لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

96/1/6
8:58 ص

کنایه های احمدی نژاداحمدی نژاد در سخنرانی خود در مورخ 96/1/2 در مسجد امام حسن(ع) اهواز و در جمع اعضای شورای به اصطلاح تببین خط امام و آرمان های انقلاب اسلامی استان خوزستان حرفهایی میزند که با دست زدنها و شعارهای حضار همراه میشود و برخی کنایه های احمدی نژاد در این سخنرانی به شدت حاشیه ساز میشود، او میگوید:

«آنهایی که خیال می کنند ملت ایران نمی فهمند خودشان نفهم ترین آدمهای روی کره زمین هستند! 80 میلیون نمی فهمند، تو می فهمی؟ این چه استکباری و چه فرعنیتی است که در وجود بعضی ها پیدا شده است. 97 درصد ملت جمع می شوند و یک چیزی را می خواهند، می گوید چیز بدی است {و اقتصاد را خراب میکند}. می شود یک دلیل بیاوری که تو بهتر از همه ملت می فهمی؟ بالاخره همه شما جمع شدید، بسیج شدید، هجوم کردید یک طرفه تا به ملت بگویید این کار بد است و انجام ندهید، 97 درصد هم می گویند نه باید انجام بشود، باز هم می گوید نه خیر! تو کی هستی و از کجا تشریف آوردی؟ تو چه اختیاری داری که آن بالا نشسته ای؟ این اختیار را چه کسی به تو داده است؟ غیر از این است که ملت داده است؟ می گوید نه خیر آقا! ما بهتر می فهمیم و ملت نمی فهمد! بابا ملت انقلاب کرد که دیگر از این آدم ها نبیند. اگر قرار بود شما را ببیند آن یکی بود دیگر!»

این کنایه های احمدی نژاد که بعضا به توهین تبدیل میشود، در ابتدا به بهانه یارانه ها شروع میشود و مشخص است که حداقل یکی از مخاطبان این کنایه ها و توهین ها، روحانی و دولت متبوع وی است اما شعارها یا جملاتی مثل «شعار هرکی مرده احمدی برمیگرده» و یا «خامنه ایه رفتنیه» که در خلال و حاشیه این سخنرانی بیان میشود و یا این جملات احمدی نژاد که میگوید «ملت اگر قرار بود شما را ببیند آن یکی بود دیگر» و یا «بالاخره همه جمع شدید، بسیج شدید، هجوم کردید»، که با دست زدن اعضای شورای به اصطلاح تبیین گفتمان امام در مسجد همراه میشود، فراتر از انتقاد به روحانی به نظر میرسد، که حتی اگر خطاب به روحانی هم بود بازهم با توصیه رهبری به دوقطبی نکردن جامعه و ورود نکردن وی به انتخابات، در تعارض کامل قرار داشت.

به نظر میرسد این حرفهای احمدی نژاد در راستای تلاش وی برای بازگشت به صحنه انتخابات باشد چرا که امروز احتمال شکست روحانی در برابر نیروهای انقلابی و از دست دادن فرصت انتخابات 1400 برای احمدی نژاد، محتمل تر شده است و اگر چه سخنان به بهانه یارانه بیان میشود ولی این ظاهر قضیه به نظر میرسد چرا که جملات و فضای جلسه طوری است که انکار حمله به مقام معظم رهبری را سخت میکند. ممکن است کسی بپرسد هدف کنایه های احمدی نژاد به کدام سخن رهبری میتواند باشد و او از کدام سخن ایشان ممکن است اینقدر عصبانی شده باشد که بگوید ایشان بقیه را نعوذ بالله نفهم دانسته اند! برای پاسخ به این سوال کافی است به مهمترین جملات رهبری در این سالها که خطاب به احمدی نژاد و طیفش بیان شد توجه کنیم که در جلسه خارج فقه شان در علنی کردن توصیه به احمدی نژاد در تاریخ 95/7/5 بیان شد:

«خب بله، یک نفری، یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظه‌ی صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتیم هم شرکت نکنید، گفتیم صلاح نمی‌دانیم ما که شما شرکت کنید. این را گفتیم. خب یک چیز عادی است. انسان بایستی آن چیزی را که می‌بیند و می‌فهمد و فکر می‌کند که به نفع برادر مؤمن‌اش است باید به او بگوید دیگر. ما هم اوضاع کشور را خب، غالباً بیشتر از اغلب افراد آشنا هستیم. آدم‌ها هم، بخصوص آدم‌هایی که صدها جلسه با ما نشستند و برخاستند، بیشتر و بهتر از دیگران می‌شناسیم. با ملاحظه‌ی حال مخاطب و اوضاع کشور به یک آقایی انسان توصیه می‌کند که آقا شما اگر در این مقوله وارد شدید، این دو قطبی در کشور ایجاد می‌شود.»

نکته دیگر این که شاید برای برخی افراد این فرضیه خیلی ثقیل باشد لیکن اگر مختصات نقاطی که آقای احمدی نژاد در آن قرار داشته را به هم وصل کنیم خیلی هم عجیب نخواهد بود برای کسی که در سال 84 با بوسیدن دست رهبری حکم تنفیذش را گرفت و در سال 88 شانه رهبری را بوسید، سپس در برابر حکم عزل مشایی تعلل کرد تا خودش استعفا دهد، بعد هم تعلل در خصوص ابقای مصلحی و سپس یکشنبه سیاه و بعد تلاش برای تحمیل مشایی به عنوان رئیس جمهور و بعد هم تلاش برای دوقطبی سازی جامعه و امروز هم ورود به انتخابات و این کنایه های احمدی نژاد ، که همه این نقاط نشان از سرعت بالای سقوط احمدی نژاد را دارد، مواردی که بارها امثال حقیر در تحلیلهایمان بیان کردیم ولی مورد انتقاد دوستان خود قرار گرفتیم ولی بعدها آشکار شد که آن تحلیلها واقع بینانه بوده است و رفتارها و هزینه تراشیهای احمدی نژاد برای نظام متأسفانه همچنان ادامه دارد.


nazokbin

96/1/4
12:51 ص


نامزدی بقایی تغییر مواضع انتخاباتی احمدی نژادوقتی که تذکرات عمومی و مکرر مقام معظم رهبری درباره پرهیز از دوقطبی سازی جدی گرفته نشد، ایشان، در جلسه ای خصوصی شخص احمدی نژاد را از دوقطبی سازی منع کردند و به عدم ورود در انتخابات توصیه کردند که این توصیه بعدها به دلیل ادامه سفرهای استانی احمدی نژاد به همان سبک و سیاق و با شعارهای قیام مردم فلان جا و خیزش مردم بهمان جا، علنی شد ولی مورد تردید و تشکیک طیف احمدی نژادی قرار گرفت تا حدی که مقام معظم رهبری این بار این توصیه را در تاریخ 95/7/5 علنی و پشت بلندگو بیان فرمودند:

«خب بله، یک نفری، یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظه‌ی صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتیم هم شرکت نکنید، گفتیم صلاح نمی‌دانیم ما شما شرکت کنید./ با ملاحظه‌ی حال مخاطب و اوضاع کشور به یک آقایی انسان توصیه می‌کند که آقا شما اگر توی این مقوله وارد شدید این دو قطبی در کشور ایجاد می‌شود. دو قطبی در کشور مضرّ است به حال کشور. من صلاح نمی‌دانم شما وارد بشوید.»

آقای احمدی نژاد فردای علنی شدن توصیه رهبری، نامه ای مینویسند و مدعی میشود همانطوری که در همان جلسه خصوصی اعلام تبعیت کرده بود، همچنان تابع است:

«ضمن تشکر از بیانات مهم حضرت عالی در جلسه درس خارج فقه مورخ پنجم مهرماه جاری، به استحضار می رسانم که در عمل به منویات رهبر بزرگوار انقلاب، برنامه ای برای حضور در عرصه رقابت های انتخاباتی سال آینده ندارم.»

اما او به همین نامه بسنده نکرد و در یک کلیپ که در رسانه ها منتشر شد (95/8/13) صراحتاً حمایت از هر نامزدی را به منزله عدم تبعیت از توصیه رهبری دانست:

«من گفتم هیچ برنامه‌ای در رقابت‌ها ندارم؛ معنایش این است که در انتخابات شورا یا ریاست‌جمهوری چیزی به معنای حمایت از شخص یا لیست وجود ندارد. اگر نزدیک‌ترین فرد به من هم آمد و گفت؛ محترم و آزاد است. گرچه من به او می‌گویم این کار را نکن؛ ولی ارتباطی به من ندارد. روشن است که اگر از کسی حمایت کنم، می‌شود همان بحث دیگر! شوخی و بازی نیست»

احمدی نژاد اما این بار بازهم از عدم حمایتش از نامزدهای انتخاباتی گفت و این موضع را قطعی و غیرقابل تغییر دانست (95/11/23):

« اینجانب عضو هیچ جناح، حزب و گروهی نیستم و از هیچ فرد یا جناح، حزب و گروهی حمایت نکرده و نخواهم کرد. این موضع قطعی و غیرقابل تغییر اینجانب است.»

مواضع انتخاباتی احمدی نژاد این بار در تاریخ 95/12/20 تغییر کرد و او هم از بقایی حمایت کرد و هم عدم ورود مستقیم به انتخابات را فقط منحصر به فعلا دانست:

«من خودم فعلا و البته فعلا در مقوله انتخابات مستقیم وارد نمی شوم. آقای بقایی انسان مومن، پاک، ولایی و خط امامی است.»

تغییر مواضع انتخاباتی احمدی نژاد همین جا تمام نشد و او چند روز بعد (95/12/29) نه تنها بازهم از بقایی حمایت کرد بلکه درباره رد صلاحیت بقایی نیز هشدار داد:

«اینجانب مصمم هستم با استعانت از پروردگار متعال ، وظایف سیاسی و اجتماعی خود را در قبال مردم و کشور عزیزم به گونه ای انجام دهم که مردم اطمینان یابند، افراد صالح از دایره انتخاب آنان کنار گذاشته نخواهند شد./ آقای حمید بقایی فردی صالح، مومن، انقلابی، مردمی، پاک و کارامد و دلسوز ملت است»

1- یک فرضیه برای تغییر مواضع انتخاباتی احمدی نژاد سردرگمی وی است چرا که او امروز میگوید وضع با 4 ماه پیش فرق کرده است! ولی چه تفاوتی؟! به نظر میرسد احمدی نژاد فکر نمیکرد بدون حضور وی کسی بتواند روحانی را شکست دهد و امروز این مسئله با ریزش شدید آرای روحانی و با فعالیت منسجم جریان انقلابی تا حدودی رنگ باخته است و از این جهت شرایط تغییر کرده است، چرا که با محتمل شدن شکست روحانی، احمدی نژاد انتخابات 1400 را هم از دست میدهد پس هم از بقایی حمایت میکند و هم ورود مستقیمش به انتخابات را نفی نمیکند.

2- اما فرضیه دوم درباره تغییر مواضع انتخاباتی احمدی نژاد این است که او در حال بازی خوردن است! این فرضیه زمانی تقویت میشود که به یاد آوریم چطور مشایی در کلیپ کذایی اخیر، دست به شانه احمدی نژاد میزند و برایش از شجاعت میگوید و بقایی هم از لزوم فدا شدن یک نفر و مشایی دوباره این فدا شدن را به شهادت تشبیه میکند! گویا احمدی نژاد به شدت تحت القائاتی است که زمانی او را به داشتن هاله نور متوهم کرد و زمانی هم به مدیریت مستقیم طرح هدفمندی یارانه ها توسط امام زمان(عج)! بعید نیست که احمدی نژاد امروز با همین القائات به لبه پرتگاه فدا شدن هل داده شود.

البته دو فرضیه فوق لزوما باهم منافاتی ندارد و میتوانند به صورت همزمان رخ داده باشند و تغییر مواضع انتخاباتی احمدی نژاد ناشی از سردرگمی عروسک گردان وی و حتی برخی مقاومتهای احمدی نژاد بوده باشد چرا که او علی رغم اقرار بر این که حمایت وی از یک نامزد مثل ورود مستقل وی به انتخابات است، این عمل را مرتکب شده است.


nazokbin

95/12/7
9:11 ص

نامزدی بقاییهمانطوری که 65 روز پیش نوشتم، احمدی نژادیها از تحمیل هزینه به نظام، مردم و رهبری دست برنخواهند داشت و همانطوری که قبلاً عرض کردم این جریان بسیار میکوشد علاقمندان خود را تا آخرین روز انتخابات و پس از آن مدیریت کند تا در نهایت با هدف رئیس جمهور شدن احمدی نژاد در سال 1400، این دوره را به روحانی واگذارند و از پیروزی نامزدی که در سال 1400 هم بتواند نامزد انتخابات باشد جلوگیری نمایند. به این منظور با نامزدی بقایی که از رد صلاحیت وی مطمئن هستند میکوشند تا پس از رد صلاحیت احتمالی وی، باب مظلوم نمایی را باز کنند و حامیان خود را با این ادعا که انتخابات آزاد نیست و یا این که سایر گزینه ها جملگی مثل هم ناکارآمد و غیرانقلابی هستند، مردم را از حضور در انتخابات مأیوس نمایند تا با کاهش مشارکت اقشار محروم جامعه، هم انتقام عدم حضور احمدی نژاد را از نظام بگیرند و هم به روحانی برای پیروزی در انتخابات پاس گل بدهند.

و اما همه اشتراکات جریانات اصلاح طلب و اعتدالی با حلقه پیرامون احمدی نژاد، منافع مشترک در انتخابات اخیر و عامل نامزدی بقایی نیست، نگاهی به تفکرهای این سه طیف نشان میدهد که اگر چه هر سه این تفکرات به لحاظ شیوه حکومت داری و مسائل اقتصادی و اجتماعی با هم بعضا در تعارضات آشکار قرار دارند، اما در یک نقطه به اشتراک رسیده اند، این سه بر این اشتراک نظر دارند که تا جایگاه ولایت فقیه قدرتمند و قدرت اول کشور باشد، نمیتوانند اهداف خود را در کشور پیاده کنند و این طور است که اصلاح طلبان متظاهر به علاقه به دموکراسی و اعتدالیون انحصارطلب که هر دو به لحاظ اقتصادی تفکرات سرمایه داری دارند، میکوشند با طیف حلقه احمدی نژاد که اکنون با شعار جدید ملی انقلابی و با ترکیب الگوهایی مثل چاوز، کاسترو، چگوارا، کوروش و بزرگمهر، با گرایشهای مارکسیستی هستند، بتوانند بر مهار قدرت ولایت فقیه از طریق تضعیف نیروهای حزب اللهی، ولایی و انقلابی به همکاری برسند.


nazokbin

95/9/30
8:22 ع

فشار بر مقام معظم رهبریبعد از عم استقبال نخبگان و عامه مردم از دعوت جریان متعصب احمدی نژادی برای پیوستن به کمپینهای تنظیم طومار و جمع آوری امضا در فضای حقیقی و مجازی برای فشار بر مقام معظم رهبری که با هدف بازگرداندن احمدی نژاد به صحنه انتخابات 96 تشکیل شده اند، این جریان تصمیم گرفته است تا موضوع درخواست عزل آیت الله آملی لاریجانی و تغییر رئیس قوه قضاییه و احتمالاً برخی موضوعات دیگر را نیز به موضوع طومارهایشان خطاب به رهبری اضافه نماید.

این جریان که براساس برخی اطلاعات مورد وثوق، توسط بخش غیررسمی تشکیلات احمدی نژادی هدایت میشود، تلاش میکند تا هم مسئله فشار به جایگاه ولایت فقیه را به عنوان امری معمولی و غیرقبیح جابیندازد و هم افراد بیشتری را با کمپینهای خود برای فشار بر مقام معظم رهبری و تغییر نظر ایشان درباره حضور احمدی نژاد در انتخابات همراه کند و هم هزینه ای را که به زعم خودش از سوی مقام معظم رهبری به احمدی نژاد وارد شد را با اقداماتی مانند فشار برای بیان پشت بلندگو، فشار از طریق نامه به رهبری و تلاش برای دلسرد کردن مردم از حضور در انتخابات تلافی کند!

نکته جالب این که این جریان برای فریب مردم، از یک سو میکوشد تا با اصطلاحاتی مثل «آقای من» و «مولای من» برای مقام معظم رهبری، قباحت فشار بر جایگاه ولایت را کمرنگ کند و از سوی دیگر تلاش میکند به این بهانه مضحک که شرایط کشور و جهان نسبت به 3 ماه پیش تغییرات بنیادین کرده و این تغییرات هم برای مقام معظم رهبری قابل پیش بینی نبوده است و ایشان هنوز هم به این تغییر شرایط واقف نیست، فشار بر مقام معظم رهبری را دلسوزانه و منطقی جلوه دهد!

اگر چه همانطوری که در مقدم بحث بیان شد این کمپین ها با عدم استقبال مواجه شده است و بخش عمده همان عده کمی هم که در آنها عضو شده اند جهت بحث در آن کمپینها حاضر شده اند، لیکن لازم است که دوستان انقلابی و ولایتمدار توجه داشته باشند که حتی اگر بخت روحانی در انتخابات 96 زیاد بود هم چنین بدعتهای زشتی که مطلوب و آرزوی دشمنان رهبری است، توجیه نداشت! چه رسد به الان که عملکرد روحانی بسیار ضعیف و گفتمان سازش نیز در لبه پرتگاه سقوط قرار گرفته است.


nazokbin

95/9/30
8:15 ع

تحمیل به رهبریدر پاسخ به آنانی که کمپینهای تنظیم نامه و جمع آوری امضا (شما بخوانید طومار) به مقام معظم رهبری، برای تغییر نظر ایشان درباره حضور احمدی نژاد در انتخابات را نصیحت به رهبر مسلمین تعبیر میکنند و نه تحمیل به رهبری ، میگویم:

1- بین نصیحت رهبر و تحمیل نظر به او تفاوت بسیار است؛ برای این که کسی را نصیحت کنند نه به کثرت امضا نیاز است و نه به تنظیم نامه سرگشاده! و هرچقدر که نصیحت به پیشوایان سفارش شده است، مسئله تحمیل به رهبری و امام نکوهش شده است.

2- نصیحت برای جایی است که رهبر مسلمین از اصول عدول کرده باشد؛ نه این که چون فلان جریان از نظر امام جامعه خوشش نمی آید، به تحمیل فشار و تحریک مردم علیه امام جامعه روی آورد!

3- البته آنانی که این کمپینها را تشکیل داده اند مدعیند که هدفشان این است که به رهبری بگویند شرایط نسبت به 3 ماه پیش خیلی تغییر کرده است! گویی رهبری مثلا درباره انتخابات آمریکا و وضعیت برجام حساب دیگری داشته اند که الان عوض شده است! و یا این که مثلا امروز قادر به درک تغییرات مهم ادعایی این جریان نیستند!

4- بدیهی است که تنظیم نامه ها و تشکیل کمپینها به صورت خودجوش شروع نشده است و براساس اطلاعات موثق، کاملا هدایت شده و تشکیلاتی دنبال میشود. گویا آنان که از رهبری خواستند پشت بلندگو نظرشان را بیان کنند، امروز دنبال تحمیل هزینه های دیگر هستند.


nazokbin

95/9/26
3:26 ع


جریان احمدی نژاد

تحمیل هزینه بر نظام و رهبری از سوی احمدی نژاد و حامیان متعصبش، به مسئله ای عادی در سالهای دولت دهم و حتی در چند ماهه اخیر تبدیل شده است و به نظر میرسد جریان احمدی نژاد تلاش دارد به دیگران این پیغام را مخابره کند که اگر کسی بخواهد به ایشان هزینه ای تحمیل کند، ایشان هم بر وی هزینه تحمیل خواهند کرد، حتی اگر این فرد، شخص ولی فقیه باشد که نمونه های این تحمیل هزینه را در عزل مشایی، ابقای مصلحی، اصرار به معرفی مشایی به عنوان نامزد انتخابات و برخی درگیریهای علنی با سایر قوا و نهادهای انقلابی در دولت دهم شاهد بودیم.

رویه هزینه تراشی برای مقام معظم رهبری در چند ماه اخیر نیز ادامه یافت، آنجا که آقای احمدی نژاد پس از توصیه مقام معظم رهبری مبنی بر لزوم بازخوانی آرمانهای امام(ره)، در مرداد 94 اعلام کرد که در همه استانها، ستادهای استانی تبیین گفتمان امام(ره) را تشکیل داده است و پس از حدود 2 سال سکوت، از طریق این ستادها، سفرهای استانی تحت عنوان تبیین گفتمان امام را کلید زد، لیکن آنچه که در شیوه انعکاس و انتشار گزارش این سفرها از سوی همین ستادها صورت میگرفت، منجر به دوقطبی سازی و انتخاباتی شدن فضا میگردید که شاید یکی از مقاصد مقام معظم رهبری  از تذکرشان در 5 اسفند 1394 در خصوص دوقطبی سازی همین تحرکات بود.

سفرهای استانی احمدی نژاد اما در سال 95 با مانور شدیدتری نسبت به سال 94، در تاریخ 19 فروردین 95 به مقصر آمل آغاز و انجام شد و با تیترهایی مثل قیام مردم آمل، خیزش مردم آمل، قیام قسط و… و با مقایسه تصاویر سفرهای استانی احمدی نژاد و روحانی در رسانه های جریان احمدی نژاد منعکس گردید که این مسئله، حاکی از تلاش برای دوقطبی سازی فضای جامعه از سوی این طیف بود و این در حالی بود که مقام معظم رهبری در تاریخهای 19 اردیبهشت و 6 و 14 خرداد 95 هم در خصوص پرهیز از دوقطبی سازی جامعه مجدداً تذکر دادند.

علی رغم تذکر مقام معظم رهبری درخصوص پرهیز از دوقطبی سازی در جامعه، سفرهای استانی بعدی احمدی نژاد برای 2 خرداد و 4  شهریور 95 به مقصدهای زنجان و قزوین اعلام و با همان شیوه انجام شد و در نهایت نیز با همان تیترهای قیام و خیزش مردم زنجان و قزوین و با مقایسه عکسهای سفرهای استانی روحانی و احمدی نژاد به این شهرها در رسانه های جریان احمدی نژاد منعکس شد که این امر به تشدید فضای دوقطبی کشور و شروع بحث و گفتگوهای جدی در فضای رسانه ای، حقیقی و مجازی کشور منجر گردید.

آقای احمدی نژاد در 9 شهریور 95 نزد مقام معظم رهبری میرود و به بهانه گزارش سفرهای استانی خود، از میل و رغبت عجیب مردم برای بازگشت خود سخن میگوید که مقام معظم رهبری به دلیل خطر دوقطبی سازی (که بعدها نیز به صورت علنی این مسئله را بیان فرمودند)، به او توصیه میکند که به صحنه انتخابات نیاید که آقای احمدی نژاد هم در نامه ای که بعدها منتشر میکند، مدعی میشود در همان جلسه این توصیه را پذیرفته است! لیکن سؤالی که مطرح میشود این است که پس چرا تنها 2 هفته بعد، یعنی در 25 شهریور 95، با همان سبک و سیاق گذشته به گرگان سفر میکند؟!

با استمرار سفرهای احمدی نژاد و تأثیر آن بر دوقطبی سازی جامعه، از تاریخ 28 شهریور 95، برخی شخصیتهای مورد وثوق انقلابی مانند مهدی محمدی، یاسر جبرائیلی، عبدالله گنجی، مهدی فضائیلی، حمید رسایی و حتی برخی از شخصیتهای احمدی نژادی مانند عباس امیری فر و محمد علی رامین مسئله توصیه رهبری به احمدی نژاد مبنی بر نیامدن به صحنه انتخابات را علنی میکنند که این مسئله به جای این که مورد پذیرش احمدی نژاد و تیمش قرار گیرد، از سوی تیم رسمی مسکوت میماند و از سوی تیم غیر رسمی مورد انکار واقع میشود و بعضاً به منتشر کنندگان آن توصیه نیز توهین میکنند.

با بالا گرفتن فضای اصرار و انکار درخصوص توصیه رهبری، مقام معظم رهبری در تاریخ 5 مهرماه 95، در جلسه درس خارج فقه خود، این توصیه را علنی بیان میکنند و در انتها نیز میگویند آقایان میگویند چرا پشت بلندگو بیان نمیکنید که بعد میفرمایند «خب! این هم پشت بلندگو». رهبری این توصیه را ناشی از شناخت شخصیت احمدی نژاد، شرایط جامعه و خطر دوقطبی سازی جامعه اعلام میکنند که یک روز بعد نیز آقای احمدی نژاد، تبعیت خود را از توصیه رهبری اعلام میدارد اما متأسفانه این مسئله پایان کار نبود و تیم رسانه ای غیر رسمی جریان احمدی نژاد با محوریت عبدالرضا داوری چند مسئله را در دستور کار قرار دهند:

  • تخریب گزینه های احتمالی انقلابی و اصولگرا و تفاوت قائل نشدن بین ایشان و روحانی!
  • سرد کردن مردم برای حضور در انتخاباتی که احمدی نژاد در آن نامزد نباشد!
  • تحریک حامیان روحانی نسبت به رد صلاحیت احتمالی وی با برچسب مهاردوگانه!
  • زیر سوال بردن انتقادات به روحانی و بعضاً حمایتهای تلویحی از عملکرد روحانی!
  • القای توصیه رهبری به یک منع ظالمانه، غیرمردمی، غیرمنطقی و غیرقانونی!
  • اصرار علنی برلزوم دوقطبی سازی فضا و نیاز به استفاده از احمدی نژاد برای نیل به این هدف!
  • جمع آوری امضا و نامه و درج مطلب در فضای مجازی خطاب به رهبری برای بازگرداندن احمدی نژاد!
  • دعوت از احمدی نژادیها برای بی طرف ماندن در درگیریهای منتقدان روحانی و روحانی در مسئله فسادهای کلان دولتمردان!
  • القای این پیام که هدف نظام از توصیه به احمدی نژاد، حفظ روحانی است!

قطعاً پس از دولت که کل قوه مجریه را در دست دارد، جریان احمدی نژاد بزرگترین و مؤثرترین تشکیلات را در یکایک استانها و شهرستانها در اختیار دارد و با توجه به سوابق این جریان، قابل پیش بینی است که اگر نهایتاً موفق به بازگرداندن احمدی نژاد به صحنه انتخابات نشود، هزینه خود را به نظام تحمیل خواهد کرد، که این هزینه میتواند سرد کردن مردم از حضور در انتخابات، رأی سفید دادن، نوشتن اسم احمدی نژاد در برگه رأی و حتی رأی به روحانی باشد که مجموعه این عوامل، اثبات میکند که جریان انقلابی و حتی دوستداران ولایی احمدی نژاد، نباید رصد، تحلیل و روشنگری درباره رفتارها و برنامه های این جریان را به طور کلی کنار بگذارند.


nazokbin

95/9/21
8:50 ص

نامه احمدی نژادیها به رهبریبعد از این که دکتر عبدالله گنجی از نامه احمدی نژادیها به رهبری برای تحمیل فشار هزینه برای بازگشتن احمدی نژاد به صحنه انتخابات کشور خبر داد، برخی اشخاص و کانالهای احمدی نژادی به این مسئله واکنش نشان دادند، لیکن نوع واکنش، بیشتر در جهت تأیید ادعای آقای دکتر گنجی قابل استنباط بود، این افراد مدعی هستند که شرایط نسبت به زمانی که مقام معظم رهبری، به احمدی نژاد توصیه به نیامدن به صحنه انتخابات کردند، خیلی فرق کرده است که در پاسخ به این افراد لازم میدانم ابتدا عین سخنان مقام معظم رهبری در این خصوص را بازخوانی کنیم:

«خب بله، یک نفری، یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظه‌ی صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتیم هم شرکت نکنید، گفتیم صلاح نمی‌دانیم ما شما شرکت کنید. این را گفتیم. ما هم اوضاع کشور را خب، غالباً بیشتر از اغلب افراد آشنا هستیم.

آدم‌ها هم، بخصوص آدم‌هایی که صدها جلسه با ما نشستند و برخاستند بیشتر و بهتر از دیگران می‌شناسیم. با ملاحظه‌ی حال مخاطب و اوضاع کشور به یک آقایی انسان توصیه می‌کند که آقا شما اگر توی این مقوله وارد شدید این دو قطبی در کشور ایجاد می‌شود. دو قطبی در کشور مضرّ است به حال کشور. من صلاح نمی‌دانم شما وارد بشوید. بله، این چیز خیلی مهمی که نیست.

این یک چیز خیلی طبیعی است، خیلی ساده است. بله، ما این توصیه را به یکی از آقایان، به یکی از برادران کردیم. خب حالا این مایه‌ی اختلاف بشود بین برادران مؤمن، یکی بگوید فلانی گفته، یکی بگوید نگفته، یکی بگوید چرا پشت بلندگو نگفته؟ خب حالا این هم پشت بلندگو. انسان باید نصحیت کند. نصحیت یعنی خیرخواهی.

من به جنابعالی که مثلاً آقای آشیخ عبدالعالی اسمتان است من باب مثال علاقه‌مندم. می‌دانم شما اگر وارد این مقوله شدی به ضررت است. به ضرر کشور هم هست. به شما می‌گویم وارد نشو. نمی‌گویم هم وارد نشو. امر و نهی نیست. حالا بعضی گفتند آقا دستور دادند، امر کردند، نه، گفتیم صلاح نمی‌دانیم. من صلاح نمی‌دانم. این چیز خوبی است. این چیز بدی نیست.»

همانطوری که در سخنان مقام معظم رهبری مشخص است، این سخنان دو جنبه دارد، یکی این که ایشان به شناخت افراد توجه دارند و دیگری به شناخت مسائل کشور و مسئله خطر دوقطبی سازی در کشور اشاره می فرمایند. خب سوالی که مطرح میشود این است که آیا در این چند ماه، شخصیت آقای احمدی نژاد عوض شده است؟! اجرای برجام دچار تحول اساسی شده است؟! شرایط داخل کشور خیلی تغییر کرده است؟! مسلماً خیر! هیچکدام از اینها تغییر بنیادین نکرده است. پس نامه احمدی نژادیها به رهبری چه منطقی را دنبال میکنند؟!

تنها چیزهایی که حامیان متعصب احمدی نژاد به عنوان تغییر شرایط و دفاع از نامه احمدی نژادیها به رهبری ، به آن اشاره میکنند، مسئله انتخابات آمریکا و شرایط بجام است که در خصوص این ها، سه نکته میتوان گفت:

  1. وقوع انتخابات آمریکا و نتیجه احتمالی آن، برای مقام معظم رهبری این قدر ناشناخته و غیر قابل پیش بینی نبود که احمدی نژادیها بتوانند مقام معظم رهبری را به تصمیم گیری عجولانه و بدون توجه به نتایج انتخابات آمریکا متهم نمایند.
  2. همان طوری که شخص امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری بارها بیان کردند، برای ایران هیچ تفاوتی ندارد که کدام نامزد در آمریکا پیروز میشود، چه رسد به این که بخواهند کشور را بر این اساس سیاستگذاری و هدایت هم بکنند!
  3. مقام معظم رهبری از بدو شروع مذاکرات تا زمان اجرای برجام، همواره این مسیر را محکوم به شکست و نهایتاً در حد یک درس عبرت میشناختند و این ادعا که رهبری در محاسبات خود به این مسئله توجهی نداشته اند، ادعایی مضحک به نظر میرسد.

و اما بحث دیگری که مطرح میشود، نوع رفتاری است که احمدی نژادی های متعصب در حال پیگیری آن هستند! آیا این که مثلاً چند هزار امضا برای تغییر نظر مقام معظم رهبری در موضوعی خاص جمع آوری شود و بعد به بهانه تغییر شرایط و یا هر بهانه ای بخواهند آن را بر مقام عظمای ولایت تحمیل نمایند، این قابل قبول است!؟ آیا تبعات این بدعت را میتوان پذیرفت؟!

اگر واقعاً دنبال این بودند که مقام معظم رهبری را در جریان مصلحتی قرار دهند، چه نیازی به طومار نوشتن و جمع آوری امضا از مردم است؟! آیا این مسئله به جنگ طومارها و تعداد امضاها در جریانهای مختلف تبدیل نخواهد شد؟! البته شاید مدعی شوند که این طومارها امری کاملاً خودجوش است که حقیر این ادعای احتمالی را به شدت تکذیب میکنم، چرا که از همان اولین روزهای نهی احمدی نژاد، شاهد بودم که مسئله فشار از ناحیه مردم و حتی جمع آوری امضا برای این منظور را رسما در دستور کار قرار دادند.

متأسفانه باید گفت تحمیل، فشار و هزینه بر مقام معظم رهبری در قضایای عزل مشایی، ابقای مصلحی، معرفی مشایی به عنوان نامزد انتخابات 92، اجرای سفرهای استانی به شیوه ای که در جهت دوقطبی سازی جامعه باشد، مسکوت نگه داشتن توصیه رهبری، ادامه سفرهای استانی به همان شیوه، انکار توصیه مقام معظم رهبری تا حد مجبور کردن ایشان به گفتن پشت بلندگو و امروز نامه احمدی نژادیها به رهبری ، روشی است که گویا در جریان احمدی نژادیهای متعصب ملکه شده است و اگر روزگاری به هاشمی ایراد میگرفتند که دنبال تحمیلگری به امام جامعه است، امروز خودشان به آن خصلت زشت روی آورده اند.


nazokbin

95/9/21
8:47 ص

عبدالرضا داوری مهدی محمدیپس از این که چند مطلب در کانال عبدالرضا داوری درخصوص مواضع اولیه و جانبدارانه آقای مهدی محمدی درباره برجام منتشر گردید، ایشان متنی را تنظیم کردند و از آقای عبدالرضا داوری خواستند آن را نیز در کانالشان منتشر نمایند که آقای مهدی محمدی در بخشی از آن توضیح دادند که:

«با وجود اینکه تا لحظه آخر -و بدون شک بسیار بیش از سرجمع همه مدعیان نقد برجام- علیه این مذاکرات جنگیده بودم، عقیده داشتم حال که نظام توافق را با اکراه پذیرفته باید اجازه بدهیم تجربه ای که مدنظر رهبر معظم انقلاب اسلامی از پذیرش برجام است در ذهن مردم شکل بگیرد.»

که حقیر جسارتاً این پاسخ را نمیتوانم بپذیرم، چرا که آقای محمدی صرفاً حرفهایی نزد که برجام پذیرفته شود، بلکه حرفهایی زد که به منزله تحسین برجام، دخالت رهبری در جزئیات و اصلاح آن برداشت میشد، عباراتی که بعدها و امروز از سوی منتقدان ایشان و منتقدان رهبری مورد سوءاستفاده قرار گرفت تا بگویند رهبری در جزئیات برجام دخالت کرده است، امری که خود شخص رهبری آن را قبلاً به صراحت تکذیب کرده بودند. پس حقیر موضع گیری آقای مهدی محمدی را یک تحلیل اشتباه میدانم که در برابر تحلیل استاد فؤاد ایزدی که از همان روز اول به اشتباهات مهلک برجام اشاره داشت، تحلیل اشتباهی را در روزهای اول به امثال من منتقل کرد، هرچند آقای مهدی محمدی خیلی سریع به اشتباه خود پی برد و موضع گیری خود درخصوص برجام را خیلی سریع اصلاح نمود.

آقای عبدالرضا داوری در پاسخ به متن آقای مهدی محمدی، پاسخی تحت عنوان «”قدرت” و دیگر هیچ» ذیل مطلب مهدی محمدی منتشر میکند که در بخشی از آن اینچنین میگوید:

«ماجرا اینگونه که جناب مهدی محمدی روایت میکنند، نبود! صاحب این قلم معتقد است که این رویکرد جناب محمدی و همفکرانشان بیش از آنکه به دغدغه “رشد آگاهی عمومی” متکی باشد به دغدغه “مصادره به مطلوب” برجام در آستانه انتخابات مجلس دهم مرتبط است. مروجان این رویکرد نگران بودند که کلید برجام، قفل مجلس دهم را برای “جریان سازش” بگشاید و تلاش کردند با حمایت از برجام، آن کلید را در جیب خود قرار دهند و البته به دلیل همین رویکرد و محاسبه “قدرت مدار”، حمایتشان از برجام نیز برای مردم “باور پذیر” نشد تا انتخابات هفتم اسفند 94 به کام “سازش گرایان” شیرین گردد. بر همین اساس حملات امروز جناب محمدی و دوستانشان به برجام نیز ناشی از رشدیافتگی آگاهی عمومی از ماهیت غیرقابل اعتماد امریکا طی یک سال اخیر نیست؛ ایشان دریافته اند که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری 96، چاره ای جز رقابت با حسن روحانی ندارند و چون روحانی نه “نهی پذیر” است و نه قابل “ردصلاحیت”؛ پس این بار به جای “حمایت از برجام”، فرمان “حمله به برجام” در دستور کار جناب مهدی محمدی و دوستانشان قرار گرفته تا با استفاده از فرصت حضور ترامپ در کاخ سفید، تنها کالای موجود در ویترین دولت حسن روحانی را کالایی بنجل و تقلبی نمایش دهند.»

این پاسخ آقای داوری به آقای مهدی محمدی اما یک اتهام بزرگ است، چرا که آقای مهدی محمدی تنها در اولین موضع خود در خصوص برجام، از عبارات «متوازن» و «ورود رهبری به جزییات» و «رفع ایرادات» را مطرح کرده بود و همان جا هم قبل از تمجید برجام گفته بود:

« زمانی کم و بیش طولانی لازم است تا همه ابعاد این متن روشن شود و بتوان درباره آن یک داوری بدون ابهام به دست داد…»

اما آقای عبدالرضا داوری گویا فقط تحلیل اول آقای مهدی محمدی را مبنا قرار داده و فراموش کرده است که ایشان در تحلیلهای بعدی در نقد برجام و در حالی که هنوز انتخابات مجلس دهم برگزار نشده بود، بارها در تلویزیون در نقد برجام حاضر شد و منطق حامیان برجام را به چالش کشید.

از آن جا که آقای عبدالرضا داوری که به خودش اجازه میدهد، چنین اتهام نا روایی را به آقای مهدی محمدی که واقعاً در جهت روشنگری تلاش بسیار کرده است و حتی هدف ترور دشمنان اسلام قرار گرفته است، وارد کند به ما نیز حق بدهد که براساس خط سیر مطالب متعدد وی در کانالش و نه به صرف یک یا دو مطلب درباره ایشان قضاوت کنیم:

به نظر من، آقای داوری بازوی رسانه ای غیر رسمی احمدی نژاد است که قرار است حرف بزند ولی به پای احمدی نژاد نوشته نشود، او از حامیان متعصب و سخت احمدی نژاد و مشایی است که در جریان سفرهای استانی احمدی نژاد و در عین هشدارهای متعدد مقام معظم رهبری به پرهیز از دوقطبی کردن جامعه، برای سفرهای استانی احمدی نژاد که توسط ستادهای خودساخته ایشان طراحی و منعکس میشد، مدام با تیترهایی مثل «قیام مردم زنجان»، «زنجان در انتظار قیام قسط» «قیام آمل»، «خیزش تاریخی مردم آمل»،… به دوقطبی سازی فضای جامعه پرداخت، آن هم در شرایطی که هنوز بیش از یکسال به انتخابات 96 مانده بود!

حرکت رسانه ای عبدالرضا داوری، صرفاً در او متوقف نمیشد، بلکه بسیاری از کانالها و رسانه های احمدی نژادی نیز عیناً همان تیترهای تحریک کننده و دوقطبی ساز و انتخاباتی را به کار گرفتند و تکرار کردند، تیترهایی که بعضاً در کنار مقایسه عکسهای استقبال از سفرهای استانی احمدی نژاد و روحانی، فضای دوقطبی را به شدیدترین حالت در می آورد و موجب موضع گیری حامیان روحانی و انتخاباتی شدن زودهنگام فضای سیاسی کشور نیز گردیده بود در صورتی که رهبری همواره بر پرهیز از انتخاباتی کردن زودهنگام فضای سیاسی کشور تأکید کرده بودند.

و اما وقتی که آقای احمدی نژاد به بهانه گزارش دهی به مقام معظم رهبری نزد ایشان میرود و تلاش میکند در پایان گزارش اینطور نتیجه گیری کند که استقبال مردم و خواست مردم نشان دهنده عطش ایشان برای حضور اینجانب است، با توصیه رهبری به عدم حضور به انتخابات مواجه میشود ولی همچنان مسئله را رسماً اعلام نمیکند و به همان شکل و سیاق به ادامه سفرهای استانی خود ادامه میدهد تا حدی که برخی مطلعین، مسئله توصیه رهبری را آشکار مینمایند تا جلوی این فضاسازی احمدی نژاد را بگیرند.

اما اتفاقی که می افتد این است که احمدی نژاد تا مدتی در برابر افشای نظر رهبری، سکوت اختیار میکند و هیچ نمیگوید تا امثال داوری به کسانی که این خبر را منتشر کرده بودند، تهمت دروغ و افترا بزند تا حدی که این تهمت ها پس از درس اخلاق امام خامنه ای با موضوع حفظ اسرار جلسات که سالانه بیان میشد، از سوی همین آقای داوری، با تیترهایی مثل «وعلیکم بالتوبه»، وارد فاز هجمه آشکار به امثال مهدی فضائلی و مهدی محمدی و یاسر جبرائیلی و… شد.

اما مقام معظم رهبری فردای جلسه درس اخلاقشان درباره حفظ اسرار جلسات، مسئله را علنی کردند و فرمودند:

«خب بله، یک نفری، یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظه‌ی صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتیم هم شرکت نکنید، گفتیم صلاح نمی‌دانیم ما شما شرکت کنید. این را گفتیم. ما هم اوضاع کشور را خب، غالباً بیشتر از اغلب افراد آشنا هستیم. آدم‌ها هم، بخصوص آدم‌هایی که صدها جلسه با ما نشستند و برخاستند بیشتر و بهتر از دیگران می‌شناسیم. با ملاحظه‌ی حال مخاطب و اوضاع کشور به یک آقایی انسان توصیه می‌کند که آقا شما اگر توی این مقوله وارد شدید این دو قطبی در کشور ایجاد می‌شود. دو قطبی در کشور مضرّ است به حال کشور. من صلاح نمی‌دانم شما وارد بشوید. بله، این چیز خیلی مهمی که نیست.

این یک چیز خیلی طبیعی است، خیلی ساده است. بله، ما این توصیه را به یکی از آقایان، به یکی از برادران کردیم. خب حالا این مایه‌ی اختلاف بشود بین برادران مؤمن، یکی بگوید فلانی گفته، یکی بگوید نگفته، یکی بگوید چرا پشت بلندگو نگفته؟ خب حالا این هم پشت بلندگو. انسان باید نصحیت کند. نصحیت یعنی خیرخواهی. من به جنابعالی که مثلاً آقای آشیخ عبدالعالی اسمتان است من باب مثال علاقه‌مندم. می‌دانم شما اگر وارد این مقوله شدی به ضررت است. به ضرر کشور هم هست. به شما می‌گویم وارد نشو. نمی‌گویم هم وارد نشو. امر و نهی نیست. حالا بعضی گفتند آقا دستور دادند، امر کردند، نه، گفتیم صلاح نمی‌دانیم. من صلاح نمی‌دانم. این چیز خوبی است. این چیز بدی نیست.»

که از این فاز هم رفتار آقای عبدالرضا داوری دیدنی بود، ایشان در 24 ساعتی که طول کشید تا آقای احمدی نژاد بجنبند و به نامه رهبری پاسخ بدهند، تبعیت از این توصیه را غیر الزامی دانست و پس ازنامه احمدی نژاد شروع کرد به انتشار تصاویری که بین مردم و احمدی نژاد، موانعی مانند دیوار، شیشه و فنس دارد و ذیل آنها از تیترهایی که احمدی نژاد را مظلوم نشان میداد استفاده کرد و در همین اثناء، مطالبی در خصوص اختیارات رهبری، نحوه انتخابات ریاست جمهوری، قانون اساسی، عدالت و… منتشر کرد که همگی حاکی از نارضایتی شدید داوری در این مسئله بود و در این فضا برای القای بیشتر مظلومیت احمدی نژاد، از عبارت «منع احمدی نژاد» استفاده کرد در صورتی که در فاز قبل، به افرادی که از این عبارت استفاده میکردند می تاخت و میگفت احمدی نژاد منع  نشده، بلکه فقط توصیه به نیامدن شده است!

اما خط سیر سخنان عبدالرضا داوری در همین جا تمام نشد و او در خلال این مطالب چند برنامه دیگر را نیز دنبال کرد، به عنوان مثال، او مدام حامیان روحانی را با هشتگ «مهار دوگانه» تحریک کرد که چه نشسته اید که بعد از حذف احمدی نژاد، نوبت حذف روحانی است و از سوی دیگر شدت تاختن به رقبای روحانی را اضافه کرد و در خلال بیشتر مطالب سیاسی، اجتماعی، نظری و… تنها چند نتیجه معدود میگرفت، اول این که نباید مردم را از انتخاب افراد محروم کرد، دوم این که جز احمدی نژاد هیچ کسی نه لیاقت دارد و نه توان برنده شدن و سوم این که در انتخابات آتی مردم حضور نخواهند داشت و چهارم این که همه گزینه های دیگر در غیاب احمدی نژاد، تفاوت چندانی ندارند!

اما آقای عبدالرضا داوری بازهم  رفتار قابل تأمل دیگری را به خرج داد، او به غیر از هشدار مکرر به حامیان روحانی برای حذف نشدن وی، در مواردی نیز از وی حمایت کرد، او حتی در حمایت از روحانی و پس از نقض برجام خواندن تمدید تحریم داماتو، این تحریم را غیر هسته ای خواند تا کانالهای معاند، این اظهارات وی را به عنوان سند مورد استفاده قرار دهند و حال این که تحریم داماتو به حوزه انرژی و هسته ای هم ارتباط داشت و اساساً جزو تحریمهای هسته ای بود که اگر نبود، نیازی نبود برخی از بندهای آن در اجرای برجام با دستور اجرایی اوباما متوقف گردد!

در ادامه اما داوری حمایتهای غیر مستقیم و بعضاً مستقیم خود از روحانی و دولت را تمام نکرد و در فازی که هم اکنون در انتقاد و اتهام وی به مهدی محمدی شاهدیم، به او تهمت زد که آن روزی که از برجام حمایت کرد، دنبال ممانعت از ورود حامیان روحانی به مجلس بوده است و امروز که از برجام انتقاد میکند، تنها دنبال این است که مزیت روحانی را خنثی کند و قدرت را به اصولگرایان برگرداند!

متأسفانه حرکت عبدالرضا داوری در زمینه دوقطبی سازی، انکار توصیه رهبری و سپس ظالمانه وانمود کردن آن، تلاش برای بازگرداندن احمدی نژاد به عرصه انتخابات، حمایت غیر مستقیم و بعضا مستقیم از عملکرهای بد روحانی، تحریک حامیان روحانی در خصوص حذف احتمالی روحانی، هجمه های بعضاً غیرمنصفانه به گزینه هایی مانند قالیباف و جلیلی و… همه و همه نشان میدهد که آن کسی که به قدرت می اندیشد و «دیگر هیچ»، مهدی محمدی نیست، تنها اشتباه قابل انتقاد به مهدی محمدی این است که تحلیل اولیه وی از برجام غلط بود، ولی بازهم نباید فراموش کرد که او خیلی سریع و قبل از این که یک ماه از آن نظرش بگذرد، در نظرات و مقاله هایش و مناظرات تلویزیونی، این اشتباه خود را جبران کرد.


nazokbin

95/7/27
5:21 ع

« خیابان 21 » یا « آسوده بخوابید! رابین هود نمی آید! » عنوان طنزی است که آیدین سیار نوشته که در هفته نامه اعتدالی و اصلاح طلب صدا منتشر شده است، ضمن بیانی خاص و البته مجعول از چگونگی توصیه مقام معظم رهبری به نیامدن احمدی نژاد، مقام معظم رهبری را به گالیور تشبیه کرده که در خیابان 21 ، رابین هود را از آمدن به صحنه منع میکند که به رابین هود میگوید:

«ظاهراً کسی از شما دل خوشی ندارد، البته من از اومدنت زیاد اذیت نمیشم چون به زندگی زیر تسلط آدمهای کوچک عادت دارم ولی شما دیگران را اذیت میکنی، باتوجه به وضعیت پیش آمده و این که جدیداً معلوم شده شخصاً 12 میلیارد تومان تخلف داشتی بهتره خودت رو ضایع نکنی...».

خیابان 21باتوجه به جسارت نشریه موهن صدا در مطلب خیابان 21 ، بیان چند نکته ضروری به نظر میرسد:

1- ضروریست مقامات قضایی با آیدین سیار، محمد قوچانی (نویسنده مطلب و سردبیر هفته نامه صدا) و سایر مقامات مسئول این نشریه برخورد لازم را چه در خصوص اتهاماتی که وارد کرده اند و چه در خصوص توهین وقیحانه ای که به شخص مقام معظم رهبری مرتکب شده اند، انجام دهند و اشد مجازات قانونی را برای ایشان در نظر بگیرند و درخصوص مجوز نشریه و ممنوعیت کار این افراد نیز اقدام لازم صورت گیرد.

2- مسلماً یکی از کینه های منتقدان رهبری این است که ایشان زیر بار حرف زور نمیروند و اصلاً هدف فتنه گران در فتنه 88 همین بود که ایشان را به ابطال رأی مردم مجبور کنند که ایشان پای رأی مردم و قانون اساسی ایستادند، لذا قطعاً وصله تسلط پذیری مقام معظم رهبری آن هم از آدمهای کوچک، تنها میتواند تراوشان اذهان کینه توز نسبت به ایشان باشد.

3- قطعاً رهبری حتی آدمهای حقیری که حتی نسبت به فرهنگ و مذهب و عزت کشور خود هیچ عرقی ندارند و تمام آرمانهایشان در نوکری آمریکا و غرب خلاصه میشود را تحمل میکنند و این فرصتی است تا حقارت تفکرات خود را در آینه عمل ببینند و عبرت گیرند، هرچند شاهدیم که میبینند و رذیلانه حاضرند تن به ذلت آمریکا بدهند ولی به اشتباه بودن تفکرات خود اقرار نکنند! و اگر منظور رهبری تسلط پذیری از احمدی نژاد است که شاهدیم رهبری در قبال ایشان در هرجایی که لازم دانستند با تذکر و توصیه و امر و نهی برخورد کردند و منافع ملی را نادیده نگرفتند.

4- انتشار این مطلب موهن در زمانی که رفتن علی جنتی از وزارت فرهنگ و ارشال اسلامی! قطعی شده است، میتواند یک آزمایش و یا مانور برای شروع یک حمله تلقی گردد و اگر برخورد و واکنش لازم به خصوص از نوع مردمی صورت نگیرد، احتمالاً فوراً فاز هجمه گسترده در دورانی که احتمالا وزارت ارشاد با سرپرست اداره میشود، شروع خواهد شد، لذا مطالبه گری عمومی و مردمی برای برخورد جدی با این رفتار غیرقانونی و غیرقابل قبول، از سوی قوه قضاییه امری ضروری و لازم است.

5- با توجه به این که این نشریه در جهت سیاستهای اعتدال و اصلاحات قرار دارد و با توجه به خالی شدن دستشان از ایجاد فضای دوقطبی با عدم حضور احمدی نژاد، بعید به نظر نمیرسد که بکوشند جایگاه رهبری را قطب مقابل خود قرار دهند تا با یک قمار و دادن چند تلفات، فضای دوقطبی مورد نیاز خود را برای تأثیرگذاری در انتخابات 96 ایجاد نمایند، حال این که سابقه نشان داده است مملکت در جایی که حرف ولایت فقیه مطرح باشد، یک قطب بیشتر ندارد، لیکن اگر میخواهند آزموده را بیازمایند، میتوانند این تتمه آبروی اصلاح طلبی و اعتدال را نیز در نزد مردم غیور ایران هدر دهند!


nazokbin

95/7/19
11:1 ع


محاکمه احمدی‌نژاد و رفع حصرمحاکمه احمدی‌نژاد و رفع حصر پس از این که مقام معظم رهبری، به قطبِ قابل مدیریت دوقطبی یعنی آقای احمدی نژاد توصیه کردند که به انتخابات ورود نکنند، قطب دیگر که از قضا در تعدی به قانون و بی ظرفیتی در دوقطبی ها بدسابقه هستند، طلبکار شدند که یکی از این افراد آقای مسعود پزشکیان است که گفته است:

« محاکمه احمدی‌نژاد و رفع حصر ، مطالبه ملی است»!

که در پاسخ به این نظر ایشان چند نکته خطاب به ایشان بیان میکنم:

آقای پزشکیان! اگر محاکمه احمدی‌نژاد، مطالبه ملی بود و شما این قدر از منفور بودنش در بین ملت مطمئن بودید، پس چرا بابت حضورش در انتخابات این همه ترسیدید و تهدید کردید و حاضر بودید به قول آقای صادق خرازی برای نیامدنش خون بدهید؟!

به نظر می رسد با کنارهم گذاشتن محاکمه احمدی نژاد و رفع حصر میخواهید واقعیت فتنه را وارونه نشان دهید، احمدی نژاد با تمام نقاط قوت و ضعفش، منتخب مردم و یک رئیس جمهور قانونی بود، اما سران فتنه نتوانستند قانون و رأی مردم را تحمل کنند و با بی ظرفیتی به هر خیانتی که توانستند دست زدند و عملکردشان در برابر گذشت نظام در آن چند ماه نشان داد جز با قطع رابطه شان با دیگران (حصر)، حاضر به توقف خیانت نیستند!

آقای پزشکیان! اگر رفع حصر مطالبه ملی بود پس چرا همان موقع که دوستان شما شعار می دادند و ادعا می‌کردند «اگر موسوی یا کروبی دستگیر بشن ایران قیامت میشه» ایران قیامت نشد؟! و تازه موج عظیم 9دی برای جمع کردن قائله فتنه برخاست؟!

گویا شما نه تنها از FATF، برجام و IPC چیزی نمی‌دانید، بلکه درباره مسائل ساده اجتماعی هم نا آگاه هستید و شاید تنها عاملی که باعث موضع‌گیری یا سکوت شماست، بیان دغدغه‌های سیاسی‌تان است  و نه منافع ملی و مطالبات ملی!

پس به جای این که با معرفی خود به عنوان نماینده همه مردم ایران در همه امور و نه نماینده بخشی از مردم تهران! در دایره اختیارات قانونی خود، به قانون گردن بگذارید و برای فشار بر سایر نهادهای قانونی، خواسته‌های حزبی خود یعنی محاکمه احمدی‌نژاد و رفع حصر را به اسم مطالبه ملی مطرح نکنید!

مطالبه مردم، مبارزه با بیکاری، رکود، تعدی به بیت‌المال و قراردادهای خارجی بی‌ضابطه و برخلاف منافع ملی و امنیت ملی است که با لابی‌گری دولت و وکیل الدوله‌ها منعقد می‌شوند! ونه دلسوزی برای بزرگترین قانون‌شکنان و خیانت‌کارانی که حتی از گرادادن تحریمها به دشمن خونی هم ابا نکردند!


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
سیاسی ، دولت ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، صدا و سیما ، هاشمی رفسنجانی ، تورم ، رسانه ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، اعتقادی ، مشایی ، تحریم ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، عدالت ، برجام ، قوه قضاییه ، انقلابی ، اقتصادی ، تولید ، آمریکا ، مجلس ، علی لاریجانی ، رابطه با آمریکا ، رشت ، گیلان ، بصیرت ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، استاد مصباح ، خانواده ، غرب ، فرهنگی اجتماعی ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انقلاب ، مهدی هاشمی ، هاشمی ، بانک ، سران فتنه ، مذهبی ، جبهه پایداری ، سعید جلیلی ، علی مطهری ، کارمند ، اصلاح طلبان ، شورای نگهبان ، مسکن مهر ، اجرای برجام ، تحلیل های اقتصادی ، سوریه ، امام خمینی (ره) ، جواد ظریف ، ماهواره ، استقلال ، انتقاد پذیری ، سیاست ، طنز ، فساد بزرگ اقتصادی ، مدیریت و ایمنی ، ولایت فقیه ، انتخابات 96 ، ارز ، اسرائیل ، استکبار ستیزی ، انتخابات ریاست جمهوری ، انتخابات مجلس ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، ظریف ، هنر ، انتخابات آزاد ، ایمنی ، بدعهدی آمریکا ، سران قوا ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، مذاکره کنندگان هسته ای ، نرخ رشد جمعیت ، نقض برجام ، انتقاد ، بانک ، تحریف انقلاب ، تهاجم فرهنگی ، توافق نهایی هسته ای ، سبک زندگی ، مدیریت ، نرمش قهرمانانه ، اصولگرایی ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
داروخانه دکتر سلیمی بادصبا سرچشمه ادب و عرفان بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا تراوشات یک ذهن زیبا یا صاحب الزمان (عج) رقصی میان میدان مین عاشق آسمونی پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) رضویّون آسمون آبی چهاربرج پژواک ساعت یک و نیم آن روز یادداشتهای فانوس من وآینده من همه چیز آماده دانلود نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات حدیث منتظران قائم (عج) علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی هــم انــدیشـی دینــی مهاجر ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است کانون فرهنگی شهدا نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت در سایه سار ولایت فروشگاه اینترنتی پوشاک زنانه اوتیسا

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه