لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره

95/2/10
10:10 ع

شبهه:

74768_321آتئ?ستها (خداناباوران) م?تونن مانند د?گر انسانها، پا?بند به اخ?ق?ات باشن و ?ا پا?بند به اخ?ق?ات نباشن همانطور? که معتقد?ن به اد?ان م?تونن اخ?ق گرا باشند و ?ا اخ?ق گرا نباشن

پاسخ شبهه:

1- اگر چه شاید خدا ناباوران هم بعضاً به برخی اصول اخلاقی و قانونی پایبند باشند اما برای این کار به خصوص در مواقعی که تعارض جدی بین منافع اشخاص آتئیست و اخلاقیات وجود داشته باشn،‌ مسلماً انگیزه کسی که به خدا و به تبع آن به عدالت خدا و معاد هیچ اعتقادی ندارد، برای ترجیح دادن اخلاقیات بر منافع شخصی دچار مشکل زیادی میشود و برعکس وقتی کسی به خدا و عدالت وی و معاد اعتقاد دارد می تواند منافع شخصی اش را به راحتی به خاطر اخلاقیات کنار بگذارد چرا که میداند در درگاه الهی حتی ذره ای از کار خوب نیز بی پاداش و اجرت نمی ماند.

2- خداناباوران و آتئیست ها برای این که به اخلاقیات و قانون پایبند بمانند تنها یک انگیزه منطقی می توانند داشته باشند و آن هم این است که اگر کسی اخلاق و قانون را رعایت کند جامعه ای بهتر خواهد داشت و جامعه بهتر به نفع همه از جمله فرد خداناباور هم هست ولی این استدلال دچار یک مشکل اساسی است چرا که اگر فرد خداناباور و آتئیست بتواند طوری بی قانونی و بی اخلاقی کند که جامعه و یا فرد دیگری نتواند شر آن رفتار را به فرد خداناباور بازگرداند و یا منافع شخصی اش اینقدر زیاد باشد که دربرابر بازخورد اجتماعی آن ناچیز باشد، عملا این انگیزه هم از درجه اعتبار ساقط خواهد شد.

3- اگر چه شاید برخی اصول اخلاقی مانند صداقت و امانت داری و… برای همه اخلاقی تصور شود اما آیا عفاف، حجاب، زکات، ایمان، تقوا و … نیز برای افراد خداناباور محترم است؟! آیا در نظر چنین فردی چیزی به اسم چشم چرانی میتواند مطرود باشد؟! آیا داشتن روابط نامشروع جنسی حتی با همجنس و یا حتی حیوانات در نظر چنین افرادی می تواند غیر اخلاقی تصور شود و یا در نظر چنین افرادی به تدریج بسیاری از اصول اخلاقی رنگ میبازد و همان ها هم که میماند انگیزه ای برای اجرایشان به صورت کامل باقی نمی ماند؟! در نظر خدانابوران، نهایت اخلاق این خواهد شد که هر کاری که به کس دیگری ضرری وارد نکند مجاز خواهد بود.

4- اگر چه اعتقاد به مسائلی مانند عدالت خداوند و معاد از عوامل انگیزشی برای پایبندی به اخلاقیات از سوی خداباوران و مومنین است، اما گزینه برتری نیز برای ایشان وجود دارد و آن احترام به مقام کبریایی و عظمت و رحمت خداوند است، برخی از اولیای الهی نه از ترس جهنم و شوق بهشت، بلکه از عشق خداوند به مجسمه اخلاق و معنویت تبدیل میشدند و این بحثی است که نه تنها از دسترس خداناباوران بلکه حتی از تصور بسیاری از ایشان نیز خارج است.


nazokbin

93/9/18
8:52 ص

IMG10481613 به شیوه احترام و انتقادپذیری دولت بخندیم و دل نگران نباشیمدیروز در سالروز دانشجو، آقای دکتر روحانی یک سخنرانی در دانشگاه داشتند و همچنان یکی از بحث هایی که در سخنرانی ایشان مطرح شد که گویا به جزء همیشگی و تکراری سخنرانی های ایشان بدل شده است منتقد نوازی ایشان بود، ایشان صراحتاً گفتند: “ضمن احترام به منتقدان ولی ایشان، یک عده تازه به دوران رسیده هستند” که شبیه همین ادبیات را در سخنرانی های دیگرشان با عباراتی مانند بی سواد، نان تحریم خور، ترسو، بزدل، بی شناسناممه، متوهم، عصرحجری، به جهنم بروید، تغذیه شوندگان از جای خاص، خشونت طلب، افراطی، دروغگو، مزدور و تعامل هراس، نسبت به منتقدان بیان بکار برده بودند که در همه ی آنها نیز در کنار این توهین ها، مدعی احترام به منتقد و تحمل نقد شده بودند که این شیوه ی احترام و انتقادپذیری دولت مرا به یاد یکی از دوستانم انداخت که هر وقت از کسی عصبانی می شد از ترکیب یک فحش و یک “بلانسبت” در کنار هم استفاده می کرد، این عبارت اینقدر جالب و خنده دار بود که بعضاً طرف مقابل به جای ناراحت شدن از آن فحش، خنده اش هم می گرفت، ولی با این وجود هیچگاه گمان نمی کردم اصطلاحاتی معادل آن را در عالم سیاست و آن هم در ادبیات روزانه شخص دوم مملکت شاهد باشم، متأسفانه این ادبیات، نه تنها در شخص رئیس جمهور بلکه در مشاوران و نزدیکان اصلی ایشان مانند حسام الدین آشنا، اکبر ترکان و سریع القلم نیز به کرات مشاهده شده است و به همین دلیل به منتقدان دولت عرض می کنم که این ادبیات را از دشمنی و خصومت دولتمردان ندانند و آن را از اقتضای طبیعت شان بدانند و با پررنگ کردن طنزی که در شیوه ی احترام و انتقادپذیری دولت وجود دارد، طنز پردازانه با آن ها مواجه شویم، در این صورت، به نظرم تحمل این همه توهین حتی شیرین نیز می تواند باشد، منتقدان نباید در برابر این حجم توهین عصبی شوند بلکه باید فضای نقدهای شان را فارغ از مقابله با این توهین ها و بدون مبتلا شدن به این ادبیات سخیف، فنی و منصفانه حفظ کنند و از عصبی شدن های بی فایده به شدت بپرهیزند چرا که این دولت بعدها برای توجیه توهین هایش به دنبال مظلوم نمایی خواهد بود و منتقدان نباید این بهانه را به دست دولت بدهند.

جناب روحانی در بخشی دیگری از سخنان روز دانشجو از منتقدان خواستند که دل نگران نباشند که این توصیه ایشان را حقیر نیز تأیید می کنم، من مطمئنم که مردم ایران حواسشان هم به ادبیات و هم به عملیات دولت هست و کارهای خوب و بد دولت را به دقت زیر نظر دارند، این ملت حواسشان هست همان کسانی که دولت قبل را متهم به بی ادبی و توهین می کردند اکنون چگونه تنها به بهانه ی رأی ندادن به جناب روحانی و یا انتقاد داشتن به دولت شانش مشمول توهین های مکرر می شوند. مردم ایران حواسشان هست که همان افرادی که صحت آمارهای رسمی را رد می کردند و جیب مردم را بهترین شاخص برای تورم می دانستند اکنون جیب مردم را فراموش کرده اند و روی آمارهای رسمی شان مانور می دهند. مردم حواسشان هست که همان هایی که ادعا می کردند هم تحریم ها را بر می دارند و هم چرخ اقتصاد کشور را می چرخانند و هم ادامه ی توسعه هسته ای را ضمانت می کنند هنوز به هیچکدام از این سه موفق نشده اند، حواس مردم کاملاً جمع است که همان کسانی که تمدید مذاکرات را نشانه ی بی کفایتی مذاکره کنندگان هسته ای می دانستند اکنون تمدید پشت تمدید را نشانه ی به ثمر رسیدن و موفقیت مذاکرات بیان می کنند و منتظر تقدیر هم هستند، مردم حواسشان هست که همان افرادی که رانت های دولت قبل و فساد 3000 میلیاردی را نشانه ی فساد و ضعف دولت قبل می دانستند، اکنون نسبت به رانت های بزرگتری که به برخی نزدیکان همین دولت داده می شود و نسبت به فساد 12000 میلیاردی اخیر حساسیتی به خرج نمی دهند و حتی بعضاً آنها را کوچک، قابل جبران و بعضاً قابل تقدیر بیان می کنند، مردم حواسشان هست که همان کسانی که به واردات بی رویه دولت قبل از چین انتقاد می کردند اکنون رکورد واردات از چین را می شکنند و جیکشان هم در نمی آید، مردم یادشان نرفته که همان کسانی که امروز در برابر توهین های دولتمردان اصلی آمریکا و انگلیس از اوباما و کامرون گرفته تا شرمن، تنها به بیانیه های با تأخیر سخنگوی وزارت خارجه بسنده می کنند، چگونه دولت قبل را به خاطر عزیز نبودن پاسپورت ایرانی زیر سوال می بردند؛ این مردم حواس شان هست که همان هایی که با هر آلودگی هوا و بستری شدن هر بیمار قلبی دولت قبلی را مقصر و به راحتی قابل حل می دانستند، اکنون هوای آلوده ی تهران و بیماران قلبی را فراموش کرده اند؛ مردم شاهدند که فردی که خود را سرهنگ نمی دانست و حقوق دان معرفی می کرد اکنون چگونه حتی در روز دانشجو نیز به دانشجو و دانشگاه اجازه انتقاد نمی دهد و با ایجاد فضای امنیتی و دعوت گزینشی از دانشجویان و اساتید، حقوق اولیه دانشجویان را مورد اجحاف قرار می دهد.

دولتمردان و منتقدان بدانند که مردم فراموش نخواهند کرد و به خوبی همه چیز را نگاه می کنند و نسبت به آرایی که داده اند تحلیل می کنند و به موقع نتایج ارزیابی های خود را بروز خواهند داد و همانطوری که از سیاست های ناعادلانه هاشمی خسته شدند و به خاتمی رأی دادند و همانطوری که از رفتارهای ساختار شکن خاتمی و دوستانش دلگیر شدند و به احمدی نژاد رأی دادند و همانطوری که کج خلقی های چندسال آخر احمدی نژاد را نپسندیدند و به روحانی اعتماد کردند، بازهم ادبیات و اخلاق و عملکرد دولت را مد نظر دارند و به موقع آن را در تصمیم گیری های شان لحاظ خواهند کرد، پس بهتر است منتقدان به جای دل نگرانی و نگرانی، ضمن نقد منصفانه و فنی به دولت، به فکر کار تشکیلاتی و درس گرفتن از اشتباهات خودشان و برنامه ریزی برای آینده باشند.


nazokbin

93/9/1
1:11 ع

به هریک از مشکلات کشور که نگاه می کنیم ریشه اش را در مشکلات فرهنگی و اخلاقی پیدا می کنیم، از منازعات سیاسی تا مسائل اقتصادی و مشکلات خانوادگی و اجتماعی و بهداشتی و اداری و … همه و همه زاییده مشکلات و معضلات فرهنگی و اخلاقی مان هستند. اگر آمار تصادفات و تخلفات رانندگی، کم فروشی و کم کاری، مفاسد اقتصادی و ویژه خواری، ضعف بهره وری، مشکلات مدیریتی و … ما نسبت به بسیاری از کشورهای دیگر بیشتر است همه و همه ریشه در مشکلات فرهنگی دارند و حل این مسائل و مشکلات کشور بدون شناخت صحیح از ضعف فرهنگی عملاً میسر نیست و همین مسئله ما را کنجکاو می کند تا بفهمیم کدام ضعف های فرهنگی، در ایجاد مشکلات و معضلات کشور بیش از سایر مشکلات فرهنگی مشترکند:

  • بی مسئولیتی: اگر احساس مسئولیت نداشتن نسبت به مسائل پیرامونی به خصوص در حوزه هایی که در خصوص آنها تکلیف مشخصی بر عهده کسی است را بی مسئولیتی بدانیم، می بینیم که این معضل در بسیاری از مسائل و مشکلات بخش های مختلف کشور در حوزه های اجتماعی، سیاسی و اجتماعی نقش آفرینی می کند. متأسفانه بسیاری از ما یا نسبت به تکالیف اجتماعی و شخصی مان آگاهی نداریم و یا برخلاف آن ها عمل می کنیم. عباراتی مانند “به من چه” در فرهنگ لغات بسیاری از ما ایرانیان دیده می شود و حال این که در یک جامعه دینی و حتی مدنی همه نسبت به جامعه و نسبت به همدیگر و حتی نسبت به دنیای پیرامون خود مسئولند. هر ایرانی باید در قبال تصمیمی که در سر دارد مسئولانه رفتار کند، چه بسا یک سبقت نابجای ما موجب تصادف مرگباری برای خودروهای دیگر شود و یا چه بسا سودجویی ما در خرید بی دلیل ارز موجب بحران ارزی و جهش تورمی در کشور گردد، چه بسا سبک زندگی خودخواهانه ما در خرید کالای خارجی برای زندگی دیگران بحران بیکاری و فقر ایجاد کند. اگر تولید کنندگان ما مسئولانه تولید می کردند، سرمایه داران ما سرمایه شان را مسئولانه خرج می کردند و مصرف کنندگان نیز مسئولانه خرید و مصرف می کردند بسیاری از نیازهای کشور مرتفع می گردید.
  • خود خواهی و غرور: احساس علاقه مفرط به خویشتن داشتن موجب می شود تا خودخواهانه رفتار کنیم و صرفاً منافع خودمان را ببینیم، مثلاً می بینیم که چگونه یک نفر منافع مردم شهر و کشورش را فدای منافع سطحی و بی اهمیت یک فرزند یا فرزندانش کرده است بدون این که هیچ احساس گناهی کرده باشد و چه بسا به این کارش افتخار هم بکند و آن را به عنوان دفاع از خانواده و ناموس محترم بشمارد!، این که خودروی مان را جایی پارک می کنیم که راه بقیه مسدود گردد، این که نوبت مان را در صف رعایت نمی کنیم، این که برای منفعت ناچیزی حاضر می شویم خسارت های بزرگ به دیگران وارد کنیم و همه ی این موارد ریشه در خودخواهی های ما دارد، گویا جز خودمان، برای سایرین هیچ احترام و ارزشی قائل نیستیم و بعضاً نیز اینقدر مغروریم که هیچ نقد و نصیحتی را نمی شنویم و تنها راه خودمان را می رویم، متأسفانه ریشه ی بسیاری از بی عدالتی ها و ظلم ها و تخلفات در همین خودخواهی ها و غرورهاست.
  • درک اشتباه از مفهوم زرنگی: در کنار خودخواهی که عامل بسیاری از مشکلات و قانون شکنی هاست، عامل دیگری نیز در این خصوص نقش دارد و آن خود زرنگ پنداری است. برخی از مردم ما اصلاً حتی شاید عجله ای هم نداشته باشند ولی از این که در صف نانوایی از نوبت شان جلو بزنند و یا اگر یک چراغ قرمز را رد بکنند و یا از مالیات واقعی فرار کنند، احساس زرنگی پیدا می کنند، متأسفانه برخی افراد، اثبات جسور بودن و زرنگ بودنشان را در قانون شکنی و دور زدن قانون می بینند و اگر کسی مقید به قانون و حقوق دیگران باشد او را بی عرضه می شناسند، مثلاً اگر کسی به جایگاهی برسد و از جایگاهش برای نفع شخصی خود، اقوام، دوستان و هم حزبی هایش استفاده نکند او را به سخره می گیرند و عقب افتاده و بی دست و پا خطابش می کنند.
  • مقایسه های نابجا: یکی از مواردی که متأسفانه در قانون شکنی ها و کم کاری ها نقش زیادی بازی می کند مقایسه های نابجاست، وقتی کارگر زحمتکشی وضعیت خودش را با کارفرمای سرمایه دارش که اتفاقاً سرمایه اش را به جای بردن در بخش های سودآور دلالی به بخش پرریسک تولید آورده، مقایسه می کند متأسفانه از همت و تلاشش می کاهد و حتی بعضاً از خسارت وارد شدن به کارفرمایش خوشحال می شود، وقتی کارمندی به کارمند بغل دستی اش و یا به کارمندان اداره ی دیگری نگاه می کند و می بیند که حقوقش نصف حقوق آن هاست به صورت طبیعی از کار و تلاشش می کاهد تا در این مقایسه بازنده نباشد. وقتی یک فرد عادی خودش را با افراد ناسالمی که از هر راهی برای رسیدن به مقاصد خویش استفاده می کنند، مقایسه می نماید به صورت طبیعی تخلفات کوچکش را مجاز می شمارد و در برابر هر بازخواستی، تخلفات بزرگترها را بهانه می کند. اصلاً متأسفانه اکثر ما منتظرین تا اول دیگران کارهای شان را به درستی انجام دهند تا ما هم شروع به اصلاح اشتباهات مان بکنیم و این انتظاری است که هیچگاه محقق نمی شود چون اکثر ما همینطور فکر می کنیم و منتظر بقیه می مانیم.
  • ضعف های فرهنگیچارچوب ناپذیری: مشکلی که از فوتبالیست ها تا فعالان سیاسی و کارمندان و دولتمردان را در بر می گیرد، اصلاً همانطوری که رانندگی در باندهای خط کشی شده به سختی رخ می گیرد، حرکت کردن در چارچوب هایی که قانون یا برنامه برای مان ایجاد می کنند نیز برای ما مثل شکنجه تلقی می شود. متأسفانه هر کسی دوست دارد برای هدف، برنامه و روش خودش کار کند، به حدی که حتی بعضاً سخت ترین تنبیهات و بهترین تشویق ها نیز در این تاکتیک ناپذیری های ما مفید واقع نمی شوند. فرض کنید رهبر براساس منافع کشور یا زیرمجموعه ی خود تصمیمی می گیرد و آن را به سایرین منتقل می کند ولی آنچه که معمولاً عملی می شود جز برپایی چند همایش، سخنرانی، مسابقه و شعار چیز دیگری نیست، عملاً نه حمایت چندانی از سرمایه و کار ایرانی و تولید ملی رخ می دهد، نه الگوی مصرف مان اصلاح می شود، نه شفافیت اقتصادی در دستور کار قرار می گیرد، نه از اقتصاد نفتی دور می شویم، نه سبک زندگی عوض می شود و نه اقتصاد مقاومتی و جهاد اقتصادی در دستور مصرف کننده و تولید کننده و دولتمردان قرار می گیرد، متأسفانه همه ی ما خودمان را متخصص می دانیم و به تشخیص خودمان عمل می کنیم و حتی سایرین را نیز به چارچوب شکنی ترغیب می کنیم و متأسفانه این مشکل در هر سطحی نسبت به سطح بالاتر از خودش کم و بیش مشاهده می شود.
  • نبود نظارت همگانی یا مطالبه گری: علی رغم این که ما مردم نسبت به همه چیز پیرامون مان نظر انتقادی و به ظاهر تخصصی می دهیم ولی در مقام مطالبه گری نسبت به حقوقمان به درستی عمل نمی کنیم، اگر در اداره ای کارمندی با ما برخورد بدی می کند و یا رشوه طلب می کند به جای پیگیری قانونی حاضر می شویم با راحت ترین راه، مشکلات مان را موقتاً حل کنیم، در برابر مدیرانی که از سلامت برخوردار نیستند حتی یک گزارش بدون نام هم به مقامات نظارتی نمی دهیم، و معدود مواردی نیز که به مطالبه گری می پردازیم غالباً براساس اطلاعات غلط و به صورت مبهم و بعضاً اشتباه خواسته مان را مطرح می کنیم، متأسفانه باید بپذیریم که اکثریت ما نسبت به اصلاح و بهسازی محیط پیرامون مان حساسیت چندانی نداریم و تنها به غر زدن بسنده می کنیم و این در حالی است که در اکثر کشورهای موفق دنیا، مطالبه گری های اجتماعی در قالب تشکل های مردم نهاد به خوبی در چارچوب قانون انجام می شود.
  • قدرت توجیه: یکی از قدرت های بالای ما ایرانیان قدرت توجیه است، ما به راحتی رفتارهای اشتباه خودمان را با توجیه، بزک می کنیم و یا از میزان زشتی آنها می کاهیم، وقتی دروغی می گوییم آن را مصلحت آمیز می خوانیم، وقتی غیبتی می کنیم آن را بیان حقیقت می نامیم، وقتی کم کاری می کنیم آن را تلافی حقوق پایین مان معرفی می کنیم، وقتی از ترس در برابر ظلم نمی ایستیم آن را احتیاط می نامیم، وقتی امر به معروف و نهی از منکر بر ما واجب می شود به بهانه ای این که هرکسی را در قبر خودش می خوابانند از آن طفره می رویم به خصوص که امروزه هنر نیز به کمک قدرت توجیه آمده است و با آن احکام الهی و حقوق اساسی انسان ها زیر سوال برده می شوند، امروز هنر و رسانه کمک می کنند تا دزدی رابین هود جوانمردی جلوه کند، انواع روابط مثلثی، مربعی، ضربدری و هم جنس بازی به عنوان مظاهر عشق شناخته شود، قصاص حکمی ظالمانه و غیرت و عفاف جاهلانه معرفی می شوند، فرار از مالیات و دزدی از بانک و بیمه زرنگی تلقی گردد و این توجیه کردن بیشتر و بیشتر موجب شود تا اخلاق در تصور ما نسبی جلوه کند.
  • ضعف در کارگروهی: متأسفانه ما ایرانیان در جایی که کاری را باید با عزم و تلاش گروهی انجام دهیم با مشکل اساسی مواجهیم، اصلاً می گوییم “اگر قرار است کاری را درست انجام دهی باید خودت آن را انجام دهی” و این ضعف فرهنگی باعث شده است که علی رغم تشکیل هزاران کمیته و کارگروه و کمیسیون، همچنان ضعف در انجام کار گروهی در ادارات و نهادهای ما به شدت به چشم بخورد.

میهمان عزیز شما ممکن است از سایت دیگری به اینجا لینک شده باشید، در صورت تمایل به صفحه ی اصلی وبلاگ مراجعه نمایید، مطالب وبلاگ به صورت مستمر به روز می گردد.


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
سیاسی ، دولت ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، هاشمی رفسنجانی ، صدا و سیما ، رسانه ، تورم ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، مشایی ، تحریم ، اعتقادی ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، برجام ، عدالت ، قوه قضاییه ، انقلابی ، اقتصادی ، تولید ، آمریکا ، مجلس ، علی لاریجانی ، بصیرت ، رابطه با آمریکا ، رشت ، گیلان ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، فرهنگی اجتماعی ، غرب ، استاد مصباح ، خانواده ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انقلاب ، انتخابات 96 ، هاشمی ، مهدی هاشمی ، سران فتنه ، سعید جلیلی ، مذهبی ، بانک ، جبهه پایداری ، شورای نگهبان ، علی مطهری ، کارمند ، مسکن مهر ، انتخابات ریاست جمهوری ، اصلاح طلبان ، اجرای برجام ، تحلیل های اقتصادی ، سوریه ، ماهواره ، جواد ظریف ، امام خمینی (ره) ، انتقاد پذیری ، استقلال ، مدیریت و ایمنی ، فساد بزرگ اقتصادی ، سیاست ، طنز ، ولایت فقیه ، ظریف ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، هنر ، ارز ، استکبار ستیزی ، اسرائیل ، انتخابات مجلس ، بدعهدی آمریکا ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی ، انتخابات آزاد ، ایمنی ، نقض برجام ، سران قوا ، نرخ رشد جمعیت ، مذاکره کنندگان هسته ای ، جریان انحرافی ، توافق نهایی هسته ای ، تهاجم فرهنگی ، تحریف انقلاب ، بانک ، انتقاد ، مدیریت ، نرمش قهرمانانه ، سبک زندگی ، علامه مصباح ، سینما ، شبکه های اجتماعی ، مردم ، انقلابی گری ، اصولگرایی ، جمنا ، کارگر ، تحریف اسلام و انقلاب ، حجاب و عفاف ، اشتغال ، برجام 2 ، پسابرجام ، مسجد ، هنر و رسانه ، فوتبال ، قالیباف ، قانون اساسی ، مذاکرات هسته ای ، نفوذ ، فرهنگ عمومی ، رابطه ایران و آمریکا ، برجام های 2 و 3 ، باقری لنکرانی ، ازدواج ، آرمان های انقلاب ، وبلاگ نویسی ، آموزش و پرورش ، ائتلاف اصولگرایان ، اعتدال ، اینترنت ، انتخابات های 94 ، دولت یازدهم ، رکود ، شبکه اجتماعی افسران جنگ نرم ، میر حسین موسوی ، مالیات ، محمد جواد ظریف ، گفتمان انقلاب ، عربستان ، بسیج ، امام حسین ، حضرت مهدی عج ، کارشکنی های آمریکا در اجرای برجام ، حقوق های نجومی ، حقوق کلان مدیران دولتی ، حامیان متعصب احمدی نژاد ، خاتمی ، داعش ، تحریم موشکی ، تحریف شخصیت امام خمینی ، ترکیه ، جدایی نادر از سیمین ، تولید ملی ، توهین های دولتمردان ، ائتلاف اصلاح طلبان ، احمد توکلی ، آمریکا ، بسته تحریم موشکی ، انتقادات به برجام ، ایرانیت ، عراقچی ، فتنه گران ، عکس ، روحانی ، دولت راستگویان ، دولت های نهم و دهم ، سعید مرتضوی ، قرارداد خرید هواپیما ، محسن رضایی ، متن برجام ، نقدینگی ، مرگ بر آمریکا ، محمد خاتمی ، قراردادهای پسابرجامی ، سیاه نمایی ، عزت ایران ، عبدالرضا داوری ، باخت اصولگرایان در تهران ، پارسی بلاگ ، آملی لاریجانی ، ادارات ، توالد ، جنبش برنمی تابیم ، تحریم های جدید ، خودروسازان ، حوادث ناشی از کار ، دوقطبی سازی ، حاشیه سازی ، حجاب ، حداد عادل ، حلقه انحرافی ، حقوق ، حسین قدیانی ، حادثه پلاسکو ، خطوط قرمز رهبری ، جدایی مشایی از احمدی نژاد ، توهین ، توصیه رهبری به احمدی نژاد ، بیداری اسلامی ، پزشک ، انتخابات خبرگان ، عدالت خواهی ، شهید ، صادرات ، سید حسن خمینی ، سمن ، سبد کالا ، سپاه ، ساده زیستی ، مداحان ، مبارزه با فساد ، متکی ، مسکن مهر ، مصافحه ظریف و اوباما ، ولایتمداری ، کرسنت ، کهریزک ، مفاسد کلان اقتصادی ، مهدی خزعلی ، نهاوندیان ، واردات ، نظارت ، لیست هاشمی ، کارگر ، قرارداد صنعت خودرو ، سال اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل ، ضرغامی ، طرفداران دولت ، شهرداری تهران ، شجریان ، شفافیت اقتصادی ، امر به معروف و نهی از منکر ، اکبر ترکان ، بازرس کار ، بانک مرکزی ، پویش اجازه نمی دهیم ، پساتحریم ، بقایی ، آیت الله جنتی ، آیت الله رئیسی ، 9 دی ، bbc ، VOA ، امام حسین (ع) ، اقتدار ایران ، اردغان ، توافق وین ، توان موشکی ، تعهد به FATF ، جهاد اقتصادی ، جعفرزاده ، جان کری ، توافق چند مرحله ای ، تشدید تحریم ها ، چادر ، حصر خانگی ، حصر سران فتنه ، حسین شریعتمداری ، حضرت علی ، حقوقهای نجومی ، خط امام ، دوقطبی های کاذب ، دبه کردن هسته ای ، ترامپ ، تصویب برجام ، تعهد دولت به کارگروه اقدام مالی ، تحریم ISA ، تجاوز سربازان آمریکایی ، بیانیه لوزان ، جام زهر ، تک فرزندی ، تهران ، توافقنامه ژنو ، اسلام ، اظهارات هاشمی درباره مجلس خبرگان ، 22 بهمن ، ادغام وزارتخانه ها ، برنامه امروز دیروز فردا ، برجام خسارت محض ، بازرسی کار ، بازار ، انگلیس ، انقلاب اسلامی ، انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم ، امام زمان (عج) ، شورای عدم تعهد ، عدالت اجتماعی ، عذر خواهی ، غیرت ، فائزه هاشمی ، فرزندان ، سالگرد برجام ، رد صلاحیت احمدی نژاد ، رفع حصر ، رویانیان ، فیش های نجومی ، فضای مجازی ، مجلس خبرگان ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا داروخانه دکتر سلیمی پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) کانون فرهنگی شهدا سرچشمه ادب و عرفان من وآینده من یا صاحب الزمان (عج) آسمون آبی چهاربرج رقصی میان میدان مین عاشق آسمونی عشق در کائنات ساعت یک و نیم آن روز ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ هــم انــدیشـی دینــی پژواک رضویّون حدیث منتظران قائم (عج) همه چیز آماده دانلود تراوشات یک ذهن زیبا بادصبا یادداشتهای فانوس نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی مهاجر همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت در سایه سار ولایت فروشگاه اینترنتی پوشاک زنانه اوتیسا

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه