لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

95/9/24
8:20 ص

توصیه به جریان انقلابی و ولاییباتوجه به این که کم کم به فضای انتخابات نزدیک میشویم و بعضاً سوالی که دوستان جریان انقلابی و ولایی در خصوص راهبرد انتخاباتی این جریان برای سال 96 مطرح میکنند؛ لازم میدانم 4 توصیه را در پاسخ به ای دوستان تقدیم نمایم:

1- باید مد نظر داشته باشیم که تأکید مهم مقام معظم رهبری درباره پرهیز از ورود زودهنگام به فضای انتخاباتی و پرهیز از دوقطبی سازی جامعه را سرلوحه تمام مباحث خودمان قرار دهیم؛ و خدای ناکرده نظرات و حتی لحن نظراتمان به نحوی نباشد که برخلاف این دغدغه های مقام معظم رهبری باشد. مسلماً میتوان نظر مردم را با رعایت اخلاق سیاسی و عدم خدشه به منافع ملی و وحدت ملی حفظ کرد.

2- درتعیین گزینه نهایی حتی در ذهنمان نباید عجله کنیم و از همین الان باید به گزینه های انقلابی که مورد علاقه و توجه ما هستند بگوییم که هدف از ورود به این عرصه، نباید صرف ماندن تا آخر باشد؛ یعنی اگر از گزینه هایی هم دعوت میکنیم که به میدان بیایند باید به ایشان بگوییم که برای ائتلاف، وحدت و حتی کنارکشیدن به نفع کلیت انقلاب آماده باشند.

3- باید توجه داشته باشیم که اگر چه بسیار بعید است که روحانی با این عملکرد ضعیف در اکثر زمینه ها، بتواند دوباره مثل سال 1392، نصف آرا را کسب کند؛ ولی این هم بعید است که گزینه های انقلابی نیز بتوانند به چنین موفقیتی در دور اول نائل شوند، لذا باید هدفگذاری جریان انقلابی برای همراهی در دور اول و پیروزی در دور دوم انجام شود.

4- درانتخاب و حمایت از گزینه های انقلابی نباید متعصبانه عمل کرد؛ چرا که این تعصب باعث انشقاق، درگیری و ریزش آرای جریان انقلابی و به نفع جریان متکی به غرب تمام شود؛ و بالعکس اگر گزینه های انقلابی و حامیانشان در مناظره ها و فعالیتهای انتخاباتی همکاری نمایند و همدیگر را تخریب نکنند، میتوانند از افزایش ناخواسته آرای جریان مقابل جلوگیری کنند.


nazokbin

95/9/9
7:11 ع

علت ناکامی برجامدر سخنان امروز (95/9/7) مفام معظم رهبری درباره علت ناکامی برجام شنیدیم:

«مشکلات موجود در توافق هسته ای به خاطر عجله در زودتر به سرانجام رساندن توافق است»

که این سخنان ایشان باعث شد تا برخی از رسانه ها، با نقل قول سخنان مقام معظم رهبری در تاریخ 94/6/4، طوری وانمود کنند که سخنان ایشان تناقض دارد:

«آنچه مهم است این است که این مذاکرات را آقایان توانستند ختم کنند، چون بالاخره خود کِش دادنِ مذاکرات یک مسئله‌ای بود و توانستند سر این مسئله را ببندند؛ خود این خیلی کار مهمّی است.»

اما نکته اولی که باید در پاسخ به این شبهه مطرح کرد این است که:

1- جمله امروز مقام معطم رهبری درباره به سرانجام رساندن توافق است و حال این که جملات سال گذشته ایشان درباره خاتمه دادن به مذاکرات بود و نه خاتمه دادن به روند نهایی شدن توافق، چرا که ایشان در پایان جملاتشان درخصوص اهمیت خاتمه دادن به مذاکرات اینچنین گفتند:

«حالا ان‌شاءالله که اگر گوشه‌کنارش مشکلی هم وجود داشته باشد، با تدبیر شماها و دیگرانی که مسئولند، برطرف خواهد شد. به‌هرحال از همه‌ی برادران و خواهران که مشغول کار هستند، ما تشکّر میکنیم.»

2- و اما چرا مقام معظم رهبری بر ختم کردن مذاکرات به عنوان یک امتیاز نام بردند؟ برای این که در هر مرحله از تمدید توافق، طرف مقابل ضمن زیاده خواهی های بیشتر، دولت ما را به تنازل بیشتر وا میداشت که این روند را از ژنو تا لوزان و وین به روشنی مشاهده کردیم که چگونه دولت در درصد غنی سازی، میزان ذخیره سوخت، تعداد سانتریفیوژ، رفع تحریمها و…، نسبت به توافق قبلی عقب نشینی میکرد.

3- بحث دیگر این که باوجود تأکید مقام معظم رهبری بر خاتمه مذاکرات (و نه نهایی کردن توافق)، اما ایشان در تمام طول مذاکرات بارها بر خطوط قرمزشان تأکید کردند و هرگز نگفتند بابت به سرانجام رساندن مذاکرات، این خطوط رعایت نشود! خطوط قرمزی مانند رعایت تناظر و همزمانی تعهدات یا لغو کلیه تحریمها (به جای تعلیق بخشی از آنها) که اگر رعایت میشدند، برجام به خسارت محض تبدیل نمیشد و طرف مقابل هم نمیتوانست به راحتی از زیر بار تعهداتش فرار کند.

4- مسلماً اهل فن میدانند که از زمانی که توافق در وین تنظیم شد تا زمانی که این توافق، نهایی، تصویب و اجرا شد، دولت به کرات در موارد مختلفی عجله کرد که این عجله کردن ها مهمترین علت ناکامی برجام میتوانند تلقی شوند:

الف- مدت زیادی از دادن توافق و ملحقات آن به مجلس در قالب یک لایحه استنکاف نمود و اصرار داشت که اصلا برجام در مجلس بررسی نشود و در طول بررسی برجام در کمیسیون برجام نیز به صورت روزشمار، برای هر روز بررسی آن 100 و 150 میلیون دلار خسارت برمی شمردند. و یا در حالی که کمیسیون برجام، ایرادات برجام را به خوبی تقویم کرده بود، در نهایت به جای اعمال آن گزارش، یک طرح از پیش آماده شده توسط تیم حامی برجام در مجلس ظرف 20 دقیقه تصویب گردید.

ب- یا در حالی که مقام معظم رهبری در متن مجوز مشروط اجرای برجام، با تعیین شرایطی تلاش کرد تا ایرادات برجام را در شیوه اجرای آن بپوشاند، اما این شروط نه گانه هم به خاطر سهل انگاری و عجله در رساندن برجام به روز اجرا، رعایت نشد که از جمله آنها میتوان به شروط اخذ تضمین رسمی از رئیس جمهور آمریکا و یا عقد قرارداد مطمئن برای باطراحی و بازسازی قلب رآکتور اراک (که دولت به جای تنظیم قرارداد با شرکتهای طرف 5+1، یک قرارداد با یک شرکت زیر مجموعه سازمان انرژی هسته ای تنظیم کرد تا هر چه زودتر یکی از شرطهای 9 گانه را سمبل کند!) و یا منع هرگونه تحریم جدید یا… اشاره نمود.

ج- در نظر نگرفتن مواردی مثل همین ممانعت از تمدید تحریمهایی که مهلتشان پایان می یابد، امکان برداشت راحت پولهای بلوکه شده در برجام و بهای نفت های فروخته شده در پسابرجام، ممانعت از دست اندازی کنگره و مراجع قضایی آمریکا به اموال ایران، یا ممانعت از ایجاد امکان نقض روح توافق بدون این که متن آن نقض شود و… میتوانند علت ناکامی برجام تلقی گردند که در صورت عدم عجله در تنظیم و تأیید متن برجام، میتوانستند هزینه کارشکنیهای طرف مقابل در برجام را افزایش دهد.

5- همانطوری که آقای روحانی در 93/6/8 گفتند: «مسئولیت مذاکرات هسته ای را شخصاً برعهده دارم» ایشان با مسئولیت خودشان مذاکرات را برخلاف توصیه های مقام معظم رهبری مبنی بر پرهیز از خوشبینی به طرف مقابل و رعایت خطوط قرمز و شروط رهبری، به پیش بردند و اجرایی کردند و رهبری بارها از ایشان که بعضا توسط منتقدان به عنوان خائن یا سازشکار خطاب میشدند حمایت کردند تا مسیر حرکت دولت برای تحقق هدفش در مذاکرات هموار گردد، و امروز حامیان دولت نمیتوانند از نداشتن اختیارات در موضوع هسته ای گلایه کنند، هرچند ممکن است شبهاتی مطرح نمایند، اما به صورت منطقی نمیتوانند عجله شان در نهایی کردن و اجرای برجام را که مهمترین علت ناکامی برجام بود را انکار کنند.


nazokbin

95/9/9
7:8 ع

جعفرزادهآقای جعفرزاده که با ادعای ولایتمداری و خط قرمز دانستن فتنه توانست از شورای نگهبان تأییدیه و از مردم انقلابی رشت رأی بگیرد، اخیراً در دفاع از دانش آشتیانی وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش، دارای سوابق مشارکت در فتنه 88 و حمایت از متحصنین مجلس ششم، بانگ برآورد که چه وقت داستان فتنه تمام میشود و تا کی میخواهید با فتنه کاسبی کنید و کی قرار است آن را فراموش کنید!؟ حال این که شایسته بود در آن روز، اولاً به فراری دادن فانی، وزیر قبلی آموزش و پرورش از پاسخگویی بابت فساد 8000 میلیارد تومانی در مجلس انتقاد کند و ثانیاً با توجه به سوابق دانش آشتیانی در فتنه 88، از جمله فیلمی که در مجلس قبل از حضور و صحنه گردانی وی در تحصن دانشگاه امیرکبیر نمایش داده شد، با وزارت نامبرده مخالفت کند، نه این که در حمایت از وی سخن بگوید و منتقدین را به کاسبی فتنه متهم کند و خواستار فراموشی فتنه شود! و ثالثاً نه این که فتنه را تحریف کند و به چیزی که بین دو نامزد انتخاباتی ایجاد شد، تقلیل دهد!

پس از رفتار آقای جعفرزاده در حمایت از رأی اعتماد به فعال فتنه 88 و تاختن به کسانی که سوابق فتنه را عامل عدم صلاحیت افراد برای پستهای کلیدی میدانند، مردم و شخصیتهای انقلابی گیلان همزمان با مراسمات عزاداری سیدالشهداء، از ایشان و تلاش برای فراموشی فتنه به شدت انتقاد کردند و علیه فتنه، فتنه گران و حامیان آن شعار دادند که این مسئله طی چند شب باعث شد آقای جعفرزاده خطاب به خانواده شهدا و متدینین رشت نامه ای بنویسد و بدون عذرخواهی، بر خط قرمز دانستن فتنه تأکید کند! لیکن این نامه نتوانست زخم مردمی را مرهم شود که در مبارزه با فتنه، خالق حماسه 8 دی (مقدمه حماسه ملی 9 دی) بودند، چرا که ادعای آقای جعفرزاده، نتوانست عمل شنیع ایشان در حمایت از فعال فتنه و دعوت به فراموشی مسئله فتنه را از ذهن ها بزداید.

آقای جعفرزاده اما همچنان نه تنها حاضر به پذیرش اشتباه خود نشد، بلکه کسانی را که به ایشان انتقاد داشتند، مورد توهین قرار دادند و برخی مثل آیت الله پروایی (نماینده مردم گیلان در مجلس خبرگان) را نیز به دلیل داشتن سن جوانی و نداشتن سوابق حضور در جبهه تحقیر و در ادامه ایشان را دعوت به مناظره کردند! که احتمالاً با توجه به عملکرد ایشان و ادبیات غیر مؤدبانه شان در برابر مخاطبان و منتقدان در این مدت، این دعوت مورد اجابت قرار نگرفت، چرا که بحث فتنه، محکومیت فتنه و بی صلاحیتی حامیان و شرکای فتنه، مسئله ای نیست که امروز به مناظره نیاز داشته باشد، هر چند اینجانب به شخصه حاضرم با نامبرده در هر مکانی که ایشان میگویند در خصوص عملکرد ایشان به خصوص در مورد سخنانشان در روز اعتماد به دانش آشتیانی مناظره نمایم، لیکن بعید میدانم ایشان دعوتشان به مناظره چیزی جز تیری در تاریکی برای فرار از انتقادات باشد.

اعتراضات به رفتار جعفرزاده در مجلس با لحن بی ادبانه ایشان خطاب به آیت الله پروایی، نماینده محترم مجلس خبرگان دوباره تشدید شد و برخی جمع های دانشجویی ضمن اعلام تلاش برای اخذ مجوز برای تجمع در برابر دفتر ایشان، بیانه ای صادر کردند که این بیانیه با واکنش مجدد آقای جعفرزاده مواجه شد و پس از توسل به تهمت و تحقیر در دفعات قبل، این بار به ابزار تهمت نیز متوسل گردید، او نامه ای به وزیر کشور نوشت مبنی بر این که قرار است به دفترش تعرض شود و اموالش تخریب گردد! و منت گذاشت که تاکنون جلوی واکنش حامیان خود را گرفته است! و در انتها نیز درخواست کرد که از دادن مجوز برای این تجمع جلوگیری گردد! و حال این که به جای تلاش برای محدود کردن منتقدین، ساده تر این بود که به اشتباه خویش اعتراف میکردند و بابت آن، از همشهری های حماسه آفرین خود در 8 دی، پوزش می طلبید.


nazokbin

95/9/4
9:54 ص

برد ترامپبرد ترامپ در انتخابات از این جهت که مطمئناً یکی از مهمترین موضوعات مطروحه در مناظره ها و مصاحبه های انتخاباتی آمریکا و مورد نظر لابی های صهیونیستی مسئله ایران بود، بعید است که به تحلیل و برنامه آنها برای مواجه با ایران ارتباط نداشته باشد و در واقع بر سرکار آمدن بوش و ترامپ که سیاستهای خصمانه شان در برابر ایران، علنی تر بود و یا انتخاب بیل کلینتون و اوباما که بیشتر به فشارهای نرم تمایل داشتند، بعید است که به سیاستهای دولتهای وقت ایران، به لحاظ ایستادگی یا سازش پذیری در برابر آمریکا بی ارتباط بوده باشد.

نگاهی به سوابق تاریخی ایران و آمریکا، پس از پیروزی انقلاب اسلامی نشان میدهد که اساساً هرجا که دولتهای ایران در برخوردشان با آمریکا محکمتر ایستادند، دولتهایی در آمریکا بر سرکار آمدند که فشار از نوع نرم را بیشتر دنبال کرده اند و هر وقت دولتهای ایران نرمش بیشتری از خود نشان دادند، دولتهایی در آمریکا بر سر کار آمدند که فشار سخت را بیشتر در دستور کار قرار داده اند.

برای این سابقه یک تحلیل منطقی هم قابل ارائه است، چرا که هرجا دولتهای ایران در برابر تهدیدهای آمریکا بیشتر تنازل کرده اند، طرف مقابل به گزینه های جسورتر به عنوان رئیس جمهور فرصت داده است تا از روحیه تنازل دولتهای ایران استفاده بیشتری ببرد و هر جا که دولتهای ایران در برابر تهدیدهای آمریکا محکمتر ایستاده اند، طرف مقابل به روشهای موذیانه تر یا همان نرمتر برای دشمنی متوسل شده است.

نتیجه: آنها که تغییر و تحولات آمریکا را مبنای تغییر رویکرد سیاسی ایران میدانند و فکر میکنند با آمدن ترامپ مثلاً باید بیشتر محتاط بود، اشتباه محاسباتی بزرگی دارند، چرا که اساساً برد ترامپ در انتخابات محصول همین تفکر سازشکارانه و مذبذبانه است و حتی اگر کسی دوست دارد امثال ترامپ به قدرت نرسند و یا موفق نشوند، بازهم تنها چاره اش ایستادگی و عدم تنازل است و این یعنی تنها نوع مواجهه موفق با آمریکا، مقاومت است.


nazokbin

95/9/2
2:12 ع

لغو سخنرانی علی مطهریلغو سخنرانی علی مطهری امروز (95/8/3) با عنوان «تحلیل واقعه کربلا» در مشهد به دستور دادستانی، موجب نامه نگاری وی خطاب به رئیس جمهور گردیده است که در آن ضمن درخواست برخورد با عاملان لغو این سخنرانی، تهدید به استفاده از توان مجلس در این خصوص مینماید و در دو سه جای نامه نیز تلویحاً امام جمعه مشهد را مقصر معرفی میکند، اتهامی که فورا از سوی دفتر امام جمعه مشهد تکذیب میشود، که در همین خصوص مطلب زیر تقدیم میگردد:

در ابتدا نگاهی گذرا به اظهارات دو سال پیش (در تاریخ 93/9/3) علی مطهری در همایشی مشابه با عنوان «تببین حماسه حسینی» در مشهد می نماییم:

«یکی از دلایل مهم حوادث ناگوار سال 88 حضور احمدی نژاد در جشن پیروزی انتخابات و سخنرانی وی بود و به نظر من حضور و سخنرانی احمدی نژاد در جشن پیروزی سبب تحریک طرف مقابل بوده و سبب دو قطبی شدن جامعه شد و در جریان فتنه باید دو طرف محاکمه می‌شدند»

در این مطلب قصد ندارم دوباره تفصیلاً به وارونه نمایی علی مطهری درباره فتنه پاسخ بگویم، اما مختصر این که دمیدن در شیپور تقلب گسترده، از ماهها قبل از انتخابات شروع شد و در روز انتخابات به اوج رسید و حتی با دعوت به اغتشاش در صبح روز انتخابات و با باج خواهی از نظام و حتی همراهی با دشمنان همراه شد که هیچ عقل سالمی نمیتواند چنین روندی را حاصل تحریک جشن برد انتخاباتی (که همیشه معمول بوده است) و یا مسائل مشابه بداند!

اما هدف اصلی ارائه این مطلب درباره لغو سخنرانی علی مطهری و واکنش او، استفاده از منطق خود او در همین رابطه است که در ادامه تقدیم میگردد:

1- علی مطهری که بارها احمدی نژاد را تنها به این بهانه که باعث تحریک طرف مقابل شده است، شروع کننده، شریک و مقصر فتنه معرفی کرده است، چطور خودش را بابت تحریک دیگران با توجه به حرفهای ناروایش برای تحریف فتنه و تطهیر سران خائن فتنه مقصر نمیداند در حالی که مردم و نظام روی خیانت فتنه حساس هستند؟!

2- علی مطهری جشن انتخاباتی برنده انتخابات را عامل تحریک و ادعای تقلب بزرگ و قانونشکنیهای گسترده و طولانی معرفی میکند، پس چطور حرف نسنجیده و انتساب ناروایش مبنی بر استقبال حضرت امام رضا(ع) از کنسرت را عامل تحریک و لغو سخنرانیش در مشهدالرضا(ع) نمیداند؟!

3- آیا تنها لغو سخنرانی علی مطهری ، مهم و منافی آزادی بیان است که باید این طور برایش به تهمت و تهدید متوسل شود؟! آیا ندادن مجوز همایش و یا لغو سخنرانی منتقدین دولت در دانشگاه های مختلف در موضوعات فنی مثل برجام، FATF، IPC، و… ارزش پیگیری و نامه نوشتن و بانگ برآوردن نداشت؟!

4- وقتی لغو سخنرانی علی مطهری آن هم با یک موضوع تکراری و محتوای قابل پیش بینی او را این چنین به خشم آورده است، پس چرا از فتنه گران که بدون طی مراحل قانونی، بدون ارائه مستندات محکمه پسند و تنها از طریق دعوت به لشگرکشی خیابانی خواستار لغو نتیجه انتخابات 40 میلیونی مردم شدند، خشمگین نشد؟!

5- لغو سخنرانی علی مطهری تنها چند ساعت از وقت او و مدعوینی که به قول او از راه دور برای این همایش آمده بودند را هدر داد که این امر موجب خشم وی گردیده است، پس چطور است که برای 8 ماه صرف وقت و هزینه 75 میلیونی ایرانی که هر یک به نوعی درگیر خسارات فتنه شدند و هستند، خون غیرتش به جوش نیامد؟!

حرف آخر: اگر کسی منصفانه به سؤالات فوق بیندیشد، مسلماً سیاست دوگانه، ناعدالانه و مغرضانه علی مطهری را نمیتواند انکار نماید، آری! علی مطهری در جایی که احساس کند حقی از خودش یا دوستانش ضایع شده است، گریبان چاک میدهد، تهمت میزند، فحش میدهد و تهدید میکند و درجایی که منافع و امنیت 75 میلیون ایرانی بازیچه بی ظرفیتی، قانونشکنی و خیانت سران خائن فتنه میشود، یا سخنرانی آنان که هدف توهین و تهمت دولتمردان قرار دارند لغو میگردد، به مانند ابوموسی اشعری ردای حکمیت می پوشد و ژست بی طرفی میگیرد!


nazokbin

95/8/22
3:46 ع

رسانه‌های هتاکپس از سخنان روشنگرانه آیت الله آملی لاریجانی مبنی بر این که روحانی از سویی شعار آزادی بیان می‌دهد و از سویی خواهان برخورد با برخی رسانه‌ها است، نوبخت، معاون و سخنگوی دولت، خواهان برخورد با رسانه‌های هتاک شد و گفت:

«دولت به آزادی بیان در چارچوب قانون معتقد و به حاشیه امن داشتن عده ای هتاک معترض است»

که در پاسخ به این سخنان سخنگوی دولت می‌گویم:

آقای نوبخت! در این سه سال و اندی که از عمر دولت پر‌مدعای‌تان می‌گذرد، چه کسی بیش از شما و رئیس دولت متبوعتان هتاکی کرده است؟! بی‌سواد، بی‌شناسنامه، بیکار، متوهم، بروید به جهنم، رانتخوار تحریم، کاسب تحریم، افراطی، زبان نفهم، کودک، رسانه میلی، بزدل، ترسو، تعامل هراس و ... را چه کسی به منتقدان خود حواله داده است؟! آیا این‌ها مصداق هتک و توهین و افترا نیستند؟!

آقای نوبخت! آیا این توهین‌ها به نجومی بگیران، مفسدان فساد 8000 میلیاردی و به آمریکای بدعهد انجام شده است و یا به منتقدان، کارشناسان و رسانه‌های داخلی که به لحاظ فنی به برجام، FATF ،IPC و... ایراد گرفتند؟! آیا حالا چنین دولتی می‌تواند مدعی و معترض هتاکی دیگرانی باشد که مدام از سوی دولتمردان مورد توهین، هتک، تهمت، افترا و توقیف قرار گرفته‌اند؟!

آقای نوبخت! آیا پاسخ دندان شکن آیت الله آملی لاریجانی به اظهارات آقای رئیس جمهور در اففتاحیه نمایشگاه مطبوعات، باید باعث می‌شد در توجیه تناقض ادعای آزادی بیان و درخواست برخورد و توقیف منتقدان و رسانه‌های‌شان، ایشان را با برچسب رسانه‌های هتاک ، شایسته قلم شکستن، دهان بستن و زبان بریدن قلمداد کنید؟!

جناب سخنگو! برای یک بار هم که شده به جای گفتن، بشنوید، اگر این توهین‌ها به سبب خنک شدن دل‌تان است که هیچ، خنک شوید و به کارتان برسید ولی اگر فکر می‌کنید مردم، ادا و اطوار مبادی اخلاق‌تان را جدی می‌گیرند و ژست مدعی آزادی بیان بودن‌تان را باور می‌کنند، باید بگویم که زهی خیال باطل! مردم بسی زیرک‌تر از آنند که شما می‌پندارید فقط ترسم این است که دیر دریابید!


nazokbin

95/8/22
3:41 ع

نامه جعفرزادهپس از بالا گرفتن دامنه اعتراضات مردم، ایثارگران و خانواده معظم و معزز شهدا به اظهارات زشت جعفرزاده در طلب فراموشی فتنه در روز رأی اعتماد به 3 وزری جدید و دادن نشانی غلط درخصوص سران فتنه به رئیس جمهور سابق، وی نامه ای را در جهت تقلیل فشارها منتشر کردند که در بخشی از نامه جعفرزاده میخوانیم:

«موارد مطروحه توسط اینجانب هیچگاه در تعارض با فرمایشات مقام معظم رهبری (مد ظله) نبوده و نیست و به جهت جلوگیری از سوء استفاده ی فرصت طلبان، به کرار اطاعت پذیری خود را از رهبری و مقام عظمای ولایت (مد ظله) در سخنرانی ام متذکر شدم و سرباز مطیع و محض رهبری بوده و مدافع همیشگی اصل ولایت فقیه می باشم و آمادگی داشته و دارم 30% باقی مانده سلامتی ام را نیز در این راه (دفاع از ولایت فقیه) تقدیم و اهدا نمایم. در ضمن امیدوارم که سران فتنه (اعم از کسانی که در حصر هستند و یا ازادنه در بیرون جولان می دهند) به توصیه و نصایح مقام معظم رهبری (مد ظله) عمل نموده و این قائله ختم به خیر شود تا بنای کاسبی و تجارت از فتنه و فتنه گری جمع شده و کشور بتواند در کمال آرامش به راه اصلی خود که همانا توسعه و پیشرفت می باشد در زیر چتر رهبری ادامه مسیر دهد.»

اگر چه نامه جعفرزاده به ظاهر روی خط قرمز بودن فتنه و ولایتمداری تأکید دارد اما اگر قرار باشد او این خط قرمز بودن را تنها در حرف نشان دهد و در مواقعی چون رأی اعتماد به وزرا، انتقادات به سوابق فتنه گری افراد را کاسبی فتنه بداند چه فایده ای دارد! این که ایشان برای گرفتن تأیید صلاحیت از شورای نگهبان، اخذ رأی از مردم رشت و ساکت کردن مردم معترض شهرش، بگوید ولایتمدار است و فتنه را خط قرمز میداند، ولی پشت تریبون مجلس و در زمانی که این اوصاف را باید عملاً ثابت کند به نفع حامیان فتنه بانگ برآرد و در حمایت از حامیان فتنه، مخالفان را کاسب فتنه بخواند چه سود! آنچه که ما به آن معترضیم، ادعاهای ولایتمداری و مخالفت با فتنه ایشان نبوده است بلکه رفتار ایشان در گاه عمل است، این مسئله را ایشان باید با التزام عملی به ولایت فقیه ثابت میکردند و نا با التزام زبانی!

جعفرزاده در مجلس، رئیس جمهور قبل را مقصر اصلی فتنه قلمداد کرد و حال این که او با تمام نقاط قوت و ضعفش، رئیس جمهور قانونی کشور بود و فتنه گران کسانی بودند که با بی ظرفیتی تمام دربرابر باخت انتخاباتی، بر قانون اساسی، نظام، رهبری و رأی مردم شوریدند و حتی از گرا دادن به دشمن هم دریغ نکردند! پس جعفرزاده نه تنها فتنه را خط قرمز نمیداند، بلکه فتنه را #تحریف میکند و برای تطهیر سران خائن فتنه، نشانی غلط از فتنه و فتنه گری میدهد، اینجاست که ثابت میشود، جعفرزاده اگر هم نتواند موجب فراموشی فتنه شود لااقل خواهد کوشید تا مفهوم فتنه را دچار تحریف نماید و این رفتار زشت وی، نمیتواند خشم مردم انقلابی رشت را فرونشاند، لذا تا زمانی که ایشان رسماً عذرخواهی کند و فتنه را صحیح و درست تعریف و نه تحریف کند، دست از اعتراض برنخواهیم داشت.


nazokbin

95/8/17
6:38 ع

تناقضات روحانیبیش از سه سال از عمر دولت حسن روحانی میگذرد و نگاهی به عملکرد ایشان نشان میدهد که وی و دولتش در موقعیت های مختلف، گفتارها و رفتارهای کاملاً متناقضی دارند که به چند مورد از تناقضات روحانی و دولتش در ادامه اشاره میگردد:

1- آقای روحانی از یک سو توصیه به ادب و اخلاق و نقدپذیری و اعتقاد به اهمیت نقد میکند و از سوی دیگر روزی نیست که با عباراتی چون بی سواد، بی شناسنامه، ترسو، بزدل، به جهنم، لرزان، نفهم، انقلابی نما، رانتخوار تحریم، بیکار، متوهم، افراطی، هتاک و... منتقدان داخلی را ننوازند.

2- از تناقضات روحانی این که ایشان از سویی خود را معتقد به آزادی بیان نشان میدهند و از سوی دیگر رسانه های منتقد را با اخطار، شکایت، توقیف، تنبیه، توهین و کاهش یارانه مطبوعات مواجه میکند.

3- آقای روحانی از سویی اشتغال و اقتصاد را مسئله اصلی کشور نشان میدهد و از سوی دیگر تمام نگاهش را در این 3 سال و اندی، متوجه به دست بیگانگان نمود و از توان و ظرفیتهای داخلی برای حل مشکلات کشور غفلت نمود و سالها صنعت و تولید کشور را به وزرای فرتوت و باندباز نمیسپرده و وزرای غیر اقتصادی را عوض کند.

4- از تناقضات روحانی و دولتش این که از سویی 3 سال دولت قبل را بابت اتهامات ثابت شده، ثابت نشده و حتی تبرئه شده زیر سؤال بردند و از سوی دیگر مفاسدی مانند کرسنت، فیشهای نجومی، فساد صندوق ذخیره فرهنگیان، نفوذی های دولت و ... را کم اهمیت نشان دادند و نهایتاً هم مانع برخورد قانونی قوه قضاییه با مفسدان میشود.

5- آقای روحانی و تیمش از سویی از حضرت اباعبدالله(ع) و امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری و انقلاب دم میزنند و از سوی دیگر، از عاشورا و امام خمینی درس مذاکره میگیرند و از خطوط قرمز رهبری عدول میکنند و مدام آرمانهای انقلاب را دچار تحریف میکنند.

6- از تناقضات روحانی این که ایشان از سویی وانمود میکنند که در خصوص انتصابات دولتی و تخلفاتشان، اهل رابطه بازی و باندبازی نیست و از سوی دیگر عملاً درانتصابات، تنظیم لیستهای انتخاباتی و برخورد با مفاسد، کاملاً به روابط خانوادگی و حزبی توجه دارند.

7- آقای روحانی از سویی از قبل از برجام، آن را کارگشای حل مشکلات آب، هوا، غذا، اشتغال، رونق میدانست و برای هر روز تأخیر در آن خسارت میلیاردی تعیین میکرد و از سویی پس از برجام میگوید حالا تازه نهال کاشته ایم و تا برجامهای 2 و 3 و ... ننویسیم مشکلات حل نمیشود.

8- آقای روحانی از سویی در دیدار با مسئولان کشورهای غربی و اتحادیه اروپا مدام طرف مقابل را به رعایت تکالیف خود هشدار میدهد و عدم رعایت آنها را موجب ناپایداری برجام میشناسد و از سوی دیگر در دیدار با مردم و رسانه های داخلی مدام از موفقیت برجام و رفع تحریمها سخن میگوید!

9- آقای روحانی از سویی میگوید به اقتصاد مقاومتی اعتقاد دارد ولی از سوی دیگر میبینیم که برخلاف مبانی این نوع اقتصاد که درونزا و برون نگر است، زایش درون کشور را معطل گشایشهای خارج از کشور کرده است و از منابع، توان و ظرفیت داخلی غفلت نموده است.

10- آقای روحانی از سویی مدعی است که حامی تولید و اشتغال است ولی در عمل بیشترین ماحصل برجام، عقد قراردادهای کلان در حوزه های کم اهمیت با شرکتهای خارجی، واردات گسترده حتی در حوزه هایی که کشور در آنها توانمند است، تلاش برای افزایش مناطق آزاد که مبادی اصلی واردات و قاچاق هستند، میباشدا

11- از تناقضات روحانی این که ایشان از سویی مدعی شفافیت و صداقت است ولی از سوی دیگر در خصوص فیشهای نجومی، ارائه آمار و گزارشهای رسمی کشور، معرفی قراردادهای خارجی و جمع آوری اطلاعات ثروتمندان، غیر شفاف و غیر صادقانه عمل میکند.

12- آقای روحانی از سویی دیگران را به رعایت قانون سفارش میکند و از سوی دیگر خودش درباره جایگاه مجلس در تصویب قراردادها و توافقات خارجی، در مواجهه با نهادهای قانونی مثل شورای نگهبان، در تعهدات مالی نسبت به صداوسیما و سپاه غیرقانونی عمل میکند و به گروکشی میپردازد.


nazokbin

95/8/9
3:33 ع

مهدی خزعلیاخیراً کلیپی از صحبتهای مهدی خزعلی منتشر گردیده است که در این کلیپ او برای این که خود را تندرو نداند، به سابقه حضور خود در جبهه، اشاره میکند و سپس برخی از اتهامات ثابت شده و نشده را بهانه میکند تا خود را از تندرویی مبرا و دیگران را به آن متهم کند.

یکی از مواردی که مهدی خزعلی با بکار بردن لفظ «چریدن» مطرح میکند،‌ اتهام زمین خواری 650 هکتار زمین بیخ گوش تهران به محمد جواد لاریجانی است، او میگوید در زمانی که در جبهه میجنگیده است، محمد جواد لاریجانی مشغول تصرف این زمینها بوده است. با یک جستجو در خصوص این اتهام به چند نتیجه میرسیم، اولاً اتهامی که علیه محمد جواد لاریجانی تاکنون مطرح بوده، 342 هکتار بوده است، ثانیاً آنچه که یکی از نزدیکان ایشان تأیید کرده است تنها20 هکتار است،‌ ثالثاً اتهامی که علیه ایشان مطرح شده است یکبار رد شده است و اکنون در دور دوم رسیدگی قرار دارد. با توجه به این موارد، حکم نهایی هر چه که باشد، نشان میدهد اتهامات مهدی خزعلی درباره محمد جواد لاریجانی نه دقیق است و نه قطعی! و بحث دیگر این که محمد جواد لاریجانی در سالهایی که مهدی خزعلی میجنگیده است، در کنار ولایتی و ظریف، از اعضای تیم سیاست خارجی کشور و در مقطعی نیز مسئول مذاکرات در خصوص قطعنامه 598 بوده است.

از دیگر اتهاماتی که ایشان در این سخنرانی و سخنرانی های دیگر مطرح کرده است، درباره درآمد 800 میلیارد دلاری دولتهای نهم و دهم است و جالب است که این حرف را با ژست عدالت طلبی و انصاف میگوید؟! و حال این که نظامات مالی کشور کاملا مشخص و قابل کنترل هستند و مراجعی مانند دیوان محاسبات و سازمان بازرسی نیز بر چگونگی عملکرد دولت نظارت دارند و درآمد نفتی کشور براساس بودجه سالانه، در بخشهای مختلف اعم از بودجه جاری، حقوق کارکنان، بودجه های عمرانی، پروژه های صنعتی، طرح های مختلف در اقصی نقاط کشور، تمرکز زدایی، مسکن مهر و... هزینه شده است و این ادعا که امثال مهدی خزعلی، کل درآمد نفتی دولت قبل را گم شده و سرقت شده نشان دهند خود نشان از بی دقتی و بی اخلاقی ایشان دارد و تازه این بخشی از ماجراست و بخش دیگر این که برخلاف آنچه که امثال مهدی خزعلی نشان میدهند، درآمد دولتهای نهم و دهم و دولتهای هفتم و هشتم، از نظر قدرت خریدی که دلارهای نفتی بر مبنای قیمت جهانی طلا وارد میکرده یکی بوده است.

ایشان در این سخنرانی اتهامات دیگری نیز مطرح میکند که عموماً با محاکمه و مجازات مجرمان همراه شده است، لیکن طوری سخن میگوید که انگار نه انگار این اتهامات و مفاسد در همین نظام و عموماً در زمان دولت قبل، کشف و مورد مقابله قرار گرفتند. البته مهدی خزعلی در خلال اتهامات غیردقیق و تندی که به دولت قبل وارد میکند، به فیشهای حقوقی این دولت هم انتقاد میکند، لیکن انتقاد اصلی او به دولت روحانی چیز دیگری است، او میگوید چرا دولت روحانی از مفاسد فاسدترین دولت پرده بر نمیدارد! و این در صورتی است که دولت روحانی دراین مدت تمام تلاشش را انجام داد تا اتهامات عدیده ای را به دولت قبل وارد کند که کذب بودن بسیاری از آن اتهامات مانند اتهام 3000 بورسیه غیرقانونی اثبات شد و بسیاری از آن اتهامات نیز در حد بیان چند جمله و بدون ارائه مستندات انجام گردید و این نشان میدهد دولت روحانی نه تنها برای افشاگری مفاسد دولت قبل هیچ کم کاری نکرده است، بلکه برای این کار، به انواع تهمت و بی انصافی هم متوسل شده است و اگر تعداد مفاسد افشا شده دولت قبل با تصوراتش منافات دارد، وقتش است که تصوراتش را اصلاح کند.

البته مهدی خزعلی هرگز نمیتواند سیمای انسان منصف و دلسوز را به خود بگیرد و هرچقدر هم که به سابقه جبهه اش اشاره کند، اجر همان را نیز ضایع میکند، او اگر منصف و دلسوز بود، هرگز از فتنه و خیانتهای فتنه گران حمایت نمی کرد، هرگز مفاسد دوره اصلاحات در قراردادهای نفتی، دانشگاه هاوایی، خصوصی سازی های پر از فساد، مفاسد کرباسچی، پولهای شهرام جزایری و... را نادیده نمیگرفت! او دولت قبل و هرکسی را که دوست نداشته باشد به فساد، تقلب و تخلف متهم میکند، اما حاضر نیست آن همه بی ظرفیتی، قانونشکنی، خدشه به منافع ملی، امنیت ملی و وحدت ملی، خیانت به کشور و گرا دادن به دشمن از سوی سران فتنه و مهدی هاشمی و... را تقبیح نماید! او اگر انسان صادق و دلسوزی بود، امام خمینی(ره)، امام خامنه ای، حاج قاسم سلیمانی، شهدای هسته ای، شهدای مدافع حرم و همه شخصیتهای انقلابی و ولایی را با تهمت و توهین مواجه نمیکرد و دل در گروی خائنان به کشور نمینهاد.


nazokbin

95/8/4
9:10 ع

اتهام فساد اخلاقی سعید طوسی

اتهام فساد اخلاقی سعید طوسی ، قاری مشهور قرآن کریم، فارغ از صحت و سقم آن، بازتاب های گسترده ای را ایجاد نموده است لیکن اولین رسانه ای که این اتهام را منتشر کرد و سریع به سایر رسانه ها سرایت یافت، شبکه معاند و ضد انقلاب صدای آمریکا VOA بود، که با توجه به حواشی که در این خصوص طی این مدت ایجاد شده است، بیان مواردی را لازم میدانم که در ادامه تقدیم میکنم:

بزرگترین جفا

اتهام فساد اخلاقی سعید طوسی خود اتهامی بس سنگین و غیر قابل تسامح برای یک قاری معروف قرآن کریم و جامعه قرآنی است، اما از آن بدتر این است که این قاری ادعا کرده است که رهبری از مسئله مطلع هستند و ایشان دستور جمع کردن پرونده را داده اند! و حال این که آنهایی که مقام معظم رهبری را میشناسند، میدانند که ایشان حاضر نیستند حتی نزدیکانشان در موقعیت گناه و تخلف قرار گیرند و ایشان را از هرگونه فعالیت حاکمیتی و اقتصادی بازداشته است، چه رسد به این که بخواهند از یک متهم به فساد اخلاقی، حمایت کرده باشند! که این تهمت زشت به مقام معظم رهبری، مستوجب برخورد جدی مقامات قضایی است.

درباره شاکیان پرونده

آنهایی که شاکیان پرونده اتهام فساد اخلاقی سعید طوسی را شماتت میکنند و بعضاً ایشان را بابت رسانه ای کردن این جریان خائن معرفی میکنند، کاش میتوانستند خودشان را حتی یک روز به جای این شاکیان بگذارند. خیلی از کسانی که به والدین این خانواده ها جسارت کردند، حتی نمیتوانند یک روز هم خبر جسارت کسی به فرزندانشان را تاب بیاورند و این افراد، چند سال است که با این مسئله مواجه هستند و به درست یا غلط احساس میکنند این پرونده با سیاسی کاری و مصلحت سنجی مواجه گردیده که باعث شده است از سر دادخواهی، مسئله را رسانه ای نمایند که اگر چه نمیتوان کارشان را مجاز خواند، اما میتوان قابل درک دانست.

درباره خانواده های قرآن آموز

مطمئناً برخی از خانواده هایی که تاکنون فرزندان خود را با اعتماد کامل به کلاسهای قرآنی میفرستادند، با این وقایع ممکن است دچار نگرانی و احتیاط شوند که البته این احتیاط باید درباره همه کلاسهای آموزشی اعم از هنری، درسی، ورزشی و حتی قرآنی وجود داشته باشد، لیکن نباید منجر به محرومیت، به خصوص محرومیت از یادگیری قرآن کریم گردد، بلکه والدین باید فرزندان خود را از حضور در کلاسهای خصوصی (با هر موضوعی)، که بدون نظارت و یا بدون حضور والدین انجام میشود، منع کنند و به فرزندان خود درباره چگونگی مواجهه با رفتارهای مشکوک مربیان و همکلاسی های خود آموزش دهند.

نبود تشکیلات منسجم و پاسخگو

به نظر میرسد حوزه قرآن آموزی با توجه به نهادهای موازی چون وزارت ارشاد، اوقاف، سازمان تبلیغات و برخی تشکلهای مردم نهاد، دچار یک بحران مدیریتی باشد، متأسفانه این نهادها به صورت غیر هماهنگ و سلیقه ای عمل میکنند و این امر موجب میشود تا آموزش، صدور مجوز و نظارت برای عملکرد اساتید و کلاسهای قرآنی با مشکل مواجه گردد و حال این که در این حوزه باید یک تشکیلات واحد و هدفمند، فعال باشد که بتواند مسئولیت اشتباهات خود را نیز بپذیرد که کاش این وظیفه به یک وزارتخانه یا سازمان خاص و مستقل واگذار گردد.

اولین اشتباه تشکیلات قرآنی ذینفوذ

به قول سخنگوی قوه قضاییه، اثبات اتهامات این چنینی اساساً کار سختی است، اما حتی همان سطح شوخی های جنسی کلامی که گویا این قاری آن پرهیز نداشت هم در کسوت یک استاد قرآن قابل اغماض نبود و کاش آن تشکیلات ذینفوذ قرآنی که ایشان را مورد تأیید و حمایت قرار داده است، از کنار هیچ مشکل اخلاقی به سادگی نمیگذشت، نه این که بعد از اطلاع از پرونده نامبرده، بکوشد پرونده را با اطاله مواجه کند و نه این که الان که این مسئله علنی شده است، مسئولیت اشتباه خود را نپذیرد و سکوت اختیار کند تا فرصتی زیر سؤال بردن جامعه قرآنی، انقلابی و رهبری از سوی معاندان ایجاد گردد.

اشتباه بزرگ تشکیلات قرآنی ذینفوذ

از سوی دیگر، یک تشکیلات قرآنی ذینفوذ که باید در این حوزه هوشیار و قاطعانه عمل میکرد و خانواده های شاکیان را به صبر و آرامش دعوت میکرد و خودش خواهان بررسی دقیق و سریع نظام قضایی میشد، این خانواده ها را بیشتر تحریک کرده است و اولاً براساس اظهارات متهم، کوشیده تا در روند قضایی تأثیرگذاری کند، ثانیاً تلاش کرده است تا به صورت مطلق از مشتکی عنه دفاع کند، ثالثاً به جای ایجاد محدودیت در فعالیتهای قرآنی مشتکی عنه تا زمان تعیین تکلیف پرونده، تلاش کرده است بیشتر او را در صداوسیما و قرآئتهای مراسم رسمی و مهم جلوی چشم نگه دارد تا به این شکل نشان دهد که هیچ اعتقادی به اتهامات ندارد!

مواجهه با شائبه مصلحت سنجی

این که سخنگوی قوه قضاییه میگوید پرونده اتهام فساد اخلاقی سعید طوسی مثل هزاران پرونده مشابه قوه قضاییه است و حساسیت رسانه های ضدانقلاب را در خصوص این پرونده سیاسی میداند، اگر چه حرفی درست است، اما بیان این سخنان را از سوی قوه قضاییه درست نمیدانم، چرا که این شائبه را ایجاد میکند که نگاه خصمانه دشمنان در خصوص برخی پرونده ها، ممکن است قوه قضاییه را نیز دچار برخی ملاحظات نماید، در صورتی که اگر تمام دنیا هم درخصوص پرونده ای نگاه سیاسی داشته باشند، تکلیف قوه قضاییه این است که بدون توجه به آن نگاه ها، با سرعت و عدالت، به پرونده ها رسیدگی نماید، خواه درباره فیشهای نجومی، زمینهای شهرداری باشد خواه درباره اتهام فساد اخلاقی سعید طوسی و این تنها کاری است که میتواند شائبه سیاسی کاری و مصلحت سنجی را از اذهان دور کند.

معضلی به نام اطاله پرونده های قضایی

معتقدم قوه قضاییه در مقوله برخورد با پرونده اتهام فساد اخلاقی سعید طوسی و بسیاری دیگر از پرونده های عادی و کلان خوب عمل نمیکند و بعضاَ با اطاله پرونده ها باعث میشود تا حقی تضییع شود و یا آبرویی مخدوش شود و حال این که جایگاه امروز قوه قضایی به عنوان قوه ای که باید عدالت را در جمهوری اسلامی اجرا کند، بسیار ویژه است، چرا که به فرموده پیامبر اکرم (ص)، حکومت با کفر میماند ولی با ظلم نمی ماند، پس قوه قضاییه باید بداند که اگر موجب اطاله پرونده ها و ایجاد ناامید شدن مردم در احقاق حقوقشان شد، این خود اوست که در بلند شدن صدای دادخواهی مردم مقصر است و بیش از هر کسی باید خود را نکوهش کند.

نمادسازی های اشتباه از افراد

اعتقاد دارم که برخی اقشار مانند روحانیون، مداحان، قاریان، مسئولان و حتی منتصبین مقام معظم رهبری مدام باید به مردم بگویند که لباس و جایگاهشان نباید باعث شود که ایشان را نماینده اسلام، قرآن، انقلاب و رهبری بدانند، خوب است که خود این اقشار در جهت تقدس زدایی از خود گام بردارند و بکوشند از تقدس اسلام و قرآن و انقلاب، برای خود تقدس ایجاد نکنند تا اگر خودشان یا یکی از هم صنفی هایشان دچار خبط و خطایی از جنس اتهام فساد اخلاقی سعید طوسی شد، مردم آن خطاها را به پای اسلام، قرآن، انقلاب و رهبری ننویسند.

اهمیت تهذیب نفس در خصوص افراد مؤثر

قاریان، عالمان، مسئولان و همه اقشار تأثیر گذار در جامعه که منتسب به اسلام و انقلاب هستند، باید بسیار بیش از دیگران به تربیت و تهذیب خود اهتمام داشته باشند، چرا که هر چه جایگاه معنوی و محبوبیت کسی بالاتر برود، شدت سقوطش نیز بیشتر خواهد شد، شاید تعداد قاریان و یا عالمانی که به فساد و تخلف آلوده باشند، کمتر از سایر اقشار باشد اما بعضاً عمق مفاسدی که در معدود مفسدان این اقشار رخ میدهد، بیشتر است و این که خوبی و بدی این اقشار، به مراتب تأثیرگذارتر از مردم عادی است که اینها باعث میشود، مسئله تهذیب و تربیت، در بین منتسبین به اسلام و انقلاب از اهمیت بسیار زیادی برخوردار باشد.

درباره شبکه های معاند

مسلماً هم اکنون ناراحت ترین افراد از اتهام فساد اخلاقی سعید طوسی ، خود جامعه قرآنی و دلسوزان اسلام و انقلاب هستند و حال این که برخی شبکه های معاند، طوری ژست دلسوزانه برای اخلاق و حقوق مردم گرفته اند که انگار نه انگار نه به اخلاق پایبند هستند و نه برای حقوق ایران و ایرانی ارزشی قائلند! شبکه هایی که کارکنانشان به همجنس بازی خود افتخار میکنند و وقوع تجاوزهای جنسی در ایشان به امری عادی تبدیل شده است و مزدور دشمنان خونی مردم هستند، برای این مردم اشکی جز اشک تمساح نمیریزند که این را خود خانواده های شاکیان هم به خوبی درک کردند و از این شبکه ها اعلام برائت نمودند.


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
سیاسی ، دولت ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، صدا و سیما ، هاشمی رفسنجانی ، تورم ، رسانه ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، اعتقادی ، مشایی ، تحریم ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، عدالت ، برجام ، قوه قضاییه ، انقلابی ، اقتصادی ، تولید ، آمریکا ، مجلس ، علی لاریجانی ، رابطه با آمریکا ، رشت ، گیلان ، بصیرت ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، استاد مصباح ، خانواده ، غرب ، فرهنگی اجتماعی ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انقلاب ، مهدی هاشمی ، هاشمی ، بانک ، سران فتنه ، مذهبی ، جبهه پایداری ، سعید جلیلی ، علی مطهری ، کارمند ، اصلاح طلبان ، شورای نگهبان ، مسکن مهر ، اجرای برجام ، تحلیل های اقتصادی ، سوریه ، امام خمینی (ره) ، جواد ظریف ، ماهواره ، استقلال ، انتقاد پذیری ، سیاست ، طنز ، فساد بزرگ اقتصادی ، مدیریت و ایمنی ، ولایت فقیه ، انتخابات 96 ، ارز ، اسرائیل ، استکبار ستیزی ، انتخابات ریاست جمهوری ، انتخابات مجلس ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، ظریف ، هنر ، انتخابات آزاد ، ایمنی ، بدعهدی آمریکا ، سران قوا ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، مذاکره کنندگان هسته ای ، نرخ رشد جمعیت ، نقض برجام ، انتقاد ، بانک ، تحریف انقلاب ، تهاجم فرهنگی ، توافق نهایی هسته ای ، سبک زندگی ، مدیریت ، نرمش قهرمانانه ، اصولگرایی ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
داروخانه دکتر سلیمی سرچشمه ادب و عرفان بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا تراوشات یک ذهن زیبا یا صاحب الزمان (عج) رقصی میان میدان مین عاشق آسمونی پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) رضویّون بادصبا آسمون آبی چهاربرج پژواک ساعت یک و نیم آن روز یادداشتهای فانوس من وآینده من همه چیز آماده دانلود نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات حدیث منتظران قائم (عج) علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی هــم انــدیشـی دینــی مهاجر ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است کانون فرهنگی شهدا نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت در سایه سار ولایت فروشگاه اینترنتی پوشاک زنانه اوتیسا

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه