لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

95/9/21
8:54 ص

جزئیات مذاکراتجزئیات مذاکرات هسته ای و مشورت با رهبری در خصوص آنها در سخنرانی آقای روحانی در روز دانشجو حرف و حدیث زیادی ایجاد کرد:

«ما هیچ قدمی در مسئله برجام برنداشتیم مگر آنکه با مقام معظم رهبری مشورت کردیم. جلسه گذاشتیم، ایشان نامه‌های مکتوب دارند به من خطاب کرده و دستوری که من روی نامه‌های ایشان دادم. هیچ نامه‌ای نبوده که ایشان بنویسد و من دستور قاطع ندهم. در مقام عمل جایی کم و کسر آوردیم اما مبنا براین بوده که دستورات ایشان عملی شود.»

برخی از دوستان انقلابی، بابت این اظهارات، رئیس جمهور را با ادبیاتی نامناسب، دروغگو خواندند که البته از این جهت که بیشتر در جهت فرافکنی برای فرار از مسئولیت مذاکرات هسته ای بود قابل انتقاد است که قبلاً در مطلبی به آن پاسخ داده ام؛ اما آنچه که باعث شد تا این مطلب را بنویسم، کلیپی است که اخیراً در شبکه های اجتماعی منتشر گردیده که دو بخش از دو سخنرانی مقام معظم رهبری را در کنار هم قرار داده تا بگوید اظهارات ایشان درباره جزئیات مذاکرات هسته ای دچار تناقض است.

در ابتدای این کلیپ، سخنان مقام معظم رهبری که در حمایت از مذاکره کنندگان انجام شده است را می شنویم که میفرمایند:

«بنده هیئت مذاکره‌کننده را – همین دوستانی که این مدّت این زحمات را بر دوش گرفته‌اند – هم امین میدانم، هم غیور میدانم، هم شجاع میدانم، هم متدیّن میدانم؛ این را همه بدانند. اکثر حضّاری که اینجا تشریف دارید، از محتوای مذاکرات خبر ندارید؛ اگر شما هم از محتوای مذاکرات و جزئیّات مذاکرات و آنچه در مجالس میگذرد مطّلع بودید، به بخشی از آنچه بنده گفتم، حتماً اذعان میکردید.»

پس از بیانات فوق، بخش دیگری از سخنان مقام معظم رهبری درباره جزئیات مذاکرات هسته ای در کلیپ آمده است:

«بنده در جزئیّات مذاکره دخالتی نکردم، بازهم نمیکنم؛ من مسائل کلان، خطوط اصلی، چهارچوب‌های مهم و خطّ قرمزها را به مسئولین کشور همواره گفته‌ام؛ عمدتاً به رئیس جمهور محترم که ما با ایشان جلسات مرتّب داریم، و موارد معدودی هم به وزیر محترم خارجه؛ خطوط اصلی و کلّی. جزئیّات کار، خصوصیّات کوچک که تأثیری در تأمین آن خطوط کلان ندارد، مورد توجّه نیست؛ اینها در اختیار آنها است، میتوانند بروند کار کنند. اینکه حالا گفته بشود که جزئیّات این مذاکرات تحت نظر رهبری است، این حرف دقیقی نیست.»

در پاسخ به شبهه ای که مطرح شده است ذکر چند نکته ضروری است:

1- نکته اول این است که خود مقام معظم رهبری در همان سخنرانی که در بخش اول کلیپ آمده است، چند نکته دیگر که در این کلیپ نیامده است، را درخصوص این جزئیات بیان میکنند مبنی بر این که ایشان در خلال سخنان شان در حمایت از مذاکره کنندگان، به حضار میفرمایند که اگر ایشان هم از جزئیات مطلع بودند، نظر رهبری را میداشتند، ولی در ادامه میفرمایند که در بسیاری از جزئیات وارد نمیشوند و جزئیات مد نظرشان را با مذاکره کنندگان در میان گذاشته اند:

«اینها موارد عمده و مهمّی است که روی آن تکیه داریم؛ البتّه خطوط قرمز فقط اینها نیست؛ دوستان مذاکره‌کننده در جریان نظرات ما هستند؛ جزئیّات را با آنها در میان گذاشته‌ایم؛ [البتّه] جزئیّات مورد نظر و آن چیزهایی که بنده وارد میشوم؛ در خیلی از جزئیّات هم ما وارد نمیشویم.»

2- آنچه که مقام معظم رهبری بیان میکنند در حوزه آگاهی داشتن از جزئیات مذاکرات هسته ای و نظر دادن در بخش کمی از جزئیات است، مسئله ای که یقیناً به معنی دخالت در همه جزئیات و به معنی عملی شدن نظرات رهبری نمیتواند تلقی گردد. باید حواسمان باشد که:

اولاً مقام معظم رهبری علم غیب ندارند که از همه جزئیات مطلع باشند و آنچه از جزئیات که به ایشان گفته میشد را میدانستند.

ثانیاً این که همان بخشی از جزئیات که بعضاً رهبری نظر میدادند نیز لزوما محقق نشده است کما این که حتی کلیات و خطوط قرمز مد نظر رهبری نیز در اکثر موارد رعایت نشدند.

3- یکی از نشانه هایی که برای فهم این تناقض به کار می آید، سخنان مهدی محمدی، کارشناس انقلابی است؛ او در اولین اظهاراتش پس از نهایی شدن برجام در مذاکرات، ورود رهبری در حدود یک هفته آخر مذاکرات از جنس ورود به جزئیات مذاکرات هسته ای اعلام میکند که در اصلاح برخی ایرادات بزرگ بیانیه لوزان مؤثر میداند؛ و در خاطر داریم که در آخرین روزهای تبدیل لوزان به برجام، مقام معظم رهبری دولت را از عجله نهی و به شنیدن حرف منتقدان توصیه میکرد که با عدم توجه مناسب دولت، احتمالاً در روزهای آخر، شخصاً تحقق برخی از آن موارد را از مذاکره کنندگان خواسته اند که احتمالاً برخی از آنها از سوی مذاکره کنندگان رعایت شده اند تا از وخامت توافق لوزان کمی بکاهد.

4- نکته دیگر این که اظهارات آقای روحانی مبنی بر مشورت کردن با رهبری، اظهارات مقام معظم رهبری در نوروز امسال در مشهد مبنی بر اعتراف دکتر ظریف به عدم رعایت برخی از خطوط قرمز رهبری، خود متن برجام و شیوه اجرای آن، به خوبی نشان میدهد که نظرات مقام معظم رهبری حتی در کلیات و خطوط قرمز در بسیاری از موارد لحاظ نشده است! چه رسد به این که کسی مدعی شود، جزئیات مد نظر رهبری رعایت شده اند! در واقع حتی اگر آقای روحانی در تمام جزئیات مذاکرات هسته ای نیز با رهبری مشورت کرده باشند اما مسئله مشورت کردن و مسئله عمل کردن به مشورت دو مقوله کاملاً مجزا هستند.

5- آقای روحانی در اظهاراتشان در روز دانشجو گفتند که «در مقام عمل جایی کم و کسر آوردیم اما مبنا براین بوده که دستورات ایشان عملی شود.» ولی واقع قضیه این است که مواردی که عملاً رعایت نشد بسیار زیاد است، مواردی که بعضاً بسیار مهم بودند که تأثیر خلاءشان را امروز به وضوح میبنیم، اگر آقای روحانی مواردی مانند تناظر و همزمانی تعهدات، اخذ تضمینهای محکم، حرکت براساس بدبینی به دشمن، شنیدن حرف منتقدان، سد کردن امکان هرگونه تحریم جدید (همانطوری که در ژنو سد شده بود)، عدم تخریب قبل رآکتور اراک قبل از عقد قرارداد محکم برای بازسازی آن، رعایت میکرد، امروز شاهد این خسارت محض در اجرای یک طرفه برجام نبودیم.

6- مسئله آخر این که مقام معظم رهبری در عین این که از ابتدا به مذاکرات بدبین بودند ولی به دولت مجوز مذاکره دادند و بارها از ایشان حمایت کردند تا بتواند مذاکرات را به پیش ببرد و بارها ایشان را راهنمایی کردند که اکثراً به خوبی رعایت نشد و نهایتاً هم در امضای منشور برجام، آن را یک «درس عبرت» پیش بینی کردند و برای تبدیل نشدن برجام به خسارت محض، شروطی مقرر کردند که همانها هم رعایت نشد و همه اینها یعنی این که آقای روحانی، راهی را که شروع کرد، مسئولیتش را پذیرفت، طبق نظرش عملی کرد و حتی برای تحمیلش، شعار رفراندوم هسته ای داد را نمیتواند به رهبری متوجه کند و اگر واقعا چنین اراده ای داشته باشد، کمال بی انصافی، نمک نشناسی و بی مسئولیتی میتواند قلمداد گردد.


nazokbin

95/9/9
7:13 ع

سیاست دوگانه دربرابر فسادمتأسفانه میبینیم که تأکید امروز مقام معظم رهبری برای برخورد جدی با نجومی بگیران و فرهنگ نجومی بگیری باعث شده که برخی جریانات که با این مسئله مخالفند و بعضاً روی سفره های نجومی در حال عیش و نوش هستند، با بی اخلاقی، عبارت «کش ندهید» که از سخنرانی 11 مهرماه 1390 مقام معظم رهبری درباره فساد 3000 میلیاردی تقطیع کرده اند را برجسته و منتشر نمایند تا ایشان را به داشتن سیاست دوگانه دربرابر فساد متهم کنند که برخی دیگر از جملات مقام معظم رهبری که در همین سخنرانی را مرور میکنیم:

  • اگر چه مسوولان از مقابله با فساد اقتصادی استقبال کردند اما اگر به این توصیه ها عمل می شد، هیچگاه دچار چنین حوادثی همچون فساد بانکی اخیر نمی شدیم.
  • مسوولان قضایی ضمن پیگیری قوی، دقیق و عاقلانه قضیه و اطلاع رسانی مناسب به مردم، باید دستهای خائن را قطع کنند.
  • از همان سالهای قبل بارها گفته شد که نباید بگذاریم فساد ریشه دار شود زیرا با گذشت زمان، ریشه کنی ان بسیار مشکل می شود و سرمایه گذار پاکدامن و صادق را نیز مأیوس می کند، اما متأسفانه عمل نشد.
  • وقوع چنین مسائلی، ذهن و دل مردم را مشغول، و دل بسیاری را نیز می شکند و آیا این سزاوار است که بخاطر عمل نکردن مسوولان، مردم به سبب این حوادث ناراحت شوند و حتی برخی امید خود را از دست بدهند.
  • رسانه ها بیش از این نباید به جنجال و هیاهو درباره این ماجرا ادامه دهند، بلکه باید به مسئولان اجازه دهند تا عاقلانه، مدبرانه، قوی و با دقت قضایا را پیگیری و بررسی کنند.
  • مردم بدانند که مسوولان، این ماجرا را تا آخر پیگیری خواهند کرد و دست‌های خائن قطع خواهد شد.
  • دستگاه قضایی نباید به افراد بدکاره، خرابکار و مفسد ترحم کند.
  • مسوولان قوه قضائیه خبررسانی هم بکنند و اطلاع‌رسانی داشته باشند.

همانطوری که میبینید، مقام معظم رهبری هیچ اهمالی را در برخورد و اطلاع رسانی درخصوص این فساد پذیرا نیستند و مسئولان را بابت عدم جدیت در برخورد با فساد و عدم توجه به توصیه های قبلی بازخواست میکنند و اگر هم توصیه ای به کش ندادن حواشی رسانه ای دارند، توضیح میدهند که این مسئله در راستای برخورد بدون حاشیه و جدی است و در عمل هم دیدیدم که این پرونده با جدیت تمام در دادگاه به صورت علنی بررسی و به مجازات سنگین خاطیان نیز ختم و اجرا گردید.

و اما بحث دیگر اختلاف مسئله حقوقهای نجومی با فسادهای کلان دیگری است که چه در دولت قبل و چه در دولت یازدهم رخ داده است، چرا که این فساد ناشی از یک فرهنگ مسموم و در حال انتشار است که با برخی آرمانهای انقلاب، مانند ساده زیستی و پاکدستی مدیران در تعارض است و به مراتب بیش از یک فساد مصداقی، مردم را از نظام و انقلاب ناامید میکند و از این جهت لازم است که برخورد با چنین فسادی صریحتر و جدیتر پیگیری و مطالبه گردد.

دولت در مسئله حقوقهای نجومی به نحوی عمل کرده است که گویا تمایلی به برخورد جدی با این فرهنگ منحوس ندارد و به جای جدیت در برخورد با فساد حقوقهای نجومی، ابتدا مسیر انکار، سپس توجیه و تطهیر را طی کرد و نهایتا هم به عدم همکاری با دستگاه قضایی برای مقابله با متخلفین متوسل شد در حالی که نه حرامخوارن نجومی تنبیه شدند و نه اموال حرامشان به بیت المال بازگردانده شد و بعضا از آنها با اوصافی مانند ذخیره و امانتدار نیز تقدیر گردید که این رفتار از سوی دولتی که مفاسد اثبات شده و نشده دولت قبل را در بوق میکرد، مصداق سیاست دوگانه دربرابر فساد بود.

نکته جالب دیگر این که دقیقاً همین هایی که امروز رهبری را با تقطیع سخنانشان متهم به داشتن سیاست دوگانه دربرابر فساد میکنند، همانهایی هستند که در برخورد با مفاسد کاملاً سیاستزده عمل میکنند و برخی از مفسدان را تقبیح میکنند ولی برای برخی دیگر به سیاست تطهیر، قهرمانسازی و مظلوم نمایی متوسل میشوند، تا حدی که نام مفسدانی مانند شهرام جزایری و کسانی مثل کروبی که از وی پول گرفتند، کرباسچی و مهدی هاشمی را با کرامت میبرند!


nazokbin

95/9/9
7:11 ع

علت ناکامی برجامدر سخنان امروز (95/9/7) مفام معظم رهبری درباره علت ناکامی برجام شنیدیم:

«مشکلات موجود در توافق هسته ای به خاطر عجله در زودتر به سرانجام رساندن توافق است»

که این سخنان ایشان باعث شد تا برخی از رسانه ها، با نقل قول سخنان مقام معظم رهبری در تاریخ 94/6/4، طوری وانمود کنند که سخنان ایشان تناقض دارد:

«آنچه مهم است این است که این مذاکرات را آقایان توانستند ختم کنند، چون بالاخره خود کِش دادنِ مذاکرات یک مسئله‌ای بود و توانستند سر این مسئله را ببندند؛ خود این خیلی کار مهمّی است.»

اما نکته اولی که باید در پاسخ به این شبهه مطرح کرد این است که:

1- جمله امروز مقام معطم رهبری درباره به سرانجام رساندن توافق است و حال این که جملات سال گذشته ایشان درباره خاتمه دادن به مذاکرات بود و نه خاتمه دادن به روند نهایی شدن توافق، چرا که ایشان در پایان جملاتشان درخصوص اهمیت خاتمه دادن به مذاکرات اینچنین گفتند:

«حالا ان‌شاءالله که اگر گوشه‌کنارش مشکلی هم وجود داشته باشد، با تدبیر شماها و دیگرانی که مسئولند، برطرف خواهد شد. به‌هرحال از همه‌ی برادران و خواهران که مشغول کار هستند، ما تشکّر میکنیم.»

2- و اما چرا مقام معظم رهبری بر ختم کردن مذاکرات به عنوان یک امتیاز نام بردند؟ برای این که در هر مرحله از تمدید توافق، طرف مقابل ضمن زیاده خواهی های بیشتر، دولت ما را به تنازل بیشتر وا میداشت که این روند را از ژنو تا لوزان و وین به روشنی مشاهده کردیم که چگونه دولت در درصد غنی سازی، میزان ذخیره سوخت، تعداد سانتریفیوژ، رفع تحریمها و…، نسبت به توافق قبلی عقب نشینی میکرد.

3- بحث دیگر این که باوجود تأکید مقام معظم رهبری بر خاتمه مذاکرات (و نه نهایی کردن توافق)، اما ایشان در تمام طول مذاکرات بارها بر خطوط قرمزشان تأکید کردند و هرگز نگفتند بابت به سرانجام رساندن مذاکرات، این خطوط رعایت نشود! خطوط قرمزی مانند رعایت تناظر و همزمانی تعهدات یا لغو کلیه تحریمها (به جای تعلیق بخشی از آنها) که اگر رعایت میشدند، برجام به خسارت محض تبدیل نمیشد و طرف مقابل هم نمیتوانست به راحتی از زیر بار تعهداتش فرار کند.

4- مسلماً اهل فن میدانند که از زمانی که توافق در وین تنظیم شد تا زمانی که این توافق، نهایی، تصویب و اجرا شد، دولت به کرات در موارد مختلفی عجله کرد که این عجله کردن ها مهمترین علت ناکامی برجام میتوانند تلقی شوند:

الف- مدت زیادی از دادن توافق و ملحقات آن به مجلس در قالب یک لایحه استنکاف نمود و اصرار داشت که اصلا برجام در مجلس بررسی نشود و در طول بررسی برجام در کمیسیون برجام نیز به صورت روزشمار، برای هر روز بررسی آن 100 و 150 میلیون دلار خسارت برمی شمردند. و یا در حالی که کمیسیون برجام، ایرادات برجام را به خوبی تقویم کرده بود، در نهایت به جای اعمال آن گزارش، یک طرح از پیش آماده شده توسط تیم حامی برجام در مجلس ظرف 20 دقیقه تصویب گردید.

ب- یا در حالی که مقام معظم رهبری در متن مجوز مشروط اجرای برجام، با تعیین شرایطی تلاش کرد تا ایرادات برجام را در شیوه اجرای آن بپوشاند، اما این شروط نه گانه هم به خاطر سهل انگاری و عجله در رساندن برجام به روز اجرا، رعایت نشد که از جمله آنها میتوان به شروط اخذ تضمین رسمی از رئیس جمهور آمریکا و یا عقد قرارداد مطمئن برای باطراحی و بازسازی قلب رآکتور اراک (که دولت به جای تنظیم قرارداد با شرکتهای طرف 5+1، یک قرارداد با یک شرکت زیر مجموعه سازمان انرژی هسته ای تنظیم کرد تا هر چه زودتر یکی از شرطهای 9 گانه را سمبل کند!) و یا منع هرگونه تحریم جدید یا… اشاره نمود.

ج- در نظر نگرفتن مواردی مثل همین ممانعت از تمدید تحریمهایی که مهلتشان پایان می یابد، امکان برداشت راحت پولهای بلوکه شده در برجام و بهای نفت های فروخته شده در پسابرجام، ممانعت از دست اندازی کنگره و مراجع قضایی آمریکا به اموال ایران، یا ممانعت از ایجاد امکان نقض روح توافق بدون این که متن آن نقض شود و… میتوانند علت ناکامی برجام تلقی گردند که در صورت عدم عجله در تنظیم و تأیید متن برجام، میتوانستند هزینه کارشکنیهای طرف مقابل در برجام را افزایش دهد.

5- همانطوری که آقای روحانی در 93/6/8 گفتند: «مسئولیت مذاکرات هسته ای را شخصاً برعهده دارم» ایشان با مسئولیت خودشان مذاکرات را برخلاف توصیه های مقام معظم رهبری مبنی بر پرهیز از خوشبینی به طرف مقابل و رعایت خطوط قرمز و شروط رهبری، به پیش بردند و اجرایی کردند و رهبری بارها از ایشان که بعضا توسط منتقدان به عنوان خائن یا سازشکار خطاب میشدند حمایت کردند تا مسیر حرکت دولت برای تحقق هدفش در مذاکرات هموار گردد، و امروز حامیان دولت نمیتوانند از نداشتن اختیارات در موضوع هسته ای گلایه کنند، هرچند ممکن است شبهاتی مطرح نمایند، اما به صورت منطقی نمیتوانند عجله شان در نهایی کردن و اجرای برجام را که مهمترین علت ناکامی برجام بود را انکار کنند.


nazokbin

95/8/4
9:3 ع

امام حسین(ع)امام حسین(ع) به اشکهای ما محتاج نیست همانطور که خداوند به خون امام حسین(ع) و یارانش نیاز نداشت؛ لیکن همانطور که حفظ راه خدا، دین خدا و محقق کردن دستورات الهی، نیازمند مجاهدت، جهاد و خون فشانی است، پاسداشت مجاهدتهای خون خدا و یارانش نیز به همت، معرفت، محبت و اشک نیازمند است.

امام حسین(ع) با گذشتن از همه تعلقاتش، دین خدا را از شر دشمنانش حفظ کرد و بازخوانی حیات و جهاد امام حسین(ع) به خصوص اگر با عشق، عبرت و عبره (اشک) همراه باشد، حفظ حاصل مجاهدت امام حسین(ع) که همان احیای دین خدا بود را موجب میشود و دقیقاً به همین علت است که امام خمینی(ره) فرمود، این محرم و صفر اسلام را زنده نگه داشته است.

امام حسین(ع)، تا ابد سفینه نجات است و این ماییم که محتاجِ توسل به او هستیم. عزاداری و گریه با معرفت برای او، درجات علمی، اخلاقی و معنوی ما را ارتقا میدهد. عزادارانی که بتوانند کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا را بفهمند، امام زمان خویش و مسلمِ امامش را بشناسند و در برابر ابزارهای یزیدیان زمان، فریفته و مرعوب نشود، در صحنه های حساس عصر نیز «کوفی عاقبت» نخواهند شد.

آن عزاداریهایی که بر شور و شعور می افزاید و به عزاداران بصیرت در نظر و شجاعت در عمل میدهد، موجب ترس و واهمه دشمنان حق و حقیقت میشود و به همین دلیل است که در ایام عزاداری برای امام حسین(ع)، دشمنان اسلام با تمام رسانه هایشان، برای بی رغبت کردن و بازداشتن مردم از برگزاری مراسم عزادای و حضور در آنها، به هر شیوه و شبهه ای دست میزنند و بعضاً هم میکوشند تا فرهنگ عاشورا را تحریف کنند.

هرچند عزاداریها، توسلات و صلواتهای ما، در برابر مقامات معنوی امام حسین(ع) ارزشی ندارد تا بتواند به امام حسین(ره) نفعی برساند، لیکن فضل خداوند، بیکران است و اصلاً از همین فضل خداست که ما گناهکاران بر محمد و آل محمد (ص) سلام و درود میفرستیم و یا پس از صلوات تشهد نماز، با ذکر «وتقبل شفاعته وارفع درجته»، برای پذیرفش شفاعت و ترفیع درجه ایشان دعا میکنیم.


nazokbin

95/7/27
5:24 ع

معرفی آیت الله خامنه ای به عنوان رهبردرخصوص معرفی آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر ، بعضاً شبهاتی مطرح شده است که ضمن طرح آنها، مختصراً پاسخ آنها نیز بیان میگردد:

1- شاید تنها مخالف جدی معرفی آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر ، شخص خودشان بودند که برخی مثل محسن کدیور این مخالفت را ناشی از عدم توانایی ایشان و اطلاع ایشان درخصوص نداشتن شرایط این کار دانستند! که این نتیجه گیری حقیقتاً مغرضانه بوده است چرا که اولاً آیت الله خامنه ای اساساً حامی و موافق رهبری شورایی بودند و ثانیاً این که از تقوای الهی و احتیاط از پذیرفتن مسئولیت خطیر رهبری نه تنها یک نقطه ضعف نیست بلکه شرط عقل برای یک انسان باتقوا و دانشمند نیز هست و البته ایشان در عمل ثابت کردند که حقاً و انصافاً از پس این جایگاه کلیدی نظام مقدس جمهوری اسلامی به خوبی برآمده‌اند.

2-برخی از افراد مانند مهدی خزعلی نیز گفتند که معرفی آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر با یک سناریوی از پیش طراحی شده توسط آقایان هاشمی، حاج احمد خمینی و آیت الله خامنه ای انجام شده است، اما اولاً شخص آیت الله خامنه ای خود از حامیان جدی رهبری شورایی بوده اند، ثانیاً آقای هاشمی هم نظرشان بر رهبری شورایی با حضور آیات خامنه ای و مشکینی و موسوی اردبیلی بوده است وثالثاً ساختگی و نمایشی دانستن و معرفی کردنٍ مخالفت تند آیت الله خامنه ای با آن سیمای برافروخته و حرکات و سخنانی که در این خصوص اظهار داشتند، جز از اذهان بیمار اشخاص کینه توز بر نمی آید!

3-یکی از شبهاتی که درخصوص معرفی آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر مطرح میشود این است که ایشان را فاقد شرط مرجعیت برای جایگاه رهبری اعلام کرده بودند! در صورتی که حضرت امام در نهم اردیبهشت 68 به شورای بازنگری قانون اساسی دستور دادند تا ظرف 2 ماه برخی اشکالات قانون اساسی از جمله شرط مرجعیت برای رهبری اصلاح شود که در همان زمان در شورای بازنگری قانون اساسی لحاظ شد و بر همین اساس در روز انتخاب رهبری، شرط مرجعیت مد نظر مجلس خبرگان نبود، با این وجود پس از همه پرسی اصلاح قانون اساسی در 6 مرداد 68، یک بار دیگر برای رهبری آیت الله خامنه ای رأی گیری شد و ایشان مجدداً رأی اکثریت خبرگان را کسب کرد و چندی نگذشت که از سوی جامعه مدرسین قم و سایر مراجع علمی و دینی به عنوان یکی از مجتهدین وقت معرفی شد.

4-برخی میگویند چون هنوز قانون اساسی به همه پرسی گذاشته نشده بود، پس قابلیت اجرا نداشته است، که این اظهار نظر ناشی از عدم درک صحیح از جایگاه ولی فقیه و مردم درحکومت اسلامی است. در حکومت اسلامی، آرای مردم نشان دهنده مقبولیت امور است لیکن آنچه که باعث مشروعیت و رسمیت میشود، امضا، تأیید یا تنفیذ ولی فقیه است. در همین خصوص، تأیید اصلاحیه قانون اساسی و یا رأی دادن به رئیس جمهور منتخب، موجب رسمیت و مشروعیت قانون و یا رئیس جمهور نمیشود، بلکه آنچه که به آرای مردم مشروعیت میبخشد در نهایت امضا یا تنفیذ ولی فقیه است و از این لحاظ، دستور امام خمینی درخصوص برداشتن شرط مرجعیت از قانون اساسی یک حکم شرعی است و با این وجود، این حکم، در کنار سایر اصلاحات قانون اساسی به همه پرسی مردمی گذاشته شد و پس از کسب آرای مردمی به امضای ولی فقیه رسید تا رسمیت یابد.

5- یکی از سؤالاتی که در این خصوص پرسیده میشود این است که چرا آیت الله خامنه ای، در پی رهبری آیت الله آذری قمی بودند که قبل از فوت حضرت امام خمینی(ره) و پس از آن، تعاریفی برخلاف نظرات حضرت امام(ره) درباره ولایت فقیه داشتند و دایره نظرات ولایت فقیه را در برخی حوزه ها صرفاً ارشادی میدانستند و در نهایت هم مسیر آیت الله منتظری را رفتند؟! در جواب این شبهه باید گفت:

اولاً تا قبل از طرح چنین ادعایی از سوی آیت الله امامی کاشانی در سال 92 (در برنامه شناسنامه)، هیچکدام از افرادی که وقایع آن روز را روایت کرده اند، مدعی حمایت آیت الله خامنه ای از رهبری فردی آذری قمی نشده بودند و برخی از مطلعین هم این نقل قول را اشتباه دانسته اند.

ثانیاً به لحاظ عقلی نمیتوان پذیرفت آیت الله خامنه ای کسی را شایسته رهبری فردی بداند ولی در روز انتخاب رهبری، قاطعانه از رهبری شورایی حمایت کند! کما این که حتی پس از معرفی ایشان به عنوان نامزد، ایشان پشت تریبون رفتند و گفتند من با رهبری شورایی موافقم و با رهبری فردی مخالفم. پس چگونه نامزد بشوم؟ و با این منطق یعنی ایشان تا آخرین لحظه با رهبری فردی مخالف بودند.

ثالثاً در جلد 41 کتاب حکومت اسلامی قولی از آیت الله امینی منتشر شده است که میتواند درباره آیت الله آذری قمی باشد که آیت الله امامی کاشانی اشتباهاً آن را به آیت الله خامنه ای منسوب کرده باشند! آیت الله امینی میگویند:
«آیت الله خامنه ای، آقای هاشمی، آقای اردبیلی و آقای مشکینی هم بودند که همگی از شورایی بودن رهبری صحبت می کردند. من مطلبی را در جلسه عرض کردم و گفتم ما در کمیسیون ولایت فقیه , شورایی بودن را ردّ کردیم. آیت الله خامنه ای فرمودند: رهبری شورایی را که رد کردید، پس چه کنیم؟ من در این موضوع فکر کرده بودم و چند نفر را در نظر داشتم و اسامی را در یک برگ کاغذ نوشته بودم که همراهم بود. من یک نفر را معرفی کردم که برای رهبری مناسب است. آیت الله خامنه ای فرمودند: نه، البته بعداً فهمیدم که این شخص صلاحیت رهبری را نداشته است. به ایشان (آیت الله خامنه ای) گفتم : خود شما چطور؟ ایشان بی اعتنایی کرد.»

6- با توجه به خاطره ای که آقای هاشمی درخصوص نظر حضرت امام درباره آیت الله خامنه ای بیان کردند، برخی اینطور نتیجه گرفتند که معرفی آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر بدون خاطره آقای هاشمی محقق نمیشد و رهبری ایشان را مدیون آقای هاشمی میدانند، در صورتی که:

اولاً این خاطره در لحظه آخر انتخاب آیت الله خامنه ای و در حالی که اذهان روی ایشان متمرکز شده بود و عملاً رهبری شورایی و رهبری فردی آیت الله گلپایگانی نیز منتفی شده بود بیان شد.

ثانیاً آقای هاشمی پس از اصرار و فریاد آیت الله شبستری و آیت الله قریشی در مجلس آن دو خاطره عمومی و خصوصی خودشان را نقل کردند.

ثالثاً به غیر از آقای هاشمی، آقایان حاج احمد خمینی، موسوی اردبیلی و خلخالی هم شبیه آن سخنان را گفتند و یا همان سخنان آقای هاشمی را تأیید کردند.


nazokbin

95/7/2
7:4 ع

اسلام و ایران

مجموعه ای از شبهات در فضای مجازی به صورت گسترده منتشر میشوند که با انتساب برخی از سخنان به افرادی مانند کورش و زرتشت و… و انتساب برخی از رفتارها و گفتارها به پیامبراسلام و ائمه هدی، این تلقی را در ذهن مخاطب قرار میدهند که اسلام و ایران دربرابر هم قرار دارند و اسلام دین بدی است و مثلا باید به گذشته خود و یا دین زرتشت بگروند! در صورتی که:

1- بخشهایی که نقل قول از کورش و زرتشت است عموما فاقد منابع معتبر هستند و اساساً آنچیزی که از ایشان برجای مانده است شاید به یک ورق کاغذ هم نرسد و حال این که شاید به اندازه چند کتاب از ایشان نقل قول های غیرمستند در شبکه های اجتماعی وجود دارد!

2- حتی اگر کورش و زرتشت را نیز به مانند حضرت محمد (ص)، از جمله انبیای الهی بدانیم، قرار دادن پیامبران الهی در برابر هم امری غیر منطقی و غیر قابل قبول است که هیچ دین و عقلی نمیپذیرد، آخر چه طور میشود که فرستادگان امینی که از سوی خدای واحد رسالت یافته اند با یکدیگر درگیر باشند؟!

3- بسیاری از مطالبی که به آنان استناد میشود تا اسلام و ایران را دربرابر هم قرار دهند فاقد سندیت لازم هستند و همان ها هم که منبع دارند، از منابعی وام گرفته شده اند که دچار حب و بغضهای نژادپرستی بوده اند تاحدی که دکتر زرینکوب، مؤلف کتاب دوقرن سکوت، خامی و تعصب جوانی خود را در نگارش آن کتاب مؤثر میداند.

4- در قرآن کریم و همه کتب آسمانی و در سیره همه پیامبران الهی، پیامبران و کتب قبلی آسمانی تأیید شده اند و پیامبران بعدی بشارت داده شده اند تا مردم و پیروانشان با حضور پیامبر جدید از او و دینش تبعیت نمایند، چرا که همه برای هدایت انسان آمده بودند نه برای این که از خود اثری برجای گذارند و بخشی نیز که مستند است ربطی به اسلام، پیامبر و اهل بیت (ع) ندارد، هرچند میتواند به رفتارهای غلط خلفای اسلامی مرتبط باشد.

5- لیکن جامعه بشری در اثر تربیت الهی پیامبران و اولیای الهی، به جایی رسید که دین اسلام به عنوان دین پیامبر خاتم برای همه جهانیان رسمیت یافت تا از آن پس به جای پیامبران الهی تنها ائمه هدایت به حفظ و هدایت مردم در مسیر اسلام همت گمارند.

6- اگر کسی بخواهد پیامبران، ادیان و کتب دیگر الهی (که جملگی توسط برخی پیروان جاهل یا متعصبشان این ادیان تحریف شده اند) را در برابر پیامبر خاتم، کتاب تحریف نشده قرآن و دین کامل اسلام قرار دهد، به ارتجاعی غیر عقلانی و نادیده گرفتن سیر رسالت انبیا برای رشد جامعه بشری مبتلا شده است، ارتجاعی مضحک تر از بازگشت از ویندوز 10 به ویندوز 2000!

7- اصول کلی در تمام ادیان الهی یکی هستند و همه آنها در پی توحید، عدالت، ظلم ستیزی، اخلاق، کمک به محرومان و مبارزه با نژادپرستی و قومیت گرایی می باشند، اما متأسفانه برخی که دچار نژادپرستی و یا تعصبات قومیتی هستند، طوری در مورد پیامبران و ادیان الهی صحبت میکنند که گویا پیامبران ایرانی از خدایی دیگر و با تعالیمی کاملاً متفاوت مأمور شده است که جز آن را نباید پذیرفت!

8- در حالی که برخی افراد، در اثر تعصبات نژادی و قومی خود، ایران و اسلام را در برابر هم قرار میدهند، ولی علمای راستین اسلام مانند علامه شهید مطهری دقیقاً برخلاف نظرات ایشان، در کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» این دو را دارای خدمات متقابل در رشد و توسعه یکدیگر معرفی میکند.

9- از مهمترین دستاویزهایی که برای تقابل اسلام و ایران مورد استفاده قرار میگیرد این است که میگویند اسلام با قتل و غارت ایران را اشغال کرده است اما در این ادعا دو ایراد وجود دارد، اولاً این حکومت خلفا بود که به ایران حمله کرد و حضرت علی و فرزندانشان هرگز در این جنگها نقشی نداشتند مگر معدود مشورتهایی که حضرت علی به جهت کاهش تلفات و ابعاد جنگ به خلفا دادند و ایراد دوم هم این که اساسا مهمترین عامل شکست ایران، نارضایتی مردم ایران از حکومت مرکزی بود چرا که شاید بتوان خاکی را با زور گرفت ولی نمیشود با زور مردمی را مسلمان و آن هم شیعه کرد.

پی نوشت: مطلب فوق یک پاسخ کلی بود درباره شبهاتی که غالبا اسلام و ایران را دربرابر هم قرار میدهد ولی با توجه به هر شبهه، میتوان پاسخ مخصوص آن را نیز پیدا کرد چرا که غالب این شبهات، قبلا توسط سایتهایی که به صورت ویژه به این مهم توجه دارند، به صورت مستند پاسخ گفته شده اند که فقط کافی است تا جمله ای از شبهات را در یک جستجوگر اینترنتی جستجو کنید و نتایجی که در سایتهای تخصصی پاسخ به شبهات ارائه میشوند را مطالعه نمایید که نشانی تعدادی از این سایتها را در انتها تقدیم میکنم:

www.askdin.com www.islamquest.net www.x-shobhe.com www.pasokhgoo.ir www.porseman.org www.hawzah.net   www.tebyan.net   shayeaat.ir   www.aviny.com


nazokbin

95/6/28
9:48 ص

مصرف کالای ایرانیدر خصوص مصرف کالای ایرانی شبهاتی مطرح می‌شود که مختصرا به برخی از این شبهات و پاسخشان اشاره میکنم‌:

1- تقریبا در تمام کالاها اعم از لوازم خانگی، خودرو، گوشی همراه و… در سراسر دنیا، تمام قطعات به تنهایی توسط یک شرکت ساخته نمی‌شود بلکه شرکت‌های طراح و سازنده از قطعات سایر سازندگان نیز استفاده می‌کنند و نهایتاً همه را سرهم‌بندی می‌کنند. به عنوان مثال تولیدکنندگان لنزها یا پردازنده‌های گوشی همراه در دنیا، تعداد معدودی هستند که سازندگان گوشی‌های همراه عموما این قطعات را خریداری می‌کنند.

2- هرگز نمی‌توان اهمیت مصرف کالای ایرانی که تنها بخشی از آن در ایران ساخته یا حتی فقط مونتاژ می‌شود را نادیده انگاشت، چرا که به همان میزان سرمایه، ارزش افزوده و اشتغال تولید خواهد نمود و از میزان واردات، خروج ارز، مشکلات خانوادگی و معضلات اجتماعی کاسته می‌شود.

3- این درست است که برخی از تولیدکنندگان ما بیشتر مونتاژ می‌کنند ولی مگر هیچ تولیدکننده‌ای می‌تواند ره صد ساله را یک شبه بپیماید؟! مسلماً باید به تولیدکنندگان فرصت داد تا قطعه به قطعه، از مونتاژکاری صرف، دور گردند، امری که هم اکنون در کشور ما رخ داده است و ما در تولید برخی کالاها به سطح خوب و قابل افتخار دست یافته‌ایم.

4- برخی می‌گویند چون کالای ایرانی از کیفیت خیلی خوبی برخوردار نیست، پس خرید آن اشتباه است، در پاسخ باید گفت، خب اگر کالای ایرانی خیلی خوب باشد که خریدنش هنر نیست، یک خارجی هم از مصرف کالای ایرانی استقبال می کند! پس فرق یک ایرانی با آن خارجی چیست؟! اصلا مگر کشورهایی که صنایع‌شان پیشرفت کرده است جز با حمایت غیرتمندانه مردمشان بوده است؟!

5- وقتی به یاد بیاوریم که کشور ما دشمنانی دارد که حتی جلوی واردات دارو و غذا را هم گرفتند، می‌فهمیم که حمایت از تولیدات ملی در ایران چه قدر مهمتر از استفاده از تولیدات ملی در سایر کشورها است. مسلما وجود چنین دشمنانی باعث شده است که اقتصاد مقاومتی در کشور ما به یک امر حیاتی تبدیل گردد که بخش مهمی از آن به استفاده از تولید ملی باز می‌گردد.

پی نوشت: تمام موارد فوق نافی تکلیف تولیدکنندگان در تولید باکیفیت و وظیفه حاکمیت در حمایت از تولید نیست و اگر چه این ها مکمل یکدیگر هستند ولی باتوجه به اهمیت اقتصاد مقاومتی و شرایط خاص کشور، نمی توان انجام تکلیف خود را منوط به انجام تکلیف بخشهای دیگر نمود، لیکن مطالبه گری در خصوص حمایت از تولید، ارتقای کیفیت تولیدات و تشویق و معرفی کالای با کیفیت داخلی، حداقل کاری است که در هر شرایطی میسر است.


nazokbin

95/5/31
8:7 ص


اختلاف نظرهای مقام معظم رهبری و سایر علماشاید برای برخی افراد، علت اختلاف نظرهای مقام معظم رهبری و سایر علما سؤال باشد که مثلاً چرا بین نظرات مقام معظم رهبری درباره ورزش یا تحصیل بانوان و یا مواردی مانند هنر و حضور در شبکه های اجتماعی، با سایر علما و مراجع و ائمه جمعه تفاوت وجود دارد که در پاسخ باید عرض کنم، ضمن احترام به تمام علمای بزرگواری که بعضاً نظراتشان با رهبری متفاوت است، درکنار تفاوت جایگاه علمی ایشان، یک علت مهم این اختلافات ناشی از جایگاه و مسئولیت ولایت فقیه نسبت به سایر علما و مراجع است. خیلی از علما و ائمه جمعه، حوزه مسئولیت، استان و یا نهایتاً کشورشان را معیار قرار میدهند ولی مقام معظم رهبری نگاهی جامع نگر و جهان شمول به مسائل دارند.

شاید یک امام جمعه به این می اندیشد که مردم شهر یا استانش را به آنچه که مورد پسند خداست نزدیک نماید لذا از نظر امام جمعه ای که در یک شهرستان مذهبی مشغول فعالیت است، هیچ لزومی ندارد جوانان و مردم تشویق به حضور در عرصه های مهم و البته پرخطری مانند موسیقی و سینما بشوند، امام مقام معظم رهبری نگاهشان به نیاز امروز کل کشور و جهان اسلام است، ایشان معتقدند برای پاسخگویی به شبهاتی که علیه اسلام و انقلاب مطرح می شود هنر، رسانه و شبکه های اجتماعی بسیار مؤثرند و ضمن هشدار بابت آسیب های این عرصه ها دعوت به حضور فعال و انقلابی در آنها می نماید.

شبههو یا وقتی برخی دشمنان اسلام می کوشند حجاب و عفاف را مانع موفقیت زنان مسلمان در عرصه های علمی، ورزشی، هنری و شغلی معرفی کنند و برای این کار از تشکیل انواع کمپین ها و فضاسازی ها استفاده می کنند، مقام معظم رهبری می بینند موفقیت یک زن محجبه مسلمان در مسابقات ورزشی یا علمی، بهترین پاسخ برای آنان است که حجاب را مانع پیشرفت زن مسلمان معرفی میکنند و از این لحاظ حرکت آن ورزش کار مسلمانی را که با حجاب وارد میدان و سکوی کسب مدال می شود را ارزشمند معرفی میکند، کاری که شاید از نظر برخی از علما که تنها دغدغه شان، شرایط شهر کوچک خودشان باشد، عجیب باشد!

اگر علت برخی از اختلاف نظرهای مقام معظم رهبری و سایر علما را بدانیم، این اختلافات خیلی برای ما عجیب و گیج کننده نخواهد بود و در این صورت همانطوری که همه در حوزه عملکرد فردی، از مراجع تقلید خود تبعیت می کنیم اما در حوزه حکومتی همگان حتی سایر مراجع و علما باید بدانیم که نظرات و فتاوای ولی فقیه باید ملاک قانون گذاران و مجریان قرار گیرد، هر چند احترام به نظرات سایر علما و مراجع نیز تاجایی که در تضاد جدی با نظرات ولی فقیه نباشد، قابل توصیه است.


nazokbin

95/4/19
8:24 ص

responsibilityجایگاه رهبری در قانون اساسی مشخص است، او ضمن این که مکلف است تا سیاست‌های کلی نظام در بخش‌های مختلف را تبیین و ابلاغ نماید، می‌بایست با نظارت و توصیه، اجرای این سیاست‌ها را نیز رصد کند و تنها در مواردی که خطری قابل توجه نظام را تهدید یا مصلحتی مهم ایجاب می‌کند، راسا به آن مسئله ورود و با صدور حکم حکومتی آن مساله را حل نماید.

رهبری نه بر اساس قانون و نه منطق نباید در همه امور اعمال نظر کند که اگر چنین شود، خسارت‌های آن بیش از منافع آن خواهد بود چرا که نظام ما یک نظام مبتنی بر رای و نظر مردم است و اگر جایگاه تصمیمات مردم یا منتخبین ایشان نادیده گرفته شود، احتمالا حس استبداد نسبت به ولایت فقیه و نظام ایجاد می‌شود و این حس به خودی خود بد است چه رسد وقتی که برخی دشمنان معاند مترصد باشند تا از کوچکترین بهانه‌ای برای زیر سوال بردن مقبولیت نظام استفاده نمایند و به این لحاظ رهبران ما همواره کوشیده‌اند تا با کمترین حکم حکومتی و دخالت مستقیم در امور قوا، به صرف سیاست گذاری، توصیه و نهایتا ایجاد فرصت برای درک مسائل به نحوی که خود مردم و مسؤولان به تصمیمات درست رهنمون شوند، بسنده نمایند.

نکته دیگر اینکه بسیاری از کسانی که رهبری را بابت مشکلات و عدم ورود برای حلشان مقصر می‌دانند همان هایی هستند که برای معدود مواردی که مستقیما رهبری به مساله‌ای مهم ورود کرده‌اند، ایشان را به نادیده گرفتن جایگاه سایر قوا و مردم متهم نموده‌اند و اساسا چه رهبری دخالت بکند و چه نکند ایشان را مقصر قلمداد می‌کنند چرا که انتقادشان اساسا با قانون، منطق و انصاف سازگاری ندارد، بلکه ناشی از کینه و عداوت ایشان با رهبری، نظام و انقلاب است.

تاریخ اثبات کرده است که همراهی نکردن مردم با نبی، امام و رهبر جامعه نمی‌تواند موجب تحقق جامعه مبتنی بر عدالت و رشد باشد کما این که قرآن کریم هم می‌فرماید انبیا را فرستادیم تا مردم قسط را به پا دارند و این یعنی صرف وجود و حضور حتی نبی هم نمی‌تواند بدون همراهی مردم به تشکیل یک حکومت رشد یافته در تمام جوانب اعم از تولید ثروت، توزیع عادلانه و کمال معنوی منجر شود، پس در کنار تکلیف مردم به همراهی با ولی، همراه کردن و همراه نگه داشتن مردم نیز باید از سوی ولی با در نظر گرفتن قوه تشخیص و توان مردم مورد توجه باشد که این مساله مسلما موجب باز نبودن دست ولی در حل سریع مشکلات می‌گردد.

مساله دیگری که باید در نظر داشت منشاء مشکلات است، وقتی مشکلات کشور ناشی از عوامل مختلف داخلی اعم از سوءمدیریت ها، زیاده خواهی ها، معضلات فرهنگی، عدم دقت در انتخابات‌ها و حتی خیانت‌ برخی جریانات و افراد، همچنین عوامل خارجی مانند دشمنی‌ها، کارشکنی‌ها، بدعهدی ها، مسائل منطقه ای و جهانی باشد، نمی‌توان توقع داشت همه این عوامل توسط ولی فقیه و به تنهایی و بدون همراهی مردم و سایر مسئولان حل شود، هرچند همین که با وجود تمام این مشکلات داخلی و خارجی اعم از جنگ تحمیلی، ترور مقامات نخبه و بلند پایه، انواع تحریم‌ها و فشارها، تهاجم های سنگین فرهنگی، رسانه ای و جنگ نرم، نظام اسلامی به رشد و پیشرفت خود ادامه می‌دهد، متاثر از جایگاه خطیر، مهم و اصیل ولایت فقیه است.


nazokbin

95/4/9
2:8 ع

این که میگویند زن حجاب داشته باشد که مرد به گناه نیافتد مثل این است که بگویند: آفتاب نتابد که بستنی هایمان آب نشود. (responsibilityسیمین دانشور)

پاسخ به شبهه:

اسلام و دستورات آن آکنده از حکمت هستند و خیلی از این حکمت ها در خود آیات و روایات تشریح شده اند که از جمله آنها، دستور به حفظ نگاه، عفاف و حجاب است و درپاسخ به این شبهه باید گفت:

1- آیاتی که در این باره نازل شده اند، ابتدا خطاب به مردان و سپس به زنان هستند و دلالت به حفظ نگاه، داشتن پوشش فروج و حجاب دارند. نگاه به دو آیه 30 و 31 سوره نور در این خصوص می اندازیم:

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ ?30?
به مؤ منان بگو چشمهای خود را فرو گیرند، و فروج خود را حفظ کنند، این برای آنها پاکیزه تر است، خداوند از آنچه انجام می‏دهید آگاه است.

وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ?31?

و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را فرو گیرند، و دامان خویش را حفظ کنند، و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است آشکار ننمایند، و روسریهای خود را بر سینه خود افکنند و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدر شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران همسرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم کیششان یا بردگانشان (کنیزانشان) یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند، آنها هنگام راه رفتن پایهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود. و همگی به سوی خدا بازگردید ای مؤ منان تا رستگار شوید.

2- اختلافی که درمیزان حجاب زن و مرد وجود دارد به تفاوت شان در آفرینش برمی گردد، چراکه زنان هم به لحاظ ظرافت و هم میل به خودنمایی، نسبت به مردان به پوشش بیشتری نیازدارند، همانطوری که مردان هم باید بیشتر بر حفظ نگاه شان مراقبت نمایند.

3- حفظ نگاه و داشتن پوشش مناسب، قبل از این که به نفع جنس مخالف باشد، به نفع خود افراد است، چرا که هم خود را از فساد، گناه و آزار حفظ می کنند و هم به سلامت جامعه ای که خود و خانواده شان درآن می زیند کمک می کنند.

4- برای رد حکمت استوار اسلام، شاید ساده ترین راه بکارگیری یک قیاس مع الفارق باشد، این که زیبایی جسم زنانه، آفتاب و ایمان مردم، بستنی معرفی شده است کاملاً اشتباه است. ما می گوییم، اگر جسم خود را چون بستنی بدانیم، کدام عقل و نفس سلیمی آن را در معرض دست همگان و آفتاب هیز نگاه دیگران می گذارد تا هرکسی می خواهد از آن مزه کند و لذت ببرد؟!


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
دولت ، سیاسی ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، صدا و سیما ، هاشمی رفسنجانی ، تورم ، رسانه ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، اعتقادی ، مشایی ، تحریم ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، عدالت ، قوه قضاییه ، انقلابی ، تولید ، برجام ، اقتصادی ، آمریکا ، علی لاریجانی ، مجلس ، گیلان ، بصیرت ، رابطه با آمریکا ، رشت ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، خانواده ، غرب ، فرهنگی اجتماعی ، استاد مصباح ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انقلاب ، هاشمی ، بانک ، مذهبی ، جبهه پایداری ، مهدی هاشمی ، سران فتنه ، سعید جلیلی ، علی مطهری ، کارمند ، مسکن مهر ، اجرای برجام ، اصلاح طلبان ، تحلیل های اقتصادی ، شورای نگهبان ، امام خمینی (ره) ، جواد ظریف ، سوریه ، ماهواره ، انتقاد پذیری ، طنز ، استقلال ، سیاست ، فساد بزرگ اقتصادی ، مدیریت و ایمنی ، ارز ، اسرائیل ، استکبار ستیزی ، انتخابات مجلس ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، ظریف ، هنر ، انتخابات آزاد ، بدعهدی آمریکا ، سران قوا ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، ولایت فقیه ، مذاکره کنندگان هسته ای ، نرخ رشد جمعیت ، انتقاد ، بانک ، تحریف انقلاب ، تهاجم فرهنگی ، توافق نهایی هسته ای ، سبک زندگی ، نرمش قهرمانانه ، نقض برجام ، اصولگرایی ، سینما ، مدیریت ، مردم ، کارگر ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا داروخانه دکتر سلیمی تراوشات یک ذهن زیبا سرچشمه ادب و عرفان عاشق آسمونی پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) یا صاحب الزمان (عج) آسمون آبی چهاربرج پژواک بادصبا رقصی میان میدان مین رضویّون ساعت یک و نیم آن روز یادداشتهای فانوس من وآینده من همه چیز آماده دانلود نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات حدیث منتظران قائم (عج) علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی هــم انــدیشـی دینــی مهاجر ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است کانون فرهنگی شهدا نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه