لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره

96/1/6
9:0 ص

نظر رهبری درباره مصباح انتخاب اصلح و صالح مقبول

متأسفانه همچنان بیانات علامه مصباح یزدی آماج هجمه ها یا سوءاستفاده های برخی جریانات سیاسی قرار میگیرد که این بار بیانات انتخاباتی ایشان درباره بحث انتخاب اصلح و صالح مقبول مورد حاشیه سازی این جریانات قرار گرفته است، آنجا که میفرماید:

«هر گاه تشخیص دهم کسی اصلح است، از او حمایت می‌کنم، و اگر کار به جایی رسید که قرار است کسی رأی بیاورد که ضررش بیشتر است و رأی به رقیب او سبب دفع ضرر بیشتر می‌شود، دفع افسد به فاسد می‌کنم؛ اما قرارنیست از اول فاسد را ترویج کنم. در صورتی می‌توانم به کسی رأی دهم که بینی و بین الله تشخیص دهم از میان افراد موجود، او اصلح است»

برخی اشخاص اصلاح طلب مثل عباس عبدی و رسانه های این جریان عبارت «دفع افسد به فاسد» را به معنی انتخاب فساد برای به قدرت نرسیدن فاسدتر و خدشه به جایگاه شورای نگهبان قلمداد کردند در صورتی که اساسا این عبارت برای نامزدها نیست بلکه برای رفتار است؛ علامه میفرمایند کار صحیح رأی به اصلح است و کار فاسد رأی به غیر اصلح هر چند که او صالح مقبول باشد و میفرمایند که اگر قرار باشد نظام اسلامی دچار خسارت (حالت افسد) شود، آنگاه باید با انتخاب صالح مقبول از خسارت به نظام اسلامی جلوگیری نمود.

از سوی دیگر برخی از جریانات بحث اصلح و صالح مقبول را به نفع نامزد مدنظر خود مصادره کردند بخشی این طور گفتند که هرکسی باید به تنهایی، اصلح را بیابد، حال این که آن چه مد نظر علامه است صرفاً «کشف اصلح» است و چه بسا کشف اصلح اگر همه نامزدها به صورت نظام مند، علمی و بر اساس شاخصهای اسلامی، انقلابی و مدیریتی ارزیابی شوند، نتیجه جامعتر و قابل اجماعتر باشد، لذا صرف «کشف اصلح» اصل است چه این کار با شناخت شخصی باشد، چه با پرسیدن از افراد آگاه و امین و چه با طی کردن مکانیزم جمعی، جامع، علمی و نظام مند.

بخش دیگری از افرادی که بحث اصلح و صالح مقبول علامه مصباح را به نفع خود مصادره کردند نیز از همان اول به حساب این که اصلح قابلیت رأی آوری ندارد، مستقیماً رفتند به سراغ مقبولیت نامزدها در حالی که این هم اشتباه و همانطوری که بیان شد عملی فاسد است، بلکه باید ابتدا اصلح را شناخت و حتی برای رأی آوریش تلاش کرد و اگر به جایی رسیدیم که از مقبولیتش ناامید شدیم و در کنارش احتمال خسارت به نظام اسلامی وجود داشت، آن گاه به دنبال معرفی صالح مقبول رفت.

توضیح این که مکانیزم جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی، علی رغم انتقاداتی که حتما به آن وارد است، کشف اصلح بر اساس شاخصهای انقلابی گری و مدیریتی که توسط یک جمع گسترده از نیروهای مومن و انقلابی، تدوین، تصویب و ارزیابی میشوند، دنبال میگردد به نحوی که جامعیت این مکانیزم برای رسیدن به گزینه اصلح، ضمن کاهش احتمال خطا، امکان ایجاد اجماع بر گزینه شناخته شده به عنوان اصلح را در طول اجرای این مکانیزم افزایش میدهد، بدون این که در لحظات آخر انتخابات، گرفتار دوگانگی انتخاب اصلح و صالح مقبول گردد.


nazokbin

96/1/4
12:47 ص

موضع علامه مصباح درباره جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامیاگر چه بسیاری از علما و مراجع از بدو تشکیل جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی از آن حمایت کرده اند، لیکن هنوز در مواضع علامه مصباح درباره جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی نشانی از تأیید و رد مطلق وجود ندارد و ایشان ضمن استقبال از جلسات هم اندیشی در این خصوص، عموماً در هنگامی که از ایشان برای پیوستن به این جبهه سؤال میشود، روی لزوم شناسایی و حمایت از اصلح تأکید میکنند و در عین حال میفرمایند برای دفع شر افسد و درجایی که امیدی برای پیروزی اصلح وجود نداشته باشد به صالح مقبول رأی خواهند داد و در عین حال نیز کنار کشیدن نامزدهایی که خود را اصلح میدانند ولی از مقبولیت برخوردار نیستند و موجب به قدرت رسیدن فاسدان میشوند را واجب میدانند که مجموعه این مواضع اگر چه در حمایت مستقیم از جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی نیستند ولی به تمرکز قوا و همراهی نیروهای انقلابی و نامزدهای جریان انقلاب کمک میکند.

نکته ای که مهم است، حمایت مجدانه و موکد علامه مصباح بر گزینش اصلح که البته قابل درک و پیروی است، اما مسئله ای که وجود دارد این است که ایشان همچنان روی شخصی بودن تشخیص اصلح تأکید دارند و پذیرش هرگونه ائتلافی را منافی این اصول میدانند حال این که هم اکنون بسیاری از مریدان علامه مصباح در جمع جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی حضور مؤثر دارند و همین کشف و حمایت از اصلح را با استفاده از یک مکانیزم سیستماتیک دنبال میکنند، این که در جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی، چند شاخص انقلابی تصویب گردیده و برای هرکدام وزن تعیین گردد تا همه نامزدها براساس این خط کش ارزیابی شوند مطمئناً خارج از تلاش برای رسیدن به اصلح نیست.

نکته دوم این که اکثریت قریب به اتفاق اشخاصی که در این جبهه به عنوان اشخاص مؤسس، مؤثر و تصمیم گیر حضور دارند، برخلاف مکانیزمهای قبلی، نمایندگان احزاب نیستند و بسیاری از ایشان حتی سابقه حضور و عضویت در هیچ حزب سیاسی را در کارنامه ندارند و تنها به دلیل وجهه انقلابی و اسلامی خویش در این جمع ورود کرده اند و حاصل تصمیم این جمع نباید به مثابه یک تصمیم صرفا دموکراتیک حزبی و منفعت طلبانه تلقی گردد بلکه باید پذیرفت محتوای تفکر این افراد و برآیند آرای این جمع هر چند در صندوق رأی ریخته و شمرده میشود، ولی براساس شاخصهای انقلابی اسلامی است.

درک نگاهی که به جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی ارائه شد خیلی سخت نیست وقتی بدانیم که مجلس خبرگان که مجتمعی از فقهای مقبول و معتمد کشور هستند نیز با همین مکانیزم رأی گیری تصمیمات خود را اتخاذ میکنند بدون این که کسی نتیجه تصمیم گیری آنها را فاقد وجاهتهای شرعی و انقلابی بداند، البته با این وجود همانطوری که علامه مصباح در نشست خود با اعضای حزب مؤتلفه بیان کردند، مسئله نفوذ را باید جدی گرفت، مسئله ای که حتی در مجلس خبرگان هم باید جدی گرفته شود، ولی دلیل نمیشود که کسی کلیت مجلس خبرگان یا جمع هایی که دنبال وحدت نیروهای انقلاب اسلامی هستند را بابت نفوذیهایی که احتمالا در آن ورود میکنند را زیر سؤال ببرد.

شاید برخی افراد در این که جمع مؤسسین و سپس اعضای 3000 نفره و نهایتاً شورای مرکزی جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی واجد صلاحیت لازم باشند دچار تردید باشند اما نگاهی به جمع شورای مرکزی که محصول انتخاب نشست 3000 نفره اعضای جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی است نشان میدهد که به وجهه انقلابی و اسلامی اکثریت قریب به اتفاق حاضران در شورای مرکزی 30 نفره، حتی از نگاه سخت گیرترین شخصیتهای انقلابی نیز نمیتوان خدشه جدی وارد دانست و از این جهت حاصل و برایند چنین جمعی نیز نمیتواند منافی اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی شناخته گردد، برآیندی که شاید هم رسیدن به اصلح را بهتر تضمین کند و هم ایجاد اجماع بر وی را به خوبی تسهیل نماید.

مسلماً مواضع علامه مصباح درباره جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی و در خصوص عدول نکردن از انتخاب اصلح جز در شرایط اضطرار و مراقبت درباره مسئله نفوذ در جمع های انقلابی برای جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی یک نعمت بزرگ است همان طور که توصیه های بزرگانی مانند مرحوم مهدوی کنی، نوری همدانی، مکارم شیرازی، موحدی کرمانی، یزدی، پناهیان و… درباره اهمیت وحدت، کار تشکیلاتی و شبکه سازی برای تسهیل کشف و ارتقای نیروهای انقلابی نیز نعمتی عظیم است به خصوص که طیف غیرانقلابی چند سالی است که از مکانیزم غیرنظام مند و اجتهادهای شخصی نیروهای انقلاب نهایت سوءاستفاده را کرده و با ائتلافهای خود بر اصول باطل، جبهه حق را به خاطر روحیه فردگرایی برای نامزدی در انتخابات و تشخیص اصلح، تحت فشار قرار داده اند.


nazokbin

95/12/19
9:5 ص


وحید جلیلی مهدی محمدی

همانطوری که قبلاً در نقد محمد رضا باهنر که سعید جلیلی را بابت عدم وحدت با جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی نکوهش کرده بود، مطلب نوشتم، اکنون به اظهارات برادر انقلابیمان وحید جلیلی که به این جبهه و اعضایش به صورت غیرمنصفانه ای هجمه میکند و دیگر برادر جوان انقلابیمان، مهدی محمدی را اینچنین «مأمور» و «دوشخصیتی» میخواند، انتقاد دارم:

«کسانی که یک روز به فرموده می نویسند برجام توافق متوازن! است، روز دیگر علیه مبتکر توافق متوازن! اعلام جنگ می کنند/ با این آدمهای دوشخصیتی میخواهیم شخصیت واحد و صف مشترک برای نیروهای انقلاب ایجاد کنیم؟!»

البته همانطوری که قبلا هم نوشته بودم، مهدی محمدی در خصوص اطلاق عبارت «متن متوازن» برای برجام دچار اشتباه و عجله در تحلیل شده بود، ولی او در همان نوشته تلویحاً شتابزده بودن آن تحلیل را بیان کرده بود:

«زمانی کم و بیش طولانی لازم است تا همه ابعاد این متن روشن شود و بتوان درباره آن یک داوری بدون ابهام به دست داد…»

نکته دیگر این که مهدی محمدی خیلی سریع به نقاط ضعف و تله های برجام پی برد و در جبران اشتباهش، بارها در نقد برجام مقاله نوشت و مناظره و مصاحبه کرد، تا حدی که در روشن کردن ابعاد تاریک برجام تلاش قابل تقدیری کرد.

اما این که وحید جلیلی یک تحلیل اشتباه مهدی محمدی جوان که خیلی سریع نیز اصلاح و تا حد خوبی جبران شد را بهانه ای برای «مأمور» معرفی کردن و «دوشخصیتی» نامیدن او و کوبیدن کلیت جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی قرار دهد و انتقاداتش به برجام را نیز با لفظ «اعلام جنگ» به سخره بگیرد، واقعاً نمیتواند اخلاقی و منصفانه تلقی گردد.

این که مهدی محمدی قبلا بابت همین عبارت «متن متوازن» از سوی عبدالرضا داوری، فرد رسانه ای حلقه انحرافی مورد توهین و تهمت قرار گرفته بود خیلی عجیب نبود، اما این که مدعی ترین جریان در بین نیروهای انقلابی، مهدی محمدی را مأمور و دوشخصیتی بداند یا کلیت جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی و بانیان و اعضایش را قدرت طلب و سهم خواه بخواند، واقعاً عجیب و قابل انتقاد است؛ به خصوص که این صحبتها میتواند کلیت آرای جریان انقلابی را به نفع جریان غیرانقلابی دچار ریزش نماید و خسارتی که از سال 92 به کشور وارد شد را این بار در ابعاد بیشتری آوار نماید.


nazokbin

95/12/19
8:50 ص

حمایت باهنر از جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامیباهنر بازهم مصاحبه ای کرده و بر اصولگرا بودن روحانی و پیروزی  7 بر 3 در برجام تأکید کرده است که این مواضع وی در کنار اظهارات قبلی او درباره پروژه به اصطلاح «آشتی ملی»، با اظهارات مؤسسین، اعضای شورای مرکزی و سخنگوی جمنا و شأن تشکیل جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی که «نه به وضع موجود» و «بازگرداندن کشور به مسیر صحیح» بود و با حمایت باهنر از جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی در تعارض است. از سوی دیگر، باهنر اخیراً خیلی پر حرف هم شده است، تا حدی که شاید بیشترین انتقادی که تاکنون به جمنا وارد شده، حمایت باهنر از جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی و مواضع او بوده باشد.

حمایت باهنر از جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامیحمایت باهنر و مواضع او اما بیش از هرچیزی ما را به یاد عملکرد علی اکبر ولایتی در دور یازدهم انتخابات ریاست جمهوری در سال 1392 می اندازد، آنجایی که علی اکبر ولایتی خود ائتلافی را تشکیل داد و خود نیز آن را با عدم پایبندی به مکانیزمی که بر آن وحدت کرده بودند، به نابودی بکشاند تا در کنار اظهارات عجیبش در مناظرات تلویزیونی، خدمتی بزرگ به روحانی بنماید، خدمتی که بعدها ثابت شد علی اکبر ناطقی نوری در آن نقش مؤثری ایفا کرده است.

مسئله آنگاه جالبتر میشود که یادمان بیاید همین محمد رضا باهنر، در سال 1392 رئیس شورای هماهنگی ستادهای چهارگانه انتخاباتی ولایتی بوده و از این رو سخت است که فکر کنیم در رفتار وحدت شکن ولایتی در سال 92 هیچ نقشی نداشته است؛ حال وقتی گزاره های فوق را کنار هم میگذاریم، احتمال این که باهنر در جهت وحدت شکنی با جمنا همراه شده باشد جدی تر میشود، نکته ای که حتی برخی منتقدان جمنا نیز این فرضیه را بعضاً قابل تأمل میدانند.

اما نکته عجیب این است که همین برادران انقلابی که امروز باهنر را مأمور به وحدت شکنی و بعضاً نفوذی میدانند، به جای این که او را در مأموریتش ناکام گذارند، ناخواسته به او کمک میکنند، یعنی به جای این که مواضع و حرکات او را به پای کلیت جمنا ننویسند و شخص او و مواضعش را مورد انتقاد قرار دهند، به کلیت جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی انتقاد میکنند که امیدوارم این برادران عزیز اگر هم تمایلی به وحدت ندارند، لااقل در زمین وحدت شکنها بازی نکنند.

از آنجا که مکانیزم وحدت نیروهای انقلابی این بار وسط خود نامزدها و حتی احزاب راهبری نمیشود و نیروهای مردمی کشور و نمایندگانشان در شورای مرکزی جمنا، تصویب، هدایت و اجرای مکانیزم وحدت را برعهده گرفته اند، امکان کارشکنی در فرایند اجرایی جمنا بسیار سخت شده است و به همین دلیل وحدت شکنها تقریبا راهی به جز وحدت شکنی با مواضع وحدت شکن برای خود متصور نیستند و شاید همین امر باعث افزایش مصاحبه هایشان گردیده است.

از سوی دیگر برخی عناصر مخلص انقلابی که توقع داشتند بانیان و مؤسسان جمنا، خودشان به اعلام حمایت باهنر از جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی دست رد بزنند، امروز نسبت به عملکرد جبهه مردمی نیروهای انقلاب دچار تردید شده اند، حال این که به نظر میرسد بهترین روش برای به حاشیه راندن افرادی مانند باهنر، خود مکانیزم جمعی جمنا باشد، ولی با این وجود، عجالتاً لازم است که جمنا با موضع گیریهای رسمی و به هنگام، نگذارد تردیدی در تفکر انقلابی جمنا ایجاد گردد.

و اما کلام آخر هم توصیه ای به خود آقای باهنر است، این که اگر در ادعای خود مبنی بر اهتمام به وحدت نیروهای انقلابی صادق هستند، از بیان مواضعی که قاطبه جریان انقلابی آنها را قبول ندارند و با شأنیت تشکیل جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی در تعارض آشکار است خودداری کنند، آقای باهنر مدنظر داشته باشند که تشکیلات جمنا برای نه به وضع موجود و جایگزینی مسیر مناسب تأسیس شده است، لذا به ایشان توصیه میکنم اگر واقعاً دنبال تأیید روند و تفکر غیرانقلابی موجود هستند، بهتر است نفاق را کنار بگذارند و در قامت حامی روحانی سخن بگویند، نه حامی جمنا!


nazokbin

95/12/7
9:4 ص

محمدرضا باهنربرخی از افرادی که مدام میخواهند به خاطر مواضع برخی حامیان جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی به خصوص آقای محمدرضا باهنر ، کلیت این جریان را زیر سؤال ببرند و مدام میگویند چرا جمنا از این افراد اظهار برائت نمیکند که برای این دوستان انقلابی، از پاسخ مقام معظم رهبری به سوال دانشجویان درباره اظهارات قابل انتقادِ برخی از منصوبین ایشان، وام میگیرم، ایشان در تاریخ 94/4/20 در جمعی از دانشجویان گفت:

«یک نکته‌ی دیگر گفتند که کسانی به عنوان نماینده‌ی رهبری از زبان رهبری حرف میزنند. خب، من خودم هنوز که الحمّدلله زبانم از کار نیفتاده؛ حرف خود من که مقدّم به حرف آنها است. آنچه من میگویم، حرف من آن است؛ کسانی هم که حرف میزنند -نمایندگان رهبری و منصوبین رهبری و مانند اینها که تعداد زیادی‌اند- از قول رهبری نمیگویند؛ این را توّجه داشته باشید. در همین مسئله‌ای که بالخصوص اسم آوردند، آن کسی را که اسم آوردند، آن کس حرف خودش را زده بود؛ از زبان رهبری چیزی نگفته بود. بنده هم حرف خودم را زدم؛ هم قبل از آن، هم بعد از آن؛ خب، شما حرف من را از خود من بشنوید. بله، ممکن است یک نفری جزو منصوبین رهبری هم باشد، درباره‌ی فلان مسئله یک عقیده‌ای خلاف رهبری هم داشته باشد، هیچ اشکال ندارد؛ این‌جور چیزی هم هست. خیلی از همین آقایان محترمی که منصوبین رهبری‌اند، در فلان مسئله‌ی خاصّ سیاسی یا اجتماعی یا اعتقادی ممکن است عقیده‌شان غیر از عقیده‌ی رهبری باشد؛ ما این را اشکال ندانستیم؛ عمده برای ما جهت‌گیری‌های کلّی است، جهت‌گیری‌های انقلابی است. والّا در هر مسئله که ما نمی‌نشینیم هماهنگ کنیم که ببینیم در فلان مسئله نظر ما یکی هست یا نیست؛ خب، او نظر خودش را گفته. این هم نمیشود که من هرجا هرکسی از نمایندگان ما یک چیزی گفت، ما فوراً بگوییم آقا! شما، این را غلط گفتید، این را درست گفتید، روابط عمومی اعلان کند؛ این هم نمیشود.»

البته همانطوری که بیان شد، موضع فوق برای شرایطی است که یکی از منصوبین یا نزدیکان رهبری، نظر شخصی خود را در خصوص مسئله ای بیان نماید، مثل برخی مواضع غلط و جنجالی که این روزها از محمدرضا باهنر درباره مرحوم هاشمی، روحانی و خاتمی شنیده ایم؛ البته مقام معظم رهبری در جایی که کسی از قول ایشان موضعی خلاف واقع بگیرد، حتماً واکنش نشان میدهند که در ادامه سخنان فوق در همان تاریخ، ایشان میفرمایند:

«بله، اگر از قول حقیر، کسی چیزی بگوید و به گوش من برسد و خلاف باشد، ما به خود او بلافاصله تذکّر میدهیم؛ مکرّر اتّفاق افتاده؛ تذکّر دادیم، گفتیم که شما خودتان این را اصلاحش کنید، آن طرف هم اصلاح کرده. مصلحت نمیدانم که اگر یک کسی یک چیزی گفت، ما هم اینجا برداریم یک اعلامیّه بدهیم که فلان کس غلط کرد این حرف را زد؛ اینکه نمیشود. هرجا برخلاف نظر ما -البتّه از قول من؛ اگر از قول خودش گفته باشد، نه- از قول من چیزی گفته باشد، اطّلاع میدهیم و میگوییم آقا! این را شما از قول ما، شنیدیم گفتید و باید خودتان اصلاح کنید. این هم این مطلب.»

خب حالا اگر موضع گیری فوق را مدر نظر داشته باشیم، میبنیم که امثال محمدرضا باهنر ، هیچ سمتی در جبهه مردمی نیروهای انقلاب ندارند و مانند بسیاری از افراد سرشناس دیگر، از جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی حمایت کرده است و مسلما اختیار دارد درباره نظرات خودش در مسائل مختلف موضع گیری نماید و این توقع که در برابر هر موضع او، جمنا موضع گیری نماید غیرمنطقی است و حتی با سیره مقام معظم رهبری نیز در تناقض است، حال این که مواضع رسمی جمنا و مؤسسین آن، دارای عیار انقلابی مناسبی در حوزه های مختلف است.


nazokbin

95/11/25
9:42 ع

جمنا جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامیبرخی از دوستان عزیز انقلابی سوالی مطرح میکنند مبنی بر این که چرا جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی ، «مردمی» نامگذاری شده است؟ که در پاسخ به این دوستان باید معنی «مردمی» بودن را در خصوص این جبهه درست متوجه شد:

1- اگر مردمی بودن را به این معنی بگیریم که تمام اعضای این جبهه توسط مردم و یا همه نیروهای انقلابی انتخاب شده اند که بعید میدانم مؤسسان آن نیز چنین ادعایی داشته باشند و حداقل با تشکیلات نوپای فعلی تحقق چنین امری میسر به نظر نمیرسد، اما اعضای این جبهه، توسط معتمدین جریان انقلابی معرفی شده اند و مقبولترین افراد انقلابی حوزه های خود هستند، ولی از آنجا که در اهداف این جبهه آمده است که برای پس از انتخابات هم برنامه دارند، میتوان منتظر مکانیزمهای مردمی تری برای شناخت یکایک اعضای این جبهه در انتخاباتهای بعد بود.

2- «مردمی» بودن میتواند در برابر «حزبی» بودن هم معنی شود که این معنی برای جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی صادق تر است، چرا که برخلاف ائتلافهای گذشته، هیچکدام از اعضای کشوری و استانی این جبهه، نمایندگان احزاب نیستند و از احزاب هم درخواست نشده است که نماینده ای معرفی کنند و اگر هم معدود افراد حزبی در این جبهه حضور دارند، تنها براساس شایستگی های انقلابی شخصی خود بوده است، نه این که نماینده و مأمور تحقق اهداف دیکته شده از سوی احزاب خود بوده باشند.

3- وقتی اعضا و شیوه شکل گیری یک ائتلاف به صورت حزبی باشد، مسلماً اهداف این ائتلاف نیز حزبی خواهد بود و اعضای آن نیز به فکر تأمین منافع احزاب خود خواهند بود و علماً شائبه سهم خواهی برای چنین ائتلافی ایجاد میشود ولی با توجه به ماهیت شکل گیری و اعضای غیرحزبی در جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی، اهداف این جبهه حل مشکلات و دغدغه های اصلی مردم، مثل معیشت و اشتغال، با توجه و عنایت به اصول و آرمانهای انقلاب اسلامی خواهد بود.

در واقع جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی را از این جهت مردمی نامیده اند که اولاً اعضای آن، افراد مقبول و معتمد قاطبه مردم و نیروهای انقلابی حوزه های خود هستند، ثانیاً اعضای تصمیم گیر این جبهه نمایندگان احزاب نیستند و ثالثاً اهداف این جبهه، حزبی نیست و حل مشکلات و دغدغه های مردم است.


nazokbin

95/11/21
9:24 ص

هشدار باهنر به جلیلیاین دومین باری است که طی چند ماه اخیر با هشدار باهنر به جلیلی درباره حضور در انتخابات 96 مواجه  میشویم که این حضور را وحدت شکن و مضر اعلام میکند، البته شاید همه نیروهای انقلابی تمایل داشته باشند که جریانات انقلابی گزینه اصلح را به درستی بشناسند و روی او به جمع بندی برسند و برای رأی آوری وی تلاش کنند، ولی هشدار باهنر به جلیلی را به دلایل زیر قابل تأمل میدانم:

1- اساساً جایگاهی که آقای باهنر برای خودشان به عنوان بزرگتر جریان اصولگرایی و حتی انقلابی قائل هستند، برای ایشان قائل نیستم و حضورشان در جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی را نیز تنها به عنوان یک حامی و نه به عنوان تعیین کننده و سرنوشت ساز، قابل قبول میدانم. چه ایشان خوششان بیاید و چه خوششان نیاید، شخصیت ایشان ما را به یاد وحدت شکنیهای آقایان لاریجانی، ولایتی و جلالی در انتخاباتهای اخیر می اندازد.

2- مهمتر از این که نیروهای انقلابی در دور اول انتخابات به وحدت برسند و پیروز شوند این است که در دور اول شکست نخورند چرا که فرصت پیروزی در دور دوم همچنان محتمل خواهد بود و با توجه به عملکرد بسیار ضعیفی که در کارنامه آقای روحانی وجود دارد این مسئله با ریزش آرای وی به کمتر از 50% در دسترس است ولی این مسئله با تخریب نامزدها و جریانات انقلابی در معرض خطر می افتد چرا که هر رأیی که از یک نامزد انقلابی کم میشود، میتواند به سمت طیف مقابل برود.

3- خودتخریبی نامزدها و جریانات انقلابی بسیار مخرب تر از نرسیدن به وحدت بر یک گزینه است. یعنی اگر مثلا 2 گزینه انقلابی تا آخر در صحنه بمانند ولی به جای تخریب یکدیگر، در معرفی گفتمان انقلاب همکاری کنند، بسیار بهتر از این است که آقای باهنر بیاید و با حرفهای نسنجیده و دل آزار، بخشی از بدنه انقلابی کشور و یکی از انقلابی ترین گزینه های موجود را محاکمه کند و پیشاپیش، مقصر باخت کل جریان انقلابی معرفی نماید.

4- به مؤسسان جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی توصیه میکنم حتماً مراقب مواردی مثل هشدار باهنر به جلیلی باشند، حرکت مقدسی را که آغاز کرده اند، از منتسبان این جبهه و حامیان مطرح آن ضربه نخورند و نگذارند شخصیتی مثل آقای باهنر که با حمایتهای گاه و بی گاه از افرادی مثل هاشمی و ناطق، همچنین ریاست ستاد انتخاباتی ولایتی با آن عملکرد کاملاً شائبه برانگیز در انتخابات 92، با یک مصاحبه، موجب تکدر و تفرق نیروهای انقلابی گردد.

5- البته حقیر هم به همه گزینه های انقلابی توصیه میکنم اگر به صحنه انتخابات می آیند محکم، انقلابی و اخلاقی بیایند و حامیان خود را نیز به رعایت اخلاقیات و عدم تخریب دیگران توجیه کنند و در نهایت اگر روزهای انتهایی انتخابات مطمئن شدند که رأی ندارند و حضورشان تنها موجب تقویت جریان مقابل میشود، روحیه انقلابی خود را با گذشتی انقلابی نشان دهند و مسلماً چنین توقعی از کسانی که خود را به عنوان اصلح به مردم معرفی میکنند توقعی به جا و سزاست.


nazokbin

95/11/21
9:16 ص

آیا مردم و بزرگان انقلاب در پیروزی انقلاب وحدت قبیلگی داشتند؟!در دهه فجر انقلابی هستیم که با وحدت مردم و بزرگان انقلاب، حول محور شعارهای اصلی انقلاب که از سوی حضرت امام خمینی(ره) بیان میشد به پیروزی رسید، بدون این که روی جزئیات آن و شیوه تحققشان وحدت کاملی وجود داشته باشد و همین که روی اسلام، استقلال، عزت ملی، مخالفت با استبداد، استکبارستیزی، عدالت‌جویی، خدمت به محرومان و… اتفاق نظر داشتند، متحد شدند و وحدت گفتمانی بیشتر نیز در مسیر انقلاب حاصل شد.

حالا اگر در مراحل نفس گیر پیروزی انقلاب، بزرگان انقلاب میگفتند «تا وقتی که روی تمام جزئیات به اشتراک نظر نرسیده باشیم، نباید متحد شویم و چنین اتحادی را وحدت قبیلگی و برای رسیدن به قدرت و نامشروع میدانیم، چرا که برخی از حامیان انقلاب با هم اختلاف نظر دارند»!، هرگز انقلاب به پیروزی نمیرسید و ایران عزیز نیز هنوز کشوری وابسته، ذلیل، زیر یوغ مستکبران عالم، بله قربان گو، بی بندوبار و استحاله شده بود.

البته کسی نمیگوید که انقلاب به همه اهداف و آرمانهایش رسیده است چرا که در رسیدن به برخی از این شاخصها کم کاری شد و برخی مثل عدالت، استقلال، اسلامیت و… نیز اینقدر آرمانی هستند که فقط میتوان در مسیرشان گام برداشت ولی در طول مسیر انقلاب، مدام باید این شاخصها به خصوص در گفتمان امام و رهبری مد نظر قرار داد و از مسئولان مطالبه نمود.

امروز هم میتوان با اعتقاد به اصول انقلابی گری مانند توجه به محرومین، فسادستیزی، استکبارستیزی، عدالتخواهی، اهتمام به فرهنگ اسلامی ایرانی، ولایتمداری، مبارزه با اشرافیگری و… برای حرکت در مسیر انقلاب به وحدت رسید، وحدتی که با روحیه مطالبه گری ادامه یابد و به صرف یک انتخاب و به کناری نشستن ختم نشود و چنین اتحادی که هدف اصلیش حفظ منافع انقلاب و مردم است را وحدت قبیلگی خواندن نمیتواند منصفانه باشد.

و امروز جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی بادغدغه توقف هجمه ای که به منافع مردم و شاخصهای انقلابی صورت گرفته به میدان آمده است تا با اشتراک نظری که درباره شاخصهای انقلاب بین قاطبه مردم و چهره های انقلابی وجود دارد، مانع استمرار روند تنازل از اصول انقلاب شود و برای حرکت قطار انقلاب در ریل حمایت از محرومان، فسادستیزی، عدالتخواهی، استکبارستیزی، استقلال، پیشرفت و… به وحدت گفتمانی برسند.


nazokbin

95/11/11
7:26 ع

درباره وقت انتخابات 96از برخی از شخصیتهای برجسته انقلابی کشور جملات انتقادی مثل این که «چرا وقت انتخابات پیدایشان شده است؟!» شنیده میشود، نمیدانم مخاطب این عزیزان دقیقاً چه کسانی است، اما به نظر میرسد این جمله در انتقاد به جبهه نوپای مردمی نیروهای انقلاب اسلامی باشد که در پاسخ به این برادران عزیز و انقلابی عرض میکنم:

اکثر قریب به اتفاق کسانی که امروز در تشکیل و حمایت از جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی فعالند در کوران وقایع معاصر اعم از فتنه88، برجام و سایر مسائل مهم جاری، مواضع انقلابی داشتند و کوشیدند چه با روشنگری و چه با اقدام عملی نسبت به حفظ و پویایی انقلاب و عبور آن از گردنه های سخت کوشا باشند و این ادبیات که کسی بخواهد به راحتی نیت همه این افراد را ناشی ازقدرت طلبی و سهم خواهی نشان دهد میتواند مصداق تهمت و تخریب باشد.

بسیاری از موسسین و حامیان جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی، با نزدیکی به وقت انتخابات 96 دلواپسند که تشتت نیروهای ولایی و انقلابی موجب تکرار صحنه هایی مانند آنچه در انتخابات92 شاهد بودیم، گردد! و از این جهت امروز هم نمیتوانند ساکت بنشینند تا نامزدهای انقلابی و حامیان بعضاً متعصبشان، بی توجه به روند موجود و خطراتی که انقلاب را تهدید میکند و متأثر از فضای هیجانی انتخابات، نفع انقلاب را تنها در پیروزی خود یا گزینه مد نظرشان معنی کنند، کما این که اگر از مدتها پیش هم برای انتخابات آماده میشدند به این که از مدتها قبل دنبال کسب قدرت بوده اند متهم میگشتند!

امروز دغدغه همه نیروهای انقلابی این است که ابتدا روند فعلی که مهمترین و شاید تنها #کلید و #تدبیر حل مشکلات کشور به #امید داشتن به دلسوزی و عنایات دشمنان قسم خورده خلاصه شده است، متوقف گردد و دغدغه دوم این است که #گزینه_اصلح بتواند به کرسی مهم ریاست جمهوری دست یابد و اگر کسی صرفاً به انتخاب گزینه اصلح مد نظر خود توجه داشته باشد، چه بسا ناخواسته به استمرار روند فعلی خسارت و ذلت آن هم در اوج ظرفیتهای مادی و معنوی کشور کمک نماید.

مسلماً قانون اساسی و مقام معظم رهبری با فعالیتهای زودهنگام انتخاباتی و دوقطبی سازیهای هیجانی موافق نیستند، لیکن مباحث گفتمان سازی و کار تشکیلاتی از اهمیت بالایی برخوردارند خصوصاً اگر به نقطه ای برسند که منجر به ایجاد یک تشکیلات منسجم حول محور گفتمان انقلاب اسلامی گردد ولی اگر فعالان گفتمان سازی موفق نشدند کار را به این نقطه برسانند، قاعدتاً نباید تشکیلاتی را که حول اشتراکات گفتمانی و نه انطباق کامل، شکل گرفته است را به صورت کامل نفی کنند!

لذا امروز با نزدیکی به انتخابات 96 بیش از همیشه به گذشت و همدلی نامزدهای انقلابی نیاز داریم و میپنداریم حتی اگر این دوستان تمایلی به وحدت با سایر نامزدها و یا جریانات انقلابی ندارند و یا هنوز به مکانیزم جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی خوشبین نیستند، لااقل با قضاوت عجولانه نسبت به نیت افراد، به جریاناتی که ادامه روند فعلی در اقتصاد، فرهنگ و سیاست را دنبال میکنند کمک ننمایند، باشد که با همگرایی بیشتر، هم در متوقف کردن روند فعلی و هم در انتخاب اصلح موفق باشیم.


nazokbin

95/11/9
8:47 ص

جمنا جبهه مردمی نیروهای انقلاببا توجه به شرایط حساس کشور در عرصه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و لزوم بازگشتن به نگرش انقلابی در تمام این حوزه ها با تکیه به توان داخلی، تلاش برای حل معضلات اجتماعی مانند فقر، بیکاری و اعتیاد، توجه به نشر فرهنگ اسلامی و ایرانی و حفظ منافع ملی در سایه عزت و اقتدار ایران در عرصه های بین المللی، جبهه مردی نیروهای انقلاب، جمنا به همت جمعی از دغدغه مندان انقلاب اسلامی تشکیل شد که اولین هدف این جبهه، تأثیرگذاری برای وحدت نیروهای انقلابی در انتخابات 96 تعیین گردیده است تا اگر حاصل اولین تلاشهای جمنا به پیروزی در انتخابات منجر شد، این جبهه در جهت مطالبه گری برای حرکت منتخبین ملت در ریل انقلاب به تلاش خود ادامه دهد و اگر هم پیروزی حاصل نشد، مسیر کار تشکیلاتی و اثرگذاری در صحنه های دیگر انقلاب، با قوت بیشتر تا حصول نتیجه مطلوب ادامه یابد.

جمنا با هدف توجه به دغدغه های مردم و تحقق شاخصهای مطلوب انقلاب تشکیل شده است و این امر بدون جلب اعتماد مردم میسر نخواهد بود، لذا مکانیزمی که برای گسترش این تشکیلات در کشور و استانها طراحی شده و در حال پیگیری است، مکانیزمی مشخص و شفاف است که اجازه اعمال نفوذهای خارج از آن را به کسی نمیدهد و برخلاف دغدغه ای که از سوی برخی دوستان و بعضاً با تحریک و تشکیک مخالفان وحدت نیروهای انقلابی عنوان میشود، خروجی نهایی گزینه های انتخاباتی این جریان از الان قابل پیش بینی نیست چرا که همه چیز اعم از پیشنهاد گزینه ها تا مراحل محدود کردن آنها به گزینه های نهایی و انتخاب نامزد نهایی این جبهه، به تصمیم اعضای مردمی این تشکیلات که در همه استانها و از میان اقشار مختلف معتقد به آرمانهای انقلاب به آن پیوسته اند و تصمیمات نشستهای نهایی ایشان بستگی دارد.

برخلاف آن چه که بعضاً علیه جمنا القاء میشود این جریان درپی وحدت قبیله ای نیست، بلکه محورهای این وحدت شاخصهایی مانند تخصص، تعهد، معتقد و آگاه به ظرفیتهای مادی، معنوی و انسانی کشور، روحیه جهادگری و پرتلاشی، ساده زیستی، دینداری، اخلاق مداری، ولایتمداری، بصیرت، استکبارستیزی، مبارزه با اشرافی گری، عدالت جویی، فسادستیزی و… است که در جلسات آتی کشوری این جریان مصوب خواهد شد تا براساس آن، گزینه های مطرح، بررسی شوند. لذا این جبهه به لحاظ مکانیزمی که برای شکل گیری و تصمیم گیری در آن طراحی کرده است به دنبال وحدت حول گفتمان اکثریت نیروهای انقلاب است و نه حول مشخصه هایی مثل کسب قدرت و منافع حزبی!

نکته دیگر این که کار گفتمانی برای نزدیکی فکری نیروهای انقلاب هرگز به پایان نمیرسد و یکی از اهداف جمنا مسلماً مباحث گفتمانی خواهد بود، لذا سوزاندن این فرصت فعلی که اکثر مردم و جریانهای انقلابی روی مشخصه های کلی جبهه انقلاب اشتراک نظر دارند، به بهانه رسیدن به وحدت کامل روی تمام جزییات (که هم میسر نیست و هم با پویایی جریان منافات دارد) منطقی نیست و تضمینی هم نیست که از دست دادن این فرصت، در آینده نزدیک قابل جبران باشد، لذا توقع میرود دوستان انقلابی که واقعاً به گفتمان انقلاب اسلامی اهمیت میدهند، اصول اخلاقی را رعایت کنند و اگر هم حاضر به وحدت با سایر نیروهای انقلابی نیستند، به راحتی جمنا و اشخاص و گروه هایی که به آن می پیوندند را به انقلابی نبودن و وحدت حول منافع حزبی متهم نکنند.

از آنجا که هیچ گروهی عاری از اشتباه و بی نیاز از توصیه نیست، مسلماً حمایت امروز ما از وحدت نیروهای انقلاب و کلیات حرکت این جریان، به معنی سکوت دربرابر اشتباهات احتمالی و آتی ایشان نخواهد بود بلکه توجه به نقد درون گفتمانی دلسوزانه و مسئولانه درباره این جریان یک ضرورت است که همه نیروهای انقلاب چه حامی جمنا و چه منتقد به آن، باید در ارائه و شنیدن آن اهتمام داشده باشند. ضمناً به همه دوستان مؤثر در جبهه مردمی نیروهای انقلاب توصیه میکنم حتماً با شفایت و طبق مکانیزمی که تعیین شده است حرکت و اطلاع رسانی نمایند، چرا که رمز موفقیت جبهه مردمی نیروهای انقلاب و عامل اعتماد مردم به جمنا ، شفافیت کامل برای تحقق دغدغه های مردم در عرصه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی با رویکرد انقلابی خواهد بود.


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
سیاسی ، دولت ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، صدا و سیما ، هاشمی رفسنجانی ، تورم ، رسانه ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، اعتقادی ، مشایی ، تحریم ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، عدالت ، برجام ، قوه قضاییه ، انقلابی ، اقتصادی ، تولید ، آمریکا ، مجلس ، علی لاریجانی ، رابطه با آمریکا ، رشت ، گیلان ، بصیرت ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، استاد مصباح ، خانواده ، غرب ، فرهنگی اجتماعی ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انقلاب ، مهدی هاشمی ، هاشمی ، بانک ، سران فتنه ، مذهبی ، جبهه پایداری ، سعید جلیلی ، علی مطهری ، کارمند ، اصلاح طلبان ، شورای نگهبان ، مسکن مهر ، اجرای برجام ، تحلیل های اقتصادی ، سوریه ، امام خمینی (ره) ، جواد ظریف ، ماهواره ، استقلال ، انتقاد پذیری ، سیاست ، طنز ، فساد بزرگ اقتصادی ، مدیریت و ایمنی ، ولایت فقیه ، انتخابات 96 ، ارز ، اسرائیل ، استکبار ستیزی ، انتخابات ریاست جمهوری ، انتخابات مجلس ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، ظریف ، هنر ، انتخابات آزاد ، ایمنی ، بدعهدی آمریکا ، سران قوا ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، مذاکره کنندگان هسته ای ، نرخ رشد جمعیت ، نقض برجام ، انتقاد ، بانک ، تحریف انقلاب ، تهاجم فرهنگی ، توافق نهایی هسته ای ، سبک زندگی ، مدیریت ، نرمش قهرمانانه ، اصولگرایی ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
داروخانه دکتر سلیمی سرچشمه ادب و عرفان بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا تراوشات یک ذهن زیبا یا صاحب الزمان (عج) رقصی میان میدان مین عاشق آسمونی پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) رضویّون بادصبا آسمون آبی چهاربرج پژواک ساعت یک و نیم آن روز یادداشتهای فانوس من وآینده من همه چیز آماده دانلود نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات حدیث منتظران قائم (عج) علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی هــم انــدیشـی دینــی مهاجر ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است کانون فرهنگی شهدا نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت در سایه سار ولایت فروشگاه اینترنتی پوشاک زنانه اوتیسا

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه