لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

96/2/6
9:27 ص

فتنه 88 ادعای بصیرت فتنه گران مضحک استاخیراً عده ای که دچار عدول از آرای مردم، فراخواندن ایشان به لشگرکشی های خیابان، نافرمانی از دستور ولی فقیه، تمرد از قانون اساسی، گرا دادن به دشمنان برای فشار خارجی و تحمیل تحریمهای هوشمند بر کشور شدند، ادعا میکنند که ما با توجه به بصیرت و شناختمان از احمدی نژاد در برابر او ایستادیم در حالی که ایشان خودشان بدترین ضربه را در تاریخ انقلاب اسلامی به نظام وارد کردند و زشتترین بدعت را در کشور بنا نهادند و بیشترین خسارات مادی و معنوی را به مردم وارد کردند و ادعای بصیرت فتنه گران به غایت مسخره و به نهایت مضحک است.

ادعای بصیرت از سوی قماشی که روی ضدانقلاب را سفید کرد با کوردلی و از بغض احمدی نژاد کوشید تا تیشه به ریشه نظام، تبر به تنه انقلاب و آفت به منافع ملی بزند بس خنده آور است و اگر چه برای چنین ادعایی، نیاز به پاسخ نیست ولی با فرض این که شاید کسی تحت تأثیر این ادعاها قرار گیرد توضیح میدهیم که ما احمدی نژاد را دچار تغییر و تحول میدانیم همانطور که هاشمی، خاتمی، موسوی و برخی دیگر از شخصیتهای انقلاب را دچار تحولات و تغییرات بنیادین یافتیم و البته این اصلا ما را از حضور بسیار انقلابیونی که تا آخرین ثانیه های عمرشان بر مسیر انقلاب، استقامت کردند و از آرمانهایش کوتاه نیامدند، غافل نمی کند.

یکی از علامات تغییر افرادی مثل احمدی نژاد، هاشمی، موسوی و … این است که جای دوستان و دشمنانشان عوض شده است و دیگر دوستداران انقلاب برای ایشان سینه سپر نمی کنند، بلکه دشمنان انقلاب از رفتارهایی چون حضورشان در انتخابات خوشحال میشوند. وقتی همان هاشمی که توسط اصلاح طلبان مورد توهین و تهمت قرار میگرفت به عنوان یکی از رهبرانشان تلقی میشود، وقتی که مسعود رجوی، سرکرده منافقین در سال 92 از هاشمی دعوت به نامزدی در انتخابات میکند، وقتی که خاتمی، کروبی و موسوی به محبوب ضدانقلاب و امید اسرائیل تبدیل میشوند، وقتی که حضور احمدی نژاد در انتخابات به جای این که باعث خوشحالی نیروهای انقلاب شود، با پایکوبی ضدانقلاب مواجه میشود، اینها یعنی این افراد متحول شده اند.

غیر از این که با تغییر و جابجایی دوستان و دشمنان هر شخصی میتوان متوجه تغییرات بنیادین وی شد، از میزان تغییرات گفتارها، مواضع و رفتارها در موضوعات یکسان هم میتوان متوجه شدت و زاویه تغییرات افراد گردید و نگاهی به مواضع و رفتارهای شخصیتهایی مانند احمدی نژاد، هاشمی، موسوی، روحانی، لاریجانی، کروبی و… نشان میدهد که ایشان چقدر نسبت به برخی موضوعات مهم مثل ولایتمداری، استکبار ستیزی، قانونمندی، فساد ستیزی، رانت خواری، بی عفتی، بی حجابی و…  تغییر موضع یا تغییر رفتار داشته اند.

همانطور که اگر کسی بگوید من از اول میدانستم هاشمی، موسوی، کروبی یا خاتمی با نظام و رهبری زاویه پیدا خواهند کرد یا به دنبال ضربه زدن به انقلاب خواهند رفت نمی پذیریم، امروز به آن کسانی که مدعی بصیرت فتنه گران هستند و میگویند ایشان از روز اول میدانستند احمدی نژاد دچار انحراف میشود هم میگوییم این ادعا نسبت به احمدی نژادِ انقلابی و ولایتمدار آن روزها از روی بغض بود و نه از روی بصیرت و دلسوزی برای انقلاب. ما معتقدیم حتی اگر کسی مثل زبیر توسط پیامبر(ص) سیف الاسلام لقب گرفته باشد، یا اگر توسط مقام عظمای ولایت ذخیره انقلاب یا بازگردانده قطار انقلاب به ریل خوانده شده باشد، بازهم از تغییر، فتنه، انحراف و ایستادن در برابر امام خود مصون نیست چرا که انسان ذاتا موجودیست مختار.

لذا ضمن احترام به سابقه همه بزرگان و زحمت کشان انقلاب، حالشان را ملاک میدانیم و بر همین اساس هم نسبت به ایشان موضع می گیریم و نه این که پیش پیش و مغرضانه نسبت به افراد موضع خصمانه بگیریم و حرف دلمان را در قالب پیش بینی بیان کنیم و بعد هم خودمان با انواع روشها ایشان را به سمت گمراهی و انحراف هل دهیم و بعد هم که آن ادعاها محقق شد با ادعاهای مضحکی مثل بصیرت فتنه گران بخواهیم رفتارهای زشت و مغرضانه خود را توجیه کنیم و از انحراف دیگران ابراز مسرت و خوشحالی کنیم.


nazokbin

95/12/7
9:8 ص

آشتی ملیپس از حضور پرشور مردم ایران در راهپیمایی 22 بهمن و بیانات مقام معظم رهبری در جمع مردم آذربایجان شرقی درباره عبارت «آشتی ملی» که اخیرا از سوی برخی افراد دانسته یا ندانسته برای بازگرداندن فتنه گران به عرصه سیاسی کشور بیان شد، توهینهای زیادی به انقلاب و رهبری از سوی رسانه های عصبانی ضدانقلاب و مبدعان این واژه بیان شد که اولین پیام این هجمه ها این است که اساساً چیزی به اسم پشیمانی، ندامت و عذرخواهی در این طیف وجود ندارد که به تکرار نکردن آن بتوان امیدوار بود.

میرحسین موسوی در حالی که هنوز برخی صندوقها در حال رأی گیری بودند، مصاحبه کرد و گفت با فاصله بالا پیروز قطعی انتخابات شده است و این خطی بود که در روز انتخابات افراد دیگری مثل عفت مرعشی و محمد خاتمی هم تکرار کرده بودند، این در حالی بود که نتیجه انتخابات با باخت با اختلاف زیاد موسوی تمام شد و این یعنی ادعای موسوی یک تقلب 11 میلیونی نبود بلکه تقلبی با حدود 2 برابر این اختلاف بود و این در حالی است که باور یک تقلب حدود 20 میلیونی که هیچ سند و مدرکی از آن به جا نمانده باشد بسیار مضحک به نظر میرسد و به خوبی دروغگویی سران فتنه را به اثبات میرساند.

مقام معظم رهبری بسیار تلاش کرد از طریق دیدار حضوری با نمایندگان مدعیان تقلب و فرستادن نماینده برای صحبت با مدعیان تقلب گسترده، ایشان را به مسیر قانون، آرامش و آشتی با نظام دعوت کند، اما ایشان برای نظام تعیین تکلیف کردند که بدون ارائه مستندات و طی مسیر قانونی، انتخابات را ابطال کند و سپس آنطوری که آنان میخواهند انتخابات مجدد برگزار کند و برای اجرایی شدن این بدعت عجیب و خطرناک، تلاش کردند مردم را با دروغ و فریب در خیابان نگه دارند.

سران ملعون فتنه کوشیدند تا همراهی بیگانگان را برای تحمیل فشارهای بیرونی با تهدید و تحریم جلب کنند که در این خصوص بعدها مقامات آمریکایی از نامه نگاری ایشان هم خبر دادند و افرادی مثل فائزه هاشمی و مهدی هاشمی هم سخنانی مبنی بر تلاش برای تخریب سیاست خارجی و تحمیل تحریم به کشور سخن گفتند. ایشان نه تنها با مشاهده برق نگاه دشمنان کمین کرده انقلاب، بازهم حاضر به پذیرش آشتی با نظام نشدند، بلکه رسماً به امید دشمنان تبدیل شدند.

فتنه گران بسیار کوشیدند بر پایه دروغ تقلب بزرگ، مردم را دربرابر هم قراردهند که البته این تفرقه افکنی تا مدتی حتی در سطح برخی خانواده ها هم مؤثر بود، چرا که برخی افراد تا مدتی ادعای تقلب را محتمل دانسته بودند، اما به تدریج که گرد و غبار فتنه فروکش کرد و بی منطقی و عدم حسن نیت فتنه گران و سوءاستفاده دشمنان خارجی و حمایتشان از فتنه گران و پوچ بودن ادعای فتنه برای اکثریت مردم اثبات شد، تنش در خیابانها و خانواده ها مرتفع شد.

نکته اینجاست که اگر چه فتنه آسیبها و لطمات بسیار زیاد و بعضا جبران ناپذیری را به منافع ملی، وحدت ملی و امنیت ملی وارد کرد، لیکن مردم زمانی به صورت یکپارچه دربرابر فتنه و حامیانشان ایستادند که جسارت فتنه گران به امام حسین(ع) در روز عاشورا رخ داد، زمانی که مردم نسبت به دروغ بودن ادعای تقلب وقوف یافته بودند و از وقاحت بی حد و مرز فتنه گران حتی نسبت به ارزشها و مقدسات اطمینان یافته بودند.

جالب این که حتی پس از اعلام انزجار مردم از فتنه و فتنه گران در یوم الله 9 دی 88، بازهم سران فتنه محدود نشدند بلکه ایشان در بهمن 89 و پس از این که از تتمه حامیان خود دعوت کردند تا از فتنه سوریه که هنوز ابعاد آن آشکار نشده نبود، الگو بگیرند و همان مسیر را در ایران پی بگیرند که در این موقعیت، شورای عالی امنیت ملی طبق اصل 176 قانون اساسی با اطمینان از این که فتنه گران دست از آتش افروزی برنخواهند داشت، حکم به محدودیت و حصرشان میدهد.

امروز دولتی بر سرکار است که برخلاف ادعاهای اولیه شان در محکوم کردن فتنه، رابطه خوبی با برخی فعالان فتنه دارد ولی همچنان خبری از هیچ سندی درباره تقلب ادعایی نیست و امروز برخی از همین دولتمردان نیز لفظ «آشتی ملی» را تکرار میکنند تا راه آنها را برای ورود به عرصه سیاسی کشور باز نمایند! درواقع ادعای «آشتی ملی» از سوی آنها که به منافع ملی، وحدت ملی و امنیت ملی رحم نکردند، تنها یک راهبرد است و نه عزمی برای بازگشتن به مسیر قانون و انقلاب.

در پروژه «آشتی ملی»  سران خائن فتنه میکوشند تا حالا که خلاء هاشمی باعث تضعیفشان شده است، وانمود کنند مردم دچار تنش، تفرقه و قهر هستند و راه آشتی دادن مردم هم این است که خائنان مجوز ورود به عرصه قدرت را پیدا کنند! در صورتی که اساساً همین خائنان، به خاطر عدم احترام به رأی اکثریت مردم در انتخابات 40 میلیونی که نماد وحدت بود، عامل وحدت شکنی و تفرقه افکنی شدند و بازگرداندن این تفرقه افکنان به عرصه مدیریت کشور تنها امکان تفرقه افکنی و وحدت شکنی ایشان را دوباره ایجاد مینماید.

در تحلیل فتنه و افشای پروژه کذایی «آشتی ملی» اما نباید اشتباه کرد؛ اصل، ماهیت و اهداف فتنه است و فرع اقداماتی که در عرصه میدانی رخ داد، این که در این درگیریها بسیجی را لخت کردند، چادر از سر  زنان کشیدند، حرمت عاشورا را نگه نداشتند، شعار علیه نظام و رهبری دادند، عکس امام را پاره کردند یا از سوی دیگر، واقعه زشت کهریزک و برخی برخوردهای خشن که بین دو طرف رخ داد، اگر چه بسیار تلخند، اما در برابر بزرگی فتنه، فرع هستند؛ فرعهایی که شاید بیشتر احساسات مردم را برانگیخت، اما در برابر ابعاد خیانت و خسارتی که سران فتنه با لجاجت بر تهمت بزرگ تقلب، تحریک حامیان خود، کمک به دشمنان خارجی و بعضاً استمداد از ایشان، به کشور وارد کردند، قابل قیاس نیست.


nazokbin

95/12/7
8:53 ص

سران فتنهآقای سلیمی نمین ، مهمان برنامه جهان آرای امشب، با موضوع حصر سران فتنه بودد که کوشید تا لفظ سران فتنه را به دشمنان خارجی معطوف کند و جرم ایشان را به خودخواهی و غرور تقلیل دهد و درباره رفع حصر سران فتنه مشروط به توبه علنی توجیهاتی بیان کرد و  آقای احمدی نژاد را در تحریک فتنه گران مؤثر خواند که نسبت به تحلیلهای وی بیان سه نکته را ضروری میدانم:

بازندگان انتخابات شاید تا زمانی که هنوز قادر به درک تبعات حرکتشان نبودند سران فتنه نبودند، اما وقتی با وجود مشاهده آب دهان و برق چشمان دشمن و ایراد خدشه به منافع ملی، امنیت ملی و وحدت ملی به رفتار زیان بار خود ادامه دادند، دیگر سران فتنه بودند. برعکسِ آقای سلیمی نمین که اصرار دارد بگوید همان دشمن خارجی، سران فتنه هستند، ولی ادغام این دو نمیتواند منطقی باشد، فتنه ها غالبا از سوی کسانی رخ میدهد که از داخل ضربه میزنند، همانطوری که یاران بزرگ پیامبر(ص) مانند طلحه و زبیر، فتنه جمل را شکل داند و نه کفار! به خصوص که مقام معظم رهبری نیز قبلاً از واژه سران فتنه برای همین افراد استفاده کرده اند که این مسئله توجیهات آقای سلیمی نمین را باطل نمود.

درباره نقش آقای احمدی نژاد در فتنه، اعتقاد دارم که اگر چه ایشان اساساً شخصیتی دوقطبی ساز هستند و دوقطبی هایشان هم برخلاف تنها دوقطبی مورد سفارش مقام معظم رهبری که دوقطبی انقلابی و ضدانقلابی (و نه حتی انقلابی و غیرانقلابی) است، دوقطبیهای فقیر و غنی یا احمدی نژاد و هاشمی بوده است، لیکن خیانت و خسارات فتنه را این قدر واضح و سنگین میدانم که نمیتوانم هیچ کسی جز سران فتنه را در آن مقصر و حتی قاصر معرفی کنم و آنچه که امثال علی مطهری و سلیمی نمین به عنوان «تحریک های احمدی نژاد درباره فتنه گران» از آن یاد میکنند، در برابر واکنشی که میتوانست از سوی سایر گزینه ها در صورت برنده شدنشان سربزند را ناچیز میدانم؛ کما این که میرحسین موسوی یک روز قبل از انتخابات در مصاحبه با مجله تایم، از تغییرات برگشت ناپذیر در انقلاب صحبت کرده بود!

نکته ای که آقای سلیمی نمین واقعا کوشید به آن پاسخ نگوید، علت تقارن فوت هاشمی، نزدیکی به انتخابات 96 و طرح اصطلاحاً «آشتی ملی» بود که او نهایتاً اینها را باهم مرتبط دانست ولی به لزوم یک توبه علنی بستنده کرد چرا که به زعم او، ایشان فعلاً قصد نامزدی در انتخابات را ندارند! فارغ از این که سران خائن فتنه هنوز جرأت و جسارت توبه و عذرخواهی علنی از نظام و مردم را نداشته اند، این هم قابل قبول نیست که این توبه امکان بازگشت ایشان به سطوح بالای سیاسی را باز کند، بلکه این توبه نهایتا فقط باید بتواند مسیر زندگی عادی اجتماعی و سیاسی را برای ایشان هموار کند ولی امکان تأثیر گذاری زیاد بر امور کشور توسط افرادی که بی ظرفیتی و عدم التزامشان به قانون اساسی و ولایت فقیه را در تنگناها به وضوح نشان دادند، یقیناً نمیتواند حکیمانه و به نفع کشور باشد.


nazokbin

95/9/30
8:17 ع

انتخابات 96انتخابات 96 نزدیک است و متأسفانه نشانه هایی مشاهده میشود که نادیده گرفتن آنها میتواند جبران ناپذیر باشد؛ عملکرد غیر قابل دفاع دولت در خصوص بحران رکود، تشدید بیکاری، ناکامی برجام، افت ارزش پاسپورت ایران، تشدید شکاف طبقاتی، ادبیات غیرمحترمانه مدیران، مفاسد کلان اقتصادی مانند فساد 8000 میلیاردی صندوق ذخیره فرهنگیان و حقوقهای نجومی از سویی و ناامیدی دولت به رأی آوردن هیلاری کلینتون که میتوانست در یکی دو ماه نزدیک به انتخابات با آزاد کردن چند امتیاز، موقعیت دولت را متحول کند از سوی دیگر، موجب شده است که حتی برخی حامیان روحانی نیز امروز او را اولین رئیس جمهور تک دوره ای کشور پیش بینی نمایند.

متأسفانه موقعیت شکننده روحانی در انتخابات 96 ، با برخی اقدامات دولت مانند موج عزل و نصبهای مشکوک در فرمانداریها و استانداریها، برگزاری جلسات جانبدارانه از احزاب حامی دولت با حضور مسئولان بلندپایه دولتی و در مکانهای دولتی، مانور دولت بر واگذاری سهام عدالت در همین ماههای پایانی دولت یازدهم، توزیع سیب زمینی، افزایش حقوق بازنشستگان و برخی کارمندان، ادعای نهایی شدن طرح مسکن اجتماعی، تلاش برای وارد کردن هواپیما حتی به صورت اجاره ولی به اسم خرید و افزایش حرکات پوپولیستی دولت همراه شده است که همه این موارد، حاکی از عزم جدی دولت برای تأثیرگذاری بر نتیجه انتخابات از روشهای غیرقانونی اعم از تقلب و تخلف است لذا پیشنهاد میشود:

  • شورایی متشکل از نخبگان و مجربین در امر برگزاری انتخابات تشکیل گردد و کلیه رفتارهای انتخاباتی دولت را رصد و مستندسازی کند تا در صورت بروز تخلفات و تقلبات مؤثر انتخاباتی، مستندات لازم را تهیه و در اختیار مردم، رسانه ها و مراجع قانونی قرار دهد.
  • باتوجه به این که آقای روحانی در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری 50/7% آرا را کسب کرده بود و با توجه به کاهش محسوس محبوبیت وی، پذیرش آرای بیش از 50% به هیچ وجه قابل باور نیست و صرف کسب چنین آرایی، نشانگر بروز تخلف و تقلب مؤثر در انتخابات خواهد بود.
  • قبل از انتخابات 96 باید مردم را نسبت به اقدام دولت برای تأثیر گذاری غیرقانونی بر انتخابات 96 آگاه نمود و با به صحنه آوردن ایشان، به دولت نشان داد که مردم با حضور خود در صحنه اجتماع، اعمال دخالت در انتخابات را برنخواهند تابید و مانع پایمال شدن آرای خود خواهند شد.
  • مسلماً در صورتی که شورای فوق الذکر نظارت بر سلامت انتخابات، نتیجه انتخابات 96 را تأیید نکند، کف خواسته باید ابطال نتیجه انتخابات باشد و نباید تسلیم صحنه گردانیهای خطرناک دولت برای به قهقرا بردن کشور به لبه پرتگاه شد.

از آنجا که برخی حامیان دولت ممکن است این تحلیل را غیر منطقی و غیر مستند و این متن را ناشی از توهمات نگارنده بداند و آن را جدی نگیرند، اما لازم میدانم به ایشان یادآوری کنم که آنچه به آن پرداخته شد، عیناً در سال 88، با تشکیل ستاد صیانت از آرا، ادعای تقلب گسترده انتخاباتی بدون حتی یک برگ سند محکمه پسند از ماه ها پیش از انتخابات، ادعای تخلف انتخاباتی به خاطر توزیع سهام عدالت یا توزیع سیب زمینی، اعلام رسمی پیروزی پیش از شمارش آرا و دعوت مردم به لشگرکشی خیابانی از چند روز قبل از انتخابات تا ماه ها پس از آن، انجام شده است و همین طیف به سادگی این مسیر را تأیید و حمایت کرده اند.

اگر این متن برای حامیان دولت مضحک و بچگانه است بدانند که ما دقیقاً چنین حسی نسبت به مسیری که ایشان در سال 88 طی کردند داریم. در واقع این متن به مناسبت نزدیک شدن به ایام 9 دی تنظیم شد و از امروز اعلام میکنیم که ما به فرایند و نتیجه قانونی انتخابات و نهادهای قانونی برگزار کننده انتخابات احترام میگذاریم چرا که امروز هم مثل سال 88 ادعا میکنیم که در نظام انتخاباتی ایران، امکان تقلب گسترده انتخاباتی آن هم بدون به جای ماندن اسناد قطعی، میسر نیست و هر چند که سران فتنه و حامیانشان بدعت خطرناک سال 88 را رقم زدند، اما ما در 9 دی امسال نیز این بدعت خیانت بار را که موجب شادی دشمنان خونی انقلاب شد را محکوم خواهیم کرد و از الان برای پاسداشت آن حماسه عظیم مردمی، روز شماری مینماییم.


nazokbin

95/9/26
3:28 ع

نظر جعفرزاده درباره حصر سران خائن فتنهپس از اظهارات شاذ غلامعلی جعفرزاده درباره لزوم فراموش کردن داستان (بخوانید قائله خیانت بار) فتنه، او این بار در «همایش بازشناسی نقش کسما در نهضت جنگل»، به کنایه درباره حصر سران خائن فتنه گفت:

«میرزا بدون محاکمه کسی را حبس و حصر نکرد و آن روز میرزا به ما یاد داد که قانون حرف اول و آخر را باید در این کشور بزند/میرزا در نهایت تنها شد، درسرمای برف گیر کرد، یخ زد و همچون حسین بن علی(ع) سرش را از تن جدا کردند. اگر دارای ساختگاهی فکری هستیم و هدفی مشترک داریم نباید رهبر خود را تنها بگذاریم.»

گویا سخنان آقای جعفرزاده منبعث از فهم غلط ایشان ازاعتراض میرزا نسبت به اعدام مفاخرالملک (رئیس نظمیه رشت) باشد، چرا که پس از اسارت وی، میرزا کوچک خان دستور داد که او را حبس و سپس محاکمه کنند، لیکن خواهرزاده احمد کسمایی، به صورت خودسرانه (یا با دستور دایی خود)، مفاخرالملک را اعدام میکند.

باتوجه به شرحی که از مخالفت میرزا کوچک با اعدام مفاخرالملک بیان شد، مشخص است که تشبیه این واقعه به حصر سران خائن فتنه تنها زمانی بجا بود که سران فتنه برخلاف دستور رهبری و به صورت غیرقانونی مجازات شده باشند، ولی در ادامه خطاب به ایشان خواهم گفت که نه سران فتنه در حال مجازاتند و نه حصرشان غیرقانونی است و نه این مسئله بدون اذن رهبری است:

آقای جعفرزاده! شما که خودتان را به قانون پایبند نشان میدهید و به بهانه غیرقانونی بودن حصر سران خائن فتنه را زیر سؤال میبرید، باید بدانید که مصوبه شورای عالی امنیت ملی که به امضای مقام معظم رهبری رسیده طبق اصل 176 قانون اساسی قانونی است.

آقای جعفرزاده! سران فتنه باوجود چند ماه تحمل نظام در برابر اقدامات خیانت بارشان حاصر به توقف خیانتهایشان نشدند و نظام با قطع رابطه شان با  رسانه ها، از ادامه خسارات ایشان به کشور جلوگیری نمود لذا حصر سران خائن فتنه یک اقدام امنیتی بود نه تنبیهی.

آقای جعفرزاده! شما و دوستانتان که تحمل حصر سران خائن فتنه که از میهمانی، مسافرت، ویلای شمال، استخر و…، برخورداند، را ندارید، چطور تاب محاکمه ایشان را خواهید داشت در حالی که در صورت محاکمه، قطعاً به مجازاتی بسیار سنگین محکوم خواهند شد؟!

آقای جعفرزاده! شما بدون شبیه سازی صحیح تاریخی، حصر را مخالف سیره میرزا نشان داده اید، ولی امام علی (ع) پس از فتنه جمل، عایشه را بدون محاکمه، تحت الحفظ از بصره به مدینه فرستاد و تا آخر عمر آنجا نگه داشت تا مانع فتنه مجددشان گردد.

آقای جعفرزاده! مسلماً میدانید که افرادی مثل مثل محمدکاظم شریعتمداری و سید محمد صادق روحانی نیز در زمان حضرت امام خمینی(ره) محصور شدند تا از ادامه فتنه انگیزیها و تفرقه افکنیهایشان جلوگیری گردد و اگر این مسئله غیرقانونی و غیرشرعی بود، حضرت امام هم با آن موافقت نمینمود.

آقای جعفرزاده! گویا شما واقعاً قائله فتنه یا به قول خودتان داستان! فتنه را فراموش کرده اید که اینطور به هر بهانه مربوط و نامربوطی تلاش میکنید برای شکستن حصر سران خائن فتنه، دوباره فرصت تفرقه افکنی و خیانت به ایشان بدهید.

آقای جعفرزاده! شما به ما بگویید که تناقض ادعای نگرانی شما برای تنهایی رهبر و اصرارتان برای زیر سؤال بردن مواضع و نظرات رهبری در خصوص فتنه و حصر سران خائن فتنه را صرفاً ناشی از کج فهمی شما بدانیم یا برگرفته از نفاق و دورویی؟!


nazokbin

95/9/9
7:8 ع

جعفرزادهآقای جعفرزاده که با ادعای ولایتمداری و خط قرمز دانستن فتنه توانست از شورای نگهبان تأییدیه و از مردم انقلابی رشت رأی بگیرد، اخیراً در دفاع از دانش آشتیانی وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش، دارای سوابق مشارکت در فتنه 88 و حمایت از متحصنین مجلس ششم، بانگ برآورد که چه وقت داستان فتنه تمام میشود و تا کی میخواهید با فتنه کاسبی کنید و کی قرار است آن را فراموش کنید!؟ حال این که شایسته بود در آن روز، اولاً به فراری دادن فانی، وزیر قبلی آموزش و پرورش از پاسخگویی بابت فساد 8000 میلیارد تومانی در مجلس انتقاد کند و ثانیاً با توجه به سوابق دانش آشتیانی در فتنه 88، از جمله فیلمی که در مجلس قبل از حضور و صحنه گردانی وی در تحصن دانشگاه امیرکبیر نمایش داده شد، با وزارت نامبرده مخالفت کند، نه این که در حمایت از وی سخن بگوید و منتقدین را به کاسبی فتنه متهم کند و خواستار فراموشی فتنه شود! و ثالثاً نه این که فتنه را تحریف کند و به چیزی که بین دو نامزد انتخاباتی ایجاد شد، تقلیل دهد!

پس از رفتار آقای جعفرزاده در حمایت از رأی اعتماد به فعال فتنه 88 و تاختن به کسانی که سوابق فتنه را عامل عدم صلاحیت افراد برای پستهای کلیدی میدانند، مردم و شخصیتهای انقلابی گیلان همزمان با مراسمات عزاداری سیدالشهداء، از ایشان و تلاش برای فراموشی فتنه به شدت انتقاد کردند و علیه فتنه، فتنه گران و حامیان آن شعار دادند که این مسئله طی چند شب باعث شد آقای جعفرزاده خطاب به خانواده شهدا و متدینین رشت نامه ای بنویسد و بدون عذرخواهی، بر خط قرمز دانستن فتنه تأکید کند! لیکن این نامه نتوانست زخم مردمی را مرهم شود که در مبارزه با فتنه، خالق حماسه 8 دی (مقدمه حماسه ملی 9 دی) بودند، چرا که ادعای آقای جعفرزاده، نتوانست عمل شنیع ایشان در حمایت از فعال فتنه و دعوت به فراموشی مسئله فتنه را از ذهن ها بزداید.

آقای جعفرزاده اما همچنان نه تنها حاضر به پذیرش اشتباه خود نشد، بلکه کسانی را که به ایشان انتقاد داشتند، مورد توهین قرار دادند و برخی مثل آیت الله پروایی (نماینده مردم گیلان در مجلس خبرگان) را نیز به دلیل داشتن سن جوانی و نداشتن سوابق حضور در جبهه تحقیر و در ادامه ایشان را دعوت به مناظره کردند! که احتمالاً با توجه به عملکرد ایشان و ادبیات غیر مؤدبانه شان در برابر مخاطبان و منتقدان در این مدت، این دعوت مورد اجابت قرار نگرفت، چرا که بحث فتنه، محکومیت فتنه و بی صلاحیتی حامیان و شرکای فتنه، مسئله ای نیست که امروز به مناظره نیاز داشته باشد، هر چند اینجانب به شخصه حاضرم با نامبرده در هر مکانی که ایشان میگویند در خصوص عملکرد ایشان به خصوص در مورد سخنانشان در روز اعتماد به دانش آشتیانی مناظره نمایم، لیکن بعید میدانم ایشان دعوتشان به مناظره چیزی جز تیری در تاریکی برای فرار از انتقادات باشد.

اعتراضات به رفتار جعفرزاده در مجلس با لحن بی ادبانه ایشان خطاب به آیت الله پروایی، نماینده محترم مجلس خبرگان دوباره تشدید شد و برخی جمع های دانشجویی ضمن اعلام تلاش برای اخذ مجوز برای تجمع در برابر دفتر ایشان، بیانه ای صادر کردند که این بیانیه با واکنش مجدد آقای جعفرزاده مواجه شد و پس از توسل به تهمت و تحقیر در دفعات قبل، این بار به ابزار تهمت نیز متوسل گردید، او نامه ای به وزیر کشور نوشت مبنی بر این که قرار است به دفترش تعرض شود و اموالش تخریب گردد! و منت گذاشت که تاکنون جلوی واکنش حامیان خود را گرفته است! و در انتها نیز درخواست کرد که از دادن مجوز برای این تجمع جلوگیری گردد! و حال این که به جای تلاش برای محدود کردن منتقدین، ساده تر این بود که به اشتباه خویش اعتراف میکردند و بابت آن، از همشهری های حماسه آفرین خود در 8 دی، پوزش می طلبید.


nazokbin

95/8/22
3:41 ع

نامه جعفرزادهپس از بالا گرفتن دامنه اعتراضات مردم، ایثارگران و خانواده معظم و معزز شهدا به اظهارات زشت جعفرزاده در طلب فراموشی فتنه در روز رأی اعتماد به 3 وزری جدید و دادن نشانی غلط درخصوص سران فتنه به رئیس جمهور سابق، وی نامه ای را در جهت تقلیل فشارها منتشر کردند که در بخشی از نامه جعفرزاده میخوانیم:

«موارد مطروحه توسط اینجانب هیچگاه در تعارض با فرمایشات مقام معظم رهبری (مد ظله) نبوده و نیست و به جهت جلوگیری از سوء استفاده ی فرصت طلبان، به کرار اطاعت پذیری خود را از رهبری و مقام عظمای ولایت (مد ظله) در سخنرانی ام متذکر شدم و سرباز مطیع و محض رهبری بوده و مدافع همیشگی اصل ولایت فقیه می باشم و آمادگی داشته و دارم 30% باقی مانده سلامتی ام را نیز در این راه (دفاع از ولایت فقیه) تقدیم و اهدا نمایم. در ضمن امیدوارم که سران فتنه (اعم از کسانی که در حصر هستند و یا ازادنه در بیرون جولان می دهند) به توصیه و نصایح مقام معظم رهبری (مد ظله) عمل نموده و این قائله ختم به خیر شود تا بنای کاسبی و تجارت از فتنه و فتنه گری جمع شده و کشور بتواند در کمال آرامش به راه اصلی خود که همانا توسعه و پیشرفت می باشد در زیر چتر رهبری ادامه مسیر دهد.»

اگر چه نامه جعفرزاده به ظاهر روی خط قرمز بودن فتنه و ولایتمداری تأکید دارد اما اگر قرار باشد او این خط قرمز بودن را تنها در حرف نشان دهد و در مواقعی چون رأی اعتماد به وزرا، انتقادات به سوابق فتنه گری افراد را کاسبی فتنه بداند چه فایده ای دارد! این که ایشان برای گرفتن تأیید صلاحیت از شورای نگهبان، اخذ رأی از مردم رشت و ساکت کردن مردم معترض شهرش، بگوید ولایتمدار است و فتنه را خط قرمز میداند، ولی پشت تریبون مجلس و در زمانی که این اوصاف را باید عملاً ثابت کند به نفع حامیان فتنه بانگ برآرد و در حمایت از حامیان فتنه، مخالفان را کاسب فتنه بخواند چه سود! آنچه که ما به آن معترضیم، ادعاهای ولایتمداری و مخالفت با فتنه ایشان نبوده است بلکه رفتار ایشان در گاه عمل است، این مسئله را ایشان باید با التزام عملی به ولایت فقیه ثابت میکردند و نا با التزام زبانی!

جعفرزاده در مجلس، رئیس جمهور قبل را مقصر اصلی فتنه قلمداد کرد و حال این که او با تمام نقاط قوت و ضعفش، رئیس جمهور قانونی کشور بود و فتنه گران کسانی بودند که با بی ظرفیتی تمام دربرابر باخت انتخاباتی، بر قانون اساسی، نظام، رهبری و رأی مردم شوریدند و حتی از گرا دادن به دشمن هم دریغ نکردند! پس جعفرزاده نه تنها فتنه را خط قرمز نمیداند، بلکه فتنه را #تحریف میکند و برای تطهیر سران خائن فتنه، نشانی غلط از فتنه و فتنه گری میدهد، اینجاست که ثابت میشود، جعفرزاده اگر هم نتواند موجب فراموشی فتنه شود لااقل خواهد کوشید تا مفهوم فتنه را دچار تحریف نماید و این رفتار زشت وی، نمیتواند خشم مردم انقلابی رشت را فرونشاند، لذا تا زمانی که ایشان رسماً عذرخواهی کند و فتنه را صحیح و درست تعریف و نه تحریف کند، دست از اعتراض برنخواهیم داشت.


nazokbin

95/7/24
5:54 ع

تقلب 11 میلیونی

اگر چه ادعای تقلب 11 میلیونی در نظام انتخاباتی کشور باوجود این همه ناظر، مجری، نماینده نامزدها، قانون سختگیرانه انتخابات و رسیدگی به اعتراضات به اندازه کافی مضحک است، اما باید بدانیم که ادعای موسوی تقلب 11 میلیونی نبود! به این جمله موسوی در ساعاتی که هنوز برخی از حوزه ها مشغول رأی گرفتن بودند توجه کنید:

«برنده قطعی با نسبت آرای بسیار زیاد اینجانب هستم»

موسوی ادعا میکند من با نسبت بسیار زیاد و نه زیاد! برنده شده ام در حالی که او با فاصله 11 میلیونی باخته بود و این یعنی ادعای موسوی اولاً تقلبی حداقل دوبرابر 11 میلیون و حدود 20 میلیون است و ثانیاً بحث او تقلب است و نه تخلف!

ادعای تقلب حدود 20 میلیونی آنگاه بیشتر مضحک میشود که بدانیم او و دوستانش حتی برای تقلب یک میلیونی هم سند و مدرک محکمه پسندی نداشتند آن هم درحالی که از مدتها قبل کمیته صیانت از آرا تشکیل داده بودند و از احتمال جدی تقلب سخن میگفتند!

مضحک تر این که افرادی مانند موسوی، خاتمی، کروبی، هاشمی سالها در دولت، مجلس و مجمع تشخیص، رئیس بودند و اگر نظام انتخاباتی اینقدر ایراد داشت که بتوان در آن 20 میلیون تقلب کرد، حتما آن را اصلاح میکردند.

مضحک این که این افراد تنها در ایام انتخابات شروع به تشکیک در سلامت انتخابات میکنند گویا طبق فرموده رهبری، ایشان به مرض تشکیک در سلامت انتخابات مبتلا هستند که در ایام انتخابات این مرض مزمنشان، عود میکند.

و بازهم مضحک این که همین ها زمانی که انتخاباتی برگزار میکردند و کسی مدعی تقلب میشد، تقلب را غیرممکن میدانستند و زمانی که در انتخاباتی شکست میخوردند، مدعی تقلب میشدند! و جالبتر این که در انتخابات 84، برخی از ایشان به انتخاباتی که خاتمی برگزار کرد تشکیک کردند!


nazokbin

95/7/19
10:58 ع


خطر انحراف

در کمال ناباوری و تأسف برخی از دوستانم را می بینم که مدتیست زبانم لال، به این نتایج غلط رسیده اند که دفتر مقام معظم رهبری غیرقابل اعتماد، سایتهای رسمی شان غیرمعتبر، شخص شان کانالیزه، دستورات و توصیه های ایشان ناشی از اطلاعات غلط، تصمیمات شان نتیجه تحمیلهای دیگران و ایشان را دچار زد و بند، ترس وسوءتدبیر می شناسند و حال این که این افراد هرگز حتی فکرش را هم نمیکردند به این نظرات برسند!

این دوستان ما از آنجا فکرشان منحرف شد که هرجا حکمت دستورات یا توصیه های مقام معظم رهبری را نفهمیدند، بدون این که از چند و چون ماجراها و ابعاد مختلف آنها اطلاع دقیقی داشته باشند، بدون این که نسبت به رهبرشان شناخت حقیقی داشته باشند، به صرف برخی از حدسیات و اطلاعات غیرمعتبر و تحت تأثیر برخی تعصبات، درباره رهبرشان دچار قضاوتهای اشتباه شدند، قضاوتهایی که هرگز نمی دانستند، کارشان را به چه ناکجاآبادی می رساند!

این دوستان زمانی که با انتشار علنیِ برخی از دستورات یا توصیه های خصوصی و بر زمین مانده مقام معظم رهبری مواجه شدند، به جای مؤاخذه و مطالبه گری بابت بر زمین ماندن منویات ایشان، نتیجه گرفتند که لابد آن دستور یا توصیه، ناخواسته درز کرده است و فکرشان معطوف به کشف و لعن منتشر کنندگان گردید! و این طور شد که ناخواسته دچار این کج فهمی شدند که رهبری حتی توان مدیریت دفترش را نیز ندارد در حالی که حتی نتوانستند در صدق رفتارِ تعلل کاران تردید کنند!

این دوستان قدیمی ما، زمانی به جای تلاش در فهم و درک حکمت دستورات و توصیه های رهبری عزیز، به این وهم و خیال مشغول شدند که چه افراد یا جریاناتی با تحمیلگری خود، باعث تسلیم شدن رهبری و صدور این دستورات و توصیه ها گردیده اند و سپس به لعن و کینه توزی و افشاگری نسبت به این افراد پرداختند، در حالی که ناخواسته و نفهمیده، رهبرشان را فردی اهل زد و بند، قضاوت کردند!

این دوستان زمانی که از دستور رهبرشان در منع حاشیه سازی، اختلاف افکنی، علنی کردن دعواها و دوقطبی سازی در جامعه مطلع شدند، او را درپی عافیت طلبی و دچار ترس قضاوت کردند و به همین راحتی و با کج فهمی خاص خودشان، فرهنگ بگم بگم، افشاگری، دعواهای علنی، لجاجت، خط قرمز تعریف کردن برای دوستان و تخریب کردن منتقدان را به معنی مبارزه واقعی، عدالت جویی و انقلابی گری تعبیر کردند!

دیری نپایید که پیش بینی آن علامه جلیل القدر که انحراف را خطرناک تر از فتنه دانسته بود محقق شد و کاری که فتنه نتوانسته بود انجام دهد به دست انحراف محقق شد! فتنه با تمام خیانتهای تاریخی و خسارتهای سهمگینی که به کشور وارد کرد، اما باعث وحدت جریان حزب الله و ولایتمدار و معرفی ساکتان فتنه و باد به پرچم ها شد، ولی انحراف باعث شد تا جریان حزب اللهی و ولایتمدار دچار تشتت شود و در این دو دستگی، تا نقطه تکدر از رهبری و سپس زاویه پیدا کردن نسبت به او پیش رفتند.

خداوند عاقبت همه ما را ختم به خیر گرداند!


nazokbin

95/6/4
9:23 ص

نامه جواد امام به احمد منتظریجواد امام ، مدیرعامل فعلی بنیاد باران و‌ از مجرمان فتنه، اخیرا نامه‌ای به احمد منتظری نوشته است و در ژست یک پیرو خط امام، از انتشار اظهارات آیت الله منتظری که موجب هجمه به امام خمینی(ره) شد، گلایه کرده و در خلال نامه نیز کوشیده تا فتنه 88 را تطهیر نماید و از همراهی آن با منافقین، جاسوسان، توهین کنندگان به اهل بیت، بهاییان و... اعلام برائت کند و حتی آن را در مسیر تبعیت از سیره امام خمینی(ره) جلوه دهد! لذا لازم دیدم چند نکته جهت یادآوری به جواد امام ، حامیان فتنه و مدعیان دروغین خط امام بیان نمایم:

به استناد اظهارات اردشیر امیر ارجمند، مشاور ارشد میرحسین موسوی و سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید، آقای موسوی هم مانند آیت الله منتظری از معترضین اعدام منافقین در سال 1367 (پس از عملیات فروغ جاویدان منافقین) بوده و حتی علت اصلی استعفایش را اعتراض به همان اعدام‌ها معرفی می‌کند، امیر ارجمند در مصاحبه‌ای که در سال 1390 در بی بی سی منتشر شده است، میگوید:

«آقای موسوی در 13 مرداد سال گذشته در دیدار با گروهی از روزنامه نگاران گفت:

"مساله سال 67 را باید در منظر تاریخی خود بررسی کرد و بعد هم باید دید که آیا دولت در این زمینه اطلاعی داشته است؟ نقشی داشته است؟ آیا اصلا مکانی برای دخالت داشته است؟ آیا در احکام و اسناد نامی از دولت وجود داشته است؟ دولت که نقشی در این مساله نداشته است، خیلی از کسان دیگر هم اطلاع نداشته اند. اما برای مطرح کردن این مسائل با جزئیات هم محذوراتی دارم".

آقای مهندس موسوی در آن هنگام نخست وزیر بوده و عضو قوه قضائیه نبوده است. بنا به گفته خودش بی خبر بوده و حتی تقاضای تشکیل هیات تحقیق داده بود. ولی این تقاضا نیز کفایت نمی کند. آقای موسوی "ظاهرا" در پی با خبر شدن از اعدام های دسته جمعی استعفا داده است.»

جواد امام

زهرا رهنورد هم در مصاحبه با خودنویس، اعدام منافقین زندانی که با توجه به شواهدی که از هر دو طرف وجود داشت درپی پیوستن به منافقین در عملیات فروغ جاویدان بودند را یک «جنایت» میخواند و میگوید:

«اما به طوری که بارها گفته شده از این جنایت نه آقای خامنه‌ای و نه آقای موسوی هیچ یک اطلاعی نداشته‌اند و در حوزه وظایف شان هم نبوده است.»

و این اظهارات نشان میدهد، هم میرحسین موسوی و‌هم زهرا رهنورد که آقای جواد امام در حمایت از ایشان، از منافقین اعلام برائت و از اقدام امام خمینی در اعدام مناففین حمایت کرده است، خودشان از منتقدان جدی امام خمینی(ره) در این خصوص بوده‌اند و این اظهارات را وقتی در کنار حمایتهای منافقین از فتنه گران و اصلاح طلبان در سالهای 88 و 92 میگذاریم به این نتیجه میرسیم که ادعای برائت از منافقین و اعلام حمایت از اعدام برخی از ایشان در سال 67 با شواهد موجود هیچ تناسبی ندارد کما این که این اعلام برائت ها نیز باید در همان کوران فتنه انجام میشد!

خیانت فتنه گران و ضرباتی که به کشور وارد آوردند چه به لحاظ خدشه به امنیت، وحدت و منافع ملی، چه به لحاظ خونهایی که با قانونشکنی هایشان از دوطرف ریخته شد و چه به لحاظ بدعتی که در تاریخ انتخابات کشور گذاشتند و چه به لحاظ گرایی که با نامه نگاری (ازطریق سران فتنه به اوباما به واسطه گری شامر) و یا به صورت حضوری (از طریق مهدی هاشمی در لندن و به گواهی فایلهای مکالمات صوتی وی با نیک آهنگ کوثر) به دشمن دادند تا سخت ترین تحریم ها را پس از فتنه بر کشور و مردم تحمیل کنند، کمتر از خیانت منافقین نبوده است.

اگر چه برائت فتنه گران از منافقین اقدامی لازم و البته دیرهنگام است ولی به صرف چنین اعلام برائتی از سوی جواد امام ، کجا میتوان دامن فتنه گران را از آن همه ظلم و خیانت که همچنان بر مردم و انقلاب ادامه دارد، پاک کرد؟! و حال این که نتنیاهو، اوباما، کلینتون، کنگره آمریکا، سعودیها، ریگی، همجنسبازان، سلطنت طلبها، دگراندیشان، خدانابوران، و همه ضدانقلاب را به تمجید واداشتند و به سرانجام فتنه و ضربه به نظام امیدوار کردند! و درحال حاضر بهترین کار برای فتنه گران اعلام برائت از رفتار زشت، ساختارشکن، غیرقانونی و پرهزینه خودشان است و نه منافقان و خائنان دیگر!


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
سیاسی ، دولت ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، هاشمی رفسنجانی ، صدا و سیما ، رسانه ، تورم ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، مشایی ، تحریم ، اعتقادی ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، برجام ، عدالت ، قوه قضاییه ، انقلابی ، اقتصادی ، تولید ، آمریکا ، مجلس ، علی لاریجانی ، بصیرت ، رابطه با آمریکا ، رشت ، گیلان ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، فرهنگی اجتماعی ، غرب ، استاد مصباح ، خانواده ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انقلاب ، انتخابات 96 ، هاشمی ، مهدی هاشمی ، سران فتنه ، سعید جلیلی ، مذهبی ، بانک ، جبهه پایداری ، شورای نگهبان ، علی مطهری ، کارمند ، مسکن مهر ، انتخابات ریاست جمهوری ، اصلاح طلبان ، اجرای برجام ، تحلیل های اقتصادی ، سوریه ، ماهواره ، جواد ظریف ، امام خمینی (ره) ، انتقاد پذیری ، استقلال ، مدیریت و ایمنی ، فساد بزرگ اقتصادی ، سیاست ، طنز ، ولایت فقیه ، ظریف ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، هنر ، ارز ، استکبار ستیزی ، اسرائیل ، انتخابات مجلس ، بدعهدی آمریکا ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی ، انتخابات آزاد ، ایمنی ، نقض برجام ، سران قوا ، نرخ رشد جمعیت ، مذاکره کنندگان هسته ای ، جریان انحرافی ، توافق نهایی هسته ای ، تهاجم فرهنگی ، تحریف انقلاب ، بانک ، انتقاد ، مدیریت ، نرمش قهرمانانه ، سبک زندگی ، علامه مصباح ، سینما ، شبکه های اجتماعی ، مردم ، انقلابی گری ، اصولگرایی ، جمنا ، کارگر ، تحریف اسلام و انقلاب ، حجاب و عفاف ، اشتغال ، برجام 2 ، پسابرجام ، مسجد ، هنر و رسانه ، فوتبال ، قالیباف ، قانون اساسی ، مذاکرات هسته ای ، نفوذ ، فرهنگ عمومی ، رابطه ایران و آمریکا ، برجام های 2 و 3 ، باقری لنکرانی ، ازدواج ، آرمان های انقلاب ، وبلاگ نویسی ، آموزش و پرورش ، ائتلاف اصولگرایان ، اعتدال ، اینترنت ، انتخابات های 94 ، دولت یازدهم ، رکود ، شبکه اجتماعی افسران جنگ نرم ، میر حسین موسوی ، مالیات ، محمد جواد ظریف ، گفتمان انقلاب ، عربستان ، بسیج ، امام حسین ، حضرت مهدی عج ، کارشکنی های آمریکا در اجرای برجام ، حقوق های نجومی ، حقوق کلان مدیران دولتی ، حامیان متعصب احمدی نژاد ، خاتمی ، داعش ، تحریم موشکی ، تحریف شخصیت امام خمینی ، ترکیه ، جدایی نادر از سیمین ، تولید ملی ، توهین های دولتمردان ، ائتلاف اصلاح طلبان ، احمد توکلی ، آمریکا ، بسته تحریم موشکی ، انتقادات به برجام ، ایرانیت ، عراقچی ، فتنه گران ، عکس ، روحانی ، دولت راستگویان ، دولت های نهم و دهم ، سعید مرتضوی ، قرارداد خرید هواپیما ، محسن رضایی ، متن برجام ، نقدینگی ، مرگ بر آمریکا ، محمد خاتمی ، قراردادهای پسابرجامی ، سیاه نمایی ، عزت ایران ، عبدالرضا داوری ، باخت اصولگرایان در تهران ، پارسی بلاگ ، آملی لاریجانی ، ادارات ، توالد ، جنبش برنمی تابیم ، تحریم های جدید ، خودروسازان ، حوادث ناشی از کار ، دوقطبی سازی ، حاشیه سازی ، حجاب ، حداد عادل ، حلقه انحرافی ، حقوق ، حسین قدیانی ، حادثه پلاسکو ، خطوط قرمز رهبری ، جدایی مشایی از احمدی نژاد ، توهین ، توصیه رهبری به احمدی نژاد ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
داروخانه دکتر سلیمی سرچشمه ادب و عرفان هــم انــدیشـی دینــی رقصی میان میدان مین یا صاحب الزمان (عج) پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) ساعت یک و نیم آن روز بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا عاشق آسمونی رضویّون حدیث منتظران قائم (عج) همه چیز آماده دانلود تراوشات یک ذهن زیبا بادصبا آسمون آبی چهاربرج پژواک یادداشتهای فانوس من وآینده من نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی مهاجر ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است کانون فرهنگی شهدا نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت در سایه سار ولایت فروشگاه اینترنتی پوشاک زنانه اوتیسا

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه