لطفاً این وبلاگ را محبوب کنید:

قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا
صفحه اصلی سایت نازک بین ایمنی شغلی پست الکترونیک درباره
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

96/2/6
10:0 ص


نامزدی بقایی تغییر مواضع انتخاباتی احمدی نژاد صلاحیت احمدی نژاددیروز نامزدهای انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری از سوی شورای نگهبان معرفی شدند و این اتفاق مثل همیشه، برای افراد و جریاناتی که صلاحیت نامزدشان احراز نشد، تلخ و بعضاً محل گلایه گذاری شد که این گلایه گذاریها برای عدم احراز صلاحیت احمدی نژاد بیش از سایر ثبت نام کنندگان بود. در خلال این گلایه گذاریها بعضاً شبهاتی نیز از سوی کانالهای حامی احمدی نژاد و یا برخی کانالهای ضد انقلاب مطرح شد که در این مطلب میکوشم مختصرا به برخی از این شبهات، مختصراً پاسخ بگویم:

برای عدم احراز صلاحیت احمدی نژاد ، قطعاً دلایل حقوقی و منطقی مشخصی وجود دارد که درباره آنها در شورای نگهبان قطعا بحث و رأی گیری شده است که شاید برخی از آن دلایل برای افراد آگاه به مسائل حقوقی مشهود باشد و برخی نیز مبتنی بر اطلاعات دقیقی باشد که در اختیار شورای نگهبان قرار گرفته است، ولی سایر افراد از آنها و یا ابعادشان مطلع نباشند.

این که شخصی در یک دوره صلاحیتش برای ریاست جمهوری احراز بشود ولی در دور دیگر احراز نشود، یک مسئله عجیب و جدید نیست و برای افراد دیگر هم این مسئله رخ داده است و میتواند ناشی از اطلاعات جدیدی باشد که در خصوص وقایع گذشته یا درباره تغییرات و عملکرد اخیر افراد، در اختیار شورای نگهبان قرار گرفته است.

این که صلاحیت احمدی نژاد برای ریاست جمهوری احراز نشود، اصلا دلیلی برای این نیست که مثلا برای عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام، صلاحیت نداشته باشد، کما این که قبلاً این مسئله برای افراد دیگری که در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرده اند و در رأس آنها مرحوم هاشمی هم وجود داشته است که همزمان هم عوض مجمع بوده اند و هم صلاحیتشان برای ریاست جمهوری احراز نشده است.

نکته دیگری که دیده میشود این است که برخی رسانه های حامی فتنه گران، عدم احراز صلاحیت احمدی نژاد را نشانه بصیرت ایشان قلمداد کردند در صورتی که اساساً اعتراض سران فتنه بابت یک ادعای غیرمستند به اسم تقلب گسترده بود و نکته دیگر این که، بصیر و دلسوز خواندن کسانی که با اسم رمز تقلب در انتخابات، خود بیشترین ضربه را در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی به کشور و مردم وارد کردند، حقیقتا امری بس مضحک است.

آری! شاید اگر سران فتنه به جای ادعای تقلب و دعوت به اغتشاش، صرفا انتخاب احمدی نژاد را اشتباه میدانستند، میشد به ادعای بصیرتشان نخندید که البته همان هم مردود بود چرا که مطالعه رفتارهای احمدی نژاد نشان میدهد او بین سالهای 84 تا 96 دچار تحولات بنیادینی شده است و به همان دلیل که نمیتوان حضرت پیامبر(ص) را بابت سیف الاسلام خواندن زبیر و حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری را بابت تمجید از مرحوم هاشمی بی بصیرت خواند، حمایت از احمدی نژاد در آن زمان که ولایی، قانونمند و کم حاشیه بود، درست؛ و هجمه به او در آن زمان نماد بصیرت نبود، بلکه مصداق هول دادن به پرتگاه بود.

نکته ای که دیشب متأسفانه مشاهده شد این بود که برخی کانالهای بسیار متعصب احمدی نژادی، متأثر از فضایی که در این چند روزه از سوی شخص احمدی نژاد و برخی افراد حلقه نزدیک وی ایجاد شده بود، تا حد دعوت به تجمع غیرقانونی هم پیش رفتند که البته با هوشیاری اغلب حامیان احمدی نژاد که عموما از طیف انقلابی و ولایی هستند، عملاً به شکست انجامید.

امروز موسم قانونی انتخابات شروع شده است و باید کوشید ضمن دعوت مردم به حضور در انتخابات و تلاش برای کشف و معرفی اصلح، با برگزاری انتخاباتی پرشور، ضمن ناامید کردن دشمنان، فضای کشور را به سمت عزت، پیشرفت، عدالت و برون رفت از وضعیت موجود حرکت داد.


nazokbin

96/2/6
9:57 ص

شورای نگهبان تایید و رد صلاحیت نامزدهای انتخاباتشاید به شخصه بسیار دوست داشته باشم که حسن روحانی در انتخابات 96 رد صلاحیت نشود و بابت این همه ناکارآمدی در اداره امور کشور، بداخلاقی با مردم و بی ادبی در برابر منویات مقام معظم رهبری، با نه محکم مردم مواجه شود و این که حسن روحانی با تکرار یا انکار وعده های محقق نشده اش در سال 92 دوباره در صندلی انتخاب بنشیند و خود را در برابر آرای مردم حاضر ببیند و در برابر خبرنگاران، رقبا و مردم به مرور وعده های انتخاباتی خود بپردازد، حقیقتا برای بنده یک آرزوی 4 ساله باشد.

و شاید به شخصه دوست داشته باشم محمود احمدی نژاد و حمید بقایی که بسیار اصرار دارند با رفتار و گفتارشان، خود را متفاوت با گذشته و شبه اپوزیسیون نشان دهند، در صحنه انتخابات و کرسی مناظرات حاضر باشند و شاید بسیار تمایل داشته باشم که ایشان بابت سقوط مدیریتی و اخلاقیشان که به درگیری با سایر قوا، تعلل و تمرد در برابر اوامر و توصیه های مقام معظم رهبری، سوءمدیریت در برابر تحریمها همچنین تحمیل تورم 35 درصدی و پاس گل به روحانی منجر شد، توضیح دهند و ببینند که برخلاف آن چه می پندارند، مردم دچار آلزایمر نیستند که اینها را فراموش کنند.

اگر همانطور که عرض کردم حسن روحانی و نامزدهای پوششی وی در کنار محمود احمدی نژاد و معاونش بقایی در انتخابات تأیید صلاحیت شوند، براساس شناختی که از نظر مردم به صورت میدانی و براساس نظرسنجیها وجود دارد، نتیجه ای جز جواب قاطع منفی مردم برای مردم، سخت میتوان متصور بود و شاید چنین جوابی بهترین روش برای به کنار راندن دو جریانی باشد که بدون توجه به منافع ملی، وحدت ملی و امنیت ملی، برای بزرگ کردن خودشان، طرف مقابل را خطرناک، فاسد و ناکارآمد نشان میدهند تا با دوقطبی سازی، خود را بزرگ و سایر جریانات را به حاشیه ببرند.

اما از رهبران عظیم الشأن انقلاب آموخته ام که باید به قانون اساسی و نهادهای آن احترام گذاشت و از این رو در عین حال که شخصاً روحانی را بابت ناکارآمدی، کذب گویی، بدعهدی، بی مسئولیتی، رابطه محوری، عدم حساسیت به مسئله نفوذ، بی اخلاقی و بی ادبی به ولایت و احمدی نژاد را بابت عملکرد ضعیف، پرحاشیه، قانون شکنانه و غیرولایتمدارانه اش در اواخر دولت دهم و پس از آن فاقد صلاحیت برای در معرض انتخاب مردم قرار گرفتن میدانم، لیکن نظر شورای نگهبان را اولی، صائب، قابل دفاع و غیرقابل اعتراض میدانم.

کسانی که درک صحیحی از قانون، نظرات رهبران انقلاب و مصلحت کشور داشته باشند، برخلاف برخی سیاستمداران و جریانات متبوعشان، نه برای تأیید و نه برای رد صلاحیت نامزدها ، فشاری بر فرایند تصمیم گیری شورای نگهبان را دنبال نمیکنند، چرا که میدانند ایشان هم اطلاعات مستندتری از منابع موثقتر و متنوعتری کسب میکنند، هم بهتر این اطلاعات را تحلیل و تجمیع مینمایند و هم این فرایند را با امانتداری کامل انجام میدهند و چنین کسانی دیگران را به صبر و تسلیم دربرابر نظر شورای نگهبان دعوت میکنند.

امیدوارم همانطوری که جریان انقلابی در انتخابات 1392، نه برای شائبه هایی که در رد صلاحیت دکتر لنکرانی مطرح شد و نه برای پیروزی ناپلئونی حسن روحانی، کوچکترین اعتراضی به زبان نیاورد و برخلاف جریانی که در سال 88 در برابر فرایند قانونی انتخابات ایستاد، امسال همه جریانات سیاسی داخلی اعم از کسانی که نامزد مورد علاقه شان رد صلاحیت شده یا آنهایی که صلاحیت رقیب شان تأیید شده است یا آنهایی که با نه و آری مردم مواجه شده اند، بتوانند نمایشی از ظرفیت داشتن و قانونمداری را ارائه کنند.


nazokbin

96/2/6
9:47 ص

سفر احمدی نژاد به آمل توصیه مقام معظم رهبری به احمدی نژادبا گذشت چند ماه از توصیه مقام معظم رهبری به احمدی نژاد برای ورود نکردن به انتخابات، برخی حامیان و رسانه های حلقه انحرافی میگویند منظور حضرت آقا از این که کشور دچار دوقطبی نشود این بود که فلان شخص و بهمان شخص هرکدام یک قطب هستند و کشور دوقطبی میشود، پس اگر مثلا سه نفر نامزد بشوند، کشور سه قطبی میشود و دیگر دوقطبی نمیشود! در صورتی که این تحلیلها از ریشه غلط است چرا که یک شخص به تنهایی یا در کنار 2 نفر دیگر هم میتواند در جامعه دوقطبی درست کند، آنجایی که با یک مرز بندی اشتباه بین مردم، جامعه را دچار شکاف کند.

مقام معظم رهبری بارها گفته اند که تنها دوقطبی صحیح در کشور، دوقطبی انقلابی و استکباری یا همان دوقطبی انقلابی و ضدانقلابی است که ذیل این تعریف، ایجاد دوقطبی های دیگری مثل دوقطبی فقیر و غنی یا دوقطبی صلح و جنگ یا دوقطبی آزادی و اختناق یا دوقطبی اصولگرا و اصلاح طلب در کشور، غلط و آسیب زا است و آقای احمدی نژاد از کسانی است که یک تنه میتوانند جامعه را دچار دوقطبیهای مضر و کاذب کند.

در توصیه مقام معظم رهبری به احمدی نژاد آمده است: «ما هم اوضاع کشور را خب، غالباً بیشتر از اغلب افراد آشنا هستیم. آدم‌ها هم، بخصوص آدم‌هایی که صدها جلسه با ما نشستند و برخاستند، بیشتر و بهتر از دیگران می‌شناسیم. با ملاحظه‌ی حال مخاطب و اوضاع کشور به یک آقایی انسان توصیه می‌کند که آقا شما اگر در این مقوله وارد شدید، این دو قطبی در کشور ایجاد می‌شود.»، در واقع مقام معظم رهبری میفرمایند شما و جامعه را میشناسم که اگر بیایید باعث دوقطبی میشود؛ البته این به معنی تأیید دوقطبیهای کاذبی مثل برجامیان و نابرجامیان یا دوقطبی جنگ و صلح که روحانی برای ایجادشان تلاش کرد و البته ناکام ماند نیست.

آقای احمدی نژاد در ایجاد دوقطبی های غلط سابقه دار است که نمونه اش را در ایجاد دوقطبی فقیر و غنی یا دوقطبی هاشمی احمدی نژاد قبلاً به خوبی شاهد بودیم. ایشان با دوقطبیهایی که ایجاد کردند بخش زیادی از جامعه را در برابر بخش نسبتا زیاد دیگری از مردم قرار دادند به نحوی که دوقطبی انقلابی و غیرانقلابی تحت این دوقطبی کاذب، به حاشیه رفت. در دوقطبی فقیر و غنی که احمدی نژاد ایجاد کرد، قشر فقیر اعم از انقلابی و غیرانقلابی در کنار هم و متمولین انقلابی و غیرانقلابی هم در کنار یکدیگر قرار گرفتند و به جای این که یک دوقطبی 5 درصدی در برابر 95 درصدی بین انقلابیها و دشمنان انقلاب وجود داشته باشد که قاعدتا نمود و بروز هم در جامعه پیدا نمیکند، یک دوقطبی وسیع و خطرناک ایجاد شد.

البته دوقطبی سازیهای احمدی نژاد را نباید با مسئله فتنه خلط کرد چرا که دوقطبی که در اثر فتنه ایجاد شد ناشی از رویارویی مدعیان تقلب و دربرابر منکران آن بود تا حدی که بعضا افرادی را که در انتخابات شرکت نکرده بودند را هم در برگرفت و مسلما آنچه که درباره دوقطبی سازی غنی و فقیر یا هاشمی احمدی نژادی بیان شد، استثنائاتی هم داشت که در این تحلیل از آنها چشم پوشی داشت. البته میدانیم که انقلاب اسلامی بیش از هر قشری باید در خدمت محرومان باشد، اما این هرگز به معنی قرار دادن فقیر دربرابر غنی یا کارگر دربرابر کارفرما نباید تلقی گردد.

البته احمدی نژاد برای دوقطبی کردن جامعه به نفع خودش فقط از دوقطبی فقیر و غنی استفاده نمیکند بلکه بعضا یک قطب شخصیتی هم در برابر خود قرار میدهد که البته ممکن است آن قطب مقابل هم از این دوقطبی استقبال کند و یا حتی به آن دامن بزند که نمونه اش را در دوقطبی احمدی نژاد و هاشمی شاهد بودیم، دوقطبی که حتی اینجا هم دوقطبی انقلابی و غیرانقلابی را متأثر کرد چرا که بودند بین حامیان مرحوم هاشمی که دوستدار انقلاب بودند.

احمدی نژاد و جریان متبوعش امروز با گفتمان به اصطلاح «ملی انقلابی» که در ادامه شعار «مکتب ایرانی» قابل تحلیل است و با برخی رفتارها مثل بازدید از مقبره کورش در دهه فجر، میکوشد روی دوقطبی کاذب دیگری با مضمون ملی گرایی هم سرمایه گذاری نماید. یکی دیگر از دوقطبی های کاذبی که احمدی نژاد امروز دنبال میکند این است که او با فاسد دانستن کلیت دو جریان اصولگرا، اصلاح طلب و بعضا کلیت حاکمیت، میکوشد خود و جریان متبوعش را تنها قطب انقلابی و مظلوم کشور معرفی میکند! حال این که در تمام طیفهای سیاسی کشور، شخصیتهای سالم و انقلابی وجود دارد و اساساً نباید کلیت این جریانات به عنوان قطب و دشمن دربرابر یکدیگر معرفی شوند.

ماه ها قبل از توصیه مقام معظم رهبری به احمدی نژاد ، ایشان نسبت به دوقطبی سازی در جامعه مکررا نهی میکردند که اگر آقای احمدی نژاد به همانها توجه میکرد و به سفرها، رفتارها و گفتارهای دوقطبی ساز با شائبه انتخاباتی ادامه نمیداد، شاید اصلا نیازی نبود که با توصیه به عدم ورود به صحنه انتخابات در آن مقطع مواجه شود. تلختر این که امروز شاهدیم جریان احمدی نژاد برای بازگرداندن او به صحنه انتخابات حتی حاضرند مردم را در برابر رهبری قرار دهند و توصیه مقام معظم رهبری به احمدی نژاد را برخلاف نظر مردم نمایش دهند که این حاکی از وخیم تر شدن انحرافات این جریان است، در صورتی که امروز هر کسی که به امنیت و آرامش ایران علاقه دارد و احترامی برای منویات رهبری قائل است باید نسبت به دوقطبی سازیهای کاذب جریانات مختلف حساس باشد.


nazokbin

96/2/6
9:45 ص

نامزدی بقایی تغییر مواضع انتخاباتی احمدی نژاد

امروز احمدی نژاد، مشایی و بقایی ثبت نام کردند در حالی که مشایی مثل 92 از حذف خود مطمئن است، احمدی نژاد هم با توجه به نظر سخنگوی شورای نگهبان، تلویحاً پیام حذف را دریافت کرده است و بقایی هم با پرونده ای که دارد در معرض رد صلاحیت قرار دارد که این موارد نشان میدهد این جریان آمده است تا با حذف شدنش نظام را مستبد نشان دهد حال این که کارکرد نظام جمهوری اسلامی و در رأس آن ولایت فقیه مبارزه با استبداد است و همانطوری که حضرت امام خمینی(ره) فرموده بود:

«در صورتی که ولایت فقیه هست [است] که جلوی دیکتاتوری را می گیرد اگر ولایت فقیه نباشد، دیکتاتوری می شود… آن است که می خواهد این دیکتاتوریها را بشکند و همه را به زیر بیرق اسلام و حکومت قانون بیاورد»

حضرت امام خمینی(ره) در جای دیگر می فرمایند:

«ولایت فقیه آنطور که اسلام مقرر فرموده است و ائمه ما نصب فرموده اند به کسی صدمه وارد نمی کند؛ دیکتاتوری به وجود نمی آورد. کاری که برخلاف مصالح مملکت است انجام نمی دهد، کارهایی که بخواهد دولت یا… برخلاف مسیر ملت و برخلاف مصالح کشور انجام دهد، فقیه کنترل می کند، جلوگیری می کند.»

روند تغییرات احمدی نژاد و حلقه اش به خصوص در اواخر دولت دهم و پس از آن نشان داد که ایشان برای تفکیک قوا، جایگاه سایر قوا و نهادهای قانونی و حتی بعضا توصیه ها و اوامر ولی فقیه چندان احترامی قائل نیستند و این خود، حرکت در مسیر استبداد را هشدار میداد، مسیری که میتواند با ایجاد حاکمیت دوگانه، بدترین دوقطبی ممکن را ایجاد نماید.

همانطوری که بیان شد، نظام اسلامی و در رأس آن ولایت فقیه، برای حفظ مصلحت جامعه و به خصوص مبارزه با افتادن به دام استبداد تکلیف دارند و این تکلیف را چه با توصیه و چه با ابزارهای قانونی باید تأمین نمایند و از این رو تلاش جریانی که روز به روز روحیه استبدادی خود را از حد ایستادن در برابر سایر قوا، نهادهای قانونی و قانون به حد تعلل و تمرد در برابر ولایت فقیه رسانده است، محکوم به شکست به نظر میرسد.

نکته دیگر این است که اگرچه احمدی‌نژاد با یک حکم حکومتی درباره ورود به انتخابات مواجه نشده است که عدول از آن به منزله جرم تلقی گردد اما قطعا میتواند بر صلاحیت او در امر خطیری مثل ریاست جمهوری موثر باشد، خاصه این که تعللها و بعضا تمردهای احمدی‌نژاد در عزل مشایی، ابقای مصلحی، علنی کردن دعواها و دوقطبی سازهای زودهنگام انتخاباتی هم مسبوق به سابقه است.


nazokbin

96/2/6
9:27 ص

فتنه 88 ادعای بصیرت فتنه گران مضحک استاخیراً عده ای که دچار عدول از آرای مردم، فراخواندن ایشان به لشگرکشی های خیابان، نافرمانی از دستور ولی فقیه، تمرد از قانون اساسی، گرا دادن به دشمنان برای فشار خارجی و تحمیل تحریمهای هوشمند بر کشور شدند، ادعا میکنند که ما با توجه به بصیرت و شناختمان از احمدی نژاد در برابر او ایستادیم در حالی که ایشان خودشان بدترین ضربه را در تاریخ انقلاب اسلامی به نظام وارد کردند و زشتترین بدعت را در کشور بنا نهادند و بیشترین خسارات مادی و معنوی را به مردم وارد کردند و ادعای بصیرت فتنه گران به غایت مسخره و به نهایت مضحک است.

ادعای بصیرت از سوی قماشی که روی ضدانقلاب را سفید کرد با کوردلی و از بغض احمدی نژاد کوشید تا تیشه به ریشه نظام، تبر به تنه انقلاب و آفت به منافع ملی بزند بس خنده آور است و اگر چه برای چنین ادعایی، نیاز به پاسخ نیست ولی با فرض این که شاید کسی تحت تأثیر این ادعاها قرار گیرد توضیح میدهیم که ما احمدی نژاد را دچار تغییر و تحول میدانیم همانطور که هاشمی، خاتمی، موسوی و برخی دیگر از شخصیتهای انقلاب را دچار تحولات و تغییرات بنیادین یافتیم و البته این اصلا ما را از حضور بسیار انقلابیونی که تا آخرین ثانیه های عمرشان بر مسیر انقلاب، استقامت کردند و از آرمانهایش کوتاه نیامدند، غافل نمی کند.

یکی از علامات تغییر افرادی مثل احمدی نژاد، هاشمی، موسوی و … این است که جای دوستان و دشمنانشان عوض شده است و دیگر دوستداران انقلاب برای ایشان سینه سپر نمی کنند، بلکه دشمنان انقلاب از رفتارهایی چون حضورشان در انتخابات خوشحال میشوند. وقتی همان هاشمی که توسط اصلاح طلبان مورد توهین و تهمت قرار میگرفت به عنوان یکی از رهبرانشان تلقی میشود، وقتی که مسعود رجوی، سرکرده منافقین در سال 92 از هاشمی دعوت به نامزدی در انتخابات میکند، وقتی که خاتمی، کروبی و موسوی به محبوب ضدانقلاب و امید اسرائیل تبدیل میشوند، وقتی که حضور احمدی نژاد در انتخابات به جای این که باعث خوشحالی نیروهای انقلاب شود، با پایکوبی ضدانقلاب مواجه میشود، اینها یعنی این افراد متحول شده اند.

غیر از این که با تغییر و جابجایی دوستان و دشمنان هر شخصی میتوان متوجه تغییرات بنیادین وی شد، از میزان تغییرات گفتارها، مواضع و رفتارها در موضوعات یکسان هم میتوان متوجه شدت و زاویه تغییرات افراد گردید و نگاهی به مواضع و رفتارهای شخصیتهایی مانند احمدی نژاد، هاشمی، موسوی، روحانی، لاریجانی، کروبی و… نشان میدهد که ایشان چقدر نسبت به برخی موضوعات مهم مثل ولایتمداری، استکبار ستیزی، قانونمندی، فساد ستیزی، رانت خواری، بی عفتی، بی حجابی و…  تغییر موضع یا تغییر رفتار داشته اند.

همانطور که اگر کسی بگوید من از اول میدانستم هاشمی، موسوی، کروبی یا خاتمی با نظام و رهبری زاویه پیدا خواهند کرد یا به دنبال ضربه زدن به انقلاب خواهند رفت نمی پذیریم، امروز به آن کسانی که مدعی بصیرت فتنه گران هستند و میگویند ایشان از روز اول میدانستند احمدی نژاد دچار انحراف میشود هم میگوییم این ادعا نسبت به احمدی نژادِ انقلابی و ولایتمدار آن روزها از روی بغض بود و نه از روی بصیرت و دلسوزی برای انقلاب. ما معتقدیم حتی اگر کسی مثل زبیر توسط پیامبر(ص) سیف الاسلام لقب گرفته باشد، یا اگر توسط مقام عظمای ولایت ذخیره انقلاب یا بازگردانده قطار انقلاب به ریل خوانده شده باشد، بازهم از تغییر، فتنه، انحراف و ایستادن در برابر امام خود مصون نیست چرا که انسان ذاتا موجودیست مختار.

لذا ضمن احترام به سابقه همه بزرگان و زحمت کشان انقلاب، حالشان را ملاک میدانیم و بر همین اساس هم نسبت به ایشان موضع می گیریم و نه این که پیش پیش و مغرضانه نسبت به افراد موضع خصمانه بگیریم و حرف دلمان را در قالب پیش بینی بیان کنیم و بعد هم خودمان با انواع روشها ایشان را به سمت گمراهی و انحراف هل دهیم و بعد هم که آن ادعاها محقق شد با ادعاهای مضحکی مثل بصیرت فتنه گران بخواهیم رفتارهای زشت و مغرضانه خود را توجیه کنیم و از انحراف دیگران ابراز مسرت و خوشحالی کنیم.


nazokbin

96/1/6
8:58 ص

کنایه های احمدی نژاداحمدی نژاد در سخنرانی خود در مورخ 96/1/2 در مسجد امام حسن(ع) اهواز و در جمع اعضای شورای به اصطلاح تببین خط امام و آرمان های انقلاب اسلامی استان خوزستان حرفهایی میزند که با دست زدنها و شعارهای حضار همراه میشود و برخی کنایه های احمدی نژاد در این سخنرانی به شدت حاشیه ساز میشود، او میگوید:

«آنهایی که خیال می کنند ملت ایران نمی فهمند خودشان نفهم ترین آدمهای روی کره زمین هستند! 80 میلیون نمی فهمند، تو می فهمی؟ این چه استکباری و چه فرعنیتی است که در وجود بعضی ها پیدا شده است. 97 درصد ملت جمع می شوند و یک چیزی را می خواهند، می گوید چیز بدی است {و اقتصاد را خراب میکند}. می شود یک دلیل بیاوری که تو بهتر از همه ملت می فهمی؟ بالاخره همه شما جمع شدید، بسیج شدید، هجوم کردید یک طرفه تا به ملت بگویید این کار بد است و انجام ندهید، 97 درصد هم می گویند نه باید انجام بشود، باز هم می گوید نه خیر! تو کی هستی و از کجا تشریف آوردی؟ تو چه اختیاری داری که آن بالا نشسته ای؟ این اختیار را چه کسی به تو داده است؟ غیر از این است که ملت داده است؟ می گوید نه خیر آقا! ما بهتر می فهمیم و ملت نمی فهمد! بابا ملت انقلاب کرد که دیگر از این آدم ها نبیند. اگر قرار بود شما را ببیند آن یکی بود دیگر!»

این کنایه های احمدی نژاد که بعضا به توهین تبدیل میشود، در ابتدا به بهانه یارانه ها شروع میشود و مشخص است که حداقل یکی از مخاطبان این کنایه ها و توهین ها، روحانی و دولت متبوع وی است اما شعارها یا جملاتی مثل «شعار هرکی مرده احمدی برمیگرده» و یا «خامنه ایه رفتنیه» که در خلال و حاشیه این سخنرانی بیان میشود و یا این جملات احمدی نژاد که میگوید «ملت اگر قرار بود شما را ببیند آن یکی بود دیگر» و یا «بالاخره همه جمع شدید، بسیج شدید، هجوم کردید»، که با دست زدن اعضای شورای به اصطلاح تبیین گفتمان امام در مسجد همراه میشود، فراتر از انتقاد به روحانی به نظر میرسد، که حتی اگر خطاب به روحانی هم بود بازهم با توصیه رهبری به دوقطبی نکردن جامعه و ورود نکردن وی به انتخابات، در تعارض کامل قرار داشت.

به نظر میرسد این حرفهای احمدی نژاد در راستای تلاش وی برای بازگشت به صحنه انتخابات باشد چرا که امروز احتمال شکست روحانی در برابر نیروهای انقلابی و از دست دادن فرصت انتخابات 1400 برای احمدی نژاد، محتمل تر شده است و اگر چه سخنان به بهانه یارانه بیان میشود ولی این ظاهر قضیه به نظر میرسد چرا که جملات و فضای جلسه طوری است که انکار حمله به مقام معظم رهبری را سخت میکند. ممکن است کسی بپرسد هدف کنایه های احمدی نژاد به کدام سخن رهبری میتواند باشد و او از کدام سخن ایشان ممکن است اینقدر عصبانی شده باشد که بگوید ایشان بقیه را نعوذ بالله نفهم دانسته اند! برای پاسخ به این سوال کافی است به مهمترین جملات رهبری در این سالها که خطاب به احمدی نژاد و طیفش بیان شد توجه کنیم که در جلسه خارج فقه شان در علنی کردن توصیه به احمدی نژاد در تاریخ 95/7/5 بیان شد:

«خب بله، یک نفری، یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظه‌ی صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتیم هم شرکت نکنید، گفتیم صلاح نمی‌دانیم ما که شما شرکت کنید. این را گفتیم. خب یک چیز عادی است. انسان بایستی آن چیزی را که می‌بیند و می‌فهمد و فکر می‌کند که به نفع برادر مؤمن‌اش است باید به او بگوید دیگر. ما هم اوضاع کشور را خب، غالباً بیشتر از اغلب افراد آشنا هستیم. آدم‌ها هم، بخصوص آدم‌هایی که صدها جلسه با ما نشستند و برخاستند، بیشتر و بهتر از دیگران می‌شناسیم. با ملاحظه‌ی حال مخاطب و اوضاع کشور به یک آقایی انسان توصیه می‌کند که آقا شما اگر در این مقوله وارد شدید، این دو قطبی در کشور ایجاد می‌شود.»

نکته دیگر این که شاید برای برخی افراد این فرضیه خیلی ثقیل باشد لیکن اگر مختصات نقاطی که آقای احمدی نژاد در آن قرار داشته را به هم وصل کنیم خیلی هم عجیب نخواهد بود برای کسی که در سال 84 با بوسیدن دست رهبری حکم تنفیذش را گرفت و در سال 88 شانه رهبری را بوسید، سپس در برابر حکم عزل مشایی تعلل کرد تا خودش استعفا دهد، بعد هم تعلل در خصوص ابقای مصلحی و سپس یکشنبه سیاه و بعد تلاش برای تحمیل مشایی به عنوان رئیس جمهور و بعد هم تلاش برای دوقطبی سازی جامعه و امروز هم ورود به انتخابات و این کنایه های احمدی نژاد ، که همه این نقاط نشان از سرعت بالای سقوط احمدی نژاد را دارد، مواردی که بارها امثال حقیر در تحلیلهایمان بیان کردیم ولی مورد انتقاد دوستان خود قرار گرفتیم ولی بعدها آشکار شد که آن تحلیلها واقع بینانه بوده است و رفتارها و هزینه تراشیهای احمدی نژاد برای نظام متأسفانه همچنان ادامه دارد.


nazokbin

96/1/4
12:51 ص


نامزدی بقایی تغییر مواضع انتخاباتی احمدی نژادوقتی که تذکرات عمومی و مکرر مقام معظم رهبری درباره پرهیز از دوقطبی سازی جدی گرفته نشد، ایشان، در جلسه ای خصوصی شخص احمدی نژاد را از دوقطبی سازی منع کردند و به عدم ورود در انتخابات توصیه کردند که این توصیه بعدها به دلیل ادامه سفرهای استانی احمدی نژاد به همان سبک و سیاق و با شعارهای قیام مردم فلان جا و خیزش مردم بهمان جا، علنی شد ولی مورد تردید و تشکیک طیف احمدی نژادی قرار گرفت تا حدی که مقام معظم رهبری این بار این توصیه را در تاریخ 95/7/5 علنی و پشت بلندگو بیان فرمودند:

«خب بله، یک نفری، یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظه‌ی صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتیم هم شرکت نکنید، گفتیم صلاح نمی‌دانیم ما شما شرکت کنید./ با ملاحظه‌ی حال مخاطب و اوضاع کشور به یک آقایی انسان توصیه می‌کند که آقا شما اگر توی این مقوله وارد شدید این دو قطبی در کشور ایجاد می‌شود. دو قطبی در کشور مضرّ است به حال کشور. من صلاح نمی‌دانم شما وارد بشوید.»

آقای احمدی نژاد فردای علنی شدن توصیه رهبری، نامه ای مینویسند و مدعی میشود همانطوری که در همان جلسه خصوصی اعلام تبعیت کرده بود، همچنان تابع است:

«ضمن تشکر از بیانات مهم حضرت عالی در جلسه درس خارج فقه مورخ پنجم مهرماه جاری، به استحضار می رسانم که در عمل به منویات رهبر بزرگوار انقلاب، برنامه ای برای حضور در عرصه رقابت های انتخاباتی سال آینده ندارم.»

اما او به همین نامه بسنده نکرد و در یک کلیپ که در رسانه ها منتشر شد (95/8/13) صراحتاً حمایت از هر نامزدی را به منزله عدم تبعیت از توصیه رهبری دانست:

«من گفتم هیچ برنامه‌ای در رقابت‌ها ندارم؛ معنایش این است که در انتخابات شورا یا ریاست‌جمهوری چیزی به معنای حمایت از شخص یا لیست وجود ندارد. اگر نزدیک‌ترین فرد به من هم آمد و گفت؛ محترم و آزاد است. گرچه من به او می‌گویم این کار را نکن؛ ولی ارتباطی به من ندارد. روشن است که اگر از کسی حمایت کنم، می‌شود همان بحث دیگر! شوخی و بازی نیست»

احمدی نژاد اما این بار بازهم از عدم حمایتش از نامزدهای انتخاباتی گفت و این موضع را قطعی و غیرقابل تغییر دانست (95/11/23):

« اینجانب عضو هیچ جناح، حزب و گروهی نیستم و از هیچ فرد یا جناح، حزب و گروهی حمایت نکرده و نخواهم کرد. این موضع قطعی و غیرقابل تغییر اینجانب است.»

مواضع انتخاباتی احمدی نژاد این بار در تاریخ 95/12/20 تغییر کرد و او هم از بقایی حمایت کرد و هم عدم ورود مستقیم به انتخابات را فقط منحصر به فعلا دانست:

«من خودم فعلا و البته فعلا در مقوله انتخابات مستقیم وارد نمی شوم. آقای بقایی انسان مومن، پاک، ولایی و خط امامی است.»

تغییر مواضع انتخاباتی احمدی نژاد همین جا تمام نشد و او چند روز بعد (95/12/29) نه تنها بازهم از بقایی حمایت کرد بلکه درباره رد صلاحیت بقایی نیز هشدار داد:

«اینجانب مصمم هستم با استعانت از پروردگار متعال ، وظایف سیاسی و اجتماعی خود را در قبال مردم و کشور عزیزم به گونه ای انجام دهم که مردم اطمینان یابند، افراد صالح از دایره انتخاب آنان کنار گذاشته نخواهند شد./ آقای حمید بقایی فردی صالح، مومن، انقلابی، مردمی، پاک و کارامد و دلسوز ملت است»

1- یک فرضیه برای تغییر مواضع انتخاباتی احمدی نژاد سردرگمی وی است چرا که او امروز میگوید وضع با 4 ماه پیش فرق کرده است! ولی چه تفاوتی؟! به نظر میرسد احمدی نژاد فکر نمیکرد بدون حضور وی کسی بتواند روحانی را شکست دهد و امروز این مسئله با ریزش شدید آرای روحانی و با فعالیت منسجم جریان انقلابی تا حدودی رنگ باخته است و از این جهت شرایط تغییر کرده است، چرا که با محتمل شدن شکست روحانی، احمدی نژاد انتخابات 1400 را هم از دست میدهد پس هم از بقایی حمایت میکند و هم ورود مستقیمش به انتخابات را نفی نمیکند.

2- اما فرضیه دوم درباره تغییر مواضع انتخاباتی احمدی نژاد این است که او در حال بازی خوردن است! این فرضیه زمانی تقویت میشود که به یاد آوریم چطور مشایی در کلیپ کذایی اخیر، دست به شانه احمدی نژاد میزند و برایش از شجاعت میگوید و بقایی هم از لزوم فدا شدن یک نفر و مشایی دوباره این فدا شدن را به شهادت تشبیه میکند! گویا احمدی نژاد به شدت تحت القائاتی است که زمانی او را به داشتن هاله نور متوهم کرد و زمانی هم به مدیریت مستقیم طرح هدفمندی یارانه ها توسط امام زمان(عج)! بعید نیست که احمدی نژاد امروز با همین القائات به لبه پرتگاه فدا شدن هل داده شود.

البته دو فرضیه فوق لزوما باهم منافاتی ندارد و میتوانند به صورت همزمان رخ داده باشند و تغییر مواضع انتخاباتی احمدی نژاد ناشی از سردرگمی عروسک گردان وی و حتی برخی مقاومتهای احمدی نژاد بوده باشد چرا که او علی رغم اقرار بر این که حمایت وی از یک نامزد مثل ورود مستقل وی به انتخابات است، این عمل را مرتکب شده است.


nazokbin

95/12/7
9:11 ص

نامزدی بقاییهمانطوری که 65 روز پیش نوشتم، احمدی نژادیها از تحمیل هزینه به نظام، مردم و رهبری دست برنخواهند داشت و همانطوری که قبلاً عرض کردم این جریان بسیار میکوشد علاقمندان خود را تا آخرین روز انتخابات و پس از آن مدیریت کند تا در نهایت با هدف رئیس جمهور شدن احمدی نژاد در سال 1400، این دوره را به روحانی واگذارند و از پیروزی نامزدی که در سال 1400 هم بتواند نامزد انتخابات باشد جلوگیری نمایند. به این منظور با نامزدی بقایی که از رد صلاحیت وی مطمئن هستند میکوشند تا پس از رد صلاحیت احتمالی وی، باب مظلوم نمایی را باز کنند و حامیان خود را با این ادعا که انتخابات آزاد نیست و یا این که سایر گزینه ها جملگی مثل هم ناکارآمد و غیرانقلابی هستند، مردم را از حضور در انتخابات مأیوس نمایند تا با کاهش مشارکت اقشار محروم جامعه، هم انتقام عدم حضور احمدی نژاد را از نظام بگیرند و هم به روحانی برای پیروزی در انتخابات پاس گل بدهند.

و اما همه اشتراکات جریانات اصلاح طلب و اعتدالی با حلقه پیرامون احمدی نژاد، منافع مشترک در انتخابات اخیر و عامل نامزدی بقایی نیست، نگاهی به تفکرهای این سه طیف نشان میدهد که اگر چه هر سه این تفکرات به لحاظ شیوه حکومت داری و مسائل اقتصادی و اجتماعی با هم بعضا در تعارضات آشکار قرار دارند، اما در یک نقطه به اشتراک رسیده اند، این سه بر این اشتراک نظر دارند که تا جایگاه ولایت فقیه قدرتمند و قدرت اول کشور باشد، نمیتوانند اهداف خود را در کشور پیاده کنند و این طور است که اصلاح طلبان متظاهر به علاقه به دموکراسی و اعتدالیون انحصارطلب که هر دو به لحاظ اقتصادی تفکرات سرمایه داری دارند، میکوشند با طیف حلقه احمدی نژاد که اکنون با شعار جدید ملی انقلابی و با ترکیب الگوهایی مثل چاوز، کاسترو، چگوارا، کوروش و بزرگمهر، با گرایشهای مارکسیستی هستند، بتوانند بر مهار قدرت ولایت فقیه از طریق تضعیف نیروهای حزب اللهی، ولایی و انقلابی به همکاری برسند.


nazokbin

95/9/30
8:22 ع

فشار بر مقام معظم رهبریبعد از عم استقبال نخبگان و عامه مردم از دعوت جریان متعصب احمدی نژادی برای پیوستن به کمپینهای تنظیم طومار و جمع آوری امضا در فضای حقیقی و مجازی برای فشار بر مقام معظم رهبری که با هدف بازگرداندن احمدی نژاد به صحنه انتخابات 96 تشکیل شده اند، این جریان تصمیم گرفته است تا موضوع درخواست عزل آیت الله آملی لاریجانی و تغییر رئیس قوه قضاییه و احتمالاً برخی موضوعات دیگر را نیز به موضوع طومارهایشان خطاب به رهبری اضافه نماید.

این جریان که براساس برخی اطلاعات مورد وثوق، توسط بخش غیررسمی تشکیلات احمدی نژادی هدایت میشود، تلاش میکند تا هم مسئله فشار به جایگاه ولایت فقیه را به عنوان امری معمولی و غیرقبیح جابیندازد و هم افراد بیشتری را با کمپینهای خود برای فشار بر مقام معظم رهبری و تغییر نظر ایشان درباره حضور احمدی نژاد در انتخابات همراه کند و هم هزینه ای را که به زعم خودش از سوی مقام معظم رهبری به احمدی نژاد وارد شد را با اقداماتی مانند فشار برای بیان پشت بلندگو، فشار از طریق نامه به رهبری و تلاش برای دلسرد کردن مردم از حضور در انتخابات تلافی کند!

نکته جالب این که این جریان برای فریب مردم، از یک سو میکوشد تا با اصطلاحاتی مثل «آقای من» و «مولای من» برای مقام معظم رهبری، قباحت فشار بر جایگاه ولایت را کمرنگ کند و از سوی دیگر تلاش میکند به این بهانه مضحک که شرایط کشور و جهان نسبت به 3 ماه پیش تغییرات بنیادین کرده و این تغییرات هم برای مقام معظم رهبری قابل پیش بینی نبوده است و ایشان هنوز هم به این تغییر شرایط واقف نیست، فشار بر مقام معظم رهبری را دلسوزانه و منطقی جلوه دهد!

اگر چه همانطوری که در مقدم بحث بیان شد این کمپین ها با عدم استقبال مواجه شده است و بخش عمده همان عده کمی هم که در آنها عضو شده اند جهت بحث در آن کمپینها حاضر شده اند، لیکن لازم است که دوستان انقلابی و ولایتمدار توجه داشته باشند که حتی اگر بخت روحانی در انتخابات 96 زیاد بود هم چنین بدعتهای زشتی که مطلوب و آرزوی دشمنان رهبری است، توجیه نداشت! چه رسد به الان که عملکرد روحانی بسیار ضعیف و گفتمان سازش نیز در لبه پرتگاه سقوط قرار گرفته است.


nazokbin

95/9/30
8:15 ع

تحمیل به رهبریدر پاسخ به آنانی که کمپینهای تنظیم نامه و جمع آوری امضا (شما بخوانید طومار) به مقام معظم رهبری، برای تغییر نظر ایشان درباره حضور احمدی نژاد در انتخابات را نصیحت به رهبر مسلمین تعبیر میکنند و نه تحمیل به رهبری ، میگویم:

1- بین نصیحت رهبر و تحمیل نظر به او تفاوت بسیار است؛ برای این که کسی را نصیحت کنند نه به کثرت امضا نیاز است و نه به تنظیم نامه سرگشاده! و هرچقدر که نصیحت به پیشوایان سفارش شده است، مسئله تحمیل به رهبری و امام نکوهش شده است.

2- نصیحت برای جایی است که رهبر مسلمین از اصول عدول کرده باشد؛ نه این که چون فلان جریان از نظر امام جامعه خوشش نمی آید، به تحمیل فشار و تحریک مردم علیه امام جامعه روی آورد!

3- البته آنانی که این کمپینها را تشکیل داده اند مدعیند که هدفشان این است که به رهبری بگویند شرایط نسبت به 3 ماه پیش خیلی تغییر کرده است! گویی رهبری مثلا درباره انتخابات آمریکا و وضعیت برجام حساب دیگری داشته اند که الان عوض شده است! و یا این که مثلا امروز قادر به درک تغییرات مهم ادعایی این جریان نیستند!

4- بدیهی است که تنظیم نامه ها و تشکیل کمپینها به صورت خودجوش شروع نشده است و براساس اطلاعات موثق، کاملا هدایت شده و تشکیلاتی دنبال میشود. گویا آنان که از رهبری خواستند پشت بلندگو نظرشان را بیان کنند، امروز دنبال تحمیل هزینه های دیگر هستند.


nazokbin

مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
دسته بندی موضوعی
 
سیاسی ، دولت ، انتخابات ، سیاست خارجی ، احمدی نژاد ، سیاست داخلی ، فتنه ، اقتصاد ، حسن روحانی ، شبهه ، مذاکرات هسته ای ، مقام معظم رهبری ، صدا و سیما ، هاشمی رفسنجانی ، تورم ، رسانه ، فرهنگ ، هدفمندی یارانه ها ، اعتقادی ، تحریم ، مشایی ، اقتصاد مقاومتی ، انحراف ، رابطه ایران و آمریکا ، سبک زندگی ، برجام ، عدالت ، قوه قضاییه ، اقتصادی ، انقلابی ، تولید ، آمریکا ، مجلس ، بصیرت ، علی لاریجانی ، رابطه با آمریکا ، رشت ، گیلان ، مجلس و دولت ، ولایت مداری ، استاد مصباح ، خانواده ، غرب ، فرهنگی اجتماعی ، عفاف و حجاب ، روحانیت ، بهره وری ، انتخابات 96 ، انقلاب ، هاشمی ، سران فتنه ، مهدی هاشمی ، بانک ، سعید جلیلی ، مذهبی ، جبهه پایداری ، شورای نگهبان ، علی مطهری ، کارمند ، اصلاح طلبان ، انتخابات ریاست جمهوری ، مسکن مهر ، اجرای برجام ، تحلیل های اقتصادی ، سوریه ، امام خمینی (ره) ، جواد ظریف ، ماهواره ، استقلال ، انتقاد پذیری ، سیاست ، طنز ، فساد بزرگ اقتصادی ، مدیریت و ایمنی ، ولایت فقیه ، اسرائیل ، استکبار ستیزی ، ارز ، انتخابات مجلس ، برنامه پایش ، جنگ نرم ، ظریف ، عملکرد اقتصادی دولت یازدهم ، هنر ، انتخابات آزاد ، ایمنی ، بدعهدی آمریکا ، جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی ، سران قوا ، مذاکره کنندگان هسته ای ، نرخ رشد جمعیت ، نقض برجام ، انتقاد ، بانک ، تحریف انقلاب ، تهاجم فرهنگی ، توافق نهایی هسته ای ، جریان انحرافی ، سبک زندگی ، مدیریت ،
لوگوی دوستان
 
دوستان
 
هــم انــدیشـی دینــی پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) داروخانه دکتر سلیمی بانـــــــوی دشــــــــــت رویــــــا یا صاحب الزمان (عج) عاشق آسمونی رقصی میان میدان مین سرچشمه ادب و عرفان بادصبا تراوشات یک ذهن زیبا رضویّون آسمون آبی چهاربرج پژواک ساعت یک و نیم آن روز یادداشتهای فانوس من وآینده من همه چیز آماده دانلود نمکستان سربازی در مسیر حرم الشهدا دل شکسته برادران شهید هاشمی عشق در کائنات حدیث منتظران قائم (عج) علمدار بصیر کبوتر نامه بر یادداشت های احمد ترابی زارچی مهاجر ۩۞۩ السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ۩ همای رحمت ایـــــــران آزاد wanted این نجوای شبانه من است کانون فرهنگی شهدا نوری چایی_بیجار خورشیدها آسمانی ها xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx فرزند روح الله... غمزده وبلاگستان امام صادق (ع) هیئت فاطمیون شهرضا بر و بچه های ارزشی کوثر ولایت آزادی بیان مهدی یاران خبرنگار خط انقلاب مدافع ولایت افسران وبلاگ نویس حامیان جمهوری اسلامی ایران آسمان های خاکی وحدت تفاوت نمل/عاقبت جوینده یابنده است پایگاه مقاومت نجف اشرف بوشهر گوهرکمال ، حجاب برتر دنیای راه راه افسران سایبری امام خامنه ای سرویس وبلاگستان 8 دی حساس بشو سرباز صفر بصیر شمال استخدامی پنل اس ام اس | بانک شماره موبایل طراحی سایت در سایه سار ولایت فروشگاه اینترنتی پوشاک زنانه اوتیسا

       
       

سلمان علی علیه السلام

تحلیل های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سیاوش آقاجانی

ابزار هدایت به بالای صفحه