لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

94/10/19
9:37 ص

شبهه:

shobhehروزی که 300 ایرانی 3 دقیقه بعد از تک اف هواپیما در مهراباد از بین رفتند باید عزای عمومی اعلام می شد. روزی که رو صورت دخترامون تو اصفهان اسید پاشیدند. روزی که معلم رو دست بسته به زندان انداختند. روزی که به ایرانی تو فرودگاه تجاوز شد. روزی که نیروی انتطامی دست دختر ایرانی دست بند زدند روی زمین کشیدنش بخاطر حجاب …
ازین روزا تو ایران زیاد داریم. عزای عمومی برای این روز هاست. خیلی وقته هر روز در ایران عزای عمومیه.
عزای عمومی من موقعی بود که دختر بچه ها تو کلاس آتیش گرفتن وجزغاله شدن و کسى نبود بگه چرا و چى شد!
عزای عمومی من موقعی هست که ماه رمضان میاد و گرونیش واسه ملته حتى اون پدرى که شرمنده خانه و خانوادش میشه. چیزهای مفتم سر سفره فلسطینی ها میره و کشور رو غارت میکنن.
عزای من اختلاس میلیاردی آقازاده هاست که جولون شون با فلان ماشین ها توى بالا بالاهاى شهره.
عزای عمومی من موقعی که یک پرایدو 20 تومان میفروشن به ملت و 3/5 به کشورهای افغانستان میدن!… ما خیلی وقته عزاداریم…

پاسخ شبهه:
در ایران بابت بلایای طبیعی، حوادث باتلفات بالا مانند سوانح هواپیمایی و یا فوت شخصیت های بزرگ، عزای عمومی ملی و یا استانی اعلام گردیده است، لیکن این پیامی تلاش میکند روزهای عزای عمومی که توسط جمهوری اسلامی اعلام میشود را زیر سوال ببرد و طوری وانمود کند که کشور ما اینقدر اوضاع وخیمی دارد که همه چیزش مستحق عزای عمومی اعلام کردن است.
- در خصوص ادعای سقوط هواپیما با 300 نفر فوت، در بین سوانح هوایی (www.zqz.ir/258495) چنین سانحه ای یافته نشد و البته حوادث شدید و بزرگی در این خصوص داشتیم که با اعلام عزای عمومی ملی و یا استانی (www.zqz.ir/258495) همراه گردیده است، بحث دیگر این که اگر سازنده شبهه با سقوط هواپیماها مشکل دارد بهتر است این مسئله را تنها از سر مدیریت داخلی کشور نداند بلکه تحریمهای هواپیما و قطعات آن را نیز مدنظر قرار دهد.
- در خصوص همه فجایع اعم از اسیدپاشی ها، قتل ها، تجاوزها و درگیری ها و سایر جرایم، نه در کشور ما و نه در سایر نقاط دنیا عزای عمومی اعلام نمی شود و این که فردی برخی از مسائل خاص را مستحق عزای عمومی بداند ولی سایر آنها را نداند جای تأمل دارد، مثلاً 18000 ترور توسط دشمنان این ملت در کشور انجام شده است که نگارنده شبهه هیچ توجهی به آنها ندارد یا هواپیمای مسافری ما توسط آمریکا که به صورت عمد اسقاط می شود مورد توجه قرار ندارد و اینها خود نشان از اغراض سیاسی در این شبهه دارد و البته همه این ها که گفتیم رافع مسئولیت مراجع قانونی در پیگیری حقوق مردم و مجازات خاطیان نمی باشد.
- اگر چه در کشور ما و در برخورد با برخی ناهنجاری ها بعضاً صحنه هایی ایجاد می شود که ناخوشایند هستند، که البته رفع این معضل به آموزش بهتر پلیس و البته فرهنگ احترام به مقررات توسط مردم نیاز دارد و با تمام اینها نه می توان برخورد با جرایم را کلاً متوقف کرد و نه بابت این برخوردها می توان عزای عمومی اعلام کرد، مگر در آمریکا یا برخی کشورهای اروپایی که مدعی دموکراسی و حقوق بشر هم هستند، پلیس با بی مبالاتی و بعضاً با نژادپرستی این تعداد از افراد بی گناه و به خصوص سیاه پوست را کشته است، عزای عمومی اعلام شده است؟!
- بحث دیگری که در شبهه مطرح شده است بحث مفاسد اقتصادی است، در برابر مفاسد اقتصادی آیا باید عزای عمومی اعلام کرد و یا باید با آنها برخورد کرد؟! در کشور ما جرایم و پرونده های اقتصادی که کشف گردیده اند همگی منجر به محاکمه، مجازاتهای بعضاً سنگین و جبران خسارات و جرایم نیز گردیده اند، ضمناً مگر سایر کشورهای دنیا بابت مفاسد اقتصادی که کشف میکنند عزای عمومی اعلام میکنند؟!
- از مواردی که شخصیت سازنده ی شبهه را آشکار میکند، ماهیت ضددینی وی است، او ماه مبارکِ رمضان را بابت گرانی که معمولاً در برخی اقلام خوراکی به همراه دارد، عزای عمومی می داند و حال این که این گرانی در ایام دیگری مثل عید نوروز هم وجود دارد که گویا ازنظر سازنده شبهه مشکلی ندارد.
- در مورد این که پراید 3 میلیونی را 20 میلیون می فرشند نیز شبهه دروغ میگوید، چرا که قیمت پرایدی که مثلا به عراق فروخته میشود 5500 دلار بسته به قیمت دلار معادل 18-20 میلیون تومان است (www.zqz.ir/498332) و البته این دروغ بهانه ای است برای زیر سوال بردن برخی سیاستهای حمایتی از کشورهای منطقه که فارغ از افشای ماهیت غیرانسانی سازنده شبهه، نشان میدهد که او حتی توجهی ندارد اولاً در بسیاری از تعاملات ما با همسایگان، ما در حال صادر کردن محصولات و یا اجرای معاملات پیمانکاری هستیم که به نفع اقتصاد ماست و ثانیاً این تعاملات موجب همبستگی بیشتر ما با همسایگان و ارتقای امنیت ما و منطقه می گردد.


nazokbin

94/10/19
8:56 ص

namarچند نکته در مورد شبهاتی که در خصوص اعدام شیخ نمر باقرالنمر و حواشی آن ایجاد شده است که درچند بند تشریح می گردد:

1- در این حادثه صرفاً یک نفر کشته نشده است بلکه به همراه آیت الله نمر باقرالنمر ، 46 متهم امنیتی دیگر نیز اعدام گردیدند ولی از آنجا که این عالم مجاهد در کسوت رهبری شیعیان عربستان مشهور و مطرح بوده است معمولاً اذهان از بقیه این افراد غافل می ماند در صورتی که ابعاد این جنایت هم به لحاظ تعداد اعدامی و هم به لحاظ اثرگذاری این افراد غیرقابل اغماض است.

2- یکی از موارد دیگری که در این حواشی مطرح شد مقایسه این اعدام ها با فاجعه منا بود و این در صورتی است که بیشتر کسانی که اعدام آیت الله نمر را محکوم کردند، در خصوص فاجعه منا هم به شدت دولت عربستان را محکوم کردند و با این وجود نباید فراموش کرد که عمدی بودن فاجعه منا تاکنون اثبات نگردیده است و مقایسه یک فاجعه ناشی از سوءمدیریت با یک اقدام کینه توزانه علیه عالم شیعی نمی تواند صحیح باشد؛ و نکته جالب این که همان کسانی که در خصوص فاجعه منا به جای محکوم کردن عربستان سعودی،  خود حاجیان قربانی و نظام را به خاطر اجرای مناسک حج متهم می کردند، امروز دلسوز قربانیان منا شده اند!

3- یکی از حواشی که در خصوص این اعدام ها رخ داد این است که برخی از افراد به صورت خودسرانه به سفارت و کنسولگری عربستان در تهران و مشهد تعرض کردند که این اقدام هم عقلاً و قانوناً اشتباه بوده است و هم مقام معظم رهبری قبلاً نسبت به مسائل مشابه انتقادات صریحی داشتند لذا نمی توان از کسی ادعای ولایتمداری را پذیرفت در صورتی که در چنین مسائلی از نظرات رهبری تمرد می کند. نهایتاً این که این اقدام نسنجیده و اشتباه باعث شد تا اقدام غیرانسانی عربستان تحت الشعاع و در حاشیه این تخلفات قرار گیرد و حتی نسبت به ایران ابراز طلبکاری هم بنماید.

4- سفارت خانه های ایران هم بارها در کشورهای دیگری مانند اشغال سفارت ایران در لندن (اردیبهشت 59)، تعرض به سفارت ایران در کانادا (تیر ماه سال 91)، حمله  به سفارت ایران در افغانستان (سال 77)، حمله افراد ناشناس به سفارت ایران در سوئیس (آذر ماه سال 90)، حمله منافقین به سفارت ایران در دانمارک و آلمان (آذر ماه سال 91) و تعرض به بخش کنسولی سفارت ایران در لندن (بهمن ماه سال 93) هدف هجمه قرار گرفته است که می توانید توضیحات و تصاویر این تعرض ها را در اینلینک مشاهده کنید.

5- از دیگر مواردی که در خصوص هجمه به سفارت و کنسولگری عربستان قابل توجه به نظر می رسد، سهم دولت در این حوادث است، چرا که دولت هم به صورت مستقم و هم غیر مستقیم در بروز این تخلفات مؤثر بوده است، اولاً دولت با موضع گیری های نامتناسب در خصوص تعرض به دونوجوان ایرانی، فاجعه منا، حمایت از داعش، ضربه به منافع ایران در کاهش قیمت نفت، مسائل یمن و نیجریه و … مردم را عصبانی، سرخورده و ناامید از واکنش متناسب از سوی خود نمود و ثانیاً وزارت کشور باید هشیارانه مسئله را پیش بینی می کرد و قبل از وقوع این تعرض ها، تدابیر خاص امنیتی را جهت مواجهه با این تعرضات ترتیب می داد که متأسفانه این مهم نیز صورت نگرفت.

6- یکی از سؤالاتی که می توان از شبهه افکنان پرسید این است که چرا آنهایی که برای قربانیان عملیات تروریستی در فرانسه غصه دارشدند و شمع روشن کردند، برای کشتگان یمن، نیجریه و 47 نفراعدام امنیتی عربستان، کشتارمسلمین در سوریه و عراق توسط داعش و … عزاداری و حتی موضع گیری نمی کنند و تازه نسبت به منتقدان موضعگیری هم می کنند و طلبکار می شوند؟!

7- از حواشی دیگر این اعدام این بود که برخی رسانه ها و جریان ها، آیت الله نمر را به عنوان شیخ اصلاحات عربستان معرفی کردند تا بین امثال کروبی و یا سایر فتنه گران با این شهید بزرگوار قرابت ایجاد کنند و حال این که این مقایسه در حالی که حکومت عربستان دقیقاً در نقطه مقابل انقلاب اسلامی ایران قرار دارد از اساس اشتباه است. اولاً که دوستی با همین عربستان و حکامش بارها توسط اصلاح طلبان و شخص هاشمی و خانواده اش رسماً حتی به عنوان یک افتخار اعلام گردیده است، ثانیاً نقطه مشترک فتنه گران ایران و حاکمان سعودی، مواجهه با نظام وانقلاب و رهبری است و ثالثاً این که همین عربستان در اوج فتنه به انحاء مختلف از فتنه و فتنه گران حمایت کردند که این هم قرابت این جریان ها را نشان میدهد و رابعاً قرابت فکری آیت الله باقر النمر با انقلاب اسلامی مسئله ای غیرقابل انکار است،‌ مسئله ای که متأسفانه در جریان فتنه و بعضاً اصلاحات، روز به روز کمرنگ تر می شود و نسبت به مبانی اولیه انقلاب دورتر می شوند.

8- یکی دیگر از مواردی که متأسفانه در شبهات مرتبط با اعدام آیت الله باقرالنمر مشاهده می شود اشاره به عرب بودن ایشان است که ریشه در تفکرات نژادپرستانه این افرادِ به اصطلاح روشنفکر دارد که اگر وجود نداشت بین جان انسانهای رنگین پوستِ نیجریه و فرانسه تا این حد تفاوت قائل نمی شدند و این در حالی است که یکی از اهداف پیامبران الهی و در رأس همه، حضرت پیامبر اکرم (ص) برچیدن همین تفکرات نژادپرستانه بود و دیدیم که حضرت پیامبر (ص) چگونه بلال حبشی و سلمان فارسی را به مراتب بیش از بسیاری از اعراب متعصب و مدعی، برتر می دانست.

9- از دیگر شبهاتی که در خصوص این مجاهد منتشر شد این بود که ایشان در مورد سوریه و بشار اسد موضعی مخالف ایران داشته است و این مسئله در شرایطی بود که بسیاری از فعالان سیاسی در همان ابتدای مسائل سوریه، گمان می کردند این مسائل ناشی از اعتراض مردم به حکومت بوده است، اما به تدریج برای همه ثابت شد که آنچه در سوریه رخ می دهد یک اقدام هدایت شده از خارج از سوریه بود تا بتوانند محور مقاومت را در برابر اسراییل به زانو درآورند که البته این مسئله با آشکار شدن دست های اسراییل، آمریکا، عربستان و کشورهای غربی و عربی در ایجاد و حمایت از داعش به تدریج کاملاً مشخص گردید و حتی با فرض وجود برخی اختلاف سلایق بین ما و آیت الله باقرالنمر ، چیزی از بزرگی جرم عربستان و عظمت اجر این شهید بزرگوار و یارانش کم نمی کند.


nazokbin

94/10/13
9:2 ص

mesbah-yazdi-rahbari (1)

باتوجه به تحریف ها و تقطیع های گسترده ای که علیه اظهارات علامه مصباح و با هدف تخریب وجهه و شخصیت علمی و اخلاقی و آموزه های ایشان صورت می گیرد، برآن شدم تا یکی از بیانایت شفاف ایشان در خصوص نقش مردم در حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی را تقدیم نمایم:

«رأی و رضایت مردم باعث به‌وجود آمدن یک حکومت می شود. خداوند متعال به پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله وسلم می‌فرمایند: «هو الذی ایدک بنصره و بالمؤمنین» (انفال/62) خداست که تو را با یاری خویش و مؤمنان تقویت کرد. کمک و همدلی مردم در عینیت بخشیدن به حکومت -حتی حکومت پیامبر صلی‌الله علیه و آله وسلم- است. ما شیعیان معتقدیم که خدای متعال بعد از پیغمبر اکرم(ص)، حضرت علی علیه السلام را برای حکومت تعیین کرده بود. پس حکومت ایشان ازطرف خدا تعیین شده بود ولی ایشان 25 سال اقدام به تشکیل حکومت نکردند، چرا؟ برای اینکه مردم یاری‌اشان نکردند. مدتی در حدود 6 ماه ایشان، حضرت زهرا سلام‌الله علیها و حسنین علیه‌السلام را برمی‌داشتند و در خانه مهاجرین و انصار می رفتند و یادشان می آوردند که مگر فلان روز نبودید که پیامبر (ص) چه گفت؟ مگر در غدیر من را معرفی نکرد؟ پس چرا حمایت نمی کنید؟ هرکسی بهانه ای می آورد. اول سلمان و ابوذر و مقداد بودند و بعد عمار هم ملحق شد. بعد از 6 ماه محاجه، ایشان با همراهی حضرت زهرا سلام الله علیها، 12 نفر حاضر شدند طرفداری از امیرالمؤمنین علیه السلام بکنند، ولی نمی شد حکومت تشکیل داد. بعد از 25 سال مردم از حکومت های دیگر سرخورده شدند و به در خانه حضرت آمدند. ایشان آنجا خطبه شقشقیه را ایراد فرمود: “لولا حضور الحاضر و قیام الحجت به وجود الناصر … لالقیت حبلها علی غاربها” اگر شماها حاضر نشده بودید و اگر نبود که با وجود یاران و ناصران حجت بر من تمام است، باز هم خلافت را رها می کردم. حالا که من ناصر دارم، حجت بر من تمام است. دیگر نمی توانم شانه از زیر بار مسئولیت خالی کنم، چون ناصر دارم. همچنین از آن حضرت نقل کرده اند: “لا رأی لمن یطاع” یعنی: “کسی که فرمانش پیروی نمی شود، رأیی ندارد” این سخنان همگی بیانگر نقش مردم در پیدایش و تثبیت حکومت الهی، خواه حکومت رسول الله (ص) و امامان معصوم (ع) و خواه حکومت فقیه در زمان غیبت است… گرچه “مقبولیت” با “مشروعیت” تلازمی ندارد. اما حاکم دینی حق استفاده از زور برای تحمیل حاکمیت خویش ندارد.»
«حکومت و مشروعیت»، فصلنامه کتاب نقد، شماره 7، تابستان 1377، ص 52

-mesbah-yazdi-rahbari

با مطالعه نظرات بالا ممکن است برخی اینطور بگویند که پس چرا بین نظرات امام خمینی در خصوص ولایت فقیه و نظرات علامه مصباح تعارض وجود دارد که در پاسخ به این سؤال بهترین کار مراجعه به توضیح خود علامه مصباح است:

«حضرت امام در مقام اینکه حکومت اسلامی را اثبات کنند، 2 روش بحث داشتند. یک روش بحث برای دنیایی که طرفدار دموکراسی است …این بحث بحث جدلی است، اما آنجایی که خود امام می خواهد برهانی بفرماید، پس از آنکه حکم حکومت دولت موقت را تنفیذ کردند، در مصاحبه با خبرنگاران فرمود: “من بر اساس ولایت الهی که دارم، شما را به نخست وزیری منصوب می کنم”، نفرمود چون مردم گفتند. چرا؟ چون مخاطبش مسلمان‌ها بودند، مخاطبش کسانی بودند که ولایت الهی را قبول داشتند. با آنها که می خواهد سخن بگوید، همان مطلب برهانی را بیان می کند اما وقتی با دنیا می خواهد سخن بگوید، باید بر اساس مقدماتی صحبت کند که دنیا بفهمد و قبول کند لذا وقتی در پاریس با امام مصاحبه می کردند که اگر شما پیروز شدید، چه حکومتی را بر سر کار خواهید آورد؟ نفرمودند ولایت فقیه (چون باید بر اساس منطقی سخن بگوید که آنها بفهمند و بپذیرند) بنابراین فرمود: “مراجعه می کنیم به آرای مردم، مردم مسلمان هستند و اسلام را می خواهند”، پس نتیجه همان می شد، اما روش بحث فرق دارد. به آنها می گوید چون مردم مسلمان هستند و اسلام را می خواهند، ما حکومت اسلامی را دایر کردیم تا آنها برایشان قابل فهم و پذیرفتن باشد، اما با خود مسلمان‌ها که صحبت می کنند می فرمایند: چون من ولایت الهی دارم، خدا به من حق داده است.»
«گفتمان مصباح» رضا صنعتی، انتشارات مرکزاسناد انقلاب اسلامی، صص629-630-631

توصیه این که با توجه به هجمه تبلیغاتی سنگینی که به استناد صحبت مقام معظم رهبری و مشاهدات عینی در فضای جامعه، غالبا علیه علامه مصباح صورت میگیرد، با دیدن هر نظر و مطلبی که به ایشان منتسب میشود قبل از هرگونه قضاوت، ابتدا اصل کلام را از منابع صحیحی مثل سایت استاد بیابید و پس از مطالعه در مورد آن قضاوت کنید و گرنه به راحتی تحت تأثیر هجمه های سنگین علیه ایشان، از فردی که مقام معظم رهبری ایشان را مطهری و طباطبایی زمان تعبیر نمودند محروم خواهیم شد.


nazokbin

94/10/12
11:15 ص

 

شبهه:
beheshtمی اندیشم که خم و راست شدن “ادیسون” در آزمایشگاهش وقتی که می خواست لامپ برق را اختراع کند، زیباترین نماز ها بود؛
تصور می کنم که “مادام کوری” که بهترین سوخت هسته ای (رادیم) را کشف کرد، وقتی از صبح تا شب آنچنان غرق تحقیق بود که لب به هیچ خوراکی نمیزد با شکوه ترین روزه ها را گرفت؛
می نگرم که “گراهام بل” و همکارش “واتسون” فاصله دو اتاق طبقه? بالا و پایین را می رفتند و می آمدند تا تلفن اختراع شد، بهترین هروله? حج شکل گرفت‌؛
می بینم که “خیام” با تبدیل ریاضیات از خطوط و اشکال به إعداد و محاسبات منزه ترین خمس و زکات را در طول 90 سال پرداخت کرده؛
می اندیشم، تصور می کنم، می نگرم، می بینم
عدالت خداوند این نیست که اینان را درآتش بسوزاند ولی کسانی که حق میخورند ولی حج میروند،
کسانی که اختلاس میکنند ولی خمس وزکات میپردازن،
و کسانی که نان دیگران رامیبرند ولی روزه میگرند به بهشت روند !!
“حتما معنی عدالت این نیست” …!!!

پاسخ شبه:

البته خداوند عادلتر ازآن ست که نیکی انسان را بی پاسخ گذارد زیرا اوست که:

– فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ ، وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرّاً یَرَهُ (الزلزله، 7و 8)
– پس هرکس ذره ای کارنیک انجام دهد پاداش ان را خواهد یافت و هرکس ذره ای شر و کار ناصواب انجام دهد عقوبت ان را خواهد دید.

ولی کار خیر فقط به معنی حسن فعلی نیست بلکه حسن فاعلی هم باید با آن همراه باشد، یعنی کار خوب با نیت خوب است که ارزش دارد وگرنه نزد خداوند فاقد ارزش است، حالا اگر هرکدام از دانشمندان با هر دین و آئینی که باشند مخلصانه و بانیت خوب، کار خوبی را انجام دهند مطمئناً اجر و مزدشان در نزد خدا محفوظ است، حالا اگر خانم مادام کوری به نیت خدایی و خدمت به انسانها در حوزه هسته ای کشفی انجام داده باشد، برایش ثواب می نویسند و اگر همین کشف را به نیت پول یا ساخت بمب اتم انجام داده باشد، هیچ اجری برایش نمی نویسند و حتی مشمول عذاب هم ممکن است بشود.
واما بحث دیگر در خصوص دین افراد است، سوال این است که آیا فقط مسلمانان به بهشت می روند؟! که برای پاسخ به آیه 62 سوره بقره اکتفا میکنیم:

– إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ» (البقره، 62)
– در حقیقت کسانى که [به اسلام] ایمان آورده و کسانى که یهودى شده‏ اند و ترسایان و صابئان هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و کار شایسته کرد پس اجرشان را پیش پروردگارشان خواهند داشت و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهناک خواهند شد.

همانطوری که در این آیه مشاهده می شود شرط نجات ایمان به خدا و روز قیامت و انجام عمل صالح است و پاداش کارهای خوب غیرمسلمین هم سرجایش محفوظ است.

و اما درخصوص کسانی که حتی مسلمان هستند ولی جرم و فسادی مرتکب شده اند هم با توجه به این که هم کارشان و هم نیتشان بد بوده است عملاً چیزی جز بدی در ازای بدیشان نخواهند دید، خواه مرتکب اختلاس یا دزدی یا ارتشا و … شده باشند. بنابراین کسانی که مرتکب دزدی اختلاس حق الناس و …شده اند آنها هم بسزای کارشان خواهند رسید و البته اگر کار خوبی کنند اعم از خیرات یا روزه یا خمس و زکات آنهم نزد خدا مأجور است ولی بسیار بعید است که فردی بتواند از مال خودش خمس و زکات را کنار بگذارد و از خورد و آشامیدن هم به راحتی بگذرد و روزه بگیرد و در برابر خدا هم تواضع و فروتنی کند و نمازگزار باشد ولی به خاطر مال دنیا به جرم و فساد مرتکب شود چرا که نماز و عبادت اگر واقعا با خلوص نیت انجام شوند مانع میشوند که انسان به راحتی گناه کنند.

و یکی از بدترین کارهایی که می توان متصور بود این است که فردی طوری صحبت کند که گویا دین هیچ فایده ای ندارد و این که فردی با کنار هم چیدن الفاظ و کلمات زیبا تلاش کند تا اکثر دینداران را فاسد معرفی کند و بی دینی را ترویج و تطهیر نماید با ربوبیت خداوند و مجاهدتهای پیامبران و ائمه و اولیاءالله در تعارض قرار میگیرد، مسلما کسی که به خدا و روز جزا واقعا ایمان دارد خیلی راحت تر از مال و جانش و عمرشان در راه های خوب می گذرد چرا که از لطف خداوند و پاداش الهی اطمینان دارد.


nazokbin

94/10/7
11:58 ص

 

-mesbah-yazdi-rahbari
اخیراً مطلبی با عنوان “نظر آیت الله مصباح یزدی درباره رأی مردم” از سوی گروه های اصلاح طلبان در شبکه های اجتماعی منتشر گردیده است که منبع آن را نشریه پرتوی سخن مورخ 1384/10/7ذکر کرده اند ولی اولاً اکثر قریب به اتفاق آن با عین سخنان علامه تفاوت دارد و ثانیاً چند جمله ای هم که شبیه جملات علامه هستند، به دلیل تقطیعی که صورت گرفته است عملاً معنی متفاوتی پیدا کرده اند که با یافتن اصل مطلب در سایت نشریه پرتوی سخن، عین عبارات مورد استفاده در شبهه با عین عبارات موجود در مقاله تطبیق داده شد و نزدیک ترین جملات این دو متن، در کنار هم برای قضاوت شما تقدیم میگردد:

متن تقطیع شده: در حکومت اسلامی رای مردم هیچ اعتبار شرعی و قانونی ندارد نه در اصل انتخاب نوع نظام سیاسی کشورشان و نه در اعتبار قانون اساسی و نه در انتخاب ریاست جمهوری و انتخاب خبرگان و رهبری

اصل سخن علامه: به‌ نظر ما تمام‌ مقرراتی‌ که‌ در کشور اسلامی‌ ایران‌ اجرا می‌شود همه‌ اعتبارش‌ به‌ امر ولایت‌ فقیه‌و امضای‌ او است‌ اگر بدانیم در‌ جایی‌ در یک‌ مورد‌ راضی‌ نیست،‌ هیچ‌ اعتباری‌ ندارد. گاه مورد خاصی‌ را تعیین‌و گاهی هم‌ نهادی‌ را تصویب‌ می‌کند. این‌ که‌ امام‌ قانون‌ اساسی‌ را تصویب‌ کرد این‌ یعنی‌ من‌ دستور می‌دهم‌ اینگونه عمل‌ کنید و اعتبار پیدا می‌کند چون‌ او امضا کرده است. اگر امضا نکرده‌ بود هیچ‌ اثری‌ نداشت. حتی اگر تمام‌ مردم‌ هم‌ را‡ی‌ می‌دادند هیچ‌ اعتبار قانونی‌ و شرعی‌ نداشت‌ همانطور که‌ خودش‌ فرمود. براساس‌ نظریه‌ نصب‌ اصلاً اعتبار قانون اساسی از‌ امضای‌ او سرچشمه می گیرد‌ اما طبق‌ نظریه‌ انتخاب‌ توجیه اعتبار قوانین و تصرفات مشکل است. می گویند اعتبار دهنده نظر اکثریت‌ است اما‌ اقلیتی‌ که‌ قبول‌ نکردند نسبت به آنان چگونه توجیه میشود؟ همه‌ مشکلاتی‌ که‌ در دموکراسی‌وجود دارد‌ این‌جا مطرح می‌شود. 

متن تقطیع شده: ملاک اعتبار قانونی تنها یک چیز است و آن “رضایت ولایت فقیه” است

اصل سخن علامه:  اگر قبول‌ کردیم‌ که‌ مسأله ولا‌یت فقیه‌ انتصابی‌ است‌ یعنی ولی فقیه منصوب به‌ نصب‌ عام‌ است. یعنی‌ ملاک‌ اعتبار و مشروعیت به خدای متعال می‌رسد فقیه‌ واجد شرایط‌ اختیار جان‌ و مال‌ مسلمان‌ها را دارد. البته در مقام‌ عمل‌ بدون‌ مقبولیت‌ مردمی احکام آن قابل‌ اجرا نیست.‌ فرض‌ کنید ما کشف‌ کردیم‌ که‌ از طرف‌ امام‌ زمان‌ آقای‌ x مصداق‌ آن‌ نصب‌ عام‌ است‌ اما مردم‌ نمی‌شناسند، عملاً چیزی‌ تحقق‌ پیدا نمی‌کند. طبق‌ نظریه‌ انتصاب‌ اگر او دستور داد پارلمان‌ تشکیل‌ شود و مردم‌ نمایندگان‌ مجلس‌ را تعیین‌ کنند به حرف او این کار اعتبار پیدا می‌کند. آن‌ها قانون‌ تصویب‌ می‌کنند اعتبار این‌ قانون‌ به‌ حرف‌ او است‌ که‌ می‌گوید این‌ مجلس‌ رسمیت‌ دارد و یا این‌ دولت‌ اطاعتش‌ واجب‌ است.‌ این‌ از همان‌ ولایت‌ الهی نشأت گرفته و‌ متفرع‌ بر حکومت‌ او است.

متن تقطیع شده: اگر در جمهوری اسلامی تا کنون سخن از انتخابات بوده است، صرفا به این دلیل است که ولی فقیه مصلحت دیده است فعلا انتخابات باشد و نظر مردم هم گرفته شود.

اصل سخن علامه: انتخابات‌ ریاست جمهوری اعتبارش‌ به‌ رضایت‌ او است،‌ مصلحت‌ دیده‌ که‌ در این‌ شرایط‌ مردم‌ رای‌ بدهند. اما حقیقت‌ این‌ است‌ که‌ آن‌ها دارند پیشنهاد میکنند و میگویند ما این‌فرد را می‌خواهیم‌ اما‌ الامر الیکم‌ شما باید نصب‌ کنید نخواستی‌ نصب‌ نکن.‌ این‌ که حضرت امام (ره) میفرماید‌ رئیس‌ جمهور منتخب‌ بدون‌ نصب‌ ولی‌ فقیه‌ طاغوت‌ است‌ یعنی‌ همین‌.

نتیجه: با توجه به اظهارات استاد مصباح، رأی مردم و مقبولیت مردم شرط تحقق هر حکومت من جمله حکومت اسلامی است ولی مشروعیت مسئولان و قوانین را به امضای ولی فقیه معرفی می کند. عملاً علامه مصباح چه در ابتدای بحث و چه وسط و چه انتهای بحث، مباحثش را شاهد و دلیل از علمای دیگری مثل علامه نراقی و حضرت امام خمینی (ره) می آورد. در پایان با توجه به مشی قدیمی جریانات انحرافی فکری و ضدانقلاب در ایراد اتهامات و تحریفات نسبت به علامه مصباح، لازم می دانم، نظر شما را به سخن مقام معظم رهبری در خصوص اتهاماتی که به علامه مصباح وارد می کنند، جلب می نمایم:

«یک نفر مثل آقای مصباح یزدی مورد هجوم تبلیغاتی قرار می گیرد.حرف رسا و منطق قوی و مستحکم هرجایی باشد انجا را دشمن زود تشخیص می دهد.با مرحوم شهید مطهری هم همین جور برخورد کردند.»


nazokbin

94/10/7
11:56 ص

753108_673

– متأسفانه دیده میشود که اصلاح طلبان هروقت که بابت پولهایی که شهرام جزایری به بزرگان اصلاح طلبی پرداخت کرده نکوهش میشوند، به جای پذیرش زشتی جرم شهرام جزایری و کسانی که از وی پول گرفتند، به یک تهمت زشت نسبت به دفتر رهبری دست میزنند و ادعا میکنند که شهرام جزایری به دفتر رهبری هم پول داده بود ولی این ادعا در هیچکدام از اظهارات شخص شهرام جزایری که ادعا کرده بود به کروبی، محمدرضاخاتمی، هادی خامنه ای، الیاس حضرتی و 60 نماینده مجلس ششم پول داده، وجود ندارد. بحث دیگر این که نه تنها شهرام جزایری هرگز چنین ادعایی نکرده است.
– بلکه علیزاده طباطبایی، وکیل شهرام جزایری (و وکیل مهدی هاشمی و از دوستان نزدیک هاشمی رفسنجانی) در مصاحبه ای که در خصوص شهرام جزایری با نشریه پنجره انجام داد عاملی را که باعث گرفتار شدن شهرام جزایری شده بود را اینچنین بیان میکند:«شاید شهرام جزایری به‎خاطر ناآشنایی با فضای سیاسی بود که چک کمک به دفتر رهبری را ارسال کرد. حتی مطرح است که اگر این کار را نمی‎کرد، ممکن بود فعلا گرفتار نشود. برخی معتقدند که جریانی به نوعی شهرام را به این سمت سوق داد که او گرفتار شود. این بحث هم هست ولی به هرجهت جریاناتی بودند که به‎دنبال زدن شهرام بودند.»
– نکته دیگری که در پرونده شهرام جزایری موجود است این اگر چه برخی از افرادی که شهرام جزایری نام برد، مانند کروبی به پولی که گرفتند اقرار کردند، اما برخی نیز این مسئله را منکر شدند البته بدون این که بخواهند از شهرام جزایری بابت تهمتی! که به ایشان زده است، شکایت کنند.
– از دیگر مسائلی که در خصوص پرونده شهرام جزایری وجود دارد این که مبالغی که بیان افراد سرشناسی دولتی و مجلسی اصلاح طلب پرداخت کرده بود عموماً ارقام بالا و بعضا چندصدمیلیونی بوده اند و این در مقایسه با پولی که محمد رضا رحیمی بین 170 نماینده اعم از اصولگرا و اصلاح طلب توزیع کرده بود، سرجمع 1 میلیارد و دویست بوده است و بحث دیگر این که پولی که رحیمی بین ایشان تقسیم کرد به عنوان رئیس دیوان محاسبات مجلس و با ادعای قانونی بودن منبع پولها صورت گرفته است.
– فارغ از تمام مطالب فوق آنچه مهم است این که برخورد سیاسی و دوگانه در برابر مفاسد اقتصادی اقدامی کاملا برخلاف منافع ملی است و و البته کاش این چنین پولهایی چه کم و چه زیاد بین مسئولان و نمایندگان توزیع نمیشد. و مفسد اقتصادی چه رحیمی و زنجانی و خاوری باشد و چه شهرام جزایری و مهدی هاشمی و کرباسچی باید محکوم گردد و نه این که مثلاً پول دادن محمد رضا رحیمی و پول گرفتن 170 نماینده را محکوم ولی پول دادن شهرام جزایری و پول گرفتن بزرگان اصلاحات و 60 نماینده مجلس ششم را تطهیر نمایند و برای این تطهیر حتی حاضر به تهمت به دفتر رهبری هم بشوند.


nazokbin

94/10/3
4:4 ع

74768_321مدتی است که گروه هایی در شبکه های اجتماعی، برای انتشار مباحث آتئیست ها (خداناباوران) و مباحثه و مناظره با ایشان تشکیل شده است که در این خصوص لازم است به چند نکته توجه گردد:
1- در این گروه ها شبهات متعددی در خصوص وجود خدا، اسلام، قرآن، انبیاء و ائمه بیان می گردد که در بسیاری از موارد این شبهات به صورت رگباری منتشر می شوند و اصلاً فرصت بحث و گفتگو در مورد همه آنها ایجاد نمی شود در حالی که بسیاری از این شبهات پاسخهای ساده ای دارند که قبلا توسط کارشناسان دینی پاسخ داده شده اند و کافیست با یک جستجو به این جواب ها (در سایتهایی مانند  www.askdin.com www.islamquest.net www.x-shobhe.com www.pasokhgoo.ir www.porseman.org www.hawzah.net  www.tebyan.net shayeaat.ir www.aviny.com) دسترسی پیدا کنیم.
2- اگرچه در خصوص همه شبهات، می توان پاسخ های متقن و مناسبی تهیه کرد، اما این مسئله توسط افراد متخصص میسر است و اگر فردی در این حوزه ها تخصص نداشته باشد در برابر رگبار شبهات دچار تشکیک، بی تفاوتی، انحطاط و ارتداد می گردد.
3- بعضاً افرادی در این گروه ها وارد می شوند که نه تنها تخصصی در خصوص علوم دینی ندارند، بلکه حتی فرصت و توان جستجو و سؤال از اساتید دینی هم برایشان وجود ندارد و متأسفانه اکثر افرادی که در این گروه ها حاضرند صرفاً تماشاچی و به شدت در معرض خطر لغزش قرار دارند.
4- باتوجه به این که بسیاری از شبهات با در کنار هم قراردادن برخی فرضیه های جدید یا تجربه های بشری در کنار مبانی دینی ایجاد می شوند، پاسخگویی به این شبهات فقط به علوم دینی نیاز ندارد، بلکه به دانش در حوزه علوم طبیعی و تجربی هم محتاج است. این مسئله از این جهت مهم است که هم یافته ها و فرضیات مختلف علمی و تجربی و هم انطباق این فرضیات با آیات و روایات به هر دو بخش از علوم دینی و طبیعی نیازمند است، چه بسا که یک فرضیه ناقص را به جای یک اصل متقن به خورد مخاطب می دهند و یا چه بسا یک روایت غیرموثق را به دلیل تعارض با مبانی مسلم علمی به عنوان شبهه طرح می کنند.
5- یکی از عواملی که باعث حضور افراد ناآگاه در زمینه علوم دینی در این گروه ها می شود احساس غرور آمیخته با کنجکاوی است، یعنی افراد با این فرض غلط که از پس هر شبهه ای برمی آیند در این گروه ها حاضر می شوند اما به تدریج به دلیل ناآگاهی در پاسخگویی به شبهات و به دلیل غرور در پرسیدن شبهات از عالمان، دچار تزلزل در ایمان و اعتقادات می شود.
6- یکی از مسائلی که به شدت در این گروه ها مشاهده می شود توهین به پیامبران و ائمه و اولیای الهی و علمای دینی با الفاظ زشت و رکیک است که متأسفانه در بسیاری از این گروه ها به صورت عادی رد و بدل می شود و جالب این که با این ادبیات، مدعی آزادی اندیشه هم هستند.
7- بحث دیگر بحث شرعی حضور در این گروه هاست، باید گفت همانطوری که مطالعه کتب ضاله برای ناآگاهان حرام است، حضور در گروه های آتئیست و یا دیگر منحرفان برای افراد عادی حرام قطعی است مگر این که افراد با صرف وقت و مطالعه و تحصیل در علوم دینی به مرتبه ای برسد که بتواند از پس پاسخگویی به شبهات بربیاید که در این صورت ایشان می تواند با گرفتن کمک از اساتید و دسترسی به منابع، در این کارزار حاضر گردد.
8- همانطوری که بیان شد، حضور افراد آگاه و متخصص در امر پاسخگویی به شبهات در گروه های آتئیست، یک الزام حیاتی به نظر می رسد که ضرورت ورود حوزه های علمیه به این مقوله به صورت جدی و هدفمند را اثبات می کند.
9- هرآنچه گفته شد از مسئولیت نهادهای قانونی و دولت در خصوص جلوگیری از فعالیت های این گروه ها نمی کاهد و همانطوری که دولت و قوه قضایی مکلف به برخورد قانونی با گروه های انحرافی و کتب ضاله هستند، باید در خصوص جلوگیری از فعالیت گروه های منحرف و گمراه کننده در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی هم تدابیر جدی اندیشیده شود که هرگونه تسامح در این خصوص قابل بخشش به نظر نمی رسد.


nazokbin

94/9/12
7:36 ع

207868_334شبهه: «پاسخ یک جوان از انگلستان به نامه اخیر رهبر ایران»

پس از نامه دوم رهبری به جوانان اروپا که پس از عملیات تروریستی داعش در اروپا منتشر شد و حاوی اظهار همدردی و دعوت به مداقه در عوامل تشکیل داعش بود، بازخوردهای مختلفی از سوی شخصیتهای معروف و غیرمعروف مشاهده گردید که یکی از این موارد با عنوان “پاسخ یک جوان از انگلستان به نامه اخیر رهبر ایران” می باشد، آغاز این نامه که ظاهراً به زبان مایکل نگاشته شده، به صورت طنز است و میگوید این نامه بی اهمیت بوده و در اثر یک شوخی از طریق یک پستچی به دست وی رسیده است و سپس در نامه به برخی موارد نامه رهبری اشاره شده است تا آنها را زیرسؤال ببرد، به عنوان مثال برای تطهیر اسرائیل از اتهام تیراندازی به زن جوانی که در نامه رهبری آمده بود، با طرح قتل ندا آقا سلطان کوشید تا حکومت ایران را متهم به ترورکند و بازهم برای تطهیر اسراییل، عدم پذیرش بهاییت به عنوان یکی از اقلیتهای رسمی در ایران را بدتر از شهرک سازی ها و خراب کردن خانه های فلسطینی ها دانسته است. در بخش دیگری از آن، بحث انحطاط اخلاقی در غرب را مطلقاً تکذیب کرده است و آن را به عنوان روابط آزاد ، امری شخصی و قابل دفاع دانسته است و درخصوص عدم آزادی ضدخدایان در ایران نیز سوال کرده است؛ در جای دیگری نیز در پاسخ به نامه رهبری که محیط غرب را خشن و باعث جذب نیروهای جوان غربی به داعش دانسته بودند، ادعا کرده است که چون خود جنایت در جغرافیای کشورهای اسلامی رخ داده پس این اسلام است که دین خشونت است و درنهایت هم نامه را با زبان طنز به پایان برده است که باتردید کامل درخصوص این که نویسنده نامه واقعاً اروپایی بوده باشد، مختصراً پاسخ نامه تقدیم میگردد:

پاسخ به شبهه:
در قتل ندا آقاسلطان ، اولین کسی که بالای سرش حاضر شد و به اقدامات عجیب درمانی پرداخت، آرش حجازی مترجم آثارعرفان انحرافی بود که چندروز قبل از واقعه به ایران آمد و فوراً‌ هم بازگشت و این مسئله و فاصله شلیک و فیلمهایی که از صحنه حادثه منتشر شد، این احتمال را تشدید کرد که حادثه یک ترور کور نبوده است بلکه برای تأمین نیاز فتنه به خون ایجاد شده و با این وجود تا وقتی که به صورت قطعی همه چیز مشخص نشده باشد نمی توان فرد یاجریان خاصی راقاتل دانست، لیکن مسئولیت افرادی که از دوطرف ماجرا و در چند ماه اغتشاش با حمایتهای رسانه ای، حقوقی و مالی غربی ها و سعودی ها کشته شدند، متوجه بازندگانی است که با دروغ تقلب و دعوت به شورش، کشور را دچار ناامنی کردند، ضمناً بسیاری از کارشناسان امنیتی در جهان اذعان دارند که ایران به عنوان یک الگو توانست با صبر و روشنگری و با کمترین هزینه و تلفات در طرفین، کودتای مخملی را مهار کند. جالب این که شبهه کننده گویا منکر تعداد کشتگانی است که هر روز در آمریکا و غرب توسط پلیس به بهانه های واهی و نژادپرستانه کشته می شوند یا منکر هزاران زندانیست که بدون رأی دادگاه در زندانهای غیرقانونی مثل گوانتانامو و ابوغریب در کشورهای مختلف دنیا زندانی هستند و رسماً شکنجه می شوند. در مورد وضعیت بهاییان در ایران هم باید گفت بهاییت و وهابیت دو مکتب انحرافیند که 200 سال قبل توسط انگلیس برای انحراف اسلام ساخته شدند که با مبانی اهل تشیع و تسنن هم سازگار نیستند و این توقع که ایشان هم مانند ادیان الهی دیگر در مجلس نماینده و مرکز عبادت مستقل داشته باشند منطقی به نظر نمی رسد، لیکن با این وجود در ایران مانند مردم دیگر از امکانات، یارانه های مختلف و حق رأی و حقوق شهروندی برخوردارند  و این در حالیست که غرب با مسلمین توهین آمیز برخورد می کند و ایشان را تحت شدیدترین محدودیتها قرار میدهد و حتی از مسئله ای مانند حجاب محدود میکند، جالب این که بحث بهاییان را تنها برای تطهیر تجاوزات اسراییلی ها به خاک و مال و خانه های فلسطینی ها مطرح کرده است در صورتی که تلاش برای تطهیر رژیم کودک کش و متجاز صهیونستی، تنها آبروی تطهیرکنندگان را برده و ماهیتشان را آشکار کرده است. در مورد آزادی روابط در غرب هم بایدگفت که این آزادی کار رابه همجنسبازی ، ازبین رفتن بنیان خانواده و برقراری روابط جنسی باحیوانات به عنوان یک امر قانونی کشانده است که گویا اینها را انحطاط اخلاقی نمیشناسند و اما در مورد این که اسلام را بابت موقعیت جغرافیایی بروز داعش ،  دین خشونت می دانند باید گفت که داعش هم مانند طالبان از دل وهابیت و آن هم از دامان انگلیس به وجود آمده و با حمایت های گسترده آمریکا، غرب، عربستان، اسراییل و ترکیه با حمایتهای مالی، تسلیحاتی، رسانه ای، درمانی، اطلاعاتی، ماهواره ای، خریدنفت، تأمین نیروی انسانی و… پدیدآمده است.


nazokbin

94/9/12
8:53 ص

shobhehشبهه:
نقدی بر فتوای عجیب رهبر ایران مبنی بر حرمت انتقاد علنی از عملکرد مسئولین نظام !!
متن فتاوای ایشان به ترتیب زیر است :
‏« گزارش دادن ظلم مسئولین به مراکز و مراجع مسئول براى پیگیرى و تعقیب، بعد از تحقیق و اطمینان نسبت به آن اشکال ندارد و حتّى اگر از مقدمات نهى از منکر محسوب شود واجب میگردد، ولى بیان آن در برابر مردم وجهى ندارد، بلکه اگر موجب فتنه و فساد و تضعیف دولت اسلامى شود حرام است .‏» ‏( اجوبة المسائل، تجسّس و خبرچینى و افشاء اسرار، شماره 1391‏) همچنین ایشان در استفتائی دیگر میگوید : واضح است هر عملى که موجب بدنامشدن چهره جمهورى اسلامى که در برابر کفر و استکبار جهانى ایستاده است، شود به نفع اسلام و مسلمین نیست . بنابراین، اگر این سخنان موجب تضعیف نظام جمهورى اسلامى باشد جایز نیست .‏» ‏( اجوبة المسائل، تجسّس و خبرچینى و افشاء اسرار، شماره 1397) ، صدور چنین فتاوایی از سوی رهبر ایران حقیقتاً بسیار سؤال برانگیز، عجیب و غیر قابل درک است؛ چراکه از یکسو نه با مبانی عقیدتی، ایدئولوژیک و بنیادین اسلامی و نه با سیره عملی اهل بیت علیهم السلام سازگاری ندارد و از سوی دیگر در دنیای امروز صدور چنین احکام و فتواهایی از سوی حاکمان کشورها به چیزی جز استبداد و خودکامگی آن ها تعبیر نمی شود …

پاسخ به شبهه:
باتوجه به این که در متن شبهه خود سوالات بیان نشده است، دو سوالِ استفتاء در ادامه می آید:
“آیا بیان ظلم یاخیانت بعضی از مسئولین ادارات در برابر مردم جایز است؟”
“عدّه‏ای در برابر دیگران مبادرت به طرح کمبودها و ضعف هایی که در جمهوری اسلامی وجود دارد، می ‏کنند، گوش‌دادن به این سخنان و حکایت ها چه حکمی دارد؟”
و در ادامه به اشکال وارد شده در خصوص این دو فتوا مختصراً پاسخ داده می شود:

1- همانطور ی که در متن استفتاء آمده است، مقام معظم رهبری به صورت کلی نقد علنی به مسئولین را حرام و غیر مجاز اعلام نکرده اند، بلکه به صورت مشروط حرام اعلام کردند که “…بلکه اگر موجب فتنه و فساد و تضعیف دولت اسلامى شود حرام است .‏” و مسلماً این موجب فتنه، فساد و تضعیف دولت اسلامی شدن بابت هر انتقادی صادق نیست.

2- حرمت فتنه و فساد در نظام اسلامی اینقدر بالاهست که در این فتوا لحاظ شده است و امام خمینی (ره) و بسیاری از مراجع معاصر دیگر مثل آیات عظام وحید خراسانی و مکارم شیرازی و نوری همدانی هم حفظ نظام را از اوجب واجبات دانسته اند. و حتی خود حضرت امیرالمؤمنین (ع) هم در جایی که دیدند حکومت اسلامی و جامعه مسلمین دچار لطمه می شود استخوان در گلو و خار در چشم، در برابر بزرگترین ظلم عالم سکوت کردند.

53efbd18355fb311a58faa61ca3733b212d67fb5

3- مقام معظم رهبری از طلایه داران عدالت خواهی و مطالبه گری نسبت به مسؤولان هستند و خودشان بارها در هم ین خصوص با دستورات و بعضاً نهیب هایی که به عنوان مثال در آخرین پیامشان برای همایش مبارزه با مفاسد اداری بیان کردند، از سران قوا و سایر مسؤولان انتقادکردند و اگر رهبری هرگونه نقدی را حرام می دانستند خودشان مرتباً مرتکب آن نمی شدند.

4- توصیه های مقام معظم رهبری به دولت ها و مسؤولان بابت پذیرش انتقادات منصفانه و توصیه های شان به نقد منصفانه، خود نشان از اعتقاد راسخ ایشان به فرهنگ نقد منصفانه و مطالبه گری عالمانه دارد.

5- بسیاری از نقدهای معمولی و طبیعی خودشان موجب اصلاح نقاط ضعف و جلوگیری از تضعیف نظام می گردند، لیکن اگر کسی بداند که برآیندِ بیان یک شیوهی خاص اعتراض، در نهایت به جای این که موجب اصلاح گردد موجب فتنه و فساد و تضعیف حکومت اسلامی می گردد، مسلماً مسئله متفاوت است.

6- مقام معظم رهبری تشخیص مسئله را به مقلد واگذار کرده است تا اگر عملی را موجب بدنامی ، تضعیف یا بروز فتنه یا فساد ببیند، طرح علنی اش را حرام بداند ولی تشخیص آن، بدون ایجاد منع قانونی به مقلد واگذار شده است؛ و هم اکنون رسانه ها و اشخاص به راحتی و بدون هرگونه عواقب قانونی به انتقاد علنی از مسئولان و حتی قوا و نهادهای قانونی و حتی نظرات رهبری اقدام می کنند (البته باید بین نقد و اقدام عملی خودسرانه تفاوت قائل بود) و عملاً رهبری تلاش دارند بین عدالت جویی، نقدمنصفانه و تضعیف نشدن حکومت اسلامی یک رابطه فراهم آورند.

7- همانطوری که آبروی مؤمن محترم و طرح اتهام علیه افراد بدون ارائه اسناد و آرای مجاری قانونی، یک جرم و گناه تلقی می شود، همین مسئله درخصوص مسئولین هم صادق است، نمی توان بدون اطلاع داشتن از قوانین و محدودیت های مسئولین و اطلاع از روند دقیق فرایندهای اداری و ابعاد مختلف مسائل، مرتکب تهمت و هتک حرمت گردید، لیکن متأسفانه این نقیصه هم اکنون در کشور رایج است و اشخاص به راحتی اقدام به تخریب شخصیت های مسئولان حاضر یا گذشته می نمایند که این شیوه نه به لحاظ هتک حرمت به آبروی مسئولان قابل پذیرش است و نه بابت هتک حرمت به شخصیت و جایگاه نظام اسلامی.


nazokbin

94/8/25
10:31 ع

dastdoostiبا توجه به خطی که آقای هاشمی در پایان دادن به جریان آمریکاستیزی دنبال میکنند، آیاتی که در سایتشان منتشر میگردد نیز بعضاً در جهت تطهیر رفتارهای مذبذبانه در برابرآمریکا است که این بار از آیه 61 سوره انفال برای تطهیر دست دادن کری با ظریف و دوستی با آمریکا استفاده می نماید ولی اگر به آیات قبل و بعد این آیه توجه نشود در نتیجه گیری اشتباه صورت خواهد گرفت:
59- وَلَا یَحْسَبَنَّ ?لَّذِینَ کَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لَا یُعْجِزُونَ؛ آنها که راه کفررفتند، نپندارندکه پیشرفته اند،آنها هرگز ما را ناتوان نخواهندکرد!

60- وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا ?سْتَطَعْتُم مِّن قُوَّهٍ وَمِن رِّبَاطِ ?لْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ اعَدُوَّ ?للَّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَءَاخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ ?للَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُوا مِن شَىْءٍ فِى سَبِیلِ ?للَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنتُمْ لَا تُظْلَمُونَ؛ هر نیرویی درتوان دارید، برای مقابله با آنها، آماده سازید! و اسبهای ورزیده، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید! و گروه دیگری غیر از اینها را، که شما نمیشناسید و خدا آنها را میشناسد! و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعی اسلام) انفاق کنید، بطورکامل به شما بازگردانده میشود، وبه شما ستم نخواهدشد!

61- وَإِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَ?جْنَحْ لَهَا وَتَوَکَّلْ عَلَى ?للَّهِ إِنَّهُ هُوَ ?لسَّمِیعُ ?لْعَلِیمُ؛ و اگر تمایل به صلح نشان دهند، تو نیز از در صلح درآی؛ و بر خدا توکّل کن، که او شنوا و داناست!

62- وَإِن یُرِیدُوا أَن یَخْدَعُوکَ فَإِنَّ حَسْبَکَ ?للَّهُ هُوَ ?لَّّذِى أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَبِ?لْمُؤْمِنِینَ؛ و اگر بخواهند تو را فریب دهند، خدا برای تو کافی است؛ او همان کسی است که تو را، با یاری خود و مؤمنان، تقویت کرد.

63- وَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِى ?لْأَرْضِ جَمِیعً?ا مَّا أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَ?کِنَّ ?للَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ؛ و دلهای آنها را با هم، الفت داد! اگر تمام آنچه را روی زمین است صرف می‌کردی که میان دلهای آنان الفت دهی، نمی‌توانستی! ولی خداوند در میان آنها الفت ایجاد کرد! او توانا و حکیم است!

64- یَ?أَیُّهَا ?لنَّبِىُّ حَسْبُکَ ?للَّهُ وَمَنِ ?تَّبَعَکَ مِنَ ?لْمُؤْمِنِینَ ؛ ای پیامبر! خداوند و مؤمنانی که از تو پیروی می‌کنند، برای حمایت تو کافی است (؛ فقط بر آنها تکیه کن)!

65- یَ?أَیُّهَا ?لنَّبِىُّ حَرِّضِ ?لْمُؤْمِنِینَ عَلَى ?لْقِتَالِ ? إِن یَکُن مِّنکُمْ عِشْرُونَ صَ?بِرُونَ یَغْلِبُوا? مِا?ئَتَیْنِ ? وَإِن یَکُن مِّنکُم مِّا?ئَهٌ? یَغْلِبُو?ا? أَلْفً?ا مِّنَ ?لَّذِینَ کَفَرُوا? بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ? لَّا یَفْقَهُونَ ؛ ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ (با دشمن) تشویق کن! هرگاه بیست نفر با استقامت از شما باشند، بر دویست نفر غلبه می‌کنند؛ و اگر صد نفر باشند، بر هزار نفر از کسانی که کافر شدند، پیروز می‌گردند؛ چرا که آنها گروهی هستند که نمی‌فهمند!

همانطوری که از آیات مشخص است، قبل و بعد از صدور مجوز برای صلح، آیات جهاد وجود دارد، جهادی که موجب تمایل دشمن به صلح شده است و صلحی که با فریبکاری دشمن دوباره به جهاد می انجامد و در همین مسیر نیز خداوند، خود را کافی میداند و پیامبر را به یاری خود و مؤمنین نوید می دهد، حال به راستی آیا آنچه که آقای هاشمی در حال ترویج آن است با این مجموعه آیات قابلیت انطباق دارد؟! مسلماً قرآن با دست درازکردن از عجز و ناتوانی در برابر دشمن مخالف است. معنی “نجح” تمایل پرنده در حال پرواز به یک سمت است و این تمایل یک تمایل حرفی نیست،‌ به معنی دست دراز کردن صرف هم نیست، بلکه به معنی تمایل عملی است، یعنی واقعا احساس کنید که دشمن دنبال صلح است نه این که در حالی که حتی آنی دست از تهدید و فشار و بدخواهی و بدعهدی برنداشته است، بگویید که دشمن دنبال صلح است، نگاه قرآن این نیست که استکبارستیزی را ماجراجویی معرفی کند، این آیات نمی فرماید که شما ابتدا دست برای صلح با دشمنان اسلام دراز کنید، بلکه میگوید اینقدر قوی باشید که از شما بهراسند و اگر آنها تمایل واقعی به صلح نشان دادند، آنگاه با آنها صلح کنید، ولی بازهم اگر دیدید از در فریب درآمدند به جهاد و مبارزه با ایشان با اتکا بر خدا و اکتفا به حمایت مؤمنان اکتفا کنید، این آیات می گوید که اصل بر مبارزه و مجاهدت و تکیه بر خدا و کمک مؤمنان است نه این که تعامل و دوستی با آمریکا به عنوان یک اصل و تنها کلید حل مشکلات معرفی گردد.


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
سیاسی ، دولت ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، هاشمی رفسنجانی ، صدا و سیما ، رسانه ، تورم ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، مشایی ، تحریم ، اعتقادی ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، برجام ، عدالت ، قوه قضاییه ، انقلابی ، اقتصادی ، تولید ، آمریکا ، مجلس ، علی لاریجانی ، بصیرت ، رابطه با آمریکا ، رشت ، گیلان ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، فرهنگی اجتماعی ، غرب ، استاد مصباح ، خانواده ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انقلاب ، انتخابات 96 ، هاشمی ، مهدی هاشمی ، سران فتنه ، سعید جلیلی ، مذهبی ، بانک ، جبهه پایداری ، شورای نگهبان ، علی مطهری ، کارمند ، مسکن مهر ، انتخابات ریاست جمهوری ، اصلاح طلبان ، اجرای برجام ، تحلیل های اقتصادی ، سوریه ، ماهواره ، جواد ظریف ، امام خمینی (ره) ، انتقاد پذیری ، استقلال ، مدیریت و ایمنی ، فساد بزرگ اقتصادی ، سیاست ، طنز ، ولایت فقیه ، ظریف ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، هنر ، ارز ، استکبار ستیزی ، اسرائیل ، انتخابات مجلس ، بدعهدی آمریکا ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی ، انتخابات آزاد ، ایمنی ، نقض برجام ، سران قوا ، نرخ رشد جمعیت ، مذاکره کنندگان هسته ای ، جریان انحرافی ، توافق نهایی هسته ای ، تهاجم فرهنگی ، تحریف انقلاب ، بانک ، انتقاد ، مدیریت ، نرمش قهرمانانه ، سبک زندگی ، علامه مصباح ، سینما ، شبکه های اجتماعی ، مردم ، انقلابی گری ، اصولگرایی ، جمنا ، کارگر ، تحریف اسلام و انقلاب ، حجاب و عفاف ، اشتغال ، برجام 2 ، پسابرجام ، مسجد ، هنر و رسانه ، فوتبال ، قالیباف ، قانون اساسی ، مذاکرات هسته ای ، نفوذ ، فرهنگ عمومی ، رابطه ایران و آمریکا ، برجام های 2 و 3 ، باقری لنکرانی ، ازدواج ، آرمان های انقلاب ، وبلاگ نویسی ، آموزش و پرورش ، ائتلاف اصولگرایان ، اعتدال ، اینترنت ، انتخابات های 94 ، دولت یازدهم ، رکود ، شبکه اجتماعی افسران جنگ نرم ، میر حسین موسوی ، مالیات ، محمد جواد ظریف ، گفتمان انقلاب ، عربستان ، بسیج ، امام حسین ، حضرت مهدی عج ، کارشکنی های آمریکا در اجرای برجام ، حقوق های نجومی ، حقوق کلان مدیران دولتی ، حامیان متعصب احمدی نژاد ، خاتمی ، داعش ، تحریم موشکی ، تحریف شخصیت امام خمینی ، ترکیه ، جدایی نادر از سیمین ، تولید ملی ، توهین های دولتمردان ، ائتلاف اصلاح طلبان ، احمد توکلی ، آمریکا ، بسته تحریم موشکی ، انتقادات به برجام ، ایرانیت ، عراقچی ، فتنه گران ، عکس ، روحانی ، دولت راستگویان ، دولت های نهم و دهم ، سعید مرتضوی ، قرارداد خرید هواپیما ، محسن رضایی ، متن برجام ، نقدینگی ، مرگ بر آمریکا ، محمد خاتمی ، قراردادهای پسابرجامی ، سیاه نمایی ، عزت ایران ، عبدالرضا داوری ، باخت اصولگرایان در تهران ، پارسی بلاگ ، آملی لاریجانی ، ادارات ، توالد ، جنبش برنمی تابیم ، تحریم های جدید ، خودروسازان ، حوادث ناشی از کار ، دوقطبی سازی ، حاشیه سازی ، حجاب ، حداد عادل ، حلقه انحرافی ، حقوق ، حسین قدیانی ، حادثه پلاسکو ، خطوط قرمز رهبری ، جدایی مشایی از احمدی نژاد ، توهین ، توصیه رهبری به احمدی نژاد ، بیداری اسلامی ، پزشک ، انتخابات خبرگان ، عدالت خواهی ، شهید ، صادرات ، سید حسن خمینی ، سمن ، سبد کالا ، سپاه ، ساده زیستی ، مداحان ، مبارزه با فساد ، متکی ، مسکن مهر ، مصافحه ظریف و اوباما ، ولایتمداری ، کرسنت ، کهریزک ، مفاسد کلان اقتصادی ، مهدی خزعلی ، نهاوندیان ، واردات ، نظارت ، لیست هاشمی ، کارگر ، قرارداد صنعت خودرو ، سال اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل ، ضرغامی ، طرفداران دولت ، شهرداری تهران ، شجریان ، شفافیت اقتصادی ، امر به معروف و نهی از منکر ، اکبر ترکان ، بازرس کار ، بانک مرکزی ، پویش اجازه نمی دهیم ، پساتحریم ، بقایی ، آیت الله جنتی ، آیت الله رئیسی ، 9 دی ، bbc ، VOA ، امام حسین (ع) ، اقتدار ایران ، اردغان ، توافق وین ، توان موشکی ، تعهد به FATF ، جهاد اقتصادی ، جعفرزاده ، جان کری ، توافق چند مرحله ای ، تشدید تحریم ها ، چادر ، حصر خانگی ، حصر سران فتنه ، حسین شریعتمداری ، حضرت علی ، حقوقهای نجومی ، خط امام ، دوقطبی های کاذب ، دبه کردن هسته ای ، ترامپ ، تصویب برجام ، تعهد دولت به کارگروه اقدام مالی ، تحریم ISA ، تجاوز سربازان آمریکایی ، بیانیه لوزان ، جام زهر ، تک فرزندی ، تهران ، توافقنامه ژنو ، اسلام ، اظهارات هاشمی درباره مجلس خبرگان ، 22 بهمن ، ادغام وزارتخانه ها ، برنامه امروز دیروز فردا ، برجام خسارت محض ، بازرسی کار ، بازار ، انگلیس ، انقلاب اسلامی ، انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم ، امام زمان (عج) ، شورای عدم تعهد ، عدالت اجتماعی ، عذر خواهی ، غیرت ، فائزه هاشمی ، فرزندان ، سالگرد برجام ، رد صلاحیت احمدی نژاد ، رفع حصر ، رویانیان ، فیش های نجومی ، فضای مجازی ، مجلس خبرگان ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) یا صاحب الزمان (عج) بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا عاشق آسمونی کانون فرهنگی شهدا من وآینده من در سایه سار ولایت سرچشمه ادب و عرفان داروخانه دکتر سلیمی آسمون آبی چهاربرج رقصی میان میدان مین همه چیز آماده دانلود پژواک عشق در کائنات ساعت یک و نیم آن روز ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ هــم انــدیشـی دینــی رضویّون حدیث منتظران قائم (عج) تراوشات یک ذهن زیبا بادصبا یادداشتهای فانوس نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی مهاجر همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت فروشگاه اینترنتی پوشاک زنانه اوتیسا

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه