لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

سفارش تبلیغ
طراحی وب هاست ایران
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
1 2 3 4 >

95/12/24
11:9 ص

ترکان فساد کرسنتترکان دیروز، 19 اسفند 95 در برنامه دست خط حاضر شد؛ یکی از سوالات مجری برنامه اشاره به بخشی از اظهارات سابق او درباره فساد کرسنت بود که در مصاحبه دو سال پیش با روزنامه شرق این چنین گفته بود:

«کرسنت قراردادی است که بر ارکان درستی بنیان گذاشته نشده و پایه‌های این قرارداد کج است. افرادی که در آن دخیل بودند- همچون حمید جعفر (مؤسس عراقی الاصل شرکت کرسنت پترولیوم)، افراد سالمی نبودند. ما نمی‌توانیم روابط بین ایران و امارات را بر اساس روابط اشخاصی که صلاحیت و ظرفیت‌های لازم را برای واسطه‌بودن روابط دو کشور ندارند، برقرار کنیم.»

اما پاسخ آقای اکبر ترکان درباره اظهارات سابق خودش با یک عقب نشینی آشکار همراه شد و دیگر حاضر نشد از فساد موجود در این قرارداد بگوید؛ اکبر ترکان در پاسخ به مجری برنامه دست خط گفت:

«آن چیزی که من عرض کردم کرسنت یک قراردادی است که فرمول قیمتش درست نیست ولی آن چیزی که راه‌حل آن است این نیست که برویم یک کاری کنیم که در دعوای بین‌المللی بازنده شویم، بلکه راه حلش اجرای قرارداد است، الان هم می‌گویم راه حلش اجرای قرارداد است، ما در قرارداد یک مکانیزمی پیش‌بینی شده است که با آن مکانیزم می‌شود قیمت را به روز کرد.»

علت عقب نشینی آقای ترکان از پرداختن به فساد کرسنت اما قابل تحلیل است. اگر فقط کرسنت را غلط و زیان بار میدانستیم، باید به آن پایبند میبودیم و نهایتا برای اصلاحش تلاش میکردیم، اما اگر فساد کرسنت را در اثر ارتشاء امثال «حمید جعفر»، «مهدی هاشمی»، «عباس یزدان پناه» و «علی ترقی جاه» بدانیم، آن وقت باید مسیر ابطال آن را دنبال کنیم، نه این که شخصی را به وزارت نفت بگماریم که به جای تلاش برای اثبات فساد در آن، اثبات فساد را مایه بدنامی دوران مدیریت خود بداند.

نکته تأسف آور این که آقای روحانی در حالی زنگنه را با اصرار به عنوان وزیر نفت به مجلس معرفی کرد که شدیدترین دفاعش در روز اعتماد وزرا در مجلس، از شخص آقای زنگنه بوده است، حال این که خود آقای حسن روحانی در سال 1381 و در حالی که دبیر شورای عالی امنیت ملی بود، در خصوص قرارداد کرسنت، گزارش تندی به رئیس جمهور نوشت و گفت:

«عقد قرارداد طولانی گاز با شرکتی غیر معتبر که بنابر گزارشات دریافتی از وزارت نفت طی سال‌های گذشته عملکردی ضعیف و توأم با نادیده گرفتن حقوق ایران در ارتباط با میدان نفتی مبارک داشته، تکرار تجربه تلخی است که سالیان دراز گرفتار آن خواهیم بود.. شرایط بازار موجب گردیده که قیمت و شرایط قراردادی مذاکره شده در مقایسه با منطقه بسیار پایین و غیرمطلوب باشد!»

به نظر میرسد امروز که دولت با جریمه سنگین (احتمالاً 18 میلیارد دلاری) کرسنت مواجه شده است، به جای پذیرش کوتاهی خود در دفاع اصولی از حقوق ملت در دیوان لاهه، میکوشد به رسم همیشگی، دولت قبل را مقصر معرفی کند، حال این که در همان روز اعتماد وزرا، یکی از دلایل مهم مخالفان انتصاب آقای زنگنه به وزارت نفت، تقویت احتمال باخت درخصوص پرونده کرسنت بود که امروز حقانیت آن نظر به اثبات رسیده است. در واقع کرسنت قرارداد فاسد و زیان باری بود که در دولت اصلاحات منعقد، در دولت احمدی نژاد متوقف و در دولت روحانی، به جریمه سنگین ختم شد.


nazokbin

95/11/21
9:21 ص

حکم مهدی هاشمیباتوجه به سکون دو هفته ای قوه قضاییه در برابر خاتمه مرخصی مهدی هاشمی و بازنگشتن وی به زندان، مسئولان محترم قوه قضاییه، این مسئله را در کنار گزارهای زیر چطور میتوانند توجیه کنند که این قوه قضاییه مهم، به سهل انگاری و تبعیض متهم نشود؟!

1- اطاله بسیار طولانی پرونده مفاسد اقتصادی مهدی هاشمی در حالی که این جرائم در دولت اصلاحات کشف شده بود و او با دریافت رشوه، قراردادهای زیانباری مثل کرسنت را به کشور تحمیل کرده بود به نحوی که تا سالها محدودیتی برای وی ایجاد نمیشد!

2- خروج سهل الوصول مهدی هاشمی در زمان 3 ماه پس از آغاز فتنه 88 در حالی که او یکی از آتش بیاران معرکه فتنه بود و پس از خروج از کشور نیز (به استناد اعترافاتش در فایلهای صوتی مکالمه با نیک آهنگ کوثر) به گرادادن درباره تحریمها مشغول شد!

3- اظهارات مکرر مسئولان قوه قضاییه در زمانی که مهدی هاشمی گفت میخواهد به کشور بازگردد، مبنی بر این که اگر او به کشور بازگردد، دستگیر خواهد شد به نحوی که این اظهارات بیش از این که اخطار تلقی شود، به راهنمایی و خواهش تعبیر میشدند!!

4- تقلیل 12 بند جرائم کلان مهدی هاشمی به 3 بند تا مشمول ماده 134 قانون مجازات اسلامی گردد و 25 سال محکومیت وی تنها به 10 سال تقلیل یابد! در حالی که او با توجه به خسارتهای سنگینی که به کشور وارد کرده بود، لایق مجازاتهای بسیار سنگین تر بود.

5- مرخصیهای پرشمار مهدی هاشمی در حالی که حتی پس از خاتمه یافتن زمان مرخصی نیز تا مدتها به زندان بازنمیگردد! آن هم در حالی که برخی مجرمان با جرمهای کمتر و کوچکتر، از گرفتن این همه مرخصی به بهانه های مختلف محروم هستند!


nazokbin

95/6/4
9:23 ص

نامه جواد امام به احمد منتظریجواد امام ، مدیرعامل فعلی بنیاد باران و‌ از مجرمان فتنه، اخیرا نامه‌ای به احمد منتظری نوشته است و در ژست یک پیرو خط امام، از انتشار اظهارات آیت الله منتظری که موجب هجمه به امام خمینی(ره) شد، گلایه کرده و در خلال نامه نیز کوشیده تا فتنه 88 را تطهیر نماید و از همراهی آن با منافقین، جاسوسان، توهین کنندگان به اهل بیت، بهاییان و... اعلام برائت کند و حتی آن را در مسیر تبعیت از سیره امام خمینی(ره) جلوه دهد! لذا لازم دیدم چند نکته جهت یادآوری به جواد امام ، حامیان فتنه و مدعیان دروغین خط امام بیان نمایم:

به استناد اظهارات اردشیر امیر ارجمند، مشاور ارشد میرحسین موسوی و سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید، آقای موسوی هم مانند آیت الله منتظری از معترضین اعدام منافقین در سال 1367 (پس از عملیات فروغ جاویدان منافقین) بوده و حتی علت اصلی استعفایش را اعتراض به همان اعدام‌ها معرفی می‌کند، امیر ارجمند در مصاحبه‌ای که در سال 1390 در بی بی سی منتشر شده است، میگوید:

«آقای موسوی در 13 مرداد سال گذشته در دیدار با گروهی از روزنامه نگاران گفت:

"مساله سال 67 را باید در منظر تاریخی خود بررسی کرد و بعد هم باید دید که آیا دولت در این زمینه اطلاعی داشته است؟ نقشی داشته است؟ آیا اصلا مکانی برای دخالت داشته است؟ آیا در احکام و اسناد نامی از دولت وجود داشته است؟ دولت که نقشی در این مساله نداشته است، خیلی از کسان دیگر هم اطلاع نداشته اند. اما برای مطرح کردن این مسائل با جزئیات هم محذوراتی دارم".

آقای مهندس موسوی در آن هنگام نخست وزیر بوده و عضو قوه قضائیه نبوده است. بنا به گفته خودش بی خبر بوده و حتی تقاضای تشکیل هیات تحقیق داده بود. ولی این تقاضا نیز کفایت نمی کند. آقای موسوی "ظاهرا" در پی با خبر شدن از اعدام های دسته جمعی استعفا داده است.»

جواد امام

زهرا رهنورد هم در مصاحبه با خودنویس، اعدام منافقین زندانی که با توجه به شواهدی که از هر دو طرف وجود داشت درپی پیوستن به منافقین در عملیات فروغ جاویدان بودند را یک «جنایت» میخواند و میگوید:

«اما به طوری که بارها گفته شده از این جنایت نه آقای خامنه‌ای و نه آقای موسوی هیچ یک اطلاعی نداشته‌اند و در حوزه وظایف شان هم نبوده است.»

و این اظهارات نشان میدهد، هم میرحسین موسوی و‌هم زهرا رهنورد که آقای جواد امام در حمایت از ایشان، از منافقین اعلام برائت و از اقدام امام خمینی در اعدام مناففین حمایت کرده است، خودشان از منتقدان جدی امام خمینی(ره) در این خصوص بوده‌اند و این اظهارات را وقتی در کنار حمایتهای منافقین از فتنه گران و اصلاح طلبان در سالهای 88 و 92 میگذاریم به این نتیجه میرسیم که ادعای برائت از منافقین و اعلام حمایت از اعدام برخی از ایشان در سال 67 با شواهد موجود هیچ تناسبی ندارد کما این که این اعلام برائت ها نیز باید در همان کوران فتنه انجام میشد!

خیانت فتنه گران و ضرباتی که به کشور وارد آوردند چه به لحاظ خدشه به امنیت، وحدت و منافع ملی، چه به لحاظ خونهایی که با قانونشکنی هایشان از دوطرف ریخته شد و چه به لحاظ بدعتی که در تاریخ انتخابات کشور گذاشتند و چه به لحاظ گرایی که با نامه نگاری (ازطریق سران فتنه به اوباما به واسطه گری شامر) و یا به صورت حضوری (از طریق مهدی هاشمی در لندن و به گواهی فایلهای مکالمات صوتی وی با نیک آهنگ کوثر) به دشمن دادند تا سخت ترین تحریم ها را پس از فتنه بر کشور و مردم تحمیل کنند، کمتر از خیانت منافقین نبوده است.

اگر چه برائت فتنه گران از منافقین اقدامی لازم و البته دیرهنگام است ولی به صرف چنین اعلام برائتی از سوی جواد امام ، کجا میتوان دامن فتنه گران را از آن همه ظلم و خیانت که همچنان بر مردم و انقلاب ادامه دارد، پاک کرد؟! و حال این که نتنیاهو، اوباما، کلینتون، کنگره آمریکا، سعودیها، ریگی، همجنسبازان، سلطنت طلبها، دگراندیشان، خدانابوران، و همه ضدانقلاب را به تمجید واداشتند و به سرانجام فتنه و ضربه به نظام امیدوار کردند! و درحال حاضر بهترین کار برای فتنه گران اعلام برائت از رفتار زشت، ساختارشکن، غیرقانونی و پرهزینه خودشان است و نه منافقان و خائنان دیگر!


nazokbin

95/4/14
12:11 ص

حدود 1 سال از پذیرش مذاکرات بدون پیش شرط تعلیق هسته ای از سوی گروه 5+1 نگذشته بود که انتخابات 88 با بی ظرفیتی بازندگان انتخاباتی به یک فتنه تمام عیار تبدیل شد و آمریکا و سایر طرفین مذاکره احساس کردند که مسیر حمایت از فتنه برای شان بهتر از مسیر ادامه مذاکرات هسته ای است و این حمایت را با وضع تحریم های جدید نفتی و بانکی انجام دادند به نحوی که از زمستان 90، عملاً فشار تحریم ها به حداکثر رسید تا حدی که مقام معظم رهبری آن مقطع را آغاز جنگ اقتصادی نام نهادند:

مقام معظم رهبری:

«این تحریم ها از حدود زمستان سال 90 تا امروز، تبدیل شده به جنگ اقتصادی، دیگر اسم آن تحریم هدفمند نیست، یک جنگ تمام‌عیار اقتصادی است که متوجه ملت ما است.» (1392/12/20)

البته بعدها مسئولان آمریکایی (مشاور سابق شورای امنیت ملی آمریکا) مدعی شدند که تشدید تحریم ها در پاسخ به نامه کتبی محرمانه حامیان داخلی فتنه انجام شده است و متن نامه را هم منتشر کردند که به غیر از توهین هایی که به نظام داشت، رسما از رئیس جمهور آمریکا می خواست تا با تشدید فشار و تحریم، ایشان را برای به ثمر رساندن فتنه یاری رسانند!

در کنار نامه محرمانه فتنه گران به اوباما، حضور برخی عناصر دیگر مثل مهدی هاشمی آن هم در اوج فتنه در لندن و انتشار مکالمه های صوتی او با نیک آهنگ کوثر که در آنها صراحتاً از تقسیم مسئولیت بین فرزندان هاشمی و تلاش خودش برای همراه کردن غرب در خصوص تحریم های بیشتر سخن می گفت نیز نشان از گرا دادن به دشمن در خصوص تحریم ها داشت.

در کنار تشدید تحریم های خارجی و شرایط داخلی فتنه، سوءمدیریت های بانکی و ارزی دولت دهم هم کار را سخت تر کرد و باعث شد تا نقدینگی مازاد کشور که به علت سود بانکی پایین، عملا به بازارهای سکه و طلا هجمه برده بود، به سمت بازار ارز حرکت کند و افزایش روز افزون قیمت ارز، موجب بهم ریختن اقتصاد کشور و یک جهش تورمی گردید که در این افزایش قیمت ارز، صرافی های مجاز و غیرمجاز به عنوان کاسبان تحریم ، نقش به سزایی داشتند.

khaen-kaseb

اما امروز در شرایطی که حدود 3 سال از آغاز به کار دولت یازدهم و کاسبان تحریم خواندن مکرر منتقدان گذشته است، می دانیم که در بهمن سال 90، یعنی همزمان با آغاز تلاطم بازار ارز و دمیده شدن شیپور جنگ اقتصادی دشمن، یاران امروز روحانی و هاشمی، مثل حسین فریدون، برادر حسن روحانی و یا فاطمه حسینی، دختر صفدر حسینی به طور خودجوش!! اقدام به تأسیس صرافی کرده بودند.

تقارن تأسیس صرافی های یاران هاشمی و روحانی با آغاز تحریم های بانکی و نفتی و آغاز جنگ اقتصادی دشمن تنها دو فرضیه را در ذهن ایجاد می کند:

  • این که هدف ایشان از تشکیل صرافی ها در آن مقطع خاص، فقط کسب منافع مالی از شرایط اقتصادی تحریم بوده باشد که در این صورت ایشان کاسبان تحریم خواهند بود.
  • این که هدف شان از تشکیل صرافی ها، تشدید تلاطم های ارزی و تأثیرگذاری بر معیشت مردم به منظور بهره برداری در انتخابات سال 92 بوده باشد، که در این صورت ایشان خائن خواهند بود.

به کار گماری جریانی که به عنوان کاسبان تحریم یا خائنان به کشور، آسیب های جدی به منافع ملی وارد کردند در موقعیت های حساس فعلی از سوی روحانی چگونه می تواند قابل توجیه باشد؟! آیا عدول از خطوط قرمز رهبری در مذاکرات هسته ای، دادن تعهد خطرناک به کارگروه اقدام مالی، تعلل ها و جسارت هایی که در برابر اوامر رهبری مکررا انجام شده است، اصرار برای قبح شکنی رابطه با آمریکا از طریق بزک کردن آمریکا و تماس های تلفنی و مصافحه برخلاف منویات رهبری و عدم اجرای اقتصاد مقاومتی به عنوان حلال مشکلات کشور، موارد قابل تأملی هستند که لزوم بررسی کفایت رئیس جمهور از سوی مجلس محترم را گوشزد می نماید.


nazokbin

94/12/24
7:59 ص

photo_2016-03-11_15-47-28هاشمی رفسنجانی در کنایه به فرمایش مقام معظم رهبری درباره شباهت علامه مصباح با شهید مطهری توئیت نوشت که «شهید مطهری هرگز نردبان ترقی جریان انحرافی نشد» و ما هم در پاسخ به این جمله جسورانه این چنین میگوییم:

1- انسان موجودی مختار است و به همین دلیل هرکسی در تغییر مسیرش اختیار دارد و به همان دلیل که حضرت پیامبر(ص) بابت انحرافات زبیر که خود حضرت، وی را سیف الاسلام لقب داده بود مقصر نیست و به همان دلیل که امام خمینی(ره) بابت انحرافات آیت الله منتظری و امثالهم مقصر نیست، علامه مصباح نیز بابت تغییراتی که طی چند سال و با نزدیکی بیشتر احمدی نژاد به مشایی در رفتار وی پدید آمد مقصر نیست.

2- آقای هاشمی! مگر شما که در سالهای قبل از انقلاب برای نزدیک کردن منافقین (به اصطلاح مجاهدین وقت) به انقلاب اصرار و تلاش فراوان کرد و حتی علامه مصباح را بابت عدم همکاری در این خصوص غیرانقلابی نامیدید، هرگز خودتان را در انحرافات، ترورها و خیانتهایی که بعدها از سوی منافقین رخ داد مقصر دانستید؟!

3- آقای هاشمی! آیا شما که شخصیت و سابقه و جایگاه خود را نردبان ترقی مهدی هاشمی و گرفتن پست حساس در وزارت نفت و نهادهای دیگر کردید، هرگز خودتان را بابت مفاسد کلانی که داشت و خسارات سنگینی که با رشوه، جعل و اختلاس و… به منافع ملی وارد کرد، مقصر دانستید؟! و یا طوری وانمود کردید که انگار او خادمی بزرگ است که حقش خورده شده است؟!

4- بزرگترین اشتباه احمدی نژاد تعلل هایی بود که در برابر اوامر رهبری انجام داد و باعث آسیب پذیری وی گردید و البته شما در برابر رهبری، به مراتب بیش از احمدی نژاد، دچار تعلل و حتی تمرد شدید پس اگر شما او را منحرف میشناسید، بدانید که ما شما را بسیار بیش از وی دچار انحراف میدانیم.

5- اگر علامه مصباح نردبان ترقی احمدی نژاد شد، اما هرگز در بروز اشتباهات وی با او شریک نشد و ضمن نصیحتهای دلسوزانه محرمانه و بعضاً علنی، هرگز اشتباهات وی را توجیه نکرد، ولی شما با لجاجتها و کارشکنی هایی که با تمام اهل و عیال و دوستان تان در مسیر احمدی نژاد که رئیس جمهور قانونی کشور بود انجام دادید، او را برای افتادن در چاه لجبازی و حاشیه سازی هُل دادید.


nazokbin

94/12/7
7:48 ع

اصلاح طلبان

باتوجه به ادعاهای برخی از شخصیت های مطرح اصلاح طلب در برنامه های تبلیغاتی شان، مبنی بر این که اصلاح طلبان پاک ترین سیاستمداران هستند بر آن شدم تا متنی کوتاه در طعنه به این ادعا تقدیم نمایم:

از پاکی سیاستمداران اصلاح طلب این بس ­که وقتی صادق خرازی از لیست اصلاح­ طلبانی که به دشمن گرا دادند خبرداد به جای اینکه این مزدوران را معرفی و طرد کنند، با او کاری کردند که مجبور به­ سکوت گردد. از پاکی ایشان همین بس که کروبی، رییس مجلس اصلاح طلبان با پذیرفتن دریافت چند صد میلیون تومان از شهرام جزایری، این امر را طبیعی دانست. از پاکی شان همین بس که کرباسچی که مجرم بزرگ اقتصادی بود، رئیس ستادانتخاباتی همین کروبی می­ شود و اصلاح طلبان از ایشان قهرمان­ سازی می ­کنند، از پاکی سیاسیون اصلاحاتی این که بس که با تأسیس دانشگاه ­غیر مجاز هاوایی، برای خودشان مدرک ­سازی می­ کردند، از پاکی ­شان این بس­ که شهرام جزایری و وکیلش (علیزاده طباطبایی) می­ گویند به 60 نفر از نمایندگان مجلس­ ششم، نفری ­چند صد میلیون تومان پول داده است، از پاکی سیاسیون اصلاحات این بس که در خصوصی­ سازی­ های دولت اصلاحات با ترک تشریفات انجام شد وبعضاً حتی پول اجناس داخل انبار کارخانجات هم ازدوستان سازندگی و اصلاحات اخذ نشد، از پاکی شان این بس که در دوره اصلاحات، افرادی مثل مهدی­ هاشمی و ترقی جاه بر سفره قراردادهای نفتی نشستند و با اخذ رشوه برمنافع ملی آتش زدند، از پاکی سیاستمداران اصلاحات این که رئیس دولت شان را 8 سال به دروغ دکتر گفتند و از پاکی ایشان این بس که در برخورد با مفاسد کاملاً سیاستزده تقبیح یا تطهیر می کنند.


nazokbin

94/10/23
8:11 ص

139307251216158233861014

باتوجه به این که هنوز برخی از حامیان آقای زنگنه و مهدی هاشمی، کرسنت را فارغ از مفاسدی که در آن رخ داده است تطهیر میکنند و در جهت منافع ملی برمی شمارند، نظر شما را به اظهارات آقای روحانی درباره کرسنت در نامه ای که به رئیس جمهور وقت نوشته بود جلب میکنم :
«عمل از طریق واسطه، عقد قرارداد طولانی با شرکت غیر معتبر که در سنوات قبل نیز عملکرد ضعیفی داشته و حقوق ایران را در میدان نفتی مبارک نادیده گرفته است، قیمت و شرایط قراردادی در مقایسه با منطقه بسیار پایین و نامطلوب است»

وقتی آقای روحانی، زنگنه را به عنوان وزیر نفت پیشنهاد میدهد بسیاری از منتقدان به استناد همین نامه، زنگنه را که در زمان وزارتش قراردادهای متعدد مفسده انگیز نفتی مثل کرسنت و استات اویل و توتال و دارخوین و … منعقد شده بود را فاقد صلاحیت وزارت دانستند ولی آقای روحانی اینطور جواب دادند:
«از زمان شورای عالی امنیت ملی با ایشان همکار بودم. برخی رسانه?ها ایرادی در این زمینه گرفته اند. نویسنده آن نامه که به بنده نسبت می?دهند، خودم هستم. آن موضوع ربطی به صلاحیت ایشان ندارد. وزارت نفت نیازمند دیپلماسی گسترده?ای است و بی تردید زنگنه جزء بهترین?ها هستند و به تعبیری بهترین است که می تواند در این شرایط حساس این مسئولیت را بپذیرد.»

نتیجه این که اولاً آقای روحانی نامه شان در خصوص کرسنت را رد نکرده اند و ثانیاً این که مفاسد نفتی گسترده ای که در زمان زنگنه رخ داده را ناشی از سوءمدیریت ایشان معرفی نمی کنند و ایشان را بهترین گزینه برای امروز معرفی میکنند و با این وجود، از منتقدان توقع دارند طرح تیپ قراردادهای جدید نفتی را مفسده انگیز ندانند.


nazokbin

94/10/7
11:56 ص

753108_673

– متأسفانه دیده میشود که اصلاح طلبان هروقت که بابت پولهایی که شهرام جزایری به بزرگان اصلاح طلبی پرداخت کرده نکوهش میشوند، به جای پذیرش زشتی جرم شهرام جزایری و کسانی که از وی پول گرفتند، به یک تهمت زشت نسبت به دفتر رهبری دست میزنند و ادعا میکنند که شهرام جزایری به دفتر رهبری هم پول داده بود ولی این ادعا در هیچکدام از اظهارات شخص شهرام جزایری که ادعا کرده بود به کروبی، محمدرضاخاتمی، هادی خامنه ای، الیاس حضرتی و 60 نماینده مجلس ششم پول داده، وجود ندارد. بحث دیگر این که نه تنها شهرام جزایری هرگز چنین ادعایی نکرده است.
– بلکه علیزاده طباطبایی، وکیل شهرام جزایری (و وکیل مهدی هاشمی و از دوستان نزدیک هاشمی رفسنجانی) در مصاحبه ای که در خصوص شهرام جزایری با نشریه پنجره انجام داد عاملی را که باعث گرفتار شدن شهرام جزایری شده بود را اینچنین بیان میکند:«شاید شهرام جزایری به‎خاطر ناآشنایی با فضای سیاسی بود که چک کمک به دفتر رهبری را ارسال کرد. حتی مطرح است که اگر این کار را نمی‎کرد، ممکن بود فعلا گرفتار نشود. برخی معتقدند که جریانی به نوعی شهرام را به این سمت سوق داد که او گرفتار شود. این بحث هم هست ولی به هرجهت جریاناتی بودند که به‎دنبال زدن شهرام بودند.»
– نکته دیگری که در پرونده شهرام جزایری موجود است این اگر چه برخی از افرادی که شهرام جزایری نام برد، مانند کروبی به پولی که گرفتند اقرار کردند، اما برخی نیز این مسئله را منکر شدند البته بدون این که بخواهند از شهرام جزایری بابت تهمتی! که به ایشان زده است، شکایت کنند.
– از دیگر مسائلی که در خصوص پرونده شهرام جزایری وجود دارد این که مبالغی که بیان افراد سرشناسی دولتی و مجلسی اصلاح طلب پرداخت کرده بود عموماً ارقام بالا و بعضا چندصدمیلیونی بوده اند و این در مقایسه با پولی که محمد رضا رحیمی بین 170 نماینده اعم از اصولگرا و اصلاح طلب توزیع کرده بود، سرجمع 1 میلیارد و دویست بوده است و بحث دیگر این که پولی که رحیمی بین ایشان تقسیم کرد به عنوان رئیس دیوان محاسبات مجلس و با ادعای قانونی بودن منبع پولها صورت گرفته است.
– فارغ از تمام مطالب فوق آنچه مهم است این که برخورد سیاسی و دوگانه در برابر مفاسد اقتصادی اقدامی کاملا برخلاف منافع ملی است و و البته کاش این چنین پولهایی چه کم و چه زیاد بین مسئولان و نمایندگان توزیع نمیشد. و مفسد اقتصادی چه رحیمی و زنجانی و خاوری باشد و چه شهرام جزایری و مهدی هاشمی و کرباسچی باید محکوم گردد و نه این که مثلاً پول دادن محمد رضا رحیمی و پول گرفتن 170 نماینده را محکوم ولی پول دادن شهرام جزایری و پول گرفتن بزرگان اصلاحات و 60 نماینده مجلس ششم را تطهیر نمایند و برای این تطهیر حتی حاضر به تهمت به دفتر رهبری هم بشوند.


nazokbin

94/5/27
8:57 ص

هاشمی رفسنجانیمطلبی در سایت پارسینه منتشر شده است با عنوان این که “بازی با هاشمی بازی با ابررایانه” که بند به بند به  آن پاسخ می دهم:

پارسینه: یک- «در این روزها بیشتر به درستی این جمله «بازی با احمدی‌نژاد مانند شطرنج با گوریل است، ممکن است وسط بازی مهره‌ات را بخورد» پی برده‌ام.»

نازک بین: متأسفانه این عبارت هتاکانه است و هر چند در یکی از سایت های حامی احمدی نژاد منتشر شده باشد باز هم توجیهی برای تکرار این عبارت اهانت آمیز در مورد یک شخص خاص نمی تواند تلقی گردد و البته این که احمدی نژاد معمولاً در قالب های مرسوم بازی نمی کرد از طرف دوستان و رقبایش مورد تفاهم است و بعضاً این خروج از قانون بازی، با خروج از حلقه بسته مدیران و یا کارهای خوبی مثل سفرهای استانی بود و بعضاً نیز با ایستادگی در اجرای برخی قوانین یا نهادهای قانونی که البته نوع عدومش قابل توجیه نیست، لیکن حواسمان باشد که مثل همین مسئله را برخی دیگر از مسئولان نیز داشتند و هرجایی که کم می آوردن با بهانه های واهی سعی می کردند میزبازی را بهم بزنند.

پارسینه:‌ دو- «باید حداکثر استفاده را از روزهای زندان برد. این دوران بسیار مناسبی برای پرورش فکر و اندیشه است. من کتاب بیست جلدی تفسیر راهنما را در دوران سه ساله زندان نوشتم.»

نازک بین: البته من هم توصیه میکنم از روش های ایراد خسارات چند میلیارد دلاری که به اقتصاد کشور زده شد کتاب بنویسد و بگوید که چگونه می توان یک تنه 12 بند جرم انجام داد و در عین حال 12 بند را به 3 بند ادغام کرد و 25 سال را به 10 سال تخفیف گرفت و شاهد و شریکش نیز یا کشته و یا مفقودالاثر گردند و در نهایت طلبکار هم بود …. اینها سوالاتی است که برای خیلی از مردم ایران وجود دارد و حاضرند برای کسبش کتاب بخرند.

پارسینه: جمله یک، بخشی از متنی است که در پایگاه حامیان محمود احمدی نژاد منتشر شده است، نویسنده در تشبیهی، احمدی نژاد را رقیبی میداند که گاهی قواعد بازی را بهم میزند و در میانه شطرنج، شاید مهره بازی را بخورد. قهر یازده روزه، نمایش فیلم در جلسه سوال مجلس از رئیس جمهور، عزل چند تن از وزیران در روزهای پایانی دولت نهم، برکناری متکی در هنگام سفر به سنگال و … نمونه هایی برای برهم زدن بازی توسط محمود احمدی نژاد است.

نازک بین: البته قهر رئیس جمهور قابل توجیه نیست ولی عزل وزیران از اختیارات رئیس جمهور است که می توانست به صورت اخلاقی تر انجام گیرد و البته در خصوص برخی از وزارتخانه ها مثل اطلاعات حتماً باید با رهبری هماهنگ می بود که متأسفانه نشد ولی از این اعلام نارضایتی ها کم و بیش در دولت های دیگر نیز در خصوص انتصاب برخی وزرای ناشایسته وجود داشته و دارد.

پارسینه: این رفتار احمدی نژاد است که او را «غیرقابل پیش بینی» می نامند. علاوه بر اینکه احتمال میرود که یکی از مهره های بازی را حرکت دهد، احتمال دارد مهره را بخورد یا بزند زیر میز بازی و هر احتمال دیگر. جایی که او ناراضی باشد، احتمال دارد قاعده بازی را بهم بزند.

نازک بین:‌ البته برخی رفتارهای احمدی نژاد قابل پیش بینی نبود ولی یک پارچه دانستن شخصیت احمدی نژاد دولت نهم و دهم از دقت این برآورد به شدت کم میکند چرا که احمدی نژاد دولت نهم بسیار قابل پیش بینی بود، او هرگز در مسیر حاشیه و قانون شکنی و تعلل حرکت نکرد، همانطوری که هاشمی رفسنجانی نیز در مقاطعی همین خصایص را داشت و البته هر دو با گذشت زمان به کانون حواشی تبدیل گردیدند.مهدی هاشمی

 پارسینه: جمله دوم، گفتگوی اکبر هاشمی رفسنجانی با پسرش مهدی است که این روزها به زندان رفته است. هاشمی به پسرش نمیگوید که تلاش خواهد و او را از زندان بیرون خواهد آورد. هاشمی نگفته است که افراد دور من خط قرمز من است. – با سخن احمدی نژاد که در واکنش به دستگیری اطرافیان گفته بود کابینه ام خط قرمز من است ، مقایسه شود- هاشمی و مهدی و خانواده اش، حکم زندان را پذیرفته اند. هاشمی به او خروج از زندان را نوید نمیدهد؛ او را به بهره گیری از زندان دعوت میکند. هاشمی و خانواده اش از حکم دادگاه ناراضی اند، اما قاعده بازی را بهم نمیزنند و با مهره ها بازی میکنند.  رعایت قواعد بازی از سوی هاشمی، آنگاه اهمیت بیشتر مییابد که دلواپسان و مخالفین هاشمی به این امید بسته بودند که هاشمی زیر میز بازی بزند و حرکتی کند که خارج از قواعد بازی باشد. در جریان محاکمه مهدی، او از پسرش خواست که به ایران بیاید. جلوی محاکمه را نگرفت. چند بار گفت که به هیچ وجه در محاکمه دخالت نمیکند. با پیشنهاد درخواست عفو از رهبری مخالفت کرد. مهدی هاشمی پیش از ابلاغ اجرای حکم، خود را به زندان معرفی میکند تا مبادا این تردید ایجاد شود که آنها در حال چانه زنی برای نفی حکم هستند.

نازک بین: متأسفانه در این بندها به شدت حق زیرپا گذاشته شده است، چرا که اولا هاشمی در عمل برای اطرافیانی مثل مهدی هاشمی خط قرمز تعیین کرد، پرونده مفاسد مهدی هاشمی از زمان دولت اصلاحات کشف و مطرح شد و تا امروز به خاطر  همین فشارهای سنگین که قوه قضاییه بارها به آنها اذعان کرده، دچار تعلل و به نظر ما حتی تخفیف گردیده است. متأسفانه نه تنها هاشمی و همسرش رأی زندان را نپذیرفتند، بلکه با جملاتی که گفتند هم قوه قضاییه را زیر سوال بردند و هم نظام را تهدید کردند چرا که گفتند این زندان را مقدمه ای برای یک انقلاب دیگر (و البته به زعم ما فتنه ای دیگر) معرفی کردند و بحث دیگر این که اگر مهدی هاشمی به ایران آمد ناچار بود، چرا که پرونده ی قضاییش در کانادا بیخ پیدا کرده بود و وکیل مهدی هاشمی (علیزاده طباطبایی) نیز رسما از وزارت امور خارجه وقت درخواست کرده بود تا به داد مهدی هاشمی برسد (در اینجا بخوانید) و با این شرایط بود که با توجه به این که پشت گرمی مهدی هاشمی در ایران بیش از کانادا بود، ترجیح داد به ایران فرار کند، بحث دیگر این که هرگز رهبری به ایشان پیشنهاد عفو نداده است که این نیز دروغی شاخدار است، بازهم بحث دیگر این که چانه زنی آقایان برای رد و زیر سوال بردن رأی به صورت تمام و کامل از طریق مراحل قانونی و فراقانونی و غیرقانونی انجام شده است و یکی از دلایل به طول انجامیدن بیش از یک دهه ای این پرونده همین مسئله است و از همه مهمتر این که  حضور مهدی هاشمی در جایگاه بالای مدیریتی در وزارت نفت و ایجاد گردنه برای اخذ رشوه از شرکت های مطرحی مثل توتال و کرسنت و استات اویل و … باید مورد مؤاخذه باشد نه این که آقایان با حمایت و هدایتی که از شروع و ادامه ی یک فساد بزرگ کردند طلبکار بشوند و از این جاعل و مختلس و مرتشی قهرمان هم بسازند.

فائزه هاشمیپارسینه:‌ این سال ها مخالفان هاشمی، بارها با طعنه و کنایه گفتند که حب فرزند گاهی انسان را به سقوط میکشاند و در برابر انقلاب قرار میدهد و … این کلمات بسیار شنیده شد.  آنها انتظار داشتند آنچه برای قائم مقام سابق رهبری (آیت الله منتظری) در داستان آن مهدی هاشمی رخ داد، برای اکبر هاشمی در ماجرای این مهدی هاشمی رخ دهد؛ اما نشد. همین انتظار آنان موجب شده بود که مخالفان هاشمی تا میتوانند داستان محاکمه مهدی هاشمی را از متن محاکمه به حاشیه های سیاسی بکشانند و دایره معنایی محاکمه را فراتر از آنچه در دادگاه رخ میدهد تفسیر کنند و آتش اتهام را به دامان اکبر هاشمی و همسویان سیاسی او گسترش دهند. وطن امروز تیتر می زد که «پشتش گرمه» اما مهدی هاشمی محاکمه می شود و زندان میرود و پدر در برابر حکم نمی ایستد و بازی را بهم نمیزند.

نازک بین: آیا هاشمی رفسنجانی و همسرش برای مهدی و فائزه کم چانه زدند؟! کم غیرتی شدند؟! کم تهدید کردند؟! کم به بهانه های واهی ایشان را از زندان خارج می کردند؟! کم در هنگام دریافت رأی یا معرفی به زندان تعلل کردند؟! مگر همین هاشمی نبود که در روزهایی که قرار بود رأی قطعی هاشمی اعلام شود در سایت هاشمی تهدید کرد که “سینه هاشمی سرشار از حرفهای مگوی انقلاب است” ؟!؟ مگر همین الان مادرش عفت مرعشی زندانی شدن فرزندش در اوین را آغازی برای یک انقلاب دیگر، تهدید نکرد؟! به راستی ای کاش هاشمی اینقدری که برای مجازات فرزند مفسد و متخلفش غیرتی شد برای فرزندان ملتی که بابت آن دروغ بزرگ تقلب از دوطرف کشته شدند و یا آسیب دیدند دل می سوزاند و در چنین فتنه ای نقشی محوری ایفا نمی کرد. به راستی کدام ایرانی است که گمان کند اگر فردی جز هاشمی رفسنجانی فرزندی با جرایم مهدی داشته باشد، مجازاتی کمتر از اعدام برایش رقم می خورد؟! به راستی چگونه است که با این همه فتنه گری، فشار، تهدید، چانه زنی و تهمت زنی به نظام و دستگاه قضایی و شورای نگهبان و سپاه و … هنوز راست راست می گردند و تازه طلبکار هم هستند که ما میز بازی را بهم نمی زنیم؟! به راستی چگونه مدعی ظرفت بازی و شکست هستند در حالی که میز انتخابات 88 را بدون هیچ دلیلی از راه دروغ، تهمت، فتنه و خلاف قانون به هم زدند و تلاش کردند تمام مهره ها و صفحه ی شطرنج و میز بازی را ببلعند، البته بماند که لقمه از بس بزرگ بود گلوگیرشان شد و ماند ….

پارسینه: این ویژگی هاشمی است، او در چارچوب بازی، مهره را حرکت میدهد. وقتی در انتخابات 92 به بهانه کهولت او را رد صلاحیت کردند، او بازی انتخابات را بهم نزد و به این حکم تمکین کرد. اما نارضایتی اش را با نشان دادن فیلمی از کوه پیمایی اش نشان داد. در مقابل رد صلاحیت محسن هاشمی در انتخابات شوراها نیز بازی بهم نخورد؛ در حالیکه کشتی گیران و خوانندگان و … تأیید صلاحیت شده بودند و فردی که سالها ریاست مترو را بر عهده داشت، رد شده بود.

نازک بین: و البته اگر فرض کنیم که هاشمی زمین بازی را بهم نزد پس خوب است که بگوییم احمدی نژاد هم زمین بازی را به خاطر رد صلاحیت مشایی بهم نزد و هیچکدام دیگر از رد صلاحیت شده ها هم میز بازی را بهم نزدند، و این که چقدر جالب است که اگر در جایی به قانون عمل کرده اند چقدر به چشمشان آمده است!!! ولی همان برخورد از طرف رقیب را نادیده می گیرند……

هاشمی رفسنجانی و عفت مرعشیپارسینه:‌ هاشمی همچنان پس از سال ها از انتخابات 84 ناراضی است، اما او باز هم تنها به نشان دادن نارضایتی بسنده کرد. در انتخابات 88، او باز هم سکوت را اختیار کرد. اگر چه بارها متهم به اقدام عملی و رأس فتنه بودن شد، اما هیچگاه نشانه ای از اینکه او شریک یا رأس فتنه بوده است، رو نشد و از اتهام سران فتنه به ساکت فتنه متهم شد؛ جایی که احمدی نژاد خارج از قواعد بازی بگم بگم راه انداخته بود.

نازک بین: ادعای سکوت هاشمی بعد از انتخابات 88 اینقدر مسخره است که هیچ کس نمی تواند آن را باور کند، چگونه می توان فراموش کرد که هاشمی از هر  تریبونی حتی از تریبون نمازجمعه علیه انقلاب، نظام، قانون و مراجع قانونی خط و نشان کشید؟! چه کسی می تواند نامه ی بدون سلام و دارای تهدیدش به رهبری را به معنی سکوت تلقی کند؟!! چه کسی می تواند بگم بگم های هاشمی و سران فتنه را قبل از شروع وقت قانونی انتخابات 88، کمتر از بگم بگم های احمدی نژاد بداند؟!!

پارسینه:‌ میتوان گفت بازی با هاشمی، شطرنج با ابررایانه است و این شطرنج حالا وارد مراحل جذاب تر خود شده است.
نازک بین:‌ و البته این ابر رایانه خوب است بداند که ابررایانه های فرسوده و نیم سوز الان از یک تبلت کودکان نیز ضعیف ترند و شخصیت این ابر رایانه با تمام اقدامات آشکارش در فتنه 88 و در برابر قانون اساسی، رهبری و آرای مردمی و در حمایت از فرزند مجرمش برای اکثر ایرانیان آشکار و سوخته است و یکی از اصلی ترین دلایلی که با یک رأی شکننده به نامزد مورد حمایت هاشمی که با نامزد اصلاح طلبان هم ائتلاف کرده بود، رأی دادند این بود که مردم گمان کردند همان ها که کشور را بهم ریخته اند بهتر می توانند کشور را به حالت اول برگردانند ….


nazokbin

94/3/25
8:2 ص

 

حکم مهدی هاشمیبا توجه به پرونده هایی که در این یکی دوساله در خصوص مفاسد کلان اقتصادی و یا جرایم شخصیتهای معروف و بعضاً مسئولان سابق انجام شده است، لازم دیدم برخی موارد را در این خصوص تقدیم نمایم:

1- این که قوه محترم قضاییه به بررسی پرونده های کلان اقتصادی و یا شخصیت های مطرح کشور از هر جناحی می پردازد امری قابل تقدیر است و امیدواریم با توجه به تأکیدات اکید مقام معظم رهبری این مسئله با همت و سرعت بیشتری در دستور کار قوه محترم قضاییه قرار گیرد و سایر قوا، احزاب، جناح ها و مهمتر از همه خود مردم از این حرکت به هر روشی حتی با مطالبه گری های صرف خود حمایت نمایند. گفته های مسئولان قضایی و افراد مطلع و برخی از مراکز قدرت و ثروت نشان می دهد که در بررسی برخی پرونده ها فشارها و عدم همکاری هایی صورت می گیرد که عدالت اقتضا می کند تا قوه قضاییه محکم به این خطوط قرمز ورود کند و رهبری و مردم را حامی واقعی خود در این پرونده ها بداند.

2-اگر چه قضات قوه محترم قضاییه کاملاً مستقل هستند، ولی توقع می رود نسبت به انتخاب و تربیت این قضات و تناسب توانایی های شان با پرونده هایی که به ایشان سپرده می شود، نظارت و دقت بیشتری صورت گیرد. مردم حق دارند تا ضعف های مقامات قضایی را به پای دستگاه قضا بنویسند چرا که این قضات نیز به آموزش، تربیت، حمایت و فراهم شدن امکانات قوه محترم نیازمند هستند؛ در این بند به صورت مشخص به برخی از انتقاداتی که به نحوه روند رسیدگی و صدور حکم مهدی هاشمی وارد به نظر می رسد، اشاره می گردد:

الف- این که مدارک و مستندات به منظور تکمیل به یک اداره یا وزارتخانه ارجاع شوند، یک مسئله بدیهی و پذیرفته شده است، اما وقتی تمام شواهد و قرائن نشان می دهد که وزارت مربوطه علاقه ای به محکومیت فرد خاطی ندارد، شایسته بود تا تکمیل موارد ناقص در همان دادگاه و با حضور نمایندگان وزارت اطلاعات و با طرح سوالات دقیق در خصوص برخی نواقص و یا با هر تدبیر مناسب دیگری انجام شود، نه این که برگه های بسیار مهم از پرونده جهت تکمیل به وزارت اطلاعات تحویل گردد و به همین سادگی به جای تکمیل اسناد و پرونده، شاهد خارج شدن شان از دستور بررسی باشیم.

ب- این که 12 بند از جرایم سنگین و مشخص به نحوی در هم ادغام شوند که به 3 بند تقلیل یابد تا بتوان از امتیاز ماده 134 قانون مجازات اسلامی استفاده شود، با توجه به عرف گذشته و قوانین موضوعه قابل درک نیست، این اقدام حقیقتاً بیش از این که در جهت تسهیل رسیدگی به پرونده تحلیل گردد، در جهت تأمین شرایط تخفیفات عمده 25 سال حبس به 10 سال تلقی شد.

ج- این که برای اتهامات اقتصادی آقای مهدی هاشمی، صرفاً به رد مال و جریمه بسنده شود و به خسارت های بسیار سنگین اقتصادی که به بهای دریافت این رشوه ها، به کشور و منافع ملی تحمیل شده است توجه نشود، چه توجیهی می تواند داشته باشد؟ چرا این همه ضرر و زیانی که در اثر قراردادهای مشکل دار نفتی به کشور وارد شده است در بررسی پرونده و صدور رأی دخیل نشده اند؟ اینجا بحث سوء مدیریت نیست که بتوان ندانم کاری یک مدیر را تطهیر کرد، بلکه دقیقاً بحث ترک تشریفات و تخلف در جهت ایجاد منافع مشترک بین رشوه دهند و رشوه گیرنده است، تخلفاتی که چندین برابر رشوه های ردوبدل شده، منافع نامشروع برای راشی ایجاد کرده است.

3- مسئولان قوه محترم قضاییه (و نه قضات محترم) در برخی موارد متأسفانه استانداردها، قوانین و عرف خود را زیرپا می گذارد که این مسئله از نظر ما قابل پذیرش نیست که به برخی از این استانداردها اشار می کنم:

الف- به زعم ما اگر رحیمی یا بقایی مجرم هستند در همان زمان که جرمشان ثابت شد باید محاکمه یا بازداشت شوند نه این که یکروز قبل از اعلام حکم بدوی و تجدید نظر جناب مهدی هاشمی، این اقدام صورت گیرد، شاید قوه محترم قضایی می خواهد تا با نمایش یک رویکرد بی طرفانه، ذهن مردم و جریان های سیاسی را از شائبه سیاسی بودن برخوردهای قضایی پاک نماید ولی این حرکات بیشتر شائبه ملاحظه کاری های بیش از حد را تلقین می کند، ملاحظه کاری هایی که احتمالاً موجب مانع تراشی در برخورد جدی و قاطعانه در خصوص برخی تخلفات کلان گردیده است.

ب- اگر قرار است متهمان بدون درج نام و با حروف ابتدای اسم و فامیل معرفی شوند، این مسئله نسبت به همه رعایت گردد نه این که برخی در همان مرحله اتهام و بازجویی با نام و نام خانوادگی مخاطب قرار گیرند و برخی دیگر نیز حتی بعد از صدور رأی نهایی با احتیاط خطاب قرارگیرند.

ج- همانطوری که قوه محترم قضاییه همیشه در هنگام اعلام اسامی محکومین قضایی، به جزییات جرم و جریمه هایشان اشاره می کرده است توقع بود که در مورد مهدی هاشمی نیز در همان زمان اعلام رأی، دقیقاً به میزان و تعداد رشوه ها، اختلاس ها، جزییات جرایم امنیتی، میزان جرائم و نوع مجازات هایش اشاره گردد ولی متأسفانه به صورت کلی از آنها عبور شد و بعضاً از نهادهای دیگر به صورت پراکنده اعلام می گردند.


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
سیاسی ، دولت ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، هاشمی رفسنجانی ، صدا و سیما ، رسانه ، تورم ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، مشایی ، تحریم ، اعتقادی ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، برجام ، عدالت ، قوه قضاییه ، انقلابی ، اقتصادی ، تولید ، آمریکا ، مجلس ، علی لاریجانی ، بصیرت ، رابطه با آمریکا ، رشت ، گیلان ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، فرهنگی اجتماعی ، غرب ، استاد مصباح ، خانواده ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انقلاب ، انتخابات 96 ، هاشمی ، مهدی هاشمی ، سران فتنه ، سعید جلیلی ، مذهبی ، بانک ، جبهه پایداری ، شورای نگهبان ، علی مطهری ، کارمند ، مسکن مهر ، انتخابات ریاست جمهوری ، اصلاح طلبان ، اجرای برجام ، تحلیل های اقتصادی ، سوریه ، ماهواره ، جواد ظریف ، امام خمینی (ره) ، انتقاد پذیری ، استقلال ، مدیریت و ایمنی ، فساد بزرگ اقتصادی ، سیاست ، طنز ، ولایت فقیه ، ظریف ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، هنر ، ارز ، استکبار ستیزی ، اسرائیل ، انتخابات مجلس ، بدعهدی آمریکا ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی ، انتخابات آزاد ، ایمنی ، نقض برجام ، سران قوا ، نرخ رشد جمعیت ، مذاکره کنندگان هسته ای ، جریان انحرافی ، توافق نهایی هسته ای ، تهاجم فرهنگی ، تحریف انقلاب ، بانک ، انتقاد ، مدیریت ، نرمش قهرمانانه ، سبک زندگی ، علامه مصباح ، سینما ، شبکه های اجتماعی ، مردم ، انقلابی گری ، اصولگرایی ، جمنا ، کارگر ، تحریف اسلام و انقلاب ، حجاب و عفاف ، اشتغال ، برجام 2 ، پسابرجام ، مسجد ، هنر و رسانه ، فوتبال ، قالیباف ، قانون اساسی ، مذاکرات هسته ای ، نفوذ ، فرهنگ عمومی ، رابطه ایران و آمریکا ، برجام های 2 و 3 ، باقری لنکرانی ، ازدواج ، آرمان های انقلاب ، وبلاگ نویسی ، آموزش و پرورش ، ائتلاف اصولگرایان ، اعتدال ، اینترنت ، انتخابات های 94 ، دولت یازدهم ، رکود ، شبکه اجتماعی افسران جنگ نرم ، میر حسین موسوی ، مالیات ، محمد جواد ظریف ، گفتمان انقلاب ، عربستان ، بسیج ، امام حسین ، حضرت مهدی عج ، کارشکنی های آمریکا در اجرای برجام ، حقوق های نجومی ، حقوق کلان مدیران دولتی ، حامیان متعصب احمدی نژاد ، خاتمی ، داعش ، تحریم موشکی ، تحریف شخصیت امام خمینی ، ترکیه ، جدایی نادر از سیمین ، تولید ملی ، توهین های دولتمردان ، ائتلاف اصلاح طلبان ، احمد توکلی ، آمریکا ، بسته تحریم موشکی ، انتقادات به برجام ، ایرانیت ، عراقچی ، فتنه گران ، عکس ، روحانی ، دولت راستگویان ، دولت های نهم و دهم ، سعید مرتضوی ، قرارداد خرید هواپیما ، محسن رضایی ، متن برجام ، نقدینگی ، مرگ بر آمریکا ، محمد خاتمی ، قراردادهای پسابرجامی ، سیاه نمایی ، عزت ایران ، عبدالرضا داوری ، باخت اصولگرایان در تهران ، پارسی بلاگ ، آملی لاریجانی ، ادارات ، توالد ، جنبش برنمی تابیم ، تحریم های جدید ، خودروسازان ، حوادث ناشی از کار ، دوقطبی سازی ، حاشیه سازی ، حجاب ، حداد عادل ، حلقه انحرافی ، حقوق ، حسین قدیانی ، حادثه پلاسکو ، خطوط قرمز رهبری ، جدایی مشایی از احمدی نژاد ، توهین ، توصیه رهبری به احمدی نژاد ، بیداری اسلامی ، پزشک ، انتخابات خبرگان ، عدالت خواهی ، شهید ، صادرات ، سید حسن خمینی ، سمن ، سبد کالا ، سپاه ، ساده زیستی ، مداحان ، مبارزه با فساد ، متکی ، مسکن مهر ، مصافحه ظریف و اوباما ، ولایتمداری ، کرسنت ، کهریزک ، مفاسد کلان اقتصادی ، مهدی خزعلی ، نهاوندیان ، واردات ، نظارت ، لیست هاشمی ، کارگر ، قرارداد صنعت خودرو ، سال اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل ، ضرغامی ، طرفداران دولت ، شهرداری تهران ، شجریان ، شفافیت اقتصادی ، امر به معروف و نهی از منکر ، اکبر ترکان ، بازرس کار ، بانک مرکزی ، پویش اجازه نمی دهیم ، پساتحریم ، بقایی ، آیت الله جنتی ، آیت الله رئیسی ، 9 دی ، bbc ، VOA ، امام حسین (ع) ، اقتدار ایران ، اردغان ، توافق وین ، توان موشکی ، تعهد به FATF ، جهاد اقتصادی ، جعفرزاده ، جان کری ، توافق چند مرحله ای ، تشدید تحریم ها ، چادر ، حصر خانگی ، حصر سران فتنه ، حسین شریعتمداری ، حضرت علی ، حقوقهای نجومی ، خط امام ، دوقطبی های کاذب ، دبه کردن هسته ای ، ترامپ ، تصویب برجام ، تعهد دولت به کارگروه اقدام مالی ، تحریم ISA ، تجاوز سربازان آمریکایی ، بیانیه لوزان ، جام زهر ، تک فرزندی ، تهران ، توافقنامه ژنو ، اسلام ، اظهارات هاشمی درباره مجلس خبرگان ، 22 بهمن ، ادغام وزارتخانه ها ، برنامه امروز دیروز فردا ، برجام خسارت محض ، بازرسی کار ، بازار ، انگلیس ، انقلاب اسلامی ، انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم ، امام زمان (عج) ، شورای عدم تعهد ، عدالت اجتماعی ، عذر خواهی ، غیرت ، فائزه هاشمی ، فرزندان ، سالگرد برجام ، رد صلاحیت احمدی نژاد ، رفع حصر ، رویانیان ، فیش های نجومی ، فضای مجازی ، مجلس خبرگان ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
رقصی میان میدان مین پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا سرچشمه ادب و عرفان یا صاحب الزمان (عج) هــم انــدیشـی دینــی پژواک من وآینده من داروخانه دکتر سلیمی ساعت یک و نیم آن روز عاشق آسمونی کانون فرهنگی شهدا رضویّون حدیث منتظران قائم (عج) همه چیز آماده دانلود تراوشات یک ذهن زیبا بادصبا آسمون آبی چهاربرج یادداشتهای فانوس نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی مهاجر ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت در سایه سار ولایت فروشگاه اینترنتی پوشاک زنانه اوتیسا

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه