لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

سفارش تبلیغ
صبا
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
1 2 >

95/11/2
8:17 ص

تجمع کشاورزان اصفهانیاخیراً کلیپی در شبکه های اجتماعی در حال انتشار است که در آن مردمی با لهجه اصفهانی در حالی که تانکرهای آب و تراکتورهایشان در محل تجمعشان قرار دارند، از مشکلات کشاورزیشان سخن میگویند و خطاب سخنانشان نیز مقام معظم رهبری است که برخی از ایشان از شدت ناراحتی، نسبت به رهبری ابراز دلخوری میکنند که لازم میدانم در خصوص این تجمع کشاورزان اصفهانی توضیحاتی بیان نمایم:

  • اگر چه مشکلات کشاورزان در این کلیپ نسبتاً طولانی و تقطیع شده، دقیق و صریح بیان نمیشود و تنها به ذکر مشکل کشاورزان بسنده میشود، لیکن به نظر میرسد دلیل تجمع کشاورزان اصفهانی با توجه به تانکرهایی که در تصویر دیده میشود مشکل آب باشد. مشکلی که سالهاست در اصفهان به دلیل خشک شدن زاینده رود و احتمالاً استفاده از چاه های عمیق، همه با وجود آن آشناییم اما نکته دیگری که به نظر میرسد در این کلیپ تقطیع شده باشد، هرگونه اعتراض و گلایه ای خطاب به سایر مسئولان و دولتمردان استانی و کشوری در حوزه مرتبط با مشکل آب کشاورزان است!
  • با جستجویی در اینترنت، میتوان به اخباری درباره تجمع اعتراض آمیز این کشاورزان دست یافت که برای مثال میتوان به خبر سایت تسنیم اشاره کرد که آن اشعار میدارد، کشاورزان ورزنه واقع در شرق اصفهان در اعتراض به عدم تخصیص آب، برای کشت پاییزه امسال، تجمعی برگزار کرده اند که در این خبر، برخی کشاورزان عنوان میکنند که برای کشت بهاره نیز به ایشان حق استفاده از آب زاینده رود را نداده اند که با توجه به مشکلات معیشتی و اشتغال در این مناطق، کشاورزان به اعتراض متوسل شده اند، از سوی دیگر معاون وزیر نیرو، این مشکل را ناشی از خشکسالی امسال عنوان میکند.
  • مشکل اصلی در مسئله آب کشور، برداشت بی رویه و عدم مدیریت مصرف است. متأسفانه دولتها عزم خود را در وهله اول به برداشت غیر اصولی و بیشتر از منابع آب از طریق ساخت بی رویه سد و انتقال غیر علمی و بعضاً سیاسی آب جزم کرده است که نمونه آن را در انتقال آب از اصفهان به کرمان، یزد و سمنان شاهد بودیم که ضمن خشکاندن رود زاینده رود و مشکلات زیست محیطی و کشاورزی برای مردم اصفهان، موجب بروز تجمع کشاورزان اصفهانی و درگیریهای محلی بین کشاورزان حوزه های مختلف هم شد که این مسئله میتواند به سوءاستفاده دولتمردان کرمانی، یزدی و سمنانی از جایگاه خود مرتبط باشد.
  • در صورتی که دولتها بجای تلاش برای افزایش بی رویه میزان برداشت آب از طریق سدسازی و انتقال غیر علمی آب به مناطق دور دست، باید روی مصرف بهینه آن در صنعت، کشاورزی، خانگی و کاهش اتلاف آن در روشهای انتقال آب تمرکز میکرد. تمرکزی که بعضا به سرمایه گذاریهای زیاد هم نیاز نداشت و بیشتر به اراده، مدیریت، هدایت و فرهنگسازی دولت نیاز دارد. مثلاً چه نیازی است که استانهایی خشک و کویری، محصولاتی که به آب مجازی زیادی برای پرورش نیاز دارند را کشت کنند؟! بدیهی است تا وقتی که مدیریت مصرف به خوبی صورت نگیرد، به برداشت بیش از حد آب هم نیاز باشد.
  • البته در کنار مشکل اصلی آب که ناشی از سوءمدیریت مسئولان و فرهنگ اشتباه مصرف در داخل کشور است، مسئله تحریم هم تاحدی دخیل بوده است، چرا که تحریمها عملاً بهسازی تجهیزات آبرسانی و واردات محصولات کشاورزی و دامپروری را حتی هدف قرار دادند و دولتها در این شرایط به جای تلاش برای سرمایه گذاری داخلی در این امور و ارتقای مدیریت تولید محصولات کشاورزی و شیوه مصرف آنها (در حالی که مثلاً حدود نصف گندم تولیدی در کشور در مراحل کاشت، داشت، برداشت و پخت و مصرف نان تلف میشود)، وقت خود را در انتظار رفع تحریمها به هدر دادند!

همانطوری که بیان شد، کلیپ تجمع کشاورزان اصفهانی طوری تقطیع شده که اعتراضات را متوجه رهبری نماید در شرایطی که از برخی پارچه نوشته ها مشخص است مردم خود را دوستدار انقلاب و رهبری میدانند و عموماً واقفند که جایگاه رهبری دخالت در جزئیات امور کشور نیست و منویاتشان در سیاستگذاریهای کلان نیز بعضاً بر زمین مانده است و نمیتوان از ایشان توقع داشت یک تنه و یک شبه، مشکلی که در اثر سالها سوءمدیریت داخلی صورت گرفته است را بدون داشتن ابزارهای اجرایی و به صرف توصیه و دستور رفع نمایند! البته مردم و مسئولان میتوانیم به نحوی در انجام وظایف و انتخابهای خود عمل کنیم که حل مشکلات مردم به خصوص طبقه محروم کشاورز، جدی تر از وضع موجود دنبال شود.


nazokbin

95/7/2
7:2 ع


کلیپ آسانسورانتشار کلیپ آسانسور در شبکه افق و سپس شبکه های اجتماعی منتشر شد که واکنش های زیادی را به همراه داشت، برخی آن را تأیید کردند و برخی نیز آن را تندروی و حتی مسخره خواندند، در این کلیپ میبنیم که مرد جوانی با ظاهر مؤمنانه به جهت این که با یک زن جوان با حجاب نه چندان مناسب در آسانسور تنها نماند، مسیر پله را انتخاب میکند و همزمان نشان میدهد که همسرش نیز برای این که در صندلی عقب در کنار مرد نامحرمی ننشیند با هماهنگی راننده، به صندلی جلو نقل مکان میکند و در نهایت نیز به استناد آیه شریفه قرآن، مردان پاک و زنان پاک را سزاوار هم می داند.

این که برخی از افراد بی اعتقاد کلیپ آسانسور را مورد تمسخر قرار دهند اصلاً چیز عجیبی نیست چرا که اقتضای طبیعتشان چنین است، اما این که برخی افراد مذهبی و معتقد به مبانی اسلام نیز آن را مسخره کنند و یا تندروی بخوانند، واقعا محل اشکال است. البته شاید در این عصر و زمانه، دیدن چنین کلیپ برای برخی از دوستان عجیب بوده باشد ولی اگر این کلیپ در یکی دو دهه پیش منتشر میشد، مسئله عجیبی به شمار نمیرفت.

متأسفانه باید بپذیریم که فضای مسموم جامعه به لحاظ عدم رعایت حجاب و عفاف و مسائل مرتبط با اختلاط مرد و زن نامحرم و سایر معضلات فرهنگی باعث شده است ذائقه بخشی از افراد مذهبی نیز تحت الشعاع قرار گیرد به حدی که انگار با عادی شدن گناه در جامعه، اسلام هم به دیده اغماض به گناهان نگاه میکند! و انگار اسلام جدیدی آمده است و دیگر این مسائل خیلی اهمیتی ندارند! در صورتی که سیره حضرت علی علیه السلام که میزان روز جزاست، با آنچه که امروز عادی می شماریم تفاوت زیادی دارد:

«عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ رِبْعِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ یُسَلِّمُ عَلَى النِّسَاءِ وَ یَرْدُدْنَ عَلَیْهِ السَّلَامَ وَ کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ یُسَلِّمُ عَلَى النِّسَاءِ وَ کَانَ یَکْرَهُ أَنْ یُسَلِّمَ عَلَى الشَّابَّهِ مِنْهُنَّ وَ یَقُولُ أَتَخَوَّفُ أَنْ یُعْجِبَنِی صَوْتُهَا فَیَدْخُلَ عَلَیَّ أَکْثَرُ مِمَّا أَطْلُبُ مِنَ الْأَجْرِ»
رسول خدا(ص) به زن‌ها سلام می‌کرد و جوابش را می‌دادند، و شیوه امیرالمؤمنین علی(ع) هم این بود که به زن‌ها سلام می‌کرد و خوش نداشت که به زن‌هاى جوان سلام کند و می‌فرمود: می‌ترسم آوازش مرا خوش آید، و زیادتر از آن اجرى که می‌جویم [گناه] به من رسد.

این روایت دارای سند صحیح و در منابع مختلف روایی نقل شده است و با توجه به این که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام نسبت به حضرت پیامبر صلوات الله علیه جوان بودند، به لحاظ عقلی نیز از سوی عالمان دینی کاملاً منطقی شمرده شده است. وقتی میبینیم حضرت علی علیه السلام با آن همه کمالات معنوی، عصمت از گناه و تقوای بی نظیر ، از پیشقدم شدن در سلام به زنان استنکاف میکردند، ما چطور به خودمان حق میدهیم تا مسئله ای مثل پرهیز از تنها ماندن در فضای کوچک آسانسور با یک نامحرم آن هم با پوشش نه چندان مناسب را مسخره کنیم؟! مطمئناً نمیگوییم که ماندن در آسانسور با یک نامحرم لزوماً موجب حرام و گناه میشود ولی همین که کسی از موقعیت عملی و ذهنی گناه فرار کند ستودنی است و نه سزاوار مسخره کردن!

با این وجود، نه تنها انتقادات به کلیپ آسانسور با مبانی شرعی و اخلاقی سازگار نیست، بلکه ناسپاسی از سازندگان این اثر ارزشی نیز هست. این اثر محصول یک گروه هنرمند مؤمن و انقلابی است که هنر خود را صرف پاسداشت عفاف و پاکدامنی کرده اند و حال این که درهمین عصر و روزگار، در همین کشور خودمان، هنرمندانی نیز حضور دارند که «فروشنده»ی هنر خود برای تطهیر و عادی سازی هرزگی و روابط نامشروع به بهای کسب جوایز خارجی هستند!


nazokbin

95/3/24
2:34 ص

بحث در شبکه های اجتماعی

اییلت شاکید، وزیر دادگستری رژیم صهیونیستی حذف تصاویر سید “حسن نصرالله” از فیسبوک را به همکاری این شبکه با اسرائیل مرتبط دانست و گفت که به غیر از فیسبوک، گوگل و توییتر هم در جهت برچیدن مطالبی که از نظر اسرائیل تحریک آمیز است تلاش می کنند، این اظهارات اگر چه برای فعالان دشمن شناسِ رسانه و فضای مجازی عجیب و غریب نیست، اما حامل هشدارهایی است که مدام باید تکرار شود تا فراموش نشود، هشدارهایی که غالباً هم جدی گرفته نمی شوند.

این که فضای مجازی امکان مناسبی را برای تولید و نشر محتوای مستدل و قوی اسلامی و انقلابی و پاسخگویی به شبهات و حتی به چالش کشیدن تفکرات معارض اسلام و انقلاب ایجاد کرده، امری غیر قابل انکار و غیر قابل چشم پوشی است، اما این که طرف مقابل این میدان بازی را اداره میکند و به قواعد بازی هم احترام نمیگذارد، امری بسیار مهم و تأمل بر آثار و تبعات آن نیز از آن مهمتر است.

در این فضا اگر کاربر یا مطلبش مورد پسند نظام سلطه نباشد، از برجسته و داغ شدنش جلوگیری می کنند و اگر در راستای سیاستهای پلید الحادی و ضدانقلابیشان باشد خودشان او را به انحاء ممکن به دیگران معرفی میکنند تا حدی که با کمترین پسند (لایک)، در فهرست داغ شده ها قرار می دهند. و این چنین است که در این فضا بحث انتشار هم به اندازه تولید محتوای انقلابی اهمیت می یابد لذا در این فضا باید نیروهای انقلابی نسبت به نشر و گسترش محتوای انقلابی همدیگر حساس باشند و مانع تراشی هایی که توسط مدیریت این شبکه ها اعمال میشود را تا حد ممکن خنثی کنند.

باید بدانیم که این فضا همانطوری که در سال 88 با مدیریت آمریکا به اذعان خانم کلینتون در خدمت فتنه قرار گرفت، همچنان این قابلیت را دارد و چه بسا تقویت هم شده باشد و در شرایط مناسب از آن بهره خواهند گرفت. مسلماً عرصه فضای مجازی و اینترنت و شبکه های اجتماعی بستر مناسبی برای عملیات های مخرب فرهنگی، جنگ نرم، جاسوسی و مسائل امنیتی دشمن ایجاد کرده است که ما هرچقدر هم در بخش جنگ نرم موفق باشیم، بازهم به این راحتی نمیتوانیم این تبعات را خنثی کنیم و یا نادیده بگیریم و اصلا منظورم این نیست که پس کلا این صحنه را ترک کنیم چرا که این کار تنها خالی کردن میدان برای جولاندهی بیشتر دشمنان اسلام و انقلاب خواهد بود، چون که میتوان نیروهای اصیل انقلابی را از این فضا با یک فتوا بیرون کشید ولی آیا اقشار خاکستری هم به همین راحتی این میدان را ترک میکنند و یا این که باقی می مانند و در خلأ نیروهای انقلابی، به تدریج ذهن و دل به قدرت نرم دشمن میدهند؟!

با پذیرش این فرض که نمی توانیم این میدان و قواعدش را در اختیار بگیریم، ولی ترک آن را هم از سوی نیروهای انقلاب و اسلام به صلاح نمی دانیم، آیا صلاح است که همه را به این عرصه دعوت کنیم؟! آیا نمیتوان میدانی پاک تر و سالم تر مهیا کرد؟! تکلیف دولت کدام است؟! تشویق دیگران با حضور مستمر در شبکه های اجتماعی که میدان داریشان با کارتل های رسانه ای صهیونیستی است؟! و یا ایجاد فضایی سالم تر برای کاهش آسیب های این فضا و ایجاد رقیب برای شبکه های خارجی تا حداقل مدیران این شبکه ها کمتر بله قربان گوی کامل نظام سلطه باشند؟! ولی آنچه که در عملکرد دولتمردان شاهدیم متأسفانه قابل دفاع نیست چرا که ایشان با عضویت و فعالیت در شبکه های تحت سلطه، عملا به این امر تشویق میکنند و از سوی دیگر شبکه های قوی داخلی برای جایگزینی با شبکه های مجازی خارجی تأمین نمی کنند.

آیا نهادهای متولی فضای مجازی این اقتضائات را درک کرده و براساس آن ها سیاستگذاری، اجرا و نظارت انجام میدهند؟! آیا مجموعه قوای سه گانه و به خصوص دولت، رسالت خود را به درستی تشخیص داده و عمل میکنند؟! و یا دولتمردان ما فقط در این فضا به انتشار مطالب خود و میزان فالوور و لایک می اندیشند؟! به راستی چرا در حالی که دشمن در جنگ نرم اینقدر منسجم و هماهنگ میکند، مسئولان و دولتمردان ما اینقدر در موضع انفعال قرار دارند؟! و در این جاست که واقعا باید دست فعالان انقلابی فضای مجازی را بوسید که هم باید با محتوای دشمن و در زمین دشمن دست و پنجه نرم کنند، هم عدم پایبندی وی به قواعد بازی را خنثی کنند و هم اصطکاک های بی تدبیری متولیان داخلی این عرصه را تحمل کنند.


nazokbin

95/1/21
12:42 ع

با توجه به این که اغلب مطالب تولیدی ام در قالب شبکه های اجتماعی و به صورت تحلیل های کوتاه یا عکس نوشت ارائه میشوند و انتشارشان در سایت نازکبین و وبلاگ سلمان علی علیه السلام میسر نیست، از شما دعوت میکنم از:

کانال تولیدی نازکبین در تلگرام با کاربری (@nazokbin):

http://telegram.me/nazokbin

و صفحه نازکبین در اینستاگرام:

http:/instagram.com/nazokbin

دیدن و در صورت تمایل عضو شوید.

باتشکر


nazokbin

94/10/3
4:4 ع

74768_321مدتی است که گروه هایی در شبکه های اجتماعی، برای انتشار مباحث آتئیست ها (خداناباوران) و مباحثه و مناظره با ایشان تشکیل شده است که در این خصوص لازم است به چند نکته توجه گردد:
1- در این گروه ها شبهات متعددی در خصوص وجود خدا، اسلام، قرآن، انبیاء و ائمه بیان می گردد که در بسیاری از موارد این شبهات به صورت رگباری منتشر می شوند و اصلاً فرصت بحث و گفتگو در مورد همه آنها ایجاد نمی شود در حالی که بسیاری از این شبهات پاسخهای ساده ای دارند که قبلا توسط کارشناسان دینی پاسخ داده شده اند و کافیست با یک جستجو به این جواب ها (در سایتهایی مانند  www.askdin.com www.islamquest.net www.x-shobhe.com www.pasokhgoo.ir www.porseman.org www.hawzah.net  www.tebyan.net shayeaat.ir www.aviny.com) دسترسی پیدا کنیم.
2- اگرچه در خصوص همه شبهات، می توان پاسخ های متقن و مناسبی تهیه کرد، اما این مسئله توسط افراد متخصص میسر است و اگر فردی در این حوزه ها تخصص نداشته باشد در برابر رگبار شبهات دچار تشکیک، بی تفاوتی، انحطاط و ارتداد می گردد.
3- بعضاً افرادی در این گروه ها وارد می شوند که نه تنها تخصصی در خصوص علوم دینی ندارند، بلکه حتی فرصت و توان جستجو و سؤال از اساتید دینی هم برایشان وجود ندارد و متأسفانه اکثر افرادی که در این گروه ها حاضرند صرفاً تماشاچی و به شدت در معرض خطر لغزش قرار دارند.
4- باتوجه به این که بسیاری از شبهات با در کنار هم قراردادن برخی فرضیه های جدید یا تجربه های بشری در کنار مبانی دینی ایجاد می شوند، پاسخگویی به این شبهات فقط به علوم دینی نیاز ندارد، بلکه به دانش در حوزه علوم طبیعی و تجربی هم محتاج است. این مسئله از این جهت مهم است که هم یافته ها و فرضیات مختلف علمی و تجربی و هم انطباق این فرضیات با آیات و روایات به هر دو بخش از علوم دینی و طبیعی نیازمند است، چه بسا که یک فرضیه ناقص را به جای یک اصل متقن به خورد مخاطب می دهند و یا چه بسا یک روایت غیرموثق را به دلیل تعارض با مبانی مسلم علمی به عنوان شبهه طرح می کنند.
5- یکی از عواملی که باعث حضور افراد ناآگاه در زمینه علوم دینی در این گروه ها می شود احساس غرور آمیخته با کنجکاوی است، یعنی افراد با این فرض غلط که از پس هر شبهه ای برمی آیند در این گروه ها حاضر می شوند اما به تدریج به دلیل ناآگاهی در پاسخگویی به شبهات و به دلیل غرور در پرسیدن شبهات از عالمان، دچار تزلزل در ایمان و اعتقادات می شود.
6- یکی از مسائلی که به شدت در این گروه ها مشاهده می شود توهین به پیامبران و ائمه و اولیای الهی و علمای دینی با الفاظ زشت و رکیک است که متأسفانه در بسیاری از این گروه ها به صورت عادی رد و بدل می شود و جالب این که با این ادبیات، مدعی آزادی اندیشه هم هستند.
7- بحث دیگر بحث شرعی حضور در این گروه هاست، باید گفت همانطوری که مطالعه کتب ضاله برای ناآگاهان حرام است، حضور در گروه های آتئیست و یا دیگر منحرفان برای افراد عادی حرام قطعی است مگر این که افراد با صرف وقت و مطالعه و تحصیل در علوم دینی به مرتبه ای برسد که بتواند از پس پاسخگویی به شبهات بربیاید که در این صورت ایشان می تواند با گرفتن کمک از اساتید و دسترسی به منابع، در این کارزار حاضر گردد.
8- همانطوری که بیان شد، حضور افراد آگاه و متخصص در امر پاسخگویی به شبهات در گروه های آتئیست، یک الزام حیاتی به نظر می رسد که ضرورت ورود حوزه های علمیه به این مقوله به صورت جدی و هدفمند را اثبات می کند.
9- هرآنچه گفته شد از مسئولیت نهادهای قانونی و دولت در خصوص جلوگیری از فعالیت های این گروه ها نمی کاهد و همانطوری که دولت و قوه قضایی مکلف به برخورد قانونی با گروه های انحرافی و کتب ضاله هستند، باید در خصوص جلوگیری از فعالیت گروه های منحرف و گمراه کننده در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی هم تدابیر جدی اندیشیده شود که هرگونه تسامح در این خصوص قابل بخشش به نظر نمی رسد.


nazokbin

94/10/3
4:0 ع

talagh1با توجه به افزایش ازدواج های منتج به طلاق، 10 عامل مؤثر در طلاق های ای دوره زمانه را مختصراً برمی شمارم:

عامل اول، آماده نشدن فرزندان در خانواده برای امر مهم ازدواج است، یعنی زن و شوهر باید طوری برخورد کنند که خانواده یک کلاس آموزشی مناسب، صحیح و عملی برای فرزندان باشد ولی تا وقتی که خانواده محل دعوا و نزاع پدر و مادر در خصوص مسائل مختلف باشد، عملاً فرزند فرصت آموزش چگونگی زندگی مشترک را از دست می دهد و عادات ناپسندی در چگونگی بهانه تراشی برای دعوا و امتیازگیری با همسر پیدا می کند.

عامل دوم در افزایش طلاق ها، مقوله تک فرزندی و دو فرزندی به عنوان عامل اختلال در تربیت فرزندان برای زندگی مشترک است. فرزندانی که در خانواده نیاموخته اند چگونه با برادران و یا خواهران خود تعامل داشته باشند، و با چگونگی دعوا، آشتی، شراکت، دفاع از حقوق خود، گذشت یا … آشنا نشده اند، عملاً برای زندگی مشترک خود، کوله باری از مشکلات و اختلافاتی که قادر به حل آنها نیست، با همسر خود خواهد داشت.

عامل سوم در خصوص مسئله طلاق، بحث عدم پایبندی نسبی به مقوله خانواده و به خصوص تنوع طلبی در همسران است. زن و مردی که مدام در حال زیاده خواهی، دیدن زن و مردهای دیگر در ماهواره، محیط کار و جامعه و داشتن روابط راحت و آزاد و چت کردن  در فضای مجازی با جنس مخالف هستند، عملاً میزان وفاداری و تقیدشان به همسر و خانواده کاسته می شود و این مسئله یکی از عوامل مهم در کاهش مهر و محبت زن و مرد نسبت به یکدیگر است.

عامل چهارم، مشکلات زناشویی است که در حدود 60 درصد از طلاق ها نقش دارد که از عوامل جدید مؤثر بر این مشکلات، زیاده خواهی ها و به تبع آن نارضایتی های جنسی ناشی از برنامه های ماهواره ای و شبکه ها و فیلم های مستهجن و تبلیغات و زیرنویسهای جنسی است که مدام موجب زیاده خواهی و طمع ورزی همسران برای مصرف انواع داروها، پروتزها، پمادها و عمل ها برای جبران طمع های جنسی می شود، زن و مردی که نسبت به خودشان سرخورده و نسبت به همسرشان زیاده خواه و نسبت به زنان و مردان دیگر حیص هستند، چگونه می توانند یک رابطه زناشویی گرم و وفادارانه را رقم بزنند.

عامل پنجم، ترویج فرهنگ بد بینی و خیانت در ماهواره، شبکه ها، فیلم ها و موسیقی های امروزی است. عملا آنچه این رسانه ها ترویج می کنند، عادی سازی انواع خیانت ها، عشق های مثلثی، مربعی، کدورت، خیانت و انتقام هستند، این آثار، روان زن و شوهر را پریشان، ایشان را سبت به یکدیگر بدبین و امکان محبت کردن شان را به حداقل می رساند.

عامل ششم، تعداد کم فرزندان و فرزند سالاری و رقابت زن و شوهر در جلب محبت فرزند و دعوا برسر آینده اوست که باعث می شود زن و شوهر همیشه دچار چالش باشند و همواره به خاطر حضور یک قاضی که همان فرزندشان است در کنارشان، مدام نسبت به یکدیگر بیشتر بتازند و یا مدام مظلوم نمایی کنند و نهایتاً این که فرزندی نیز تربیت می کنند که هیچ از زندگی مشترک نیاموخته جز دعوا، کدورت و رقابت.

عامل هفتم خود عادی سازی طلاق است. متأسفانه طوری طلاق را عادی نمایش داده اند که بعضا برای آن جشن هم مرسوم کرده اند و عملا فعلی که زشت ترین حلال خدا شمرده می شود مثل نقل و نبات در دهان تازه عروس و دامادها و خانواده هایشان می چرخد. متأسفانه زن و شوهرها به جای این که به دنبال حل مشکلات شان باشند در اولین فرصت به این نتیجه می رسند که چاره ای جز جدایی ندارند و حال این که زندگی مشترکی که دعوا و اختلاف در آن وجود نداشته باشد تقریباً امکان عقلی ندارد بلکه آنچه مهم است روش حل یا گذشت از کنار مشکلات است.

عامل هشتم عدم بهره گیری از مشاوران و میانجی های عاقل و متخصص است و حال این که معمولاً تنها مشاور زن و شوهرهای امروزی که بیشترشان هم تک فرزند هستند، پدر و مادرهای متعصب و احساساتی تر از خود فرزندان هستند که با اولین ناملایتمی که در زندگی مشترک فرزندشان می بینند به مانند بنزین بر آتش عمل می کنند و شعله های دعوا و تنش را بلندتر می کنند و حال این که در صورت استفاده از مشاوران متخصص، امین و بی طرف، بسیاری از مشکلات راه حل های علمی و عملیاتی و مادام العمر دارند.

عامل نهم عدم فرصت کافی در داشتن روابط مناسب و کیفی درخانواده است، عملاً یا زن و شوهر باهمدیگر در خانه حضور ندارند و یا اگر هم حضور دارند، هرکدام در فضای مجازی، یا پای فوتبال، فیلم و سریال مشغول هستند و چه بسا بین یک زن و شوهر، در طول یک شبانه روز، هیچ کلام محبت آمیزی رد و بدل نمی گردد و این مسئله موجب فاصله گرفتن زن و شوهر از یکدیگر و سردی روابطشان می گردد.

عامل دهم مؤثر در طلاق ها مشکلات اقتصادی است، خانواده هایی که به لحاظ حداقل های معیشتی و زندگی دچار مشکل هستند، به خصوص وقتی که این مشکلات با عادات غلط، قیاس های اشتباه و چشم و هم چشمی های متداول همراه گردد، موجب غرغرها، دعواها، کدورت ها و فراهم شدن راه دخالت دیگران در مسائل خانوادگی گردد.


nazokbin

94/5/10
7:0 ع

بررسی سفر فابیوس به ایراندر میزگرد بررسی ابعاد سفر فابیوس که در فضای مجازی صورت گرفت، مطرح شد؛

میرتاج الدینی: پرونده فابیوس در مذاکرات مسئولین دولتی با وی به عنوان یک موضوع مطرح و بعداً به عنوان مساله حقوقی بین المللی پیگیری شود/ خالقی: در چنین شرایطی فقط می شود به فشار افکار عمومی و تلنگر احتمالی که به طرفین بزند حساب کنیم/ آقاجانی: نباید مانع ابراز احساسات مردم و تشکلها و انجمن های بیماران بشوند /عبدی: سفر فابیوس بدون عذرخواهی هم ناقض آشکار حقوق بشر و هم بی احترامی روشن به دولت و ملت ایران است/طاهری: فشار از طریق افکار عمومی می تواند به دولت کمک کند تا امتیازگیری کند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی موسسه صلح زیبا، میزگردی با حضور میرتاج الدینی، معاون پارلمانی دولت یازدهم، جلال خالقی، عضو شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی کشور، علی عبدی، عضو شورای مرکزی اتحادیه انجمن هاکی اسلامی مستقل دانشجویان کشور، سیاوش آقاجانی، فعال رسانه و منتقد حقوق بشر و جمال طاهری، رییس انجمن اسلامی شهید ادواردو آنیلی و اعظم وثوقی، فعال رسانه و عضو شورای مرکزی موسسه صلح زیبا شب گذشته به صورت مجازی در گروه تلگرام موسسه صلح زیبا برگزار شد. مشروح این میزگرد به شرح زیر است:

وثوقی: خدمت مهمانان عزیز خوش آمد می گوییم. چنان چه مستحضر هستید موضوع میزگرد، بررسی ابعاد سفر فابیوس به ایران است. سوال اول را از آقای خالقی می پرسم. به نظر شما آیا سفر اقای فابیوس به ایران با توجه به اتهامی که در پرونده ورود فراورده های خونی الوده دارد، صحیح و موافق عزت و اقتدار ایرانی است؟
خالقی: ابتدا خدمت دوستان یاداوری می کنم که شورای تبیین صبح امروز یک نشست خبری داشت که در آن مواضع بسیج دانشجویی در خصوص موضوعات مختلف روز از جمله این موضوع مطرح شد.
در خصوص سفر فابیوس باید عرض کنم دعوت از این فرد، چه از سرتدبیر باشد چه بی تدبیری، از سوی دولت محترم صورت گرفته است وآقایان هم در صحبت های خودشان هیچ قصدی حتی برای ماله کشی به موضوع هم ندارند بلکه صراحتا می فرمایند این بحث مطرح نشود. نمونه های عینی هم صحبت های وزرای محترم بهداشت و دادگستری است. لذا در چنین شرایطی فقط می شود به فشار افکار عمومی و تلنگر احتمالی که به طرفین بزند حساب کنیم.

* نباید یک پرونده حقوق بشری را با اختلاف دیدگاه با دولت مخلوط کنیم

وثوقی: آقای خالقی شما موضع دولت را صحیح می دانید؟ نظر شما درباره صحبت وزیر بهداشت مبنی بر این که مخالفت ها برای سفر فابیوس از روی نوع دوستی نیست، چیست؟

خالقی: نباید مباحث بنیادی تری مثل یک پرونده حقوق بشری را با اختلاف دیدگاه هایی که با دولت محترم داریم مخلوط کنیم، ولی به نظر بنده این نوع دعوت، خط پایان کشیدن رسمی بر امکان تظلم خواهی قربانیان پرونده خون های الوده به اچ آی وی است.

رقابت های سیاسی و ترس از اینکه فردا در انتخاب مجلس و دولت چه خواهد شد بر اولویت های تصمیم گیری اقایان اثر مخربی دارد، درخواست ما این است که حضرات اگر کمکی به موضوع نمی کنند صحبت های مخربی هم نداشته باشند.

* دولت با استفاده از فشارهای مردمی امتیازگیری کند

طاهری: ما در ایران یک مشکل عمده داریم و آن این است که که ان جی او ها هیچ نقش محسوسی در فعالیت ها و تصمیم گیری ها ندارند. یعنی اجازه حضور و هور و بروز فعالیت های مردمی معتمد داده نمی شود حتی اگر همسو باشند. بحث فشار را می توان از طریق بحث های مردمی پیگیری کرد تا بخش های دولتی بتوانند در موارد مختلف از دولت های دیگر امتیاز گیری کنند اما ما همیشه می خواهیم مجلس و دولت بدون پشتوانه و ضربتی عمل کنند که این سخت است. از طرفی هم حرکت های مردمی را ناشیانه مصادره می کنیم.

وثوقی: نظر شما دوستان در خصوص ضرورت های روابط دیپلماتیک در این ماجرا چیست؟ آیا ما می توانیم روابط دیپلماتیک را به خاطر این موضوع قطع کنیم؟ آیا می شود ما روابط دیپلماتیک را بر سر این پرونده کنار بگذاریم؟

خالقی: این دو مقوله از هم منفک است. ایران و عراق در اوج جنگ روابط خودشان را قطع نکردند. اتفاقا باید از کانال های دیپلماتیک برای پیگیری چنین موضوعاتی بهره حداکثری برد، هر چند که در عمل آبی از سفارت خانه ها گرم نمی شود.

میرتاج الدینی: به نظر حقیر الان زمان رسیدگی به این موضوع نیست. باید همان موقع رسیدگی می شد و شکایت در مجامع حقوقی بین الملل پیگیری می شد.

خالقی: در هر صورت آنچه الان جلوی چشم ماست وضعیت پاسخ داده نشده به این افراد آلوده به خون های آلوده و خانواده هایشان و عدم پرداخت غرامت از سوی طرف خارجی است. مثل پرونده های متعدد دیگر که ضعف پیگیری داشتند و الان دچار معضل گذر ایام شدند.

* طرح موضوع در چنین شرایطی شایبه جناحی بودن را دارد

وثوقی: آقای میر تاج الدینی ایا پیگیری امروز این ماجرا غلط می دانید. چرا؟ آیا در زمان دولت دکتر احمدی نژاد این موضوع مطرح شد؟

میرتاج الدینی: من نمی گویم غلط است ولی طرح موضوع در چنین شرایطی شایبه جناحی بودن را دارد و اینکه در این سفر فضاسازی کنند.

میرتاج الدینی: اگر موضوع تازه ای بود جا داشت جدی جدی پرداخت شود وحتی تاعذرخواهی نکرده و اقدام حقوقی نشده مانع سفرش بود ولی الان مسایل دیگری در اولویت است.

وثوقی: چه کسانی فضاسازی کنند؟

میرتاج الدینی: یعنی می گوینند مخالفین سفر فضاسازی می کنند.

* باید از طریق حقوقی پیگیری کرد

وثوقی: به هر حال بحث عزت ملی و حقوق شهروندان ما مطرح هست و خب بعد از آن حادثه ناگوار این اولین بار است که فابیوس به ایران می آید. این به نظر دوستان توهین به عزت ملی نیست؟ آقای میرتاج الدینی به نظرتان راه حل سومی نمی شود پیدا کرد؟ مثلاً به جای این که اصل سفر فابیوس را به منزله قطع روابط دیپلماتیک در نظر بگیریم می شود فابیوس بیاید و در عین حال خواسته شود غرامت را بپردازد و عذرخواهی کند. یا به جای فابیوس فرد دیگری به نمایندگی از او به ایران بیاید.شاید فشارها از سوی رسانه ها و گروه ها و جریان ها برای تحقق همین مساله باشد.

میرتاج الدینی: بالاخره وقتی چنین موضوعی در گذشته اتفاق افتاده باید از طریق حقوقی پیگیری کرد تا اولا ثابت بشود ایشان به عنوان نخست وزیر وقت در ان نقش داشته است و یا شرکت صادر کننده خون های آلوده مستقیما مبادرت به این کار کرده است.  نقش دولت فرانسه چه بوده  و بعد از معلوم شدن موضوع آیا مجازات کرده است و نسبت به آسیب دیدگان در کشورهای مختلف چه برخورد کرده اند. در هر صورت به عنوان یک مساله حقوق بشری می توان این مساله را در سطح جهانی پیگیری کرد.

سیاوش آقاجانی: لوران فابیوس زمان ارسال فرآوده های خونی آلوده به ایران نخست وزیر فرانسه بود و متهم بود که هرگونه تشریفات در زمینه انجام آزمایش‌ها از نمونه‌های خونی را لغو کرده و خون های آلوده بدون اینکه مراحل آزمایش را پشت سر بگذارند، وارد بازار شدند. او دستور غربالگری را زمانی صادر کرد که محموله فرآورده های خونی آلوده، صادر شده بودند. فابیوس در زمان نخست وزیری دستور داده بود هرگونه تشریفات در زمینه آزمایش از نمونه های خونی را لغو شود و به این لحاظ فرانسه به غیر از ایران به کشورهای دیگری هم بابت همین مسئله غرامت داده است.

وثوقی: آقای عبدی نظر شما درباره سفر فابیوس و حقوق بیمارانی که با خون های آلوده مبتلا به ایدز شدند، چیست و این دو مسئله، چه ارتباطی با هم دارند؟

عبدی: بنده عمیقا معتقد هستم که دعوت از فابیوس برای سفر به کشور، بعد از دور نهایی مذاکرات، به عنوان نخستین وزیر خارجه عضو 1+5 حتما معرف سیاست هایی هست که دولت در نظر دارد و به تبع آن، حاوی پیام های جالب توجهی هم هست.

وثوقی: سوال بعدی را به همراه ارسال یک تصویر می پرسم. اقایان میرتاج الدینی خالقی عبدی و اقاجانی پاسخ بفرمایید. برخی از مخالفین می گویند امریکا اقای ابوطالبی را به جرم ترجمه چند متن در جریان تسخیر لانه جاسوسی به نیویورک راه نداد. چطور ما فابیوس را که عامل ابتلای بیماران هموفیلی به بیماری هولناک ایدز است، بپذیریم. نظر شما در این باره چیست؟

سفر فابیوس به ایران

آقاجانی: تصویری که بالا فرستادید مسئله ای بود که در ذهن حقیر بود به آن بپردازم. به راستی چگونه است که ما بابت میهمان رسمی کشورمان که در جریان بیماری و فوت صدها و هزاران نفر مقصر است، نباید ورود بکنیم ولی آمریکا بابت نماینده ما در سازمان ملل می تواند به این راحتی بابت مسئله ای که هیچ تلفاتی نداشته برخورد نماید؟! به نظرم تنها توجیهی که از این مسئله وجود خواهد داشت یک مسئله است و آن هم مرعوب بودن نسبت به آمریکا و غرب به عنوان قدرتهای استکباری است.

به نظر شما اگر کسی که هواپیمای مسافربری ما را زد و از آمریکا هم مدال گرفت وارد کشور بشود مثلا به عنوان یک مقام مسئول، باید او را هم بپذیریم؟!

* نگاه به حقوق بشر در ایران مانند حقوق بشر غربی مبتنی بر منفعت شده است

به نظر می رسد نگاهی که به مقوله حقوق بشر در کشور ما در حال ترویج است عین همان مفهوم حقوق بشر در غرب است که مبتنی بر منافع است که اگر منفعتی ایجاد کند همه ارکان حقوق بشر را نادیده می گیرند و گویی امروز بحث تعامل ما با فرانسه و یا برخی کشورهای دیگر مبتنی بر همین نگاه منفعت جویانه است.
میرتاج الدینی: در این عکس مغالطه اشکار است.

آقاجانی: یکی دیگر از مسائلی که به نظرم می رسد این است که در زمانی کشورهای اروپایی بابت قضیه ای سفرایشان را باهم از کشور فراخواندند و بعد از موضع گیری صریح رهبری، هوس برگشتن به کشور را کردند که رهبری دستور دادند در برگشتن شان اجازه داده نشود که باهم برگردند بلکه با معطل کردنشان و به صورت تک تک و جسارتاً با خفت برگشتند. اینجاست که ما می بینیم در کنار حقوق بشر، مفهومی به نام عزت و غیرت ملی هم در این مسئله مورد خدشه قرار گرفته است. مطمئن باشید غرب بیش از هر مسئله ای دنبال خدشه دار کردن عزت ملی و غیرت ایرانی است. به راستی آیا عزت انسانها از حقوق بشر تلقی نمی شود؟
میرتاج الدینی: در مثل است ثبت الارض ثم انقش. یعنی اول زمین را ثابت کن سپس نقش بر ان بکش. اول باید اصل موضوع حداقل در دادگاه اسلامی خودمان ثابت شود و سپس حکم کرد. عدالت حتی برای دشمن. این مرام امام علی و حکم قران است. ولایجرمنکم شنان قوم علی ان لا تعدلوا …

آقاجانی: متأسفانه مسئولان کشور به خاطر این که توپ را در زمین یکدیگر بفرستند هیچکدام حاضر نشدند با فرانسه سر این قضیه درگیر شوند تا خودشان را بیگناه نشان دهند ولی وقتی فرانسه برای همین بحث خونهای آلوده برخی کشورها مثل عراق از فرانسه غرامت گرفتند. نمی توان منکر تقصیرشان شد. البته حقیقتاً من در این خصوص خیلی مجالی برای مانور را نمی بینم، چون مسیری است که در آن قرار گرفته ایم و نمی توان از قطاری که از  نقطه ای به شمال می رود توقع داشت ما را در حین حرکت به جنوب برساند.
وثوقی: اقای میرتاج الدینی ایا به نظرتان شکایت به دادگاه انقلاب اسلامی می تواند موثر باشد؟به نظرتان موسسه صلح زیبا در صورت شکایت از طرف مراجع قضایی حمایت می شود؟

میرتاج الدینی: دوستان ببینید در بحث های حقوقی اول اثبات جرم یک فرداست سپس حکم علیه او. بر این اساس گفتم حداقل در دادگاه های خودمان محاکمه شود مثل جانبازان  عزیز شیمیایی که اقامه  دعوا علیه دولت المان شد.

وثوقی: اقای تاج الدینی فرمودید در این عکس عکس مربوط به مقایسه عدم ویزا دادن به اقای ابوطالبی و ماجرای فابیوس مغالطه هست. می شود در این مورد توضیح بدهید.

میرتاج الدینی: امریکا کار غلطی کرده است که نماینده ما را نپذیرفته است. این عکس القا می کند ما هم مثل آنها عمل کنیم ثانیا اینجا اتهام نسبت داده شده به فایبوس در حد اتهام است اگر چه اقای ابوطالبی هم جرمی نداشت.

آقاجانی: ما در مسیری قرار گرفته ایم که برای گرفتن حقوقمان حاضر شده ایم چشم به خیانتها، خباثتها، ترورها، توهین ها، تهدیدها، حمایت از صدام، تحریم ها و …. ببندیم تا فقط 29 میلیارد دلار را به کشور برگردانیم، تا فقط بتوانیم بیشتر نفت بفروشیم آنهم به قیمتی کمتر، تا بتوانیم دوباره به یک وارد کننده قدر تبدیل شویم… به نظر می رسد درجایی چوب این فراموشی را خواهیم خورد …

* سفر فابیوس به ایران نقض آشکار حقوق بشر هست

وثوقی: اقای عبدی و آقایی خالقی سوال بعدی رو از شما دو بزرگوار می پرسم. می شود امیدوار بود با فشار افکار عمومی سفر فابیوس به کشور بدون لطمه به روابط دیپلماتیک لغو بشود؟ یا این که فابیوس با عذرخواهی و پرداخت غرامت وارد ایران بشود؟ این سوال را با توجه به مواضع دولت در این باره جواب بدید.
عبدی: فرانسه تنها کشوری بوده که ایران را تهدید اتمی کرده! و این موضوع دقیقا ناقض دو مسئله مورد بحث ما هست. یعنی هم ناقض آشکار حقوق بشر هست و هم بی احترامی روشن به دولت و ملت ایران هست. بنابراین ما معتقد هستیم چون دولت فرانسه در قضیه ورود خون های آلوده به کشور، کارشکنی ها و توهین های متعدد به دولت و ملت ایران در جریان مذاکرات، و تهدید هسته ای و اتمی ایران، داشته است، دعوت از فابیوس به عنوان نخستین وزیر خارجه عضو 1+5  به ایران، خلاف عزت و حکمت و مغایر با حفظ حرمت و عزت بین المللی ایران است.

وثوقی: اقای اقاجانی و اقای میرتاج الدینی  نظر شما چیست؟ ایا می شود راه حل سومی پیدا کرد که با استفاده از دیپلماسی، فرانسه از ایران عذرخواهی کنه و غرامتی که به برخی کشورها پرداخته بپردازه و فابیوس هم به ایران بیاد. ایا این راه حل برای تحقق همرمان حقوق مبتلاشدگان به ایدز و توسعه روابط دیپلماتیک و  در عین حال حفظ عزت ایرانیان راه حل مناسبی است؟

میرتاج الدینی: به نظرم سفر لغو نمی شود و اگر لغو شود در روابط  دیپلماتیک تاثیر منفی زیادی دارد.

آقاجانی: همانطوری که عرض کردم این توقع که در حین حرکت از اینجا به شمال به سمت جنوب برویم منطقی نیست. یعنی از دولتی که تصمیم گرفته نسبت به جفاهای مسلمی که به کشور و مردمش شده است گذر کند، نمی توان توقع داشت که بعد از این همه تلاش برای کشاندن مسئولان بلند پایه آلمان و فرانسه که در شیمیایی شدن و بیمار شدن مردم ما مقصر بوده اند بیاید و موضع سرسختانه بگیرد اما حداقل نباید مانع ابراز احساسات مردم و تشکلها و انجمن های بیماران بشود. مردم حق دارند ناراحتی شان را فریاد بزنند، مردم حق دارند در محل اقامت ایشان تجمع تشکیل دهند، مگر وقتی مسئولان ما در این کشورها می روند در مجاورتشان تجمع تشکیل نمی شود؟! مسئولان ما باید فابیوس و کری و امثالهم را توجیه کنند که مردم از ایشان دل خوشی ندارند و هرگز خیانتهایشان را فراموش نمی کنند نه این که به جای حق دادن به مردم و تشکل ها بیایند و ایشان را متهم به سیاسی کاری کنند.

 وثوقی: اقای میرتاج الدینی، اقایان خالقی، اقاجانی و عبدی از حضور شما در این میزگرد تشکر می کنم. اگر برای جمع بندی مطلبی دارید یا سوالی بدون جواب مانده یا نظری دارید که تکمیل کننده بحث باشد، بفرمایید.

میرتاج الدینی: من هم از همه دوستان و از اهتمام به احقاق حقوق ملتمان تشکر می کنم.

خالقی: در خصوص مباحثی مثل عذرخواهی و غرامت با عرض شرمندگی تمام باید یادآور شوم که فضای واقعی مناسبات، بویژه در دولت محترم یازدهم، فرسنگ ها با مباحث ما فاصله دارد لذا هیچکدام از این مباحث حتی امکان مطرح شدن مناسب نخواهند داشت، بر همین اساس بنده همان ابتدای صحبت ها همه توجه ام را روی کار رسانه ای و فشار از ناحیه أفکار عمومی متمرکز کردم.

آقاجانی: نظر حقیر با نظر شما بسیار نزدیک است.

وثوقی: اقای میرتاج الدینی شما جمع بندی ندارید؟

* فضای غلط بوجود آمده بدنبال نادیده گرفتن افراد متضرر از خون های آلوده است

عبدی: بنده هم از فرصت بوجود آمده تشکر می کنم. در انتها فقط می خواهم مجددا متذکر شوم که متاسفانه فضای غلط بوجود آمده بدنبال نادیده گرفتن بخشی از جامعه است که از ورود خون های آلوده به کشور به شدت متضرر شدند اما امروز عده ای حاضر هستند از حقوق این بخش از جامعه به بهای ارتباط با فرانسه صرف نظر کنند گویی هیچ ضرر جانی به مردم این کشور نرسیده و با انگ زدن به منتقدان، ورود عامل این اتفاق شوم به ایران، این انتقادها را سیاسی جلوه بدهند.

آقاجانی: البته نظرات ما با جناب تاج الدینی هم منافاتی ندارد و ماهم بر لزوم پیگیری همه جانبه این پرونده تأکید داریم، بحث فقط بحث غرامت نیست بلکه بحث احساسات جریحه دار شده مردم ماست.

* پرونده در مذاکرات مطرح و پیگیری حقوقی شود

میرتاج الدینی: جمع بندی من این است این سفر انجام بگیرد و در مذاکرات به عنوان یک موضوع مطرح شود و بعداً بعنوان مساله حقوقی بین المللی پیگیری شود. من اگر در مجلس بودم این را از وزارت خارجه می خواستم.

وثوقی: البته من فکر می کنم صحبت های اقای میرتاج الدین پربیراه نیست در عین این که فرمایشات سایر مدعوین محترم هم قابل توجه هست.

عبدی: متاسفانه عده ای حاضرند برای ارتباط با به ظاهر قدرت های غربی، از همه جنایت های آن ها در حق این ملت صرف نظر کنند که واقعا جای تاسف دارد و این انتقاد دلسوزان انقلاب به نگاه دولتی حاکم بر دستگاه اجرایی کشور است.

خالقی: البته أخذ غرامت یک جنبه حداقلی مادی دارد و یک جنبه آبرویی. بویژه این که طرف حساب شما یکی از مدعیان صحنه های بین المللی و به روایت ادبیات انقلاب اسلامی از مستکبرین عالم باشد.

وثوقی: با تشکر از میهمانان عزیز و حاضران گروه. پایان میزگرد را اعلام می کنم.


nazokbin

94/2/6
8:13 ص

 

مهدی خزعلی

به دلیل حضور مستمر در فضای مجازی و به خصوص شبکه های اجتماعی و به تبع آن حضور در مباحثات و مناظره های مختلف با فعالان فضای مجازی، مسائلی مهمی برایم مشخص شده است که ناچار به طرح آنها می باشم، مطلع کلامم با سخن حاج حسین یکتاست که اخیراً گفت و امروز عیناً در شبکه های اجتماعی مشاهده می کنیم، ایشان گفتند که کار نیروهای انقلاب در فضای مجازی به جنگ تن به تن رسیده است و امروز این جنگ های تن به تن را در مباحثه ها و مناظره های حامیان انقلاب با حامیان ضدانقلاب و یا حامیان خستگان از انقلاب به وضوح مشاهده می کنیم.

به دلیل چند مباحثه ای با جناب مهدی خزعلی و علیزاده طباطبایی (وکیل مهدی هاشمی و شهرام جزایری و رئیس حلقه عرفان و …) داشته ام، شاهد حضور بسیار فعال و مستمر ایشان در شبکه های اجتماعی و برگزاری مباحثات و مناظرات هستم و متأسفانه باید بگویم که نوع مباحثاتی که این افراد در فضای مجازی مطرح می کنند، حقیقتاً پر از اتهام و هتاکانه است که به عنوان مثال برخی از ادعاهای جناب خزعلی را که حین مباحثات اخیر بیان کرده اند و فایل های صوتی شان هم موجود است را مختصراً برمی شمارم:

  • جناب مهدی خزعلی، تحمیلی بودن جنگ 8 ساله را زیر سوال بردند و حضرت امام خمینی و تسخیر لانه جاسوسی را عامل دشمنی های آمریکا و حمله صدام به ایران می دانند.
  • ایشان بیان داشتند که 10 سال پیش اسرائیل نزدیک به فروپاشی بود و احمدی نژاد با طرح مسئله هلوکاست باعث شد تا اسرائیل دوباره جان بگیرد.
  • ایشان گفتند که شهدای هسته ای، توسط خود انقلاب کشته شده اند و این که اصلاً آنها دانشمند هسته ای نبودند و فقط دانشمندان فیزیک بوده اند و این در حالی است که خود اسرائیلی ها به ترورهای هسته ای اعتراف داشتند.
  • ایشان گفتند که انتخاب آقای خامنه ای در خبرگان با یک سناریوی از پیش تعیین شده و ساختگی انجام شد و کاملاً گام به گام به پیش برده شد و خیلی جسورانه می گویند حتی آقای خامنه ای هم به صورت نمایشی با رهبری خودش مخالفت کرده است!
  • ایشان گفتند که بیشتر اعضای فعلی خبرگان خواب و بی کفایت هستند.
  • ایشان بیشتر نمایندگان مجلس را بی کفایت و بله قربان گوهایی معرفی می کند که گوششان به دهان رهبری است.
  • ایشان گفتند که عباس یزدان پناه (شاهد مقتول مهدی هاشمی)، به دست نیروهای انقلاب کشته شده است، چرا که به زعم جناب خزعلی، یزدان پناه به نفع مهدی هاشمی شهادت می داد و این در صورتیست که فیلمی اخیرا از یزدان پناه منتشر گردیده است که کاملاً مشخص می کند که زنده ماندن عباس یزدان پناه به ضرر مهدی هاشمی تمام می شده است.
  • مهدی خزعلی بسیار هتاکانه می گوید حکومت ما مثل حکومت معاویه است و در موارد متعددی صراحتاً یا تلویحاً به رهبری جسارت و توهین می کند.
  • ایشان آمریکا و غرب را مهد آزادی و آزادی بیان می داند و حال این که در برابر سوالات ما در خصوص ده ها زندان غیرقانونی مثل گوانتانامو و ابوغریب که شکنجه کردن در آنها رسما‌ً‌ انجام می شود و یا در خصوص زندانی کردن پروفسور رژه گارودی (که تنها جرمش تحقیق در مورد هلوکاست بود)، هیچ پاسخ منطقی جز تمجید از زندان های آمریکا نداشت.
  • ایشان سال 94 را نقطه عطفی می دانند که در آن رابطه ما با آمریکا و غرب خوب می شود و در انتخابات های خبرگان و مجلس شورای اسلامی94 نیز یقیناً افراد جدید و غیر بله قربان گو خواهند آمد!
  • ایشان در خصوص شورای نگهبان بارها و بارها با بی احترامی به آیت الله جنتی این شورا را و شخص جنتی را عامل حکومت در حذف رقبا معرفی می کند و شورای نگهبان را سبد جنتی نام می نهد.
  • او می گوید که همه ی فرقه های مذهبی از بهایی و وهابی باید بتوانند تبلیغ و ترویج دین شان را داشته باشند و این را ترویج می کند.
  • ایشان تعطیلی برخی از احزاب مثل ملی مذهبی ها و مشارکتی ها و … را تنها در جهت حذف رقیب تعبیر می کند و اصلاً هتاکی های این احزاب به اسلام، ائمه، حدود الهی و ولایت فقیه را تقبیح نمی کنند و حال این که این احزاب همواره در جهت جدا کردن دین از سیاست و سکولاریزم گام برداشته اند و اساساً در چارچوب حکومت دینی نمی گنجیده اند.
  • ایشان در عین حال که ولایت مداری و تبعیت از ولایت را با عبارات و متلک های مختلف مثل دستبوسان ولایت مسخره می کند، ولی خودشان در مسیر تطهیر هاشمی و فرزند مجرمش و سران فتنه و ضدانقلاب حرکت می کنند.
  • در حالی که حتی دشمنان مقام معظم رهبری حتی وجود یک نقطه خاکستری در زندگی اقتصادی مقام معظم رهبری و خاندان ایشان را تکذیب می کنند ایشان مقام معظم رهبری را برخلاف حضرت علی علیه السلام در مواجهه با عقیل می شناسد و این در صورتی است که در برابر انتقاد ما به نشاندن مهدی هاشمی بر سفره قراردادهای نفتی و حمایت شدید پدرش از او هیچ جوابی نداشتند. جالب است که همین مهدی خزعلی و همه کسانی که برای هاشمی جان فشانی می کنند توجه ندارند که چگونه شخص هاشمی خون فرزندش را از همه جوانان این کشور رنگین تر می داند و حتی یک روز زندان را برای این همه تخلف و ضربه به منافع اقتصادی و سیاسی ملی وی برنمی تابد.
  • ایشان می گوید چون راهپیمایی 22 بهمن را تحریم کردند مردم در آن شرکت نکردند و می گویند در انتخاباتی که آن را تحریم کرده بودند نرخ مشارکت 23 درصد بود که به آن ضریب دادند و آن را 46 درصد اعلام کردند و میگویند روی 9 دی روزی بود که مردم را فریب دادند و مردم به خیابان آمدند و اساساً ایشان تمام انتخاباتها را مهندسی شده تعبیر می کنند و در برابر این سوال که پس چرا در انتخابات های تماماً متقلبانه و مهندسی شده شرکت می کنید جواب منطقی نداشتند.

آنچه که در بندهای فوق آمد، تنها گوشه ای از نظرات مهدی خزعلی بود، مباحث ایشان در خصوص موارد متعدد تاریخ انقلاب و تاریخ اسلام و یا در بیان نظرات امام خمینی حاوی تحریف و تأویل است و نگاهی به مسیر مباحث ایشان در تطهیر دشمنان انقلاب مانند صدام، اسرائیل و آمریکا از یک سو و مقصر دانستن انقلاب و تفکر انقلابی در تمام مشکلات و مسائل کشور نشان می دهد که اساساً ایشان یک خط مستقل و مشخص را دنبال می کند.

مسیری که شخص جناب هاشمی و سربازان ایشان اعم از روحانی تا ترکان و خزعلی و علیزاده طباطبایی (وکیل مهدی هاشمی) و …. در فضای حقیقی یا مجازی دنبال می کنند یک مسیر مشخص است، اینان صراحتاً رفتارهای شاخص انقلابی گری را هدف قرارداده اند و انقلاب و نمادهای مقاومت را از طریق روش های زیر مورد اصابت قرار می دهند:

– ترویج گفتمان نمی توانیم و به سخره گرفتن توان نظامی و صنعتی و اقتصادی کشور
– حذف نمادهای مقاومت از روی اسکناس ها، تعطیلی مراکز تحقیقات فضایی و هسته ای
– حذف شعار مگر بر آمریکا و نمادهای استکبار ستیزی از طریق جعل خاطرات و تطهیر دشمن
– به سخره گرفتن ساده زیستی و متهم کردن این رفتارها به پوپولیستی گری
– توهین به جریان های انقلابی تحت عناوین توهین آمیز مختلف مانند تعامل هراس و ترسو و بزدل و بی سواد و افراطی و…
– جسارت به نهادهای انقلابی اعم از سپاه و شورای نگهبان و خبرگان و ….
– تطهیر فتنه گران، ضدانقلاب، آمریکا و غرب در جهت تخریب و مقصر دانستن جریان های انقلابی در تمام کشمکش ها
– عادی سازی تهمت، توهین، جسارت و متلک پراکنی به رهبر انقلاب و انقلابیون

آنچه که در مورد جناب خزعلی و علیزاده طباطبایی و امثالهم مشابه است جلسات مکرر و حضوری و هماهنگی ایشان با جناب هاشمی است و مشخص است که حضور مستمر این افراد در شبکه های اجتماعی و برگزاری جلسات بحث و گفتگوی برنامه ریزی شده در گروه های مختلف نمی تواند اتفاقی و تصادفی انجام شود؛ به نظر می رسد جناب هاشمی همانطوری که در صحنه حقیقی در حال یارگیری و صحنه آرایی است، در فضای مجازی نیز بیکار ننشسته و به صورت منسجم مشغول فعالیت در تضعیف گفتمان انقلاب و انقلابی گری است که به همین دلیل ضرورت واکنش هدفمند در برابرشان احساس می شود.
اگر چه شخصاً از بحث کردن با امثال خزعلی و علیزاده طباطبایی شانه خالی نکرده ام، اما امروز رسماً بیان می کنم که هدف اصلی ایشان نشر شایعات، شبهات، تهمت های بی اساس و عادی سازی توهین و جسارت به امام و رهبری است و به نظر نمی رسد که تریبون دادن به این هتاکان با غیرت هیچ انقلابی سازگاری داشته باشد و به همین دلیل:

  • در گام اول باید تلاش کنیم تریبون را از این هتاکان ضدانقلاب بگیریم و با حذف ایشان از گروه های اجتماعی، مأموریتشان را ناکام بگذاریم.
  • در گام دوم باید افراد و گروه ها را از ماهیت مأموریت سربازان هاشمی در زمینه انقلاب زدایی و انقلابی ستیزی آگاه کنیم
  • و در گام سوم باید جلوی عادی سازی هتک حرمت به امام و رهبری و مبانی انقلاب را گرفت و نباید اجازه بیان مطالب غیرمستند و کذب و توهین را به ایشان داد

nazokbin

94/1/23
2:44 ع

 

شایعات شبکه های اجتماعی

هرچند مدت زیادی از فعالیت شبکه های اجتماعی به خصوص شبکه های اجتماعی تلفن های همراه نمی گذرد، لیکن نقش این شبکه ها در بروز و تسریع تحولات اجتماعی و سیاسی روز به روز بیشتر آشکار می شود. اما آنچیزی که از آثار مخرب این شبکه ها در این مدت به شدت به چشم آمد، نقش شان در شیوع سریع شایعات است که بعضاً حتی فرصت خنثی کردن را نمی دهد و یا بسیار دشوار می کند.

شایعاتی مانند مرگ یا سکته افراد، نشر تصاویر فتوشاپ و جعلی، اخبار کذب معاصر و حتی تاریخی، خبر از پشت پرده مسائل، نشر حواشی رخدادهای مهم، خبر از مفاسد و تخلفات گسترده و بسیاری از موارد اینچنینی و شبهاتی از جنس شبهات دینی و مذهبی را در این چند ساله در شبکه های اجتماعی مشاهده کردیم که متأسفانه خیلی سریع هم مورد بازنشر قرار گرفته و بعضاً موج هایی نیز ایجاد کرده اند، موج هایی که بعضاً خیلی با هزینه های سنگین اجتماعی، اقتصادی و امنیتی مهار شده اند و یا همچنان در جریان هستند.

در عصر ارتباطات یکی از ابزارهای پیشبرد نقش ها و طرح های جریانات خزنده سیاسی و اجتماعی استفاده از ظرفیت های شبکه های اجتماعی است که با استفاده از این ظرفیت مشاهده می شود که بعضاً از کاه، کوه ساخته می شود و یا کوهی را به اندازه کاه جلوه می دهند به حدی که نقش این ابزارها امروزه نه تنها در تهاجم فرهنگی و جنگ نرم، بلکه در ایجاد جنگها و درگیری های فیزیکی و نظامی نیز قابل مشاهده است. یادمان نمی رود که به اذعان صریح وزیر پیشین امور خارجه آمریکا در کنگره این کشور، تنها به منظور نقش آفرینی شبکه اجتماعی توئیتر، هماهنگی هایی برای استفاده از این ظرفیت ها در فتنه 88 ایجاد شده بود.

حیثیت افراد و اقوام، به خصوص در حوزه هایی که با تعصبات یا حساسیت های اجتماعی همراه هستند، یکی از اهداف جدی در شیوع شایعات است، یک شایعه تخریبی، خیلی سریع و هیجانی منتشر می شود و اخبار اصلاحی خیلی کند و با بی انگیزگی بین انبوهی از شبهات و شایعات مدفون می شود؛ معمولاً سرعت نشر و ضریب تکرار شایعات اینقدر زیاد است که فرصت و رغبتی برای صحه گذاری آنها پیدا نمی شود و بسیاری از افراد در برابر این شایعات خلع سلاح می شوند و به یک بانک شایعه و شبهه بدل می شوند که در اثر تکرار، همان شایعات و شبهات را به عنوان اخبار و معلومات قطعی خود می پذیرند و براساس همان، رفتار و شیوه عملکرد خود را تنظیم می کنند و این چنین است که متوجه می شویم با یک عارضه و اپیدمی به نام نشر رباتیک شایعات و شبهات مواجه هستیم.
چه باید کرد؟
به منظور درمان عارضه نشر رباتیک شبهات و شایعات در شبکه های اجتماعی و کاهش عوارض آن، چند اقدام پیشنهاد می گردد:

1- باید نسبت به اخباری که در شبکه های اجتماعی منتشر می شوند فارغ از تمایلات سیاسی و مذهبی با حساسیت و مسئولیت مواجهه کرد. قرار نیست چون از فلان شخصیت یا قومیت خوشمان نمی آید شایعاتی که علیه او منتشر می شود را بدون صحه گذاری بازنشر یا تأیید کنیم. یادمان باشد که این عارضه اگر درمان نشود فردا آسیبش به ما هم خواهد رسید.

2- از اقدامات شایسته برای رفع مشکل این است که باید در جامعه فرهنگ مستند حرف زدن و مستند حرف شنیدن را جا انداخت، باید نسبت به سند و مرجع حرف ها حساس بود و آنها را مطالبه کرد. نباید از خواستن سند اخبار حتی از دوستان مان نیز ابایی داشته باشیم و در این عرصه نباید با خوش بینی نسبت به اخبار مواجه شد.

3- باید نسبت به رسانه ها و کسانی که بدون سند مطلب منتشر می کنند، موضع گیری کرد تا این کار را ترک کنند و یا توسط دیگران مورد اعتماد قرار نگیرند، معرفی اشتباهات افراد یا جریانهای خاطی در نشر شایعات می تواند در کاهش اعتماد به ایشان مفید واقع شود.

4- از دیگر مواردی که می تواند در خنثی کردن این شرایط مفید باشد این است که خودمان به صورت فردی یا با تشکیل گروه های رصد و پاسخگویی به شایعات و شبهان، نسبت به صحه گذاری مطالبی که منتشر می شود فعال باشیم، یعنی اگر مطالبی با سند منتشر می شوند اول خود سند کنترل شود و اگر مطالبی بدون سند منتشر می شوند، ضمن مطالبه ی سند مطلب، خودمان هم برای تحقیق در خصوص آن مطلب فعال باشیم؛ باید توجه داشت که به راحتی می توان با جستجوی بخشی از متن های شایع، از مرجع، سند و میزان اعتبار آن مطلع شد و به همین شکل با مشاهده یک تصویر شبهه انگیز، می توان همان تصویر را در موتورهای جستجوگر عکس جستجو نمود و با دیدن مشابه های احتمالی آن، به اصالت و یا سندیت تصاویر پی برد.

5- یکی دیگر از اقداماتی که می تواند در خنثی سازی این معضلات مفید باشد، این است که با بازنشر مطالب اصلاحی که توسط افراد و یا گروه های فعال در زمینه شایعه و شبهه فعال هستند، می توان جلوی نشر بیشتر یا تأثیر گذاری شدیدتر شایعات را گرفت و با ایجاد حساسیت در افراد، جامعه را به دقت بیشتر در خصوص اخبار و شایعات منتشره در فضای مجازی وادار نمود.


nazokbin

93/12/9
12:52 ص

بحث در شبکه های اجتماعی

امروز در شبکه های اجتماعی مجازی سه رویکرد در دستور کار بچه های انقلاب قرار گرفته است که بعضاً در خصوص این روش ها بحث های داغی صورت می گیرد که از هرکدام از این روش ها و آثار آنها، مختصراً مواردی تقدیم می گردد:

1- روش تخاصم و افشاگری: یکی از روش های غالب در فضای مجازی و جنگ نرم روش تخاصم و افشاگری است که متأسفانه در اکثر گروه های فعال در فضای مجازی و از سوی همه ی جریان ها به کرات دیده می شود، در این روش یک فیلم، عکس، اظهار نظر، خبر، حکم دادگاه و … را در فضای مجازی منتشر کرده و فوراً به صورت رگباری شروع به بمب باران خبری و حتی خبرسازی در همان حیطه می نمایند. فقط کافی است یک حکم محکومیت از افراد مطرح طرف مقابل منتشر گردد و یا حتی اتهام غیرمحتملی شنیده شود که همان مسئله، مدت ها فضای رسانه ای و مجازی را تحت الشعاع مباحث تند سیاسی و بعضاً توهین آمیز قرار می دهد، این روش جز یک رویارویی از نوع بزن و دررو و افزایش میزان کدورت ها و لجاجت ها اثر دیگری ندارد، با این وجود بسیاری از بچه های انقلابی گمان می کنند که در برابر روش تخاصم و افشاگری طرف مقابل، باید به همین روش روآورند، در صورتی که این شیوه به دلیل لجاجت و عداوت افزایی در برابر جذب حداکثری و دفع حداقلی قرار می گیرد.

2- روش بحث های سیاسی: در این روش، مباحث سیاسی با شیوه ای منطقی و مناظره ای بین جریانهای مختلف مطرح می گردد و اکثرآنها حول اخبار و رخدادهای معاصر و ارتباط شان با یکدیگر شکل می گیرد. اگر چه مباحث در این موضوعات معمولاً با آرامش بیشتر و گفتمان طولانی تر صورت می گیرد، لیکن اکثر این مباحث بازهم به بن بست ختم می شود، چرا که ریشه ی بیشتر اختلافات سیاسی در اختلافات اعتقادی است، عدم ورود به مباحث اعتقادی و چرخیدن حول همان تحلیل های سیاسی، موجب بی فایده بودن و عدم اثربخشی مباحث صرفاً سیاسی می گردد.

3- بحث های اعتقادی و فکری: با توجه به این که اکثر اختلافات سیاسی، ناشی از اختلافات فکری و اعتقادی و یا برداشت های متفاوت از اصول اعتقادی است، می توان متوجه شد که در صورت افزایش اشتراکات فکری و اعتقادی در جامعه، خود به خود بسیاری از اختلافات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیز کاهش می یابد. بحث در حوزه های اعتقادی و فکری به لحاظ این که نیاز به حوصله، مطالعه و منطق دارد چندان طرفدار ندارد، ولی اثر بخشی این مباحث در ایجاد اشتراکات فکری و اعتقادی بسیار زیاد است، یکی از موانع بکارگیری این شیوه ناامیدی بچه های انقلاب از تأثیرگذاری در طرف مقابل است و این در حالی است که پیامبر اکرم و ائمه ی هدی علیهم السلام هرگز از تلاش برای هدایت و تأثیرگذاری حتی روی خبیث ترین افراد نیز دست برنمی داشتند. اهمیت این شیوه در نیروهای انقلاب آنگاه نمایان تر می شود که به موارد زیر اهتمام داشته باشیم:
الف- منطق گفتمانی اسلام در برابر سایر مکاتب فکری و بشری وسیاسی اینقدر قوی و قابل دفاع است که با اطمینان خاطر می توان در این حوزه ورود کرد و حتی حین بحث کردن می توان در حوزه های مورد بحث، اطلاعات مورد نیاز را از طریق رجوع به منابع معتبر دینی موجود در فضای مجازی تأمین نمود و ضمن پاسخگویی به طرف مقابل، موجب ارتقای سطح علمی خود شد.

ب- هجمه هایی که با بارش شبهات در فضاهای مجازی به مسائل فکری و اعتقادی وارد می شوند، اگر چه همگی قابل پاسخگویی هستند ولی به یک همت بلند، حساسیت بالا و فرصت کافی نیاز دارد، فعالان فضای مجازی ابتدا برای تأمین نیازهای فکری و اعتقادی خود و سپس برای تأثیر مثبت بر فضای رسانه ای و مجازی و سایر کاربران، به ناچار باید نسبت به شبهاتی که می بینند با وسواس برخورد کرده و اقدام به یافتن پاسخ و نشر آن نمایند.

ج- توجه به ریشه های اختلافات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نشان می دهد که بهترین و موثرترین راه در کاهش این اختلافات، پرداختن به مبانی فکری و اعتقادی مورد اختلاف است، به خصوص که این مباحث حیاتی در اوج حساسیت ها و فتنه های روزگار به سختی قابل طرح هستند و باید پیش از رسیدن به مقاطع حساس تاریخی، روی این مباحث به صورت گسترده کار کرد. همین که جریان های مختلف یادبگیرند با صحبت و گفتگو مشکلات شان را طرح و بحث نمایند، می توان از خیابانی شدن بسیاری از تنش های سیاسی و اجتماعی در خیابان ها کاست و امنیت و آرامش را برای کشور به ارمغان آورد.


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
سیاسی ، دولت ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، هاشمی رفسنجانی ، صدا و سیما ، رسانه ، تورم ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، مشایی ، تحریم ، اعتقادی ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، برجام ، عدالت ، قوه قضاییه ، انقلابی ، اقتصادی ، تولید ، آمریکا ، مجلس ، علی لاریجانی ، بصیرت ، رابطه با آمریکا ، رشت ، گیلان ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، فرهنگی اجتماعی ، غرب ، استاد مصباح ، خانواده ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انقلاب ، انتخابات 96 ، هاشمی ، مهدی هاشمی ، سران فتنه ، سعید جلیلی ، مذهبی ، بانک ، جبهه پایداری ، شورای نگهبان ، علی مطهری ، کارمند ، مسکن مهر ، انتخابات ریاست جمهوری ، اصلاح طلبان ، اجرای برجام ، تحلیل های اقتصادی ، سوریه ، ماهواره ، جواد ظریف ، امام خمینی (ره) ، انتقاد پذیری ، استقلال ، مدیریت و ایمنی ، فساد بزرگ اقتصادی ، سیاست ، طنز ، ولایت فقیه ، ظریف ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، هنر ، ارز ، استکبار ستیزی ، اسرائیل ، انتخابات مجلس ، بدعهدی آمریکا ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی ، انتخابات آزاد ، ایمنی ، نقض برجام ، سران قوا ، نرخ رشد جمعیت ، مذاکره کنندگان هسته ای ، جریان انحرافی ، توافق نهایی هسته ای ، تهاجم فرهنگی ، تحریف انقلاب ، بانک ، انتقاد ، مدیریت ، نرمش قهرمانانه ، سبک زندگی ، علامه مصباح ، سینما ، شبکه های اجتماعی ، مردم ، انقلابی گری ، اصولگرایی ، جمنا ، کارگر ، تحریف اسلام و انقلاب ، حجاب و عفاف ، اشتغال ، برجام 2 ، پسابرجام ، مسجد ، هنر و رسانه ، فوتبال ، قالیباف ، قانون اساسی ، مذاکرات هسته ای ، نفوذ ، فرهنگ عمومی ، رابطه ایران و آمریکا ، برجام های 2 و 3 ، باقری لنکرانی ، ازدواج ، آرمان های انقلاب ، وبلاگ نویسی ، آموزش و پرورش ، ائتلاف اصولگرایان ، اعتدال ، اینترنت ، انتخابات های 94 ، دولت یازدهم ، رکود ، شبکه اجتماعی افسران جنگ نرم ، میر حسین موسوی ، مالیات ، محمد جواد ظریف ، گفتمان انقلاب ، عربستان ، بسیج ، امام حسین ، حضرت مهدی عج ، کارشکنی های آمریکا در اجرای برجام ، حقوق های نجومی ، حقوق کلان مدیران دولتی ، حامیان متعصب احمدی نژاد ، خاتمی ، داعش ، تحریم موشکی ، تحریف شخصیت امام خمینی ، ترکیه ، جدایی نادر از سیمین ، تولید ملی ، توهین های دولتمردان ، ائتلاف اصلاح طلبان ، احمد توکلی ، آمریکا ، بسته تحریم موشکی ، انتقادات به برجام ، ایرانیت ، عراقچی ، فتنه گران ، عکس ، روحانی ، دولت راستگویان ، دولت های نهم و دهم ، سعید مرتضوی ، قرارداد خرید هواپیما ، محسن رضایی ، متن برجام ، نقدینگی ، مرگ بر آمریکا ، محمد خاتمی ، قراردادهای پسابرجامی ، سیاه نمایی ، عزت ایران ، عبدالرضا داوری ، باخت اصولگرایان در تهران ، پارسی بلاگ ، آملی لاریجانی ، ادارات ، توالد ، جنبش برنمی تابیم ، تحریم های جدید ، خودروسازان ، حوادث ناشی از کار ، دوقطبی سازی ، حاشیه سازی ، حجاب ، حداد عادل ، حلقه انحرافی ، حقوق ، حسین قدیانی ، حادثه پلاسکو ، خطوط قرمز رهبری ، جدایی مشایی از احمدی نژاد ، توهین ، توصیه رهبری به احمدی نژاد ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
داروخانه دکتر سلیمی سرچشمه ادب و عرفان هــم انــدیشـی دینــی رقصی میان میدان مین یا صاحب الزمان (عج) پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) ساعت یک و نیم آن روز بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا عاشق آسمونی رضویّون حدیث منتظران قائم (عج) همه چیز آماده دانلود تراوشات یک ذهن زیبا بادصبا آسمون آبی چهاربرج پژواک یادداشتهای فانوس من وآینده من نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی مهاجر ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است کانون فرهنگی شهدا نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت در سایه سار ولایت فروشگاه اینترنتی پوشاک زنانه اوتیسا

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه