لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

سفارش تبلیغ
صبا
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره

95/3/13
8:40 ص

13939نگاهی به انتخابات مجلس شورای اسلامی و نتایج لیستی آن، همچنین تأملی بر نتیجه انتخابات هیأت رئیسه موقت و دائم در مجلس و تفاوت آرای شان به خصوص درباره نائب رئیسی مجلس، نشان میدهد که:

1- مجلس دهم قطعاً از یک مجلس با اکثریت اصلاح طلب فاصله زیادی دارد.

2- قطعا نمی توان روی این مجلس به عنوان یک مجلس اصولگرا هم حساب باز کرد.

3- احتمالاً مجلس دهم پرلابی ترین مجلس شورای اسلامی است که تاکنون در کشور تشکیل شده است و نیروهایی که اهل لابی گر آن، بر هر کدام از طیف های مجلس دهم که افزوده میشوند، تعیین کننده میشوند.

4- در طول این مجلس احتمالا با رویکردهای کاملا متضادی در موضوعات مختلف و حتی موضوعات کاملا مشابه مواجه خواهیم شد که به نتایج لابی های پشت پرده ارتباط خواهد داشت.

5- شخص اول صحنه لابی گری مجلس شورای اسلامی، شخص علی لاریجانی خواهد بود که به خوبی با مهره هایی که خودشان را با او کوک میکنند، در صحنه شطرنج مجلس بازی خواهد کرد.

6- با حذف برخی نمایندگان برجسته جریان اصولگرا به خصوص خود حداد عادل از تهران، عملاً قدرت چانه زنی و هماهنگی این جریان در برابر لابی های عارف و لاریجانی ضعیف شده است که شاید به تدریج در مجلس از این شرایط کمی خارج شوند.

7- این مجلس احتمالا، جایگاه عارف و جریان اصلاح طلب برای ریاست جمهوری دوازدهم را تضعیف کرده است و انگیزه لاریجانی را برای ورود به این صحنه افزایش دهد.

8- مجلس دهم میتواند در عین آرا و مصوبات ضد و نقیض، مجلسی کم تنش هم باشد، مجلسی که با نقش آفرینی علی لاریجانی، امثال برجام ها را شاید در کمترین زمان ممکن و با کمترین چک و چانه به تصویب برساند.


nazokbin

95/2/14
1:59 ع

 

rashtentekhabat

هر دو مرحله انتخابات مجلس شورای اسلامی رشت هم انجام شد و نمایندگان این حوزه نیز مشخص شدند، آقای جعفرزاده نفر از حامیان دولت، نفر اول انتخابات رشت گردید و نفرات دوم و سوم در دور دوم از بین آقایان کوچکی نژاد، آقازاده و عظمتی از جریان اصولگرایی و حسنی از جریان اصلاح طلب، به رقابت پرداختند و آقایان کوچکی نژاد و حسنی به ترتیب حائز اکثریت آرا گردیدند که تحلیلی کوتاه بر انتخابات مجلس دهم رشت تقدیم میکنم:

1- تعداد زیاد نمایندگان جریان اصولگرایی که تا حدود 18 نفر میرسیدند، از عواملی بود که آرای این جریان را در دور اول و حتی دوم انتخابات بسیار پراکنده نمود.

2- نامزدهای جریان اصولگرایی اگر چه همگی در ابتدا به ائتلاف اصولگرایان روی خوش نشان دادند و قرار گذاشتند به نتایج نظرسنجی های انتهایی توجه کنند اما متأسفانه بخشی از ایشان به این امر اهتمام نکردند و موجب پخش شدن آرا گردیدند که اگر ائتلاف از سوی نمایندگان جریان اصولگرایی جدی گرفته میشد در همان دور اول، دو نماینده اصولگرا رأی می آوردند و اگر در دور دوم هم رعایت میشد بازهم به احتمال بسیار زیاد، آرای عظمتی بین دو نماینده دیگر اصولگرا توضیع میشد و هر دونفر به مجلس راه می یافتند.

3- یکی از مواردی که می توانست در پایداری ائتلاف اصولگرایان موثر باشد، مقبولیت اعضای آن بود که متأسفانه برخی از اعضای ائتلاف فاقد این جایگاه بودند که باعث شد برخی از نامزدهای این جریان به این دلیل خیلی نسبت به ائتلاف پایبند نمانند.

4- از مواردی که در مشی انتخاباتی اصلاح طلبان و حامیان دولت در دورهای اول و دوم مشاهده شده،‌ تکیه برای استفاده از تک رأی بود، چه آقای جعفرزاده و چه آقای حسنی از جریان متبوع خود تلاش کردند که تک رأی بگیرند و این مکانیزم از عواملی بود که ناخواسته به ضرر سایر گزینه ها تمام گردید، توضیح این که تک رأی همیشه در همه جریانات وجود دارد اما این عامل در انتخابات امسال در جریان اصلاح طلب به صورت برجسته ای مورد استفاده قرار گرفت.

5- در هر دو دور انتخابات مجلس شورای اسلامی رشت ، تعداد مجموع آرای جریان اصولگرا بیشتر از جریان اصلاح طلب بود ولی به علت تعداد کمتر نمایندگان جریان حامی دولت و مکانیزم تک رأی در هر دو دور انتخابات، در نهایت سهم ایشان از نمایندگان حوزه رشت بیشتر گردید.


nazokbin

94/12/18
9:48 ع

n00329996-bآقای داوری مشاور رسانه ای دولت دهم، اخیراًمصاحبه ای ترتیب داده اند و در آن عدم استفاده اصولگرایان از ظرفیت احمدی نژاد را عامل باختشان در انتخابات معرفی کند و ادعامیکند که جریان احمدی نژاد از این باخت خوشحال نشده است و سپس با کنار هم گذاشتن آمارهای چند انتخابات نتیجه میگیرد که اصولگرایان تنها در انتخاباتی که احمدی نژاد را داشته اند موفق شدند که در پاسخ به مصاحبه عبدالرضا داوری درباره نتیجه انتخابات ، چند مسئله را توضیح میدهم:

1- سبد آرای اصولگرایان و همینطور اصلاح طلبان در انتخابات اخیر در تهران با شهرستانها بسیار متفاوت بوده است، همانطوری که این مسئله در انتخابات دهم ریاست جمهوری هم رخ داده بود، یعنی حتی آرای احمدی نژاد در انتخابات 88 در تهران، کمتر از اصولگرایان بوده است که همین مسئله باعث برخی توهمات درباره نتیجه کلی انتخابات گردید ولی در مجموع نتیجه انتخابات کل کشوردر سال88 هم اصولگرایان به همراه احمدی نژاد برنده انتخابات شدند، همانطوری که امروز هم در مجموع نتایج انتخابات کل کشور، نامزدهای اصولگرایان نسبت کرسی های بیشتری از دیگرجریانها کسب کرده اند، پس ادعای باخت اصولگرایان آنهم تنها به دلیل عدم حمایت احمدی نژاد ادعایی غیرقابل قبول است. ضمناً به شخص آقای داوری جسارت نمیکنم لیکن خوشحالی حامیان متعصب احمدی نژاد از باخت اصولگرایان در #تهران و حتی تعمیم این باخت به کل کشور، باتوجه به نوشته ها و طرح هایی که از ایشان منتشر شد، قابل کتمان نیست.

2- این که آقای داوری اعتقاد دارند اصولگرایان نباید از احمدی نژاد جدا میشدند یک فرار به جلو است چرا که اولین کسی که بارها احمدی نژاد را غیر اصولگرا نامید شخص احمدی نژاد بوده است، اساساً احمدی نژاد علی رغم این که آرای اصولگرایان و حزب اللهی ها و حمایت ایشان را در انتخاباتهای 84 و 88 داشته است ولی هرگز خودش را اصولگرا ندانسته است به خصوص که این عارضه در مواقعی که مطالبه یا انتقادی از اصولگرایان رخ میداد بیشتر تکرار و اظهار میشد، حتی بهتر است بگویم که تیم رسانه ای احمدی نژاد از این که طوری وانمود کند که انگار او تک و تنها و مظلومانه با چپ و راست و کارگزاران درحال مبارزه است استفاده مینموده و مینماید با این وجود، قاطبه اصولگرایی همواره تلاش کرده است ضمن حمایت از اقدامات صحیح احمدی نژاد، اشتباهاتش را نیز تطهیر نکنند و هرگز نیز او را طرد نکرده اند لیکن حامیان احمدی نژاد باید بدانند که رأی پاک حزب اللهی ها به کسی که سابقه تعلل در برابر رهبری را دارد آن هم بدون این که حتی اشتباهاتش را پذیرفته باشد تکرار نخواهد شد، هرچند همه حزب اللهی ها تمایل دارند همان احمدی نژادی که در زمان شهرداری تهران و دولت نهم دیدند را بازهم در کنار خود داشته باشند.

3- همانطوری که احمدی نژاد و گفتمان او با محوریت قانومداری، ولایتمدرای، پرهیز از حواشی، استفاده از تیمهای کاری متخصص و متعهد و فسادستیزیهای کم حاشیه و اصولی در زمان کسوت او در شهرداری تهران و دولت نهم باعث حمایت مخلصانه خیلی از حزب اللهی ها و اصولگرایان از وی گردید، به همین شکل تغییرات او به سمت برخی تعللها درولایتمداری، درگیر حواشی شدن و حتی بعضاً حاشیه سازیها، طرد وزرا و مسئولان ولایتمدار دولت نهم، برخی از تعلل ها در برابر اجرای قوانین، برخی رفتارهای افشاگرانه خارج از چارچوبهای قانونی با ادبیات #بگم_بگم ، تعیین خط قرمز برای برخی از نزدیکان از مواردی بودند که هم احمدی نژاد را از جریان اصولگرایی دور کرد و هم مردم را از احمدی نژاد مکدر که این تکدر را مردم به خوبی در کاهش #استقبال از #سفرهای_استانی اواخر عمر دولت دهم به خوبی نمایش دادند که البته این تکدرها بعضاً به واسطه حمایت های قبلی اصولگرایان و حزب اللهی ها از احمدی نژاد، دامن ایشان را هم گرفت.

4- همانطوری که احمدی نژاد به دلیل شخصیت انقلابی، قانونمدار و ولایتمدارش زمانی باعث رشد گفتمان انقلاب و انقلابی گری، اما دور شدنش نسبت به برخی از این مشخصه ها دراواخر کار دولت دهم باعث شد تا بدخواهانی که مترصد زیرسؤال بردن انقلابی گری بودند به کام دلشان برسند، به راستی اگر احمدی نژاد همان گفتمان انقلابی، محجوب و کم حاشیه دولت نهم را ادامه میداد کسی امروز میتوانست به این صراحت مشخصه های انقلابی گری را با عباراتی مانند ماجراجویی، افراطی گری، بداخلاقی، عوامفریبی، رانتخواری و… تحریف نمایند؟! امروز تمام جریان اصولگرایی و انقلابی باید اول در درون خود و سپس جامعه را توجیه کنند که فرهنگ انقلابیگری با بداخلاقی، حاشیه سازی، قانون گریزی و رانتخواری، منافات حقیقی دارد تا تحریفهایی که با سوءاستفاده های برخی جریانات به پای انقلاب و انقلابی گری نوشته شده اصلاح گردد.


nazokbin

94/12/18
9:46 ع

139411301556223777156264پس از انتخابات 94 با همه مختصات و ابعاد آن شاهد برخی اشتباهات در تحلیل های انتخاباتی اصولگرایان هستیم که لازم می بینم مواردی را درباره این مسأله بیان نمایم:

1-  ائتلاف اصولگرایان اشتباه نبود بلکه امری بدیع و مبارک بود که تا آخر هم برقرار ماند که یکی از دلایل بروز این ائتلاف اتحاد جبهه مقابل در خصوص برخی شعارهایشان در تضعیف ولایت فقیه و تشکیل مجلسی از جنس مجلس ششم و یا چانه زنی با نظام تحت عنوان برجام 2 بود. پس ضمن این که باید ائتلاف را ستود بلکه باید از این ظرفیت در اداره مجلس و انتخاباتهای بعدی هم استفاده کرد، تنها باید بیش از پیش در خصوص محور قرار گرفتن مبانی اصیل انقلاب در آن تلاش نمود.

2- نوشتن برد یا باخت مطلق به پای اصولگرایان کاملاً مطرود و غلط است، به این دلیل که جریان اصولگرا و جریانات مقابل آن در استانها و شهرهای مختلف سبد آرای مختلفی داشتند، باید توجه کرد همانطوری که اصولگرایان در تهران قافیه را باختند به همان شکل اصلاح طلبان در اکثر استانها و شهرستانها صحنه را واگذار کردند که برآیند این دو جغرافیای تهران و شهرستانها همچنان در هردو انتخابات مجلس و به خصوص خبرگان به نفع انقلاب و آرمانهایش می چربد.

3- لازمه هر ائتلافی توجه به نظرات اعضای ائتلاف است و اگر قرار باشد مؤتلفه، اصولگرایان سنتی، پایداری ها و سایر اصولگرایان باهم ائتلافی پایدار و قابل پایبندی تشکیل دهند، نباید منتظر لیستی کاملاً همگن بود، پس آنهایی که دنبال وحدت اصولگرایان هستند به جای این که نام شرکت سهامی را بر لیست ائتلاف اصولگرایان بگزینند، میتوانند روی تعریف دقیقتر مشخصه های اصولگرایی مانور کنند تا کل جریان اصولگرایی با نزدیکی بیشتر درگفتمان، به لیستی همگن تر دست یابند.

4- عبارت لیست انگلیسی اشتباه نبود چرا که اولاً کسی شخصیتهای حاضر در لیست هاشمی را انگلیسی ندانست تا به اشخاص توهینی کرده باشد و برخی از افراد حاضر در لیست هاشمی کاملاً انقلابی هستند و بعضاً هم فوراً از انگلیس و حتی لیست مورد حمایتش برائت جستند، ثانیاً این لیست واقعاً مورد حمایت انگلیس بود چرا که با هدف طرح موسوم به حذف جیم تشکیل شده بود و برای این کار، مهم بود که یک لیست 16 نفره تنظیم شود که این کار حتی بدون هماهنگی با برخی از اعضای حاضر در آن انجام شد، ثالثاً به جای انکار واقعیت باید با روشنگریهای هنری و رسانه ای، چهره خبیث انگلیس و آمریکا که شاید در خاطر برخی از مردم مان کمرنگ شده باشد را به خصوص با همین بدعهدیها و خصومتهای جاریشان، افشا نمود.

5- از اشتباهاتی که متأسفانه در خلال انتخابات مشاهده شد این بود که اصولگرایانی که قبلاً در فضاهای غیر انتخاباتی کراراً پایبندیشان به عدالت جویی و فسادستیزی را در خصوص مفسدان جریانهای مختلف سیاسی ثابت کرده بودند، این بار در فضای نزدیک به انتخابات با بروز برخی رفتارهای شاید حتی دلسوزانه، خاطرات برخی بگم بگم های انتخاباتی را در اذهان مردم زنده کردند که تأثیر منفی داشت، به نظر میرسد جریان اصولگرایی باید در نوع فسادستیزی هایش بیش از پیش از چارچوبهای قانونی ورود کند و مکانیزم های رسانه ای فقط باید نقش مکمل داشته باشند و نه محوری.

6- از مواردی که متأسفانه در تحلیلها دیده نمیشود، سیاست تمرکزگرایی دولت فعلی و تعارض آشکار آن با سیاستهای تمرکززدایی در دو دولت قبلی است، عاملی که باعث شده است تا آرای شهرستانی ها و به خصوص شهرستانهای کوچک به سمت اصولگرایان متمایل باشد، مردمی که شاهد سفرهای استانی پر تلاش و رویارویی مستقیم با دولتمردان بودند، در این دولت شاهدند که سفرهای استانی به سفرهای نمادین و پرخرج تبدیل شده است که اگر قبلاً یک هفته و در اقامتگاه های دولتی انجام میشد اکنون به یک شب و آن هم در هتلهای 5 ستاره مراکز استانها ختم میشود. تصویب و برقراری فوق العاده ها و مزایا برای کارمندان ستادی نیز از عوامل عدم اقبال اکثریت کارمندان شهرستانها به حامیان دولت بود.

7- یکی از مواردی که متأسفانه درخلال برخی از تحلیل های طیف اصولگرایی مشاهده میشود، مقصر تراشی برای پایه فرض پذیرش باخت در انتخابات است، به این نحو که عده ای از حامیان متعصب احمدی نژاد، عدم بازگشت به احمدی نژاد را عامل شکست اصولگرایان میدانند و برخی از جوانان انقلابی هم شخصیت های باسابقه اصولگرایی را مقصر معرفی میکنند و همین نگرشها نیز باعث میشود تا به جای تحلیلهای کارگشا و سازنده در جهت بهبود وحدت اصولگرایان، شاهد تحلیل های مخرب و وحدت شکن باشیم در صورتی که اگر هم کسی نقدی دارد باید بدون تلاش برای محکوم کردن و مقصر معرفی کردن و با ادبیات سازنده صورت گیرد.

8- از مواردی که در برخی از تحلیلهای کارشناسان دیده شد، توجه به سابقه مجلس های شکل گرفته در دولتهای اول رؤسای جمهور است چرا که غالباً این مجالس متجانس با دولتها شکل میگرفته است ولی در انتخابات امسال به غیر از تهران، در سایر نقاط کشور این سابقه محقق نگردیده است که این مسأله خودش کفه برد انتخاباتی به نفع اصولگرایان را بیشتر سنگین میکند و زنگ خطرِ دولتِ یک دوره ای را برای روحانی به صدا درآورده است.

9- و مسأله آخر نیز عدم توجه به استفاده انتخاباتی از برجام بود، هم ظریف و هاشمی در ایران و هم کری و اوباما در آمریکا به استفاده انتخاباتی از برجام اشارات صریحی داشتند که با برخی رفت و آمدهای هیأتهای دیپلماتیک پس از برجام، این استفاده تاحدودی محقق شد لیکن با توجه به اظهارات صالحی ، ظریف و لاریجانی در خصوص عدم پایبندی طرف مقابل به تعهداتش طی این مدت، به نظر میرسد دولت در حفظ همین آرائش هم با مشکل مواجه باشد به خصوص که رکود همچنان برقرار است و جهش تورمی به اذعان کارشناسان اقتصادی در اثر نقدینگی شدیدی که دولت تزریق کرده است، در کمین است.


nazokbin

94/12/14
11:19 ع

مشایی-احمدی نژاد

از نکات تلخ انتخابات 94، برخی مواضع حامیان متعصب احمدی نژاد و مشایی است، متأسفانه این جریان در برابر باخت اصولگرایان در تهران به نحو غیر قابل کتمانی با طعنه، کنایه و شادمانی برخورد میکنند و تلاش دارند که به هرشکلی، انتقاداتی که در 2-3 سال آخر دولت دهم از سوی اصولگرایان و شخص علامه مصباح به احمدی نژاد و مشایی شد را جبران کنند؛ این جریان تلاش میکند طوری وانمود کند که انگار اصولگرایان بدون این که به احمدی نژاد متوسل شوند امکان بقا ندارند ولی توجه ندارند که اولاً یکی از دلایل مهمی که باعث شد تا موفقیت اصولگرایان پس از چند دوره پیروزی در انتخابات های شورای اسلامی تهران و مجلس شورای اسلامی تهران، به شکست در انتخابات مجلس و مجلس خبرگان امسال تهران ختم گردد، بدرفتاریها، اشتباهات و سوءمدیریت های شخص احمدی نژاد و دولت دهم بود که به نام جریان اصولگرایی نوشته شد تا این جریان به این راحتی بلند نشود، ثانیاً این که رفتارهای بعضاً بچگانه این جریان در عدم توان تشخیص صحنه انقلاب و حمله به جریان خودی و انقلابی و به خصوص شخص آیت الله مصباح و اصولگرایانی که بعضاً به خطوط قرمز ترسیمی احمدی نژاد اعتراض داشتند همراه با اصلاح طلبان، حقیقتاً انسان را از این که شاید این جریان دوباره بتواند روزی پاسدار آرمانهای انقلاب و سرباز مطیع ولایت باشد را کمرنگ میکند، ثالثاً این جریان بدون این که احمدی نژاد دچار هیچ تغییر اساسی و یا موضع گیری متفاوت یا نقطه عطفی شده باشد، گمان میکنند به صرف 3 سال دورماندن وی از مسئولیت، اصولگرایان برخی کج خلقی های او، تعلل هایش، حاشیه سازی هایش، عزل وزرا و استانداران اصولگرا و انقلابی، لجبازی هایش در برابر انتقادات فنی دلسوزان و برخی نهادهای قانونی و هزینه ای که تا آخرین روزهای دولتش برای مرید و مردابازی هایش با مشایی متحمل شد و بر جامعه و اصولگرایان تحمیل کرد را فراموش کرده اند. اگر چه راه بازگشت احمدی نژاد همیشه باز است، اما باید متوجه شود که اعتماد مجدد به شخص وی، بدون چاره اندیشی برای دوری از اشتباهات گذشته و پذیرش آن اشتباهات و جلب اعتماد مردم و اصولگرایان، به صرف گذشت زمان و با تکیه بر فراموشی آنها میسر نخواهد بود.


nazokbin

94/12/7
7:52 ع


photo_2016-02-18_01-18-21علی رغم این که امسال در رأی دادن به لیست اصولگرایان تصمیم قاطع دارم و با وجود این که می دانم اکثر قریب به اتفاق اعضای لیست ائتلاف اصولگرایان کارآمد، انقلابی، متخصص، خوشنام و مقبول هستند، ولی واقعاً از جریان مقابل که انتخابات امسال را با روش حذف و تهدید پیش بردند گلایه مندم، از کسانی که با معیار حذف چهره های انقلابی و ضداستعماری و ولایتمدار، لیستشان را چیدند؛ از کسانی که با هدف تضعیف اسلامیت نظام، ائتلافی کذایی حتی بدون اجازه از برخی بزرگانی که اسمشان را در ائتلافشان نوشتند، ساختند؛ از کسانی که لیستهایشان موجب امیدواری و حمایت دشمنان خارجی انقلاب شدند، از ایشان واقعاً به تمام معنی گلایه مندم، چون که، ایشان کاری کردند که امسال به جای رأی دادن بر مبنای جستجوی نامزد اصلح، به تمرکز بر لیستِ اصلح مجبور شویم؛ این کارشان باعث شد برخی از افراد جناحین و یا مستقلی که بعضاً شایسته و حتی در حد اصلح به نظر میرسیدند و بعضاً هم به نفع لیستهای ائتلاف دو جریان کنار کشیدند، مهجور واقع شوند؛ باعث شدند تا فرصت رشد و خدمتگزاری از نخبگانی که بعضاً ناشناس بودند گرفته شود و آرزو میکنم در انتخابات بعدی دیگر شاهد چنین خط و نشان هایی علیه آرمانهای انقلاب، استقلال و جایگاه ولایت فقیه نباشیم، دیگر شاهد لیستهایی نباشیم که مورد حمایت صریح ضدانقلاب قرار میگیرد، دیگر شاهد کناره گیری و کنارگذاشتن برخی از نیروهای نخبه و کارآمد از جناحین و یا مستقل نباشیم که فدای بدخواهی ها و سیاست بازیهای برخی افراد، با انقلاب و آرمانهایش شدند.


nazokbin

94/12/7
7:42 ع

139411301556223777156264در مطلب قبلی انتخاباتی، دلایل حساسیت انتخابات های سال 94 مورد واکاوی گرفت و دیدیم که مجموعه ای از عوامل و مسائل داخلی، منطقه ای و حتی بین المللی وجود دارند که بعضاً در انتخابات 94 با هم طبق یک هماهنگی و هم افزایی خاصی، شرایط جدیدی را برای انتخابات 94 رقم زده اند، تا حدی که امسال هیچ کسی از میان جریان های داخلی و خارجی که در سال های گذشته انتخابات ها را بعضاً تحریم می کردند، نه تنها حرفی از تحریم انتخابات نمی زنند بلکه حتی اصرار دارند که همه را با لیست انتخاباتی خاصی در دست، پای صندوق انتخابات بیاورند که این شرایط حساس انتخاباتی موجب شده است تا اقتضائات خاصی امسال از سوی جریانات داخلی مد نظر و معیار قرار گیرد.
امسال دو رویکرد از سوی دشمنان قسم خورده انقلاب اعم از آمریکا و انگلیس و حامیان شان بدون هرگونه ملاحظه کاری و احتیاطی در دستور کار قرار گرفته است، اول تبلیغ لیست خاص و دوم نیز دعوت به جلوگیری از ورود شخصیت های برجسته انقلابی مثل آیات مصباح و جنتی و یزدی و خاتمی و لاریجانی و … به حدی که بعضاً این دو هدف را باهم پیوند می زنند و برای حذف این شخصیت ها، رأی دادن به یک لیست خاص را تجیز می کنند که این مهمترین مؤلفه ای است که موجب گردیده است تا طیف انقلابی نیز راهبرد خود را به نحو مقتضی تغییر دهد، یعنی اگر در سال های گذشته هر شرکت کننده ای تلاش می کرد تنها به تشخیص خویش عمل کند و به دنبال شخصیت های اصلح بگردد و حتی اگر کسی را نمی پسندید چه بسا رأی سفید می داد، ولی در این دوره مسئله نحوه مشارکت در انتخابات کاملاً به شکلی دیگر نمود پیدا کرده است.
امروز فرزندان انقلاب متوجه هستند که اگر چه رأی به اصلح و تلاش برای شناخت آن یک مسئله واجب است اما از آن واجب تری داریم که حفظ نظام نام دارد که به قول بسیاری از بزرگان اعم از حضرت امام خمینی (ره) اوجب واجبات است. امسال حفظ نظام و آرمان های نظام و جایگاه قانونی ولایت فقیه با توجه به حرکاتی که در جهت تضعیف جایگاه قانونی ولایت فقیه و زیر سؤال بردن آرمان های اصیل انقلاب مثل استقلال، استکبارستیزی، انقلابی گری، مبارزه با اشرافی گری و … از سوی برخی جریان های منتقد نظام بیان گردیده، به مهمترین عامل حساسیت انتخاباتی بدل شده است و این نقشه با توجه به تلاش جریان های منتقد و مخالف نظام برای تمرکز بر یک لیست خاص، بدون اقدام براساس طرح متناظر و متناسب خنثی نمی شود.

وقتی جریان منتقد و مخالف باهمدیگر بر یک لیست خاص تمرکز کرده اند تا موجب هم افزایی شان در برابر تشتت نیروهای ارزشی و انقلابی گردند، چاره ای نیست مگر این که خود نیروهای ارزشی با وحدت و ائتلاف مانع تشتت و پخش شدن و کوچک شدن آراء گردند و این در حالی است که حتی ممکن است هرکدام از این جریان ها و هرکدام از افراد انقلابی تمایل داشته باشند به شخصیت هایی که شخصاً اصلح می دانند رأی دهند ولی عواقب این کار با توجه به طرح و نقشه ای که دشمنان به آن چشم امید بسته اند، یقیناً به ضرر کلیت جریان ارزشی و انقلابی است و در چنین شرایطی نمی توان حفظ اوجب واجبات را فدای هیچ واجب و مستحب دیگری نمود

در کنار اقتضائات جریانات بیرونی، یک سری عوامل داخلی نیز در جریان ارزشی و انقلابی عینیت یافته است که امکان ائتلاف و رأی دادن براساس لیست ائتلافی را به مراتب نسبت به انتخابات های این چند ساله میسورتر کرده است و آن ناشی از شناسایی و طرد برخی از عناصر وحدت شکن در جریانات انقلابی است که اگر چه این مسئله با هزینه های سنگین در انتخابات 92 و در رخدادهای این یک ساله در خصوص برجام و مانع تراشی ها در نظارت مجلس بردولت صورت گرفت، ولی بالاخره غنیمتی است که باید آن را پاس داشت. همه آن هایی که در مسائل سیاسی غور دارند به گواهی برخی از نزدیکان روحانی و هاشمی و ناطق متوجه شدند که نقش ولایتی در انتخابات 92 بهم زدن اتحاد اصولگرایان با یک ائتلاف ساختگی و دروغین بود که همان سناریو از ماه ها قبل از انتخابات های 94 برای علی لاریجانی هم نوشته شده بود که البته با توجه به شناختی که جریان اصولگرا و ارزشی از این عناصر پیدا کردند، این مسئله محقق نشد و علی لاریجانی نتوانست همان نقش و نقشه علی اکبر ولایتی را در انتخابات 94 پیاده کند چرا که به رغم تلاش های وی، ائتلافی بدون حضور او شکل گرفت که تا این لحظه جریانات متعدد اصولگرایی و دلسوزان انقلاب به آن پایبند بوده اند و حتی نامزدهایی نیز که از روی تکلیف و دلسوزی برای انقلاب در صحنه آمده بودند نیز، به احترام لیست ائتلاف اصولگرایان و به حرمت حفظ نظام به عنوان اوجب واجبات، مخلصانه و بدون سهم خواهی، تکلیف خود را در کناره گیری می بینند.

شاید رأی دادن براساس لیست های ائتلافی جریانات انقلابی از سوی برخی افراد مذهبی محل تردید باشد ولی همان طوری که مقام معظم رهبری قبلاً هم در اکثر انتخابات های گذشته، معرفی نامزد از سوی افراد و جریان های مورد اعتماد و رأی دادن به ایشان را مجاز و حتی توصیه نموده بودند و به خصوص با توجه به این که امسال هم از استفاده خودشان به لیست های افراد و جریان های قابل اعتماد صحبت کردند، می توان با جرأت گفت که رأی دادن بر اساس لیستی که از سوی ائتلاف چند گروه از نیروهای انقلابی و ارزشی منتشر شده است هم مبنای شرعی و هم مبنای عقلی دارد.


nazokbin

94/12/3
8:10 ص


JALALI-LARIJANIباتوجه به حضور آقای علی لاریجانی در ائتلاف اصلاح طلبان، این مطلب در وهله اول خطاب به ایشان و سپس به جریان انقلابی تقدیم می گردد:

آقای علی لاریجانی! ما از همان وقت که مقام معظم رهبری صراحت موضع گیری را مطالبه می کرد، شما را در قامت ساکت فتنه دیدیم، گوش به زنگ بودیم که شما را روزی در لیست اغیار ببینیم و این که امروز به همراه یار غار خود، کاظم جلالی درلیست اصلاح­ طلبان قرار گرفته ­اید، برای ما یک غنیمت است چرا که جریان اصول­گرایی بالاخره از وجود عناصری که دچار استحاله بودند و نقش نفوذی و مانع وحدت  را در این جریان سال ها ایفا می ­کردند پاک می شود، بالاخره کسانی که خودشان را رفیق اصولگرایان و شریک اصلاح طلبان قرار داده بودند، ماهیت شان هم از طرف اصولگرایان به طرد انجامیده و هم رسماً از سوی اصلاح طلبان به سر لیستی ختم شده است.

ضمناً اخیراً در مصاحبه تان گفته اید که تصویب برجام در 20 دقیقه صورت نگرفته است و کاری 2 ماهه بوده است، اما آنچه که ما به وضوح دیدیم این بود که شما در طول 20 دقیقه، حاصل بررسی دقیق 2 ماهه کمیسیون برجام با حضور مسئولان سابق و حاضر و دانشمندان و کارشناسان دلسوز هسته ای و امنیتی و اقتصادی را به دیوار کوبیدید و با ادعایی که از سوی دفتر رهبری هم تکذیب شد، طرحی را در دقیقه 90 از جیبتان در آوردید و در عرض 20 دقیقه، این طرح را جایگزین برجام کردید و به تصویب رساندید و این همت شما اینقدر بالا بود که جریان های اصلاحات و اعتدال اقرار کردند که هیچ شخصیتی از خودشان قادر به این کار نبود و این هنری بود که تنها از جانب شما با ظاهر اصولگرایی تان برمی آمد.

آقای لاریجانی! اکنون شاید بتوانید کمی از کدورت مان نسبت به خودتان بکاهید، چرا که بالاخره نقاب و پوستین را از رخ و رخت برداشتید و خود واقعی تان را نشان دادید، این که شما با رأیی که از فراکسیون حداکثری اصولگرایان، رئیس مجلس شدید ولی در خدمت جریان مقابل سال ها حرکت کردید، موجب نارضایتی ما بود و گرنه چه اشکالی دارد، شما با برند اصلاح طلبی برای رفع حصر سران فتنه بجوشید؟! و با کت و کلاه بنفش برای اعتدال و تحقق برجام های رنگارنگ شان بکوشید؟!

آقای علی لاریجانی! این چنین است که ما حضور شما و آقای کاظم جلالی در لیست اصلاح طلبان را مایه تبریک به شما و خودمان می دانیم چرا که به نظر ما همانطوری که نفاق دینی از کفر دینی بدتر است، نفاق انقلابی و سیاسی هم از کفر انقلابی یا همان ضد انقلابی بدتر است و به این لحاظ قائلیم که شما بالاخره از نفاق جریانی و سیاسی خلاص شدید و ما هم بدون این که از حضور افرادی مثل شما در جریان اصولگرایی شرمنده باشیم می توانیم خوشحال باشیم، ما امروز از جدا شدن این دندان خراب از جریان اصولگرایی و انقلابی گری ناراحت نیستیم چرا که دردهای زیادی از این دندان در برخورد با جریان انقلابی دیده ایم و امروز می توانیم با رویش های اصیل انقلابی، خلاً این دندان عاریتی را پر کنیم و بیش از همیشه بدون عناصری مثل ولایتی و لاریجانی و کاظمی که مانعی برای وحدت اصولگرایان بودند به سوی وحدت اصولگرایان حرکت کنیم.


nazokbin

94/11/30
12:6 ص

images (2)اخیراً آقای یامین پور مواضعی درباره آقای احمدی نژاد بیان داشته اند که موجب حواشی زیادی در فضای مجازی و رسانه ای کشور گردیده است که در همین خصوص لازم می دانم مواردی را پیرامون این اظهارات بیان نمایم:

درمقدمه اظهارات آقای دکتر یامین پور، وجود دشمنان بزرگ را دلیل مهمی برای تقویت یکدیگر و طرح نکردن اختلافات بیان کرده اند که البته دلیل خوبی برای بیان اظهارات وحدت آفرین است و حتی این که گفتند «احمدی نژاد ذخیره انقلاب و سرباز ولایت است» با کمی اغماض در خصوص تعلل هایی که در برابر دستورات صریح رهبری در خصوص عدم تنش آفرینی و یا برخی از موارد دیگر مثل عزل مشایی و یا عدم قبول استعفای مصلحی و اصلی نکردن قضیه مشایی، قابل پذیرش است، هرچند در خصوص ولایت مداری، حتی کمی عدم تبعیت هم موجب ایجاد اختلاف زاویه های بزرگ می شود و در حقیقت به راحتی قابل اغماض نیستند آنهم اگر قرار باشد دوباره به عنوان مقام ارشد اجرایی و به خصوص به نمایندگی از نیروهای حزب الله در مصدر امر قرار گیرد. البته آقای دکتر یامین پور صراحتاً پذیرفته اید که ایشان خطاهایی هم مرتکب شده اند که یک اظهار نظر منصفانه و حق است به خصوص که اگر قرار باشد بابت آن اشتباهات و برخی از اتهاماتی که به دروغ به ایشان وارد کردند، جنبه های خوب و انقلابی این شخصیت هم خدشه دار شود و یا نادیده انگاشته شود، بالاخره روحیه استکبارستیزی، انقلابی گری، ساده زیستی، تواضع و مردم داری احمدی نژاد مشخصه های خوبی بود که تخریب این مشخصه ها چه به بهانه تخریب احمدی نژاد و چه به بهانه خدشه به روحیه انقلابی گری و تحریف انقلاب نمی تواند قابل پذیرش باشد.

آقای یامین پور  گفته اند «هیچ کسی نمی تواند راه بازگشت احمدی نژاد به صحنه خدمت را سد کند» البته این اظهار نظر شما تنها یک استثنا دارد و آن هم شخص احمدی نژاد است، بالاخره احمدی نژاد اگر قرار است آن شخصی باشد که دوباره مورد اعتماد مردم  حزب اللهی و انقلابی ایران مانند دکتر یامین پور قرار گیرد باید طبق فرموده رهبری عزیز، کسی باشد که «نقاط قوت خودش را داشته باشد و نقاط ضعفش را نداشته باشد» و یا بهتر بگویم نقاط ضعفش را کنار گذاشته باشد، نقاطی مثل اصرار و پافشاری بیش از حد بر برخی مواضع که به مرز لجاجت هم می رسید، مثل تأخیر و تعلل در تبعیت از دستورات ولایت فقیه یا مثل تسلیم شدن بر شخصی مثل مشایی و یا تعریف خط قرمز برای برخی از نزدیکان مانند مشایی، رحیمی ، مرتضوی، جوانفکر، بقایی و … در دوران مسئولیتش، آری احمدی نژاد ذخیره است و کسی هم نمی تواند مانع او برای خدمت شود مگر این که خودش حواسش از خدمت برای مردم و تبعیت از رهبری پرت امثال مشایی و درگیر حواشی با امثال لاریجانی و هاشمی گردد.

 البته همانطوری که آقای یامین پور گفتند، هنوز هم احتمالاً شخص احمدی نژاد محبوبیت بالاتری نسبت به خیلی از شخصیت های کشور داشته باشد، و تازه این محبوبیت بسیار بیشتر از این هم بود و دوباره هم قابل ارتقاست البته اگر خودش ریشه های کاهش محبوبیتش را بشناسد و درجهت رفع آنها برآید‌.

آقای یامین پور فتنه و انحراف را خط قرمز خود دانسته اند ولی گفته اند که با این که نماد انحراف شخص احمدی نژاد است کاملاً مخالف هستند و البته من هم تا حدود زیادی به این مسأله اعتقاد دارم ولی به یقین، کسانی که در کنار آقای احمدی نژاد جایگاه محکمی یافتند و مدام به او می گفتند «پیرامون تو هاله نور است» و یا این که «طرح های تو مستقیماً توسط امام زمان (عج) اداره می شود»، را منحرف می دانم، کسانی که باعث شدند آقای احمدی نژاد در پذیرش حرف دلسوزان احساس بی نیازی کند. و اما در مورد این جمله آقای یامین پور که گفتند «احمدی نژاد هرگاه همگام با شاخص ها قدم بردارد، مالک اشتر است و پرچم در دست اوست،» البته مشخص است که جمله شما مشروط است ولی بازهم به نظرم پرچم دار انقلاب شخص مقام معظم رهبری است و پرچم انقلاب هم گفتمان انقلاب، من با که فردی غیر از رهبری به عنوان محور وحدت قرار گیرد به شدت مخالفم و قبلاً همین حرف را خطاب به کسانی که دکتر جلیلی را «نخ تسبیح انقلابی گری» خوانده بودند بیان کرده بودم، اساساً بزرگ کردن یک شخص به عنوان پرچمدار انقلابی گری نه تنها کل جریان انقلابی گری و گفتمان قدرتمندش را در معرض ضعف قرار می دهد، بلکه خود آن شخص را نیز در معرض لغزش و سقوط بیشتری قرار می دهد.

و در مورد این جمله آقای یامین پور که گفتند «چون اصلاح طلبان که هاشمی را زمانی عالیجناب سرخپوش می خواندند امروز با او بر «باطل خود» ائتلاف کرده اند، پس ما هم باید باهم متحد شویم» ضمن تأکید بر لزوم حفظ وحدت و انسجام، ولی ما باید بر گفتمان قوی خود و محوریت ولایت فقیه وحدت کنیم و گرنه بازهم این امکان وجود دارد که اشتباهات و بداخلاقی های همان شخصی که با استقامت و شجاعت در برابر «باند هاشمی» ایستاده بود و او را به حاشیه رانده بود، دوباره او را به صحنه قدرت بکشاند.

البته توصیه من به احمدی نژاد این است که شجاعانه در صحنه انقلاب و حمایت از ولایت بایستد و اگر قصد بازگشت به صحنه سیاست را دارد، واقعاً نشان دهد که اشتباهات گذشته اش را پذیرفته و از کسانی که او را از مسیر خدمت به خلق و تبعیت از ولایت دور کرده بودند دیگر هیچ تأثیری نمی پذیرد، این چنین او هم می تواند به مانند یکی از سربازان و خادمان و حتی افسران انقلاب، بدون حرکات حاشیه ای و نمایشی، در صحنه انقلاب و گفتمان انقلاب خوش بدرخشد و به حرکت جریان و ارتقای گفتمان کمک کند. و شخصاً تا وقتی که تغییرات مزبور را در وجود احمدی نژادِ عزیز مشاهده نمایم، او را شایسته اطلاق پرچمداری انقلاب اسلامی توسط نیروهای متعهد و ارزشی و انقلابی مانند دکتر یامین پور نمی دانم و هم اکنون بهترین کاری که توسط دکتر یامین پور عزیز و در جهت حفظ وحدت نیروهای انقلاب قابل انجام است، حمایت از نامزدهای انتخاباتی ائتلاف است و نه چنگ زدن به ریسمان احمدی نژاد.


nazokbin

94/10/10
8:36 ص

sardar_alizadehدر حالی که سردار علیزاده از نیروهای انقلابی و مجاهد استان گیلان، از سوی خیل نیروهای انقلابی تشویق به نامزدی در عرصه انتخابات مجلس می شد، ولی به منظور فعالیت در جهت ایجاد وحدت بین نیروهای انقلابی، عرصه ایجاد رفاقت و ائتلاف را ایثارگرانه به رقابت و اختلاف ترجیح داد؛ این سردار عزیز در بخشی از پیامش اینچنین بیان می کند:

«…لذا با مشورت دوستان ارزشی در استان، راهنمایی و حمایت بزرگان استان، جهت حفظ انسجام و ائتلاف جبهه ارزشی اقداماتی انجام گرفته که به لطف و عنایت خداوند متعال و توجه حضرت ولی عصر(عج) مورد اقبال همگان قرار گرفت. تکلیف شد که پیگیری این امر مقدس را بعهده داشته باشم. البته با بضاعت ناچیز، دست بسوی خیل عظیم دوستانی که دلسوخته انقلاب و گوش به فرمان رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای عزیز (دامت برکاته) دراز نمودم. مجموعه ای از اقشار مختلف گردهم آمدیم تا این وظیفه الهی را به عنوان بزرگترین معروف دنبال نماییم. که الحمدلله امروز تبدیل به حرکتی مثبت در جهت تحقق همنشینی برای همدلی و همزبانی شده و ان شاءالله با همگرایی به رفتار جمعی جبهه انقلاب اسلامی خواهد انجامید….حقیقتاً بنده بین دو امر خیر، بمانم این انسجام و وحدت را با دوستان دنبال کنم و یا به دعوت مردم  پاسخ مثبت دهم و وارد انتخابات شوم، قرار گرفتم که پس از رایزنی های زیاد و مشورت و توجه رضایت حق تعالی به این نتیجه رسیدم که تکلیف در ماندن و دنبال کردن وحدت و انسجام جبهه ارزشی است و این گزینه را انتخاب کردم. خدا می داند برایم بسیار سخت بود این تصمیم، ولی رضای خدا را درآن دیدم. زیرا از امام خمینی(ره) و رهبر عظیم الشان انقلاب، شهدا، ایثارگران و ملت سرافراز ایران آموختم که آن کاری که سخت تر است را برکاری که آسان تر است ترجیح دهم.»

متن کامل نامه را اینجا بخوانید.

یک دعوت انقلابی:

اکنون که این سردار انقلابی یاد یار ایثارگرش سردار شهید املاکی (که ماسک شیمیاییش را به همرزمش داد و شهید شد) را در اذهان زنده کرده است، شایسته است که با قدرشناسی از این مسئله، موارد زیر مد نظر همه نامزدهای انقلابی و حامیانشان قرار گیرد: 

اولاً- رقابت شان به نحوی باشد که مایه کدورت و انشقاق در  میان حامیان شان نشود و بیش از این که در پی اثبات خودشان باشند، با گفتار و رفتارشان معرفی کننده خوبی برای گفتمان انقلاب اسلامی باشند.

ثانیاً- نیم نگاهی به چنگ و دندان های دشمنان انقلاب و رهبری داشته باشند تا خدای ناکرده رقابت با رفقا، موجب غفلت از نقشه های اشقیاء نگردد.

ثالثاً- باب رفاقت و ائتلاف را با اخلاق صحیح اسلامی تا روز آخر بازگذارند تا شاید اگر خودشان یا سایر نیروهای انقلابی احساس کردند اقبال خوبی از سوی مردم ندارند به نفع نیروهای انقلابی کنار بکشند.


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
سیاسی ، دولت ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، هاشمی رفسنجانی ، صدا و سیما ، رسانه ، تورم ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، مشایی ، تحریم ، اعتقادی ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، برجام ، عدالت ، قوه قضاییه ، انقلابی ، اقتصادی ، تولید ، آمریکا ، مجلس ، علی لاریجانی ، بصیرت ، رابطه با آمریکا ، رشت ، گیلان ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، فرهنگی اجتماعی ، غرب ، استاد مصباح ، خانواده ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انقلاب ، انتخابات 96 ، هاشمی ، مهدی هاشمی ، سران فتنه ، سعید جلیلی ، مذهبی ، بانک ، جبهه پایداری ، شورای نگهبان ، علی مطهری ، کارمند ، مسکن مهر ، انتخابات ریاست جمهوری ، اصلاح طلبان ، اجرای برجام ، تحلیل های اقتصادی ، سوریه ، ماهواره ، جواد ظریف ، امام خمینی (ره) ، انتقاد پذیری ، استقلال ، مدیریت و ایمنی ، فساد بزرگ اقتصادی ، سیاست ، طنز ، ولایت فقیه ، ظریف ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، هنر ، ارز ، استکبار ستیزی ، اسرائیل ، انتخابات مجلس ، بدعهدی آمریکا ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی ، انتخابات آزاد ، ایمنی ، نقض برجام ، سران قوا ، نرخ رشد جمعیت ، مذاکره کنندگان هسته ای ، جریان انحرافی ، توافق نهایی هسته ای ، تهاجم فرهنگی ، تحریف انقلاب ، بانک ، انتقاد ، مدیریت ، نرمش قهرمانانه ، سبک زندگی ، علامه مصباح ، سینما ، شبکه های اجتماعی ، مردم ، انقلابی گری ، اصولگرایی ، جمنا ، کارگر ، تحریف اسلام و انقلاب ، حجاب و عفاف ، اشتغال ، برجام 2 ، پسابرجام ، مسجد ، هنر و رسانه ، فوتبال ، قالیباف ، قانون اساسی ، مذاکرات هسته ای ، نفوذ ، فرهنگ عمومی ، رابطه ایران و آمریکا ، برجام های 2 و 3 ، باقری لنکرانی ، ازدواج ، آرمان های انقلاب ، وبلاگ نویسی ، آموزش و پرورش ، ائتلاف اصولگرایان ، اعتدال ، اینترنت ، انتخابات های 94 ، دولت یازدهم ، رکود ، شبکه اجتماعی افسران جنگ نرم ، میر حسین موسوی ، مالیات ، محمد جواد ظریف ، گفتمان انقلاب ، عربستان ، بسیج ، امام حسین ، حضرت مهدی عج ، کارشکنی های آمریکا در اجرای برجام ، حقوق های نجومی ، حقوق کلان مدیران دولتی ، حامیان متعصب احمدی نژاد ، خاتمی ، داعش ، تحریم موشکی ، تحریف شخصیت امام خمینی ، ترکیه ، جدایی نادر از سیمین ، تولید ملی ، توهین های دولتمردان ، ائتلاف اصلاح طلبان ، احمد توکلی ، آمریکا ، بسته تحریم موشکی ، انتقادات به برجام ، ایرانیت ، عراقچی ، فتنه گران ، عکس ، روحانی ، دولت راستگویان ، دولت های نهم و دهم ، سعید مرتضوی ، قرارداد خرید هواپیما ، محسن رضایی ، متن برجام ، نقدینگی ، مرگ بر آمریکا ، محمد خاتمی ، قراردادهای پسابرجامی ، سیاه نمایی ، عزت ایران ، عبدالرضا داوری ، باخت اصولگرایان در تهران ، پارسی بلاگ ، آملی لاریجانی ، ادارات ، توالد ، جنبش برنمی تابیم ، تحریم های جدید ، خودروسازان ، حوادث ناشی از کار ، دوقطبی سازی ، حاشیه سازی ، حجاب ، حداد عادل ، حلقه انحرافی ، حقوق ، حسین قدیانی ، حادثه پلاسکو ، خطوط قرمز رهبری ، جدایی مشایی از احمدی نژاد ، توهین ، توصیه رهبری به احمدی نژاد ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
ساعت یک و نیم آن روز پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) پژواک داروخانه دکتر سلیمی سرچشمه ادب و عرفان بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا عاشق آسمونی کانون فرهنگی شهدا هــم انــدیشـی دینــی رقصی میان میدان مین یا صاحب الزمان (عج) رضویّون حدیث منتظران قائم (عج) همه چیز آماده دانلود تراوشات یک ذهن زیبا بادصبا آسمون آبی چهاربرج یادداشتهای فانوس من وآینده من نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی مهاجر ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت در سایه سار ولایت فروشگاه اینترنتی پوشاک زنانه اوتیسا

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه