لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

سفارش تبلیغ
بررسی مالکیت دامنه هاست ایران
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره

96/2/6
10:0 ص


نامزدی بقایی تغییر مواضع انتخاباتی احمدی نژاد صلاحیت احمدی نژاددیروز نامزدهای انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری از سوی شورای نگهبان معرفی شدند و این اتفاق مثل همیشه، برای افراد و جریاناتی که صلاحیت نامزدشان احراز نشد، تلخ و بعضاً محل گلایه گذاری شد که این گلایه گذاریها برای عدم احراز صلاحیت احمدی نژاد بیش از سایر ثبت نام کنندگان بود. در خلال این گلایه گذاریها بعضاً شبهاتی نیز از سوی کانالهای حامی احمدی نژاد و یا برخی کانالهای ضد انقلاب مطرح شد که در این مطلب میکوشم مختصرا به برخی از این شبهات، مختصراً پاسخ بگویم:

برای عدم احراز صلاحیت احمدی نژاد ، قطعاً دلایل حقوقی و منطقی مشخصی وجود دارد که درباره آنها در شورای نگهبان قطعا بحث و رأی گیری شده است که شاید برخی از آن دلایل برای افراد آگاه به مسائل حقوقی مشهود باشد و برخی نیز مبتنی بر اطلاعات دقیقی باشد که در اختیار شورای نگهبان قرار گرفته است، ولی سایر افراد از آنها و یا ابعادشان مطلع نباشند.

این که شخصی در یک دوره صلاحیتش برای ریاست جمهوری احراز بشود ولی در دور دیگر احراز نشود، یک مسئله عجیب و جدید نیست و برای افراد دیگر هم این مسئله رخ داده است و میتواند ناشی از اطلاعات جدیدی باشد که در خصوص وقایع گذشته یا درباره تغییرات و عملکرد اخیر افراد، در اختیار شورای نگهبان قرار گرفته است.

این که صلاحیت احمدی نژاد برای ریاست جمهوری احراز نشود، اصلا دلیلی برای این نیست که مثلا برای عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام، صلاحیت نداشته باشد، کما این که قبلاً این مسئله برای افراد دیگری که در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرده اند و در رأس آنها مرحوم هاشمی هم وجود داشته است که همزمان هم عوض مجمع بوده اند و هم صلاحیتشان برای ریاست جمهوری احراز نشده است.

نکته دیگری که دیده میشود این است که برخی رسانه های حامی فتنه گران، عدم احراز صلاحیت احمدی نژاد را نشانه بصیرت ایشان قلمداد کردند در صورتی که اساساً اعتراض سران فتنه بابت یک ادعای غیرمستند به اسم تقلب گسترده بود و نکته دیگر این که، بصیر و دلسوز خواندن کسانی که با اسم رمز تقلب در انتخابات، خود بیشترین ضربه را در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی به کشور و مردم وارد کردند، حقیقتا امری بس مضحک است.

آری! شاید اگر سران فتنه به جای ادعای تقلب و دعوت به اغتشاش، صرفا انتخاب احمدی نژاد را اشتباه میدانستند، میشد به ادعای بصیرتشان نخندید که البته همان هم مردود بود چرا که مطالعه رفتارهای احمدی نژاد نشان میدهد او بین سالهای 84 تا 96 دچار تحولات بنیادینی شده است و به همان دلیل که نمیتوان حضرت پیامبر(ص) را بابت سیف الاسلام خواندن زبیر و حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری را بابت تمجید از مرحوم هاشمی بی بصیرت خواند، حمایت از احمدی نژاد در آن زمان که ولایی، قانونمند و کم حاشیه بود، درست؛ و هجمه به او در آن زمان نماد بصیرت نبود، بلکه مصداق هول دادن به پرتگاه بود.

نکته ای که دیشب متأسفانه مشاهده شد این بود که برخی کانالهای بسیار متعصب احمدی نژادی، متأثر از فضایی که در این چند روزه از سوی شخص احمدی نژاد و برخی افراد حلقه نزدیک وی ایجاد شده بود، تا حد دعوت به تجمع غیرقانونی هم پیش رفتند که البته با هوشیاری اغلب حامیان احمدی نژاد که عموما از طیف انقلابی و ولایی هستند، عملاً به شکست انجامید.

امروز موسم قانونی انتخابات شروع شده است و باید کوشید ضمن دعوت مردم به حضور در انتخابات و تلاش برای کشف و معرفی اصلح، با برگزاری انتخاباتی پرشور، ضمن ناامید کردن دشمنان، فضای کشور را به سمت عزت، پیشرفت، عدالت و برون رفت از وضعیت موجود حرکت داد.


nazokbin

95/12/7
9:19 ص

 

محمد مهدوی فرمحمد مهدوی فر از آن شخصیتهایی است که در فتنه 88 با فتنه گران همراه شد و به حمایت از ایشان پرداخت ولی پس از به شکست انجامیدن فتنه، مسیر خصومتش را به سمت نوشتن نامه های سرگشاده و پر از توهین و تهمت خطاب به مقام معظم رهبری تغییر میدهد و میکوشد محبوبیت ایشان را با اهدافش، تحت الشعاع قرار دهد.

محمد مهدوی فر اگر چه همواره خود را به عنوان تخریب چی و غواص دفاع مقدس معرفی میکند، اما صحبتها و حرفهایش، مخاطب را به یاد کسانی می اندازد که در عین ادعای پیروی از خط امام یا تبیین گفتمان امام، در برابر برخی آرمانهای امام ایستادند و یا دربرابرشان انحراف ایجاد کردند، چرا که تخریب چی، غواص و حتی جانبازی که در برابر ولی خود بایستد درواقع به شمر زمان شبیه است.

محمد مهدوی فر در نامه بیست و پنجمش به مقام معظم رهبری به ایشان پیشنهاد میکند قبل از این که کشور مثل سوریه دچار فروپاشی شود، یک شورای گذار با حضور شخصیتهای ضدانقلاب، سران فتنه و فتنه گران، مانند شیرین عبادی، بنی صدر، رضا پهلوی، طبرزدی، نوری زاد، خزعلی، موسوی، کروبی، فائزه هاشمی، نماینده منافقین و… تشکیل دهد و در گام اول، به اصلاح قانون اساسی که آن را ریشه تمام مشکل کشور میخواند، اقدام نماید!

مهدوی فر در نامه اش با این بهانه که حکومت مثل حکومت سوریه در معرض خطر و فروپاشی است، با ژست به ظاهر دلسوزانه، از مقام معظم رهبری میخواهد، قبل از این که دیر شود، خودشان نسبت به اصلاحات اساسی اقدام نماید! البته آنانی که با نامه های او آشنا هستند، میدانند که او در نامه هایش لحنهای مختلفی را بکار میبرد، بعضی ظاهری دلسوزانه دارند و برخی نیز لحنی تمسخرآمیز یا تهدیدآمیز دارند، اما نهایتا همه آنها در جهت تخریب مقام معظم رهبری و نظام است.

محمد مهدوی فر در حالی حرف از اصلاحات بنیادین در نظام و قانون اساسی میزند که مشخص است به اصول و آرمانهای انقلاب و حتی به منافع ملی، امنیت ملی و وحدت ملی اعتقادی ندارد که اگر داشت، از شخصیتهایی که در کشور تفرقه آفرینی کردند، به مردم تحریم تحمیل کردند، به دشمنانشان گرا دادند و از تروریستها حمایت نمودند به عنوان اعضای شورای گذار برای تغییر سرونوشت کشور و مردم یاد نمیکرد.

اعتراف مهدوی فر به این که ریشه همه مشکلات کشور را در قانون اساسی میداند، نشان میدهد که اگر او و هم طیفانش از قانون عدول میکنند ناشی از قبول نداشتن قانون است و این یعنی که ایشان هرجایی که قانونی را قبول نکنند دربرابر آن می ایستند چرا که اعضای پیشنهادی وی برای شورای گذار، از همان ابتدای انقلاب، قانون اساسی را که با اکثریت قریب به اتفاق آرا تصویب شد را برنتابیدند و ساده لوحانه است که کسی بیندیشد ایشان امروز به قوانین جدید پایبند خواهند بود.

محمد مهدوی فر در حالی نظام را مانند سوریه در معرض فروپاشی میخواند که حتی سوریه هم دچار باوجود سالها تنشها و هجمه های خارجی، مورد فروپاشی قرار نگرفت و به گواهی شواهد غیرقابل انکار، همین تنشهای موجود نیز ناشی از نقشه خصمانه آمریکا، غرب و برخی کشورهای عربی است و با این وجود نظام سوریه همچنان ایستاده است، پس چگونه ایرانی که هر ساله انتخاباتهای با مشارکت بالا برگزار میکند و هنوز مردم به پای انقلاب ایستاده اند را در معرض فروپاشی میخواند؟!

محمد مهدوی فر، جمهوری اسلامی ایران را در معرض فروپاشی میخواند در حالی که جمهوری اسلامی ایران دربرابر فتنه ای بزرگ که حتی ابعاد کوچکترش، مستحکم ترین کشورها را به زانو در میاورد، در نتیجه حمایت و همراهی مردم، سربلند بیرون آمد. نظامی که در برابر کودتاهای مختلف اعم از نظامی یا مخملی، تحریمهای به اصطلاح فلج کننده، 17 هزار ترور، جنگ تحمیلی و…، همچنان با صلابت ایستاده و از حمایت مردم برخورد است با چه منطقی باید در معرض سقوط خوانده شود؟!

نکته دیگر این که مهدوی فر که امروز با ظاهری دلسوزانه، سوریه را نشان میدهد تا نظام به تغییرات اساسی آن هم براساس نظرات دشمنان خونی انقلاب تن دهد، همان کسی است که سردار سلیمانی را بابت حضورش در سوریه و ایستادن در برابر معارضان به شدت مورد شماتت قرار داد! او همان کسی است که خودش در سال 88 در زمره فتنه گران و خروج کنندگان از نظام قرار گرفته بود و ژست دلسوزانه از چنین فردی چقدر مضحک مینماید.

در واقع توصیه های محمد مهدوی فر نه از روی دلسوزی، بلکه از روی عصبانیت است، عصبانیت از نظامی که در برابر فتنه ها مستحکم و در برابر هجمه ها مقاوم ایستاده است و حالا که روشهای سخت، نرم، مخملی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی نتوانسته اند در برابر اقتدار نظام جمهوری اسلامی کاری به پیش ببرند، با متلک و طعنه میکوشند خود و هم طیفانش را امیدوار و در باور و ایمان مردم شک و تردید ایجاد کنند.


nazokbin

95/6/24
8:45 ص

سعید مرتضویسعید مرتضوی به عنوان دادستان اسبق تهران از خانواده های قربانیان واقعه تلخ و بسیار زیان بار کهریزک در سال 88، عذرخواهی کرده است که در نگاه اول امری مثبت است اما عذرخواهی سعید مرتضوی از چند جهت مهم و قابل بررسی به نظر میرسد:

زیانی که در آن شرایط حساس بابت سوءمدیریت ایشان به حیثیت نظام وارد شد و باعث شعله ور شدن آتش فتنه گردید هرگز به این راحتی قابل اغماض نیست و دستگاه قضایی و امنیتی ما برای اموری مانند واقعه کهریزک یا فوت ستار بهشتی و امثال آن، باید به شرایط استانداردی برسد که چنین اشتباهاتی هرگز تکرار نشود.

اگر چه داغ خانواده های مقتولین کهریزک و سایر مصدومان واقعه کهریزک، برای خانواده و دوستانشان داغی سنگین بود، اما آسیب بزرگتر این واقعه که آن را با تمام تلخی به مسئله فرعی بدل کرد، عمق فتنه 88 بود چرا که واقعه کهریزک در آن شرایط، خسارتی چند برابر ایجاد کرد و موجب بی اعتمادی بیشتر معترضانی گردید که تحت تأثیر القائات سران فتنه بودند و هنوز دستشان را نخوانده بودند.

از ابعاد کهریزک این بود که سران و حامیان فتنه که با دروغ بزرگ تقلب گسترده مهندسی شده، خودشان عامل تحریک و تهییج جوانان معترض بودند، آن را بهانه ای برای مظلوم نمایی خود قرار دادند تا به جای این که به عنوان مقصران اصلی فتنه 88، بابت خون هایی که مظلومانه از دوطرف درگیری های خیابانی ریخته شد، بدهکار شوند، طلبکار شوند و مظلوم نمایی کنند.

هرچند 3 کشته کهریزک، توسط کسانی که در این واقعه مقصر بودند، مظلوم واقع شدند، ولی شهید نامیدن ایشان دهن کجی به شهدایی بود که در برابر سیاهی لشگر فتنه ایستادند، سعید مرتضوی حق نداشت به خاطر کسب رضایت از خانواده های قربانیان، جایگاه رفیع شهادت را به حراج بگذارد، او باید به عنوان یکی از مقصران یا قاصران کهریزک از خانواده های قربانیان و مردم ایران و شخص رهبری عذرخواهی میکرد، اما حق نداشت با بکار بردن لفظ شهید به حرکت غلط و غیرقانونی معترضان خیابانی مشروعیت بخشی کند.

نکته آخر این که وقتی ما عذرخواهی سعید مرتضوی را در برابر خسارتی که در کهریزک به خانواده های قربانیان، مردم و نظام وارد شد کوچک می دانیم، آنان که باخت سنگینشان را با ادعای برد با فاصله و تقلب گسترده همراه کردند و موجب کشته شدن افراد زیادی از دوطیف شدند، خسارات سنگینی به کشور تحمیل کردند، کتباً به دشمن گرای تحریم های سخت دادند و وحدت ملی، امنیت ملی و منافع ملی را به چالش کشیدند و این مردم را دشمن شاد کردند، چه حکمی پیدا میکنند؟!


nazokbin

95/6/4
9:23 ص

نامه جواد امام به احمد منتظریجواد امام ، مدیرعامل فعلی بنیاد باران و‌ از مجرمان فتنه، اخیرا نامه‌ای به احمد منتظری نوشته است و در ژست یک پیرو خط امام، از انتشار اظهارات آیت الله منتظری که موجب هجمه به امام خمینی(ره) شد، گلایه کرده و در خلال نامه نیز کوشیده تا فتنه 88 را تطهیر نماید و از همراهی آن با منافقین، جاسوسان، توهین کنندگان به اهل بیت، بهاییان و... اعلام برائت کند و حتی آن را در مسیر تبعیت از سیره امام خمینی(ره) جلوه دهد! لذا لازم دیدم چند نکته جهت یادآوری به جواد امام ، حامیان فتنه و مدعیان دروغین خط امام بیان نمایم:

به استناد اظهارات اردشیر امیر ارجمند، مشاور ارشد میرحسین موسوی و سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید، آقای موسوی هم مانند آیت الله منتظری از معترضین اعدام منافقین در سال 1367 (پس از عملیات فروغ جاویدان منافقین) بوده و حتی علت اصلی استعفایش را اعتراض به همان اعدام‌ها معرفی می‌کند، امیر ارجمند در مصاحبه‌ای که در سال 1390 در بی بی سی منتشر شده است، میگوید:

«آقای موسوی در 13 مرداد سال گذشته در دیدار با گروهی از روزنامه نگاران گفت:

"مساله سال 67 را باید در منظر تاریخی خود بررسی کرد و بعد هم باید دید که آیا دولت در این زمینه اطلاعی داشته است؟ نقشی داشته است؟ آیا اصلا مکانی برای دخالت داشته است؟ آیا در احکام و اسناد نامی از دولت وجود داشته است؟ دولت که نقشی در این مساله نداشته است، خیلی از کسان دیگر هم اطلاع نداشته اند. اما برای مطرح کردن این مسائل با جزئیات هم محذوراتی دارم".

آقای مهندس موسوی در آن هنگام نخست وزیر بوده و عضو قوه قضائیه نبوده است. بنا به گفته خودش بی خبر بوده و حتی تقاضای تشکیل هیات تحقیق داده بود. ولی این تقاضا نیز کفایت نمی کند. آقای موسوی "ظاهرا" در پی با خبر شدن از اعدام های دسته جمعی استعفا داده است.»

جواد امام

زهرا رهنورد هم در مصاحبه با خودنویس، اعدام منافقین زندانی که با توجه به شواهدی که از هر دو طرف وجود داشت درپی پیوستن به منافقین در عملیات فروغ جاویدان بودند را یک «جنایت» میخواند و میگوید:

«اما به طوری که بارها گفته شده از این جنایت نه آقای خامنه‌ای و نه آقای موسوی هیچ یک اطلاعی نداشته‌اند و در حوزه وظایف شان هم نبوده است.»

و این اظهارات نشان میدهد، هم میرحسین موسوی و‌هم زهرا رهنورد که آقای جواد امام در حمایت از ایشان، از منافقین اعلام برائت و از اقدام امام خمینی در اعدام مناففین حمایت کرده است، خودشان از منتقدان جدی امام خمینی(ره) در این خصوص بوده‌اند و این اظهارات را وقتی در کنار حمایتهای منافقین از فتنه گران و اصلاح طلبان در سالهای 88 و 92 میگذاریم به این نتیجه میرسیم که ادعای برائت از منافقین و اعلام حمایت از اعدام برخی از ایشان در سال 67 با شواهد موجود هیچ تناسبی ندارد کما این که این اعلام برائت ها نیز باید در همان کوران فتنه انجام میشد!

خیانت فتنه گران و ضرباتی که به کشور وارد آوردند چه به لحاظ خدشه به امنیت، وحدت و منافع ملی، چه به لحاظ خونهایی که با قانونشکنی هایشان از دوطرف ریخته شد و چه به لحاظ بدعتی که در تاریخ انتخابات کشور گذاشتند و چه به لحاظ گرایی که با نامه نگاری (ازطریق سران فتنه به اوباما به واسطه گری شامر) و یا به صورت حضوری (از طریق مهدی هاشمی در لندن و به گواهی فایلهای مکالمات صوتی وی با نیک آهنگ کوثر) به دشمن دادند تا سخت ترین تحریم ها را پس از فتنه بر کشور و مردم تحمیل کنند، کمتر از خیانت منافقین نبوده است.

اگر چه برائت فتنه گران از منافقین اقدامی لازم و البته دیرهنگام است ولی به صرف چنین اعلام برائتی از سوی جواد امام ، کجا میتوان دامن فتنه گران را از آن همه ظلم و خیانت که همچنان بر مردم و انقلاب ادامه دارد، پاک کرد؟! و حال این که نتنیاهو، اوباما، کلینتون، کنگره آمریکا، سعودیها، ریگی، همجنسبازان، سلطنت طلبها، دگراندیشان، خدانابوران، و همه ضدانقلاب را به تمجید واداشتند و به سرانجام فتنه و ضربه به نظام امیدوار کردند! و درحال حاضر بهترین کار برای فتنه گران اعلام برائت از رفتار زشت، ساختارشکن، غیرقانونی و پرهزینه خودشان است و نه منافقان و خائنان دیگر!


nazokbin

95/5/19
5:32 ع

تحریم های هسته ای

باتوجه به اظهارات طلبکارانه صادق خرازی در مناظره تلویزیونی با حاج حسین شریعتمداری در نکوهش دولت های نهم و دهم به عنوان مقصر تحمیل تحریم و فساد ناشی از آن بر کشور، لازم دیدم این مطلب را تقدیم نمایم:

تحریم ها از یک جهت کشور را مجبور به ایستادن روی پای خود و از سوی دیگر مجبور به دور زدن تحریم ها می کند که هر چقدر عامل اول به نفع کشور است، عامل دوم امکان بروز رانت و فساد را افزایش می دهد که البته با تقویت بنیه داخلی، نیاز کشور به دور زدن تحریم ها را نیز می توان کاست تا از شر مفاسد و رانتهای تحریم ها هم خلاص شد.

در مواردی که دولت ها به دلیل ضعفشان نمی توانستند از ظرفیت داخلی کشور برای خنثی کردن تحریم ها استفاده کنند، دور زدن تحریم ها را در دستور کار قرار می دادند که همین موارد موجب بروز فساد و رانت می گردید، لذا اگر بخواهیم این مفاسد را ریشه یابی کنیم در گام اول باید ریشه تحریم ها را دریابیم.

ندانم کاری چه کسانی باعث پرونده سازی هسته ای علیه ایران شد؟

تعامل هراسیمهمترین بهانه دشمن برای تحریم کشور، توان هسته ای و سخت ترین آن ها نیز تحریم های هسته ای بود که به اعتراف شخص آقای حسن روحانی (دبیر شورای عالی امنیت ملی وقت کشور در زمان دولت دوم اصلاحات)، با خریداری تجهیزات آلوده از پاکستان در سال 1380، به دست آژانس بین المللی هسته ای افتاد تا به همین بهانه، علیه ایران پرونده سازی کنند و سال ها ایران را با آن تحت فشار، بازرسی و تحریم قرار دهند، پس شروع پرونده هسته ای به دلیل بی کفایتی و سهل انگاری مسئولان وقت کشور اعم از خاتمی و روحانی رخ داده است نه در دولتهای نهم و دهم.

چه کسانی برای دشمن هم نوایی و بسترسازی کردند؟

همراه با افشای خرید تجهیزات آلوده از پاکستان، برخی شخصیت های سیاسی اصلاحاتی مانند احمد شیرزاد در مجلس ششم، پشت تریبون قرار گرفتند و بجای بیان واقعیت خرید اشتباه تجهیزات آلوده رسماً گفتند ایران سالها به دنیا دروغ گفته است و این اظهارات نامبرده و برخی دیگر از دوستان نادان و شاید خائن او باعث وجاهت فشار علیه ایران در آن مقطع گردید، البته احمد شیرزاد و صادق زیباکلام از کسانی بودند که در تمام این مدت، مخالف داشتن توان هسته ای صلح آمیز برای ایران بودند!

چگونه با عقب نشینی های گسترده باعث جسورتر شدن طرف مقابل شدند؟

پس از پرونده سازی آژانس علیه ایران، امثال خاتمی و روحانی، توافق سعد آباد و تعلیق 6 ماهه هسته ای را برای کشور رقم زدند تا در این مدت به سوالات آژانس در جهت رفع ابهامات هسته ای پاسخ داده شود که با گذشت 2 سال از اجرای این توافق و پاسخگویی به تمام سوالات، کارشکنی طرف مقابل مانع بسته شدن پرونده هسته ای ایران شد تا «نظام» تصمیم به خاتمه تعلیق داوطلبانه بگیرد و هرچند این تصمیم انقلابی باعث شد تا طرف مقابل با ترک میز مذاکره و وضع چند قطعنامه و تحریم بخواهد به ایران فشار بیاورد ولی مدیریت خوب دولت نهم و مقاومت جانانه مردم، باعث شد تا خودشان بدون پیش شرط تعلیق به میز مذاکره بازگردند.

نامه نگاری دولت آمریکا با سران فتنهچه کسانی دشمن را به تحریم و فشار امیدوار و دعوت کردند؟

مذاکرات هسته ای به خوبی پیش می رفت که فتنه 88 رخ داد و دوباره طرف مقابل به سرکردگی آمریکا، مذاکرات را یکجانبه ترک کرد که بعدها با افشای نامه فتنه گران به اوباما (به واسطه گری شامر) و اعتراف برخی مقامات مسئول آمریکایی، مشخص شد، سیاست آمریکا در جهت حمایت از فتنه گران، به تشدید تحریم ها تغییر جهت داده است و این یعنی فتنه و فتنه گران نقش برجسته ای در فاز جدید تحریم های پس از فتنه 88 داشتند؛ حتی اگر کسی بخواهد منکر نقش مستقیم فتنه گران در دعوت به تحریم ها شود، باز هم نمی تواند منکر آن شود که فتنه 88 باعث امیدوار شدن دشمن برای تغییر سیاستش در مواجهه با ایران و تسهیل همراهی غربی ها در این خصوص گردید.

تحریم های هسته ای سخت و جدید را چه کسانی به دشمن گرا دادند؟

درخواست تشدید تحریم و فشار از سوی سران فتنه برای تحقق تحریم های سخت کافی نبود و این کار از طریق برخی افراد مثل مهدی هاشمی که به اقرار خودش (که در مکالمات تلفنی با نیک آهنگ کوثر نیز در رسانه ها منتشر گردید)، با گرا دادن به دشمن برای تحقق تحریم های سختی مانند تحریم نفت و بانک همراه گردید و البته صادق خرازی هم بعدها گفت «من لیست اصلاح طلبانی که به دشمن گرا دادند را دارم» که همه این ها حاکی از نقش غیرقابل انکار برخی از اصلاح طلبان و حامیان فتنه در تشدید تحریم ها به خصوص تحریم های هسته ای علیه ایران است.

چه کسانی و چگونه به تأثیرگذاری تحریم ها کمک کردند؟

کلید روحانیدقیقا در همان زمانی که تحریم های با هدف حمایت از فتنه به فاز عملیاتی رسیده بود، یعنی در زمستان 1390 که رهبری از آن به آغاز جنگ اقتصادی تعبیر کردند، برخی از حامیان جریان هاشمی و خاتمی مانند دختر صفدرحسینی و برادر حسن روحانی به صورت خودجوش! اقدام به تأسیس صرافی های غیرمجاز کردند و در افزایش قیمت ارز در آن شرایط بحرانی نقش آفرینی کردند که افزایش جهش ارز در کنار توان مدیریتی پایین دولت دهم در آن مقطع، از عوامل مهم تورم 37 درصدی کشور بود و این یعنی همین جریانات حامی هاشمی و خاتمی و فتنه در تأثیرگذاری تحریم ها بر کشور نیز نقش برجسته ای داشته اند که البته میوه اش را با شعار تعامل برای رفع تحریم به عنوان تنها کلید حل مشکلات کشور چیدند!

آیا برجام توانست قصور تحمیل کنندگان برجام را جبران کند؟

وقتی به نقش افرادی مانند هاشمی و خاتمی و فتنه گران و اعوان و انصارشان توجه می کنیم، می بینیم که ایشان چه در شروع پرونده هسته ای، چه در بزرگ کردن ابعاد آن، چه در درخواست تشدید تحریم های هسته ای ، چه در گرا دادن بابت تحریم های جدید و چه در افزایش اثرگذاری تحریم ها نقش درجه یک داشته اند و این قماش حتی اگر در تخفیف برخی تحریم های هسته ای برای ابقای خود در قدرت هم تلاشی کرده باشند هرگز قادر به جبران ندانم کاری ها و خیانت هایشان در بروز و تشدید تحریم ها بر کشور و فشار بر ملت نمی تواند قلمداد گردد، چه برسد که بخواهند در خصوص تحریم ها و مفاسدی که در اثر آن رخ داد، از دیگرانی که نهایتاً دچار سوءمدیریت بودند، طلبکار هم باشند!


nazokbin

95/5/8
12:15 ص

تاجزاده ، دروغگویی ، خیانت و نسیان

تاجزاده از فعالان و مجرمان فتنه 88، اخیراً مصاحبه ای با روزنامه همدلی با عنوان « بزرگترین درس کودتای ترکیه حضور مردم در صحنه بود» درباره کودتای ترکیه انجام داده و سعی کرده است تا آن را بهانه ای برای اثبات حقانیت فتنه 88 قرار دهند، او در بخشی از این مصاحبه می گوید:

«هرجا که نظامیان از پادگان خارج شوند و به نام استقرار امنیت، حکومت را در دست بگیرند کودتای آنها بیشترین ناامنی را به وجود می‌آورد. واضح‌تر بگویم فتنه از جایی آغاز می‌شود که نظامیان از پادگان بیرون می‌آیند. ما همچنان که کودتا را بدون قید و شرط محکوم می‌کنیم بدون قید و شرط هم از صندوق رای حمایت می‌کنیم. نتیجه‌اش هرکه می‌خواهد باشد.»

این اظهارات آقای تاجزاده آلبوم خیانت، دروغگویی و فراموشکاری وی را بیش از پیش اثبات می کند که در پاسخ به این اظهارات، چند مطلب را برای او و دوستانش یادآوری می کنیم:

  • گویا آقای تاجزاده فراموش کردند که فتنه 88 هم با حضور انقلابی مردم سراسر کشور در یوم الله 9 دی جمع شد، یوم اللهی که البته این قدر کام سران فتنه و حامیان ورشکسته اش را تلخ کرد که بعضاً در خصوص آن دچار نسیان می شوند و لازم است هر از چندگاهی عکس ها و فیلم های این روز تاریخی در سراسر کشور را برایشان پخش کرد.
  • فتنه گرانو اما همیشه بیرون آمدن نظامیان از پادگان را نباید بد دانست، اساساً ایشان حقوق می گیرند و تربیت می شوند که به موقع از پادگان بیرون بیایند و چه موقعی مهمتر از شرایطی که برخی با فریب و دروغ، دنبال ابطال بی سند و مدرک یک انتخابات40 میلیونی باشند؟!
  • مؤثرترین عامل در مقابله با فتنه همان نیروی مردمی و مخلص بسیج بود که در برابر اوباشی که مزدشان را شب به شب از «م ه» می گرفتند! جانانه ایستاد، همان نیرویی که پادگانش خانه پدر بود و سلاحش دعای مادر و سنگرش مسجد، همان بسیجی که در راه مبارزه با اوباش فتنه، مظلومانه شهید داد.
  • دروغی بزرگتر از این وجود ندارد که حامیان فتنه بگویند «ما همچنان کودتا را بدون قید و شرط محکوم می کنیم و بدون قید و شرط هم از صندوق رأی حمایت می کنیم» چطور کسی مثل تاجزاده که در منظر دوربین مخفی زندان صراحتا باخت را می پذیرد، ادعای پایبندی به صندوق رأی دارد؟! چطور کسانی که بدون سند و مدرک به نظام تهمت تقلب گسترده زدند و ابطال بدون قید و شرط صندوق رأی را خواستند می توانند مدعی احترام بدون قید و شرط به صندوق رأی باشند؟!
  • و انگار باز هم فراموش کرده اند که امروزه کودتاهای رنگی یا مخملی شایعتر از کودتای نظامی شده اند و اتفاقاً چند تئوری پرداز حرفه ای مثل مایکل لدین و جورج سوروس هم دارد که دوستان آقای تاجزاده به خوبی به صورت شفاهی و مکتوب از ایشان چیز یاد گرفتند و به صورت عملی با اسم رمز تقلب در کشور پیاده کردند.
  • و چه قدر خوب بود که آقای تاجزاده که با وجود همراهی اش با خیانت سنگین فتنه 88 هنوز جسورانه در موضع طلبکار صحبت می کند، نگاهی هم به برخورد ترکیه ای که همین قماش آن را الگویی برای ایران معرفی می کردند، بیندازد تا دربرابر رأفت اسلامی در برخورد با سران فتنه سر تعظیم فرود آورد که البته توقع قدرشناسی از خائنان امری مضحک به نظر می رسد.

nazokbin

94/10/5
8:46 ص

khatamiمعمولاً و اکثریت قریب به اتفاق حامیان آقای محمد خاتمی از مدعیان تقلب در انتخابات 88 هستند که علی رغم محدودیت قانونی در تطهیر و مطرح کردن مجدد وی در رسانه ها، طی یکی دوسال اخیر تلاش زیادی در این راستا داشته اند که البته این تلاش با سکوت مقامات قضایی همراه نشد و در مواردی منجر به برخورد با نشریات متخلف گردید که این مسئله موجب گردیده است تا مطلبی در خصوص عملکرد خاتمی در این 6-7 ساله به عنوان مقدمه و در نهایت یک سوال کلیدی مطرح نمایم:

خاتمی سالها به عنوان رهبر جریان اصلاح طلب معرفی شد و طی مدتی که جریان افراطی اصلاح طلب خواستند از وی عبور کنند عملاً با تشدید مواضع ضد دینی و ضدانقلابی از سوی مردم، مطرود گردیدند، به نحوی که تاسال ها تمام انتخابات اعم از شواری شهرها و مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری را باختند و در انتخابات 92 نیز ناچار به ائتلاف و سپس هم کنارگذاشتن نامزدشان در ائتلاف شدند.

حضور خاتمی در انتخابات 88 به عنوان یکی از نامزدهای احتمالی تقریباً قطعی شده بود که اعلام حضور موسوی باعث شد تا خاتمی از این حضور انصراف دهد که برخی این را به مثابه گذشت وی و برخی نیز به مثابه تیزهوشی وی به منظور پرهیز از باخت در شرایطی دانستند که اولاً مردم در ادوار گذشته به رؤسای جمهور دوبار فرصت داده بودند و ثانیا عملکرد دولت نهم و محبوبیت وی قابل مشاهده بود. عدم حضور خاتمی به عنوان نامزد مانع نشد که از نامزدی موسوی حمایت نکند و به همین دلیل از چندماه قبل از انتخابات، با تشکیک کنندگان در انتخابات همصدا شد و حتی درجلسه ای که به منظور تشکیل کمیته صیانت از آرا در منزل هاشمی برگزار شد حضور یافت و در سخنرانی های خود نیز به تشکیک در انتخابات پرداخت و با خبری که در ساعت 12:10 روز 24 خرداد سایت یاری نیوز از قول او منتشر کرد، برنده شدن موسوی در انتخابات را اعلام کرد تا بعد از مصاحبه صبحگاهی عفت مرعشی دومین گام را در اعلام برد زوهنگام موسوی بردارد که این خبر با تبریک رسمی خاتمی به موسوی که در ساعت 21:6 از طریق سایت جمهوریت منتشر گردید، تکمیل شد.

بعد از شعله ور شدن آتش فتنه، خاتمی تا روزها، همچنان با حضور در راهپیمایی 25 خرداد و نامه به رئیس قوه قضاییه در 28 خرداد و صدور بیانیه 31 خرداد و اظهارات فتنه گرانه در جمع متهمان بازداشت شده فتنه در تاریخ 10 تیر و پیشنهاد رفرانودم در 29 تیر و امضای نامه تحریک آمیز به مراجع در 3 مرداد و حضور در راهپیمایی 27 شهریور دربین حامیان فتنه و … تلاش کرد تا در روشن ماندن آتش فتنه کمک نماید ولی وقتی دید تمام تلاشهایشان برای روشن ماندن فتنه در پس روشنگری های نظام و افشای ماهیت واقعی فتنه ذیل حمایتهای دشمنان خارجی بی فایده است، کم کم حضورش را از متن فتنه کم کرد و این چنین شد که برخلاف موسوی و کروبی که به اقدامات اغتشاشاگرانه شان تا زمان محصور شدن ادامه می دادند، خاتمی محصور نگردید.

پس از کمرنگ شدن حضور خاتمی در صف اول فتنه، یک اقدام دیگر او به شدت مورد انتقاد بسیاری از فتنه گران و حامیان فتنه قرار گرفت و آن حضور پای صندوق رأی انتخابات مجلس نهم بود. عملاً خاتمی با این حضور، ادعای غیرقابل اعتماد بودن نظام را نادیده گرفت که عملا یک چرخش از اتهامات قبلی خود علیه نظام به شمار می رفت، چرا که او در انتخاباتی شرکت کرد که همان دولت، همان شورای نگهبان، همان قانون انتخابات و همان نظام آن را اجرایی، نظارت و تأیید کردند.

تغییر چرخش بعدی خاتمی در یک سخنرانی بین دانشجویان بود که رسماً گفت «من نمیگویم که تقلب شده است» که فایل صوتی این جمله منتشر گردید و پس از آن نیز در یک اظهار نظر دیگر نسبت به موسوی و برخی اقدامات وی در فتنه 88 مانند خداجو خواندن هتک حرمت کنندگان به پرچم اباعبدالله سخت انتقاد کرد که این انتقاد با واکنش تند موسوی مواجه گردید.

سوال جدی که از حامیان خاتمی می توان پرسید این است که:

اگر خاتمی آنطوری که از اول نشان داد به وجود تقلب در انتخابات اعتقاد داشته است پس چرا وقتی که احتمال پیروزیش کمرنگ شد خودش را کنار کشید؟! اگرهم آنطوری که بعدا علام کرد به تقلب اعتقاد نداشته است پس چرا جریان اصلاحات را از افتادن به این چاه دروغ بازنداشته است؟! چرا وقتی که آتش فتنه 88 کم فروغ شد مسیرش را از سران دیگر فتنه جدا کرد؟! چرا پس از خاموش شدن آتش فتنه تازه یادش افتاد که ازاشتباهات موسوی در فتنه 88 انتقاد و از اعلام متقلب بودن نظام استنکاف نماید؟! آیا همه این موارد اعم از حمایت ها، کنار کشیدن ها و سپس انتقاد کردن ها نشان از رفتار غیراخلاقی وی برای حفظ قدرت و حتی با تمسک به ابزار دروغ، تهمت و تخریب نیست؟!


nazokbin

94/8/30
7:50 ص

moosavi-lariاخیراً مشاهده می شود که برای فتنه گران و حامیان فتنه ای مانند فیاض زاهد و موسوی لاری و … مجوز سخنرانی جهت تطهیر و قبح زدایی از جریان فتنه و بازگشت ایشان به نهادهای تصمیم سازی و تصمیم گیری صادر می شود و این در حالی است که بعد از 6 سال و اندی همه از ماهیت و خاستگاه فتنه و حامیان و عمالش اطلاع داریم و همه می دانیم که فتنه خط قرمز نظام، قانون، رهبری، مجلس و شورای نگهبان در تأیید صلاحیت ها و یا رأی اعتمادها بوده و هست. همه می دانیم که شخص رئیس جمهور و وزرایش همگی در ابتدای کار، یک به یک در این خصوص مواضع شفافی گرفتند تا مورد تأیید نهادهای نظارتی و مجلس قرار گرفتند و آنهایی که مواضعشان در مورد فتنه مشخص نبود نتوانستند اعتماد شورای نگهبان و مجلس را بگیرند و تلاش امروز برخی از بخش های دولت برای تطهیر فتنه و عمال فتنه هرگز نمی تواند قابل اغماض باشد و باید حتماً مورد توجه مجلس قرار بگیرد و نباید طوری باشد که اگر وزیری رأی اعتماد گرفت، دیگر گمان کند هرکاری که خواست می تواند انجام دهد و این در صورتی است که همین دولت برای صدور مجوز به برخی سخنرانان انقلابی که جرمی هم مرتکب نشده اند مجوز صادر نمی کند و حتی بعضاً مجوزهای صادره را لغو میکند و با این خط فکری و اجرایی نمی توان از امت حزب الله توقع داشت مانند مجلس و یا نهادهای حاکمیتی ساکت بنشیند و هیچ اقدامی به عمل نیاورد و شاهد فرصت یافتن کسانی باشند که قبلا ثابت کرده اند هیچ التزامی به قانون اساسی، اسلام، امام و رهبری ندارند و به دنبال فرصت های دیگر می گردند و در چنین شرایطی انتخاب گزینه مناسب برای واکنش در برابر این تحرکات از سوی مردم و امت حزب الله، امری بسیار مهم است چرا که هم نباید در قبال این خیانت ها سکوت کرد و هم نباید حریم قانون را خدشه دار نمود و هم نباید موجب مظلوم نمایی کسانی شد که خود بیشترین ظلم و خیانت را در حق مردم روا داشته اند. لذا مختصراً چند بند را در این خصوص جمع بندی می نمایم:
1- لزوم جدی گرفتن و مطالبه گری از نهادهای صادر کننده مجوز و نهادهای نظارتی در خصوص عملکرد وزرا در قبال خط قرمزِ فتنه.
2- اهمیت در صحنه بودن ائمه جمعه در خصوص حضور عناصر فتنه و  هدایت نیروهای مومن به پرهیز از اقدامات خلاف قانون و تلاش برای تأثیر گذاری در ابطال مجوز برای برنامه های تطهیر کننده عناصر فتنه.
3- لزوم در صحنه بودن و حساسیت و رصد مردم نسبت به بازگشت عناصری که قبلاً عدم التزامشان به قانون، انقلاب، اسلام، امام و رهبری را اثبات کرده اند.
4- اهمیت انتخاب برخورد مناسب در خصوص این مسائل و ممانعت از عدول از موازین قانونی به نحوی که ضمن شنیده شدن صدای اعتراض، از هرگونه توهین و مظلوم نمایی طرف های مقابل جلوگیری گردد.
5- استفاده از ظرفیت بالای رسانه، شبکه های اجتماعی، تجمع های آرام در همان محل دارای مجوز، تلاش برای سوال و جواب های اصولی از عمال فتنه و افشای ماهیت خائنانه ایشان، بکار بردن شعارهای انقلابی و دست نوشته های مورد تأیید، پرهیز از بکار بردن شعارهای تند و ممانعت از هرگونه اقدامات خلق الساعه.


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
سیاسی ، دولت ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، هاشمی رفسنجانی ، صدا و سیما ، رسانه ، تورم ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، مشایی ، تحریم ، اعتقادی ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، برجام ، عدالت ، قوه قضاییه ، انقلابی ، اقتصادی ، تولید ، آمریکا ، مجلس ، علی لاریجانی ، بصیرت ، رابطه با آمریکا ، رشت ، گیلان ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، فرهنگی اجتماعی ، غرب ، استاد مصباح ، خانواده ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انقلاب ، انتخابات 96 ، هاشمی ، مهدی هاشمی ، سران فتنه ، سعید جلیلی ، مذهبی ، بانک ، جبهه پایداری ، شورای نگهبان ، علی مطهری ، کارمند ، مسکن مهر ، انتخابات ریاست جمهوری ، اصلاح طلبان ، اجرای برجام ، تحلیل های اقتصادی ، سوریه ، ماهواره ، جواد ظریف ، امام خمینی (ره) ، انتقاد پذیری ، استقلال ، مدیریت و ایمنی ، فساد بزرگ اقتصادی ، سیاست ، طنز ، ولایت فقیه ، ظریف ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، هنر ، ارز ، استکبار ستیزی ، اسرائیل ، انتخابات مجلس ، بدعهدی آمریکا ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی ، انتخابات آزاد ، ایمنی ، نقض برجام ، سران قوا ، نرخ رشد جمعیت ، مذاکره کنندگان هسته ای ، جریان انحرافی ، توافق نهایی هسته ای ، تهاجم فرهنگی ، تحریف انقلاب ، بانک ، انتقاد ، مدیریت ، نرمش قهرمانانه ، سبک زندگی ، علامه مصباح ، سینما ، شبکه های اجتماعی ، مردم ، انقلابی گری ، اصولگرایی ، جمنا ، کارگر ، تحریف اسلام و انقلاب ، حجاب و عفاف ، اشتغال ، برجام 2 ، پسابرجام ، مسجد ، هنر و رسانه ، فوتبال ، قالیباف ، قانون اساسی ، مذاکرات هسته ای ، نفوذ ، فرهنگ عمومی ، رابطه ایران و آمریکا ، برجام های 2 و 3 ، باقری لنکرانی ، ازدواج ، آرمان های انقلاب ، وبلاگ نویسی ، آموزش و پرورش ، ائتلاف اصولگرایان ، اعتدال ، اینترنت ، انتخابات های 94 ، دولت یازدهم ، رکود ، شبکه اجتماعی افسران جنگ نرم ، میر حسین موسوی ، مالیات ، محمد جواد ظریف ، گفتمان انقلاب ، عربستان ، بسیج ، امام حسین ، حضرت مهدی عج ، کارشکنی های آمریکا در اجرای برجام ، حقوق های نجومی ، حقوق کلان مدیران دولتی ، حامیان متعصب احمدی نژاد ، خاتمی ، داعش ، تحریم موشکی ، تحریف شخصیت امام خمینی ، ترکیه ، جدایی نادر از سیمین ، تولید ملی ، توهین های دولتمردان ، ائتلاف اصلاح طلبان ، احمد توکلی ، آمریکا ، بسته تحریم موشکی ، انتقادات به برجام ، ایرانیت ، عراقچی ، فتنه گران ، عکس ، روحانی ، دولت راستگویان ، دولت های نهم و دهم ، سعید مرتضوی ، قرارداد خرید هواپیما ، محسن رضایی ، متن برجام ، نقدینگی ، مرگ بر آمریکا ، محمد خاتمی ، قراردادهای پسابرجامی ، سیاه نمایی ، عزت ایران ، عبدالرضا داوری ، باخت اصولگرایان در تهران ، پارسی بلاگ ، آملی لاریجانی ، ادارات ، توالد ، جنبش برنمی تابیم ، تحریم های جدید ، خودروسازان ، حوادث ناشی از کار ، دوقطبی سازی ، حاشیه سازی ، حجاب ، حداد عادل ، حلقه انحرافی ، حقوق ، حسین قدیانی ، حادثه پلاسکو ، خطوط قرمز رهبری ، جدایی مشایی از احمدی نژاد ، توهین ، توصیه رهبری به احمدی نژاد ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
ساعت یک و نیم آن روز پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) پژواک داروخانه دکتر سلیمی سرچشمه ادب و عرفان بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا عاشق آسمونی کانون فرهنگی شهدا هــم انــدیشـی دینــی رقصی میان میدان مین یا صاحب الزمان (عج) رضویّون حدیث منتظران قائم (عج) همه چیز آماده دانلود تراوشات یک ذهن زیبا بادصبا آسمون آبی چهاربرج یادداشتهای فانوس من وآینده من نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی مهاجر ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت در سایه سار ولایت فروشگاه اینترنتی پوشاک زنانه اوتیسا

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه