لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
1 2 3 4 5 >

95/11/25
9:31 ع

سخنرانی روحانی در 22 بهمن

سخنرانی روحانی در 22 بهمن امسال حاوی مطالب عجیبی بود، ایشان به 3 پیامد برجام افتخار کردند که در واقع تنازل بودند و اگر مایه شرمساری تلقی نشوند، مایه افتخار هم نیستند. رئیس جمهور به واردات کیک زرد، صادرات آب سنگین و ارتقای رآکتور اراک افتخار کردند و این در حالی است که:

1- واردات کیک زرد افتخار نیست چرا که ما مجاز نیستیم بیش از 300 کیلوگرم اورانیوم غنی شده داشته باشیم و باید بیش از آن را بدهیم و به جایش کیک زرد (که ماده اولیه برای غنی سازی است) بگیریم؛ آن هم در شرایطی که 11 تن محصول (اورانیوم غنی شده) را در ازای 197 تن ماده اولیه (کیک زرد) از کشور خارج کردیم!

2- براساس برجام، افزایش آب سنگین کشور از 143 تن، نقض برجام است و از این رو ناچاریم مازادش را به هر شکلی و با هر قیمتی چه با فروش و چه مجانی از کشور خارج کنیم. اخیراً 11 تن آب سنگین را بدون مشتری و فعلاً به صورت مجانی به عمان فرستادیم تا شاید بعدها بتوانیم آن را بفروشیم و احتمالا در این مدت باید برای نگهداری آن، هزینه هم پرداخت کنیم!

3- دولت برخلاف شروط 9 گانه مقام معظم رهبری در اجرای برجام، بدون انعقاد قرارداد مطمئن برای بازطراحی و بازسازی قلب رآکتور اراک، آن را بتون کرد و هنوز هم نتوانسته است چنین قراردادی ببندند. روحانی فعلاً به ارتقای چیزی افتخار میکند که هنوز برای طراحیش قرارداد نبسته است! آن هم تغییراتی که رآکتور اراک نتواند اکسید اورانیوم طبیعی را مستقیماً به اورانیوم غنی شده تبدیل کند!

شاید علت این سخنرانی روحانی در 22 بهمن این است که برجام در رفع تحریمها، ممانعت از وضع تحریمهای جدید و گردش چرخ اقتصاد کشور تقریبا هیچ اثر قابل مشاهده ای نداشته باشد. در واقع او ناچار است با دستاوردسازی درباره تنازلهای هسته ای یا رفع سایه جنگ، یا استفاده از عباراتی مثل آفتاب تابان، ابر شتابان، هوای پاک و باغ سیب و گلابی، برجام و ادامه راه تنازل را توجیه پذیر نماید.


nazokbin

95/11/2
8:15 ص

تمرد از نظرات رهبری درباره مذاکرات هسته ایآقای عراقچی به همراه سایر اعضای تیم هسته ای و شخص رئیس جمهور، بارها ادعا کرده بودند که نظرات رهبری درباره مذاکرات هسته ای را رعایت کرده اند، لیکن بعد از تصویب مجدد قانون تحریم ISA و اعلام نقض برجام از سوی مقام معظم رهبری و آقایان روحانی و ظریف، ایشان که همزمان معاون وزیر امور خارجه و مسئول کمیته نظارت بر اجرای برجام هست از انظار ناپدید شد، اما هفته پیش ناگهان در قامت قهرمان پیگیری کننده حقوق ایران در خصوص نقضهای مکرر برجام از سوی آمریکا در نشست مشترک با نمایندگان 5+1 و اتحادیه اروپا شرکت کرد و نهایتاً پس از نشست در عین ناباوری، از 2 عقب نشینی جدید پرده برداری شد:

  • اول این که تنها به همان بی اثر کردن مصوبه تحریم ISA رضایت دادند، در صورتی که بی اثر کردن را قبلا هم خود آمریکاییها پذیرفته بودند و به هیچ وجه رافع نقض برجام و مانع بهره برداری آمریکا از همین تحریم به عنوان ابزار بالا نگه داشتن ریسک معامله با ایران نیست.
  • دوم این که ایشان قبول کردند رسوبات لوله های تأسیسات هسته ای نیز، بخشی از 300 کیلوگرم ذخیره ذکر شده در برجام محسوب گردد و عملاً ذخیره قابل استفاده ایران که در برجام از 12 تن به 300 کیلوگرم رسیده بود، پس از برجام به حدود 200 کیلوگرم تقلیل یابد!

دو عقب نشینی فوق اما اثبات کننده تمرد از نظرات رهبری درباره مذاکرات هسته ای نیز بود، چرا که مقام معظم رهبری در سخنرانی خود در جمع مسئولان و کارگزاران نظام در تاریخ 25 خرداد امسال، از علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی و مذاکره کننده هسته ای میخواهد که مطلقاً زیر بار زیاده خواهی آمریکا در خصوص 300 کیلوگرم ذخیره مواد غنی سازی شده ایران نرود:

«ما پیش‌پرداخت‌هایمان را همین‌طوری انجام دادیم: ما [غنی‌سازی‌] بیست درصد را تعطیل کردیم، فُردو را تقریباً تعطیل کردیم؛ اراک را تعطیل کردیم، اینها پیش‌پرداخت‌های ما بوده، حالا باز توقّع دارند. من الان اینجا عرض میکنم -اگر آقای دکتر صالحی حضور دارند- این توقّعاتی را که آنها در زمینه‌ی الیاف کربن که در سانتریفیوژها به کار میرود، یا توقّعاتی که در مورد اندازه‌گیری آن سیصد کیلو دارند مطلقاً قبول نکنید، زیر بار نروید. مدام افزون‌خواهی هم میکنند؛ حالا این همه پیش‌پرداخت ما داده‌ایم. به‌هرحال طرف مقابل ما عمل نکرده.»

مشمئز کننده این که آقایان روحانی، ظریف، عراقچی و حامیان ایشان، کراراً چه در زمان تصویب برجام و چه در زمانی که برجام با مشکلات عدیده در اجرا مواجه شد، به دروغ مدعی شدند که هم خطوط قرمز مقام معظم رهبری در تنظیم برجام و هم شروط نه گانه ایشان در اجرای برجام را رعایت کرده اند و حال این که هم اکنون به وضوح و وقیحانه به تمرد از نظرات رهبری درباره مذاکرات هسته ای و برجام مبنی بر عدم تنازل بیشتر در برابر زیاده خواهی های بیشتر آمریکا و ایستادگی قاطعانه در برابر نقض های برجام دست میزنند!


nazokbin

95/11/2
8:12 ص

هواپیمای ایرباسبا ورود اولین هواپیمای ایرباس جدید به داخل کشور با توجه به این که آن را به عنوان اثبات حقانیت برجام معرفی کنند بد نیست مروری به ماهیت برجام تا ورود این هوپیمای ایرباس به داخل کشور داشته باشیم:

  • برجام توافقی بود که در آن قرار بود ما بخشی از حقوقمان در خصوص صنعت هسته ای را با محدودیت مواجه کنیم تا طرف مقابل بخش دیگری از حقوقمان که حذف تحریمهای ظالمانه است را به ما برگردانند و این یعنی برجام اساساً یک معامله بود که داده ها و ستانده های آن، هر دو از جیب ملت ایران تعیین شده است!
  • قرار بود ما در ازای گامهایی مثل محدودیت دراز مدت، کاهش سطح غنی سازی از 20 درصد به 3/5 درصد، تقلیل حدود 20 هزار سانتریفیوژ به 5 هزار سانتریفیوژ، پذیرش اجرای پروتکل الحاقی و بازرسیهای شدید، کاهش شدید ذخیره هسته ای با خروج آنها یا اکسید کردنشان، خروج آب سنگین، ایجاد تغییرات اساسی در مراکز اراک و فردو و… به رفع همه تحریمها برسیم.
  • باوجود این که خطوط قرمز مقام معظم رهبری (مثل تناظر و همزمانی در تعهدات دوطرف و لغو همه تحریمها) نه در تعهدات و نه در مطالباتمان رعایت نشد و عملا هم محدودیتهای پذیرفته شده بیش از حد تعیین شده از سوی رهبری بود و هم سطح رفع تحریمها با آنچه که از ابتدا در برابر رهبری و مردم به آن متعهد شده بودند بسیار متفاوت بود ولی همین را نیز برد_برد دانستند!
  • دولت ایران تمام تعهدات سنگین خود را به اذعان آژانس بین المللی اتمی و طرفهای مقابل، مو به مو و حتی فراتر از تعهدات کشور و متأسفانه بدون رعایت شروط نه گانه مقام معظم رهبری و به صورت پیش دستانه اجرا کرد تا از روز اجرای برجام، طرف مقابل هم تعهداتش را در خصوص رفع فوری تحریمها اجرا کند.
  • اما متأسفانه با گذشت قریب یکسال از اجرای برجام، به اذعان همه دولتمردان، طرف مقابل برجام را به کرات نقض کرده است و بخش اصلی تحریمها عملا رفع نشده است و این مسئله باعث شده است تا رفع تحریمهای دیگر مثل تحریمهای نفتی نیز با بازگرداندن بهای نفت فروخته شده همراه نشده است و از برجام تقریباً هیچ اثر قابل توجهی به اقتصاد کشور نرسیده است.
    در دوران پسا برجام، قراردادهایی تنظیم شده است که دولت حاضر نیست حتی در اجرای تعهدات قانونی خود در تصویب قراردادهای خارجی در مجلس، آنها را علنی کند و اصرار دولت به حفظ ابعاد محرمانه این قراردادها اثبات میکند که منافع ایران به نحو پایدار، مناسبی و کم خطری در آنها تأمین نشده است.
  • قراردادهای هواپیمایی، از قراردادهای محرمانه پسابرجامی است که برای خرید بیش از 200 هواپیما عقد شد و بعد از نزدیک یکسال بدعهدی آمریکا در دادن مجوز به شرکتهای ایرباس و بوئینگ، قرار است بالاخره عملیاتی شوند. قراردادهای هواپیما با توجه به این که تنها مورد مصرف حدود 2 درصد جمعیت کشور هستند، به اذعان بسیاری از کارشناسان حمل و نقل کشور، نباید نسبت به بهسازی ناوگان حمل و نقل جاده ای و ریلی، در اولویت دولت قرار میگرفت.
  • در حالی که شرکتهای ایرباس و بوئینگ حاضر به انتقال تکنولوژی ساخت هواپیما به داخل کشورنشدند ولی برخی شرکتهای دیگر هواپیمایی حاضر بودند با فروش 100 هواپیما به ایران، خط تولید آن را در داخل کشور راه اندازی نمایند که این مسئله میتوانست به انتقال تکنولوژی، اشتغال داخلی و تحقق اقتصاد مقاومتی کمک شایان توجهی نماید ولی متأسفانه گویا دولت یازدهم توجهی به این مسائل ندارد.
  • ماهیت قراردادهای محرمانه هواپیمایی، خرید نیست و اجاره به شرط تملیک است. قرارداد ایرباس هم قراردادی 16 ساله است و در تمام طول مدت آن، کوچکترین مشکلی که باعث شود اجاره بها به سازنده هوپیما نرسد، عملاً تملیک هواپیماها را دچار مشکل میکند که با توجه به نقضهای مکرر برجام از سوی آمریکاییها و وجود احتمال لغو برجام، همین قراردادهای هواپیما میتواند به اهرم فشاری برای پایبندی به هرقیمتی به برجام تبدیل شود!

باتوجه به مشروحه فوق، ورود اولین هواپیمای ایرباس در عین حال که میتوانست ما را خوشحال کند ولی باتوجه به نوع قرارداد اجاره به شرط تملیک، محرمانه بودن آن، قابلیت استفاده از آن به عنوان اهرم فشار در برابر نقضهای احتمالی، اصرار دولت به وارد کردن آن قبل از انتخابات به عنوان ابزار انتخاباتی، عدم توجه به انتقال تکنولوژی و اشتغال داخلی و تلاش برای نادیده گرفتن منافع به یغما رفته کشور در برجام، باعث میشود نگاه ها به ورود هواپیمای جدید به کشور، نگاهی مثبت نباشد.


nazokbin

95/10/16
6:50 ع

کمیسیون امنیت ملیعلاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و از حامیان اصلی برجام در مورد سخنان اخیر کریمی قدوسی گفت:

«آقای کریمی قدوسی در دوره قبل هم این عقیده را داشتند که “به نظر من مطالب محرمانه نیست و قابل افشاست” و این موضوع موجب شد که در تعامل کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و وزارت امور خارجه خدشه‌ای ایجاد شود و عملا کمیسیون از اطلاعاتی که باید داشته باشد محروم شود./ در موضوع اخیر هم به رغم اینکه آقای کریمی قدوسی در جلسه حضور نداشت، ولی به گونه‌ای مطلع شد./ وزیر خارجه در جلسه کمیسیون گفته بود که مطالبی را عنوان می‌کنم و تاکید دارم حتماً این موارد از قول من عنوان نشود و اگر عنوان شود به روال کار جاری وزارت خارجه به خصوص در عرصه هسته‌ای ضربه می‌زند!!” اما این اتفاق روی داد و موجب شد ما عملاً یک بار دیگر در شرایط قبلی قرار بگیریم»!

بروجردی در سخنان فوق، مطالب کریمی قدوسی مبنی بر اعتراف ظریف به اعتماد اشتباه به جان کری را تلویحا #پذیرفته است ولی اصرار دارد که کریمی قدوسی نباید این مطالب را بیان میکرد! متأسفانه بروجردی بیش از این که بابت وضعیت بغرنج برجام و نقش خود در نادیده گرفتن محتوای کارشناسی جلسات کمیسیون برجام و منتقدان آن، نادم باشد و آن را #مایه_شرمساری خود بداند، #ذلیلانه از این که دیگر جلسات وزیر امور خارجه و کمیسیون امنیت ملی برگزار نمیشود ناراحت است!

نکته دیگر منطق اشتباه بروجردی و ظریف است که گویی اظهارات کریمی قدوسی باعث ضربه به کشور شده است! انگار نه انگار که ضربه به کشور را آنان به کشور زدند که با غرور و خودرأیی خود و نامحرم دانستن کارشناسان و مردم، هرچه خواستند در خفا، خفت پذیرفتند و فقط فخرش را مردم فروختند! و بیچاره مردمی که روحانی، ظریف، لاریجانی و بروجردی مسئولانشان هستند که حتی امروز که باید پاسخگوی خرابکاریشان در به هدر دادن سرمایه‌های کشور در ازای #تقریبا_هیچ باشند، در جلوت به برجامی که در خلوت از آن خجلند، آفتاب تابان، ابر شتابان، هوای پاک و باغ سیب و گلابی لقب میدهند!


nazokbin

95/9/30
8:36 ع

تمدید تحریم ISA

تمدید تحریم ISA باعث شد تا رئیس جمهور، وزیر امور خارجه را مأمور نماید تا مراحل اعتراض به نقض برجام را دنبال کند که برخی مسئولان این دستور را اشتباه، بی فایده و به ضرر کشور معرفی کردند که در پاسخ به این بزرگواران عرض میکنم:

1- چه بخواهیم و چه نخواهیم، هم کفه و هم زمان اجرای تعهدات به ضرر ما نوشته شده است و هم مکانیزم نظارت بر اجرای آنها به نفع ما نیست. در واقع مکانیزمی جز همین کمیسیون حل اختلاف برای ما تعبیه نشده در صورتی که برای طرف مقابل، شرایط بسیار متفاوت است، چرا که آژانس اجرای تعهدات هسته ای ما که غالباً به صورت نقد و به صورت پیشدستانه انجام شد را تحت نظارت دارد و به عنوان یک نهاد به اصطلاح بی طرف، میتواند به هر بهانه ای ما را ناقض برجام بشناساند، در صورتی که برای نقضهای طرف مقابل، این ماییم که باید مورد نقض را آن هم در کمیسیونی که ترکیب و مکانیزمش کاملا به ضرر ماست، اثبات کنیم! و اگر طرف مقابل نخواست این نقضها را نقض بداند، کنار کشیدن ما از برجام، به منزله نقض برجام از طرف ما تلقی شده و موجب بازگشت همان معدود تحریمهای رفع شده خواهد شد و ما در موقعیتی قرار خواهیم گرفت که هم برگ برنده های هسته ایمان را از دست داده ایم و دوباره برای آنها چند سال هزینه بدهیم و هم با بازگشت قطعنامه ها مواجه خواهیم شد!

2- از سوی دیگر، برجام راه واکنش متقابل دیگر را هم تقریبا به روی ما بسته است، یعنی برعکس خاصیت برجام برای طرف مقابل که برایشان راهکارهای زیادی برای خنثی کردن برجام آن هم بدون نقض صریح برجام قائل شده، برای ایران طوری سختگیرانه نوشته شده است که امکان فشاری که بدون نقض کردن برجام، منافع طرف مقابل از برجام را تحت الشعاع بگذارد به حداقل میرساند، این شده است که اکنون آمریکا میتواند با تحمیل تحریمهای جدید به هر بهنه ای و تمدید تحریمهای منقضی شده قدیمی و ترساندن کشورهای دیگر برای معامله با ما، برجام را برای ما در حد خسارت محض نگه دارد ولی ما پس از بتن ریزی ها و اوراق کردنها و اکسید کردنها و خارج کردنها، نهایت کارهایی که میتوانیم بکنیم، فشار ایمیلی و چیزی مثل همین تحقیق و بررسی درباره پیشران هسته ای باقی میماند که در این چند روز هم کاملا مشخص شده که فاقد بازدارندگی لازم در برابر نقضهای برجام از سوی طرف مقابل است.

3- امروز کاملاً مشخص است که آمریکا درپی افزایش تحریمها به بهانه های متنوع و واهی است و برجام حتی نتوانست جلوی تمدید تحریم ISA که بخشهایی از آن هسته ای است را بگیرد. لذا پیشنهاد میگردد:

الف- به وضوح و با صراحت نشان دهیم که ذلت اجرای یک طرفه تعهدات سنگین هسته ای و پذیرش نظارتهای آن را با وجود کارشکنیها، بدعهدیها، وضع تحریمهای جدید و باج خواهی های بیشتر نخواهیم پذیرفت و این به موضع گیریهای مستحکمتر دولتمردان درباره نترسیدن از بازگشتن به شرایط قبل از برجام نیاز دارد، باید توجه داشت که تکیه بیش از حد مسئولان کشور بر برجام، باعث شده آنها برجام را یک اهرم فشار و نقطه ضعف دولت بشناسند که این رویه باید هر چه سریعتر اصلاح شود.

ب- تمام سعی خود را بکنیم که همین مسیر اعتراض به نقض برجام مندرج در اثر (تمدید تحریم ISA) در متن برجام را به درستی و قاطعانه طی کنیم و از این نترسیم که احتمالا ورود به این مسیر در نهایت منجر به بازگشت قطعنامه ها خواهد شد و این احتمال را هم بدهیم که شدت عمل ما موجب شود آنها نیز کمی برای حفظ این توافق که به قول خودشان موجب امنیت خاطرشان شده است، تلاش کنند که عدم چنین حسی باعث شده است برجام مثل یک رابطه یک طرفه موجب درد سر ما گردد.

ج- بالاخره باید پذیرفت که راه رفع تحریمها، عقب نشینی همه جانبه از مواضع و منافع انقلاب نیست، بلکه این است که زهر تحریمها با اقدام و عمل در حوزه اقتصاد مقاومتی گرفته شود تا از جذابیت اعمال تحریم در نظر دشمن کاسته شود. باید بپذیریم که چاره ای جز تکیه بر توان داخلی، نیروی انسانی جوان و تحصیلکرده، منابع خدادادی گسترده، توان علمی بالا، ظرفیت قابل احیا و ارتقا در تولید و خودکفایی (به خصوص در حوزه محصولات استراتژیک) نداریم. این تنها راهی است که دشمن را از کارآمد دانستن تحریمها و استفاده بیمارگونه از این اهرم ناامید و منصرف میکند.


nazokbin

95/9/24
8:22 ص


محمد نهاوندیانمحمد نهاوندیان ، رئیس دفتر رئیس جمهور:

«آمریکا باید متعهد به برجام باشد. مقامات سیاسی ما مرتب باید این موضوع را گوشزد کنند و مانند تصمیم غلطی که کنگره آمریکا گرفته که نقض برجام است، نظام ما واکنش متناسب را خواهد داشت. اگر آمریکا این غلط را بکند و اجرایی کند بعنوان نقض فاحش برجام برخورد خواهد شد.»

نباید امید به آمریکا داشته باشیم، ما در کنار دیپلماسی سیاسی، دیپلماسی فعال اقتصادی نیاز داریم! افراطیون در آمریکا با تصویب آن قانون در کنگره می خواهند فضای خوبی که نسبت به اقتصاد ایران پیدا شده را مخدوش کنند. انگیزه اتحادیه اروپا بعد از برجام برای همکاری با ایران بیشتر شده است، ما باید این شرایط مساعد را تبدیل به توافق و قرار داد کنیم تا فاصله اروپا با تصمیمات ضد ایرانی آمریکا بیشتر شود.»

در پاسخ به این اظهارات آقای محمد نهاوندیان میگویم:

1- متأسفانه رویکرد تقسیم بندی نقضهای برجام به نقض معمولی و نقض فاحش برجام به یک رویه تبدیل شده است و اصلاً علت این که آمریکا در قریب یک سالی که از برجام میگذرد بارها آن را نقض کرده است همین است که میداند در داخل کشور کسانی هستند که این نقضها را به هر شیوه ای توجیه میکنند و یا کوچک نشان میدهند چرا که حیات سیاسی شان به برجام بند شده است.

2- این که رئیس دفتر رئیس جمهور میگوید ما به دیپلماسی فعال اقتصادی نیاز داریم میتواند با دوهدف دنبال شده باشد، یکی این که اقرار میکنند دیپلماسی اقتصادیشان فعال نبوده است و دوم این است که القا کنند اگر تاکنون برجام منافع محسوسی برای ایران نداشته است، ناشی از ضعف دیپلماسی اقتصادی بوده است و نه ضعف برجام!

3- محمد نهاوندیان میگوید باوجود این که آمریکا تلاش کرده است فضای تعامل دیگران با ایران را پر ریسک و خطرناک نشان بدهد ولی ما باید با عقد توافق و قرارداد این تلاش را ناکام بگذاریم ولی نمیگوید که مسلماً اروپاییها نیز برای تعامل با ایران هم قیمتهایشان را بالا میبرند و هم ریسک معاملات را متوجه ما میکنند که این در صورت ناکامی برجام، خسارتهای بیشتری هم به کشور وارد خواهد کرد.

4- دولتمردان امروز از ناامیدی به آمریکا دم میزنند و دنبال جلب نظر اروپا هستند، و در واقع بر فرضیه 4 ساله شان خط بطلان میکشند، چرا که آقایان از ابتدا گفتند نتیجه رسیدن با اروپا، با پل زدن به کدخدایشان آسانتر است، ولی الان که از آمریکا ناامید شده اند میگویند ما باید نظر اروپا را حتی با وجود فشارهای آمریکا جلب کنیم!


nazokbin

95/9/21
8:47 ص

عبدالرضا داوری مهدی محمدیپس از این که چند مطلب در کانال عبدالرضا داوری درخصوص مواضع اولیه و جانبدارانه آقای مهدی محمدی درباره برجام منتشر گردید، ایشان متنی را تنظیم کردند و از آقای عبدالرضا داوری خواستند آن را نیز در کانالشان منتشر نمایند که آقای مهدی محمدی در بخشی از آن توضیح دادند که:

«با وجود اینکه تا لحظه آخر -و بدون شک بسیار بیش از سرجمع همه مدعیان نقد برجام- علیه این مذاکرات جنگیده بودم، عقیده داشتم حال که نظام توافق را با اکراه پذیرفته باید اجازه بدهیم تجربه ای که مدنظر رهبر معظم انقلاب اسلامی از پذیرش برجام است در ذهن مردم شکل بگیرد.»

که حقیر جسارتاً این پاسخ را نمیتوانم بپذیرم، چرا که آقای محمدی صرفاً حرفهایی نزد که برجام پذیرفته شود، بلکه حرفهایی زد که به منزله تحسین برجام، دخالت رهبری در جزئیات و اصلاح آن برداشت میشد، عباراتی که بعدها و امروز از سوی منتقدان ایشان و منتقدان رهبری مورد سوءاستفاده قرار گرفت تا بگویند رهبری در جزئیات برجام دخالت کرده است، امری که خود شخص رهبری آن را قبلاً به صراحت تکذیب کرده بودند. پس حقیر موضع گیری آقای مهدی محمدی را یک تحلیل اشتباه میدانم که در برابر تحلیل استاد فؤاد ایزدی که از همان روز اول به اشتباهات مهلک برجام اشاره داشت، تحلیل اشتباهی را در روزهای اول به امثال من منتقل کرد، هرچند آقای مهدی محمدی خیلی سریع به اشتباه خود پی برد و موضع گیری خود درخصوص برجام را خیلی سریع اصلاح نمود.

آقای عبدالرضا داوری در پاسخ به متن آقای مهدی محمدی، پاسخی تحت عنوان «”قدرت” و دیگر هیچ» ذیل مطلب مهدی محمدی منتشر میکند که در بخشی از آن اینچنین میگوید:

«ماجرا اینگونه که جناب مهدی محمدی روایت میکنند، نبود! صاحب این قلم معتقد است که این رویکرد جناب محمدی و همفکرانشان بیش از آنکه به دغدغه “رشد آگاهی عمومی” متکی باشد به دغدغه “مصادره به مطلوب” برجام در آستانه انتخابات مجلس دهم مرتبط است. مروجان این رویکرد نگران بودند که کلید برجام، قفل مجلس دهم را برای “جریان سازش” بگشاید و تلاش کردند با حمایت از برجام، آن کلید را در جیب خود قرار دهند و البته به دلیل همین رویکرد و محاسبه “قدرت مدار”، حمایتشان از برجام نیز برای مردم “باور پذیر” نشد تا انتخابات هفتم اسفند 94 به کام “سازش گرایان” شیرین گردد. بر همین اساس حملات امروز جناب محمدی و دوستانشان به برجام نیز ناشی از رشدیافتگی آگاهی عمومی از ماهیت غیرقابل اعتماد امریکا طی یک سال اخیر نیست؛ ایشان دریافته اند که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری 96، چاره ای جز رقابت با حسن روحانی ندارند و چون روحانی نه “نهی پذیر” است و نه قابل “ردصلاحیت”؛ پس این بار به جای “حمایت از برجام”، فرمان “حمله به برجام” در دستور کار جناب مهدی محمدی و دوستانشان قرار گرفته تا با استفاده از فرصت حضور ترامپ در کاخ سفید، تنها کالای موجود در ویترین دولت حسن روحانی را کالایی بنجل و تقلبی نمایش دهند.»

این پاسخ آقای داوری به آقای مهدی محمدی اما یک اتهام بزرگ است، چرا که آقای مهدی محمدی تنها در اولین موضع خود در خصوص برجام، از عبارات «متوازن» و «ورود رهبری به جزییات» و «رفع ایرادات» را مطرح کرده بود و همان جا هم قبل از تمجید برجام گفته بود:

« زمانی کم و بیش طولانی لازم است تا همه ابعاد این متن روشن شود و بتوان درباره آن یک داوری بدون ابهام به دست داد…»

اما آقای عبدالرضا داوری گویا فقط تحلیل اول آقای مهدی محمدی را مبنا قرار داده و فراموش کرده است که ایشان در تحلیلهای بعدی در نقد برجام و در حالی که هنوز انتخابات مجلس دهم برگزار نشده بود، بارها در تلویزیون در نقد برجام حاضر شد و منطق حامیان برجام را به چالش کشید.

از آن جا که آقای عبدالرضا داوری که به خودش اجازه میدهد، چنین اتهام نا روایی را به آقای مهدی محمدی که واقعاً در جهت روشنگری تلاش بسیار کرده است و حتی هدف ترور دشمنان اسلام قرار گرفته است، وارد کند به ما نیز حق بدهد که براساس خط سیر مطالب متعدد وی در کانالش و نه به صرف یک یا دو مطلب درباره ایشان قضاوت کنیم:

به نظر من، آقای داوری بازوی رسانه ای غیر رسمی احمدی نژاد است که قرار است حرف بزند ولی به پای احمدی نژاد نوشته نشود، او از حامیان متعصب و سخت احمدی نژاد و مشایی است که در جریان سفرهای استانی احمدی نژاد و در عین هشدارهای متعدد مقام معظم رهبری به پرهیز از دوقطبی کردن جامعه، برای سفرهای استانی احمدی نژاد که توسط ستادهای خودساخته ایشان طراحی و منعکس میشد، مدام با تیترهایی مثل «قیام مردم زنجان»، «زنجان در انتظار قیام قسط» «قیام آمل»، «خیزش تاریخی مردم آمل»،… به دوقطبی سازی فضای جامعه پرداخت، آن هم در شرایطی که هنوز بیش از یکسال به انتخابات 96 مانده بود!

حرکت رسانه ای عبدالرضا داوری، صرفاً در او متوقف نمیشد، بلکه بسیاری از کانالها و رسانه های احمدی نژادی نیز عیناً همان تیترهای تحریک کننده و دوقطبی ساز و انتخاباتی را به کار گرفتند و تکرار کردند، تیترهایی که بعضاً در کنار مقایسه عکسهای استقبال از سفرهای استانی احمدی نژاد و روحانی، فضای دوقطبی را به شدیدترین حالت در می آورد و موجب موضع گیری حامیان روحانی و انتخاباتی شدن زودهنگام فضای سیاسی کشور نیز گردیده بود در صورتی که رهبری همواره بر پرهیز از انتخاباتی کردن زودهنگام فضای سیاسی کشور تأکید کرده بودند.

و اما وقتی که آقای احمدی نژاد به بهانه گزارش دهی به مقام معظم رهبری نزد ایشان میرود و تلاش میکند در پایان گزارش اینطور نتیجه گیری کند که استقبال مردم و خواست مردم نشان دهنده عطش ایشان برای حضور اینجانب است، با توصیه رهبری به عدم حضور به انتخابات مواجه میشود ولی همچنان مسئله را رسماً اعلام نمیکند و به همان شکل و سیاق به ادامه سفرهای استانی خود ادامه میدهد تا حدی که برخی مطلعین، مسئله توصیه رهبری را آشکار مینمایند تا جلوی این فضاسازی احمدی نژاد را بگیرند.

اما اتفاقی که می افتد این است که احمدی نژاد تا مدتی در برابر افشای نظر رهبری، سکوت اختیار میکند و هیچ نمیگوید تا امثال داوری به کسانی که این خبر را منتشر کرده بودند، تهمت دروغ و افترا بزند تا حدی که این تهمت ها پس از درس اخلاق امام خامنه ای با موضوع حفظ اسرار جلسات که سالانه بیان میشد، از سوی همین آقای داوری، با تیترهایی مثل «وعلیکم بالتوبه»، وارد فاز هجمه آشکار به امثال مهدی فضائلی و مهدی محمدی و یاسر جبرائیلی و… شد.

اما مقام معظم رهبری فردای جلسه درس اخلاقشان درباره حفظ اسرار جلسات، مسئله را علنی کردند و فرمودند:

«خب بله، یک نفری، یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظه‌ی صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتیم هم شرکت نکنید، گفتیم صلاح نمی‌دانیم ما شما شرکت کنید. این را گفتیم. ما هم اوضاع کشور را خب، غالباً بیشتر از اغلب افراد آشنا هستیم. آدم‌ها هم، بخصوص آدم‌هایی که صدها جلسه با ما نشستند و برخاستند بیشتر و بهتر از دیگران می‌شناسیم. با ملاحظه‌ی حال مخاطب و اوضاع کشور به یک آقایی انسان توصیه می‌کند که آقا شما اگر توی این مقوله وارد شدید این دو قطبی در کشور ایجاد می‌شود. دو قطبی در کشور مضرّ است به حال کشور. من صلاح نمی‌دانم شما وارد بشوید. بله، این چیز خیلی مهمی که نیست.

این یک چیز خیلی طبیعی است، خیلی ساده است. بله، ما این توصیه را به یکی از آقایان، به یکی از برادران کردیم. خب حالا این مایه‌ی اختلاف بشود بین برادران مؤمن، یکی بگوید فلانی گفته، یکی بگوید نگفته، یکی بگوید چرا پشت بلندگو نگفته؟ خب حالا این هم پشت بلندگو. انسان باید نصحیت کند. نصحیت یعنی خیرخواهی. من به جنابعالی که مثلاً آقای آشیخ عبدالعالی اسمتان است من باب مثال علاقه‌مندم. می‌دانم شما اگر وارد این مقوله شدی به ضررت است. به ضرر کشور هم هست. به شما می‌گویم وارد نشو. نمی‌گویم هم وارد نشو. امر و نهی نیست. حالا بعضی گفتند آقا دستور دادند، امر کردند، نه، گفتیم صلاح نمی‌دانیم. من صلاح نمی‌دانم. این چیز خوبی است. این چیز بدی نیست.»

که از این فاز هم رفتار آقای عبدالرضا داوری دیدنی بود، ایشان در 24 ساعتی که طول کشید تا آقای احمدی نژاد بجنبند و به نامه رهبری پاسخ بدهند، تبعیت از این توصیه را غیر الزامی دانست و پس ازنامه احمدی نژاد شروع کرد به انتشار تصاویری که بین مردم و احمدی نژاد، موانعی مانند دیوار، شیشه و فنس دارد و ذیل آنها از تیترهایی که احمدی نژاد را مظلوم نشان میداد استفاده کرد و در همین اثناء، مطالبی در خصوص اختیارات رهبری، نحوه انتخابات ریاست جمهوری، قانون اساسی، عدالت و… منتشر کرد که همگی حاکی از نارضایتی شدید داوری در این مسئله بود و در این فضا برای القای بیشتر مظلومیت احمدی نژاد، از عبارت «منع احمدی نژاد» استفاده کرد در صورتی که در فاز قبل، به افرادی که از این عبارت استفاده میکردند می تاخت و میگفت احمدی نژاد منع  نشده، بلکه فقط توصیه به نیامدن شده است!

اما خط سیر سخنان عبدالرضا داوری در همین جا تمام نشد و او در خلال این مطالب چند برنامه دیگر را نیز دنبال کرد، به عنوان مثال، او مدام حامیان روحانی را با هشتگ «مهار دوگانه» تحریک کرد که چه نشسته اید که بعد از حذف احمدی نژاد، نوبت حذف روحانی است و از سوی دیگر شدت تاختن به رقبای روحانی را اضافه کرد و در خلال بیشتر مطالب سیاسی، اجتماعی، نظری و… تنها چند نتیجه معدود میگرفت، اول این که نباید مردم را از انتخاب افراد محروم کرد، دوم این که جز احمدی نژاد هیچ کسی نه لیاقت دارد و نه توان برنده شدن و سوم این که در انتخابات آتی مردم حضور نخواهند داشت و چهارم این که همه گزینه های دیگر در غیاب احمدی نژاد، تفاوت چندانی ندارند!

اما آقای عبدالرضا داوری بازهم  رفتار قابل تأمل دیگری را به خرج داد، او به غیر از هشدار مکرر به حامیان روحانی برای حذف نشدن وی، در مواردی نیز از وی حمایت کرد، او حتی در حمایت از روحانی و پس از نقض برجام خواندن تمدید تحریم داماتو، این تحریم را غیر هسته ای خواند تا کانالهای معاند، این اظهارات وی را به عنوان سند مورد استفاده قرار دهند و حال این که تحریم داماتو به حوزه انرژی و هسته ای هم ارتباط داشت و اساساً جزو تحریمهای هسته ای بود که اگر نبود، نیازی نبود برخی از بندهای آن در اجرای برجام با دستور اجرایی اوباما متوقف گردد!

در ادامه اما داوری حمایتهای غیر مستقیم و بعضاً مستقیم خود از روحانی و دولت را تمام نکرد و در فازی که هم اکنون در انتقاد و اتهام وی به مهدی محمدی شاهدیم، به او تهمت زد که آن روزی که از برجام حمایت کرد، دنبال ممانعت از ورود حامیان روحانی به مجلس بوده است و امروز که از برجام انتقاد میکند، تنها دنبال این است که مزیت روحانی را خنثی کند و قدرت را به اصولگرایان برگرداند!

متأسفانه حرکت عبدالرضا داوری در زمینه دوقطبی سازی، انکار توصیه رهبری و سپس ظالمانه وانمود کردن آن، تلاش برای بازگرداندن احمدی نژاد به عرصه انتخابات، حمایت غیر مستقیم و بعضا مستقیم از عملکرهای بد روحانی، تحریک حامیان روحانی در خصوص حذف احتمالی روحانی، هجمه های بعضاً غیرمنصفانه به گزینه هایی مانند قالیباف و جلیلی و… همه و همه نشان میدهد که آن کسی که به قدرت می اندیشد و «دیگر هیچ»، مهدی محمدی نیست، تنها اشتباه قابل انتقاد به مهدی محمدی این است که تحلیل اولیه وی از برجام غلط بود، ولی بازهم نباید فراموش کرد که او خیلی سریع و قبل از این که یک ماه از آن نظرش بگذرد، در نظرات و مقاله هایش و مناظرات تلویزیونی، این اشتباه خود را جبران کرد.


nazokbin

95/9/18
12:2 ع

ادعای دخالت مقام معظم رهبری در جزییات مذاکراتآقای روحانی،  رئیس جمهور دولت راستگویان! امروز در سخنرانی خود در روز دانشجو کوشید، با تکرار ادعای دخالت مقام معظم رهبری در جزییات مذاکرات ، القا کند که اگر برجام ایرادی هم دارد، مقام معظم رهبری هم در آن شریک است! که در چند جمله این ادعا را تکذیب میکنم:

1- اگر خطوط قرمز مقام معظم رهبری و شروط نه گانه ایشان در اجرای برجام، مثلاً در مسائلی مانند تناظر، هم زمانی، پرهیز از خوشبینی، اخذ ضمانتهای لازم و… رعایت میشد، امروز آمریکا نمیتوانست این همه بدعهدی و کارشکنی کند! پس وقتی این موارد رعایت نشده است، نمیتوان ادعای دخالت مقام معظم رهبری در جزییات مذاکرات را پذیرفت!

2- آقای روحانی امروز در حالی میخواهد از پذیرش مسئولیت بزرگ خود در خصوص ناکامیهای برجام فرار کند که مشمول حمایتهای لازم از سوی مقام معظم رهبری بوده است و خود آقای روحانی  قبلاً در تاریخ 93/6/8 هم صراحتاً گفته بود: «مسئولیت مذاکرات هسته ای را شخصاً برعهده دارم»؟!

3- اگر ادعای دخالت مقام معظم رهبری در جزییات مذاکرات صحیح و ایشان شریک ناکامی های برجام است، پس چرا ایشان به راحتی آن را خسارت محض خواندند درحالی که روحانی تا همین چند روز پیش آن را آفتاب تابان، ابر شتابان، هوای پاک، کار خدا و باغ سیب و گلابی مینامید؟!

4- اگر برجام با رعایت منویات رهبری و جزئیات مد نظر ایشان در مذاکرات و توافق تنظیم شده بود، پس چه نیازی بود که برای تصویب آن، به فشار بر نظام و حتی درخواست رفراندوم هسته ای روی آوردند؟!

5- روحانی چطور میتواند در جزئیات برجام به نظر رهبری احترام گذاشته باشد در حالی که حتی به کلیات مد نظر رهبری، که از همان اول #بدبینی به آمریکا و بی فایده و مضر دانستن تعامل با آمریکا بود، توجهی نداشته است؟!

6- ما فراموش نکرده ایم که پس از مطلب انتقادی سایت رهبری درباره پیاده روی ظریف و کری با عنوان نقطه خیالی، روحانی جسورانه گفت: «ممکن است ایراد بگیرند و بگویند تند و کند راه رفته و…»! که این نقدپذیری! به خوبی میزان احترام روحانی به منویات رهبری، آن هم در جزئیات! را نشان میدهد!

7- اگر ادعای دخالت مقام معظم رهبری در جزییات مذاکرات درست بود، پس چه نیازی بود که ایشان در منشور اجرای برجام هشدار دهند که: «(برجام) دچار نقاط ابهام و ضعفهای ساختاری و موارد متعددی است که در صورت فقدان مراقبت دقیق و لحظه به لحظه،‌ میتواند به خسارتهای بزرگی برای حال و آینده کشور منتهی شود.»

8- اگر خطوط قرمز مقام معظم رهبری و به ادعای آقای روحانی! جزییات مد نظر ایشان در حوزه مذاکرات و متن برجام رعایت شده بود، پس چه نیازی بود برای اجرای برجام، شرایط نه گانه را تعیین کنند و عدم رعایت آن را موجب خسارت بزرگ به کشور بدانند؟!

9- ادعای دخالت مقام معظم رهبری در جزییات مذاکرات، قبلاً در زمانی که مذاکره کنندگان میخواستند آن را به تصویب مجلس برسانند نیز مدام از سوی ایشان تکرار میشد که البته رهبری همان موقع آن را قویاً تکذیب کردند و تکرار مجدد این ادعا بعد از حدود یک سال، حاکی از نیاز ایشان به فرافکنی حتی به قیمت دروغگویی دارد.

10- آقای روحانی امروز در حالی میخواهد از پذیرش مسئولیت بزرگ خود در خصوص ناکامیهای برجام فرار کند که مشمول حمایتهای لازم از سوی مقام معظم رهبری بوده است و خود آقای روحانی قبلاً در تاریخ 93/6/8 هم صراحتاً گفته بود: «مسئولیت مذاکرات هسته ای را شخصا برعهده دارم»؟!


nazokbin

95/9/14
7:6 ع

تمدید تحریم داماتو

تمدید تحریم داماتو برای 10 سال، در حال طی مراحل تصویب در آمریکا است که این مسئله در ایران بازتابهای زیادی داشته است تا حدی که باتوجه به مصاحبه 95/8/26 سید عباس عراقچی، معاون وزارت امور خارجه و مسئول کمیته برجام، و اظهارات بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت امور خارجه و سکوت رئیس جمهور و وزیر امور خارجه، به نظر میرسد دولتمردان و دیپلماتهای ما برخلاف نظر مقام معظم رهبری که در 95/9/3، تمدید تحریم داماتو را به منزله نقض برجام معرفی کردند، اعتقادی به نقض برجام با آن ندارند که لازم دیدم تا تحلیلی بر علت زاویه گرفتن نظرات رئیس جمهور و مذاکره کنندگان هسته‌ای با منویات مقام معظم رهبری (درخصوص خطوط قرمز مذاکرات و منشور نه گانه اجرای برجام) را که ناشی از تنازلهای مکرر ایشان در برابر زیاده خواهیهای آمریکا بود، داشته باشیم:

اگر چه تأملی بر سیر توافقات هسته ای از ژنو تا لوزان و وین (برجام) و اجرای برجام در یکسالگی آن، سرشار از تنازل در حوزه‌های هسته ای، تحریم و امنیتی است، اما به نظر میرسد عجیبترین تنازل مذاکره‌کنندگان این بود که با وجود ممنوعیت وضع هرگونه تحریم جدید در توافق موقت ژنو از سوی شورای امنیت، آمریکا (در چارچوب اختیارات رئیس‌جمهور و کنگره) و اتحادیه اروپا، در ازای محدودیت اقدامات هسته ای (مثل محدودیت غنی سازی تا 5%) و علی رغم این که طبق خطوط قرمز مقام معظم رهبری، تمام تحریمها باید لغو و در واقع هیچ تحریم جدیدی هم تصویب نمیشد، ولی مذاکره‌کنندگان ما هم بر میزان عقب نشینیهای هسته‌ای (مثل تشدید محدودیت غنی سازی تا 3/67%) افزودند و هم پذیرفتند که فقط تحریمهای هسته ای (آن هم نه همه آنها) تعلیق شود! و بدتر از همه این که دیگر تحریمی به بهانه هسته‌ای (و نه سایر بهانه‌ها) وضع نشود!

مذاکره‌کنندگان اما امروز با وجود خطوط قرمز و منشور رهبری در اجرای برجام (که آقای روحانی شفاهاً و کتباً به رعایت آنها در تنظیم و اجرای برجام تعهد داده بود) و طرح اقدام متقابل دولت در اجرای برجام (مصوب مجلس)، مدعی هستند که تحریمهای جدید اگر به بهانه‌های غیرهسته‌ای وضع شوند، ناقض برجام نیستند! و این یعنی ایشان با تنازلهای خود کاری کرده‌اند که آمریکا که در ژنو پذیرفته بود هیچ تحریم جدیدی علیه ایران از سوی هیچکدام از نهادهای شورای امنیت، اتحادیه اروپا و کشور آمریکا (دولت و کنگره) وضع نشود، امروز هر تحریم جدیدی به بهانه‌های غیرهسته‌ای اعم از موشکی، منطقه‌ای، تروریستی و… را علیه ما وضع میکنند! و تأسف برانگیزتر این که مذاکره‌کنندگان به جای این که از بی‌توجهی خود به خطوط قرمز، منشور رهبری و مصوبه مجلس و عجله در نهایی کردن برجام شرمنده باشند، با قیافه حق به جانب میگویند تمدید تحریم داماتو ناقض برجام نیست!

باوجود این که مقام معظم رهبری در طول مذاکرات با صدور مجوز و حمایت از تیم مذاکره‌کننده در برابر هجمه‌ها، هیچ استدلالی را برای ناکامی برجام باقی نگذاشتند، اما متأسفانه بازهم دیده میشود که در برابر افزایش تحریمهای مختلف، از یک بهانه بزرگ استفاده میشود مبنی بر این که «ما فقط مجوز مذاکره در موضوع هسته‌ای را داشتیم پس رفع سایر تحریمها توقع نابجا است»، گویا فراموش کرده‌اند که از ابتدا درخواست و مجوزشان برای رفع همه تحریمها و ممانعت از تحریمهای جدید، همانطور که از توافق ژنو هم عیان است، صرفاً مذاکره در موضوع هسته‌ای بوده است و اگر دیپلماتهای ایران بعد از توافق ژنو، از رفع همه تحریمها (اعم از هسته‌ای و غیر هسته‌ای) به رفع (تنها بخشی از) تحریمهای هسته‌ای تنازل نمیکردند، دیگر نیازی نبود تا به دنبال اخذ مجوز برای مذاکره و تنازل در موضوعات حیاتی مثل موشکی و منطقه‌ای و تنظیم برجامهای 2 و 3 باشند!

قطعاً تمدید تحریم داماتو اولین تمدید پسابرجامی نیست چرا که آمریکا تا امروز ایران را به بهانه.های متعدد تحریم کرده و دولت هم با توجیهات مختلفی آنها را ناقض برجام ندانسته است و از سوی دیگر، طرف مقابل در رفع همان تحریمهای قبلی هم کارشکنی کرده تا حدی که ریسک تعامل و معامله با ایران هنوز این قدر بالا است که یا طرفهای خارجی به تعامل با ایران تمایلی نشان نمیدهند و یا اینقدر ریسک معامله را متوجه ایران میکنند که دولت، توافقات و قراردادهای پسابرجامی را محرمانه نگه میدارد و از سوی دیگر وقتی آثار عینی برجام در کشور را در کنار شیوه اجرای آن از سوی طرف مقابل میگذاریم، میبینیم که برجام در عین تأمین نظرات طرف مقابل در محدودیت بلندمدت هسته‌ای و تشدید امکان بازرسی و نظارت بر ایران، هنوز سهم ما که رفع تحریمها و ایجاد گشایش در اقتصاد کشور بوده را برآورده نکرده است که این هم ناشی از عدم رعایت خطوط قرمز رهبری در موضوعاتی مثل همزمانی و تناظر تعهدات و پرهیز از تنظیم توافق براساس خوشبینی میباشد.


nazokbin

95/9/9
7:11 ع

علت ناکامی برجامدر سخنان امروز (95/9/7) مفام معظم رهبری درباره علت ناکامی برجام شنیدیم:

«مشکلات موجود در توافق هسته ای به خاطر عجله در زودتر به سرانجام رساندن توافق است»

که این سخنان ایشان باعث شد تا برخی از رسانه ها، با نقل قول سخنان مقام معظم رهبری در تاریخ 94/6/4، طوری وانمود کنند که سخنان ایشان تناقض دارد:

«آنچه مهم است این است که این مذاکرات را آقایان توانستند ختم کنند، چون بالاخره خود کِش دادنِ مذاکرات یک مسئله‌ای بود و توانستند سر این مسئله را ببندند؛ خود این خیلی کار مهمّی است.»

اما نکته اولی که باید در پاسخ به این شبهه مطرح کرد این است که:

1- جمله امروز مقام معطم رهبری درباره به سرانجام رساندن توافق است و حال این که جملات سال گذشته ایشان درباره خاتمه دادن به مذاکرات بود و نه خاتمه دادن به روند نهایی شدن توافق، چرا که ایشان در پایان جملاتشان درخصوص اهمیت خاتمه دادن به مذاکرات اینچنین گفتند:

«حالا ان‌شاءالله که اگر گوشه‌کنارش مشکلی هم وجود داشته باشد، با تدبیر شماها و دیگرانی که مسئولند، برطرف خواهد شد. به‌هرحال از همه‌ی برادران و خواهران که مشغول کار هستند، ما تشکّر میکنیم.»

2- و اما چرا مقام معظم رهبری بر ختم کردن مذاکرات به عنوان یک امتیاز نام بردند؟ برای این که در هر مرحله از تمدید توافق، طرف مقابل ضمن زیاده خواهی های بیشتر، دولت ما را به تنازل بیشتر وا میداشت که این روند را از ژنو تا لوزان و وین به روشنی مشاهده کردیم که چگونه دولت در درصد غنی سازی، میزان ذخیره سوخت، تعداد سانتریفیوژ، رفع تحریمها و…، نسبت به توافق قبلی عقب نشینی میکرد.

3- بحث دیگر این که باوجود تأکید مقام معظم رهبری بر خاتمه مذاکرات (و نه نهایی کردن توافق)، اما ایشان در تمام طول مذاکرات بارها بر خطوط قرمزشان تأکید کردند و هرگز نگفتند بابت به سرانجام رساندن مذاکرات، این خطوط رعایت نشود! خطوط قرمزی مانند رعایت تناظر و همزمانی تعهدات یا لغو کلیه تحریمها (به جای تعلیق بخشی از آنها) که اگر رعایت میشدند، برجام به خسارت محض تبدیل نمیشد و طرف مقابل هم نمیتوانست به راحتی از زیر بار تعهداتش فرار کند.

4- مسلماً اهل فن میدانند که از زمانی که توافق در وین تنظیم شد تا زمانی که این توافق، نهایی، تصویب و اجرا شد، دولت به کرات در موارد مختلفی عجله کرد که این عجله کردن ها مهمترین علت ناکامی برجام میتوانند تلقی شوند:

الف- مدت زیادی از دادن توافق و ملحقات آن به مجلس در قالب یک لایحه استنکاف نمود و اصرار داشت که اصلا برجام در مجلس بررسی نشود و در طول بررسی برجام در کمیسیون برجام نیز به صورت روزشمار، برای هر روز بررسی آن 100 و 150 میلیون دلار خسارت برمی شمردند. و یا در حالی که کمیسیون برجام، ایرادات برجام را به خوبی تقویم کرده بود، در نهایت به جای اعمال آن گزارش، یک طرح از پیش آماده شده توسط تیم حامی برجام در مجلس ظرف 20 دقیقه تصویب گردید.

ب- یا در حالی که مقام معظم رهبری در متن مجوز مشروط اجرای برجام، با تعیین شرایطی تلاش کرد تا ایرادات برجام را در شیوه اجرای آن بپوشاند، اما این شروط نه گانه هم به خاطر سهل انگاری و عجله در رساندن برجام به روز اجرا، رعایت نشد که از جمله آنها میتوان به شروط اخذ تضمین رسمی از رئیس جمهور آمریکا و یا عقد قرارداد مطمئن برای باطراحی و بازسازی قلب رآکتور اراک (که دولت به جای تنظیم قرارداد با شرکتهای طرف 5+1، یک قرارداد با یک شرکت زیر مجموعه سازمان انرژی هسته ای تنظیم کرد تا هر چه زودتر یکی از شرطهای 9 گانه را سمبل کند!) و یا منع هرگونه تحریم جدید یا… اشاره نمود.

ج- در نظر نگرفتن مواردی مثل همین ممانعت از تمدید تحریمهایی که مهلتشان پایان می یابد، امکان برداشت راحت پولهای بلوکه شده در برجام و بهای نفت های فروخته شده در پسابرجام، ممانعت از دست اندازی کنگره و مراجع قضایی آمریکا به اموال ایران، یا ممانعت از ایجاد امکان نقض روح توافق بدون این که متن آن نقض شود و… میتوانند علت ناکامی برجام تلقی گردند که در صورت عدم عجله در تنظیم و تأیید متن برجام، میتوانستند هزینه کارشکنیهای طرف مقابل در برجام را افزایش دهد.

5- همانطوری که آقای روحانی در 93/6/8 گفتند: «مسئولیت مذاکرات هسته ای را شخصاً برعهده دارم» ایشان با مسئولیت خودشان مذاکرات را برخلاف توصیه های مقام معظم رهبری مبنی بر پرهیز از خوشبینی به طرف مقابل و رعایت خطوط قرمز و شروط رهبری، به پیش بردند و اجرایی کردند و رهبری بارها از ایشان که بعضا توسط منتقدان به عنوان خائن یا سازشکار خطاب میشدند حمایت کردند تا مسیر حرکت دولت برای تحقق هدفش در مذاکرات هموار گردد، و امروز حامیان دولت نمیتوانند از نداشتن اختیارات در موضوع هسته ای گلایه کنند، هرچند ممکن است شبهاتی مطرح نمایند، اما به صورت منطقی نمیتوانند عجله شان در نهایی کردن و اجرای برجام را که مهمترین علت ناکامی برجام بود را انکار کنند.


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
سیاسی ، دولت ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، صدا و سیما ، هاشمی رفسنجانی ، تورم ، رسانه ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، اعتقادی ، مشایی ، تحریم ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، عدالت ، قوه قضاییه ، برجام ، انقلابی ، تولید ، اقتصادی ، آمریکا ، مجلس ، علی لاریجانی ، رابطه با آمریکا ، گیلان ، بصیرت ، رشت ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، استاد مصباح ، خانواده ، غرب ، فرهنگی اجتماعی ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انقلاب ، هاشمی ، بانک ، سران فتنه ، مذهبی ، مهدی هاشمی ، جبهه پایداری ، سعید جلیلی ، علی مطهری ، کارمند ، شورای نگهبان ، مسکن مهر ، اجرای برجام ، اصلاح طلبان ، تحلیل های اقتصادی ، سوریه ، امام خمینی (ره) ، جواد ظریف ، ماهواره ، انتقاد پذیری ، سیاست ، طنز ، مدیریت و ایمنی ، ولایت فقیه ، استقلال ، فساد بزرگ اقتصادی ، ارز ، اسرائیل ، استکبار ستیزی ، انتخابات مجلس ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، ظریف ، هنر ، انتخابات آزاد ، ایمنی ، بدعهدی آمریکا ، سران قوا ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، مذاکره کنندگان هسته ای ، نرخ رشد جمعیت ، نقض برجام ، انتقاد ، بانک ، تحریف انقلاب ، تهاجم فرهنگی ، توافق نهایی هسته ای ، سبک زندگی ، مدیریت ، نرمش قهرمانانه ، اصولگرایی ، انتخابات ریاست جمهوری ، سینما ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
رقصی میان میدان مین یا صاحب الزمان (عج) سرچشمه ادب و عرفان داروخانه دکتر سلیمی پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) رضویّون بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا بادصبا تراوشات یک ذهن زیبا عاشق آسمونی آسمون آبی چهاربرج پژواک ساعت یک و نیم آن روز یادداشتهای فانوس من وآینده من همه چیز آماده دانلود نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات حدیث منتظران قائم (عج) علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی هــم انــدیشـی دینــی مهاجر ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است کانون فرهنگی شهدا نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه