لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

سفارش تبلیغ
صبا
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره

96/2/6
9:54 ص

دوقطبی انقلابی غیرانقلابی دوقطبی برجامیان و نابرجامیان دوقطبی جنگ و صلح دوقطبی سازیبا توجه به نهی مکرر مقام معظم رهبری در مورد دوقطبی سازی های غلط و کاذب، بعضا سوالاتی مطرح میشود که نشان میدهد هنوز در این خصوص ابهامات زیادی وجود دارد که به چند مورد از آنها پاسخ میدهم:

1- نهی مقام معظم رهبری از دوقطبی سازی های غلط و کاذب به معنی ممانعت از ایجاد فضای رقابت سالم در انتخابات نیست، بلکه به معنی پرهیز از رقابتی است که منجر به تفرقه و درگیری در جامعه و سوءاستفاده دشمنان گردد.

2- دوقطبی صحیح، در جامعه و بین گروه هایی که انقلاب را قبول دارند ایجاد شکاف و درگیری نمی کند بلکه بین دوست و دشمن خط کشی مینماید که مقام معظم رهبری از آن به دوقطبی انقلابی و استکباری (ضدانقلابی) تعبیر کردند.

3- دوقطبی غلط لزوما متاثر از دو نامزد نیست و حتی با مرزبندی غلط از سوی یک نفر ایجاد میشود و بخش وسیعی از جامعه را بر اساس قومیت، مذهب، جناح، جنسیت، طبقه اجتماعی، دارایی و… در برابر بخشی دیگر قرار میدهد.

4- دوغطبی های کاذب مبتنی بر حقیقت نیستند و بیشتر به صورت کاذب و برنامه ریزی شده در فضای جامعه تزریق میشود تا از قبل آن، احزاب سیاسی، منافع خود را دنبال کنند، مانند:

الف- دوقطبی برجامیان و نابرجامیان: این دوقطبی از این جهت کاذب است که هم اکنون کشور برجام را به عنوان یک توافق بین المللی پذیرفته است و همانطوری که رهبری هم فرمود، ایران ابتدائا آن را نقض نخواهد کرد، لذا هر دولتی که بر سرکار بیاید بر اساس سیاستهای کلان کشور باید به برجام عمل کند و اتفاقا آن کسانی که میگویند برجام را به هر قیمتی باید حفظ کرد باعث میشوند طرف مقابل هر چه بیشتر از اجرای تعهداتش سر باز بزند و عملاً از برجام، جز نامی برای ایران باقی نماند که این مهمترین محرک برای کنار گذاشتن برجام خواهد بود لذا اگر کسی میخواهد برجام پایدار باشد باید طرف مقابل را به اجرای تعهداتش ملزم کند و الا که هیچ توافقی نمی تواند به صورت یکطرفه، پایدار بماند.

ب- دوقطبی جنگ و صلح: این دوقطبی سازی از این جهت دنبال میشود که مردم احساس کنند سایه جنگ بالای سر کشور است و رفع آن هم مستلزم اعتماد به یک حزب خاص است، حال این که این دوقطبی اساسا براساس اعتراف اوباما و کری، گزینه ای عملی نبوده است و تنها به عنوان یک تهدید پوشالی مورد استفاده قرار می گرفته و این که اساساً ایران اگر چه مشمول بند 41 فصل هفتم منشور سازمان ملل بوده است اما مشمول سایر بندهای آن (از 39 تا 51) که مجوز حمله به کشورها را صادر میکند، نبوده است و نکته نهایی این که اتفاقا آن جریانی کشور را به لبه جنگ و تهدید میبرد که مدام مولفه های قدرت کشور اعم از اقتصاد مقاومتی، توان موشکی، بودجه نظامی، رشد علمی، تکنولوژی های نوین و… را تضعیف میکند.

ج- دوقطبی حامیان تحریم و مخالفان تحریم: این هم یک دوقطبی کاذب و غیر واقعی است برای این که کسی در کشور مدافع تحریم نیست بلکه متأسفانه جریانی خاص، میکوشد کسانی را که حامی مقاومت در برابر زیاده خواهی های دشمن، اجرای اصول اقتصاد مقاومتی، خراب نکردن پلهای دور زدن تحریمها و حفظ عزت کشور هستند را دوستدار تحریم بخوانند حال این که دقیقا برعکس، آنهایی که کشور را به لحاظ اقتصادی ضعیف و وابسته نگاه میدارند، کشور را بیشتر و بیشتر در برابر تحریمها آسیب پذیر میکنند و باعث میشوند دشمنان هرگز دست از تحریمها دست برندارند.


nazokbin

95/12/19
8:31 ص

روحانی درباره انداختن قطعنامه ها در منقل و دوقطبی سازیاگرچه تقریبا 3 سالی هست که شاهد طعنه و کنایه های بعضاً بی ادبانه روحانی خدمت مقام معظم رهبری هستیم ولی متأسفانه این ادبیات در چند روز اخیر به صورت عجیبی اوج گرفته است که برخی تحلیل گران از آن به عصبانیت یاد کردند، اما به نظر میرسد این ادبیات وقیحانه دربرابر مقام معظم رهبری، ناشی از خلاء وجود دوقطبی برای روحانی است. روحانی نتوانسته یک شخصیت دوقطبی ساز مثل احمدی نژاد در برابر خود دست و پا کند و از آنجا که عملکردی برای ارائه و طبعاً بختی برای پیروزی در فضای منطقی ندارد، میکوشد به هر بهانه ای، فضا را به سمت احساسی شدن، متلک پرانی و در صورت کم آوردن مظلوم نمایی پیش ببرد. روحانی میکوشد در این خلآ عملکردی، شخص مقام معظم رهبری را به عنوان قطب مقابل خود نشان دهد و حداقل از قِبل این سیاست، نظر برخی اصلاح طلبان رادیکال را به حمایت از خود جلب کند. حال این که او در این مواجهه قطعاً از پیش بازنده است، چرا که هرقدر مقام معظم رهبری در مطالباتشان، مؤدبانه، منطقی، منصفانه، دلسوزانه و براساس منافع ملی حرکت میکنند، روحانی با ادبیات وقیحانه، مغرضانه، غیرمنطقی و منفعت جویانه برخورد میکند و این در صورتی است که مطمئناً یکی از دلایل ریزش محسوس آرای روحانی، به غیر از عملکرد ضعیف او در تحقق شعارهایش، ادبیات زشت او در برابر منتقدان و حتی مردمی است که به او رأی ندادند و حتی رأی دادند و الان از او تحقق شعارهایش را مطالبه میکنند. امروز اما او همان ادبیات زشت را در برابر رهبری که محبوبیتی بی نظیر دارد به کار میگیرد که این رفتار قطعاً به شتاب یابی افول محبوبیت او منجر خواهد شد، ضمن این که مقام معظم رهبری مطمئناً برخلاف خواسته روحانی، وارد این بازی نخواهد شد و در این میدان هم عملکرد خود روحانی هست که در برابر روحانی قرار خواهد گرفت.


nazokbin

95/12/13
10:40 ص

روحانی درباره انداختن قطعنامه های سازمان ملل در منقلآقای روحانی دیروز (95/12/7) در سخنرانی خود در جمع مجریان انتخاباتی درباره قطعنامه های سازمان ملل گفت:

«برخی فکر میکردند منقل در کنار دستشان است و قطعنامه های سازمان ملل را داخل منقل می اندازند و تمام میشود.»

با توجه به سابقه جسارتهای قبلی و روحیه پرخاشگری وی در برابر منتقدان و حتی شخص مقام معظم رهبری، برخی رسانه ها و اشخاص، سخنان فوق را با هشدار مقام معظم رهبری خطاب به نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا که حرف از پاره کردن برجام میزدند مرتبط دانستند. مقام معظم رهبری در 25 بهمن امسال در این خصوص اینچنین فرموده بودند:

«برجام را ابتدائاً نقض نخواهیم کرد امّا اگر آمریکاییها برجام را پاره کنند، آن را آتش می زنیم!»

چه اظهارات دیروز روحانی با هدف کنایه به کلام مقام معظم رهبری باشد و چه نباشد، این دو سخن نمیتوانند باهم ارتباط منطقی داشته باشند، چرا که:

اولاً مقام معظم رهبری با مذاکره و ‌توافق برای حل مسأله هسته‌ای هرگز مخالف نبوده‌اند و قبل از بر سرکار آمدن دولت یازدهم نیز مذاکراتی برای حل مسئله هسته ای با گروه 5+1 و حتی مستقیماً با آمریکا (در عمان) انجام شده بود.

ثانیاً اگر مقام معظم رهبری در جایی برای مذاکرات، خط قرمز یا شرط و شروط گذاشتند، در جهت مخالفت با توافق یا لغو قطعنامه های سازمان ملل نبود، بلکه برای جلوگیزی از تضییع حقوق ملت در برابر زیاده‌خواهیهای موجود و بدعهدیهای احتمالی بوده است.

ثالثاً انسان خیلی باید ذلیل باشد که حتی باوجود پاره کردن برجام توسط آمریکا، از آتش زدن آن ابا داشته باشد؛ و البته پاره کردن برجام صرفاً پاره کردن کاغذنوشته آن نیست، بلکه کارشکنیهایی که موجب تضییع حقوق ایران در برجام میشود هم به منزله پاره کردن برجام هستند.

رابعاً مقام معظم رهبری در برابر قطعنامه های سازمان ملل و تحریمها هرگز شعاری برخورد نکردند؛ ایشان همواره فرمودند تنها راه مقابله با جنگ اقتصادی دشمن، تحقق اقتصاد مقاومتی با اقدام و عمل است؛ مقوله ای که متأسفانه روحانی و برخی دولتمردان آن را در حد یک لقلقه زبان نگه داشته اند.

البته مطلب فوق این احتمال را منتفی نمیداند که روحانی با این سخنان در پی کنایه زدن به مقام معظم رهبری باشد به خصوص که میدانیم روحانی در شرایط بسیار سختی به سر میبرد و در حالی که تنها 80 روز به انتخابات باقی مانده است، در خلاء عملکردهای قابل ارائه، ناچار است با حرفهای هرچند بی ادبانه، تند و بی ربط، نظرها را به خودش جلب کند.


nazokbin

95/12/7
8:53 ص

سران فتنهآقای سلیمی نمین ، مهمان برنامه جهان آرای امشب، با موضوع حصر سران فتنه بودد که کوشید تا لفظ سران فتنه را به دشمنان خارجی معطوف کند و جرم ایشان را به خودخواهی و غرور تقلیل دهد و درباره رفع حصر سران فتنه مشروط به توبه علنی توجیهاتی بیان کرد و  آقای احمدی نژاد را در تحریک فتنه گران مؤثر خواند که نسبت به تحلیلهای وی بیان سه نکته را ضروری میدانم:

بازندگان انتخابات شاید تا زمانی که هنوز قادر به درک تبعات حرکتشان نبودند سران فتنه نبودند، اما وقتی با وجود مشاهده آب دهان و برق چشمان دشمن و ایراد خدشه به منافع ملی، امنیت ملی و وحدت ملی به رفتار زیان بار خود ادامه دادند، دیگر سران فتنه بودند. برعکسِ آقای سلیمی نمین که اصرار دارد بگوید همان دشمن خارجی، سران فتنه هستند، ولی ادغام این دو نمیتواند منطقی باشد، فتنه ها غالبا از سوی کسانی رخ میدهد که از داخل ضربه میزنند، همانطوری که یاران بزرگ پیامبر(ص) مانند طلحه و زبیر، فتنه جمل را شکل داند و نه کفار! به خصوص که مقام معظم رهبری نیز قبلاً از واژه سران فتنه برای همین افراد استفاده کرده اند که این مسئله توجیهات آقای سلیمی نمین را باطل نمود.

درباره نقش آقای احمدی نژاد در فتنه، اعتقاد دارم که اگر چه ایشان اساساً شخصیتی دوقطبی ساز هستند و دوقطبی هایشان هم برخلاف تنها دوقطبی مورد سفارش مقام معظم رهبری که دوقطبی انقلابی و ضدانقلابی (و نه حتی انقلابی و غیرانقلابی) است، دوقطبیهای فقیر و غنی یا احمدی نژاد و هاشمی بوده است، لیکن خیانت و خسارات فتنه را این قدر واضح و سنگین میدانم که نمیتوانم هیچ کسی جز سران فتنه را در آن مقصر و حتی قاصر معرفی کنم و آنچه که امثال علی مطهری و سلیمی نمین به عنوان «تحریک های احمدی نژاد درباره فتنه گران» از آن یاد میکنند، در برابر واکنشی که میتوانست از سوی سایر گزینه ها در صورت برنده شدنشان سربزند را ناچیز میدانم؛ کما این که میرحسین موسوی یک روز قبل از انتخابات در مصاحبه با مجله تایم، از تغییرات برگشت ناپذیر در انقلاب صحبت کرده بود!

نکته ای که آقای سلیمی نمین واقعا کوشید به آن پاسخ نگوید، علت تقارن فوت هاشمی، نزدیکی به انتخابات 96 و طرح اصطلاحاً «آشتی ملی» بود که او نهایتاً اینها را باهم مرتبط دانست ولی به لزوم یک توبه علنی بستنده کرد چرا که به زعم او، ایشان فعلاً قصد نامزدی در انتخابات را ندارند! فارغ از این که سران خائن فتنه هنوز جرأت و جسارت توبه و عذرخواهی علنی از نظام و مردم را نداشته اند، این هم قابل قبول نیست که این توبه امکان بازگشت ایشان به سطوح بالای سیاسی را باز کند، بلکه این توبه نهایتا فقط باید بتواند مسیر زندگی عادی اجتماعی و سیاسی را برای ایشان هموار کند ولی امکان تأثیر گذاری زیاد بر امور کشور توسط افرادی که بی ظرفیتی و عدم التزامشان به قانون اساسی و ولایت فقیه را در تنگناها به وضوح نشان دادند، یقیناً نمیتواند حکیمانه و به نفع کشور باشد.


nazokbin

95/9/26
3:26 ع


جریان احمدی نژاد

تحمیل هزینه بر نظام و رهبری از سوی احمدی نژاد و حامیان متعصبش، به مسئله ای عادی در سالهای دولت دهم و حتی در چند ماهه اخیر تبدیل شده است و به نظر میرسد جریان احمدی نژاد تلاش دارد به دیگران این پیغام را مخابره کند که اگر کسی بخواهد به ایشان هزینه ای تحمیل کند، ایشان هم بر وی هزینه تحمیل خواهند کرد، حتی اگر این فرد، شخص ولی فقیه باشد که نمونه های این تحمیل هزینه را در عزل مشایی، ابقای مصلحی، اصرار به معرفی مشایی به عنوان نامزد انتخابات و برخی درگیریهای علنی با سایر قوا و نهادهای انقلابی در دولت دهم شاهد بودیم.

رویه هزینه تراشی برای مقام معظم رهبری در چند ماه اخیر نیز ادامه یافت، آنجا که آقای احمدی نژاد پس از توصیه مقام معظم رهبری مبنی بر لزوم بازخوانی آرمانهای امام(ره)، در مرداد 94 اعلام کرد که در همه استانها، ستادهای استانی تبیین گفتمان امام(ره) را تشکیل داده است و پس از حدود 2 سال سکوت، از طریق این ستادها، سفرهای استانی تحت عنوان تبیین گفتمان امام را کلید زد، لیکن آنچه که در شیوه انعکاس و انتشار گزارش این سفرها از سوی همین ستادها صورت میگرفت، منجر به دوقطبی سازی و انتخاباتی شدن فضا میگردید که شاید یکی از مقاصد مقام معظم رهبری  از تذکرشان در 5 اسفند 1394 در خصوص دوقطبی سازی همین تحرکات بود.

سفرهای استانی احمدی نژاد اما در سال 95 با مانور شدیدتری نسبت به سال 94، در تاریخ 19 فروردین 95 به مقصر آمل آغاز و انجام شد و با تیترهایی مثل قیام مردم آمل، خیزش مردم آمل، قیام قسط و… و با مقایسه تصاویر سفرهای استانی احمدی نژاد و روحانی در رسانه های جریان احمدی نژاد منعکس گردید که این مسئله، حاکی از تلاش برای دوقطبی سازی فضای جامعه از سوی این طیف بود و این در حالی بود که مقام معظم رهبری در تاریخهای 19 اردیبهشت و 6 و 14 خرداد 95 هم در خصوص پرهیز از دوقطبی سازی جامعه مجدداً تذکر دادند.

علی رغم تذکر مقام معظم رهبری درخصوص پرهیز از دوقطبی سازی در جامعه، سفرهای استانی بعدی احمدی نژاد برای 2 خرداد و 4  شهریور 95 به مقصدهای زنجان و قزوین اعلام و با همان شیوه انجام شد و در نهایت نیز با همان تیترهای قیام و خیزش مردم زنجان و قزوین و با مقایسه عکسهای سفرهای استانی روحانی و احمدی نژاد به این شهرها در رسانه های جریان احمدی نژاد منعکس شد که این امر به تشدید فضای دوقطبی کشور و شروع بحث و گفتگوهای جدی در فضای رسانه ای، حقیقی و مجازی کشور منجر گردید.

آقای احمدی نژاد در 9 شهریور 95 نزد مقام معظم رهبری میرود و به بهانه گزارش سفرهای استانی خود، از میل و رغبت عجیب مردم برای بازگشت خود سخن میگوید که مقام معظم رهبری به دلیل خطر دوقطبی سازی (که بعدها نیز به صورت علنی این مسئله را بیان فرمودند)، به او توصیه میکند که به صحنه انتخابات نیاید که آقای احمدی نژاد هم در نامه ای که بعدها منتشر میکند، مدعی میشود در همان جلسه این توصیه را پذیرفته است! لیکن سؤالی که مطرح میشود این است که پس چرا تنها 2 هفته بعد، یعنی در 25 شهریور 95، با همان سبک و سیاق گذشته به گرگان سفر میکند؟!

با استمرار سفرهای احمدی نژاد و تأثیر آن بر دوقطبی سازی جامعه، از تاریخ 28 شهریور 95، برخی شخصیتهای مورد وثوق انقلابی مانند مهدی محمدی، یاسر جبرائیلی، عبدالله گنجی، مهدی فضائیلی، حمید رسایی و حتی برخی از شخصیتهای احمدی نژادی مانند عباس امیری فر و محمد علی رامین مسئله توصیه رهبری به احمدی نژاد مبنی بر نیامدن به صحنه انتخابات را علنی میکنند که این مسئله به جای این که مورد پذیرش احمدی نژاد و تیمش قرار گیرد، از سوی تیم رسمی مسکوت میماند و از سوی تیم غیر رسمی مورد انکار واقع میشود و بعضاً به منتشر کنندگان آن توصیه نیز توهین میکنند.

با بالا گرفتن فضای اصرار و انکار درخصوص توصیه رهبری، مقام معظم رهبری در تاریخ 5 مهرماه 95، در جلسه درس خارج فقه خود، این توصیه را علنی بیان میکنند و در انتها نیز میگویند آقایان میگویند چرا پشت بلندگو بیان نمیکنید که بعد میفرمایند «خب! این هم پشت بلندگو». رهبری این توصیه را ناشی از شناخت شخصیت احمدی نژاد، شرایط جامعه و خطر دوقطبی سازی جامعه اعلام میکنند که یک روز بعد نیز آقای احمدی نژاد، تبعیت خود را از توصیه رهبری اعلام میدارد اما متأسفانه این مسئله پایان کار نبود و تیم رسانه ای غیر رسمی جریان احمدی نژاد با محوریت عبدالرضا داوری چند مسئله را در دستور کار قرار دهند:

  • تخریب گزینه های احتمالی انقلابی و اصولگرا و تفاوت قائل نشدن بین ایشان و روحانی!
  • سرد کردن مردم برای حضور در انتخاباتی که احمدی نژاد در آن نامزد نباشد!
  • تحریک حامیان روحانی نسبت به رد صلاحیت احتمالی وی با برچسب مهاردوگانه!
  • زیر سوال بردن انتقادات به روحانی و بعضاً حمایتهای تلویحی از عملکرد روحانی!
  • القای توصیه رهبری به یک منع ظالمانه، غیرمردمی، غیرمنطقی و غیرقانونی!
  • اصرار علنی برلزوم دوقطبی سازی فضا و نیاز به استفاده از احمدی نژاد برای نیل به این هدف!
  • جمع آوری امضا و نامه و درج مطلب در فضای مجازی خطاب به رهبری برای بازگرداندن احمدی نژاد!
  • دعوت از احمدی نژادیها برای بی طرف ماندن در درگیریهای منتقدان روحانی و روحانی در مسئله فسادهای کلان دولتمردان!
  • القای این پیام که هدف نظام از توصیه به احمدی نژاد، حفظ روحانی است!

قطعاً پس از دولت که کل قوه مجریه را در دست دارد، جریان احمدی نژاد بزرگترین و مؤثرترین تشکیلات را در یکایک استانها و شهرستانها در اختیار دارد و با توجه به سوابق این جریان، قابل پیش بینی است که اگر نهایتاً موفق به بازگرداندن احمدی نژاد به صحنه انتخابات نشود، هزینه خود را به نظام تحمیل خواهد کرد، که این هزینه میتواند سرد کردن مردم از حضور در انتخابات، رأی سفید دادن، نوشتن اسم احمدی نژاد در برگه رأی و حتی رأی به روحانی باشد که مجموعه این عوامل، اثبات میکند که جریان انقلابی و حتی دوستداران ولایی احمدی نژاد، نباید رصد، تحلیل و روشنگری درباره رفتارها و برنامه های این جریان را به طور کلی کنار بگذارند.


nazokbin

95/9/24
8:20 ص

توصیه به جریان انقلابی و ولاییباتوجه به این که کم کم به فضای انتخابات نزدیک میشویم و بعضاً سوالی که دوستان جریان انقلابی و ولایی در خصوص راهبرد انتخاباتی این جریان برای سال 96 مطرح میکنند؛ لازم میدانم 4 توصیه را در پاسخ به ای دوستان تقدیم نمایم:

1- باید مد نظر داشته باشیم که تأکید مهم مقام معظم رهبری درباره پرهیز از ورود زودهنگام به فضای انتخاباتی و پرهیز از دوقطبی سازی جامعه را سرلوحه تمام مباحث خودمان قرار دهیم؛ و خدای ناکرده نظرات و حتی لحن نظراتمان به نحوی نباشد که برخلاف این دغدغه های مقام معظم رهبری باشد. مسلماً میتوان نظر مردم را با رعایت اخلاق سیاسی و عدم خدشه به منافع ملی و وحدت ملی حفظ کرد.

2- درتعیین گزینه نهایی حتی در ذهنمان نباید عجله کنیم و از همین الان باید به گزینه های انقلابی که مورد علاقه و توجه ما هستند بگوییم که هدف از ورود به این عرصه، نباید صرف ماندن تا آخر باشد؛ یعنی اگر از گزینه هایی هم دعوت میکنیم که به میدان بیایند باید به ایشان بگوییم که برای ائتلاف، وحدت و حتی کنارکشیدن به نفع کلیت انقلاب آماده باشند.

3- باید توجه داشته باشیم که اگر چه بسیار بعید است که روحانی با این عملکرد ضعیف در اکثر زمینه ها، بتواند دوباره مثل سال 1392، نصف آرا را کسب کند؛ ولی این هم بعید است که گزینه های انقلابی نیز بتوانند به چنین موفقیتی در دور اول نائل شوند، لذا باید هدفگذاری جریان انقلابی برای همراهی در دور اول و پیروزی در دور دوم انجام شود.

4- درانتخاب و حمایت از گزینه های انقلابی نباید متعصبانه عمل کرد؛ چرا که این تعصب باعث انشقاق، درگیری و ریزش آرای جریان انقلابی و به نفع جریان متکی به غرب تمام شود؛ و بالعکس اگر گزینه های انقلابی و حامیانشان در مناظره ها و فعالیتهای انتخاباتی همکاری نمایند و همدیگر را تخریب نکنند، میتوانند از افزایش ناخواسته آرای جریان مقابل جلوگیری کنند.


nazokbin

95/9/21
8:47 ص

عبدالرضا داوری مهدی محمدیپس از این که چند مطلب در کانال عبدالرضا داوری درخصوص مواضع اولیه و جانبدارانه آقای مهدی محمدی درباره برجام منتشر گردید، ایشان متنی را تنظیم کردند و از آقای عبدالرضا داوری خواستند آن را نیز در کانالشان منتشر نمایند که آقای مهدی محمدی در بخشی از آن توضیح دادند که:

«با وجود اینکه تا لحظه آخر -و بدون شک بسیار بیش از سرجمع همه مدعیان نقد برجام- علیه این مذاکرات جنگیده بودم، عقیده داشتم حال که نظام توافق را با اکراه پذیرفته باید اجازه بدهیم تجربه ای که مدنظر رهبر معظم انقلاب اسلامی از پذیرش برجام است در ذهن مردم شکل بگیرد.»

که حقیر جسارتاً این پاسخ را نمیتوانم بپذیرم، چرا که آقای محمدی صرفاً حرفهایی نزد که برجام پذیرفته شود، بلکه حرفهایی زد که به منزله تحسین برجام، دخالت رهبری در جزئیات و اصلاح آن برداشت میشد، عباراتی که بعدها و امروز از سوی منتقدان ایشان و منتقدان رهبری مورد سوءاستفاده قرار گرفت تا بگویند رهبری در جزئیات برجام دخالت کرده است، امری که خود شخص رهبری آن را قبلاً به صراحت تکذیب کرده بودند. پس حقیر موضع گیری آقای مهدی محمدی را یک تحلیل اشتباه میدانم که در برابر تحلیل استاد فؤاد ایزدی که از همان روز اول به اشتباهات مهلک برجام اشاره داشت، تحلیل اشتباهی را در روزهای اول به امثال من منتقل کرد، هرچند آقای مهدی محمدی خیلی سریع به اشتباه خود پی برد و موضع گیری خود درخصوص برجام را خیلی سریع اصلاح نمود.

آقای عبدالرضا داوری در پاسخ به متن آقای مهدی محمدی، پاسخی تحت عنوان «”قدرت” و دیگر هیچ» ذیل مطلب مهدی محمدی منتشر میکند که در بخشی از آن اینچنین میگوید:

«ماجرا اینگونه که جناب مهدی محمدی روایت میکنند، نبود! صاحب این قلم معتقد است که این رویکرد جناب محمدی و همفکرانشان بیش از آنکه به دغدغه “رشد آگاهی عمومی” متکی باشد به دغدغه “مصادره به مطلوب” برجام در آستانه انتخابات مجلس دهم مرتبط است. مروجان این رویکرد نگران بودند که کلید برجام، قفل مجلس دهم را برای “جریان سازش” بگشاید و تلاش کردند با حمایت از برجام، آن کلید را در جیب خود قرار دهند و البته به دلیل همین رویکرد و محاسبه “قدرت مدار”، حمایتشان از برجام نیز برای مردم “باور پذیر” نشد تا انتخابات هفتم اسفند 94 به کام “سازش گرایان” شیرین گردد. بر همین اساس حملات امروز جناب محمدی و دوستانشان به برجام نیز ناشی از رشدیافتگی آگاهی عمومی از ماهیت غیرقابل اعتماد امریکا طی یک سال اخیر نیست؛ ایشان دریافته اند که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری 96، چاره ای جز رقابت با حسن روحانی ندارند و چون روحانی نه “نهی پذیر” است و نه قابل “ردصلاحیت”؛ پس این بار به جای “حمایت از برجام”، فرمان “حمله به برجام” در دستور کار جناب مهدی محمدی و دوستانشان قرار گرفته تا با استفاده از فرصت حضور ترامپ در کاخ سفید، تنها کالای موجود در ویترین دولت حسن روحانی را کالایی بنجل و تقلبی نمایش دهند.»

این پاسخ آقای داوری به آقای مهدی محمدی اما یک اتهام بزرگ است، چرا که آقای مهدی محمدی تنها در اولین موضع خود در خصوص برجام، از عبارات «متوازن» و «ورود رهبری به جزییات» و «رفع ایرادات» را مطرح کرده بود و همان جا هم قبل از تمجید برجام گفته بود:

« زمانی کم و بیش طولانی لازم است تا همه ابعاد این متن روشن شود و بتوان درباره آن یک داوری بدون ابهام به دست داد…»

اما آقای عبدالرضا داوری گویا فقط تحلیل اول آقای مهدی محمدی را مبنا قرار داده و فراموش کرده است که ایشان در تحلیلهای بعدی در نقد برجام و در حالی که هنوز انتخابات مجلس دهم برگزار نشده بود، بارها در تلویزیون در نقد برجام حاضر شد و منطق حامیان برجام را به چالش کشید.

از آن جا که آقای عبدالرضا داوری که به خودش اجازه میدهد، چنین اتهام نا روایی را به آقای مهدی محمدی که واقعاً در جهت روشنگری تلاش بسیار کرده است و حتی هدف ترور دشمنان اسلام قرار گرفته است، وارد کند به ما نیز حق بدهد که براساس خط سیر مطالب متعدد وی در کانالش و نه به صرف یک یا دو مطلب درباره ایشان قضاوت کنیم:

به نظر من، آقای داوری بازوی رسانه ای غیر رسمی احمدی نژاد است که قرار است حرف بزند ولی به پای احمدی نژاد نوشته نشود، او از حامیان متعصب و سخت احمدی نژاد و مشایی است که در جریان سفرهای استانی احمدی نژاد و در عین هشدارهای متعدد مقام معظم رهبری به پرهیز از دوقطبی کردن جامعه، برای سفرهای استانی احمدی نژاد که توسط ستادهای خودساخته ایشان طراحی و منعکس میشد، مدام با تیترهایی مثل «قیام مردم زنجان»، «زنجان در انتظار قیام قسط» «قیام آمل»، «خیزش تاریخی مردم آمل»،… به دوقطبی سازی فضای جامعه پرداخت، آن هم در شرایطی که هنوز بیش از یکسال به انتخابات 96 مانده بود!

حرکت رسانه ای عبدالرضا داوری، صرفاً در او متوقف نمیشد، بلکه بسیاری از کانالها و رسانه های احمدی نژادی نیز عیناً همان تیترهای تحریک کننده و دوقطبی ساز و انتخاباتی را به کار گرفتند و تکرار کردند، تیترهایی که بعضاً در کنار مقایسه عکسهای استقبال از سفرهای استانی احمدی نژاد و روحانی، فضای دوقطبی را به شدیدترین حالت در می آورد و موجب موضع گیری حامیان روحانی و انتخاباتی شدن زودهنگام فضای سیاسی کشور نیز گردیده بود در صورتی که رهبری همواره بر پرهیز از انتخاباتی کردن زودهنگام فضای سیاسی کشور تأکید کرده بودند.

و اما وقتی که آقای احمدی نژاد به بهانه گزارش دهی به مقام معظم رهبری نزد ایشان میرود و تلاش میکند در پایان گزارش اینطور نتیجه گیری کند که استقبال مردم و خواست مردم نشان دهنده عطش ایشان برای حضور اینجانب است، با توصیه رهبری به عدم حضور به انتخابات مواجه میشود ولی همچنان مسئله را رسماً اعلام نمیکند و به همان شکل و سیاق به ادامه سفرهای استانی خود ادامه میدهد تا حدی که برخی مطلعین، مسئله توصیه رهبری را آشکار مینمایند تا جلوی این فضاسازی احمدی نژاد را بگیرند.

اما اتفاقی که می افتد این است که احمدی نژاد تا مدتی در برابر افشای نظر رهبری، سکوت اختیار میکند و هیچ نمیگوید تا امثال داوری به کسانی که این خبر را منتشر کرده بودند، تهمت دروغ و افترا بزند تا حدی که این تهمت ها پس از درس اخلاق امام خامنه ای با موضوع حفظ اسرار جلسات که سالانه بیان میشد، از سوی همین آقای داوری، با تیترهایی مثل «وعلیکم بالتوبه»، وارد فاز هجمه آشکار به امثال مهدی فضائلی و مهدی محمدی و یاسر جبرائیلی و… شد.

اما مقام معظم رهبری فردای جلسه درس اخلاقشان درباره حفظ اسرار جلسات، مسئله را علنی کردند و فرمودند:

«خب بله، یک نفری، یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظه‌ی صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتیم هم شرکت نکنید، گفتیم صلاح نمی‌دانیم ما شما شرکت کنید. این را گفتیم. ما هم اوضاع کشور را خب، غالباً بیشتر از اغلب افراد آشنا هستیم. آدم‌ها هم، بخصوص آدم‌هایی که صدها جلسه با ما نشستند و برخاستند بیشتر و بهتر از دیگران می‌شناسیم. با ملاحظه‌ی حال مخاطب و اوضاع کشور به یک آقایی انسان توصیه می‌کند که آقا شما اگر توی این مقوله وارد شدید این دو قطبی در کشور ایجاد می‌شود. دو قطبی در کشور مضرّ است به حال کشور. من صلاح نمی‌دانم شما وارد بشوید. بله، این چیز خیلی مهمی که نیست.

این یک چیز خیلی طبیعی است، خیلی ساده است. بله، ما این توصیه را به یکی از آقایان، به یکی از برادران کردیم. خب حالا این مایه‌ی اختلاف بشود بین برادران مؤمن، یکی بگوید فلانی گفته، یکی بگوید نگفته، یکی بگوید چرا پشت بلندگو نگفته؟ خب حالا این هم پشت بلندگو. انسان باید نصحیت کند. نصحیت یعنی خیرخواهی. من به جنابعالی که مثلاً آقای آشیخ عبدالعالی اسمتان است من باب مثال علاقه‌مندم. می‌دانم شما اگر وارد این مقوله شدی به ضررت است. به ضرر کشور هم هست. به شما می‌گویم وارد نشو. نمی‌گویم هم وارد نشو. امر و نهی نیست. حالا بعضی گفتند آقا دستور دادند، امر کردند، نه، گفتیم صلاح نمی‌دانیم. من صلاح نمی‌دانم. این چیز خوبی است. این چیز بدی نیست.»

که از این فاز هم رفتار آقای عبدالرضا داوری دیدنی بود، ایشان در 24 ساعتی که طول کشید تا آقای احمدی نژاد بجنبند و به نامه رهبری پاسخ بدهند، تبعیت از این توصیه را غیر الزامی دانست و پس ازنامه احمدی نژاد شروع کرد به انتشار تصاویری که بین مردم و احمدی نژاد، موانعی مانند دیوار، شیشه و فنس دارد و ذیل آنها از تیترهایی که احمدی نژاد را مظلوم نشان میداد استفاده کرد و در همین اثناء، مطالبی در خصوص اختیارات رهبری، نحوه انتخابات ریاست جمهوری، قانون اساسی، عدالت و… منتشر کرد که همگی حاکی از نارضایتی شدید داوری در این مسئله بود و در این فضا برای القای بیشتر مظلومیت احمدی نژاد، از عبارت «منع احمدی نژاد» استفاده کرد در صورتی که در فاز قبل، به افرادی که از این عبارت استفاده میکردند می تاخت و میگفت احمدی نژاد منع  نشده، بلکه فقط توصیه به نیامدن شده است!

اما خط سیر سخنان عبدالرضا داوری در همین جا تمام نشد و او در خلال این مطالب چند برنامه دیگر را نیز دنبال کرد، به عنوان مثال، او مدام حامیان روحانی را با هشتگ «مهار دوگانه» تحریک کرد که چه نشسته اید که بعد از حذف احمدی نژاد، نوبت حذف روحانی است و از سوی دیگر شدت تاختن به رقبای روحانی را اضافه کرد و در خلال بیشتر مطالب سیاسی، اجتماعی، نظری و… تنها چند نتیجه معدود میگرفت، اول این که نباید مردم را از انتخاب افراد محروم کرد، دوم این که جز احمدی نژاد هیچ کسی نه لیاقت دارد و نه توان برنده شدن و سوم این که در انتخابات آتی مردم حضور نخواهند داشت و چهارم این که همه گزینه های دیگر در غیاب احمدی نژاد، تفاوت چندانی ندارند!

اما آقای عبدالرضا داوری بازهم  رفتار قابل تأمل دیگری را به خرج داد، او به غیر از هشدار مکرر به حامیان روحانی برای حذف نشدن وی، در مواردی نیز از وی حمایت کرد، او حتی در حمایت از روحانی و پس از نقض برجام خواندن تمدید تحریم داماتو، این تحریم را غیر هسته ای خواند تا کانالهای معاند، این اظهارات وی را به عنوان سند مورد استفاده قرار دهند و حال این که تحریم داماتو به حوزه انرژی و هسته ای هم ارتباط داشت و اساساً جزو تحریمهای هسته ای بود که اگر نبود، نیازی نبود برخی از بندهای آن در اجرای برجام با دستور اجرایی اوباما متوقف گردد!

در ادامه اما داوری حمایتهای غیر مستقیم و بعضاً مستقیم خود از روحانی و دولت را تمام نکرد و در فازی که هم اکنون در انتقاد و اتهام وی به مهدی محمدی شاهدیم، به او تهمت زد که آن روزی که از برجام حمایت کرد، دنبال ممانعت از ورود حامیان روحانی به مجلس بوده است و امروز که از برجام انتقاد میکند، تنها دنبال این است که مزیت روحانی را خنثی کند و قدرت را به اصولگرایان برگرداند!

متأسفانه حرکت عبدالرضا داوری در زمینه دوقطبی سازی، انکار توصیه رهبری و سپس ظالمانه وانمود کردن آن، تلاش برای بازگرداندن احمدی نژاد به عرصه انتخابات، حمایت غیر مستقیم و بعضا مستقیم از عملکرهای بد روحانی، تحریک حامیان روحانی در خصوص حذف احتمالی روحانی، هجمه های بعضاً غیرمنصفانه به گزینه هایی مانند قالیباف و جلیلی و… همه و همه نشان میدهد که آن کسی که به قدرت می اندیشد و «دیگر هیچ»، مهدی محمدی نیست، تنها اشتباه قابل انتقاد به مهدی محمدی این است که تحلیل اولیه وی از برجام غلط بود، ولی بازهم نباید فراموش کرد که او خیلی سریع و قبل از این که یک ماه از آن نظرش بگذرد، در نظرات و مقاله هایش و مناظرات تلویزیونی، این اشتباه خود را جبران کرد.


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
سیاسی ، دولت ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، هاشمی رفسنجانی ، صدا و سیما ، رسانه ، تورم ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، مشایی ، تحریم ، اعتقادی ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، برجام ، عدالت ، قوه قضاییه ، انقلابی ، اقتصادی ، تولید ، آمریکا ، مجلس ، علی لاریجانی ، بصیرت ، رابطه با آمریکا ، رشت ، گیلان ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، فرهنگی اجتماعی ، غرب ، استاد مصباح ، خانواده ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انقلاب ، انتخابات 96 ، هاشمی ، مهدی هاشمی ، سران فتنه ، سعید جلیلی ، مذهبی ، بانک ، جبهه پایداری ، شورای نگهبان ، علی مطهری ، کارمند ، مسکن مهر ، انتخابات ریاست جمهوری ، اصلاح طلبان ، اجرای برجام ، تحلیل های اقتصادی ، سوریه ، ماهواره ، جواد ظریف ، امام خمینی (ره) ، انتقاد پذیری ، استقلال ، مدیریت و ایمنی ، فساد بزرگ اقتصادی ، سیاست ، طنز ، ولایت فقیه ، ظریف ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، هنر ، ارز ، استکبار ستیزی ، اسرائیل ، انتخابات مجلس ، بدعهدی آمریکا ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی ، انتخابات آزاد ، ایمنی ، نقض برجام ، سران قوا ، نرخ رشد جمعیت ، مذاکره کنندگان هسته ای ، جریان انحرافی ، توافق نهایی هسته ای ، تهاجم فرهنگی ، تحریف انقلاب ، بانک ، انتقاد ، مدیریت ، نرمش قهرمانانه ، سبک زندگی ، علامه مصباح ، سینما ، شبکه های اجتماعی ، مردم ، انقلابی گری ، اصولگرایی ، جمنا ، کارگر ، تحریف اسلام و انقلاب ، حجاب و عفاف ، اشتغال ، برجام 2 ، پسابرجام ، مسجد ، هنر و رسانه ، فوتبال ، قالیباف ، قانون اساسی ، مذاکرات هسته ای ، نفوذ ، فرهنگ عمومی ، رابطه ایران و آمریکا ، برجام های 2 و 3 ، باقری لنکرانی ، ازدواج ، آرمان های انقلاب ، وبلاگ نویسی ، آموزش و پرورش ، ائتلاف اصولگرایان ، اعتدال ، اینترنت ، انتخابات های 94 ، دولت یازدهم ، رکود ، شبکه اجتماعی افسران جنگ نرم ، میر حسین موسوی ، مالیات ، محمد جواد ظریف ، گفتمان انقلاب ، عربستان ، بسیج ، امام حسین ، حضرت مهدی عج ، کارشکنی های آمریکا در اجرای برجام ، حقوق های نجومی ، حقوق کلان مدیران دولتی ، حامیان متعصب احمدی نژاد ، خاتمی ، داعش ، تحریم موشکی ، تحریف شخصیت امام خمینی ، ترکیه ، جدایی نادر از سیمین ، تولید ملی ، توهین های دولتمردان ، ائتلاف اصلاح طلبان ، احمد توکلی ، آمریکا ، بسته تحریم موشکی ، انتقادات به برجام ، ایرانیت ، عراقچی ، فتنه گران ، عکس ، روحانی ، دولت راستگویان ، دولت های نهم و دهم ، سعید مرتضوی ، قرارداد خرید هواپیما ، محسن رضایی ، متن برجام ، نقدینگی ، مرگ بر آمریکا ، محمد خاتمی ، قراردادهای پسابرجامی ، سیاه نمایی ، عزت ایران ، عبدالرضا داوری ، باخت اصولگرایان در تهران ، پارسی بلاگ ، آملی لاریجانی ، ادارات ، توالد ، جنبش برنمی تابیم ، تحریم های جدید ، خودروسازان ، حوادث ناشی از کار ، دوقطبی سازی ، حاشیه سازی ، حجاب ، حداد عادل ، حلقه انحرافی ، حقوق ، حسین قدیانی ، حادثه پلاسکو ، خطوط قرمز رهبری ، جدایی مشایی از احمدی نژاد ، توهین ، توصیه رهبری به احمدی نژاد ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) داروخانه دکتر سلیمی سرچشمه ادب و عرفان ساعت یک و نیم آن روز رضویّون بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا عاشق آسمونی یا صاحب الزمان (عج) حدیث منتظران قائم (عج) رقصی میان میدان مین همه چیز آماده دانلود تراوشات یک ذهن زیبا هــم انــدیشـی دینــی بادصبا آسمون آبی چهاربرج پژواک یادداشتهای فانوس من وآینده من نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی مهاجر ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است کانون فرهنگی شهدا نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت در سایه سار ولایت فروشگاه اینترنتی پوشاک زنانه اوتیسا

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه