لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

سفارش تبلیغ
صبا
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
1 2 >

95/4/29
12:25 ع

مطالبات رهبری درباره حقوق های نجومیموضوع حقوق های نجومی طی دو ماه اخیر بیشترین حجم مطالب و مقالات را در فضای مجازی، شبکه های اجتماعی و رسانه های کشور داشته است تا حدی که کمتر مسئول و رسانه ای می توان یافت که به این مسئله به کرات نپرداخته باشد که در این میان، مواضع رهبری مثل همیشه از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

اولین رویکرد رهبری در خصوص حقوق های کلان این است که برخلاف دو جریان غالب سیاسی کشور، نه این حقوق های نجومی را تطهیر کردند و نه آن ها را فراگیر و عمومی دانستند بلکه در این خصوص فرمودند:

«موضوع حقوق‌های نجومی، در واقع هجوم به ارزش‌ها است اما همه بدانند که این موضوع از استثناها است و اکثر مدیران دستگاه‌ها، انسان‌های پاک‌دست هستند، اما همین تعداد کم نیز خیلی بد است و باید حتماً با آن برخورد شود»

یا در جای دیگر این چنین بیان کردند:

«براساس اطلاعاتی که به من رسیده است، میزان دریافتی مدیران در بیشتر دستگاه‌ها، در حد معقول است و دریافتی‌های کلان، مربوط به تعداد اندکی از مدیران است که باید با همین موارد اندک هم برخورد قاطعانه انجام شود»

این که رهبری مثل همیشه اصل قضیه را بدون توجه به صرفه های سیاسی که متأسفانه احزاب به آن توجه ویژه دارند، تشریح می کنند یک الگو است، ایشان نه این حقوق ها را بستری برای تسویه حساب با دولتی می دانند که برخی از مسئولانش کراراً حرمت رهبری را حفظ نکرده اند و نه حاضر هستند از اهمیت مسئله بکاهند، این رویکرد مطمئناً باعث می شود تا فضای مقابله دولت با این معضل هموارتر گردد.

اما مبارزه با خاستگاه فکری و اداری حقوق های نجومی از مقابله با خود این عارضه مهمتر است، این رویکردها که مدیران متخصص حق شان است حقوق های نجومی بگیرند، یا این که میل ها خیلی مهم نیست و حیف ها مهم است یا این که این حقوق های نجومی تنها یک خطای مدیریتی هستند! و یا اصرار بر حفظ بسترها و ساختارهای غلط اداری که امکان پرداخت های نجومی را تسهیل کرده اند، به شدت در بروز حقوق های نجومی و تطهیر آن نقش داشته اند در حالی که اگر این حقوق ها آنطوری که رهبری فرمودند:

«این برداشت‌ها گناه است، این برداشت‌ها خیانت به آرمانهای انقلاب اسلامی است»

یک خیانت، گناه و حرام خوری تلقی می شد، به این راحتی از سوی مدیران بالادستی شان تجویز نمی گردید و اساساً یکی از مهمترین عواملی که در گسترش یک عارضه اجتماعی مؤثر است همین قبح زدایی از آن است، وقتی یک جریان سیاسی، جای یکی از آرمانهای مهم اسلام و انقلاب که «لزوم ساده زیستی» مدیران است را با «ترویج اشرافی گری» در مدیران عوض می کند، حقوق های نجومی نیز همزمان توجیه، ترویج و تجویز می شوند.

اساساً نه تنها امام خمینی و مقام معظم رهبری همواره بر لزوم ساده زیستی مدیران تأکید کرده اند، بلکه حتی از مقوله اشرافی گری و مانور تجمل در جامعه نیز نهی کرده اند و این بدون سیاستگذاری، فرهنگ سازی، اجرای سیاست های ضد اشرافی گری و نظارت در این خصوص در قوای مختلف محقق نمی شود. اساساً وقتی اشرافی گری در جامعه ترویج می شود، اشرافی گری مدیران نیز مجاز شمرده خواهد شد و جامعه نیز با آن کنار خواهد آمد و به همین دلیل رهبری در این خصوص فرمودند:

«ما آسیب‌های ناشی از فقر را شناخته‌ایم، روی آنها برنامه‌ریزی میکنیم، درباره‌ی آنها جلسه میگذاریم، امّا آسیب‌های ناشی از مستی اشرافی‌گری را کأنّه درست نمی‌شناسیم؛ وقتی اشرافی‌گری، اسراف، و تجمّل در جامعه وجود داشته باشد و ترویج بشود، این قضایا به دنبالش پیش می‌آید و به وجود می‌آید و همه دنبال این هستند که یک طعمه‌ای به دست بیاورند و خودشان را از آن سیر کنند، شکمها را از این مالهای حرام پُر کنند. با این پدیده بایستی با جدّیّت مقابله بشود»

و اما در کنار اهمیت مبارزه با خاستگاه های فکری در خصوص حقوق های نجومی مسؤولان، مجازات عاملان و بانیان این عارضه نیز باید به صورت جدی پیگیری شود. همه کسانی که در هر جایگاهی، عامدانه راه را برای چریدن دوستان و شرکای خود باز کرده اند و هم مدیرانی که کرسی مدیریت را زین اسب رسیدن به مطامع خود پنداشته اند نباید قسر در بروند؛ رهبری در خصوص لزوم مقابله با ایشان صراحتاً می فرمایند:

«غفلتهایی شده است، بایستی جبران بشود؛ این‌جور نباشد که ما سروصدا بکنیم و بعد قضایا را تمام بکنیم و بکلّی به دست فراموشی بسپریم؛ باید دنبال بشود. خوشبختانه رئیس جمهور محترم و رؤسای محترم دو قوّه‌ی دیگر، متعهّد شده‌اند که این مسئله را دنبال کنند؛ باید با جدیّت دنبال بشود؛ دریافتهای نامشروع باید برگردانده بشود، و اگر کسانی بی‌قانونی کرده‌اند مجازات بشوند، و اگر سوءاستفاده‌ی از قانون هم شده است بایستی اینها  را از این کارها برکنار بکنند؛ اینها کسانی نیستند که لیاقت این را داشته باشند که در این مراکز قرار بگیرند»

از دیگر مواردی که رهبری در این خصوص به آن توجه ویژه دارند گزارش دادن به مردم است، ایشان با اشاره به دستور رئیس‌جمهور به معاون اول برای پیگیری عارضه حقوق های نجومی فرمودند:

«این موضوع نباید شامل مرور زمان شود بلکه باید حتماً به صورت جدی پیگیری، و نتیجه‌ی آن به اطلاع مردم رسانده شود»

یکی از عوارض این فیش های نجومی، مورد هجمه قرار دادن اعتماد مردم به مسئولان نظام و به تبع آن خود نظام است، مسلماً قوا، نهادها و رسانه ها نباید تماشاگر خدشه به اعتبار نظام از سوی تعداد معدودی از مدیران نالایق، متخلف و مفسد باشند و به همین لحاظ نه تنها مبارزه با خاستگاه های فکری و مجرمان این موضوع اهمیت دارد، بلکه دادن پاسخ قانع کننده به مردم نیز یک الزام برای رفع آن خدشه به حساب می آید.

هدف از مبارزه با مفسدان و متخلفان پرونده حقوق های نامتعارف فقط مجازات و بازگرداندن اضافه برداشت های ایشان از بیت المال و نجات نظام اداری کشور از لوث وجود این مدیران نیست بلکه درس عبرتی برای همه مدیران کشور است، همه مسئولان کشور باید بدانند که نظام و مردم در خصوص برداشت های نامتعارف با کسی تعارف ندارند و این مسئله به عنوان یک عامل بازدارنده در کنار سایر عوامل مانند حذف خاستگاه های فکری و اداری حقوق های نجومی می تواند مانع تکرار و شیوع این عارضه باشد.


nazokbin

95/4/23
7:40 ع

tahrifحکایت تعریف برخی از انقلاب و آرمان های انقلاب شده عین حکایت آن کسی که خود را پهلوان می دانست و خواست تا طرح شیر بر بدن خویش نقش زند، همان کسی که استاد دلاکی به هر عضو شیر رسید، از درد سوزنش به خود پیچید و قید نقش آن عضو را از سر پراند تا بدانجا که استاد دلاک گفت:

شیر بی دُم و سر و اشکم که دید  این چنین شیری خدا کی آفرید؟

پهلوانان مدعی تدبیر و امید پیشرفت هسته ای و بازرسی اجانب از اماکن نظامی و امنیتی را کم اهمیت دانستند! تمام اطلاعات شبکه بانکی را تحت نظارت آمریکا بردند! حتی تعهدی را امضا کردند که به تبع آن کمک به سپاه، حزب الله و فلسطین هم تخلف باشد! عصر حاضر را عصر گفتگو و بی نیازی به موشک دانستند! در رد اهمیت استقلال کتاب نوشتند! وگفتند وقتی همه چیز را میتوان خرید چه نیاز به خودکفایی! بهشت رفتن مردم را بی ارتباط به انقلاب دانستند! به جای مرگ بر آمریکا به او لبخند زدند! و ساده زیستی مسئولان را عوامفریبی دانستند!

حال این ها را کنار هم که بگذاریم حکایت آن شیر بی یال و کوپال به خوبی در ذهن تداعی می شود و اینجاست که باید به آقایان گفت: انقلاب بدون استقلال، خودکفایی، کمک به مستضعفین، تبری از مستکبران، مرگ بر آمریکا، توان دفاعی و موشکی، اعتنا به معنویت و دین مردم، حفظ اسرار و حراست از امنیت کشور را چه کسی می تواند تصور کند؟!

تصور و تمایل این جریان برای داشتن انقلابی بی دم و سر و اشکم باعث شده که طرفداران انقلاب و آرمان هایش را افراطی و تندرو لقب نهند و حرفهای امام خمینی(ره) را یک به یک با تأویل و تحریف به مسیری که دل خواهشان است متمایل کنند و منویات امام خامنه ای را با انواع متلک ها و طعنه ها زیر سؤال ببرند تا زیربارش نروند! به راستی آیا مذبذبانی که چرب و گرم رفاه زیر دندانشان رفته است، توان چشیدن سوزن امام و استاد انقلاب را می آورند؟!


nazokbin

95/4/9
2:13 ع

khiyali

باتوجه به صحبت هایی که اخیراً از سوی علی اکبر ناطق نوری و امثال ایشان، در سیاه نمایی مفرط از سیمای 37 ساله انقلاب اسلامی شده است، اول از همه باید بگوییم که این نقدها (فارغ از میزان انصاف در طرح شان)، اول از همه به خودشان وارد است که از ابتدای انقلاب در جایگاه های بالای نظارتی، قانون گذاری، ریاست قوا، مجمع تشخیص و سایر نهادهای حساس حضور داشته اند و امروز باید خود را نسبت به مردم، انقلاب، امام و رهبری بدهکار بدانند، نه این که طلبکارانه در سیمای اپوزیسیون ظاهر شوند و سیر انقلاب را قهقرایی بخوانند!

بعد از 3 سال از گذشت عمر دولت تدبیر و امید دیگر به خوبی متوجه شده ایم که کلیدواژه  امید در قاموس روحانی، هاشمی، ناطق و شاگردانشان به چه معنی است و دیگر یافته ایم که ایشان کجا به دنبال امیدوار کردن و کی درپی ناامید کردن مردم هستند.

این دولت و حامیانش بارها تلاش کرده اند تا مردم را از انقلاب، نهادهای انقلابی، آرمان های انقلاب، ایستادگی، استقلال، استکبارستیزی، توان داخلی و مقاومت ناامید کنند و مدام مردم را به  برجام،  اوبامای مؤدب،  کدخدای بامرام و سازش با او امیدوار نمایند و هرکسی که برخلاف ایشان کلیدواژه امید را معنی کند را به عنوان  افراطی،  تندرو و  بی سواد معرفی نمایند!

وقتی معنی امید را در قاموس دولت تدبیر و امید شناختیم، دیگر فهمیدن منظور ایشان از تدبیر آسان میشود چرا که هرکسی در جهت آنچیزی که به آن امیدوار است تلاش و تدبیر میکند و این همان کلیدی است که در بالای سر می چرخاندند و امروز دربه در به زیر چکمه های دشمن دنبال آن می گردند.

ایشان امروز باوجود ناکامی آن تدبیر و امید میخواندند و از ترس این که امید واقعی در دل مردم تقویت شود، تلاش میکنند تا از یک سو مردم را از انقلاب ناامید کنند و از سوی دیگر با بکارگیری کلمات قلمبه و سلمبه درباره برجام، این محصول تلخ تعامل با دشمن، مردم را محتاج آن معرفی کنند، حتی به قیمت این که بگویند: برجام را خدا آورده است یا هرکسی سپاسگزار برجام نباشد ناسپاس و مستوجب عذاب خداست یا این که برجام آفتاب تابان و ابر شتابان است یا این که برجام موجب گشایش های روزانه شده است.

کاش مسئولان از همان اول توصیه مقام معظم رهبری را جدی می گرفتند و به جای دل بستن به نقطه های خیالی، به نقطه های امیدبخش حقیقی که همان تمرکز بر توان داخلی و روحیه انقلابی گری و استقلال و تلاش است توجه می کردند و نه لبخند و مصافحه و قدم زدن با کسی که دشمنی و کارشکنی اش در قبال مردم ایران و ملت های مظلوم منطقه و جهان، همواره در جریان است.

 


nazokbin

95/4/2
2:14 ع

2018-1قاضی زاده هاشمی، وزیر بهداشت طی نوشته ای از افشای حقوق های کلان گلایه می کند و پس از بیان تاریخچه افشای حقوق های کلان در اول انقلاب اینچنین می نویسد:

«در مباحث اخیر نیز، برخی دوستان باید بدانند این شمشیری که بر پیکر انقلاب اسلامی وارد می کنند، دولبه دارد؛ درست است که از یک طرف آن روحانی و دولت او را می زنید، ولی با طرف دیگر، روحانیت و نظام را نشانه رفته اید! من معتقدم که حقوق نامتعارف، یا طبق ضوابط و مقررات پرداخت شده و یا خارج از آن. اگر مدیری طبق ضوابط موجود حقوقی دریافت داشته که نا متعارف است، راه حل این مشکل بجای آبرو بردن از او و «افشاگری های توده وار»، اصلاح آن ضوابط از مجاری قانونی است. فراموش نکنیم که دین حنیف آیین پوشیدگی است نه افشا گری؛ در این ماه که ماه بندگی است سرکشی نکنیم، با آبروی انسان ها بازی نکنیم، اعتماد مردم را بیش از گذشته به کارآمدی دین در اداره کشور سلب نکنیم و از گزند نفس اماره به خدا پناه بریم. شمشیرها را در غلاف نگه داریم و به هوش باشیم که ممکن است حرکت ما به اراده دیگرانی آغاز شده باشد که در کمین نابودی این انقلاب (که موهبت الهی است) نشسته اند. کفران نعمت نکنیم و از خشم و غضب خدا و خلق خدا بترسیم.»

که در پاسخ به ایشان عرض میکنم:

آقای وزیر! آن شمشیری که بر پیکر انقلاب ضربه میزند، افشای حقوقهای چند 10 و چند 100 میلیونی نیست بلکه وجود این حقوق هاست چرا که مدیران مرفه با حقوقهای کلان و زندگی های اشرافی بدترین زخم را هم به لحاظ شیوه مدیریت و هم از نظر اعتباری بر پیکر جامعه و انقلاب وارد می کنند. اصلاً خود شما بگویید چطور میتوان از مدیرانی که از درد و رنج مردم خبر ندارند توقع داشت برایشان چاره جویی کنند؟! از آنجا که ظاهراً دلسوز انقلاب هستید از شما می پرسم، چطور در حالی که حضرت امام خمینی(ره) حتی از سپردن مسئولیت به طبقات مرفه نهی میکردند، میتوان پذیرفت که برخی مسئولان بر سر سفره بیت المال فربه و مرفه شوند و به یکدیگر نان و روغن هم قرض دهند؟! این که شما این حقوقها را تحت این عنوان که قانونی هستند توجیه میکنند خود عذر بدتر از گناه است، چرا که ساختن بستر قانونی و نهادینه کردن و توجیه نمودن این رفتار زشت از خود این حقوق های نجومی زشت تر است. آقای وزیر! از پوشیده داشتن حقوق های کلان دفاع و افشاگری در این خصوص را تقبیح کردید ولی مگر این حقوق های کلان یک مسئله شخصی است که پوشیده داشتنش ممدوح باشد؟! این که مدیران کشور برای خودشان و دوستانشان با دست اندازی به بیت المال، برداشتهای دلبخواهی را مباح و حلال کنند یک ایراد شخصی نیست که شایسته پوشیدگی و توجیه باشد، این کار دست کردن یواشکی در جیب ملت است، اگر باور ندارید! چرا از علنی کردنش ابا دارید؟! آقای وزیر! اگر قرار است این کشور سلامت اداری و شفافیت اقتصادی را تجربه کند مطمئناً با مدیرانی که از همان ابتدا در خصوص شفایت حقوق خود مشکل دارند این امر قابل تصور نیست، بدانید که اگر مدیران و مسئولان تنها مشکلات سرمایه داران را درک کنند و بویی از مشکلات طبقات ضعیف و متوسط نبرده باشند، مسیر حرکت شان تنها در جهت حل مشکلات طبقات مرفه خواهد بود. آقای وزیر! شما به اسم اخلاق، مرتکب ذهن خوانی و سپس تهمت شده اید و منتقدان و افشاکنندگان این فیشهای نجومی را به دنبال منافع سیاسی خواندید! در صورتی که حتی اگر افشای واقعیتی به اسم فیشهای نجومی از بیت المال گناه هم باشد، بازهم به مراتب قابل پذیرش تر از تهمتی است که با ذهن خوانی مرتکب شده اید. آقای وزیر! از منتقدان خواستید که کفران نعمت نکنند، ولی بدانید که کفران نعمت را کسانی میکنند که نمک انقلاب را میخورند و نمکدان آن را میشکنند، کسانی که از اعتبار نظام استفاده میکنند و برای نظام بی اعتباری می آورند ایشان هستند که کفران نعمت میکنند و نه کسانی که با مطالبه گری و دلسوزی، حفظ و رعایت آرمانهای انقلاب و امام و رهبری را مطالبه میکنند و ریسک عدول از این آرمان ها و ریشخند به نظام، انقلاب و مردم را بالا می برند!


nazokbin

95/2/25
11:2 ع

راه عبور از مشکلات در کلام رهبری

مهدوی فر در نامه اش به مقام معظم رهبری نوشت:

«چگونه است که من، بابت تمام نوشته هایم باید به نیروهای امنیتی جواب پس بدهم ولی شما بابت 27 سال رهبری تمام عیار و بلامنازع خود، نباید به هیچ کس پاسخگو باشید؟ جناب آقای خامنه ای، صبح که بچه های من از خواب بیدار می شوند، صرف نظر از اینکه من بیکار باشم یا به کاری مشغول باشم، تاجر باشم یا شاعر باشم، از من نان می خواهند. توی سفره من باید نان باشد. نگاه همه آنها برای همه احتیاجاتی که دارند، به دست پدرشان است، شما به عنوان پدر امت، به عنوان مقام اول مملکت، آیا نسبت به سفره خالی مردم مسئولیت ندارید؟ آیا می توانید سفره خالی را به رئیس جمهور نسبت بدهید؟ معلوم است که نمی توانید. رئیس جمهور می آید و می رود، آنکه می ماند شما هستید. رئیس جمهور مقام بعد از شماست. شما هر مشکلی دارید خودتان با رئیس جمهور حل کنید ولی جواب سفره خالی مردم را شما باید بدهید. همه در مقامی که هستند، مسئول هستند ولی مسئولیت هیچ کس با مسئولیت شما قابل مقایسه نیست. دوست دارم یکبار در سخنرانی هایتان از دغدغه های واقعی مردم بگویید و روی آنها تأکید کنید. والله بالله دغدغه اصلی مردم استکبار جهانی و مبارزه با آمریکا و محو اسرائیل از صفحه روزگار نیست، شاید دغدغه اول شما باشد ولی دغدغه قاطبه مردم این نیست، دغدغه واقعی مردم نان و آب و رفاه و تحصیل و درمان و اشتغال و رفع گرفتاری هاست. دغدغه مردم پرداخت اقساط و اجاره خانه و قبض آب و برق و گاز و تلفن و این جور چیزهاست. والسلام»

پاسخ:

البته مسلما رهبر جامعه نسبت به حل مشکلاتش مسئولیت دارد ولی این مسئولیت در حد اختیارات رهبری است، رهبری نسبت به تبیین سیاست های کلی نظام با مشورت نهادهایی مانند مجمع تشخیص مصلحت نظام و ارائه رهنمود در خصوص آنها مسئولیت دارد و در صورت لزوم هم می تواند با حکم حکومتی به برخی از مسائل خیلی خاص ورود کنند، لیکن این تصور که رهبری همه گره ها را باید با سرانگشتان خودش و یا حکم حکومتی باز کند، اشتباه، غیر منطقی و نشدنی است.‌

حتی حضرت امیرالمومنین (ع) هم نتوانست همه مشکلات را یک تنه حل کند، چرا که این امر به مجریان همراه و همیاری مردم در حل مشکلات و خنثی کردن دشمنی ها محتاج بود که بعضاً محقق نشد و معاویه و یارانش در مسیر جامعه و حکومت اسلامی انحراف ایجاد کردند؛ پس به صرف وجود مشکلات، نمی توان رهبر را مقصر دانست و چه بسا رهبری در حل آن مشکل تمام  تلاشش را در چارچوب وظایفش به بهترین نحو انجام داده باشد ولی مشکل از عدم اجرا و یا عدم همراهی مناسب مسئولان و مردم یا موانع خارجی، مرتفع نگردیده باشد.

بحث دیگر این که اگر رهبری به بهانه این که مسئول اول کشور است بدون توجه به قانون اساسی در تمام مسائل اجرایی مستقیم و با حکم حکومتی ورود می کرد، همان کسانی که اکنون ایشان را بابت عدم دخالت در حل همه مشکلات، مقصر تمام مشکلات معرفی می کنند،‌ رهبری را بابت دخالت نابجا در همه مسائل کشور مقصر معرفی می کردند! اساساً این غر زنندگان، مقصران و کاهلان در اجرای سیاست های کلی نظام را تطهیر می کنند وانگشت اتهام را به سوی رهبر می گیرند.

این ادعا که رهبری دنبال حل مشکلات نیست تهمتی زشت است، دامنه سخنان رهبری در مسائل اقتصادی، فرهنگی، نظامی، سیاسی و امنیتی حاکی از این است که ایشان نگاهی همه جانبه به مسائل و نیازهای کشور دارد و اگر جایی هم از لزوم شناخت و عدم اعتماد به دشمن یا از اهمیت اتکا به توان داخلی و توجه به تولید ملی و اقتصاد مقاومتی سخن می گوید، همه در جهت حفظ منافع، امنیت و عزت مردم است، کشوری که مصرف کننده صرف کالای خارجی باشند نمی توانند از اشتغال، امنیت، عزت و پیشرفت مناسبی برخوردار باشند، کشوری که از دشمنش غافل شود مطمئناً دچار خسارت های عظیم خواهد شد و آنانی که به نمایندگی از مردم توجه به مسائل معیشتی را در تعارض با استقلال، امنیت، عزت و آرمان های انقلاب معرفی می کنند دروغگویانی منحرف هستند.


nazokbin

95/1/13
4:25 ع

GOFTEMAN

گفتمان انقلاب، مبتنی بر ادبیات مناسب، اخلاق حسنه، ولایتمداری، قانونمندی، انتقادپذیری، دینمداری، عدالت جویی، پاکدستی و استکبارستیزی است که اگر هر کدام از این مشخصه های اصیل در رفتارمان دچار تزلزل شد، به همان میزان، از گفتمان انقلابی گری زاویه پیدا کرده ایم و هر چقدر بیشتر نسبت به این مشخصه ها انطباق وجود داشت، محبوبیت، مقبولیت و فراگیری گفتمان انقلاب در جامعه بیشتر خواهد بود.

صلابت انقلاب به میزان رعایت گفتمان انقلاب با تمام مشخصه هایی است که برشمرده شد و دقیقاً به همین منظور کسانی که دنبال تضعیف و یا انحراف انقلاب هستند، بر تحریف یا تخریبِ گفتمان انقلاب تمرکز میکنند و تلاش میکنند، مشخصه های اصیل آن را با عباراتی مانند تندروی، افراطی گری، بی اخلاقی، بی قانونی، فساد، ماجراجویی و ستیزه جویی جایگزین نمایند که بخش زیادی از این تحریفها تنها با ادعا، تهمت و سیاه نمایی است، اما بخشی از این تحریفات و تخریبات با بروز اشتباهات جریان منتسب به انقلاب و حزب الله است که تشدید میگردد.

بخواهیم یا نخواهیم نقش برخی از ادبیات ها و رفتارهای تند و اشتباه عزیزانی مانند احمدی نژاد، حسینیان، کوچکزاده، بیرانوند، برخی از مداحان و روحانیون، در هجمه هایی که به کلیت گفتمان انقلابی انجام شد غیرقابل انکاراست، اشتباهاتی که با اشتباه گرفتن رقیب، دوست، همکار یا مسئول به جای دشمنان رسمی کشور، شکل گرفت و باعث شد تا بهانه های خوبی برای زیر سوال بردن انقلاب و انقلابی گری ایجاد گردد.

هر کسی که ادعای انقلابی بودن دارد خیلی باید در ادبیات و رفتارش دقت کند چرا که کوچکترین اشتباهی از این جریان مانند لکه خاکستری کوچکی بر دامان پاک انقلابی گری به چشم میآید و با سوءاستفاده جریان مقابل علیه کلیت گفتمان انقلاب مورد سوءاستفاده قرار میگیرد.

به همان میزان که باید در ادبیات و رفتار خود دقیق، سنجیده و با اخلاق بود، باید در نقد درون گفتمانی نسبت به منتسبین انقلاب هم جدی و مطالبه گر بود، وقتی رهبری عزیز، خائن خواندن مذاکره کنندگان یا ادبیات تند نسبت به دولتمردان یا تعرض به سفارتخانه ها را غلط میخوانند، جریان انقلابی هم باید مواظب گفتارش باشد و هم در برابر اشتباهات دوستانش موضع گیری منصفانه و دلسوزانه بنماید تا هم اشتباهات کمتری صورت گیرد و هم نیازی به دخالت شخص رهبری هم نباشد.

برخلاف جریانهای مقابل که بی قانونی، بی اخلاقی، دروغگویی، خدشه به منافع ملی، جلب حمایت از دشمن و حتی گرا دادن به او را برای رسیدن به قدرت توجیه میکنند، در جریان انقلاب و انقلابی گری نمی توان به خاطر داشتن هدف، وسیله را توجیه کرد و به همین دلیل گفتمان بگم بگم، جنگ روانی مبتنی بر بی اخلاقی و عدول از انصاف و به خرج دادن تعصب نمیتواند قابل توجیه باشد.

کسانی که نمی توانند مشخصه های انقلابی گری را در رفتار و اخلاقشان نشان دهند، اگر دلداده و دلسوز انقلاب و گفتمانش هستند، بهتر است ادعای انقلابی گری و انتساب به این جریان را کنار بگذارند و حالا که نمی توانند حافظ و مراقبِ اعتبار انقلابی گری باشند، موجب هتک حرمت به انقلاب نشوند و البته بهتر است که هرچه بیشتر متخلق به رفتار انقلابی باشند تا در نشر و معرفی گفتمان انقلاب نقش پویا و مثبت ایفا کنند.


nazokbin

95/1/1
9:46 ع

139501011729299367384474توجهی گذرا به سخنان تحویل سال مقام معظم رهبری و شخص رئیس جمهور و سپس شنیدن سخنرانی امام خامنه ای در حرم مطهر امام رضا علیه السلام، نشان میدهد که:

1- اگر چه دولتمردان بدون شفافیت لازم و بدون بیان دقیق و حتی کلی منظورشان از طرح برجام های 2 و 3 ، مستمراً از این واژگان استفاده میکنند، اما رهبر معظم انقلاب، خیلی صریح هدف دولت از بیان این عبارات را برای مردم توضیح دادند که همانا چانه زنی در خصوص تغییر قانون اساسی و کوتاه آمدن از برخی اصول اسلام و آرمان های انقلاب در جهت پسند آمریکاست.

2- باتوجه به این که کشورمان تا مدتی به لحاظ تأمین انرژی با نفت و گاز در امان است، مذاکرات و چانه زنی های هسته ای، با رعایت خطوط قرمزی مانند حفظ حقوق کامل هسته ای و نپذیرفتن محدودیت طولانی، مجاز اعلام شد و به همین دلیل مسؤولان سیاست خارجی و هسته ای، مجاز به نرمش قهرمانانه در خصوص هسته ای شدند، البته همانطوری که شخص رهبری، مسئولان و کارشناسان مختلف، بیان کردند، برخی از این خطوط قرمز در برجام محقق نشد و برخی دیگر نیز تنها روی کاغذ عملی شد.

3- آیا میتوان در خصوص سایر مواردی که آمریکا به دنبال چانه زنی با جمهوری اسلامی است هم چنین شرایطی را پذیرفت؟! آیا می توان فقط چند سال اسراییل را به رسمیت شناخت؟! آیا می توان احکام اسلامی را فقط چند سال از قوانین کشور حذف کرد؟! آیا می توان فقط چند سال فرهنگ منحوس غرب در رسمیت بخشیدن به آزادی های بی حد و حصر جنسی مثل آزادی همجنسبازان را مجاز دانست؟! آیا می توان فقط چند سال از حفظ و تقویت توان دفاعی عقب نشست به این خیال که دراین مدت مورد هیچ تعرض و تهدیدی قرار نمیگیریم؟! آیا می توان فقط چند سال از حمایت متحدین منطقه ای و محورهای مقاومت دست کشید و منتظر نابودیشان ماند؟! آیا می توان فقط چند سال از جمهوری اسلامی و اصل ولایت فقیه، به سمت یک حکومت سکولار با یک جایگاه فرمالیه برای ولایت فقیه حرکت کرد؟! آیا می توان تنها چند سال از روحیه انقلابی گری، مقاومت، استقلال، شهادت طلبی، استکبارستیزی و حمایت از مظلوم دست برداشت و آرمانهای انقلاب را تنها برای چند سال فراموش کرد؟!

نتیجه: باتوجه به این که جایگاه ولی فقیه در اصل 110 قانون اساسی به عنوان کسی که سیاستهای کلی نظام را به سران قوا ابلاغ می کند، کاملاً به تصریح بیان شده است و اصول متعدد قانون اساسی خط مشی سیاست داخلی، خارجی، نظامی و اقتصادی را مبتنی بر استکبارستیزی و حمایت از مظلومان عالم، استقلال، قاعده قرآنی نفی سبیل و ترویج فرهنگ اسلامی و اجرای احکام اسلام به صراحت ترسیم کرده است، ضروریست که رئیس جمهور نسبت به تکالیف قانونی خود که برای اجرای آنها قسم یاد کرده است، پایبند بماند و امضای حکم تنفیذ رهبری را قدر بشناسد و در حال حاضر به جای بی تابی برای رابطه با آمریکا به اجرای اصول اقتصاد مقاومتی و تقویت بنیه اقتصادی کشور بکوشد.


nazokbin

94/12/24
8:12 ص

smplاخیراً متنی منتسب به آقای رضا سیدشیرازی در فضای مجازی منتشر گردیده است که به اظهارات اخیر مقام معظم رهبری در جمع نمایندگان خبرگان اشاره دارد و مسائلی مانند فتنه 88 و بحث تشبیه علامه مصباح به شهید مطهری را در کنار هم قرار داده تا رهبری را مخاطب قرار دهد و به زعم خودش ایشان را مورد پند و نصیحت قرار دهد که اگر چه لحن و ادبیات مورد استفاده در این متن قابل قبول است اما ادعای پند مشفقانه از طریق فضای مجازی و یا با نامه سرگشاده ادعایی نیست که خیلی قابل قبول باشد لیکن به منظور پاسخگویی به این مطالب، ابتدا هریک از بندهای 4 گانه این مطلب ذکر میگردد و بعد از هر بند، پاسخش را نیز ذکر میکنم:

بند اول:‌
حضرتعالی در این دیدار فرمودید : «برخی بزرگان هستند که رأی آوردن و یا رأی نیاوردن، هیچ خللی در شخصیت آنها ایجاد نمی‌کند و آقایان یزدی و مصباح از این افرادند که حضورشان باعث افزایش وزانت مجلس خبرگان می‌شود و نبودشان خسارت است».
در انتخابات مجلس خبرگان رای مردم به افراد کاندید شده است که چه مطابق میل افراد و جناح ها باشد چه نباشد قابل احترام وتمکین است و دراین انتخاب نیز بیشتر از انکه مردم به جایگاه و سوابق علمی و فقاهتی این دو بزرگوار توجه کرده باشند به مواضع سیاسی انان دقت نظر داشته اند و چون مورد قبولشان نبوده است بالتبع رای خود را به آنان تعلق نداده اند و این مساله بمنزله نادیده گرفتن شخصیت انان و وزانت علمی انان نیست بلکه دست ردی بر مواضع سیاسی اتخاذ شده توسط انان است که بعضا رای مردم را در مشروعیت نظام هیچ قلمداد میکردند. آیا اتخاذ چنین موضع جانبدارانه ای از این دو بزرگوار به نوعی تداعی کننده این مساله نیست که مردم بالاجبار باید به دنبال کشف منویات قلبی حضرتعالی برای انتخاب افراد واجد شرایط در انتخابات ها باشند و نه عقل و درایت و شناخت و تحلیل خویش حتی اگر نادرست باشد؟؟؟ آیا اینگونه اظهار ناراحتی حضرتعالی در انتخاب نشدن این دوبزرگوار و خسران خواندن ان برای مجلس خبرگان اینده به نوعی با این فرمایش حضرت امام (ره) که فرمودند : انتخابات باید مردم پسند باشد نه خان پسند و همه احساس کنند، آن طوری که قانون و اسلام می‌خواهد عمل می‌شود. هیچ‌کس در انتخابات بر دیگری مقدم نیست. همه افراد ملت در انتخابات یک جور هستند چگونه قابل جمع است؟؟ آیا این مواضع به نوعی تداعی کننده نوعی تقابل نظرات مردم با حضرتعالی نیست؟؟ که میتواند توسط دشمن مورد سوء استفاده قرار گیرد که مردم تهران علیه رهبرشان در انتخابات اقدام کردند و کاندیدهای مورد دلخواه ایشان را با رای ندادن رد صلاحیت کردند؟؟؟ آیا شایسته نبود در کنار این جمله که در حمایت این دو بزرگوار ایراد فرمودید اشاره میداشتید که « البته حضور سایر بزرگان و نخبگان من جمله ایت الله هاشم رفسنجانی، ایت الله جنتی ، ایت الله موحدی کرمانی و … سایر بزرگانی که در مجلس حضور دارند خلاء وجودی ایشان را جبران خواهند نمود و سبب خواهند شد که در وزانت ان خللی حاصل نشود».

پاسخ بند اول:‌
رأی نیاوردن یک نفر لزوماً به معنی دست رد مردم به چهره واقعی و مواضع حقیقی افراد نیست، بلکه در خصوص کسی مانند استاد مصباح بیش از هرچیزی ناشی از تحریف ها و تخریب ها و دروغهایی است که مدام در خصوص ایشان اعمال شده و میشود، دشمنان و منحرفان داخلی و خارجی، همواره تلاش کرده اند با تمام رسانه ها و اعوان و انصارشان این شخصیت بزرگ را با تهمت، تحقیر، تمسخر، تقطیع، تحریف، در نگاه مردم تخریب نمایند، برچسب هایی مثل عدم حمایت از انقلاب، قهر بودن با امام، عدم حمایت از دفاع مقدس و… از نمونه های دروغ هایی بود که علیه ایشان بیان شد و پاسخ هم داده شد و یا از مواردی که بسیار مورد تحریف قرار گرفت، نظرات علامه مصباح در باب ولایت فقیه بود که عیناً شبیه نظرات امام خمینی(ره) بود ولی با انتشار گسترده متون تحریف و تقطیع شده علامه مصباح، ایشان را مثل شهید بزرگوار بهشتی، هدف تیر کین قرار دادند، در خصوص موضع گیری امام خامنه ای هم باید منصفانه تر به مسئله نگاه کرد، این که رهبری به شخصیت علمی و برجسته علامه مصباح احترام بگذارد و عدم حضورش را محرومیت خبرگان بداند بد نیست این که در برابر نظر مردم ایستادگی کند و مثل هاشمی در هر انتخاباتی اعم از 84 تا 88، که دلش با نظر مردم جور نبود ادعای تقلب و تخلف کند زشت است، در هر صورت جایگاه علمی علامه مصباح اینقدر بالا هست که چه اکثریت مردم تهران به ایشان رأی بدهند یا ندهند منافی جایگاه ایشان نخواهد بود و مسلماً همانطوری که آیت الله خاتمی در حوزه کرمان نفر اول استان شد، اگر علامه مصباح در هر حوزه ای غیر از تهران شرکت میکرد نفر اول استان میشد و قرار نیست قضاوت ما نسبت به شخصیت علامه مصباح به خاطر تفاوت آرای تهران یا شهرستان تغییر کند. آیا وقتی علامه مطهری شهید شد،‌ امام خمینی(ره) گفت «مهم نیست بقیه بزرگان خلاء ایشان را پر میکنند»؟! خب وقتی نظر رهبری این است که ایشان در چنین جایگاهی قرار دارد و نبود ایشان در خبرگان را واقعا ثلمه میدانند، چرا باید حرفی به دروغ بیان کنند؟! و البته این مسئله منافی جایگاه علمی سایر بزرگان نیست.

بند دوم:
شما فرمودید:‌ «افرادی که به شورای_نگهبان هجمه می‌کنند، ناخواسته از دشمن تبعیت میکنند/ شورای نگهبان اگر نتواند شرایط قانونی را در فردی احراز کند، نمی‌تواند وی را تأیید کند و این عمل به قانون است/ هرگونه تخریب شورای نگهبان، اقدامی غیراسلامی، غیرقانونی، غیرشرعی و غیرانقلابی است»
ملاحظه و سوال : انچه در تمامی این دوران توسط خواص و بزرگان و دلسوزان انقلاب و نظام در قبال شورای نگهبان بیان میگردید متوجه عملکرد سلیقه ای برخی از اعضای محترم ان شورا در قبال افراد کاندید شده در موضوع رد و تایید صلاحیت ها بود که مصاحبه اخیر جناب ابراهیمیان سخنگوی سابق شورای نگهبان بر ان صحه گذاشت و نه تخریب جایگاه این شورا. آیا اعضای این شورا دارای عصمت هستند که حتی اجازه انتقاد به انان نیز روا نمیدانید و به گونه ای از عملکرد انان دفاع میفرمایید که کانا این اعضا بری از خطا و اشتباه و اعمال سلایق و علایق شخصی در تصمیم گیر ی هایشان هستند!!! همگان خاطرشان است که مواضع جانبدارانه برخی از اعضای شورای نگهبان در انتخابات 88 خود دلیل و بهانه به معترضین داد تا عدالت این شورا در حکمیت موضوع اختلافات را نپذیرفته و تمکین نکنند. آیا این مواضع درست بود؟؟ مستحضرید که حضرت امام (ره) در زمان حیات خویش بارها برخی اعضای این شورا را مورد عتاب جدی قرار داده و لحن عتاب الودی را متوجه انان نموده اند که مبادا اعمال سلایق شخصی و جناحی اشان زمینه هجمه به این شورا و بی اعتبار نمودن این جایگاه را فراهم سازد که البته بیشتر از بنده بدان واقفید اما ایا طی این سالها تمامی عملکرد این شورا تمام و کمال بدون خطا بوده است که مردم ما تشنه شنیدن کوچکترین تذکر به این شورا و یا اعضای ان از سوی جنابعالی مانده اند؟ آیا رد صلاحیت های اخیر که فریاد تمام دلسوزان را بر عدم رعایت عدالت و رعایت مر قانون و حتی اعمال سلیقه شخص و اتخاذ سیاست یک بام و دو هوا دراحراز صلاحیت ها و رد صلاحیت ها رابه همراه داشته تماما اشتباه و غلط و بی اساس و غیر قانونی و غیر اسلامی بوده است اما عملکرد این شورا و اعضای ان تمام برصحت و سلامت عدالت و درستی؟؟ مسلم نامه های اعتراضیه افراد رد صلاحیت شده که بعضا از بزرگان حوزه های علمیه و اساتید دانشگاه و ائمه جمعه و جماعت و… بوده اند را ملاحظه فرموده اید که بعضا به عدم التزام به اسلام مورد رد صلاحیت وقع گردیده ا ند که فی نفسه اتهامی است سنگین. آیا اینکه هر نقدی به این شورا ونهادهای انتصابی را سریعا به تبعیت از دشمن تعبیر فرمایید نشان از بسته شدن باب هرگونه نقادی دلسوزانه از این نهاد ندارد؟؟؟ آیا نمیشود در کنار این همه دفاع از این شورا و اعضای ان مقدای هم تذکر دهید که دوستان به گونه ای عمل نکنند که زمینه نارضایتی خواص و بزرگان را فراهم نسازند که دشمن بتواند بااستفاده از اشتباهات انان و بزرگنمایی کردن انها زمینه حمله به ان نهاد ها را فراهم سازد؟؟

پاسخ بند دوم:
انتقاداتی که به شورای نگهبان صورت میگیرد جملگی به عملکرد اعضای این شورا نیست هرچند در این خصوص نیز بعضاً انتقادات و حتی تخریب های سنگینی نیز به راست و دروغ صورت می گیرد، اما آنچه بیشتر هدف است، زدن اصل جایگاه قانونی شورای نگهبان به خصوص در مورد نظارت استصوابی و بحث تأیید صلاحیت توسط این شوراست پس بهتر است واقعیت ها را انکار نکنیم و انتقاد به یک جایگاه را با چند انتقاد جزئی به چند نفر تدلیس نکنیم و بحث دیگر انتقاداتی است که عمدتاً با کینه ورزی صورت می گیرد، نه با پیشنهادهای سازنده! کسانی که به قول رهبری در هنگام انتخابات به مرض تشکیک در سلامت انتخابات مبتلا میشوند چرا قبل از انتخابات و با جایگاه های حساسی که در مجلس و دولت و مجمع تشخیص داشته اند تاکنون نسبت به رفع مشکلات و محدودیت های شورای نگهبان اقدامی نکرده اند و فقط در فصل انتخابات زبانشان تیز و دراز و دهانشان باز می شود؟! چه کسی گفته که امام خمینی یا رهبری شورای نگهبان را معصوم می دانند؟! همانطوری که هیچ دولت و هیچ شخصی غیر از معصومین، عصمت ندارند، شورای نگهبان هم معصوم نیست و بعضاً در رد یا تأیید صلاحیت ها دچار اشتباه میشود، ولی آیا اگر یک نهادی اشتباهی کرد باید کل آن نهاد یا کل یک فرایند قانونی را هدف قرار داد و در پی حذفش بود؟! آیا باید کل نظارت استصوابی و جایگاه نظارتی شورای نگهبان در انتخابات را مورد هجمه قرار داد؟! این جمله متن که میگویند “رد صلاحیت های اخیر فریاد تمام دلسوزان را درآورد” خود گویای بی انصافی و عدم تقوای نویسنده در بیان این جملات است، کلمه تمام دلسوزان و کلمه فریاد درآوردن به شدت نشانگر میزان غلوی است که انجام شده است بی آنکه به حمایت های بی شائبه بسیاری از بزرگان و دلسوزان از عملکرد این شورا اشاره ای بشود. بحث دیگر این که بخواهیم یا نخواهیم، ببینیم یا نبینیم، شورای نگهبان باتوجه به جایگاهش که ضامن اسلامیت نظام و قوانین و تضمین کننده سلامت انتخابات و جمهوریت نظام مغضوب دشمنان و بدخواهان انقلاب است و وقتی خود دشمنان از بیان خصومت خود نسبت به این شورا دریغ ندارند، چطور میتوان گفت کسانی که به این شورا هجمه میکنند (ونه نقد همراه با پیشنهاد دلسوزانه) به دشمن کمک نمیکنند؟!

بند سوم:
شما فرمودید: «باید با همه‌ی دنیا البته به‌جز آمریکا و رژیم_صهیونیستی ارتباط داشته باشیم اما باید بدانیم که دنیا منحصرِ در غرب و اروپا نیست»
ملاحظه و سوال : اینکه دولتمردان ما باید مدام مراقب توطئه های دشمن باشند و با اتخاذ تدابیر مربوطه زمینه حفظ منافع ملی کشور را فراهم سازند و راه نفوذ و.. بردشمنان این مرز و بوم مسدود نمایند هیچ شکی نیست و همچنین اینکه اسرائیل رژیمی غاصب و جعلی است نیز شکی نیست اما سوال اینجاست اگر بنا بود که تعامل با امریکا نیز جزء خطوط قرمز نظام واقع گردد چه نیازی بود که اجازه مذاکره با طرف امریکایی در موضوع هسته ای داده شد؟؟ چرا در سال های قبل دربحث افغانستان و عراق مذاکرات صورت گرفت و تعاملات دوطرفه شکل گرفت؟؟ چرا اخیرا در بحث سوریه نیز چنین همکاری در حال انجام است؟؟ واقعا اگر بناست تعامل نباشد چرا صریح و شفاف بصورت قطعی هرگونه مذاکره در هر موضوعی اعلام نمیشود تا هم مسئولین دولتی تکلیف خود را بدانند هم مردم و خواص در تحلیل عملکرد انان دچار اشتباه نشوند. آیا این موضعگیری زمینه حمله رسانه های زنجیره ای علیه دولت رافراهم نمیسازد که چرا دنبال تعامل با امریکا هستید؟؟ در صورتیکه همگان میدانند در حوزه سیاست خارجه کشور بی اذن حضرتعالی محال ممکن است که مذاکره یا ملاقات و… شکل بگیرد. سوال و ابهام دیگر اینکه ایا تاکنون در قبال بد عهدی های کشور روسیه در قبال نیروگاه اتمی بوشهر و نیز تحویل ندادن سامانه موشکی اس 300 علیرغم گذشت سالهای متمادی از این مساله و ضررهای بیشمار مالی و.. که مستقیم متوجه کشور و مردم مان نموده است موضعگیری ای به این صراحت داشته اید؟؟؟ ایا بهمین صراحت و شفافیت بر غیرقابل اعتماد بودن طرف روسی سخن در مجامع عمومی به میان اورده اید؟؟
آیا بر عدم تعامل با این کشور بدلیل اتخاذ مواضع همسو با سایر اعضای شورای امنیت در تصویب تحریم های علیه کشور و مردم مان سخنی به میان اورده اید؟؟ آیا تا کنون گزارشی از فواید تعامل با کشورهای بلوک شرق من جمله چین و روسیه به مردم اعلام شده است؟؟ جز اینکه بازار ما را با اجناس بی کیفیت خود پر کرده و بر مصرف گرایی بیشتر مردم ترغیب نموده اند.

پاسخ بند سوم:
آنچه که در مورد مذاکره با آمریکا رخ داده است در مورد یک هدف خاص و برای رفع یک ظلم آشکار بوده است که البته به اصرار این دولت و برخی از شخصیتهای دولت قبلی و با اجازه خاص رهبری شروع شد اما همانطوری که به اجازه گرفتن از رهبری در این خصوص قائل بودید پس به سایر شئونات آن هم به اجازه رهبری اقتدا کنید، قرار نیست که اگر در مورد هسته ای یا یک موضوع خاصی با آمریکا مذاکره کردیم، در مورد همه چیزی مثل توان دفاعی مان هم مذاکره کنیم، قرار نیست در مورد حذف احکام اسلامی هم به بهانه حقوق بشر مذاکره کنیم، قرار نیست در مورد حقوق!!! همجنسبازان هم با آمریکا بنشینیم و چانه زنی کنیم، قرار نیست در مورد به رسمیت شناختن اسرائیل هم مذاکره کنیم و این موارد چیزهایی هستند که آمریکا دنبال چانه زنی در خصوص آنهاست و از تحریم ایران بابت هریک هیچ ابایی ندارد، پس اگر به ولایت فقیه واقعاً اعتقادی هست، اگر به اجازه ایشان پایبندی هست، به جای اصرار و ابرام و حتی تلاش برای تحمیل، باید به قانون و شرع در مورد رعایت اوامر رهبری احترام گذاشت و تازه همین اکنون هم با وجود برجام و تعهدات طرف مقابل، همه حتی شخصیت های دولتی از بدعهدی ها و تعلل های طرف مقابل علی رغم گذشت حدود 2 ماه از آغاز اجرای برجام صحبت میکنند که خود نشانگر میزان پایبندی ایشان به توافقات و عهدهایشان است. و امام مقایسه روسیه با آمریکا از این جهت اشتباه است که اولا ما با روسیه سر مسائل داخلی کشور و حقوق مردم مذاکره نمیکنیم و آنها هم چنین دخالتی ندارند، ما با آنها معامله میکنیم که اگر همان هم محقق نشد اعتراض میکنیم و محکوم میکنیم و حتی اگر لازم شد شکایت میکنیم، اما آیا روسیه برای تعامل با ایران به همه جزییات داخلی کشور ما هم کار دارد؟! و تفاوت آشکار دیگر بحث همسایگی ما با روسیه و منافع مشترک ما در منطقه به لحاظ امنیت منطقه و حذف جریانهای تکفیری از منطقه و مورد تحریم قرار گرفتن هر دو کشور است که موجب برخی از همکاری های راهبردی در منطقه گردیده است و اما در مورد چین هم اول این که با وجود تحریم ها، چین با ایران مراودات خود را بیشتر از سایر کشورها حفظ کرد و این یک ارزش بود که هم رهبری و هم دولتمردان از آن به عنوان یک کار خوب یاد کردند و دوم این که بیش از این که به اجناس چین بخواهیم ایراد بگیریم باید به تاجرانی که به جای اقلام با کیفیت چینی کالاهای بی کیفیتشان را وارد میکردند، گلایه کرد که البته بعدها با تشکیل یک مرجع نظارت برای کالاهای چینی بخشی از این مشکل با فشار بیشتر با تجار تا حدودی مرتفع گردید.

بند چهارم:‌
شما فرمودید که:‌ «انتخابات هفتم اسفند بار دیگر نادرستی و بی اعتباری سخنان کسانی را که در سال 88 مدعی نامعتبر بودن انتخابات بودند و آن فتنه مضر را برای کشور بوجود آوردند، نشان داد. همانگونه که انتخابات اخیر سالم بود، انتخابات دوره های قبل، از جمله انتخابات سالهای 88 و 84 نیز سالم بودند .برخلاف رفتار نانجیبانه کسانی که در سال 88 رأی نیاوردند و با براه انداختن فتنه برای کشور هزینه بوجود آوردند و دشمن را به طمع انداختند، در این انتخابات کسانی که رأی نیاوردند، به پیروز انتخابات تبریک گفتند که این موضوع، بسیار با عظمت و با ارزش است.»
ملاحظه و سوال : براستی آیا تاکنون کمیته ای حقیقت یاب متشکل از افراد دلسوز و معتدل از جناح های داخلی جهت تهیه گزارشی مستند ومتقن مبتنی بر اسناد معتبر اقدام به بررسی حوادث 88 نموده است و گزارش ان به سمع و نظر مردم رسیده است؟؟
– ایا تا کنون به اقداماتی که منجر به ایجادابهام و سوء ذهنیت در معترضین شد پاسخی منطقی داده شده است؟ اقداماتی از قبیل اینکه : 
– تاویل و تفسیر نمودن فرمایشات شما به اینکه نظرتان به احمدى نژاد است.
– طرفدارى اعضاى محترم شوراى نگهبان از نامزد انتخاباتى یعنى اقاى احمدى نژاد.
– طرفدارى اعضاى نیروهاى مسلح از احمدى نژاد.
– بکارگیرى ظرفیت هاى دولتى نظام در جهت انتخاب احمدى نژاد مانند توزیع سهام عدالت، یارانه و وام در سفرهاى استانى.
– ایجاد این شائبه در میان جامعه که شکست احمدى نژاد شکست نظام و رهبرى است از سوى برخى امنیتى ها و نظامى ها و منبرى ها در تریبون هاى عمومى.
– طرفدارى برخى منبرى ها از نامزدى احمدى نژاد که این منبرى ها بصورت اخص منتصب به حضرتعالی هستند و یا اینطور وانمود مینمودند و متاسفانه دفترتا نیز هیچ برخوردى حداقل علنى با ایشان نکرده است.
– برخوردهاى تند صورت گرفته همانند احکام جلب صادر شده براى برخى از فعالین سیاسى که بعضا چند روز قبل از انتخابات برایشان حکم جلب بدلایل عجیب و غریب صادر شده بود.
– برخورد تند با مردم و عدم پذیرش گفتگو با مردم.
– قطع اینترنت و اس ام اس نه تنها از التهابات نکاست بلکه بر شائبه مقابله حکومت با مردم و اینکه حتما یک چیزى شده است که نمیخواهند مردم بفهمند افزود.
– برگزارى جشن پیروزى توسط احمدى نژاد در اوج اعتراضات مردمى و بکار بردن الفاظ توهین امیز توسط احمدى نژاد همانند خس و خاشاک و …. به جاى اینکه به فروکش نمودن التهابات کمک کند به فوران التهابات افزود دیگران که در خلق ادبیات غیر فاخر گوى سبقت از هم ربودند همچون گفتن بزغاله و گوساله، میکروب و ….. به معترضان، معترضانى که فقط به نتایج انتخابات اعتراض داشتند عامدانه یا جاهلانه به سوى مخالفت با کل نظام سوق داده شدند.
– واقعه کهریزک از تاسف بار ترین وقایع طول تاریخ جمهورى اسلام کشته شدن چندین نفر در این بازداشتگاه و کشیده شدن پاى قضات و فرماندهان ارشد به این موضوع. 
– کشته شدن پزشک وظیفه بازداشتگاه کهریزک مرتبط با پرونده در پزشکى قانونى.
– اعترافات تلویزیونى و پخش ان که حتی مورد اعتراض حضرتعالی نیز واقع شد.
مگر نه اینکه علی مطهری بصراحت اعلام کرده اند که اگر بستر مناسبی فراهم شود افرادی هستند که حاضرند اسناد متقن در اثبات تقلب صورت گرفته در انتخابات 88 ارائه نمایند. آیا تاکنون چنین بستری فراهم شده است ؟ آیا تا کنون از ایشان خواسته اید که موضوع را دنبال کنند و از مسئولین امر خواسته اید زمینه تشکیل چنین دادگاه علنی را فراهم نمایند تا مردم بعد از گذشت 6 سال از این ماجرا به حقایق واقعی ان وقوف پیداکنند؟؟
آیا تصور نمیفرمایید این مساله هنوز در اذهان مردم بصورت زخمی در استخوان و خاکستری زیر اتش زنده است؟؟ و شایسته است جهت رفع این ذهنیت اقدامی عملی صورت پذیرد؟؟
آیاتعابیری همچون مردم کوفه و مردمی اهل شهوات و اهل گناه و فساد و…. که بعد از اعلام نتایج انتخابات اخیر از سوی مدعیان اخلاق و اصولگرایی در رسانه های خود به مردم تهران منتسب کردند و ترویج دادند نشان از نجابت انان در برابر پیروزشدگان است؟؟

پاسخ بند چهارم:
برای یافتن حقایق یک انتخابات نیازی به کمیته حقیقت یاب نیست که با این وجود در همان زمان هم شورای از طرف رهبری برای حل مشکل ایجاد شد، ولی چشم فتنه گران کور شده بود و جز ابطال بدون دلیل و مدرک انتخابات چیزی را نمی دیدند، جالب است که با وجود مشاهده این اختلاف آرای بین تهران و سایر شهرستان ها هنوز متوجه ریشه توهم سران فتنه نشده اند و هنوز نمی فهمند که اگر رأی مردم تهران به یک نامزد یا یک جریان خاص متمایل بود ممکن است رأی دیگر نقاط کشور کاملاً برخلاف آن باشد که عین همین مسئله در انتخابات 88 و 94 هم تکرار شد و بحث دیگر این که برای ابطال یک انتخابات و یا اثبات تقلب و یا تخلف انتخاباتی باید مستندات محکمه پسند برای آن ارائه کرد و گرنه به صرف ادعا که نمیتوان مدعی یک تقلب گسترده مهندسی و برد با فاصله و قاطع گردید که عملا به یک باخت انتخاباتی قاطع منجر شد، ادعای برد قاطع وقتی با یک باخت قاطع 11 میلیونی جایگزین میشود یعنی ادعای تقلبی در حد و حدود 20 میلیون رأی، و جالب است کسانی که از ماهها قبل در بوق تقلب دمیدند و کمیته صیانت از آرا تشکیل دادند برای یک ادعای تقلب حدود 20 میلیونی یک برگ سند و برگه محکمه پسند هم در دست نداشتند. بحث دیگر قاطی کردن بحث تقلب و تخلف است، اگر کلید فتنه 88 را در صحبت های موسوی مبنی بر برد قاطع در نظر بگیریم متوجه میشویم که ادعای ایشان صراحتاً تقلب است و نه تخلف، ایشان میگوید که من با همین وضع موجود با اختلاف بالا برنده شده ام و در مسیر انتخابات هم حرفی از تخلفات گسترده و حتی تخلف تأثیرگذار به میان نمیاورد ولی بعدها که دست حامیان فتنه از اثبات تقلب کوتاه میشود به مسائل مسخره ای مثل توزیع سود سهام عدالت که چند ماه قبل از انتخابات شروع شد و تا حدود 2 سال بعد از آن هم ادامه داشت و یا توزیع سیب زمینی که در حال فساد بود (و در این دولت دفن شدند)، بین مردم مناطق محروم را عامل رأی احمدی نژاد دانستند!!! ارتباط یارانه با نتیجه انتخابات هم که کاملاً مسخره است چرا که این طرح در دولت دهم راه افتاد و نه در دولت نهم! جالب است که برای زیر سوال بردن انتخابات همه چیز را زیر سوال می برند و حال این که همین دولت یازدهم هم در سفرهای استانی برای متقاضیان وام در نظر میگیرد و کسی هم از آن به عنوان یک تخلف یاد نمیکند!! بحث دیگری که مطرح شده حمایت برخی منبری ها از احمدی نژاد است که این مسئله چیز عجیبی نیست و در تمام ادوار انتخابات منبری های مختلف از افراد مختلف حمایت میکنند و منبر اساساً کارکرد بخشنامه ای ندارد و در همین انتخابات هم دیدیم که منبری های مختل به نظر خودشان برای افراد یا جریانی تعریف هایی داشتند.
و اما ادعای برخورد تند با مردم اگر واقعیت داشت که روز به روز شعله فتنه بیشتر میشد نه این که به همراهی مردم در 9 دی ختم شود، نظام در یک فرایند 8 ماهه با روشنگری و فرصت برای فتنه گران نشان داد که فتنه گران جز تهمت و دروغ و هوچی گری و همراهی بیگانگان و بدخواهی برای کشور چیزی ندارند و اینها خود بهترین امری بود که موجب خالی شدن دور و ورشان گردید. و اما قطع اینترنت و پیامک برای کسانی که واقعا دنبال اغتشاش بودند امری است که حتی در کشورهای اروپایی هم رخ داده و مسبوق به سابقه است و جالب است که حامیان فتنه که شمشیر به دست و عربده در حنجره دنبال به زمین زدن انقلاب بودند چه روشنفکرانه از قطع پیامک و اینترنت گلایه میکنند!!! آیا برگزاری جشن انتخاباتی حق نامزد پیروز نیست؟! آیا حامیان نامزد پیروز بابت جشن انتخاباتی باید تخطئه شوند و یا کسانی که با دروغ بزرگ تقلب گسترده، حامیانشان را در برابر حامیان جریان پیروز قرار دادند؟! آیا چنین رفتاری اوج بی ظرفیتی بازندگان انتخاباتی نبود؟! آیا تاکنون چنین وضعی در هنگام پیروزی اصلاح طلبان یا اعتدالیون در انتخابات مشاهده گردیده است و یا خیلی راحت جشن انتخاباتی را حق خود دانسته و برگزار کرده اند؟! و با تبریک مودبانه رقبایشان مواجه شده اند؟! و اما بحث آخر هم در مورد برخی صحبت ها و ادبیات ها و یا برخوردهای فیزیکی بود که بین دو طیف درگیری وجود داشت و هرچند هر دو طرف بعضاً اشتباهاتی داشتند اما اینها همه فرع مسئله بودند و اصل مسئله آن فرمان شورش و اغتشاش بود که مردم را در روبروی هم قرار داد و البته فرع ها هم باید بررسی شوند ولی به فرموده رهبری، اصل فتنه بود.
در پاسخ به این که علی مطهری گفته است اگر فلان شرایط بشود من فلان شواهد را ارائه میکنم چرا این کار را در این 6 سال انجام ندادند!؟ ایشان که به شجاعت می بالند، ایشان که در همین مدت بارها و بارها به افراد مختلف باتوهین و الفاظ رکیک برخورد کرده اند و کسی هم کارشان نداشته است، پس چطور است که ارائه اسناد تقلب ایشان را ترسانده است!؟؟؟ چطور است که کمیته صیانت از آرا و خود فتنه گران در 8 ماهی که ادعای تقلب گسترده داشتند و تمام پیامهای دعوت به اغتشاش شان از رسانه های داخلی و خارجی منتشر میشد، اسنادی برای ارائه نداشتند و فقط مرغشان یک پای ابطال انتخابات داشت!!! ولی الان علی مطهری یک تنه برای این ادعای تقلب حدود 20 میلیونی، سند و مدرک جور کرده است؟! و همه نظام هم باید به صرف چنین ادعای مضحکی خود را بدهکار بدانند؟! و جالب این که چطور افرادی که در شب انتخابات ساده اندیشانه به خاطر اعتماد به نامزد بازنده در خیابان ریختند هنوز ساده لوحانه منتظرند تا شاید سندی، مدرکی یا حتی شاهدی برای تهمت بزرگی که 6 سال پیش با هزینه های بسیار سنگین به منافع ملی و امنیت ملی و وحدت ملی وارد کردند، بتوانند پیدا کنند؟! و اما این که هنوز ادعا میکنید مردم نتیجه انتخابات 88 را نپذیرفته اند دو پاسخ دارد اولاً که خیلی از مردم این شبهه برایشان رفع شد نشان به این نشان که در انتخاباتهای بعدی نظام با مشارکت پرشورشان دوباره مهر تأیید بر قابل اعتماد بودن به نظام را زدند ثانیاً که جریان اعتدال در انتخاباتی که همان دولت، همان شورای نگهبان، همان نظام، همان برگزارکنندگان و ناظران محلی و همان قانون اساسی مبنایش بودند با نتیجه 50?7 درصد آرا در دور اول رأی آورد و حال این که اگر نظام تنها 0?7 درصد تقلب میکرد می توانست انتخابات را به دور دوم بکشاند و ثالثاً این که تا وقتی که برخی نخبگان ساده اندیش که اول عمل میکنند و بعد دنبال سند و مدرک میگردند حاضر به پذیرش اشتباهشان نیستند، عده ای از مردم هم به تبعیت از ایشان مسائل و شبهات برایشان رفع نخواهد شد و این امری طبیعی است. و اما ادعای تجاوز در کهریزک تنها توسط سرباز پزشکی انجام شد که در موارد دیگری نیز مطالب خلاف واقع گواهی کرده بود و تازه برخی از منابع خبری نیز نوع مرگ وی را خودکشی ثبت کرده اند که در هر صورت به صرف چنین ادعاهایی و حتی ادعاهای بالاتر از اینها، نمی توان گفت یک تقلب گسترده بابت تخلفاتی که در برخی برخوردهای غلط با اغتشاشات صورت گرفته رخ داده است، پس به جای این که هر چیزی را برای توجیه رفتار زشت فتنه گران و شروع این خسارت عظما ردیف کنید، ابتدا به بزرگی خیانت فتنه بپردازید. در مورد این ادعا که احمدی نژاد به تمام معترضین توهین کرده است مشخصاً به استناد سخنان وی که بارها هم پخش شده، ایشان عیناً شرکت کنندگان در انتخابات را از اغتشاشگران جدا میکند و میگوید که همه 40 میلیونی که رأی دادند حماسه آفریدند و سپس میگوید که آنانی که در گوشه و کنار اغتشاش میکنند با جمعیت همین مردم مثل خس و خاشاک شسته خواهند شد که همین هم در 9 دی محقق گردید. و نهایتاً این که ادعای کوفی و اهل شهوت و… خواندن مردم یک تهمت دروغ بود که به حاج آقا شجونی زده شد و ایشان هم انکار کردند و هیچ سند و مدرکی هم در  خصوص مصاحبه ادعایی از سوی تهمت زنندگان ارائه نگردید. ولی در طیف نزدیک به هاشمی که شما هم از ایشان حمایت کرده اید واقعاً به شهرستانی ها بابت عدم اقبال به اصلاح طلبان و اعتدالیون (جز در برخی معدود مراکز استانها) توهین شد که البته با توجه به توهین های قبلی جریان هاشمی در زمانی که مردم به ایشان رأی نمی دادند چیز عجیبی نبود.

حرف آخر:

و در انتها با توجه به عزم نگارنده نامه، برای پند و نصیحت به مقام معظم رهبری، درخواست میکنیم یک نامه هم به شخص هاشمی رفسنجانی بنویسند و بابت عدم تبعیت ایشان در برابر قانون، تمکین نکردن از اوامر رهبری در خصوص فتنه 88، ایستادن در برابر رأی مردم در سال 88 و زیر سوال بردن رأی مردم در 84، خادم دانستن و تطهیر کردن فرزندی که جرایم سنگینش در حوزه های مختلف اقتصادی و امنیتی غیر قابل کتمان و خسارات عظیمش غیر قابل اغماض است، در خصوص این که چه کار کرده است که این چنین محبوب آمریکا  انگلیس و رجوی (سرکرده منافقین) و … گردیده است و دشمنان انقلاب رسماً از ایشان، مواضعشان و لیست شان حمایت میکنند، از این که چرا آرمان های اسلام و انقلاب مانند استکبارستیزی، انقلابی گری، ساده زیستی، ظلم ستیزی، استقلال، ولایتمداری را یا منکر میشود یا زیر سوال می برد و هر چه که اصلا خودتان دلتان میخواهد را از ایشان سؤال کنید، باشد که ادعای خیرخواهی و حق جویی شما کمی قابل باور گردد!


nazokbin

94/12/24
8:9 ص

11605_66518هاشمی رفسنجانی (94/12/22): «آن هایی که فکر می‌کنند زندگی با ریاضت انسان‌ ساز است، اشتباه می‌ کنند ریاضت‌ هایی که درباره زندگی امام می‌ گویند درست نیست، بعضی‌ ها فکر می‌ کنند با عسرت و ریاضت زندگی کردن بهتر است، این در حالی است که قرآن هم آن را قبول ندارد. ریاضت‌ هایی که در مورد زندگی امام خمینی(ره) میگویند درست نیست، من از جوانی در خانه امام بودم. ایشان هر چه داشتند را نشان می‌دادند این طور نبود که جلوی خانه زیلو پهن کنند و در خانه قالی داشته باشند، خیلی از ریاضت کشی‌ های‌ این روزها ریاکاری است، قرارنیست مردم با ریاضت زندگی کنند.»

متلک ها و کنایه های هاشمی و روحانی به اصول انقلاب و مقام معظم رهبری و سخنان ایشان به امری عادی و روزمرده تبدیل شده است که دیروز در خصوص تشبیه علامه مصباح با شهید مطهری (telegram.me/nazokbin/1202) و امروز هم شاهد تحریفات هاشمی علیه ساده زیستی در اسلام و انقلاب بوده ایم که مختصراً به این سخنان پاسخ میگویم:

1- بحث ساده زیستی حاکمان اسلامی در حد اقشار ضعیف جامعه اینقدر در روایات و سیره حضرت پیامبر (ص) و حضرت امیر (ع) متواتر است که به نظر نمیرسد نیازی به نشانی آوردن در این خصوص باشد، هرکسی که آشنایی مختصری با نهج البلاغه داشته باشد، توصیه های موکد حضرت امیر المؤمنین (ع) به حاکمان و والیان در خصوص ساده زیستی را غیرقابل انکار می داند، البته بین مقوله ساده زیستی و کسب مال مشروع تفاوت زیاد است آنطور که حضرت امیر درآمد زیادی با کارهای زیاد و سنگین کسب می کردند ولی از آن درآمد برای کمک به دیگران استفاده می کردند و همچنان خودشان ساده می زیستند.

2- ساده زیستی امام خمینی(ره) اینقدر غیرقابل تردید است که این امر در جملات داخلی ها و خارجی ها به تواتر بیان شده است و فیلمهایی که در این خصوص وجود دارد و منزل حضرت که تبدیل به موزه شده است، این امر را به خوبی اثبات میکنند.

3- مطلب دیگری که به بهانه بیان بی ریایی امام خمینی(ره) بیان شده است زیر سوال بردن ساده زیستی دیگرانی است که جلوی خانه زیلو دارند ولی در خانه قالی دارند که این جملات ما را به برخی از جملات و خاطره ها در خصوص قالی منزل مقام معظم رهبری می اندازد:

مرحوم حاج احمد میگوید: «وظیفه خود می دانم این مهم را به مردم مسلمان و انقلابی ایران بگویم که من از وضع منزل حضرت آیت الله خامنه ای مطلع هستم. در خانه مقام معظم رهبری هرگز بیش از یک نوع غذا بر سر سفره نیست. خانواده ایشان روی موکت زندگی می کنند. روزی به منزل ایشان رفتم، یک فرش مندرس و پوسیده زیر پاهایم پهن بود که من از زبری و خشنی آن فرش- که ظاهراً جهیزیه همسر ایشان بود- اذیت می شدم از آنجا بر خاستم و به موکت پناه بردم.»

امام خامنه ای میفرمایند: «من وقتی ازدواج کردم همسرم از پدرش ، که فرش فروش بوده، فرشی به عنوان جهیزیه به همراه داشته است که هنوز نیز، با وجود فرسودگی آن ، در منزل ما از آن استفاده می شود و بجز آن ، قالی دیگری در منزل نداریم . چند مرتبه اخوالزوجه ها گفته اند که این قالی نخ نما شده و خواسته اند که آن را عوض کند ولی من اجازه نداده ام . اصلا در طول زندگی خود ، نه قالیچه ای خریده ام و نه فرشی به خانه اضافه کرده ام، حتی آنها را تبدیل به احسن نیز نکرده ام.»

4- هرگز امام خمینی و امام خامنه ای نخواسته اند که مردم دچار سختی باشند و اگر هم جایی توصیه به اصلاح الگوی مصرف، استفاده از کالای داخلی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی، اجرای اقتصاد مقاومتی و… دارند همگی برای رفع پایدار، مطمئن و آبرومند مشکلات اقتصادی مردم و کشور است و گرنه می توان با خرید همه مایحتاج از خارج، یک اقتصاد رفاه زده، ضعیف و ناپایدار را بر مردم تحمیل کرد.

5- متأسفانه شاهدیم که هاشمی و یارانش برای تحریف انقلاب، به شدت مشغول تحریف اسلام و انقلاب هستند و در این راه از تحریف سیره حضرات معصومین در خصوص ساده زیستی، ظلم ستیزی، پیام عاشورا و یا از دروغ بستن به امام خمینی(ره) با جملاتی مثل این که «امام خمینی(ره) با حذف شعار مرگ بر آمریکا مخالف نبود» و یا این که «امام خمینی قبل از وفات گفتند که جام زهر شیرین بود» و امثالهم…، فروگذار نکرده اند.

6- اصرار هاشمی و روحانی برای تغییر کلیدواژه های انقلاب مانند انقلابی گری، ساده زیستی، استقلال، ظلم ستیزی، استکبار ستیزی و… و استفاده از واژگانی مانند افراطی گری، عوامفریبی، پوپولیستی، ماجراجویی، تعامل (به جای استقلال)، عدم دخالت حکومت برای ارتقای مبانی دینی و ایمانی جامعه و… از علائم مسجل اصرار این جریان برای تحریف مفهومی انقلاب است.

7- یکی از روشهای تحریف حضرت امام خمینی، مرجع تراشی برای تفکر ایشان است، ایشان ترویج میکنند که برای شناخت حضرت امام، به جای مراجعه به نص سخنان و وصیت نامه ایشان، باید به شخص هاشمی و نوادگان امام مراجعه کرد و بعد هم ایشان ضمن رد نصوص سیره امام و بیان خاطرات جدید از 30 سال پیش و حتی برخی خوابها و رویاها، به گفتمانهایی که دقیقاً برخلاف سیره و گفتمان امام حرکت میکنند، رسمیت می بخشند.


nazokbin

94/12/14
11:21 ع

آقای صادق زیباکلام! سلام؛

زیبا کلام روحانی

شما ادعا کردید که با بال شکسته پریدید و منظورتان لابد ردصلاحیت برخی از شخصیت های اصلاحاتی بود، آقای زیباکلام! چرا رک و راحت نمیگویید که منظورتان این است که اگر برخی از افراد رسماً عدم التزامشان به قانون اساسی را به بدترین شکل در سال 88 اثبات کردند، باز هم باید فرصت استیلا بر مردم را پیدا کنند؟! چرا نمیگویید که عدم پایبندی و حتی ایستادن در برابر این قانون اساسی را اساساً قبیح نمیدانید؟!

آقای زیباکلام!لیستی از شما در تهران رأی آورد که اگر در آن لیست، اسم 30 جماد را هم میگذاشتید حامیانتان به ایشان رأی میدادند پس عدم حضور برخی از شخصیت هایتان در لیست را به منزله شکسته بودن بالهایتان تعبیر نکنید، چرا که دوستانتان آموخته شده اند که به هویت اشخاص و کارکردها و برنامه ها و توانایی هایشان کاری نداشته باشند، به قول آقای حسین مرعشی که اخیراً گفت: «توسعه یافتگی سیاسی در ایران موجب خواهد شد مردم بیاموزند به جای تکیه بر شناخت خود به سمت انتخاب بسته های سیاسی پیش بروند»!!

آقای زیباکلام!رویکرد هاشمی و اصلاح طلبان طوری شده که نه تنها حامیان داخلی شان بلکه دشمنان انقلاب هم چشم بسته از ایشان و فهرستی که تهیه میکنند حمایت میکنند، چرا که با هدف شما همذات پنداری دارند که همان کاهش قدرت و اختیارات ولایت فقیه ، حذف یا تضعیف شورای نگهبان و عدول از احکام اسلامی (به اسم حمایت از حقوق بشر) در حکومت داری و عقب نشینی از اصول استقلال ، مقاومت و استکبارستیزی است.

آقای زیباکلام!شما رأی مردم تهران را رأی به فتنه قلمداد کردید و این رأی اینقدر شما را جسور کرده که در پی تطهیر فتنه و سران فتنه و زیر سوال بردن حصر امنیتی ایشان هستید؟! آقای زیباکلام!جالب است که شما تنها به این دلیل که چرا اصولگرایان شکستشان را که شما به آن اصرار دارید، نمیپذرند بر ایشان می تازید ولی کسانی را که نه تنها شکست شان را نپذیرفتند، بلکه دیگران را دعوت به اغتشاش کردند و از دشمن درخواست کمک و تحریم و فشار کردند و باعث کشته شدن جوانان هر دو طرف این ملت شدند را تطهیر میکنید؟!

آقای زیباکلام!شمایی که جمعیت تهرانی هایی را که به خاطر اعتماد به نامزد متوهمشان فکر کردند آرای تهرانی ها گم شده را هنوز از خاطر نبرده اید، آیا از انتخابات امسال درس گرفتید که چگونه نتیجه تهران با شهرستانها زمین تا آسمان متفاوت بود؟! آیا هنوز وقت آن نرسیده که اعتراف کنید ایران فقط تهران نیست؟! آیا هنوز فتنه گرانی که با غرور و کج فهمی نتوانستند فرق بین آرای تهران و غیرتهران را بفهمند را مقصر نمیدانید؟!

آقای زیباکلام!شمایی که جمعیت معترض اولین روزهای پس از انتخابات 88 را دیدید، آیا متفرق شدن حامیان اولیه ایشان را به دلیل افشای ماهیت دروغگویی، توهم و خیانتشان ندیدید؟! آیا جمعیت انبوهی را که در تهران و سراسر کشور حماسه 9 دی را در محکومیت فتنه و سران دروغگویش به صورت خودجوش شکل گرفت را ندیدید؟!جمعیتی را که در سایر انتخاباتها و راهپیمایی های همین نظام با اعتماد مشارکت کردند را ندیدید؟! اصلاً با فرض باقی ماندن بخشهایی از تردیدهای سال 88 در اذهان تان، آیا بهتر نبود در آن چندماهی که سران فتنه آزاد بودند و دعوت به اغتشاش می کردند از ایشان طلب مدرک و سند بکنید تا تردیدتان مرتفع گردد؟!

آقای زیباکلام!شما نمازجمعه تیر88 هاشمی را دعوت به آشتی ملی خواندید؟!واقعاً مطالبه ابطال بدون دلیل و غیرقانونی آرای مردم دعوت به اغتشاش است؟!در کدم کشور دنیا که شما رفتید کسانی را که به پشتوانه تهمت و با دعوت به اغتشاش و بدون مراحل قانونی خواستار ابطال انتخابات میشوند را دعوت کننده به آشتی ملی میخوانند؟!

آقای زیباکلام! شما از این که چرا در 6 سال پس از انتخابات به فتنه گران فرصت دفاع داده نشد گلایه کردید، ولی مگر در آن 8 ماهی که فرصت ارائه مستندات قانونی و بازگشت به مسیر قانونی و دفاع از ادعاها و اتهامات شان علیه نظام داشتند، از این فرصت استفاده کردند؟!و یا برعکس، این فرصتها بیشتر باعث توهم و جسارتشان شد و از این فرصتها برای گرا دادن به دشمنان و هجمه به پایه های جمهوریت و اسلامیت نظام استفاده کردند!!


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
سیاسی ، دولت ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، هاشمی رفسنجانی ، صدا و سیما ، رسانه ، تورم ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، مشایی ، تحریم ، اعتقادی ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، برجام ، عدالت ، قوه قضاییه ، انقلابی ، اقتصادی ، تولید ، آمریکا ، مجلس ، علی لاریجانی ، بصیرت ، رابطه با آمریکا ، رشت ، گیلان ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، فرهنگی اجتماعی ، غرب ، استاد مصباح ، خانواده ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انقلاب ، انتخابات 96 ، هاشمی ، مهدی هاشمی ، سران فتنه ، سعید جلیلی ، مذهبی ، بانک ، جبهه پایداری ، شورای نگهبان ، علی مطهری ، کارمند ، مسکن مهر ، انتخابات ریاست جمهوری ، اصلاح طلبان ، اجرای برجام ، تحلیل های اقتصادی ، سوریه ، ماهواره ، جواد ظریف ، امام خمینی (ره) ، انتقاد پذیری ، استقلال ، مدیریت و ایمنی ، فساد بزرگ اقتصادی ، سیاست ، طنز ، ولایت فقیه ، ظریف ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، هنر ، ارز ، استکبار ستیزی ، اسرائیل ، انتخابات مجلس ، بدعهدی آمریکا ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی ، انتخابات آزاد ، ایمنی ، نقض برجام ، سران قوا ، نرخ رشد جمعیت ، مذاکره کنندگان هسته ای ، جریان انحرافی ، توافق نهایی هسته ای ، تهاجم فرهنگی ، تحریف انقلاب ، بانک ، انتقاد ، مدیریت ، نرمش قهرمانانه ، سبک زندگی ، علامه مصباح ، سینما ، شبکه های اجتماعی ، مردم ، انقلابی گری ، اصولگرایی ، جمنا ، کارگر ، تحریف اسلام و انقلاب ، حجاب و عفاف ، اشتغال ، برجام 2 ، پسابرجام ، مسجد ، هنر و رسانه ، فوتبال ، قالیباف ، قانون اساسی ، مذاکرات هسته ای ، نفوذ ، فرهنگ عمومی ، رابطه ایران و آمریکا ، برجام های 2 و 3 ، باقری لنکرانی ، ازدواج ، آرمان های انقلاب ، وبلاگ نویسی ، آموزش و پرورش ، ائتلاف اصولگرایان ، اعتدال ، اینترنت ، انتخابات های 94 ، دولت یازدهم ، رکود ، شبکه اجتماعی افسران جنگ نرم ، میر حسین موسوی ، مالیات ، محمد جواد ظریف ، گفتمان انقلاب ، عربستان ، بسیج ، امام حسین ، حضرت مهدی عج ، کارشکنی های آمریکا در اجرای برجام ، حقوق های نجومی ، حقوق کلان مدیران دولتی ، حامیان متعصب احمدی نژاد ، خاتمی ، داعش ، تحریم موشکی ، تحریف شخصیت امام خمینی ، ترکیه ، جدایی نادر از سیمین ، تولید ملی ، توهین های دولتمردان ، ائتلاف اصلاح طلبان ، احمد توکلی ، آمریکا ، بسته تحریم موشکی ، انتقادات به برجام ، ایرانیت ، عراقچی ، فتنه گران ، عکس ، روحانی ، دولت راستگویان ، دولت های نهم و دهم ، سعید مرتضوی ، قرارداد خرید هواپیما ، محسن رضایی ، متن برجام ، نقدینگی ، مرگ بر آمریکا ، محمد خاتمی ، قراردادهای پسابرجامی ، سیاه نمایی ، عزت ایران ، عبدالرضا داوری ، باخت اصولگرایان در تهران ، پارسی بلاگ ، آملی لاریجانی ، ادارات ، توالد ، جنبش برنمی تابیم ، تحریم های جدید ، خودروسازان ، حوادث ناشی از کار ، دوقطبی سازی ، حاشیه سازی ، حجاب ، حداد عادل ، حلقه انحرافی ، حقوق ، حسین قدیانی ، حادثه پلاسکو ، خطوط قرمز رهبری ، جدایی مشایی از احمدی نژاد ، توهین ، توصیه رهبری به احمدی نژاد ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
ساعت یک و نیم آن روز پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) پژواک داروخانه دکتر سلیمی سرچشمه ادب و عرفان بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا عاشق آسمونی کانون فرهنگی شهدا هــم انــدیشـی دینــی رقصی میان میدان مین یا صاحب الزمان (عج) رضویّون حدیث منتظران قائم (عج) همه چیز آماده دانلود تراوشات یک ذهن زیبا بادصبا آسمون آبی چهاربرج یادداشتهای فانوس من وآینده من نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی مهاجر ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت در سایه سار ولایت فروشگاه اینترنتی پوشاک زنانه اوتیسا

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه