لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

95/8/22
3:46 ع

رسانه‌های هتاکپس از سخنان روشنگرانه آیت الله آملی لاریجانی مبنی بر این که روحانی از سویی شعار آزادی بیان می‌دهد و از سویی خواهان برخورد با برخی رسانه‌ها است، نوبخت، معاون و سخنگوی دولت، خواهان برخورد با رسانه‌های هتاک شد و گفت:

«دولت به آزادی بیان در چارچوب قانون معتقد و به حاشیه امن داشتن عده ای هتاک معترض است»

که در پاسخ به این سخنان سخنگوی دولت می‌گویم:

آقای نوبخت! در این سه سال و اندی که از عمر دولت پر‌مدعای‌تان می‌گذرد، چه کسی بیش از شما و رئیس دولت متبوعتان هتاکی کرده است؟! بی‌سواد، بی‌شناسنامه، بیکار، متوهم، بروید به جهنم، رانتخوار تحریم، کاسب تحریم، افراطی، زبان نفهم، کودک، رسانه میلی، بزدل، ترسو، تعامل هراس و ... را چه کسی به منتقدان خود حواله داده است؟! آیا این‌ها مصداق هتک و توهین و افترا نیستند؟!

آقای نوبخت! آیا این توهین‌ها به نجومی بگیران، مفسدان فساد 8000 میلیاردی و به آمریکای بدعهد انجام شده است و یا به منتقدان، کارشناسان و رسانه‌های داخلی که به لحاظ فنی به برجام، FATF ،IPC و... ایراد گرفتند؟! آیا حالا چنین دولتی می‌تواند مدعی و معترض هتاکی دیگرانی باشد که مدام از سوی دولتمردان مورد توهین، هتک، تهمت، افترا و توقیف قرار گرفته‌اند؟!

آقای نوبخت! آیا پاسخ دندان شکن آیت الله آملی لاریجانی به اظهارات آقای رئیس جمهور در اففتاحیه نمایشگاه مطبوعات، باید باعث می‌شد در توجیه تناقض ادعای آزادی بیان و درخواست برخورد و توقیف منتقدان و رسانه‌های‌شان، ایشان را با برچسب رسانه‌های هتاک ، شایسته قلم شکستن، دهان بستن و زبان بریدن قلمداد کنید؟!

جناب سخنگو! برای یک بار هم که شده به جای گفتن، بشنوید، اگر این توهین‌ها به سبب خنک شدن دل‌تان است که هیچ، خنک شوید و به کارتان برسید ولی اگر فکر می‌کنید مردم، ادا و اطوار مبادی اخلاق‌تان را جدی می‌گیرند و ژست مدعی آزادی بیان بودن‌تان را باور می‌کنند، باید بگویم که زهی خیال باطل! مردم بسی زیرک‌تر از آنند که شما می‌پندارید فقط ترسم این است که دیر دریابید!


nazokbin

95/8/9
3:33 ع

مهدی خزعلیاخیراً کلیپی از صحبتهای مهدی خزعلی منتشر گردیده است که در این کلیپ او برای این که خود را تندرو نداند، به سابقه حضور خود در جبهه، اشاره میکند و سپس برخی از اتهامات ثابت شده و نشده را بهانه میکند تا خود را از تندرویی مبرا و دیگران را به آن متهم کند.

یکی از مواردی که مهدی خزعلی با بکار بردن لفظ «چریدن» مطرح میکند،‌ اتهام زمین خواری 650 هکتار زمین بیخ گوش تهران به محمد جواد لاریجانی است، او میگوید در زمانی که در جبهه میجنگیده است، محمد جواد لاریجانی مشغول تصرف این زمینها بوده است. با یک جستجو در خصوص این اتهام به چند نتیجه میرسیم، اولاً اتهامی که علیه محمد جواد لاریجانی تاکنون مطرح بوده، 342 هکتار بوده است، ثانیاً آنچه که یکی از نزدیکان ایشان تأیید کرده است تنها20 هکتار است،‌ ثالثاً اتهامی که علیه ایشان مطرح شده است یکبار رد شده است و اکنون در دور دوم رسیدگی قرار دارد. با توجه به این موارد، حکم نهایی هر چه که باشد، نشان میدهد اتهامات مهدی خزعلی درباره محمد جواد لاریجانی نه دقیق است و نه قطعی! و بحث دیگر این که محمد جواد لاریجانی در سالهایی که مهدی خزعلی میجنگیده است، در کنار ولایتی و ظریف، از اعضای تیم سیاست خارجی کشور و در مقطعی نیز مسئول مذاکرات در خصوص قطعنامه 598 بوده است.

از دیگر اتهاماتی که ایشان در این سخنرانی و سخنرانی های دیگر مطرح کرده است، درباره درآمد 800 میلیارد دلاری دولتهای نهم و دهم است و جالب است که این حرف را با ژست عدالت طلبی و انصاف میگوید؟! و حال این که نظامات مالی کشور کاملا مشخص و قابل کنترل هستند و مراجعی مانند دیوان محاسبات و سازمان بازرسی نیز بر چگونگی عملکرد دولت نظارت دارند و درآمد نفتی کشور براساس بودجه سالانه، در بخشهای مختلف اعم از بودجه جاری، حقوق کارکنان، بودجه های عمرانی، پروژه های صنعتی، طرح های مختلف در اقصی نقاط کشور، تمرکز زدایی، مسکن مهر و... هزینه شده است و این ادعا که امثال مهدی خزعلی، کل درآمد نفتی دولت قبل را گم شده و سرقت شده نشان دهند خود نشان از بی دقتی و بی اخلاقی ایشان دارد و تازه این بخشی از ماجراست و بخش دیگر این که برخلاف آنچه که امثال مهدی خزعلی نشان میدهند، درآمد دولتهای نهم و دهم و دولتهای هفتم و هشتم، از نظر قدرت خریدی که دلارهای نفتی بر مبنای قیمت جهانی طلا وارد میکرده یکی بوده است.

ایشان در این سخنرانی اتهامات دیگری نیز مطرح میکند که عموماً با محاکمه و مجازات مجرمان همراه شده است، لیکن طوری سخن میگوید که انگار نه انگار این اتهامات و مفاسد در همین نظام و عموماً در زمان دولت قبل، کشف و مورد مقابله قرار گرفتند. البته مهدی خزعلی در خلال اتهامات غیردقیق و تندی که به دولت قبل وارد میکند، به فیشهای حقوقی این دولت هم انتقاد میکند، لیکن انتقاد اصلی او به دولت روحانی چیز دیگری است، او میگوید چرا دولت روحانی از مفاسد فاسدترین دولت پرده بر نمیدارد! و این در صورتی است که دولت روحانی دراین مدت تمام تلاشش را انجام داد تا اتهامات عدیده ای را به دولت قبل وارد کند که کذب بودن بسیاری از آن اتهامات مانند اتهام 3000 بورسیه غیرقانونی اثبات شد و بسیاری از آن اتهامات نیز در حد بیان چند جمله و بدون ارائه مستندات انجام گردید و این نشان میدهد دولت روحانی نه تنها برای افشاگری مفاسد دولت قبل هیچ کم کاری نکرده است، بلکه برای این کار، به انواع تهمت و بی انصافی هم متوسل شده است و اگر تعداد مفاسد افشا شده دولت قبل با تصوراتش منافات دارد، وقتش است که تصوراتش را اصلاح کند.

البته مهدی خزعلی هرگز نمیتواند سیمای انسان منصف و دلسوز را به خود بگیرد و هرچقدر هم که به سابقه جبهه اش اشاره کند، اجر همان را نیز ضایع میکند، او اگر منصف و دلسوز بود، هرگز از فتنه و خیانتهای فتنه گران حمایت نمی کرد، هرگز مفاسد دوره اصلاحات در قراردادهای نفتی، دانشگاه هاوایی، خصوصی سازی های پر از فساد، مفاسد کرباسچی، پولهای شهرام جزایری و... را نادیده نمیگرفت! او دولت قبل و هرکسی را که دوست نداشته باشد به فساد، تقلب و تخلف متهم میکند، اما حاضر نیست آن همه بی ظرفیتی، قانونشکنی، خدشه به منافع ملی، امنیت ملی و وحدت ملی، خیانت به کشور و گرا دادن به دشمن از سوی سران فتنه و مهدی هاشمی و... را تقبیح نماید! او اگر انسان صادق و دلسوزی بود، امام خمینی(ره)، امام خامنه ای، حاج قاسم سلیمانی، شهدای هسته ای، شهدای مدافع حرم و همه شخصیتهای انقلابی و ولایی را با تهمت و توهین مواجه نمیکرد و دل در گروی خائنان به کشور نمینهاد.


nazokbin

95/8/4
9:10 ع

اتهام فساد اخلاقی سعید طوسی

اتهام فساد اخلاقی سعید طوسی ، قاری مشهور قرآن کریم، فارغ از صحت و سقم آن، بازتاب های گسترده ای را ایجاد نموده است لیکن اولین رسانه ای که این اتهام را منتشر کرد و سریع به سایر رسانه ها سرایت یافت، شبکه معاند و ضد انقلاب صدای آمریکا VOA بود، که با توجه به حواشی که در این خصوص طی این مدت ایجاد شده است، بیان مواردی را لازم میدانم که در ادامه تقدیم میکنم:

بزرگترین جفا

اتهام فساد اخلاقی سعید طوسی خود اتهامی بس سنگین و غیر قابل تسامح برای یک قاری معروف قرآن کریم و جامعه قرآنی است، اما از آن بدتر این است که این قاری ادعا کرده است که رهبری از مسئله مطلع هستند و ایشان دستور جمع کردن پرونده را داده اند! و حال این که آنهایی که مقام معظم رهبری را میشناسند، میدانند که ایشان حاضر نیستند حتی نزدیکانشان در موقعیت گناه و تخلف قرار گیرند و ایشان را از هرگونه فعالیت حاکمیتی و اقتصادی بازداشته است، چه رسد به این که بخواهند از یک متهم به فساد اخلاقی، حمایت کرده باشند! که این تهمت زشت به مقام معظم رهبری، مستوجب برخورد جدی مقامات قضایی است.

درباره شاکیان پرونده

آنهایی که شاکیان پرونده اتهام فساد اخلاقی سعید طوسی را شماتت میکنند و بعضاً ایشان را بابت رسانه ای کردن این جریان خائن معرفی میکنند، کاش میتوانستند خودشان را حتی یک روز به جای این شاکیان بگذارند. خیلی از کسانی که به والدین این خانواده ها جسارت کردند، حتی نمیتوانند یک روز هم خبر جسارت کسی به فرزندانشان را تاب بیاورند و این افراد، چند سال است که با این مسئله مواجه هستند و به درست یا غلط احساس میکنند این پرونده با سیاسی کاری و مصلحت سنجی مواجه گردیده که باعث شده است از سر دادخواهی، مسئله را رسانه ای نمایند که اگر چه نمیتوان کارشان را مجاز خواند، اما میتوان قابل درک دانست.

درباره خانواده های قرآن آموز

مطمئناً برخی از خانواده هایی که تاکنون فرزندان خود را با اعتماد کامل به کلاسهای قرآنی میفرستادند، با این وقایع ممکن است دچار نگرانی و احتیاط شوند که البته این احتیاط باید درباره همه کلاسهای آموزشی اعم از هنری، درسی، ورزشی و حتی قرآنی وجود داشته باشد، لیکن نباید منجر به محرومیت، به خصوص محرومیت از یادگیری قرآن کریم گردد، بلکه والدین باید فرزندان خود را از حضور در کلاسهای خصوصی (با هر موضوعی)، که بدون نظارت و یا بدون حضور والدین انجام میشود، منع کنند و به فرزندان خود درباره چگونگی مواجهه با رفتارهای مشکوک مربیان و همکلاسی های خود آموزش دهند.

نبود تشکیلات منسجم و پاسخگو

به نظر میرسد حوزه قرآن آموزی با توجه به نهادهای موازی چون وزارت ارشاد، اوقاف، سازمان تبلیغات و برخی تشکلهای مردم نهاد، دچار یک بحران مدیریتی باشد، متأسفانه این نهادها به صورت غیر هماهنگ و سلیقه ای عمل میکنند و این امر موجب میشود تا آموزش، صدور مجوز و نظارت برای عملکرد اساتید و کلاسهای قرآنی با مشکل مواجه گردد و حال این که در این حوزه باید یک تشکیلات واحد و هدفمند، فعال باشد که بتواند مسئولیت اشتباهات خود را نیز بپذیرد که کاش این وظیفه به یک وزارتخانه یا سازمان خاص و مستقل واگذار گردد.

اولین اشتباه تشکیلات قرآنی ذینفوذ

به قول سخنگوی قوه قضاییه، اثبات اتهامات این چنینی اساساً کار سختی است، اما حتی همان سطح شوخی های جنسی کلامی که گویا این قاری آن پرهیز نداشت هم در کسوت یک استاد قرآن قابل اغماض نبود و کاش آن تشکیلات ذینفوذ قرآنی که ایشان را مورد تأیید و حمایت قرار داده است، از کنار هیچ مشکل اخلاقی به سادگی نمیگذشت، نه این که بعد از اطلاع از پرونده نامبرده، بکوشد پرونده را با اطاله مواجه کند و نه این که الان که این مسئله علنی شده است، مسئولیت اشتباه خود را نپذیرد و سکوت اختیار کند تا فرصتی زیر سؤال بردن جامعه قرآنی، انقلابی و رهبری از سوی معاندان ایجاد گردد.

اشتباه بزرگ تشکیلات قرآنی ذینفوذ

از سوی دیگر، یک تشکیلات قرآنی ذینفوذ که باید در این حوزه هوشیار و قاطعانه عمل میکرد و خانواده های شاکیان را به صبر و آرامش دعوت میکرد و خودش خواهان بررسی دقیق و سریع نظام قضایی میشد، این خانواده ها را بیشتر تحریک کرده است و اولاً براساس اظهارات متهم، کوشیده تا در روند قضایی تأثیرگذاری کند، ثانیاً تلاش کرده است تا به صورت مطلق از مشتکی عنه دفاع کند، ثالثاً به جای ایجاد محدودیت در فعالیتهای قرآنی مشتکی عنه تا زمان تعیین تکلیف پرونده، تلاش کرده است بیشتر او را در صداوسیما و قرآئتهای مراسم رسمی و مهم جلوی چشم نگه دارد تا به این شکل نشان دهد که هیچ اعتقادی به اتهامات ندارد!

مواجهه با شائبه مصلحت سنجی

این که سخنگوی قوه قضاییه میگوید پرونده اتهام فساد اخلاقی سعید طوسی مثل هزاران پرونده مشابه قوه قضاییه است و حساسیت رسانه های ضدانقلاب را در خصوص این پرونده سیاسی میداند، اگر چه حرفی درست است، اما بیان این سخنان را از سوی قوه قضاییه درست نمیدانم، چرا که این شائبه را ایجاد میکند که نگاه خصمانه دشمنان در خصوص برخی پرونده ها، ممکن است قوه قضاییه را نیز دچار برخی ملاحظات نماید، در صورتی که اگر تمام دنیا هم درخصوص پرونده ای نگاه سیاسی داشته باشند، تکلیف قوه قضاییه این است که بدون توجه به آن نگاه ها، با سرعت و عدالت، به پرونده ها رسیدگی نماید، خواه درباره فیشهای نجومی، زمینهای شهرداری باشد خواه درباره اتهام فساد اخلاقی سعید طوسی و این تنها کاری است که میتواند شائبه سیاسی کاری و مصلحت سنجی را از اذهان دور کند.

معضلی به نام اطاله پرونده های قضایی

معتقدم قوه قضاییه در مقوله برخورد با پرونده اتهام فساد اخلاقی سعید طوسی و بسیاری دیگر از پرونده های عادی و کلان خوب عمل نمیکند و بعضاَ با اطاله پرونده ها باعث میشود تا حقی تضییع شود و یا آبرویی مخدوش شود و حال این که جایگاه امروز قوه قضایی به عنوان قوه ای که باید عدالت را در جمهوری اسلامی اجرا کند، بسیار ویژه است، چرا که به فرموده پیامبر اکرم (ص)، حکومت با کفر میماند ولی با ظلم نمی ماند، پس قوه قضاییه باید بداند که اگر موجب اطاله پرونده ها و ایجاد ناامید شدن مردم در احقاق حقوقشان شد، این خود اوست که در بلند شدن صدای دادخواهی مردم مقصر است و بیش از هر کسی باید خود را نکوهش کند.

نمادسازی های اشتباه از افراد

اعتقاد دارم که برخی اقشار مانند روحانیون، مداحان، قاریان، مسئولان و حتی منتصبین مقام معظم رهبری مدام باید به مردم بگویند که لباس و جایگاهشان نباید باعث شود که ایشان را نماینده اسلام، قرآن، انقلاب و رهبری بدانند، خوب است که خود این اقشار در جهت تقدس زدایی از خود گام بردارند و بکوشند از تقدس اسلام و قرآن و انقلاب، برای خود تقدس ایجاد نکنند تا اگر خودشان یا یکی از هم صنفی هایشان دچار خبط و خطایی از جنس اتهام فساد اخلاقی سعید طوسی شد، مردم آن خطاها را به پای اسلام، قرآن، انقلاب و رهبری ننویسند.

اهمیت تهذیب نفس در خصوص افراد مؤثر

قاریان، عالمان، مسئولان و همه اقشار تأثیر گذار در جامعه که منتسب به اسلام و انقلاب هستند، باید بسیار بیش از دیگران به تربیت و تهذیب خود اهتمام داشته باشند، چرا که هر چه جایگاه معنوی و محبوبیت کسی بالاتر برود، شدت سقوطش نیز بیشتر خواهد شد، شاید تعداد قاریان و یا عالمانی که به فساد و تخلف آلوده باشند، کمتر از سایر اقشار باشد اما بعضاً عمق مفاسدی که در معدود مفسدان این اقشار رخ میدهد، بیشتر است و این که خوبی و بدی این اقشار، به مراتب تأثیرگذارتر از مردم عادی است که اینها باعث میشود، مسئله تهذیب و تربیت، در بین منتسبین به اسلام و انقلاب از اهمیت بسیار زیادی برخوردار باشد.

درباره شبکه های معاند

مسلماً هم اکنون ناراحت ترین افراد از اتهام فساد اخلاقی سعید طوسی ، خود جامعه قرآنی و دلسوزان اسلام و انقلاب هستند و حال این که برخی شبکه های معاند، طوری ژست دلسوزانه برای اخلاق و حقوق مردم گرفته اند که انگار نه انگار نه به اخلاق پایبند هستند و نه برای حقوق ایران و ایرانی ارزشی قائلند! شبکه هایی که کارکنانشان به همجنس بازی خود افتخار میکنند و وقوع تجاوزهای جنسی در ایشان به امری عادی تبدیل شده است و مزدور دشمنان خونی مردم هستند، برای این مردم اشکی جز اشک تمساح نمیریزند که این را خود خانواده های شاکیان هم به خوبی درک کردند و از این شبکه ها اعلام برائت نمودند.


nazokbin

95/8/4
9:7 ع

حضرت الله آملی لاریجانی
رئیس محترم قوه قضاییه
سلام علیکم

آملی لاریجانیکاری ندارم که قوه قضاییه را چه طور تحویل گرفتید، اما میدانیم قوه زیر نظر شما به لحاظ ساختاری، مدیریتی و نظارتی دچار ایرادات مهمی است، اطاله یک پرونده به چند سال چگونه قابل توجیه است وقتی به راحتی موجب تضییع حقوق و آبروی مؤمنین، ناامیدی مردم از احقاق حقوقشان، جسارت مجرمان در اجرای جرم، سوءاستفاده دشمنان و تحمیل هزینه برای نظام میگردد؟!

حضرت آیت الله آملی لاریجانی ! تلاشهای شبانه‌روزی و نگاه برجسته فقهی و سیاسی و موضع گیریهای به هنگام شما در مسائل روز قابل ستایش است، اما برای مدیریت این قوه عظیم و حیاتی که بقای نظام امروزه به کارآیی آن منوط است، به ابزارهای نوین و به‌روز مدیریتی و نظارتی نیاز دارید، به دادگاه‌ها و قضات تخصصی در بخش‌های مختلف محتاجید و باید در آموزش، انتخاب، توجیه و نظارت در خصوص قضات به دنبال یک تحول عظیم باشید.

بارها از شما شنیده‌ایم که در خصوص تعداد قضات در مضیقه‌اید و آن را عامل اطاله دادرسی میدانید، اما در کشوری که روزانه حدود 17000 چک برگشتی وجود دارد که به راحتی با اصلاح روند فعلی صدور دسته چکهای بدون پشتوانه قابل کاهش هستند، چرا اول نباید به دنبال اصلاح رویه‌ها و قوانین بود؟! لذا باید با اصلاح قوانین و رویه‌های ناکارآمد و تحول در سازمان بازرسی، به فکر کاهش کمی و کیفی ورودی‌های قوه قضاییه و تقویت بازدارندگی در وقوع جرائم باشید.

حضرت آیت الله آملی لاریجان ! درپایان از خداوند منان میخواهم بتوانید برای نظام مقدس جمهوری اسلامی مایه عزت و اعتبار نظام، رهبری، مردم و ناامیدی مجرمان و معاندان باشید و در خاطر داشته باشید که به فرموده پیامبر اعظم صلوات الله علیه و آله، حکومتها بدون دین میمانند اما باظلم خیر! پس در حفظ نظام که اوجب واجبات است، با تحقق سریع و صریح عدالت کوشا باشید.

والسلام علیکم و رحمهالله و برکاته


nazokbin

95/6/18
8:32 ص

مفاسد کلان اقتصادیاین که در میان جریان های مختلف سیاسی، بعضاً مفاسد کلان اقتصادی کشف میشود، اگر چه از یک سو تلخ و نشانه ایرادهای سیستماتیک در نظام قانون گذاری و اجرایی کشور است ولی نباید موجب ناامیدی از کلیت نظام گردد، البته اگر با اتهامات و مفاسد کلان اقتصادی کشور برخورد صورت نمیگرفت حتماً موجب نا امیدی می بود، ولی وقتی تمام اتهامات و تخلفات مورد مؤاخذه و سخت ترین مجازاتها قرار میگیرد، دمیدن روحیه ناامیدی در جامعه اشتباه است.

مهمترین رکن نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، جایگاه ولایت فقیه است که به گواهی حتی دشمنان جمهوری اسلامی، شخص مقام معظم رهبری و خانواده شان به لحاظ سلامت اقتصادی حتی یک نقطه خاکستری هم در کارنامه ندارند و خودشان مکرراً نسبت به مبارزه صحیح و اصولی با مفاسد به سایر قوا تذکرات و بعضاً تشرهای جدی دارند که این خود می تواند بزرگترین پشتوانه و محل امیدواری به فسادستیزی و عدالت جویی نظام جمهوری اسلامی تلقی گردد.

وقتی در سازمان ها و نهادهای مختلف کشور، ایرادات قانونی و مدیریتی وجود دارد، وظیفه مجلس و دولت در گام اول اصلاح این معضلات است ولی این دلیل نمیشود که نقط قوت نظام در برخورد جدی با مفاسد به خصوص مفاسد کلان اقتصادی نادیده انگاشته شود و یا بی نیاز تلقی گردد. قوای مجریه و مقننه باید ایرادات خود را اصلاح کنند و نه این که با تعیین خط قرمز برای دوستان خود، برخورد قضایی با تخلفات و مفاسد را تحت عناوینی مثل بگیر و ببند زیر سؤال ببرند.

مسئله دیگر این است که اگر چه ارقام و مبالغ برخی از مفاسد کشف شده بعضاً بزرگ است، اما تعداد این پرونده ها نسبت به مدیران، مسئولان و نهادهای کشور واقعا در برابر کل مدیران و مجموعه های کشور در قلت قرار دارد و نباید بزرگی مفاسد کلان اقتصادی این قلیل مدیران، باعث ناامیدی از کلیت مجموعه نظام گردد.

و مقوله آخر این که ناامید کردن مردم از جمهوری اسلامی نه تنها منصفانه نیست بلکه هیچ فایده ای هم ندارد. بلکه باید مردم و رسانه ها، نسبت به مطالبه گری، عدالت جویی و حق طلبی حساس باشند و با فشارهای اخلاقی، قانونی و منطقی، هزینه اهمال و کوتاهی نهادها و قوا در برخورد با مفاسد و مفسدان را این قدر بالا ببرند که کسی جرأت نکند مفاسد و مفسدان را تطهیر یا برای شان خط قرمز تعریف نماید که تأثیر این مطالبه گری ها در فقره های مختلف هم اکنون قابل مشاهده است.


nazokbin

95/5/17
4:22 ع

حسن عباسیاگر چه من هم جملاتی که از زبان حسن عباسی درباره ارتش بیان شد را نسنجیده و مستوجب پوزش دانسته بودم، اما وقتی این جملات که متأسفانه با تقطیع و بزرگنمایی هم شده بود، با عذرخواهی رسمی ایشان همراه شد و حتی مورد تمجید برخی از فرماندهان ارتش نیز قرار گرفت، واقعاً توقع بازداشت حسن عباسی را نداشتم، آن هم حسن عباسی که امیر پوردستان، فرمانده نیروی زمینی ارتش، ایشان را «معلمی مهربان و انقلابی» خطاب کردند.

به راستی چگونه وقتی دستگاه های نظامی و قضایی با اظهارات توهین آمیز محمد جواد ظریف که توان نظامی ایران در برابر توان نظامی آمریکا را تلویحاً به سخره گرفت، با اغماض برخورد می کنند، اشتباه حسن عباسی باید با مشت آهنین مواجه شود؟! آن هم در حالی که اشتباه ظریف وی مورد عتاب مقام معظم رهبری قرار گرفت و حتی ایشان دستور دادند تا آقای ظریف را ببرند با توان دفاعی ایران آشنا کنند!

چگونه است که دو رئیس جمهور اخیر کشور بارها سپاه را مورد تهمت، توهین و بی انصافی قرار دادند ولی کسی ایشان را مورد پیگیری قضایی قرار نداد؟! آیا اتهاماتی از جنس قاچاقچی، باند پول و تفنگ و رسانه به سپاه قبیح نبود؟! البته برای ما سپاه و ارتش هر دو عزیزند و لازم الاحترام، ولی آیا قرار است دستگاه های نظامی و قضایی تحت تأثیر جوسازی ها قرار گیرند و یک اشتباه لفظی مربوط به 6 سال پیش که به عذرخواهی رسمی هم ختم شده است را در صدر مسائل روز کشور نگاه دارند تا مسائل حیاتی و روز کشور در حاشیه قرار گیرند؟!

بازداشت حسن عباسی درست در آن زمانی که متخلفین و خائنان به بیت المال از جایگاهی عزل و بعضاً تنها تشویق به استعفاء می شوند و در جایگاه نجومی دیگری نصب می گردند و برایشان جلسه تودیع و معارفه هم می گذارند و ایشان را امانت دار و ذخیره انقلاب می خوانند، واقعاً تأسف برانگیز است، به راستی آیا یک خطای لفظی بدتر است یا قبح زدایی از خیانت، فساد و دست اندازی به بیت المال؟!

اصلاً فرض کنیم حرف حسن عباسی این قدر بد بوده که ایشان مستحق بازداشت شده باشند، باشد! خب لااقل خائنان به بیت المال و آرمان های انقلاب هم رها نباشند که این مصداق عینی سنگ را بستن و سگ را رها کردن است! و بهتر بگویم مصداق عینی تر سرباز را بستن و دزد را آزاد گذاشتن است!


nazokbin

95/3/19
8:39 ع

199e3ee60ffc4ff0a55115bd7222b264پس از شلاق خوردن کارگران معترض معدن طلای آق دره، این بار کارگران معدن ذغال سنگ بافق به حکم شلاق و حبس محکوم شدند که این مسئله به شدت مورد توجه و اعتراض رسانه ها قرار گرفت و جالب است که حتی برخی از جریانات اصلاح طلب و حامی دولت بابت این مسئله به شدت به قوه قضاییه انتقاد کردند که در این خصوص چند مسئله قابل ذکر است:

1- تجمعات اعتراضی کارگران به لحاظ تعدیل و یا پایان قرارداد کاری و یا تأخیر در حقوق و دستمزدها همواره کم و بیش وجود داشته است اما شدت این تجمعات با توجه به رکودی که افرادی مثل زیباکلام آن را بی سابقه و وحشتناک میخوانند و یا چهار وزیر درباره اش نامه می نویسند و آن را بحران رکود قلمداد می کنند، با توجه به تعطیلی، رکود، تعدیل و بیکاری کارگران در صنایع مختلف، شدت یافته است که البته دولت در بروز این رکود حتما و یقینا مقصر است چرا که دولت به منظور کاهش اثر تورمی نقدینگی بی سابقه هزار هزار میلیاردی که به کشور تزریق نموده است و هدایت این نقدینگی به سمت بانکها، با بالا نگه داشتن نرخ تورم کاری کرده است که رکود بر بازار، بورس، تولید، صنعت و اشتغال غالب شود.

2- تجمعات اعتراضی کارگران همواره و در هر دولتی کم و بیش انجام می شد، اما معمولا کمیسیون های کارگری و شورای تأمین استان ها و فرمانداری ها، با همکاری ادارات کار و تأمین اجتماعی محل به این تجمعات سرو سامان میدادند و می کوشیدند با تلاش برای بازگشت به کار کارگران و یا هدایت ایشان به بیمه بیکاری و در صورت امکان تلاش برای حل مشکلات کارگاه و کارگران، اعتراضات را به صورت مسالمت آمیز حل و فصل نمایند، ولی متأسفانه این امر اخیرا به خوبی انجام نمیشود و از قرار معلوم، پرونده های اعتراضات کارگری خیلی سریع به سمت دادگاه هدایت میشوند.

3- وقتی رکود بر صنایع و بیکاری بر کارگران تحمیل می گردد، وقتی مشکلات کارگری به موقع و به صورت مناسب حل نمی شود، امکان تشدید احساسات کارگران و به بیراهه رفتن اعتراضات صنفی هم افزایش می یابد و در چنین شرایطی بعضاً رفتارهایی که براساس قوانین جاری کشور مستوجب جریمه و مجازات هستند رخ میدهد و وقتی پرونده ای به قوه قضاییه ارجاع می شود که کارگران از کار بیکار شده به کارگاه شان هجمه کرده و موجب خسارت های مالی گردیده و یا مدیران یا نگهبانان کارگاه را مورد ضرب و شتم قرار داده اند، نباید از صدرو احکام حبس و شلاق تعجب کرد و البته مسئولان اجرایی کشور نباید بگذارند این مشکلات به این مرحله برسد.


nazokbin

95/2/4
8:52 ع

در رابطه با پرونده امید کوکبی چند مساله به ذهن میرسد:

kokabiامید کوکبی فارغ التحصیل دانشگاه دولتی صنعتی شریف است و همه میدانند فارغ التحصیلان دانشگاه های دولتی، تعهد خدمت دارند و این که نامبرده دعوت به همکاری با سازمان انرژی اتمی که هیچ انحرافی تا کنون نداشته را طوری وانمود کرده که گویا از وی توقع ساخت تسلیحات نظامی هسته ای داشته اند، امری قابل پذیرش نیست به خصوص که با رسانه ای کردن مساله، به قیمت برنده شدن جایزه ساخاروف که در ظاهر جایزه مسولیت شناسانه علمی است ولی در واقع یک جایزه سیاسی برای زیر سوال بردن سلامت فعالیت‌های هسته ای در کوران تحریمهای هسته ای بود، نه تنها به تعهدش در قبال کشورش عمل ننموده بلکه به دست دشمنانی که دنبال بهانه برای فشارهای هسته ای بوده اند هم گزک داده است.

طبق اظهارات دکتر محمد جواد لاریجانی معاون امور بین الملل و دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه، امکان اشتباه در حکم صادره وجود دارد و حتی نامبرده از تلاشش برای کمک به امید کوکبی در مصاحبه با ایسنا صحبت کرد، هرچند صدور رای قطعی در این خصوص از سوی دادگاه را موجب سختی کمک به وی دانسته بود.

چند مساله میتوانسته است در خصوص اشتباه احتمالی دادگاه موثر بوده باشد، یکی دادگاههای غیرتخصصی، دیگری جایزه ای که بابت عدم همکاری وی با سازمان انرژی اتمی به وی دادند که موجب حساسیت دادگاه وی گردید و سوم رفتار نامبرده که در جهت زیر سوال بردن صلح آمیز بودن فعالیت‌های هسته ای ایران در شرایط حساس پس از فتنه 88 که اوج تحریمهای هسته ای علیه ایران بود، نقش داشت و چهارم نیز مشارکت و حضور نامبرده در عرصه میدانی فتنه 88 و مقرریهایی که برای نامبرده از سوی آمریکاییها پرداخت میشد که مجموع این عوامل میتواند موجب صدور رای اشتباه و یا بیش از حد شدید علیه وی تحت عنوان همکاری با دولت متخاصم و کسب مال غیرمشروع گردیده باشد.

عدم اطلاع از جزئیات پرونده نیز از عواملی است که ممکن است موجب قضاوت اشتباه در خصوص عادلانه یا ظالمانه بودن یک رای قضایی گردد و یقینا اظهار نظرهایی که به این صورت انجام میشود نمیتواند جامع و دقیق باشند.

فارغ از تعهد خدمتی که برای فارغ التحصیلان دانشگاه های دولتی وجود دارد اما این تصور که نظام بخواهد کسی را که تمایلی به همکاری در نهاد مهمی مثل سازمان انرژی اتمی ندارد را با وجود حساسیتهای اطلاعاتیش به اکراه به خدمت گیرد، امری بسیاد بعید و غیر قابل قبول به نظر میرسد به خصوص که نامبرده سابقه مبادلات مالی و اطلاعاتی با آمریکا نیز داشته باشد!

بیماری نامبرده و ابتلای وی به سرطان بدخیم طی همین 10 سال محکومیت وی هرچند مانع انجام امور درمانی وی نگردید، ولی توقع بهره مندی وی از امکانات درمانی بهتر و بازنگشتن به زندان و مخالفت دادستانی و دستور بازگشت وی به زندان، از عواملی بود که در حساسیت پرونده وی نقش داشته است.

تلاش سایتها و شخصیتهای ضد انقلابی در حمایت از امید کوکبی و توهین هایی که بدون درک استقلال قضات، به مجموعه نظام انجام شد بیشتر موجب حساسیت و پیچیده تر شدن پرونده و سخت تر شدن کمک به نامبرده گردیده است و با این وجود کاش رئیس قوه قضاییه تلاش می نمود لااقل از گزینه عفو برای کمک به نامبرده استفاده مینمود.


nazokbin

94/9/10
1:27 ع

zibakalam-naghdiاخیراً آقای صادق زیباکلام برای سردار نقدی نامه ای نوشتند و ضمن زیر سؤال بردن اتهام نفوذ و جاسوسی به متهمانی که در این سالها با این اتهام دستگیر شده اند، صراحتاً این اتهامات را نه به خاطر جاسوسی بلکه بابت انتقادکردن دانسته اند و حال اینکه برخی از این شخصیت ها مانند جیسون رضاییان و یا نزار زاکا اساساً به عنوان منتقد مطرح نبوده اند و سوابق امنیتی و اطلاعاتی در کشورهای معاند و تجارب و مأموریتهای مشخصی در کشورهای دیگر داشته اند و اما به قول خود صادق زیباکلام دلیل اصلی نامه اش بحث نفوذ نبوده است، بلکه انتقاد به سردار نقدی بوده که چرا ایشان اسم متهمان را بدون مخفف کردن آورده است در حالی که اسم بابک زنجانی را حتی باید به صورت “ب ز” بکار برد و این که مگر ایشان از اتهامات خبر دارد که در رسانه آنها را مطرح می کند که این استدلال از چند جهت غلط است، اولاً که به قول سخنگوی قوه قضایی در مصاحبه تاریخ 17 آبان 94، انتشار اسم و اتهام متهمانی مثل بابک زنجانی براساس قانون جدید، در صورت ضرورت و پس از تشخیص دادستان و موافقت ریاست قوه قضاییه، ایراد ندارد، پس بر این اساس لزوماً هرگونه اسم بردن از یک متهم و اتهام وی نقض قانون نیست، چرا که ایشان باید احتمال صدورمجوز در آن خصوص را می دادند، ثانیاً شخص زیباکلام طوری صحبت کرده اند که گویی نام بردن از یک متهم و اتهامش قبلاً توسط هرکسی صورت گرفته باشد عواقب سنگینی بر او مترتب شده است!!! و ثالثاً این که خود زیباکلام در مطلبش که در مورخ 21 خرداد در روزنامه آرمان منتشر شد، صرفاً به خاطر دستگیری حمید بقایی ، هم از ایشان اسم برد و هم با گمانه زنی انواع اتهامات را در خصوص ایشان مطرح نمود و هم بابت آن بازداشت و صرفاً بازداشت، سند مجرم بودن شخص احمدی نژاد را هم امضا نمود و هم از سعید مرتضوی نام برد که در ادامه بخشی از این مقاله ایشان را بازخوانی می کنیم:
«چند روزاست که آقای حمید بقایی یکی از معاونین آقای احمدی‌نژاد بازداشت شده است. اینکه به چه دلایلی ایشان بازداشت شده‌اند اعلام‌نشده است. آیا این بازداشت به علت اقدامات شخصی آقای حمید بقایی بوده یا اینکه به پرونده‌هایی که در مورد دولت قبل مطرح است، مربوط می‌شود؟ هنوز سرنوشت پرونده‌هایی مانند دانشگاه ایرانیان و سعید مرتضوی یا تخلفات دیگر مشخص نشده است. درعین‌حال این احتمال هم وجود دارد که بازداشت آقای بقایی به مسائل مالی مربوط نباشد زیرا اگر درخاطرداشته باشیم حدود یک سال پیش یکی از دوستان و همکاران آقای احمدی نژاد برای مدتی بازداشت شد. علت بازداشت او مربوط به مسائلی خاص بود اما این احتمال برای آقای بقایی بعید است. زیرا آقای بقایی فعال مطبوعاتی نبود و می‌توان گمانه‌های دیگر برای بازداشت او مطرح کرد … احمدی‌نژاد بقایی را شخصا وارد عرصه‌ مدیریتی کشور کرده است و به هیچ شکل نمی‌تواند انتصاب وی را به خود تکذیب کند. علی‌الظاهر حمید بقایی یعنی احمدی نژاد و احمدی‌نژاد با بقایی است.»


nazokbin

94/5/27
8:57 ص

هاشمی رفسنجانیمطلبی در سایت پارسینه منتشر شده است با عنوان این که “بازی با هاشمی بازی با ابررایانه” که بند به بند به  آن پاسخ می دهم:

پارسینه: یک- «در این روزها بیشتر به درستی این جمله «بازی با احمدی‌نژاد مانند شطرنج با گوریل است، ممکن است وسط بازی مهره‌ات را بخورد» پی برده‌ام.»

نازک بین: متأسفانه این عبارت هتاکانه است و هر چند در یکی از سایت های حامی احمدی نژاد منتشر شده باشد باز هم توجیهی برای تکرار این عبارت اهانت آمیز در مورد یک شخص خاص نمی تواند تلقی گردد و البته این که احمدی نژاد معمولاً در قالب های مرسوم بازی نمی کرد از طرف دوستان و رقبایش مورد تفاهم است و بعضاً این خروج از قانون بازی، با خروج از حلقه بسته مدیران و یا کارهای خوبی مثل سفرهای استانی بود و بعضاً نیز با ایستادگی در اجرای برخی قوانین یا نهادهای قانونی که البته نوع عدومش قابل توجیه نیست، لیکن حواسمان باشد که مثل همین مسئله را برخی دیگر از مسئولان نیز داشتند و هرجایی که کم می آوردن با بهانه های واهی سعی می کردند میزبازی را بهم بزنند.

پارسینه:‌ دو- «باید حداکثر استفاده را از روزهای زندان برد. این دوران بسیار مناسبی برای پرورش فکر و اندیشه است. من کتاب بیست جلدی تفسیر راهنما را در دوران سه ساله زندان نوشتم.»

نازک بین: البته من هم توصیه میکنم از روش های ایراد خسارات چند میلیارد دلاری که به اقتصاد کشور زده شد کتاب بنویسد و بگوید که چگونه می توان یک تنه 12 بند جرم انجام داد و در عین حال 12 بند را به 3 بند ادغام کرد و 25 سال را به 10 سال تخفیف گرفت و شاهد و شریکش نیز یا کشته و یا مفقودالاثر گردند و در نهایت طلبکار هم بود …. اینها سوالاتی است که برای خیلی از مردم ایران وجود دارد و حاضرند برای کسبش کتاب بخرند.

پارسینه: جمله یک، بخشی از متنی است که در پایگاه حامیان محمود احمدی نژاد منتشر شده است، نویسنده در تشبیهی، احمدی نژاد را رقیبی میداند که گاهی قواعد بازی را بهم میزند و در میانه شطرنج، شاید مهره بازی را بخورد. قهر یازده روزه، نمایش فیلم در جلسه سوال مجلس از رئیس جمهور، عزل چند تن از وزیران در روزهای پایانی دولت نهم، برکناری متکی در هنگام سفر به سنگال و … نمونه هایی برای برهم زدن بازی توسط محمود احمدی نژاد است.

نازک بین: البته قهر رئیس جمهور قابل توجیه نیست ولی عزل وزیران از اختیارات رئیس جمهور است که می توانست به صورت اخلاقی تر انجام گیرد و البته در خصوص برخی از وزارتخانه ها مثل اطلاعات حتماً باید با رهبری هماهنگ می بود که متأسفانه نشد ولی از این اعلام نارضایتی ها کم و بیش در دولت های دیگر نیز در خصوص انتصاب برخی وزرای ناشایسته وجود داشته و دارد.

پارسینه: این رفتار احمدی نژاد است که او را «غیرقابل پیش بینی» می نامند. علاوه بر اینکه احتمال میرود که یکی از مهره های بازی را حرکت دهد، احتمال دارد مهره را بخورد یا بزند زیر میز بازی و هر احتمال دیگر. جایی که او ناراضی باشد، احتمال دارد قاعده بازی را بهم بزند.

نازک بین:‌ البته برخی رفتارهای احمدی نژاد قابل پیش بینی نبود ولی یک پارچه دانستن شخصیت احمدی نژاد دولت نهم و دهم از دقت این برآورد به شدت کم میکند چرا که احمدی نژاد دولت نهم بسیار قابل پیش بینی بود، او هرگز در مسیر حاشیه و قانون شکنی و تعلل حرکت نکرد، همانطوری که هاشمی رفسنجانی نیز در مقاطعی همین خصایص را داشت و البته هر دو با گذشت زمان به کانون حواشی تبدیل گردیدند.مهدی هاشمی

 پارسینه: جمله دوم، گفتگوی اکبر هاشمی رفسنجانی با پسرش مهدی است که این روزها به زندان رفته است. هاشمی به پسرش نمیگوید که تلاش خواهد و او را از زندان بیرون خواهد آورد. هاشمی نگفته است که افراد دور من خط قرمز من است. – با سخن احمدی نژاد که در واکنش به دستگیری اطرافیان گفته بود کابینه ام خط قرمز من است ، مقایسه شود- هاشمی و مهدی و خانواده اش، حکم زندان را پذیرفته اند. هاشمی به او خروج از زندان را نوید نمیدهد؛ او را به بهره گیری از زندان دعوت میکند. هاشمی و خانواده اش از حکم دادگاه ناراضی اند، اما قاعده بازی را بهم نمیزنند و با مهره ها بازی میکنند.  رعایت قواعد بازی از سوی هاشمی، آنگاه اهمیت بیشتر مییابد که دلواپسان و مخالفین هاشمی به این امید بسته بودند که هاشمی زیر میز بازی بزند و حرکتی کند که خارج از قواعد بازی باشد. در جریان محاکمه مهدی، او از پسرش خواست که به ایران بیاید. جلوی محاکمه را نگرفت. چند بار گفت که به هیچ وجه در محاکمه دخالت نمیکند. با پیشنهاد درخواست عفو از رهبری مخالفت کرد. مهدی هاشمی پیش از ابلاغ اجرای حکم، خود را به زندان معرفی میکند تا مبادا این تردید ایجاد شود که آنها در حال چانه زنی برای نفی حکم هستند.

نازک بین: متأسفانه در این بندها به شدت حق زیرپا گذاشته شده است، چرا که اولا هاشمی در عمل برای اطرافیانی مثل مهدی هاشمی خط قرمز تعیین کرد، پرونده مفاسد مهدی هاشمی از زمان دولت اصلاحات کشف و مطرح شد و تا امروز به خاطر  همین فشارهای سنگین که قوه قضاییه بارها به آنها اذعان کرده، دچار تعلل و به نظر ما حتی تخفیف گردیده است. متأسفانه نه تنها هاشمی و همسرش رأی زندان را نپذیرفتند، بلکه با جملاتی که گفتند هم قوه قضاییه را زیر سوال بردند و هم نظام را تهدید کردند چرا که گفتند این زندان را مقدمه ای برای یک انقلاب دیگر (و البته به زعم ما فتنه ای دیگر) معرفی کردند و بحث دیگر این که اگر مهدی هاشمی به ایران آمد ناچار بود، چرا که پرونده ی قضاییش در کانادا بیخ پیدا کرده بود و وکیل مهدی هاشمی (علیزاده طباطبایی) نیز رسما از وزارت امور خارجه وقت درخواست کرده بود تا به داد مهدی هاشمی برسد (در اینجا بخوانید) و با این شرایط بود که با توجه به این که پشت گرمی مهدی هاشمی در ایران بیش از کانادا بود، ترجیح داد به ایران فرار کند، بحث دیگر این که هرگز رهبری به ایشان پیشنهاد عفو نداده است که این نیز دروغی شاخدار است، بازهم بحث دیگر این که چانه زنی آقایان برای رد و زیر سوال بردن رأی به صورت تمام و کامل از طریق مراحل قانونی و فراقانونی و غیرقانونی انجام شده است و یکی از دلایل به طول انجامیدن بیش از یک دهه ای این پرونده همین مسئله است و از همه مهمتر این که  حضور مهدی هاشمی در جایگاه بالای مدیریتی در وزارت نفت و ایجاد گردنه برای اخذ رشوه از شرکت های مطرحی مثل توتال و کرسنت و استات اویل و … باید مورد مؤاخذه باشد نه این که آقایان با حمایت و هدایتی که از شروع و ادامه ی یک فساد بزرگ کردند طلبکار بشوند و از این جاعل و مختلس و مرتشی قهرمان هم بسازند.

فائزه هاشمیپارسینه:‌ این سال ها مخالفان هاشمی، بارها با طعنه و کنایه گفتند که حب فرزند گاهی انسان را به سقوط میکشاند و در برابر انقلاب قرار میدهد و … این کلمات بسیار شنیده شد.  آنها انتظار داشتند آنچه برای قائم مقام سابق رهبری (آیت الله منتظری) در داستان آن مهدی هاشمی رخ داد، برای اکبر هاشمی در ماجرای این مهدی هاشمی رخ دهد؛ اما نشد. همین انتظار آنان موجب شده بود که مخالفان هاشمی تا میتوانند داستان محاکمه مهدی هاشمی را از متن محاکمه به حاشیه های سیاسی بکشانند و دایره معنایی محاکمه را فراتر از آنچه در دادگاه رخ میدهد تفسیر کنند و آتش اتهام را به دامان اکبر هاشمی و همسویان سیاسی او گسترش دهند. وطن امروز تیتر می زد که «پشتش گرمه» اما مهدی هاشمی محاکمه می شود و زندان میرود و پدر در برابر حکم نمی ایستد و بازی را بهم نمیزند.

نازک بین: آیا هاشمی رفسنجانی و همسرش برای مهدی و فائزه کم چانه زدند؟! کم غیرتی شدند؟! کم تهدید کردند؟! کم به بهانه های واهی ایشان را از زندان خارج می کردند؟! کم در هنگام دریافت رأی یا معرفی به زندان تعلل کردند؟! مگر همین هاشمی نبود که در روزهایی که قرار بود رأی قطعی هاشمی اعلام شود در سایت هاشمی تهدید کرد که “سینه هاشمی سرشار از حرفهای مگوی انقلاب است” ؟!؟ مگر همین الان مادرش عفت مرعشی زندانی شدن فرزندش در اوین را آغازی برای یک انقلاب دیگر، تهدید نکرد؟! به راستی ای کاش هاشمی اینقدری که برای مجازات فرزند مفسد و متخلفش غیرتی شد برای فرزندان ملتی که بابت آن دروغ بزرگ تقلب از دوطرف کشته شدند و یا آسیب دیدند دل می سوزاند و در چنین فتنه ای نقشی محوری ایفا نمی کرد. به راستی کدام ایرانی است که گمان کند اگر فردی جز هاشمی رفسنجانی فرزندی با جرایم مهدی داشته باشد، مجازاتی کمتر از اعدام برایش رقم می خورد؟! به راستی چگونه است که با این همه فتنه گری، فشار، تهدید، چانه زنی و تهمت زنی به نظام و دستگاه قضایی و شورای نگهبان و سپاه و … هنوز راست راست می گردند و تازه طلبکار هم هستند که ما میز بازی را بهم نمی زنیم؟! به راستی چگونه مدعی ظرفت بازی و شکست هستند در حالی که میز انتخابات 88 را بدون هیچ دلیلی از راه دروغ، تهمت، فتنه و خلاف قانون به هم زدند و تلاش کردند تمام مهره ها و صفحه ی شطرنج و میز بازی را ببلعند، البته بماند که لقمه از بس بزرگ بود گلوگیرشان شد و ماند ….

پارسینه: این ویژگی هاشمی است، او در چارچوب بازی، مهره را حرکت میدهد. وقتی در انتخابات 92 به بهانه کهولت او را رد صلاحیت کردند، او بازی انتخابات را بهم نزد و به این حکم تمکین کرد. اما نارضایتی اش را با نشان دادن فیلمی از کوه پیمایی اش نشان داد. در مقابل رد صلاحیت محسن هاشمی در انتخابات شوراها نیز بازی بهم نخورد؛ در حالیکه کشتی گیران و خوانندگان و … تأیید صلاحیت شده بودند و فردی که سالها ریاست مترو را بر عهده داشت، رد شده بود.

نازک بین: و البته اگر فرض کنیم که هاشمی زمین بازی را بهم نزد پس خوب است که بگوییم احمدی نژاد هم زمین بازی را به خاطر رد صلاحیت مشایی بهم نزد و هیچکدام دیگر از رد صلاحیت شده ها هم میز بازی را بهم نزدند، و این که چقدر جالب است که اگر در جایی به قانون عمل کرده اند چقدر به چشمشان آمده است!!! ولی همان برخورد از طرف رقیب را نادیده می گیرند……

هاشمی رفسنجانی و عفت مرعشیپارسینه:‌ هاشمی همچنان پس از سال ها از انتخابات 84 ناراضی است، اما او باز هم تنها به نشان دادن نارضایتی بسنده کرد. در انتخابات 88، او باز هم سکوت را اختیار کرد. اگر چه بارها متهم به اقدام عملی و رأس فتنه بودن شد، اما هیچگاه نشانه ای از اینکه او شریک یا رأس فتنه بوده است، رو نشد و از اتهام سران فتنه به ساکت فتنه متهم شد؛ جایی که احمدی نژاد خارج از قواعد بازی بگم بگم راه انداخته بود.

نازک بین: ادعای سکوت هاشمی بعد از انتخابات 88 اینقدر مسخره است که هیچ کس نمی تواند آن را باور کند، چگونه می توان فراموش کرد که هاشمی از هر  تریبونی حتی از تریبون نمازجمعه علیه انقلاب، نظام، قانون و مراجع قانونی خط و نشان کشید؟! چه کسی می تواند نامه ی بدون سلام و دارای تهدیدش به رهبری را به معنی سکوت تلقی کند؟!! چه کسی می تواند بگم بگم های هاشمی و سران فتنه را قبل از شروع وقت قانونی انتخابات 88، کمتر از بگم بگم های احمدی نژاد بداند؟!!

پارسینه:‌ میتوان گفت بازی با هاشمی، شطرنج با ابررایانه است و این شطرنج حالا وارد مراحل جذاب تر خود شده است.
نازک بین:‌ و البته این ابر رایانه خوب است بداند که ابررایانه های فرسوده و نیم سوز الان از یک تبلت کودکان نیز ضعیف ترند و شخصیت این ابر رایانه با تمام اقدامات آشکارش در فتنه 88 و در برابر قانون اساسی، رهبری و آرای مردمی و در حمایت از فرزند مجرمش برای اکثر ایرانیان آشکار و سوخته است و یکی از اصلی ترین دلایلی که با یک رأی شکننده به نامزد مورد حمایت هاشمی که با نامزد اصلاح طلبان هم ائتلاف کرده بود، رأی دادند این بود که مردم گمان کردند همان ها که کشور را بهم ریخته اند بهتر می توانند کشور را به حالت اول برگردانند ….


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
دولت ، سیاسی ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، صدا و سیما ، هاشمی رفسنجانی ، تورم ، رسانه ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، اعتقادی ، مشایی ، تحریم ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، عدالت ، قوه قضاییه ، انقلابی ، تولید ، برجام ، اقتصادی ، آمریکا ، علی لاریجانی ، مجلس ، گیلان ، بصیرت ، رابطه با آمریکا ، رشت ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، خانواده ، غرب ، فرهنگی اجتماعی ، استاد مصباح ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انقلاب ، هاشمی ، بانک ، مذهبی ، جبهه پایداری ، مهدی هاشمی ، سران فتنه ، سعید جلیلی ، علی مطهری ، کارمند ، مسکن مهر ، اجرای برجام ، اصلاح طلبان ، تحلیل های اقتصادی ، شورای نگهبان ، امام خمینی (ره) ، جواد ظریف ، سوریه ، ماهواره ، انتقاد پذیری ، طنز ، استقلال ، سیاست ، فساد بزرگ اقتصادی ، مدیریت و ایمنی ، ارز ، اسرائیل ، استکبار ستیزی ، انتخابات مجلس ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، ظریف ، هنر ، انتخابات آزاد ، بدعهدی آمریکا ، سران قوا ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، ولایت فقیه ، مذاکره کنندگان هسته ای ، نرخ رشد جمعیت ، انتقاد ، بانک ، تحریف انقلاب ، تهاجم فرهنگی ، توافق نهایی هسته ای ، سبک زندگی ، نرمش قهرمانانه ، نقض برجام ، اصولگرایی ، سینما ، مدیریت ، مردم ، کارگر ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا داروخانه دکتر سلیمی تراوشات یک ذهن زیبا سرچشمه ادب و عرفان عاشق آسمونی پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) یا صاحب الزمان (عج) آسمون آبی چهاربرج پژواک بادصبا رقصی میان میدان مین رضویّون ساعت یک و نیم آن روز یادداشتهای فانوس من وآینده من همه چیز آماده دانلود نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات حدیث منتظران قائم (عج) علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی هــم انــدیشـی دینــی مهاجر ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است کانون فرهنگی شهدا نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه