لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
1 2 >

96/1/6
9:0 ص

نظر رهبری درباره مصباح انتخاب اصلح و صالح مقبول

متأسفانه همچنان بیانات علامه مصباح یزدی آماج هجمه ها یا سوءاستفاده های برخی جریانات سیاسی قرار میگیرد که این بار بیانات انتخاباتی ایشان درباره بحث انتخاب اصلح و صالح مقبول مورد حاشیه سازی این جریانات قرار گرفته است، آنجا که میفرماید:

«هر گاه تشخیص دهم کسی اصلح است، از او حمایت می‌کنم، و اگر کار به جایی رسید که قرار است کسی رأی بیاورد که ضررش بیشتر است و رأی به رقیب او سبب دفع ضرر بیشتر می‌شود، دفع افسد به فاسد می‌کنم؛ اما قرارنیست از اول فاسد را ترویج کنم. در صورتی می‌توانم به کسی رأی دهم که بینی و بین الله تشخیص دهم از میان افراد موجود، او اصلح است»

برخی اشخاص اصلاح طلب مثل عباس عبدی و رسانه های این جریان عبارت «دفع افسد به فاسد» را به معنی انتخاب فساد برای به قدرت نرسیدن فاسدتر و خدشه به جایگاه شورای نگهبان قلمداد کردند در صورتی که اساسا این عبارت برای نامزدها نیست بلکه برای رفتار است؛ علامه میفرمایند کار صحیح رأی به اصلح است و کار فاسد رأی به غیر اصلح هر چند که او صالح مقبول باشد و میفرمایند که اگر قرار باشد نظام اسلامی دچار خسارت (حالت افسد) شود، آنگاه باید با انتخاب صالح مقبول از خسارت به نظام اسلامی جلوگیری نمود.

از سوی دیگر برخی از جریانات بحث اصلح و صالح مقبول را به نفع نامزد مدنظر خود مصادره کردند بخشی این طور گفتند که هرکسی باید به تنهایی، اصلح را بیابد، حال این که آن چه مد نظر علامه است صرفاً «کشف اصلح» است و چه بسا کشف اصلح اگر همه نامزدها به صورت نظام مند، علمی و بر اساس شاخصهای اسلامی، انقلابی و مدیریتی ارزیابی شوند، نتیجه جامعتر و قابل اجماعتر باشد، لذا صرف «کشف اصلح» اصل است چه این کار با شناخت شخصی باشد، چه با پرسیدن از افراد آگاه و امین و چه با طی کردن مکانیزم جمعی، جامع، علمی و نظام مند.

بخش دیگری از افرادی که بحث اصلح و صالح مقبول علامه مصباح را به نفع خود مصادره کردند نیز از همان اول به حساب این که اصلح قابلیت رأی آوری ندارد، مستقیماً رفتند به سراغ مقبولیت نامزدها در حالی که این هم اشتباه و همانطوری که بیان شد عملی فاسد است، بلکه باید ابتدا اصلح را شناخت و حتی برای رأی آوریش تلاش کرد و اگر به جایی رسیدیم که از مقبولیتش ناامید شدیم و در کنارش احتمال خسارت به نظام اسلامی وجود داشت، آن گاه به دنبال معرفی صالح مقبول رفت.

توضیح این که مکانیزم جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی، علی رغم انتقاداتی که حتما به آن وارد است، کشف اصلح بر اساس شاخصهای انقلابی گری و مدیریتی که توسط یک جمع گسترده از نیروهای مومن و انقلابی، تدوین، تصویب و ارزیابی میشوند، دنبال میگردد به نحوی که جامعیت این مکانیزم برای رسیدن به گزینه اصلح، ضمن کاهش احتمال خطا، امکان ایجاد اجماع بر گزینه شناخته شده به عنوان اصلح را در طول اجرای این مکانیزم افزایش میدهد، بدون این که در لحظات آخر انتخابات، گرفتار دوگانگی انتخاب اصلح و صالح مقبول گردد.


nazokbin

96/1/6
8:58 ص

کنایه های احمدی نژاداحمدی نژاد در سخنرانی خود در مورخ 96/1/2 در مسجد امام حسن(ع) اهواز و در جمع اعضای شورای به اصطلاح تببین خط امام و آرمان های انقلاب اسلامی استان خوزستان حرفهایی میزند که با دست زدنها و شعارهای حضار همراه میشود و برخی کنایه های احمدی نژاد در این سخنرانی به شدت حاشیه ساز میشود، او میگوید:

«آنهایی که خیال می کنند ملت ایران نمی فهمند خودشان نفهم ترین آدمهای روی کره زمین هستند! 80 میلیون نمی فهمند، تو می فهمی؟ این چه استکباری و چه فرعنیتی است که در وجود بعضی ها پیدا شده است. 97 درصد ملت جمع می شوند و یک چیزی را می خواهند، می گوید چیز بدی است {و اقتصاد را خراب میکند}. می شود یک دلیل بیاوری که تو بهتر از همه ملت می فهمی؟ بالاخره همه شما جمع شدید، بسیج شدید، هجوم کردید یک طرفه تا به ملت بگویید این کار بد است و انجام ندهید، 97 درصد هم می گویند نه باید انجام بشود، باز هم می گوید نه خیر! تو کی هستی و از کجا تشریف آوردی؟ تو چه اختیاری داری که آن بالا نشسته ای؟ این اختیار را چه کسی به تو داده است؟ غیر از این است که ملت داده است؟ می گوید نه خیر آقا! ما بهتر می فهمیم و ملت نمی فهمد! بابا ملت انقلاب کرد که دیگر از این آدم ها نبیند. اگر قرار بود شما را ببیند آن یکی بود دیگر!»

این کنایه های احمدی نژاد که بعضا به توهین تبدیل میشود، در ابتدا به بهانه یارانه ها شروع میشود و مشخص است که حداقل یکی از مخاطبان این کنایه ها و توهین ها، روحانی و دولت متبوع وی است اما شعارها یا جملاتی مثل «شعار هرکی مرده احمدی برمیگرده» و یا «خامنه ایه رفتنیه» که در خلال و حاشیه این سخنرانی بیان میشود و یا این جملات احمدی نژاد که میگوید «ملت اگر قرار بود شما را ببیند آن یکی بود دیگر» و یا «بالاخره همه جمع شدید، بسیج شدید، هجوم کردید»، که با دست زدن اعضای شورای به اصطلاح تبیین گفتمان امام در مسجد همراه میشود، فراتر از انتقاد به روحانی به نظر میرسد، که حتی اگر خطاب به روحانی هم بود بازهم با توصیه رهبری به دوقطبی نکردن جامعه و ورود نکردن وی به انتخابات، در تعارض کامل قرار داشت.

به نظر میرسد این حرفهای احمدی نژاد در راستای تلاش وی برای بازگشت به صحنه انتخابات باشد چرا که امروز احتمال شکست روحانی در برابر نیروهای انقلابی و از دست دادن فرصت انتخابات 1400 برای احمدی نژاد، محتمل تر شده است و اگر چه سخنان به بهانه یارانه بیان میشود ولی این ظاهر قضیه به نظر میرسد چرا که جملات و فضای جلسه طوری است که انکار حمله به مقام معظم رهبری را سخت میکند. ممکن است کسی بپرسد هدف کنایه های احمدی نژاد به کدام سخن رهبری میتواند باشد و او از کدام سخن ایشان ممکن است اینقدر عصبانی شده باشد که بگوید ایشان بقیه را نعوذ بالله نفهم دانسته اند! برای پاسخ به این سوال کافی است به مهمترین جملات رهبری در این سالها که خطاب به احمدی نژاد و طیفش بیان شد توجه کنیم که در جلسه خارج فقه شان در علنی کردن توصیه به احمدی نژاد در تاریخ 95/7/5 بیان شد:

«خب بله، یک نفری، یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظه‌ی صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتیم هم شرکت نکنید، گفتیم صلاح نمی‌دانیم ما که شما شرکت کنید. این را گفتیم. خب یک چیز عادی است. انسان بایستی آن چیزی را که می‌بیند و می‌فهمد و فکر می‌کند که به نفع برادر مؤمن‌اش است باید به او بگوید دیگر. ما هم اوضاع کشور را خب، غالباً بیشتر از اغلب افراد آشنا هستیم. آدم‌ها هم، بخصوص آدم‌هایی که صدها جلسه با ما نشستند و برخاستند، بیشتر و بهتر از دیگران می‌شناسیم. با ملاحظه‌ی حال مخاطب و اوضاع کشور به یک آقایی انسان توصیه می‌کند که آقا شما اگر در این مقوله وارد شدید، این دو قطبی در کشور ایجاد می‌شود.»

نکته دیگر این که شاید برای برخی افراد این فرضیه خیلی ثقیل باشد لیکن اگر مختصات نقاطی که آقای احمدی نژاد در آن قرار داشته را به هم وصل کنیم خیلی هم عجیب نخواهد بود برای کسی که در سال 84 با بوسیدن دست رهبری حکم تنفیذش را گرفت و در سال 88 شانه رهبری را بوسید، سپس در برابر حکم عزل مشایی تعلل کرد تا خودش استعفا دهد، بعد هم تعلل در خصوص ابقای مصلحی و سپس یکشنبه سیاه و بعد تلاش برای تحمیل مشایی به عنوان رئیس جمهور و بعد هم تلاش برای دوقطبی سازی جامعه و امروز هم ورود به انتخابات و این کنایه های احمدی نژاد ، که همه این نقاط نشان از سرعت بالای سقوط احمدی نژاد را دارد، مواردی که بارها امثال حقیر در تحلیلهایمان بیان کردیم ولی مورد انتقاد دوستان خود قرار گرفتیم ولی بعدها آشکار شد که آن تحلیلها واقع بینانه بوده است و رفتارها و هزینه تراشیهای احمدی نژاد برای نظام متأسفانه همچنان ادامه دارد.


nazokbin

96/1/4
12:51 ص


نامزدی بقایی تغییر مواضع انتخاباتی احمدی نژادوقتی که تذکرات عمومی و مکرر مقام معظم رهبری درباره پرهیز از دوقطبی سازی جدی گرفته نشد، ایشان، در جلسه ای خصوصی شخص احمدی نژاد را از دوقطبی سازی منع کردند و به عدم ورود در انتخابات توصیه کردند که این توصیه بعدها به دلیل ادامه سفرهای استانی احمدی نژاد به همان سبک و سیاق و با شعارهای قیام مردم فلان جا و خیزش مردم بهمان جا، علنی شد ولی مورد تردید و تشکیک طیف احمدی نژادی قرار گرفت تا حدی که مقام معظم رهبری این بار این توصیه را در تاریخ 95/7/5 علنی و پشت بلندگو بیان فرمودند:

«خب بله، یک نفری، یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظه‌ی صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتیم هم شرکت نکنید، گفتیم صلاح نمی‌دانیم ما شما شرکت کنید./ با ملاحظه‌ی حال مخاطب و اوضاع کشور به یک آقایی انسان توصیه می‌کند که آقا شما اگر توی این مقوله وارد شدید این دو قطبی در کشور ایجاد می‌شود. دو قطبی در کشور مضرّ است به حال کشور. من صلاح نمی‌دانم شما وارد بشوید.»

آقای احمدی نژاد فردای علنی شدن توصیه رهبری، نامه ای مینویسند و مدعی میشود همانطوری که در همان جلسه خصوصی اعلام تبعیت کرده بود، همچنان تابع است:

«ضمن تشکر از بیانات مهم حضرت عالی در جلسه درس خارج فقه مورخ پنجم مهرماه جاری، به استحضار می رسانم که در عمل به منویات رهبر بزرگوار انقلاب، برنامه ای برای حضور در عرصه رقابت های انتخاباتی سال آینده ندارم.»

اما او به همین نامه بسنده نکرد و در یک کلیپ که در رسانه ها منتشر شد (95/8/13) صراحتاً حمایت از هر نامزدی را به منزله عدم تبعیت از توصیه رهبری دانست:

«من گفتم هیچ برنامه‌ای در رقابت‌ها ندارم؛ معنایش این است که در انتخابات شورا یا ریاست‌جمهوری چیزی به معنای حمایت از شخص یا لیست وجود ندارد. اگر نزدیک‌ترین فرد به من هم آمد و گفت؛ محترم و آزاد است. گرچه من به او می‌گویم این کار را نکن؛ ولی ارتباطی به من ندارد. روشن است که اگر از کسی حمایت کنم، می‌شود همان بحث دیگر! شوخی و بازی نیست»

احمدی نژاد اما این بار بازهم از عدم حمایتش از نامزدهای انتخاباتی گفت و این موضع را قطعی و غیرقابل تغییر دانست (95/11/23):

« اینجانب عضو هیچ جناح، حزب و گروهی نیستم و از هیچ فرد یا جناح، حزب و گروهی حمایت نکرده و نخواهم کرد. این موضع قطعی و غیرقابل تغییر اینجانب است.»

مواضع انتخاباتی احمدی نژاد این بار در تاریخ 95/12/20 تغییر کرد و او هم از بقایی حمایت کرد و هم عدم ورود مستقیم به انتخابات را فقط منحصر به فعلا دانست:

«من خودم فعلا و البته فعلا در مقوله انتخابات مستقیم وارد نمی شوم. آقای بقایی انسان مومن، پاک، ولایی و خط امامی است.»

تغییر مواضع انتخاباتی احمدی نژاد همین جا تمام نشد و او چند روز بعد (95/12/29) نه تنها بازهم از بقایی حمایت کرد بلکه درباره رد صلاحیت بقایی نیز هشدار داد:

«اینجانب مصمم هستم با استعانت از پروردگار متعال ، وظایف سیاسی و اجتماعی خود را در قبال مردم و کشور عزیزم به گونه ای انجام دهم که مردم اطمینان یابند، افراد صالح از دایره انتخاب آنان کنار گذاشته نخواهند شد./ آقای حمید بقایی فردی صالح، مومن، انقلابی، مردمی، پاک و کارامد و دلسوز ملت است»

1- یک فرضیه برای تغییر مواضع انتخاباتی احمدی نژاد سردرگمی وی است چرا که او امروز میگوید وضع با 4 ماه پیش فرق کرده است! ولی چه تفاوتی؟! به نظر میرسد احمدی نژاد فکر نمیکرد بدون حضور وی کسی بتواند روحانی را شکست دهد و امروز این مسئله با ریزش شدید آرای روحانی و با فعالیت منسجم جریان انقلابی تا حدودی رنگ باخته است و از این جهت شرایط تغییر کرده است، چرا که با محتمل شدن شکست روحانی، احمدی نژاد انتخابات 1400 را هم از دست میدهد پس هم از بقایی حمایت میکند و هم ورود مستقیمش به انتخابات را نفی نمیکند.

2- اما فرضیه دوم درباره تغییر مواضع انتخاباتی احمدی نژاد این است که او در حال بازی خوردن است! این فرضیه زمانی تقویت میشود که به یاد آوریم چطور مشایی در کلیپ کذایی اخیر، دست به شانه احمدی نژاد میزند و برایش از شجاعت میگوید و بقایی هم از لزوم فدا شدن یک نفر و مشایی دوباره این فدا شدن را به شهادت تشبیه میکند! گویا احمدی نژاد به شدت تحت القائاتی است که زمانی او را به داشتن هاله نور متوهم کرد و زمانی هم به مدیریت مستقیم طرح هدفمندی یارانه ها توسط امام زمان(عج)! بعید نیست که احمدی نژاد امروز با همین القائات به لبه پرتگاه فدا شدن هل داده شود.

البته دو فرضیه فوق لزوما باهم منافاتی ندارد و میتوانند به صورت همزمان رخ داده باشند و تغییر مواضع انتخاباتی احمدی نژاد ناشی از سردرگمی عروسک گردان وی و حتی برخی مقاومتهای احمدی نژاد بوده باشد چرا که او علی رغم اقرار بر این که حمایت وی از یک نامزد مثل ورود مستقل وی به انتخابات است، این عمل را مرتکب شده است.


nazokbin

96/1/4
12:47 ص

موضع علامه مصباح درباره جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامیاگر چه بسیاری از علما و مراجع از بدو تشکیل جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی از آن حمایت کرده اند، لیکن هنوز در مواضع علامه مصباح درباره جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی نشانی از تأیید و رد مطلق وجود ندارد و ایشان ضمن استقبال از جلسات هم اندیشی در این خصوص، عموماً در هنگامی که از ایشان برای پیوستن به این جبهه سؤال میشود، روی لزوم شناسایی و حمایت از اصلح تأکید میکنند و در عین حال میفرمایند برای دفع شر افسد و درجایی که امیدی برای پیروزی اصلح وجود نداشته باشد به صالح مقبول رأی خواهند داد و در عین حال نیز کنار کشیدن نامزدهایی که خود را اصلح میدانند ولی از مقبولیت برخوردار نیستند و موجب به قدرت رسیدن فاسدان میشوند را واجب میدانند که مجموعه این مواضع اگر چه در حمایت مستقیم از جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی نیستند ولی به تمرکز قوا و همراهی نیروهای انقلابی و نامزدهای جریان انقلاب کمک میکند.

نکته ای که مهم است، حمایت مجدانه و موکد علامه مصباح بر گزینش اصلح که البته قابل درک و پیروی است، اما مسئله ای که وجود دارد این است که ایشان همچنان روی شخصی بودن تشخیص اصلح تأکید دارند و پذیرش هرگونه ائتلافی را منافی این اصول میدانند حال این که هم اکنون بسیاری از مریدان علامه مصباح در جمع جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی حضور مؤثر دارند و همین کشف و حمایت از اصلح را با استفاده از یک مکانیزم سیستماتیک دنبال میکنند، این که در جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی، چند شاخص انقلابی تصویب گردیده و برای هرکدام وزن تعیین گردد تا همه نامزدها براساس این خط کش ارزیابی شوند مطمئناً خارج از تلاش برای رسیدن به اصلح نیست.

نکته دوم این که اکثریت قریب به اتفاق اشخاصی که در این جبهه به عنوان اشخاص مؤسس، مؤثر و تصمیم گیر حضور دارند، برخلاف مکانیزمهای قبلی، نمایندگان احزاب نیستند و بسیاری از ایشان حتی سابقه حضور و عضویت در هیچ حزب سیاسی را در کارنامه ندارند و تنها به دلیل وجهه انقلابی و اسلامی خویش در این جمع ورود کرده اند و حاصل تصمیم این جمع نباید به مثابه یک تصمیم صرفا دموکراتیک حزبی و منفعت طلبانه تلقی گردد بلکه باید پذیرفت محتوای تفکر این افراد و برآیند آرای این جمع هر چند در صندوق رأی ریخته و شمرده میشود، ولی براساس شاخصهای انقلابی اسلامی است.

درک نگاهی که به جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی ارائه شد خیلی سخت نیست وقتی بدانیم که مجلس خبرگان که مجتمعی از فقهای مقبول و معتمد کشور هستند نیز با همین مکانیزم رأی گیری تصمیمات خود را اتخاذ میکنند بدون این که کسی نتیجه تصمیم گیری آنها را فاقد وجاهتهای شرعی و انقلابی بداند، البته با این وجود همانطوری که علامه مصباح در نشست خود با اعضای حزب مؤتلفه بیان کردند، مسئله نفوذ را باید جدی گرفت، مسئله ای که حتی در مجلس خبرگان هم باید جدی گرفته شود، ولی دلیل نمیشود که کسی کلیت مجلس خبرگان یا جمع هایی که دنبال وحدت نیروهای انقلاب اسلامی هستند را بابت نفوذیهایی که احتمالا در آن ورود میکنند را زیر سؤال ببرد.

شاید برخی افراد در این که جمع مؤسسین و سپس اعضای 3000 نفره و نهایتاً شورای مرکزی جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی واجد صلاحیت لازم باشند دچار تردید باشند اما نگاهی به جمع شورای مرکزی که محصول انتخاب نشست 3000 نفره اعضای جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی است نشان میدهد که به وجهه انقلابی و اسلامی اکثریت قریب به اتفاق حاضران در شورای مرکزی 30 نفره، حتی از نگاه سخت گیرترین شخصیتهای انقلابی نیز نمیتوان خدشه جدی وارد دانست و از این جهت حاصل و برایند چنین جمعی نیز نمیتواند منافی اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی شناخته گردد، برآیندی که شاید هم رسیدن به اصلح را بهتر تضمین کند و هم ایجاد اجماع بر وی را به خوبی تسهیل نماید.

مسلماً مواضع علامه مصباح درباره جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی و در خصوص عدول نکردن از انتخاب اصلح جز در شرایط اضطرار و مراقبت درباره مسئله نفوذ در جمع های انقلابی برای جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی یک نعمت بزرگ است همان طور که توصیه های بزرگانی مانند مرحوم مهدوی کنی، نوری همدانی، مکارم شیرازی، موحدی کرمانی، یزدی، پناهیان و… درباره اهمیت وحدت، کار تشکیلاتی و شبکه سازی برای تسهیل کشف و ارتقای نیروهای انقلابی نیز نعمتی عظیم است به خصوص که طیف غیرانقلابی چند سالی است که از مکانیزم غیرنظام مند و اجتهادهای شخصی نیروهای انقلاب نهایت سوءاستفاده را کرده و با ائتلافهای خود بر اصول باطل، جبهه حق را به خاطر روحیه فردگرایی برای نامزدی در انتخابات و تشخیص اصلح، تحت فشار قرار داده اند.


nazokbin

95/12/19
8:50 ص

حمایت باهنر از جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامیباهنر بازهم مصاحبه ای کرده و بر اصولگرا بودن روحانی و پیروزی  7 بر 3 در برجام تأکید کرده است که این مواضع وی در کنار اظهارات قبلی او درباره پروژه به اصطلاح «آشتی ملی»، با اظهارات مؤسسین، اعضای شورای مرکزی و سخنگوی جمنا و شأن تشکیل جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی که «نه به وضع موجود» و «بازگرداندن کشور به مسیر صحیح» بود و با حمایت باهنر از جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی در تعارض است. از سوی دیگر، باهنر اخیراً خیلی پر حرف هم شده است، تا حدی که شاید بیشترین انتقادی که تاکنون به جمنا وارد شده، حمایت باهنر از جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی و مواضع او بوده باشد.

حمایت باهنر از جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامیحمایت باهنر و مواضع او اما بیش از هرچیزی ما را به یاد عملکرد علی اکبر ولایتی در دور یازدهم انتخابات ریاست جمهوری در سال 1392 می اندازد، آنجایی که علی اکبر ولایتی خود ائتلافی را تشکیل داد و خود نیز آن را با عدم پایبندی به مکانیزمی که بر آن وحدت کرده بودند، به نابودی بکشاند تا در کنار اظهارات عجیبش در مناظرات تلویزیونی، خدمتی بزرگ به روحانی بنماید، خدمتی که بعدها ثابت شد علی اکبر ناطقی نوری در آن نقش مؤثری ایفا کرده است.

مسئله آنگاه جالبتر میشود که یادمان بیاید همین محمد رضا باهنر، در سال 1392 رئیس شورای هماهنگی ستادهای چهارگانه انتخاباتی ولایتی بوده و از این رو سخت است که فکر کنیم در رفتار وحدت شکن ولایتی در سال 92 هیچ نقشی نداشته است؛ حال وقتی گزاره های فوق را کنار هم میگذاریم، احتمال این که باهنر در جهت وحدت شکنی با جمنا همراه شده باشد جدی تر میشود، نکته ای که حتی برخی منتقدان جمنا نیز این فرضیه را بعضاً قابل تأمل میدانند.

اما نکته عجیب این است که همین برادران انقلابی که امروز باهنر را مأمور به وحدت شکنی و بعضاً نفوذی میدانند، به جای این که او را در مأموریتش ناکام گذارند، ناخواسته به او کمک میکنند، یعنی به جای این که مواضع و حرکات او را به پای کلیت جمنا ننویسند و شخص او و مواضعش را مورد انتقاد قرار دهند، به کلیت جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی انتقاد میکنند که امیدوارم این برادران عزیز اگر هم تمایلی به وحدت ندارند، لااقل در زمین وحدت شکنها بازی نکنند.

از آنجا که مکانیزم وحدت نیروهای انقلابی این بار وسط خود نامزدها و حتی احزاب راهبری نمیشود و نیروهای مردمی کشور و نمایندگانشان در شورای مرکزی جمنا، تصویب، هدایت و اجرای مکانیزم وحدت را برعهده گرفته اند، امکان کارشکنی در فرایند اجرایی جمنا بسیار سخت شده است و به همین دلیل وحدت شکنها تقریبا راهی به جز وحدت شکنی با مواضع وحدت شکن برای خود متصور نیستند و شاید همین امر باعث افزایش مصاحبه هایشان گردیده است.

از سوی دیگر برخی عناصر مخلص انقلابی که توقع داشتند بانیان و مؤسسان جمنا، خودشان به اعلام حمایت باهنر از جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی دست رد بزنند، امروز نسبت به عملکرد جبهه مردمی نیروهای انقلاب دچار تردید شده اند، حال این که به نظر میرسد بهترین روش برای به حاشیه راندن افرادی مانند باهنر، خود مکانیزم جمعی جمنا باشد، ولی با این وجود، عجالتاً لازم است که جمنا با موضع گیریهای رسمی و به هنگام، نگذارد تردیدی در تفکر انقلابی جمنا ایجاد گردد.

و اما کلام آخر هم توصیه ای به خود آقای باهنر است، این که اگر در ادعای خود مبنی بر اهتمام به وحدت نیروهای انقلابی صادق هستند، از بیان مواضعی که قاطبه جریان انقلابی آنها را قبول ندارند و با شأنیت تشکیل جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی در تعارض آشکار است خودداری کنند، آقای باهنر مدنظر داشته باشند که تشکیلات جمنا برای نه به وضع موجود و جایگزینی مسیر مناسب تأسیس شده است، لذا به ایشان توصیه میکنم اگر واقعاً دنبال تأیید روند و تفکر غیرانقلابی موجود هستند، بهتر است نفاق را کنار بگذارند و در قامت حامی روحانی سخن بگویند، نه حامی جمنا!


nazokbin

95/12/19
8:31 ص

روحانی درباره انداختن قطعنامه ها در منقل و دوقطبی سازیاگرچه تقریبا 3 سالی هست که شاهد طعنه و کنایه های بعضاً بی ادبانه روحانی خدمت مقام معظم رهبری هستیم ولی متأسفانه این ادبیات در چند روز اخیر به صورت عجیبی اوج گرفته است که برخی تحلیل گران از آن به عصبانیت یاد کردند، اما به نظر میرسد این ادبیات وقیحانه دربرابر مقام معظم رهبری، ناشی از خلاء وجود دوقطبی برای روحانی است. روحانی نتوانسته یک شخصیت دوقطبی ساز مثل احمدی نژاد در برابر خود دست و پا کند و از آنجا که عملکردی برای ارائه و طبعاً بختی برای پیروزی در فضای منطقی ندارد، میکوشد به هر بهانه ای، فضا را به سمت احساسی شدن، متلک پرانی و در صورت کم آوردن مظلوم نمایی پیش ببرد. روحانی میکوشد در این خلآ عملکردی، شخص مقام معظم رهبری را به عنوان قطب مقابل خود نشان دهد و حداقل از قِبل این سیاست، نظر برخی اصلاح طلبان رادیکال را به حمایت از خود جلب کند. حال این که او در این مواجهه قطعاً از پیش بازنده است، چرا که هرقدر مقام معظم رهبری در مطالباتشان، مؤدبانه، منطقی، منصفانه، دلسوزانه و براساس منافع ملی حرکت میکنند، روحانی با ادبیات وقیحانه، مغرضانه، غیرمنطقی و منفعت جویانه برخورد میکند و این در صورتی است که مطمئناً یکی از دلایل ریزش محسوس آرای روحانی، به غیر از عملکرد ضعیف او در تحقق شعارهایش، ادبیات زشت او در برابر منتقدان و حتی مردمی است که به او رأی ندادند و حتی رأی دادند و الان از او تحقق شعارهایش را مطالبه میکنند. امروز اما او همان ادبیات زشت را در برابر رهبری که محبوبیتی بی نظیر دارد به کار میگیرد که این رفتار قطعاً به شتاب یابی افول محبوبیت او منجر خواهد شد، ضمن این که مقام معظم رهبری مطمئناً برخلاف خواسته روحانی، وارد این بازی نخواهد شد و در این میدان هم عملکرد خود روحانی هست که در برابر روحانی قرار خواهد گرفت.


nazokbin

95/12/7
9:15 ص

عبدالرضا داوری فرد رسانه ای حلقه انحرافیعبدالرضا داوری فرد رسانه ای حلقه انحرافی عبدالرضا داوری، مسئول رسانه ستاد انتخاباتی مشایی در سال 92 و فعالترین فرد رسانه ای حلقه انحرافی است. مدتیست داوری کانال شخصی و کانالهای تحت مدیریت خود را به کانون تبلیغات ستاد انتخاباتی زودهنگام بقایی تبدیل کرده است. او این بار پس از اعلام نامزدی بقایی قاطعانه پیش بینی کرده است که امکان ندارد او ردصلاحیت شود چرا که این که ردصلاحیت بقایی به معنی تلاش نظام برای مهندسی انتخابات و حتی حفظ روحانی است!

البته پیش بینی عبدالرض داوری با اظهارات قبلی وی که بارها از حذف روحانی توسط مجموعه نظام صحبت کرده بود و در مخالفت با ردصلاحیت روحانی هم قلم فرسایی کرده بود، در تعارض آشکار است. اساساً داوری در خصوص رد صلاحیت افراد چه دوست و چه رقیب، پیش‌بینی‌های قاطعانه و غلطی داشته است که به نظر میرسد بیش از این که پیش بینی حساب شوند، تلاش برای ایجاد جنگ روانی باشند که بد نیست نگاهی به برخی از این پیش‌بینی‌ها از سال 92 تا 96 بیندازیم:

عبدالرضا داوری قبل از انتخابات 92:

«اگر شایعات مربوط به کاندیداتوری آقای مشایی را دنبال کنید اتفاقا خواهید دید مخالفان دولت این شایعات را مطرح می کنند در واقع بنده بر اساس اطلاعاتی که دارم هیچگونه تصمیمی در خصوص کاندیداتوری آقای مشایی از سوی دولت اتخاذ نشده است»

«دلیلی ندارد که ایشان(مشایی) رد صلاحیت شود در واقع شورای نگهبان بر اساس چه دلیل و برگه‌ای می خواهد مشایی را رد صلاحیت کند.»

عبدالرضا داوری درباره انتخابات 94:

«معتقدم به احتمال بسیار در انتخابات مجلس خبرگان، آقای هاشمی رفسنجانی سال آتی رد صلاحیت می‌شود و همین کرسی معمولی در مجلس خبرگان را هم از دست خواهند داد.»

عبدالرضا داوری درباره انتخابات 96:

«انتشار اخبار اخیر درباره “نهی از کاندیداتوری” رئیس جمهور سابق، بخشی از مقدمات پروژه “حذف” حسن روحانی است»

«برای حذف آقای روحانی هم برنامه و پروژه دارند»

«قطار انتخابات96، با انصراف احمدی‌نژاد به ایستگاه حذف روحانی رسید»

«ردصلاحیت آقای روحانی بعنوان رییس جمهور مستقر که تنفیذ رهبری را دارد وفق قانون میسر نیست مگر آنکه به وی به مانند احمدی نژاد به او هم توصیه شود که در انتخابات ثبت نام نکند»

«صلاحیت مهندس بقایی در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو، از سوی شورای محترم نگهبان قطعا تائید خواهد شد»

«تنها پیام سیاسی ردصلاحیت مهندس بقایی، تلاش حاکمیت برای ابقای حسن روحانی و ریاست جمهوری مجدد اوست.»

«تردید ندارم که بامداد شنبه 30 اردیبهشت 96 را با خبر پیروزی مهندس حمید بقایی در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری آغاز خواهیم کرد»

همانطوری که در مقدمه بیان شد، پیش بینیی های قاطعانه عبدالرضا داوری به عنوان فرد رسانه ای حلقه انحرافی و تناقضات موجود در آنها، نشان میدهد که او بیش از این که در پی پیش بینی مسائل باشد، میکوشد با این پیش بینی ها و انتشار گسترده آنها، فضا را متأثر نماید. اگر چه داوری در ایجاد جنگ روانی فردی قهار است، لیکن سیاستهای فریبکارانه به صورت درازمدت پاسخگو نیستند و به تدریج تعارضات موجود در مهره های حلقه انحرافی که درپی هزینه تراشی برای نظام و تخریب وجهه نظام و نهادهای انقلابی اعم از شورای نگهبان، سپاه پاسداران و حتی شخص مقام معظم رهبری هستند، بیشتر خود را آشکار مینماید.


nazokbin

95/12/7
9:11 ص

نامزدی بقاییهمانطوری که 65 روز پیش نوشتم، احمدی نژادیها از تحمیل هزینه به نظام، مردم و رهبری دست برنخواهند داشت و همانطوری که قبلاً عرض کردم این جریان بسیار میکوشد علاقمندان خود را تا آخرین روز انتخابات و پس از آن مدیریت کند تا در نهایت با هدف رئیس جمهور شدن احمدی نژاد در سال 1400، این دوره را به روحانی واگذارند و از پیروزی نامزدی که در سال 1400 هم بتواند نامزد انتخابات باشد جلوگیری نمایند. به این منظور با نامزدی بقایی که از رد صلاحیت وی مطمئن هستند میکوشند تا پس از رد صلاحیت احتمالی وی، باب مظلوم نمایی را باز کنند و حامیان خود را با این ادعا که انتخابات آزاد نیست و یا این که سایر گزینه ها جملگی مثل هم ناکارآمد و غیرانقلابی هستند، مردم را از حضور در انتخابات مأیوس نمایند تا با کاهش مشارکت اقشار محروم جامعه، هم انتقام عدم حضور احمدی نژاد را از نظام بگیرند و هم به روحانی برای پیروزی در انتخابات پاس گل بدهند.

و اما همه اشتراکات جریانات اصلاح طلب و اعتدالی با حلقه پیرامون احمدی نژاد، منافع مشترک در انتخابات اخیر و عامل نامزدی بقایی نیست، نگاهی به تفکرهای این سه طیف نشان میدهد که اگر چه هر سه این تفکرات به لحاظ شیوه حکومت داری و مسائل اقتصادی و اجتماعی با هم بعضا در تعارضات آشکار قرار دارند، اما در یک نقطه به اشتراک رسیده اند، این سه بر این اشتراک نظر دارند که تا جایگاه ولایت فقیه قدرتمند و قدرت اول کشور باشد، نمیتوانند اهداف خود را در کشور پیاده کنند و این طور است که اصلاح طلبان متظاهر به علاقه به دموکراسی و اعتدالیون انحصارطلب که هر دو به لحاظ اقتصادی تفکرات سرمایه داری دارند، میکوشند با طیف حلقه احمدی نژاد که اکنون با شعار جدید ملی انقلابی و با ترکیب الگوهایی مثل چاوز، کاسترو، چگوارا، کوروش و بزرگمهر، با گرایشهای مارکسیستی هستند، بتوانند بر مهار قدرت ولایت فقیه از طریق تضعیف نیروهای حزب اللهی، ولایی و انقلابی به همکاری برسند.


nazokbin

95/12/7
9:4 ص

محمدرضا باهنربرخی از افرادی که مدام میخواهند به خاطر مواضع برخی حامیان جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی به خصوص آقای محمدرضا باهنر ، کلیت این جریان را زیر سؤال ببرند و مدام میگویند چرا جمنا از این افراد اظهار برائت نمیکند که برای این دوستان انقلابی، از پاسخ مقام معظم رهبری به سوال دانشجویان درباره اظهارات قابل انتقادِ برخی از منصوبین ایشان، وام میگیرم، ایشان در تاریخ 94/4/20 در جمعی از دانشجویان گفت:

«یک نکته‌ی دیگر گفتند که کسانی به عنوان نماینده‌ی رهبری از زبان رهبری حرف میزنند. خب، من خودم هنوز که الحمّدلله زبانم از کار نیفتاده؛ حرف خود من که مقدّم به حرف آنها است. آنچه من میگویم، حرف من آن است؛ کسانی هم که حرف میزنند -نمایندگان رهبری و منصوبین رهبری و مانند اینها که تعداد زیادی‌اند- از قول رهبری نمیگویند؛ این را توّجه داشته باشید. در همین مسئله‌ای که بالخصوص اسم آوردند، آن کسی را که اسم آوردند، آن کس حرف خودش را زده بود؛ از زبان رهبری چیزی نگفته بود. بنده هم حرف خودم را زدم؛ هم قبل از آن، هم بعد از آن؛ خب، شما حرف من را از خود من بشنوید. بله، ممکن است یک نفری جزو منصوبین رهبری هم باشد، درباره‌ی فلان مسئله یک عقیده‌ای خلاف رهبری هم داشته باشد، هیچ اشکال ندارد؛ این‌جور چیزی هم هست. خیلی از همین آقایان محترمی که منصوبین رهبری‌اند، در فلان مسئله‌ی خاصّ سیاسی یا اجتماعی یا اعتقادی ممکن است عقیده‌شان غیر از عقیده‌ی رهبری باشد؛ ما این را اشکال ندانستیم؛ عمده برای ما جهت‌گیری‌های کلّی است، جهت‌گیری‌های انقلابی است. والّا در هر مسئله که ما نمی‌نشینیم هماهنگ کنیم که ببینیم در فلان مسئله نظر ما یکی هست یا نیست؛ خب، او نظر خودش را گفته. این هم نمیشود که من هرجا هرکسی از نمایندگان ما یک چیزی گفت، ما فوراً بگوییم آقا! شما، این را غلط گفتید، این را درست گفتید، روابط عمومی اعلان کند؛ این هم نمیشود.»

البته همانطوری که بیان شد، موضع فوق برای شرایطی است که یکی از منصوبین یا نزدیکان رهبری، نظر شخصی خود را در خصوص مسئله ای بیان نماید، مثل برخی مواضع غلط و جنجالی که این روزها از محمدرضا باهنر درباره مرحوم هاشمی، روحانی و خاتمی شنیده ایم؛ البته مقام معظم رهبری در جایی که کسی از قول ایشان موضعی خلاف واقع بگیرد، حتماً واکنش نشان میدهند که در ادامه سخنان فوق در همان تاریخ، ایشان میفرمایند:

«بله، اگر از قول حقیر، کسی چیزی بگوید و به گوش من برسد و خلاف باشد، ما به خود او بلافاصله تذکّر میدهیم؛ مکرّر اتّفاق افتاده؛ تذکّر دادیم، گفتیم که شما خودتان این را اصلاحش کنید، آن طرف هم اصلاح کرده. مصلحت نمیدانم که اگر یک کسی یک چیزی گفت، ما هم اینجا برداریم یک اعلامیّه بدهیم که فلان کس غلط کرد این حرف را زد؛ اینکه نمیشود. هرجا برخلاف نظر ما -البتّه از قول من؛ اگر از قول خودش گفته باشد، نه- از قول من چیزی گفته باشد، اطّلاع میدهیم و میگوییم آقا! این را شما از قول ما، شنیدیم گفتید و باید خودتان اصلاح کنید. این هم این مطلب.»

خب حالا اگر موضع گیری فوق را مدر نظر داشته باشیم، میبنیم که امثال محمدرضا باهنر ، هیچ سمتی در جبهه مردمی نیروهای انقلاب ندارند و مانند بسیاری از افراد سرشناس دیگر، از جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی حمایت کرده است و مسلما اختیار دارد درباره نظرات خودش در مسائل مختلف موضع گیری نماید و این توقع که در برابر هر موضع او، جمنا موضع گیری نماید غیرمنطقی است و حتی با سیره مقام معظم رهبری نیز در تناقض است، حال این که مواضع رسمی جمنا و مؤسسین آن، دارای عیار انقلابی مناسبی در حوزه های مختلف است.


nazokbin

95/12/7
8:53 ص

سران فتنهآقای سلیمی نمین ، مهمان برنامه جهان آرای امشب، با موضوع حصر سران فتنه بودد که کوشید تا لفظ سران فتنه را به دشمنان خارجی معطوف کند و جرم ایشان را به خودخواهی و غرور تقلیل دهد و درباره رفع حصر سران فتنه مشروط به توبه علنی توجیهاتی بیان کرد و  آقای احمدی نژاد را در تحریک فتنه گران مؤثر خواند که نسبت به تحلیلهای وی بیان سه نکته را ضروری میدانم:

بازندگان انتخابات شاید تا زمانی که هنوز قادر به درک تبعات حرکتشان نبودند سران فتنه نبودند، اما وقتی با وجود مشاهده آب دهان و برق چشمان دشمن و ایراد خدشه به منافع ملی، امنیت ملی و وحدت ملی به رفتار زیان بار خود ادامه دادند، دیگر سران فتنه بودند. برعکسِ آقای سلیمی نمین که اصرار دارد بگوید همان دشمن خارجی، سران فتنه هستند، ولی ادغام این دو نمیتواند منطقی باشد، فتنه ها غالبا از سوی کسانی رخ میدهد که از داخل ضربه میزنند، همانطوری که یاران بزرگ پیامبر(ص) مانند طلحه و زبیر، فتنه جمل را شکل داند و نه کفار! به خصوص که مقام معظم رهبری نیز قبلاً از واژه سران فتنه برای همین افراد استفاده کرده اند که این مسئله توجیهات آقای سلیمی نمین را باطل نمود.

درباره نقش آقای احمدی نژاد در فتنه، اعتقاد دارم که اگر چه ایشان اساساً شخصیتی دوقطبی ساز هستند و دوقطبی هایشان هم برخلاف تنها دوقطبی مورد سفارش مقام معظم رهبری که دوقطبی انقلابی و ضدانقلابی (و نه حتی انقلابی و غیرانقلابی) است، دوقطبیهای فقیر و غنی یا احمدی نژاد و هاشمی بوده است، لیکن خیانت و خسارات فتنه را این قدر واضح و سنگین میدانم که نمیتوانم هیچ کسی جز سران فتنه را در آن مقصر و حتی قاصر معرفی کنم و آنچه که امثال علی مطهری و سلیمی نمین به عنوان «تحریک های احمدی نژاد درباره فتنه گران» از آن یاد میکنند، در برابر واکنشی که میتوانست از سوی سایر گزینه ها در صورت برنده شدنشان سربزند را ناچیز میدانم؛ کما این که میرحسین موسوی یک روز قبل از انتخابات در مصاحبه با مجله تایم، از تغییرات برگشت ناپذیر در انقلاب صحبت کرده بود!

نکته ای که آقای سلیمی نمین واقعا کوشید به آن پاسخ نگوید، علت تقارن فوت هاشمی، نزدیکی به انتخابات 96 و طرح اصطلاحاً «آشتی ملی» بود که او نهایتاً اینها را باهم مرتبط دانست ولی به لزوم یک توبه علنی بستنده کرد چرا که به زعم او، ایشان فعلاً قصد نامزدی در انتخابات را ندارند! فارغ از این که سران خائن فتنه هنوز جرأت و جسارت توبه و عذرخواهی علنی از نظام و مردم را نداشته اند، این هم قابل قبول نیست که این توبه امکان بازگشت ایشان به سطوح بالای سیاسی را باز کند، بلکه این توبه نهایتا فقط باید بتواند مسیر زندگی عادی اجتماعی و سیاسی را برای ایشان هموار کند ولی امکان تأثیر گذاری زیاد بر امور کشور توسط افرادی که بی ظرفیتی و عدم التزامشان به قانون اساسی و ولایت فقیه را در تنگناها به وضوح نشان دادند، یقیناً نمیتواند حکیمانه و به نفع کشور باشد.


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
سیاسی ، دولت ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، صدا و سیما ، هاشمی رفسنجانی ، تورم ، رسانه ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، اعتقادی ، مشایی ، تحریم ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، عدالت ، برجام ، قوه قضاییه ، انقلابی ، اقتصادی ، تولید ، آمریکا ، مجلس ، علی لاریجانی ، رابطه با آمریکا ، رشت ، گیلان ، بصیرت ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، استاد مصباح ، خانواده ، غرب ، فرهنگی اجتماعی ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انقلاب ، مهدی هاشمی ، هاشمی ، بانک ، سران فتنه ، مذهبی ، جبهه پایداری ، سعید جلیلی ، علی مطهری ، کارمند ، اصلاح طلبان ، شورای نگهبان ، مسکن مهر ، اجرای برجام ، تحلیل های اقتصادی ، سوریه ، امام خمینی (ره) ، جواد ظریف ، ماهواره ، استقلال ، انتقاد پذیری ، سیاست ، طنز ، فساد بزرگ اقتصادی ، مدیریت و ایمنی ، ولایت فقیه ، انتخابات 96 ، ارز ، اسرائیل ، استکبار ستیزی ، انتخابات ریاست جمهوری ، انتخابات مجلس ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، ظریف ، هنر ، انتخابات آزاد ، ایمنی ، بدعهدی آمریکا ، سران قوا ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، مذاکره کنندگان هسته ای ، نرخ رشد جمعیت ، نقض برجام ، انتقاد ، بانک ، تحریف انقلاب ، تهاجم فرهنگی ، توافق نهایی هسته ای ، سبک زندگی ، مدیریت ، نرمش قهرمانانه ، اصولگرایی ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
داروخانه دکتر سلیمی بادصبا سرچشمه ادب و عرفان بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا تراوشات یک ذهن زیبا یا صاحب الزمان (عج) رقصی میان میدان مین عاشق آسمونی پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) رضویّون آسمون آبی چهاربرج پژواک ساعت یک و نیم آن روز یادداشتهای فانوس من وآینده من همه چیز آماده دانلود نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات حدیث منتظران قائم (عج) علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی هــم انــدیشـی دینــی مهاجر ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است کانون فرهنگی شهدا نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت در سایه سار ولایت فروشگاه اینترنتی پوشاک زنانه اوتیسا

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه