لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

سفارش تبلیغ
صبا
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
1 2 3 >

96/2/6
9:27 ص

فتنه 88 ادعای بصیرت فتنه گران مضحک استاخیراً عده ای که دچار عدول از آرای مردم، فراخواندن ایشان به لشگرکشی های خیابان، نافرمانی از دستور ولی فقیه، تمرد از قانون اساسی، گرا دادن به دشمنان برای فشار خارجی و تحمیل تحریمهای هوشمند بر کشور شدند، ادعا میکنند که ما با توجه به بصیرت و شناختمان از احمدی نژاد در برابر او ایستادیم در حالی که ایشان خودشان بدترین ضربه را در تاریخ انقلاب اسلامی به نظام وارد کردند و زشتترین بدعت را در کشور بنا نهادند و بیشترین خسارات مادی و معنوی را به مردم وارد کردند و ادعای بصیرت فتنه گران به غایت مسخره و به نهایت مضحک است.

ادعای بصیرت از سوی قماشی که روی ضدانقلاب را سفید کرد با کوردلی و از بغض احمدی نژاد کوشید تا تیشه به ریشه نظام، تبر به تنه انقلاب و آفت به منافع ملی بزند بس خنده آور است و اگر چه برای چنین ادعایی، نیاز به پاسخ نیست ولی با فرض این که شاید کسی تحت تأثیر این ادعاها قرار گیرد توضیح میدهیم که ما احمدی نژاد را دچار تغییر و تحول میدانیم همانطور که هاشمی، خاتمی، موسوی و برخی دیگر از شخصیتهای انقلاب را دچار تحولات و تغییرات بنیادین یافتیم و البته این اصلا ما را از حضور بسیار انقلابیونی که تا آخرین ثانیه های عمرشان بر مسیر انقلاب، استقامت کردند و از آرمانهایش کوتاه نیامدند، غافل نمی کند.

یکی از علامات تغییر افرادی مثل احمدی نژاد، هاشمی، موسوی و … این است که جای دوستان و دشمنانشان عوض شده است و دیگر دوستداران انقلاب برای ایشان سینه سپر نمی کنند، بلکه دشمنان انقلاب از رفتارهایی چون حضورشان در انتخابات خوشحال میشوند. وقتی همان هاشمی که توسط اصلاح طلبان مورد توهین و تهمت قرار میگرفت به عنوان یکی از رهبرانشان تلقی میشود، وقتی که مسعود رجوی، سرکرده منافقین در سال 92 از هاشمی دعوت به نامزدی در انتخابات میکند، وقتی که خاتمی، کروبی و موسوی به محبوب ضدانقلاب و امید اسرائیل تبدیل میشوند، وقتی که حضور احمدی نژاد در انتخابات به جای این که باعث خوشحالی نیروهای انقلاب شود، با پایکوبی ضدانقلاب مواجه میشود، اینها یعنی این افراد متحول شده اند.

غیر از این که با تغییر و جابجایی دوستان و دشمنان هر شخصی میتوان متوجه تغییرات بنیادین وی شد، از میزان تغییرات گفتارها، مواضع و رفتارها در موضوعات یکسان هم میتوان متوجه شدت و زاویه تغییرات افراد گردید و نگاهی به مواضع و رفتارهای شخصیتهایی مانند احمدی نژاد، هاشمی، موسوی، روحانی، لاریجانی، کروبی و… نشان میدهد که ایشان چقدر نسبت به برخی موضوعات مهم مثل ولایتمداری، استکبار ستیزی، قانونمندی، فساد ستیزی، رانت خواری، بی عفتی، بی حجابی و…  تغییر موضع یا تغییر رفتار داشته اند.

همانطور که اگر کسی بگوید من از اول میدانستم هاشمی، موسوی، کروبی یا خاتمی با نظام و رهبری زاویه پیدا خواهند کرد یا به دنبال ضربه زدن به انقلاب خواهند رفت نمی پذیریم، امروز به آن کسانی که مدعی بصیرت فتنه گران هستند و میگویند ایشان از روز اول میدانستند احمدی نژاد دچار انحراف میشود هم میگوییم این ادعا نسبت به احمدی نژادِ انقلابی و ولایتمدار آن روزها از روی بغض بود و نه از روی بصیرت و دلسوزی برای انقلاب. ما معتقدیم حتی اگر کسی مثل زبیر توسط پیامبر(ص) سیف الاسلام لقب گرفته باشد، یا اگر توسط مقام عظمای ولایت ذخیره انقلاب یا بازگردانده قطار انقلاب به ریل خوانده شده باشد، بازهم از تغییر، فتنه، انحراف و ایستادن در برابر امام خود مصون نیست چرا که انسان ذاتا موجودیست مختار.

لذا ضمن احترام به سابقه همه بزرگان و زحمت کشان انقلاب، حالشان را ملاک میدانیم و بر همین اساس هم نسبت به ایشان موضع می گیریم و نه این که پیش پیش و مغرضانه نسبت به افراد موضع خصمانه بگیریم و حرف دلمان را در قالب پیش بینی بیان کنیم و بعد هم خودمان با انواع روشها ایشان را به سمت گمراهی و انحراف هل دهیم و بعد هم که آن ادعاها محقق شد با ادعاهای مضحکی مثل بصیرت فتنه گران بخواهیم رفتارهای زشت و مغرضانه خود را توجیه کنیم و از انحراف دیگران ابراز مسرت و خوشحالی کنیم.


nazokbin

95/12/7
9:8 ص

آشتی ملیپس از حضور پرشور مردم ایران در راهپیمایی 22 بهمن و بیانات مقام معظم رهبری در جمع مردم آذربایجان شرقی درباره عبارت «آشتی ملی» که اخیرا از سوی برخی افراد دانسته یا ندانسته برای بازگرداندن فتنه گران به عرصه سیاسی کشور بیان شد، توهینهای زیادی به انقلاب و رهبری از سوی رسانه های عصبانی ضدانقلاب و مبدعان این واژه بیان شد که اولین پیام این هجمه ها این است که اساساً چیزی به اسم پشیمانی، ندامت و عذرخواهی در این طیف وجود ندارد که به تکرار نکردن آن بتوان امیدوار بود.

میرحسین موسوی در حالی که هنوز برخی صندوقها در حال رأی گیری بودند، مصاحبه کرد و گفت با فاصله بالا پیروز قطعی انتخابات شده است و این خطی بود که در روز انتخابات افراد دیگری مثل عفت مرعشی و محمد خاتمی هم تکرار کرده بودند، این در حالی بود که نتیجه انتخابات با باخت با اختلاف زیاد موسوی تمام شد و این یعنی ادعای موسوی یک تقلب 11 میلیونی نبود بلکه تقلبی با حدود 2 برابر این اختلاف بود و این در حالی است که باور یک تقلب حدود 20 میلیونی که هیچ سند و مدرکی از آن به جا نمانده باشد بسیار مضحک به نظر میرسد و به خوبی دروغگویی سران فتنه را به اثبات میرساند.

مقام معظم رهبری بسیار تلاش کرد از طریق دیدار حضوری با نمایندگان مدعیان تقلب و فرستادن نماینده برای صحبت با مدعیان تقلب گسترده، ایشان را به مسیر قانون، آرامش و آشتی با نظام دعوت کند، اما ایشان برای نظام تعیین تکلیف کردند که بدون ارائه مستندات و طی مسیر قانونی، انتخابات را ابطال کند و سپس آنطوری که آنان میخواهند انتخابات مجدد برگزار کند و برای اجرایی شدن این بدعت عجیب و خطرناک، تلاش کردند مردم را با دروغ و فریب در خیابان نگه دارند.

سران ملعون فتنه کوشیدند تا همراهی بیگانگان را برای تحمیل فشارهای بیرونی با تهدید و تحریم جلب کنند که در این خصوص بعدها مقامات آمریکایی از نامه نگاری ایشان هم خبر دادند و افرادی مثل فائزه هاشمی و مهدی هاشمی هم سخنانی مبنی بر تلاش برای تخریب سیاست خارجی و تحمیل تحریم به کشور سخن گفتند. ایشان نه تنها با مشاهده برق نگاه دشمنان کمین کرده انقلاب، بازهم حاضر به پذیرش آشتی با نظام نشدند، بلکه رسماً به امید دشمنان تبدیل شدند.

فتنه گران بسیار کوشیدند بر پایه دروغ تقلب بزرگ، مردم را دربرابر هم قراردهند که البته این تفرقه افکنی تا مدتی حتی در سطح برخی خانواده ها هم مؤثر بود، چرا که برخی افراد تا مدتی ادعای تقلب را محتمل دانسته بودند، اما به تدریج که گرد و غبار فتنه فروکش کرد و بی منطقی و عدم حسن نیت فتنه گران و سوءاستفاده دشمنان خارجی و حمایتشان از فتنه گران و پوچ بودن ادعای فتنه برای اکثریت مردم اثبات شد، تنش در خیابانها و خانواده ها مرتفع شد.

نکته اینجاست که اگر چه فتنه آسیبها و لطمات بسیار زیاد و بعضا جبران ناپذیری را به منافع ملی، وحدت ملی و امنیت ملی وارد کرد، لیکن مردم زمانی به صورت یکپارچه دربرابر فتنه و حامیانشان ایستادند که جسارت فتنه گران به امام حسین(ع) در روز عاشورا رخ داد، زمانی که مردم نسبت به دروغ بودن ادعای تقلب وقوف یافته بودند و از وقاحت بی حد و مرز فتنه گران حتی نسبت به ارزشها و مقدسات اطمینان یافته بودند.

جالب این که حتی پس از اعلام انزجار مردم از فتنه و فتنه گران در یوم الله 9 دی 88، بازهم سران فتنه محدود نشدند بلکه ایشان در بهمن 89 و پس از این که از تتمه حامیان خود دعوت کردند تا از فتنه سوریه که هنوز ابعاد آن آشکار نشده نبود، الگو بگیرند و همان مسیر را در ایران پی بگیرند که در این موقعیت، شورای عالی امنیت ملی طبق اصل 176 قانون اساسی با اطمینان از این که فتنه گران دست از آتش افروزی برنخواهند داشت، حکم به محدودیت و حصرشان میدهد.

امروز دولتی بر سرکار است که برخلاف ادعاهای اولیه شان در محکوم کردن فتنه، رابطه خوبی با برخی فعالان فتنه دارد ولی همچنان خبری از هیچ سندی درباره تقلب ادعایی نیست و امروز برخی از همین دولتمردان نیز لفظ «آشتی ملی» را تکرار میکنند تا راه آنها را برای ورود به عرصه سیاسی کشور باز نمایند! درواقع ادعای «آشتی ملی» از سوی آنها که به منافع ملی، وحدت ملی و امنیت ملی رحم نکردند، تنها یک راهبرد است و نه عزمی برای بازگشتن به مسیر قانون و انقلاب.

در پروژه «آشتی ملی»  سران خائن فتنه میکوشند تا حالا که خلاء هاشمی باعث تضعیفشان شده است، وانمود کنند مردم دچار تنش، تفرقه و قهر هستند و راه آشتی دادن مردم هم این است که خائنان مجوز ورود به عرصه قدرت را پیدا کنند! در صورتی که اساساً همین خائنان، به خاطر عدم احترام به رأی اکثریت مردم در انتخابات 40 میلیونی که نماد وحدت بود، عامل وحدت شکنی و تفرقه افکنی شدند و بازگرداندن این تفرقه افکنان به عرصه مدیریت کشور تنها امکان تفرقه افکنی و وحدت شکنی ایشان را دوباره ایجاد مینماید.

در تحلیل فتنه و افشای پروژه کذایی «آشتی ملی» اما نباید اشتباه کرد؛ اصل، ماهیت و اهداف فتنه است و فرع اقداماتی که در عرصه میدانی رخ داد، این که در این درگیریها بسیجی را لخت کردند، چادر از سر  زنان کشیدند، حرمت عاشورا را نگه نداشتند، شعار علیه نظام و رهبری دادند، عکس امام را پاره کردند یا از سوی دیگر، واقعه زشت کهریزک و برخی برخوردهای خشن که بین دو طرف رخ داد، اگر چه بسیار تلخند، اما در برابر بزرگی فتنه، فرع هستند؛ فرعهایی که شاید بیشتر احساسات مردم را برانگیخت، اما در برابر ابعاد خیانت و خسارتی که سران فتنه با لجاجت بر تهمت بزرگ تقلب، تحریک حامیان خود، کمک به دشمنان خارجی و بعضاً استمداد از ایشان، به کشور وارد کردند، قابل قیاس نیست.


nazokbin

95/12/7
8:53 ص

سران فتنهآقای سلیمی نمین ، مهمان برنامه جهان آرای امشب، با موضوع حصر سران فتنه بودد که کوشید تا لفظ سران فتنه را به دشمنان خارجی معطوف کند و جرم ایشان را به خودخواهی و غرور تقلیل دهد و درباره رفع حصر سران فتنه مشروط به توبه علنی توجیهاتی بیان کرد و  آقای احمدی نژاد را در تحریک فتنه گران مؤثر خواند که نسبت به تحلیلهای وی بیان سه نکته را ضروری میدانم:

بازندگان انتخابات شاید تا زمانی که هنوز قادر به درک تبعات حرکتشان نبودند سران فتنه نبودند، اما وقتی با وجود مشاهده آب دهان و برق چشمان دشمن و ایراد خدشه به منافع ملی، امنیت ملی و وحدت ملی به رفتار زیان بار خود ادامه دادند، دیگر سران فتنه بودند. برعکسِ آقای سلیمی نمین که اصرار دارد بگوید همان دشمن خارجی، سران فتنه هستند، ولی ادغام این دو نمیتواند منطقی باشد، فتنه ها غالبا از سوی کسانی رخ میدهد که از داخل ضربه میزنند، همانطوری که یاران بزرگ پیامبر(ص) مانند طلحه و زبیر، فتنه جمل را شکل داند و نه کفار! به خصوص که مقام معظم رهبری نیز قبلاً از واژه سران فتنه برای همین افراد استفاده کرده اند که این مسئله توجیهات آقای سلیمی نمین را باطل نمود.

درباره نقش آقای احمدی نژاد در فتنه، اعتقاد دارم که اگر چه ایشان اساساً شخصیتی دوقطبی ساز هستند و دوقطبی هایشان هم برخلاف تنها دوقطبی مورد سفارش مقام معظم رهبری که دوقطبی انقلابی و ضدانقلابی (و نه حتی انقلابی و غیرانقلابی) است، دوقطبیهای فقیر و غنی یا احمدی نژاد و هاشمی بوده است، لیکن خیانت و خسارات فتنه را این قدر واضح و سنگین میدانم که نمیتوانم هیچ کسی جز سران فتنه را در آن مقصر و حتی قاصر معرفی کنم و آنچه که امثال علی مطهری و سلیمی نمین به عنوان «تحریک های احمدی نژاد درباره فتنه گران» از آن یاد میکنند، در برابر واکنشی که میتوانست از سوی سایر گزینه ها در صورت برنده شدنشان سربزند را ناچیز میدانم؛ کما این که میرحسین موسوی یک روز قبل از انتخابات در مصاحبه با مجله تایم، از تغییرات برگشت ناپذیر در انقلاب صحبت کرده بود!

نکته ای که آقای سلیمی نمین واقعا کوشید به آن پاسخ نگوید، علت تقارن فوت هاشمی، نزدیکی به انتخابات 96 و طرح اصطلاحاً «آشتی ملی» بود که او نهایتاً اینها را باهم مرتبط دانست ولی به لزوم یک توبه علنی بستنده کرد چرا که به زعم او، ایشان فعلاً قصد نامزدی در انتخابات را ندارند! فارغ از این که سران خائن فتنه هنوز جرأت و جسارت توبه و عذرخواهی علنی از نظام و مردم را نداشته اند، این هم قابل قبول نیست که این توبه امکان بازگشت ایشان به سطوح بالای سیاسی را باز کند، بلکه این توبه نهایتا فقط باید بتواند مسیر زندگی عادی اجتماعی و سیاسی را برای ایشان هموار کند ولی امکان تأثیر گذاری زیاد بر امور کشور توسط افرادی که بی ظرفیتی و عدم التزامشان به قانون اساسی و ولایت فقیه را در تنگناها به وضوح نشان دادند، یقیناً نمیتواند حکیمانه و به نفع کشور باشد.


nazokbin

95/10/16
6:55 ع

تحریف 9 دیبزرگی حماسه 9 دی مانند بزرگی خیانت فتنه طوری است که باعث شده تا کسی نتواند منکر آن شود لیکن آنان که دلشان با فتنه تپید و با 9 دی، گرفت، تلاش میکنند حال که نمیتوانند وجود خیانت بزرگ فتنه و حماسه عظیم 9 دی را انکار کنند، به تحریف 9 دی و فتنه بپردازند که به همین منظور سالها کوشیدند تا با نادیده گرفتن ماهیت فتنه 88 که هدف قرار دادن اصل جمهوریت و اسلامیت و ولایت بود، آن را از جنس دعوای 2 جریان و حزب سیاسی بشناسانند که در آن، هر دو طرف به یک نسبت مساویند!

ایشان برای تحریف 9 دی نیز تلاش میکنند تا آن را به دفاع از اسلام و امام حسین(ع) منحصر و محدود نمایند و حال این که اگر چه خون مردم سراسر کشور پس از عاشورای 88 به غلیان آمد ولی طیف شعارهای مردم در یوم الله 9 دی اثبات میکند که مردم به دفاع از انقلاب، اسلام و ولایت به میدان آمدند و البته حرمت شکنی فتنه گران نسبت به امام حسین(ع) و عاشورای حسینی، در کامل شدن شناخت مردم از این جریان حقیقتاًً کمک به سزایی کرد.

در واقع مردمی را که 8 ماه شاهد قانونشکنی، بی ظرفیتی، تفرقه افکنی، پاره کردن عکس حضرت امام خمینی(ره)، شعار علیه اسلامیت نظام و اصل ولایت فقیه و دشمن شاد کردن انقلاب بودند و سربه راه شدن سران فتنه و پایان فتنه را انتظار میکشیدند، با هتک حرمت به عاشورای حسینی، به جمع بندی نهایی برسند که راه فتنه، راهی بی بازگشت است و باید بساط آن را خودشان در یوم الله 9 دی با شعار علیه فتنه و فتنه گران و دفاع از انقلاب، امام و رهبری جمع کنند، پس 9 دی روز دفاع مردم از همه ابعاد نظام یعنی اسلامیت، جمهوریت، ولایت و قانونمداری بود و نه صرف دلخوری بابت حمله فتنه‌گران به خیام اباعبدالله(ع) و ابعاد این حماسه، حضور همیشگی ما را برای عبرت گیری همه دشمنان خارجی و عناصر داخلیشان، میطلبد.


nazokbin

95/9/26
3:28 ع

نظر جعفرزاده درباره حصر سران خائن فتنهپس از اظهارات شاذ غلامعلی جعفرزاده درباره لزوم فراموش کردن داستان (بخوانید قائله خیانت بار) فتنه، او این بار در «همایش بازشناسی نقش کسما در نهضت جنگل»، به کنایه درباره حصر سران خائن فتنه گفت:

«میرزا بدون محاکمه کسی را حبس و حصر نکرد و آن روز میرزا به ما یاد داد که قانون حرف اول و آخر را باید در این کشور بزند/میرزا در نهایت تنها شد، درسرمای برف گیر کرد، یخ زد و همچون حسین بن علی(ع) سرش را از تن جدا کردند. اگر دارای ساختگاهی فکری هستیم و هدفی مشترک داریم نباید رهبر خود را تنها بگذاریم.»

گویا سخنان آقای جعفرزاده منبعث از فهم غلط ایشان ازاعتراض میرزا نسبت به اعدام مفاخرالملک (رئیس نظمیه رشت) باشد، چرا که پس از اسارت وی، میرزا کوچک خان دستور داد که او را حبس و سپس محاکمه کنند، لیکن خواهرزاده احمد کسمایی، به صورت خودسرانه (یا با دستور دایی خود)، مفاخرالملک را اعدام میکند.

باتوجه به شرحی که از مخالفت میرزا کوچک با اعدام مفاخرالملک بیان شد، مشخص است که تشبیه این واقعه به حصر سران خائن فتنه تنها زمانی بجا بود که سران فتنه برخلاف دستور رهبری و به صورت غیرقانونی مجازات شده باشند، ولی در ادامه خطاب به ایشان خواهم گفت که نه سران فتنه در حال مجازاتند و نه حصرشان غیرقانونی است و نه این مسئله بدون اذن رهبری است:

آقای جعفرزاده! شما که خودتان را به قانون پایبند نشان میدهید و به بهانه غیرقانونی بودن حصر سران خائن فتنه را زیر سؤال میبرید، باید بدانید که مصوبه شورای عالی امنیت ملی که به امضای مقام معظم رهبری رسیده طبق اصل 176 قانون اساسی قانونی است.

آقای جعفرزاده! سران فتنه باوجود چند ماه تحمل نظام در برابر اقدامات خیانت بارشان حاصر به توقف خیانتهایشان نشدند و نظام با قطع رابطه شان با  رسانه ها، از ادامه خسارات ایشان به کشور جلوگیری نمود لذا حصر سران خائن فتنه یک اقدام امنیتی بود نه تنبیهی.

آقای جعفرزاده! شما و دوستانتان که تحمل حصر سران خائن فتنه که از میهمانی، مسافرت، ویلای شمال، استخر و…، برخورداند، را ندارید، چطور تاب محاکمه ایشان را خواهید داشت در حالی که در صورت محاکمه، قطعاً به مجازاتی بسیار سنگین محکوم خواهند شد؟!

آقای جعفرزاده! شما بدون شبیه سازی صحیح تاریخی، حصر را مخالف سیره میرزا نشان داده اید، ولی امام علی (ع) پس از فتنه جمل، عایشه را بدون محاکمه، تحت الحفظ از بصره به مدینه فرستاد و تا آخر عمر آنجا نگه داشت تا مانع فتنه مجددشان گردد.

آقای جعفرزاده! مسلماً میدانید که افرادی مثل مثل محمدکاظم شریعتمداری و سید محمد صادق روحانی نیز در زمان حضرت امام خمینی(ره) محصور شدند تا از ادامه فتنه انگیزیها و تفرقه افکنیهایشان جلوگیری گردد و اگر این مسئله غیرقانونی و غیرشرعی بود، حضرت امام هم با آن موافقت نمینمود.

آقای جعفرزاده! گویا شما واقعاً قائله فتنه یا به قول خودتان داستان! فتنه را فراموش کرده اید که اینطور به هر بهانه مربوط و نامربوطی تلاش میکنید برای شکستن حصر سران خائن فتنه، دوباره فرصت تفرقه افکنی و خیانت به ایشان بدهید.

آقای جعفرزاده! شما به ما بگویید که تناقض ادعای نگرانی شما برای تنهایی رهبر و اصرارتان برای زیر سؤال بردن مواضع و نظرات رهبری در خصوص فتنه و حصر سران خائن فتنه را صرفاً ناشی از کج فهمی شما بدانیم یا برگرفته از نفاق و دورویی؟!


nazokbin

95/7/24
5:54 ع

تقلب 11 میلیونی

اگر چه ادعای تقلب 11 میلیونی در نظام انتخاباتی کشور باوجود این همه ناظر، مجری، نماینده نامزدها، قانون سختگیرانه انتخابات و رسیدگی به اعتراضات به اندازه کافی مضحک است، اما باید بدانیم که ادعای موسوی تقلب 11 میلیونی نبود! به این جمله موسوی در ساعاتی که هنوز برخی از حوزه ها مشغول رأی گرفتن بودند توجه کنید:

«برنده قطعی با نسبت آرای بسیار زیاد اینجانب هستم»

موسوی ادعا میکند من با نسبت بسیار زیاد و نه زیاد! برنده شده ام در حالی که او با فاصله 11 میلیونی باخته بود و این یعنی ادعای موسوی اولاً تقلبی حداقل دوبرابر 11 میلیون و حدود 20 میلیون است و ثانیاً بحث او تقلب است و نه تخلف!

ادعای تقلب حدود 20 میلیونی آنگاه بیشتر مضحک میشود که بدانیم او و دوستانش حتی برای تقلب یک میلیونی هم سند و مدرک محکمه پسندی نداشتند آن هم درحالی که از مدتها قبل کمیته صیانت از آرا تشکیل داده بودند و از احتمال جدی تقلب سخن میگفتند!

مضحک تر این که افرادی مانند موسوی، خاتمی، کروبی، هاشمی سالها در دولت، مجلس و مجمع تشخیص، رئیس بودند و اگر نظام انتخاباتی اینقدر ایراد داشت که بتوان در آن 20 میلیون تقلب کرد، حتما آن را اصلاح میکردند.

مضحک این که این افراد تنها در ایام انتخابات شروع به تشکیک در سلامت انتخابات میکنند گویا طبق فرموده رهبری، ایشان به مرض تشکیک در سلامت انتخابات مبتلا هستند که در ایام انتخابات این مرض مزمنشان، عود میکند.

و بازهم مضحک این که همین ها زمانی که انتخاباتی برگزار میکردند و کسی مدعی تقلب میشد، تقلب را غیرممکن میدانستند و زمانی که در انتخاباتی شکست میخوردند، مدعی تقلب میشدند! و جالبتر این که در انتخابات 84، برخی از ایشان به انتخاباتی که خاتمی برگزار کرد تشکیک کردند!


nazokbin

95/6/24
8:45 ص

سعید مرتضویسعید مرتضوی به عنوان دادستان اسبق تهران از خانواده های قربانیان واقعه تلخ و بسیار زیان بار کهریزک در سال 88، عذرخواهی کرده است که در نگاه اول امری مثبت است اما عذرخواهی سعید مرتضوی از چند جهت مهم و قابل بررسی به نظر میرسد:

زیانی که در آن شرایط حساس بابت سوءمدیریت ایشان به حیثیت نظام وارد شد و باعث شعله ور شدن آتش فتنه گردید هرگز به این راحتی قابل اغماض نیست و دستگاه قضایی و امنیتی ما برای اموری مانند واقعه کهریزک یا فوت ستار بهشتی و امثال آن، باید به شرایط استانداردی برسد که چنین اشتباهاتی هرگز تکرار نشود.

اگر چه داغ خانواده های مقتولین کهریزک و سایر مصدومان واقعه کهریزک، برای خانواده و دوستانشان داغی سنگین بود، اما آسیب بزرگتر این واقعه که آن را با تمام تلخی به مسئله فرعی بدل کرد، عمق فتنه 88 بود چرا که واقعه کهریزک در آن شرایط، خسارتی چند برابر ایجاد کرد و موجب بی اعتمادی بیشتر معترضانی گردید که تحت تأثیر القائات سران فتنه بودند و هنوز دستشان را نخوانده بودند.

از ابعاد کهریزک این بود که سران و حامیان فتنه که با دروغ بزرگ تقلب گسترده مهندسی شده، خودشان عامل تحریک و تهییج جوانان معترض بودند، آن را بهانه ای برای مظلوم نمایی خود قرار دادند تا به جای این که به عنوان مقصران اصلی فتنه 88، بابت خون هایی که مظلومانه از دوطرف درگیری های خیابانی ریخته شد، بدهکار شوند، طلبکار شوند و مظلوم نمایی کنند.

هرچند 3 کشته کهریزک، توسط کسانی که در این واقعه مقصر بودند، مظلوم واقع شدند، ولی شهید نامیدن ایشان دهن کجی به شهدایی بود که در برابر سیاهی لشگر فتنه ایستادند، سعید مرتضوی حق نداشت به خاطر کسب رضایت از خانواده های قربانیان، جایگاه رفیع شهادت را به حراج بگذارد، او باید به عنوان یکی از مقصران یا قاصران کهریزک از خانواده های قربانیان و مردم ایران و شخص رهبری عذرخواهی میکرد، اما حق نداشت با بکار بردن لفظ شهید به حرکت غلط و غیرقانونی معترضان خیابانی مشروعیت بخشی کند.

نکته آخر این که وقتی ما عذرخواهی سعید مرتضوی را در برابر خسارتی که در کهریزک به خانواده های قربانیان، مردم و نظام وارد شد کوچک می دانیم، آنان که باخت سنگینشان را با ادعای برد با فاصله و تقلب گسترده همراه کردند و موجب کشته شدن افراد زیادی از دوطیف شدند، خسارات سنگینی به کشور تحمیل کردند، کتباً به دشمن گرای تحریم های سخت دادند و وحدت ملی، امنیت ملی و منافع ملی را به چالش کشیدند و این مردم را دشمن شاد کردند، چه حکمی پیدا میکنند؟!


nazokbin

95/6/4
9:23 ص

نامه جواد امام به احمد منتظریجواد امام ، مدیرعامل فعلی بنیاد باران و‌ از مجرمان فتنه، اخیرا نامه‌ای به احمد منتظری نوشته است و در ژست یک پیرو خط امام، از انتشار اظهارات آیت الله منتظری که موجب هجمه به امام خمینی(ره) شد، گلایه کرده و در خلال نامه نیز کوشیده تا فتنه 88 را تطهیر نماید و از همراهی آن با منافقین، جاسوسان، توهین کنندگان به اهل بیت، بهاییان و... اعلام برائت کند و حتی آن را در مسیر تبعیت از سیره امام خمینی(ره) جلوه دهد! لذا لازم دیدم چند نکته جهت یادآوری به جواد امام ، حامیان فتنه و مدعیان دروغین خط امام بیان نمایم:

به استناد اظهارات اردشیر امیر ارجمند، مشاور ارشد میرحسین موسوی و سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید، آقای موسوی هم مانند آیت الله منتظری از معترضین اعدام منافقین در سال 1367 (پس از عملیات فروغ جاویدان منافقین) بوده و حتی علت اصلی استعفایش را اعتراض به همان اعدام‌ها معرفی می‌کند، امیر ارجمند در مصاحبه‌ای که در سال 1390 در بی بی سی منتشر شده است، میگوید:

«آقای موسوی در 13 مرداد سال گذشته در دیدار با گروهی از روزنامه نگاران گفت:

"مساله سال 67 را باید در منظر تاریخی خود بررسی کرد و بعد هم باید دید که آیا دولت در این زمینه اطلاعی داشته است؟ نقشی داشته است؟ آیا اصلا مکانی برای دخالت داشته است؟ آیا در احکام و اسناد نامی از دولت وجود داشته است؟ دولت که نقشی در این مساله نداشته است، خیلی از کسان دیگر هم اطلاع نداشته اند. اما برای مطرح کردن این مسائل با جزئیات هم محذوراتی دارم".

آقای مهندس موسوی در آن هنگام نخست وزیر بوده و عضو قوه قضائیه نبوده است. بنا به گفته خودش بی خبر بوده و حتی تقاضای تشکیل هیات تحقیق داده بود. ولی این تقاضا نیز کفایت نمی کند. آقای موسوی "ظاهرا" در پی با خبر شدن از اعدام های دسته جمعی استعفا داده است.»

جواد امام

زهرا رهنورد هم در مصاحبه با خودنویس، اعدام منافقین زندانی که با توجه به شواهدی که از هر دو طرف وجود داشت درپی پیوستن به منافقین در عملیات فروغ جاویدان بودند را یک «جنایت» میخواند و میگوید:

«اما به طوری که بارها گفته شده از این جنایت نه آقای خامنه‌ای و نه آقای موسوی هیچ یک اطلاعی نداشته‌اند و در حوزه وظایف شان هم نبوده است.»

و این اظهارات نشان میدهد، هم میرحسین موسوی و‌هم زهرا رهنورد که آقای جواد امام در حمایت از ایشان، از منافقین اعلام برائت و از اقدام امام خمینی در اعدام مناففین حمایت کرده است، خودشان از منتقدان جدی امام خمینی(ره) در این خصوص بوده‌اند و این اظهارات را وقتی در کنار حمایتهای منافقین از فتنه گران و اصلاح طلبان در سالهای 88 و 92 میگذاریم به این نتیجه میرسیم که ادعای برائت از منافقین و اعلام حمایت از اعدام برخی از ایشان در سال 67 با شواهد موجود هیچ تناسبی ندارد کما این که این اعلام برائت ها نیز باید در همان کوران فتنه انجام میشد!

خیانت فتنه گران و ضرباتی که به کشور وارد آوردند چه به لحاظ خدشه به امنیت، وحدت و منافع ملی، چه به لحاظ خونهایی که با قانونشکنی هایشان از دوطرف ریخته شد و چه به لحاظ بدعتی که در تاریخ انتخابات کشور گذاشتند و چه به لحاظ گرایی که با نامه نگاری (ازطریق سران فتنه به اوباما به واسطه گری شامر) و یا به صورت حضوری (از طریق مهدی هاشمی در لندن و به گواهی فایلهای مکالمات صوتی وی با نیک آهنگ کوثر) به دشمن دادند تا سخت ترین تحریم ها را پس از فتنه بر کشور و مردم تحمیل کنند، کمتر از خیانت منافقین نبوده است.

اگر چه برائت فتنه گران از منافقین اقدامی لازم و البته دیرهنگام است ولی به صرف چنین اعلام برائتی از سوی جواد امام ، کجا میتوان دامن فتنه گران را از آن همه ظلم و خیانت که همچنان بر مردم و انقلاب ادامه دارد، پاک کرد؟! و حال این که نتنیاهو، اوباما، کلینتون، کنگره آمریکا، سعودیها، ریگی، همجنسبازان، سلطنت طلبها، دگراندیشان، خدانابوران، و همه ضدانقلاب را به تمجید واداشتند و به سرانجام فتنه و ضربه به نظام امیدوار کردند! و درحال حاضر بهترین کار برای فتنه گران اعلام برائت از رفتار زشت، ساختارشکن، غیرقانونی و پرهزینه خودشان است و نه منافقان و خائنان دیگر!


nazokbin

95/5/31
8:0 ص

تطهیر سران فتنه

علی مطهری از ابتدای فتنه 88 با مواضع دوپهلوی خود مدام برای تطهیر سران فتنه تلاش کرده است و برای این هدف کوشیده تا ضمن کوچک کردن خیانت سران فتنه و کم اهمیت جلوه دادن آن، فتنه 88 را در حد یک دعوای معمولی و جناحی تقلیل داده و یا احمدی نژاد را نیز در فتنه مقصر قلمداد معرفی نماید و اخیراً نیز در همین راستا گفته است:

«برای موسوی پیغام دادم و جوابش حمایت از وحدت ملی بود و بهتر بود آقای باهنر پیشنهاد میداد اتهام‌ همه طرف‌های حوادث 88 مورد رسیدگی قرار گیرد و به محصوران هم اجازه دفاع دهند»

باتوجه به این که اظهارات فوق برای تطهیر سران فتنه و تلاش برای رفع حصر و فراری دادن این خائنان از محاکمه و مجازات سنگین خیانت هایشان بیان شده است، لازم دیدم چند جمله ای را خطاب به ایشان بنویسم:

آقای مطهری! پیام وحدت ملی موسوی را در چند ماهی که ایشان پشت نیسان یا پشت بیانیه هایش در حال فرمان و دعوت به شورش خیابانی بود به خوبی در خاطر داریم! هرگز یادمان نمی رود که چطور بین ادعای او یعنی برد با فاصله بالا و واقعیتی که رخ داد یعنی باخت با فاصله بالا، دروغ بزرگی به ابعاد تقلب حدود 20 میلیونی آن هم بدون ارائه مستندات و طی مراحل قانونی مطرح گردید و مردم و حتی اعضای خانواده ها را در برابر هم قرار داد و باعث خسارات عظیم به وحدت ملی گردید پس ادعای حمایت از وحدت ملی برای کسانی مثل سران فتنه آن هم بدون اظهار ندامت واقعاً مضحک است.

آقای مطهری!شما که مدعی هستید دو طرف در فتنه 88 باید محاکمه شوند و اتهامات شان رسیدگی شود چرا یک بار هم که شده اتهامات طرف احمدی نژاد را مستنداً مطرح نمی کنید؟! چگونه است که خیانت های ثابت شده و بی قانونی های محرز فتنه گران را در انتخابات 88 تنها اتهام میدانید ولی حتی قادر به بیان اتهامات احمدی نژاد در آن انتخابات نیستید؟! ادعای شما مبنی بر این که مناظره احمدی نژاد یا جشن برد انتخاباتی ایشان باعث شد تا سران فتنه ادعای تقلب گسترده کنند نیز واقعا مانند ادعای تقلب حدود 20 میلیونی واقعاً مضک است.

آقای مطهری! آیا فتنه ای که از ماه ها قبل با تشکیل ستاد کذایی صیانت از آراء، تشکیک در سلامت انتخابات، ادعای بدون سند تقلب حدود 20 میلیونی در انتخابات، اعلام قطعی تقلب در انتخابات از صبح انتخابات، دعوت مردم به حضور در خیابان ها، درخواست ابطال انتخابات بدون طی مراحل قانونی و ارائه مستندات، نامه نوشتن به دشمنان انقلاب و تقاضای تشدید تحریم ها و گرا دادن به ایشان را میخواهید همسنگ چند جمله نابجا و البته بحقِ احمدی نژاد در مناظره و یا جشن برد انتخاباتی معرفی کنید؟! آیا خودتان به این ادعایتان برای تطهیر سران فتنه نمی خندید؟!

آقای مطهری! قبلاً هم به شما گفتیم که اگر احمدی نژاد را مانند سران فتنه و تنها به این حساب که با حرفهایش آنها را تحریک کرده است مقصر فتنه 88 میدانید، پس شما هم در تحریک آنهایی که در شیراز با پرتاب گوجه از شما پذیرایی کردند، مقصرید و باید مانند ایشان محاکمه شوید! و یا همانطوری که حمله کنندگان به سفارت عربستان محاکمه شدند، دولت هم با توجه به تحریک مردم به علت اهمالش درخصوص پیگیری تجاوز به دو نوجوان ایرانی، فاجعه منا، شهادت شیخ نمر و… باید محاکمه شود! حال اگر این حرفها به نظر شما مضحک است بدانید که ریشه در همان سفسطه شما در تطهیر سران فتنه دارد!


nazokbin

95/5/8
12:15 ص

تاجزاده ، دروغگویی ، خیانت و نسیان

تاجزاده از فعالان و مجرمان فتنه 88، اخیراً مصاحبه ای با روزنامه همدلی با عنوان « بزرگترین درس کودتای ترکیه حضور مردم در صحنه بود» درباره کودتای ترکیه انجام داده و سعی کرده است تا آن را بهانه ای برای اثبات حقانیت فتنه 88 قرار دهند، او در بخشی از این مصاحبه می گوید:

«هرجا که نظامیان از پادگان خارج شوند و به نام استقرار امنیت، حکومت را در دست بگیرند کودتای آنها بیشترین ناامنی را به وجود می‌آورد. واضح‌تر بگویم فتنه از جایی آغاز می‌شود که نظامیان از پادگان بیرون می‌آیند. ما همچنان که کودتا را بدون قید و شرط محکوم می‌کنیم بدون قید و شرط هم از صندوق رای حمایت می‌کنیم. نتیجه‌اش هرکه می‌خواهد باشد.»

این اظهارات آقای تاجزاده آلبوم خیانت، دروغگویی و فراموشکاری وی را بیش از پیش اثبات می کند که در پاسخ به این اظهارات، چند مطلب را برای او و دوستانش یادآوری می کنیم:

  • گویا آقای تاجزاده فراموش کردند که فتنه 88 هم با حضور انقلابی مردم سراسر کشور در یوم الله 9 دی جمع شد، یوم اللهی که البته این قدر کام سران فتنه و حامیان ورشکسته اش را تلخ کرد که بعضاً در خصوص آن دچار نسیان می شوند و لازم است هر از چندگاهی عکس ها و فیلم های این روز تاریخی در سراسر کشور را برایشان پخش کرد.
  • فتنه گرانو اما همیشه بیرون آمدن نظامیان از پادگان را نباید بد دانست، اساساً ایشان حقوق می گیرند و تربیت می شوند که به موقع از پادگان بیرون بیایند و چه موقعی مهمتر از شرایطی که برخی با فریب و دروغ، دنبال ابطال بی سند و مدرک یک انتخابات40 میلیونی باشند؟!
  • مؤثرترین عامل در مقابله با فتنه همان نیروی مردمی و مخلص بسیج بود که در برابر اوباشی که مزدشان را شب به شب از «م ه» می گرفتند! جانانه ایستاد، همان نیرویی که پادگانش خانه پدر بود و سلاحش دعای مادر و سنگرش مسجد، همان بسیجی که در راه مبارزه با اوباش فتنه، مظلومانه شهید داد.
  • دروغی بزرگتر از این وجود ندارد که حامیان فتنه بگویند «ما همچنان کودتا را بدون قید و شرط محکوم می کنیم و بدون قید و شرط هم از صندوق رأی حمایت می کنیم» چطور کسی مثل تاجزاده که در منظر دوربین مخفی زندان صراحتا باخت را می پذیرد، ادعای پایبندی به صندوق رأی دارد؟! چطور کسانی که بدون سند و مدرک به نظام تهمت تقلب گسترده زدند و ابطال بدون قید و شرط صندوق رأی را خواستند می توانند مدعی احترام بدون قید و شرط به صندوق رأی باشند؟!
  • و انگار باز هم فراموش کرده اند که امروزه کودتاهای رنگی یا مخملی شایعتر از کودتای نظامی شده اند و اتفاقاً چند تئوری پرداز حرفه ای مثل مایکل لدین و جورج سوروس هم دارد که دوستان آقای تاجزاده به خوبی به صورت شفاهی و مکتوب از ایشان چیز یاد گرفتند و به صورت عملی با اسم رمز تقلب در کشور پیاده کردند.
  • و چه قدر خوب بود که آقای تاجزاده که با وجود همراهی اش با خیانت سنگین فتنه 88 هنوز جسورانه در موضع طلبکار صحبت می کند، نگاهی هم به برخورد ترکیه ای که همین قماش آن را الگویی برای ایران معرفی می کردند، بیندازد تا دربرابر رأفت اسلامی در برخورد با سران فتنه سر تعظیم فرود آورد که البته توقع قدرشناسی از خائنان امری مضحک به نظر می رسد.

nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
سیاسی ، دولت ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، هاشمی رفسنجانی ، صدا و سیما ، رسانه ، تورم ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، مشایی ، تحریم ، اعتقادی ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، برجام ، عدالت ، قوه قضاییه ، انقلابی ، اقتصادی ، تولید ، آمریکا ، مجلس ، علی لاریجانی ، بصیرت ، رابطه با آمریکا ، رشت ، گیلان ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، فرهنگی اجتماعی ، غرب ، استاد مصباح ، خانواده ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انقلاب ، انتخابات 96 ، هاشمی ، مهدی هاشمی ، سران فتنه ، سعید جلیلی ، مذهبی ، بانک ، جبهه پایداری ، شورای نگهبان ، علی مطهری ، کارمند ، مسکن مهر ، انتخابات ریاست جمهوری ، اصلاح طلبان ، اجرای برجام ، تحلیل های اقتصادی ، سوریه ، ماهواره ، جواد ظریف ، امام خمینی (ره) ، انتقاد پذیری ، استقلال ، مدیریت و ایمنی ، فساد بزرگ اقتصادی ، سیاست ، طنز ، ولایت فقیه ، ظریف ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، هنر ، ارز ، استکبار ستیزی ، اسرائیل ، انتخابات مجلس ، بدعهدی آمریکا ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی ، انتخابات آزاد ، ایمنی ، نقض برجام ، سران قوا ، نرخ رشد جمعیت ، مذاکره کنندگان هسته ای ، جریان انحرافی ، توافق نهایی هسته ای ، تهاجم فرهنگی ، تحریف انقلاب ، بانک ، انتقاد ، مدیریت ، نرمش قهرمانانه ، سبک زندگی ، علامه مصباح ، سینما ، شبکه های اجتماعی ، مردم ، انقلابی گری ، اصولگرایی ، جمنا ، کارگر ، تحریف اسلام و انقلاب ، حجاب و عفاف ، اشتغال ، برجام 2 ، پسابرجام ، مسجد ، هنر و رسانه ، فوتبال ، قالیباف ، قانون اساسی ، مذاکرات هسته ای ، نفوذ ، فرهنگ عمومی ، رابطه ایران و آمریکا ، برجام های 2 و 3 ، باقری لنکرانی ، ازدواج ، آرمان های انقلاب ، وبلاگ نویسی ، آموزش و پرورش ، ائتلاف اصولگرایان ، اعتدال ، اینترنت ، انتخابات های 94 ، دولت یازدهم ، رکود ، شبکه اجتماعی افسران جنگ نرم ، میر حسین موسوی ، مالیات ، محمد جواد ظریف ، گفتمان انقلاب ، عربستان ، بسیج ، امام حسین ، حضرت مهدی عج ، کارشکنی های آمریکا در اجرای برجام ، حقوق های نجومی ، حقوق کلان مدیران دولتی ، حامیان متعصب احمدی نژاد ، خاتمی ، داعش ، تحریم موشکی ، تحریف شخصیت امام خمینی ، ترکیه ، جدایی نادر از سیمین ، تولید ملی ، توهین های دولتمردان ، ائتلاف اصلاح طلبان ، احمد توکلی ، آمریکا ، بسته تحریم موشکی ، انتقادات به برجام ، ایرانیت ، عراقچی ، فتنه گران ، عکس ، روحانی ، دولت راستگویان ، دولت های نهم و دهم ، سعید مرتضوی ، قرارداد خرید هواپیما ، محسن رضایی ، متن برجام ، نقدینگی ، مرگ بر آمریکا ، محمد خاتمی ، قراردادهای پسابرجامی ، سیاه نمایی ، عزت ایران ، عبدالرضا داوری ، باخت اصولگرایان در تهران ، پارسی بلاگ ، آملی لاریجانی ، ادارات ، توالد ، جنبش برنمی تابیم ، تحریم های جدید ، خودروسازان ، حوادث ناشی از کار ، دوقطبی سازی ، حاشیه سازی ، حجاب ، حداد عادل ، حلقه انحرافی ، حقوق ، حسین قدیانی ، حادثه پلاسکو ، خطوط قرمز رهبری ، جدایی مشایی از احمدی نژاد ، توهین ، توصیه رهبری به احمدی نژاد ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
داروخانه دکتر سلیمی سرچشمه ادب و عرفان هــم انــدیشـی دینــی رقصی میان میدان مین یا صاحب الزمان (عج) پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) ساعت یک و نیم آن روز بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا عاشق آسمونی رضویّون حدیث منتظران قائم (عج) همه چیز آماده دانلود تراوشات یک ذهن زیبا بادصبا آسمون آبی چهاربرج پژواک یادداشتهای فانوس من وآینده من نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی مهاجر ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است کانون فرهنگی شهدا نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت در سایه سار ولایت فروشگاه اینترنتی پوشاک زنانه اوتیسا

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه