لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

95/7/19
10:58 ع


خطر انحراف

در کمال ناباوری و تأسف برخی از دوستانم را می بینم که مدتیست زبانم لال، به این نتایج غلط رسیده اند که دفتر مقام معظم رهبری غیرقابل اعتماد، سایتهای رسمی شان غیرمعتبر، شخص شان کانالیزه، دستورات و توصیه های ایشان ناشی از اطلاعات غلط، تصمیمات شان نتیجه تحمیلهای دیگران و ایشان را دچار زد و بند، ترس وسوءتدبیر می شناسند و حال این که این افراد هرگز حتی فکرش را هم نمیکردند به این نظرات برسند!

این دوستان ما از آنجا فکرشان منحرف شد که هرجا حکمت دستورات یا توصیه های مقام معظم رهبری را نفهمیدند، بدون این که از چند و چون ماجراها و ابعاد مختلف آنها اطلاع دقیقی داشته باشند، بدون این که نسبت به رهبرشان شناخت حقیقی داشته باشند، به صرف برخی از حدسیات و اطلاعات غیرمعتبر و تحت تأثیر برخی تعصبات، درباره رهبرشان دچار قضاوتهای اشتباه شدند، قضاوتهایی که هرگز نمی دانستند، کارشان را به چه ناکجاآبادی می رساند!

این دوستان زمانی که با انتشار علنیِ برخی از دستورات یا توصیه های خصوصی و بر زمین مانده مقام معظم رهبری مواجه شدند، به جای مؤاخذه و مطالبه گری بابت بر زمین ماندن منویات ایشان، نتیجه گرفتند که لابد آن دستور یا توصیه، ناخواسته درز کرده است و فکرشان معطوف به کشف و لعن منتشر کنندگان گردید! و این طور شد که ناخواسته دچار این کج فهمی شدند که رهبری حتی توان مدیریت دفترش را نیز ندارد در حالی که حتی نتوانستند در صدق رفتارِ تعلل کاران تردید کنند!

این دوستان قدیمی ما، زمانی به جای تلاش در فهم و درک حکمت دستورات و توصیه های رهبری عزیز، به این وهم و خیال مشغول شدند که چه افراد یا جریاناتی با تحمیلگری خود، باعث تسلیم شدن رهبری و صدور این دستورات و توصیه ها گردیده اند و سپس به لعن و کینه توزی و افشاگری نسبت به این افراد پرداختند، در حالی که ناخواسته و نفهمیده، رهبرشان را فردی اهل زد و بند، قضاوت کردند!

این دوستان زمانی که از دستور رهبرشان در منع حاشیه سازی، اختلاف افکنی، علنی کردن دعواها و دوقطبی سازی در جامعه مطلع شدند، او را درپی عافیت طلبی و دچار ترس قضاوت کردند و به همین راحتی و با کج فهمی خاص خودشان، فرهنگ بگم بگم، افشاگری، دعواهای علنی، لجاجت، خط قرمز تعریف کردن برای دوستان و تخریب کردن منتقدان را به معنی مبارزه واقعی، عدالت جویی و انقلابی گری تعبیر کردند!

دیری نپایید که پیش بینی آن علامه جلیل القدر که انحراف را خطرناک تر از فتنه دانسته بود محقق شد و کاری که فتنه نتوانسته بود انجام دهد به دست انحراف محقق شد! فتنه با تمام خیانتهای تاریخی و خسارتهای سهمگینی که به کشور وارد کرد، اما باعث وحدت جریان حزب الله و ولایتمدار و معرفی ساکتان فتنه و باد به پرچم ها شد، ولی انحراف باعث شد تا جریان حزب اللهی و ولایتمدار دچار تشتت شود و در این دو دستگی، تا نقطه تکدر از رهبری و سپس زاویه پیدا کردن نسبت به او پیش رفتند.

خداوند عاقبت همه ما را ختم به خیر گرداند!


nazokbin

95/5/8
12:23 ص

جریان انحرافیدر شرایطی که برخی از دوستان ما چراغ به دست به دنبال شواهد انحراف فکری در جریان موسوم به جریان انحرافی هستند، دلیلی آمد دلیل آفتاب، چرا که خودشان دست به قلم شدند و یکی از مبانی فکری انحرافی شان را تبیین کردند که از کسانی که دنبال ریشه های فکری انحراف این جریان می گردند دعوت می کنم این مطلب را تا انتها مطالعه کنند:

کانال تلگرامی عبدالرضا داوری، از حامیان سرسخت احمدی نژاد و مشایی که در دولتش مسئولیت های رسانه ای هم داشت، برای توجیه تعلل های شخص احمدی نژاد در برابر اوامر مقام معظم رهبری در مواردی مانند عزل مشایی، ابقای مصلحی، به جامعه نکشاندن اختلافات، دامن نزدن به حواشی و... اقدام به شبیه سازی آن ها با دو مورد تاریخی از صدر اسلام و اوایل انقلاب نموده است که البته این استدلال را قبلاً در بحث و مناظره با بسیاری از حامیان جریان انحرافی به کرات دیده ام و درباره شان بحث کرده ام که در ادامه به بررسی این شبیه سازی ها می پردازم:

الف- اولین موردی که در توجیه تعلل های احمدی نژاد به آنها استناد می شود، مکث مالک اشتر برای توقف پیشروی در جنگ صفین و بازگشتن نزد حضرت امیر(ع) است که برای فهم صحیح از این مسئله توجه به نکات زیر ضروری به نظر می رسد:

  • در این خصوص و به منظور جلوگیری از فهم غلط و اشتباه از آن داستان، بهتر است مقدمتاً نظر شما را به کلام حضرت امیر در توصیف مالک اشتر در نهج البلاغه که مسلماً‌ به لحاظ سندیت برای ما جزء معتبرترین کتب روایی است جلب می کنم:

    «من بنده‌اى از بندگان خدا را به سوى شما فرستادم، که در روزهاى وحشت، نمی‌خوابد، و در لحظه‌هاى ترس از دشمن روى نمی‌گرداند، بر بدکاران از شعله‌هاى آتش تندتر است، او مالک پسر حارث مذحجى است. آنجا که با حق است، سخن او را بشنوید، و از او اطاعت کنید، او شمشیرى از شمشیرهاى خداست، که نه تیزى آن کُند می‌شود، و نه ضربت آن بی‌اثر است. اگر شما را فرمان کوچ کردن داد، کوچ کنید، و اگر گفت بایستید، بایستید، که او در «پیش روى» و «عقب نشینى» و «حمله»، بدون فرمان من اقدام نمی‌کند»  نامه 38

    همانطوری که حضرت امیر علیه السلام می فرماید، تبعیت و ولایت مداری مالک اشتر به خصوص در «پیشروی» و «عقب نشینی» و «حمله» از سوی حضرت امیرالمؤمنین(ع) تصریح شده است و این ادعا که مالک اشتر در برابر دستور حضرت علی علیه السلام دچار تعلل گردیده باشد، با این نامه صریح حضرت امیر(ع) کاملاً منافات دارد و این جملات حضرت امیر(ع) نشان می دهد آن چیزی که برای مالک قابل افتخار و الگوبرداری بوده، همین اطاعت محض مالک از امام خود بوده است نه تعلل، مصلحت اندیشی و خود محوری در برابر امر ولی که توسط جریان انحرافی فرضیه پردازی می شود.

  • و اما درباره شیوه بازگشت مالک اشتر از میدان جنگ صفین به نزد حضرت امیر(ع) روایات مختلفی وجود دارد که بعضاً در عین حال که شبیه هم هستند، در جزییات تفاوت هایی نیز دارند که یکی از کم معارض ترین آن ها را از کتاب وقعة صفین (ص490 -491) به قلم نصر بن مزاحم المنقری می خوانیم:

    «حیله معاویه هنگامی بود که مالک اشتر پیروزی‌هایی را به دست آورد و نزدیک بود نتیجه نبرد را به نفع سپاه عراق پایان دهد؛ اما امام علی (علیه‌السلام) که از هر طرف تحت فشار شدید طرف‌داران حکمیت بود، یزید بن هانی را به دنبال مالک فرستاد و پیام داد: «نزدم بیا». مالک گفت: برگرد و به امام بگو: اکنون وقتش نیست که مرا از سنگرم برگردانی. عجله نفرما؛ زیرا من امیدوارم که خدا به‌زودی ما را سازد! یزید نزد امام برگشت... طرف‌داران حکمیت به امام گفتند: به او فرمانی صریح و محکم بده تا نزدت باز گردد، و گرنه به خدا سوگند تو را عزل می‌کنیم! امام مجدداً یزید را نزد مالک فرستاد و او دستور امام را رساند. مالک پرسید: آیا به سبب بالا بردن قرآن‌ها چنین کرده‌اند؟! گفت: آری! مالک گفت: به خدا سوگند! آن دم که قرآن‌ها را بالا آوردند، هرگز نمی‌پنداشتم که بر اثر آن، اختلاف نظر و پراکندگی روی دهد. آیا مددی را که خداوند به ما رسانده می‌بینی؟ آیا سزاست که این فرصت دست‌نیافتنی را رها کنیم و برگردیم؟! پیک امام گفت: آیا خواهی پذیرفت که تو در خط مقدم پیروز شوی، اما در عقبه، خیانت‌کاران امیر‌مؤمنان را در خیمه‌اش تنها گذاشته و او را به دشمن تسلیم کنند؟! مالک گفت: سبحان‌الله، به خدا چنین نمی‌خواهم. ابن هانی گفت: آن خائنان به امام گفتند: به دنبال مالک بفرست تا نزدت بیاید و گرنه، همان‌گونه که عثمان را کشتیم، تو را نیز کشته یا به دشمن تسلیم می‌کنیم. به دنبال آن بود که مالک دست از نبرد کشید و به عقب برگشت.»

    همان طوری که در شرح فوق مشخص است، تعلل مالک از این باب نبود که احساس کند به جای امامش می تواند تصمیم گیری کند یا مصلحت امامش را بهتر از او می شناسد، بلکه اول از این جهت بود که احساس می کرد ابعاد پیشروی وی آنطوری که در واقع رخ داده به استماع حضرت علی علیه السلام نرسیده باشد و این ابهام در مکالمه مالک با یزید بن هانی کاملاً مشخص است و دوم از این جهت بود که دستور اول را مولوی برداشت نکرد بلکه از نوع ارشادی احساس کرد و با این وجود وقتی از قاطعیت دستور امام مطلع شد بازگشت.

  • همانطوری که در متن فوق مشخص است، طرفداران حکمیت در وهله دوم از امام خواستند دستوری صریح و محکم برای بازگشتن مالک بدهد و مالک هم وقتی از قاطعیت تصمیم امامش مطلع شد تبعیت کرد و بازگشت و این یعنی پیام اولی امام برای بازگشت مالک به منزله تمام کردن حجت نبوده است و واقعیت این است که خود حضرت امیر هم دلش با حامیان حکمیت و اجرای درخواست شان نبود و با ارسال پیامی که فاقد قاطعیت یک دستور مولوی بود، دنبال خریدن فرصت برای یک سره کردن جنگ بود و به همین دلیل عمداً دستوری که پیام قطعیت بدهد و موجب بازگشتن او بشود را صادر نکرد.
  • حتی اگر کسی با وجود نامه صریح و مستند امام علی (ع) که در نهج البلاغه درباره تبعیت محض مالک در حمله یا عقب نشینی، ثبت شده است، گمان کند چنین خصوصیتی در وجود مالک نبوده است و در تبعیت از دستور مولوی و صریح امامش دچار تعلل شده است، نباید این تعلل را نکته مثبتی از مالک بداند، تعلل در برابر امر ولی و امام به هیچ وجه پسندیده نیست حتی از مالک، همان طوری که در تمام دوران نبوت حضرت پیامبر اسلام و امامت ائمه هدی، حتی یک مورد کوچک هم از تعلل همین ائمه در زمانی که مأموم بوده اند، در برابر امام شان نمی توانیم بیابیم.

ب- مورد دومی که حامیان جریان انحرافی برای توجیه و حتی تقدیس! تعلل های احمدی نژاد به آن متوسل می شوند، مسئله نظر امام درباره حکم نخست وزیری موسوی بود، لیکن این داستان هم آن طور نیست که کارکرد مد نظر جریان انحرافی را داشته باشد، برای این که همان طوری که در مرکز اسناد انقلاب اسلامی (اینجا) آمده است:

  • این که آیت الله خامنه ای بعد از این که از سوی حضرت امام مکلف شدند به عنوان نامزد ریاست جمهوری به میدان بیایند، از امام خواستند تا برای انتخاب نخست وزیر دست ایشان را باز بگذارند که امام هم موافقت کردند اما پس از انتخاب آیت الله خامنه ای به عنوان رئیس جمهور، برخی افراد نزد حضرت امام می روند و عدم انتخاب موسوی را موجب خسارت به جنگ قلمداد می کنند تا نظر حضرت امام به سمت نخست وزیری موسوی برگردد.
  • وقتی آیت الله خامنه ای متوجه نظر امام شدند، نامه ای به حضرت امام می نویسند و از ایشان درخواست می کنند نظرشان را طی حکمی به ایشان ابلاغ کنند لیکن حضرت امام حکم صادر نمی کنند و در نهایت با حضور آقایان ناطق نوری، مهدوی کنی، جنتی و یزدی در محضر حضرت امام، در پاسخ به این جمله آقای ناطق نوری که: «آقای خامنه‌ای می‌گویند که اگر نظر شما آقای مهندس موسوی است، حکم کنید، من روز قیامت جواب شرعی ندارم، اما اگر ولی فقیه به من دستور دهد، حجت دارم» می فرمایند: «من حکم نمی‌کنم اما من به عنوان یک شهروند حق دارم نظر خودم را بدهم یا خیر... من به عنوان یک شهروند اعلام می‌کنم که انتخاب غیر از ایشان خیانت به اسلام است.»
  • مسئله فوق به صورت مفصل در سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی ذکر شده است و این طوری که مشخص است با وجود این که امام خمینی(ره) در خصوص موسوی حکم مولوی نمی کنند، و تنها به عنوان یک شهروند نظر ارشادی می دهند، مقام معظم رهبری حتی لحظه ای در پذیرش نخست وزیر مورد نظر حضرت امام درنگ نمی کنند که این خود نمادی کامل از ولایتمداری محض و بدون مصلحت اندیشی آیت الله خامنه ای بود.

ج- تأملی در شبیه سازی های تاریخی حامیان جریان انحرافی نشان می دهد که اساساً هیچ کدام از این موارد شبیه تعلل های احمدی نژاد نیستند که در این خصوص باید توضیح بدهم:

  • در قضیه تعلل در برابر دستور مکتوب و صریح رهبری در خصوص عزل مشایی با عبارت «لازم است انتصاب مزبور ملغی و کأن لم یکن اعلام گردد»، نمی توان منکر قطعیت و مولوی بودن این دستور بود ولی نه تنها احمدی نژاد سریع تبعیت نکرد، بلکه حتی برای توضیح به رهبری بابت آن هم اقدام عاجل ننمود و در نهایت هم حکم مشایی را لغو نکرد و تنها منتظر استعفایش ماند! و بعد هم 4 سال بر روی همین مشایی که رهبری با معاون اولیش هم موافق نبود، سرمایه گذاری کرد تا او را به عنوان رئیس جمهور بر کشور تحمیل کند! ولی آیا این رفتار می تواند با تبعیت محض مالک اشتر از امام علی علیه السلام و یا تبعیت محض آیت الله خامنه ای از امام خمینی(ره) مقایسه گردد؟!
  • آقای احمدی نژاد در قضیه عزل مصلحی بدون هماهنگی با رهبری (که درخصوص این وزارتخانه باید با هماهنگی رهبری انجام می شد)، پس از این که از مخالفت رهبری مطلع شد و تیرش برای راضی کردن رهبری به عزل مصلحی هم به سنگ خورد، متأسفانه تا مدتی از نظرها غائب شد که این مدت به 11 روز خانه نشینی یا به قول دکتر رامین (معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد دولت دهمو مشاور مطبوعاتی احمدی‌نژاد در دولت نهم) به عنوان دورکاری معرفی شد که در این مدت برخی از بزرگان برای برگرداندن ایشان به حالت عادی به منزل وی رفتند و با او صحبت کردند که جزئیات این دیدارها نیز از سوی برخی از ایشان مانند آیت الله آقاتهرانی و آیت الله یزدی ثبت شده است که اگر چه در نهایت به تبعیت با تأخیر ایشان منتج شد، ولی این رفتار آقای احمدی نژاد به یک نقطه سیاه در کارنامه وی تبدیل شد.
  • همانطوری که در مقدمه بحث عرض کردم، این که حامیان جریان انحرافی ، تعلل های احمدی نژاد در برابر رهبری را به عنوان یک امتیاز و شاخص ولایتمداری و وجه تشابه با مالک اشتر و امام خامنه ای توجیه می کنند، خود یکی از انحرافات این جریان است است، متأسفانه فهم غلط و سلیقه ای از مفهوم ولایت مداری به منظور توجیه برخی از اشتباهات احمدی نژاد راه تعلل و نافرمانی در برابر حکم ولی را باز می گذارد و چه انحرافی بالاتر از این که هر شخص و هر جریانی بخواهد به تشخیص خود و برخلاف امر ولایت عمل کند و نامش را هم ولایتمداری بگذارد؟!
  • درباره این که تفکر انحرافی تعلل در برابر ولایت فقیه در روح و جان جریان انحرافی رسوخ کرده است، به این مطلب داوری که در کانالش منتشر شد توجه کنید:

    «سخنان دیروز سیدمرتضی نبوی نشان داد که "نوناکثین" در حال ائتلاف با "نوقاسطین" هستند، این ائتلاف، پروژه مهار دوگانه "نومارقین" برای "تحذیف" محمود احمدی نژاد و "تضعیف" حسن روحانی را با چالش جدی روبرو خواهد کرد و  موجب خواهد شد تا صحنه 96 به جای آنکه در موقعیت دومةالجندل و با حکمیت ابوموسی اشعری و عمرو عاص رقم خورد در موقعیت صفین اما این بار با ضربت نهایی مالک اشتر نخعی( م ا ن) تعیین تکلیف شود. جالب آنکه (م ا ن)، هم مخفف مالک اشتر نخعی است و هم مخفف محمود احمدی نژاد...»

    همانطوری که در این مطلب می بینید، عبدالرضا داوری به غیر از شبیه سازی عجیبی که بین احمدی نژاد و مالک اشتر انجام داده است، تلویحاً می گوید این بار در موقعیت صفین هم، احمدی نژاد عقب نشینی نخواهد کرد و ضربت نهایی را خواهد زد!! که این نشان می دهد متأسفانه انحرافِ تعلل در برابر امر ولی فقیه در این جریان به یک اصل ساده و قابل پذیرش تبدیل شده است! انحرافی که قبل از ایجاد در جریان انحرافی، در جریان هاشمی نیز پدید آمد و هاشمی نیز در زمان حیات حضرت امام خمینی(ره) و ولایت مقام معظم رهبری بارها تلاش کرد تا نظراتش را با لفافه جام زهر بر ولی فقیه تحمیل نماید که البته این تحمیلگری در خصوص ابطال نتیجه انتخابات 88 با ناکامی و فتنه همراه شد.

نتیجه: همه کسانی که هنوز درباره جریان انحرافی شناخت کاملی ندارند، بدانند که جریان هاشمی و جریان انحرافی هر دو از یک عارضه رنج بردند و آن توجیه کردنِ تعلل در برابر امر ولی فقیه بود! که البته هر کدام از یک منشأ مستقل نشأت گرفت، جریان هاشمی از این جهت تلاش می کرد نظرش را بر هر نحوی از جمله فتنه و تهدید و صحنه پردازی بر رهبری تحمیل کند که خود را عاقل تر و مصلحت اندیش تر از ولی فقیه می دانست ولی جریان انحرافی از این جهت در برابر اوامر رهبری دچار تعلل می شد که یک تفکر انحرافی مدام به ایشان تلقین می کرد که امام زمان (عج) ایشان را مستقیماً مورد حمایت، هدایت و حتی مدیریت خاصه خود قرار داده است تا حدی که با هاله نور و مدیریت مستقیم طرح هایشان، نیاز ایشان به تبعیت محض از ولایت فقیه را کاهش داده است! و به همین دلیل بود که در اوج تعلل ها نیز آقای احمدی نژاد اصرار داشت که خودشان را ولایتمدار ترین معرفی کند!


nazokbin

95/5/8
12:13 ص

جریان انحرافی

دقیقا در همان زمانی که تحرکات شائبه دار انتخاباتی احمدی نژاد و حامیانش با سوالات برخی افراد که سالها از احمدی نژاد حمایت و بعضا هم انتقاد کردند، همراه گردیده است، این سؤالات با توهین، تحقیر، تهدید و فرافکنی از سوی حامیان متعصب احمدی نژاد و مشایی پاسخ داده می شود، یکی از آخرین اقدامات این جریان که در کانال عبدالرضا داوری از حامیان امروز احمدی نژاد و از مسئولان رسانه ای دولت دهم منعکس گردیده است، سوءاستفاده از نام دکتر جلیلی برای کتمان واقعیت جریان انحرافی است که گویا مثلاً دکتر جلیلی اعتقای به جریان انحرافی نداشته است، در صورتی که دکتر جلیلی در خصوص انحراف و به خصوص موضوع مکتب ایرانی سخنان صریحی دارند:

«انقلاب اسلامی و مقاومت ملت ایران در دفاع مقدس و پس از آن ظرفیتی ایجاد کرد که با الهام از آن جنوب لبنان آزاد شد و سپس در جنگ 33 روزه لبنان، 22 روزه و هشت روزه غزه رژیم صهیونیستی شکست خورد و یکی از مهمترین مباحث این است که زمانی که گفتمان مقاومت ایجاد می‌شود، عده‌ای می‌خواهند در آن انحراف ایجاد کنند و تا حرف از اسلام ناب زده می‌شود و عده‌ای مقاومت را راه نجات می‌دانند و در اوج پیروزی‌ها، ندایی بلند می‌شود به نام مکتب ایرانی و حرف از دوستی با مردم اسرائیل زده می‌شود. امروز هم کسانی هستند که در ادامه مسیر و پس از کسب موفقیت‌ها دچار تردید می‌شوند و زمانی که با دو عامل خدا باوری و مردم باوری ظرفیت‌ها و توانمندی‌هایی ایجاد شده، عده‌ای با اندک تهدیدات دشمنان چون این عوامل را باور ندارند به جای ایمان و امید، دچار تردید می‌شوند.» (92/3/20)

دوستان تیم رسانه ای احمدی نژاد بدانند که حزب الله، خیلی دوست داشت حساب مشایی و احمدی نژاد را از هم جدا بداند اما این خود احمدی نژاد بود که بارها تأکید کرد، احمدی نژاد یعنی مشایی و مشایی یعنی احمدی نژاد! او بود که قید برخی از وزرای توانمند، حزب اللهی و ولایتمدارش را به خاطر مشایی زد، او بود که تلاش کرد مشایی را به عنوان رئیس جمهور بر کشور تحمیل کند و این توقع که حزب الله امروز فکر کند احمدی نژاد به راحتی از کسی که بارها او را صراحتاً هدیه الهی و یا عنایت الهی معرفی کرده و از افکار انحرافیش، دست برداشته است، توقع منطقی نیست.


nazokbin

95/3/19
8:36 ع

مشایی-احمدی نژاد

اخیرا مطلبی در نشریه عصر اندیشه به نقل از احمدی نژاد منتشر گردیده که هنوز تکذیب نشده است:

«من هنوز هم او را خالص ترین و زلال ترین فرد می دانم و با او فوق العاده احساس آرامش و راحتی می کنم. متاسفانه خیلی ها درباره او اشتباه می کنند؛ مشایی فردی متدین به آرمانهای انقلاب و فوق العاده ساده زیست است و ارادت من به او همیشگی است.»

نگاهی به اظهارات مشابه احمدی نژاد درباره مشایی، نشان میدهد که نه این سخنان خیلی عجیب است و نه انتظار برای تکذیب آن خیلی منطقی، که برای یادآوری به برخی از موارد مشابه این سخنان اشاره می کنیم:

در حکم انتصاب مشایی به عنوان معاون اول ریاست جمهوری:

«اینجانب جنابعالی را انسانی خودساخته و مؤمن، دلباخته حضرت صاحب الزمان (عج) و با تعهدی آگاهانه و عمیق به خط نورانی ولایت و مبانی جمهوری اسلامی و خدمتگزاری توانمند و صدیق به ملت الهی و عزیز ایران می‌شناسم… امیدوارم همچون گذشته با توسل بر خدا و توسل به حضرت امام عصر(عج) و عشق عمیق به ایران با توانی مضاعف به اهداف بلند ایران اسلامی موفق و سربلند باشید.»(88/04/27)

در حکم انتصاب مشایی به سمت مشاور و رئیس دبیرخانه جنبش عدم تعهد:

«اینجانب جنابعالی را انسانی موحد، مؤمن، پاک، صبور و دارای قلب و اندیشه ای زلال، عاشق و دلبسته به ارزشهای الهی و آحاد مردم جهان و عمیقاً عارف و متعهد به آرمان مهدوی، حاکمیت جهانی توحید، عدالت، عشق و آزادی و مدیریت مشترک ملت ها و فردی شایسته، مدیر، مدبر و امین و از جهات گوناگون توانمند می شناسم و آشنایی و همکاری با شما را برای خود هدیه ای الهی و افتخاری بزرگ می شمارم.» (91/09/11)

در مراسم ملی نوروز در تجلیل از اسفندیار رحیم‌مشایی:‌

«در این مراسم از فرزند برومند ملت ایران تجلیل شد. برای من سخن گفتن از جناب مهندس مشایی سخت است. باید شهادت دهم این مرد، دلی پاک و زلال دارد. مردی است مهربان و عاشق تمام انسان‌ها و ایمانی دارد به استواری دماوند. من افتخار آشنایی با ایشان را در 27 -28 سال قبل داشتم واین آشنایی با عنایات خداوند بر این بنده کوچک ادامه یافته است. من ایشان را مدیری مسلط و مدبر می‌دانم. ایشان مرد هنر و مرد عشق است ،با تلاش استثنایی ایشان و نقش‌آفرینی فوق‌العاده آقای مشایی در یک دوره کوتاه چند برابر دولتهای گذشته تاریخ و میراث ایرانیان ثبت جهانی شد. ایشان برای همه برادری دلسوز است، من ندیدم کسی با ایشان ملاقات کند و بدون اراده قبلی شیفته ایشان نشود، شیفته اخلاق، منش و بزرگی ایشان؛ آقای مشایی صاحب اندیشه است، صاحب نظریه است. در زمینه‌های گوناگون و اساسی جهان و انسان و رابطه انسان با خدا و مدیریت جهانی صاحب نظر است، بر خودم وظیفه می‌دانم به نمایندگی از ملت ایران از ایشان تقدیر کنم. البته من برای نصب نشان فرهنگ از ایشان اجازه گرفتم که آیا اجازه می‌دهید آن را نصب کنم و آن را جزو افتخارات خود می‌دانم که علیرغم تمام ناملایمات، خداوند متعال این توفیق را به بنده داد که بنده به نمایندگی از ملت از یک فرزند برومند ملت تجلیل کنم. من حق خود را در یک کلمه خلاصه می‌کنم اگر من بخواهم آقای مهندس مشایی را در یک کلمه معرفی کنم ایشان مردی بهاری بهاری بهاری است.» (91/12/20)

45840_579

درکنار این تمجیدها، احمدی نژاد کوشید تا مشایی را به عنوان رئیس جمهور آینده به کشور تحمیل کند، در حالی که رهبری مخالفت خود را با معاونت اولی مشایی اعلام کرده بود و با توجه به حساسیت هایی که بابت سخنان بعضا نسنجیده مشایی ایجاد شده بود، احمدی نژاد احتمال رد صلاحیت وی را می داد و به همین دلیل، او هم مثل هاشمی و اصلاحاتی ها برای فرار از نظارت استصوابی شورای نگهبان از واژه «انتخابات آزاد» استفاده کرد و در روز ثبت نام مشایی به عنوان نامزد ریاست جمهوری در ستاد انتخابات وزارت کشور گفت:

«وی فردی مومن، پاک و کارآمد است او عمیقا باورمند به ارزش‌های الهی و اصول برآمده از اندیشه امام است و عمیقا به توانمندی‌های عظیم ملت ایران باور دارد، مشایی همه قوت‎های این دولت و برادر کوچکش احمدی نژاد را دارد و نقاط برجسته‌ و کامل‌تر و بالاتر از آن دارد. مشایی یعنی احمدی‌نژاد و احمدی نژاد یعنی مشایی؛ انتخابات آزاد است همه سلایق باید بیایند و همه فرزندان پاک ملت ایران که خالصانه و مخلصانه در خدمت ملت اند انتخابات آزاد است و حرف‌ها زده شود و در فضای صمیمی احترام و در نهایت ملت انتخاب خواهد کرد، انتخابات حق ملت است و ملت ما نشان داده است که بهترین انتخاب کننده است، همه باید به انتخاب مردم تسلیم باشند و از منتخب ملت حمایت کنند. من باور دارم ملت بزرگ ایران با خلق حماسه عظیم جایگاه خودش را در جهان ارتقا خواهد داد و رنگ یاس را بر چهره بدخواهانش خواهد پاشید.» (1392/2/21)


nazokbin

95/2/19
6:4 ع

tahrifابتدا به سخنان امروز (95/2/15) روحانی درباره خطر اسلام انقلابی در برابر انقلاب اسلامی توجه میکنیم:

«شهید مطهری در مقالاتش پیرامون انقلاب اسلامی به این خطر بزرگ اشاره می کند و میگوید ما «انقلاب اسلامی» داریم نه «اسلام انقلابی». انقلاب اسلامی به معنای آن است که در جامعه تحرک بزرگ و انقلابی را در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به پا کنیم که هدف آن اسلام و ارزش های اسلامی باشد اما اسلام انقلابی به معنای آن است که ما اصل را به انقلاب و مبارزه اختصاص میدهیم و بخشی از اسلام را قبول داریم که ما را به جهاد و مبارزه دعوت کند. یکی از مشکلات ما قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در برابر برخی از گروهک ها و حتی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در برابر برخی از آن ها این بود که انقلاب اسلامی را نپذیرفته بودند، اسلام انقلابی را قبول داشتند و میگفتند آنجایی که جهاد و مبارزه است آنجا ما اسلام را قبول داریم. به تعبیر شهید مطهری، اسلام احکام بی شماری دارد که یکی از آن جهاد و مبارزه است و اگر ما انقلاب را میخواهیم به خاطر تحقق ارزش های اسلام است و اگر مبارزه را دنبال میکنیم برای استقرار اهداف نظام اسلامی، فرهنگ اسلام و اجرای قرآن و سیره پیامبر(ص) و ائمه خدا است. همان هایی که معتقد به اسلام انقلابی بودند، قاتل معلم بزرگوار بودند و همان گروهک ها بودند که وی را به شهادت رساندند.»

photo_2016-05-04_17-54-07

البته آن اسلام انقلابی که شهید مطهری آن را نکوهش میکند، اسلام انقلابی بود که مد نظر گروهک فرقان و منافقین بود، نه آن اسلام انقلابی که انقلاب اسلامی ترویج میکند، اسلامی که انقلاب اسلامی ترویج میکند به دنبال وحدت و دوستی مذاهب است، اسلامی است که در برابر اسلام تکفیری و اسلام غربزده و آمریکایی قرار دارد و دشمنان واقعی اسلام را دشمن میشناسد، نه این که به دنبال جنگ مذهبی با سایر مسلمین یا پیروان ادیان دیگر باشد، اسلام انقلاب اسلامی، تشویق به عدالت جویی و استکبارستیزی میکند و جهاد و شهادت را برای دفاع از مظلومین تجویز میکند و نه برای سلطه گری و اشغالگری.

monafeghin

اسلام انقلاب اسلامی در عین حال که جهاد و تقویت قدرت دفاعی را الزام میداند، به تبری و تولی هم اهتمام دارد، به حدود الهی و امر به معروف و نهی از منکر هم عنایت دارد، اسلام انقلاب اسلامی به دنبال رفاه دنیوی در کنار سعادت اخروی و اعتلای اخلاقی جامعه است،اسلام انقلاب اسلامی نمیگوید که حکومت نباید مردم را بهشتی کند، نمیگوید که آنان که برای دین مردم غصه میخورند بیکار و متوهم هستند، اسلام انقلاب اسلامی اجازه نمیدهد به دشمنی که به شما لبخند میزند ولی در همان لحظه به دنبال دستبرد به اموال شما و بمباران مردم یمن است، لبخند بزنید و در کنار پرچشمش عکس یادگاری بگیرید، اسلام انقلاب اسلامی، اصل نفی سبیل را به رسمیت میشناسد و سلطه بیگانگان بر مسلمین را نمیپذیرد، اسلام انقلاب اسلامی استقلال و مقاومت را تجویز میکند نه این که به سخره بگیرد و بر ضدش کتاب بنویسد.

آنچه که اسلام انقلابی مورد تعریف منافقین را عامل انحراف کرده بود، درک غلط ایشان از اسلام بود، وقتی هر فرد غیر متخصصی، تصورات ذهنی خود را به پای اسلام بنویسد و بخواهد درک غلطش را به عنوان نسخه نجات بخش به اجرا بگذارد، در نهایت به انحرافی عملی منجر میگردد، با نگاهی به زندگی منافقان متوجه میشویم که ایشان بویی از اسلام و قرآن نبرده اند که اگر برده بودند عامل ترور هزاران ایرانی مسلمان و شریک جرم جنایات صدام نمیشدند.

و اما جالب این که همان منافقینی که واژه اسلام انقلابی را در برابر انقلاب اسلامی ساختند و از سال 44 رسما با واژه «سازمان» شروع به کار کردند، تا سالها مورد حمایت شخص هاشمی بودند و هاشمی خیلی تلاش کرد ایشان را به امام و انقلاب بچسباند و جالب تر این که همین هاشمی سالهاست مورد حمایت منافقین قرار میگیرد و حتی در سال 92، رسما از نامزدی وی استقبال میکنند و عجیب این که این حمایتهای هاشمی از منافقین و منافقین از هاشمی از سوی روحانی نادیده انگاشته میشود ولی تفکر انحرافی «اسلام انقلابی» که مد نظر این جریان بود، به نوعی تشریح میشود که با جریان انقلابی گری و حزب اللهی شبیه به ذهن برسد.


nazokbin

94/12/24
7:59 ص

photo_2016-03-11_15-47-28هاشمی رفسنجانی در کنایه به فرمایش مقام معظم رهبری درباره شباهت علامه مصباح با شهید مطهری توئیت نوشت که «شهید مطهری هرگز نردبان ترقی جریان انحرافی نشد» و ما هم در پاسخ به این جمله جسورانه این چنین میگوییم:

1- انسان موجودی مختار است و به همین دلیل هرکسی در تغییر مسیرش اختیار دارد و به همان دلیل که حضرت پیامبر(ص) بابت انحرافات زبیر که خود حضرت، وی را سیف الاسلام لقب داده بود مقصر نیست و به همان دلیل که امام خمینی(ره) بابت انحرافات آیت الله منتظری و امثالهم مقصر نیست، علامه مصباح نیز بابت تغییراتی که طی چند سال و با نزدیکی بیشتر احمدی نژاد به مشایی در رفتار وی پدید آمد مقصر نیست.

2- آقای هاشمی! مگر شما که در سالهای قبل از انقلاب برای نزدیک کردن منافقین (به اصطلاح مجاهدین وقت) به انقلاب اصرار و تلاش فراوان کرد و حتی علامه مصباح را بابت عدم همکاری در این خصوص غیرانقلابی نامیدید، هرگز خودتان را در انحرافات، ترورها و خیانتهایی که بعدها از سوی منافقین رخ داد مقصر دانستید؟!

3- آقای هاشمی! آیا شما که شخصیت و سابقه و جایگاه خود را نردبان ترقی مهدی هاشمی و گرفتن پست حساس در وزارت نفت و نهادهای دیگر کردید، هرگز خودتان را بابت مفاسد کلانی که داشت و خسارات سنگینی که با رشوه، جعل و اختلاس و… به منافع ملی وارد کرد، مقصر دانستید؟! و یا طوری وانمود کردید که انگار او خادمی بزرگ است که حقش خورده شده است؟!

4- بزرگترین اشتباه احمدی نژاد تعلل هایی بود که در برابر اوامر رهبری انجام داد و باعث آسیب پذیری وی گردید و البته شما در برابر رهبری، به مراتب بیش از احمدی نژاد، دچار تعلل و حتی تمرد شدید پس اگر شما او را منحرف میشناسید، بدانید که ما شما را بسیار بیش از وی دچار انحراف میدانیم.

5- اگر علامه مصباح نردبان ترقی احمدی نژاد شد، اما هرگز در بروز اشتباهات وی با او شریک نشد و ضمن نصیحتهای دلسوزانه محرمانه و بعضاً علنی، هرگز اشتباهات وی را توجیه نکرد، ولی شما با لجاجتها و کارشکنی هایی که با تمام اهل و عیال و دوستان تان در مسیر احمدی نژاد که رئیس جمهور قانونی کشور بود انجام دادید، او را برای افتادن در چاه لجبازی و حاشیه سازی هُل دادید.


nazokbin

94/12/18
9:51 ع

f5oc1kkl9kay8a1tapk

اگر چه واقعاً صلاح نمی دانستم که دوباره به برخی از مباحث سالهای 90-92 برگردم، اما گویا باخت اصولگرایان در تهران باعث شده است تا حامیان متعصب احمدی نژاد، با انکار برخی اشتباهات او، این باخت را وسیله ای برای شادی و تحقیر قراردهند، اشتباهاتی که بعضاً ریشه در انحرافات فکری داشت که به تدریج بر او تأثیر گذاشت و نتیجه اش را در تغییر رفتار وی در نیمه دوم ریاست جمهوریش شاهد بودیم، به نحوی که احمدی نژادی که ولایتمدار، قانونمند و کم حاشیه بود، احمدی نژادی که برای وزرا و مسئولانش در دولت نهم خط قرمز تعریف نمیکرد، به تدریج به احمدی نژادی تبدیل شد که بعضاً در برابر امر رهبر تعلل میکرد و به جای تبعیت از قوانین مدام با قوه مقننه در کش و قوس بود و برای برخی از نزدیکانش مثل مشایی، رحیمی، بقایی، جوانفکر، مرتضوی و … خط قرمز تعریف کرد و نامه سرگشاده روی نامه سرگشاده به مسئولان قوا نوشت تا حدی که مقام معظم رهبری آوردن اختلافات بین مردم را خیانت به کشور معرفی نمود، احمدی نژادی که واژه اسلام به تدریج در ادبیاتش به واژه انسان تبدیل شد و کار و تلاش مستمر و شبانه روزیش برای مردم، بعضاً تحت الشعاع تبلیغات مستقیمش برای مشایی و پرچمگردانی با او و تمجیدهای زیاد از وی (درحد هدیه الهی دانستن وی)، رفتن برای ثبت نام وی، طرح عبارت انتخابات آزاد برای گرفتن تأییدصلاحیت وی از شورای نگهبان و… قرار گرفت. واقعاً به سختی می توان این تغییرات را انکار نمود اما ایجاد یک ارتباط بین این تغییرات با ریشه فکری این تغییرات به راحتی قابل اثبات نیست با این وجود، توجه به برخی اظهارات شخص احمدی نژاد و اطرافیانش دراین باره به ما کمک میکند:

1- احمدی نژاد در محضر آیت الله جوادی حین بیان خاطره سخنرانی معروفش در دانشگاه کلمبیا اینطور گفت: «یکی از کسانی که پایین بود به من گفت که وقتی شما صحبت کردی یک هاله نور مثل یک حصن دورت رو گرفت و …»

2- احمدی نژاد در شب شروع طرح هدفمندی یارانه ها به غیر از جمله ای که گفت «پول یارانه، پول امام زمان است» که به این جمله ایرادی نیست اما یک جمله دیگر نیز گفت: «این طرح را امام زمان مدیریت میکند …»

حال سؤالاتی که ایجاد میشود این است که:
اگر کسی در پیرامون احمدی نژاد به او بقبولاند که شما مورد حمایت، هدایت و تأیید خاص امام زمان (عج) هستید و حتی شخص ایشان طرح های شما را مدیریت میکند، آیا به نظر شما دیگر نیازی به تبعیت سفت و سخت از دستورات و نصایح ولایت فقیه در کارها و برنامه ها و عزل و نصب های خود احساس خواهد کرد!؟ وقتی کسی احساس کند طرح ها و برنامه هایش را مستقیماً شخص امام زمان (عج) مدیریت میکند دیگر می تواند به حرف هیچ دلسوز و کارشناسان اهل فن توجهی کند!؟ آیا همین عامل نبود که باعث شد احمدی نژاد در پاسخ به نامه کارشناسان اقتصادی که رقم 45هزارتومان را قابل تأمین از طرح نمیدانستند گفت «برخی از حسادت نمی توانند ببینند دولت پول در جیب مردم میگذارد!! تازه کجایش را دیده اید،‌ ما این رقم را 3 برابر خواهیم کرد»!! و در ادامه همه دیدیم که چطور پول یارانه نقدی را که دوماه قبل از طرح بین مردم توزیع میکرد در ادامه به یک ماه قبل رسید و کم کم به سرماه و آخر ماه منتهی شد و در تأمین همین یارانه با تأخیر هم دچار مشکل شد و ناچار به بودجه های دیگر متوسل شد!حالا اگر ایشان از اول به حرف آن کارشناسان توجه میکرد آیا اینطور دچار مشکل میشد!؟ به راستی اگر احمدی نژاد به قول محمدرضا رحیمی اینقدر گوشش به دهان آن سروش آسمانی کذایی (مشایی) نبود، آیا دچار این لجاجت ها میشد!؟ به راستی اگر خود احمدی نژاد اینچنین با ایجاد یک رابطه مرید و مرادی با مشایی اینچنین تسلیم تفکرات و القائات او نمیشد هیچ بدخواهی میتوانست او را به انحراف متصف کند!؟

این مطلب از این جهت که برخی دوستان دچار فراموشی نشوند لازم بود و الا همچنان اعتقاد راسخ دارم همانطوری که رهبری فرمودند باید از کسانی که نقاط قوت احمدی نژاد را دارند و نقاط ضعفش را ندارند حمایت کرد، پس لازمه استفاده از ظرفیت او، درک صحیح و استفاده از نقاط قوت او یعنی استکبارستیزی، عدالت جویی، پرکاری، خستگی ناپذیری، مردمداری، ساده زیستی و پاکدستی است.


nazokbin

93/9/26
12:0 ع

 

mashei ahmadi تحلیلی بر طرح خبر جدایی مشایی از احمدی نژادبعد از مدتها سکوت رسانه ها در باره ی آقای اسفندیار رحیم مشایی، مرد پرحاشیه ی دولت دهم، دیروز و امروز چند رسانه به این طرح خبر یا تکذیب در خصوص مشایی پرداخته اند، دیروز سایت متین نیوز مطلبی به نقل از یکی از حاضران جلسه ی مشایی با برخی حامیان احمدی نژاد منتشر کردند که در آن آقای مشایی گفتند در یکسال اخیر از سیاست کنار کشیده اند و دیگر به سیاست بازنخواهند گشت و این که ضمن اقرار به اشتباهی که در 5 سال پیش از سوی ایشان بابت ماندن در کنار احمدی نژاد رخ داد اکنون و به منظور این که حزب اللهی ها و جریان پایداری دوباره با احمدی نژاد آشتی کنند، حاضر است خودش را فدا کند و از احمدی نژاد جدا بماند. هنوز چند ساعتی از این مطلب سایت متین نیوز نگذشته بود که سایت انصاف نیوز به نقل قول از یکی از نزدیکان احمدی نژاد و مشایی خبر متین نیوز در خصوص جدایی مشایی از احمدی نژاد را تکذیب کرد و همچنان روی همان جمله ی قدیمی احمدی نژاد یعنی مشایی و مشایی یعنی احمدی نژاد تأکید کرد و این دو را جدایی ناپذیر دانست، چند ساعت بعد خبرگزاری آریا مصاحبه ای با عبدالرضا داوری ترتیب داد و ایشان ضمن تأیید کناره گیری سیاسی مشایی، تأیید یا رد خبر جدایی او از احمدی نژاد را منوط به توضیح دفتر احمدی نژاد دانست که مجدداً متین نیوز همین خبر را در تأیید خبر خودش و رد خبر انصاف نیوز تحلیل نمود.

با تمام این موارد و فارغ از تأیید نسبی کناره گیری مشایی از احمدی نژاد چند مطلب در این خصوص قابل توجه است:

  • هرچقدر که رابطه ی بین احمدی نژاد و مشایی از سوی مشایی پایان یافته اعلام شود بازهم این مسئله را نمی توان احیای مجدد احمدی نژاد 84 تلقی نمود، چرا که بیش از این ارتباط فیزیکی این دو باعث دلسردی حامیان احمدی نژاد شده باشد این تقریب فکری احمدی نژاد به مشایی است که موجب این کدورت ها گردید. به راستی بر چه اساسی می توان کناره گیری مشایی از سیاست و احمدی نژاد را موجب اصلاح تفکر و بینش او دانست و چه تضمینی برای ثبات شخصیت احمدی نژاد می توان اقامه نمود؟
  • مردم از مشایی توقع نداشتند و ندارند که از احمدی نژاد جدا شود بلکه این احمدی نژاد بود که به عنوان انتخاب شده ی مردم نباید رأی مردم را به پای مشایی و طرزفکرش می ریخت، مردم در واقع و بیش از این که خود مشایی و تفکرات اشتباهش را مقصر ریزش محبوبیت احمدی نژاد بدانند، خود احمدی نژاد را بابت جذب و اصرار و تأکید و لجبازی بابت مشایی مقصر می دانند. پس چه مشایی کناره بگیرد یا نگیرد، چه عذربخواهد و چه نخواهد، در هر صورت مردم احمدی نژاد را بیش از خود مشایی در بروز این رابطه ی کذایی مقصر می دانند.
  • بحث دیگر این که اساساً بیش از این که مشایی و تأثیرگذاری هایش را سیاسی بدانیم، فکری و اعتقادی می شناسیم، مروری به مباحثی که ایشان در زمینه های مختلف بیان کردند به راحتی ما را به ماهیت فکری و اعتقادی این مباحث آگاه می سازد، مباحثی مانند زیرسوال بردن مدیریت انبیا، طرح مکتب ایرانی، جایگزینی فرهنگ تحسس به جای فرهنگ انتظار و … ، اگر قرار باشد مشایی از صحنه سیاست دور باشد ولی همچنان به نظریه پردازی های مجعول خود بپردازد عملاً کار مهمی انجام نشده است.
  • فارغ از صحت جدایی مشایی و احمدی نژاد، صرف عنوان شدن این مقوله آنهم از سوی سایت های حامی جریان احمدی نژاد و مشایی می تواند به مثابه ی یک جنگ زرگری باشد، عملاً دو سه رسانه و شخصیت نزدیک به جریان احمدی نژاد و مشایی با طرح نقل قول های مبهمی مانند جدایی احمدی نژاد و مشایی و یا کناره گیری مشایی از سیاست به دنبال ظرفیت سنجی از فضای سیاسی کشور هستند و در نهایت هم پس از دریافت بازخوردهای این خبر می توانند به راحتی تمام این اظهارات را انکار نمایند.
  • در نهایت به نظر می رسد حتی در صورت اثبات جدایی مشایی از احمدی نژاد، بازهم اکثریت طبقه حزب اللهی نتوانند مسائلی را که در چند سال آخر احمدی نژاد از سوی ایشان رخ داد را فراموش کنند و یا دوباره برای ریاست جمهوری ایشان به صحنه بیایند.

nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
سیاسی ، دولت ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، صدا و سیما ، هاشمی رفسنجانی ، تورم ، رسانه ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، اعتقادی ، تحریم ، مشایی ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، برجام ، عدالت ، قوه قضاییه ، اقتصادی ، انقلابی ، تولید ، آمریکا ، مجلس ، بصیرت ، علی لاریجانی ، رابطه با آمریکا ، رشت ، گیلان ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، استاد مصباح ، خانواده ، غرب ، فرهنگی اجتماعی ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انتخابات 96 ، انقلاب ، هاشمی ، سران فتنه ، مهدی هاشمی ، بانک ، سعید جلیلی ، مذهبی ، جبهه پایداری ، شورای نگهبان ، علی مطهری ، کارمند ، اصلاح طلبان ، انتخابات ریاست جمهوری ، مسکن مهر ، اجرای برجام ، تحلیل های اقتصادی ، سوریه ، امام خمینی (ره) ، جواد ظریف ، ماهواره ، استقلال ، انتقاد پذیری ، سیاست ، طنز ، فساد بزرگ اقتصادی ، مدیریت و ایمنی ، ولایت فقیه ، اسرائیل ، استکبار ستیزی ، ارز ، انتخابات مجلس ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، ظریف ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، هنر ، انتخابات آزاد ، ایمنی ، بدعهدی آمریکا ، جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی ، سران قوا ، مذاکره کنندگان هسته ای ، نرخ رشد جمعیت ، نقض برجام ، انتقاد ، بانک ، تحریف انقلاب ، تهاجم فرهنگی ، توافق نهایی هسته ای ، جریان انحرافی ، سبک زندگی ، مدیریت ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
هــم انــدیشـی دینــی پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) داروخانه دکتر سلیمی بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا یا صاحب الزمان (عج) عاشق آسمونی رقصی میان میدان مین سرچشمه ادب و عرفان بادصبا تراوشات یک ذهن زیبا رضویّون آسمون آبی چهاربرج پژواک ساعت یک و نیم آن روز یادداشتهای فانوس من وآینده من همه چیز آماده دانلود نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات حدیث منتظران قائم (عج) علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی مهاجر ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است کانون فرهنگی شهدا نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت در سایه سار ولایت فروشگاه اینترنتی پوشاک زنانه اوتیسا

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه