلام کرده اند یک ملت، یک دولت و یک حکومت، مردمی که در همه صحنه ها اعلام کرده اند، هیچ گروهی و هیچ جناحی حق ندارد انقلاب را به نام خود مصادره کند. هیچ جناح و گروهی حق ندارد دفاع مقدس را به نفع جناح خود مصادره کند، هیچ جناح و گروهی حق ندارد رهبری نظام رابرای خود مصادره کند، کشور، قانون اساسی، رهبری، منافع ملی ، آینده کشور مربوط به همه ملت است، همه اقوام، همه مذاهب.

به راستی آیا مقام معظم رهبری خودشان جلوی سوءاستفاده از ایشان و یا تحریف مواضع ایشان را نمی گیرند؟! آیا بارها به محض کوچکترین سوءاستفاده ای از سخنان ایشان شخصاً و یا از طریق دفترشان موضع گیری نکرده اند؟! و یا نکند منظور رهبری این است که به سخنان رهبری و یا آرمان های دفاع مقدس و انقلاب و … استناد نشود؟! مگر می شود در برابر پایمال شدن خون شهدا به بهانه ی این که شهدا به همه تعلق دارند سکوت کرد؟! ویا در جایی که صراحتاً در برابر مواضع رهبری می ایستند کسی به مواضع رهبری استناد نکند که چنن رهبری مربوط به همه است؟!! مثلاً وقتی نظرات جناب روحانی در بحث دولت دینی و دین دولتی با نظرات رهبری مخالف است کسی نظرات رهبری را بیان نکند که رهبری به همه تعلق دارد؟! اصلاً مگر کسی جلوی بقیه را گرفته است که به آرمان ها و اصول امام و رهبری و انقلاب استناد کنند؟! و یا مگر برخی از دوستان جناب روحانی که با خاطره، خواب و داستان، امام خمینی را که دستش از دنیا کوتاه است را به نام خودشان مصادره نکرده و نمی کنند؟! چگونه است که برای این دوستان کسی گلایه ای ندارد ولی در مورد استناد به نظرات مستند امام و رهبری فریادها به هوا بلند می شود؟!

جناب روحانی: اگر کسی خوشش می آید یا بدش می آید این دولت معتقد است کشور از آن مردم است و همه کار را مردم باید انجام دهند؛ در اقتصاد، فرهنگ ، سیاست داخلی، سیاست خارجی و امنیت، و دولت همواره حامی است و دولت مجری خواست و اراده شماست؛ دولت اجرا کننده است در برابر خواست ملی است؛ دولت سیطره بر خواست ملی ندارد بلکه خواست ملی بر دولت سیطره خواهد داشت.

آیا می توان تنها زمانی به رأی مردم احترام گذاشت که به فرد مورد علاقه مان رأی داده اند؟! آیا این نگرش همان باعث و بانی فتنه 88 نشد؟! آیا این نگرش نبود که باعث شد رأی دهندگان به احمدی نژاد بی سواد، مزدور، گدا و … معرفی شوند؟! و رأی دهندگان به روحانی انسان های صاحبان عقلانیت؟! آیا بهتر نیست که جناب روحانی برخلاف جناب هاشمی به خواست مردم خالصاً احترام بگذارد و نفسانیت های خویش را برای پذیرش یا رد آن ها بکار نگیرد؟! متأسفانه جناب روحانی توجه ندارند که بخشی از همان مردمی که به خاتمی و شعارهای پلورالیزم و سکولاریزم و … رأی داده بودند از اصلاحات رویگرداندند و به احمدی نژاد وشعارهای عدالت طلبانه و دین مدارانه وی رأی دادند و بخش زیادی از همان مردم با دیدن حاشیه سازی ها و سوءمدیریت های 2 سال آخر احمدی نژاد از او و نگاهش رویگرداندند و به همین شکل اگر جناب روحانی نیز دچار تنش آفرینی و توهین به منتقدان و تحقیر اقلیت بپردازد به راحتی از ایشان نیز روی خواهند گرداند و به همین دلیل بهتر است جناب روحانی نیز آن توصیه ی همیشه تازه ی رهبری که به تمام دولتها می کردند تا قدر فرصت ها را بدانند و مغتنم بشمارند را به ذهن بسپارند تا گمان نکنند که فرصت 4 ساله یا حداکثر 8 ساله ی ریاست جمهوری همیشگی است، بهتر است جناب روحانی نیز از درسی که مردم به خاتمی و احمدی نژاد دادند غفلت نکنند و گمان نکنند که با هر رفتار و گفتار و منشی مردم تا ابد با ایشان عقد اخوت می بندند.

یکی از مواردی که متأسفانه در برخوردهای جناب خاتمی و 2 سال اخیر جناب احمدی نژاد شاهد بودیم تکیه بر آرای مردمی جهت امتیاز گیری بود، متأسفانه جناب روحانی رأی کمتر از 51 درصدی خویش را وسیله ی امتیاز گیری و چانه زنی قرار داده است تا با این امتیاز بتواند مواضع سیاسی و فرهنگی دلخواهش (مانند بحث اصرار بر مذاکرات و منفک دانستن دولت از ورود به مسائل دینی) را که بعضاً با آرمان های کلی نظام و انقلاب نیز همراه نیست را به پیش برد، سیاستی که جناب خاتمی برای ولنگاری های سیاسی و فرهنگی وزرای چون مهاجرانی ااش و جناب احمدی نژاد نیز برای گرفتن صلاحیت مشایی و به حاشیه راندن سایر قوا و نهادهای انقلابی دنبال کردند و البته در نهایت نیز با کاهش محبوبیت از سوی همان مردمی که به ایشان رأی داده بودند مواجه شدند؛ ای کاش جناب روحانی قبل از این که دیر شود درک می کرد که مردم ما فرق صیانت از آرا، متعهد بودن به نظر مردم و زورگویی و دیکتاتوری به بهانه ی آرا را در این سال ها به خوبی تشخیص می دهند، تجربه ای که با مشاهده ی تلاش برای امتیازگیری های افرادی مانند بنی صدر در برابر امام خمینی، موسوی در برابر رئیس جمهور وقت، هاشمی در برابر امام و خاتمی و احمدی نژاد در برابر مقام معظم رهبری به دست آمده است به راحتی از یاد مردم نخواهد رفت.

بحث دیگری که در این سخنان نهفته است اشتباه دولت در ارتباط دادن مکنونات ذهنی جناب روحانی به خواسته های مردم است، بحث زیادی از شعارهای جناب روحانی کلیاتی مانند کلید و اعتدال بود که مردم به این اصطلاحات رأی دادند تا مشکلات کشورشان حل شود و یقیناً هرگز منظورشان این نبوده که مشکلات، تنش ها و اختلافات بیشتر شود.

جناب روحانی: به امام زمان می‌گوییم که مسیر ظهورش را هموار می‌سازیم و می‌گوییم که مهدی جان از خرداد سال گذشته ملت ما به دست توانمندش خرافه‌ها را زدود…ملت ما سال گذشته به مولایش و امامش در انتخابات سرفرود آورد و در برابر خرافه گرایان از او ، از امام عصر عذرخواهی کرد…ما منتظر روزی هستیم که امام عصر (عج) بیاید و افراط‌ها را برای همیشه پایان دهد.

مقارن شدن عید نیمه شعبان با جشن انتخاباتی جناب روحانی باعث شد ایشان بارها از امام زمان نیز یادکنند اما متأسفانه ایشان همین مسئله را ابزار سیاسی قرار دادند تا پیام 24 خرداد را آری به امام زمان و نه به خرافاتی ها!! اعلام کنند، سخنان جناب روحانی دراین خصوص طوری بود که گویا آنهایی که به جناب روحانی رأی نداده اند به امام زمان (عج) خیانت کرده اند! که می توان پرده برداری از این برچسب را عیدی نیمه شعبانی جناب روحانی به مخالفان و منتقدان دانست. بحث دیگری که وجود دارد این است که اگر چه رأی اکثریت قانونی است اما تاریخ و سیره ی ائمه ی اطهار نشان داده است که نه در اکثریت بودن دلیلی بر حقانیت است و نه در اقلیت بودن بهانه ی خوبی برای بی تفاوتی و کنار کشیدن و منکوب شدن.

جناب روحانی: چرا یک گروه افراطی با مردم این چنین می‌کنند؟ و من امیدوارم که فیلم‌هایش را ندیده باشید که دیروز در موصل و پیش از آن در حلب چه جنایت‌هایی کردند و متأسفانه خود را مسلمان نیز نامیده‌اند….رئیس‌جمهور با بیان اینکه من دچار حیرتم که برخی چطور با تئوری‌های غلط خود بذر خشونت را در افکار جامعه می‌پاشند، اظهار داشت: چرا برخی کاری می‌کنند که وحدت جای خود را به نفاق بدهد؟ مگر از نفاق و اختلاف چه سودی برده‌اند که می‌خواهند به راه گذشته برگردند.

جناب روحانی با اشاره به وقایعی که در کشورهای منطقه در حال وقوع است نتیجه گرفتند که برای وحدت در کشور باید افراطیون را کنترل کرد، افراطیونی که همگان می دانند به زعم جناب روحانی منتقدان وی هستند و همه ی این ها در حالی است که در این کشور تاکنون افراطی بالاتر از فتنه 88 رخ نداده است، فتنه ای که امنیت، اقتصاد و عزت کشور تحت الشعاع آن قرار گرفت تا شاید اقلیت بتوانند علیه اکثریت کودتا نمایند و امروز چگونه است که اقلیتِ منتقد، آبرو و حیثیت شان برچوب حراج است، ولی سران فتنه و یاران شان که درکسب آرای مردم در اقلیت بودند محترمند؟! چگونه است که آمریکا و غرب که خون ملت های جهان را در شیشه کرده اند محترم شمرده می شوند و منتقدان داخلی که دولت را به رعایت شرع و قانون در خصوص فرهنگ و دین دعوت می کنند و یا به لحاظ فنی به توافق ژنو انتقاداتی دارند به صورت غیرمحترمانه برچسب باران می گردند! به راستی چرا اصلاحاتی هایی که غالباً در فتنه علیه نظام موضع گرفتند و در برابر رأی اکثریت ایستادند، باید در دولت پست های کلیدی داشته باشند ولی انقلابیونی که زمان انتخاب خاتمی و روحانی به جز تبریک و احترام چیزی حواله ی رقیب نکردند به بی احترامی به رأی اکثریت متهم شوند؟!

جناب روحانی: پارسال ملت ما همان ملتی که ماهها قبل ناامیدی سراسر جامعه را فرا گرفته بود و بسیاری از مردم می گفتند مگر انتخابات هم تاثیری دارد؟ فایده ای دارد؟ حتی به من می گفتند چرا به صحنه آمدی و ثبت نام کردی و از این شهر به آن شهر می روی؟ مگر کشور را نمی شناسی و مگر نمی دانی مکانیزم صندوق رای چگونه است؟ اما شور مردم، نشاط مردم، حضور مردم و آن سخن تاریخی رهبر که گفت صندوق رای حق الناس است و گفت حتی آنهایی که به نظام علاقه ندارند به خاطر کشورشان و ایرانشان پای صندوق رای بشتابند آنچنان فضایی در کشور ایجاد شد که روزهای خرداد گویی خرداد دیگری است؛ گویی روزهای نشاط و امید در کنار صندوق آرا آمده است. 

این چندمین بار است که آقای روحانی و دوستانشان از دعوت رهبری به حضور در انتخابات که در تمام انتخابات های گذشته انجام می شده است یک نتیجه ی مجعول می گیرند، متأسفانه جناب روحانی طوری وانمود می کنند که گویا تا قبل از انتخابِ جناب روحانی، مردم کل اعتمادشان به انتخابات و امیدشان به نظام را به صورت کامل از دست داده بودند و دعوت رهبری به حضور در انتخابات به مثابه ی پذیرش و اقرار به اتهام تقلب انتخاباتی و تعهدی برای عدم تکرار آن بوده است!! و حال این که این اتهامات تنها در یک جهت صورت می گیرد تا ضمن این که نامزدی خود و جناب هاشمی را به دلیل تعهد رهبری حواله دهند (نه به علم بر عدم تقلب در انتخابات) بلکه گناه بسیار بزرگ فتنه را از پرونده ی سران فتنه، جناب هاشمی و آقازادگانشان پاک کنند و حال این که دعوت رهبری به حضور در انتخابات همیشگی و از تمامی آحاد ملت انجام می شد، چرا که ایشان همواره به میزان مشارکت مردم در انتخابات بیش از سایر عوامل اهمیت داده اند.

جناب روحانی: مگر ما چه گفته‌ایم که برخی برآشفته‌اند؟ گفت: ما فقط گفتیم فرهنگ از آن مردم است و مردم باید برای تعالی آن گام بردارند؛ فرهنگ یعنی آنچه با آن زندگی می‌کنیم... مگر بناست کسی فرهنگ را در کپسول کرده و با نسخه آن را از داروخانه دریافت کند، گویی عده‌ای هنوز در عصر حجر زندگی می‌کنند.

در هفته ی اخیر بحث داغی توسط جناب روحانی مطرح شد که در آن دولت را از ورود به مباحث دینی مبرا و منفک دانستند و در پاسخ به انتقاداتی که درخصوص مسائل فرهنگی و مذهبی به دولت وارد می شد گفته بود نمی توان دولت را بهشتی کرد که در پاسخ، بسیاری از علما مانند آیت الله مصباح و آیت الله مکارم شیرازی و …. به شدت با این مواضع مخالفت کردند و از نقش و تکلیف دولت به اعتلای فرهنگ دین داری به عنوان یک رسالت الهی یاد کردند و این که جناب روحانی به همین سادگی در پاسخ به انتقاد فنی ایشان به توهین متوسل می شود جای نگرانی زیادی دارد.

جناب روحانی: پیام 24 خرداد برای همه مردم ایران پیام وفاق، وفاداری و محبت است!… رئیس جمهور به عنوان خادم همه مردم خواهد بود و دولت نیز دولت همه مردم است و در برابر همه موافقان، حامیان، منتقدان و حتی مخالفان سر فرود می‌آوریم … دولت و حامیان واقعی آن گرچه گروهی با زبان تکریم با ما سخن نگویند اما پاسخ ما به آنها با زبان کرامت و ادب خواهد بود…ما برای صلح‌، آشتی و برادری در کنار هم جمع شدیم و امروز روز وحدت بوده و روز شکاف و فاصله نیست … امروز روز برچسب زدن به یکدیگر نیست بلکه روز چسبندگی بیشتر مردم جامعه است …

در میان انبوه توهین های جناب روحانی به کسانی که به ایشان رأی نداده اند و یا به ایشان انتقاد داشته اند و کسانی که به دولت قبل رأی دادند و … جناب روحانی بر اهمیت وحدت، محبت، وفاداری، انتقادپذیری و …. نیز یاد کردند ولی از آنجا که این مفاهیم به شدت با سخنان تنش زای ایشان در تضاد هستند به نظر می رسد چندان قابل باور و اعتنا نباشند.

سخنرانی امروز رئیس جمهور خود شاهدیست بر ادعایی که در دو مطلب اخیرم در این خصوص بیان نمودم، چرا که دولت عامداً به دنبال این است که با با تنش آفرینی و دوقطبی سازی فضا را برای بازگرداندن محبوبیت و امتیازگیری و توجیه ناکامی ها آماده نماید، فضایی که برای به وجود آمدن آن، شدیداً به عصبانی شدن منتقدان نیاز دارد و البته میزان استدلال، آرامش و ادب منتقدان می تواند باعث خنثی سازی این ترفند گردد.

برچسب های مرتبط:  حسن روحانی  فرهنگ   دولت

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می گردد.

nazokbin

93/3/21
10:15 ص

مقام معظم رهبری (19 خرداد 93):

…افرادی که روزی با انگیزه‌های تند انقلابی حرکت می کردند، اکنون بیّنات انقلاب‌اسلامی برای آنها نامفهوم است…

جمله ی فوق در سخنرانی اخیر مقام معظم رهبری و در خصوص تغییرات بنیادین برخی از افراد قدیمی و مدعی در انقلابی گری بیان شد، جملات فوق که اشاره به تندی گذشته ایشان دارد به خوبی می تواند دلیل ناپایداری ایشان را آشکار نماید، در گذشه ای نه چندان دور، مواضع افراطی این افراد به ضدانقلاب خوراک خبری می داد و در عصر حاضر نیز، مواضع تفریطی ایشان به نحوی دیگر در خدمت ضدانقلاب قرار دارد و با این وجود، بسیاری از استحاله شدگان، تغییرات خود را، یعنی افتادن از این سوی بام افراط به آن ور بام تفریط را اعتدال نام می نهند! و اما چه می شود که انقلابیون تند و دوآتشه اینگونه خودشان به جان انقلاب می افتند؟! و بهتر بگویم، ما چه می توانیم کنیم که اینچنین گرفتار و دچار ریزش نشویم؟! پاسخ به این سؤالات با توجه به مصداق هایی که در میان خواص و از زمان پیامبر اکرم صلوات الله علیه تا عصر معاصر وجود داشته و انسان های انقلابی و حتی نخبه را به انحطاط کشانده است است بسیار با اهمیت به نظر می رسد که حقیر سعی می کنم شش عامل حیاتی را برای انقلابی ماندن بیان نمایم:

1- انقلابی ماندن بدون درک صحیح از اسلام میسر نیست، یک انقلابی اگر نتواند جایگاه شرعی صبر و سبقت، امر به معروف و نهی از منکر و تقیه، تولی و تبری، برائت جستن و وحدت خواستن، تکلیف مداری و ….  را تشخیص دهد، عملاً به ورطه ی انحراف کشیده خواهد شد، شناخت این مسائل کلیدی را می توان از طریق بهره گیری از قرآن کریم و سیره ی پیامبر و اهل بیت علیهم السلام انجام داد. سیره ی ائمه ی اطهار سرشار از نکات آموزنده ای است که تمام نیازهای رفتاری یک انقلابی را تأمین می کند، این نیازها به صورت تمام و کمال در سیره ی ائمه ی اطهار وجود دارد و بهترین کار این است که از تواریخ معتبر شیعی و از آثار علمای بزرگی مانند شهید مطهری که در خصوص سیره ی این بزرگان نگاشته شده است استفاده شود.

2- آلوده نکردن روحیه انقلابی گری به کینه ورزی، محبت ها و تعصبات کورکورانه از نکات کلیدی است که می تواند در سلامت و صلابت یک فرد انقلابی مؤثر باشد. بسیاری از کسانی که دچار انحراف و ریزش در انقلابی گری شدند به خاطر کینه ها و محبت های نابجا و غیرخدایی بوده است، تعصب و محبت افراطی در خصوص دوستان و نزدیکان و کینه داشتن نسبت به سایرین، بسیاری از افراد را به ورطه ی، لجاجت در برابر حق و نتیجتاً هلاک و عاقبت به شری کشانده است که به منظور مصئون ماندن از این ابتلائات همواره باید همان طوری که خدا می خواهد، دوست و دشمن داشتن هایمان تنها برای خدا باشد و هر چه قدر که بتوانیم دلمان را خدایی تر مدیریت کنیم، یقیناً کار سهل تری در انقلابی ماندن خواهیم داشت.

3- شناخت ولایت و ولایت مداری از مقولاتی است که بسیاری از برگشتگان از انقلابی گری به دلیل ضعف در آن ها دچار ریزش گردیده اند؛ اگر کسی نتواند مصداق ولایتِ عصر خویش را به درستی تشخیص دهد و یا نتواند به تابعیت از ولایت الله پایبند بماند، عملاً دچار ولایت طاغوت می گردد و هرگز نمی توان کسی را که به ولایت شیطان درآمده است را یک انقلابی دانست. انقلابی همواره نگاهش به سرانگشتان ولی خدا است و خداوند او را با این شاخص، از ولایت نفس و ولایت شیطان مصئون می دارد.

4- بصیرت مسئله ای است که همواره مکمل و حافظ ولایت مداری است، بسیاری از افراد به دلیل ضعف بینش و بصیرت حتی بر ولی خویش شوریده اند و به همین دلیل همواره یک انقلابی باید گیرنده هایی روشن و ذهنی پویا داشته باشد تا در برابر شبهاتی که همواره در پی تضعیف جریان انقلابی گری، تشکیکِ ولایت الله و تثبت ولایت شیطان صورت می گیرد موفق به نجات خود و روشنگری دیگران گردد. یک انقلابی همانطوری که با ولایت مداری حرکتش را با ولایت الهی تنظیم می کند، بلکه با بصیرتش جزئیات را از دل دستورات و توصیه های ولی خدا استخراج و برای تحقق آنها بسترسازی می کند.

5- اخلاق ضامنی برای تحقق موارد قبلی است، کسی که اخلاق اسلامی و الهی دارد، به سختی دچار کینه و تعصب های نابجا می گردد، کمتر با دیگران اصطکاک و تنش های غیرضروی پیدا می کند و کمتر به لجاجت، مجادله و دعوا مبتلا می شود، انقلابی باید بداند که اولین دشمن هرکسی نفس اوست و بیش از هر طاغوتی باید بر نفس خویش دهنه بزند، انقلابی هیچگاه خودش را از اشتباه، گناه و غرور مصئون نمی داند و همواره مراقب خویش است، تجربه نشان داده است که انقلابیونی که بیش از خویش به دنبال اصلاح دیگرانند، بیش از دیگران خودشان را در معرض گمراهی و عدول از مسیر حق قرار داده اند. یک انقلابی، یک مسلمان واقعی و یک تسلیم محض در برابر خدای خویش است او هرگز هیچ متاعی را به ثمن دروغ، ترس، کلک و تهمت معامله نمی کند و اوست که سیاستش را عین دیانتش پاک نگاه می دارد.

6- انقلابی باید به علوم روز عالم باشد، یک انقلابی نمی تواند مواضع صحیحی اتخاذ کند ولی چیزی از اسلام، اقتصاد، فرهنگ، جامعه و سیاست نداند، کسی که درک صحیحی از مسائل روز و مبتلا به جامعه ندارد به راحتی بازیچه ی نمایش های دیگران می شود، به راحتی دیگران را متهم می کند، به سادگی از کنار مسائل مهم با بی تفاوتی می گذرد و درگیر مسائل کم اهمیت می گردد. یک انقلابی باید در پی رشد چند بعدی علمی باشد، فردی که فقط فرهنگ را و یا فقط اقتصاد را می فهمد، نمی تواند یک انقلابی موفق بشود و مصئون نیز بماند. به شخصه بسیار دیده ام افرادی که فقط از فرهنگ یا سیاست سردر می آورند و در موضع گیری های شان در همان مسائل، به دلیل عدم شناخت از ریشه های اقتصادی هر حوزه، به سادگی و به دور از عقلانیت، انتقاد و پیشنهاد غیرعلمی و غیرعملی می کنند و بر همان ها پافشاری می کنند.

برچسب مرتبط: انقلاب

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می گردد.


nazokbin


شبکه اجتماعی
  

93/3/19
7:19 ع

 

تا چندی پیش، تنها اظهارات سیاسی جناب روحانی و مشاورانش بود که مورد اعتراض منتقدان واقع می شد، اما مدتی است که اظهارات جناب روحانی به خصوص در بحث فرهنگ، دین و متوهم و بیکار خواندن منتقدان فرهنگی، انتقادات زیادی را برانگیخته است،این که اظهارات جناب روحانی در خصوص عدم مسئولیت دولت در خصوص دین و مذهب مردم، انتقادات علما و دلسوزین فرهنگی را موجب خواهد شد از همان ابتدا مشخص بود و دلیل این که جناب روحانی این چنین بی محابا خودش را در آغوش انتقادات حوزه، مراجع و علما بیندازد نمی تواند بی اهمیت باشد. رئیس جمهوری که شعار اعتدال را سرداد، چرا باید صحبت هایی بنماید که تنها از افراطیونی چون ملی و مذهبی ها و نهضت آزادی ها توقع می رود؟! چرا باید در شرایطی که کشور بیش از هرچیزی به آرامش نیاز دارد و اختلاف و تنش به مردم صدمه می رساند، بحران سازی در دستور کار دولت قرار گیرد؟! در ادامه به این سؤالات پاسخ خواهم گفت:

شعارهای انتخاباتی جناب روحانی که در ادامه ی فضا سازی های جناب هاشمی و یارانش و در سایه ی سوء مدیریت های اقتصادی و رفتارهای سیاسی دولت دهم تکرار می شد، توانست بخشی از بدنه ی جامعه را با خود همراه کند و این همراهی به فرصتی برای حضور و پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری 92 بدل شد. پیروزی تفکر مذاکره محور، توسط جناب روحانی با مجوزی جدید به نام نرمش قهرمانانه از سوی رهبری همراه شد، فرصتی که با تأکید بر لزوم حفظ عزت و استقلال کشور باب مذاکره با دشمن را بازگشود و در این میان مقام معظم رهبری ضمن اقرار به بدبینی به دشمن و مفید بودن مذاکرات با او، منتقدان را آرام نمود تا مانعی در کار مذاکره کنندگان ایجاد نشود، آرامشی که مقام معظم رهبری در مسیر مورد نظر دولت ایجاد کردند، بعضاً از سوی حامیان دولت به رضایت خاطر و اطلاع ایشان از جزئیات تأویل می شد تا دهان منتقدان را ببندند و حال این که مقام معظم رهبری فرمودند که در جزئیات دخالت ندارند، آرامشی که مقام معظم رهبری در مسیر دولت ایجاد می کردند تا حدود زیادی در نرمش منتقدان نیز موثر بود و اکثر منتقدان، سعی کردند ضمن احترام به شخصیت مذاکره کنندگان و دولتی ها، ضمن اعلام دلواپسی، صرفاً به روند و نتایج مذاکرات انتقاد نمایند و این درحالی بود که همین منتقدان به برچسب هایی مانند بی سواد، افراطی، ویژه خوار تحریم و … نیز ملقب شده بودند.

با گذشت نزدیک به یکسال از انتخاب جناب روحانی، همانطوری که مقام معظم رهبری پیش بینی کرده بودند، دشمنان به غیر از محدودیت هایی که در همان توافق اولیه ژنو در بحث هسته ایجاد کردند، برای توافق جامع، مسائل دیگری اعم از توان موشکی، مسائل اجتماعی (حقوق بشری)، بحث مقاومت و … را به عنوان موضوعات روی میز مذاکره توافق جامع مطرح کردند و این مسئله علناً اظهارات ناامید کننده ی برخی اعضای مذاکره کننده مانند دکتر عراقچی را موجب شد. از آنجا که جدی شدن دورنمای شکست در مذاکرات، عملاً با زیرسؤال رفتن اصلی ترین شعار انتخاباتی دولت همراه می شود و این مسئله عملاً محبوبیت و حتی مقبولیت دولت را می کاهد، دولت یازدهم و دوستانش به شدت نگران آنند و به دنبال شریک جرم، مقصر یا بهانه می گردند اما با مدیریت و هدایتی که مقام معظم رهبری در خصوص جبهه انقلاب داشتند، عملاً چنین بهانه ای تاکنون مهیا نگردیده است.

همانطوری که عرض شد، از آنجا که روند فعلی انتقادات در خصوص مذاکرات هسته ای، آن چیزی نیست که کفاف مقصر تراشیدن برای به نتیجه نرسیدن احتمالی مذاکرات هسته ای را بدهد، به زعم دولتی ها باید انتقادات آتشین تر، پرشمارتر، گستردگی شان بیشتر و فضا ملتهب تر گردد و چه موضاعتی برای التهاب بهتر از مسائلی که مشتریان پرشماری مانند جوانان را به همراه دارد؛ مسائل مرتبط با آزادی، عدم دخالت دولت در مسائل دینی و فرهنگی، آزادی ماهواره و شبکه های مجازی و … مقوله هایی هستند که ضمن به داد آوردن منتقدان، می تواند از ریزش آرای دولت تا حدودی نیز پیش گیری کند، این مقوله ها هم می تواند منتقدان را عصبی کند، هم می تواند حواس ها را از شکست در مذاکرات هسته ای به مباحثی مانند آزادی های اجتماعی پرت کند، هم می تواند بخشی از انرژی منتقدان را تحلیل دهد و هم برای مقصر تراشی در بحث هسته ای، فشار در مقولات فرهنگی را به فشار در مسائل هسته ای تعمیم دهد.

و اما تکلیف چیست؟! تکلیف یقیناً بازی کردن در زمین دولت نیست، یعنی همانطوری که نباید سکوت کرد، التهاب افزایی نیز صحیح نخواهد بود، به نظر می رسد جامعه ی متدین و روحانیت باید ابتدا مسائل را اولویت بندی نماید و سپس با بیان بین به شبهات فرهنگی و اعتقادی که در ذهن دولتی ها و یا بر زبان و رسانه های شان نقش می گیرد، پاسخ بگویند و البته قوای مقننه و قضاییه نیز نباید در برخوردهای نظارتی از خود گفتار و رفتاری نشان دهند که موجب مظلوم نمایی دولتی ها گردد و ضمناً پیشنهاد می گردد که با گفتار و رفتاری فاقد طعنه و شماتت، آنگونه که مقام معظم رهبری از خود نشان می دهد، به دولت در پذیرش اشتباهش در مباحثی مانند مذاکرات هسته ای، برخورد با منتقدان و مسائل فرهنگی و …  کمک گردد و البته این مسئله مستلزم آن است که دولت نیز فرار به جلو ننماید و پل های پشت سرش را عجولانه یکی پس از دیگری خراب نکند، همانطوری که جبهه ی انقلاب باید فرصت عذرخواهی و پذیرش اشتباه را برای دولت باقی بگذارد، دولت نیز نباید با رفتار و گفتاری نسنجیده، پذیرش اشتباه یا بازگشت از راه غلط را غیرممکن نماید.

برچسب های مرتبط:  حسن روحانی  فرهنگ  سیاست خارجی   مذاکرات هسته ای  دولت

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می گردد.

nazokbin


شبکه اجتماعی
  

93/3/17
8:16 ع

سایت گیلان خبر مصاحبه ای را با حقیر ترتیب داده است که در صورت تمایل می توانید در اینجا مشاهده فرمایید.


nazokbin


شبکه اجتماعی
  

93/3/15
11:36 ص

مسیح-علی‌نژاد-حجاب

در پی طرح آزادی یواشکی که به دست مسیح علی نژاد از خبرنگاران زن ضدانقلاب مقیم خارج برای تشویق دختران و بانوان ایرانی به کنار گذاشتن حجاب و ارسال تصاویر آنها برای این رسانه ها کلید زده شد و با توجه به مباحثی که در این خصوص در فضای مجازی مطرح شد، لازم دیدم این مسئله را از چند منظر مورد بررسی قرار دهم:

از لحاظ نیت متولیان:

همزمان با برنامه آزادی یواشکی مباحثه ای بین دکتر یامین پور و مسیح علی نژاد در شبکه اجتماعی رخ داد که طی این بحث، مسیح علی نژاد با استفاده از عباراتی مانند رابطه شفاف و با احترام متقابل، به داشتن رابطه های متعدد جنسی و البته نامشروع خود بالید و یقیناً برای کسانی که قبل از این اقرار گمان می کردند آزادی یواشکی تنها یک بازی سیاسی و اجتماعی برای همجمه به انقلاب و مقررات آن است، این مسئله می تواند درس بزرگی باشد چرا که این حرکت و حرکات مشابه آن به قصد تغییر فرهنگ و تغییر سبک زندگی مطرح می شوند تا ایمان اسلامی و فرهنگ ایرانی زنان مان را تاراج ببرند. اینک زنانی که برای امثال مسیح علی نژاد و تفکرات غربی ایشان احترام قائل بودند می توان با شناخت بهتری نسبت به تفکرات ایشان مواجه شوند.

از لحاظ نگاه غرب:

طرح فوق مطمئناً به دنبال غربی کردن فرهنگ زنان ایرانیست، ولی به راستی آیا تفکر غرب با نوع نگاهش به زن و مفاهیمی مانند عفت و حجاب توانسته است برای او احترام و شخصیتی به ذات بیافریند؟! آیا نیمه برهنه شدن در برابر چشم دیگرانی که خریدارانه به او نگاه می کنند چیزی جز نزول از انسانیت به شیئیت داشته است؟! آیا نگاه بی بندوبارانه و بدون هرخط قرمزی، انسان را جز به هرزگی، کمرنگ شدن خانواده، ریختن قبح احکام الهی، مشروعیت بخشی به هر چیزی که بتوان لذت تلقی کرد، قبح شکنی از روابط بی بندوبار جنسی اعم از خیانت، همجنس بازی، عشق های مثلثی و … کشانده و یا خواهد کشاند؟! آیا آنهایی که غرب را به عنوان مظهر پیشرفت صنعت، علم و نظم می شناسند با بی حجابی و بی عفتی به این تنها خصلت های خوب غرب دست خواهند یافت؟! آیا قدم گذاشتن در چاهی که قعرش جز تاریکی و گمراهی ندارد می تواند برای هیچ عاقلی به غیر از صاحب عقل شهوت زده ای که چشم بر انسانیت بسته است و در به در به دنبال افزایش اوج و عمق و طول لذتش از دنیا و مافیهاست، منطقی باشد؟!

به لحاظ الهی:

این فراز از مطلب تنها برای کسانی قابل استفاده است که اسلام و قرآن را به عنوان دین و کتاب خدا قبول دارند و تنها از سستی عمل است که به بحثی مانند آزادی های یواشکی می اندیشند، اصلاً بر فرض این که به دور از چشم نهادهای ضعیف متولیان نظارت بر اجتماع و فضای مجازی، بتوان حجاب را از سر واکرد و تصاویرش را منتشر نمود، ولی آیا می توان از نظارت خداوند نیز گریخت؟! آیا می توان اینقدر یواشکی کاری کرد که خدا هم شاهدش نباشد؟! آیا دعوت رسانه ها ی خارجی به بی حجابی و بی عفتی می تواند بهانه ای برای رد دعوت کتاب خدا به حجاب باشد؟! یقیناً آنان که قرآن را کتاب آسمانی و الهی می دانند و از دستوارت این کتاب به رعایت حجاب و عفاف مطلعند هرگز به آسانی به دعوت دشمنان دین و کتاب خدا لبیک نخواهند گفت. و البته باید دانست که مفاهیمی مانند حجاب، عفت، پاک نگاه داشتن چشم که صراحتاً در قرآن به آنها دستور داده شده است، بیش از هرچیزی به حفظ جایگاه زن، امنیت زنان، گرمی نهاد خانواده و ارتقای امنیت اجتماعی کمک می نماید، مسائلی که مسلماً نفعشان به زنان کمتر از مردان و اجتماع نخواهد بود.

برچسب های مرتبط: عفاف و حجاب   تهاجم فرهنگی    غرب
میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، با توجه به به روز بودن وبلاگ، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، ضمناً می توانید مطالب وبلاگ را از طریق سایت تحلیلی نازکبین دنبال کنید.

nazokbin

93/3/14
3:34 ع

1- چندروز پیش متهم ردیف اول پرونده ی فساد سه هزار میلیاردی اعدام شد و همانطوری که به خاطر عدم مجازات او به قوه قضاییه هجمه می شد که پس چرا این اعدام انجام نمی شود و از آن نتیجه می گرفتند که معلوم است طرف از خودشان بوده و ... و بعد که اعدام انجام شد بسیاری از همان افراد، این اعدام را عجولانه و از ترس لو رفتن نقش کله گنده ها معرفی کردند! و حال این که سخنگوی محترم قوه قضاییه اعلام کرده بود که در خصوص پرونده ی سه هزار میلیاردی، بسیاری از مقامات بلندپایه از معاون قوه تا برخی وزرا و نمایندگان مجلس مورد بازجویی قرار گرفته اند و هرگز قوه قضاییه در این خصوص اهمال نکرده است که البته امیدواریم نتایج این بازجویی ها نیز هر چه زودتر به احکام عادلانه و قاطعانه منجر گردد.

2- سؤال دیگری که وجود دارد این است که آیا همین برخورد از سوی قوه قضاییه کافیست؟! که پاسخ منفی است، یقیناً به نسبت هر پرونده ی سنگین اقتصادی، تعدادی پرونده سنگین و تعداد بیشتری پرونده های نیمه سنگین و کشف نشده وجود دارد که همت عالی مسئولان قضایی، بازرسی و نظارتی را می طلبد تا با کشف و برخورد جدی با ایشان، هزینه ی فساد اینقدر بالا برود که از وسوسه انگیزی حفره های قانونی کاسته گردد و مردم نیز با خیال راحت برای حل مسائل و مشکلات خود به راه های قانونی متوسل گردند، یقیناً اگر با مفاسد و مفسدان در زمانی که هنوز کوچکند برخورد شود، هیچ فسادی به بزرگی پرونده های 3000 میلیاردی نمی شود. هم اینک پرونده هایی مانند بدهکاران کلان بانکی و پرونده مهدی هاشمی می تواند آزمون های موفق دیگری را برای قوه ی قضاییه به همراه داشته باشد که امیدواریم مفسدان و رانتخواران اقتصادی در هر شغل و لباسی که هستند هرگز مورد مماشات و مهربانی قرار نگیرند چرا که:

محبت بر پلنگ تیز دندان ستمکاری بود بر گوسپندان

3- جهت گیری بسیاری از منتقدان به قوه قضاییه همراه با تطهیر مه آفرید معدوم انجام می شود و ایشان نه تنها آقای خسروی را انسانی مفسد و مستحق اعدام نمی شناسند، بلکه انسان باهوش و کارآفرینی معرفی می کنند که باید از وجود او استفاده می شد و حال این که جناب خسروی نه تنها اقدام به اخذ و استفاده ی کلان از تسهیلات ارزان قیمت بانکی به صورت غیرقانونی نموده بود، بلکه برای رسیدن به این مقصود افراد و سیستم های زیادی را آلوده و فاسد کرده بود، او و دوستانش برای رسیدن به منافع شان، افراد سست ایمان زیادی را با رشوه های وسوسه انگیز آلوده نمودند و افرادی را که تسلیم نمی شدند را با استفاده از روابط و قدرتشان با فشار سنگین مواجه می کردند. آقای مه آفرید خسروی در زمانی که مردم عادی برای گرفتن وام  ازدواج، اشتغال و مسکن دچار مشکل بودند با سندسازی، تأسیس بنگاه ها و معاملات صوری، رشوه و رابطه بازی، سرمایه های بانکی را دوشید. افرادی مانند مه آفرید خسروی نه تنها خودشان فاسدند بلکه افراد زیادی را آلوده می کنند، ایشان مردم را نسبت به نظام بدبین می کنند و سایرین را نیز به استفاده از روشهای غیرقانونی ترغیب می نمایند، ایشان نه تنها نظام اداری و بانکی را دچار فساد می کردند بلکه با قدرتِ پولهای کلان بانک ها، اقتصاد کشور را نیز دچار تلاطم می نمودند و همه ی اینها و خسارت های دیگری که ایشان به کشور وارد کردند اینقدر سنگین بوده است که مجازات اعدام برای ایشان کمترین مجازات باشد.

4- آنهایی که با عدم اعدام و سپس اعدام مه آفرید خسروی به صورت سیاسی برخورد کرده و می کنند، آیا می دانند که ایشان نیز عملاً در زمین مفسدان و آقازادگان و رانتخوارها بازی می کنند؟! و شاید هم می دانند و عامداً در حمایت از آقازادگان و رانتخوارها و مفسدان چنین برخوردی انجام می دهند؟! آیا اگر مه آفرید خسروی ها اعدام نشوند، کسی از فساد ابایی خواهد داشت؟! آیا ریختن ترس مفسدان و حمایت از ایشان می تواند کمک به کشور، مردم و اجرای عدالت تلقی گردد؟! این ها سوالاتی است که منتقدان اعدام مه آفرید خسروی با سیمایی احساسی از پاسخ گویی به آنها فرار می کنند و با ارائه ی تصویری مظلوم از او و همسر و همدستانش سعی در تطهیر ایشان و بدنامی نظام دارند.

5- با توجه به این که مه آفرید خسروی ها مفسدانی هستند که از کوچکترین حفره ها برای کسب منفعت خویش سوءاستفاده کرده و می کنند، نمی توان از نقش قانون گذاران و مسئولانی که با ایجاد و حمایت از حفره های بزرگ قانونی، راه را برای ایشان باز می کنند نیز با چشم پوشی گذشت. جناب مه آفرید خسروی برای فساد 3 هزار میلیاردی از حفره هایی استفاده کرد که نتیجه ی سوء مدیریت و ندانم کاری مسئولان وقت بود که البته بعضاً بعدها رفع گردیدند و بعضاً نیز همچنان باقیند، حفره هایی مثل تفاوت وسوسه انگیز بین نرخ سودبانکی و نرخ تورم که در دولت دهم در دستور کار شخص احمدی نژاد قرار گرفت و عملاً تسهیلات بانکی را به رانت هایی تبدیل کرد که بیش از همه، نصیب ذی نفوذان، رابطه بازان و رانت خوارهایی مانند مه آفرید خسروی می شد (که البته در دولت یازدهم با افزایش نسبی نرخ سود تا حدودی رفع شد)، این رانت اینقدر بزرگ بود که امثال خاوری برای دادن این امتیاز، با دست شستن از آبرو و اعتبار خود، از امثال خسروی رشوه های کلان می گرفتند. گشایش آسان و صوری برای "ال سی"نیز از دیگر ابزارهای مه آفرید خسروی بود که اگر چه در اواخر دولت دهم اصلاح شد اما دوباره با آغاز به کار دولت یازدهم به وضع قبلی نزدیک شد.

6- نکته ی مهم این است که در فساد سه هزار میلیاردی در کنار مه آفرید خسروی و شرکایش، افرادی نیز قصورهای بزرگی داشتند، کسانی که ناخواسته و با ندانم کاری، اقتصاد کشور را به صورت غیرعلمی و متلاطم اداره کردند تا منفعت این اقتصاد بیش از همه به جیب مفسدان و دلالان بزرگ اقتصادی برود و وسیله ای برای ثروت اندوزی نامشروع کاخ نشینان و ایجاد فشار بر گرده مردم کوخ نشین فراهم آورد، افرادی که با حمایت ها، توصیه ها و تأییدهای ساده اندیشانه خویش، بستر بهتری برای فسادِ مفسدان ایجاد می کنند و همه ی این مسائل اعم از بی کفایتی، بی درایتی، سفارش ها و توصیه های نابجا متأسفانه در هیچ دولت و نهاد و قوه ای با برخورد قاطع مواجه نمی شود چرا که هم ضعف های قانونی در این خصوص وجود دارد و هم عزم بسیاری از قانونگذاران، مدیران و مسئولان در این خصوص با لابی گری هایی که بعضاً توسط همان ها ارتقا یافته اند، دچار اخلال گردیده است که این مسئله بر مسئولیت نمایندگان و مسئولان و رسانه های مستقل می افزاید.

برچسب های مرتبط:   فساد بزرگ اقتصادی     عدالت     اقتصاد    قوه قضاییه    بانک
میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می گردد.

nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
سیاسی ، دولت ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، صدا و سیما ، هاشمی رفسنجانی ، تورم ، رسانه ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، اعتقادی ، مشایی ، تحریم ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، عدالت ، قوه قضاییه ، برجام ، انقلابی ، تولید ، اقتصادی ، آمریکا ، مجلس ، علی لاریجانی ، رابطه با آمریکا ، گیلان ، بصیرت ، رشت ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، استاد مصباح ، خانواده ، غرب ، فرهنگی اجتماعی ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انقلاب ، هاشمی ، بانک ، سران فتنه ، مذهبی ، مهدی هاشمی ، جبهه پایداری ، سعید جلیلی ، علی مطهری ، کارمند ، شورای نگهبان ، مسکن مهر ، اجرای برجام ، اصلاح طلبان ، تحلیل های اقتصادی ، سوریه ، امام خمینی (ره) ، جواد ظریف ، ماهواره ، انتقاد پذیری ، سیاست ، طنز ، مدیریت و ایمنی ، ولایت فقیه ، استقلال ، فساد بزرگ اقتصادی ، ارز ، اسرائیل ، استکبار ستیزی ، انتخابات مجلس ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، ظریف ، هنر ، انتخابات آزاد ، ایمنی ، بدعهدی آمریکا ، سران قوا ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، مذاکره کنندگان هسته ای ، نرخ رشد جمعیت ، نقض برجام ، انتقاد ، بانک ، تحریف انقلاب ، تهاجم فرهنگی ، توافق نهایی هسته ای ، سبک زندگی ، مدیریت ، نرمش قهرمانانه ، اصولگرایی ، انتخابات ریاست جمهوری ، سینما ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
رقصی میان میدان مین یا صاحب الزمان (عج) سرچشمه ادب و عرفان داروخانه دکتر سلیمی پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) رضویّون بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا بادصبا تراوشات یک ذهن زیبا عاشق آسمونی آسمون آبی چهاربرج پژواک ساعت یک و نیم آن روز یادداشتهای فانوس من وآینده من همه چیز آماده دانلود نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات حدیث منتظران قائم (عج) علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی هــم انــدیشـی دینــی مهاجر ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است کانون فرهنگی شهدا نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه