لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

96/1/6
9:0 ص

نظر رهبری درباره مصباح انتخاب اصلح و صالح مقبول

متأسفانه همچنان بیانات علامه مصباح یزدی آماج هجمه ها یا سوءاستفاده های برخی جریانات سیاسی قرار میگیرد که این بار بیانات انتخاباتی ایشان درباره بحث انتخاب اصلح و صالح مقبول مورد حاشیه سازی این جریانات قرار گرفته است، آنجا که میفرماید:

«هر گاه تشخیص دهم کسی اصلح است، از او حمایت می‌کنم، و اگر کار به جایی رسید که قرار است کسی رأی بیاورد که ضررش بیشتر است و رأی به رقیب او سبب دفع ضرر بیشتر می‌شود، دفع افسد به فاسد می‌کنم؛ اما قرارنیست از اول فاسد را ترویج کنم. در صورتی می‌توانم به کسی رأی دهم که بینی و بین الله تشخیص دهم از میان افراد موجود، او اصلح است»

برخی اشخاص اصلاح طلب مثل عباس عبدی و رسانه های این جریان عبارت «دفع افسد به فاسد» را به معنی انتخاب فساد برای به قدرت نرسیدن فاسدتر و خدشه به جایگاه شورای نگهبان قلمداد کردند در صورتی که اساسا این عبارت برای نامزدها نیست بلکه برای رفتار است؛ علامه میفرمایند کار صحیح رأی به اصلح است و کار فاسد رأی به غیر اصلح هر چند که او صالح مقبول باشد و میفرمایند که اگر قرار باشد نظام اسلامی دچار خسارت (حالت افسد) شود، آنگاه باید با انتخاب صالح مقبول از خسارت به نظام اسلامی جلوگیری نمود.

از سوی دیگر برخی از جریانات بحث اصلح و صالح مقبول را به نفع نامزد مدنظر خود مصادره کردند بخشی این طور گفتند که هرکسی باید به تنهایی، اصلح را بیابد، حال این که آن چه مد نظر علامه است صرفاً «کشف اصلح» است و چه بسا کشف اصلح اگر همه نامزدها به صورت نظام مند، علمی و بر اساس شاخصهای اسلامی، انقلابی و مدیریتی ارزیابی شوند، نتیجه جامعتر و قابل اجماعتر باشد، لذا صرف «کشف اصلح» اصل است چه این کار با شناخت شخصی باشد، چه با پرسیدن از افراد آگاه و امین و چه با طی کردن مکانیزم جمعی، جامع، علمی و نظام مند.

بخش دیگری از افرادی که بحث اصلح و صالح مقبول علامه مصباح را به نفع خود مصادره کردند نیز از همان اول به حساب این که اصلح قابلیت رأی آوری ندارد، مستقیماً رفتند به سراغ مقبولیت نامزدها در حالی که این هم اشتباه و همانطوری که بیان شد عملی فاسد است، بلکه باید ابتدا اصلح را شناخت و حتی برای رأی آوریش تلاش کرد و اگر به جایی رسیدیم که از مقبولیتش ناامید شدیم و در کنارش احتمال خسارت به نظام اسلامی وجود داشت، آن گاه به دنبال معرفی صالح مقبول رفت.

توضیح این که مکانیزم جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی، علی رغم انتقاداتی که حتما به آن وارد است، کشف اصلح بر اساس شاخصهای انقلابی گری و مدیریتی که توسط یک جمع گسترده از نیروهای مومن و انقلابی، تدوین، تصویب و ارزیابی میشوند، دنبال میگردد به نحوی که جامعیت این مکانیزم برای رسیدن به گزینه اصلح، ضمن کاهش احتمال خطا، امکان ایجاد اجماع بر گزینه شناخته شده به عنوان اصلح را در طول اجرای این مکانیزم افزایش میدهد، بدون این که در لحظات آخر انتخابات، گرفتار دوگانگی انتخاب اصلح و صالح مقبول گردد.


nazokbin

95/12/7
9:19 ص

 

محمد مهدوی فرمحمد مهدوی فر از آن شخصیتهایی است که در فتنه 88 با فتنه گران همراه شد و به حمایت از ایشان پرداخت ولی پس از به شکست انجامیدن فتنه، مسیر خصومتش را به سمت نوشتن نامه های سرگشاده و پر از توهین و تهمت خطاب به مقام معظم رهبری تغییر میدهد و میکوشد محبوبیت ایشان را با اهدافش، تحت الشعاع قرار دهد.

محمد مهدوی فر اگر چه همواره خود را به عنوان تخریب چی و غواص دفاع مقدس معرفی میکند، اما صحبتها و حرفهایش، مخاطب را به یاد کسانی می اندازد که در عین ادعای پیروی از خط امام یا تبیین گفتمان امام، در برابر برخی آرمانهای امام ایستادند و یا دربرابرشان انحراف ایجاد کردند، چرا که تخریب چی، غواص و حتی جانبازی که در برابر ولی خود بایستد درواقع به شمر زمان شبیه است.

محمد مهدوی فر در نامه بیست و پنجمش به مقام معظم رهبری به ایشان پیشنهاد میکند قبل از این که کشور مثل سوریه دچار فروپاشی شود، یک شورای گذار با حضور شخصیتهای ضدانقلاب، سران فتنه و فتنه گران، مانند شیرین عبادی، بنی صدر، رضا پهلوی، طبرزدی، نوری زاد، خزعلی، موسوی، کروبی، فائزه هاشمی، نماینده منافقین و… تشکیل دهد و در گام اول، به اصلاح قانون اساسی که آن را ریشه تمام مشکل کشور میخواند، اقدام نماید!

مهدوی فر در نامه اش با این بهانه که حکومت مثل حکومت سوریه در معرض خطر و فروپاشی است، با ژست به ظاهر دلسوزانه، از مقام معظم رهبری میخواهد، قبل از این که دیر شود، خودشان نسبت به اصلاحات اساسی اقدام نماید! البته آنانی که با نامه های او آشنا هستند، میدانند که او در نامه هایش لحنهای مختلفی را بکار میبرد، بعضی ظاهری دلسوزانه دارند و برخی نیز لحنی تمسخرآمیز یا تهدیدآمیز دارند، اما نهایتا همه آنها در جهت تخریب مقام معظم رهبری و نظام است.

محمد مهدوی فر در حالی حرف از اصلاحات بنیادین در نظام و قانون اساسی میزند که مشخص است به اصول و آرمانهای انقلاب و حتی به منافع ملی، امنیت ملی و وحدت ملی اعتقادی ندارد که اگر داشت، از شخصیتهایی که در کشور تفرقه آفرینی کردند، به مردم تحریم تحمیل کردند، به دشمنانشان گرا دادند و از تروریستها حمایت نمودند به عنوان اعضای شورای گذار برای تغییر سرونوشت کشور و مردم یاد نمیکرد.

اعتراف مهدوی فر به این که ریشه همه مشکلات کشور را در قانون اساسی میداند، نشان میدهد که اگر او و هم طیفانش از قانون عدول میکنند ناشی از قبول نداشتن قانون است و این یعنی که ایشان هرجایی که قانونی را قبول نکنند دربرابر آن می ایستند چرا که اعضای پیشنهادی وی برای شورای گذار، از همان ابتدای انقلاب، قانون اساسی را که با اکثریت قریب به اتفاق آرا تصویب شد را برنتابیدند و ساده لوحانه است که کسی بیندیشد ایشان امروز به قوانین جدید پایبند خواهند بود.

محمد مهدوی فر در حالی نظام را مانند سوریه در معرض فروپاشی میخواند که حتی سوریه هم دچار باوجود سالها تنشها و هجمه های خارجی، مورد فروپاشی قرار نگرفت و به گواهی شواهد غیرقابل انکار، همین تنشهای موجود نیز ناشی از نقشه خصمانه آمریکا، غرب و برخی کشورهای عربی است و با این وجود نظام سوریه همچنان ایستاده است، پس چگونه ایرانی که هر ساله انتخاباتهای با مشارکت بالا برگزار میکند و هنوز مردم به پای انقلاب ایستاده اند را در معرض فروپاشی میخواند؟!

محمد مهدوی فر، جمهوری اسلامی ایران را در معرض فروپاشی میخواند در حالی که جمهوری اسلامی ایران دربرابر فتنه ای بزرگ که حتی ابعاد کوچکترش، مستحکم ترین کشورها را به زانو در میاورد، در نتیجه حمایت و همراهی مردم، سربلند بیرون آمد. نظامی که در برابر کودتاهای مختلف اعم از نظامی یا مخملی، تحریمهای به اصطلاح فلج کننده، 17 هزار ترور، جنگ تحمیلی و…، همچنان با صلابت ایستاده و از حمایت مردم برخورد است با چه منطقی باید در معرض سقوط خوانده شود؟!

نکته دیگر این که مهدوی فر که امروز با ظاهری دلسوزانه، سوریه را نشان میدهد تا نظام به تغییرات اساسی آن هم براساس نظرات دشمنان خونی انقلاب تن دهد، همان کسی است که سردار سلیمانی را بابت حضورش در سوریه و ایستادن در برابر معارضان به شدت مورد شماتت قرار داد! او همان کسی است که خودش در سال 88 در زمره فتنه گران و خروج کنندگان از نظام قرار گرفته بود و ژست دلسوزانه از چنین فردی چقدر مضحک مینماید.

در واقع توصیه های محمد مهدوی فر نه از روی دلسوزی، بلکه از روی عصبانیت است، عصبانیت از نظامی که در برابر فتنه ها مستحکم و در برابر هجمه ها مقاوم ایستاده است و حالا که روشهای سخت، نرم، مخملی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی نتوانسته اند در برابر اقتدار نظام جمهوری اسلامی کاری به پیش ببرند، با متلک و طعنه میکوشند خود و هم طیفانش را امیدوار و در باور و ایمان مردم شک و تردید ایجاد کنند.


nazokbin

95/12/7
9:1 ص

محمود صادقی اختیارات ولی فقیهاخیراً محمود صادقی نماینده لیست امید در دانشگاه خواجه نصیر در انتقاد به برخی اظهارات ائمه جمعه درباره اختیارات ولی فقیه گفت:
«بعضی از ائمه جمعه در خطبه‌هایشان آبروی اسلام را برده‌اند و میگویند که ولی فقیه میتواند زن تو را طلاق دهد و او را از تو بگیرد! آیا خجالت نمیکشند این حرفها را می‌زنند؟! کجا ولی فقیه چنین اختیاری دارد؟! ولی فقیه حافظ ناموس و اموال مردم است. این برداشتهای غلط است که آبروی اسلام را برده و ما اکنون نمیتوانیم در مقابل این نسل جوان از آن دفاع کنیم»

1- آیا اگر زنی از شوهرش طلاق بخواهد یا پدری مانع ازدواج دخترش شود، حاکم شرع اختیار ندارد حکمی برخلاف نظر آن شوهر یا این پدر بدهد؟! مطمئنا میتوند و این در حالی است که اختیارات حاکم شرع تنها شمه ای از اختیارات ولی فقیه است؟! پس این که ولی فقیه بتواند در مواردی مثل صدور حکم طلاق اعمال نظر کند، امر عجیب و غریبی نیست، لیکن هر جایی که اختیار و حقی تعریف شده است، مسئولیت و تکلیفی هم وجود دارد و این طور نیست که ولی فقیه بدون حجت شرعی از اختیاراتش در هر راهی استفاده کند. در واقع اشتباه محمود صادقی در همین جا است که بین اختیار داشتن و اقدام کردن هیچ تفاوتی نمیبیند!

2- ضمناً همانطوری که ولی فقیه حافظ ناموس و اموال مردم است، عادل و فقیه هم هست و این طور نیست که ظالمانه از اختیاراتش استفاده کند، دایره اختیارات ولی فقیه به زعم بسیاری از علمای بزرگ به اندازه دایره اختیارات رسول الله است و اگر هم برخی از علما اختیارات ولی فقیه را کمتر از حضرت رسول بدانند، این یک اختلاف علمی و فقهی است و این طور نیست که این علما و بزرگان به خود حق بدهند نسبت به یکدیگر مواضع زشت و توهین آمیزی مثل آن چه که محمود صادقی گرفته است بگیرد.

3- این که محمود صادقی نمیتواند در محضر جوانان از اسلام دفاع کند، بیش از هر چیزی، ریشه در بی سوادی و باورهای ضعیف خود او دارد، چرا که وقتی کسی خودش نسبت به مبانی و مفاهیم اسلامی دچار اشکال باشد، هرگز نخواهد توانست به اشکالات و شبهات دیگران پاسخ بگوید و چه بسا اگر محمود صادقی از پس سوالات و اشکالات خودش بر می آمد، هرگز لباس روحانیت را از تن به در نمیکرد و البته او نه تنها اهل پاسخگویی به شبهات نیست بلکه مثل همین اظهارات وی، برای دیگران شبهه هم میسازد.

4- علامه مصباح درباره همین خصوص میفرمایند: «ما هنوز مسائل بنیادی خود را درست حل نکرده‌ایم، واقعاً‌ در چه چیزهایی شبهه می‌اندازند!‌ اگر ولی فقیه گفت باید زن خود را طلاق بدهی! آخوند در خانه خود نشسته به من می‌گوید برو زنت را طلاق بده! چنین چیزی در عالم اتفاق افتاده یا نه!؟ و اصلاً جای إعمال ولایت فقیه مگر این جاست؟! ولایت‌فقیه یک مساله اجتماعی است و بر اساس مصالح اجتماعی باید امر و نهی بکند، این چه ربطی دارد که بگوید تو زنت را طلاق بده یا نده؟! این‌ها را هو میکنند که ولی‌فقیه این گونه است؛ پس چه دیکتاتوری از این بالاتر؟! این‌گونه مسائل، نه ابعاد آن درست بیان شده، نه حل شده و نه فرصتی داده شده است. 40 سال گذشت اما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم!»


nazokbin

95/11/23
7:46 ع

ترامپپس از سخنرانی دیروز (95/11/19) مقام معظم رهبری درباره سیاستهای اوباما و ترامپ، BBC در تحلیلی درباره این صحبتها گفت که موضع ایشان نرمتر از حد تصور بوده است و دلیل آن را غیرقابل پیش بینی بودن رفتار ترامپ و یا جدی گرفتن اخطارهایش از سوی رهبری معرفی کرد، در صورتی که اصل مسئله چیز دیگری است.

مقام معظم رهبری از ابتدای دولت یازدهم نه تنها درباره مسئله مذاکره با آمریکا و برجام، بلکه در بسیاری از مواضع دیگر به نحوی عمل کردند که معتقدان به تعامل با شیطان، مشکلات و ناکامی های خود را متوجه مقام معظم رهبری و ادبیاتشان ننمایند تا حدی که بعضاً روحانی تنها یکی دو روز پس از برخی موضع گیری های انقلابی مقام معظم رهبری درباره آمریکا، برخی ادبیاتها را هزینه کردن از جیب مردم معرفی کرده بود.

به منظور ممانعت از بهانه جویی برخی حامیان تعامل با آمریکا، مقام معظم رهبری در این مدت، مشی شان را روشنگری درباره چهره پلید آمریکا انتخاب کردند تا آن 50/7% مردمی که به چاره ساز بودن تعامل و تنازل در برابر آمریکا رأی داده بودند، خودشان نتیجه این روش را مشاهده و قضاوت کنند.

مقام معظم رهبری با وجود بدبینی کامل به تعامل با آمریکا و علی رغم این که حتی در امضای مشروط برجام نیز پیش بینی کردند که این توافق به عبرتی تاریخی برای مردم تبدیل میشود ولی مانع تجربه اندوزی ملت ایران نشدند و امروز که ترامپ چهره عریان آمریکا را به خوبی و بهتر از همیشه عیان میکند از وی تشکری معنادار میکنند چرا که زحمات ایشان و جریان بصیر و انقلابی را بسیار کم میکنند.

البته مقام معظم رهبری در همان سخنرانی ضمن انتقاد شدید به سیاستهای اوباما و ترامپ در دشمنی با ایران، میگویند که نه از اوباما تشکر میکنند و نه از ترامپ میترسند و از مردم خواستند که جواب آمریکا را خودشان در 22 بهمن بدهند چرا که کسی در برابر جوابی که مردم به آمریکا میدهند نمیتواند بهانه بگیرد و بگوید رهبری از جیب مردم هزینه کرده است و اساساً آمریکا وقتی نمیتواند غلطی کند که مردم با انقلابند!


nazokbin

95/11/21
9:19 ص

پلاسکو و قطار سمنان

پس از حادثه پلاسکو و پیام تسلیت و همدردی مقام معظم رهبری و تشکر از کسانی که در خصوص مهار این واقعه تلاش کردند، شبهه ای در شبکه های اجتماعی مطرح شد مبنی بر این که چرا جنس پیام مقام معظم رهبری در خصوص حوادث پلاسکو و قطار سمنان متفاوت بوده است؟! و چرا در خصوص تعیین مقصران حادثه پلاسکو دستور عاجلی صادر نشده است که در  پاسخ به این شبهه بد نیست به تفاوت اساسی حوادث پلاسکو و قطار سمنان توجه کنیم:

1- پلاسکو ساختمانی است که نهادهای نظارتی اعم از آتش نشانی و وزارت کار بارها بابت آن هشدارهای ایمنی و راهکارهای لازم را ارائه کرده بودند ولی متأسفانه مالکان و استفاده کنندگان از پلاسکو (به عنوان مقصران اصلی حادثه) به آنها توجه نکردند و اگر هم نهادهای نظارتی پلاسکو و ساختمانهای مشابه را تعطیل نکردند بیشتر ملاحظه بیکاری چند صد هزار کارگر شاغل در این ساختمانها را داشتند و اگر بخواهیم نقشی برای این نهادها قائل شویم، قاعدتاً باید بیشتر از جنس قصور باشد و نه تقصیر.

2- ولی در خصوص سانحه قطار سمنان، مسئله این است که اداره ناوگان نقلیه ریلی، مستقیماً توسط بخش دولتی و وزارت راه انجام میشود و جایگاه دولت در خصوص چنین حادثه ای قاعدتاً بیشتر از جنس تقصیر است. البته بعدها نیز ثابت شد که تجهیزات خودکاری که برای کنترل ناوگان ریلی توسط  خود وزارت راه سفارش داده و خریداری و نصب شده بود، به دلیل نقص فنی (در ارسال چند هزار پیغام خطا) باعث بروز اشتباه در نیروی انسانی متولی هدایت قطار گردید که آنها نیز مستخدمین وزارت راه بودند.

3- نکته دیگر این که بسیاری از آنها که درباره تفاوت پیامهای مقام معظم رهبری برای حوادث پلاسکو و قطار سمنان شبهه ایجاد میکنند، وزارت راه که متولی و مالک ناوگان نقلیه و قطارها و راه آهن و کارفرمای پرسنل این مجموعه است را در حادثه قطار سمنان مقصر ندانستند؛ و حتی با استیضاح و استعفای وزیر راه نیز مخالفت کردند! ولی در خصوص حادثه پلاسکو ، شدیدترین هجمه ها را به شهرداری تهران مرتکب شدند که این تناقض تنها نشان از  سیاست بازی این افراد و جریانات دارد.

پی نوشت: توضیح این که این مطلب به هیچ وجه در پی آن نبود که مقوله ایمنی و جایگاه نهادهای حاکمیتی و نظارتی در پیشگیری از حوادث مشابه حادثه پلاسکو را نادیده بگیرد یا قصور این نهادها را توجیه نماید، بلکه پاسخی بود در برابر کسانی که از بهره برداری سیاسی از هیچ چیزی حتی از جنازه شهدا و کشتگان حادثه پلاسکو و حوادث مشابه برای حمله و ایجاد شبهه نسبت به نظام و رهبری ابایی ندارند.


nazokbin

95/9/21
8:54 ص

جزئیات مذاکراتجزئیات مذاکرات هسته ای و مشورت با رهبری در خصوص آنها در سخنرانی آقای روحانی در روز دانشجو حرف و حدیث زیادی ایجاد کرد:

«ما هیچ قدمی در مسئله برجام برنداشتیم مگر آنکه با مقام معظم رهبری مشورت کردیم. جلسه گذاشتیم، ایشان نامه‌های مکتوب دارند به من خطاب کرده و دستوری که من روی نامه‌های ایشان دادم. هیچ نامه‌ای نبوده که ایشان بنویسد و من دستور قاطع ندهم. در مقام عمل جایی کم و کسر آوردیم اما مبنا براین بوده که دستورات ایشان عملی شود.»

برخی از دوستان انقلابی، بابت این اظهارات، رئیس جمهور را با ادبیاتی نامناسب، دروغگو خواندند که البته از این جهت که بیشتر در جهت فرافکنی برای فرار از مسئولیت مذاکرات هسته ای بود قابل انتقاد است که قبلاً در مطلبی به آن پاسخ داده ام؛ اما آنچه که باعث شد تا این مطلب را بنویسم، کلیپی است که اخیراً در شبکه های اجتماعی منتشر گردیده که دو بخش از دو سخنرانی مقام معظم رهبری را در کنار هم قرار داده تا بگوید اظهارات ایشان درباره جزئیات مذاکرات هسته ای دچار تناقض است.

در ابتدای این کلیپ، سخنان مقام معظم رهبری که در حمایت از مذاکره کنندگان انجام شده است را می شنویم که میفرمایند:

«بنده هیئت مذاکره‌کننده را – همین دوستانی که این مدّت این زحمات را بر دوش گرفته‌اند – هم امین میدانم، هم غیور میدانم، هم شجاع میدانم، هم متدیّن میدانم؛ این را همه بدانند. اکثر حضّاری که اینجا تشریف دارید، از محتوای مذاکرات خبر ندارید؛ اگر شما هم از محتوای مذاکرات و جزئیّات مذاکرات و آنچه در مجالس میگذرد مطّلع بودید، به بخشی از آنچه بنده گفتم، حتماً اذعان میکردید.»

پس از بیانات فوق، بخش دیگری از سخنان مقام معظم رهبری درباره جزئیات مذاکرات هسته ای در کلیپ آمده است:

«بنده در جزئیّات مذاکره دخالتی نکردم، بازهم نمیکنم؛ من مسائل کلان، خطوط اصلی، چهارچوب‌های مهم و خطّ قرمزها را به مسئولین کشور همواره گفته‌ام؛ عمدتاً به رئیس جمهور محترم که ما با ایشان جلسات مرتّب داریم، و موارد معدودی هم به وزیر محترم خارجه؛ خطوط اصلی و کلّی. جزئیّات کار، خصوصیّات کوچک که تأثیری در تأمین آن خطوط کلان ندارد، مورد توجّه نیست؛ اینها در اختیار آنها است، میتوانند بروند کار کنند. اینکه حالا گفته بشود که جزئیّات این مذاکرات تحت نظر رهبری است، این حرف دقیقی نیست.»

در پاسخ به شبهه ای که مطرح شده است ذکر چند نکته ضروری است:

1- نکته اول این است که خود مقام معظم رهبری در همان سخنرانی که در بخش اول کلیپ آمده است، چند نکته دیگر که در این کلیپ نیامده است، را درخصوص این جزئیات بیان میکنند مبنی بر این که ایشان در خلال سخنان شان در حمایت از مذاکره کنندگان، به حضار میفرمایند که اگر ایشان هم از جزئیات مطلع بودند، نظر رهبری را میداشتند، ولی در ادامه میفرمایند که در بسیاری از جزئیات وارد نمیشوند و جزئیات مد نظرشان را با مذاکره کنندگان در میان گذاشته اند:

«اینها موارد عمده و مهمّی است که روی آن تکیه داریم؛ البتّه خطوط قرمز فقط اینها نیست؛ دوستان مذاکره‌کننده در جریان نظرات ما هستند؛ جزئیّات را با آنها در میان گذاشته‌ایم؛ [البتّه] جزئیّات مورد نظر و آن چیزهایی که بنده وارد میشوم؛ در خیلی از جزئیّات هم ما وارد نمیشویم.»

2- آنچه که مقام معظم رهبری بیان میکنند در حوزه آگاهی داشتن از جزئیات مذاکرات هسته ای و نظر دادن در بخش کمی از جزئیات است، مسئله ای که یقیناً به معنی دخالت در همه جزئیات و به معنی عملی شدن نظرات رهبری نمیتواند تلقی گردد. باید حواسمان باشد که:

اولاً مقام معظم رهبری علم غیب ندارند که از همه جزئیات مطلع باشند و آنچه از جزئیات که به ایشان گفته میشد را میدانستند.

ثانیاً این که همان بخشی از جزئیات که بعضاً رهبری نظر میدادند نیز لزوما محقق نشده است کما این که حتی کلیات و خطوط قرمز مد نظر رهبری نیز در اکثر موارد رعایت نشدند.

3- یکی از نشانه هایی که برای فهم این تناقض به کار می آید، سخنان مهدی محمدی، کارشناس انقلابی است؛ او در اولین اظهاراتش پس از نهایی شدن برجام در مذاکرات، ورود رهبری در حدود یک هفته آخر مذاکرات از جنس ورود به جزئیات مذاکرات هسته ای اعلام میکند که در اصلاح برخی ایرادات بزرگ بیانیه لوزان مؤثر میداند؛ و در خاطر داریم که در آخرین روزهای تبدیل لوزان به برجام، مقام معظم رهبری دولت را از عجله نهی و به شنیدن حرف منتقدان توصیه میکرد که با عدم توجه مناسب دولت، احتمالاً در روزهای آخر، شخصاً تحقق برخی از آن موارد را از مذاکره کنندگان خواسته اند که احتمالاً برخی از آنها از سوی مذاکره کنندگان رعایت شده اند تا از وخامت توافق لوزان کمی بکاهد.

4- نکته دیگر این که اظهارات آقای روحانی مبنی بر مشورت کردن با رهبری، اظهارات مقام معظم رهبری در نوروز امسال در مشهد مبنی بر اعتراف دکتر ظریف به عدم رعایت برخی از خطوط قرمز رهبری، خود متن برجام و شیوه اجرای آن، به خوبی نشان میدهد که نظرات مقام معظم رهبری حتی در کلیات و خطوط قرمز در بسیاری از موارد لحاظ نشده است! چه رسد به این که کسی مدعی شود، جزئیات مد نظر رهبری رعایت شده اند! در واقع حتی اگر آقای روحانی در تمام جزئیات مذاکرات هسته ای نیز با رهبری مشورت کرده باشند اما مسئله مشورت کردن و مسئله عمل کردن به مشورت دو مقوله کاملاً مجزا هستند.

5- آقای روحانی در اظهاراتشان در روز دانشجو گفتند که «در مقام عمل جایی کم و کسر آوردیم اما مبنا براین بوده که دستورات ایشان عملی شود.» ولی واقع قضیه این است که مواردی که عملاً رعایت نشد بسیار زیاد است، مواردی که بعضاً بسیار مهم بودند که تأثیر خلاءشان را امروز به وضوح میبنیم، اگر آقای روحانی مواردی مانند تناظر و همزمانی تعهدات، اخذ تضمینهای محکم، حرکت براساس بدبینی به دشمن، شنیدن حرف منتقدان، سد کردن امکان هرگونه تحریم جدید (همانطوری که در ژنو سد شده بود)، عدم تخریب قبل رآکتور اراک قبل از عقد قرارداد محکم برای بازسازی آن، رعایت میکرد، امروز شاهد این خسارت محض در اجرای یک طرفه برجام نبودیم.

6- مسئله آخر این که مقام معظم رهبری در عین این که از ابتدا به مذاکرات بدبین بودند ولی به دولت مجوز مذاکره دادند و بارها از ایشان حمایت کردند تا بتواند مذاکرات را به پیش ببرد و بارها ایشان را راهنمایی کردند که اکثراً به خوبی رعایت نشد و نهایتاً هم در امضای منشور برجام، آن را یک «درس عبرت» پیش بینی کردند و برای تبدیل نشدن برجام به خسارت محض، شروطی مقرر کردند که همانها هم رعایت نشد و همه اینها یعنی این که آقای روحانی، راهی را که شروع کرد، مسئولیتش را پذیرفت، طبق نظرش عملی کرد و حتی برای تحمیلش، شعار رفراندوم هسته ای داد را نمیتواند به رهبری متوجه کند و اگر واقعا چنین اراده ای داشته باشد، کمال بی انصافی، نمک نشناسی و بی مسئولیتی میتواند قلمداد گردد.


nazokbin

95/9/9
7:13 ع

سیاست دوگانه دربرابر فسادمتأسفانه میبینیم که تأکید امروز مقام معظم رهبری برای برخورد جدی با نجومی بگیران و فرهنگ نجومی بگیری باعث شده که برخی جریانات که با این مسئله مخالفند و بعضاً روی سفره های نجومی در حال عیش و نوش هستند، با بی اخلاقی، عبارت «کش ندهید» که از سخنرانی 11 مهرماه 1390 مقام معظم رهبری درباره فساد 3000 میلیاردی تقطیع کرده اند را برجسته و منتشر نمایند تا ایشان را به داشتن سیاست دوگانه دربرابر فساد متهم کنند که برخی دیگر از جملات مقام معظم رهبری که در همین سخنرانی را مرور میکنیم:

  • اگر چه مسوولان از مقابله با فساد اقتصادی استقبال کردند اما اگر به این توصیه ها عمل می شد، هیچگاه دچار چنین حوادثی همچون فساد بانکی اخیر نمی شدیم.
  • مسوولان قضایی ضمن پیگیری قوی، دقیق و عاقلانه قضیه و اطلاع رسانی مناسب به مردم، باید دستهای خائن را قطع کنند.
  • از همان سالهای قبل بارها گفته شد که نباید بگذاریم فساد ریشه دار شود زیرا با گذشت زمان، ریشه کنی ان بسیار مشکل می شود و سرمایه گذار پاکدامن و صادق را نیز مأیوس می کند، اما متأسفانه عمل نشد.
  • وقوع چنین مسائلی، ذهن و دل مردم را مشغول، و دل بسیاری را نیز می شکند و آیا این سزاوار است که بخاطر عمل نکردن مسوولان، مردم به سبب این حوادث ناراحت شوند و حتی برخی امید خود را از دست بدهند.
  • رسانه ها بیش از این نباید به جنجال و هیاهو درباره این ماجرا ادامه دهند، بلکه باید به مسئولان اجازه دهند تا عاقلانه، مدبرانه، قوی و با دقت قضایا را پیگیری و بررسی کنند.
  • مردم بدانند که مسوولان، این ماجرا را تا آخر پیگیری خواهند کرد و دست‌های خائن قطع خواهد شد.
  • دستگاه قضایی نباید به افراد بدکاره، خرابکار و مفسد ترحم کند.
  • مسوولان قوه قضائیه خبررسانی هم بکنند و اطلاع‌رسانی داشته باشند.

همانطوری که میبینید، مقام معظم رهبری هیچ اهمالی را در برخورد و اطلاع رسانی درخصوص این فساد پذیرا نیستند و مسئولان را بابت عدم جدیت در برخورد با فساد و عدم توجه به توصیه های قبلی بازخواست میکنند و اگر هم توصیه ای به کش ندادن حواشی رسانه ای دارند، توضیح میدهند که این مسئله در راستای برخورد بدون حاشیه و جدی است و در عمل هم دیدیدم که این پرونده با جدیت تمام در دادگاه به صورت علنی بررسی و به مجازات سنگین خاطیان نیز ختم و اجرا گردید.

و اما بحث دیگر اختلاف مسئله حقوقهای نجومی با فسادهای کلان دیگری است که چه در دولت قبل و چه در دولت یازدهم رخ داده است، چرا که این فساد ناشی از یک فرهنگ مسموم و در حال انتشار است که با برخی آرمانهای انقلاب، مانند ساده زیستی و پاکدستی مدیران در تعارض است و به مراتب بیش از یک فساد مصداقی، مردم را از نظام و انقلاب ناامید میکند و از این جهت لازم است که برخورد با چنین فسادی صریحتر و جدیتر پیگیری و مطالبه گردد.

دولت در مسئله حقوقهای نجومی به نحوی عمل کرده است که گویا تمایلی به برخورد جدی با این فرهنگ منحوس ندارد و به جای جدیت در برخورد با فساد حقوقهای نجومی، ابتدا مسیر انکار، سپس توجیه و تطهیر را طی کرد و نهایتا هم به عدم همکاری با دستگاه قضایی برای مقابله با متخلفین متوسل شد در حالی که نه حرامخوارن نجومی تنبیه شدند و نه اموال حرامشان به بیت المال بازگردانده شد و بعضا از آنها با اوصافی مانند ذخیره و امانتدار نیز تقدیر گردید که این رفتار از سوی دولتی که مفاسد اثبات شده و نشده دولت قبل را در بوق میکرد، مصداق سیاست دوگانه دربرابر فساد بود.

نکته جالب دیگر این که دقیقاً همین هایی که امروز رهبری را با تقطیع سخنانشان متهم به داشتن سیاست دوگانه دربرابر فساد میکنند، همانهایی هستند که در برخورد با مفاسد کاملاً سیاستزده عمل میکنند و برخی از مفسدان را تقبیح میکنند ولی برای برخی دیگر به سیاست تطهیر، قهرمانسازی و مظلوم نمایی متوسل میشوند، تا حدی که نام مفسدانی مانند شهرام جزایری و کسانی مثل کروبی که از وی پول گرفتند، کرباسچی و مهدی هاشمی را با کرامت میبرند!


nazokbin

95/9/9
7:11 ع

علت ناکامی برجامدر سخنان امروز (95/9/7) مفام معظم رهبری درباره علت ناکامی برجام شنیدیم:

«مشکلات موجود در توافق هسته ای به خاطر عجله در زودتر به سرانجام رساندن توافق است»

که این سخنان ایشان باعث شد تا برخی از رسانه ها، با نقل قول سخنان مقام معظم رهبری در تاریخ 94/6/4، طوری وانمود کنند که سخنان ایشان تناقض دارد:

«آنچه مهم است این است که این مذاکرات را آقایان توانستند ختم کنند، چون بالاخره خود کِش دادنِ مذاکرات یک مسئله‌ای بود و توانستند سر این مسئله را ببندند؛ خود این خیلی کار مهمّی است.»

اما نکته اولی که باید در پاسخ به این شبهه مطرح کرد این است که:

1- جمله امروز مقام معطم رهبری درباره به سرانجام رساندن توافق است و حال این که جملات سال گذشته ایشان درباره خاتمه دادن به مذاکرات بود و نه خاتمه دادن به روند نهایی شدن توافق، چرا که ایشان در پایان جملاتشان درخصوص اهمیت خاتمه دادن به مذاکرات اینچنین گفتند:

«حالا ان‌شاءالله که اگر گوشه‌کنارش مشکلی هم وجود داشته باشد، با تدبیر شماها و دیگرانی که مسئولند، برطرف خواهد شد. به‌هرحال از همه‌ی برادران و خواهران که مشغول کار هستند، ما تشکّر میکنیم.»

2- و اما چرا مقام معظم رهبری بر ختم کردن مذاکرات به عنوان یک امتیاز نام بردند؟ برای این که در هر مرحله از تمدید توافق، طرف مقابل ضمن زیاده خواهی های بیشتر، دولت ما را به تنازل بیشتر وا میداشت که این روند را از ژنو تا لوزان و وین به روشنی مشاهده کردیم که چگونه دولت در درصد غنی سازی، میزان ذخیره سوخت، تعداد سانتریفیوژ، رفع تحریمها و…، نسبت به توافق قبلی عقب نشینی میکرد.

3- بحث دیگر این که باوجود تأکید مقام معظم رهبری بر خاتمه مذاکرات (و نه نهایی کردن توافق)، اما ایشان در تمام طول مذاکرات بارها بر خطوط قرمزشان تأکید کردند و هرگز نگفتند بابت به سرانجام رساندن مذاکرات، این خطوط رعایت نشود! خطوط قرمزی مانند رعایت تناظر و همزمانی تعهدات یا لغو کلیه تحریمها (به جای تعلیق بخشی از آنها) که اگر رعایت میشدند، برجام به خسارت محض تبدیل نمیشد و طرف مقابل هم نمیتوانست به راحتی از زیر بار تعهداتش فرار کند.

4- مسلماً اهل فن میدانند که از زمانی که توافق در وین تنظیم شد تا زمانی که این توافق، نهایی، تصویب و اجرا شد، دولت به کرات در موارد مختلفی عجله کرد که این عجله کردن ها مهمترین علت ناکامی برجام میتوانند تلقی شوند:

الف- مدت زیادی از دادن توافق و ملحقات آن به مجلس در قالب یک لایحه استنکاف نمود و اصرار داشت که اصلا برجام در مجلس بررسی نشود و در طول بررسی برجام در کمیسیون برجام نیز به صورت روزشمار، برای هر روز بررسی آن 100 و 150 میلیون دلار خسارت برمی شمردند. و یا در حالی که کمیسیون برجام، ایرادات برجام را به خوبی تقویم کرده بود، در نهایت به جای اعمال آن گزارش، یک طرح از پیش آماده شده توسط تیم حامی برجام در مجلس ظرف 20 دقیقه تصویب گردید.

ب- یا در حالی که مقام معظم رهبری در متن مجوز مشروط اجرای برجام، با تعیین شرایطی تلاش کرد تا ایرادات برجام را در شیوه اجرای آن بپوشاند، اما این شروط نه گانه هم به خاطر سهل انگاری و عجله در رساندن برجام به روز اجرا، رعایت نشد که از جمله آنها میتوان به شروط اخذ تضمین رسمی از رئیس جمهور آمریکا و یا عقد قرارداد مطمئن برای باطراحی و بازسازی قلب رآکتور اراک (که دولت به جای تنظیم قرارداد با شرکتهای طرف 5+1، یک قرارداد با یک شرکت زیر مجموعه سازمان انرژی هسته ای تنظیم کرد تا هر چه زودتر یکی از شرطهای 9 گانه را سمبل کند!) و یا منع هرگونه تحریم جدید یا… اشاره نمود.

ج- در نظر نگرفتن مواردی مثل همین ممانعت از تمدید تحریمهایی که مهلتشان پایان می یابد، امکان برداشت راحت پولهای بلوکه شده در برجام و بهای نفت های فروخته شده در پسابرجام، ممانعت از دست اندازی کنگره و مراجع قضایی آمریکا به اموال ایران، یا ممانعت از ایجاد امکان نقض روح توافق بدون این که متن آن نقض شود و… میتوانند علت ناکامی برجام تلقی گردند که در صورت عدم عجله در تنظیم و تأیید متن برجام، میتوانستند هزینه کارشکنیهای طرف مقابل در برجام را افزایش دهد.

5- همانطوری که آقای روحانی در 93/6/8 گفتند: «مسئولیت مذاکرات هسته ای را شخصاً برعهده دارم» ایشان با مسئولیت خودشان مذاکرات را برخلاف توصیه های مقام معظم رهبری مبنی بر پرهیز از خوشبینی به طرف مقابل و رعایت خطوط قرمز و شروط رهبری، به پیش بردند و اجرایی کردند و رهبری بارها از ایشان که بعضا توسط منتقدان به عنوان خائن یا سازشکار خطاب میشدند حمایت کردند تا مسیر حرکت دولت برای تحقق هدفش در مذاکرات هموار گردد، و امروز حامیان دولت نمیتوانند از نداشتن اختیارات در موضوع هسته ای گلایه کنند، هرچند ممکن است شبهاتی مطرح نمایند، اما به صورت منطقی نمیتوانند عجله شان در نهایی کردن و اجرای برجام را که مهمترین علت ناکامی برجام بود را انکار کنند.


nazokbin

95/8/4
9:3 ع

امام حسین(ع)امام حسین(ع) به اشکهای ما محتاج نیست همانطور که خداوند به خون امام حسین(ع) و یارانش نیاز نداشت؛ لیکن همانطور که حفظ راه خدا، دین خدا و محقق کردن دستورات الهی، نیازمند مجاهدت، جهاد و خون فشانی است، پاسداشت مجاهدتهای خون خدا و یارانش نیز به همت، معرفت، محبت و اشک نیازمند است.

امام حسین(ع) با گذشتن از همه تعلقاتش، دین خدا را از شر دشمنانش حفظ کرد و بازخوانی حیات و جهاد امام حسین(ع) به خصوص اگر با عشق، عبرت و عبره (اشک) همراه باشد، حفظ حاصل مجاهدت امام حسین(ع) که همان احیای دین خدا بود را موجب میشود و دقیقاً به همین علت است که امام خمینی(ره) فرمود، این محرم و صفر اسلام را زنده نگه داشته است.

امام حسین(ع)، تا ابد سفینه نجات است و این ماییم که محتاجِ توسل به او هستیم. عزاداری و گریه با معرفت برای او، درجات علمی، اخلاقی و معنوی ما را ارتقا میدهد. عزادارانی که بتوانند کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا را بفهمند، امام زمان خویش و مسلمِ امامش را بشناسند و در برابر ابزارهای یزیدیان زمان، فریفته و مرعوب نشود، در صحنه های حساس عصر نیز «کوفی عاقبت» نخواهند شد.

آن عزاداریهایی که بر شور و شعور می افزاید و به عزاداران بصیرت در نظر و شجاعت در عمل میدهد، موجب ترس و واهمه دشمنان حق و حقیقت میشود و به همین دلیل است که در ایام عزاداری برای امام حسین(ع)، دشمنان اسلام با تمام رسانه هایشان، برای بی رغبت کردن و بازداشتن مردم از برگزاری مراسم عزادای و حضور در آنها، به هر شیوه و شبهه ای دست میزنند و بعضاً هم میکوشند تا فرهنگ عاشورا را تحریف کنند.

هرچند عزاداریها، توسلات و صلواتهای ما، در برابر مقامات معنوی امام حسین(ع) ارزشی ندارد تا بتواند به امام حسین(ره) نفعی برساند، لیکن فضل خداوند، بیکران است و اصلاً از همین فضل خداست که ما گناهکاران بر محمد و آل محمد (ص) سلام و درود میفرستیم و یا پس از صلوات تشهد نماز، با ذکر «وتقبل شفاعته وارفع درجته»، برای پذیرفش شفاعت و ترفیع درجه ایشان دعا میکنیم.


nazokbin

95/7/27
5:24 ع

معرفی آیت الله خامنه ای به عنوان رهبردرخصوص معرفی آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر ، بعضاً شبهاتی مطرح شده است که ضمن طرح آنها، مختصراً پاسخ آنها نیز بیان میگردد:

1- شاید تنها مخالف جدی معرفی آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر ، شخص خودشان بودند که برخی مثل محسن کدیور این مخالفت را ناشی از عدم توانایی ایشان و اطلاع ایشان درخصوص نداشتن شرایط این کار دانستند! که این نتیجه گیری حقیقتاً مغرضانه بوده است چرا که اولاً آیت الله خامنه ای اساساً حامی و موافق رهبری شورایی بودند و ثانیاً این که از تقوای الهی و احتیاط از پذیرفتن مسئولیت خطیر رهبری نه تنها یک نقطه ضعف نیست بلکه شرط عقل برای یک انسان باتقوا و دانشمند نیز هست و البته ایشان در عمل ثابت کردند که حقاً و انصافاً از پس این جایگاه کلیدی نظام مقدس جمهوری اسلامی به خوبی برآمده‌اند.

2-برخی از افراد مانند مهدی خزعلی نیز گفتند که معرفی آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر با یک سناریوی از پیش طراحی شده توسط آقایان هاشمی، حاج احمد خمینی و آیت الله خامنه ای انجام شده است، اما اولاً شخص آیت الله خامنه ای خود از حامیان جدی رهبری شورایی بوده اند، ثانیاً آقای هاشمی هم نظرشان بر رهبری شورایی با حضور آیات خامنه ای و مشکینی و موسوی اردبیلی بوده است وثالثاً ساختگی و نمایشی دانستن و معرفی کردنٍ مخالفت تند آیت الله خامنه ای با آن سیمای برافروخته و حرکات و سخنانی که در این خصوص اظهار داشتند، جز از اذهان بیمار اشخاص کینه توز بر نمی آید!

3-یکی از شبهاتی که درخصوص معرفی آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر مطرح میشود این است که ایشان را فاقد شرط مرجعیت برای جایگاه رهبری اعلام کرده بودند! در صورتی که حضرت امام در نهم اردیبهشت 68 به شورای بازنگری قانون اساسی دستور دادند تا ظرف 2 ماه برخی اشکالات قانون اساسی از جمله شرط مرجعیت برای رهبری اصلاح شود که در همان زمان در شورای بازنگری قانون اساسی لحاظ شد و بر همین اساس در روز انتخاب رهبری، شرط مرجعیت مد نظر مجلس خبرگان نبود، با این وجود پس از همه پرسی اصلاح قانون اساسی در 6 مرداد 68، یک بار دیگر برای رهبری آیت الله خامنه ای رأی گیری شد و ایشان مجدداً رأی اکثریت خبرگان را کسب کرد و چندی نگذشت که از سوی جامعه مدرسین قم و سایر مراجع علمی و دینی به عنوان یکی از مجتهدین وقت معرفی شد.

4-برخی میگویند چون هنوز قانون اساسی به همه پرسی گذاشته نشده بود، پس قابلیت اجرا نداشته است، که این اظهار نظر ناشی از عدم درک صحیح از جایگاه ولی فقیه و مردم درحکومت اسلامی است. در حکومت اسلامی، آرای مردم نشان دهنده مقبولیت امور است لیکن آنچه که باعث مشروعیت و رسمیت میشود، امضا، تأیید یا تنفیذ ولی فقیه است. در همین خصوص، تأیید اصلاحیه قانون اساسی و یا رأی دادن به رئیس جمهور منتخب، موجب رسمیت و مشروعیت قانون و یا رئیس جمهور نمیشود، بلکه آنچه که به آرای مردم مشروعیت میبخشد در نهایت امضا یا تنفیذ ولی فقیه است و از این لحاظ، دستور امام خمینی درخصوص برداشتن شرط مرجعیت از قانون اساسی یک حکم شرعی است و با این وجود، این حکم، در کنار سایر اصلاحات قانون اساسی به همه پرسی مردمی گذاشته شد و پس از کسب آرای مردمی به امضای ولی فقیه رسید تا رسمیت یابد.

5- یکی از سؤالاتی که در این خصوص پرسیده میشود این است که چرا آیت الله خامنه ای، در پی رهبری آیت الله آذری قمی بودند که قبل از فوت حضرت امام خمینی(ره) و پس از آن، تعاریفی برخلاف نظرات حضرت امام(ره) درباره ولایت فقیه داشتند و دایره نظرات ولایت فقیه را در برخی حوزه ها صرفاً ارشادی میدانستند و در نهایت هم مسیر آیت الله منتظری را رفتند؟! در جواب این شبهه باید گفت:

اولاً تا قبل از طرح چنین ادعایی از سوی آیت الله امامی کاشانی در سال 92 (در برنامه شناسنامه)، هیچکدام از افرادی که وقایع آن روز را روایت کرده اند، مدعی حمایت آیت الله خامنه ای از رهبری فردی آذری قمی نشده بودند و برخی از مطلعین هم این نقل قول را اشتباه دانسته اند.

ثانیاً به لحاظ عقلی نمیتوان پذیرفت آیت الله خامنه ای کسی را شایسته رهبری فردی بداند ولی در روز انتخاب رهبری، قاطعانه از رهبری شورایی حمایت کند! کما این که حتی پس از معرفی ایشان به عنوان نامزد، ایشان پشت تریبون رفتند و گفتند من با رهبری شورایی موافقم و با رهبری فردی مخالفم. پس چگونه نامزد بشوم؟ و با این منطق یعنی ایشان تا آخرین لحظه با رهبری فردی مخالف بودند.

ثالثاً در جلد 41 کتاب حکومت اسلامی قولی از آیت الله امینی منتشر شده است که میتواند درباره آیت الله آذری قمی باشد که آیت الله امامی کاشانی اشتباهاً آن را به آیت الله خامنه ای منسوب کرده باشند! آیت الله امینی میگویند:
«آیت الله خامنه ای، آقای هاشمی، آقای اردبیلی و آقای مشکینی هم بودند که همگی از شورایی بودن رهبری صحبت می کردند. من مطلبی را در جلسه عرض کردم و گفتم ما در کمیسیون ولایت فقیه , شورایی بودن را ردّ کردیم. آیت الله خامنه ای فرمودند: رهبری شورایی را که رد کردید، پس چه کنیم؟ من در این موضوع فکر کرده بودم و چند نفر را در نظر داشتم و اسامی را در یک برگ کاغذ نوشته بودم که همراهم بود. من یک نفر را معرفی کردم که برای رهبری مناسب است. آیت الله خامنه ای فرمودند: نه، البته بعداً فهمیدم که این شخص صلاحیت رهبری را نداشته است. به ایشان (آیت الله خامنه ای) گفتم : خود شما چطور؟ ایشان بی اعتنایی کرد.»

6- با توجه به خاطره ای که آقای هاشمی درخصوص نظر حضرت امام درباره آیت الله خامنه ای بیان کردند، برخی اینطور نتیجه گرفتند که معرفی آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر بدون خاطره آقای هاشمی محقق نمیشد و رهبری ایشان را مدیون آقای هاشمی میدانند، در صورتی که:

اولاً این خاطره در لحظه آخر انتخاب آیت الله خامنه ای و در حالی که اذهان روی ایشان متمرکز شده بود و عملاً رهبری شورایی و رهبری فردی آیت الله گلپایگانی نیز منتفی شده بود بیان شد.

ثانیاً آقای هاشمی پس از اصرار و فریاد آیت الله شبستری و آیت الله قریشی در مجلس آن دو خاطره عمومی و خصوصی خودشان را نقل کردند.

ثالثاً به غیر از آقای هاشمی، آقایان حاج احمد خمینی، موسوی اردبیلی و خلخالی هم شبیه آن سخنان را گفتند و یا همان سخنان آقای هاشمی را تأیید کردند.


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
سیاسی ، دولت ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، صدا و سیما ، هاشمی رفسنجانی ، تورم ، رسانه ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، اعتقادی ، تحریم ، مشایی ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، برجام ، عدالت ، قوه قضاییه ، اقتصادی ، انقلابی ، تولید ، آمریکا ، مجلس ، بصیرت ، علی لاریجانی ، رابطه با آمریکا ، رشت ، گیلان ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، استاد مصباح ، خانواده ، غرب ، فرهنگی اجتماعی ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انتخابات 96 ، انقلاب ، هاشمی ، سران فتنه ، مهدی هاشمی ، بانک ، سعید جلیلی ، مذهبی ، جبهه پایداری ، شورای نگهبان ، علی مطهری ، کارمند ، اصلاح طلبان ، انتخابات ریاست جمهوری ، مسکن مهر ، اجرای برجام ، تحلیل های اقتصادی ، سوریه ، امام خمینی (ره) ، جواد ظریف ، ماهواره ، استقلال ، انتقاد پذیری ، سیاست ، طنز ، فساد بزرگ اقتصادی ، مدیریت و ایمنی ، ولایت فقیه ، اسرائیل ، استکبار ستیزی ، ارز ، انتخابات مجلس ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، ظریف ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، هنر ، انتخابات آزاد ، ایمنی ، بدعهدی آمریکا ، جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی ، سران قوا ، مذاکره کنندگان هسته ای ، نرخ رشد جمعیت ، نقض برجام ، انتقاد ، بانک ، تحریف انقلاب ، تهاجم فرهنگی ، توافق نهایی هسته ای ، جریان انحرافی ، سبک زندگی ، مدیریت ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) داروخانه دکتر سلیمی بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا یا صاحب الزمان (عج) هــم انــدیشـی دینــی عاشق آسمونی رقصی میان میدان مین سرچشمه ادب و عرفان بادصبا تراوشات یک ذهن زیبا رضویّون آسمون آبی چهاربرج پژواک ساعت یک و نیم آن روز یادداشتهای فانوس من وآینده من همه چیز آماده دانلود نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات حدیث منتظران قائم (عج) علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی مهاجر ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است کانون فرهنگی شهدا نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت در سایه سار ولایت فروشگاه اینترنتی پوشاک زنانه اوتیسا

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه