لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

96/1/6
8:58 ص

کنایه های احمدی نژاداحمدی نژاد در سخنرانی خود در مورخ 96/1/2 در مسجد امام حسن(ع) اهواز و در جمع اعضای شورای به اصطلاح تببین خط امام و آرمان های انقلاب اسلامی استان خوزستان حرفهایی میزند که با دست زدنها و شعارهای حضار همراه میشود و برخی کنایه های احمدی نژاد در این سخنرانی به شدت حاشیه ساز میشود، او میگوید:

«آنهایی که خیال می کنند ملت ایران نمی فهمند خودشان نفهم ترین آدمهای روی کره زمین هستند! 80 میلیون نمی فهمند، تو می فهمی؟ این چه استکباری و چه فرعنیتی است که در وجود بعضی ها پیدا شده است. 97 درصد ملت جمع می شوند و یک چیزی را می خواهند، می گوید چیز بدی است {و اقتصاد را خراب میکند}. می شود یک دلیل بیاوری که تو بهتر از همه ملت می فهمی؟ بالاخره همه شما جمع شدید، بسیج شدید، هجوم کردید یک طرفه تا به ملت بگویید این کار بد است و انجام ندهید، 97 درصد هم می گویند نه باید انجام بشود، باز هم می گوید نه خیر! تو کی هستی و از کجا تشریف آوردی؟ تو چه اختیاری داری که آن بالا نشسته ای؟ این اختیار را چه کسی به تو داده است؟ غیر از این است که ملت داده است؟ می گوید نه خیر آقا! ما بهتر می فهمیم و ملت نمی فهمد! بابا ملت انقلاب کرد که دیگر از این آدم ها نبیند. اگر قرار بود شما را ببیند آن یکی بود دیگر!»

این کنایه های احمدی نژاد که بعضا به توهین تبدیل میشود، در ابتدا به بهانه یارانه ها شروع میشود و مشخص است که حداقل یکی از مخاطبان این کنایه ها و توهین ها، روحانی و دولت متبوع وی است اما شعارها یا جملاتی مثل «شعار هرکی مرده احمدی برمیگرده» و یا «خامنه ایه رفتنیه» که در خلال و حاشیه این سخنرانی بیان میشود و یا این جملات احمدی نژاد که میگوید «ملت اگر قرار بود شما را ببیند آن یکی بود دیگر» و یا «بالاخره همه جمع شدید، بسیج شدید، هجوم کردید»، که با دست زدن اعضای شورای به اصطلاح تبیین گفتمان امام در مسجد همراه میشود، فراتر از انتقاد به روحانی به نظر میرسد، که حتی اگر خطاب به روحانی هم بود بازهم با توصیه رهبری به دوقطبی نکردن جامعه و ورود نکردن وی به انتخابات، در تعارض کامل قرار داشت.

به نظر میرسد این حرفهای احمدی نژاد در راستای تلاش وی برای بازگشت به صحنه انتخابات باشد چرا که امروز احتمال شکست روحانی در برابر نیروهای انقلابی و از دست دادن فرصت انتخابات 1400 برای احمدی نژاد، محتمل تر شده است و اگر چه سخنان به بهانه یارانه بیان میشود ولی این ظاهر قضیه به نظر میرسد چرا که جملات و فضای جلسه طوری است که انکار حمله به مقام معظم رهبری را سخت میکند. ممکن است کسی بپرسد هدف کنایه های احمدی نژاد به کدام سخن رهبری میتواند باشد و او از کدام سخن ایشان ممکن است اینقدر عصبانی شده باشد که بگوید ایشان بقیه را نعوذ بالله نفهم دانسته اند! برای پاسخ به این سوال کافی است به مهمترین جملات رهبری در این سالها که خطاب به احمدی نژاد و طیفش بیان شد توجه کنیم که در جلسه خارج فقه شان در علنی کردن توصیه به احمدی نژاد در تاریخ 95/7/5 بیان شد:

«خب بله، یک نفری، یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظه‌ی صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتیم هم شرکت نکنید، گفتیم صلاح نمی‌دانیم ما که شما شرکت کنید. این را گفتیم. خب یک چیز عادی است. انسان بایستی آن چیزی را که می‌بیند و می‌فهمد و فکر می‌کند که به نفع برادر مؤمن‌اش است باید به او بگوید دیگر. ما هم اوضاع کشور را خب، غالباً بیشتر از اغلب افراد آشنا هستیم. آدم‌ها هم، بخصوص آدم‌هایی که صدها جلسه با ما نشستند و برخاستند، بیشتر و بهتر از دیگران می‌شناسیم. با ملاحظه‌ی حال مخاطب و اوضاع کشور به یک آقایی انسان توصیه می‌کند که آقا شما اگر در این مقوله وارد شدید، این دو قطبی در کشور ایجاد می‌شود.»

نکته دیگر این که شاید برای برخی افراد این فرضیه خیلی ثقیل باشد لیکن اگر مختصات نقاطی که آقای احمدی نژاد در آن قرار داشته را به هم وصل کنیم خیلی هم عجیب نخواهد بود برای کسی که در سال 84 با بوسیدن دست رهبری حکم تنفیذش را گرفت و در سال 88 شانه رهبری را بوسید، سپس در برابر حکم عزل مشایی تعلل کرد تا خودش استعفا دهد، بعد هم تعلل در خصوص ابقای مصلحی و سپس یکشنبه سیاه و بعد تلاش برای تحمیل مشایی به عنوان رئیس جمهور و بعد هم تلاش برای دوقطبی سازی جامعه و امروز هم ورود به انتخابات و این کنایه های احمدی نژاد ، که همه این نقاط نشان از سرعت بالای سقوط احمدی نژاد را دارد، مواردی که بارها امثال حقیر در تحلیلهایمان بیان کردیم ولی مورد انتقاد دوستان خود قرار گرفتیم ولی بعدها آشکار شد که آن تحلیلها واقع بینانه بوده است و رفتارها و هزینه تراشیهای احمدی نژاد برای نظام متأسفانه همچنان ادامه دارد.


nazokbin

96/1/4
12:49 ص

اصولگرایی و انقلابی گریاخیراً یک تقسیم بندی در میان برخی جریانات خاص شایع شده است مبنی بر این که جریانات سیاسی را به سه دسته اصلاح طلبی و اصولگرایی و انقلابی گری با همین دسته بندی، کلیت جریانات اصولگرایی و اصلاح طلبی را غیرانقلابی معرفی میکنند و خود را انقلابی میخوانند. بعضاً این افراد برای مردود دانستن اصولگرایی و اصلاح طلبی به سخن مقام معظم رهبری استناد میکنند در صورتی که رهبری در سخنرانیشان در تاریخ 19 بهمن 1384، این دو جریان و همه منتسبانش را به صورت مطلق مردود ندانستند بلکه دعوای این دو را رد و هرکدام از این دو جریان را درچارچوب انقلابی حفظ میکنند و تنها تعریف انحرافی از آنها را غیرانقلابی میخوانند:

«بنده دعوای اصلاح طلب و اصولگرا را هم قبول ندارم؛ من این تقسیم بندی را غلط می دانم. نقطه ی مقابل اصولگرا، اصلاح طلب نیست؛ نقطه مقابل اصلاح طلب، اصولگرا نیست. نقطه ی مقابل اصولگرا، آدم بی اصول و لاابالی است؛ آدمی که به هیچ اصلی معتقد نیست؛ آدم هرهری مذهب است. یک روز منافع او یا فضای عمومی ایجاب می کند که بشدت ضد سرمایه گذاری و سرمایه داری حرکت کند، یک روز هم منافع اش یا فضا ایجاب می کند که طرفدار سرسخت سرمایه داری شود؛ حتّی به شکل وابسته و نابابش!

نقطه ی مقابل اصلاح طلبی، افساد است. بنده معتقد به اصولگرای اصلاح طلبم؛ اصول متین و متقنی که از مبانی معرفتی اسلام برخاسته، با اصلاح روش ها به صورت روزبه روز و نوبه نو. ما باید روش ها را اصلاح کنیم. در روش ها اشتباه و نقص وجود دارد. گاهی به مرحله ای می رسیم که امروز دیگر جواب نمی دهد؛ باید مرحله ی دیگری را شروع کنیم. حفظ اصول و اصلاح روش ها، معنای اصلاح طلبی است. البته از نظر امریکایی ها اصلاح یعنی ضدیت با نظام جمهوری اسلامی. رضاخان آمد اصلاحات راه انداخت؛ محمدرضا هم آمد اصلاحات راه انداخت؛ این همان چیزی است که بنده گفتم اصلاحات امریکایی. این اصلاحات به درد خودشان می خورد. ملت ایران اصلاح را براساس اصول خود انجام می دهد.»

همانطوری که از سخنان فوق قابل مشاهده است، مقام معظم رهبری، اصولگرای اصلاح طلبی را که ضمن اصرار و تأکید بر اصول، درپی اصلاح و بهبود شرایط است را قبول دارند و در برخی دیگر از سخنان نیز اصلاح طلب بودن را نیز یکی از ویژگیهای اصولگرایی میخواند و البته این مطمئنا متفاوت با آن اصلاح طلبی است که در آن اصول محترم شمرده نمیشوند. لذا این تلقی از سخنان مقام معظم رهبری که بگوییم رهبری هرکسی را که عرفا منتسب به یکی از جریانات اصولگرا یا حتی اصلاح طلب است را غیرانقلابی و غیر قابل تأیید دانسته اند، قطعا اشتباه است.

نکته دیگر این که همواره در میان جریانات اصولگرایی و اصلاح طلبی، افرادی حضور داشته و دارند که از عیار و خلوص پایینی در پایبندی به اصول و آرمانها برخوردار بوده اند، اما این نباید هرگز موجب گردد کلیت این جریان و مشخصه های مثبتش مذموم شمرده شوند و یا اصولگرایی و انقلابی گری در تعارض با یکدیگر قلمداد شوند، در تشریح این مسئله میتوان به چند نمونه از اظهارات مقام معظم رهبری اشاره نمود چرا که ایشان حتی اصلاح طلبی را یکی از ویژگی های اصولگرایی معرفی میکنند و مشخصه های اصولگرایی و بایدهایش را اینچنین تشریح می فرمایند:

«این‌که می‌بینید رادیوها و تبلیغات جهانی، جنجال می‌آفرینند و می‌خواهند وانمود کنند که اصولگرایی اسلامی و اسلام مبارز، از چشم مردم دنیا افتاده است، از آن دروغها و ترفندهایی است که با زحمت زیاد سعی در انتشارش دارند. قضیه به عکس است. اگر گرایش به اسلام از چشم ملتها افتاده بود، مجبور نبودند این‌قدر در شمال آفریقا و کشورهای عربی و کشورهای آسیای میانه، برای مقابله با موج اسلام‌خواهی، پول خرج کنند.» 71/12/7

«متأسّفانه یک عدّه اصولگرایی را با تحجّر اشتباه گرفته و خیال کرده‌اند که اصولگرایی یعنی تحجّر! در حالی که اصولگرایی به معنای تحجّر نیست. اصولگرایی یعنی اصول مستدلِ‌ّ منطقی را قبول داشتن و به آنها پایبند ماندن و رفتارهای خود را با آن اصول تطبیق کردن» 81/11/8

«اصولگرایی اسلامی متکی به منطق و عقل و استدلال و تجربه و شوق آزادی‌خواهی و استقلال‌طلبی یک ملت می‌شود یک چیز محکوم، می‌شود فحش: اصولگراها! البته مدتی است تعبیر «اصولگراها» را عوض کرده‌اند و می‌گویند «محافظه‌کارها»؛ غافل از این‌که در کشور ما جناحهای مختلف همه‌شان اصولگرایند. البته ممکن است تعدادی تندرو در هر گوشه‌ای وجود داشته باشند، اما جل‌ عناصر کشور ما که در دستگاهها هستند، اصولگرایند و همه‌شان به این اصل معتقدند. این اصول باید در این چشم‌اندازها کاملا دیده و رعایت شود. ما به مرحله‌ای رسیده‌ایم که می‌توانیم و باید این بنا را بر اساس این اصول حفظ کنیم و پیش برویم» 82/4/15

«امروز ارکان تصمیم‌گیری کشور – مجلس شورای اسلامی و دولت و قوه‌ی قضائیه – با مدیریت تفکر اصولی اسلام (به تعبیر رایج: اصولگرایی) اداره می‌شود که این یکی از نعمتهای بزرگ خداست.اصول‌گرایی به حرف نیست؛ اصول‌گرایی در مقابل نحله‌های سیاسی رایج کشور هم نیست. این غلط است که ما کشور یا فعالان سیاسی را به اصول‌گرا و اصلاح‌طلب تقسیم کنیم: اصول‌گرا و فلان؛ نه. اصول‌گرایی متعلق به همه‌ی کسانی است که به مبانی انقلاب معتقد و پایبندند و آن‌ها را دوست می‌دارند؛ حالا اسمشان هرچه باشد. اصلاحات جزوِ مبانی اصول‌گرایی است… اصلاحات باید ضابطه‌مند و مبتنی بر ارزشها و معیارها و خطکش‌های اسلامی و ایرانی باشد. معیار اصلاحات، قانون اساسی است؛ بر این اساس، باید ما اصلاحات کنیم؛ ما به اصلاحات احتیاج داریم. اصلاحات، تصحیح روشهای ماست؛ تصحیح هدفهای مرحله‌ای ماست؛ تصحیح تصمیم‌گیری‌های ماست؛ تعصب نورزیدن روی تصمیم‌گیری‌ها ناحق است. این، غیر از ساختارشکنی و مبارزه‌ی با قانون اساسی، مبارزه‌ی با اسلام و مبارزه‌ی با استقلال یک کشور است.» 85/3/29

«شاخصه‏ ی اول عدالت خواهی و عدالت ‏گستری، فسادستیزی، سلامت اعتقادی و اخلاقیِ مسئولان کشور، اعتزاز به اسلام، ساده ‏زیستی و مردم‏ گرایی، تواضع و نغلتیدن در گرداب غرور، اجتناب از اسراف و ریخت‏ و پاش، خردگرایی و تدبیر و حکمت در تصمیم ‏گیری و عمل، مسئولیت‏ پذیری و پاسخگویی، اهتمام به علم و پیشرفت علمی، سعه ‏ی صدر و تحمل مخالف، اجتناب از هواهای نفس، شایسته‏ سالاری، نظارت بر عملکرد زیر مجموعه، تلاش بی‏وقفه برای این خدمات، قانون‏ گرایی، شجاعت و قاطعیت در بیان و اعمال آنچه که حق است، انس با خدا، قرآن و استمداد دائمی از خدا» 85/6/6

مسلماً هدف از این نوشته تأیید همه حرکات و اشخاص جریان مصطلح به اصولگرایی نبود بلکه اصلاح یک تلقی اشتباه درباره تضاد و تعارض اصولگرایی و انقلابی گری و حتی اصلاح طلبی بود و چه بسا افرادی که در دسته اصلاح طلبی طبقه بندی میشوند ولی حقیقتاً به اسلام، انقلاب و اصولش پایبند هستند و این که بخواهیم برای علم کردن یک جریان سوم به عنوان تنها جریان انقلابی، کلیت این دو جریان سنتی را غیرانقلابی بخوانیم نه با سخنان مقام معظم رهبری قابل انطباق است، نه با اخلاق سیاسی و نه با واقعیت فضای سیاسی کشور و از سوی دیگر جریانات سیاسی باید معیار حب و بغضهایشان را براساس میزان پایبندی به اصول انقلاب تعریف کنند و نه براساس اصولگرا یا اصلاح طلب بودن یا نبودن؛ رهبری میکوشند کشور دچار دوقطبی اصولگرایی و اصلاح طلبی نشود بلکه تمام جریاناتی که به انقلاب اعتقاد دارند را در قطب انقلابی معرفی میکنند و ایشان را در برابر طیف کم شماری قرار میدهند که انقلاب و اصولش را قبول ندارند.

شاید برخی افراد بگویند چون در بین اصولگرایان افرادی وجود دارند که در پایبندیشان به اصول شک و تردیدهایی اثبات یا ایجاد شده است پس از این پس اصولگرایی را طرد و تقبیح کنیم و به جایش از واژه انقلابی گری استفاده نماییم در صورتی که میتوان عیار این افراد را پایین دانست و یا ایشان را به اصول پایبند ندانست، از همین حالا میتوان مطمئن بود که با حذف واژه اصولگرایی و استفاده از واژه انقلابی گری، دیری نخواهد پایید که در انقلابی گری برخی مدعیان آن نیز تردید وارد خواهد شد و لابد در آن زمان باید واژه انقلابی گری را هم تقبیح نماییم که مسلما چنین نسخه ای مضحک و غیر قابل ادامه به نظر میرسد.


nazokbin

95/12/19
8:33 ص

معظم رهبری به دولتمردان گفته است از دولت قبل انتقاد نکنید، حال این که مقام معظم رهبری در خصوص مسئله ریزگردها و قبلاً درباره برخی مشکلات دیگر به دولت فرمودند این که فقط تقصیر را متوجه قبلی ها بکنید فایده ای برای مردم ندارد و باید برای حل مسائل کار کرد چرا که فرصت اندک است و زود از بین میرود و این که فردا این سیاه نمایی ها درباره دولت فعلی هم رخ داد و این مسئله ای هست که به همه دولتها به انحاء مختلف گوشزد میکردند؛ رهبر معظم انقلاب اخیراً هم این چنین فرمودند:

«درست است که برخی مسائل به چاره‌اندیشی‌های بلندمدت احتیاج دارد اما این حرف که وضعیت فعلی نتیجه به فکر نبودن گذشتگان است، کافی نیست و مشکلی را حل نمی‌کند و چند صباح دیگر نیز دیگران همین قضاوت را درباره ما خواهند کرد که چرا برای علاج مشکل مردم کاری انجام نشد.»

ولی متأسفانه آقای روحانی همانطوری که در مقدمه بیان شد، به جای ابراز تبعیت از این پیام دلسوزانه رهبری، آن را با طعنه و کنایه و اینچنین پاسخ گفت:

«درباره دولت گذشته می گوییم بعضی ناراحت می شوند وقتی آن دولت بود می گفتند انتقاد نکنید تضعیف می شود الان هم می‌گویند چکار دارید آن دولت که رفته درباره دولت خودتان حرف بزنید.»

اما این پاسخ نه تنها اصرار به فرافکنی از پاسخگویی است بلکه حاوی نکته دیگری هم هست، این که روحانی وانمود میکند مقام معظم رهبری نسبت به این دولت موضعی با سیاه نمایی و غیرمنصفانه گرفته است، حال این که مقام معظم رهبری همواره نسبت به سیاه نمایی از دولتهای گذشته ابراز نارضایتی میکردند و این مسئله را در خصوص رئیس جمهور قبل نیز بیان کرده بودند آنجایی که درباره مناظره های انتخاباتی سال 88 دو طرف مناظره ها را این طور مورد شماتت قرار دادند:

«متأسفانه برخی مواقع مناظره ها حالت تخریبی پیدا میکرد و به سیاه نمایی افراطی خدمات دولت فعلی و در مقابل، سیاه نمایی عملکرد دولتهای قبلی کشیده میشد و در میان طرفداران نامزدها التهاب و نگرانی ایجاد میکرد، یک طرف به رئیس جمهور قانونی کشور، صریحترین و خجالت آورترین اهانتها و تهمتها را بیان میکرد و با پخش کارنامه های جعلی برای دولت، رئیس جمهور متکی به آرای مردم را دروغگو، خرافاتی و رمال مینامید و اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا میگذاشت و طرف دیگر هم، با اقداماتی مشابه، کارنامه درخشان 30 ساله انقلاب را کمرنگ جلوه میداد و شخصیتهایی که عمرشان را در راه نظام صرف کرده اند زیر سؤال میبرد و اتهاماتی را که در مراجع قانونی اثبات نشده است بیان میکرد».

و این در حالی بود که عملکرد دولت نهم به لحاظ شاخصهای آماری و از نظر مردم، قابل قبول بود و با این وجود، مقام معظم رهبری از این که این دولت در کنار ارائه عملکردش بخواهد کارنامه دولتهای گذشته را زیر سؤال ببرد انتقاد داشت، چه رسد به این که دولتی به لحاظ عملکردی کارنامه ضعیفی داشته باشد و به جای پاسخگویی بخواهد دولتهای قبل را مقصر ناکارآمدی خود نشان دهد! عبارات رهبری نشان میدهد که ایشان اساساً با این که دولتها بخواهند با زیرسوال بردن دیگران، از مسئولیت فرار کنند و کارشان را بزرگ نشان دهند، رضایت ندارند و از همین رو، آنهایی که امروز نسبت به دولت یازدهم انتقاد میکنند هم باید حواسشان باشد انتقادات منصفانه باشد و به شکلی نباشد که کلیت انقلاب و تفکر انقلابی زیرسؤال برده شود.

اما متأسفانه رویه ای که در کشور مشاهده میشود این است که از یک سو آنانی که در قدرت قرار ندارند، مسئولان را با سیاه نمایی مورد انتقاد قرار میدهند و حتی بعضا پا را فراتر مینهند و اقدام به سنگ اندازی در امور دولتها حتی با هماهنگی با بیگانگان مینمایند (مانند آنچه که پس از فتنه 88 با گرادادن به دشمن و کمک به وضع تحریمها و تأسیس صرافیهای غیرمجاز در کشور رخ داد)، از سوی دیگر آنانی که در قدرت قرار میگرند عملکرد خود را به قیمت سیاه نمایی از کلیت همه دولتهاق قبل بزرگ میکنند و در ناکامیهای خود نیز، دولتها و یا سایر قوا و نهادها را مقصر معرفی میکنند که این رویه متأسفانه از سوی حامیانشان هم دنبال میشود، حال این که باید به این روند سیاه، با حرکت به سمت مسئولیت پذیری و نقد و مطالبه گری منصفانه، دلسوزانه و منطقی پایان داد.


nazokbin

95/12/19
8:31 ص

روحانی درباره انداختن قطعنامه ها در منقل و دوقطبی سازیاگرچه تقریبا 3 سالی هست که شاهد طعنه و کنایه های بعضاً بی ادبانه روحانی خدمت مقام معظم رهبری هستیم ولی متأسفانه این ادبیات در چند روز اخیر به صورت عجیبی اوج گرفته است که برخی تحلیل گران از آن به عصبانیت یاد کردند، اما به نظر میرسد این ادبیات وقیحانه دربرابر مقام معظم رهبری، ناشی از خلاء وجود دوقطبی برای روحانی است. روحانی نتوانسته یک شخصیت دوقطبی ساز مثل احمدی نژاد در برابر خود دست و پا کند و از آنجا که عملکردی برای ارائه و طبعاً بختی برای پیروزی در فضای منطقی ندارد، میکوشد به هر بهانه ای، فضا را به سمت احساسی شدن، متلک پرانی و در صورت کم آوردن مظلوم نمایی پیش ببرد. روحانی میکوشد در این خلآ عملکردی، شخص مقام معظم رهبری را به عنوان قطب مقابل خود نشان دهد و حداقل از قِبل این سیاست، نظر برخی اصلاح طلبان رادیکال را به حمایت از خود جلب کند. حال این که او در این مواجهه قطعاً از پیش بازنده است، چرا که هرقدر مقام معظم رهبری در مطالباتشان، مؤدبانه، منطقی، منصفانه، دلسوزانه و براساس منافع ملی حرکت میکنند، روحانی با ادبیات وقیحانه، مغرضانه، غیرمنطقی و منفعت جویانه برخورد میکند و این در صورتی است که مطمئناً یکی از دلایل ریزش محسوس آرای روحانی، به غیر از عملکرد ضعیف او در تحقق شعارهایش، ادبیات زشت او در برابر منتقدان و حتی مردمی است که به او رأی ندادند و حتی رأی دادند و الان از او تحقق شعارهایش را مطالبه میکنند. امروز اما او همان ادبیات زشت را در برابر رهبری که محبوبیتی بی نظیر دارد به کار میگیرد که این رفتار قطعاً به شتاب یابی افول محبوبیت او منجر خواهد شد، ضمن این که مقام معظم رهبری مطمئناً برخلاف خواسته روحانی، وارد این بازی نخواهد شد و در این میدان هم عملکرد خود روحانی هست که در برابر روحانی قرار خواهد گرفت.


nazokbin

95/11/23
7:46 ع

ترامپپس از سخنرانی دیروز (95/11/19) مقام معظم رهبری درباره سیاستهای اوباما و ترامپ، BBC در تحلیلی درباره این صحبتها گفت که موضع ایشان نرمتر از حد تصور بوده است و دلیل آن را غیرقابل پیش بینی بودن رفتار ترامپ و یا جدی گرفتن اخطارهایش از سوی رهبری معرفی کرد، در صورتی که اصل مسئله چیز دیگری است.

مقام معظم رهبری از ابتدای دولت یازدهم نه تنها درباره مسئله مذاکره با آمریکا و برجام، بلکه در بسیاری از مواضع دیگر به نحوی عمل کردند که معتقدان به تعامل با شیطان، مشکلات و ناکامی های خود را متوجه مقام معظم رهبری و ادبیاتشان ننمایند تا حدی که بعضاً روحانی تنها یکی دو روز پس از برخی موضع گیری های انقلابی مقام معظم رهبری درباره آمریکا، برخی ادبیاتها را هزینه کردن از جیب مردم معرفی کرده بود.

به منظور ممانعت از بهانه جویی برخی حامیان تعامل با آمریکا، مقام معظم رهبری در این مدت، مشی شان را روشنگری درباره چهره پلید آمریکا انتخاب کردند تا آن 50/7% مردمی که به چاره ساز بودن تعامل و تنازل در برابر آمریکا رأی داده بودند، خودشان نتیجه این روش را مشاهده و قضاوت کنند.

مقام معظم رهبری با وجود بدبینی کامل به تعامل با آمریکا و علی رغم این که حتی در امضای مشروط برجام نیز پیش بینی کردند که این توافق به عبرتی تاریخی برای مردم تبدیل میشود ولی مانع تجربه اندوزی ملت ایران نشدند و امروز که ترامپ چهره عریان آمریکا را به خوبی و بهتر از همیشه عیان میکند از وی تشکری معنادار میکنند چرا که زحمات ایشان و جریان بصیر و انقلابی را بسیار کم میکنند.

البته مقام معظم رهبری در همان سخنرانی ضمن انتقاد شدید به سیاستهای اوباما و ترامپ در دشمنی با ایران، میگویند که نه از اوباما تشکر میکنند و نه از ترامپ میترسند و از مردم خواستند که جواب آمریکا را خودشان در 22 بهمن بدهند چرا که کسی در برابر جوابی که مردم به آمریکا میدهند نمیتواند بهانه بگیرد و بگوید رهبری از جیب مردم هزینه کرده است و اساساً آمریکا وقتی نمیتواند غلطی کند که مردم با انقلابند!


nazokbin

95/11/21
9:19 ص

پلاسکو و قطار سمنان

پس از حادثه پلاسکو و پیام تسلیت و همدردی مقام معظم رهبری و تشکر از کسانی که در خصوص مهار این واقعه تلاش کردند، شبهه ای در شبکه های اجتماعی مطرح شد مبنی بر این که چرا جنس پیام مقام معظم رهبری در خصوص حوادث پلاسکو و قطار سمنان متفاوت بوده است؟! و چرا در خصوص تعیین مقصران حادثه پلاسکو دستور عاجلی صادر نشده است که در  پاسخ به این شبهه بد نیست به تفاوت اساسی حوادث پلاسکو و قطار سمنان توجه کنیم:

1- پلاسکو ساختمانی است که نهادهای نظارتی اعم از آتش نشانی و وزارت کار بارها بابت آن هشدارهای ایمنی و راهکارهای لازم را ارائه کرده بودند ولی متأسفانه مالکان و استفاده کنندگان از پلاسکو (به عنوان مقصران اصلی حادثه) به آنها توجه نکردند و اگر هم نهادهای نظارتی پلاسکو و ساختمانهای مشابه را تعطیل نکردند بیشتر ملاحظه بیکاری چند صد هزار کارگر شاغل در این ساختمانها را داشتند و اگر بخواهیم نقشی برای این نهادها قائل شویم، قاعدتاً باید بیشتر از جنس قصور باشد و نه تقصیر.

2- ولی در خصوص سانحه قطار سمنان، مسئله این است که اداره ناوگان نقلیه ریلی، مستقیماً توسط بخش دولتی و وزارت راه انجام میشود و جایگاه دولت در خصوص چنین حادثه ای قاعدتاً بیشتر از جنس تقصیر است. البته بعدها نیز ثابت شد که تجهیزات خودکاری که برای کنترل ناوگان ریلی توسط  خود وزارت راه سفارش داده و خریداری و نصب شده بود، به دلیل نقص فنی (در ارسال چند هزار پیغام خطا) باعث بروز اشتباه در نیروی انسانی متولی هدایت قطار گردید که آنها نیز مستخدمین وزارت راه بودند.

3- نکته دیگر این که بسیاری از آنها که درباره تفاوت پیامهای مقام معظم رهبری برای حوادث پلاسکو و قطار سمنان شبهه ایجاد میکنند، وزارت راه که متولی و مالک ناوگان نقلیه و قطارها و راه آهن و کارفرمای پرسنل این مجموعه است را در حادثه قطار سمنان مقصر ندانستند؛ و حتی با استیضاح و استعفای وزیر راه نیز مخالفت کردند! ولی در خصوص حادثه پلاسکو ، شدیدترین هجمه ها را به شهرداری تهران مرتکب شدند که این تناقض تنها نشان از  سیاست بازی این افراد و جریانات دارد.

پی نوشت: توضیح این که این مطلب به هیچ وجه در پی آن نبود که مقوله ایمنی و جایگاه نهادهای حاکمیتی و نظارتی در پیشگیری از حوادث مشابه حادثه پلاسکو را نادیده بگیرد یا قصور این نهادها را توجیه نماید، بلکه پاسخی بود در برابر کسانی که از بهره برداری سیاسی از هیچ چیزی حتی از جنازه شهدا و کشتگان حادثه پلاسکو و حوادث مشابه برای حمله و ایجاد شبهه نسبت به نظام و رهبری ابایی ندارند.


nazokbin

95/11/2
8:17 ص

تجمع کشاورزان اصفهانیاخیراً کلیپی در شبکه های اجتماعی در حال انتشار است که در آن مردمی با لهجه اصفهانی در حالی که تانکرهای آب و تراکتورهایشان در محل تجمعشان قرار دارند، از مشکلات کشاورزیشان سخن میگویند و خطاب سخنانشان نیز مقام معظم رهبری است که برخی از ایشان از شدت ناراحتی، نسبت به رهبری ابراز دلخوری میکنند که لازم میدانم در خصوص این تجمع کشاورزان اصفهانی توضیحاتی بیان نمایم:

  • اگر چه مشکلات کشاورزان در این کلیپ نسبتاً طولانی و تقطیع شده، دقیق و صریح بیان نمیشود و تنها به ذکر مشکل کشاورزان بسنده میشود، لیکن به نظر میرسد دلیل تجمع کشاورزان اصفهانی با توجه به تانکرهایی که در تصویر دیده میشود مشکل آب باشد. مشکلی که سالهاست در اصفهان به دلیل خشک شدن زاینده رود و احتمالاً استفاده از چاه های عمیق، همه با وجود آن آشناییم اما نکته دیگری که به نظر میرسد در این کلیپ تقطیع شده باشد، هرگونه اعتراض و گلایه ای خطاب به سایر مسئولان و دولتمردان استانی و کشوری در حوزه مرتبط با مشکل آب کشاورزان است!
  • با جستجویی در اینترنت، میتوان به اخباری درباره تجمع اعتراض آمیز این کشاورزان دست یافت که برای مثال میتوان به خبر سایت تسنیم اشاره کرد که آن اشعار میدارد، کشاورزان ورزنه واقع در شرق اصفهان در اعتراض به عدم تخصیص آب، برای کشت پاییزه امسال، تجمعی برگزار کرده اند که در این خبر، برخی کشاورزان عنوان میکنند که برای کشت بهاره نیز به ایشان حق استفاده از آب زاینده رود را نداده اند که با توجه به مشکلات معیشتی و اشتغال در این مناطق، کشاورزان به اعتراض متوسل شده اند، از سوی دیگر معاون وزیر نیرو، این مشکل را ناشی از خشکسالی امسال عنوان میکند.
  • مشکل اصلی در مسئله آب کشور، برداشت بی رویه و عدم مدیریت مصرف است. متأسفانه دولتها عزم خود را در وهله اول به برداشت غیر اصولی و بیشتر از منابع آب از طریق ساخت بی رویه سد و انتقال غیر علمی و بعضاً سیاسی آب جزم کرده است که نمونه آن را در انتقال آب از اصفهان به کرمان، یزد و سمنان شاهد بودیم که ضمن خشکاندن رود زاینده رود و مشکلات زیست محیطی و کشاورزی برای مردم اصفهان، موجب بروز تجمع کشاورزان اصفهانی و درگیریهای محلی بین کشاورزان حوزه های مختلف هم شد که این مسئله میتواند به سوءاستفاده دولتمردان کرمانی، یزدی و سمنانی از جایگاه خود مرتبط باشد.
  • در صورتی که دولتها بجای تلاش برای افزایش بی رویه میزان برداشت آب از طریق سدسازی و انتقال غیر علمی آب به مناطق دور دست، باید روی مصرف بهینه آن در صنعت، کشاورزی، خانگی و کاهش اتلاف آن در روشهای انتقال آب تمرکز میکرد. تمرکزی که بعضا به سرمایه گذاریهای زیاد هم نیاز نداشت و بیشتر به اراده، مدیریت، هدایت و فرهنگسازی دولت نیاز دارد. مثلاً چه نیازی است که استانهایی خشک و کویری، محصولاتی که به آب مجازی زیادی برای پرورش نیاز دارند را کشت کنند؟! بدیهی است تا وقتی که مدیریت مصرف به خوبی صورت نگیرد، به برداشت بیش از حد آب هم نیاز باشد.
  • البته در کنار مشکل اصلی آب که ناشی از سوءمدیریت مسئولان و فرهنگ اشتباه مصرف در داخل کشور است، مسئله تحریم هم تاحدی دخیل بوده است، چرا که تحریمها عملاً بهسازی تجهیزات آبرسانی و واردات محصولات کشاورزی و دامپروری را حتی هدف قرار دادند و دولتها در این شرایط به جای تلاش برای سرمایه گذاری داخلی در این امور و ارتقای مدیریت تولید محصولات کشاورزی و شیوه مصرف آنها (در حالی که مثلاً حدود نصف گندم تولیدی در کشور در مراحل کاشت، داشت، برداشت و پخت و مصرف نان تلف میشود)، وقت خود را در انتظار رفع تحریمها به هدر دادند!

همانطوری که بیان شد، کلیپ تجمع کشاورزان اصفهانی طوری تقطیع شده که اعتراضات را متوجه رهبری نماید در شرایطی که از برخی پارچه نوشته ها مشخص است مردم خود را دوستدار انقلاب و رهبری میدانند و عموماً واقفند که جایگاه رهبری دخالت در جزئیات امور کشور نیست و منویاتشان در سیاستگذاریهای کلان نیز بعضاً بر زمین مانده است و نمیتوان از ایشان توقع داشت یک تنه و یک شبه، مشکلی که در اثر سالها سوءمدیریت داخلی صورت گرفته است را بدون داشتن ابزارهای اجرایی و به صرف توصیه و دستور رفع نمایند! البته مردم و مسئولان میتوانیم به نحوی در انجام وظایف و انتخابهای خود عمل کنیم که حل مشکلات مردم به خصوص طبقه محروم کشاورز، جدی تر از وضع موجود دنبال شود.


nazokbin

95/11/2
8:15 ص

تمرد از نظرات رهبری درباره مذاکرات هسته ایآقای عراقچی به همراه سایر اعضای تیم هسته ای و شخص رئیس جمهور، بارها ادعا کرده بودند که نظرات رهبری درباره مذاکرات هسته ای را رعایت کرده اند، لیکن بعد از تصویب مجدد قانون تحریم ISA و اعلام نقض برجام از سوی مقام معظم رهبری و آقایان روحانی و ظریف، ایشان که همزمان معاون وزیر امور خارجه و مسئول کمیته نظارت بر اجرای برجام هست از انظار ناپدید شد، اما هفته پیش ناگهان در قامت قهرمان پیگیری کننده حقوق ایران در خصوص نقضهای مکرر برجام از سوی آمریکا در نشست مشترک با نمایندگان 5+1 و اتحادیه اروپا شرکت کرد و نهایتاً پس از نشست در عین ناباوری، از 2 عقب نشینی جدید پرده برداری شد:

  • اول این که تنها به همان بی اثر کردن مصوبه تحریم ISA رضایت دادند، در صورتی که بی اثر کردن را قبلا هم خود آمریکاییها پذیرفته بودند و به هیچ وجه رافع نقض برجام و مانع بهره برداری آمریکا از همین تحریم به عنوان ابزار بالا نگه داشتن ریسک معامله با ایران نیست.
  • دوم این که ایشان قبول کردند رسوبات لوله های تأسیسات هسته ای نیز، بخشی از 300 کیلوگرم ذخیره ذکر شده در برجام محسوب گردد و عملاً ذخیره قابل استفاده ایران که در برجام از 12 تن به 300 کیلوگرم رسیده بود، پس از برجام به حدود 200 کیلوگرم تقلیل یابد!

دو عقب نشینی فوق اما اثبات کننده تمرد از نظرات رهبری درباره مذاکرات هسته ای نیز بود، چرا که مقام معظم رهبری در سخنرانی خود در جمع مسئولان و کارگزاران نظام در تاریخ 25 خرداد امسال، از علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی و مذاکره کننده هسته ای میخواهد که مطلقاً زیر بار زیاده خواهی آمریکا در خصوص 300 کیلوگرم ذخیره مواد غنی سازی شده ایران نرود:

«ما پیش‌پرداخت‌هایمان را همین‌طوری انجام دادیم: ما [غنی‌سازی‌] بیست درصد را تعطیل کردیم، فُردو را تقریباً تعطیل کردیم؛ اراک را تعطیل کردیم، اینها پیش‌پرداخت‌های ما بوده، حالا باز توقّع دارند. من الان اینجا عرض میکنم -اگر آقای دکتر صالحی حضور دارند- این توقّعاتی را که آنها در زمینه‌ی الیاف کربن که در سانتریفیوژها به کار میرود، یا توقّعاتی که در مورد اندازه‌گیری آن سیصد کیلو دارند مطلقاً قبول نکنید، زیر بار نروید. مدام افزون‌خواهی هم میکنند؛ حالا این همه پیش‌پرداخت ما داده‌ایم. به‌هرحال طرف مقابل ما عمل نکرده.»

مشمئز کننده این که آقایان روحانی، ظریف، عراقچی و حامیان ایشان، کراراً چه در زمان تصویب برجام و چه در زمانی که برجام با مشکلات عدیده در اجرا مواجه شد، به دروغ مدعی شدند که هم خطوط قرمز مقام معظم رهبری در تنظیم برجام و هم شروط نه گانه ایشان در اجرای برجام را رعایت کرده اند و حال این که هم اکنون به وضوح و وقیحانه به تمرد از نظرات رهبری درباره مذاکرات هسته ای و برجام مبنی بر عدم تنازل بیشتر در برابر زیاده خواهی های بیشتر آمریکا و ایستادگی قاطعانه در برابر نقض های برجام دست میزنند!


nazokbin

95/10/24
9:55 ص

 

درگذشت هاشمی رفسنجانیخدمت دوستان حزب اللهی به خصوص نسل جوان مؤمن و انقلابی که با شنیدن پیام تسلیت مقام معظم رهبری و بزرگان دیگر نظام، درباره واقعه تأثر برانگیز  درگذشت هاشمی رفسنجانی ، این یار دیرین امام و‌رهبری دچار سردرگمی شده‌اند، توضیح عرض میکنم که:

آنچه که مقام معظم رهبری و بزرگان نظام در طول عمر با برکت خویش از مرحوم هاشمی رفسنجانی دیده‌اند، برخلاف نسلهای جوان، محدود به یکی دو دهه اخیر نیست، بلکه برآیند چند دهه تلاش، جهاد و مبارزات هاشمی است که از قبل از انقلاب تا سالهای پس از آن و‌ پر طول سالهای دفاع مقدس و تلاش او ‌برای اعتلای انقلاب است و این سوابق کم نظیر حکم میکند که صرف عملکرد یک دهه اخیر وی معیار و‌ ملاک قضاوت ما درباره تمام سالهای حیات او قرار نگیرد، به خصوص اگر مد نظر داشته باشیم که مرحوم هاشمی رفسنجانی با تمام فراز و‌ نشیبهایش، از انقلابی‌ترینهای نسل خود بوده است و زندگی وی میتواند برای همه انقلابیهای امروز آیینه عبرتی باشد تا بدانند آن چیزهایی که در این سالها بابتش به آقای هاشمی انتقاد کردند و‌ حتی شدیدتر از آنها میتواند دیر یا زود در وجود خودشان نمود و بروز پیدا کند، کسانی که با این ملاحظات و‌ منصفانه به درگذشت هاشمی رفسنجانی مینگرند، هم به حرمت سابقه انقلابیگری وی و هم از روی احتیاط و دوراندیشی بابت عاقبت انقلابی خویش، به خود اجازه نمیدهند در قضاوت نسبت به او دچار بی انصافی و افراط و جزم اندیشی گردند.


nazokbin

95/10/16
6:55 ع

تحریف 9 دیبزرگی حماسه 9 دی مانند بزرگی خیانت فتنه طوری است که باعث شده تا کسی نتواند منکر آن شود لیکن آنان که دلشان با فتنه تپید و با 9 دی، گرفت، تلاش میکنند حال که نمیتوانند وجود خیانت بزرگ فتنه و حماسه عظیم 9 دی را انکار کنند، به تحریف 9 دی و فتنه بپردازند که به همین منظور سالها کوشیدند تا با نادیده گرفتن ماهیت فتنه 88 که هدف قرار دادن اصل جمهوریت و اسلامیت و ولایت بود، آن را از جنس دعوای 2 جریان و حزب سیاسی بشناسانند که در آن، هر دو طرف به یک نسبت مساویند!

ایشان برای تحریف 9 دی نیز تلاش میکنند تا آن را به دفاع از اسلام و امام حسین(ع) منحصر و محدود نمایند و حال این که اگر چه خون مردم سراسر کشور پس از عاشورای 88 به غلیان آمد ولی طیف شعارهای مردم در یوم الله 9 دی اثبات میکند که مردم به دفاع از انقلاب، اسلام و ولایت به میدان آمدند و البته حرمت شکنی فتنه گران نسبت به امام حسین(ع) و عاشورای حسینی، در کامل شدن شناخت مردم از این جریان حقیقتاًً کمک به سزایی کرد.

در واقع مردمی را که 8 ماه شاهد قانونشکنی، بی ظرفیتی، تفرقه افکنی، پاره کردن عکس حضرت امام خمینی(ره)، شعار علیه اسلامیت نظام و اصل ولایت فقیه و دشمن شاد کردن انقلاب بودند و سربه راه شدن سران فتنه و پایان فتنه را انتظار میکشیدند، با هتک حرمت به عاشورای حسینی، به جمع بندی نهایی برسند که راه فتنه، راهی بی بازگشت است و باید بساط آن را خودشان در یوم الله 9 دی با شعار علیه فتنه و فتنه گران و دفاع از انقلاب، امام و رهبری جمع کنند، پس 9 دی روز دفاع مردم از همه ابعاد نظام یعنی اسلامیت، جمهوریت، ولایت و قانونمداری بود و نه صرف دلخوری بابت حمله فتنه‌گران به خیام اباعبدالله(ع) و ابعاد این حماسه، حضور همیشگی ما را برای عبرت گیری همه دشمنان خارجی و عناصر داخلیشان، میطلبد.


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
سیاسی ، دولت ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، صدا و سیما ، هاشمی رفسنجانی ، تورم ، رسانه ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، اعتقادی ، مشایی ، تحریم ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، عدالت ، برجام ، قوه قضاییه ، انقلابی ، اقتصادی ، تولید ، آمریکا ، مجلس ، علی لاریجانی ، رابطه با آمریکا ، رشت ، گیلان ، بصیرت ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، استاد مصباح ، خانواده ، غرب ، فرهنگی اجتماعی ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انقلاب ، مهدی هاشمی ، هاشمی ، بانک ، سران فتنه ، مذهبی ، جبهه پایداری ، سعید جلیلی ، علی مطهری ، کارمند ، اصلاح طلبان ، شورای نگهبان ، مسکن مهر ، اجرای برجام ، تحلیل های اقتصادی ، سوریه ، امام خمینی (ره) ، جواد ظریف ، ماهواره ، استقلال ، انتقاد پذیری ، سیاست ، طنز ، فساد بزرگ اقتصادی ، مدیریت و ایمنی ، ولایت فقیه ، انتخابات 96 ، ارز ، اسرائیل ، استکبار ستیزی ، انتخابات ریاست جمهوری ، انتخابات مجلس ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، ظریف ، هنر ، انتخابات آزاد ، ایمنی ، بدعهدی آمریکا ، سران قوا ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، مذاکره کنندگان هسته ای ، نرخ رشد جمعیت ، نقض برجام ، انتقاد ، بانک ، تحریف انقلاب ، تهاجم فرهنگی ، توافق نهایی هسته ای ، سبک زندگی ، مدیریت ، نرمش قهرمانانه ، اصولگرایی ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
داروخانه دکتر سلیمی بادصبا سرچشمه ادب و عرفان بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا تراوشات یک ذهن زیبا یا صاحب الزمان (عج) رقصی میان میدان مین عاشق آسمونی پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) رضویّون آسمون آبی چهاربرج پژواک ساعت یک و نیم آن روز یادداشتهای فانوس من وآینده من همه چیز آماده دانلود نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات حدیث منتظران قائم (عج) علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی هــم انــدیشـی دینــی مهاجر ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است کانون فرهنگی شهدا نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت در سایه سار ولایت فروشگاه اینترنتی پوشاک زنانه اوتیسا

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه