لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

95/9/30
8:22 ع

فشار بر مقام معظم رهبریبعد از عم استقبال نخبگان و عامه مردم از دعوت جریان متعصب احمدی نژادی برای پیوستن به کمپینهای تنظیم طومار و جمع آوری امضا در فضای حقیقی و مجازی برای فشار بر مقام معظم رهبری که با هدف بازگرداندن احمدی نژاد به صحنه انتخابات 96 تشکیل شده اند، این جریان تصمیم گرفته است تا موضوع درخواست عزل آیت الله آملی لاریجانی و تغییر رئیس قوه قضاییه و احتمالاً برخی موضوعات دیگر را نیز به موضوع طومارهایشان خطاب به رهبری اضافه نماید.

این جریان که براساس برخی اطلاعات مورد وثوق، توسط بخش غیررسمی تشکیلات احمدی نژادی هدایت میشود، تلاش میکند تا هم مسئله فشار به جایگاه ولایت فقیه را به عنوان امری معمولی و غیرقبیح جابیندازد و هم افراد بیشتری را با کمپینهای خود برای فشار بر مقام معظم رهبری و تغییر نظر ایشان درباره حضور احمدی نژاد در انتخابات همراه کند و هم هزینه ای را که به زعم خودش از سوی مقام معظم رهبری به احمدی نژاد وارد شد را با اقداماتی مانند فشار برای بیان پشت بلندگو، فشار از طریق نامه به رهبری و تلاش برای دلسرد کردن مردم از حضور در انتخابات تلافی کند!

نکته جالب این که این جریان برای فریب مردم، از یک سو میکوشد تا با اصطلاحاتی مثل «آقای من» و «مولای من» برای مقام معظم رهبری، قباحت فشار بر جایگاه ولایت را کمرنگ کند و از سوی دیگر تلاش میکند به این بهانه مضحک که شرایط کشور و جهان نسبت به 3 ماه پیش تغییرات بنیادین کرده و این تغییرات هم برای مقام معظم رهبری قابل پیش بینی نبوده است و ایشان هنوز هم به این تغییر شرایط واقف نیست، فشار بر مقام معظم رهبری را دلسوزانه و منطقی جلوه دهد!

اگر چه همانطوری که در مقدم بحث بیان شد این کمپین ها با عدم استقبال مواجه شده است و بخش عمده همان عده کمی هم که در آنها عضو شده اند جهت بحث در آن کمپینها حاضر شده اند، لیکن لازم است که دوستان انقلابی و ولایتمدار توجه داشته باشند که حتی اگر بخت روحانی در انتخابات 96 زیاد بود هم چنین بدعتهای زشتی که مطلوب و آرزوی دشمنان رهبری است، توجیه نداشت! چه رسد به الان که عملکرد روحانی بسیار ضعیف و گفتمان سازش نیز در لبه پرتگاه سقوط قرار گرفته است.


nazokbin

95/9/30
8:15 ع

تحمیل به رهبریدر پاسخ به آنانی که کمپینهای تنظیم نامه و جمع آوری امضا (شما بخوانید طومار) به مقام معظم رهبری، برای تغییر نظر ایشان درباره حضور احمدی نژاد در انتخابات را نصیحت به رهبر مسلمین تعبیر میکنند و نه تحمیل به رهبری ، میگویم:

1- بین نصیحت رهبر و تحمیل نظر به او تفاوت بسیار است؛ برای این که کسی را نصیحت کنند نه به کثرت امضا نیاز است و نه به تنظیم نامه سرگشاده! و هرچقدر که نصیحت به پیشوایان سفارش شده است، مسئله تحمیل به رهبری و امام نکوهش شده است.

2- نصیحت برای جایی است که رهبر مسلمین از اصول عدول کرده باشد؛ نه این که چون فلان جریان از نظر امام جامعه خوشش نمی آید، به تحمیل فشار و تحریک مردم علیه امام جامعه روی آورد!

3- البته آنانی که این کمپینها را تشکیل داده اند مدعیند که هدفشان این است که به رهبری بگویند شرایط نسبت به 3 ماه پیش خیلی تغییر کرده است! گویی رهبری مثلا درباره انتخابات آمریکا و وضعیت برجام حساب دیگری داشته اند که الان عوض شده است! و یا این که مثلا امروز قادر به درک تغییرات مهم ادعایی این جریان نیستند!

4- بدیهی است که تنظیم نامه ها و تشکیل کمپینها به صورت خودجوش شروع نشده است و براساس اطلاعات موثق، کاملا هدایت شده و تشکیلاتی دنبال میشود. گویا آنان که از رهبری خواستند پشت بلندگو نظرشان را بیان کنند، امروز دنبال تحمیل هزینه های دیگر هستند.


nazokbin

95/9/26
3:26 ع


جریان احمدی نژاد

تحمیل هزینه بر نظام و رهبری از سوی احمدی نژاد و حامیان متعصبش، به مسئله ای عادی در سالهای دولت دهم و حتی در چند ماهه اخیر تبدیل شده است و به نظر میرسد جریان احمدی نژاد تلاش دارد به دیگران این پیغام را مخابره کند که اگر کسی بخواهد به ایشان هزینه ای تحمیل کند، ایشان هم بر وی هزینه تحمیل خواهند کرد، حتی اگر این فرد، شخص ولی فقیه باشد که نمونه های این تحمیل هزینه را در عزل مشایی، ابقای مصلحی، اصرار به معرفی مشایی به عنوان نامزد انتخابات و برخی درگیریهای علنی با سایر قوا و نهادهای انقلابی در دولت دهم شاهد بودیم.

رویه هزینه تراشی برای مقام معظم رهبری در چند ماه اخیر نیز ادامه یافت، آنجا که آقای احمدی نژاد پس از توصیه مقام معظم رهبری مبنی بر لزوم بازخوانی آرمانهای امام(ره)، در مرداد 94 اعلام کرد که در همه استانها، ستادهای استانی تبیین گفتمان امام(ره) را تشکیل داده است و پس از حدود 2 سال سکوت، از طریق این ستادها، سفرهای استانی تحت عنوان تبیین گفتمان امام را کلید زد، لیکن آنچه که در شیوه انعکاس و انتشار گزارش این سفرها از سوی همین ستادها صورت میگرفت، منجر به دوقطبی سازی و انتخاباتی شدن فضا میگردید که شاید یکی از مقاصد مقام معظم رهبری  از تذکرشان در 5 اسفند 1394 در خصوص دوقطبی سازی همین تحرکات بود.

سفرهای استانی احمدی نژاد اما در سال 95 با مانور شدیدتری نسبت به سال 94، در تاریخ 19 فروردین 95 به مقصر آمل آغاز و انجام شد و با تیترهایی مثل قیام مردم آمل، خیزش مردم آمل، قیام قسط و… و با مقایسه تصاویر سفرهای استانی احمدی نژاد و روحانی در رسانه های جریان احمدی نژاد منعکس گردید که این مسئله، حاکی از تلاش برای دوقطبی سازی فضای جامعه از سوی این طیف بود و این در حالی بود که مقام معظم رهبری در تاریخهای 19 اردیبهشت و 6 و 14 خرداد 95 هم در خصوص پرهیز از دوقطبی سازی جامعه مجدداً تذکر دادند.

علی رغم تذکر مقام معظم رهبری درخصوص پرهیز از دوقطبی سازی در جامعه، سفرهای استانی بعدی احمدی نژاد برای 2 خرداد و 4  شهریور 95 به مقصدهای زنجان و قزوین اعلام و با همان شیوه انجام شد و در نهایت نیز با همان تیترهای قیام و خیزش مردم زنجان و قزوین و با مقایسه عکسهای سفرهای استانی روحانی و احمدی نژاد به این شهرها در رسانه های جریان احمدی نژاد منعکس شد که این امر به تشدید فضای دوقطبی کشور و شروع بحث و گفتگوهای جدی در فضای رسانه ای، حقیقی و مجازی کشور منجر گردید.

آقای احمدی نژاد در 9 شهریور 95 نزد مقام معظم رهبری میرود و به بهانه گزارش سفرهای استانی خود، از میل و رغبت عجیب مردم برای بازگشت خود سخن میگوید که مقام معظم رهبری به دلیل خطر دوقطبی سازی (که بعدها نیز به صورت علنی این مسئله را بیان فرمودند)، به او توصیه میکند که به صحنه انتخابات نیاید که آقای احمدی نژاد هم در نامه ای که بعدها منتشر میکند، مدعی میشود در همان جلسه این توصیه را پذیرفته است! لیکن سؤالی که مطرح میشود این است که پس چرا تنها 2 هفته بعد، یعنی در 25 شهریور 95، با همان سبک و سیاق گذشته به گرگان سفر میکند؟!

با استمرار سفرهای احمدی نژاد و تأثیر آن بر دوقطبی سازی جامعه، از تاریخ 28 شهریور 95، برخی شخصیتهای مورد وثوق انقلابی مانند مهدی محمدی، یاسر جبرائیلی، عبدالله گنجی، مهدی فضائیلی، حمید رسایی و حتی برخی از شخصیتهای احمدی نژادی مانند عباس امیری فر و محمد علی رامین مسئله توصیه رهبری به احمدی نژاد مبنی بر نیامدن به صحنه انتخابات را علنی میکنند که این مسئله به جای این که مورد پذیرش احمدی نژاد و تیمش قرار گیرد، از سوی تیم رسمی مسکوت میماند و از سوی تیم غیر رسمی مورد انکار واقع میشود و بعضاً به منتشر کنندگان آن توصیه نیز توهین میکنند.

با بالا گرفتن فضای اصرار و انکار درخصوص توصیه رهبری، مقام معظم رهبری در تاریخ 5 مهرماه 95، در جلسه درس خارج فقه خود، این توصیه را علنی بیان میکنند و در انتها نیز میگویند آقایان میگویند چرا پشت بلندگو بیان نمیکنید که بعد میفرمایند «خب! این هم پشت بلندگو». رهبری این توصیه را ناشی از شناخت شخصیت احمدی نژاد، شرایط جامعه و خطر دوقطبی سازی جامعه اعلام میکنند که یک روز بعد نیز آقای احمدی نژاد، تبعیت خود را از توصیه رهبری اعلام میدارد اما متأسفانه این مسئله پایان کار نبود و تیم رسانه ای غیر رسمی جریان احمدی نژاد با محوریت عبدالرضا داوری چند مسئله را در دستور کار قرار دهند:

  • تخریب گزینه های احتمالی انقلابی و اصولگرا و تفاوت قائل نشدن بین ایشان و روحانی!
  • سرد کردن مردم برای حضور در انتخاباتی که احمدی نژاد در آن نامزد نباشد!
  • تحریک حامیان روحانی نسبت به رد صلاحیت احتمالی وی با برچسب مهاردوگانه!
  • زیر سوال بردن انتقادات به روحانی و بعضاً حمایتهای تلویحی از عملکرد روحانی!
  • القای توصیه رهبری به یک منع ظالمانه، غیرمردمی، غیرمنطقی و غیرقانونی!
  • اصرار علنی برلزوم دوقطبی سازی فضا و نیاز به استفاده از احمدی نژاد برای نیل به این هدف!
  • جمع آوری امضا و نامه و درج مطلب در فضای مجازی خطاب به رهبری برای بازگرداندن احمدی نژاد!
  • دعوت از احمدی نژادیها برای بی طرف ماندن در درگیریهای منتقدان روحانی و روحانی در مسئله فسادهای کلان دولتمردان!
  • القای این پیام که هدف نظام از توصیه به احمدی نژاد، حفظ روحانی است!

قطعاً پس از دولت که کل قوه مجریه را در دست دارد، جریان احمدی نژاد بزرگترین و مؤثرترین تشکیلات را در یکایک استانها و شهرستانها در اختیار دارد و با توجه به سوابق این جریان، قابل پیش بینی است که اگر نهایتاً موفق به بازگرداندن احمدی نژاد به صحنه انتخابات نشود، هزینه خود را به نظام تحمیل خواهد کرد، که این هزینه میتواند سرد کردن مردم از حضور در انتخابات، رأی سفید دادن، نوشتن اسم احمدی نژاد در برگه رأی و حتی رأی به روحانی باشد که مجموعه این عوامل، اثبات میکند که جریان انقلابی و حتی دوستداران ولایی احمدی نژاد، نباید رصد، تحلیل و روشنگری درباره رفتارها و برنامه های این جریان را به طور کلی کنار بگذارند.


nazokbin

95/9/21
8:50 ص

نامه احمدی نژادیها به رهبریبعد از این که دکتر عبدالله گنجی از نامه احمدی نژادیها به رهبری برای تحمیل فشار هزینه برای بازگشتن احمدی نژاد به صحنه انتخابات کشور خبر داد، برخی اشخاص و کانالهای احمدی نژادی به این مسئله واکنش نشان دادند، لیکن نوع واکنش، بیشتر در جهت تأیید ادعای آقای دکتر گنجی قابل استنباط بود، این افراد مدعی هستند که شرایط نسبت به زمانی که مقام معظم رهبری، به احمدی نژاد توصیه به نیامدن به صحنه انتخابات کردند، خیلی فرق کرده است که در پاسخ به این افراد لازم میدانم ابتدا عین سخنان مقام معظم رهبری در این خصوص را بازخوانی کنیم:

«خب بله، یک نفری، یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظه‌ی صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتیم هم شرکت نکنید، گفتیم صلاح نمی‌دانیم ما شما شرکت کنید. این را گفتیم. ما هم اوضاع کشور را خب، غالباً بیشتر از اغلب افراد آشنا هستیم.

آدم‌ها هم، بخصوص آدم‌هایی که صدها جلسه با ما نشستند و برخاستند بیشتر و بهتر از دیگران می‌شناسیم. با ملاحظه‌ی حال مخاطب و اوضاع کشور به یک آقایی انسان توصیه می‌کند که آقا شما اگر توی این مقوله وارد شدید این دو قطبی در کشور ایجاد می‌شود. دو قطبی در کشور مضرّ است به حال کشور. من صلاح نمی‌دانم شما وارد بشوید. بله، این چیز خیلی مهمی که نیست.

این یک چیز خیلی طبیعی است، خیلی ساده است. بله، ما این توصیه را به یکی از آقایان، به یکی از برادران کردیم. خب حالا این مایه‌ی اختلاف بشود بین برادران مؤمن، یکی بگوید فلانی گفته، یکی بگوید نگفته، یکی بگوید چرا پشت بلندگو نگفته؟ خب حالا این هم پشت بلندگو. انسان باید نصحیت کند. نصحیت یعنی خیرخواهی.

من به جنابعالی که مثلاً آقای آشیخ عبدالعالی اسمتان است من باب مثال علاقه‌مندم. می‌دانم شما اگر وارد این مقوله شدی به ضررت است. به ضرر کشور هم هست. به شما می‌گویم وارد نشو. نمی‌گویم هم وارد نشو. امر و نهی نیست. حالا بعضی گفتند آقا دستور دادند، امر کردند، نه، گفتیم صلاح نمی‌دانیم. من صلاح نمی‌دانم. این چیز خوبی است. این چیز بدی نیست.»

همانطوری که در سخنان مقام معظم رهبری مشخص است، این سخنان دو جنبه دارد، یکی این که ایشان به شناخت افراد توجه دارند و دیگری به شناخت مسائل کشور و مسئله خطر دوقطبی سازی در کشور اشاره می فرمایند. خب سوالی که مطرح میشود این است که آیا در این چند ماه، شخصیت آقای احمدی نژاد عوض شده است؟! اجرای برجام دچار تحول اساسی شده است؟! شرایط داخل کشور خیلی تغییر کرده است؟! مسلماً خیر! هیچکدام از اینها تغییر بنیادین نکرده است. پس نامه احمدی نژادیها به رهبری چه منطقی را دنبال میکنند؟!

تنها چیزهایی که حامیان متعصب احمدی نژاد به عنوان تغییر شرایط و دفاع از نامه احمدی نژادیها به رهبری ، به آن اشاره میکنند، مسئله انتخابات آمریکا و شرایط بجام است که در خصوص این ها، سه نکته میتوان گفت:

  1. وقوع انتخابات آمریکا و نتیجه احتمالی آن، برای مقام معظم رهبری این قدر ناشناخته و غیر قابل پیش بینی نبود که احمدی نژادیها بتوانند مقام معظم رهبری را به تصمیم گیری عجولانه و بدون توجه به نتایج انتخابات آمریکا متهم نمایند.
  2. همان طوری که شخص امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری بارها بیان کردند، برای ایران هیچ تفاوتی ندارد که کدام نامزد در آمریکا پیروز میشود، چه رسد به این که بخواهند کشور را بر این اساس سیاستگذاری و هدایت هم بکنند!
  3. مقام معظم رهبری از بدو شروع مذاکرات تا زمان اجرای برجام، همواره این مسیر را محکوم به شکست و نهایتاً در حد یک درس عبرت میشناختند و این ادعا که رهبری در محاسبات خود به این مسئله توجهی نداشته اند، ادعایی مضحک به نظر میرسد.

و اما بحث دیگری که مطرح میشود، نوع رفتاری است که احمدی نژادی های متعصب در حال پیگیری آن هستند! آیا این که مثلاً چند هزار امضا برای تغییر نظر مقام معظم رهبری در موضوعی خاص جمع آوری شود و بعد به بهانه تغییر شرایط و یا هر بهانه ای بخواهند آن را بر مقام عظمای ولایت تحمیل نمایند، این قابل قبول است!؟ آیا تبعات این بدعت را میتوان پذیرفت؟!

اگر واقعاً دنبال این بودند که مقام معظم رهبری را در جریان مصلحتی قرار دهند، چه نیازی به طومار نوشتن و جمع آوری امضا از مردم است؟! آیا این مسئله به جنگ طومارها و تعداد امضاها در جریانهای مختلف تبدیل نخواهد شد؟! البته شاید مدعی شوند که این طومارها امری کاملاً خودجوش است که حقیر این ادعای احتمالی را به شدت تکذیب میکنم، چرا که از همان اولین روزهای نهی احمدی نژاد، شاهد بودم که مسئله فشار از ناحیه مردم و حتی جمع آوری امضا برای این منظور را رسما در دستور کار قرار دادند.

متأسفانه باید گفت تحمیل، فشار و هزینه بر مقام معظم رهبری در قضایای عزل مشایی، ابقای مصلحی، معرفی مشایی به عنوان نامزد انتخابات 92، اجرای سفرهای استانی به شیوه ای که در جهت دوقطبی سازی جامعه باشد، مسکوت نگه داشتن توصیه رهبری، ادامه سفرهای استانی به همان شیوه، انکار توصیه مقام معظم رهبری تا حد مجبور کردن ایشان به گفتن پشت بلندگو و امروز نامه احمدی نژادیها به رهبری ، روشی است که گویا در جریان احمدی نژادیهای متعصب ملکه شده است و اگر روزگاری به هاشمی ایراد میگرفتند که دنبال تحمیلگری به امام جامعه است، امروز خودشان به آن خصلت زشت روی آورده اند.


nazokbin

95/9/21
8:47 ص

عبدالرضا داوری مهدی محمدیپس از این که چند مطلب در کانال عبدالرضا داوری درخصوص مواضع اولیه و جانبدارانه آقای مهدی محمدی درباره برجام منتشر گردید، ایشان متنی را تنظیم کردند و از آقای عبدالرضا داوری خواستند آن را نیز در کانالشان منتشر نمایند که آقای مهدی محمدی در بخشی از آن توضیح دادند که:

«با وجود اینکه تا لحظه آخر -و بدون شک بسیار بیش از سرجمع همه مدعیان نقد برجام- علیه این مذاکرات جنگیده بودم، عقیده داشتم حال که نظام توافق را با اکراه پذیرفته باید اجازه بدهیم تجربه ای که مدنظر رهبر معظم انقلاب اسلامی از پذیرش برجام است در ذهن مردم شکل بگیرد.»

که حقیر جسارتاً این پاسخ را نمیتوانم بپذیرم، چرا که آقای محمدی صرفاً حرفهایی نزد که برجام پذیرفته شود، بلکه حرفهایی زد که به منزله تحسین برجام، دخالت رهبری در جزئیات و اصلاح آن برداشت میشد، عباراتی که بعدها و امروز از سوی منتقدان ایشان و منتقدان رهبری مورد سوءاستفاده قرار گرفت تا بگویند رهبری در جزئیات برجام دخالت کرده است، امری که خود شخص رهبری آن را قبلاً به صراحت تکذیب کرده بودند. پس حقیر موضع گیری آقای مهدی محمدی را یک تحلیل اشتباه میدانم که در برابر تحلیل استاد فؤاد ایزدی که از همان روز اول به اشتباهات مهلک برجام اشاره داشت، تحلیل اشتباهی را در روزهای اول به امثال من منتقل کرد، هرچند آقای مهدی محمدی خیلی سریع به اشتباه خود پی برد و موضع گیری خود درخصوص برجام را خیلی سریع اصلاح نمود.

آقای عبدالرضا داوری در پاسخ به متن آقای مهدی محمدی، پاسخی تحت عنوان «”قدرت” و دیگر هیچ» ذیل مطلب مهدی محمدی منتشر میکند که در بخشی از آن اینچنین میگوید:

«ماجرا اینگونه که جناب مهدی محمدی روایت میکنند، نبود! صاحب این قلم معتقد است که این رویکرد جناب محمدی و همفکرانشان بیش از آنکه به دغدغه “رشد آگاهی عمومی” متکی باشد به دغدغه “مصادره به مطلوب” برجام در آستانه انتخابات مجلس دهم مرتبط است. مروجان این رویکرد نگران بودند که کلید برجام، قفل مجلس دهم را برای “جریان سازش” بگشاید و تلاش کردند با حمایت از برجام، آن کلید را در جیب خود قرار دهند و البته به دلیل همین رویکرد و محاسبه “قدرت مدار”، حمایتشان از برجام نیز برای مردم “باور پذیر” نشد تا انتخابات هفتم اسفند 94 به کام “سازش گرایان” شیرین گردد. بر همین اساس حملات امروز جناب محمدی و دوستانشان به برجام نیز ناشی از رشدیافتگی آگاهی عمومی از ماهیت غیرقابل اعتماد امریکا طی یک سال اخیر نیست؛ ایشان دریافته اند که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری 96، چاره ای جز رقابت با حسن روحانی ندارند و چون روحانی نه “نهی پذیر” است و نه قابل “ردصلاحیت”؛ پس این بار به جای “حمایت از برجام”، فرمان “حمله به برجام” در دستور کار جناب مهدی محمدی و دوستانشان قرار گرفته تا با استفاده از فرصت حضور ترامپ در کاخ سفید، تنها کالای موجود در ویترین دولت حسن روحانی را کالایی بنجل و تقلبی نمایش دهند.»

این پاسخ آقای داوری به آقای مهدی محمدی اما یک اتهام بزرگ است، چرا که آقای مهدی محمدی تنها در اولین موضع خود در خصوص برجام، از عبارات «متوازن» و «ورود رهبری به جزییات» و «رفع ایرادات» را مطرح کرده بود و همان جا هم قبل از تمجید برجام گفته بود:

« زمانی کم و بیش طولانی لازم است تا همه ابعاد این متن روشن شود و بتوان درباره آن یک داوری بدون ابهام به دست داد…»

اما آقای عبدالرضا داوری گویا فقط تحلیل اول آقای مهدی محمدی را مبنا قرار داده و فراموش کرده است که ایشان در تحلیلهای بعدی در نقد برجام و در حالی که هنوز انتخابات مجلس دهم برگزار نشده بود، بارها در تلویزیون در نقد برجام حاضر شد و منطق حامیان برجام را به چالش کشید.

از آن جا که آقای عبدالرضا داوری که به خودش اجازه میدهد، چنین اتهام نا روایی را به آقای مهدی محمدی که واقعاً در جهت روشنگری تلاش بسیار کرده است و حتی هدف ترور دشمنان اسلام قرار گرفته است، وارد کند به ما نیز حق بدهد که براساس خط سیر مطالب متعدد وی در کانالش و نه به صرف یک یا دو مطلب درباره ایشان قضاوت کنیم:

به نظر من، آقای داوری بازوی رسانه ای غیر رسمی احمدی نژاد است که قرار است حرف بزند ولی به پای احمدی نژاد نوشته نشود، او از حامیان متعصب و سخت احمدی نژاد و مشایی است که در جریان سفرهای استانی احمدی نژاد و در عین هشدارهای متعدد مقام معظم رهبری به پرهیز از دوقطبی کردن جامعه، برای سفرهای استانی احمدی نژاد که توسط ستادهای خودساخته ایشان طراحی و منعکس میشد، مدام با تیترهایی مثل «قیام مردم زنجان»، «زنجان در انتظار قیام قسط» «قیام آمل»، «خیزش تاریخی مردم آمل»،… به دوقطبی سازی فضای جامعه پرداخت، آن هم در شرایطی که هنوز بیش از یکسال به انتخابات 96 مانده بود!

حرکت رسانه ای عبدالرضا داوری، صرفاً در او متوقف نمیشد، بلکه بسیاری از کانالها و رسانه های احمدی نژادی نیز عیناً همان تیترهای تحریک کننده و دوقطبی ساز و انتخاباتی را به کار گرفتند و تکرار کردند، تیترهایی که بعضاً در کنار مقایسه عکسهای استقبال از سفرهای استانی احمدی نژاد و روحانی، فضای دوقطبی را به شدیدترین حالت در می آورد و موجب موضع گیری حامیان روحانی و انتخاباتی شدن زودهنگام فضای سیاسی کشور نیز گردیده بود در صورتی که رهبری همواره بر پرهیز از انتخاباتی کردن زودهنگام فضای سیاسی کشور تأکید کرده بودند.

و اما وقتی که آقای احمدی نژاد به بهانه گزارش دهی به مقام معظم رهبری نزد ایشان میرود و تلاش میکند در پایان گزارش اینطور نتیجه گیری کند که استقبال مردم و خواست مردم نشان دهنده عطش ایشان برای حضور اینجانب است، با توصیه رهبری به عدم حضور به انتخابات مواجه میشود ولی همچنان مسئله را رسماً اعلام نمیکند و به همان شکل و سیاق به ادامه سفرهای استانی خود ادامه میدهد تا حدی که برخی مطلعین، مسئله توصیه رهبری را آشکار مینمایند تا جلوی این فضاسازی احمدی نژاد را بگیرند.

اما اتفاقی که می افتد این است که احمدی نژاد تا مدتی در برابر افشای نظر رهبری، سکوت اختیار میکند و هیچ نمیگوید تا امثال داوری به کسانی که این خبر را منتشر کرده بودند، تهمت دروغ و افترا بزند تا حدی که این تهمت ها پس از درس اخلاق امام خامنه ای با موضوع حفظ اسرار جلسات که سالانه بیان میشد، از سوی همین آقای داوری، با تیترهایی مثل «وعلیکم بالتوبه»، وارد فاز هجمه آشکار به امثال مهدی فضائلی و مهدی محمدی و یاسر جبرائیلی و… شد.

اما مقام معظم رهبری فردای جلسه درس اخلاقشان درباره حفظ اسرار جلسات، مسئله را علنی کردند و فرمودند:

«خب بله، یک نفری، یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظه‌ی صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتیم هم شرکت نکنید، گفتیم صلاح نمی‌دانیم ما شما شرکت کنید. این را گفتیم. ما هم اوضاع کشور را خب، غالباً بیشتر از اغلب افراد آشنا هستیم. آدم‌ها هم، بخصوص آدم‌هایی که صدها جلسه با ما نشستند و برخاستند بیشتر و بهتر از دیگران می‌شناسیم. با ملاحظه‌ی حال مخاطب و اوضاع کشور به یک آقایی انسان توصیه می‌کند که آقا شما اگر توی این مقوله وارد شدید این دو قطبی در کشور ایجاد می‌شود. دو قطبی در کشور مضرّ است به حال کشور. من صلاح نمی‌دانم شما وارد بشوید. بله، این چیز خیلی مهمی که نیست.

این یک چیز خیلی طبیعی است، خیلی ساده است. بله، ما این توصیه را به یکی از آقایان، به یکی از برادران کردیم. خب حالا این مایه‌ی اختلاف بشود بین برادران مؤمن، یکی بگوید فلانی گفته، یکی بگوید نگفته، یکی بگوید چرا پشت بلندگو نگفته؟ خب حالا این هم پشت بلندگو. انسان باید نصحیت کند. نصحیت یعنی خیرخواهی. من به جنابعالی که مثلاً آقای آشیخ عبدالعالی اسمتان است من باب مثال علاقه‌مندم. می‌دانم شما اگر وارد این مقوله شدی به ضررت است. به ضرر کشور هم هست. به شما می‌گویم وارد نشو. نمی‌گویم هم وارد نشو. امر و نهی نیست. حالا بعضی گفتند آقا دستور دادند، امر کردند، نه، گفتیم صلاح نمی‌دانیم. من صلاح نمی‌دانم. این چیز خوبی است. این چیز بدی نیست.»

که از این فاز هم رفتار آقای عبدالرضا داوری دیدنی بود، ایشان در 24 ساعتی که طول کشید تا آقای احمدی نژاد بجنبند و به نامه رهبری پاسخ بدهند، تبعیت از این توصیه را غیر الزامی دانست و پس ازنامه احمدی نژاد شروع کرد به انتشار تصاویری که بین مردم و احمدی نژاد، موانعی مانند دیوار، شیشه و فنس دارد و ذیل آنها از تیترهایی که احمدی نژاد را مظلوم نشان میداد استفاده کرد و در همین اثناء، مطالبی در خصوص اختیارات رهبری، نحوه انتخابات ریاست جمهوری، قانون اساسی، عدالت و… منتشر کرد که همگی حاکی از نارضایتی شدید داوری در این مسئله بود و در این فضا برای القای بیشتر مظلومیت احمدی نژاد، از عبارت «منع احمدی نژاد» استفاده کرد در صورتی که در فاز قبل، به افرادی که از این عبارت استفاده میکردند می تاخت و میگفت احمدی نژاد منع  نشده، بلکه فقط توصیه به نیامدن شده است!

اما خط سیر سخنان عبدالرضا داوری در همین جا تمام نشد و او در خلال این مطالب چند برنامه دیگر را نیز دنبال کرد، به عنوان مثال، او مدام حامیان روحانی را با هشتگ «مهار دوگانه» تحریک کرد که چه نشسته اید که بعد از حذف احمدی نژاد، نوبت حذف روحانی است و از سوی دیگر شدت تاختن به رقبای روحانی را اضافه کرد و در خلال بیشتر مطالب سیاسی، اجتماعی، نظری و… تنها چند نتیجه معدود میگرفت، اول این که نباید مردم را از انتخاب افراد محروم کرد، دوم این که جز احمدی نژاد هیچ کسی نه لیاقت دارد و نه توان برنده شدن و سوم این که در انتخابات آتی مردم حضور نخواهند داشت و چهارم این که همه گزینه های دیگر در غیاب احمدی نژاد، تفاوت چندانی ندارند!

اما آقای عبدالرضا داوری بازهم  رفتار قابل تأمل دیگری را به خرج داد، او به غیر از هشدار مکرر به حامیان روحانی برای حذف نشدن وی، در مواردی نیز از وی حمایت کرد، او حتی در حمایت از روحانی و پس از نقض برجام خواندن تمدید تحریم داماتو، این تحریم را غیر هسته ای خواند تا کانالهای معاند، این اظهارات وی را به عنوان سند مورد استفاده قرار دهند و حال این که تحریم داماتو به حوزه انرژی و هسته ای هم ارتباط داشت و اساساً جزو تحریمهای هسته ای بود که اگر نبود، نیازی نبود برخی از بندهای آن در اجرای برجام با دستور اجرایی اوباما متوقف گردد!

در ادامه اما داوری حمایتهای غیر مستقیم و بعضاً مستقیم خود از روحانی و دولت را تمام نکرد و در فازی که هم اکنون در انتقاد و اتهام وی به مهدی محمدی شاهدیم، به او تهمت زد که آن روزی که از برجام حمایت کرد، دنبال ممانعت از ورود حامیان روحانی به مجلس بوده است و امروز که از برجام انتقاد میکند، تنها دنبال این است که مزیت روحانی را خنثی کند و قدرت را به اصولگرایان برگرداند!

متأسفانه حرکت عبدالرضا داوری در زمینه دوقطبی سازی، انکار توصیه رهبری و سپس ظالمانه وانمود کردن آن، تلاش برای بازگرداندن احمدی نژاد به عرصه انتخابات، حمایت غیر مستقیم و بعضا مستقیم از عملکرهای بد روحانی، تحریک حامیان روحانی در خصوص حذف احتمالی روحانی، هجمه های بعضاً غیرمنصفانه به گزینه هایی مانند قالیباف و جلیلی و… همه و همه نشان میدهد که آن کسی که به قدرت می اندیشد و «دیگر هیچ»، مهدی محمدی نیست، تنها اشتباه قابل انتقاد به مهدی محمدی این است که تحلیل اولیه وی از برجام غلط بود، ولی بازهم نباید فراموش کرد که او خیلی سریع و قبل از این که یک ماه از آن نظرش بگذرد، در نظرات و مقاله هایش و مناظرات تلویزیونی، این اشتباه خود را جبران کرد.


nazokbin

95/7/27
5:21 ع

« خیابان 21 » یا « آسوده بخوابید! رابین هود نمی آید! » عنوان طنزی است که آیدین سیار نوشته که در هفته نامه اعتدالی و اصلاح طلب صدا منتشر شده است، ضمن بیانی خاص و البته مجعول از چگونگی توصیه مقام معظم رهبری به نیامدن احمدی نژاد، مقام معظم رهبری را به گالیور تشبیه کرده که در خیابان 21 ، رابین هود را از آمدن به صحنه منع میکند که به رابین هود میگوید:

«ظاهراً کسی از شما دل خوشی ندارد، البته من از اومدنت زیاد اذیت نمیشم چون به زندگی زیر تسلط آدمهای کوچک عادت دارم ولی شما دیگران را اذیت میکنی، باتوجه به وضعیت پیش آمده و این که جدیداً معلوم شده شخصاً 12 میلیارد تومان تخلف داشتی بهتره خودت رو ضایع نکنی...».

خیابان 21باتوجه به جسارت نشریه موهن صدا در مطلب خیابان 21 ، بیان چند نکته ضروری به نظر میرسد:

1- ضروریست مقامات قضایی با آیدین سیار، محمد قوچانی (نویسنده مطلب و سردبیر هفته نامه صدا) و سایر مقامات مسئول این نشریه برخورد لازم را چه در خصوص اتهاماتی که وارد کرده اند و چه در خصوص توهین وقیحانه ای که به شخص مقام معظم رهبری مرتکب شده اند، انجام دهند و اشد مجازات قانونی را برای ایشان در نظر بگیرند و درخصوص مجوز نشریه و ممنوعیت کار این افراد نیز اقدام لازم صورت گیرد.

2- مسلماً یکی از کینه های منتقدان رهبری این است که ایشان زیر بار حرف زور نمیروند و اصلاً هدف فتنه گران در فتنه 88 همین بود که ایشان را به ابطال رأی مردم مجبور کنند که ایشان پای رأی مردم و قانون اساسی ایستادند، لذا قطعاً وصله تسلط پذیری مقام معظم رهبری آن هم از آدمهای کوچک، تنها میتواند تراوشان اذهان کینه توز نسبت به ایشان باشد.

3- قطعاً رهبری حتی آدمهای حقیری که حتی نسبت به فرهنگ و مذهب و عزت کشور خود هیچ عرقی ندارند و تمام آرمانهایشان در نوکری آمریکا و غرب خلاصه میشود را تحمل میکنند و این فرصتی است تا حقارت تفکرات خود را در آینه عمل ببینند و عبرت گیرند، هرچند شاهدیم که میبینند و رذیلانه حاضرند تن به ذلت آمریکا بدهند ولی به اشتباه بودن تفکرات خود اقرار نکنند! و اگر منظور رهبری تسلط پذیری از احمدی نژاد است که شاهدیم رهبری در قبال ایشان در هرجایی که لازم دانستند با تذکر و توصیه و امر و نهی برخورد کردند و منافع ملی را نادیده نگرفتند.

4- انتشار این مطلب موهن در زمانی که رفتن علی جنتی از وزارت فرهنگ و ارشال اسلامی! قطعی شده است، میتواند یک آزمایش و یا مانور برای شروع یک حمله تلقی گردد و اگر برخورد و واکنش لازم به خصوص از نوع مردمی صورت نگیرد، احتمالاً فوراً فاز هجمه گسترده در دورانی که احتمالا وزارت ارشاد با سرپرست اداره میشود، شروع خواهد شد، لذا مطالبه گری عمومی و مردمی برای برخورد جدی با این رفتار غیرقانونی و غیرقابل قبول، از سوی قوه قضاییه امری ضروری و لازم است.

5- با توجه به این که این نشریه در جهت سیاستهای اعتدال و اصلاحات قرار دارد و با توجه به خالی شدن دستشان از ایجاد فضای دوقطبی با عدم حضور احمدی نژاد، بعید به نظر نمیرسد که بکوشند جایگاه رهبری را قطب مقابل خود قرار دهند تا با یک قمار و دادن چند تلفات، فضای دوقطبی مورد نیاز خود را برای تأثیرگذاری در انتخابات 96 ایجاد نمایند، حال این که سابقه نشان داده است مملکت در جایی که حرف ولایت فقیه مطرح باشد، یک قطب بیشتر ندارد، لیکن اگر میخواهند آزموده را بیازمایند، میتوانند این تتمه آبروی اصلاح طلبی و اعتدال را نیز در نزد مردم غیور ایران هدر دهند!


nazokbin

95/7/19
11:1 ع


محاکمه احمدی‌نژاد و رفع حصرمحاکمه احمدی‌نژاد و رفع حصر پس از این که مقام معظم رهبری، به قطبِ قابل مدیریت دوقطبی یعنی آقای احمدی نژاد توصیه کردند که به انتخابات ورود نکنند، قطب دیگر که از قضا در تعدی به قانون و بی ظرفیتی در دوقطبی ها بدسابقه هستند، طلبکار شدند که یکی از این افراد آقای مسعود پزشکیان است که گفته است:

« محاکمه احمدی‌نژاد و رفع حصر ، مطالبه ملی است»!

که در پاسخ به این نظر ایشان چند نکته خطاب به ایشان بیان میکنم:

آقای پزشکیان! اگر محاکمه احمدی‌نژاد، مطالبه ملی بود و شما این قدر از منفور بودنش در بین ملت مطمئن بودید، پس چرا بابت حضورش در انتخابات این همه ترسیدید و تهدید کردید و حاضر بودید به قول آقای صادق خرازی برای نیامدنش خون بدهید؟!

به نظر می رسد با کنارهم گذاشتن محاکمه احمدی نژاد و رفع حصر میخواهید واقعیت فتنه را وارونه نشان دهید، احمدی نژاد با تمام نقاط قوت و ضعفش، منتخب مردم و یک رئیس جمهور قانونی بود، اما سران فتنه نتوانستند قانون و رأی مردم را تحمل کنند و با بی ظرفیتی به هر خیانتی که توانستند دست زدند و عملکردشان در برابر گذشت نظام در آن چند ماه نشان داد جز با قطع رابطه شان با دیگران (حصر)، حاضر به توقف خیانت نیستند!

آقای پزشکیان! اگر رفع حصر مطالبه ملی بود پس چرا همان موقع که دوستان شما شعار می دادند و ادعا می‌کردند «اگر موسوی یا کروبی دستگیر بشن ایران قیامت میشه» ایران قیامت نشد؟! و تازه موج عظیم 9دی برای جمع کردن قائله فتنه برخاست؟!

گویا شما نه تنها از FATF، برجام و IPC چیزی نمی‌دانید، بلکه درباره مسائل ساده اجتماعی هم نا آگاه هستید و شاید تنها عاملی که باعث موضع‌گیری یا سکوت شماست، بیان دغدغه‌های سیاسی‌تان است  و نه منافع ملی و مطالبات ملی!

پس به جای این که با معرفی خود به عنوان نماینده همه مردم ایران در همه امور و نه نماینده بخشی از مردم تهران! در دایره اختیارات قانونی خود، به قانون گردن بگذارید و برای فشار بر سایر نهادهای قانونی، خواسته‌های حزبی خود یعنی محاکمه احمدی‌نژاد و رفع حصر را به اسم مطالبه ملی مطرح نکنید!

مطالبه مردم، مبارزه با بیکاری، رکود، تعدی به بیت‌المال و قراردادهای خارجی بی‌ضابطه و برخلاف منافع ملی و امنیت ملی است که با لابی‌گری دولت و وکیل الدوله‌ها منعقد می‌شوند! ونه دلسوزی برای بزرگترین قانون‌شکنان و خیانت‌کارانی که حتی از گرادادن تحریمها به دشمن خونی هم ابا نکردند!


nazokbin

95/6/31
12:36 ص

کلیپ تقطیع شده از سخنان رهبریپس از این که برخی از شخصیت های معتمد انقلابی مانند مهدی محمدی، یاسر جبرائیلی، رضا سراج و… به عدم رضایت مقام معظم رهبری از ورود احمدی نژاد به انتخابات خبر دادند، یک کلیپ تقطیع شده از سخنان رهبری منتشر شد و ذیلش هم نوشتند خطاب به مهدی محمدی و یاسر جبرائیلی تا به استناد آن، احتمال وجود برخی از سخنان و نقل قولهای خصوصی را رد کنند که در این کلیپ تقطیع شده از سخنان رهبری در سال 1394، ایشان میفرمایند:

«یک نکته‌ی دیگر گفتند که کسانی به عنوان نماینده‌ی رهبری از زبان رهبری حرف میزنند. خب، من خودم هنوز که الحمّدلله زبانم از کار نیفتاده؛ حرف خود من که مقدّم به حرف آنها است. آنچه من میگویم، حرف من آن است؛ کسانی هم که حرف میزنند -نمایندگان رهبری و منصوبین رهبری و مانند اینها که تعداد زیادی‌اند- از قول رهبری نمیگویند؛ این را توّجه داشته باشید. در همین مسئله‌ای که بالخصوص اسم آوردند، آن کسی را که اسم آوردند، آن کس حرف خودش را زده بود؛ از زبان رهبری چیزی نگفته بود. بنده هم حرف خودم را زدم؛ هم قبل از آن، هم بعد از آن؛ خب، شما حرف من را از خود من بشنوید. بله، ممکن است یک نفری جزو منصوبین رهبری هم باشد، درباره‌ی فلان مسئله یک عقیده‌ای خلاف رهبری هم داشته باشد، هیچ اشکال ندارد؛ این‌جور چیزی هم هست. خیلی از همین آقایان محترمی که منصوبین رهبری‌اند، در فلان مسئله‌ی خاصّ سیاسی یا اجتماعی یا اعتقادی ممکن است عقیده‌شان غیر از عقیده‌ی رهبری باشد؛ ما این را اشکال ندانستیم؛ عمده برای ما جهت‌گیری‌های کلّی است، جهت‌گیری‌های انقلابی است. والّا در هر مسئله که ما نمی‌نشینیم هماهنگ کنیم که ببینیم در فلان مسئله نظر ما یکی هست یا نیست؛ خب، او نظر خودش را گفته. این هم نمیشود که من هرجا هرکسی از نمایندگان ما یک چیزی گفت، ما فوراً بگوییم آقا! شما، این را غلط گفتید، این را درست گفتید، روابط عمومی اعلان کند؛ این هم نمیشود.»

لیکن در ادامه این سخنان، که در کلیپ تقطیع شده از سخنان رهبری نیامد، مقام معظم رهبری فرمودند:

«بله، اگر از قول حقیر، کسی چیزی بگوید و به گوش من برسد و خلاف باشد، ما به خود او بلافاصله تذکّر میدهیم؛ مکرّر اتّفاق افتاده؛ تذکّر دادیم، گفتیم که شما خودتان این را اصلاحش کنید، آن طرف هم اصلاح کرده. مصلحت نمیدانم که اگر یک کسی یک چیزی گفت، ما هم اینجا برداریم یک اعلامیّه بدهیم که فلان کس غلط کرد این حرف را زد؛(3) اینکه نمیشود. هرجا برخلاف نظر ما -البتّه از قول من؛ اگر از قول خودش گفته باشد، نه- از قول من چیزی گفته باشد، اطّلاع میدهیم و میگوییم آقا! این را شما از قول ما، شنیدیم گفتید و باید خودتان اصلاح کنید. این هم این مطلب.»

همانطوری که مشاهده میکنید مقام معظم رهبری درباره حرفهایی که نزدیکان و منصوبین ایشان به عنوان نظر شخصی خود بیان میکنند، غالباً ورود ندارند، اما اگر کسی نقل قولی از ایشان داشته باشد که خلاف واقع باشد، #بلافاصله پس از اطلاع از آن نقل قول اشتباه، تذکر خواهند داد تا در وهله اول خود آن فردی که این حرفها را میزند نظرش را اصلاح کند و در غیر این صورت مسلماً ایشان یا دفترشان آن نقل قول اشتباه را تکذیب خواهند کرد، همانطوری که قبلا نیز بارها این مسئله مثلاً درخصوص «نظر رهبری درباره تصویب برجام در مجلس» رخ داده است.

با عنایت به سخنان تقطیع شده مقام معظم رهبری و با توجه به این که چند روزی از انتشار گسترده این نقل قول ها از رهبری، توسط افراد مؤثر، انقلابی و معتمد میگذرد، و با فرض این که در این مدت حتما رهبری از بیان این نقل قول مطلع شده اند، عدم صدور هرگونه تکذیبیه یا اصلاحیه از سوی مطرح کنندگان این نقل قول و دفتر مقام معظم رهبری، به اطمینان بیشتر ما به این نقل قول درباره نارضایتی رهبری از ورود احمدی نژاد به عرصه انتخابات می افزاید.


nazokbin

95/6/24
8:52 ص

حذف احمدی نژاداگر چه مدتهاست که برخی از فعالان سیاسی از احتمال حذف احمدی نژاد و روحانی به صورت منفک یا توأم صحبت میکنند، اما چند روزی است که کانال عبدالرضا داوری از فعالان متعصب احمدی نژادی که در دولتهای نهم و دهم دارای مناصب رسانه ای دولتی و از اعضای حلقه نزدیک احمدی نژاد هم بوده است، به صورت ویژه به این مسائل با عناوین «مهار دوگانه» و «صحنه آرایی سیستماتیک» میپردازد.

یکی از اقدامات داوری برای کاهش احتمال ردصلاحیت احمدی نژاد، این است که به حامیان روحانی بگویند روحانی هم ردصلاحیت میشود و به این شکل این دوقطبی که در ظاهر خود را مخالف هم نشان میدادند به نوعی به یک تواقف مسالمت آمیز برای کمک به بقای یکدیگر برسند، او تا آنجا پیش میرود که حتی در نقد جمله سخنگوی شورای نگهبان که گفته بود تأیید صلاحیت هر نامزد برای یک دوره است، یک مطلب کامل مینویسد و رد صلاحیت روحانی را غیرقانونی اعلام میکند!

از دیگر اقدامات داوری برای این که ردصلاحیت احتمالی احمدی نژاد را زیر سوال ببرد، استناد به برخی از سخنان امام خمینی(ره) در خصوص احترام ایشان به رأی و نظر مردم است در حالی که حضرت امام هرگز شورای نگهبان را مانع حق مردم ندانستند و اتفاقا کسانی که این القا را در جامعه ایجاد میکردند با شدیدترین عتابها مینواختند که به چند جمله از بیانات حضرت امام در توصیه به شورای نگهبان و یا عنایت به جایگاه آن اشاره میکنم:

«حواستان (خطاب به اعضای شورای نگهبان) را جمع کنید که نکند یک مرتبه متوجه شوید که انجمن حجتیه ای ها همه چیزتان را نابود کردند»

«به شورای نگهبان تذکر می‌دهم که در کار خود استوار باشید و با قاطعیت و دقت عمل فرمایید و به خدای متعال اتکال کنید.»

«من البته به‌هیچ‌وجه توصیه نمى‌کنم که کسى در مقابل افرادى که مى‌خواهند با قانون گردن‌کلفتى کنند کوتاه بیاید»

«نمی‌شود از شما پذیرفت که ما قانون را قبول نداریم. غلط می‌کنی قانون را قبول نداری! قانون تو را قبول ندارد، نباید از مردم پذیرفت، از کسی پذیرفت ما شورای نگهبان را قبول نداریم»

«هرکس بگوید رای شورای نگهبان کذا است «مفسد» است»

از دیگر رویکردهای عبدالرضا داوری درخصوص احتمال حذف احمدی نژاد این است که او حذف احمدی نژاد و روحانی را به این دلیل معرفی میکند که این دونفر «قابل مدیریت» نیستند و هدف از حذف ایشان را استفاده از گزینه هایی میداند که «قابل مدیریت» باشند که در پاسخ باید گفت غیرقابل مدیریت بودن را نمیتوان به عنوان یک ارزش دانست بلکه هرمسئولی باید درچارچوب قانون و ولایت فقیه قابل مهار باشد، یعنی اگر قانون چیزی گفت و یا رهبری امری کردند، مطیع محض باشد و اگر مسئولی دربرابر قانون و ولایت مطیع محض و قابل مدیریت نباشد به دیکتاتوری خواهد رسید.

پی نوشت: این مطلب اصلاً در پی این نبود که درباره تأیید یا رد صلاحیت احمدی نژاد و روحانی یا هر دو قضاوت یا پیش بینی کند، بلکه درحاشیه مطالب عبدالرضا داوری در خصوص حذف احمدی نژاد تنظیم شده بود.


nazokbin

95/5/31
8:0 ص

تطهیر سران فتنه

علی مطهری از ابتدای فتنه 88 با مواضع دوپهلوی خود مدام برای تطهیر سران فتنه تلاش کرده است و برای این هدف کوشیده تا ضمن کوچک کردن خیانت سران فتنه و کم اهمیت جلوه دادن آن، فتنه 88 را در حد یک دعوای معمولی و جناحی تقلیل داده و یا احمدی نژاد را نیز در فتنه مقصر قلمداد معرفی نماید و اخیراً نیز در همین راستا گفته است:

«برای موسوی پیغام دادم و جوابش حمایت از وحدت ملی بود و بهتر بود آقای باهنر پیشنهاد میداد اتهام‌ همه طرف‌های حوادث 88 مورد رسیدگی قرار گیرد و به محصوران هم اجازه دفاع دهند»

باتوجه به این که اظهارات فوق برای تطهیر سران فتنه و تلاش برای رفع حصر و فراری دادن این خائنان از محاکمه و مجازات سنگین خیانت هایشان بیان شده است، لازم دیدم چند جمله ای را خطاب به ایشان بنویسم:

آقای مطهری! پیام وحدت ملی موسوی را در چند ماهی که ایشان پشت نیسان یا پشت بیانیه هایش در حال فرمان و دعوت به شورش خیابانی بود به خوبی در خاطر داریم! هرگز یادمان نمی رود که چطور بین ادعای او یعنی برد با فاصله بالا و واقعیتی که رخ داد یعنی باخت با فاصله بالا، دروغ بزرگی به ابعاد تقلب حدود 20 میلیونی آن هم بدون ارائه مستندات و طی مراحل قانونی مطرح گردید و مردم و حتی اعضای خانواده ها را در برابر هم قرار داد و باعث خسارات عظیم به وحدت ملی گردید پس ادعای حمایت از وحدت ملی برای کسانی مثل سران فتنه آن هم بدون اظهار ندامت واقعاً مضحک است.

آقای مطهری!شما که مدعی هستید دو طرف در فتنه 88 باید محاکمه شوند و اتهامات شان رسیدگی شود چرا یک بار هم که شده اتهامات طرف احمدی نژاد را مستنداً مطرح نمی کنید؟! چگونه است که خیانت های ثابت شده و بی قانونی های محرز فتنه گران را در انتخابات 88 تنها اتهام میدانید ولی حتی قادر به بیان اتهامات احمدی نژاد در آن انتخابات نیستید؟! ادعای شما مبنی بر این که مناظره احمدی نژاد یا جشن برد انتخاباتی ایشان باعث شد تا سران فتنه ادعای تقلب گسترده کنند نیز واقعا مانند ادعای تقلب حدود 20 میلیونی واقعاً مضک است.

آقای مطهری! آیا فتنه ای که از ماه ها قبل با تشکیل ستاد کذایی صیانت از آراء، تشکیک در سلامت انتخابات، ادعای بدون سند تقلب حدود 20 میلیونی در انتخابات، اعلام قطعی تقلب در انتخابات از صبح انتخابات، دعوت مردم به حضور در خیابان ها، درخواست ابطال انتخابات بدون طی مراحل قانونی و ارائه مستندات، نامه نوشتن به دشمنان انقلاب و تقاضای تشدید تحریم ها و گرا دادن به ایشان را میخواهید همسنگ چند جمله نابجا و البته بحقِ احمدی نژاد در مناظره و یا جشن برد انتخاباتی معرفی کنید؟! آیا خودتان به این ادعایتان برای تطهیر سران فتنه نمی خندید؟!

آقای مطهری! قبلاً هم به شما گفتیم که اگر احمدی نژاد را مانند سران فتنه و تنها به این حساب که با حرفهایش آنها را تحریک کرده است مقصر فتنه 88 میدانید، پس شما هم در تحریک آنهایی که در شیراز با پرتاب گوجه از شما پذیرایی کردند، مقصرید و باید مانند ایشان محاکمه شوید! و یا همانطوری که حمله کنندگان به سفارت عربستان محاکمه شدند، دولت هم با توجه به تحریک مردم به علت اهمالش درخصوص پیگیری تجاوز به دو نوجوان ایرانی، فاجعه منا، شهادت شیخ نمر و… باید محاکمه شود! حال اگر این حرفها به نظر شما مضحک است بدانید که ریشه در همان سفسطه شما در تطهیر سران فتنه دارد!


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
دولت ، سیاسی ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، صدا و سیما ، هاشمی رفسنجانی ، تورم ، رسانه ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، اعتقادی ، مشایی ، تحریم ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، عدالت ، قوه قضاییه ، انقلابی ، تولید ، برجام ، اقتصادی ، آمریکا ، علی لاریجانی ، مجلس ، گیلان ، بصیرت ، رابطه با آمریکا ، رشت ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، خانواده ، غرب ، فرهنگی اجتماعی ، استاد مصباح ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انقلاب ، هاشمی ، بانک ، مذهبی ، جبهه پایداری ، مهدی هاشمی ، سران فتنه ، سعید جلیلی ، علی مطهری ، کارمند ، مسکن مهر ، اجرای برجام ، اصلاح طلبان ، تحلیل های اقتصادی ، شورای نگهبان ، امام خمینی (ره) ، جواد ظریف ، سوریه ، ماهواره ، انتقاد پذیری ، طنز ، استقلال ، سیاست ، فساد بزرگ اقتصادی ، مدیریت و ایمنی ، ارز ، اسرائیل ، استکبار ستیزی ، انتخابات مجلس ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، ظریف ، هنر ، انتخابات آزاد ، بدعهدی آمریکا ، سران قوا ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، ولایت فقیه ، مذاکره کنندگان هسته ای ، نرخ رشد جمعیت ، انتقاد ، بانک ، تحریف انقلاب ، تهاجم فرهنگی ، توافق نهایی هسته ای ، سبک زندگی ، نرمش قهرمانانه ، نقض برجام ، اصولگرایی ، سینما ، مدیریت ، مردم ، کارگر ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا داروخانه دکتر سلیمی تراوشات یک ذهن زیبا سرچشمه ادب و عرفان عاشق آسمونی پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) یا صاحب الزمان (عج) آسمون آبی چهاربرج پژواک بادصبا رقصی میان میدان مین رضویّون ساعت یک و نیم آن روز یادداشتهای فانوس من وآینده من همه چیز آماده دانلود نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات حدیث منتظران قائم (عج) علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی هــم انــدیشـی دینــی مهاجر ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است کانون فرهنگی شهدا نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه