لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

سفارش تبلیغ
صبا
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
1 2 >

95/5/23
8:50 ع

قانون شکنی

تا حالا چند تصویر اعم از هنرپیشه و یا سایر افراد متمول جامعه در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که فرد با عکس گرفتن از لیست بلند و بالای جرایم رانندگی خود به آنها افتخار می‌کند و می‌توان نتیجه گرفت که از نظر این افراد، کسب لذت‌های پوچ و در درجه بالاتر مال اندوزی و کسب موقعیت‌های نامشروع، با قانون شکنی و تضییع حقوق دیگران یک ارزش و افتخار است!

باید به همه گفت، قانون شکنی فقط قانون شکنی نیست! بلکه در اکثر موارد تضییع حقوق دیگران و جامعه است، فردی که در رانندگی و غیر رانندگی، لایی می‌کشد، سبقت غیرمجاز می‌گیرد، توقف یا سرعت غیرقانوی دارد، بداند که این رفتارهایش ممکن است باعث خطرات جانی و مالی به دیگران شده باشد حتی اگر خودشان هم ندانند.

و این یک مصیبت اجتماعی در حال شیوع است که از بین بردن آن نیازمند یک عزم عمومی برای محکوم کردن این ضد ارزش‌ها است، باید اول تلاش کرد این افراد از زشتی کارشان آگاه شوند و اگر هم فایده‌ای نداشت بازهم باید زشتی این رفتارها بدون هیچ اغماضی آن قدر محکوم گردد که هزینه ترویج این ضد ارزش‌ها غیر قابل تحمل شود.


nazokbin

95/5/8
12:26 ص

بی غیرتی

پس از برگزاری جشن سینمایی حافظ با حضور برخی هنرمندان زن با پوشش های نامناسب و زننده، تصاویر تعدادی از ایشان در کنار همسرانشان به صورت گسترده در رسانه ها و شبکه های اجتماعی منتشر و حاشیه ساز گردید.

انتشار این تصاویر موجب بروز واکنش هایی در شبکه های اجتماعی و رسانه ها شد که نشریه یالثارات نیز با درج تصویر چند نفر از این زنان بدحجاب در کنار همسرانشان، مطلبی با عنوان « دیوث کیست » منتشر نمود و ذیل آن، از قباحت دیاثت گفت.

باتوجه به این که به لحاظ لغوی دیوث به مردی گفته می‌شود که همسرش زنای محصنه می‌کند و او در این باره حساسیتی ندارد، لذا استفاده از این واژه در کنار درج تصویر چند شخصیت حقیقی و ذکر مطلبی با عنوان « دیوث کیست » به هیچ شکلی نمی تواند قابل توجیه باشد.

متأسفانه شاهدیم که استفاده از عباراتی چون دیاثت، بدون توجه به بار معنایی و حقوقی آن ها به صورت نابجا علیه افراد و جریانات استفاده می شود تا حدی که اخیراً مرا بر آن داشت تا مطلبی درباره لزوم دقت در استفاده از واژه دیاثت نوشتم.

بی توجهی نسبت به بی حجابی، بی حیایی و عشوه گری ناموس، مصداق دیاثت نیست ولی مطئناً می تواند مصداق بی غیرتی قلمداد شود، ولی متأسفانه گویا جامعه ما نسبت به برخی از الفاظ، بیش از ماهیت آن الفاظ حساسیت دارد!

متأسفانه زندگی به سبک بی غیرتان برای برخی از افراد قباحت و تلخی ندارد و حتی بعضاً آن را نماد روشنفکری هم می دانند، لیکن همین که کسی ایشان را بی غیرت خطاب کند، بابت انتساب به آن واژه خشمگین خواهد شد!

و متأسفانه برخی از مردان به جای این که بابت عشوه گری همسرانشان در جامعه و لذت بردن مردان نامحرم از جسم و جمال بزک کرده ناموس شان، رگ غیرتشان بیرون بزند، از خود کلمه بی غیرتی اعلام انزجار می کنند!

مطمئن باشید اگر مردی غیرت داشته باشد، حاضر است هزار بار و هزار نفر او را بی غیرت و بدتر از بی غیرت خطاب کنند ولی حتی یک لحظه، زنش طعمه چشمان هیز نامحرمان بیماردل نشود.

مگر می تواند ادعای غیرت مردی را باور کرد که با پول خودش برای حضور بزک کرده همسرش در جامعه، لوازم آرایش می خرد و موقع بیرون رفتن از منزل، برای بزک کردن همسرش، فرصت قائل شود؟!

اگر بخواهیم این تناقض در قباحتِ بی غیرتی و تطهیر ماهیت آن را از سوی برخی افراد ریشه یابی کنیم، مطمئناً باید به نقش تهاجم فرهنگی و عدم مقابله مناسب در برابر آن اذعان نمود.

شبکه های ماهواره ای، بی غیرتی و بی عفتی را چنان با رنگ و لعاب به تصویر می کشند که آن رفتار به تدریج در ذهن مخاطب تطهیر می شود و در گام بعدی به آن متخلق می شود و این در حالی است که این شبکه ها هنوز نتوانسته اند تقدس واژگانی چون حیا، عفت، غیرت و... را از بین ببرند.

امروز در حالی که هنوز واژگانی چون حیا، عفت و غیرت در اذهان عمومی دارای تقدس و ارزش هستند، می توان با کار صحیح فرهنگ و به خصوص هنری و روشنگری در خصوص قباحت بی حیایی، بی عفتی و بی غیرتی، تلاش کرد تا در سالم سازی جامعه و خانواده نقش ایفا کرد.

و خائن ترین مسئولان کسانی هستند که به جای تلاش در جهت روشنگری و تقبیح ماهواره و برنامه هایش می کوشند تا با آزاد کردن و قبح زدایی از آن، امکان غلبه فرهنگ بیگانه بر فرهنگ ایرانی اسلامی ما را بیشتر فراهم کنند که این رفتار مصداق کامل «دیاثت فرهنگی» است.


nazokbin

95/3/9
10:57 ع

 

r31-1024x686

با توجه به آغاز تعطیلات تابستانی و فراغت کودکان و نوجوانان از تحصیل، میزان حضور کودکان و نوجوانان به تنهایی و یا با والدین شان در مساجد افزایش می یابد و  این فرصت اگر قدرشناخته شود می تواند برای همیشه فرزان را به مسجد علاقمند، و اگر از دست برود می تواند ایشان را برای همیشه از مسجد دور کند، به همین خاطر چند نکته را به منظور افزایش میزان محبوبیتِ مساجد در نظر کودکان تقدیم می کنم:

1- از معصوم توصیه شده است که در مساجد به خاطر مراعات پیرمردان و کودکان نمازهای جماعت را سریع بخوانند تا کسی خسته و دلزده نشود، اگر چه این مسئله باید بیشتر مورد توجه ائمه ی جماعات قرار گیرد ولی  هیچ ایرادی ندارد اگر کسی حتی مستقیم چنین مسئله ای را به روحانیون عزیز یادآوری نماید.

2- نمازگزاران باید با کودکان با محبت بیشتری برخورد کنند و همین که کودکی اسباب بازی ها و دوستانش را رها کرده و به مسجد آمده را به اندازه ای که خودشان کارهایشان را رها کرده اند، مهم و قابل تقدیر بدانند!

3- پدران و مادرانی که کودکانشان را به مساجد می آورند، تحمل فرزندان را در نظر بگیرند و نکند که به خاطر این که یک سخنرانی را تا آخر گوش کنند و یا چند رکعت نماز مستحبی بیشتر بخوانند، موجب دلزدگی کودکان از مساجد شوند. متأسفانه این مسئله بین خانواده های مؤمنین رایج بوده و شاید مهمترین دلیل عدم استفبال کودکان این خانواده ها به مساجد باشد.

4- روحانیون، هیأت امنا و بزرگان مساجد باید آن قدر از کودکان استقبال کنند که برای سایرین الگو باشد تا هیچ جاهلی جرأت نکند در مساجد کودکان را مورد ظلم و بداخلاقی قرار دهد.

5- برخی مسائل برای مومنان دوآتشه نیز آزاردهنده است چه رسد به کودکان حساس؛ مثلاً، صدای بیش از حد و اندازه بلندگوها که بعضاً در برخی قسمتهای مساجد گوش را آزار می دهد یا عدم رعایت نظافت و بهداشت در مورد بوی بد پا، دهان یا بوی عرق بدن افراد و یا شلختگی و غیر جذاب بودن مسجد که موجب عدم جذابیت و حتی موجب ایجاد دافعه برای کودکان، نوجوانان و جوانان می شود.

6- بها دادن به جشن ها و ولادت ها به اندازه ای که کودکان مساجد را فقط جای عزاداری ندانند، موجب جذابیت بیشتر مسجد برای کودکان می شود.

7- ترتیب دادن برنامه های جذاب برای کودکان و نوجوانان مانند اردوها، برنامه های ورزشی، مسابقات فرهنگی، هنری و … که موجب کشاندن کودکان و نوجوانان به مساجد گردد. خدا را شکر برنامه های تابستانی و غیر تابستانی خوبی در برخی مساجد در این زمینه ها برگزار می گردد که البته کافی نبوده و اهتمام بیشتر روحانیون و بزرگان مسجد را در کیفی تر شدن برنامه ها می طلبد.

8- پرهیز از هر گونه صحبت هایی که موجب عدم اعتماد یا بی علاقگی فرزندان مان به مومنان و اهل مساجد گردد. کودکان غالباً بسیار زیرک تر از آن چه که ما می پنداریم هستند و اگر کسی مرتب در خانه از روحانی مسجد و یا مومنین بدگویی کند، کودک مسجد را جای انسانهای بد یا بیکار دانسته و هیچ علاقه ای برای حضور در مسجد و اصولاً اجتماع مسلمین نخواهد داشت.

9- همانطور که افراط در حضور در برنامه های مسجد موجب دلزدگی از مسجد خواهد شد، عدم حضور یا حضور به ندرت والدین به همراه کودکان در مساجد مضر و بی فایده خواهد بود پس به نظر می رسد کیفیت و کمیت حضور در مسجد باید مورد دقت والدین قرار بگیرد.

10-  بعضی مسائل ریز هستند که از نظر بزرگترها شاید هیچ جذابیتی نداشته باشند اما برای کودکان جذاب و دوست داشتنی باشند. مثلا فرض کنید در یک محفل قرآنی کودکانه، کودکان قرآن تلاوت می کنند، شاید ندانیم ولی اگر همین قرائت شان با بلندگو انجام شود و یا در جایگاه خاص قرآئت قرار بگیرند جذابیت برنامه را برای کودکان افزایش می دهد.

11-  از ام الخبائثی که موجب دوری فرزندان از مساجد می شود، آثار هنری و یا غیر هنری موجود در ماهواره ها هستند که با تمام مظاهر دینداری من جمله حضور در اجتماع مسلمین مخالف بوده و اصولاً دین را نه یک امر اجتماعی که مسئله ای کاملاً فردی و برای کنج خانه ها معرفی می کنند. امکان مشاهده اینچنین برنامه هایی برای بزرگتر هایی که قدرت تحلیل ندارند نیز مضر و مهلک است چه رسد به کودکانی که هنوز توان پاسخ گویی در برابر تهاجمات فرهنگی را ندارند. اصولاً این چنین است که با ورود ماهواره به خانه ها دیری نمی پاید که خانواده ها اجتماع مسلمین را جماعتی امل و دورمانده از تکنولوژی و پیشرفت دانسته و نه تنها از مسجد و جماعت مسلمین بیزار می شوند که کم کم با دور شدن از مسجد و منبر و روحانی و مومنان، ایمان و دین نیز از خانواده رخت بر می بندد.


nazokbin

95/2/19
6:6 ع

qdw_ketab2

سخنان روحانی درباره زبان آموزی کودکان به خصوص زبان انگلیسی تنها با فاصله یک روز از سخنان مقام معظم رهبری یادآور بسیاری از سخنان روحانی است که تنها یکی دو روز پس از سخنان مقام معظم رهبری و در تناقض با آنها بیان شد، اصرار روحانی در این که فورا پس از سخنان رهبری، مواضع مخالف و بعضا توهین آمیز نسبت به ایشان بگیرد، شاید در اوایل خیلی به چشم مردم نمیآمد ولی با توجه به تکرار این رفتار درخصوص مواردی مانند مذاکره و تعامل با آمریکا، انتشار فکت شیت، اسلامی کردن دروس دانشگاهی، تکالیف پلیس، پیاده روی ظریف با کری، نقش حکومت در دینداری و بهشتی شدن مردم، در مواجهه با منتقدان، در نحوه اجرای برجام، در خصوص میزان توان موشکی و دفاعی، خط قرمز بودن فتنه و فتنه گران، در مورد رخنه و نفوذ، در مورد انقلابی گیری، پیرامون جایگاه شورای نگهبان، درباره جهت دهی های فرهنگی در دانشگاه ها، در خصوص دلواپسان، پیرامون اجرای اقتصاد مقاومتی، پیرامون رفراندوم هسته ای، در خصوص فرهنگ عاشورا، در رابطه با نقش تحریمها، در مورد شعار “مرگ بر آمریکا” و …، این سخنان بیش از این که فنی و دلسوزانه تلقی گردد در جهت عادی سازی مخالفت با رهبری برداشت میگردد؛ ظاهرا روحانی اصرار دارد تا مخالفت حرفی و عملی در برابر ولی فقیه را عادی سازی نماید تا بتواند برنامه های خود را اجرایی کند و البته در گام اول گویا قرار است اصل جایگاه ولایت فقیه مورد هجمه و تضعیف قرار گیرد.

و اما درخصوص زبان آنچیزی که رهبری فرمودند ناظر بر چند مسئله بود، یکی این که نیازی نیست سن زبان آموزی در کودکان به صورت عمومی تا سن دبستان و مهد کودک تنزل یابد و البته وقتی به ضروریات آموزشی یک کودک توجه میکنیم می بینیم مواردی مثل آموزش ورزش، مهارتهای رفتاری، فعالیتهای اجتماعی، مهارت های هنری و… به مراتب بیشتر از زبان آموزی برای کودکان ضروریست و البته ممکن است شرایطی ایجاد شود که فردی در خردسالی زبان خاصی را بیاموزد، اما این که یک تب کاذب برای تمام کودکان و نوجوانان در جامعه و حتی بعضا از سوی نظام آموزشی آن هم تنها برای یک زبان خاص ایجاد شود، نمی تواند منطبق با نیازهای تربیتی و آموزشی کشور و کودکان تلقی گردد، این که 90 درصد کودکان از کودکی به کلاس زبان بروند ولی حتی 30 درصد از آنها در طول دوران کودکی و نوجوانی و جوانی حتی یک ورزش و یا یک مهارت فنی و یا هنری نیاموخته باشند یک آسیب است که آسیبش را با یک جامعه ناسالم، چاق، بی مهارت و بیکار نشان میدهد.

بحث دیگر در انتقاد مقام معظم رهبری درباره انحصار یک زبان خاص در نظام آموزشی است، اگر بر اساس همان توجیه آقای روحانی در سخنرانی امروزشان، آموزش زبان برای علم آموزی و کارآفرینی باشد، بازهم نمی توان از ظرفیت سایر زبانها برای علم آموزی، کارآفرینی و حتی تعامل گسترده با کشورهای بیشتری در جهان چشم پوشی کرد آن هم در شرایطی که رشد علمی و صنعتی در کشورهای مختلف دنیا قابل مشاهده است و چرا نباید زبانهای پر مصرف دیگر دنیا هیچ سهمی در نظام آموزشی ما داشته باشند؟! برخلاف توجیه آقای روحانی، برای این اصلاح لازم نیست از همه دانش آموزان، به تعداد تمام زبان های دنیا نظرسنجی گردد، بلکه کافیست از چند زبان مطرح و پر مصرف دنیا که با نیازهای کشور سازگار است برای مدارس استفاده کرد و حتی مدارس را در انتخاب دو تا از آن ها مخیر کرد و همانطوری که زبان انگلیسی و یا سایر دروس نظام آموزشی تاکنون براساس نیاز کشور و نه دلخواه دانش آموزان تدوین گردیده است، مقوله زبان هم براساس نیاز کشور تعیین گردد.

آقای روحانی انتخاب زبان انحصاری انگلیسی در هند را در اشتغال هندی ها مفید دانستند، ولی رهبری عزیز میفرمایند چرا وقتی یک کشوری امکان و مجوزی برای آموزش و نشر فرهنگ و زبان ما فراهم نمیکند، ما باید تمام نظام آموزش مان را آن هم از جیب دولت و خانواده، به توسعه انحصاری همان یک زبان خاص معطوف کنیم؟! در حالی که میتوان در کنار آن زبان، با توافق های دو جانبه، بده بستان فرهنگی ایجاد نمود و در توسعه علم، صنعت، توریسم، اشتغال، تحصیل، ورزش و… از این بده بستانها استفاده نمود.


nazokbin

95/2/6
10:13 ع

IMAGE635363685304009430مدل توسعه غربی، مدلیست که در برابر مدل پیشرفت اسلامی ایرانی قرارگرفته و از این جهت که رشد و توسعه را تنها مبتنی بر تعامل مستمر و مدام با غرب و استفاده از روش های توسعه غربی می بیند با مدل پیشرفت اسلامی که مبتنی بر اقتصاد مقاومتی و پیشرفت همراه با عدالت است در تعارض کامل قرار دارد، به نحوی که مقام معظم رهبری استفاده از این مدل را و حتی استفاده از نامش را قبلاً نکوهش کرده اند:

« تنظیم الگوی پیشرفت کشور براساس الگوی اسلامی – ایرانی یک مسئله حیاتی است. اگر این الگوی اسلامی – ایرانی در مرحله عمل به اجرا گذاشته شود، قطعاً به الگوی مورد استفاده کشورهای دیگر تبدیل خواهد شد همانگونه که بسیاری از کارها و موفقیت های ملت و کشور ایران برای دیگر کشورها و ملتها الگو شده است … دلیل به نتیجه نرسیدن مدل توسعه‌ی غربی در نظام اسلامی، ماهیت متفاوت مبانی دیدگاه اسلام و غرب نسبت به پیشرفت و جایگاه انسان در این پیشرفت است. در دیدگاه غرب، پیشرفت مادی و محور آن سود مادی است بنابراین در چنین دیدگاهی اخلاق و معنویت می تواند قربانی پیشرفت شود … در دیدگاه اسلام، پیشرفت مادی هدف نیست بلکه وسیله‌ای برای رشد و تعالی انسان است. در جهان‌بینی اسلام، ثروت، قدرت و علم، وسیله رشد انسان و زمینه ساز برقراری عدالت، حکومت حق، روابط انسانی در جامعه و دنیای آباد هستند.» (مقام معظم رهبری – 1386/02/25)

آنچه در مدل توسعه غربی مهم است پیشرفت مادی است و شاخص های عدالت در کنار آن قرار ندارد و هرچند به منظور آسیب واردنشدن به متمولین و صاحبان سرمایه، خدمات اجتماعی را برای گرسنگان و فقرا تعریف میکند، ولی مدل اقتصادی شان مبتنی بر پیشرفت و عدالت همزمان نیست که البته ریشه در تفکرات اومانیستی دارد.

در نگرش لذت گرا و سودطلب غربی، شاید بسیاری از رفتارهای غلط و غیراخلاقی مانند تجارت اسلحه، تجارت سکس، استثمار سایر ملل و بهره کشی از طبقات اجتماعی ضعیف برای رسیدن به منافع مالی مجاز و امری طبیعی باشد، اما در مدل پیشرفت اسلامی هر معامله ای که موجب کمک و حمایت از ظالمان و مفسدان و توسعه فساد و ظلم باشد ممنوع و حرام است که نمونه این حرمت را در داستان کرایه دادن شترهای صفوان جمال به هارون الرشید (خلیفه عباسی) که توسط امام موسی کاظم  نکوهش و حرام اعلام شد، سراغ داریم.

در مدل توسعه غربی تعامل حول محور سود یک ابزار پذیرفته شده است، اگر منفعت ایجاب کند داشتن هرگونه رابطه ای با دیگران مانعی ندارد ولی با نگرش اسلامی، این نگاه به دلایل متعددی با چالش جدی مواجه می شود که در ادامه به برخی از قید و شرط های تعامل با بیگانگان اشاره می کنم:

  • هرگونه تعاملی که در نهایت موجب افزایش ظلم و فساد گردد، با فلسفه اسلام و عدالت در تعارض قرار دارد، نمی توان بابت رسیدن به منافع بیشتر، مسیری برخلاف مسیر پیامبران و ائمه که برپایی قسط و عدالت و هدایت بود، اتخاذ کرد و بسیاری از تعاملاتی که بعضاً با کشورهای معاند با نظام و انقلاب و اسلام منعقد می گردد در جهت تقویت بنیه های اقتصادی و سیاسی ایشان تقلی می گردد، کاری ندارم که در برخی شرایط از روی اجبار ممکن است معامله ای رخ دهد ولی این که این تعاملات، معمولی و اصولی ترویج گردد یقیناً در جهت تقویت بنیه های اقتصادی و تطهیر سیاسی جبهه طاغوت تلقی می گردد. نگاهی به سیره اهل بیت نشان می دهد که ایشان در هر شرایطی تلاش کردند تا موجب مشروعیت بخشی به طاغوت نگردند که بالاترین نمود عینیش را در قیام عاشورا شاهدیم که چگونه امام حسین (ع) برای این که به یزید فاسق و کافر مشروعیت نبخشد و موجب انحراف اسلام نگردد رنج مهاجرت، شهد شهادت و درد اسارت خاندانش را به جان خرید.
  • هرگونه تعاملی با دشمنان اگر باعث تضعیف، نفوذ، وابستگی، ایجاد نقطه ضعف و ذلت در جبهه حق و اسلام گردد، محل اشکال است و به همین دلیل، تعاملاتی که مشمول این بند می گردند بنا به “قاعده نفی سبیل” حرام هستند و این حرمت در اصول 152 و 153 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز به صراحت بیان شده است و بر این اساس پذیرفتن معاملات و قراردادهایی که موجب خدشه به استقلال سیاسی و اقتصادی کشور گردد، از اساس خلاف و حرام هستند و اصرار مقام معظم رهبری برای حمایت از تولید و جلوگیری از واردات بی رویه در همین جهت است و در نقطه مقابل این نگاه اسلامی، نگاه اومانیستی غربی وجود دارد که در تئوریسین های دولت یازدهم نیز مشاهده می گردد که تلاش دارند با تألیف، سخنرانی، تصمیم سازی و سیاستگذاری، واژگانی مثل نفوذ، استقلال و عزت را به دلیل عدم تناسب با نگرش توسعه غربی، به سخره می گیرند.
  • یکی از مواردی که با تعاملات و معاملات اقتصادی قابل انتقال است، فرهنگ است، چرا که بسیاری از کالاهایی که در دنیا تولید و عرضه می­گردند، چه کالاهای سخت افزاری و چه محصولات نرم افزاری، در تغییر سبک زندگی افراد مؤثرند و این تغییر اگر در جهت دور شدن از سبک زندگی اسلامی ایرانی و ایرانی باشد، مسلماً غلط و خسارت بار است و دقیقاً به همین دلیل است که مقام معظم رهبری نسبت به واردات و سبک زندگی و به خصوص واردات کالاهای مصرفی از آمریکا اینقدر حساسیت و دغدغه دارند چرا که این واردات نقش مهمی در پروژه نفوذ فرهنگی و لذت جویانه و اومانیستی دینی ایفا می کنند.
  • اگر چه همانطوری که بیان شد اسلام با تعاملاتی که موجب وابستگی و تضعیف مسلمین به دشمنان اسلام و افزایش نفوذ ایشان گردد مخالف است، اما این نگاه استثنائی هم دارد، یعنی اگر تعامل با بیگانگان باعث تضعیف یا وابستگی ایشان به مسلمین و عدم تضعیف مسلمین نگردد هیچ ایرادی ندارد، یعنی اگر روزی برسد که دیگران بیش از این که ما به پول نفت نیاز داشته باشیم به نفت محتاج باشند، آن زمان، همین فروش نفت می تواند یک امتیاز، ابزار و سلاح در برابر دشمنان تلقی گردد ولی تا زمانی که مبتلا به اقتصاد نفتی باشیم عملاً همین فروش نفت هم یک ایراد و اشکال برای کشور است و دقیقاً به همین دلیل است که مقام معظم رهبری قریب 20 سال است که به دوری از این اقتصاد به عنوان یک الزام نگاه می کنند، نگرشی که اگر رعایت می شد به مانع جدی در برابر تأثیرگذاری تحریم های نفتی و بانکی تبدیل می شد و چه بسا ما با تهدید به تحریم نفت می توانستیم امتیازگیری کنیم.

مجموعه عوامل فوق است که مسیر پیشرفت کشور را به فرموده مقام معظم رهبری به سمت اقتصاد “درونگرا و برونزا” هدایت می کند، چرا که با این اقتصاد می توان از درون و متکی به نیروهای انسانی و منابع طبیعی داخلی قوی شد و می توان متکی بر قوت درونی کشور، به تأثیرگذاری و نقش آفرینی حق جویانه و عدالت گسترانه در جهان پرداخت، به همین دلیل است که مقام معظم رهبری برای رسیدن به نقطه مطلوب اقتصادی، سفارش به پیگیری اقتصاد مقاومتی می کنند، و البته باید توجه داشت که این نگرش، سلیقه شخصی مقام معظم رهبری نیست، بلکه این نگاه اصیل اسلامی است که از چشمه جوشان ولایت فقیه می جوشد، نگرشی که هم مانع نفوذ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دشمن می شود و هم موجب تقویت و اقتدار نظام اسلامی می گردد و هم در عین حفظ عزت و اعتبار ایرانیان، وضعیت معیشتی ایرانیان را به صورت عادلانه ای آبرومند می کند.


nazokbin

95/1/17
8:22 ص

ماهواره

رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی جدید، از مسائل روز جهان هستند و همانطوری که بر افراد و جوامع تأثیر گذاشته اند، بر خانواده ها هم تأثیرهای مهمی می گذارند که شناخت نتیجه این تأثیرات به تأمل و واکاوی نیاز دارد و اگر خوبی ها و بدیهای این رسانه ها و مهارتهای استفاده از آنها به خوبی شناخته نشود، در نهایت خانواده ها در برابر این رسانه ها دچار آسیب های شدیدی مانند فروپاشی کانون خانواده، سردی روابط زناشویی، بلوغ زودرس کودکان، مشکلات فکری و ذهنی و افت تحصیلی در فرزندان و… خواهند شد که یکی از این رسانه ها، ماهواره و شبکه های ماهواره ای است.

اگر چه معمولاً آنچه که باعث ورود ماهواره به داخل منازل میشود استفاده از برنامه های مفیدی مانند برنامه های علمی و مستند و دریافت اطلاعات است اما آنچه که غالباً رخ میدهد همان استفاده معمول است که اکثر استفاده کنندگان از ماهواره از آن انجام میدهند یعنی در نهایت، همان سریال ها، فیلم ها، شب نشینی ها و برنامه هایی که وجه تفریحی شان بر جنبه علمی شان غالب است، مورد استقبال قرار میگیرند.

یکی از مواردی که معمولاً خانواده ها را حتی با علم بر مخاطرات آن، به استفاده از این امکانات راضی میکند، احساس قابل مدیریت بودن این ابزار است، یعنی در ابتدا اکثراً فکر میکنند چون این ابزار قابل کنترل و قفل گذاری است خطری خانواده را تهدید نمیکند اما در نظر نمیگیرند که اولاً فرزندان بعضاَ اطلاعات فنی بالاتری نسبت به والدینشان دارند و به راحتی هر قفل و رمزی را میگشایند و ثانیاً خود والدین هم از اعتماد به نفس کاذب خود درامان نیستند و به تدریج قبح استفاده ازشبکه های نامناسب در نزدشان می ریزد و حاضر به استفاده از این کانال ها درخلوت میشوند که این مسئله پس از مدتی برای کل خانواده به امری عادی تبدیل می گردد.

از خطرناک ترین آثار شبکه های ماهواره ای، تغییر و تخریب سبک زندگی اسلامی و ایرانی خانواده هاست، آنچه که بسیاری از برنامه های ماهواره ای، ترویج می کنند عبارت است از: زندگی تشریفاتی و مصرفی، ایجاد بدگمانی نسبت به اعضای خانواده، عادی شدن دوستی ها و روابط نامشروع، عادی سازی خیانت به همسر، ترویج لباس و پوشش نامناسب و… که با تکرار و رنگ و لعاب به خورد خانواده میدهند و کمتر خانواده ای است که بتواند در برابر آماج ضد فرهنگی این شبکه ها حتی برای یکسال تاب بیاورد و تغییر نکند.

بحث تغییر سبک زنگی نه تنها در برنامه های بزرگسالان که حتی در برنامه های کودکان هم به چشم میخورد به نحوی که حتی کارتونهایی که در این شبکه ها پخش میشود عاری ازصحنه های جنسی یا دوستی های نامشروع نیستند و به راحتی فکر و ذهن کودکان را با یک سبک زندگی ول انگارانه اخت می کند و تنها چند سال بعد است که والدینی که بعضاً اهل حجب و حیا و حجاب هم هستند از داشتن فرزندانی بی حیا و بی حجاب دچار بهت و تعجب میشوند.

یکی از مواردی که معمولا در خصوص برنامه های ماهواره ها  به آن دقت نمیشود تبلیغات میان برنامه ای و زیرنویسهای برنامه هاست، یعنی خانواده نشسته اند و مثلاً یک برنامه آشپزی یا سریال می بینند، اما درخلال برنامه، آگهی های تبلیغاتی حاوی مطالب جنسی پخش می شوند، تبلیغ انواع کرم ها، قرص ها، پروتزها و جراحی ها با بیان کارکردهایشان به راحتی فکر و ذهن کودکان را کنجکاو میکنند و والدین را نیز به حرص و طمع جنسی تشویق میکند و این چنین است که یک زیرنویس ساده، فکر و ذهن و جسم اعضای خانواده را تحت الشعاع قرار میدهد.

و اما بحث نهایی، اتلاف وقتی است که پای شبکه های ماهواره ای صورت میگیرد، در حالی که بعضاً چند صد کانال ماهواره ای با موضوعات مختلف در دسترس برخی از خانواده ها هست، میزان وقتی که پای آنها صرف می شود معمولاً به مراتب بیشتر از حد متعارف است، در کشوری که همه از میزان کار مفید و ساعت پایین مطالعه و افزایش طلاق و سردی خانواده اظهار ناراحتی میکنند، وسیله ای مثل ماهواره که وقت های مفید خانواده برای باهم بودن، باهم حرف زدن و مطالعه کردن را میگیرد یقیناً یک آسیب است.


nazokbin

94/10/23
8:4 ص

236x236_1451940652343754فارغ از رفتار زشتی که دولت های جیبوتی و کومور در قطع رابطه با ایران انجام دادند، اما به شخصه تمسخر و تحقیر یک کشورهای کوچک و فقیری مانند  جیبوتی و کومور را با آرمان های انقلاب اسلامی ایران منطبق نمی دانم، انتقاد و یا محکومیت در قبال افراد و شخصیت ها و رفتارهایشان امری متعارف و معمول است اما همانطوری که تحقیر قد و شکل افراد اخلاقی به نظر نمی رسد، تحقیر و تمسخر اندازه کوچک و یا جایگاه یک کشور در نقشه و یا فقیر بودنش هم نمی تواند صحیح باشد؛ اصلاً از بدو تشکیل جمهوری اسلامی و طبق فصل سیاست خارجی قانون اساسی، ایران قرار بود ملجأیی برای کشورهای محروم و مستضعف در برابر ظالمان و مستکبران عالم باشد، نه این که به هر دلیلی و با هر بهانه ای مشی خود را به گونه ای زیرسؤال ببرد که وجهه اخلاقی و انسانی خود را در جهان خدشه دار کند.

به نظر شما چه لزومی داشت که آقای نوبخت به عنوان سخنگوی دولت در کنار اظهار بی تفاوتی در خصوص قطع رابطه جیبوتی با ایران،این کشور را طنزگونه و تمسخرآمیز «بزرگ» توصیف کند؟! البته این هم شاید از سیاست های دولت ما باشد که با حرکت به سمت آمریکا و کشورهای اروپایی، عملاً از کشورهای محروم و مستضعف تاحدودی غفلت کرده اند و حال این که این رفتار، به لحاظ انسانی و آرمان های انقلاب، غلط است، همینطور به لحاظ حقوق بین الملل، چرا که همین کشورهای کوچک هم در نهادهای بین المللی حق رأیشان با اغلب کشورهای بزرگ دنیا مساوی است.

شاید ضعف مفرط ایران در استفاده از شورای عدم تعهد که هم اکنون ریاستش را هم برعهده داریم در خصوص مسائل مهم منطقه و جهان نیز، یکی دیگر از نمودهای وادادگی صحنه دیپلماسی با کشورهای غیر مستکبر و غربی باشد و چه بسا اگر در حوزه کشورهای کوچک و ضعیف اعم از آفریقایی یا آمریکای جنوبی کم کاری نمی کردیم، می توانستیم با سیاست فعال خارجی خود، کشور جیبوتی را در راستای سیاستهای انقلاب و در برابر عربستان سعودی قرار دهیم.

در میان افرادی که این عبارات تحقیر آمیز و یا تمسخرآمیز را در قبال جیبوتی یا کومر و امثالهم به کار می برند ورود افرادی مثل آقای شریعتمداری سردبیری کیهان و یا سایر رسانه های انقلابی جای انتقاد دارد، به راستی آیا باید برای تسکین بغض فروخورده و روح آزرده مردم عزیز و غیور ما که سالهاست مستقیم و غیرمستقیم از دست عربستان و دستگاه دیپلماسی ما احساس میکنند به عزتشان خدشه وارد شده است، اقدام به کاری کنیم که منافی آرمانهای امام و انقلاب است؟!


nazokbin

94/8/17
8:16 ص


IMAGE635363685304009430مدل توسعه غربی، مدلیست که در برابر مدل پیشرفت اسلامی ایرانی قرارگرفته و از این جهت که رشد و توسعه را تنها مبتنی بر تعامل مستمر و مدام با غرب و استفاده از روش های توسعه غربی می بیند با مدل پیشرفت اسلامی که مبتنی بر اقتصاد مقاومتی و پیشرفت همراه با عدالت است در تعارض کامل قرار دارد، به نحوی که مقام معظم رهبری استفاده از این مدل را و حتی استفاده از نامش را قبلاً نکوهش کرده اند:

« تنظیم الگوی پیشرفت کشور براساس الگوی اسلامی – ایرانی یک مسئله حیاتی است. اگر این الگوی اسلامی – ایرانی در مرحله عمل به اجرا گذاشته شود، قطعاً به الگوی مورد استفاده کشورهای دیگر تبدیل خواهد شد همانگونه که بسیاری از کارها و موفقیت های ملت و کشور ایران برای دیگر کشورها و ملتها الگو شده است … دلیل به نتیجه نرسیدن مدل توسعه‌ی غربی در نظام اسلامی، ماهیت متفاوت مبانی دیدگاه اسلام و غرب نسبت به پیشرفت و جایگاه انسان در این پیشرفت است. در دیدگاه غرب، پیشرفت مادی و محور آن سود مادی است بنابراین در چنین دیدگاهی اخلاق و معنویت می تواند قربانی پیشرفت شود … در دیدگاه اسلام، پیشرفت مادی هدف نیست بلکه وسیله‌ای برای رشد و تعالی انسان است. در جهان‌بینی اسلام، ثروت، قدرت و علم، وسیله رشد انسان و زمینه ساز برقراری عدالت، حکومت حق، روابط انسانی در جامعه و دنیای آباد هستند.» (مقام معظم رهبری – 1386/02/25)

آنچه در مدل توسعه غربی مهم است پیشرفت مادی است و شاخص های عدالت در کنار آن قرار ندارد و هرچند به منظور آسیب واردنشدن به متمولین و صاحبان سرمایه، خدمات اجتماعی را برای گرسنگان و فقرا تعریف میکند، ولی مدل اقتصادی شان مبتنی بر پیشرفت و عدالت همزمان نیست که البته ریشه در تفکرات اومانیستی دارد.

در نگرش لذت گرا و سودطلب غربی، شاید بسیاری از رفتارهای غلط و غیراخلاقی مانند تجارت اسلحه، تجارت سکس، استثمار سایر ملل و بهره کشی از طبقات اجتماعی ضعیف برای رسیدن به منافع مالی مجاز و امری طبیعی باشد، اما در مدل پیشرفت اسلامی هر معامله ای که موجب کمک و حمایت از ظالمان و مفسدان و توسعه فساد و ظلم باشد ممنوع و حرام است که نمونه این حرمت را در داستان کرایه دادن شترهای صفوان جمال به هارون الرشید (خلیفه عباسی) که توسط امام موسی کاظم  نکوهش و حرام اعلام شد، سراغ داریم.

در مدل توسعه غربی تعامل حول محور سود یک ابزار پذیرفته شده است، اگر منفعت ایجاب کند داشتن هرگونه رابطه ای با دیگران مانعی ندارد ولی با نگرش اسلامی، این نگاه به دلایل متعددی با چالش جدی مواجه می شود که در ادامه به برخی از قید و شرط های تعامل با بیگانگان اشاره می کنم:

  • هرگونه تعاملی که در نهایت موجب افزایش ظلم و فساد گردد، با فلسفه اسلام و عدالت در تعارض قرار دارد، نمی توان بابت رسیدن به منافع بیشتر، مسیری برخلاف مسیر پیامبران و ائمه که برپایی قسط و عدالت و هدایت بود، اتخاذ کرد و بسیاری از تعاملاتی که بعضاً با کشورهای معاند با نظام و انقلاب و اسلام منعقد می گردد در جهت تقویت بنیه های اقتصادی و سیاسی ایشان تقلی می گردد، کاری ندارم که در برخی شرایط از روی اجبار ممکن است معامله ای رخ دهد ولی این که این تعاملات، معمولی و اصولی ترویج گردد یقیناً در جهت تقویت بنیه های اقتصادی و تطهیر سیاسی جبهه طاغوت تلقی می گردد. نگاهی به سیره اهل بیت نشان می دهد که ایشان در هر شرایطی تلاش کردند تا موجب مشروعیت بخشی به طاغوت نگردند که بالاترین نمود عینیش را در قیام عاشورا شاهدیم که چگونه امام حسین (ع) برای این که به یزید فاسق و کافر مشروعیت نبخشد و موجب انحراف اسلام نگردد رنج مهاجرت، شهد شهادت و درد اسارت خاندانش را به جان خرید.
  • هرگونه تعاملی با دشمنان اگر باعث تضعیف، نفوذ، وابستگی، ایجاد نقطه ضعف و ذلت در جبهه حق و اسلام گردد، محل اشکال است و به همین دلیل، تعاملاتی که مشمول این بند می گردند بنا به “قاعده نفی سبیل” حرام هستند و این حرمت در اصول 152 و 153 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز به صراحت بیان شده است و بر این اساس پذیرفتن معاملات و قراردادهایی که موجب خدشه به استقلال سیاسی و اقتصادی کشور گردد، از اساس خلاف و حرام هستند و اصرار مقام معظم رهبری برای حمایت از تولید و جلوگیری از واردات بی رویه در همین جهت است و در نقطه مقابل این نگاه اسلامی، نگاه اومانیستی غربی وجود دارد که در تئوریسین های دولت یازدهم نیز مشاهده می گردد که تلاش دارند با تألیف، سخنرانی، تصمیم سازی و سیاستگذاری، واژگانی مثل نفوذ، استقلال و عزت را به دلیل عدم تناسب با نگرش توسعه غربی، به سخره می گیرند.
  • یکی از مواردی که با تعاملات و معاملات اقتصادی قابل انتقال است، فرهنگ است، چرا که بسیاری از کالاهایی که در دنیا تولید و عرضه می­گردند، چه کالاهای سخت افزاری و چه محصولات نرم افزاری، در تغییر سبک زندگی افراد مؤثرند و این تغییر اگر در جهت دور شدن از سبک زندگی اسلامی ایرانی و ایرانی باشد، مسلماً غلط و خسارت بار است و دقیقاً به همین دلیل است که مقام معظم رهبری نسبت به واردات و سبک زندگی و به خصوص واردات کالاهای مصرفی از آمریکا اینقدر حساسیت و دغدغه دارند چرا که این واردات نقش مهمی در پروژه نفوذ فرهنگی و لذت جویانه و اومانیستی دینی ایفا می کنند.
  • اگر چه همانطوری که بیان شد اسلام با تعاملاتی که موجب وابستگی و تضعیف مسلمین به دشمنان اسلام و افزایش نفوذ ایشان گردد مخالف است، اما این نگاه استثنائی هم دارد، یعنی اگر تعامل با بیگانگان باعث تضعیف یا وابستگی ایشان به مسلمین و عدم تضعیف مسلمین نگردد هیچ ایرادی ندارد، یعنی اگر روزی برسد که دیگران بیش از این که ما به پول نفت نیاز داشته باشیم به نفت محتاج باشند، آن زمان، همین فروش نفت می تواند یک امتیاز، ابزار و سلاح در برابر دشمنان تلقی گردد ولی تا زمانی که مبتلا به اقتصاد نفتی باشیم عملاً همین فروش نفت هم یک ایراد و اشکال برای کشور است و دقیقاً به همین دلیل است که مقام معظم رهبری قریب 20 سال است که به دوری از این اقتصاد به عنوان یک الزام نگاه می کنند، نگرشی که اگر رعایت می شد به مانع جدی در برابر تأثیرگذاری تحریم های نفتی و بانکی تبدیل می شد و چه بسا ما با تهدید به تحریم نفت می توانستیم امتیازگیری کنیم.

مجموعه عوامل فوق است که مسیر پیشرفت کشور را به فرموده مقام معظم رهبری به سمت اقتصاد “درونگرا و برونزا” هدایت می کند، چرا که با این اقتصاد می توان از درون و متکی به نیروهای انسانی و منابع طبیعی داخلی قوی شد و می توان متکی بر قوت درونی کشور، به تأثیرگذاری و نقش آفرینی حق جویانه و عدالت گسترانه در جهان پرداخت، به همین دلیل است که مقام معظم رهبری برای رسیدن به نقطه مطلوب اقتصادی، سفارش به پیگیری اقتصاد مقاومتی می کنند، و البته باید توجه داشت که این نگرش، سلیقه شخصی مقام معظم رهبری نیست، بلکه این نگاه اصیل اسلامی است که از چشمه جوشان ولایت فقیه می جوشد، نگرشی که هم مانع نفوذ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دشمن می شود و هم موجب تقویت و اقتدار نظام اسلامی می گردد و هم در عین حفظ عزت و اعتبار ایرانیان، وضعیت معیشتی ایرانیان را به صورت عادلانه ای آبرومند می کند.


nazokbin

94/7/29
8:55 ص


menaاخیراً شبهه ای با عنوان “مسئولیت تراژدی منا برعهده کیست؟” به صورت گسترده در شبکه های اجتماعی منتشر گردیده است که در آن با مطرح کردن مواردی مثل خاکسپاری حضرت امام، جمعیت نماز عید فطر، شلوغی زیارت امام رضا، ترافیک ناشی از دستجات عزاداری و صفوف سبد کالا و روز سینما، آنها را با نظم جمعیت 6 میلیونی تشیع جنازه پاپ ژان پل دوم و فاجعه منا مقایسه کرده است و بعد هم نتیجه می گیرد که بی نظمی صرفا مشکل عربستان نیست بلکه برخلاف غرب، تنها مشکل ایران و همه جهان سوم است که پس از درج متن کامل شبهه، پاسخ آن تقدیم می گردد:

متن شبهه:
مسئولیت تراژدی منا بر عهده‌ی کیست؟
یادم میاد سالها پیش در تشییع جنازه امام خمینی شرکت کردم ،آنقدر در بین تشییع کنندگان بی نظمی هویدا بود، من که سنی در حدود هفده سال داشتیم متاسفانه در بین جمعیت له شدم و حالم به هم خورد و کارم به بیمارستان کشیده شد و چند ساعتی در بیمارستان بستری بودم . وقتی خبر اتفاق ناگوار رمی جمرات را شنیدم که بسیاری از هموطنانم جانشان را از دست دادند ناگهان یاد آن روز خودم افتادم. واقعا مرگ را آن روز جلوی چشمانم دیدم و درک کردم که افرادی که در این فاجعه جانشان را از دست داده اند چه کشیده اند .من سوء مدیریت دولت عربستان را محکوم می کنم . ولی … ولی … آیا خودمان هم در این فاجعه بی تقصیر بوده ایم یا نه؟ این اتفاق افتاد ولی آیا آخرین اتفاق خواهد بود؟ چرا غربیان در همه کارهایشان به بهترین وجه نظم را رعایت می کنند و ما جهان سومی ها به بهترین بی نظمی؟ درست است که دولت عربستان را عوضی می نامیم ولی رفتار خودمان را در حرم مطهر امام رضا وقتی می خواهیم دستمان را به ضریح امام رضا بزنیم و همه را حول می دهیم و پا روی همه می گذاریم را چه می نامیم؟ عید فطر امسال شاهد بودم نمازگزاری که 30 روز را روزه گرفته و برای یک کیک و ساندیس چگونه همه را به طرفی پرت می کرد و حتی به کودکان هم رحم نمی کند تا به کیک و ساندیس دست پیدا کند. وقتی پاپ ژان پل دوم درگذشت ملت های بسیاری برای وداع او به واتیکان سفر کردند. جمعیتی بالغ بر 6 میلیون نفر. تصاویرش موجود است دوستان می توانند ببینند که چگونه و در نظم بسیار خوبی تک تک همه با پاپشان وداع کردند. امروز تقصیر دولت عربستان است. فردا و فرداهای دیگر می خواهیم بی نظمی خود را گردن چه کسی یا کسانی بیندازیم؟ هنوز یادمان نرفته پارسال وقتی دولت اعلام کرد، یک روز به مناسبت روز سینما؛ تمام سینماهای ایران رایگان است، به خاطر بی نظمی چندین نفر کشته شدند و یا به خاطر سبد کالا چقدر افراد به جان هم افتادند تا یک پنیر بیشتر بگیرند. ما مسلمانان دنیا که خود را تابع بهترین دین دنیا می دانیم باید بسیار روی فرهنگ نظم خود کار کنیم . متاسفانه بی نظمی ما کار دستمان داده . با مرگ بر عربستان و اسرائیل و آمریکا و آل سعود و این و آن کارمان درست نخواهد شد. ما مسلمانان باید روی فرهنگمان ابتدا کار کنیم. آنوقت با رفتار درستمان تمام ملتهای دنیا را تابع خود خواهیم کرد. آن آقایی که روضه امام حسین می گیرد و راه خیابان را مسدود می کند و مردم را مجبور می کند تا از خیابان های دیگر رفت و آمد کنند و ترافیک راه می اندازد با آن کسی که به خاطر شاهزاده عربستانی راه را مسدود می کند و آن فجایع را به وجود می آور هیچ فرقی ندارد. اشتباه از هر نوعش اشتباه است. ما جهان سومی ها از دنیای نظم بسیار فاصله داریم .

پاسخ شبهه:
1- جمعیت حاضر در خاکسپاری جان پل دوم کمی بیش از 2 میلیون ذکر شده است که این مراسم 6 روز پس از فوت ایشان انجام شده است (www.isna.ir/fa/news/8401-03554).
2- خاکسپاری حضرت امام خمینی با جمعیت بیش از 10 میلیون نفر، رکورد دار گینس است که این خاکسپاری کمتر از 3 شبانه روز بعد از فوت ایشان انجام شده است (www.yjc.ir/fa/news/4326877).
3- نگارنده ادعا می کند در مراسم خاکسپاری زیر دست و پا له شده، حالش بهم خورده و کارش به بیمارستان کشیده شده است به راستی چگونه است که بهم خوردن حالشان در یک مراسم 10 میلیونی و ناگهانی اینقدر در خاطرش مانده است ولی کشته شدن چند هزار نفر در یک مراسم 2 میلیونی سالانه را اینچنین امری طبیعی و معمول در جهان سوم وانمود می کند؟!
4- این که فردی ادعا کند نمازگزاران عید فطر (که یکماه پا روی نفس شان گذاشته اند و گرسنگی و تشنگی را تحمل کرده اند و صبح زود برای خواندن نماز عید فطر از خانه هایشان خارج شده اند)، برای ساندیس و کیک به کودکان رحم نکردند و ایشان را به این طرف و آنطرف پرت نمودند نیز ادعایی غیر مستند و البته کاملاً غیر منطقی، غیرقابل باور و معاندانه است.
5- این ادعا که برای زیارت امام رضا (ع) همه همدیگر را هول می دهند و پا روی پای یکدیگر می گذارند نیز غیر منصفانه است چرا که بسیاری از افراد، زیارت را در چسبیدن به ضریح نمی دانند و اگر هم عده ای از مردم عادی و ساده دل به این عمل اقدام کنند بدون تلفات و تحت نظارت دقیق خدام و دوربین های حرم قرار دارند و این که پای یک نفر در آن شلوغی روی پای یک نفر دیگر گذاشته شود را با فاجعه منا مقایسه می کنند حقیقتاً نمی تواند بدون قصد و غرض و مرض تلقی نمود.
6- کشته شدن چند نفر در صفوف شلوغ روز سینما نیز بدون هرگونه سندی ادعا گردیده است و با جستجو در اینترنت نیز چنین خبری مشاهده نگردید و عکس هایی نیز که در این خصوص مشاهده شده حاکی از این نیست که کسی بین این جمعیت له شده باشد (www.tabnak.ir/fa/news/375090).
7sabadkala - 1– در خصوص سبد کالا نیز سهمیه هرکسی مشخص بود و کمتر و بیشتر از آن داده نمی شد و اگر یک قلم کالا هم تمام می شد سهمیه اش حفظ می شد و در هر صورت ادعای کشته شدن برای یک پنیر بیشتر، ادعایی کذب، غیر منطقی و توهین آمیز است.
8- این که برخی هیأت ها و دستجات مسائلی را رعایت نمی کنند و با صدا و یا بی نظمی موجب زحمت مردم می شوند امری غلط و قابل انتقاد است اما این که متولیان این هیأت ها را با آن شاهزاده ای که با بستن راه حجاج باعث کشته شدن چند هزار انسان شد مقایسه می کنند را چگونه می توان منصفانه دانست؟!
9- آیا در همان غربی که نگارنده این چنین عاشقشان است با انواع جشن های ابلهانه مثل گاوبازی و جشن گوجه و امثالهم خیابان ها بسته و کثیف و بی نظم نمی شود؟! آیا در آن کشورها مردم برای گرفتن کپن غذای موسسات خیریه صفوف طولانی را تحمل نمی کنند؟!
10- در این متن سعی شده است تا حتی سوءمدیریتی که در توزیع سبد کالا توسط مدیران رخ داد هم به مردم حواله داده شود، در صورتی که مردم چه کنند وقتی مسئولان شان دوست دارند برای توزیع سبد کالا صف تشکیل بدهند تا خانم وندی شرمن خیالش راحت شود و بگوید این صفوف نشان داد که دولت به قولش عمل کرده و پول های ازاد شده را برای مایحتاج ضروری (ونه محل دیگر) هزینه کرده است (http://www.tabnak.ir/fa/news/376320) ؟! سوء مدیریتی که در توزیع سبد کالا رخ داد اینقدر بود که رئیس جمهور را به عذرخواهی واداشت؛ مسلم است که وقتی در یک شهر یک میلیون نفری تنها 4-5 فروشگاه را برای توزیع سبد کالا تعیین می کنید حتما صفوف طولانی تشکیل می شود
♦?کلام آخر: و در نهایت این که آیا برای تطهیر دولت عربستان باید مردم و باورهای تمام کشورهای اسلامی را تحقیر کرد؟! آیا برای تطهیر دولت عربستان باید تمام سوءمدیریت های دولت عربستان و یا دولتهای ما را انکار کرد؟! به راستی نگارنده به اصطلاح روشنفکر متن، به چه حقی به خود اجازه می دهد تا شیفتگی اش به فرهنگ غرب را اینچنین با تاختن بی رحمانه به فرهنگ ملی مذهبی خود فریاد کند؟!


nazokbin

94/6/11
11:53 ص

kampin-khodroاگر چه شعار کمپین نخریدن خودروی صفر با همین سادگی اش حسابی جا افتاده است، اما این که مردم چه هدفی را با این کمپین دنبال می کنند را می توان در چند بند خلاصه نمود:
1- کسانی که به این کمپین پیوسته اند با تولید ملی مخالف نیستند و چه بسا بسیاری از محصولات دیگر ایرانی را با جان و دل بخرند و مصرف کنند اما بحث خودروی ملی یک قضیه متفاوت است چرا که سایر تولیدات ملی با کمترین حمایت دولتی در حال تلاش برای ساخت محصول هستند ولی خودروسازان داخلی از بیشترین حمایت های بانکی و گمرکی و حتی سیاست خارجی بهره مند بوده اند و بابت این حمایت ها نیز بارها قول مساعد دادند تا در محصولات خود تحول ایجاد کنند که البته محقق نشده است.
2- در حالی که کشور در تکنولوژی های مختلف اعم از نظامی یا نانو یا هسته ای توانمندی علمی و فنی خود را اثبات کرده است هم اکنون مردم ما به این یقین رسیده اند که اگر خودروسازان داخلی بخواهند می توانند با همت قطعه سازان داخلی و استفاده از منابع کشور به نقطه ای بسیار برتر از نقطه فعلی برسند و حال که خودروسازان تمایلی ندارند به صورت ارادی این ارتقا را ایجاد کنند، مردم احساس می کنند باید ایشان را به این امر ملزم نمایند.
3- علی رغم تمام حمایت هایی که از خودروسازان داخلی صورت گرفته است اما کیفیت خودروها واقعا متناسب با قیمت هایشان نیستند و متأسفانه قیمت خودرهای داخلی تقریباً معادل دوبرابر قیمت خودروهای مشابه خارجی است و این در حالی است که این خودروسازان حتی برای خدمات اولیه ایمنی خودرو نیز دنبال دریافت اضافه بها هستند.
4- کیفیت اولیه قطعات و خدمات پس از فروش قطعات به حدی است که فردی که خودروی تازه می خرد می داند که باید زمان زیادی را برای رفع نواقص خودرو صرف کند که آنهم بدون آشنا در نمایندگی های خودروسازی تقریبا محقق نمی شود.
5- در حالی که خودروسازان از یک سو از تسهیلات بانکی استفاده میکنند و از سوی دیگر محصولاتشان را پیش فروش می کنند ولی با این وجود اجرت قطعه سازان داخلی را بلند مدت پرداخت می کنند و این مسئله موجب ورشکستگی بسیاری از قطعه سازان داخلی گردیده است و در حالی که کیفیت قطعات داخلی بسیار بهتر از قطعات چینی بوده است به صرف ارزان بودن قطعات چینی، خودروسازان با بی رحمی نسبت به صنایع قطعه سازی، اقدام به خرید قطعات چینی می نمایند.
6- در حالی که مصرف کنندگان داخلی احساس می کنند خودروسازان همچنان از طریق گمرک بالای خودروی خارجی، مورد حمایت شدید دولت قرار دارند و کمترین سخت گیری روی کیفیت و قیمت خودروها برای رسیدن به کیفیت و قیمت محصولات خارجی ایجاد نمی شود، تلاش می کنند تا دولت را مجبور به حفظ منافع مصرف کنندگان نیز بنمایند و از این حمایت یکجانبه از خودروساز دست بردارند و کمی هم به فکر مصرف کننده و قطعه ساز باشند.
7- ما مردم ایران می دانیم که حمایت از تولید ملی به منزله حمایت از استقلال کشور و خنثی کردن تحریم های آتی دشمنان است اما به نظر می رسد این فهم ملی باعث شده است تا تولید کنندگان داخلی خیال کنند که شاید مردم چاره ای جز خرید محصولات بی کیفیت ایشان را ندارند و این مسئله باعث اجحاف به مردم گردیده است و دراین شرایط تنبیه خودروسازان برای احترام قائل شدن به شخصیت مردم ضروری به نظر می رسد.


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
سیاسی ، دولت ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، هاشمی رفسنجانی ، صدا و سیما ، رسانه ، تورم ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، مشایی ، تحریم ، اعتقادی ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، برجام ، عدالت ، قوه قضاییه ، انقلابی ، اقتصادی ، تولید ، آمریکا ، مجلس ، علی لاریجانی ، بصیرت ، رابطه با آمریکا ، رشت ، گیلان ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، فرهنگی اجتماعی ، غرب ، استاد مصباح ، خانواده ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انقلاب ، انتخابات 96 ، هاشمی ، مهدی هاشمی ، سران فتنه ، سعید جلیلی ، مذهبی ، بانک ، جبهه پایداری ، شورای نگهبان ، علی مطهری ، کارمند ، مسکن مهر ، انتخابات ریاست جمهوری ، اصلاح طلبان ، اجرای برجام ، تحلیل های اقتصادی ، سوریه ، ماهواره ، جواد ظریف ، امام خمینی (ره) ، انتقاد پذیری ، استقلال ، مدیریت و ایمنی ، فساد بزرگ اقتصادی ، سیاست ، طنز ، ولایت فقیه ، ظریف ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، هنر ، ارز ، استکبار ستیزی ، اسرائیل ، انتخابات مجلس ، بدعهدی آمریکا ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی ، انتخابات آزاد ، ایمنی ، نقض برجام ، سران قوا ، نرخ رشد جمعیت ، مذاکره کنندگان هسته ای ، جریان انحرافی ، توافق نهایی هسته ای ، تهاجم فرهنگی ، تحریف انقلاب ، بانک ، انتقاد ، مدیریت ، نرمش قهرمانانه ، سبک زندگی ، علامه مصباح ، سینما ، شبکه های اجتماعی ، مردم ، انقلابی گری ، اصولگرایی ، جمنا ، کارگر ، تحریف اسلام و انقلاب ، حجاب و عفاف ، اشتغال ، برجام 2 ، پسابرجام ، مسجد ، هنر و رسانه ، فوتبال ، قالیباف ، قانون اساسی ، مذاکرات هسته ای ، نفوذ ، فرهنگ عمومی ، رابطه ایران و آمریکا ، برجام های 2 و 3 ، باقری لنکرانی ، ازدواج ، آرمان های انقلاب ، وبلاگ نویسی ، آموزش و پرورش ، ائتلاف اصولگرایان ، اعتدال ، اینترنت ، انتخابات های 94 ، دولت یازدهم ، رکود ، شبکه اجتماعی افسران جنگ نرم ، میر حسین موسوی ، مالیات ، محمد جواد ظریف ، گفتمان انقلاب ، عربستان ، بسیج ، امام حسین ، حضرت مهدی عج ، کارشکنی های آمریکا در اجرای برجام ، حقوق های نجومی ، حقوق کلان مدیران دولتی ، حامیان متعصب احمدی نژاد ، خاتمی ، داعش ، تحریم موشکی ، تحریف شخصیت امام خمینی ، ترکیه ، جدایی نادر از سیمین ، تولید ملی ، توهین های دولتمردان ، ائتلاف اصلاح طلبان ، احمد توکلی ، آمریکا ، بسته تحریم موشکی ، انتقادات به برجام ، ایرانیت ، عراقچی ، فتنه گران ، عکس ، روحانی ، دولت راستگویان ، دولت های نهم و دهم ، سعید مرتضوی ، قرارداد خرید هواپیما ، محسن رضایی ، متن برجام ، نقدینگی ، مرگ بر آمریکا ، محمد خاتمی ، قراردادهای پسابرجامی ، سیاه نمایی ، عزت ایران ، عبدالرضا داوری ، باخت اصولگرایان در تهران ، پارسی بلاگ ، آملی لاریجانی ، ادارات ، توالد ، جنبش برنمی تابیم ، تحریم های جدید ، خودروسازان ، حوادث ناشی از کار ، دوقطبی سازی ، حاشیه سازی ، حجاب ، حداد عادل ، حلقه انحرافی ، حقوق ، حسین قدیانی ، حادثه پلاسکو ، خطوط قرمز رهبری ، جدایی مشایی از احمدی نژاد ، توهین ، توصیه رهبری به احمدی نژاد ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) داروخانه دکتر سلیمی سرچشمه ادب و عرفان ساعت یک و نیم آن روز رضویّون بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا عاشق آسمونی یا صاحب الزمان (عج) حدیث منتظران قائم (عج) رقصی میان میدان مین همه چیز آماده دانلود تراوشات یک ذهن زیبا هــم انــدیشـی دینــی بادصبا آسمون آبی چهاربرج پژواک یادداشتهای فانوس من وآینده من نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی مهاجر ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است کانون فرهنگی شهدا نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت در سایه سار ولایت فروشگاه اینترنتی پوشاک زنانه اوتیسا

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه