لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

سفارش تبلیغ
صبا
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره

95/5/27
1:4 ع

آزاد کردن ماهواره

اصلاح‌طلبان و اعتدالیون برای این که حذف فیلترینگ و آزاد کردن ماهواره را مطالبه کنند، چند توجیه تکراری میاورند که مختصراً پاسخ شان را بیان میکنم:
میگویند چون نیمی از مردم از ماهواره استفاده می‌کنند، پس باید آن را آزاد کرد تا مردم قانون شکنی نکنند!
این حرف مثل این است که بگوییم چون نیمی از مردم تخلف رانندگی میکنند پس باید تخلف رانندگی آزاد باشد تا تخلف نکنند!

میگویند نباید با محدودیت و ممنوعیت با اینترنت و ماهواره مواجه شد، چون مردم میتوانند با فیلترشکن یا خرید تجهیزاتی، این محدودیت‌ها رو دور بزنند!
مثل این است که بگوییم باید مواد مخدر و یا سمی را آزاد کنیم چون مردم میتوانند خودشان بسازند یا قاچاقی سرکوچه شان خریداری کنند! یا این که چون مواد قاچاق در همه فروشگاه‌ها هست پس قاچاق هم باید آزاد شود!

میگویند به جای ایجاد محدودیت در استفاده از ماهواره، سایت ها و شبکه های اجتماعی مضر، تنها باید فرهنگ و روش کار کردن را به مردم و کودکان آموخت!
مثل این است که تجویز کنیم مواد سمی، مخدر و خطرناک را در خانه و جامعه دسترس کودکان بگذاریم و به صرف هشدار دادن، اکتفا کنیم! مثل این که ماهواره را برایشان مهیا کنیم ولی بگوییم فلان فیلم‌ها و شبکه‌ها را استفاده نکنید چون دچار بلوغ زودرس، انحراف جنسی، انحراف فکری و… خواهید شد! در حالی که فرزندان از تجزیه و تحلیل این هشدارها نیز عاجزند!

میگویند در دنیای آزاد و باز اطلاعات امروز، نباید و یا نمیتوان محدودیت ایجاد کرد!
درحالی که خود کشورهای غربی هم، این رسانه‌ها را بر اساس مصالح و اصولی که برای جامعه قائلند با فیلتر کردن یا پولی و کابلی کردن، محدود میکنند و تقریباً کشوری نداریم که هیچ محدودیتی در عرصه های رسانه ای نداشته باشد! و البته چون به لحاظ کمی و کیفی بین ارزشهای جوامع تفاوت وجود دارد، میزان محدودیت ها نیز متفاوت خواهد بود!

میگویند به جای محدود کردن اینترنت و ماهواره، تنها باید فرهنگسازی کرد!
وحال اینکه هیچ فرهنگ سازی هم برای تقویت باورهای دینی، مذهبی و اخلاقی نمیکنند و تازه بودجه صداوسیما که متولی اصلی این امر است را نیز با محدودیت های سنگین و گروکشی های سیاسی مواجه میکنند!

میگویند در آزاد کردن ماهواره و حذف فیلترینگ ، بدون هیچ نگرانی باید به مردم اعتماد کرد!
وحال اینکه خیلی از مردم به اقتضای سن یا معلومات قادر به پاسخگویی به شبهات و هجمه ها نیستند! چطور دولت مردان بسیاری از مردم را به بهانه لبوفروشی و راننده تاکسی بودن، صالح به دانستن مسائل کم اهمیت ندانستند!

میگویند نباید با بدبینی با ماهواره و اینترنت مواجه شد و آن ها را محدود کرد!
ولی این را نادیده میگیرند که دشمنان چقدر بابت تهاجم به اعتقادات این مردم، بودجه تصویب میکنند و میخواهند با ساده لوحی دربرابر هجمه دشمنان، با آزاد کردن ماهواره ، سپرهای های فرهنگی، فنی و قانونی را کنار بگذارند!

میگویند دانستن حق مردم است و حاضرند رسانه‌های ضدانقلاب را به این بهانه آزاد و تطهیر کنند!
وحال این که اشخاص، روزنامه ها و سایت های داخلی بعضاً انقلابی را بابت کوچکترین اشتباهی تعلیق، فیلتر یا تحت پیگرد قرار میدهند! پس چرا میخواهند دربرابر هجمه ها، شبهات و تهمت های ضد انقلاب، محدودیت نداشته باشند؟!

میگویند می توان شبکه های ماهواره ای یا سایت های بد را رمز گذاشت یا محدود کرد!
اما نمیگویند فرزندان در عصرحاضر، از والدینشان در اموری چون کانال یابی و یا رمزگشایی ماهرتر هستند!

میگویند ماهواره هم مثل ویدئو است و با آزاد شدنش هیچ مشکلی ایجاد نمی شود!
ولی قیاسشان غلط است چرا که در ویدئو، افراد با اختیار خودشان یک فیلم را انتخاب و نگاه می کردند، اما در ماهواره با صدها شبکه مواجه هستند که اختیاری در پخش محتواهای شان ندارند و اعم از فیلم، سریال، خبر و تبلیغات، حد و مرزهای اخلاق، دین و سن در آن ها رعایت نمی شود!

می گویند در آینده زمانی خواهد آمد که ماهواره به آنتن هم نیاز نخواهد داشت و تلویزیون ها خودشان شبکه های ماهواره ای را خواهند گرفت!
که باید درپاسخ گفت، باید فرصت را غنیمت شمرد و با راهکارهای فنی و فرهنگی، مردم را از خطرات ماهواره آگاه کرد و از همه گیر شدن استفاده از ماهواره جلوگیری نمود و صداوسیما را در تقویت شبکه ها و برنامه ها تقویت نمود، نه این که از ترس مرگ خودکشی کنیم!

میگویند مردم در حال استفاده از ماهواره هستند و آزاد نبودن آن هیچ تأثیری در این امر ندارد!
اگرچه هرکسی که بخواهد از ماهواره استفاده میکند ولی باید دانست که آزاد کردن ماهواره ، به معنی تطهیر و قبح شکنی از آن است!


nazokbin

95/3/24
2:34 ص

بحث در شبکه های اجتماعی

اییلت شاکید، وزیر دادگستری رژیم صهیونیستی حذف تصاویر سید “حسن نصرالله” از فیسبوک را به همکاری این شبکه با اسرائیل مرتبط دانست و گفت که به غیر از فیسبوک، گوگل و توییتر هم در جهت برچیدن مطالبی که از نظر اسرائیل تحریک آمیز است تلاش می کنند، این اظهارات اگر چه برای فعالان دشمن شناسِ رسانه و فضای مجازی عجیب و غریب نیست، اما حامل هشدارهایی است که مدام باید تکرار شود تا فراموش نشود، هشدارهایی که غالباً هم جدی گرفته نمی شوند.

این که فضای مجازی امکان مناسبی را برای تولید و نشر محتوای مستدل و قوی اسلامی و انقلابی و پاسخگویی به شبهات و حتی به چالش کشیدن تفکرات معارض اسلام و انقلاب ایجاد کرده، امری غیر قابل انکار و غیر قابل چشم پوشی است، اما این که طرف مقابل این میدان بازی را اداره میکند و به قواعد بازی هم احترام نمیگذارد، امری بسیار مهم و تأمل بر آثار و تبعات آن نیز از آن مهمتر است.

در این فضا اگر کاربر یا مطلبش مورد پسند نظام سلطه نباشد، از برجسته و داغ شدنش جلوگیری می کنند و اگر در راستای سیاستهای پلید الحادی و ضدانقلابیشان باشد خودشان او را به انحاء ممکن به دیگران معرفی میکنند تا حدی که با کمترین پسند (لایک)، در فهرست داغ شده ها قرار می دهند. و این چنین است که در این فضا بحث انتشار هم به اندازه تولید محتوای انقلابی اهمیت می یابد لذا در این فضا باید نیروهای انقلابی نسبت به نشر و گسترش محتوای انقلابی همدیگر حساس باشند و مانع تراشی هایی که توسط مدیریت این شبکه ها اعمال میشود را تا حد ممکن خنثی کنند.

باید بدانیم که این فضا همانطوری که در سال 88 با مدیریت آمریکا به اذعان خانم کلینتون در خدمت فتنه قرار گرفت، همچنان این قابلیت را دارد و چه بسا تقویت هم شده باشد و در شرایط مناسب از آن بهره خواهند گرفت. مسلماً عرصه فضای مجازی و اینترنت و شبکه های اجتماعی بستر مناسبی برای عملیات های مخرب فرهنگی، جنگ نرم، جاسوسی و مسائل امنیتی دشمن ایجاد کرده است که ما هرچقدر هم در بخش جنگ نرم موفق باشیم، بازهم به این راحتی نمیتوانیم این تبعات را خنثی کنیم و یا نادیده بگیریم و اصلا منظورم این نیست که پس کلا این صحنه را ترک کنیم چرا که این کار تنها خالی کردن میدان برای جولاندهی بیشتر دشمنان اسلام و انقلاب خواهد بود، چون که میتوان نیروهای اصیل انقلابی را از این فضا با یک فتوا بیرون کشید ولی آیا اقشار خاکستری هم به همین راحتی این میدان را ترک میکنند و یا این که باقی می مانند و در خلأ نیروهای انقلابی، به تدریج ذهن و دل به قدرت نرم دشمن میدهند؟!

با پذیرش این فرض که نمی توانیم این میدان و قواعدش را در اختیار بگیریم، ولی ترک آن را هم از سوی نیروهای انقلاب و اسلام به صلاح نمی دانیم، آیا صلاح است که همه را به این عرصه دعوت کنیم؟! آیا نمیتوان میدانی پاک تر و سالم تر مهیا کرد؟! تکلیف دولت کدام است؟! تشویق دیگران با حضور مستمر در شبکه های اجتماعی که میدان داریشان با کارتل های رسانه ای صهیونیستی است؟! و یا ایجاد فضایی سالم تر برای کاهش آسیب های این فضا و ایجاد رقیب برای شبکه های خارجی تا حداقل مدیران این شبکه ها کمتر بله قربان گوی کامل نظام سلطه باشند؟! ولی آنچه که در عملکرد دولتمردان شاهدیم متأسفانه قابل دفاع نیست چرا که ایشان با عضویت و فعالیت در شبکه های تحت سلطه، عملا به این امر تشویق میکنند و از سوی دیگر شبکه های قوی داخلی برای جایگزینی با شبکه های مجازی خارجی تأمین نمی کنند.

آیا نهادهای متولی فضای مجازی این اقتضائات را درک کرده و براساس آن ها سیاستگذاری، اجرا و نظارت انجام میدهند؟! آیا مجموعه قوای سه گانه و به خصوص دولت، رسالت خود را به درستی تشخیص داده و عمل میکنند؟! و یا دولتمردان ما فقط در این فضا به انتشار مطالب خود و میزان فالوور و لایک می اندیشند؟! به راستی چرا در حالی که دشمن در جنگ نرم اینقدر منسجم و هماهنگ میکند، مسئولان و دولتمردان ما اینقدر در موضع انفعال قرار دارند؟! و در این جاست که واقعا باید دست فعالان انقلابی فضای مجازی را بوسید که هم باید با محتوای دشمن و در زمین دشمن دست و پنجه نرم کنند، هم عدم پایبندی وی به قواعد بازی را خنثی کنند و هم اصطکاک های بی تدبیری متولیان داخلی این عرصه را تحمل کنند.


nazokbin

94/10/3
4:4 ع

74768_321مدتی است که گروه هایی در شبکه های اجتماعی، برای انتشار مباحث آتئیست ها (خداناباوران) و مباحثه و مناظره با ایشان تشکیل شده است که در این خصوص لازم است به چند نکته توجه گردد:
1- در این گروه ها شبهات متعددی در خصوص وجود خدا، اسلام، قرآن، انبیاء و ائمه بیان می گردد که در بسیاری از موارد این شبهات به صورت رگباری منتشر می شوند و اصلاً فرصت بحث و گفتگو در مورد همه آنها ایجاد نمی شود در حالی که بسیاری از این شبهات پاسخهای ساده ای دارند که قبلا توسط کارشناسان دینی پاسخ داده شده اند و کافیست با یک جستجو به این جواب ها (در سایتهایی مانند  www.askdin.com www.islamquest.net www.x-shobhe.com www.pasokhgoo.ir www.porseman.org www.hawzah.net  www.tebyan.net shayeaat.ir www.aviny.com) دسترسی پیدا کنیم.
2- اگرچه در خصوص همه شبهات، می توان پاسخ های متقن و مناسبی تهیه کرد، اما این مسئله توسط افراد متخصص میسر است و اگر فردی در این حوزه ها تخصص نداشته باشد در برابر رگبار شبهات دچار تشکیک، بی تفاوتی، انحطاط و ارتداد می گردد.
3- بعضاً افرادی در این گروه ها وارد می شوند که نه تنها تخصصی در خصوص علوم دینی ندارند، بلکه حتی فرصت و توان جستجو و سؤال از اساتید دینی هم برایشان وجود ندارد و متأسفانه اکثر افرادی که در این گروه ها حاضرند صرفاً تماشاچی و به شدت در معرض خطر لغزش قرار دارند.
4- باتوجه به این که بسیاری از شبهات با در کنار هم قراردادن برخی فرضیه های جدید یا تجربه های بشری در کنار مبانی دینی ایجاد می شوند، پاسخگویی به این شبهات فقط به علوم دینی نیاز ندارد، بلکه به دانش در حوزه علوم طبیعی و تجربی هم محتاج است. این مسئله از این جهت مهم است که هم یافته ها و فرضیات مختلف علمی و تجربی و هم انطباق این فرضیات با آیات و روایات به هر دو بخش از علوم دینی و طبیعی نیازمند است، چه بسا که یک فرضیه ناقص را به جای یک اصل متقن به خورد مخاطب می دهند و یا چه بسا یک روایت غیرموثق را به دلیل تعارض با مبانی مسلم علمی به عنوان شبهه طرح می کنند.
5- یکی از عواملی که باعث حضور افراد ناآگاه در زمینه علوم دینی در این گروه ها می شود احساس غرور آمیخته با کنجکاوی است، یعنی افراد با این فرض غلط که از پس هر شبهه ای برمی آیند در این گروه ها حاضر می شوند اما به تدریج به دلیل ناآگاهی در پاسخگویی به شبهات و به دلیل غرور در پرسیدن شبهات از عالمان، دچار تزلزل در ایمان و اعتقادات می شود.
6- یکی از مسائلی که به شدت در این گروه ها مشاهده می شود توهین به پیامبران و ائمه و اولیای الهی و علمای دینی با الفاظ زشت و رکیک است که متأسفانه در بسیاری از این گروه ها به صورت عادی رد و بدل می شود و جالب این که با این ادبیات، مدعی آزادی اندیشه هم هستند.
7- بحث دیگر بحث شرعی حضور در این گروه هاست، باید گفت همانطوری که مطالعه کتب ضاله برای ناآگاهان حرام است، حضور در گروه های آتئیست و یا دیگر منحرفان برای افراد عادی حرام قطعی است مگر این که افراد با صرف وقت و مطالعه و تحصیل در علوم دینی به مرتبه ای برسد که بتواند از پس پاسخگویی به شبهات بربیاید که در این صورت ایشان می تواند با گرفتن کمک از اساتید و دسترسی به منابع، در این کارزار حاضر گردد.
8- همانطوری که بیان شد، حضور افراد آگاه و متخصص در امر پاسخگویی به شبهات در گروه های آتئیست، یک الزام حیاتی به نظر می رسد که ضرورت ورود حوزه های علمیه به این مقوله به صورت جدی و هدفمند را اثبات می کند.
9- هرآنچه گفته شد از مسئولیت نهادهای قانونی و دولت در خصوص جلوگیری از فعالیت های این گروه ها نمی کاهد و همانطوری که دولت و قوه قضایی مکلف به برخورد قانونی با گروه های انحرافی و کتب ضاله هستند، باید در خصوص جلوگیری از فعالیت گروه های منحرف و گمراه کننده در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی هم تدابیر جدی اندیشیده شود که هرگونه تسامح در این خصوص قابل بخشش به نظر نمی رسد.


nazokbin

94/10/3
4:0 ع

talagh1با توجه به افزایش ازدواج های منتج به طلاق، 10 عامل مؤثر در طلاق های ای دوره زمانه را مختصراً برمی شمارم:

عامل اول، آماده نشدن فرزندان در خانواده برای امر مهم ازدواج است، یعنی زن و شوهر باید طوری برخورد کنند که خانواده یک کلاس آموزشی مناسب، صحیح و عملی برای فرزندان باشد ولی تا وقتی که خانواده محل دعوا و نزاع پدر و مادر در خصوص مسائل مختلف باشد، عملاً فرزند فرصت آموزش چگونگی زندگی مشترک را از دست می دهد و عادات ناپسندی در چگونگی بهانه تراشی برای دعوا و امتیازگیری با همسر پیدا می کند.

عامل دوم در افزایش طلاق ها، مقوله تک فرزندی و دو فرزندی به عنوان عامل اختلال در تربیت فرزندان برای زندگی مشترک است. فرزندانی که در خانواده نیاموخته اند چگونه با برادران و یا خواهران خود تعامل داشته باشند، و با چگونگی دعوا، آشتی، شراکت، دفاع از حقوق خود، گذشت یا … آشنا نشده اند، عملاً برای زندگی مشترک خود، کوله باری از مشکلات و اختلافاتی که قادر به حل آنها نیست، با همسر خود خواهد داشت.

عامل سوم در خصوص مسئله طلاق، بحث عدم پایبندی نسبی به مقوله خانواده و به خصوص تنوع طلبی در همسران است. زن و مردی که مدام در حال زیاده خواهی، دیدن زن و مردهای دیگر در ماهواره، محیط کار و جامعه و داشتن روابط راحت و آزاد و چت کردن  در فضای مجازی با جنس مخالف هستند، عملاً میزان وفاداری و تقیدشان به همسر و خانواده کاسته می شود و این مسئله یکی از عوامل مهم در کاهش مهر و محبت زن و مرد نسبت به یکدیگر است.

عامل چهارم، مشکلات زناشویی است که در حدود 60 درصد از طلاق ها نقش دارد که از عوامل جدید مؤثر بر این مشکلات، زیاده خواهی ها و به تبع آن نارضایتی های جنسی ناشی از برنامه های ماهواره ای و شبکه ها و فیلم های مستهجن و تبلیغات و زیرنویسهای جنسی است که مدام موجب زیاده خواهی و طمع ورزی همسران برای مصرف انواع داروها، پروتزها، پمادها و عمل ها برای جبران طمع های جنسی می شود، زن و مردی که نسبت به خودشان سرخورده و نسبت به همسرشان زیاده خواه و نسبت به زنان و مردان دیگر حیص هستند، چگونه می توانند یک رابطه زناشویی گرم و وفادارانه را رقم بزنند.

عامل پنجم، ترویج فرهنگ بد بینی و خیانت در ماهواره، شبکه ها، فیلم ها و موسیقی های امروزی است. عملا آنچه این رسانه ها ترویج می کنند، عادی سازی انواع خیانت ها، عشق های مثلثی، مربعی، کدورت، خیانت و انتقام هستند، این آثار، روان زن و شوهر را پریشان، ایشان را سبت به یکدیگر بدبین و امکان محبت کردن شان را به حداقل می رساند.

عامل ششم، تعداد کم فرزندان و فرزند سالاری و رقابت زن و شوهر در جلب محبت فرزند و دعوا برسر آینده اوست که باعث می شود زن و شوهر همیشه دچار چالش باشند و همواره به خاطر حضور یک قاضی که همان فرزندشان است در کنارشان، مدام نسبت به یکدیگر بیشتر بتازند و یا مدام مظلوم نمایی کنند و نهایتاً این که فرزندی نیز تربیت می کنند که هیچ از زندگی مشترک نیاموخته جز دعوا، کدورت و رقابت.

عامل هفتم خود عادی سازی طلاق است. متأسفانه طوری طلاق را عادی نمایش داده اند که بعضا برای آن جشن هم مرسوم کرده اند و عملا فعلی که زشت ترین حلال خدا شمرده می شود مثل نقل و نبات در دهان تازه عروس و دامادها و خانواده هایشان می چرخد. متأسفانه زن و شوهرها به جای این که به دنبال حل مشکلات شان باشند در اولین فرصت به این نتیجه می رسند که چاره ای جز جدایی ندارند و حال این که زندگی مشترکی که دعوا و اختلاف در آن وجود نداشته باشد تقریباً امکان عقلی ندارد بلکه آنچه مهم است روش حل یا گذشت از کنار مشکلات است.

عامل هشتم عدم بهره گیری از مشاوران و میانجی های عاقل و متخصص است و حال این که معمولاً تنها مشاور زن و شوهرهای امروزی که بیشترشان هم تک فرزند هستند، پدر و مادرهای متعصب و احساساتی تر از خود فرزندان هستند که با اولین ناملایتمی که در زندگی مشترک فرزندشان می بینند به مانند بنزین بر آتش عمل می کنند و شعله های دعوا و تنش را بلندتر می کنند و حال این که در صورت استفاده از مشاوران متخصص، امین و بی طرف، بسیاری از مشکلات راه حل های علمی و عملیاتی و مادام العمر دارند.

عامل نهم عدم فرصت کافی در داشتن روابط مناسب و کیفی درخانواده است، عملاً یا زن و شوهر باهمدیگر در خانه حضور ندارند و یا اگر هم حضور دارند، هرکدام در فضای مجازی، یا پای فوتبال، فیلم و سریال مشغول هستند و چه بسا بین یک زن و شوهر، در طول یک شبانه روز، هیچ کلام محبت آمیزی رد و بدل نمی گردد و این مسئله موجب فاصله گرفتن زن و شوهر از یکدیگر و سردی روابطشان می گردد.

عامل دهم مؤثر در طلاق ها مشکلات اقتصادی است، خانواده هایی که به لحاظ حداقل های معیشتی و زندگی دچار مشکل هستند، به خصوص وقتی که این مشکلات با عادات غلط، قیاس های اشتباه و چشم و هم چشمی های متداول همراه گردد، موجب غرغرها، دعواها، کدورت ها و فراهم شدن راه دخالت دیگران در مسائل خانوادگی گردد.


nazokbin

94/2/6
8:13 ص

 

مهدی خزعلی

به دلیل حضور مستمر در فضای مجازی و به خصوص شبکه های اجتماعی و به تبع آن حضور در مباحثات و مناظره های مختلف با فعالان فضای مجازی، مسائلی مهمی برایم مشخص شده است که ناچار به طرح آنها می باشم، مطلع کلامم با سخن حاج حسین یکتاست که اخیراً گفت و امروز عیناً در شبکه های اجتماعی مشاهده می کنیم، ایشان گفتند که کار نیروهای انقلاب در فضای مجازی به جنگ تن به تن رسیده است و امروز این جنگ های تن به تن را در مباحثه ها و مناظره های حامیان انقلاب با حامیان ضدانقلاب و یا حامیان خستگان از انقلاب به وضوح مشاهده می کنیم.

به دلیل چند مباحثه ای با جناب مهدی خزعلی و علیزاده طباطبایی (وکیل مهدی هاشمی و شهرام جزایری و رئیس حلقه عرفان و …) داشته ام، شاهد حضور بسیار فعال و مستمر ایشان در شبکه های اجتماعی و برگزاری مباحثات و مناظرات هستم و متأسفانه باید بگویم که نوع مباحثاتی که این افراد در فضای مجازی مطرح می کنند، حقیقتاً پر از اتهام و هتاکانه است که به عنوان مثال برخی از ادعاهای جناب خزعلی را که حین مباحثات اخیر بیان کرده اند و فایل های صوتی شان هم موجود است را مختصراً برمی شمارم:

  • جناب مهدی خزعلی، تحمیلی بودن جنگ 8 ساله را زیر سوال بردند و حضرت امام خمینی و تسخیر لانه جاسوسی را عامل دشمنی های آمریکا و حمله صدام به ایران می دانند.
  • ایشان بیان داشتند که 10 سال پیش اسرائیل نزدیک به فروپاشی بود و احمدی نژاد با طرح مسئله هلوکاست باعث شد تا اسرائیل دوباره جان بگیرد.
  • ایشان گفتند که شهدای هسته ای، توسط خود انقلاب کشته شده اند و این که اصلاً آنها دانشمند هسته ای نبودند و فقط دانشمندان فیزیک بوده اند و این در حالی است که خود اسرائیلی ها به ترورهای هسته ای اعتراف داشتند.
  • ایشان گفتند که انتخاب آقای خامنه ای در خبرگان با یک سناریوی از پیش تعیین شده و ساختگی انجام شد و کاملاً گام به گام به پیش برده شد و خیلی جسورانه می گویند حتی آقای خامنه ای هم به صورت نمایشی با رهبری خودش مخالفت کرده است!
  • ایشان گفتند که بیشتر اعضای فعلی خبرگان خواب و بی کفایت هستند.
  • ایشان بیشتر نمایندگان مجلس را بی کفایت و بله قربان گوهایی معرفی می کند که گوششان به دهان رهبری است.
  • ایشان گفتند که عباس یزدان پناه (شاهد مقتول مهدی هاشمی)، به دست نیروهای انقلاب کشته شده است، چرا که به زعم جناب خزعلی، یزدان پناه به نفع مهدی هاشمی شهادت می داد و این در صورتیست که فیلمی اخیرا از یزدان پناه منتشر گردیده است که کاملاً مشخص می کند که زنده ماندن عباس یزدان پناه به ضرر مهدی هاشمی تمام می شده است.
  • مهدی خزعلی بسیار هتاکانه می گوید حکومت ما مثل حکومت معاویه است و در موارد متعددی صراحتاً یا تلویحاً به رهبری جسارت و توهین می کند.
  • ایشان آمریکا و غرب را مهد آزادی و آزادی بیان می داند و حال این که در برابر سوالات ما در خصوص ده ها زندان غیرقانونی مثل گوانتانامو و ابوغریب که شکنجه کردن در آنها رسما‌ً‌ انجام می شود و یا در خصوص زندانی کردن پروفسور رژه گارودی (که تنها جرمش تحقیق در مورد هلوکاست بود)، هیچ پاسخ منطقی جز تمجید از زندان های آمریکا نداشت.
  • ایشان سال 94 را نقطه عطفی می دانند که در آن رابطه ما با آمریکا و غرب خوب می شود و در انتخابات های خبرگان و مجلس شورای اسلامی94 نیز یقیناً افراد جدید و غیر بله قربان گو خواهند آمد!
  • ایشان در خصوص شورای نگهبان بارها و بارها با بی احترامی به آیت الله جنتی این شورا را و شخص جنتی را عامل حکومت در حذف رقبا معرفی می کند و شورای نگهبان را سبد جنتی نام می نهد.
  • او می گوید که همه ی فرقه های مذهبی از بهایی و وهابی باید بتوانند تبلیغ و ترویج دین شان را داشته باشند و این را ترویج می کند.
  • ایشان تعطیلی برخی از احزاب مثل ملی مذهبی ها و مشارکتی ها و … را تنها در جهت حذف رقیب تعبیر می کند و اصلاً هتاکی های این احزاب به اسلام، ائمه، حدود الهی و ولایت فقیه را تقبیح نمی کنند و حال این که این احزاب همواره در جهت جدا کردن دین از سیاست و سکولاریزم گام برداشته اند و اساساً در چارچوب حکومت دینی نمی گنجیده اند.
  • ایشان در عین حال که ولایت مداری و تبعیت از ولایت را با عبارات و متلک های مختلف مثل دستبوسان ولایت مسخره می کند، ولی خودشان در مسیر تطهیر هاشمی و فرزند مجرمش و سران فتنه و ضدانقلاب حرکت می کنند.
  • در حالی که حتی دشمنان مقام معظم رهبری حتی وجود یک نقطه خاکستری در زندگی اقتصادی مقام معظم رهبری و خاندان ایشان را تکذیب می کنند ایشان مقام معظم رهبری را برخلاف حضرت علی علیه السلام در مواجهه با عقیل می شناسد و این در صورتی است که در برابر انتقاد ما به نشاندن مهدی هاشمی بر سفره قراردادهای نفتی و حمایت شدید پدرش از او هیچ جوابی نداشتند. جالب است که همین مهدی خزعلی و همه کسانی که برای هاشمی جان فشانی می کنند توجه ندارند که چگونه شخص هاشمی خون فرزندش را از همه جوانان این کشور رنگین تر می داند و حتی یک روز زندان را برای این همه تخلف و ضربه به منافع اقتصادی و سیاسی ملی وی برنمی تابد.
  • ایشان می گوید چون راهپیمایی 22 بهمن را تحریم کردند مردم در آن شرکت نکردند و می گویند در انتخاباتی که آن را تحریم کرده بودند نرخ مشارکت 23 درصد بود که به آن ضریب دادند و آن را 46 درصد اعلام کردند و میگویند روی 9 دی روزی بود که مردم را فریب دادند و مردم به خیابان آمدند و اساساً ایشان تمام انتخاباتها را مهندسی شده تعبیر می کنند و در برابر این سوال که پس چرا در انتخابات های تماماً متقلبانه و مهندسی شده شرکت می کنید جواب منطقی نداشتند.

آنچه که در بندهای فوق آمد، تنها گوشه ای از نظرات مهدی خزعلی بود، مباحث ایشان در خصوص موارد متعدد تاریخ انقلاب و تاریخ اسلام و یا در بیان نظرات امام خمینی حاوی تحریف و تأویل است و نگاهی به مسیر مباحث ایشان در تطهیر دشمنان انقلاب مانند صدام، اسرائیل و آمریکا از یک سو و مقصر دانستن انقلاب و تفکر انقلابی در تمام مشکلات و مسائل کشور نشان می دهد که اساساً ایشان یک خط مستقل و مشخص را دنبال می کند.

مسیری که شخص جناب هاشمی و سربازان ایشان اعم از روحانی تا ترکان و خزعلی و علیزاده طباطبایی (وکیل مهدی هاشمی) و …. در فضای حقیقی یا مجازی دنبال می کنند یک مسیر مشخص است، اینان صراحتاً رفتارهای شاخص انقلابی گری را هدف قرارداده اند و انقلاب و نمادهای مقاومت را از طریق روش های زیر مورد اصابت قرار می دهند:

– ترویج گفتمان نمی توانیم و به سخره گرفتن توان نظامی و صنعتی و اقتصادی کشور
– حذف نمادهای مقاومت از روی اسکناس ها، تعطیلی مراکز تحقیقات فضایی و هسته ای
– حذف شعار مگر بر آمریکا و نمادهای استکبار ستیزی از طریق جعل خاطرات و تطهیر دشمن
– به سخره گرفتن ساده زیستی و متهم کردن این رفتارها به پوپولیستی گری
– توهین به جریان های انقلابی تحت عناوین توهین آمیز مختلف مانند تعامل هراس و ترسو و بزدل و بی سواد و افراطی و…
– جسارت به نهادهای انقلابی اعم از سپاه و شورای نگهبان و خبرگان و ….
– تطهیر فتنه گران، ضدانقلاب، آمریکا و غرب در جهت تخریب و مقصر دانستن جریان های انقلابی در تمام کشمکش ها
– عادی سازی تهمت، توهین، جسارت و متلک پراکنی به رهبر انقلاب و انقلابیون

آنچه که در مورد جناب خزعلی و علیزاده طباطبایی و امثالهم مشابه است جلسات مکرر و حضوری و هماهنگی ایشان با جناب هاشمی است و مشخص است که حضور مستمر این افراد در شبکه های اجتماعی و برگزاری جلسات بحث و گفتگوی برنامه ریزی شده در گروه های مختلف نمی تواند اتفاقی و تصادفی انجام شود؛ به نظر می رسد جناب هاشمی همانطوری که در صحنه حقیقی در حال یارگیری و صحنه آرایی است، در فضای مجازی نیز بیکار ننشسته و به صورت منسجم مشغول فعالیت در تضعیف گفتمان انقلاب و انقلابی گری است که به همین دلیل ضرورت واکنش هدفمند در برابرشان احساس می شود.
اگر چه شخصاً از بحث کردن با امثال خزعلی و علیزاده طباطبایی شانه خالی نکرده ام، اما امروز رسماً بیان می کنم که هدف اصلی ایشان نشر شایعات، شبهات، تهمت های بی اساس و عادی سازی توهین و جسارت به امام و رهبری است و به نظر نمی رسد که تریبون دادن به این هتاکان با غیرت هیچ انقلابی سازگاری داشته باشد و به همین دلیل:

  • در گام اول باید تلاش کنیم تریبون را از این هتاکان ضدانقلاب بگیریم و با حذف ایشان از گروه های اجتماعی، مأموریتشان را ناکام بگذاریم.
  • در گام دوم باید افراد و گروه ها را از ماهیت مأموریت سربازان هاشمی در زمینه انقلاب زدایی و انقلابی ستیزی آگاه کنیم
  • و در گام سوم باید جلوی عادی سازی هتک حرمت به امام و رهبری و مبانی انقلاب را گرفت و نباید اجازه بیان مطالب غیرمستند و کذب و توهین را به ایشان داد

nazokbin

94/1/23
2:44 ع

 

شایعات شبکه های اجتماعی

هرچند مدت زیادی از فعالیت شبکه های اجتماعی به خصوص شبکه های اجتماعی تلفن های همراه نمی گذرد، لیکن نقش این شبکه ها در بروز و تسریع تحولات اجتماعی و سیاسی روز به روز بیشتر آشکار می شود. اما آنچیزی که از آثار مخرب این شبکه ها در این مدت به شدت به چشم آمد، نقش شان در شیوع سریع شایعات است که بعضاً حتی فرصت خنثی کردن را نمی دهد و یا بسیار دشوار می کند.

شایعاتی مانند مرگ یا سکته افراد، نشر تصاویر فتوشاپ و جعلی، اخبار کذب معاصر و حتی تاریخی، خبر از پشت پرده مسائل، نشر حواشی رخدادهای مهم، خبر از مفاسد و تخلفات گسترده و بسیاری از موارد اینچنینی و شبهاتی از جنس شبهات دینی و مذهبی را در این چند ساله در شبکه های اجتماعی مشاهده کردیم که متأسفانه خیلی سریع هم مورد بازنشر قرار گرفته و بعضاً موج هایی نیز ایجاد کرده اند، موج هایی که بعضاً خیلی با هزینه های سنگین اجتماعی، اقتصادی و امنیتی مهار شده اند و یا همچنان در جریان هستند.

در عصر ارتباطات یکی از ابزارهای پیشبرد نقش ها و طرح های جریانات خزنده سیاسی و اجتماعی استفاده از ظرفیت های شبکه های اجتماعی است که با استفاده از این ظرفیت مشاهده می شود که بعضاً از کاه، کوه ساخته می شود و یا کوهی را به اندازه کاه جلوه می دهند به حدی که نقش این ابزارها امروزه نه تنها در تهاجم فرهنگی و جنگ نرم، بلکه در ایجاد جنگها و درگیری های فیزیکی و نظامی نیز قابل مشاهده است. یادمان نمی رود که به اذعان صریح وزیر پیشین امور خارجه آمریکا در کنگره این کشور، تنها به منظور نقش آفرینی شبکه اجتماعی توئیتر، هماهنگی هایی برای استفاده از این ظرفیت ها در فتنه 88 ایجاد شده بود.

حیثیت افراد و اقوام، به خصوص در حوزه هایی که با تعصبات یا حساسیت های اجتماعی همراه هستند، یکی از اهداف جدی در شیوع شایعات است، یک شایعه تخریبی، خیلی سریع و هیجانی منتشر می شود و اخبار اصلاحی خیلی کند و با بی انگیزگی بین انبوهی از شبهات و شایعات مدفون می شود؛ معمولاً سرعت نشر و ضریب تکرار شایعات اینقدر زیاد است که فرصت و رغبتی برای صحه گذاری آنها پیدا نمی شود و بسیاری از افراد در برابر این شایعات خلع سلاح می شوند و به یک بانک شایعه و شبهه بدل می شوند که در اثر تکرار، همان شایعات و شبهات را به عنوان اخبار و معلومات قطعی خود می پذیرند و براساس همان، رفتار و شیوه عملکرد خود را تنظیم می کنند و این چنین است که متوجه می شویم با یک عارضه و اپیدمی به نام نشر رباتیک شایعات و شبهات مواجه هستیم.
چه باید کرد؟
به منظور درمان عارضه نشر رباتیک شبهات و شایعات در شبکه های اجتماعی و کاهش عوارض آن، چند اقدام پیشنهاد می گردد:

1- باید نسبت به اخباری که در شبکه های اجتماعی منتشر می شوند فارغ از تمایلات سیاسی و مذهبی با حساسیت و مسئولیت مواجهه کرد. قرار نیست چون از فلان شخصیت یا قومیت خوشمان نمی آید شایعاتی که علیه او منتشر می شود را بدون صحه گذاری بازنشر یا تأیید کنیم. یادمان باشد که این عارضه اگر درمان نشود فردا آسیبش به ما هم خواهد رسید.

2- از اقدامات شایسته برای رفع مشکل این است که باید در جامعه فرهنگ مستند حرف زدن و مستند حرف شنیدن را جا انداخت، باید نسبت به سند و مرجع حرف ها حساس بود و آنها را مطالبه کرد. نباید از خواستن سند اخبار حتی از دوستان مان نیز ابایی داشته باشیم و در این عرصه نباید با خوش بینی نسبت به اخبار مواجه شد.

3- باید نسبت به رسانه ها و کسانی که بدون سند مطلب منتشر می کنند، موضع گیری کرد تا این کار را ترک کنند و یا توسط دیگران مورد اعتماد قرار نگیرند، معرفی اشتباهات افراد یا جریانهای خاطی در نشر شایعات می تواند در کاهش اعتماد به ایشان مفید واقع شود.

4- از دیگر مواردی که می تواند در خنثی کردن این شرایط مفید باشد این است که خودمان به صورت فردی یا با تشکیل گروه های رصد و پاسخگویی به شایعات و شبهان، نسبت به صحه گذاری مطالبی که منتشر می شود فعال باشیم، یعنی اگر مطالبی با سند منتشر می شوند اول خود سند کنترل شود و اگر مطالبی بدون سند منتشر می شوند، ضمن مطالبه ی سند مطلب، خودمان هم برای تحقیق در خصوص آن مطلب فعال باشیم؛ باید توجه داشت که به راحتی می توان با جستجوی بخشی از متن های شایع، از مرجع، سند و میزان اعتبار آن مطلع شد و به همین شکل با مشاهده یک تصویر شبهه انگیز، می توان همان تصویر را در موتورهای جستجوگر عکس جستجو نمود و با دیدن مشابه های احتمالی آن، به اصالت و یا سندیت تصاویر پی برد.

5- یکی دیگر از اقداماتی که می تواند در خنثی سازی این معضلات مفید باشد، این است که با بازنشر مطالب اصلاحی که توسط افراد و یا گروه های فعال در زمینه شایعه و شبهه فعال هستند، می توان جلوی نشر بیشتر یا تأثیر گذاری شدیدتر شایعات را گرفت و با ایجاد حساسیت در افراد، جامعه را به دقت بیشتر در خصوص اخبار و شایعات منتشره در فضای مجازی وادار نمود.


nazokbin

93/12/9
12:52 ص

بحث در شبکه های اجتماعی

امروز در شبکه های اجتماعی مجازی سه رویکرد در دستور کار بچه های انقلاب قرار گرفته است که بعضاً در خصوص این روش ها بحث های داغی صورت می گیرد که از هرکدام از این روش ها و آثار آنها، مختصراً مواردی تقدیم می گردد:

1- روش تخاصم و افشاگری: یکی از روش های غالب در فضای مجازی و جنگ نرم روش تخاصم و افشاگری است که متأسفانه در اکثر گروه های فعال در فضای مجازی و از سوی همه ی جریان ها به کرات دیده می شود، در این روش یک فیلم، عکس، اظهار نظر، خبر، حکم دادگاه و … را در فضای مجازی منتشر کرده و فوراً به صورت رگباری شروع به بمب باران خبری و حتی خبرسازی در همان حیطه می نمایند. فقط کافی است یک حکم محکومیت از افراد مطرح طرف مقابل منتشر گردد و یا حتی اتهام غیرمحتملی شنیده شود که همان مسئله، مدت ها فضای رسانه ای و مجازی را تحت الشعاع مباحث تند سیاسی و بعضاً توهین آمیز قرار می دهد، این روش جز یک رویارویی از نوع بزن و دررو و افزایش میزان کدورت ها و لجاجت ها اثر دیگری ندارد، با این وجود بسیاری از بچه های انقلابی گمان می کنند که در برابر روش تخاصم و افشاگری طرف مقابل، باید به همین روش روآورند، در صورتی که این شیوه به دلیل لجاجت و عداوت افزایی در برابر جذب حداکثری و دفع حداقلی قرار می گیرد.

2- روش بحث های سیاسی: در این روش، مباحث سیاسی با شیوه ای منطقی و مناظره ای بین جریانهای مختلف مطرح می گردد و اکثرآنها حول اخبار و رخدادهای معاصر و ارتباط شان با یکدیگر شکل می گیرد. اگر چه مباحث در این موضوعات معمولاً با آرامش بیشتر و گفتمان طولانی تر صورت می گیرد، لیکن اکثر این مباحث بازهم به بن بست ختم می شود، چرا که ریشه ی بیشتر اختلافات سیاسی در اختلافات اعتقادی است، عدم ورود به مباحث اعتقادی و چرخیدن حول همان تحلیل های سیاسی، موجب بی فایده بودن و عدم اثربخشی مباحث صرفاً سیاسی می گردد.

3- بحث های اعتقادی و فکری: با توجه به این که اکثر اختلافات سیاسی، ناشی از اختلافات فکری و اعتقادی و یا برداشت های متفاوت از اصول اعتقادی است، می توان متوجه شد که در صورت افزایش اشتراکات فکری و اعتقادی در جامعه، خود به خود بسیاری از اختلافات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیز کاهش می یابد. بحث در حوزه های اعتقادی و فکری به لحاظ این که نیاز به حوصله، مطالعه و منطق دارد چندان طرفدار ندارد، ولی اثر بخشی این مباحث در ایجاد اشتراکات فکری و اعتقادی بسیار زیاد است، یکی از موانع بکارگیری این شیوه ناامیدی بچه های انقلاب از تأثیرگذاری در طرف مقابل است و این در حالی است که پیامبر اکرم و ائمه ی هدی علیهم السلام هرگز از تلاش برای هدایت و تأثیرگذاری حتی روی خبیث ترین افراد نیز دست برنمی داشتند. اهمیت این شیوه در نیروهای انقلاب آنگاه نمایان تر می شود که به موارد زیر اهتمام داشته باشیم:
الف- منطق گفتمانی اسلام در برابر سایر مکاتب فکری و بشری وسیاسی اینقدر قوی و قابل دفاع است که با اطمینان خاطر می توان در این حوزه ورود کرد و حتی حین بحث کردن می توان در حوزه های مورد بحث، اطلاعات مورد نیاز را از طریق رجوع به منابع معتبر دینی موجود در فضای مجازی تأمین نمود و ضمن پاسخگویی به طرف مقابل، موجب ارتقای سطح علمی خود شد.

ب- هجمه هایی که با بارش شبهات در فضاهای مجازی به مسائل فکری و اعتقادی وارد می شوند، اگر چه همگی قابل پاسخگویی هستند ولی به یک همت بلند، حساسیت بالا و فرصت کافی نیاز دارد، فعالان فضای مجازی ابتدا برای تأمین نیازهای فکری و اعتقادی خود و سپس برای تأثیر مثبت بر فضای رسانه ای و مجازی و سایر کاربران، به ناچار باید نسبت به شبهاتی که می بینند با وسواس برخورد کرده و اقدام به یافتن پاسخ و نشر آن نمایند.

ج- توجه به ریشه های اختلافات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نشان می دهد که بهترین و موثرترین راه در کاهش این اختلافات، پرداختن به مبانی فکری و اعتقادی مورد اختلاف است، به خصوص که این مباحث حیاتی در اوج حساسیت ها و فتنه های روزگار به سختی قابل طرح هستند و باید پیش از رسیدن به مقاطع حساس تاریخی، روی این مباحث به صورت گسترده کار کرد. همین که جریان های مختلف یادبگیرند با صحبت و گفتگو مشکلات شان را طرح و بحث نمایند، می توان از خیابانی شدن بسیاری از تنش های سیاسی و اجتماعی در خیابان ها کاست و امنیت و آرامش را برای کشور به ارمغان آورد.


nazokbin

93/12/6
12:36 ص

اصلاح طلبان

جدیداً دو خط همزمان بین اکثریت جریان اصلاح طلبی در جریان است که این دو خط یک هدف مشترک را دنبال می کنند و آن هم عبور از اصلاح طلبان معتدل و بازگرداندن مجدد گروه های ساختار شکن از اصلاح طلبان به قدرت است که در خصوص هرکدام از این دو خط مختصراً توضیح می دهم:

  • خط تخریب، تهمت و سیاهنمایی در خصوص دولت های نهم و دهم

بعد از محکومیت محمدرضا رحیمی به دلیل توزیع پول غیرقانونی بین نامزدهای انتخابات مجلس و برخی نمایندگان که بین ایشان نام افرادی از هر دو جریان دیده می شود، یک خط هجمه سنگین به دولت های نهم، دهم و تمام اصولگرایان اتفاق افتاده است در حالی که اولاً این جرم اختلاس نبوده است، ثانیاً در طول کار دولت های نهم و دهم رخ نداده است و ثالثاً که خود جریان اصولگرایی به شدت در برابر امثال رحیمی و عدم محاکمه ی ایشان موضع گیری عدالت طلبانه داشتند؛ از سوی دیگر بین دولتمردان (یعنی اعضای دولت) در دولت های نهم و دهم و به خصوص در طول خدمت این دولتها تاکنون هیچ فساد اقتصادی بزرگ و حتی کوچکی از جنس اختلاس یا غیر از آن اثبات نگردیده است. اگر چه ما نسبت به تخلفات مالی دولتها اعم از برداشتها و هزینه کردن در محل های دیگر و مفاسدی که در دولت های نهم و دهم مثلاً در زمینه فساد 3000 میلیاردی و یا بحث بابک زنجانی رخ داد اعتراض داریم ولی این مقولات و امثال آنها در دولتهای قبلی اعم از سازندگی و اصلاحات هم کمتر نبوده است. عملاً دولت های اصلاحات و سازندگی به لحاظ پرونده هایی که در خصوصی سازی های همراه با رانت و با ترک تشریفات انجام دادند و یا مفاسد قراردادهای نفتی که در هر دو دولت رخ داد و یا پرونده ی شهرام جزایری که حتی به بزرگان اصلاحات مثل کروبی و خاتمی نیز پول های چندصد میلیون تومانی داد و سایر پرونده های کلان مفاسد اقتصادی که در دولت های اصلاحات و سازندگی رخ داد و هیچ کدام از اصولگرایان نیز این دولت ها را دولت اختلاس و دزدی ننامیدند، مسئله ای اخلاقی که متأسفانه بین اصلاحاتی ها رعایت نمی شود و به بهانه های واهی و ثابت نشده تمام دولت های نهم و دهم را اختلاس گر می نامند.

  • خط تطهیر خاتمی و سران فتنه

خط دومی که همزمان با بحث اختلاسگر نامیدن دولت قبل دنبال می شود، پاک نامیدن و تطهیر خاتمی و دولت های اصلاحات از هرگونه فساد و مشکل است و این که انتقاداتی که به جناب خاتمی به لحاظ حمایتی که در سه مقطع با رفتار، گفتار و سکوت از جریان فتنه انجام داد را نه به خاطر ایفای نقش در فتنه، که به لحاظ پاکی وی تأویل می کنند. در صورتی که اولاً مفاسدی مانند شهرام جزایری، دانشگاه هاوایی، پرونده شرکت ایران مارین، شرکت نفتی پتروپارس، مفاسد شهرداری تهران در دوره اصلاحات، برداشت 50000000000 دلاری از صندوق ذخیره ارزی، خرید هواپیمای چهل میلیارد تومانی از سلطان برونئی، عدم واریز بیش از 6 میلیارد دلار درآمدهای حاصل از فروش نفت به خزانه دولت براساس گزارش تفریغ بودجه دیوان محاسبات، طرح اکتشاف گاز در منطقه حفاظت شده سراج، خسارت حداقل و سالیانه قرارداد کرسنت معادل 24 هزار میلیارد تومان تخمین زده می‌شود، فروش گاز ایران برای مدت 20 سال به قیمت 17?5 دلار (14 برابر زیر قیمت جهانی)،پرونده استات اویل و سایر قراردادهای نفتی که با رشوه از سوی مهدی هاشمی و به دور از منافع ملی منعقد می شد و خصوصی سازی های گسترده با ترک تشریفات و مفسده انگیز، دلیل گلایه ی فعلی و اصلی ما و نظام به جناب خاتمی نیست و هرچند این ایرادات به افرادی در سطح وزرای دولت اصلاحات بازمی گردد، لیکن ایراد اصلی ما به جناب خاتمی مسئله ی دیگری است که به تنهایی باعث وارد شدن بزرگترین لطمات اقتصادی، امنیتی، اجتماعی، سیاسی و حتی خانوادگی در کشور گردید و آن هم بحث فتنه است. اگر چه بعدها جناب خاتمی به رخ ندادن تقلب اقرار کردند و حتی اولین فرد مطرح اصلاحاتی بودند که در انتخابات رسمی کشور حضور پیدا کردند، اما حضور ایشان در کنار فتنه گران از زمانی که بحث دمیدن در تنور دروغ تقلب آغاز شده بود و چه در کوران فتنه و چه پس از آن (با صحبت ها و سکوت معنا دار و طولانی شان)، همچنین اقرار ایشان به علم بر عدم تقلب (طبق مستندات موجود)، نشان می دهد که جناب خاتمی هم در شروع تهمت تقلب، هم در داغ شدن آن و هم در مراقبت از سرد نشدن آن، آگاهانه ایفای نقش نموده است. بحث نقش آفرینی خاتمی در فتنه در کنار افرادی مانند موسوی، کروبی، موسوی خوئینی ها و … چیزی نیست که با مقایسه ی مفاسد دولت های اصلاحات یا سازندگی یا احمدی نژاد قابل تطهیر باشد، بلکه مقوله ای کاملاً مستقل و در راستای ضربه زدن به اصل نظام و قانون اساسی و دموکراسی خلاصه می گردد و این مسئله است که اجازه ی بازگشت به فضای سیاسی به ایشان و امثال ایشان را نمی دهد، باید قبول کرد که هیچ فرد یا جناح سیاسی که عدم التزامش به قانون اساسی را عملاً اثبات کرده باشد، در هیچ کشوری مجاز به فعالیت گسترده سیاسی نمی گردد. البته بخشی از بدنه اصلاحات که در فتنه نقشی نداشتند و حتی محکوم کردند، همچنان در چارچوب نظام به فعالیت های رسمی سیاسی مانند سایر جناح ها مشغولند که این مسئله نشان می دهد نظام با اساس جریان اصلاحات مشکل ندارد بلکه با بی قانونی، فتنه انگیزی و خیانت به کشور و منافع ملی موضع دارد.


nazokbin

93/9/12
12:6 ص

 

index وادادگی والدین بزرگترین مانع تربیت فرزندان + راهکاردر عصر تکنولوژی، رفاه و ارتباطات قرار داریم و انواع تجهیزات الکترونیکی، شبکه های مجازی، اینترنت، رسانه های دیجیتالی و ماهواره ای بخش لاینفک زندگی مردم شده اند، به نحوی که در بسیاری از خانه ها، خلاء تجهیزاتی مانند کامپیوتر، تبلت، فبلت، گوشی های اندروید، اینترنت پرسرعت و ماهواره به مانند خلاء اعضای خانواده سخت و سنگین شده است و بسیاری از والدین اساساً در قبال ورود این تجهیزات به خانه و یا میزان دسترسی فرزندان به این تجهیزات هیچ ملاحظه ای ندارند و وقتی به والدین در خصوص خطرات جسمی و روحی این بی مبالاتی ها تذکر داده می شود، بیشترین پاسخی که شنیده می شود این است که والدین تسلیم عرف های رایج در جامعه و خانواده های اقوام و خویشان گردیده اند و عملاً در برابر این تجهیزات هیچ راهکار، ایده و یا برنامه ای ندارند و برخی دیگر نیز تنها تحت فشار فرزندان شان تسلیم عرف های بعضاً اشتباه موجود می شوند، متأسفانه عصر فرزند سالاری در خانواده های تک یا دو فرزند خانواده ها را به مسیری برده است که عملاً نقش والدین و میزان مدیریت ایشان بر خانواده به اقل ممکن رسیده و پدیده وادادگی والدین را ایجاد نموده است.

وقتی به والدین می گوییم که مثلاً چرا گوشی پیشرفته اینترنت دار و یا بازی های رایانه ای بالاتر از 18 سال (باخشونت بالا یا محتوای جنسی) را برای فرزند کودک یا نوجوانتان خریده اید؟ می گویند که مثلاً چون پسرخاله اش دارد و بازی می کند ما هم مجبور شدیم، در صورتی که اگر تمام دنیا هم این اقدام را انجام دهند چیزی از آسیب های این تجهیزات بر روح و روان فرزندان نمی کاهد، چه والدین بخواهند و چه نخواهند کودک یا نوجوانی که نزدیک به سنین حساس نزدیک به بلوغ است با داشتن امکان دسترسی سهل از طریق کامپیوتر و تبلت و … به اینترنت، به فیلم ها، عکس ها و بازی هایی دسترسی پیدا می کند که کنجکاوی وی را تحریک و روح و روان وی را تخریب می کند و یا وقتی فرزندی به ماهواره دسترسی دارد، بالاخره فرصت تنها شدن با آن پیدا می کند و این در حالی رخ می دهد که مهارت فرزندان در کار کردن با تجهیزات الکترونیکی و باز کردن قفل ها عموماً بالاتر از والدین شان است و حتی اگر چنین کاری هم صورت نگیرد، همان زیرنویس های حاوی تبلیغات جنسی و یا میان برنامه های محرک و یا صحنه های روابط خصوصی از فیلم های سینمایی برای پریشان کردن روح و روان یک کودک یا نوجوان کافی هستند، حتی یک زیرنویس حاوی تبلیغات کالاهای جنسی کافیست تا فرزند اطلاعات خودش را در این خصوص تکمیل و به این عرصه ورود کند.

مسئله ای که معمولاً در نظر گرفته نمی شود این است که والدین چه بخواهند یا نخواهند، چه تکنولوژی پیشرفت کرده باشد و یا نکرده باشد در هر صورت یک کودک یا نوجوان اقتضائات روحی و جسمی خود را دارد و هر گونه تحریک و یا دستکاری در طبیعت شان در نهایت موجب بروز آثار و عواقب جسمی و روحی اعم از بلوغ زودرس، انحرافات جنسی، افسردگی، مورد سوءاستفاده قرار گرفتن و … می گردد، متأسفانه بسیاری از والدین گمان می کنند با پیشرفت تکنولوژی طبیعت و روحیات یک کودک نیز تغییر می کند و به اشتباه، مهارت های کودکانشان را در کار کردن با تجهیزات و رسانه های دیجیتال دلیلی برای افزایش ظرفیت کودکان شان در استفاده از برنامه ها و بازی های فراتر از سن و سالشان برداشت می کنند و حتی از این که کودک 12 ساله شان فلان بازی بالای 16 سال را انجام می دهد افتخار نیز می کنند!

در کنار والدینی که هیچ احساس خطری نسبت به پدیده های نوظهور عصر دیجیتال ندارند، والدین زیادی نیز وجود دارند که به آثار و عواقب این رسانه ها و تکنولوژی ها وقوف نسبی دارند ولی با توجه به عرف رایج در جامعه عملاً به نقطه تسلیم رسیده اند و نسبت به تغییر و یا مدیریت شرایط کودکان شان احساس یأس و ناتوانی می کنند در حالی که به راحتی می توان بسیاری از این عوارض را به نحو مؤثری مدیریت نمود و اگر هم شرایط از کنترل خارج شده باشد، هیچ دلیلی مهمتر از اشتباهات مهلک و برنگشت ناپذیر والدین برای آن ها نمی توان یافت. باید توجه داشت که در صورتی که قبح برخی مسائل مانند دیدن برخی فیلم ها و یا برخی معاشرت های مختلط در اذهان کودکان شکسته شود، عملاً توجیه و بازداشتن کودکان و اصلاح سبک زندگی به مراتب سخت تر از زمانی خواهد شد که ذهن و ذات پاک فرزندان دچار اخلال نشده باشد.

بسیاری از والدین بدون این که کودکان یا نوجوانان شان از ایشان بخواهند، ماهواره را به خانه می آورند و یا بسیاری از والدین طوری روی گوشی های شان رمز می گذارند که عملاً به فرزندانش اجازه می دهند که تحت پوشش شخصی بودن گوشی و امکان قفل کردنش، هرچیزی که می خواهند در گوشی داشته باشند. وقتی والدین بدون تفکر و تدبر کامپیوتر را در اتاق فرزندان می گذارند عملاً این امکان را برای فرزندشان فراهم می کنند که به راحتی بتواند با یک حافظه جانبی کوچک، فیلم ها یا عکسهای غیرمناسب را بدون مزاحم تماشا کند و وای به وقتی که این چنین کامپیوتری به اینترنت پرسرعت نیز متصل باشد. وقتی والدین با خانواده هایی رفت و آمد می کنند که اهل استفاده از ماهواره و اینترنت و تبلت برای کودکان شان هستند عملاً فرزندانشان را در خصوص داشتن این تجهیزات و محصولات متوقع نموده اند و همین توقع در بسیاری از موارد یا به تسلیم و یا به شکاف بین اعضای خانواده منجر می شود. وقتی با خانواده هایی معاشرت می شود که زن و مرد و دختر و پسر بدون داشتن پوشش و حریم های لازم با هم دیگر اختلاط دارند نمی توان از فرزند توقع داشت که در نوجوانی با دختران فامیل یا همسایه ارتباط حقیقی یا مجازی پیدا نکند.

و اما چه باید کرد؟

images7 وادادگی والدین بزرگترین مانع تربیت فرزندان + راهکاردر کنار رفتارهای سلبی و نبایدها، والدین باید به بایدها و جایگزین ها نیز اهتمام ورزند، نمی توان به صرف تعریف ممنوعیت و محدودیت، فرزندان را توجیه، تربیت و اغنا نمود، فرزند به کارگروهی، تفریح سالم، بازی و معاشرت نیاز دارد و والدین باید برای فرزندانشان این امکانات را به نحو احسن و از مجاری سالم مهیا کنند و اگر چنین اقدامی انجام ندهند، این فرزندان خودشان به دنبال پیدا کردن و یا تشکیل گروه و تفریح و بازی خواهند افتاد، در خصوص وجود کامپیوتر و یا اینترنت در خانواده نیز ممنوعیتی لازم نیست و حتی والدین می توانند بعضاً گوشی ها یا تبلت های شان را در اختیار فرزندانشان قرار دهند، اما باید حواسشان باشد که کامپیوتر، گوشی یا تبلت شان کاملاً پاک و سالم و در معرض دید و دسترس تمام اعضای خانواده قرار داشته باشد؛ باید فرزندان را هدایت کرد تا در حضور و نظارت والدین برای تحقیقات درسی خود از اینترنت استفاده کنند و به دلیل این امر نیز وقوف نسبی داشته باشند.

تا زمانی که ذهن فرزند پاک و دست نخورده باقی مانده باشد ذاتاً برای حیا، عفاف، ایمان و پاکی احترام قائل است و به راحتی می توان با نشان دادن شمه ای از ناپاکی هایی که در دنیای دیجیتال ایشان را تهدید می کند، مجاب شان نمود تا نسبت به محدودیت ها و احتیاط های این عرصه با صبر و تأمل برخورد کند. از سوی دیگر باید توجه داشت همانطوری که در جامعه و مدرسه محیط های ناگزیر برای فرزندان ایجاد می شود، باید محیط های خوبی مانند مساجد، محیط های فرهنگی و ورزشی را برای ایشان تعرفه نمود تا با این محیط ها بتوان فرزندان را در برابر آثار محیط های اجتماعی بعضاً مسموم واکسینه نمود و به همین دلیل حفظ سلامت و پاکی ذهن کودکان برای درک آنچه که والدین به ایشان توصیه می کنند از اهمیت بسیار حیاتی و بالایی برخوردار است. والدین باید دقت کنند که ذهن بچه ها را در برابر کوران مطالب و شبهات ضد دینی قرار ندهند و به شبهاتی که برای شان ایجاد می شود با حوصله و زبان خودشان پاسخ گفته شود، مهمتر از هدایت های رفتاری برای فرزندان حراست از پاکی ذهن فرزندان است، حرف زدن و مسخره کردن مذهبی ها و روحانیون در کنار فرزندان، یکی از خطرناک ترین عوامل در بهم ریختن ذهن فرزندان است، وقتی مدام به فرزند تلقین می شود که مذهبی ها انسان های بدی هستند نمی توان از فرزند توقع داشت که ذاتش را آنچنان که دین و اخلاق می خواهد بتواند پاک نگه دارد.


nazokbin

93/8/24
11:5 ع

 

مرتضی پاشایی

این که فوت یک هنرمند جوان مردمی مانند مرتضی پاشایی اینچنین روی مردم عاطفی ایران تأثیر بگذارد چندان چیز غریبی نیست ولی با این وجود تشکیل تجمعات یک پارچه در اکثر شهرهای بزرگ کشور و خواندن گروهی ترانه های وی، چیزی نیست که چندان بتوان آن را تصادفی و یا طبیعی قلمداد کرد، در هر صورت به منظور بررسی حواشی فوت این خواننده پاپ مردم مسئله را از چند جنبه مورد واکاوی قرار می دهم:

  • مرتضی پاشایی یک خواننده مردمی به معنای واقعی بود، او با مردم زیست و در بین همین مردم از دنیا رفت. صدای مرتضی پاشایی در ذهن عموم ایرانیان بیش از هر چیز ایشان را به یاد اوقات ملکوتی افطار ماه رمضان و برنامه ی ماه عسل می اندازد و چنین خاطره ی شیرینی از یک هنرمند به راحتی از ذهن مردم نمی رود، خواننده ای که در عین ابتلا به بیماری سخت سرطان، آثاری پر از عشق و امید و ایمان به خداوند را منتشر می کرد و پس از فوت وی نیز خانواده ی وی از ایمان و اعتقاد وی به اسلام، اهل بیت و انقلاب سخن گفتند و سوءاستفاده ای را که از فوت جگرگوشه شان شد را به شدت تقبیح کردند.
  • این که مردم از فوت هنرمند محبوبشان ناراحت بشوند جای تعجب ندارد، چرا که مردم ایران همیشه مردمی قدرشناس بوده اند و پاسخ محبت را با محبت داده اند ولی این که این محبت اینچنین به سمت خیابان به خصوص نقاط بالاشهر کشور کشیده شود جای دقت دارد، نه از این باب که حرکت مردم تخطئه گردد بلکه از این جهت که آیا می توان این انسجام و هماهنگی در شهرهای زیاد کشور را تصادفی دانست؟ به نظر می رسد باید سطح عمومی فرهنگ مردم را ارتقا داد تا اینچنین مورد سوءاستفاده جریان های خاص سیاسی قرار نگیرند.
  • چند روز قبل از فوت مرتضی پاشایی یک بار خبر فوت او به سرعت در فضای مجازی پخش شد و پخش کنندگان آن خبر به شدت مورد گلایه ی شخص مرتضی پاشایی قرار گرفتند؛ با توجه به انتشار اخبار کذب اینچنینی در خصوص برخی افراد و شخصیت های معروف دیگر، انتشار خبر کذب اولیه فوت پاشایی در ابتدا تنها یک شیطنت یا یک اشتباه رسانه ای تأویل شد، اما بکارگیری همان سرعت و شیوه انتشار در ایجاد یک حرکت منسجم در شهرهای مختلف کشور احتمال برنامه ریزی شده بودن این حرکت را تقویت می نماید.
  • تشکیل تجمعات سریع، منسجم و هیجانی آن گاه که برای فوت یک جوان هنرمند مردمی صورت می گیرد به خودی خود هیچ نگرانی ایجاد نمی کند، اما وقتی این فضا و شیوه ی شکل گیری و موقعیت های مکانی تجمعات را با فضای فتنه 88 مقایسه می کنیم یادمان می آید که چگونه سران فتنه و رسانه های بیگانه با طرح موضوع تقلب به عنوان اسم رمز فتنه (به قول آقای ابطحی)، با استفاده از رسانه های مجازی و ماهواره ای، احساسات مردمی که نسبت به ظلم حساسند را به بازی گرفتند و با ایجاد فضای احساسی به موج سواری پرداختند می توان نگران شد، نگرانی بازهم به صرف شباهت تجمعات سریع و مشابه نیست، بلکه از جایگاه رسانه های اجتماعی است، رسانه هایی که خیلی سریع دروغی را در جغرافیای کشور منتشر می کنند و یا خیلی سریع قرار تجمع و حتی جزئیات تجمعات را در شهرهای مختلف تعیین می کنند.
  • همیشه تکذیب خبری که در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی به سرعت منتشر می شود به این سادگی نیست، اگر خبر مرگ کسی منتشر شد شاید با یک پیام و یا تصویر از آن فرد بتوان خبر را تکذیب کرد، ولی وقتی خبر، مثلاً خبر تقلب در انتخابات و یا یک تهمت پیچیده باشد به این سادگی قابل تکذیب نیست و این اهمیت رسانه ها، فضای مجازی، شبکه های ملی و لزوم سامان دهی آنها را می رساند به خصوص این که متأسفانه هم اکنون با توجه به کم کاری متولیان نرم افزاری و سخت افزاری کشور، سرور بیشتر شبکه های اجتماعی و فضای مجازی مورد استفاده در کشور ما توسط کسانی اداره می شود که قبلاً نیز نشان داده اند که از این شبکه های در جهت مبارزه با انقلاب از هیچ اقدامی حذر نمی کنند.

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می گردد.


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
سیاسی ، دولت ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، هاشمی رفسنجانی ، صدا و سیما ، رسانه ، تورم ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، مشایی ، تحریم ، اعتقادی ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، برجام ، عدالت ، قوه قضاییه ، انقلابی ، اقتصادی ، تولید ، آمریکا ، مجلس ، علی لاریجانی ، بصیرت ، رابطه با آمریکا ، رشت ، گیلان ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، فرهنگی اجتماعی ، غرب ، استاد مصباح ، خانواده ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انقلاب ، انتخابات 96 ، هاشمی ، مهدی هاشمی ، سران فتنه ، سعید جلیلی ، مذهبی ، بانک ، جبهه پایداری ، شورای نگهبان ، علی مطهری ، کارمند ، مسکن مهر ، انتخابات ریاست جمهوری ، اصلاح طلبان ، اجرای برجام ، تحلیل های اقتصادی ، سوریه ، ماهواره ، جواد ظریف ، امام خمینی (ره) ، انتقاد پذیری ، استقلال ، مدیریت و ایمنی ، فساد بزرگ اقتصادی ، سیاست ، طنز ، ولایت فقیه ، ظریف ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، هنر ، ارز ، استکبار ستیزی ، اسرائیل ، انتخابات مجلس ، بدعهدی آمریکا ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی ، انتخابات آزاد ، ایمنی ، نقض برجام ، سران قوا ، نرخ رشد جمعیت ، مذاکره کنندگان هسته ای ، جریان انحرافی ، توافق نهایی هسته ای ، تهاجم فرهنگی ، تحریف انقلاب ، بانک ، انتقاد ، مدیریت ، نرمش قهرمانانه ، سبک زندگی ، علامه مصباح ، سینما ، شبکه های اجتماعی ، مردم ، انقلابی گری ، اصولگرایی ، جمنا ، کارگر ، تحریف اسلام و انقلاب ، حجاب و عفاف ، اشتغال ، برجام 2 ، پسابرجام ، مسجد ، هنر و رسانه ، فوتبال ، قالیباف ، قانون اساسی ، مذاکرات هسته ای ، نفوذ ، فرهنگ عمومی ، رابطه ایران و آمریکا ، برجام های 2 و 3 ، باقری لنکرانی ، ازدواج ، آرمان های انقلاب ، وبلاگ نویسی ، آموزش و پرورش ، ائتلاف اصولگرایان ، اعتدال ، اینترنت ، انتخابات های 94 ، دولت یازدهم ، رکود ، شبکه اجتماعی افسران جنگ نرم ، میر حسین موسوی ، مالیات ، محمد جواد ظریف ، گفتمان انقلاب ، عربستان ، بسیج ، امام حسین ، حضرت مهدی عج ، کارشکنی های آمریکا در اجرای برجام ، حقوق های نجومی ، حقوق کلان مدیران دولتی ، حامیان متعصب احمدی نژاد ، خاتمی ، داعش ، تحریم موشکی ، تحریف شخصیت امام خمینی ، ترکیه ، جدایی نادر از سیمین ، تولید ملی ، توهین های دولتمردان ، ائتلاف اصلاح طلبان ، احمد توکلی ، آمریکا ، بسته تحریم موشکی ، انتقادات به برجام ، ایرانیت ، عراقچی ، فتنه گران ، عکس ، روحانی ، دولت راستگویان ، دولت های نهم و دهم ، سعید مرتضوی ، قرارداد خرید هواپیما ، محسن رضایی ، متن برجام ، نقدینگی ، مرگ بر آمریکا ، محمد خاتمی ، قراردادهای پسابرجامی ، سیاه نمایی ، عزت ایران ، عبدالرضا داوری ، باخت اصولگرایان در تهران ، پارسی بلاگ ، آملی لاریجانی ، ادارات ، توالد ، جنبش برنمی تابیم ، تحریم های جدید ، خودروسازان ، حوادث ناشی از کار ، دوقطبی سازی ، حاشیه سازی ، حجاب ، حداد عادل ، حلقه انحرافی ، حقوق ، حسین قدیانی ، حادثه پلاسکو ، خطوط قرمز رهبری ، جدایی مشایی از احمدی نژاد ، توهین ، توصیه رهبری به احمدی نژاد ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) داروخانه دکتر سلیمی سرچشمه ادب و عرفان ساعت یک و نیم آن روز رضویّون بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا عاشق آسمونی یا صاحب الزمان (عج) حدیث منتظران قائم (عج) رقصی میان میدان مین همه چیز آماده دانلود تراوشات یک ذهن زیبا هــم انــدیشـی دینــی بادصبا آسمون آبی چهاربرج پژواک یادداشتهای فانوس من وآینده من نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی مهاجر ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است کانون فرهنگی شهدا نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت در سایه سار ولایت فروشگاه اینترنتی پوشاک زنانه اوتیسا

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه